0

چاق تر شدن؛ دشمن یا پیام‌آور صلح؟! 😌 (نکته طلایی ۱)

چاق تر شدن
اندازه متن

😣 چاق تر شدن؟ یکی از ترسناک‌ترین فکرهایی بود که تو ذهنم رژه می‌رفت!

سال‌ها با چاقی زندگی کردم… درست مثل یه همراه سمج که دست از سرم برنمی‌داشت.

هر بار که پامو می‌ذاشتم روی ترازو، قلبم تندتر می‌زد 💓، انگار داشتم می‌رفتم جلسه بازجویی!

اون عدد لعنتی که قراره فقط یه “وزن” ساده رو نشون بده، برای من شده بود یه هیولا که هر روز می‌خواست عزت‌نفسمو قورت بده 👹⚖️

چاق تر شدن نه فقط یه تغییر فیزیکی بود، بلکه یه غول ذهنی هم شده بود که مدام تو گوشم می‌گفت: «دیدی بازم خراب کردی؟»

چرا از چاق تر شدن ترس داریم

👶🏻 از همون کودکی چاق بودم… دور و بریام همیشه آماده بودن که دلیلش رو برام لیست کنن:

ـ «چاقی‌ت ارثیه» 🧬

ـ «تو خیلی کم‌تحرکی» 🛋️

ـ «سوخت‌وسازت پایینه» 🔥🐢

و من؟ بدون اینکه واقعا بدونم چی درسته و چی نه، همینا رو باور کرده بودم. چون انقدر شنیده بودم که دیگه حس می‌کردم واقعاً حقیقت دارن!

🧠 هیچ‌وقت خودم با فکر و بررسی دنبال دلیل چاقی‌م نرفته بودم…

بلکه فقط حرف دیگران رو گرفته بودم و مثل یه دفترچه راهنما تو ذهنم ذخیره کرده بودم.

و خب طبیعیه… چون وقتی خودمون تصمیم نگرفتیم چاق بشیم، طبیعیه که هرچی بهمون گفتن رو راحت‌تر قبول کنیم.

اما مشکل از جایی شروع شد که این دلایل، برای ذهنمون کاملاً منطقی به نظر می‌رسیدن… و وقتی یه دلیل منطقی داری که نمی‌تونی ردش کنی، یه حس ترس هم پشت‌بندش میاد.

😰 ترس از چی؟

ترس از چاق تر شدن!

من هر سال که می‌گذشت، بیشتر همون حرف‌ها رو می‌شنیدم… و چون کاری نکرده بودم که اون دلایل رو تغییر بدم، عملاً ذهنم باور کرده بود که سال دیگه هم چاق‌تر می‌شی…

و خب دقیقا هم همین می‌شد!

📈 چاق تر شدن من یه اتفاق تصادفی نبود…

یه مسیر ذهنی بود که چون فقط دلایل چاق بودنم رو بلد بودم و هیچ دلیلی برای لاغر شدن تو ذهنم نساخته بودم، چاقی بیشتر و بیشتر شد.

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

پس اگر شما هم مثل من تجربه کردید که هر سال چاق تر شدید، حالا شاید بدونید چرا:

🔍 چون ذهن ما فقط داره بر اساس دلایلی که بهش داده شده عمل می‌کنه.

اگه فقط دلایل چاق بودن توش باشه،‌ خودش مسیر چاق تر شدن رو ادامه می‌ده. اما اگه شروع کنیم به ساختن دلایل جدید برای لاغری، اون‌وقته که ذهن مسیر جدیدی رو می‌سازه…

😊 در لاغری با ذهن، از چاق تر شدن خوشحال باشید! 🎉

اولش شاید عجیب به نظر برسه، اما واقعیت اینه که در مسیر لاغری با ذهن نه‌تنها نباید از چاق تر شدن بترسی، بلکه باید ازش خوشحال هم باشی! 😄

❌ چون اینجا مثل رژیم‌های سخت و ورزش‌های سنگین نیست که هر گرم بالا رفتن وزنت، بشه علامت شکست و ناامیدی…

✅ اینجا یه دنیای جدید شروع می‌شه… دنیای ذهن و آگاهی! 🌱

🧠 لاغری با ذهن یعنی هنر شناخت خودت!

لاغری با ذهن مثل یاد گرفتن یه سازه… 🎻

مثلاً وقتی ویولن یاد می‌گیری، اولش ممکنه صدای خوبی ازش درنیاد، حتی گاهی گوش‌خراش باشه! ولی همین صدای ناهماهنگ یعنی تو داری تمرین می‌کنی، انگشتات قوی‌تر می‌شن، گوشت حساس‌تر می‌شه، و کم‌کم ملودی‌های قشنگ درمیاد.

تو مسیر لاغری ذهنی هم همینطوره؛ شاید اول کار وزنت کمی بالا بره یا حس کنی تغییر خاصی نکردی.
اما فرق بزرگ اینجاست: این بار تو داری «اصولی» یاد می‌گیری. داری به جای رژیم گرفتن و جنگیدن با بدنت، ذهنت رو آموزش می‌دی.

مزیت‌های لاغری با ذهن خیلی بیشتر از کاهش عدد ترازوئه:

✨ یاد می‌گیری بدون زور و فشار، اشتهای خودتو کنترل کنی.

✨ غذا خوردن برات تبدیل به لذت سالم می‌شه، نه عذاب وجدان.

✨ دیگه نگرانی دائمی “نکنه دوباره چاق شم” همراهت نیست.

✨ اعتمادبه‌نفست بالاتر می‌ره چون می‌بینی بالاخره بدون سختی داری نتیجه می‌گیری.

این یعنی لاغری با ذهن، یک بار برای همیشه تو رو از چرخه‌ی رژیم گرفتن، شکست خوردن و دوباره چاق شدن آزاد می‌کنه. درست مثل وقتی که یه ساز رو حرفه‌ای یاد بگیری؛ دیگه برای همیشه بلدی، لازم نیست دوباره از صفر شروع کنی 🎶💚

مراجعه به پزشک برای لاغری

🧠 چاقی با ذهن یعنی چی؟ و چطور باعث چاق تر شدن ما میشه؟ 🤔

شاید برات عجیب باشه، ولی خیلی وقتا چاق تر شدن ما ربطی به ژن و غذا نداره!

ماجرا دقیقاً از ذهنمون شروع می‌شه… از همون لحظه‌ای که باور می‌کنیم قراره چاق بشیم 😳

📌 از کجا شروع می‌شه؟

وقتی مدام می‌شنویم:

«اگه اینو بخوری چاق می‌شی!» 🍟

«فلان دارو چاقت می‌کنه!» 💊

«چاقی تو خونمونه!» 🧬

«با این شیوه زندگی مگه میشه لاغر شد؟» 😒

این حرفا مثل بذرهایی هستن که توی ذهنمون کاشته می‌شن و یه انتظار خطرناک می‌سازن:

انتظار چاق تر شدن! 🚨

و وقتی این انتظار شکل گرفت، ذهن ما دیگه بیکار نمی‌شینه!

🧠 چطور ذهن باعث چاق تر شدن می‌شه؟

وقتی انتظار چاقی توی ذهن جا بیفته، مغز شروع می‌کنه به:

📌 ارسال دستورهایی مثل: بیشتر بخور! بیشتر استراحت کن! هی به غذا فکر کن!

📌 حتی بدنمون هم تحت تأثیر قرار می‌گیره و شروع می‌کنه به همکاری برای چاقی!

یعنی فقط تغییر رفتار نیست؛ تغییر فیزیولوژی هم داریم!

نتیجه؟ به شکل خزنده و گاهی جهشی، ما دچار چاق تر شدن تدریجی می‌شیم 😵‍💫🍩

اسم این روند رو می‌ذاریم چاقی با ذهن.

رهایی از چاقی

🧠 چطور از چاق تر شدن برمی‌گردیم به متناسب شدن؟

در روش لاغری با ذهن به‌جای اینکه با افکاری مثل:

❌ «مواظب باش چاق نشی»

❌ «چاقی ارثیه‌ست»

❌ «چی بخورم که سیر نشم!»

ذهنمون رو پر کنیم، یاد می‌گیریم ورودی‌های درست رو به ذهنمون بدیم. ورودی‌هایی که به ناخودآگاه می‌فهمونه:

✨ تو می‌تونی به‌طور طبیعی متناسب بشی

✨ لاغری، یک روند ساده و طبیعی برای توئه

✨ دیگه هیچ ترسی از چاق‌تر شدن جایی توی زندگی‌ات نداره

این تغییر نگرش فقط با فایل‌های آموزشی و تمرین‌های ذهنی اتفاق می‌افته؛ همون چیزی که توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها قدم‌به‌قدم تجربه می‌کنی 💿✍️

اگر واقعاً می‌خوای از افکار و نگرش‌های چاق‌کننده خلاص بشی و ذهنت رو برای متناسب شدن آموزش بدی، این دوره نقطه‌ی شروع عالی برای توئه 🚀💚

💓 اول احساساتمون تغییر می‌کنه…

اولین جایی که متحول می‌شه، احساس ما نسبت به چاق تر شدن هست.

😌 دیگه نمی‌ترسیم از بالا رفتن عدد ترازو

😃 امید و اطمینان جای ترس رو می‌گیره

💪 و یه حس خوب درونمون رشد می‌کنه که «من می‌تونم»

🧭 بعد رفتارمون عوض می‌شه

وقتی احساساتمون تغییر می‌کنه، کم‌کم رفتارمونم پشت سرش میاد:

🍕 دیگه اون ولع همیشگی برای خوردن نیست

🍽️ اشتها متعادل‌تر می‌شه

🚫 غذا خوردن‌های بی‌دلیل کم می‌شن

✨ و حس سبکی، کم‌کم جای سنگینی همیشگی رو می‌گیره

🪄 و در نهایت جسم ما هم شروع به تغییر می‌کنه

با ادامه‌ی آموزش‌ها، ورودی‌های تازه، و دور شدن از ترس از چاق تر شدن، جسم ما هم وارد بازی می‌شه:

📉 وزنمون پایین میاد

👖 سایزمون تغییر می‌کنه

🤩 و بدون رژیم و سختی، لاغر شدن رو توی آینه حس می‌کنیم

البته یادت باشه ⏳

زمان این تغییر برای هر کسی متفاوته. یکی توی چند هفته نشونه‌های جسمی می‌بینه، یکی دیگه شاید چند ماه طول بکشه. اما همه‌مون یه مسیر ثابت رو طی می‌کنیم:

از ذهن به احساس به رفتار به جسم 🌿

🎁 فایل «از چاق تر شدن خوشحال باشید»؛ یه برگ برنده برای ذهن!

تو این فایل، درباره یه موضوع خیلی جالب صحبت شده:

🔄 اینکه چطور چاق تر شدن رو نه یه تهدید، بلکه یه فرصت برای شناخت ذهن ببینی

🌱 چطور با دیدن چاقی، مسیر آموزش ذهنی رو تقویت کنی

🔥 و چطور از همین احساسات منفی، یه جرقه‌ی قوی برای شروع لاغری بزنی

چه تازه شروع کرده باشی، چه مدتی باشه که با ذهن کار می‌کنی، این فایل می‌تونه یه تلنگر عالی باشه برای رشد سریع‌ترت! 🚀

📌 یادت باشه:

لاغری با ذهن یعنی مدیریت ذهن در برابر چاق تر شدن

نه ترس، نه جنگ… فقط آگاهی، احساس خوب و تغییر پایدار ❤️

با تکرار آگاهی‌های درست، مخصوصاً از طریق فایل «از چاق تر شدن خوشحال باشید»، ذهن ناخودآگاهت آموزش می‌بینه و کم‌کم رفتار و جسمت هم باهاش هماهنگ می‌شن 🌈

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن لازم است اطلاعات کامل و جامع درباره چگونگی تاثیر ذهن بر جسم داشته باشید تا با آگاهی و چشم باز در مسیر لاغری با ذهن به حرکت خود ادامه دهید.

بنابراین توصیه می‌کنم ابتدا محتوای نوشتاری درباره چاق‌تر شدن مطالعه کنید و سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات همین جلسه پاسخ دهید.

  • با توجه به اینکه مدت‌هاست با چاقی زندگی می‌کنید، درک شما از نقش ذهن در چاق‌تر شدن چیست؟ شرح دهید.
  • در گذشته چه چیزهایی شنیده یا دیده‌اید که باعث ایجاد انتظار چاق شدن یا چاق‌تر شدن در شما شده است؟
  • روش‌هایی که برای لاغر شدن استفاده کرده‌اید چه تاثیری بر ذهن شما برای لاغر شدن داشته است؟
  • تلاش‌های قبلی شما برای لاغر شدن چگونه بر ذهن شما برای چاق‌تر شدن تاثیر داشته است؟
  • لاغری با ذهن چگونه باعث تغییر فرمول‌های ذهنی و در نتیجه لاغر شدن شما می‌شود؟
  • برداشت و درک خود را از محتوای آموزشی تصویری به صورت شرح انشایی بنویسید.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.45 از 107 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=26969
144 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۲ ۱۹:۱۷
      مدت عضویت: 2301 روز
      امتیاز کاربر: 8043 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 960 کلمه

      🌸✨ به نام آنکه هستی نام از او یافتفلک جنبش، زمین آرام از او یافتخدایی کآفرینش در سجودشگواهی مطلق آمد بر وجودش ✨🌸

      سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و همه دوستان خوب سایت تناسب فکری 🌿💛

      استاد عزیز، من هرچقدر بیشتر وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شوم، بیشتر می‌فهمم که من بیشتر از اینکه با غذا چاق شده باشم، با ذهنم چاق شده‌ام 😔شاید خیلی‌ها فکر کنند چاقی فقط از پرخوری می‌آید، ولی من الان حس می‌کنم بخش بزرگی از چاقی من از ترس، استرس، نگرانی و جنگ ذهنی آمده بود.

      من از همان روزی که رژیم گرفتن را شروع کردم، انگار یک ترس موذی و پنهان وارد ذهنم شد 💔ترسی که همیشه آرام و بی‌صدا کنارم بود و مدام در گوشم زمزمه می‌کرد:«این غذا چاقت می‌کند…»«این شکلات خطرناک است…»«اگر بخوری چاق‌تر می‌شوی…»«مراقب باش وزنت بالا نرود…»

      و شاید عجیب باشد، ولی همان ترس‌ها کم‌کم زندگی من شدند 😔

      من قبل از اینکه غذا بخورم، استرس داشتم.بعد از غذا خوردن عذاب وجدان داشتم.وقتی مهمانی می‌رفتم استرس داشتم.وقتی شیرینی می‌دیدم استرس داشتم.وقتی روی ترازو می‌رفتم انگار قرار بود حکم زندگیم صادر شود 💔

      و به مرور زمان حس کردم ذهنم دیگر آرامش ندارد.همیشه در حالت آماده‌باش بود.همیشه منتظر چاق‌تر شدن بود.همیشه منتظر دیدن یک عدد بزرگ‌تر روی ترازو بود 😔

      و جالب اینجاست که دنیا هم دقیقاً همان چیزی را به من نشان می‌داد که از آن می‌ترسیدم…من آن عددها را دیدم.بارها و بارها دیدم.و هر بار زخمی‌تر شدم 💔

      من الان واقعاً باور دارم که ذهن انسان قدرت عجیبی دارد 🌿✨وقتی آدم مدام به خودش بگوید:«من چاق می‌شوم…»«بدنم مستعد چاقی است…»«این غذا مرا چاق می‌کند…»کم‌کم بدن هم وارد همان فضای ترس و فشار می‌شود.

      من سال‌ها با ترس غذا خوردم.حتی وقتی سیر بودم ذهنم آرام نبود.حتی وقتی رژیم بودم باز هم آرام نبودم.همیشه یک استرس عمیق ته دلم بود که:«نکند دوباره چاق شوم…» 😔

      و به نظرم همین ترس، خودش از هزار تا غذا بیشتر آدم را خسته می‌کند 💔

      راستش من از کودکی و نوجوانی چیزهای زیادی درباره چاق شدن شنیده بودم که در ذهنم حک شد.اولین چیزی که یادم می‌آید این بود که چون قدم کوتاه است، بهم می‌گفتند:«تو باید خیلی مراقب باشی چاق نشوی.»

      و همین جمله ساده، تبدیل شد به یک ترس بزرگ در ذهنم 😔احساس می‌کردم اگر چاق شوم، همه چیز بدتر می‌شود.احساس می‌کردم اگر وزنم بالا برود، دیده نمی‌شوم، زیبا نیستم، دوست‌داشتنی نیستم.

      بعدها گفتند خانه‌نشینی چاق می‌کند.گفتند فلان دارو چاق می‌کند.گفتند سن بالا چاق می‌کند.گفتند بیماری چاق می‌کند.گفتند اگر مراقب نباشی هر روز چاق‌تر می‌شوی…

      و من انگار همه این حرف‌ها را باور کرده بودم 😔

      بدتر از همه این بود که هرکس چیزی می‌گفت، ذهن من همان را تبدیل به واقعیت می‌کرد.اگر می‌گفتند فلان غذا چاق می‌کند، من با ترس می‌خوردم و چاق‌تر می‌شدم.اگر می‌گفتند فلان دارو وزن را بالا می‌برد، من از همان روز استرس می‌گرفتم.

      الان که فکر می‌کنم می‌بینم من بیشتر از خود غذا، از ترس غذا آسیب دیدم 💔

      من سال‌ها دنبال روش‌های مختلف لاغری رفتم.رژیم…ورزش‌های سنگین…گرسنگی…حذف غذا…کالری شماری…و هزار مدل سختگیری 😔

      ولی هیچ‌کدام آرامش به من نداد.همه‌شان فقط ترس را بیشتر کردند.

      همیشه می‌گفتند:«مواظب باش وزنت برنگردد.»«اگر رها کنی دوباره چاق می‌شوی.»«فلان غذا ممنوع است.»«این خوراکی خطرناک است.»

      و جالب اینجاست که من بیشتر از اینکه خوشحالِ کم شدن وزن باشم، از برگشت وزن می‌ترسیدم 💔

      یعنی حتی وقتی چند کیلو کم می‌کردم، لذت نمی‌بردم، چون ته دلم وحشت داشتم که دوباره برگردد 😔

      و معمولاً هم برمی‌گشت…حتی بیشتر از قبل.

      به نظرم ذهن من سال‌ها در حالت جنگ زندگی کرده بود.جنگ با غذا…جنگ با بدن…جنگ با ترازو…جنگ با اشتها…جنگ با خودم 💔

      و آدمی که مدام در جنگ باشد، چطور می‌تواند آرامش داشته باشد؟

      من الان کم‌کم دارم می‌فهمم که شاید بدن من بیشتر از رژیم، به امنیت احتیاج داشت 🌿✨بیشتر از گرسنگی کشیدن، به آرامش نیاز داشت.بیشتر از سختگیری، به عشق نیاز داشت.

      چیزی که در مسیر لاغری با ذهن برای من خیلی متفاوت بود، همین آرامش بود 💛برای اولین بار حس کردم کسی نمی‌خواهد من را بترساند.کسی نمی‌خواهد من را تحقیر کند.کسی نمی‌گوید اگر فلان غذا را بخوری شکست خورده‌ای.

      و همین آرامش برای من از هر رژیمی قوی‌تر بود 🌸✨

      من هر وقت آرامش بیشتری داشتم، بیشتر به سمت تناسب رفتم.هر وقت خودم را کمتر قضاوت کردم، بدنم آرام‌تر شد.هر وقت با خودم مهربان‌تر بودم، احساس سبکی بیشتری داشتم 🌿💫

      و واقعاً الان می‌فهمم چرا ذهن اینقدر مهم است.چون ذهن ما فقط فکر تولید نمی‌کند؛ذهن احساس تولید می‌کند.و احساسات ما روی تمام زندگی‌مان اثر می‌گذارند 💛

      وقتی آدم هر روز خودش را می‌ترساند، بدن هم خسته می‌شود.ولی وقتی کم‌کم احساس امنیت می‌آید، انگار بدن هم نفس راحت‌تری می‌کشد 🌸✨

      یکی از چیزهایی که در این مسیر خیلی یاد گرفتم این بود که ما استاد چاق شدن هستیم 😅واقعاً اگر دقت کنیم، سال‌ها تمرین کردیم چطور با ترس، استرس و افکار منفی خودمان را چاق‌تر کنیم.

      ولی برای لاغری همیشه رفتیم سراغ روش‌هایی که با جنگ و فشار همراه بودند 💔هیچ‌وقت کسی به ما یاد نداد که می‌شود با آرامش هم لاغر شد.می‌شود بدون تنبیه، بدون تحقیر، بدون جنگ هم به تناسب رسید 🌿✨

      من الان حس می‌کنم اگر قرار است این مسیر نتیجه بدهد، باید ادامه‌دار باشد.باید هر روز در مسیر باشم.باید آموزش‌ها را دنبال کنم.باید ذهنم را آرام‌آرام تغییر بدهم 💛

      چون فقط شنیدن فایل‌ها کافی نیست.باید کم‌کم افکار جدید جای افکار قدیمی را بگیرند.

      و یک چیز دیگر هم که برای من خیلی مهم بود، دور شدن از فضای منفی و مقایسه‌ها بود 😔هرچقدر کمتر خودم را با بقیه مقایسه کردم، آرام‌تر شدم.هرچقدر کمتر درگیر حرف مردم شدم، احساس آزادی بیشتری کردم 🌸✨

      راستش الان بعد از این همه سال، بیشتر از هر چیزی دلم آرامش می‌خواهد 🥲دلم می‌خواهد بدون ترس غذا بخورم.بدون عذاب وجدان زندگی کنم.بدون جنگ با بدنم بیدار شوم.

      دلم می‌خواهد دوباره با بدنم دوست باشم 🌿💛

      من هنوز اول مسیرم، هنوز ذهنم گاهی می‌ترسد، هنوز بعضی باورها درونم هستند…ولی برای اولین بار بعد از سال‌ها حس می‌کنم دارم راهی را می‌روم که بوی آرامش می‌دهد ✨

      و من باور دارم وقتی ذهن آرام شود، بدن هم آرام‌آرام راه خودش را پیدا می‌کند 🌸💫

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Susan behrad
      ۱۴۰۵/۰۲/۲۰ ۱۴:۲۸
      مدت عضویت: 1932 روز
      امتیاز کاربر: 12970 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,226 کلمه

      سلام به خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد 

      سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری 

      دوره آموزشی صدگام لاغری با ذهن 

      چاق‌تر شدن، دشمن یا پیام صلح؟(نکته طلائی ۱)

      من از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمده‌ام و اصلا هیچوقت امیدی برای لاغر شدنم نداشتم و هر روز چندین بار خودم را وزن می کردم و هر موقع که رژیم می گرفتم تا یه جایی عدد ترازو پایین می آمد و وقتی که رژیم را رها می کردم هر روز عدد ترازو بالا می رفت و مرا ناامید ومایوس می کرد 

      من از همان کودکی چاق بودم و همه بهم می گفتند که چاقی تو ارثی هستش، تو کم تحرک هستی، سوخت و سازت پایین هستش، استعداد چاقی داری و کلی چیزهای دیگر که هممون شنیده ایم و تمام اینها به باورهایمان تبدیل شدند 

      وما شاهدش بوديم و همه حرفهای اطرافیانمان درذهنمان حک و ذخیره شده بودند 

      و ذهنمان برپایه دلایلی که بهش داده می‌شود عمل می‌کند و تمام این دلیل‌ها برای چاق شدنمان بود و ذهن مسیر چاق‌تر شدن را پیش می گرفت 

      و حالا اگر بخواهیم دلیل‌های جدیدی برای لاغر شدنمان بسازیم ذهنمان هم مسیر جدیدی را خواهد ساخت 

      در مسیر لاغری با ذهن نباید از چاق‌تر شدنمان بترسیم بلکه باید خوشحال باشیم چون که ما در این مسیر زیبا نه رژیم سختی داریم نه ورزش‌های سنگینی انجام می‌دهیم که وقتی وزنمان بالا بره و شکست بخوریم و یا ناامید شویم .

      این مسیر زیبای لاغری با ذهن برایمان یک شروع جدیدی هستش….دنیای ذهن و کسب آگاهی‌های زیادی در مورد خودمان و زندگیمان .

      حالا ما در این مسیر داریم اصولی کار می‌کنیم و آموزش می‌بینیم شاید اولش وزنمان بالا بره و یا اینکه تغییری نکنیم اما با یادگیریمان بجای اینکه رژیم‌های گوناگون بگیریم ویا با بدنمان بجنگیم باید در صلح و آشتی باشیم آن‌هم با آموزش دادن به ذهنمان. 

      من خودم که خام گیاه خواری را کنار گذاشته بودم و وارد مسیر زیبای لاغری با ذهن شدم و شروع کردم به یادگیری و آموزش دادن ذهنم وزنم بالا رفت و به وزن قبلی ام برگشتم و خیلی حالم بد شد اولش فکر کردم که نباید درست باشد چون در هر روشی که شروع می کردم وزنم پایین می آمد اما با این روش وزنم بالا رفته بود و من به استاد پیام دادم و استاد فقط یک کلمه گفتند فقط ادامه بده همین و چیزی دیگر نگفتند 

      من در این مسیر زیبا یاد گرفتم که بدون زور و فشار بتوانم اشتهایم را کنترل کنم و غذایم را با لذّت می خوردم نه اینکه با عذاب وجدان که چرا خوردم باز خراب کردم و…..و دیگر نگران این نبودم که من دوباره چاق می شوم یک امیدی در دلم روشن شده بود

       و اعتماد به نفسم بیشتر شده بود و به آرامش درونی رسیده بودم و به این فکر می کردم که من مسیرم را پیدا کرده ام و به نتیجه دلخواهم خواهم رسید ان هم بدون داشتن هیچ سختی. 

      من این مسیر زیبا را ادامه دادم چون به این باور رسیده بودم که این مسیر زیبای لاغری با ذهن یک بار برای همیشه است که ما را از رژیم گرفتن، شکست خوردنهای مکرر و دوباره چاق شدنمان رها می کند 

      جواب سؤال‌های ترس از چاق‌تر شدن. 

      _با توجه کردن به اینکه مدتها با چاقی زندگی کردم درکم از نقش ذهن در چاق‌تر شدنم چیست؟

      من چون از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمده‌بودم و با چاقی بزرگ شده بودم نمی دانستم که نقش ذهنم چی هستش اما حالا به این درک رسیده ام که با بزرگتر شدنم فرمولها و باورهای اشتباهی که داشتم در مدت این سالها در ذهنم تلنبار شده بودند و من تکرارشان کرده بودم و آنها به غول بزرگی مثل چاقی تبدیل شده بودند و چون مغزمان فرمانده کل بدنمان است و هر اطلاعاتی که به مغزمان بدهیم آن را ثبت و ذخیره می کند ودستورات انجام دادن هرکاری را صادر می کند 

      و ما چون همیشه تمام شنیده هایمان و دیده هایمان که در ما سبب بوجود آمدن انتظار چاقی و چاق‌تر شدنمان شده است من هر چیزی که در گذشته می شنیدم کدهای چاقی بودند که فرمولهای چاقیم را بالا می آورد و من چون انتظار داشتم که چاق می شوم چاق و چاق‌تر می شدم 

      _ درگذشته چه چیزهایی رادیدیم و یاشنیدیم که  سبب بوجود آمدن انتظار چاق شدن و چاق ترشدنمان شده است ؟

       من همیشه شنیده بودم که چاقی من ارثی هستش می گفتم که باید چاق باشم چون فکر می کردم که هیچکاری از دست من برنمی‌آید و حتی وقتی که می شنیدم می‌گفتند که آدم اگر استرس و اضطراب داشته باشد اشتهایش بیشتر می شود و من هم وقتی دچار استرس و اضطراب می شدم یک اشتهای کاذب شدیدی پیدا می کردم و توان کنترل کردن اشکهایم رانداشتم

       و همیشه پرخوری می کردم 

      و این پرخوری در ذهنم =انتظار چاقی می شد 

      من همیشه شنیده بودم که سرخ کردنی، فست فود، برنج، سیب زمینی ،ساندویچ آبگوشت و…..چاق کننده هستند 

      و ماها که چاق هستیم عاشق اینگونه غذا هستیم و می‌دانستیم که با خوردنشان ما چاق خواهیم شد و این در ما انتظار چاقی بوجود می آورد 

      _ روش‌هایی که برای لاغر شدنمان استفاده می کردیم چه اثری بر ذهنمان برای لاغر شدن داشته است؟

      من قبلا که از روش‌های مختلفی برای لاغریم استفاده می کردم سبب شده بود که ذهنم لاغر شدن را یک کار سخت و دشوار و رنج آور بداند و من هیچ وقت با اون روش‌ها نتوانستم نتیجه خوبی بگیرم و همیشه لاغر شدن را در ذهنم غیر ممکن می دانستم و همیشه مرا ناامید ومایوس می کرد 

      و با تمام تلاش‌هایی که انجام می دادم به نتیجه دلخواهم نمی رسیدم و همیشه می گفتم که من لاغر بشو نیستم 

      و نخواهم شد و حسرت بدل خواهم ماند 

      _تلاش‌های قبلیمان برای لاغر شدنمان چطوری بر ذهنمان برای چاق‌تر شدن اثر گذار بود؟

      من برای تمام اون تلاش‌هایی که انجام می دادم در واقع موانع زیادی برای لاغر شدنم ایجاد می کردم چون هر بار که شکست می خوردم یک باور اشتباه در من بوجود می آورد که لاغر شدن را سخت و دشوار بدانم و این ذهن لاغر شدن را از من گرفته بود 

      _لاغری با ذهن چطوری سبب تغییر فرمولهای ذهنی و در نتیجه لاغر شدنمان می شود؟

      حالا که چند سال است در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفته‌ام دارم با شناسایی کردن فرمولهای ذهنی اشتباه و مانعهای ذهنی که دارم می خواهم فرمولهای صحیح را جایگزین فرمولهای اشتباه بکنم چون تمام فرمولهایی که از کودکی در ذهنم ذخیره کرده ام همشون اشتباه بودند

       و حالا می خواهم فرمولهای صحیحی که در ذهنم که از قبل هم وجود داشتند روی کار بیارمشان و مانعهای ذهنیم را یکی یکی بردارم تا به خواسته وآرزوی دیرینم که لاغر شدن بود برسم و خواهم رسید ان شاءالله 

      من حالا در این مسیر به حرکت خودم ادامه می دهم و موانع لاغریم را یکی یکی برمی‌دارم و به طرف لاغری که طبیعت جسم من هستش پیش می روم و حالا من با استمرار کردن، تکرار کردن و ادامه دادن به اندام ایده آلم می رسم و دیگر به اون اندام قبلی گذشته ام بر نخواهم گشت

       چون دیگر هیچ مقاومت و مانع ذهنی وجود ندارد ما باید در این مسیر زیبا به حرکت خودمان ادامه دهیم و با گوش کردن به فایلهای آموزشی و خواندن مطالب آموزنده و انجام دادن تمرينات و استمرار کردن و تکرار کردن و ادامه دادن هر روز یک قدم کوچک برداریم و با اشتیاق پیش برویم تا به خواسته وآرزویمان برسیم نه تنها در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگی‌مان پیشرفت داشته باشیم ان شاءالله به امید یگانه پروردگار عالمیان یاحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا سهرابی
      ۱۴۰۵/۰۱/۲۴ ۱۶:۰۹
      مدت عضویت: 129 روز
      امتیاز کاربر: 1910 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,035 کلمه

      به نام خداوند پاک و دلیر 

       خداوند دریا ،خدای امیر

      چاق تر شدن؛ دشمن یا پیام‌آور صلح؟!

      🔸با توجه به اینکه مدت‌هاست با چاقی زندگی می‌کنید، درک شما از نقش ذهن در چاق‌تر شدن چیست؟ شرح دهید.

      سال هاست که درگیر اضافه وزنم و من هم مثل تمام افراد چاق دلایل زیادی داشتم برای اضافه وزن و چاق بودنم 

      مدت های زیادی به طور پیوسته دلایلی رو بخاطر چاق بودن و چاق شدن شنیدم چه قبل اینکه چاق بشم چه بعدش 

      خیلی وقتا غیر مستقیم این دلایل در ذهن من ثبت میشدن

      مثلاً اون زمانی که چاق نبودم بار ها از مادرم می‌شنیدم که به اطرافیان می‌گفت من بعد خوردن فلان دارو چاق تر شدم مراقب باشین موقع خوردنش 

      یا می‌گفت من بعد بچه سوم خیلی چاق شدم

      قشنگ یادمه بعد اینکه به واسطه‌ی حرفای دیگران متوجه شدم که دیگه لاغر نیستم و جسمم تغییراتی کرده و حرفای دیگران من رو آزار می‌داد با گله و شکایت به مادرم می‌گفتم این چرا من اینجوریم چرا باید چاق باشم و اذیت بشم و می‌گفت چاقی ارثیه باید باهاش کنار بیای خدا اینجوری خلقت کرده نا شکری نکن 

      و هیچوقت درد نمی‌کردم که چرا باید خدا بخواد منو عذاب بده وقتی چاقی هیچ زیبایی نداره

      همیشه مواد غذایی و غذا هارو مقصر میدونستم و در ذهن من ثبت شده بود که مثلاً خوردن زیاد فست فود باعث چاق تر شدن من میشه بنابراین وقتی فست فود می‌خوردم بخاطر فرمول های چاقی که در ذهنم بود انتظار چاق تر شدن داشتم

      در ذهن من ثبت شده بود که من تحرکی باعث چاقی و چاق تر شدن میشه بخاطر همین اگر یک روز ورزش نمی‌کردم یا تحرک نداشتم انتظار چاق تر شدن پررنگ تر میشد 

      کاملا واضحه که من با کمک ذهنم چاق شدم با ثبت فرمول های چاقی افکار چاقی و مغز من به وسیله همین اطلاعات چاقی دستوراتی صادر کرده در راستای چاق کردن من 

      🔸در گذشته چه چیزهایی شنیده یا دیده‌اید که باعث ایجاد انتظار چاق شدن یا چاق‌تر شدن در شما شده است؟

      حتی اون زمانی که اضافه وزن نداشتم ناخواسته حرفای زیادی در مورد چاقی و علت چاق شدن شنیدم

      یادمه کلاس سوم بودم اون موقع لاغر بودم و هیچ فکری در مورد چاقی نداشتم چون زیاد به حرفای بزرگتر ها توجه نمی‌کردم اون زمان ی دوستی داشتم تو مدرسه خیلی چاق بود گاهی می‌شنیدم که بچه ها بهش میگفتن چاقالو من که نمی دونستم منظورشون ازین حرفا چیه یبار ازش پرسیدم چرا چاقی گفت داشتم می‌رقصیدم یکدفعه تیروئیدم تکون خورد چاق شدم

      شاید این اولین چیزی بود که در مورد علت چاقی در ذهن من ثبت شد

      گاهی اوقات می‌شنیدم که میگفتن خوردن زیاد باعث چاقی میشه 

      یادمه اون موقع که هنوز چاق نبودم مادرم می‌گفت انقد خوراکی نخور چاق میشی 

      و شنیدن همین حرف انتظار چاقی رو در ذهن من شکل داد 

      بعد اینکه چاق شده بودم وقتی به مادرم می‌گفتم چرا چاقن چکار کنم لاغر بشم می‌گفت اصلا تحرک نداری کم تحرکی علت چاقیته و من اصلا این حرفشو درک نمی‌کردم من اون موقع پیاده میرفتم باشگاه برمیگشتم اگه این تحرک نیست پس چیه

      یا می‌شنیدم که میگفتن خوردن چیپس و پفک و شیرینیجات باعث چاقی و اضافه وزن میشه و وقتی من یکی ازین موارد رو می‌خوردم ناخداگاه انتظار چاق تر شدن در من شکل می‌گرفت 

      یا وقتی می‌شنیدم چاقی ارثیه و نمونه هایی می‌دیدم کاملا این موضوع که چاقی ارثیه اثبات میشد

      مثلاً دختر عمه من همیشه چاقه و دو تا بچه هاش هم عین خودش از بچگی چاقن باعث شد باور کنم که موضوع چاقی و لاغری کاملا ارثیه

      و وقتی مادرم رو می‌دیدم که اضافه وزن داره و چاقه و حتی با ها شنیدم که میگفتن و هنوزم میگن تو کاملا شبیه مادرتی برای همین برای من طبیعی بود که حتی از لحاظ جسمی هم شبیه مادرم باشم

      همه این موارد انتظار چاق تر شدن رو در من ایجاد کرد

      🔸روش‌هایی که برای لاغر شدن استفاده کرده‌اید چه تاثیری بر ذهن شما برای لاغر شدن داشته است؟

      اون وقتایی که حرف و نظرات دیگران در مورد اضافه وزنم اعصاب منو بهم می‌ریخت و از درون منو عصبانی می‌کرد به خودم می‌گفتم اینبار هر جوری که هست باید لاغر بشم حتی شده برای کم کردن روی دیگران

      و مصمم تر از همیشه دنبال روشی می‌گشتم که بشه باهاش لاغر بشم و من خودم دنبال اون روش ها میگشتم و از سر اجبار انجامشون میدادم نه سر لذت یا چیز دیگه و ذهن کاری که به اجبار بخوایم انجام بدیم رو نمی‌پذیره و هر ترفندی میزنه که مارو از انجام اون کار منصرف کنه و رژیم گرفتن و ورزش کردن اصلا کار خوشایندی نیست 

      چرا ورزش کردن لذت بخش ترین کار دنیاست برای من 

      من همه زندگیم رو فدای ورزش کردم

      ولی وقتی مجبور میشدم بخاطر اجبار برای لاغر شدن ورزش کنم ورزش کردن عذاب آور ترین کار دنیا میشد

      روش های قبلی که برای لاغر شدن استفاده میکردم غذا خوردن و ورزش کردن رو در ذهن من از عشق به تنفر تغییر دادن

      در تمام روش های قبلی که برای لاغر شدن شروع و دنبال میکردم تمرکز بر فشار جسم برای لاغر شدن بود در صورتی که کاملا اثبات شد که ما به وسیله آموزش  ذهنمون  چاق شدیم نمیشه به فشار به جسم لاغری رو به ذهنمون یاد بدیم 

      🔸لاغری با ذهن چگونه باعث تغییر فرمول‌های ذهنی و در نتیجه لاغر شدن شما می‌شود؟

      تمام روش های رایج و مطرح در دنیا برای لاغر شدن از جمله ورزش ،پیاده روی ، رژیم ، قرص و دارو های گیاهی و… تمرکز بر تغییر جسم دارن با فشار آوردن به جسم 

      تصور بیشتر افراد دنیا اینه که عوامل بیرونی عامل چاقی هستن

      درصورتی که ما اول ذهنمون چاق شدن رو یاد گرفته ،فرمول هاش ثبت شده عادت های به وسیله همین ورودی های ذهن شکل گرفته که در ادامه جسممون نمایش دهنده داده های ذخیره شده ذهنمون شده

      اگه ذهن رو جعبه کیس در نظر بگیریم صفحه مانیتور جسم ماس که داره اطلاعات ذهن ما رو نمایش میده

      ما چاقی رو به وسیله ذهنمون یاد گرفتیم و عادت های به وسیله همین یاد گرفته های ما در مورد چاقی شکل گرفته و تبدیل به جسم چاق ما شده

      بنابراین باید لاغری هم یاد بگیریم که فرمول هاش در ذهن ما ثبت بشه و افکار و باور های لاغری جا ی خودشون رو با لاغری عوض کنن و افکار ما عوض بشه در مورد چاقی و لاغری و بعد عادت های ما تغییر کنه و بعد جسم ما چه بخوایم چه نخوایم تغییر می‌کنه و اصلا چیز پیچیده یا غیر ممکنی نیست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 11 12 13
گردونه هدایا گردونه هدایا