0

مقاومت ذهنی در کاهش وزن؛ چرا مغزت نمی‌ذاره لاغر شی؟ (گام ۶۴)

مقاومت ذهنی در کاهش وزن
اندازه متن

اگه از بچگی بارها شنیدی که «چاقی ارثیه!» یا «آدم چاق همیشه چاق می‌مونه!» یا دائم تصویر آدمای چاق و خسته رو توی تلویزیون و جمع‌های خانوادگی دیدی، خب طبیعی‌ه که یه صدایی توی مغزت بگه: «تو نمی‌تونی لاغر شی!» 🤯

📍 این جلسه ادامه گام ۶۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

همین صداها، همین باورهای قدیمی، همونا که از شنیدن و دیدن رفتن توی ناخودآگاهمون، باعث می‌شن یه مقاومت ذهنی در برابر کاهش وزن شکل بگیره. یه جور دیوار نامرئی که جلوی لاغر شدنمون وایساده! 🧱

و دقیقاً همینه که باعث می‌شه نتیجه نگیری… چون تا وقتی مقاومت ذهنی در کاهش وزن حل نشه، جسم نمی‌تونه آزاد و رها بره سمت لاغری. ✨

🔍 جستجو برای رفع موانع لاغر شدن!

اگه تا حالا سعی کردی لاغر شی و نشد، احتمالاً این جمله‌ها واست آشناست:

🙄 «چرا با اینکه رژیم گرفتم، وزنم تکون نمی‌خوره؟!»

🥵 «چرا با ورزش و عرق ریختن باز هم شکمم کم نمی‌شه؟!»

🚶‍♀️ «هر روز پیاده‌روی می‌رم، اما خبری از لاغری نیست!»

🍽️ «هیچی نمی‌خورم، ولی بازم لاغر نمی‌شم! چرااا؟!»

اینا فقط چندتا از اون “چراهای پرغصه” هستن که ذهن یه آدم چاق با خودش زمزمه می‌کنه. یه ذهن خسته از تلاش، از شکست، از دیدن عدد ثابت ترازو. 😞

مق

و وقتی هی نتیجه نمی‌گیری، ناخودآگاه میری دنبال دلیل!

📱 گوگل می‌کنی، 📺 پیجای لاغری رو زیر و رو می‌کنی، 📚 مقاله می‌خونی،

حتی از دوست و آشنا می‌پرسی: «به نظرت چرا من لاغر نمی‌شم؟»

انگار یه مانعی هست، یه چیزی که نمی‌بینی‌ش، ولی حسش می‌کنی…

✅ و اون‌ چیزی نیست جز مقاومت ذهنی در کاهش وزن! همون دیوار نامرئی توی مغز، همونی که جلوی تغییر واقعی رو می‌گیره.

🧠 ذهنی که پر شده از باورهای قدیمی، تجربه‌های شکست‌خورده، حس بی‌ارزشی، و تلقین‌های اشتباه… و اینا همش می‌شن موانع لاغر شدن.

حالا هرچی تلاش فیزیکی می‌کنی، رژیم می‌گیری، ورزش می‌کنی، باز اون مانع ذهنی کار خودشو می‌کنه. مثل یه ترمز پنهان که اجازه نمی‌ده حرکت کنی 🚦

مقاومت ذهنی در کاهش وزن

✨ مقاومت ذهنی در کاهش وزن

هممون یه‌جایی توی زندگی‌مون اینو گفتیم:

“می‌خوام لاغر شم… ولی نمی‌تونم. یه چیزی تو ذهنم نمی‌ذاره!”

🧠 مقاومت ذهنی در کاهش وزن از کجا میاد؟

برخلاف اون اشتیاق عمیق و طبیعی که برای لاغر شدن تو وجود همه‌ی ما هست – حتی اگه به زبون نیاریمش – مقاومت ذهنی در کاهش وزن اصلاً طبیعی یا ذاتی نیست.

بلکه اینو خودمون با مرور مکررِ یه‌سری فکرای محدودکننده ساختیم.

  • “چاقی توی خانواده‌م ارثیه!”
  • “از بچگی استخون‌بندیم درشته!”
  • “من اراده ندارم…”
  • “همیشه رژیم گرفتم و شکست خوردم پس دیگه نمی‌تونم…”

همه‌ی اینا اطلاعاتی‌ان که بارها و بارها به ذهنمون تزریق کردیم، اونم با علاقه‌ی خاص! 😂💉

💡 اما اشتیاق چی؟ اونه دیگه فرق داره!

برعکس مقاومت ذهنی، اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن یه واکنش درونی و هوشمندانه‌ست؛ از طرف سیستم دفاعی بدن میاد، درست مثل وقتی که بدن می‌فهمه یه جاییش زخم شده و سریع شروع می‌کنه به ترمیمش.

بدن ما، حتی اگه نپذیریم، چاقی رو یه تهدید جدی برای سلامت می‌دونه. پس بی‌وقفه تلاش می‌کنه با ساختن اشتیاق، ما رو به سمت رهایی از اون سوق بده. 💪

حالا این وسط، مقاومت ذهنی در کاهش وزن همون دیو بزرگیه که خودمون پرورش دادیم. هرچقدر بیشتر باهاش حرف زدیم، بیشتر باورش کردیم، بیشتر تقویتش کردیم.

برای همینم هست که دو نفر با وزن و شرایط مشابه، ممکنه یکی خیلی زود متحول شه و یکی دیگه اصلاً نتونه حتی یه قدم جلو بره.

  • برای یکی باور “ارثی بودن چاقی” مثل کوه محکم شده 🏔
  • اما برای یکی دیگه “کم‌تحرک بودن” عامل اصلی شده.

در حالی که هردو عامل شاید واقعی نباشن، فقط چون زیاد تکرار شدن، قوی شدن.

🔄 راه حل چیه؟ دوست شدن با ذهن، نه تسلیم شدن بهش!

اگه تا امروز فکر می‌کردی “من قربانی مقاومت ذهنیم هستم”، وقتشه ورقو برگردونی! 🌀

تو قربانی نیستی، بلکه خالقِ مقاومت ذهنی‌ات هستی… و وقتی خودت اونو ساختی، پس می‌تونی از بین ببریش.

تنها کاری که باید بکنی اینه:

  1. باورهای محدودکننده‌تو بشناسی و بنویسی 📝
  2. هر روز روی تغییرشون تمرین کنی، درست مثل ورزش دادن یه عضله 💪
  3. به اشتیاق ذاتی‌ات برای لاغر شدن گوش بدی، نه به صدای بلندی که تو ذهنته ولی از دیگرانه

مقاومت ذهنی در کاهش وزن چیز عجیب‌و‌غریبی نیست. یه داستان خودساخته‌ست که ما هر روز داریم براش فصل جدیدی می‌نویسیم.

اما حالا وقتشه این کتابو ببندیم، و یه فصل تازه بنویسیم… فصلی به نام «آزادی ذهن و بدن» 💖✨

اگه حس می‌کنی این مقاومتا هنوز تو ذهنت هستن، دعوتت می‌کنم حتماً دوره‌ی «پاکسازی چاقی ذهن» ما رو تجربه کنی.

اونجا با هم قدم‌به‌قدم یاد می‌گیریم چطور ذهنو دوباره تنظیم کنیم 🎧🧠

🌪️ عوامل ایجادکننده مقاومت ذهنی در کاهش وزن

هر اطلاعات یا آگاهی‌ای که به هر طریقی به‌عنوان دلیل چاقی یا توجیه لاغر نشدن وارد ذهن ما شود، می‌تواند در شکل‌گیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن نقش داشته باشد. 🧠🚫

نکته‌ی مهم این است که هرچه سن چاقی افزایش پیدا کند و دفعات تلاش برای لاغر شدن بیشتر و بیشتر بی‌نتیجه بماند، فرد به‌طور ناخودآگاه در جستجوی دلایلی برای توجیه این ناکامی‌ها در ذهن خود خواهد بود. یعنی:

ذهن ما برای تسکین درد و رنجِ لاغر نشدن، خودش مشغول ساختن مقاومت ذهنی می‌شود! 🩹🧩

در واقع، بسیاری از افراد چاق به‌طور ناخواسته و ناخودآگاه، برای محافظت از خود در برابر حس شکست‌های قبلی، دیوارهایی از مقاومت ذهنی در کاهش وزن دور خود می‌سازند.
این دیوارها آرام‌بخش هستند، اما در عین حال مانعی قدرتمند برای رهایی از چاقی محسوب می‌شوند. 🧱😞

🧠 مقاومت ذهنی از کجا تغذیه می‌شه؟

این اطلاعات و باورها تحت تأثیر محیط زندگی ما شکل می‌گیرند:

👨‍👩‍👧 محیط خانوادگی

🗣️ دوستان و همکاران چاق که باهاشون درد دل می‌کنیم

📺 رسانه‌ها، مجله‌ها، شبکه‌های اجتماعی

📚 مقالات علمی یا غیرعلمی که دنبال می‌کنیم

ما هر روز، با اطلاعات خاصی مواجه می‌شیم که به ذهن‌مون خوراک می‌دن. ذهن هم مثل یه آشپز ماهر، این خوراک‌ها رو با دلایل و منطق‌های خودش ترکیب می‌کنه و می‌گه:

“آهان! پس حق داری که لاغر نمی‌شی…” 🤷‍♀️

و این‌گونه است که مقاومت ذهنی در کاهش وزن در ذهن‌مون قدرت می‌گیره و لاغری برامون تبدیل به رؤیای دور و دنباله‌داری می‌شه که همیشه فردا ازش شروع خواهیم کرد! 😔📆

مقاومت ذهنی در کاهش وزن

✨ لاغری با ذهن و اصلاح مقاومت ذهنی در کاهش وزن 🧠💪

بیشتر روش‌هایی که ما در مسیر لاغری تجربه کرده‌ایم، مثل رژیم‌های سخت، ورزش‌های طاقت‌فرسا یا قرص‌های لاغری، در ظاهر برای کمک به کاهش وزن طراحی شده‌اند.
اما واقعیت اینه که بسیاری از این تلاش‌ها فقط باعث تقویت مقاومت ذهنی در کاهش وزن شده‌اند. 😣🧱

چرا؟ چون هر شکست، هر بازگشت وزن، هر بار خسته شدن، پیامی به ذهن می‌فرسته که:

«من نمی‌تونم لاغر بشم!»

من خودم ۳۵ سال از زندگی‌ام رو با چاقی گذروندم. روش‌های زیادی رو امتحان کردم: رژیم، دمنوش، کالری‌شماری، کلاس بدنسازی… اما نه تنها لاغر نشدم، بلکه مقاومت ذهنی در لاغر شدن در من بیشتر و بیشتر شد. 🚫⚖️

ذهن من پُر شد از جملاتی مثل:

  • «چاقی تو ارثیه!» 👨‍👩‍👧‍👦
  • «سنت رفته بالا دیگه لاغر نمی‌شی!» 🎂
  • «هورمون‌هاته، کاریش نمی‌شه کرد!» 🧪
  • «تو عاشق غذایی، نمی‌تونی خودتو کنترل کنی!» 🍰

این افکار، فقط فکر نبودن… سنگ‌های دیوار مقاومت ذهنی در کاهش وزن بودن! 🧱🧠

و هرچی سن چاقی‌ام بیشتر شد، چاق شدنم آسون‌تر و لاغر شدنم سخت‌تر شد.

🎓 راه نجات: ورود به سرزمین لاغرها

یکی از بهترین تصمیم‌هایی که توی زندگی‌ام گرفتم، تهیه و تدوین دوره‌ی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها» بود. 🌍💡

در این دوره، قدم‌به‌قدم یاد می‌گیری:

✍️ در ادامه هم توی گام ۶۵ سراغ «چاقی فقط یک فکره!» می‌ریم.

  • چطور اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن رو دوباره فعال کنی
  • چطور مقاومت ذهنی در کاهش وزن رو ریشه‌ای درمان کنی
  • و چطور از طریق آموزش، تمرین و آگاهی، ذهنی متناسب بسازی که بدن متناسب رو خلق کنه 💫

هر دقیقه‌ای که برای آموزش‌های ذهنی وقت می‌ذاری، در واقع داری بنزین می‌ریزی توی موتور اشتیاقت برای لاغر شدن! ⛽🔥

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای عبور از مانع مقاومت ذهنی در کاهش وزن، تنها دانستن کافی نیست، بلکه تمرین کردن کلید اصلی ماجراست. تمرین باعث می‌شود ذهن شما آگاهانه و ناخودآگاه شروع به تغییر کند و باورهای محدودکننده‌ای که سال‌ها در ذهن‌تان خانه کرده‌اند، کم‌کم جای خود را به اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن بدهند. 🔓🧠✨

ابتدا متن زیر را با دقت مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی جلسه را تماشا نمایید. بعد از آن به سوالات مطرح‌شده پاسخ دهید و پاسخ خود را در قالب شرح انشایی در بخش دیدگاه‌های همین صفحه بنویسید. 📝

📌 سوالات تمرینی:

  • تجربه‌ی شما درباره داشتن اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن چیست؟ این اشتیاق چه زمانی بیشتر و چه زمانی کمتر بوده است؟ شرح دهید.
  • استفاده از روش‌های مختلف لاغری مثل رژیم، ورزش شدید یا داروها، در شما باعث تشدید اشتیاق لاغری شده یا مقاومت ذهنی در کاهش وزن ایجاد کرده؟ مثال بزنید.
  • شنیده‌ها و دیدگاه‌های دیگران درباره چاقی و لاغری، چه تاثیری در شکل‌گیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن در شما داشته است؟ مثال بزنید.
  • برخی از باورهای ذهنی محدودکننده خود را که باعث ایجاد مقاومت ذهنی شده‌اند، نام ببرید و درباره‌شان توضیح دهید.
  • آشنایی با روش لاغری با ذهن چه تأثیری بر نگرش شما نسبت به لاغری گذاشته؟ آیا باعث ایجاد اشتیاق بیشتر در شما شده است؟

🗨️ منتظر خواندن دیدگاه ارزشمند شما هستیم

لطفاً پاسخ خود را در بخش نظرات همین صفحه با دقت بنویسید و با دیگر همراهان تناسب فکری به اشتراک بگذارید. 💬💙

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.43 از 69 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=15317
107 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۵/۰۲/۱۸ ۱۲:۳۸
      مدت عضویت: 777 روز
      امتیاز کاربر: 29965 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 370 کلمه

      سلام جواب سوال اول،من زمانی ازرزیم خسته شدم وازخداخواستم راهی جلوم بزاره راحت بدون دردسرمن بتونم لاغربشم خدای مهربان دعای منومستجاب کرد ومن باروش ذهنی اشنا شدم وشروع کردم به گوش کردن فایل وخیلی خوشحال بودم وابتداخوب کم میکردم بمرور کمرنگ شد وگاهی یکم سستی میومدسراغم ولی هیچ وقت دست نکشیدم وادامه دادم الانم تومسیرم بیشترمتوجه خطاهام میشم وروش درست رو اجرامیکنم روش ذهنی رونباید رهاکردباید تومسیربود وهرروز اگاهانه تر ،نباید بهانه اوردکه چرا ذهنم مقاومت میکنه طبق گفته استادچه مقاوتی اینا همش خیال های خودمه ماادما ازتنبلی زوداستقبال میکنیم وهمین خودش یجورترمز ذهنه ،من وقتی برام مهم باشه سلامتیم وتناسب اندام هرروزیه تایمی رو انتخاب میکنم واموزش هارودنبال میکنم شروع هرکاری اول بااشتیاقه بعدش با بی حوصلگی میزاریم کنارسوال دومدرموردرژیم من همیشه نگرشم این بودکه چون دکتربرنامه میده خیلی خوبه ومن طبق اون برنامه میتونم اجراکنم وبه هدفم برسم بعدچندروزمن دیگه خوب اجراش نمیکردم چون سخت بود همیشه کم بخوری ،حذف کنی یک سری چیزا،ترس ازغذا همه وهمه دست به دست هم میدادن ومن بزارم کنارودنبال یک راه بی دردسربودم رژیم سروکارش روجسم بوده کاری به ذهن نداره وماها یادگرفته بودیم کم بخوریم وبیشترتلاش کنیم تا چربی هاروبه هرصورتی اب کنیم ذهن ناخوداگاه من اجرا رژیم براش سخته کلا رژیم روش خوبی نبوده مقاومت ذهنی صحت نداره همش برمیگرده به کم کاری وتنبلی خودم،نبایدبه نجوای شیطان دهن توجه کرد سوال سوم چاق شدن ماها تصویری بوده همیشه طبق گفته دیگران اونوتوذهن ثبت کردیم وتکرارش کردیم چاقی نتیجه تکرارعادت هاست ومقاومت ذهنی نبوده درموردلاغری هم بارزیم ورزش میشناختیم ولی روش ذهنی رووقتی باهاش اشناشدیم تازه متوجه شدیم چقدرذهن ما  قدرتمنده وطبق اموزش ها میشه فرمول اشتباه روشناسایی واصلاحش کرد ترس ها بره کنار ،ویک سری نگرش ها که توباازدواج وبچه دارشدن چاقترمیشی یاعیدنوروزوماه رمصان خودش بیشترچاقت میکنه باید اصلاح بشه بلطف خداوروش ذهنی یادگرفتیم هیچ کدوم عامل چاقی نیست همش افکاردهن خودمابود سوال چهارم من خودم ترس ازخوردنه همیشه فکرمیکردم نون وبرنج یاهرماده غذایی کم مصرف بشه اماامروزیادگرفتم طبق نیاز وقتی ذهن اموزش ببینه بعدمدتی میشه صدای ذهن شنیدوخودش میگه این مقدارکافیه ،فکرمیکردیم فایل مارولاغرمیکنه اصلا اینجورنیست اموخته هاروبایداجراکردسوال پنجم روش خیلی خوبیه کلا روزوزندگی درگیرش نیست یک تایمی صرف میشه وتمام نکات توکل زندگی کاربردداره تنهارولاغری اثرنمیزاره توکل شخصیت وبالا بردن اعتمادبنفس تاثیرداره ،چقدرشورونشاط ایجادمیکنه حس سرحالی ودورشدن ازافکارمنفی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۴/۱۱/۲۵ ۱۶:۲۲
      مدت عضویت: 1328 روز
      امتیاز کاربر: 85981 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,110 کلمه

      به نام خدای بخشنده ومهربان 

      سلام خدمت استاد عطار روشن وهمه دوستان هم‌مسیر 

      خلق کردن و ساختن جسم و خلق کردن لاغری تو جسم چقدر شیرین و لذت بخش هست 

      قوانیین که اگه درست یاد بگیریم وازش درست استفاده کنم باعث بهبود خوب و درست زندگی من میشه تو هر جنبه این قوانین کاربرد داره فقط،به لاغری ختم نمیشه این یادگیری درست در زندگی خود من تغییرات خوبی داشته و زندگی من بهبود داده و  هی بهتر بیشتر کمک میکنه برای ادامه مسیر زندگی خودم طبق همین قواتین بحث ندارم کمتر درگیر بیرون خودم هستم اذاتر  شدم و رها کردن داشتم باید بازم داشته باشم که دریافت بهتری برام‌ رقم بخوره 

       چند باور که ازشکل باور خارح شده بود برای من  مثل دیواربتونی روبرو ایستاده بود واصلا اجازه هیج کاریی به من نمیداد چه برسه به لاغری  خبلی محکم داشتم تازه بهش،افتخار مخفی داشتم وباعث تفاوت خودم با خواهر دیکه حساب می کردم که نونگاه من باهشون فرق داشتم کلی صحبت ذهنی داشتم دائم مثل نوار تو ذهن تکرار میشد و این بتون هی بهش اب مداد که سفتر بشه که مبادا خراشی بهش بخوره  

      وفتی تودوره ورد به سرزمین لاغرها رو شروع کردم اجازه نزذیک شدن بهش برام‌نبود کلی  تمرین تکرار اشک‌ گریه واه داشتم تواستم ازش با کلی سختی بگرزیم چون تمام بند بند وجودم تحت اختیارش بود جدا کردم خودم ازش کلی طناب رنجیر قفل بود که باید دونه به دونه باز میشد با فشار اوردن ضربه های کوچک سست میشد وبا تکرار این ضربات این دیوار سفت پهن محکم شکستم 

      باعبور ازاین دیوار بتونی من خودم تو فضایی دیگه دیدم که باید باوزهای درستم اول بهش شناخت پیدا میکردم  با تکرار و اگاهی درست تقویتش می کردم از بخش فبلی ارام  ارام‌خودم‌ رها میدبدم‌ و کلی کار نیاز،بود که  انحام دادم وکلی رها کردم‌ کنارش باید انجام میدادم که این ترمیم درست باشه نصفه نیمه کار من تو بخش خوبش قرار نمی گرفت ۵۶ سال برای من دنیای از تجربه عجبیت غریب با جاقی طی شده بود 

      حالا من بودم مسیر تازه  عشقی که به لاغری پیدا کردم وزنی  که کمی کاهش،پیدا کرده اموزش ودریافت اکاهی درست و ایا قصدم ادامه دادن هست  یا فقط کاهش ،وزن چند کلیو و تعریف های،که دیگه کمتر تکرار میشد 

      اینجا یی وحشت عجبی سراغ من امد هیچ  انتظارش نداشتم اون‌شور شوق که حس می کردم تا اخر زندگیم همراه من خواهد بود به ارامی با سکوت داشت چراغش خاموش میشد

       یی،سال طی شده بود د وتا دوره انجام داده بودم  دوره وردر به سرزمین لاغرها ودوره خدا هرگز دیر نمیکند کلی انرژی گزاشته بودم که این دو تا دوره کامل انحام بدم ولی این حس داشت کار برام بسیار سخت ونشدنتر  می کرد وزن کم کردن هم‌ متوقغ  شده بود و ترسم داشنم‌که مباد لیز بخورم کل مسبر از دست بدم افکارهای که به شکلی کنترالش،کرده بود داشت قویی بزثرکشت می کرد و با تکرارش  تو ذهنم حسم هم داشت اسیب میدید و به فکر رفتم ایده امد خرید داشته باشم اراین ایده استفبال کردن  دو تا دوره پاک سازی،ذهن ودوره پش رفته  سریع تهیه کردم وکارم ادامه دادم هی تاکید داشتم با دریافت اکاهی تکمیل کنم حتما کمک‌ کننده هست که از مسیر لیز،نخورم و دریافت بهتری برسم باید ذهنم‌ تقویت کنم باید رویی باورهای تازه کار کنم که برام نتیجه بده این همه سال خطا اشتباه با کار کم جبران شدنی نیست نیاز به یایداری  پشت هم داره  نیاز به تمرین و به تکرار داره حسم باید خوب نگه دارم و کار کردم‌  ننیجه مورد علاقه به من نمی داد ولی من کم‌ نزاشتم ادامه دادم استمرار به خرج دادم به خودم  انرژی خوب دادم  کمک‌ عالی خدای عزیزم  و فرشته نگهبان زهرا جون‌ دیدم‌ ارزش ،بهر بردم بشتر  توجه کردم  سپاس گزار هر روزم انجام دادم شد شد یی عادت خوب ودرستم وکامل من  خودم بیشتر به خداوند نزدیک کردم خودم‌ تو  پناهش ،دبدم انرژی،خوب امد تواستم برگشت کنم وبهتر.بشم‌ 

      و حالا من هستم‌ مسیری،که خیلی هموار شده از  موانع عبور داده خودم رسیدم به زمین هموارتر  مانع  هست ولی من موانع سختری،ازش،عبور کردم تجربه های شیرنی از مسیرم دارم  خیلی دل گرمتر داره به پیش میرم رشت کردم بزرگتر شدم  تناسب فکرم‌ تقویت شده کسترش ،پیدا کرده

       حالا بعضی زمان موانع بازم دارم ارزش،به شکلی عبور میکنم که راحتر واسونتر هست سابق بود برام‌کلی مشکل می ساخت این مشکل شاید به چند روز ماه هم‌ میکشید کلی درگیری فکری برام می ساخت دائم تو حس بد من نگه می داشت وهی وضعیت خرابتری برام رقم می خورد ولی حالا به زمان کمتر و سریعتر رفع میشه و واقعا تمام میشه وبرای من واقعا تمام میشه ویی تحزبه موقعیت امیز مسیرتناسب فکرم برام رقم میزنه

       حرفهای کنارش پایین میکره و حسم سریع بهبود پیدا میکنه  چون من ادم  سابق نیستم توچه به تغیرات خودم با اطزافم برام بساررکمک کننده هست بار جندم هست که دارم دورهای خودم‌ تکرار کردم‌ از چهار ماه که دوره  ورود به سرزمین لاغرهار بازم تکرار کردم با ارامش ،خوب تکرار کردم‌ 

       حال  دارم دوره پاک سازی،ذهن هفتی یی  فالیش،کار می کنم به  درک‌ همین توحه به تغیبرات خودم با دیکران برای من بسیار کمک کننده هست ازاول  داشتم‌ ولی حالا توجه بیشتری براش،گزاشتم همین روز گذشته دیدم من جقدر تغیبر خوب داشتم تو شلوغی این جندروز متزلم بحث ثه بود من تو ارامش بودم تو سکوت  خوب برای من طی شد ولی اطرافم داشتم بحث‌می کردن از اینده بد و کلی مشکلات که تو ذهننشون از وضعیت این تازیخ زمان داشتن صحبت می کردن

       ولی من به اینده بسیار امیدوارم نگاه می کنم ابنده من روشن هست ولی برای اطرافم‌ تو تاریکی سختی بدترشدن داره نقشه کشیده میشه من این سختی تاریکی نمبینم و ارامش،خوبی دارم بییشتر توسکوت حال  خوب این سه روز اخر هفته طی شد

       برای اطرافم که تو دریافت اگاهی و اخبار لحظه ای این روزها داره طی میشه  شاهد بود نه اصلا  تو‌ سکوت طی نشد از یی حس بد به فاصله کم به یی حس،بد دیگه می رسید که فابل کنترال نبود دائم صدقه میزاشتن که ازاین شرایط، رها بشن ولی کارساز نبود 

      این همه تغیبر تو‌ هرشرایط، خودش دنیای از موقعیت برای من هست  کاهش،وزن ارامی حس میکنم دارم که داره بهتربه پیش میره  کنترال و انضباط فکری بهتری رو‌ دارم اجرار میکنم‌ سریع خودم از افکار که حس خوبی نداران سریع رها میکنم‌و با حس بهتر خودم‌ حفظ،میکن خدایت شکرت ازدریافت خوبی که ازهدایت وحمایت که برام انجام  دادی دارن بی نهایت ازت سپاس  گزار هستم‌ و تشکر میکنم 

      تعریف من ازندگی من شکل میده عشق من شادی های و حسم و حال من رابطه و حال هوایی  وجودم‌  رو برام شکل و نقشه زندگی من میشه 

      حالا که خودم‌تو مسر  تناسب فکری هستم تمام‌ تلاشم گزاشتم  تعریف های حال خوب کن زندگیم هی افزایش بدم و میشه تعریف جدید از توامندتر شدن خودم به پیش،برم 

      درساحل ارانش الهی ساکن باشیم  امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره انصاری
      ۱۴۰۴/۱۱/۱۷ ۰۰:۲۳
      مدت عضویت: 754 روز
      امتیاز کاربر: 17990 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 442 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر سوالات تمرینی :۱.تجربه‌ی شما درباره داشتن اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن چیست؟ این اشتیاق چه زمانی بیشتر و چه زمانی کمتر بوده است؟ شرح دهید.اون موقع که رژیم میگرفتم چرا اشتیاق زیادی داشتم ولی به آخری هفته نمی رسید کم و کمتر می شد ولی از موقعی که وارد سایت تناسب فکری شدم اشتیاقم کم که نشد زیادتر هم شده حدود یک سال نیم که در این مسیر هستم ذوق و شوق بیشتر می شود.۲.استفاده از روش‌های مختلف لاغری مثل رژیم، ورزش شدید یا داروها، در شما باعث تشدید اشتیاق لاغری شده یا مقاومت ذهنی در کاهش وزن ایجاد کرده؟ مثال بزنید.اشتیاقم برای رژیم یا ورزشبرای لاغر شدن یک هفته تا ۱۰ روز دوام داشت وزن کم می کردم در همان ماه اول بود بعد می گفتم که استپ وزنی پیدا کردم چون غذا کم می خورم فشاری زیادی بر روی مغز و ذهنم بود مغز دستور خوردن میداد ولی من رژیم داشتمو ذهن من رو برای خوردن غذا وسوسه می کرد ومن مقاومت می کردم که رژیم را ادامه بدم مغز و ذهن من درگیری زیادی داشتند همین باعث می شد که رژیم را رها کنم.  شروع کردم به پر خوری هرچه رژیم بگیری؟ ورزش کنی هر تلاش برای لاغر شدن وقتی ذهن و مغزت چاق هستند نتیجه ای در بر ندارد.۳.شنیده‌ها و دیدگاه‌های دیگران درباره چاقی و لاغری، چه تاثیری در شکل‌گیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن در شما داشته است؟ مثال بزنید.شنیدن دیدن گفتگوی اطرافیان باعث شکل گیری مقاومتذهنی می شود فکر میکنم همان نجواهای ذهنی که میگه بخور یا پر خوری نکن اینو نخور یا این  همین یک بار هست تاثیر زیادی درمقاومت ذهن و مغز برای لاغر شدن دارد البته ما میگیم همه اعضای بدن به فرمان مغز و بعد به فرمان خود ما کار می کنند. ۴.آشنایی با روش لاغری با ذهن چه تأثیری بر نگرش شما نسبت به لاغری گذاشته؟ آیا باعث ایجاد اشتیاق بیشتر در شما شده است؟بله من هرروز بیشتر از دیروز شوق و اشتیاقم بیشتر می شود و الان باور و نگرشم در باره ی خیلی از مسائل چاقی یا لاغری ژنتیک استعداد ارثی بودن چاقی عوض شده است من با احساس خوبی که پیدا کردم دارم به مسیرم ادامه میدم واز نظر من لاغری با ذهن بهترین روش لاغر شدن هست. ۵.الان یاد گرفتم اگر میخوام کاری زو انجام بدم زود اقدام کنم چون اگر گفتم فردا تنبلی میگیرم و دیگه نمیتونم انجامش بدم وقتی میخوام کاری رو شروع کنم با کسی صبحت نکنم اخبار یا صبحت های منفی گوش نکنم الان که دارم زندگی ای جدیدی خلق می‌کنم، و‌بدون رژیم های سخت ورزش کردن دویدن لاغر می شم لذت می برم چون دارم قوی تر آگاه تر خوشحال تر آرام تر و موفق تر شدم با احساس خوب به سوی لاغری اندام دل خواهم قدم برمی دارم.با تشکر از استاد عزیز در پناه خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۴/۰۹/۰۴ ۱۱:۵۱
      مدت عضویت: 1329 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 738 کلمه
      •  و خدایی که در این نزدیکیست. 
      • تجربه‌ی شما درباره داشتن اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن چیست؟ این اشتیاق چه زمانی بیشتر و چه زمانی کمتر بوده است؟ شرح دهید.اشتیاق ذهنی برای لاغری رو از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم در خودم دیدم و کاملا حسش کردم شاید تا قبل از این ماجرا وقتی به یکباره تصمیم میگرفتم که لاغر بشم با کمک رژیم و ورزش در من اشتیاق ایجاد میشد اما به پر رنگی الان نبوده هرگز فقط در ابتدای رژیم کمی حس خوب داشتم ولی بعد از مدتی کوتاهی به خاطر تعهدی که به رژیم و به خودم داده بودم مسیر رژیم و یا ورزش رو ادامه میدادم ولی خوشبختانه در این مسیر اشتیاق ذهنی در من ایجاد شده و گاهی دو روز تمرین و فایل انجام ندم کمی فروکش میکنه اما بلافاصله با قرار گرفتن توی فضای سایت و‌خوندن کامنت دوستان و شنیدن حرفهای استاد این اشتیاق در من بالا میره و بسیار منو به جلو سوق میده.
      • استفاده از روش‌های مختلف لاغری مثل رژیم، ورزش شدید یا داروها، در شما باعث تشدید اشتیاق لاغری شده یا مقاومت ذهنی در کاهش وزن ایجاد کرده؟ مثال بزنید.همونجوری که بالا نوشتم در روش‌های گذشته من اشتیاق ذهنی نداشتم چون به نظرم. اشتیاق ذهنی از آگاهی درست از ذهن انسان میاد در حالی که من در روش‌های قبلی من اشتیاق جسمی داشتم یعنی داشتم جسمم رو تغییر میدادم پس عملا هیچ نکته مثبتی درباره روش‌های ذهنی نبود پس در نتیجه چون مدتی بعد خسته و زار میشدم از ادامه رژیم و ورزش مقاومت ذهنی من بالا می‌رفت که ای بابا این کارها چه فایده ای داره،چرا اصلا من باید رژیم بگیرم،من که هیچ جوره قرار نیست لاغر بشم پس بی خیال و … در واقع مقاومت ذهنی همون نجواهای ذهنی بودن که نمیذاشتن من رژیم رو ادامه بدم.
      • شنیده‌ها و دیدگاه‌های دیگران درباره چاقی و لاغری، چه تاثیری در شکل‌گیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن در شما داشته است؟ مثال بزنید.مقاومت. ذهنی از نظر من همون نجواهای ذهنی هست و تا زمانی که این نجواها و بگو مگوهای ذهنی وجود داشته باشه ذهن من برای انجام هرگونه رژیم و ورزش و خوردن و نخوردن مقاومت میکنه و نمیذاره که تصمیمی که من گرفتم رو عملی کنم.مثلا تا وقتی که من در معرض شنیدن حرفهایی از خواهر و برادرهام باشم که چاقی ما ارثیه و ما همینی هستیم که می‌بینید و تغییر نمیکنیم،مادامی که من این جمله رو بشنوم و در ذهنم این حرف رو با خودم تکرار کنم هرگز من راه فیزیکی درستی برای لاغر شدن پیدا نخواهم کرد،تنها راه شکستن این مقاومت‌ها یا همون نجواها اینه که من بیام مقابل و مخالف این نظر رو برای خودم ثابت کنم.
      • برخی از باورهای ذهنی محدودکننده خود را که باعث ایجاد مقاومت ذهنی شده‌اند، نام ببرید و درباره‌شان توضیح دهید.مثلا باوری که من مدتیه دارم بهش فکر میکنم اینه که خوردن عصرانه باعث چاقی من شده، این باور از اونجایی در ذهن من ایجاد شد که دیدم اطبا تغذیه میگن باید سه وعده غذایی در روز خورده بشه و وعده های بیشتر باعث چاقی میشه،این در حالیکه که من وعده عصرانه رو از سر نیاز و برطرف کردن گرسنگی میخورم نه اینکه بخوام به زور و از سر شکم سیری و با حرص و ولع بخورم،پس وقتی دیدم من دارم به قاعده و درست اون عصرونه رو میخورم که حالا به معنای خوردن یک وعده غذایی کامل هم نیست و معمولا خوردن ی میوه و ی کیک و چای مختصر هست ،پس به خودم گفتم همین میان وعده رو هم من از بچگی داشتم و خوردنش با حرص و ولی نیست و به نظرم اشتباهی درش نیست.این تنها یک باور محدود کننده ست.
      • آشنایی با روش لاغری با ذهن چه تأثیری بر نگرش شما نسبت به لاغری گذاشته؟ آیا باعث ایجاد اشتیاق بیشتر در شما شده است؟از وقتی با لاغری با ذهن آشنا شدم متوجه شدم من علاقه دارم که تنها و تنها از این مسیر لاغر بشم چون اطمینان دارم این تنها مسیری هست که میشه خطاهای ذهن رو پیدا کرد کاری که در هیچ روش و متدی وجود نداره،روشی که میشه ازش درس گرفت برای تمام جنبه های مختلف زندگی و با آرامش ادامه این مسیر رو و من شاید دچار ترس از چاقی شده باشم ولی به ندای قلبم و حرفهای استاد که دست خداوند هستن گوش دادم و اینجا موندم تا به امید خدا بتونم فایلهای ورود به سرزمینلاغریرو بخرم و بهتر از الان مشغول به یادگیری و درست تربیت کردن ذهنم بدم..الهی شکر از این آگاهی ناب.یا حق
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۵/۲۲ ۱۸:۳۵
      مدت عضویت: 777 روز
      امتیاز کاربر: 29965 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 283 کلمه

      سلام ما وقتی رژیم روشروع میکردیم اولش باخوشحالی شروع میکردیم تایه چندروزی اجرامیکردیم بعدش میدیدیم سخته بدن ما تحگل گرسنگی وسختی رونداره رها میکردیم میرفتیم دنبال رزیم دوستی یافامیل اونم رهامیکردیم ورزش هم همینطور مافکرمیکردیم این من چاق هستم رزیم رهاکردم ولی بعداطبق گفته استادیادگرفتیم  نه وجودذهن ناخوداگاه هست که براش سخته این برنامه ها ذهن ناخوداگاه یاهمون کودک درون ما باروشی سازگاری داره براش راحت باشه نه محدودیت غدایی من چاق سالها باافکارچاق زندگی کردم نه خوردنم طبق نیازبدن بوده نه عادتهام خوب بوده ومن طبق همین روال پیش رفتم تابه جایی رسیدم دیدم چیکارکردم باخودم نه هیکل خوب نه سلامتی نه حس وحال خوب ازخداخواستم راهی روبمن نشون بده وخدا به ندای درونم جواب مثبت داد ومن به این بهشت هدایت شدم وچقدر یادگرفتم ازقدرت ذهنم چاقی ازذهن  شروع میشه وبه جسم میرسه ماقبلا میگفتیم اشتهام زیاده ولی طبق گفته استاداصلا اشتها وجودنداره ماقدرت انتخاب داریم یامقاومت دهنی نداریم من چاق خودم راحت طلب بودم والان بایداون ذهنموهمراه وهم پا جسمم بکنم فایل گوش میدیم ولی باید باتمرکز کامل گوش کردوهرحرفی دران گفته میشه توسط استاد همش تکنیک هست ما بایدابتدازبان لاعری رویادبگیریم ومهمتراجرا تکنیک هاست اگر اشتباه کردیم ازمسیرخارج نشیم خودمونوببخشیم پرقدرت ترادامه بدیم لاغری روبراذهن سخت نکنیم من شده حالم بدبوده کسالتداشتم بایه استراحت یاعلی گفتم اومدم توسایت شده دوتافایل گوش دادم اونم مفید وبراخودم حتی تویادداشت گوشیم خلاصه برداری میکنم ما این همه وقت الکی هدرمیدیم یک ساعتشوبزاریم برااموزش یا خوندن نوشت های باورسازخیلی بمن کمک کرده تومسیرلاغری ما نباید درطی مسیرلیزبخوریم باید مقاوم بودوادامه داد این همه دوستان شگفتی سازشدن پس من وکلی ازدوستان هم میتونیم موفق بشیم ومن یادگرفتم فقط ذهنم باید درست بشه وتصویرسازی روخیلی دوست دارم واجراش میکنم وممنونم ازاستاد بخاطراین همه فایل هاشون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار میثم افشین
      ۱۴۰۴/۰۴/۳۰ ۰۹:۴۸
      مدت عضویت: 750 روز
      امتیاز کاربر: 21945 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 430 کلمه

      بنام خدا 

      ای که مرا خوانده ای راه رانشانم بده

      سلام استاد ودوستان هم مسیر 

      گام 64مقاومت ذهنی درکاهش وزن چرا مغزت برای لاغرشدن نمی زاره لاغربشی. 

      تجربه شما درباره داشتن اشتیاق ذهنی براب لاعرشدن چیست؟ ایناشتیاق چه زمانی بیشتر وچه زمانی کمتر بوده است؟ شرح دهید من از وقتی دراین سایت هستم اشتیاقم بیشتر شده وهر روز هم بیشتر میشه چون ابن راه خیلی اسون هست فقط باید دراین راه استمرار داسته باشیم ودیگه دراین راه فشار وسختی درکار نیست اما در روشهای قبلی همش سختی وگرسنگی وفشار بودوترس بود

      استفاده از روشهای مختلف لاغری مثل رژیم وورزش شدیدیا داروها درشما باعث تشدید اشتیاق لاغری شدهیا مقاومتذهنی در کاهش وزن ایجاد کرده؟ مثال بزنید روشهای مختلف باعث مقاومت ذهنی شده واشتیاق وذوق ما را برای لاغرشدن کمتر کرده وباعث شده بود مارا لاغرشدن را یخت ترین کارادنیا بدانیم  ووباعث شده بود ما از خودمون وجاقی نفرت داشته باشیم

      شنیده ها ودیدگاه های دیرا در باره چاقی ولاغذی جه تا ثیری درشکل گیری مقاومت در کاهش وزن شما داشته است؟ مثال بزنید. من خیلی شنیده بودم که چاقی من ارثی هست سوخت وساز من کم هست چاقی من از خوردن زیاد هست یا استخوان بندی من درشت هست وخیلی چیزهای دیگه اینا را همش میشنیدم ودر اراف هم میدیدم وتکرار اینها باعث شده بود من لاغرشدن را سخت وچاق شدن را اسان ببینم وومیگفتم من هر چه تلاش کنم بی فایده من لاغر بشو نیستم

      پیش از اشنایی با سایت تناسب فکری نکرش شما نسبت به توانایی تان برای لاغرشدن چگونه بود؟ ایا باور داشتید که میتوانید بدون رژیملاغر شوید. نه من اصلا باور نداشتم که بدون ورزش ورژیم بتونم لاغربشم ومیکفتم باید همبشه رژیم ورزش کنم  تا لاغر بمونم ومیکفتم که که من اگه اکه نخورم هم باز چاق میشم وحتی میگفتم من اب هم میخورم چاق میشم

      برخی از باورهای ذهنی محدود کننده خود را که باعث ایجاد مقاومت ذهنی شده اند نام ببیرید ودرباره شان توضیح دهید من باید برای لاغرشدن حتما باید رژیم ورزش کنم دمنوش ودارو استفاده کنم باید زیاد ورزش کنم تا زیاد عرق کنم چاقی من ارثی هیت سوخت وساز من کم هست ترس از خوردن داشتم خواب زیاد ازداوج وغیره

      اشنایی با رپش لاغری باذهن چه تاویری برنکرش شما نسبت به لاغری گذاشته؟ ایا باعث ایجاد اشتیاق بیشتردرشما شده است؟ بله خیلی تاویر گذاشته باورهای چاقی من خیلی کم رنگ شده دیگه چاقی خودم را ارثی نمیدونم دیگه چاقی خودم را بی تحریکی نمی دونم وبلید این راه را ادمه بدم چون این راه مرا به لاغری وتناسب اندام می رساند وبدون بازگشت هست واسانترین راه لاغری هست فقط، باید به این راه ایمان دلشته باشیم 

      خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد از شما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۴/۰۴/۲۱ ۱۶:۳۹
      مدت عضویت: 2516 روز
      امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 919 کلمه

      به نام خدای مهربانم 

      من عزم تغییر دارم و میخو ام یه زندگی جدید رو تجربه کنم در یک جسم جدید و من میخوام این جسم رو با ذهن جدید بسازم تا قدرت ذهن رو درک کنم .

      مقاومت ذهن چیست ؟

      موضوع ها در جهان دو دسته هستند 

       دسته ی اول موضوع های فیزیکی و  دسته ی دوم موضوع های  متافیزیکی هستند  که دسته اول قابل لمس هستند و دیده میشن  و  دسته  ی دوم قابل لمس نیستن  مثلا اگر من در مورد شهری با کسی حرف بزنم و اون فرد تا حدودی میتونه تجسم کنه کجا بودم و ممکنه خودش هم یه روزی بره اونجا و تمام حرفهای من رو لمس کنه پس  اینها موضوعات فیزیکی هستن و یا مثال دیگه اینکه  من اگر در مورد ماشینی حرف بزنم فرد دیگه هم اگر اون ماشین رو ببینه همه ی حرفها ی ما رو لمس میکنه پس اینها موضوعات  فیزیکی هست اما یه سری موضوعات فیزیکی نیستن و هر انسانی به اندازه ای که اون موضوع رو باور کنه میتونه اون رو تجربه کنه برای  همین این موضوعات تعریف یکسان و نتیجه ی یکسانی ندارن بستگی داره اون فرد چه تعریفی در مورد اون موضوع داره .

      مثل تعریف عشق که در افراد متفاوت هست و یا تعریف شادی و .. اینا تعریف مشخصی ندارن یکی با آهنگ و رقصیدن و دست زدن و … شاد میشه  و یکی دیگه  با دیدن یه درخت یا  یک دوست شاد میشه پس در مورد ذهن  هم که متافیزیک  هست همینطور هست تعریفهای افراد متفاوت میشه .

      خیلی از افراد در خیلی از زمینه ها مثل لاغری میگن ذهن ما مقاومت داره و اون نمیز اره من لاغر بشم ته ذهن من هیچ مقاومتی نداره تعریف من در مورد اون موضوع هست که مانع از موفقیت من میشه ذهن من هم مثل یکی از اندام های من هست برای مثال  امکان نداره من  برم مهمانی ولی پای من هم با هم نیاد یا من بخوام آب بخورم ولی دستم بگه من نمیخوام   لیوان رو بردارم یا قلبم بگه من از امروز به بعد نمیخوام تپش کنم برو هر کاری میخواییی بکن  اصلا در ذهن من این حرفها خنده داره این اندام ها  در خدمت من هستند همانطور که دست و پای من نمیتونن از فرمان من سرپیچی کنن ذهنم هم نمیتونه از من سرپیچی کنه  ولی چون دست و پا رو لمس میکنی و می بینی بیشتر این قضیه رو درک میکنی  ولی چون  ذهن رو نمیبینی یکم سخت تر باور میکنی و خیلی جاها تنبلی خودت رو گردن ذهن میندازی و میگی من مقاومت ذهنی  دارم  ، بارها  شده من خودم پرخوری کردم و وسوسه شدم و خیلی چیزهای الکی خوردم از ترس اینکه مبادا  رژیم  باشم خوردم و بعد که  لاغر نشدم  گفتم نمیدو نم چه مانع ذهنی دارم در حالی که من درست به آموزشهای استاد عمل نکردم .

      ولی آگاه باشید  اون ذهن همیشه  در خدمت من هست و من باید خودم رو برتر از ذهنم بدونم و باید بدونم من قدرت دارم و من میتونم به هر انچه که بخواهم برسم   مثل دست و پای من پس نگو اون نمیزاره .

      من سالها گفتم میخوام لاغر بشم ولی نمیدونم چرا  ذهنم مقاومت داره  ،،ولی  اشتباه گفتم این ذهن قدرت نداره و تعریف اشتباه من از  ذهن باعث قدرت اون شده  .

      همانطور که مدتها از ذهن استفاده کردیم برای چاق و چاقتر شدن حالا هم میشه از اون استفاده کرد برای لاغر و لاغر شدن .

      من به توانایی تسلط بر ذهن میتونم برسم و این اصلا احتیاج به  کار فیزیکی و مبارزه نداره  فقط باید آموزش ببینم .

      تعریف های ما از موضوعات متا فیزیک  باهم  فرق می کنه  بنابراین نتایج ما انسان ها هم با هم  فرق می کنه 

      چرا خداوند برای انسانهای مختلف به شکل های مختلف ظاهر میشه  مثلا بعضیا میگن خدا فلاانی رو میخواد و برای  اون  خوب خواسته ولی برای من  خوب نخواسته در صورتی که خدا  اینطور نیست هر کس هر تعریفی از خداوند در ذهنش هست همانطور تجربه اش میکنه .هر تعریفی در مورد خدا ،خدا نیست هرکس خدا رو طوری درک کرده نه اونطور که بقیه میگن 

      ذهن یک موضوع متا فیزیکی هست 

      حقیقتا من حدودا هفت سال هست که در مسیر هستم و همون اوایل  سایز و وزن کم کردم و دیگه لاغر تر نشدم و همیشه به خودم گفتم نمیدونم چه مانع ذهنی دارم که لاغر تر نمیشم  اما  الان دیگه میخوام  به خودم بگم من  هیچ مانع ذهنی ندارم بلکه من پشت این حرف قایم شده بودم و هر جا میخواستم تغییر کنم و کمتر بخورم  میگفتم ول کن من که خوبم ذهنم باید تغییر کنه ولی مدتی هست  دارم به صدای میل درونی ام گوش میدم و  رفتارهام رو بیشتر تغییر میدم و حتی اگر کسی بگه مگه رژیمی برام مهم نیست نمیخورم چون هزار تا دلیل دارم که نمیخوام بخورم و   حالا واقعا از درون احساس لیاقت بیشتری برای لاغری میکنم من بارها به ذهنم میگم ببین  من دو سال پیش تونستم با همین داروهام و شرایط جسمی  ام به خاطر شرایط سختی که برام پیش اومده بود و غذا کمتر میخوردم  کلی وزن کم کنم و خیلی خیلی لاغر بشم پس دوباره هم میتونم و من هیچ مانعی ندارم فقط کافیه تو هم با من  و روحم هماهنگ بشی تا جسمم این خواسته رو تجربه کنه .من بسیار توانا هستم .

      مقاومت ذهنی من با توجیه کردن چاقی هماهنگ هست هرچقدر بیشتر دلیل برای چاقی خودم داشته باشم مقاومت ذهنی من هم بیشتر میشه .

      من الان هیچ دلیلی برای چاقی اندک در بدنم ندارم و من به خودم میگم هر روز باید لاغر تر و خوش اندام تر و باربی تر بشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شرمین امانی
      ۱۴۰۴/۰۲/۰۴ ۱۸:۰۴
      مدت عضویت: 638 روز
      امتیاز کاربر: 10395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر 

      هرچی جلوتر میرم مطالب پربار تر و چالش برانگیز تر میشه و این گام هم واقعا پر بود از نکته و مطالب آموزنده ای که هیچ جایی نشنیده بودم .

      واقعا این جمله قشنگ بود که هرچه کلام ما به محتوای ذهنی مون نزدیک تر باشه شادی و آرامش و خوشبختی درونی بیشتری رو تجربه می کنیم و همینم باعث میشه سطح انرژی مون در جهان هستی بره بالاتر و به طرف خواسته هامون کشیده بشیم.

      کاملآ درسته هرچه سن چاقی و تعداد بهانه هامون یا فرمول های ذهنی مون بیشتر بشه مقاومت ذهنی مون بیشتر میشه و این همون دلیلی که بعضی زودتر جواب میگرین و بعضی دیرتر.

      خدایا شکرت ❤️ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین
      ۱۴۰۳/۱۲/۲۶ ۱۵:۴۱
      مدت عضویت: 1131 روز
      امتیاز کاربر: 4565 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 97 کلمه

      دلایل چاقی من که در من مقاومت ذهنی ایجاد کرده بود :

      ۱.ما ژن مون چاق و تپلیه(که همچنان با این که انقدر لاغر کردم کسایی هستن که اطرافم میگن الانت رو نبین لاغر شدی، توهم ی ذره شل بیای چاق میشی مثل قبلت چون ما ژن مون تپله)

      ۲.فقد برنامه ی ورزشی و رژیم لاغری میتونه منو لاغرم کنه و پول هم داده بودم خیلی برای برنامه غذایی و ورزشی

      ۳.من بعد از ناهار میخوابم به خاطر همین چاق میشم

      ۴.من عاشق غذا هستم و همه ی کسایی که عاشق خوردن و غذا هستن چاقن 

      ۵.یبوست دارم ب خاطر همین چاقم 

      و….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه الی
      ۱۴۰۳/۱۲/۱۴ ۰۸:۱۲
      مدت عضویت: 611 روز
      امتیاز کاربر: 14045 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 744 کلمه

      بنام خداوندبخشنده مهربان 

      سلامی گرم به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز 

      مقاومت ذهنی یا اشتیاق ذهنی 

      هر چیزی در این دنیا دو وجه داره مثبت و منفی بالا پایین چپ راست و ما میتونیم انتخاب کنیم ک کدوم وجه رو می‌خواهیم 

      ذهن ما و افکار ما هم دو  وجه داره افکار مثبت ک باعث شور اشتیاق و احساس خوب میشه 

      افکار منفی ک باعث مقاومت ذهنی و حس بد و نا امیدی میشه 

      من سعی کردم ب خوبی افکار دلایلی ک برای چاقی داشتم رو شناسایی کنم و بی منطق و کمرنگ کنم در ذهنم و این باعث شد که  شور و اشتیاق و احساس توانایی در من پر رنگ بشه 

      دلایل بی اعتبار من ک قبلا مقاومت ذهنی من بود این‌است

      من فکر میکردم ک چاقی طبیعیه 

      من نمیتونم لاغر بشم 

      چاقی من ارثیه 

      چاقی من بخاطر تحرک کم هست 

      چاقی از خوردن هست 

      چاقی بخاطر ازدواج منه 

      چاقی بخاطر مهربانی هست 

      چاقی بخاطر آشپز بودن من هست 

      چاقی بخاطر شیردهی و زایمان و بارداری هست 

      چاقی بخاطر افکاری بود ک من باورشون کردم و تکرار کردم و عادت‌ها و رفتار من عوض شد و من چاق شدم 

      من مسولیت چاقی خودم رو پذیرفتم و میدونم ک عامل چاقی من صد در صد خودم هستم 

      و راه ب وجود آوردن چاقی رو خوب درک کردم و حالا در جهت رسیدن ب لاغری دارم ازش استفاده میکنم 

      از وقتی اومدم سایت همه افکار من در جهت مثبت رشد کردن احساس من عوض شده و شور و شوق من زیاد شده 

      من میدونم ک لاغری طبیعت منه 

      لاغری ربطی ب خوردن نداره و برای تامین انرژی روزانه باید غذا بخورم 

      لاغری ربطی ب تحرک یا خواب نداره بدن من همیشه در حال فعالیت هست حتی وقتی نشسته هستم یا خواب اندام داخلی بدنم داره کار میکنه و در همه انسانها یکسانه 

      ازدواج هیچ ربطی ب چاقی یا لاغری نداره و موارد زیادی وجود دارن ک ازدواج گردن و لاغرن 

      زایمان شیردهی و حتی بارداری ربطی ب چاقی نداره هزاران نفر رو میشناسم ک بعد تمام این دوره ها لاغرن 

      هزاران آشپز و مادر هستند ک با وجود آشپزی لاغرن 

      مهربانی هیچ ربطی ب چاقی و لاغری نداره 

      چاقی من ارثی یا ژنتیک نیست اگر بود از زمان تولدم بود و من نمیتونستم تغییر بدم 

      من میدونم ک لاغری در ذات منه و میتونم ب راحتی حتی از چاقی آسونتر لاغر بشم 

      من میدونم ک نباید برای تغییر جسمم عجله کنم و همونطور ک وقتی غذا میپزم زمان نیازه تا بپزه الان هم زمان نیازه تا جسمم ب بهترین شکل در بیاد 

      من میدونم ک چاقی یک چیز غیر طبیعی در بدن منه و بدن من میتونه ب راحتی اون رو اصلاح کنه 

      من میدونم ک طبیعیه ک  من در شادی ثروت سلامتی و عشق باشم و بهترین خودم باشم و آیینه ای از وجود بی انتهای خداوند باشم 

      خداوند من رو آفرید و فرصت زندگی ب من داد تا زندگی کنم خداوند تمام نعمات رو برای من آفریده و من رو برای خودش من ذره ای از وجود خداوند هستم من باید ارزش خودم رو درک کنم و چاقی رو دور از شأن خودم میدونم 

      در شأن یک انسان رفتار کنم پرخوری تند خوری و صفات بد در من جایی نداره من از نور و بارون و آیینه هستم و ب سمت روشنایی باید حرکت کنم باید مراقب ورودی های ذهنم باشم نباید هر چیزی رو باور کنم و بهش فکر کنم 

      من روحی هستم پر از عشق و نور خداوند پر از شادی و این دنیا توهمی در ذهن من هست من هر جور ک بخوام میتونم زندگی رو ب وجود بیارم 

      ثروت یا فقر سلامتی یا بیماری زیبایی یا زشتی شکر گزاری یا ناسپاسی راحتی در زندگی یا سختی در زندگی 

      خداوند منو نیافریده ک زجر بکشم و بمیرم 

      خداوند من رو آفرید تا با توکل  ب اون و درک قدرت خداوند وتوانایی خودم 

      زندگی خوبی رو تجربه کنم ب همه خوبی کنم عشق بورزم و شکر گزار باشم 

      ذهن من مثل تمام اعضای بدنم در خدمت من خلق شده اون فقط یک وسیله برای تحقق فیزیکی خواسته هام هست در واقع یک ابزار هوشمندانه است و همراه منه 

       مثل یک نجار ک از اره و ابزار برای ساخت یک وسیله چوبی ک هرچیزی میتونه باشه استفاده میکنه 

      من هم از ذهنم برای شکل دادن ب زندگی استفاده میکنم و هر چیزی رو خلق کنم 

      در واقع قدرت دست منه و این منم ک سرنوشت  و انتخاب می‌کنم 

      خداوند خیلی عادل و حکیم هست و جوری مارو خلق کرده ک نیاز ب هیچ چیزی برای خلق زندگی نداریم همه چیز در درون من است فقط باید فکر کنیم درک کنیم و عمل کنیم 

      آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم 

      یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم 

      از خداوند متعال و استاد عطار روشن بینهایت متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10