اگه از بچگی بارها شنیدی که «چاقی ارثیه!» یا «آدم چاق همیشه چاق میمونه!» یا دائم تصویر آدمای چاق و خسته رو توی تلویزیون و جمعهای خانوادگی دیدی، خب طبیعیه که یه صدایی توی مغزت بگه: «تو نمیتونی لاغر شی!» 🤯
همین صداها، همین باورهای قدیمی، همونا که از شنیدن و دیدن رفتن توی ناخودآگاهمون، باعث میشن یه مقاومت ذهنی در برابر کاهش وزن شکل بگیره. یه جور دیوار نامرئی که جلوی لاغر شدنمون وایساده! 🧱
و دقیقاً همینه که باعث میشه نتیجه نگیری… چون تا وقتی مقاومت ذهنی در کاهش وزن حل نشه، جسم نمیتونه آزاد و رها بره سمت لاغری. ✨
🔍 جستجو برای رفع موانع لاغر شدن!
اگه تا حالا سعی کردی لاغر شی و نشد، احتمالاً این جملهها واست آشناست:
🙄 «چرا با اینکه رژیم گرفتم، وزنم تکون نمیخوره؟!»
🥵 «چرا با ورزش و عرق ریختن باز هم شکمم کم نمیشه؟!»
🚶♀️ «هر روز پیادهروی میرم، اما خبری از لاغری نیست!»
🍽️ «هیچی نمیخورم، ولی بازم لاغر نمیشم! چرااا؟!»
اینا فقط چندتا از اون “چراهای پرغصه” هستن که ذهن یه آدم چاق با خودش زمزمه میکنه. یه ذهن خسته از تلاش، از شکست، از دیدن عدد ثابت ترازو. 😞

و وقتی هی نتیجه نمیگیری، ناخودآگاه میری دنبال دلیل!
📱 گوگل میکنی، 📺 پیجای لاغری رو زیر و رو میکنی، 📚 مقاله میخونی،
حتی از دوست و آشنا میپرسی: «به نظرت چرا من لاغر نمیشم؟»
انگار یه مانعی هست، یه چیزی که نمیبینیش، ولی حسش میکنی…
✅ و اون چیزی نیست جز مقاومت ذهنی در کاهش وزن! همون دیوار نامرئی توی مغز، همونی که جلوی تغییر واقعی رو میگیره.
🧠 ذهنی که پر شده از باورهای قدیمی، تجربههای شکستخورده، حس بیارزشی، و تلقینهای اشتباه… و اینا همش میشن موانع لاغر شدن.
حالا هرچی تلاش فیزیکی میکنی، رژیم میگیری، ورزش میکنی، باز اون مانع ذهنی کار خودشو میکنه. مثل یه ترمز پنهان که اجازه نمیده حرکت کنی 🚦

✨ مقاومت ذهنی در کاهش وزن
هممون یهجایی توی زندگیمون اینو گفتیم:
“میخوام لاغر شم… ولی نمیتونم. یه چیزی تو ذهنم نمیذاره!”
🧠 مقاومت ذهنی در کاهش وزن از کجا میاد؟
برخلاف اون اشتیاق عمیق و طبیعی که برای لاغر شدن تو وجود همهی ما هست – حتی اگه به زبون نیاریمش – مقاومت ذهنی در کاهش وزن اصلاً طبیعی یا ذاتی نیست.
بلکه اینو خودمون با مرور مکررِ یهسری فکرای محدودکننده ساختیم.
- “چاقی توی خانوادهم ارثیه!”
- “از بچگی استخونبندیم درشته!”
- “من اراده ندارم…”
- “همیشه رژیم گرفتم و شکست خوردم پس دیگه نمیتونم…”
همهی اینا اطلاعاتیان که بارها و بارها به ذهنمون تزریق کردیم، اونم با علاقهی خاص! 😂💉
💡 اما اشتیاق چی؟ اونه دیگه فرق داره!
برعکس مقاومت ذهنی، اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن یه واکنش درونی و هوشمندانهست؛ از طرف سیستم دفاعی بدن میاد، درست مثل وقتی که بدن میفهمه یه جاییش زخم شده و سریع شروع میکنه به ترمیمش.
بدن ما، حتی اگه نپذیریم، چاقی رو یه تهدید جدی برای سلامت میدونه. پس بیوقفه تلاش میکنه با ساختن اشتیاق، ما رو به سمت رهایی از اون سوق بده. 💪
حالا این وسط، مقاومت ذهنی در کاهش وزن همون دیو بزرگیه که خودمون پرورش دادیم. هرچقدر بیشتر باهاش حرف زدیم، بیشتر باورش کردیم، بیشتر تقویتش کردیم.
برای همینم هست که دو نفر با وزن و شرایط مشابه، ممکنه یکی خیلی زود متحول شه و یکی دیگه اصلاً نتونه حتی یه قدم جلو بره.
- برای یکی باور “ارثی بودن چاقی” مثل کوه محکم شده 🏔
- اما برای یکی دیگه “کمتحرک بودن” عامل اصلی شده.
در حالی که هردو عامل شاید واقعی نباشن، فقط چون زیاد تکرار شدن، قوی شدن.
🔄 راه حل چیه؟ دوست شدن با ذهن، نه تسلیم شدن بهش!
اگه تا امروز فکر میکردی “من قربانی مقاومت ذهنیم هستم”، وقتشه ورقو برگردونی! 🌀
تو قربانی نیستی، بلکه خالقِ مقاومت ذهنیات هستی… و وقتی خودت اونو ساختی، پس میتونی از بین ببریش.
تنها کاری که باید بکنی اینه:
- باورهای محدودکنندهتو بشناسی و بنویسی 📝
- هر روز روی تغییرشون تمرین کنی، درست مثل ورزش دادن یه عضله 💪
- به اشتیاق ذاتیات برای لاغر شدن گوش بدی، نه به صدای بلندی که تو ذهنته ولی از دیگرانه
مقاومت ذهنی در کاهش وزن چیز عجیبوغریبی نیست. یه داستان خودساختهست که ما هر روز داریم براش فصل جدیدی مینویسیم.
اما حالا وقتشه این کتابو ببندیم، و یه فصل تازه بنویسیم… فصلی به نام «آزادی ذهن و بدن» 💖✨
اگه حس میکنی این مقاومتا هنوز تو ذهنت هستن، دعوتت میکنم حتماً دورهی «پاکسازی چاقی ذهن» ما رو تجربه کنی.
اونجا با هم قدمبهقدم یاد میگیریم چطور ذهنو دوباره تنظیم کنیم 🎧🧠

🌪️ عوامل ایجادکننده مقاومت ذهنی در کاهش وزن
هر اطلاعات یا آگاهیای که به هر طریقی بهعنوان دلیل چاقی یا توجیه لاغر نشدن وارد ذهن ما شود، میتواند در شکلگیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن نقش داشته باشد. 🧠🚫
نکتهی مهم این است که هرچه سن چاقی افزایش پیدا کند و دفعات تلاش برای لاغر شدن بیشتر و بیشتر بینتیجه بماند، فرد بهطور ناخودآگاه در جستجوی دلایلی برای توجیه این ناکامیها در ذهن خود خواهد بود. یعنی:
ذهن ما برای تسکین درد و رنجِ لاغر نشدن، خودش مشغول ساختن مقاومت ذهنی میشود! 🩹🧩
در واقع، بسیاری از افراد چاق بهطور ناخواسته و ناخودآگاه، برای محافظت از خود در برابر حس شکستهای قبلی، دیوارهایی از مقاومت ذهنی در کاهش وزن دور خود میسازند.
این دیوارها آرامبخش هستند، اما در عین حال مانعی قدرتمند برای رهایی از چاقی محسوب میشوند. 🧱😞
🧠 مقاومت ذهنی از کجا تغذیه میشه؟
این اطلاعات و باورها تحت تأثیر محیط زندگی ما شکل میگیرند:
👨👩👧 محیط خانوادگی
🗣️ دوستان و همکاران چاق که باهاشون درد دل میکنیم
📺 رسانهها، مجلهها، شبکههای اجتماعی
📚 مقالات علمی یا غیرعلمی که دنبال میکنیم
ما هر روز، با اطلاعات خاصی مواجه میشیم که به ذهنمون خوراک میدن. ذهن هم مثل یه آشپز ماهر، این خوراکها رو با دلایل و منطقهای خودش ترکیب میکنه و میگه:
“آهان! پس حق داری که لاغر نمیشی…” 🤷♀️
و اینگونه است که مقاومت ذهنی در کاهش وزن در ذهنمون قدرت میگیره و لاغری برامون تبدیل به رؤیای دور و دنبالهداری میشه که همیشه فردا ازش شروع خواهیم کرد! 😔📆

✨ لاغری با ذهن و اصلاح مقاومت ذهنی در کاهش وزن 🧠💪
بیشتر روشهایی که ما در مسیر لاغری تجربه کردهایم، مثل رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا یا قرصهای لاغری، در ظاهر برای کمک به کاهش وزن طراحی شدهاند.
اما واقعیت اینه که بسیاری از این تلاشها فقط باعث تقویت مقاومت ذهنی در کاهش وزن شدهاند. 😣🧱
چرا؟ چون هر شکست، هر بازگشت وزن، هر بار خسته شدن، پیامی به ذهن میفرسته که:
«من نمیتونم لاغر بشم!»
من خودم ۳۵ سال از زندگیام رو با چاقی گذروندم. روشهای زیادی رو امتحان کردم: رژیم، دمنوش، کالریشماری، کلاس بدنسازی… اما نه تنها لاغر نشدم، بلکه مقاومت ذهنی در لاغر شدن در من بیشتر و بیشتر شد. 🚫⚖️
ذهن من پُر شد از جملاتی مثل:
- «چاقی تو ارثیه!» 👨👩👧👦
- «سنت رفته بالا دیگه لاغر نمیشی!» 🎂
- «هورمونهاته، کاریش نمیشه کرد!» 🧪
- «تو عاشق غذایی، نمیتونی خودتو کنترل کنی!» 🍰
این افکار، فقط فکر نبودن… سنگهای دیوار مقاومت ذهنی در کاهش وزن بودن! 🧱🧠
و هرچی سن چاقیام بیشتر شد، چاق شدنم آسونتر و لاغر شدنم سختتر شد.
🎓 راه نجات: ورود به سرزمین لاغرها
یکی از بهترین تصمیمهایی که توی زندگیام گرفتم، تهیه و تدوین دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها» بود. 🌍💡
در این دوره، قدمبهقدم یاد میگیری:
- چطور اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن رو دوباره فعال کنی
- چطور مقاومت ذهنی در کاهش وزن رو ریشهای درمان کنی
- و چطور از طریق آموزش، تمرین و آگاهی، ذهنی متناسب بسازی که بدن متناسب رو خلق کنه 💫
هر دقیقهای که برای آموزشهای ذهنی وقت میذاری، در واقع داری بنزین میریزی توی موتور اشتیاقت برای لاغر شدن! ⛽🔥
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای عبور از مانع مقاومت ذهنی در کاهش وزن، تنها دانستن کافی نیست، بلکه تمرین کردن کلید اصلی ماجراست. تمرین باعث میشود ذهن شما آگاهانه و ناخودآگاه شروع به تغییر کند و باورهای محدودکنندهای که سالها در ذهنتان خانه کردهاند، کمکم جای خود را به اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن بدهند. 🔓🧠✨
📌 سوالات تمرینی:
- تجربهی شما درباره داشتن اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن چیست؟ این اشتیاق چه زمانی بیشتر و چه زمانی کمتر بوده است؟ شرح دهید.
- استفاده از روشهای مختلف لاغری مثل رژیم، ورزش شدید یا داروها، در شما باعث تشدید اشتیاق لاغری شده یا مقاومت ذهنی در کاهش وزن ایجاد کرده؟ مثال بزنید.
- شنیدهها و دیدگاههای دیگران درباره چاقی و لاغری، چه تاثیری در شکلگیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن در شما داشته است؟ مثال بزنید.
- برخی از باورهای ذهنی محدودکننده خود را که باعث ایجاد مقاومت ذهنی شدهاند، نام ببرید و دربارهشان توضیح دهید.
- آشنایی با روش لاغری با ذهن چه تأثیری بر نگرش شما نسبت به لاغری گذاشته؟ آیا باعث ایجاد اشتیاق بیشتر در شما شده است؟
لطفاً پاسخ خود را در بخش نظرات همین صفحه با دقت بنویسید و با دیگر همراهان تناسب فکری به اشتراک بگذارید. 💬💙
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.48 از 67 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
روز ۶۹تکرار
با سلام به دوستانم واستاد
نظرات دوستانمو میخونم چقدر باورهای عالی در من ایجاد میشه
اینکه گواهینامه رانندگی ذهنو داریم میگذرونیم بسمت خواسته ها وخوشبختی،،اینکه من زندانی ذهنم نیستم من فرمانروای همه وجودم هستم اینها همگی در خدمت من هستن ،فهمیدن این مطالب بهم قدرت میده ،منیکه برنامه های منفی زیادی از قبل در ذهنم دانلود شده ،حالا باید روی فریده قبلی خط بکشم واز نو یه فریده جدید بسازم ،اونجوری که خودم میخوام ،با خواسته های جدید ،با شجاعت،با قدرت،با بدن جدید،با فکرای جدید،با رفتار جدید ،عادات جدید وتمام این آگاهی ها چه لذت بخشه ،خدارو شکر که در حال یادگیری هستم
طبق معمول که خونه ما شلوغه ومثل هتله ?هر کسی کلید خونمونو داره ،بدلیل اینکه ۱دونگ ونیم خونه من مال مادرمه وهمه به خودشون اجازه میدن هر کاری تو خونه من انجام بدن ومن بشدت حال واحساسم بهم میریزه وطبق معمول میرم توی گفتگوی ذهنی ،چونکه واقعا خسته شدم از جنگ وکل کل کردن با خواهرام،الان که توی آشپزخونه بودم وداشتم غذا میپختم و اونا هم داشتن غذا میپختن و کارهایو انجام میدن که ناراحتم میکنن وحس های بدیو تجربه میکنم ،،الان هم داشت فشار ناراحتی هام میرفت بالا که خیلی سریع اومدم تو اتاق و دارم اینجا کامنت مینویسم وقبلش نظرات دوستانمو خوندم ،و به خودم گفتم فریده آیا میخوایی با اطرافیانت بجنگی یا احساستو کنترل کنی بسمت خواسته ای که میخوایی که اونم فروش خونت ومستقل شدن خونته، ،، وبه خودم تاکید کردم که باید بتونی حالتو خوب نگه داری ،کنترل ذهن کنی و بتونی این جریاناتو هدایت ومدیریت کنی وبا ادامه دادن کنترل ذهن و داشتن حال بهتر ،میتونی به خواسته ت برسی،،مگه این ۳سال که فقط جر وبحث باهاشون داشتی ،چی شد؟ مستقل نشدی که هیچ،،ازشون دور ترم شدی و رفتار مناسبی هم باهات ندارن ،،پس منکه میدونم چاره ش فقط حال خوبه وتغییر زاویه دید م
هر چند اعتراف میکنم کار سختیه?ولی استاد بهم یاد داده که ذهن اگر کاریو سخت بدونه ،انجامش نمیده ،پس باید بتونم
اتفاقا امروز که داشتم تمرین رقص میکردم با دخترم،و همه میگفتن رقص سختیه ،من به دخترم گفتم اگر سخت ببینیش ذهنت باهات همکاری نمیکنه،خواهرزاده م که همون اولش انصراف داد گفت سخته من نمیتونم تمرین کنم ،دقیقا این تمرینو من واسه هر کاری انجام میدم و مرتب به خودم یادآوری میکنم که تمام کارها واسه من آسونه
شناخت ذهن بسیار لذت بخشه ومن میخوام ذهنم در خدمت من باشه استاد بهم یاد داده اول از خونم لذت ببرم،سپاسگذاریشو بگم،از خوبی هاش یاد کنم تا بتونم در مسیرهای بعدی به خواسته م برسم
استاد ممنونم از آگاهی های ناب تون?
نشان های دریافت شده
گام ۶۴….مقاومت ذهن مانع لاغر شدن است…سلام استاد و دوستان همراهم ،خوشحالم تا گام۶۴ عالی عمل کردم ،به آگاهی های قویتری رسیدم و کدهای زیادی برام باز شده ..در واقع تمام دانسته هایی که تو این ۱۵ ماه یاد گرفتم ،دونه دونهداره با یه درک دیگه ای به عمل تبدیل میشه…سالهای سال زندگی کردم بدون اینکه بدونم ، زندگی من بر اساس افکار و باورهای من خلق میشه ، فکر میکردم سرنوشت من از پیش نوشته شده است که اونم به تاریکی نوشته شده ،بارها شنیدم که شانس و اقبال دختر به مادرش میره ،مادر منم که از هر آنچه ضعیف بود به اندازه زیادشو داشت پس خودم و سرنوشتمو قوی و قدرتمند نمیدیدم ، اصلا به این فکر هم نمیکردم که یه روزی من بتونم با تغییر باورهای خودم ،جسممو متناسب کنم ،پول و فراوانی رو آفرینش کنم ، اون زمان ها اگر به خونه ای ،ماشینی و موقعیت خوبی میرسیدم میگفتم و همگی میگفتن ؛ فریده شانس آورده و چونکه فکر میکردم شانس آوردم و همیشه این اتفاق نمیفته چونکه مادرم همیشه میگفت ( یه بار آب رد میشه و گلی با خودش میاره ،همیشه که نمیاره ) من هم تمام مدت در ترس از دست دادن داشته هام بودم و فکر میکردم موقتیه ..حالا متوجه شدم من هر آنچه رو که دوست دارم میتونم با قدرت ذهنم ،خلق کنم ،البته که باور کردنش ۳ سال برای من طول کشید تا بفهممش ،درکش کنم و حتما هنوزم خوب درکش نکردم و هر چقدر بیشتر در مسیر بمونم فهمم بهتر میشه …تمام دیده ها و شنیده های ما از ۱ تا ۷ سالگی ، بصورت یک حافظه ،در ذهن ناخوداگاه ما ثبت شده، اون مموری ضبط شده همون باورهای ما هستند که مثل مشاوره هایی در ما عمل میکنن و فرمان های متفاوتی به ما میدن ، مثلا چه تعریف هایی از چاقی و لاغری در ذهن ناخوداگاه من وجود داره ؟ برای من چاقی ایمن تعریف شده بود، چاقی =مهربانی ،، چاقی =بدن قوی ،، چاقی = با نمکی ،،،چاقی = سالم بودن وووووو یعنی ذهن من مراقب من و باورهای من هست و فقط روی ریل باورهای من راه میره و محاله خطا کنه ،،، به مرور من میفهمم که چاقی من اذیت کننده شده ،تصمیم میگیرم لاغر بشم ،تحقیق میکنم و چونکه زیاد شنیدم که برای لاغر شدن باید برنج و نون و شیرینیو حذف کرد ،باید ورزش کرد و کم خوری کرد ،پس من شروع میکنم به انجام همون کارهای بیرونی ،قافل از اینکه مشکل در درون ماست ، هر چقدر من به جسمم فشار آوردم ،فشار و مقاومت ناخوداگاه برای پشیمون کردن من بیشتر میشد ،در واقع من داشتم برعکس و برعلیه ،رئیس بدنم ،رفتار میکردم ،بدنم دلش میخواست آزاد باشه، لاغر باشه ، ذهنم میگفت چاقی خوبه ،، و همیشه ناخوداگاه غلبه کرده بر خواسته ما ،،هر چقدر ناخوداگاه با لاغر شدن ما موافقتر باشه ،بیشتر کمکمون میکنه که بتونیم لاغر بشیم ، در اصل جنگ بین باورهاست و ذات الهی ما ،،، ما دوست داریم دست پیدا کنیم به فطرت خودمون ،ولی ذهنمون میخواد ما همون راه شکست قدیمو بریم ،چون اگر با خواسته ما همکاری کنه باید به ما کمک کنه ، انرژی آزاد کنه ،ذهن ما برای تمام موضوعات یه تعریفی ساخته و گذاشته تو یک فایل و هر زمان بهش نیاز داره ،در قفسه رو باز میکنه و هر چی اطلاعات قدیمی داره برامون در میاره و ما همیشه مثل قبل زندگی تکراری رو خواهیم داشت ، مثالش ؛ ما همیشه دوست داریم از راه های آشنا به مقصد برسیم ،،امروز میخواستم تا مسیریو برم، بیشتر اوقات از اپلیکشین ویز استفاده میکنم ولی چونکه در ایران فیلتره ،مجبوریم از فیلتر شکن استفاده کنیم ،امروز که فیلتر شکنم روشن نشد ،مجبورا از گوگل استفاده کردم ، البته که اصلا دوست نداشتم گوگلو امتحان کنم و دلم همون ویزو میخواست که به همه چیزش وارد بودم ،در انتها بی میل از گوگل استفاده کردم ،یعنی ذهن دوست نداره یه کوچولو تغییر کنیم ،پس در لاغری هم اجازه نمیده تا زمانیکه تمام اون باورهای مخرب در ما شناسایی و نقض بشه ،هر چقدر اون باورها قویتر باشن مقاومتشون هم بیشتره و توجه بیشتری نیاز داره ،،،درسته ذهن در خدمت ماست ولی با داده هاییکه از قبل بهش دادیم ،اگر ورودی های خوبی نگرفته باشه ،الان هم از ما اطاعت نخواهد کرد ،برای ذهن فرقی نمیکنه الان من چی دوست دارم ،اون از هر چیزی که درش ذخیره شده ،استفاده میکنه ،،همین حالا که در دوره هستم و احساس میکنم کم کردن سایزم به کندی انجام میشه بخاطر فرمولهاییه که در من وجود داره ،ذهنم میخواد اونهارو اجرا کنه ولی من دلم میخواد لاغریو تجربه کنه و وقتی اینجوری میشه ما فکر میکنیم ،ذهنمون داره مقاومت میکنه ،دقیقا در درون ما نورون های جدیدی در حال ساخته شدن هستن که تا زمانیکه اون نورون ها محکم و قوی نشن ،وضعیت ما استیبل نمیشه ،بالا و پایین میشیم،حالمون یجوریه و زمانیکه ناخوداگاه موافق خواسته های ما بشه ،زنجیرها برداشته بشه ،اونوقت نتایج بمب بمب میاد تو زندگیمون و همین پروسه برای افراد متفاوته ،برای من ممکنه ۳ سال طول بکشه ،برای اشخاص دیگه یا کمتر یا بیشتر ،بستگی به اون آلودگی های ذهنیش داره ،،مثلا من فکر میکنم ذهنم داره برای تغییر نکردن ،مقاومت میکنه ولی در اصل ذهن قدیم من چیزی نداره برای ارائه دادن ،،همین چند روز که روی یک باور قویم کار کردم ،احساس کردم یدفعه سبک شدم،واقعا خودم احساس کردم در عرض چند روز یه هوای کوچیک بدنم ریخت،،خدارو شکر در این مسیر کوتاهی نمیکنم ،با اینکه این هفته ،مراسم نامزدی و عقد دخترمه ،فردا هم کلی مهمون دارم و همین الان از خرید اومدم خونه ،اولین کاری که دارم انجام میدم ،نوشتن و گوش کردن فایل امروزمه ،اصلا هم احساس نمیکنم ذهنم مقاومت کنه ،،ذهن من کاملا تسلیم منه در انجام تمریناتم و میدونه من شوخی ندارم و مستحکم در این راه هستم ،،من روح پاک خدواند هستم ،برتر از ذهنم هستم ،من حاکم خودم هستم و ذهنم باید در تسلط من باشه
نشان های دریافت شده
جلسه ۶۹ تکرار
مقاومت ذهن مانع لاغر شدن است
سلام و وقت بخیر ،خدارو شکر میکنم برای یک روز برفی ، زیبا و پر برکت ،سپاس برای دیدن اینهمه قشنگی
شنیده هاییکه افراد چاق شنیدند و باور کردند ،مسیر زندگیشان را تعیین کرد ، منکه از بدو تولد تپل بودم و به تکرار شنیدم ،سرزنش شدم ،مقایسه و قضاوت شدم ،در درونم پر از فرمول ها و افکار چاق کننده است که در من از من تصویر و شکلی ساخته
که سالهاست من با اون نقشه و تصویر ،به دنبال خلق رویاها و زندگیم هستم ،اینکه در اون تصویر چه چیزهایی بود و هست ،از نتایج و تجربیاتی که تا به الان زندگیشون کردم کاملا مشخصه ،آیا من تصویر قشنگی داشتم ؟
و حالا من یک ذهنیو همراه خودم دارم که پر شده از اطلاعاتی که در صفر تا ۷ سالگی برای من جمع آوری شد و بعد از اون من به تکرار اون اطلاعاتو زندگی کردم تا وقتیکه درونیاتم قوی و قدرتمند شدند که بیشتر اون اطلاعات منفی ولی در راستای کمک به من انتخاب شدند
خداوند همه انسان هارو با تمام آپشن ها و توانمندی های خاصی آفرید که خودشون بتونن خالق زندگیشون باشن و نیازی به چیزی نداشته باشن که تمام اون اپلیکیشن ها در مغز گذاشته شد
الان یاد کارتون هایی افتادم که در بچگی میدیدم ،پینوکیو ،عروسک چوبی که مغز نداشت و مدام کارهای اشتباه انجام میداد و زمانیکه پدرش براش مغز گذاشت ،پینوکیو پسر عاقلی شد و دیگه گول کسیو نخورد و به مسیر بهتری هدایت شد
همون روزها که پینوکیو نگاه میکردم ازش دلخور میشدم که چرا انقدر خرابکاری میکنه ،اون کارتون داشت به من یاد میداد که مغز مهمترین بخش وجودی ماست که میتونه زندگی خوب یا بدی واسه ما بسازه
محتویات ذهنمون مسیرهای زندگیمونو برامون میچینه ،چه منفی چه مثبت، بستگی به اطلاعات درونش داره ،من چه چیزهایی در مورد چاقی یا لاغری شنیدم ،آیا لاغری برای من طبیعی تعریف شد یا چاقی ، با من چه برخوردهایی شد ،آیا لاغری برای من امن و لذت بخش تعریف شد ، چه چیزهایی در مورد مزایای چاقی شنیدم وووو
هر چقدر بیشتر در مورد چاقی شنیده باشم الان شرایط سختریو طی میکنم ،همه ما که در این سایت هستیم به دنبال لاغر شدن هستیم و این نشون دهنده اینه که سلول های ما پر از اتم های آلوده به افکار چاقیست ،حالا یکی مثل من با دوز قویتر یکی مثل دخترم با دوز بسیار ضعیف تر
چیزی که از دستگاه خلق کننده مغز من خارج میشد ،جسم چاق بود که خدارو شکر خیلی وقته داره ترمیم میشه ولی هنوز میانه راه هستم
با آموزش هاییکه میبینم کم کم باورهای مخربم در حال فروپاشی هستن ،منم مصرانه قبول کرده بودم که لاغری دائمی برای من امکان پذیر نمیباشد و تو رویاهام هم نمیدیدم که بتونم راحت لاغر بشم و لاغر بمونم ،انقدر جلوی دید لاغریه منو کور کرده بودن که چیزی جز غول چاقی وجود نداشت
و الان دارم نور لاغریو از دور دست ها میبینم که بهم میگه آره درسته راهت بیا دخترم ،من سالهاست منتظرتم که بیایی و منو تن کنی ،لباسی که ماله توست ،برای توست ،بیا که تازه داری میری جای اصلیت ،داری به ذات الهیت نزدیک میشی
این حرف های جدید منه که ۳۶۰ درجه با حرف هایی که از اول عمرم شنیدم فرق داره ،درخت تنومند چاقی من بسیار قوی رشد کرده بود که الان ۲ ساله دارم اون درختو اره میکنم تا نهال تازه به دنیا اومده م رشد کنه
چند روز پیش که ویلای دوستم بودیم و هر سال ما برای بخش تفریح آتیش بازی ها مون ،کنده یا بعضی از درخت هایفرسوده باغشونو اره میکنیم ،این بار نوع و جنس کنده ها خیلی محکم و سفت بود که با فشار اره شون کردیم ،وقتی داشتیم کنده هارو میبردیم به دوستم گفتم این کنده هاییکه انقدر جون سخت هستن شکل افکار مخرب قدیمی ما هستن ،باید بیشتر براشون وقت بذاریم و نیمه کاره رهاشدن نکنیم
افکاری که چندین سال کج رشد کرده و درخت عظیمی شده به اره قویتری نیاز داره ولی انتهای کار قشنگ میشه ،ما میشیم خالق ذهنیت های تمیز ،مثل وقتیکه کنده ها آماده شدند و ما با لذت ازشون استفاده کردیم
تعریف من از ذهن ؟ اولا که اطلاعاتی ازش نداشتم تا ۲۰ سال پیش که شروع کردم به کتاب خوندن و اون زمان ها که دنیای مجازی وجود نداشت و اینهمه دوره و کلاس نبود ،من چند ماهی دنبال کننده دکتر فرهنگ بودم و بعد از مدتی هم رها کردم
تقریبا از ۸ یا ۹ سال پیش که وارد دوره ان ال پی شدم و در ادامه به مسیرهای آموزشی ذهن به روش پروفسور یونگ هدایت شدم و همینجوری اون چرخه ادامه پیدا کرد و به مدیتیشن،مراقبه،هیپنوتیزم،انرژی درمانی و در انتها از ۴ سال پیش به این جنس آموزش ها ختم شد ،شروع به شناخت ذهن کردم
یعنی شروعم از شرکت در یک دوره بود و الان اینجا هستم ،الان احساس میکنم اون روزها هیچ درکی از آموزش هام نداشتم ولی تو اون زمان حس میکردم خیلی خوب متوجه میشم ولی الان که به خودم نگاه میکنم میبینم تازه شروع راهم
حالا کی و چه زمان ذهنو شناختم یادم نمیاد ولی تو همین مسیرها آگاهی ها داده شد و منم یادشون گرفتم و دارم ادامه میدم و الان حس میکنم تا حدودی میتونم بگم در مسیر شناخت ذهن هستم
ذهنم در خدمت منه و عضوی از وجودمه که نادانسته بد برنامه ریزی شده ،اتفاقا ذهن قویترین بخش وجود ماست که مستقیما با خدا و جهان در ارتباطه و ما از طریق ذهن میتونیم به خواسته هامون برسیم یا نرسیم
اگر برنامه شکست در ذهن باشه هر چقدر که ما دست و پا بزنیم پیشرفت خاصی نخواهیم داشت و اگر برنامه های جدید در اون دانلود کنیم ،مسیرمون میره به سمت رشد و ترقی که الان در حال انجام تغییر محتویاتش هستیم
ما توانا هستیم که ذهنمونو تربیت کنیم که در خدمتون باشه یا به ضررمون ،قبلا به ضررمون بود الان از این نیروی قدرتمند استفاده میکنیم که در خدمتومون باشه ،اطلاعات لاغر کننده بهش میدیم و اطلاعات قبلیشو گوش نمیکنیم ،من ذهن بینهایت خلاقی دارم که فقط به من کمک میکنه و در این مسیر گفتگوهای قبلی ذهنو نباید گوش کنیم
من محتویاتشو تمیز میکنم ،ذهنم خودش در خدمت من خواهد بود ،اگر زمان هایی ذهنم باهام همکاری نمیکنه یا کارهارو به تعویق میندازه بخاطر اطلاعاتیه که درونش هست ،بخاطر تعریف هاییکه قبلا براش شده ،بخاطر خاصیت مغزه وه دوست نداره کارهای جدید انجام بده
وقتی اینهارو یاد بگیریم ،زمان هاییکه باید یک کاریو انجام بدیم ولی تنبلی میکنیم میتونیم براحتی ریشه یابی کنیم ،چرا دوست ندارم این کارو انجام بدم ؟ چونکه حس توانمندی ندارم ،خب میرم روی توانمندیم تمرین میکنم ،تعریف هامو تغییر میدم بلخره ذهنم انرژی آزاد میکنه و باهام همکاری میکنه
نوشتن اینهاییکه مینویسم راحت و آسونه اینکه چقدر ازشون استفاده کنم مهمه ،دانستن تا عمل کردن خیلی با هم فاصله داره ،از خدا میخوام کمکم کنه تا در مسیر آموزش ها قویتر بشم و ذهنمو در اختیار هدف های جدیدم قرار بدم ،میدونم که اگر ذهنت های جدیدم ساخته بشه دیگه نیازی نیست من سختی بکشم
مثل وقتیکه ذهنم برای لاغری تا حدودی ساخته شد و جسم من خودبخود بعد از ۳ ماه شروع به لاغر شدن کرد
الان هم میگم ذهن جانم لطفا بخش های اطلاعات گذشتتو خاموش کن و نیازی بهشون نداریم که همگی آلوده هستن و از این به بعد آگاهانه تر از اطلاعات جدید استفاده میکنیم
خدارو شکر میکنم برای یادگیری این آموزش های مهم و حیاتی که میتونیم جهان دیگه ای برای خودمون بسازیم متفاوت تر از دنیای قبلیمون ،خدایا شکرت