😣 چاق تر شدن؟ یکی از ترسناکترین فکرهایی بود که تو ذهنم رژه میرفت!
سالها با چاقی زندگی کردم… درست مثل یه همراه سمج که دست از سرم برنمیداشت.
هر بار که پامو میذاشتم روی ترازو، قلبم تندتر میزد 💓، انگار داشتم میرفتم جلسه بازجویی!
اون عدد لعنتی که قراره فقط یه “وزن” ساده رو نشون بده، برای من شده بود یه هیولا که هر روز میخواست عزتنفسمو قورت بده 👹⚖️
چاق تر شدن نه فقط یه تغییر فیزیکی بود، بلکه یه غول ذهنی هم شده بود که مدام تو گوشم میگفت: «دیدی بازم خراب کردی؟»
در این جلسه میآموزیم:
چرا از چاق تر شدن ترس داریم
👶🏻 از همون کودکی چاق بودم… دور و بریام همیشه آماده بودن که دلیلش رو برام لیست کنن:
ـ «چاقیت ارثیه» 🧬
ـ «تو خیلی کمتحرکی» 🛋️
ـ «سوختوسازت پایینه» 🔥🐢
و من؟ بدون اینکه واقعا بدونم چی درسته و چی نه، همینا رو باور کرده بودم. چون انقدر شنیده بودم که دیگه حس میکردم واقعاً حقیقت دارن!
🧠 هیچوقت خودم با فکر و بررسی دنبال دلیل چاقیم نرفته بودم…
بلکه فقط حرف دیگران رو گرفته بودم و مثل یه دفترچه راهنما تو ذهنم ذخیره کرده بودم.
و خب طبیعیه… چون وقتی خودمون تصمیم نگرفتیم چاق بشیم، طبیعیه که هرچی بهمون گفتن رو راحتتر قبول کنیم.
اما مشکل از جایی شروع شد که این دلایل، برای ذهنمون کاملاً منطقی به نظر میرسیدن… و وقتی یه دلیل منطقی داری که نمیتونی ردش کنی، یه حس ترس هم پشتبندش میاد.
😰 ترس از چی؟
من هر سال که میگذشت، بیشتر همون حرفها رو میشنیدم… و چون کاری نکرده بودم که اون دلایل رو تغییر بدم، عملاً ذهنم باور کرده بود که سال دیگه هم چاقتر میشی…
و خب دقیقا هم همین میشد!
📈 چاق تر شدن من یه اتفاق تصادفی نبود…
یه مسیر ذهنی بود که چون فقط دلایل چاق بودنم رو بلد بودم و هیچ دلیلی برای لاغر شدن تو ذهنم نساخته بودم، چاقی بیشتر و بیشتر شد.

پس اگر شما هم مثل من تجربه کردید که هر سال چاق تر شدید، حالا شاید بدونید چرا:
🔍 چون ذهن ما فقط داره بر اساس دلایلی که بهش داده شده عمل میکنه.
اگه فقط دلایل چاق بودن توش باشه، خودش مسیر چاق تر شدن رو ادامه میده. اما اگه شروع کنیم به ساختن دلایل جدید برای لاغری، اونوقته که ذهن مسیر جدیدی رو میسازه…
😊 در لاغری با ذهن، از چاق تر شدن خوشحال باشید! 🎉
اولش شاید عجیب به نظر برسه، اما واقعیت اینه که در مسیر لاغری با ذهن نهتنها نباید از چاق تر شدن بترسی، بلکه باید ازش خوشحال هم باشی! 😄
❌ چون اینجا مثل رژیمهای سخت و ورزشهای سنگین نیست که هر گرم بالا رفتن وزنت، بشه علامت شکست و ناامیدی…
✅ اینجا یه دنیای جدید شروع میشه… دنیای ذهن و آگاهی! 🌱
🧠 لاغری با ذهن یعنی هنر شناخت خودت!
لاغری با ذهن مثل یاد گرفتن یه سازه… 🎻
مثلاً وقتی ویولن یاد میگیری، اولش ممکنه صدای خوبی ازش درنیاد، حتی گاهی گوشخراش باشه! ولی همین صدای ناهماهنگ یعنی تو داری تمرین میکنی، انگشتات قویتر میشن، گوشت حساستر میشه، و کمکم ملودیهای قشنگ درمیاد.
تو مسیر لاغری ذهنی هم همینطوره؛ شاید اول کار وزنت کمی بالا بره یا حس کنی تغییر خاصی نکردی.
اما فرق بزرگ اینجاست: این بار تو داری «اصولی» یاد میگیری. داری به جای رژیم گرفتن و جنگیدن با بدنت، ذهنت رو آموزش میدی.
مزیتهای لاغری با ذهن خیلی بیشتر از کاهش عدد ترازوئه:
✨ یاد میگیری بدون زور و فشار، اشتهای خودتو کنترل کنی.
✨ غذا خوردن برات تبدیل به لذت سالم میشه، نه عذاب وجدان.
✨ دیگه نگرانی دائمی “نکنه دوباره چاق شم” همراهت نیست.
✨ اعتمادبهنفست بالاتر میره چون میبینی بالاخره بدون سختی داری نتیجه میگیری.
این یعنی لاغری با ذهن، یک بار برای همیشه تو رو از چرخهی رژیم گرفتن، شکست خوردن و دوباره چاق شدن آزاد میکنه. درست مثل وقتی که یه ساز رو حرفهای یاد بگیری؛ دیگه برای همیشه بلدی، لازم نیست دوباره از صفر شروع کنی 🎶💚

🧠 چاقی با ذهن یعنی چی؟ و چطور باعث چاق تر شدن ما میشه؟ 🤔
شاید برات عجیب باشه، ولی خیلی وقتا چاق تر شدن ما ربطی به ژن و غذا نداره!
ماجرا دقیقاً از ذهنمون شروع میشه… از همون لحظهای که باور میکنیم قراره چاق بشیم 😳
📌 از کجا شروع میشه؟
وقتی مدام میشنویم:
«اگه اینو بخوری چاق میشی!» 🍟
«فلان دارو چاقت میکنه!» 💊
«چاقی تو خونمونه!» 🧬
«با این شیوه زندگی مگه میشه لاغر شد؟» 😒
این حرفا مثل بذرهایی هستن که توی ذهنمون کاشته میشن و یه انتظار خطرناک میسازن:
انتظار چاق تر شدن! 🚨
و وقتی این انتظار شکل گرفت، ذهن ما دیگه بیکار نمیشینه!
🧠 چطور ذهن باعث چاق تر شدن میشه؟
وقتی انتظار چاقی توی ذهن جا بیفته، مغز شروع میکنه به:
📌 ارسال دستورهایی مثل: بیشتر بخور! بیشتر استراحت کن! هی به غذا فکر کن!
📌 حتی بدنمون هم تحت تأثیر قرار میگیره و شروع میکنه به همکاری برای چاقی!
یعنی فقط تغییر رفتار نیست؛ تغییر فیزیولوژی هم داریم!
نتیجه؟ به شکل خزنده و گاهی جهشی، ما دچار چاق تر شدن تدریجی میشیم 😵💫🍩
اسم این روند رو میذاریم چاقی با ذهن.

🧠 چطور از چاق تر شدن برمیگردیم به متناسب شدن؟
در روش لاغری با ذهن بهجای اینکه با افکاری مثل:
❌ «مواظب باش چاق نشی»
❌ «چاقی ارثیهست»
❌ «چی بخورم که سیر نشم!»
ذهنمون رو پر کنیم، یاد میگیریم ورودیهای درست رو به ذهنمون بدیم. ورودیهایی که به ناخودآگاه میفهمونه:
✨ تو میتونی بهطور طبیعی متناسب بشی
✨ لاغری، یک روند ساده و طبیعی برای توئه
✨ دیگه هیچ ترسی از چاقتر شدن جایی توی زندگیات نداره
این تغییر نگرش فقط با فایلهای آموزشی و تمرینهای ذهنی اتفاق میافته؛ همون چیزی که توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها قدمبهقدم تجربه میکنی 💿✍️
اگر واقعاً میخوای از افکار و نگرشهای چاقکننده خلاص بشی و ذهنت رو برای متناسب شدن آموزش بدی، این دوره نقطهی شروع عالی برای توئه 🚀💚
💓 اول احساساتمون تغییر میکنه…
اولین جایی که متحول میشه، احساس ما نسبت به چاق تر شدن هست.
😌 دیگه نمیترسیم از بالا رفتن عدد ترازو
😃 امید و اطمینان جای ترس رو میگیره
💪 و یه حس خوب درونمون رشد میکنه که «من میتونم»
🧭 بعد رفتارمون عوض میشه
وقتی احساساتمون تغییر میکنه، کمکم رفتارمونم پشت سرش میاد:
🍕 دیگه اون ولع همیشگی برای خوردن نیست
🍽️ اشتها متعادلتر میشه
🚫 غذا خوردنهای بیدلیل کم میشن
✨ و حس سبکی، کمکم جای سنگینی همیشگی رو میگیره
🪄 و در نهایت جسم ما هم شروع به تغییر میکنه
با ادامهی آموزشها، ورودیهای تازه، و دور شدن از ترس از چاق تر شدن، جسم ما هم وارد بازی میشه:
📉 وزنمون پایین میاد
👖 سایزمون تغییر میکنه
🤩 و بدون رژیم و سختی، لاغر شدن رو توی آینه حس میکنیم
البته یادت باشه ⏳
زمان این تغییر برای هر کسی متفاوته. یکی توی چند هفته نشونههای جسمی میبینه، یکی دیگه شاید چند ماه طول بکشه. اما همهمون یه مسیر ثابت رو طی میکنیم:
از ذهن ← به احساس ← به رفتار ← به جسم 🌿
🎁 فایل «از چاق تر شدن خوشحال باشید»؛ یه برگ برنده برای ذهن!
تو این فایل، درباره یه موضوع خیلی جالب صحبت شده:
🔄 اینکه چطور چاق تر شدن رو نه یه تهدید، بلکه یه فرصت برای شناخت ذهن ببینی
🌱 چطور با دیدن چاقی، مسیر آموزش ذهنی رو تقویت کنی
🔥 و چطور از همین احساسات منفی، یه جرقهی قوی برای شروع لاغری بزنی
چه تازه شروع کرده باشی، چه مدتی باشه که با ذهن کار میکنی، این فایل میتونه یه تلنگر عالی باشه برای رشد سریعترت! 🚀
📌 یادت باشه:
لاغری با ذهن یعنی مدیریت ذهن در برابر چاق تر شدن
نه ترس، نه جنگ… فقط آگاهی، احساس خوب و تغییر پایدار ❤️
با تکرار آگاهیهای درست، مخصوصاً از طریق فایل «از چاق تر شدن خوشحال باشید»، ذهن ناخودآگاهت آموزش میبینه و کمکم رفتار و جسمت هم باهاش هماهنگ میشن 🌈
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن لازم است اطلاعات کامل و جامع درباره چگونگی تاثیر ذهن بر جسم داشته باشید تا با آگاهی و چشم باز در مسیر لاغری با ذهن به حرکت خود ادامه دهید.
بنابراین توصیه میکنم ابتدا محتوای نوشتاری درباره چاقتر شدن مطالعه کنید و سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات همین جلسه پاسخ دهید.
- با توجه به اینکه مدتهاست با چاقی زندگی میکنید، درک شما از نقش ذهن در چاقتر شدن چیست؟ شرح دهید.
- در گذشته چه چیزهایی شنیده یا دیدهاید که باعث ایجاد انتظار چاق شدن یا چاقتر شدن در شما شده است؟
- روشهایی که برای لاغر شدن استفاده کردهاید چه تاثیری بر ذهن شما برای لاغر شدن داشته است؟
- تلاشهای قبلی شما برای لاغر شدن چگونه بر ذهن شما برای چاقتر شدن تاثیر داشته است؟
- لاغری با ذهن چگونه باعث تغییر فرمولهای ذهنی و در نتیجه لاغر شدن شما میشود؟
- برداشت و درک خود را از محتوای آموزشی تصویری به صورت شرح انشایی بنویسید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.45 از 108 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام و درود .
آموزش ذهنی به چه شکل خودشو در جسم نشون میده ؟
مهمترین درک اینه .
آگاهیهای مربوط به چاق شدن وارد ذهن شده . هیچ نشانه ای اولش نداریم بعد ترس میاد بعد تبدیل به عمل میشه
برای جلوگیری از چاق شدن اول باید جلوی این ورودیها رو بگیریم . چون تصویر چاقی رو با چشمت به خودت میدی . تصویر چاقی + احساس بد این تصویر ذخیره میشه و ترس بیشتر میشه . دیدن خودمون در آیینه یا وزن کردن یا سایز کردن و به هر نوعی توجه کردن به چاقی همه اطلاعات غلطی هستند که با احساس بد وارد ضمیر ناخوداگاه میشن و توجه مارو به سمت چاقی و ترس از چاق شدن میبرن . هر فکری که در ما تغییر احساس ایجاد کنه به راحتی در ذهن ناخوداگاه ذخیره میشه و تبدیل به واقعیت میشه.
لاغر شدن همون چاق شدنه منتها برعکسش . دقیقا این صحبتها همونیه که روز اول در مورد شیر لاغری و سگ چاقی بهم گفتین .
اون قدر اطلاعات آگاهی دهنده از طریق فایلهای آموزشی و تمرینات وارد ذهن من میشه که کم کم شیر لاغری در وجودم بزرگ و بزرگتر میشه و صداش بیشتر و بیشتر از سگ ولگرد چاقی میشه .
یه فرمول عالی هم گفتید برای تغییر نتیجه یا باید راه و شرایطتو تغییر بدی یا خودتو .
خب من برای لاغر شدن اول مسیرمو تغییر دادم و الان دارم خودمو تغییر میدم . چون ایمان پیدا کردم تنها راه لاغر شدن لاغری با ذهنه . اونم تنها توسط استاد عزیز جناب آقای استاد عطار روشن . به نظرم اینم خیلی مهمه که توسط چه استادی آموزش ببینیم من تغییر مسیر دادم . هیچ راهی رو برای لاغر شدن قبول ندارم و هیچ استادی رو هم جز شما در این راه قبول ندارم . تنها راه لاغر شدنم لاغری با ذهنه . تنها استادمم استاد عطار روشنه . فقطم یه دلیل داره چون این راه آسونه و این استاد کار بلده . چون خودش چاق بوده .
استادم و راهم منو متهم نمی کنن به جاش بهم قدرت تغییر میدن .
منو سرزنش نمی کنن به جاش بهم عشق و عزت نفس میدن .
جلوی خورد و خوراکمو نمیگیرن به جاش بهم قدرت انتخاب میدن .
به غذاها قدرت چاق کنندگی نمیدن به جاش بهم مدیریت رفتار می دن .
بهم اعمال زور و اجبار نمیکنن به جاش بهم حس آزادی و انتخاب میدن .
روی جسمم فشار ایجاد نمیکن به جاش به من یادمیدن چطور روی فکرم کار کنم که عملکردم رو راحت عالی کنم .
تنها راه من لاغری با ذهن و تنها استاد من استاد رضا عطار روشن هست .
نکته بعدی که در فایلتون توجهم رو جلب کرد صحبت کردن در مورد سلولها و بیماریها بود . خیلی خوب بود برای من . یه باوری که من قبلا داشتم میگفتم سلولهای بدن من چاقن بیمارن استعداد چاقی دارم . خب با داشتن این باور میل انجام رفتار متناسب کننده در من کم و کمتر میشد .
ولی الان در این فایل فهمیدم خداوند همواره داره بدن منو از نو خلق می کنه و سلولهای جدید در من ایجاد می کنه . من اگه بار چاقی و بیماری در ذهنم به خودم ندم خداوند سلولها رو در مسیر سلامت خلق می کنه نه در مسیر بیماری و چاقی .
پس چاقیربطی به استعداد نداره بلکه مربوط به پذیرش این باورهاست .
من لازمه تغییر کنم تا روند خلق سلولهام تغییر کنه .
یاد گرفتم اگه باورهای الهی در سرم ایجاد کنم قطعا عملکرد و جسمم تغییر خواهند کرد . خداوند تناسب اندام رو برای من میخواد . منو در مسیر کاهش وزن صحیح هدایت کرده . بهترین استاد رو بهم معرفی کرده و در این مدت این همه تغییر عالی کردم و ته دلم نسبت به این جملات ایمانم رو قویتر کرده . پس کم کم بیماری چاقی از تمام سلولهای من میره و سلولهای من سالم و متناسب خلق میشن .
من افکار بیمار کننده هم زیاد دارم .
مثلا باور دارم کبد چرب در خانواده ما ارثیه . باور دارم چربی خون ارثیه . باور دارم دیابت ارثیه . باور دارم سرطان ارثیه . باور دارم مشکلات هاضمه ارثیه .
ولی در این فایل فهمیدم تمام این بیماری ها هم یک انتخابه . وقتی باورشو در خودم تغییر بدم و در درجه اول بپذیرم که ارث من فقط چیزهای خوبه و طبیعت ، ژن معیوب رو از بین میبره و قابل انتقال به نسل بعد نیست و در درجه بعد اینها همش عادتی هستن و چون فکر و عملکردش در یک خانواده تکرار شدن تبدیل شدن به عادت . وگرنه ژنتیک هیچ نقشی نداره . چون ژن معیوب انتقال داده نمیشه و چیزی که از طریق ژن انتقال داده میشه فقط سلامتی بیشتر و چیزهای خوبه ، کم کم این آگاهیهای جدید و تکرارش و از اون طرف مرور نکردن آگاهیهای بیماری زا باعث میشه من مشتاقانه در این مسیر حرکت کنم و احساسم بد نشه ناامید نشم و ایمانم بیشتر و بیشتر باشه که وقتی من تغییر کنم قطعا سلامتی بر جسمم جاریه .
وقتی من باورهای بیماری زا رو دور بریزم و بگم تمام این بیماریها هم انتخاب خودمه چون باورشو پذیرفتم پس در نتیجه دیگه از این بیماریها حالم بد نمیشه ؛ با همشون به صلح میرسم و میگم انتخاب خودم بوده که در درجه اول باورشو پذیرفتم و در درجه بعد عملکردی در اون راستا داشتم و میل به تغییر به واسطه ی چنین باورهایی در من از بین رفته و در حقیقت خودم مسئول بیماریهام هستن .
چقدر پذیرش این دیدگاه حال منو خوب می کنه .
من وارد راه تناسب فکری شدم و پذیرفتم چیزی که بر جسم من همیشه در حال جریانه سلامتیه ، تناسب اندامه .
باورهای خودمو تغییر دادم و نکته ی مهمی که در این فایل یاد گرفتم دیگه نزارم اطلاعات خلاف مسیرم وارد ذهنم بشه . دیگه انتخابشون نکنم . گسترده شون نکنم . ایمان به چاقی و بیماری رو در خودم از بین ببرم و ایمان به سلامتی و تناسب اندام رو در خودم تقویت کنم .
در این فایل یاد گرفتم نه تنها به خودم آگاهیهای صحیح در مسیر لاغریم بدم بلکه در پی ورودیهای چاق کننده و بیمار کننده هم دیگه نباشم . دنبالشون نکنم . هی خودمو چکاب نکنم . هی ازشون صحبت نکنم . آگاهیهای چاق کننده و بیمار کننده رو در سرم مرور نکنم . اینا انتخاب منه . برعکس انتخاب کنم که آگاهیهای سلامتی و تناسب اندام به خودم بدم اونم نه از روش ودکترهای تغذیه یا مربوط به سلامتی . اونا اطلاعاتشون غلطه بلکه اطلاعات از طریق تناسب فکری و کلام استاد عزیز رضا عطار روشن .
اینجا حتی خیال منو نسبت به بیماریها راحت می کنه . وقتی من فکر و عملم صحیح باشه قطعا دلیلی برای بیمار شدن هم ندارم .
بهانه های بیمار شدن رو پاک کنم و با اطلاعات صحیحی که از طریق سایت تناسب فکری میگیرم اطلاعات صحیح وارد ذهنم کنم . این اطلاعات باعث میشه من بهتر عمل کنم و این آموزشها رو به عمل بیارم با احساس خوب حرکت کنم . با امید ، اشتیاق انگیزه حال خوب عشق لبخند و شادی و در نتیجه زبان بدنم رو هم بتونم تشخیص بدم و اعمال زور به بدنم نکنم .
نه با پرخوری بهش اعمال زور کنم نه با کم خوری . نیاز بدنم رو برای خوردن و نخوردن تشخیص بدم و از طرفی خوردن و نخوردن رو دیگه برابر با چاقی و لاغری ندونم بلکه عملکرد متناسب کننده رو عملکرد لاغری بدونم و اونم خوردن بر اساس نیاز بدن هست .
اما یه چیزی توی فایل منو قلقلک داد . با خودم می گم خب استاد روزی ۳ ساعت پیاده روی دارن . درسته که در طی این ۳ ساعت پیاده روی روزانه دارن فایل گوش میدن اما آیا پیاده روی جسمی تاثیری در لاغریشون نداره ؟ بعد خودم جواب خودمو دادم گفتم در طی اون ۳ ساعت ایشون در حال فایل گوش دادن هستند و دارن آگاهیهای لاغری وارد ذهنشون می کنند در نتیجه موقع پیاده روی حسشون خوبه . با آه و ناله پیاده روی نمی کنند با اعمال زور و فشار پیاده روی نمی کنند بلکه این پیاده روی یک روند دلخواه هست که گوش دادن به فایلهای آموزشی باعث تاثیرش میشه وگرنه که قبلا هم ایشون کلی پیاده روی های سنگین داشتن ولی اثر نکرده بود و لاغر نمیشدن یا خیلی کم لاغر میشدن . اول اینکه به خاطر وجود فرمولهای چاقی پیاده رویشون بیشتر اعمال زور و اجبار بوده و در درجه بعدی قابل استمرار نبوده . پس اگه پیاده روی یک امر مستمر در زندگیشونه چون زبان بدنشون بر این قرار گرفته که از پیاده روی به وسیله فایل لذت ببرن .
ولی من پیاده روی کردن هنوز برام سخته . البته حالا میتونم امتحان کنم که ببینم موقع پیاده روی اگه فایل گوش بدم آیا به رنج پیاده روی غلبه می کنه یا نه . البته شما در فایلهای روز اول دوره صدگام فرمودید من همیشه تو خونه هستم و فعالیت خاصی ندارم . یعنی شما پیاده روی نمی کنید ؛ اما همچنان دارید به ذهنتون آگاهیهای لاغری میدید . پس چیزی که شما رو لاغر نگهداشته همین اطلاعات هستند نه صرفا خود پیاده روی . گرچه در پیاده روی هم زبان بدن خودش به کمک میاد و خودمون دوست داریم که حالا پاشیم چند قدمی هم راه بریم و اگر در طول پیاده روی فایلها رو مرور کنیم خب قطعا این اطلاعات حواس مارو تحت تصرف خودش میگیره و اجازه نمیده مدام با خودمون اطلاعات رنج آور و سختی پیاده روی مرور کنیم .
در کل مسیر رو متوجه شدم و دارم برای خودم کم کم به عملکرد تبدیل می کنم . تا اینجا هم خیلی راضی بودم . من این مسیر رو رها نمی کنم چون راه دیگری برای لاغر شدن ندارم . هیچ راهی به جز راه لاغری با ذهن برای لاغر شدن نیست فقط باید به خودم فرصت بدم و این آگاهیها رو بیشتر مرور کنم و از طرفی اطلاعات غلط رو هم مرور نکنم جلوی شنیده ها و دیده ها رو بگیرم تا این اطلاعات در زمین ذهن من شروع کنند به پرورش و رشد .
ممنون بابت اینکه در هر فایل کلی نکات آموزشی برای بهتر عمل کردن به ما ارائه میدید .
سپاسگزارم استاد .
برقرار باشید .
سلام و درود .
من فعلا متن این درس رو خوندم و دلم میخواد اول بنویسم . ان شاء الله فردا برداشتم رو از فایل می نویسم .
فعلا برداشتم رو از متن می نویسم .
خیلی آگاهی خوبی در متن بود .
ترس از چاقی باعث ایجاد انتظار چاقی در ما میشه . پس از چاق شدن نترسیم . بلکه فرمول جایگزینش این باشه که از چاق شدن خوشحال باشیم .
به نوعی این تمرین تقریبا مشابه صلح با پرخوریه که در تمرینات من اینو نخوردم بهش اشاره کردید .
یکی از فرمولهای ساخت شخصیت متناسب اینه که ما از چاقتر شدن خوشحال باشیم .
حالا به نظرم لازمه برای خودم شرح بدم که چرا این فرمول باعث لاغری میشه .
صلح با چاقی و احساس خوب به چاقی تعصب رو از بین میبره . خشم از چاقی رو از بین میبره .
در حقیقت نشون میده چاقی خودش روش درستیه .
کسی که بخواد چاق بشه اتفاقا چاقی که ما اون رو انتخاب کردیم یک روش درست برای چاق شدن بود .
یعنی چاقی یک راه و روشه که ما اون رو انتخاب می کنیم و وقتی این راه و روش مارو چاقتر کرده یعنی راه و روشی درست بوده . طبق آموزشهای شما به این کار نداریم که ما نتیجه چاقی رو نمیخوایم ما روندش رو که در نظر بگیریم میبینیم ما کاملا اصولی چاق شدیم و همین نشون میده اگه ما از همین روش برای لاغری استفاده کنیم قطعا به راحتی لاغر میشیم .
یادمه این اواخر ترس از چاقی خیلی وحشتناک به جونم افتاده بود حدودا دو سه ماه من بی نهایت ترس از چاقی در وجودم پدید اومده بود و همین انتظار چاقی رو در من ایجاد میکرد طوری که وقتی به مهمونی اون شب رفتم همه بهم گفتن چقدر چاق شدی . همون شب که من به اینجا هدایت شدم و امروز با انجام تمارین شما یه عده به من گفتن لاغر شدی .
خب تفاوت من با اون زمانم چیه .
اون زمان من از راه و روش چاقی استفاده می کردم و نتیجه برام شد چاقی و حالا من دارم مشابه همون راه چاقی لاغر میشم ( یادگیری فرمولها – به کار گیری فرمولها ) پس من از چاقتر شدن خوشحال میشم چون وقتی راه چاقتر شدن رو یاد گرفتم و طی کردم پس همونطور وقتی انتخابم رو تغییر بدم میتونم لاغری رو یاد بگیرم و طی کنم .
پس چاق تر شدن ترس نداره . اتفاقا میخواد بگه تو همونجور که چاق شدی پس لاغرم میشی .
باز از یه وجه دیگه میشه بهش نگاه کرد خوشحال شدن از چاقی باعث میشه ما نسبت به انداممون احساس خوبی داشته باشیم و احساس خوب ما انگیزه میشه برای ادامه دادن راه لاغری .
یه چیز دیگه هم میشه گفت . خوشحال شدن از چاقی باعث میشه من بدونم که خب چیزهای بیشتری هست که میتونم یاد بگیرم .
چون همونجور که بیشتر یادگرفتم که چاقتر بشم پس بیشترم یاد میگیرم تا لاغر بشم .
شاید به نوعی در نوشته ام ترس از چاقی باشه . پس باید بیشتر بنویسم تا بتونم حس اصلی لاغری در این نوشته رو پیدا کنم .
خب وقتی من از چاقی خوشحال بشم یفنی با اندام فعلیم در صلح و آرامشم . باهاش نمیجنگم . قبول می کنم که انتخاب خودم بوده . به انتخابم احترام میزارم و بعد به راحتی انتخابم رو تغییر میدم .
آها فهمیدم ترس از چاقی یعنی قدرت رو از خود گرفتن و چاقی رو یک امری خارج از تسلط خود دونسته . بزرگ کردن چاقیه و به نوعی ضعیف کردن شخصیت خودمون .
پس اینجا هم به فرمول (خودم ) و (انتخابهام ) رسیدم .
چاقی انتخاب من بوده . من با پذیرش چاقی قدرت رو به دست خودم میدم و میپذیرم من خودم چاقی رو انتخاب کردم چون زمانی باهاش حال کردم . چون زمانی ازش لذت میبردم . از یه زمانی به بعد دیگه از تکرارش لذت نبردم ولی تا یه زمانی من با چاقی خیلی حال کردم .
پس این چاقی چیزی بوده که خودم خواستم . وقتی مسئولیت چاقی رو بپذیرم باهاش به صلح میرسم . چاقی از خودش اراده ای نداره . یه چیز جانداری نیست . قدرتش دست منه . من بهش قدرت دادم و حالا کم کم یاد گرفتم دیگه بهش قدرت ندم . وقتی از چاقتر شدنم خوشحال بشم و جنگ و ترس و نفرت و عصبانیت رو کنار بزارم یعنی انتخاب رو به دست خودم میگیرم . چاقی یه عاملی بیرون از منه . درست مثل اشتها باید اون رو با انتخاب تغییر داد .
چاقی گناهی نداره . چاقی ساخته دست منه . انسان که از دست پرورده ی خودش نمیترسه . حالا شاید تصویر دلخواهش نبوده ولی زمانی میخواستش .
مثل یه نقاش . نقاشی بد میکشه اون نباید از تصویری که خلق بشه ناراحت بشه اتفاقا باید قدرت خودشو بیشتر ببینه که به به من عجب قدرتی در کشیدن این نقش زشت داشتم . حالا اگه بخوام خوب و قشنگ نقش دلخواهمو بکشم ببین چه استعدادی دارم .
چون این دوتا در یه سطحن و فقط اختیار و انتخاب ما باعث میشه ما یکی از این دو رو انتخاب کنیم .
پس از چاقیم خوشحال میشم چون قدرت منو به نمایش میزاره .
چون نشون میده من همونطور که میتونم به این راحتی چاق بشم میتونم به هنین راحتی هم لاغر بشم . فقط باید راهش رو تغییر بدم و از مسیر لاغری حرکت کنم اما دقیقا از همون سبک چاقی یعنی اول یاد بگیرم . بعد عمل کنم .
به همین راحتی .
پس فرمول امروز من جایگزین کردن فرمول لاغری خوشحال بودن از چاقی و به نوعی صلح با چاقی و باز گرفتن قدرت چاقی و دادن اون به دست خودم و قدرت انتخابم و رها کردن ترس از چاقی نفرت ، جنگ و عصبانی بودن و خشم از چاقی . اینا یعنی به شناخت نرسیدن اما خوشحال بودن از چاقی یعنی من یاد گرفتم لاغری رو و خیلی خوب دارم بهش عمل می کنم . این برداشت من از متن بود . به امید خدا چون این فایل خیلی پربار بود برداشتم از فایل رو فردا میزارم و قدم بعدی نمیرم .
چون نیاز دارم باز بیشتر در مورد این مبحث بنویسم . دقیقا مثل همون صلح با پرخوری که گفتین تا خوب این قدم رو انجام ندادید سراغ قدم بعدی نرید منم نیاز دارم این قدم رو بهتر یاد بیرم تا احساسم نسبت به چاقی کاملا خوب بشه .
البته خوب شده ها ولی خودم حس می کنم بیشتر باید مرورش کنم تا بیشتر درکش کنم . برای همین فردا رو هم با اجازتون به همین فایل اختصاص میدم . عجله نمیکنم و اجازه میدم اطلاعات یک مبحث آموزشی رو کاملا درک کنم و اگاهیشو دریافت کنم و بعد برم سراغ تمرین بعد .
فعلا شبتون بخیر خدانگهدار .