✨ قدرت باور برای کاهش وزن، همون چیزی بود که تا مدتها نادیده میگرفتم…
📍 این جلسه ادامه گام ۶۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
واقعاً هیچ چیز به اندازه ساختن این قدرت توی ذهن، نمیتونه مسیر لاغری رو برات هموار کنه 💫
👨🦱 من تا حدود ۳۵ سالگی همیشه با اضافهوزن دستبهگریبان بودم. آخرین عددی که ترازو برام نشون داد؟ 😅 ۱۳۵ کیلوگرم!
بارها تصمیم گرفتم لاغر بشم… رژیم، ورزش، قرص، دمنوش، هر چی بگی!
هربار یه ذره سایزم کم میشد، یه کم سبکتر میشدم، ولی… 💥 به طرز عجیبی، دوباره با سرعت نور برمیگشتم به همون وضعیت قبلی!
در این جلسه میآموزیم:
✨ قدرت تغییر کردن؛ باور کردی که میتونی؟! 😌💪
یهسری از روشهای لاغری بودن که واقعاً هیــــچ اثری روم نداشتن! نه سایزم کم میشد، نه وزنی ازم کم میشد، فقط وقت و انرژیم تلف میشد 😩
و خب معلومه! هربار پیش خودم فکر میکردم:
«شاید من اصلاً قدرت لاغر شدن ندارم!»

ولی راستش… من قدرت چاق شدن رو توی ذهنم ساخته بودم، خوب هم ساخته بودم 😅
و همین باعث میشد با کلی زحمت و فشار شاید یه ذره وزنم کم بشه، امااااا… 🎢 به راحتی و بدون هیچ زحمتی دوباره چاق میشدم! مثل یه فنر که تا رهاش کنی، با سرعت میپره بالا!
📌 اون سالها (حدود ۳۵ سالگی)، این بالا و پایین شدنهای وزن و سایز من یه چیز رو خوب نشون میداد:
تو ذهنم یهسری باور و فکر ریشهای داشتم که قدرت چاق شدن رو فعال کرده بودن… نه قدرت لاغر شدن رو.
📉 وقتی یه ذره لاغر میشدم، به جای اینکه خوشحال باشم، نگران بودم:
«نکنه دوباره چاق بشم؟»
و خب… این نگرانی همون قدرت ذهنی من برای بازگشت به چاقی بود. انتظار واقعی من از آیندهم همون چاقی بود، نه تناسب.

🧠 نشونههای قدرت چاقی ذهن! 😮💨
بذار با یه سوال شروع کنیم:
واقعاً چرا بعضیها هر کاری میکنن وزنشون تکون نمیخوره؟ 🤔
جوابش سادهست: چون هنوز قدرت چاقی ذهن فعاله، نه قدرت باور برای کاهش وزن! 😌✨
ذهنشون هنوز به یهسری باورهای چاقکننده چسبیده…
🔍 اینا نمونههایی از همون باورهای چاقی هستن که تو ذهن خیلیها جا خوش کردن:
🗯️ «من لاغر بشو نیستم چون چاقی توی خونمونه، ارثیه!»
🗯️ «من تحرک ندارم، معلومه که لاغر نمیشم!»
🗯️ «سوختوساز بدن من کمه… تقصیر من نیست!»
🗯️ «دارم دارو میخورم؛ با این شرایط مگه میشه لاغر شد؟»
🗯️ «استخونبندیم درشته؛ اصلاً از اول همینجوری بودم!»
🗯️ «من پرخوری عصبی دارم، نمیتونم جلو خودمو بگیرم!»
و اینا تازه فقط چندتا از هزار تا توجیه ذهنیان که آدم برای ادامهی چاقی خودش رو قانع میکنه 😅
❗ حالا نکتهی طلایی اینجاست:
🔸 هرچقدر بیشتر این فکرها رو تو ذهنت مرور کنی،
🔸 هرچی بیشتر دربارهشون با بقیه حرف بزنی،
🔸 و هرچی بیشتر این دلایل رو باور کنی،
داری نشون میدی که قدرت باور برای کاهش وزن رو نداری و در عوض قدرت چاقی ذهن در تو فعاله! 💣
و وقتی قدرت ذهن تو سمتِ چاقی باشه، هر چقدر هم جسمت بجنگه، ذهنت آخرش میبره… و تو برمیگردی سر خونهی اول! 🎢.

✨ ایجاد قدرت باور برای کاهش وزن؛ نقطه شروعی متفاوت برای لاغری واقعی! 💪🧠
اگه رویای لاغر شدن داری (که خب اکثرمون داریم 😅)، اولین و مهمترین چیزی که باید توی ذهنت جا بندازی اینه که:
تو قدرت باور برای کاهش وزن رو داری!
نه از اون قدرتهایی که با رژیم و دویدن روی تردمیل میاد، یه قدرت عمیقتر… یه قدرتی که از باور ذهنی میاد 💫
💣 راز مهم: هر چی بیشتر به بدن فشار آوردی، ذهنت قویتر چاق شد!
یه حقیقت تلخ ولی واقعی:
هرچقدر که بدن رو با اراده و زور و کنترل تحت فشار گذاشتی، همزمان ذهنت هم قویتر شد… ولی نه در جهت لاغری 😞
بلکه توی مسیر ساختن ترس از غذا، خشم از بدن، وسواس کالری و اعتیاد به شکست.
نتیجهش؟ یه ذهن با قدرت چاقی زیاد + یه جسم خسته = ادامهی چاقی 🚫
پس راه چیه؟ 🤔
راه، نه توی محدود کردنه، نه توی حذف غذاهای موردعلاقهته
راهش توی ساختن فرمول ذهنی لاغری و ایجاد قدرت باور برای کاهش وزنه. فرمولی که بهت یاد بده:
✅ تو میتونی متناسب بشی بدون زجر کشیدن
✅ لاغر شدن میتونه طبیعی و لذتبخش باشه
✅ ذهن تو میتونه دوست و هممسیر بدنت بشه
🌱 قدرت باور برای کاهش وزن رو فعال کن!
به جای اینکه مدام دنبال روشهای بیرونی باشی، یه بار برای همیشه بیا باور درونیتو بسازی:
💭 «من میتونم بدون زور، لاغر بشم.»
💭 «بدن من دوست داره سبک و سالم باشه.»
💭 «من دارم ذهنم رو برای لاغری تربیت میکنم.»
💭 «من فرمول ذهنی لاغری رو یاد میگیرم.»



💡 چطور قدرت ذهنمون رو از چاقی ببریم سمت لاغری؟ ✨
ببین دوست خوبم! همونطور که یه روز ناخودآگاهت رو با افکار چاقکننده پر کردی، حالا هم میتونی قدمبهقدم ناخودآگاهت رو با باورهای لاغرکننده جایگزین کنی 🤲🧠
اسمش رو میذاریم: ساختن قدرت باور برای کاهش وزن! 🌈
قدم اول: شناسایی باورهای چاقی 🧩
اول باید بدونی دقیقاً داری چی رو باور میکنی.
یه دفتر بردار یا اپ یادداشت گوشیت رو باز کن و صادقانه بنویس:
❓ چرا فکر میکنی نمیتونی لاغر بشی؟
❓ چه دلیلهایی برای چاقی خودت داری که مدام تکرار میکنی؟
همین نوشتن ساده، کلی آگاهی میاره. چون تا خودت نفهمی چی توی ذهنت هست، نمیتونی تغییرش بدی ✍️📖
فرایندی که به شکل ویژه در دروه ورود به سرزمین لاغرها از طریق تمرینات مختلف انجام میشه و این قدم اول و مهمترین قدم برای ایجاد قدرت باور برای کاهش وزنه.
قدم دوم: گفتوگو با ذهن 💬
بجای اینکه بگی: ❌ «من سوختوسازم کمه، لاغر نمیشم»
✍️ در ادامه هم توی گام ۶۴ سراغ «مقاومت ذهنی در کاهش وزن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.49 از 61 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن وهمه دوستان عزیر
احساس لایقت لاغر شدن یا احساس لاغری که نیاز لاغرشدن هست
حرفهای بی پایه اساس قبول کردم که درست هست هی بارها این صحبت حرفهای بی اساس تو ذهنم عفب جلو شد هی با گفتن تکرارش باور و فرمول اشتباه تو ذهنم شد اطمینان از درستی اون صحبت ییقن اطمینان بهش هی بیشتر شد و زندگی من تو هر جنبه با انجه تو ذهنم داشتم شکل گرفت
اولش شد کمی اضافه وزن هی کسترش پیدا کرد تبدیل شد به جاقی من هی رژیم گرفتم ورزش کردم فشار اوردم که لاغر بشم
بی خبر بودم ریشه چاقی ذهن حسابی بهش رسیدگی میکنم که قوی بشه برای چاقتر کردن خودم لاغر میشدم با اولین تعریف که چقدرخوب لاغر شدی شاد میشدم ولی ته ذهنم باور و اطمینان نداشتم که برام باقی باشه با هر فرد چاقی که لاغر شد
تا همین امروز باهش،صحبت می کنم به انواع مختلف شکل باورهاش داره که موندی نیست خدا ازدلت بشنوه هنور فبول نداره لاغر شده حتما به دامن چاقی برکشت میکنه
درست مثل خودم که وفتی از لاغریم تعریف میشد من یقن داشتم این لاغری برای من نخواهد موند و همین شکل به خودم میامد میدیدم هر جی که ساخته بودم و جسملاغر کرده بودن داره از بین میره وفشار بیشتر می کردم غذام کاهش میدادم
چند روز این فشار داشتم ولی ازیی جای فنر پرش کرده از دستم خارج میشد من کلی غذا خورده بودم تلافی این حس بد لاغر نشدن از غذا گرفته بودم حسم بسیار بدی هم با این رفتار ذهنم روحم درگیر خودش می کرد ویی تجربه شکست دائمی برای من می ساخت و این حس واقعا ازار دهنده بود
تا زمان های زیادی با من بود بازم تو ذهنم نه تنها از جاقی رنج می بردم این حس شکست هم قویتر کنارش بود خود جاقی ذهن یی مهمان ناخونده بود برای ذهنم یی مهمان ناخونده دیگه هم اورد بود
گسترش این باورهای تو ذهنم جای برای قبول تغییر هم نمیزاشت که بتوانم کمی تغییر ایحاد کنم
تغیبر ازکحا شروع میشه سابق فکر می کرد من با جسم این. تغیبر می سازم این درست نبود همین تغیبر ازذهنم می امد و باعثتغیبر من میشد
وفتی جای برای افکار تازه نیست ذهن ازچی استفاده کنه برای تغییر مسیر تناسب فکری خونه تکونی عالی درست ذهن هست حسابی باید انجام بشه الکی با یی روز دو روز این خونه تکونی همشه پاکیزه نمی مونه دائم باید بهش،رسیدگی بشه تا از الودگی ذهنی روحی حسمی خلاص بشه
اول ذهنی بد روحی وبد جسمی هست با پاک سازی این سه بخش تغییرات ارام ارام وارد زندگی من شد تغییران کوچکی که نگاه خودم بهش بزرگ کردم برام بسیا مهم شد که قادرشدم این تغیبر انجام بدم کاری که فبلا دیگه قادر نبودم انجام بدم طی مدت ۱۰ سالی دیکه قادر نبود هیج تغیبر انجام بدم حتی کسی می خواست کمک کنه یی تغییر بیاد تو زندگیم با فشار و حس کامل فبولش می کردم ولی بدها میدیدم امده وبهتر شده ولی من این تغیبر رو نساخته بودم یی فرد دیگه اون تغیبر وارد زندگی من کرده و. من کمی اون عوض کرده بودم در حد کم تغیبرات بزرگ که اصل قادر نبودم انجام بدم تشپویق میشدم صحبت با من میشد ولی ذهن من اصلات همه این حرفها رعد میکرد داشتم گوش میدادم ولی میدیدم ذهن میگه گوش نکن به دردت نمی خوره بعضی زمان گوش میگردم ولی واقعیت نه گوش نمی کرد ذهن داشت دنبال بهانه خودش می کشت که خلافش به خودم اثابت کنه و من قبول نکنم که تغیبر بسازم اصلی تزین تغیبر برای من کاهش وزن بود و بد تغیبر در سلامتی جسم بود که به شکل نیاز شده بود درخواست نبود نیاز برای زندگیم بود وابسته به لاغری و سلامتی جسم بود
خوب ذهنم ابن اصلا نیاز نمیدید که برای من انجام بدم من درخواست نداشتم من نیاز داشتم ذهنم برای نیاز من کاری انجام نداد تا به شکل درخواست تبدیل شد و خودم تو مسبر تناسب دیدم هدایت شدم حمایت شدم توسط خدایی عزیزم قادر باشم گل زندگیم با اموزش درست یی خونه تکونی خوبی انجام بدم و توامندهای جسم به وجودم برکشت بدم
تلاش،کردم بهتر کار رفتار عمل کرد به خودم هدیه بدم و باعثکلی تغییرخوب برای من شد من حالا قادر هستم با افتخار وسربلندی بگم ذهنم من قویتر بخش،بدن برای بهبود بخشی هر جنبه زندگی من هست
قدرت ذهنم من از مشکلات جسم بسیار قپویتر هست ذهنم قادر هست با دستورات درستش ،بهبودی عالی به جسم بده ومن از این وضعیت که خودم ساختم رها کنه لاغر شدن که دیگه براش، راحترین کارهست داره انجامش،میده حالا نگرش،اعتقاد من کاهش،وزن کامل هست نه جندکلیو وزن کم کردن کامل قادر هست جسم ازچربی تخیله کنه
هر بخش برای ذهنم هیج تفاوت نیست اون قادر هست
از نوک پا تا سر هرجای که جربی انباشته شده رو تخیله کته من موانع باورهای اون بابد رعدش،کنم بهش،قدرت لاغری خودش،براش،مانع نتراشم
ذهنم کارش،بلد هست خوب بلد هست نیاز به کمک من داره درحال حاضر من تکرار اگاهی درست داشتن ارامش خیال و تکرار نکردن هر بخش،فبلی تو وجودم و قبول با ییقن اینکه قادر هستم کل بدنم هم لاغر و سالم ببنم همه بخش،های بدنم رو فرق این بین بردارم که ازاگاهی فبلی این فرق ساخته شده بود مندیگه فبولش ندارم چون دررست نبود اگه بود که باید تا این زمان اصلا چاق نبودم
فردی لاغر و متناسب بودم این همه مسئله تو زندگیم نبو.د
خدایا شکرت که من نجات دادی از اشتباهات خودم که این ساخته خودم بود دارم ی ساخته خوبتر به وجودمبا کمک خدایی عزیزم وفرشته نگهبانم زهرا جون و خودم دارم انجام میده نتایج خوبیر هم دریافت داشتم که به خودم ثابت شد اشتباه از خودم بود ونه هیجپکس دیگه خودم باید درستش،کنم نه هیج کس دیکه
چرا نتیجه احساسی زود گرفتم ولی نتیجه لاغری زود نبود
جسم من به فراینده پایدر ذهن پاسخ میده نه به رفت برگشت ذهنم و احساس پاید توکل روزم داشته باشم
قرار من اطمینان داشته باشم که لاغر شدنی هستم و متناسب شدنی هستم لاغری کامل و سالم بودن درست کامل خواهم شد
(من میتوانم و من بایدخودم لاغر بشم من لاغر میشم نه روش تناسب فکری به همین راحتی اسونی کار خود خود خودم هست امید به خودم هست که لاغر توجسم خلق کنم )
پذیرش نکته که توانای لاغر شدن دارم و لاغر خواهم شد هیچ فرقی با هیج کس تو لاغر شدن ندارم این بهتربن نکته کلید ابن فابل بود که برای من بود بهش رسیدم
مسیر تناسب فکری عقیده من کامل تغیبر داد و عقیده من شد تناسب فکرم تناسب جسم و تناسب زندگیم تو جهت طبیعت خدا دادی وجودم که خدای عزیزم خلقش کردبه من هدیه داده شده
اجازه استفاده بهتر به من عنایت کرده اگه تا حالا توش اشکال بود ساخته خودم بود حالا که تو مسیر درست همستم یی ساخته و خلق بهتری در وارد زندکیم شده نهایت استفاده ارزش ببرم رها کنم مسبر اشتباه خودم رو از مسیر درستم بهترین بهره وارد زندگیم کنم انتخاب من بهتربن شده خدایا شکرت
در ساحل ارامش الهی باشیم امین
نشان های دریافت شده
سلام به نام الله ارامش بخش قلبهای
تویی این میسر اصلی ترین واجب ترین مثله قبول اینکه این من هستم که میخوام لاغر بشم این من بودم که چاق شدم واین من هستم که میخوام لاغر بشم
تنها منه کسی دیگه این جسم من مال منه من من دچار مسکلش کردم حالا باید مشکل بوجود امده بازم خودم درست کنم مثل تربیت بچه اگه من بچه ام خوب تربیت نکن وفتی یاد گرفتم تربیت درست چطور هست وچطورباید با ید با بچه ام کار کنم تویی این مرحله بگم یی نفر دیگه بیاد بچه من رو تربیت کنه
من در مدرسه دوره راهنمایی کل کلاس با یی معلم مشکل داشتیم یی روز دل زدیم به دربا باهش حرف زدبم کار سازه نشد کل کلاس با هم شدیم وجلسه بعد همه تو حیاط موندیم تا کار سازه بشه این خانم چکار کرد امد تویی کلاس حاضر غایب کردشروع به درس دادن کرد گل درس داد کامل کامل داداخر سر هم پای تخته نوشت جلسه بعدی امتحان ار این درس امروز رفت در صورتی که داشتیم مبدیدیم
برای اون وجود ما با دیوار یکی بود اون فقط میخواسن کارشو انجام بده مهم نبود ما باشیم یا نباشیم
افرادی که با حضور در این سایت انتظار دارن فقط با گوش کردن لاغر بشیم قبول درستی از مسیر ندارن خودشون تویی این مسبر کاره نمی دونن ما چاق شدیم حالا ما میخواهیم لاغر بشیم تو مسیر برگشت از همون مسیر که رفتیم با ید بگردیم تو رفتن ما خودمون رو با اطمییان به چاقی و چاق کردیم حالابرای برگشت اطمیان به لاغریی نداریم که ما لاغر میشیم فقط تو مسیر بودن قبول دارن بودن وجود اونها
فابله اونهارو لاغر کنه امثل این هست که این فایلها اونهارو چاق کرده
چیزی که باعث میشه ما موفق باشیم یا نباشیم چقدر احساس لاغریی داری چقد ر اطمیان داری از لاغر شدن وچقدر خود تو لایق لاغری میدونی تویی کل رژیمهای که ما میگرفتم کلی دلیل داشتم براز لاغریی ولی تهش باور نداشیم میتونیم لاغر بشیم حالا برای برگشت اون اطمیان که من میخوام لاعز بشم
باور صحیح بودن مسیر لاغریی با ذهن
باوره من قدرت لا غر شدن ندارم
باوربه واسطه نتایج شرکت کننده وسر وصدای شادی و رضایت ونتیجه این افردا هست
جون باره از رژیم ونتیجه اون ضربه خوردیم وفتی رژیم میگریم هر چی نتیجه بگیرم باز تهش خودمنو میدونیم که باز برگشت دارا اطمیان داریم چاق وچاقتر شدن تو ذهن ما منطقی هست یی عالم دلیل داشیم تهش میدونستیم فاید نداره اطمیان از لاغر شدنحتی زمانی که سایز وزن کم میکردیم وفتی به سایت رو پیدا میکنیم اول صحنه سایت این افراد میکیره خوایا شکرت که اینجا هستم چند روز که توی سایت هستن احساس عوض میشه ولی لاغریی نه
این افراد با دیدن فایل احساشو عوض میشه بعد از یی ساعت کلا فراموش گرده پی کارهایب روز مره خودسون میرون چون لاغریی اتفاق نیفتاده نتیجه احساسسی دارن ونتیجه جسمی نه
برای لاغریزباید احساس پایدار باید داشته باشیم جسم نمی تونه دنبال ذهن باشه حالت پایداری ذهن احساس پایدار لاغریی باید باشه این احساس در طول روز بایدباشه یی زمان کم جواب نمی ده
تو چاقی خودشو دخیل میدونه که چاق کا رخودشه ولی برای لاغریی انتظارش از بیرون هست که ابن دوره براشچکارمکنن
وفتی بچه تربیت میگنی اگه دچا رمشکل شدی در تربیت بچه اموزش دیدی واگهای جمع گردی حالت برای بهتر شدن تربیت بگی یگی دیگه انجام بده نتیجه میکیری.
من مبخوام لاغر بشم من قرار لاغر بشم فایله وفتی تو نخوای برات کاری نمی کنه احساس چون زود گذر بوده مایوس شده لیز میخوری واز مسیر خارج میشی این دفعه دیکه بهون نداری جون موانع رو شناختی با برطرف کردن خودت میتونی نجات بدی اولش داشت باور اینکه من می تونم لاغر بشم توان انجامش دارم درحودم می بینم میتونم اطمیان دارم انجامش میدم تو دره چون تمرکز فقط در لاغریی هست ا اون حسها کاری نداری اصلا پیش فرض داریم احساس تغییر میکنه ما برای تغییر جسم امدیم باید اول باورهاز خودمون که میشه ا طمیان داره میشه لاغر میشیم اگه این قبول داری بتشش بهتر نتیجه می گیری .همه چیز توی این مسی خودما هستیم که نتیجه مشخص تلاش کوشش دقت مرو کردن استمرا داشتن عجله نداشتن زمان گذاشتن کم کاری نکردن توحه دقت دریاد گیری مثل کلاس درس میمونه هر دانس اموز نتیجه تلاشو وباورشو اخر سال میبینه ر چی تلا ش باومون از خودمان زیاد باشه که میتونیم به همون مقدلر انجام میشه نه گمتر نه بیشتر پس اول اخر همه این مسیر این خودمن هستیم نه کسی دیگه نتیجه د رخودماست حتی من زمانی شده ۳ ساعت بدای نوشتن وقت گذاشتم که مطالبخکب درک کنم بعد بنویسم تازه گار گه تموم ش ده اشتباهی زدم کل مطالب حذف شده اویل ناراحت میشدم
ولی حالامبکم تو که قرار حالا حالها ابنجا باشم مسیر طولانی هست باید زمان زیادی اینجا باشیم چه بهتر دوباره مینویسم
هم بهتر یاد میگیرم هم یی فایل ییروز بیشتری ادامه داره مثل امروز ۴ ساعت کشید دستم اشتباهی خورد دوبارنویس داشتم حسابی انگشتم دردگرفته اصلا مهم نیست باید درست حسابی یاد بگیرم چون دراین مسیر لذت همراش هست اخرش لاغریی چه بهتر دست درد به اینهمه خوبی می ارزه چون عاشق لاغریی هستم عاشق که خسته نمیشه
دیوانه دل بسته اقبال خودت باش
سر گرم خودت عاشق احوال خودت باش
یک لحضه نخور حسرت عمر را که نداری
راض به همین چندقلم مال خود باش
دنبال کسی باش که دنبال توباشد
اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش
پرواز قشنگ است ولی بی غم منت
منت نکش غیرپر بال خودتباش
صد سال اکر زند بمانی گذارنی
پس شاکر هر لحظ هر حال خودت باش
درپنا ه حق حق نگهدارتون