😣 چاق تر شدن؟ یکی از ترسناکترین فکرهایی بود که تو ذهنم رژه میرفت!
سالها با چاقی زندگی کردم… درست مثل یه همراه سمج که دست از سرم برنمیداشت.
هر بار که پامو میذاشتم روی ترازو، قلبم تندتر میزد 💓، انگار داشتم میرفتم جلسه بازجویی!
اون عدد لعنتی که قراره فقط یه “وزن” ساده رو نشون بده، برای من شده بود یه هیولا که هر روز میخواست عزتنفسمو قورت بده 👹⚖️
چاق تر شدن نه فقط یه تغییر فیزیکی بود، بلکه یه غول ذهنی هم شده بود که مدام تو گوشم میگفت: «دیدی بازم خراب کردی؟»
در این جلسه میآموزیم:
چرا از چاق تر شدن ترس داریم
👶🏻 از همون کودکی چاق بودم… دور و بریام همیشه آماده بودن که دلیلش رو برام لیست کنن:
ـ «چاقیت ارثیه» 🧬
ـ «تو خیلی کمتحرکی» 🛋️
ـ «سوختوسازت پایینه» 🔥🐢
و من؟ بدون اینکه واقعا بدونم چی درسته و چی نه، همینا رو باور کرده بودم. چون انقدر شنیده بودم که دیگه حس میکردم واقعاً حقیقت دارن!
🧠 هیچوقت خودم با فکر و بررسی دنبال دلیل چاقیم نرفته بودم…
بلکه فقط حرف دیگران رو گرفته بودم و مثل یه دفترچه راهنما تو ذهنم ذخیره کرده بودم.
و خب طبیعیه… چون وقتی خودمون تصمیم نگرفتیم چاق بشیم، طبیعیه که هرچی بهمون گفتن رو راحتتر قبول کنیم.
اما مشکل از جایی شروع شد که این دلایل، برای ذهنمون کاملاً منطقی به نظر میرسیدن… و وقتی یه دلیل منطقی داری که نمیتونی ردش کنی، یه حس ترس هم پشتبندش میاد.
😰 ترس از چی؟
من هر سال که میگذشت، بیشتر همون حرفها رو میشنیدم… و چون کاری نکرده بودم که اون دلایل رو تغییر بدم، عملاً ذهنم باور کرده بود که سال دیگه هم چاقتر میشی…
و خب دقیقا هم همین میشد!
📈 چاق تر شدن من یه اتفاق تصادفی نبود…
یه مسیر ذهنی بود که چون فقط دلایل چاق بودنم رو بلد بودم و هیچ دلیلی برای لاغر شدن تو ذهنم نساخته بودم، چاقی بیشتر و بیشتر شد.

پس اگر شما هم مثل من تجربه کردید که هر سال چاق تر شدید، حالا شاید بدونید چرا:
🔍 چون ذهن ما فقط داره بر اساس دلایلی که بهش داده شده عمل میکنه.
اگه فقط دلایل چاق بودن توش باشه، خودش مسیر چاق تر شدن رو ادامه میده. اما اگه شروع کنیم به ساختن دلایل جدید برای لاغری، اونوقته که ذهن مسیر جدیدی رو میسازه…
😊 در لاغری با ذهن، از چاق تر شدن خوشحال باشید! 🎉
اولش شاید عجیب به نظر برسه، اما واقعیت اینه که در مسیر لاغری با ذهن نهتنها نباید از چاق تر شدن بترسی، بلکه باید ازش خوشحال هم باشی! 😄
❌ چون اینجا مثل رژیمهای سخت و ورزشهای سنگین نیست که هر گرم بالا رفتن وزنت، بشه علامت شکست و ناامیدی…
✅ اینجا یه دنیای جدید شروع میشه… دنیای ذهن و آگاهی! 🌱
🧠 لاغری با ذهن یعنی هنر شناخت خودت!
لاغری با ذهن مثل یاد گرفتن یه سازه… 🎻
مثلاً وقتی ویولن یاد میگیری، اولش ممکنه صدای خوبی ازش درنیاد، حتی گاهی گوشخراش باشه! ولی همین صدای ناهماهنگ یعنی تو داری تمرین میکنی، انگشتات قویتر میشن، گوشت حساستر میشه، و کمکم ملودیهای قشنگ درمیاد.
تو مسیر لاغری ذهنی هم همینطوره؛ شاید اول کار وزنت کمی بالا بره یا حس کنی تغییر خاصی نکردی.
اما فرق بزرگ اینجاست: این بار تو داری «اصولی» یاد میگیری. داری به جای رژیم گرفتن و جنگیدن با بدنت، ذهنت رو آموزش میدی.
مزیتهای لاغری با ذهن خیلی بیشتر از کاهش عدد ترازوئه:
✨ یاد میگیری بدون زور و فشار، اشتهای خودتو کنترل کنی.
✨ غذا خوردن برات تبدیل به لذت سالم میشه، نه عذاب وجدان.
✨ دیگه نگرانی دائمی “نکنه دوباره چاق شم” همراهت نیست.
✨ اعتمادبهنفست بالاتر میره چون میبینی بالاخره بدون سختی داری نتیجه میگیری.
این یعنی لاغری با ذهن، یک بار برای همیشه تو رو از چرخهی رژیم گرفتن، شکست خوردن و دوباره چاق شدن آزاد میکنه. درست مثل وقتی که یه ساز رو حرفهای یاد بگیری؛ دیگه برای همیشه بلدی، لازم نیست دوباره از صفر شروع کنی 🎶💚

🧠 چاقی با ذهن یعنی چی؟ و چطور باعث چاق تر شدن ما میشه؟ 🤔
شاید برات عجیب باشه، ولی خیلی وقتا چاق تر شدن ما ربطی به ژن و غذا نداره!
ماجرا دقیقاً از ذهنمون شروع میشه… از همون لحظهای که باور میکنیم قراره چاق بشیم 😳
📌 از کجا شروع میشه؟
وقتی مدام میشنویم:
«اگه اینو بخوری چاق میشی!» 🍟
«فلان دارو چاقت میکنه!» 💊
«چاقی تو خونمونه!» 🧬
«با این شیوه زندگی مگه میشه لاغر شد؟» 😒
این حرفا مثل بذرهایی هستن که توی ذهنمون کاشته میشن و یه انتظار خطرناک میسازن:
انتظار چاق تر شدن! 🚨
و وقتی این انتظار شکل گرفت، ذهن ما دیگه بیکار نمیشینه!
🧠 چطور ذهن باعث چاق تر شدن میشه؟
وقتی انتظار چاقی توی ذهن جا بیفته، مغز شروع میکنه به:
📌 ارسال دستورهایی مثل: بیشتر بخور! بیشتر استراحت کن! هی به غذا فکر کن!
📌 حتی بدنمون هم تحت تأثیر قرار میگیره و شروع میکنه به همکاری برای چاقی!
یعنی فقط تغییر رفتار نیست؛ تغییر فیزیولوژی هم داریم!
نتیجه؟ به شکل خزنده و گاهی جهشی، ما دچار چاق تر شدن تدریجی میشیم 😵💫🍩
اسم این روند رو میذاریم چاقی با ذهن.

🧠 چطور از چاق تر شدن برمیگردیم به متناسب شدن؟
در روش لاغری با ذهن بهجای اینکه با افکاری مثل:
❌ «مواظب باش چاق نشی»
❌ «چاقی ارثیهست»
❌ «چی بخورم که سیر نشم!»
ذهنمون رو پر کنیم، یاد میگیریم ورودیهای درست رو به ذهنمون بدیم. ورودیهایی که به ناخودآگاه میفهمونه:
✨ تو میتونی بهطور طبیعی متناسب بشی
✨ لاغری، یک روند ساده و طبیعی برای توئه
✨ دیگه هیچ ترسی از چاقتر شدن جایی توی زندگیات نداره
این تغییر نگرش فقط با فایلهای آموزشی و تمرینهای ذهنی اتفاق میافته؛ همون چیزی که توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها قدمبهقدم تجربه میکنی 💿✍️
اگر واقعاً میخوای از افکار و نگرشهای چاقکننده خلاص بشی و ذهنت رو برای متناسب شدن آموزش بدی، این دوره نقطهی شروع عالی برای توئه 🚀💚
💓 اول احساساتمون تغییر میکنه…
اولین جایی که متحول میشه، احساس ما نسبت به چاق تر شدن هست.
😌 دیگه نمیترسیم از بالا رفتن عدد ترازو
😃 امید و اطمینان جای ترس رو میگیره
💪 و یه حس خوب درونمون رشد میکنه که «من میتونم»
🧭 بعد رفتارمون عوض میشه
وقتی احساساتمون تغییر میکنه، کمکم رفتارمونم پشت سرش میاد:
🍕 دیگه اون ولع همیشگی برای خوردن نیست
🍽️ اشتها متعادلتر میشه
🚫 غذا خوردنهای بیدلیل کم میشن
✨ و حس سبکی، کمکم جای سنگینی همیشگی رو میگیره
🪄 و در نهایت جسم ما هم شروع به تغییر میکنه
با ادامهی آموزشها، ورودیهای تازه، و دور شدن از ترس از چاق تر شدن، جسم ما هم وارد بازی میشه:
📉 وزنمون پایین میاد
👖 سایزمون تغییر میکنه
🤩 و بدون رژیم و سختی، لاغر شدن رو توی آینه حس میکنیم
البته یادت باشه ⏳
زمان این تغییر برای هر کسی متفاوته. یکی توی چند هفته نشونههای جسمی میبینه، یکی دیگه شاید چند ماه طول بکشه. اما همهمون یه مسیر ثابت رو طی میکنیم:
از ذهن ← به احساس ← به رفتار ← به جسم 🌿
🎁 فایل «از چاق تر شدن خوشحال باشید»؛ یه برگ برنده برای ذهن!
تو این فایل، درباره یه موضوع خیلی جالب صحبت شده:
🔄 اینکه چطور چاق تر شدن رو نه یه تهدید، بلکه یه فرصت برای شناخت ذهن ببینی
🌱 چطور با دیدن چاقی، مسیر آموزش ذهنی رو تقویت کنی
🔥 و چطور از همین احساسات منفی، یه جرقهی قوی برای شروع لاغری بزنی
چه تازه شروع کرده باشی، چه مدتی باشه که با ذهن کار میکنی، این فایل میتونه یه تلنگر عالی باشه برای رشد سریعترت! 🚀
📌 یادت باشه:
لاغری با ذهن یعنی مدیریت ذهن در برابر چاق تر شدن
نه ترس، نه جنگ… فقط آگاهی، احساس خوب و تغییر پایدار ❤️
با تکرار آگاهیهای درست، مخصوصاً از طریق فایل «از چاق تر شدن خوشحال باشید»، ذهن ناخودآگاهت آموزش میبینه و کمکم رفتار و جسمت هم باهاش هماهنگ میشن 🌈
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن لازم است اطلاعات کامل و جامع درباره چگونگی تاثیر ذهن بر جسم داشته باشید تا با آگاهی و چشم باز در مسیر لاغری با ذهن به حرکت خود ادامه دهید.
بنابراین توصیه میکنم ابتدا محتوای نوشتاری درباره چاقتر شدن مطالعه کنید و سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات همین جلسه پاسخ دهید.
- با توجه به اینکه مدتهاست با چاقی زندگی میکنید، درک شما از نقش ذهن در چاقتر شدن چیست؟ شرح دهید.
- در گذشته چه چیزهایی شنیده یا دیدهاید که باعث ایجاد انتظار چاق شدن یا چاقتر شدن در شما شده است؟
- روشهایی که برای لاغر شدن استفاده کردهاید چه تاثیری بر ذهن شما برای لاغر شدن داشته است؟
- تلاشهای قبلی شما برای لاغر شدن چگونه بر ذهن شما برای چاقتر شدن تاثیر داشته است؟
- لاغری با ذهن چگونه باعث تغییر فرمولهای ذهنی و در نتیجه لاغر شدن شما میشود؟
- برداشت و درک خود را از محتوای آموزشی تصویری به صورت شرح انشایی بنویسید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.45 از 108 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

بنام خدای مهربان
سلام استاد ودوستان هم مسیر
من هم از کودکی چاق بودم وهمیشه از اطرافیانم شنیده بودم که چاقی من ارثی هست مگقتن چاقی من از کم تحرکی هست سوخت وساز من کم هست از خوردن زیاد هست ومن هم بدون اینکه بدونم که چی درسته چی غلطه همه اینها را باور کرده بودم واینها را انقدر شنیده بودم فکر میکردم همه اینها واقعیت دارند وفکر میکردم چاقی من از اینها هست من همیشه این حرفها را ازدیکران می شنیدم ومن کاری نکرده بودم که دلایل را تغییر بدم وذهنم باور کرده که من هر سال چاقتر میشوم وهمین طور هم میشد چاقترشدن من به خاطر من به خاطر باورهایی بوددرذهنم بود ومن فقط دلایل چاق بودنم را بلد بودم وهیچ دلیلی برای لاغرشدن تو ذهنم شناخته بودم چاقی من بیشتر میشد ذهن ما فقط داره براساس دلایل که بهش داده شده عمل میکنه اگه دلایل چاق بودن توش، باشه خودش، مسیر چاقترشدن را ادامه میده اما اگه شروع به ساختن دلایل حدید برای لاغری اون وقته که ذهن مسیر جدیدی رومبسازه درلاغری با ذهن ازرچاقتر شدن خوشحال باشیم اولش شاید عحیب به نظر برسه اما واقعیت اینه که در مسیر لاعری باذهن نه تنها نباید از چاقتر شدن بترسم بلمع باید ازش خوشحال باشم چون اینحا مثل رژیمهای سخت ورزشهای سنگین نیست که هر گرم بالا رفتن وزنم میشه علامت شکست وناامیدی اینحا یه دنیای جدیدشروع میشه دنیای ذهن واگاهی لاغری باذهن یعنی هنر شناخت خودم لاغری باذهن مثل یاد گرفتن یه ساز هست مثلا وقتی ویولن یاد میگیریم اولش ممکنه صدای خوب ازش درنیاد حتی گاهی گوش، خراش باشه ولی همین صدای نا هماهنگ یعنی من دارم تمرین میکنم انشگتانم قویتر میشن گوشم حساستر میشه وکم کم ملودی های قشنگ درمیاد تو مسبر لاغری باذهن هم همین طوره شاید اول کار وزنم کمی بالتر بره یا حس کنم تغییر خاصی نکردم اما فرق بزرک اینجاست که اینبار من دارم اصولی یاد میگیرم دارم به جای رژیم گرفتن وجنگیدن با بدنم ذهنم رو اموزش، میدن یاد میگیرم بدون فشاروزور اشتهای خودم را کنترل کنم غذا خوردن برام تبدیل به لذت سالم میشه نه عذاب وجدان دیگه نگرانی دائمی ندارم که نکنه دوباره چاق بشم اعتمادبنفسم بالا میره چون میبینم بالاخره بدون سختی دارم نتیجه میگیرم لاغری باذهن یک بار برای همیشه مرا از چرخه ی رژیم گرفتن شکست خوردن ودوباره چاق شدن ازاد میکنهدرست مثل وقتی که یه ساز رو حرفه ای یاد بگیرم دیگهبرای همیشه بلدم لازم نیست دوباره از صفر شروع کنم خیلی وقتها چاقتر شدنما ربطی به ژن وغذا نداره
ماجرا دقیقا از ذهن شروع میشه از همون لحظهای که باور میکنم قراره چاق بشم وقتی مدام میشنوم که اینو بخوری چاق میشب فلان دارو چاقممیکنهچای تو خونمه وبااین شیوه زندگی مگه میشهلاغرشد این حرفها مثل بذرهایی هستن که توی ذهن من کاشته میشن ویه انتظار خطر ناک میسازن وقتی این انتظار شکل گرفت ذهن من دیگه بیکار نمی شینه وقتی انتظار چاقی توی ذهن جا بیفتهمغز شروع میکنه به دستور ارسال کردن مثل بیشتر بخور بیشتر استراحت کن هی به غذا فکر کنبدن هم تحت تاویر قرار میگیره وشروع میکنه به همگاری برای چاقی یعنی فقط رفتار تغییر نمی کنه فیزیو لوژی هم تغییر میکنه ونتیجه به شکل خزنده وگاهی جهشی ما دچار چاقتر شدن تدریجی میشیمدر روش لاغری باذهن به جایرافکاری مول مواظب باش چاق شی چاقی ارثی هستچی بخورم که سیر بشم ذهن روپر کنیمپیاد میگیریم ورودیهای درست روبه ذهن خود بدم ورودیهایی که به نا خوداگاه می فهمونه من می تونم به طور طبیعی متناسب بشملاغری یک روند ساده وطبیعی برای منه دیگه هیچ ترسی از چاقتر شدن توی زندگی ندارم من میخواهم هرروز با فایل گوش دادن وتمرین های ذهنی را انجام بدم ومن هر روز یه قدمبرای لاغرشدن بر می دارم اول احساسم تغییر میکنه ودیگه ترس ندارم امید واطمینان دارم ویه حس خوب درونم رشد میکنه که من میتونم بعد رفتارم عوض میشه وقتی احساسم تغییر کنه کم کم رفتارم هم پشت سرش، عوض میشه دیگه اون ولع همیشگی برای خوردن را ندارم اشتهامتعادلتر میشه غذا خوردن های بی دلیل کم میشن وحس سبکی کم کم جای سنگینی همیشگی رو میگیره ودرنهایت جسم هم شروع به تغییر میکنه وبا ادامه ی اموزش هاورودی هایتازه ودور شدن از ترسراز چاقتر شدن جیم هم وارد بازی میشه وزنم پایین میاد سایزم تغییر میکنه بدون رژیم وسختی لاغرشدن روتوی اینه حس میکنم لاغری باذهن یعنی مدیریت ذهنی در برابر چاقتر شدن نه ترس نه جنگ فقط اگاهی احساس، خوب وتغییر پایدار من نباید عجله کنم وصبر وایمان داسته باشم وبه تناسل اندام برسم
1من با افکار وباورهایم که از اطرافیان شنیده بودم چاق شدم نه با خوردن چند لقمه اضافه ومن باخوردن اضافه ساعتها بهش فکر کردم واین فکرها باعث چافی من میشدنه خوردن ها
2من هم خودم وهم از اطرافیانم همیشه شنیده بودم که چاقی من اروی هست چون پدرومادرم چاق بودن ومن هم به اونا رفتم من همیشه با خودم می گفتم سوخت وساز من کم هست چاقی من از کم تحرکی هست چاقی من از خوردن زیاد هست چاقی من از خوردن نون وبرنج وشیرینی جات هیت چاقی منداز خواب زیاد هست
3هر وقت دیگران درباره چاقی من حرف می زنند وهرکدوم برای لاغرشدن من پیشنهاد می دادند ومن ناراحت میشدم ودنبال یه راهی بودم که من باید لاغربشم یه رژیمی بگیرم که مرا لاغر کنه وزودتر نتیجه بگیرم ودیگه چاق نشم اما همیشه شکست میخوردم چون چاقی من از ذهنم شروع شده بود ومن همش به جسمم فشار می اوردم من باید از طریق ذهنم لاغربشن نه از طریق جسم
4من هر وقت رژیم نیگرفتم همش درگیر بودم ومی گفتم چی بخور تا چاق نشم ولاغربشم وتکرار میکردم نکنه من چاقتر بشم وزنم کم نشه سایزم کم نشه واینها باعث میشد که من لاغر نشم وچاقتر بشم
5روش لالری باذهن خیلی راحت هست اول باید احساس من تغییر کنه وبعد رفتارم تغییر میکنه وقتی احساسم تغییر کنه رفتارم هم پشت سرش عوض میشه دیگه ولع همیشگی برای خوردن ندارم اشتهام متعادل میشه غذا خوردن هایربی دلیل کم نیشه وحس سبکی کم کم جای سنگینی را میگیره ودرنهایت جسم من هم شروع به تغییر کردن میکنه
6باید هر روز توی مسیر باشم وهر روز یه قدم برای لاغرشدن بر دارن وهر روز فایل گوش کنم وتمرینهایم را انجامدبدم تمرین وتکرار کنم وباورهای چاقی را کم کم به باورهای لاغری تبدیل کنمدتا لاغریردرحسم من نمایان بشه
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما همگی درپناه الله مهربان
سلام دوستان گل و استاد خوبم
این داستان که استاد گفتن که طرز فکر رو چاقی تاثیر میزاره من به چشم رو خودم دیدم همونجور که داخل تمرینات قبل ام گفتم دقیقا دلیل اصلی چاقی من همینه من ۵۸ کیلو در ۵ سال گذشته کاملا متناسب و همه چی میخوردمو هیچی رو از خودم محروم نمیکردم بفد تموم شدن دانشگاه و برگشت به خانواده و شروع کردن حرف های خواهر و مادرم که الان خیلی خوبی مراقب باش چاق نشی کم بخور اینو نخور و من که از تصور و ترس چاقی و استرس های مسائل دیگ کم کم چاق شدم و به جایی رسیدم که قبلا بقیه میگفتن الان خیلی خوبی مراقب باش چاق نشی الان میگفتن وای صنم خیلی چاق شدی مگه نگفتیم مراقب باش برو رژیم بگیر این قرصه جدیده اینو بخور اون پودره دوستم تاثیر دیده بخورو و کلی پیشنهادای دیگ الان میگم ادم ها چه قدر میتونن تاثیر بزارن رو زندگی بقیه و چه قدر ادم تاثیر میپذیره و باید این مسئله تاثیر پذیریو درست کنیم در خودمون ولی از وقتی که وارد سایت شدم شده بهم بگن کم تر بخور یا رژیم بگیر ولی اصلا حرفاشونو گوش نمیدادم گذرا رد میکردم چون میدونستم خودم تو چ مسیری ام و دارم چی کار میکنم
لاغری سخته من نمیتونم من باید کنار بیام با این اندام وای نکنه من چاق تر از این شم
چی شد چاق شدم قبلا خوب بودم چرا اینجوری شدم
نگاه نکردن به عکس های لاغری قبلا تو مقایسه رفتن فشار اوردن به خودم همش افرادی که لاغرنو نگاه کردن و هم تصور اولش ذوق ولی بعد حسرتو افسوس و کم اوردن
ترس بیشتر تصور بیشتر چاقی وسواس روی ترازو رفتن و سانتی متر گرفتن دور کمر وسواس مقایسه با دیگر افراد لاغر در باشگاه و خانواده و خیابان سختی تحمل گشنگی و محدود شدن به غذا های رژیمی حسرت نخوردن راحت چیزی ک دوست داری
الان که دارم فکر میکنم من چه قدر خودمو اذیت میکردم الان نتیجه ای که تا الان گرفتم توی تغییر فرمولای ذهنم اینه شکمم کم تر ورم میکنه استرسم از خوردن رفته از مقایسه کردن دست برداشتم خودمو بیشتر دوست دارم مطمئنم به دوران متناسب بودنم میرسم و ۱۲ کیلو کم کردن برای من چیزی نیست وقتی بقیه بیشتر از اینا کم کردن پس منم میتونم
از این به بعد هر وقت که ذهنم گفت زود تر باید لاغر شی یا بابا بیخیال تو لاغر نمیشی باید رژیم بگیری بعش میگم باید زمان بدی بهم همونجور که تو باعث شدی به اینجا برسم نمیزارم تو باعث شی که دست بردارم باید اصلاحت کنم باید برت گردونم به زمان ۵۸ کیلوییمون تقصیر خودمه که به حرفای بقیه گوش دادم عب نداره حالا راهشو یاد گرفتم و با کمک هم درستش میکنیم❤❤❤
🌸✨ به نام آنکه هستی نام از او یافتفلک جنبش، زمین آرام از او یافتخدایی کآفرینش در سجودشگواهی مطلق آمد بر وجودش ✨🌸
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و همه دوستان خوب سایت تناسب فکری 🌿💛
استاد عزیز، من هرچقدر بیشتر وارد مسیر لاغری با ذهن میشوم، بیشتر میفهمم که من بیشتر از اینکه با غذا چاق شده باشم، با ذهنم چاق شدهام 😔شاید خیلیها فکر کنند چاقی فقط از پرخوری میآید، ولی من الان حس میکنم بخش بزرگی از چاقی من از ترس، استرس، نگرانی و جنگ ذهنی آمده بود.
من از همان روزی که رژیم گرفتن را شروع کردم، انگار یک ترس موذی و پنهان وارد ذهنم شد 💔ترسی که همیشه آرام و بیصدا کنارم بود و مدام در گوشم زمزمه میکرد:«این غذا چاقت میکند…»«این شکلات خطرناک است…»«اگر بخوری چاقتر میشوی…»«مراقب باش وزنت بالا نرود…»
و شاید عجیب باشد، ولی همان ترسها کمکم زندگی من شدند 😔
من قبل از اینکه غذا بخورم، استرس داشتم.بعد از غذا خوردن عذاب وجدان داشتم.وقتی مهمانی میرفتم استرس داشتم.وقتی شیرینی میدیدم استرس داشتم.وقتی روی ترازو میرفتم انگار قرار بود حکم زندگیم صادر شود 💔
و به مرور زمان حس کردم ذهنم دیگر آرامش ندارد.همیشه در حالت آمادهباش بود.همیشه منتظر چاقتر شدن بود.همیشه منتظر دیدن یک عدد بزرگتر روی ترازو بود 😔
و جالب اینجاست که دنیا هم دقیقاً همان چیزی را به من نشان میداد که از آن میترسیدم…من آن عددها را دیدم.بارها و بارها دیدم.و هر بار زخمیتر شدم 💔
من الان واقعاً باور دارم که ذهن انسان قدرت عجیبی دارد 🌿✨وقتی آدم مدام به خودش بگوید:«من چاق میشوم…»«بدنم مستعد چاقی است…»«این غذا مرا چاق میکند…»کمکم بدن هم وارد همان فضای ترس و فشار میشود.
من سالها با ترس غذا خوردم.حتی وقتی سیر بودم ذهنم آرام نبود.حتی وقتی رژیم بودم باز هم آرام نبودم.همیشه یک استرس عمیق ته دلم بود که:«نکند دوباره چاق شوم…» 😔
و به نظرم همین ترس، خودش از هزار تا غذا بیشتر آدم را خسته میکند 💔
راستش من از کودکی و نوجوانی چیزهای زیادی درباره چاق شدن شنیده بودم که در ذهنم حک شد.اولین چیزی که یادم میآید این بود که چون قدم کوتاه است، بهم میگفتند:«تو باید خیلی مراقب باشی چاق نشوی.»
و همین جمله ساده، تبدیل شد به یک ترس بزرگ در ذهنم 😔احساس میکردم اگر چاق شوم، همه چیز بدتر میشود.احساس میکردم اگر وزنم بالا برود، دیده نمیشوم، زیبا نیستم، دوستداشتنی نیستم.
بعدها گفتند خانهنشینی چاق میکند.گفتند فلان دارو چاق میکند.گفتند سن بالا چاق میکند.گفتند بیماری چاق میکند.گفتند اگر مراقب نباشی هر روز چاقتر میشوی…
و من انگار همه این حرفها را باور کرده بودم 😔
بدتر از همه این بود که هرکس چیزی میگفت، ذهن من همان را تبدیل به واقعیت میکرد.اگر میگفتند فلان غذا چاق میکند، من با ترس میخوردم و چاقتر میشدم.اگر میگفتند فلان دارو وزن را بالا میبرد، من از همان روز استرس میگرفتم.
الان که فکر میکنم میبینم من بیشتر از خود غذا، از ترس غذا آسیب دیدم 💔
من سالها دنبال روشهای مختلف لاغری رفتم.رژیم…ورزشهای سنگین…گرسنگی…حذف غذا…کالری شماری…و هزار مدل سختگیری 😔
ولی هیچکدام آرامش به من نداد.همهشان فقط ترس را بیشتر کردند.
همیشه میگفتند:«مواظب باش وزنت برنگردد.»«اگر رها کنی دوباره چاق میشوی.»«فلان غذا ممنوع است.»«این خوراکی خطرناک است.»
و جالب اینجاست که من بیشتر از اینکه خوشحالِ کم شدن وزن باشم، از برگشت وزن میترسیدم 💔
یعنی حتی وقتی چند کیلو کم میکردم، لذت نمیبردم، چون ته دلم وحشت داشتم که دوباره برگردد 😔
و معمولاً هم برمیگشت…حتی بیشتر از قبل.
به نظرم ذهن من سالها در حالت جنگ زندگی کرده بود.جنگ با غذا…جنگ با بدن…جنگ با ترازو…جنگ با اشتها…جنگ با خودم 💔
و آدمی که مدام در جنگ باشد، چطور میتواند آرامش داشته باشد؟
من الان کمکم دارم میفهمم که شاید بدن من بیشتر از رژیم، به امنیت احتیاج داشت 🌿✨بیشتر از گرسنگی کشیدن، به آرامش نیاز داشت.بیشتر از سختگیری، به عشق نیاز داشت.
چیزی که در مسیر لاغری با ذهن برای من خیلی متفاوت بود، همین آرامش بود 💛برای اولین بار حس کردم کسی نمیخواهد من را بترساند.کسی نمیخواهد من را تحقیر کند.کسی نمیگوید اگر فلان غذا را بخوری شکست خوردهای.
و همین آرامش برای من از هر رژیمی قویتر بود 🌸✨
من هر وقت آرامش بیشتری داشتم، بیشتر به سمت تناسب رفتم.هر وقت خودم را کمتر قضاوت کردم، بدنم آرامتر شد.هر وقت با خودم مهربانتر بودم، احساس سبکی بیشتری داشتم 🌿💫
و واقعاً الان میفهمم چرا ذهن اینقدر مهم است.چون ذهن ما فقط فکر تولید نمیکند؛ذهن احساس تولید میکند.و احساسات ما روی تمام زندگیمان اثر میگذارند 💛
وقتی آدم هر روز خودش را میترساند، بدن هم خسته میشود.ولی وقتی کمکم احساس امنیت میآید، انگار بدن هم نفس راحتتری میکشد 🌸✨
یکی از چیزهایی که در این مسیر خیلی یاد گرفتم این بود که ما استاد چاق شدن هستیم 😅واقعاً اگر دقت کنیم، سالها تمرین کردیم چطور با ترس، استرس و افکار منفی خودمان را چاقتر کنیم.
ولی برای لاغری همیشه رفتیم سراغ روشهایی که با جنگ و فشار همراه بودند 💔هیچوقت کسی به ما یاد نداد که میشود با آرامش هم لاغر شد.میشود بدون تنبیه، بدون تحقیر، بدون جنگ هم به تناسب رسید 🌿✨
من الان حس میکنم اگر قرار است این مسیر نتیجه بدهد، باید ادامهدار باشد.باید هر روز در مسیر باشم.باید آموزشها را دنبال کنم.باید ذهنم را آرامآرام تغییر بدهم 💛
چون فقط شنیدن فایلها کافی نیست.باید کمکم افکار جدید جای افکار قدیمی را بگیرند.
و یک چیز دیگر هم که برای من خیلی مهم بود، دور شدن از فضای منفی و مقایسهها بود 😔هرچقدر کمتر خودم را با بقیه مقایسه کردم، آرامتر شدم.هرچقدر کمتر درگیر حرف مردم شدم، احساس آزادی بیشتری کردم 🌸✨
راستش الان بعد از این همه سال، بیشتر از هر چیزی دلم آرامش میخواهد 🥲دلم میخواهد بدون ترس غذا بخورم.بدون عذاب وجدان زندگی کنم.بدون جنگ با بدنم بیدار شوم.
دلم میخواهد دوباره با بدنم دوست باشم 🌿💛
من هنوز اول مسیرم، هنوز ذهنم گاهی میترسد، هنوز بعضی باورها درونم هستند…ولی برای اولین بار بعد از سالها حس میکنم دارم راهی را میروم که بوی آرامش میدهد ✨
و من باور دارم وقتی ذهن آرام شود، بدن هم آرامآرام راه خودش را پیدا میکند 🌸💫
نشان های دریافت شده
سلام به خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
دوره آموزشی صدگام لاغری با ذهن
چاقتر شدن، دشمن یا پیام صلح؟(نکته طلائی ۱)
من از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمدهام و اصلا هیچوقت امیدی برای لاغر شدنم نداشتم و هر روز چندین بار خودم را وزن می کردم و هر موقع که رژیم می گرفتم تا یه جایی عدد ترازو پایین می آمد و وقتی که رژیم را رها می کردم هر روز عدد ترازو بالا می رفت و مرا ناامید ومایوس می کرد
من از همان کودکی چاق بودم و همه بهم می گفتند که چاقی تو ارثی هستش، تو کم تحرک هستی، سوخت و سازت پایین هستش، استعداد چاقی داری و کلی چیزهای دیگر که هممون شنیده ایم و تمام اینها به باورهایمان تبدیل شدند
وما شاهدش بوديم و همه حرفهای اطرافیانمان درذهنمان حک و ذخیره شده بودند
و ذهنمان برپایه دلایلی که بهش داده میشود عمل میکند و تمام این دلیلها برای چاق شدنمان بود و ذهن مسیر چاقتر شدن را پیش می گرفت
و حالا اگر بخواهیم دلیلهای جدیدی برای لاغر شدنمان بسازیم ذهنمان هم مسیر جدیدی را خواهد ساخت
در مسیر لاغری با ذهن نباید از چاقتر شدنمان بترسیم بلکه باید خوشحال باشیم چون که ما در این مسیر زیبا نه رژیم سختی داریم نه ورزشهای سنگینی انجام میدهیم که وقتی وزنمان بالا بره و شکست بخوریم و یا ناامید شویم .
این مسیر زیبای لاغری با ذهن برایمان یک شروع جدیدی هستش….دنیای ذهن و کسب آگاهیهای زیادی در مورد خودمان و زندگیمان .
حالا ما در این مسیر داریم اصولی کار میکنیم و آموزش میبینیم شاید اولش وزنمان بالا بره و یا اینکه تغییری نکنیم اما با یادگیریمان بجای اینکه رژیمهای گوناگون بگیریم ویا با بدنمان بجنگیم باید در صلح و آشتی باشیم آنهم با آموزش دادن به ذهنمان.
من خودم که خام گیاه خواری را کنار گذاشته بودم و وارد مسیر زیبای لاغری با ذهن شدم و شروع کردم به یادگیری و آموزش دادن ذهنم وزنم بالا رفت و به وزن قبلی ام برگشتم و خیلی حالم بد شد اولش فکر کردم که نباید درست باشد چون در هر روشی که شروع می کردم وزنم پایین می آمد اما با این روش وزنم بالا رفته بود و من به استاد پیام دادم و استاد فقط یک کلمه گفتند فقط ادامه بده همین و چیزی دیگر نگفتند
من در این مسیر زیبا یاد گرفتم که بدون زور و فشار بتوانم اشتهایم را کنترل کنم و غذایم را با لذّت می خوردم نه اینکه با عذاب وجدان که چرا خوردم باز خراب کردم و…..و دیگر نگران این نبودم که من دوباره چاق می شوم یک امیدی در دلم روشن شده بود
و اعتماد به نفسم بیشتر شده بود و به آرامش درونی رسیده بودم و به این فکر می کردم که من مسیرم را پیدا کرده ام و به نتیجه دلخواهم خواهم رسید ان هم بدون داشتن هیچ سختی.
من این مسیر زیبا را ادامه دادم چون به این باور رسیده بودم که این مسیر زیبای لاغری با ذهن یک بار برای همیشه است که ما را از رژیم گرفتن، شکست خوردنهای مکرر و دوباره چاق شدنمان رها می کند
جواب سؤالهای ترس از چاقتر شدن.
_با توجه کردن به اینکه مدتها با چاقی زندگی کردم درکم از نقش ذهن در چاقتر شدنم چیست؟
من چون از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمدهبودم و با چاقی بزرگ شده بودم نمی دانستم که نقش ذهنم چی هستش اما حالا به این درک رسیده ام که با بزرگتر شدنم فرمولها و باورهای اشتباهی که داشتم در مدت این سالها در ذهنم تلنبار شده بودند و من تکرارشان کرده بودم و آنها به غول بزرگی مثل چاقی تبدیل شده بودند و چون مغزمان فرمانده کل بدنمان است و هر اطلاعاتی که به مغزمان بدهیم آن را ثبت و ذخیره می کند ودستورات انجام دادن هرکاری را صادر می کند
و ما چون همیشه تمام شنیده هایمان و دیده هایمان که در ما سبب بوجود آمدن انتظار چاقی و چاقتر شدنمان شده است من هر چیزی که در گذشته می شنیدم کدهای چاقی بودند که فرمولهای چاقیم را بالا می آورد و من چون انتظار داشتم که چاق می شوم چاق و چاقتر می شدم
_ درگذشته چه چیزهایی رادیدیم و یاشنیدیم که سبب بوجود آمدن انتظار چاق شدن و چاق ترشدنمان شده است ؟
من همیشه شنیده بودم که چاقی من ارثی هستش می گفتم که باید چاق باشم چون فکر می کردم که هیچکاری از دست من برنمیآید و حتی وقتی که می شنیدم میگفتند که آدم اگر استرس و اضطراب داشته باشد اشتهایش بیشتر می شود و من هم وقتی دچار استرس و اضطراب می شدم یک اشتهای کاذب شدیدی پیدا می کردم و توان کنترل کردن اشکهایم رانداشتم
و همیشه پرخوری می کردم
و این پرخوری در ذهنم =انتظار چاقی می شد
من همیشه شنیده بودم که سرخ کردنی، فست فود، برنج، سیب زمینی ،ساندویچ آبگوشت و…..چاق کننده هستند
و ماها که چاق هستیم عاشق اینگونه غذا هستیم و میدانستیم که با خوردنشان ما چاق خواهیم شد و این در ما انتظار چاقی بوجود می آورد
_ روشهایی که برای لاغر شدنمان استفاده می کردیم چه اثری بر ذهنمان برای لاغر شدن داشته است؟
من قبلا که از روشهای مختلفی برای لاغریم استفاده می کردم سبب شده بود که ذهنم لاغر شدن را یک کار سخت و دشوار و رنج آور بداند و من هیچ وقت با اون روشها نتوانستم نتیجه خوبی بگیرم و همیشه لاغر شدن را در ذهنم غیر ممکن می دانستم و همیشه مرا ناامید ومایوس می کرد
و با تمام تلاشهایی که انجام می دادم به نتیجه دلخواهم نمی رسیدم و همیشه می گفتم که من لاغر بشو نیستم
و نخواهم شد و حسرت بدل خواهم ماند
_تلاشهای قبلیمان برای لاغر شدنمان چطوری بر ذهنمان برای چاقتر شدن اثر گذار بود؟
من برای تمام اون تلاشهایی که انجام می دادم در واقع موانع زیادی برای لاغر شدنم ایجاد می کردم چون هر بار که شکست می خوردم یک باور اشتباه در من بوجود می آورد که لاغر شدن را سخت و دشوار بدانم و این ذهن لاغر شدن را از من گرفته بود
_لاغری با ذهن چطوری سبب تغییر فرمولهای ذهنی و در نتیجه لاغر شدنمان می شود؟
حالا که چند سال است در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفتهام دارم با شناسایی کردن فرمولهای ذهنی اشتباه و مانعهای ذهنی که دارم می خواهم فرمولهای صحیح را جایگزین فرمولهای اشتباه بکنم چون تمام فرمولهایی که از کودکی در ذهنم ذخیره کرده ام همشون اشتباه بودند
و حالا می خواهم فرمولهای صحیحی که در ذهنم که از قبل هم وجود داشتند روی کار بیارمشان و مانعهای ذهنیم را یکی یکی بردارم تا به خواسته وآرزوی دیرینم که لاغر شدن بود برسم و خواهم رسید ان شاءالله
من حالا در این مسیر به حرکت خودم ادامه می دهم و موانع لاغریم را یکی یکی برمیدارم و به طرف لاغری که طبیعت جسم من هستش پیش می روم و حالا من با استمرار کردن، تکرار کردن و ادامه دادن به اندام ایده آلم می رسم و دیگر به اون اندام قبلی گذشته ام بر نخواهم گشت
چون دیگر هیچ مقاومت و مانع ذهنی وجود ندارد ما باید در این مسیر زیبا به حرکت خودمان ادامه دهیم و با گوش کردن به فایلهای آموزشی و خواندن مطالب آموزنده و انجام دادن تمرينات و استمرار کردن و تکرار کردن و ادامه دادن هر روز یک قدم کوچک برداریم و با اشتیاق پیش برویم تا به خواسته وآرزویمان برسیم نه تنها در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیمان پیشرفت داشته باشیم ان شاءالله به امید یگانه پروردگار عالمیان یاحق
به نام خداوند پاک و دلیر
خداوند دریا ،خدای امیر
چاق تر شدن؛ دشمن یا پیامآور صلح؟!
🔸با توجه به اینکه مدتهاست با چاقی زندگی میکنید، درک شما از نقش ذهن در چاقتر شدن چیست؟ شرح دهید.
سال هاست که درگیر اضافه وزنم و من هم مثل تمام افراد چاق دلایل زیادی داشتم برای اضافه وزن و چاق بودنم
مدت های زیادی به طور پیوسته دلایلی رو بخاطر چاق بودن و چاق شدن شنیدم چه قبل اینکه چاق بشم چه بعدش
خیلی وقتا غیر مستقیم این دلایل در ذهن من ثبت میشدن
مثلاً اون زمانی که چاق نبودم بار ها از مادرم میشنیدم که به اطرافیان میگفت من بعد خوردن فلان دارو چاق تر شدم مراقب باشین موقع خوردنش
یا میگفت من بعد بچه سوم خیلی چاق شدم
قشنگ یادمه بعد اینکه به واسطهی حرفای دیگران متوجه شدم که دیگه لاغر نیستم و جسمم تغییراتی کرده و حرفای دیگران من رو آزار میداد با گله و شکایت به مادرم میگفتم این چرا من اینجوریم چرا باید چاق باشم و اذیت بشم و میگفت چاقی ارثیه باید باهاش کنار بیای خدا اینجوری خلقت کرده نا شکری نکن
و هیچوقت درد نمیکردم که چرا باید خدا بخواد منو عذاب بده وقتی چاقی هیچ زیبایی نداره
همیشه مواد غذایی و غذا هارو مقصر میدونستم و در ذهن من ثبت شده بود که مثلاً خوردن زیاد فست فود باعث چاق تر شدن من میشه بنابراین وقتی فست فود میخوردم بخاطر فرمول های چاقی که در ذهنم بود انتظار چاق تر شدن داشتم
در ذهن من ثبت شده بود که من تحرکی باعث چاقی و چاق تر شدن میشه بخاطر همین اگر یک روز ورزش نمیکردم یا تحرک نداشتم انتظار چاق تر شدن پررنگ تر میشد
کاملا واضحه که من با کمک ذهنم چاق شدم با ثبت فرمول های چاقی افکار چاقی و مغز من به وسیله همین اطلاعات چاقی دستوراتی صادر کرده در راستای چاق کردن من
🔸در گذشته چه چیزهایی شنیده یا دیدهاید که باعث ایجاد انتظار چاق شدن یا چاقتر شدن در شما شده است؟
حتی اون زمانی که اضافه وزن نداشتم ناخواسته حرفای زیادی در مورد چاقی و علت چاق شدن شنیدم
یادمه کلاس سوم بودم اون موقع لاغر بودم و هیچ فکری در مورد چاقی نداشتم چون زیاد به حرفای بزرگتر ها توجه نمیکردم اون زمان ی دوستی داشتم تو مدرسه خیلی چاق بود گاهی میشنیدم که بچه ها بهش میگفتن چاقالو من که نمی دونستم منظورشون ازین حرفا چیه یبار ازش پرسیدم چرا چاقی گفت داشتم میرقصیدم یکدفعه تیروئیدم تکون خورد چاق شدم
شاید این اولین چیزی بود که در مورد علت چاقی در ذهن من ثبت شد
گاهی اوقات میشنیدم که میگفتن خوردن زیاد باعث چاقی میشه
یادمه اون موقع که هنوز چاق نبودم مادرم میگفت انقد خوراکی نخور چاق میشی
و شنیدن همین حرف انتظار چاقی رو در ذهن من شکل داد
بعد اینکه چاق شده بودم وقتی به مادرم میگفتم چرا چاقن چکار کنم لاغر بشم میگفت اصلا تحرک نداری کم تحرکی علت چاقیته و من اصلا این حرفشو درک نمیکردم من اون موقع پیاده میرفتم باشگاه برمیگشتم اگه این تحرک نیست پس چیه
یا میشنیدم که میگفتن خوردن چیپس و پفک و شیرینیجات باعث چاقی و اضافه وزن میشه و وقتی من یکی ازین موارد رو میخوردم ناخداگاه انتظار چاق تر شدن در من شکل میگرفت
یا وقتی میشنیدم چاقی ارثیه و نمونه هایی میدیدم کاملا این موضوع که چاقی ارثیه اثبات میشد
مثلاً دختر عمه من همیشه چاقه و دو تا بچه هاش هم عین خودش از بچگی چاقن باعث شد باور کنم که موضوع چاقی و لاغری کاملا ارثیه
و وقتی مادرم رو میدیدم که اضافه وزن داره و چاقه و حتی با ها شنیدم که میگفتن و هنوزم میگن تو کاملا شبیه مادرتی برای همین برای من طبیعی بود که حتی از لحاظ جسمی هم شبیه مادرم باشم
همه این موارد انتظار چاق تر شدن رو در من ایجاد کرد
🔸روشهایی که برای لاغر شدن استفاده کردهاید چه تاثیری بر ذهن شما برای لاغر شدن داشته است؟
اون وقتایی که حرف و نظرات دیگران در مورد اضافه وزنم اعصاب منو بهم میریخت و از درون منو عصبانی میکرد به خودم میگفتم اینبار هر جوری که هست باید لاغر بشم حتی شده برای کم کردن روی دیگران
و مصمم تر از همیشه دنبال روشی میگشتم که بشه باهاش لاغر بشم و من خودم دنبال اون روش ها میگشتم و از سر اجبار انجامشون میدادم نه سر لذت یا چیز دیگه و ذهن کاری که به اجبار بخوایم انجام بدیم رو نمیپذیره و هر ترفندی میزنه که مارو از انجام اون کار منصرف کنه و رژیم گرفتن و ورزش کردن اصلا کار خوشایندی نیست
چرا ورزش کردن لذت بخش ترین کار دنیاست برای من
من همه زندگیم رو فدای ورزش کردم
ولی وقتی مجبور میشدم بخاطر اجبار برای لاغر شدن ورزش کنم ورزش کردن عذاب آور ترین کار دنیا میشد
روش های قبلی که برای لاغر شدن استفاده میکردم غذا خوردن و ورزش کردن رو در ذهن من از عشق به تنفر تغییر دادن
در تمام روش های قبلی که برای لاغر شدن شروع و دنبال میکردم تمرکز بر فشار جسم برای لاغر شدن بود در صورتی که کاملا اثبات شد که ما به وسیله آموزش ذهنمون چاق شدیم نمیشه به فشار به جسم لاغری رو به ذهنمون یاد بدیم
🔸لاغری با ذهن چگونه باعث تغییر فرمولهای ذهنی و در نتیجه لاغر شدن شما میشود؟
تمام روش های رایج و مطرح در دنیا برای لاغر شدن از جمله ورزش ،پیاده روی ، رژیم ، قرص و دارو های گیاهی و… تمرکز بر تغییر جسم دارن با فشار آوردن به جسم
تصور بیشتر افراد دنیا اینه که عوامل بیرونی عامل چاقی هستن
درصورتی که ما اول ذهنمون چاق شدن رو یاد گرفته ،فرمول هاش ثبت شده عادت های به وسیله همین ورودی های ذهن شکل گرفته که در ادامه جسممون نمایش دهنده داده های ذخیره شده ذهنمون شده
اگه ذهن رو جعبه کیس در نظر بگیریم صفحه مانیتور جسم ماس که داره اطلاعات ذهن ما رو نمایش میده
ما چاقی رو به وسیله ذهنمون یاد گرفتیم و عادت های به وسیله همین یاد گرفته های ما در مورد چاقی شکل گرفته و تبدیل به جسم چاق ما شده
بنابراین باید لاغری هم یاد بگیریم که فرمول هاش در ذهن ما ثبت بشه و افکار و باور های لاغری جا ی خودشون رو با لاغری عوض کنن و افکار ما عوض بشه در مورد چاقی و لاغری و بعد عادت های ما تغییر کنه و بعد جسم ما چه بخوایم چه نخوایم تغییر میکنه و اصلا چیز پیچیده یا غیر ممکنی نیست
قبول کردن و و ایمان اوردن به یک روش و اجرا کردنش زمانبره، تلاش و استمرار میخواد. هر کسی ازین مرحله عبور کنه ادامه دادن بقیه ی مسیر براش عین آب خوردنمیشه و قطعا موفق خواهد شد.
این جمله ناقصه…
چرا؟
بستگی داره به یه روش درست طرف باشیم یا یه روش اشتباه.
ایمان اوردن و تلاش برای ادامه ی یک روش اشتباه باعث میشه نتیجه نگیری، با صورت بخوری زمین، یه خودت یاداوری کنی نباید کم بیارس، دوباره ادامه بدی و بازم ببینی همون آش و همون کاسه. تو یه چرخه ی بیهوده میوفتی. مهم نیست ازون ادمای پرانگیزه ای باشی که هر چی زمین میخورن دوباره پا میشن و دوام آوردنو خیلی بهتر از بقیه بلدن، چراکه روش اشتباه در نهایت تو رو به یه ادم فرسوده که دیگه توان پا شدن از جاشو نداره تبدیل خواهد کرد.
چکاریه؟!
خب قبل انجام یک روش میشینیم تحقیق میکنیم! یکم آزمون خطا میکنیم. پذیرفتن حرفای استاد خیلی سخته طوری که حتی بااینکه نتیجه گرفتم بازم نجوای ذهنی میگه نکنه اشتباه باشه؟ نکنه کور کورانه قبول کنی؟
اما کاملا نجواها اشتباهن چون روش تناسب فکری رو نه یکبار بلکه بارها و بارها امتحانکردم و با نتیجه بهم ثابت شد غذاها چاق نمیکنن، نیازی به دستکاری سوخت و ساز نیست، برای حذف این چربی ها نیازی تحرک داشتن نیست و بی تحرکی تاثیری نداره. ربطی به ارث هم نداشت چون با تغییر همین باورای خوراکی ها و… متناسب شدم کار ژن و ارث نبود.
طی این همه سال یک راهکار ثابت رو بارها و بارها شنیدیم؛ حرفی که منطقی بنظر اومدنش باعث شد عمیقا فکر کنیم حقیقته:
اینکه باید ورزش کرد تا هر چی کالری اضافه در طول روز دریافت کردی رو سوزوند. در غیر این صورت ذخیره میشه.
این حرف خیلیییی منطقی بنظر میومد و حتی هنوزم بنظر میاد اما سوال اینجاست:
چیشد که اینقدر بنظرمون منطقی اومد؟
چجوری تا این حد قانعمون کرد؟
آیا نشستیم کلی مثال عینی پیدا کردیم که تاییدش میکرد؟
آیا علمی تحقیق کردیم؟
جوابش اینه:
قبلش چندین دیدگاه رو به وفور شنیده بودیم:
تحرک آدم رو لاغر نگه میداره
غذاها چاق میکنن
سوخت و ساز بدنمون پایینه
با پذیرفتن کور کورانه ی این دیدگاه ها، لاغری= روش غذای کمتر و تحرک بیشتر کاملا منطقی شد. با خودمونگفتیم آررره! درسته! خوده خودشه! چه راهکار هوشمندانه ای!
پذیرفتن دیدگاه ها باعث شد فک کنیم تنها حقیقت محضه، پس حقیقت دیگه ای وجود نداره پس دنبالش نگردیم. به همین خاطر هیچوقت توجهمون به متناسب هایی که برای لاغر موندن رژیم نمیگیرن، تحرک ندارن، سخت و سازشون رو با قرص افزایش نمیدن، با جراحی معده رو کوچیک نکردن، جلب نشد. ارث هم میگه اگه سبک زندگی درستی داشته باشی حتی با وجود ژن چاقی متناسب میمونی.
سلام وهزاران دورود به استاد عزیز و گرامی
سلام به همراهان در مسیر لاغری با ذهن
برای نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن لازم است اطلاعات دقیقی در باره تاثیر ذهن بر جسم داشته باشیم تا با چشم باز در این مسیر به حرکت خود ادامه دهیم
با توجه به اینکه مدتهاست با چاقی زندگی می کنید درک شما از نقش ذهن در چاقتر شدن چیست؟
قبلا که دراین مسیر نبودم راستش هیچ درکی از تاثیر ذهن بر چاقی نداشتم
اما با ورود به این مسیر با هدایت الهی دریافتم که تاثیر اصلی فقط با ذهن است که روی چاقی اثر میزارد
در گذشته چه چیزهایی شنیده اید که باعث ایجاد انتظار چاق شدن یا چاق تر شدن در شما شده است؟
در ویدئو آموزشی اخیر استاد چقدر زیبا از چاق شدن همسر خود گفتند
من هم در خانواده ای بزرگ شده بودم که کسی در خانواده چاق نبود اما خانواده همسرم خیلی چاق بودن خصوصا خانمها
اینقدر این حرف رو شنیدم خوش بحالت متناسب هستی کاش ما هم مثل تو بودیم هرچی میخوردیم چاق نمیشدیم
همه بعداز ازدواج چاق میشن تو هم حتما چاق میشی
اگه یه زایمان داشته باشی حتما بعدش چاق میشی و این طبیعی هست
در دوران شیردهی حتما چاق میشی چون باید بیشتر غذا بخوری و این هم طبیعی که چاق بشی
وقتی پا به سن بزاری چاق میشی و این هم طبیعی که چاق بشی
بلاخره اینهمه بمباران حرف ها که همش تکرار میشد و به قول استاد منطقی هم به نظر میرسید کار خوش رو کرد و از من یک آدم چاق ساخت
زمانی اینقدر متناسب بودم که زبانزد عام و خاص بودم یواش یواش دچار چاقی شدم و به زن ۱۰۲ کیلو رسیدم
با رژیمهایی که گرفتم به ۷۲ کیلو رسیدم
بخوبی می دانستم که وقتی رژیم رو رها کنم دوباره وزنم بالا میره و همینطور هم شد
به وزن ۸۲-۸۵ رسیدم اگر هم رژیم و ریاضت رو رها میکردم مطمئنا بازهم به وزن بالاتر میرسیدم تا اینکه بالاخره حدود دو ماه پیش با استاد عزیز در یوتیوپ به تصادفی آشنا شدم
اینقدر جذب راه و روش استاد شدم که تمامی رژیمهای قبلی رو رها کرده و پیرو راه استاد شدم
لاغری با ذهن چگونه باعث تغییر فرمول های ذهنی و در نتیجه لاغر شدن شما میشود ؟
لاغری باذهن درست برعکس چاقی باذهن انجام میشه همانطوری که اول فرمولهای چاقی در ذهن ما نقش بست و ما باور کردیم که چاق میشیم و انتظار چاق شدن داشتیم اندک اندک برجسم ما نفوذ کرد و ما هر روز چاق شدیم
اینک باتغییر فرمولهای چاقی به لاغری ،قطعا می تونیم لاغر شیم و این پروسه احتیاج به زمان داره
وبه گفته استاد دراین مرحله که ماهستیم ممکنه عده ای بگن ما فرمول ذهنی مون رو عوض کردیم چرا هنوز چاق هستیم و این مسیر رو ممکنه رها کنن
اما من بسیار مصمم هستم که دراین مسیر باشم یقینا خدا کمکم میکند
در خود احساس سبکی دارم مطمئن هستم بزودی لاغر میشوم
دوست دارم همیشه دراین مسیر باشم
نشان های دریافت شده
بنام پرودگار جهانیان
سلام ب استاد عطار روشن عزیز و همراهان گرامی
چاق تر شدن
با توجه به اینکه مدتهاست با چاقی زندگی میکنید، درک شما از نقش ذهن در چاقتر شدن چیست؟ شرح دهید.
ذهن در چاقی ما تاثیر مستقیم داره
اطلاعات زندگی از طریق چشم گوش دریافت میشه و با فکر کردن و نتیجه گیری از اون افکار باورها ب وجود میان
ذهن محل ذخیره سازی باورها ی ماست
و باورها نقشه ی راه و روش زندگی ما میشن
مغز از نقشه ذهنی ما پیروی میکنه
چون مغز فرمانده کل رفتار های ما هست
و طبق اون نقشه ک در ذهن ذخیره شده فرمان میده
و رفتار ها شکل میگیرند و تبدیل ب عادت میشن
و عادتهای اشتباه ما باعث ب وجود اومدن چاقی میشه
و نتایج زندگی ما اینطوری خلق میشن
حالا با بیشتر شدن افکار چاقی عادتهای اشتباه بیشتری ب ما اضافه میشه و چاق تر میشیم
ذهن تصویری هست و فرق بین واقعیت و خیال رو نمیدونه و ما با ترس از چاقی تصاویر چاقتری از خودمون بهش میدیم و ذهن مارو بهش میرسونه
و تمام تلاش های فیزیکی ما برای عوض کردن جسم بخاطر تکرار افکار چاقی و ترس از چاقی همیشه شکست میخوره
چون نتایج رو باورها و افکار ما رقم میزنه
در گذشته چه چیزهایی شنیده یا دیدهاید که باعث ایجاد انتظار چاق شدن یا چاقتر شدن در شما شده است؟
اینکه بعد ازدواج چاق میشی
اینکه ب سمت مادرت کشیدی و چاق میشی
کم تحرک باشی چاق میشی
غذا ها باعث چاقی میشه
چاق شدن آسونه و نیاز ب کار خاصی نداره
روشهایی که برای لاغر شدن استفاده کردهاید چه تاثیری بر ذهن شما برای لاغر شدن داشته است؟
اونا هیچ تاثیری نداشته فقط باعث نا امیدی و ناتوانی شدن
لاغری با ذهن چگونه باعث تغییر فرمولهای ذهنی و در نتیجه لاغر شدن شما میشود؟
لاغری با ذهن به ما اطلاعات صحیح میده در نتیجه افکار و. باورها تغییر میکنه درست میشه و فرمان های مغزی درست میشه رفتارم درست میشه و جسمم در آخر متناسب میشه
برداشت و درک خود را از محتوای آموزشی تصویری به صورت شرح انشایی بنویسید.
اینکه چاقی فقط و فقط محصول باورهای ماست خودمون بهش وجودش آوردیم هر کسی روی ذهن خودش کار کنه قطعا نتیجه میگیره باید صبور باشیم چاقی یک شبه ب وجود نیومده ما فقط یک هفته افکار چاقی نداشتیم ما چند سال چاقی رو یاد گرفتیم تکرار کردیم و چاق شدیم پس باید زمان بذاریم تمرین کنیم تکرار کنیم تا جسم متناسب بشه
نشان های دریافت شده
سلام،مااززمانی عضوسایت شدیم واموزش هاروشروع کردیم فقط گوش کردن به فایل چاره کارنیست باید تمرینات روانجام بدیم مثال بزنیم توجه کنیمبه رفتارهاواکنش مانسبت به موادغذایی همه ماتوچاق شدن استادهستیم ولی برالاغرشدن ترس داریم این چاقی چجوری درماشکل گرفته مغزماتصویریه ازبس درموردچاقی حرف زدن ومااونوتومغز ذخیره کردیم مغز فرمان میده دست مابسمت خوراکی هامیره من امروزفایل خطای مغژی روتوتلگرام دیدم وچقدر اگاهی کسب کردم ازاین فایل چنددقیقه ایی استادعزیز من خودم دقت کردم وخطای مغزمومتوجه شدم من یدونه بیسکویت شیرین عسل برداشتم باچایی بخورم دیدم دوباره بلکه سه باره فرمان دادبردارم یا درموردخوردن ها م طبق گفته شما باید ذهن لاغربشه وقتی ارامش ذهن داشته باشم اون موقع هست لاغری برامااسان میشه وهنوزم طبق گفته شما مایک نون میبینیم سریع ذهن مامیره سمت رژیم من امروزتواینستا شنیده درموردمیوه ها مثل خرما وچندتاشو گفت چاق کنندست من خودم چون لاغری باذهن کارمیکنم ردش کردم فقط فقط ذهن بایددرست بشه اونم با اموزش ها هرروزبیشترتومسیربودن بخونیم بنویسیم واجراکردنه ذهن ناخوداگاه بایدیادبگیره باروش ذهنی همسوبشه من امشب اومدم رفتارهامونوشتم دیدم خوردنم اونقدرنبوده ولی قدرت افکارم بیشتر بودوخودم تعجب کردم هنوزاون اطلاعات چاقی تومغزماهست همسرم مدتیه رژیم میگیره امروزدیدم ناهاربرنج نخوردنون خورد فکرمیکنه برنج زیادمصرف نکنه شکمش جمع میشه من بهش گفتم درموردخطای مغز که شماگذاشتید گفتم ذهن باید درست باشه با نخوردن نون یابرنج چاره دردتونیست یاخیلی چیزا تصویرسازی ذهنی خیلی کمک میکنه به متناسب شدن باید دورشدازافکارواخبارمنفی هرچه دورباشیم ذهن ارام میشه خودمونو انسان بی اراده ندونیم چاقی ربطی به اراده ونخوردن نداره به ذهن ربط داره چاقی توبشقاب نیست توافکاره ،ورودی های دهن ما حرفها واتفاقات که بمامربوط نیست پرنکنیم ذهن ازادبدن متناسب میسازه سوال ۱،طبق روش ذهنی من چاق دیروزفهمیدم من باافکارم چاق شدم نه خوردن من چندتالقمه خوردم متاسفانه قدرت افکارم بیشتربوده چون تاساعت ها بهش فکرکردم من امروزاونقدرنخوردم نمیدونم چراهمش فکرم درگیربودکه پرخوری کردم فوری اومدم سایت فایل هاروگوش کردم۲،بمن میگفتن شما چاقی روازپدرومادربه ارث بردین سنتون بره بالا لاغرمیشین من همش میگفتم سوخت وسازبدنم پایینه این نگرش اشتباه بوده طبق چه چیزسوخت وسازپایین بوده یابیماری روبهانه میکردم تیرویدنمیزاره لاغربشم۳،رژیم وورزش بود۴،رژیم خودش یجور وسواس فکری بوجودمیاره همش حس میکردیم نکنه چاقتربشم نکنه وزن کم نکنم نکنه سایزاضاف کنم چاره کارمن نبود۵،روش ذهنی همش رورفتاروباورکارداره هررفتاری ما نسبت بخوردن ها انجام میدیم روطبق فایل ها شمااستادعزیز دلسوزانه براما توضیح دادین ومارو متوجه میکنیدکجا دربرابرفلان رفتارچه تکنیکی رواجراکنیم ازغذاهانترسیم ۶،این فایل پرازنکات بودفقط بگیم بااین فایل هالاغرمیشیم اشتباهه بایدهرروزتومسیرباشیم اموزش هارودنبال کنیم واجراانچه یادگرفتیم دنبال کارادمانباشیم ماقاضی نیستیم هرچه کمتر دورباشیم ازفضای مجازی موفق تریم تولاغری ،۷،ما به راحتی چاق شدیم وهمه مااستادچاق شدن هستیم ولی برالاغری همیشه سراغ روش هایی رفتیم وجوابی نگرفتیم اگراومدیم تواین سایت روتعهد بمونیم واین روش رودنبال کنیم درکنارش به دنبال روش های دیگرنباشیم اگرحس وحال خوب میخوایم همین روشی ذهنی هست