0

باور به لاغری کافیه! به من اعتماد کن، تو واقعاً لاغر می‌شی (گام ۵۰)

باور به لاغری
اندازه متن

💡 خیلی از آدما فکر می‌کنن لاغری یعنی جنگ با غذا یا رفتن به باشگاه، اما تجربه من (و کلی آدمی که این راهو رفتن) نشون داده:

📌 اگه باور به لاغری رو توی ذهنمون ایجاد کنیم، بدنمون خودش راهو بلده… خودش شروع می‌کنه به متناسب شدن.

🌱 پس بیا اینو با خودت تکرار کن:

“من باور دارم که می‌تونم لاغر بشم، و این باور هر روز قوی‌تر میشه!” 💪😌

چگونه چاق شدن را باور کردم

راستش رو بخوای، من بیشتر از ۳۵ سال از عمرم رو با چاقی گذروندم. توی اون سال‌ها هر کاری که فکرشو بکنی برای لاغر شدن انجام دادم…

اما هیچ‌کدوم نتیجه‌ی موندگاری نداشت 😞

الان که چند ساله سبک زندگیم تغییر کرده و از ته دل به باور به لاغری رسیدم، خیلی خوب می‌فهمم چرا اون‌همه تلاش بی‌نتیجه بود.

از بچگی هزار بار از اطرافیانم شنیده بودم که:

  • چاق بودن یعنی سالم بودن!
  • 🍚 «چاقی نشونه‌ی قوته!»
  • 💪 «اگه لاغر باشی مریض می‌شی!»
  • 🛡️ «چاقی یه جور محافظ بدنه!»

و کلی جمله‌ی دیگه که ناخودآگاهِ منو پر کرده بود از تعریف و تمجید برای چاق شدن…

نتیجه چی شد؟ توی ناخودآگاهم، چاقی شده بود چیز خوب، چیز خواستنی!

یه جور حس امنیت، سلامتی و قدرت… اما توی زندگی واقعی چی؟

تو آینه که خودمو نگاه می‌کردم، واقعاً ناراحت می‌شدم. از نفس‌نفس زدن موقع پله رفتن خسته شده بودم، از قضاوت آدما، از لباس پیدا نکردن، از سنگینی بدنم… همه‌چی آزاردهنده بود.

ذهنم دو تکه شده بود.

🔹 یه بخشش (ذهن ناخودآگاهم) چاقی رو خوب و طبیعی می‌دونست

🔹 بخش دیگه‌ش (ذهن منطقی و آگاه من) می‌خواست لاغر شه و از این وضعیت خلاص بشه

ولی چون ذهن ناخودآگاه همیشه قوی‌تره، هرچقدر هم که رژیم می‌گرفتم یا ورزش می‌کردم، تهش باز می‌رسیدم به نقطه‌ی اول یا حتی بدتر…

واقعیت اینه که من هیچ‌وقت باور به لاغری نداشتم!

من چاق بودن رو باور کرده بودم. و خب، هر آدمی طبق باورهاش زندگی می‌کنه.

🧠 ذهن من پر بود از باورهایی مثل:

  • “چاقی ارثیه”،
  • “ما خانوادگی چاقیم”،
  • “لاغری برای بقیه‌ست، نه من”،

و اینا همه باعث می‌شدن یه دیوار نامرئی دور من بکشه و اجازه نده لاغری رو حتی تصور کنم.

باور لاغر شدن

چطور باور به لاغری رو توی ذهنمون بسازیم؟! 🧱✨

می‌دونی ساختن باور به لاغری درست و حسابی، یه جورایی شبیه ساختن فونداسیون یه ساختمونه.

همون‌طور که نمی‌تونی با دو تا آجر و یه کیسه سیمان ساختمون بسازی، با یه جمله انگیزشی هم نمی‌تونی یه باور قدرتمند توی ذهنت بسازی.

اینجا هم نیاز به «مصالح» داری، هم نیاز به «نقشه مهندسی» و فوت‌وفن!

و در مورد باور به لاغری، این مصالح چیا هستن؟

  • 📚 محتوای نوشتاری
  • 🎥 ویدیوهای آموزشی
  • 📝 تمرین‌های روزانه دوره‌های آموزشی تناسب فکری

هر بار که داری یه مقاله از سایت تناسب فکری رو می‌خونی، یه قطعه آجر داری می‌ذاری توی پایه‌های باور به لاغری خودت.

هر وقت یه تمرین ذهنی انجام می‌دی، انگار داری ملات می‌ریزی تا این آجرها خوب بچسبن و محکم شن.

راز مهم: ذهن ناخودآگاه، رئیس پنهان ماست! 👀🧠

حالا یه نکته خیلی خیلی مهم این وسط هست.

ذهن ما دوتا بخش داره:

🔸 ذهن آگاه (همین که الان داری باهاش این متن رو می‌خونی)

🔸 ذهن ناخودآگاه (همونی که پشت‌پرده تصمیم می‌گیره چی بخوری، کی وسوسه شی، و کی خسته شی از تلاش!)

ما معمولاً فکر می‌کنیم با منطق و اراده تصمیم می‌گیریم، اما واقعیت اینه که ذهن ناخودآگاه مثل یه برنامه‌نویس حرفه‌ای داره تمام انتخاب‌ها و واکنش‌های ما رو از قبل برنامه‌ریزی می‌کنه!

خب حالا چطور این ذهن ناخودآگاه رو قانع کنیم که ما باید لاغر بشیم و می‌تونیم لاغر بشیم؟

ورود به ذهن ناخودآگاه فقط از یه در ممکنه 🪟

اون در، اسمش هست ذهن آگاه.

تو باید بارها و بارها محتوای خوب و مفید بخونی، تمرین کنی، تکرار کنی و بذاری این حرفا بشن صدای غالب توی ذهنت.

🔁 هر چی بیشتر تکرار کنی، بیشتر این اطلاعات از ذهن آگاهت می‌ریزن توی ذهن ناخودآگاهت

🌱 هر چی بیشتر تغذیه فکری‌ت رو آگاهانه کنی، خاک ذهن ناخودآگاهت حاصل‌خیزتر می‌شه

و وقتی فرمول‌های ذهن ناخودآگاهت کم‌کم تغییر کنن، اولین چیزی که حسش می‌کنی احساس خوبیه که بدون دلیل خاصی میاد سراغت.

همون احساس سبکی، امید، انگیزه، و آرامشی که نشون می‌ده داری متحول می‌شی.

لاغری آسان با قدرت ذهن

چطور باور به لاغری بسازیم؟ 🎯🧠

ذهن ما یه بخش مخفی داره به اسم ناخودآگاه. همونه که تصمیم می‌گیره کی گرسنه بشی، کی از مسیر خسته شی، کی ناامید بشی، و کی یهو بری سر یخچال بدون اینکه بدونی چرا! 🧁😅

اما این ذهن ناخودآگاه، خودش اطلاعات تولید نمی‌کنه… ما از طریق ذهن آگاه (منطق، تصمیم، یادگیری)، کم‌کم اطلاعات رو به خوردش می‌دیم.

هرچی بیشتر تکرار کنیم، بیشتر اون اطلاعات تو ذهن ناخودآگاه ثبت می‌شه. و اینجوریه که باور به لاغری به‌تدریج شکل می‌گیره 💡

خوراک ذهنتو کنترل کن! 🍽️📺

ببین… همون‌طور که بدن ما با غذایی که می‌خوریم ساخته می‌شه، ذهنمون هم با اطلاعاتی که بهش می‌رسه شکل می‌گیره.

اگه از صبح تا شب درگیر اخبار استرس‌زا، سریال‌های منفی، یا آدمایی باشی که مدام غر می‌زنن و ناامید حرف می‌زنن، ناخودآگاهت با همون چیزا تغذیه می‌شه. نتیجه‌ش چی می‌شه؟

ذهن تو پر می‌شه از ترس، تردید و باورهای محدودکننده. درست مثل اینه که به بدن فقط غذای ناسالم بدی، خب معلومه مریض می‌شه! 🤯

اما برعکسش هم صادقه…

وقتی روزت رو پر می‌کنی با مطالب الهام‌بخش، آموزش‌های تناسب فکری، و تمرین‌هایی که تو رو یاد آرامش، امید و تغییر می‌اندازن، در واقع داری خوراک سالم و مقوی به ذهنت می‌دی. اینجوری ناخودآگاهت شروع می‌کنه به قوی‌تر کردن باورهای مثبت. 🌱

📌 یادت باشه ذهن ناخودآگاهت مثل یه اسفنج می‌مونه؛ هرچی اطرافش باشه رو جذب می‌کنه، چه بخوای چه نخوای! پس اگه کنترلش نکنی، به‌طور خودکار پر می‌شه از چیزایی که اصلاً به کارت نمیاد.

نتیجه‌اش چیه؟ 😍

وقتی این مسیر رو درست بری، یه روز می‌بینی یه اتفاق عجیب افتاده:

✅ حس می‌کنی آروم‌تری ✅ به خودت امیدوار شدی

✅ دیگه اون فشار همیشگی رژیم و وزن رو حس نمی‌کنی ✅ انگار یه چیزی از درون داره کمکت می‌کنه!

آره… این همون باور به لاغریه که توی وجودت ریشه کرده و حالا داره تو رو جلو می‌بره ❤️‍🔥

حالا وقتشه یک قدم مهم برداری 🧘‍♂️🍏

اگه تا اینجا خوندی، یعنی تو آماده‌ای برای ساختن باور به لاغری 💖 یعنی دیگه نمی‌خوای قربانی افکار چاق‌کننده، رژیم‌های خسته‌کننده یا تردیدهای بی‌پایان باشی.

تو می‌خوای یه بار برای همیشه این مسیر رو از ریشه درست شروع کنی 🌱 و خبر خوب اینه که دقیقاً برای همین هدف، دوره‌ی «ورود به سرزمین لاغرها» طراحی شده 🎓🌈

یه دوره‌ی شگفت‌انگیز که مثل یه قطب‌نما، ذهنت رو به سمت سبک شدن هدایت می‌کنه.

✅ با آموزش‌هایی ساده اما عمیق

✅ تمرین‌هایی که کم‌کم باور به لاغری رو توی ذهنت جا می‌اندازن

✅ و همراهی قدم به قدم برای ساختن اون فونداسیون محکمی که گفتیم

اگه می‌خوای:

  • باور کنی که می‌تونی بدون زجر و محدودیت لاغر بشی
  • ذهنت رو از نو برنامه‌ریزی کنی
  • و مسیر لاغری رو با حس آرامش و اطمینان بری…

🟢 دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همون چیزیه که نیاز داری.

حالا دیگه وقتشه برای ساختن «تو»ی جدید اقدام کنی.

یه توی متناسب، آروم، با اعتمادبه‌نفس و با یک باور ریشه‌دار به لاغری 💪🌟

🔗 برای شروع سفر به سرزمین لاغرها، روی لینک زیر کلیک کن و اولین قدم رو محکم بردار:

👈🏻 ورود به سرزمین لاغرها

ما اینجاییم تا تو رو تا رسیدن به نسخه سبک‌تر، شادتر و لاغرتر از خودت همراهی کنیم ❤️

✍️ تمرین آموزشی – ساختن باور به لاغری 📖

آیا می‌دونی یکی از مهم‌ترین کلیدهای موفقیت در مسیر لاغری با ذهن، ساختن و تقویت باور به لاغریه؟ 🤔💡

درست مثل اینکه بخوای یه خونه محکم بسازی، اما اول باید فونداسیونش رو بسازی 🧱… تو هم اگه می‌خوای برای همیشه لاغر بمونی، باید از ریشه باور کنی که می‌تونی 💪🌱

توی این تمرین، با کمک مطالب آموزشی سایت تناسب فکری، قدم‌به‌قدم می‌ریم جلو تا این باور طلایی رو بسازیم و محکمش کنیم. پس اول متن رو با دقت بخون، ویدیوی آموزشی رو تماشا کن، و بعد به سؤالات زیر توی بخش نظرات پاسخ بده ✨

📌 سؤالات تمرینی:

  • 👀 نگرش تو درباره باور به لاغری چیه؟ واقعاً باور داری که لاغر می‌شی؟
  • 📉 تو گذشته وقتی رژیم می‌گرفتی یا ورزش می‌کردی، چقدر باور داشتی که موفق می‌شی؟
  • 🔄 بعد از هر بار تلاش، چقدر فکر می‌کردی دوباره چاق می‌شی؟
  • 💭 در مورد چاق شدن، باور داشتن به چاقی چقدر روی بدنت اثر گذاشته؟
  • ⏳ آیا پیش اومده که منتظر چاق شدن باشی؟ این انتظار از کجا اومده بود؟
  • 🧠 از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدی، چقدر دیدگاهت درباره لاغر شدن تغییر کرده؟
  • 📝 برنامه‌ات برای ساختن باور به لاغری چیه؟ برامون بنویس!
  • ❌ چه هدف‌هایی داشتی که از اول شک داشتی و هیچ‌وقت هم بهش نرسیدی؟
  • ✅ چه خواسته‌هایی داشتی که از همون اول مطمئن بودی موفق می‌شی و شدی؟
  • 🎥 برداشت شخصی‌ات از ویدیوی آموزشی رو کامل و انشایی بنویس.

❓حالا نوبت توئه!

تو چطور می‌خوای باور به لاغری رو در خودت بسازی؟ 🤔
تجربه‌ت از گذشته و الان رو با ما و بقیه اعضا توی بخش نظرات بنویس.
همین نوشتن‌ها باعث می‌شن ذهنت دوباره برنامه‌ریزی بشه و قدرت باورت بیشتر شه 💬✨

⌨️ منتظریم که نظر تو رو بخونیم، چون همین گفت‌وگوهاست که مسیر ذهنی لاغر شدنمون رو می‌سازه!

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.10 از 89 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=15145
137 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۳/۲۵ ۱۲:۰۶
      مدت عضویت: 2214 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 404 کلمه

      سلام بر همگی

      باور همون انتظار ما از زندگی مان هست . و هرچی الان در زندگی مان تجربه میکنیم نگاه و انتظار ما به زندگیست.  

      آدم هایی که در مسیر زندگی شون مرتب تحقیر میشدن و اگه یک کار رو اشتباها انجام میدادن آنقدر  سرزنش میشدند که با تکرار این سرزنش ها کم کم خودشون هم پذیرفتن که من با بقیه فرق دارم  و من نمیتونم . 

      و این نتونستم ها که در ذهن ما ریشه گرفت اعتماد به نفس و خودباوری ما را از چشممان محو کرد . تا جای که اگه کاری مهم رو انجام میدادیم ولی نگرش خودمون به خودمون این بود  که کاری ارزشمند نبود و این باعث شد که کم کم خودمون رو دوست نداشته باشیم و  مشکلات ما بیشتر بشه. 

      حالا نداشتن همین اعتماد به نفس انتظارمان از زندگی رو هم پایین آورد و همین عامل باعث شد که درانجام بیشتر کارها خودمون رو ناتوان ببینیم و نتوانیم به موفقیت بزرگی دست پیدا کنیم .

      پس با یادآوری و مرور موفقیت هایی که در مسیر زندگیم داشتم میتونم اعتمادبه نفس خودمو پیدا کنم و روز به روز بیشتر کنم و کم کم انتظارم از زندگی تغییر میکنه و هر چیزی که برای یکی دست نیافتنی باشه برای من به راحتی دست یافتنی میشه. 

      دوم هدفم رو در ذهنم کوچیک کنم وقتی بیل گیتس و امثال آنها میتونند ثانیه ای درآمد میلیاردی داشته باشن پس دیگه خواسته من که دیگه هیچی نیست از لحاظ مالی .

      در زمینه متناسب شدن هم همینطور وقتی دوستام توانستند روی باورهاشون و انتظارشون از زندگی کارکنند و موفق بشن پس منم میتونم .

      وقتی انتظار از زندگی مان رو تغییر میدیم اولا نباید به عامل بیرونی گره بزنیم دوما نباید به چی جوری شدنش کاری داشته باشیم . 

      وقتی ما روی ذهنمان کار میکنیم از هر لحاظ مالی سلامتی متناسب شدن و انتظارمان از زندگیمون رو با تمرین خودباوری  تغییر میدییم خدای بزرگ خودش مسیرها رو برامون هموار میکنه و ما را به هدفمون میدونه .

      دلیل نمیشه قبلا تو زمینه ای موفق نبودم 

      دلیل نمیشه قبلا نمی تونستم متناسب بشم

      دلیل نمیشه قبلا روابط خوبی نداشتم 

      دلیل نمیشه قبلا وضع مالی خوبی نداشتم و…

      پس الان هم نتونم.  من قبل یه آدم بودم با کلی افکار واحساس و باورهای منفی و یک انتظار پوچی از زندگی 

      ولی الان آدمی هستم که باورهام و احساسم و نگرشم مثبته و خوبه و  باورهای اشتباهم رو شناسایی میکنم و همشو ردش میکنم و باور خوب جایگزین میکنم .و انتظار خوب زندگی کردن که حق طبیعی خودم میدونم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۱/۰۶/۲۳ ۱۹:۱۴
      مدت عضویت: 2214 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 714 کلمه

      به نام خدا

      الان که دروضعیت جسمانی خوبی هستم وبا ایده آلم فاصله کمی دارم برمیگردم به مسیری که رفته بودم که بر من چی گذشت میبینم که من ازیک طرف روی محتویات ذهنیم کارمیکردم وانگار یک نیرویی  هرچند وقت میخاست منو منصرف کنه که میگفت فایده ای نداره وبیخود تلاش کردنه و من آنقدر اشتیاق واستمرار داشتم که خودم انتظار متناسب شدن داشتم و اون فشار روحی رو نادیده میگرفتم .و میرفتم لایوها رو گوش میدادم وبارها به خودم میگفتم استاد چطوری تونست پس منم میتونم .

      طوری که خواهرم هروقت خونه ما میومد و به شکل فجیعی از جسمم ایراد میگرفت ولی من از ته دلم به خودم میبالیدم که تو این مسیرم و به زودی متناسب میشم .

      نمیزاشتم نامیدی منو از ادامه راه منصرف کنه .

      نامیدی لامصب بدجوری خودش رو توی مسیر موجه توجیه میکنه که کو . یه نگاه به خودت بنداز . ولی من انگار هرچی بیشتر تواین مسیر بودم صداش کمتر و ضعیف تر میشد .

      انتظار داشتم امید داشتم که من متناسب میشم چون من میدونستم خداوند عادل هست من با توجه به چاقی فریاد میزدم خدایا منو چاق کن . بعدش که چاق شدم ناراحت بودم چرا چاق شدم .

      من خودم نمیدونستم چی میخام . ازیک طرف تمام نگاه و توجهاتم روی چاقی بود و هرلحظه به جهان سفارش چاقی میدادم و جهان هرسری آرزوی منو بولد ترمیکرد .

      آره من بلد نبودم چطور خواستمو به جهان سفارش بدم . من متناسب شدن رو میخاستم ولی صبح تا غروب از زیبایی عمه هام که سرخ وسفید و تپل هستن میگفتم و اونها را تحسین میکردم .و کودکان تپل رو میدیدم ذوق میکردم و مادراشون رو تحسین میکردم و …  حالا که کم کم این توجهات روی رفتارغذاییم خودش رونشون داد و من حرص وولع کاذب داشتم و همیشه خدا گرسنم بود وپرخوری میکردم وسنگین میشدم انتظار چاقی درمن شکل گرفت و من چاق شدم .

      پس اومدم این سری آگاهانه ورودی هام رو عوض کردم و کم کم رفتار غذاییم تغییر کرد و من وزن زیادی رو از دست دادم .

      همین دیشب بود خالم زنگ زد خونه ما . وبعد کمی صحبت به مادرم گفتش که من چرا اینقدر لاغرشدم و مادرم گفت از بس سرش تو گوشی واینترنت هست و از اونجا داره یاد میگیره وداره خودش رو لاغر میکنه .وازاین حرفها .

      ولی من دیگه حرف اونها رو گوش نمیکنم من تازه دارم نفس میکشم من عاشق متناسب شدنم و لذت میبرم هر فرد متناسبی رو میبینم و آنقدر تو دلم تحسینشون میکنم که  عشق میکنم .

      اونها دارن ناخودآگاه روی ذهنم کارمیکنن که بسه زیاد لاغرشدی همین حد خوبه دیگه خودت رو از این لاغرتر نکن .

      داداشم میگه بعضی آدم ها ژن لاغری تو وحودشان هست و تو از اون دسته آدمهایی که وقتی تصمیم به لاغری گرفتی و غذاتو کم کردی لاغر شدی . منم فقط سکوت میکنم چون دیدگاهمون خیلی باهم فاصله داره .

      البته فکر میکنم یه بار واسه کنجکاوی بهش گفتم ببینم این موضوعات رو قبول داره یا نه . دیدم اینها رو اصلا باور نداره .

      منم سکوت میکنم و از وجود خودم لذت میبرم .

      مانتو سایز۳۸ خریدم آنقدر گشاد شد که باید بدم خیاطی .

      آخه مانتویی که خوشم بیاد در سایز کوچکتر ندیدم .

      میدونم هست و این هم باور مخربی هست که میخاد من وزنم رو بالا ببرم .

      من دیگه گول ذهنم رو نمیخورم شده پارچه بگیرم بدوزم این کار رومیکنم ولی ادامه میدم .

      چون به ذهنم اطمینان دارم که منو تا جایی متناسب میکنه که لازم هست . وخودمم دوست دارم چندکیلو دیگه لاغرتر بشوم و باربی کامل بشم . 

      تاحالا تونستم اینهمه وزن کم کنم پس انتظار دارم وامید دارم با ادامه دادنم بازم میتونم باربی بودن رو به خودم هدیه بدم .

      دوستان من این راه رو که رفتم نجوای ذهنی که تو نمیتونی . جسم تو با بقیه فرق داره . پس چرا تکون نمیخورم . و…. وسط مسیر میخاد شما رومنصرف کنه ولی با اطمینان میگم اگه هر سری بهش بها ندین و کارتون رو ادامه بدین صداش ضعیف تر میشه و نتایج بیشتر میاد .

      انگار این صدا و نتایج بهم ربط دارن .

      هرسری که میخاد ناامیدتون کنه توجهی نکنید بعد مدتی متوجه تغییر رفتاری در خودتان میشید وبعد مدتی کاهش وزن خودتان رو از روی لباس یا صحبت اطرافیان متوجه میشید .

      همین یه تکه سخته اما میشه .ناامید نشید . انتظارتون رو لاغری کنید . میشه . من رفتم . وادامه بدین.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۲/۰۷/۰۸ ۱۵:۵۰
      مدت عضویت: 2214 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 547 کلمه

      سلام و درود بر استادعزیز و دوستان همراه

      من خودم بارها پیش اومده بود که خواسته ای داشتم با خدا صحبت میکردم ومطمن بودم که خدا بهم میده اگرمن هم تلاشمو بکنم .

      و تلاش برابر یادگیری من بود . من رانندگی رو یاد بگیرم . من حسابداری رو یادبگیرم . من آرایشگری رو یادبگیرم من …….

      درمورد لاغرشدن هم من چون چیزی رو بااستمرار یاد نگرفته بودم بلکه به بیراهه رفتم .اونم به خاطر باورهای اشتباهم بود 

      که کم تحرکی چاقی میاره پس تحرک لاغری میاره و من سعی میگردم عوامل چاقی رو سرکوب کنم . وعملا لاغری رو یاد نگرفته بودم که نتیجه لاغری رو کسب کنم .

      تو خانواده من هم مثل باقی خانواده ها تا میتونستند بچه هاشون رو به خاطر کوچکترین حرکت اشتباه سرزنش میکردن و اعتمادبه نفس کلا سرکوب میشد و من هم مثل باقی دوستان به خاطر چاقیم حرفهای ناجور میشنیدم  و خودخوری میکردم . 

      من تو خانوادم تنها کسی هستم تا بدونم یک روزنه کوچکی هست برای حل یه مساله . واردش میشم یادمیگیرم وحرکت میکنم . چون روی خدا حساب باز میکنم و هرجا گیر میکنم ازش کمک میخام .واونم سنگ تموم میزاره .

      یادم میاد فقط  تو سایت نی نی سایت شب هنگام دنبال لاغری باقهوه بودم و تو اینستا هم یک خانمی تضمین لاغری باقهوه میکرد و  من کامنتهای زیادی رو خوندم و دیگه خسته شده بودم ناخودآگاه چشمم به کامنت یک آقایی افتاد که توی کامنتش نوشته بود لاغری با ذهن آقای عطار روشن هم خوبه درهمین حد . 

      دیگه به هیچ مطلبی هم اشاره نکرد ومن سریع تو گوگل سرچ کردم و وارد این سایت شدم .

      و قبلا هم چون آشنایی باقانون جذب داشتم که ما باافکار واحساسمون زندگیمون رو خلق میکنیم  ومطالب سایت رو مطالعه کردم و بعد مدتی یادگیری رو شروع کردم و مطمن شدم راه درستش همینه .

      من باافکارم چاق شدم پس باافکارم لاغر میشم .

      هرچه جلوتر میرفتم امیدم به لاغرشدن بیشتر وبیشتر میشد  وادامه دادم و عاشقانه مطالب رو میخوندم و گوش میدادم .

      باخودم صحبت میکردم و درس اون روز رو خلاصه بعد پایان ویس برای خودم کنفرانس میدادم وحلاجی میکردم.

      بعد مدتی تغییرات درجسمم نمایان شد و به سال نکشیده که از خانواده تا دوبریام همه واکنش نشون دادن .

      حتی خواهرم که من سوژه بودم براش و وقتی خونه ما میومد وتا منو میدید سرصحبت رو باچاقی من باز میکرد .خیلی تعجب کرد که تو چی کار کردی بااینکه میدونست من دارم روی آموزشهای دوره کار میکنم .

      اون روزها یادم نمیره خیلی قشنگه چقدر من به خودم افتخار کردم و چقدر تازه امیدوار شدم به زندگی کردن . چون من راه وچاه زندگی کردن رو یاد گرفتم و این روش ذهنی باعث شد دیگه خودم رو سوار بر زندگی ببینم نه زندگی رو سوار بر خودم .

      دیگه خودم رو بابقیه مقایسه نمیکردم چون میدونستم من هرچه بخام میتونم خلق کنم به عبارتی تمرکزم از روی زندگی دیگران خیلی کم شد . و روی خودم گذاشته شد .

      راز موفقیتم فقط باور به اینکه من میتونم با افکارم زندگیمو آنطور که میخام خلق کنم نه با جسمم . 

      خدا روشکر میکنم که مثل همیشه کمکم کرد که تو مسیر درست قرار بگیرم و تشکر میکنم از استاد عزیز که منو با روش ذهنی جهت خلق لاغری و خلق کلی از خواسته هام آشنا کرد تا من هم بتونم بدون ترس زندگی کنم و از زندگی تو این دنیا لذت ببرم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 11
گردونه هدایا گردونه هدایا