حتی اگه بهترین رژیم دنیا رو داشته باشی یا ساعتها ورزش کنی، تا وقتی باور نداشته باشی که میتونی لاغر بشی، هیچ اتفاقی نمیافته! 🧠✨
خیلیا هنوز توی زندان ذهنشون گیر افتادن و مدام با خودشون تکرار میکنن: «من هیچوقت لاغر نمیشم»، «ژن من چاقه»، «ارثیه»… 😞
این باورهای ذهنی مثل دیوار بلندن جلوی مسیر لاغری! اما خبر خوب اینه که لاغری با باور ذهنی ممکنه؛ از همینجا شروع کن، از درون خودت. 🌱💪
ماجرای من با چاقی و کشف لاغری با باور ذهنی
حتماً برات پیش اومده که با انگیزهی زیاد یه رژیم جدید رو شروع کنی یا ساعتها تو باشگاه عرق بریزی… ولی آخرش دوباره برگردی سر خونه اول! 😓
منم دقیقاً همین مسیرو رفتم؛ ۳۵ سال با چاقی زندگی کردم، صدها کیلومتر راه رفتم، رژیمهای جورواجور گرفتم، ولی لاغری واقعی رو تجربه نکردم. چون یه چیز مهمو نادیده گرفته بودم: باور نداشتم که میتونم لاغر بشم. 🧠🚫
وقتی اطرافیان میگفتن «چاقیت ارثیه» یا «سوختوسازت پایینه»، منم کمکم باورم شد که واقعاً توانایی لاغر شدن ندارم. اینجاست که میفهمیم لاغری با باور ذهنی فقط یه جمله قشنگ نیست، یه اصل اساسیه برای رسیدن به تناسب اندام. 🌱💪
تو هم اگه بارها تلاش کردی و نتیجه نگرفتی، احتمال زیاد نه از رژیمه، نه از ورزش… از اون باور عمیقیه که ته دلت میگه نمیتونی لاغر بشی. اما خبر خوب اینه که وقتی این باور رو تغییر بدی، تازه جادوی لاغر شدن شروع میشه! ✨🔥
🌟 لاغری با باور ذهنی همون کلیدییه که قفل اضافهوزن رو باز میکنه، نه زجر کشیدن با رژیمهای سخت.

🎯 نقش باورها در زندگی، از لاغری تا موفقیتهای بزرگ
باور نداشتن به لاغر شدن فقط مخصوص افراد چاق نیست! 😯
همهمون کموبیش تجربهش کردیم… یکی باور داره که هیچوقت توی کارش موفق نمیشه، یکی فکر میکنه عشق واقعی بهش نمیرسه، یکی دیگه مطمئنه نمیتونه تو کنکور رتبه بیاره. 😞
این یعنی نداشتن باور، مثل یه ویروس میتونه تو همه جنبههای زندگی پخش بشه… مخصوصاً وقتی باور لاغر نشدن قوی بشه، کمکم فرد شروع میکنه به باور نکردن چیزای دیگه هم؛ «من کلاً ناتوانم»، «هیچ کاری ازم برنمیاد»… و این دقیقاً همون نقطهیه که زندگیمون از کنترل خارج میشه. 🌀
✨ ولی اینم بدون:
وقتی لاغری با باور ذهنی رو در خودت بیدار میکنی، یعنی یه جرقهی قوی توی ذهنت روشن شده که میتونه روی بقیهی ابعاد زندگیت هم نور بندازه. 🌟
همین امروز میتونی شروع کنی… فقط کافیه به ذهن خودت اعتماد کنی، و از ته دل باور کنی که میتونی لاغر بشی. 💪🧠
ایمان بیار… جادوی تغییر، دقیقاً از همین نقطه شروع میشه! 💫م.
🎯 آیا واقعاً میتونم با لاغری با باور ذهنی نتیجه بگیرم؟
یکی از پرتکرارترین سؤالهایی که ازم میپرسن اینه:
“منم میتونم با این روشها لاغر بشم؟ واقعاً جواب میده؟” 🤔💭
این سؤال کاملاً طبیعیه، چون خیلی از ما وقتی بارها تلاش کردیم و نتیجه نگرفتیم، دیگه باورمون نمیشه که بتونیم لاغر بشیم. مخصوصاً وقتی تمرکزمون فقط روی شکستهاست و فراموش میکنیم چقدر تو بخشهای دیگهی زندگیمون موفق بودیم. 🎯🌱
اما نکته مهم اینه که لاغری با باور ذهنی از همونجایی شروع میشه که تو شروع میکنی به دیدن تواناییهات، نه ضعفهات! 🧠✨
وقتی ذهنت پر از این باور باشه که «من نمیتونم»، طبیعیه که هیچ روشی جواب نده، حتی بهترینها.
🧩 ذهن ما بر اساس چیزهایی که باورش کردیم عمل میکنه. اگه با خودت تکرار کنی:
«نمیتونم لاغر بشم»، «من همیشه چاق میمونم»، «لاغری فقط واسه بقیهست»…
خب معلومه که نتیجه نمیگیری! 😞
اما وقتی شروع کنی به تمرین لاغری با باور ذهنی و اینو درک کنی که فقط ذهنته که تا حالا جلو راهتو گرفته، اونوقته که ورق برمیگرده. 💫💪
تا باور نکنی که میتونی لاغر بشی، هیچ تلاشی به نتیجه نمیرسه.
ولی به محض اینکه این باور شکل بگیره، بدنت هم باهاش همراه میشه. 💃🔥
🌟 پس بیا از همینجا شروع کنیم… با یه باور جدید، یه ذهنیت تازه، و یه لبخند از ته دل 😊💖
✨ باور کردن توانایی لاغر شدن با باور ذهنی
برای اینکه بتونی از مسیر لاغری با باور ذهنی نتیجه بگیری، باید اول از همه به قدرت خودت ایمان بیاری. 🧠🌱
ما عادت کردیم فقط به ضعفهامون نگاه کنیم، ولی وقتشه که تمرکز رو ببری روی تواناییهات! حتی کوچکتریناش:
- 🍳 آشپزی کردن
- 🚗 رانندگی کردن
- 🧵 خیاطی کردن
- 🧼 خونهداری کردن
اینا همه نشونههایی هستن که ذهن تو تواناست، فقط باید یادش بندازی. مرور کردن این توانمندیها باعث میشه کمکم باور کنی که تو هم میتونی با لاغری با باور ذهنی به اندامی ایدهآل برسی. 🌟💃
اما حواست باشه به این برچسبهای سمی:
“من فراموشکارم”، “من اراده ندارم”، “من تنبلم”، “من زود چاق میشم”…
این جملات ساده، باورهای ناتوانی رو در ذهنت ریشهدار میکنن. ❌🌪️
✅ حالا وقتشه که یه تصمیم مهم بگیری:
تو میتونی از روش لاغری با باور ذهنی نتیجه بگیری، همونطور که من گرفتم.
سالها تلاش بینتیجه و حرفهای منفی اطرافیان منو قانع کرده بود که «من لاغر بشو نیستم!»
ولی وقتی ایده استفاده از قدرت ذهن برای لاغر شدن به ذهنم رسید، تصمیم گرفتم راهو عوض کنم. ✨
💥 با شروع تمرینات ذهنی در دوره ورود به سرزمین لاغرها، کمکم قدرت درونیم رو دوباره شناختم.
در ادامه، تمرینات دوره پاکسازی چاقی ذهن و سپس دوره پیشرفته لاغری باعث شدن باورم به توانایی تغییر، خیلی عمیقتر بشه. و خب… نتیجه؟
نه فقط جسمم تغییر کرد، بلکه زندگیم هم رنگ تازهای گرفت. 🌈💖
🔑 مهمترین چیزی که در مسیر لاغری با باور ذهنی باید همراهت باشه، باور به خودته.
باور کن که میتونی، چون واقعاً میتونی.
این مسیر برای تو هم ممکنه، فقط کافیه خودت رو لایق بدونی و باور کنی که تغییر شدنیه. 🌟🦋
باور کردن توانایی لاغر شدن، آغاز مسیر لاغری با باور ذهنیـه.
و تو، دقیقاً از همینجا میتونی شروع کنی… 💫

✨ برچسبها را از خودت جدا کن و مسیر لاغری با باور ذهنی رو محکمتر کن! ✨
خیلی وقتها خودمون رو با برچسبهایی مثل «من اراده ندارم»، «من نمیتونم تغییر کنم» یا «من کند ذهنم» محدود میکنیم.
واقعیت اینه که خیلیها از تغییر میترسن و به جای روبرو شدن با ترسها، با این برچسبها خودشون رو توجیه میکنن که «من نمیتونم»، «من شرایطش رو ندارم». اما این فقط یه بهونهست!
تو همین الان هم قدرت بینظیری داری، چون تونستی با همه سختیها چاق بشی! 💪 پس حتما میتونی مسیر لاغری با باور ذهنی رو هم طی کنی و تغییر کنی.
فقط کافیه باور کنی و این برچسبها رو از خودت جدا کنی.
یادت باشه: برای لاغر شدن نیاز به توانایی خارقالعاده جدیدی نداری. تو قبلاً هزاران بار تونستی چیزهای جدید یاد بگیری و رفتارهاتو تغییر بدی — مثل مسیر چاق شدنت!
حالا اون توانایی و قدرت یادگیری رو برای مسیر لاغری با باور ذهنی به کار بگیر و خودت رو باور کن. 🌟
پس از همین امروز بگو: «من میتونم! من توانایی لاغری با باور ذهنی رو دارم!»
و با انرژی و امید به سمت هدفهات حرکت کن! 🚀💖



✨ نتیجه فوقالعاده آموزش لاغری با باور ذهنی ✨
اگه تا حالا لاغر نشدی، یعنی تو مسیر اشتباهی بودی. تو مسیری که اشتباه باشه، هر چقدر هم تلاش کنی، نمیتونی به مقصد برسی.
اما وقتی مسیر درست رو انتخاب کنی، حتی اگه گاهی وایسی و دوباره شروع کنی، باز هم به هدفت میرسی.
این مسیر برای همهست؛ چه کمسنوسال، چه با اضافهوزن زیاد…
نتیجهبخشه و شگفتانگیز! 🎯
کسی که قدم اول رو برداره، دورههای آموزشی ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کنه، تمرینات رو درست انجام بده و ادامه بده، حتما به نتیجه میرسه.
لاغر شدن مثل چاق شدن خودبهخوده، بدون اینکه بخوای انجام میشه! 🌀
وقتی فایلهای صوتی و تمرینها رو گوش میدی و به توصیههای آموزشی عمل میکنی، لاغری با باور ذهنی خودش به سمتت میاد و تو خودت رو شگفتزده میکنی! 😍
آیا ذهن ما مقاومت داره؟
خیلیا فکر میکنن ذهنشون مقاومه و به راحتی نمیذاره لاغر بشن. اما واقعیت اینه که ذهن خودش هیچ مقاومتی نداره!
این ما هستیم که با تنبلی، به تعویق انداختن کارها و بهونهتراشیها نیروی مقاومت رو تو خودمون ایجاد میکنیم. 🤷♂️
ذهن، یه اندام فیزیکی نیست که بخواد مقاومت کنه، پس هر مقاومتی که احساس میکنی ساخته ذهن تو نیست، بلکه ساخته رفتار و عادتهای خودته.
پس با تغییر این عادتها، مسیر لاغری با باور ذهنی برات هموار و لذتبخش میشه! 🌈💖
✍️ تمرین آموزشی باور کردن لاغر شدن 📖
اول محتوای متنی این جلسه رو با دقت بخون، بعد ویدیوی آموزشی رو ببین 🎥 و در نهایت، تمرینت رو کامل کن و در بخش نظرات همین جلسه با شرح کامل بنویس. 📝
سؤالات تمرین:
🔹 به نظرت باور کردن لاغری چه نقشی در موفقیت تو داره؟
🔹 در بقیه جنبههای زندگیت، باور داشتن یا نداشتن چه تأثیری گذاشته؟ 🌱
🔹 وقتی روشهای مختلف لاغری رو امتحان میکردی، چه دیدگاهی نسبت به خودت داشتی؟
🔹 از گذشته تا الان، نگرشت درباره توانایی لاغر شدنت چطور تغییر کرده؟ 💫
🔹 تجربه استفاده از روشهای مختلف، چه تأثیری روی باور تو نسبت به قدرت لاغر شدنت گذاشته؟
🔹 به نظرت لاغری با ذهن چطوری کمک میکنه به اینکه به خودت برای لاغر شدن ایمان بیاری؟ 💭
آخر سر هم، از محتوای ویدیو ایده بگیر و یک تمرین برای خودت طراحی کن و اون تمرین رو هم توی بخش نظرات ثبت کن. 🚀
منتظریم تا صدای ذهنت رو بشنویم! 😊💙
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.30 از 86 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام و درود بر استادعزیز و دوستان همراه
الان داشتم فکر میکردم که چطور من این روش ذهنی رو برای لاغرشدن باور کردم اما خواهرام که به شدت آرزوی لاغری دارند و میدونن من با این روش لاغر شدم وبهشون چندین بار گفتم اما حاضر نشدن این روش ذهنی رو دنبال کنند:
چون وقتی ازشون میپرسم نه به خاطر اینکه نگرانشون باشم فقط میخام بدونم چرا من این آموزش رو دنبال کردم وباور کردم ولی اونها خیر
وقتی پرسیدم میگن وقت نداریم . حوصله میخاد . اما خودم متوجه شدم باور ندارن به این روش ذهنی برای لاغرشدن بااینکه روشی بسیار راحت هست وکافیه فقط روباورهات کارکنی .
منم چون یک سری روشهای فیزیکی رو برای لاغرشدن امتحان کردم اما جواب نگرفتم و مرتب توی ذهنم بود که چه روشی رو برای لاغری امتحان کنم که دیگران انجام دادن وجواب گرفتن وخیلی یه مدت روش زوم کردم وخدا منو هدایت کرد به این روش .
اوایل چون تغییرات دیده نمیشد خوب نزدیک بود منم سر بخورم اما ته دلم میگفت ادامه بده . حرفهای استاد رو وقتی میشنیدم امیدوار می شدم و تمرینات رو انجام میدادم .
هرموقع میخاستم نومید بشم تصاویر و لایوها رو می دیدم .
آنقدر بهمون گفتند نابرده رنج گنج میسر نمیشه که باورم نمیشد بدون رنج صاحب گنج لاغری بشم.اما چون پیش زمینه قاون جذب رو داشتم و مباحث جذبی رو خیلی دوست داشتم و کم وبیش نتایجی هم گرفتم تونستم بر این باور مخرب غلبه کنم و ادامه بدم .
قبل انجام این تمرین کامنتهای دوستان رو خوندم وچقدر سطح کامنتها بالارفته و چقدر خوب این مسیر رو حلاجی میکنن خصوصا کامنت دوست عزیز آقای عطا که چقدر با حوصله اینهمه کامنت جذاب وفوق العاده فقط تو این فایل نوشته وچقدر خوب دوستان رو راهنمایی کرده .
وچقدرعالی ذهنمون با خوندن این کامنتها برنامه ریزی میشه برای لاغری . همانطور که من آرام آرام وباعشق چاق شدم و خوندن همین کامنتها روزانه آرام آرام ذهنم رو برنامه ریزی میکنه برای لاغرشدن باعشق .
باورهای چاقی که خوراک ذهنم کردم و جسمم رو برای چاقی رشد دادم الان کافیه اون خوراکهای چاقی رو قطع کنم و خوراکهای لاغری بهش بدم تا جسمم لاغر بشه . وچقدر هم ذهنم اشتیاق داشت برای این خوراکیهای لذت بخش لاغری وچقدر راحت جسمم هم ازش استقبال کرد و من تونستم لاغرشدن رو تجربه کنم .
اشتیاق ذهنم آنقدر زیادشد که حتی حاضرنیست یه دوسه کیلوی باقیمانده رو هم تحمل کند ومرتب منو به شوق میاورد که بروتوسایت . آموزشها رو دنبال کن و خوراکیهای لاغری منو بده . به طوریکه الان نزدیک به سه ساعته تو سایتم و احساس خوبی دارم .
خدا روشکرمیکنم بابت هدایتم به این سایت و باور کردن اینکه من میتونم لاغربشم و لاغرهم شدم .
تشکر از استاد عزیز بابت آموزشهای بی بدلیلش جهت ترویج متناسب شدن و آرزوی خیلی ها رو مثل من محقق کردن .
به نام خداوند مهربانم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
باور کنید لاغر میشوید
زندگی که الان داریم نتیجه باورهای ماست اگه چاق شدم چون باورم این بود که سرنوشت من چاقیه و با بهانه های مختلف خودم و توجیه میکردم برای بیشتر خوردن و چاقتر شدن .
گاهی که باور میکردم باید لاغر تر بشم و شروع میکردم به رژیم گرفتن و ورزش های سخت انجام دادن،
بازم چون باورم این بود، که چون الان دارم تلاش میکنم،به اندازه و طبق قانون میخورم و ساعتها ورزش میکنم ،پس حتما باید و باید لاغر بشم و انتظارم فقط لاغری بود و این باور اتفاق می افتاد؛
تا اینکه یواش یواش احساس کردم و باور کردم که سرنوشتم چاقیه و از این همه تکاپو خسته شده بودم گفتم بیخیال اصلا دیگه نه رژیم میگیرم نه ورزش میکنم و دیگه برام مهم نیست دیگران میخوان راجع به من چی بگن (آخه من همیشه بخاطر دیگران قصد لاغری داشتم و حرفهای آدمها درباره چاقی ام سبب میشد مدام خودم و تو زحمت بندازم)و چون این و باور کردم که منم و چاقی ام حالا وارد یک پرسه فرسایشی شده بودم .
چرا فرسایشی؟
خوب من چاقی ام و قبول کردم و اونو باور کردم و جز جدایی نشدنی از زندگیم دونستمش و متاسفانه بعد از چند ماه که دوباره از چاقی به تنگ اومده بودم و شروع کردم به رژیم زیر ۱۵۰۰ کالری و روزی ۳ساعت ورزش و پیاده روی های طولانی و مصرف قرصهای لاغری و دمنوش و …..
اما اما
چون باورم درباره چاقی تغییر کرده بود دریغ از کاهش صد گرم وزن یا تغییر سایز بلکه روز به روز تلاش من بیشتر میشد و باور اینکه من دیگه با سختی هم لاغر نمیشم هم بهم اضافه شد تصمیم گرفتم برم دکتر و بررسی کنم ببینم بدنم چرا قاطی کرده ؟
در صورتی که الان میفهمم بدن بیچاره من قاطی نکرده بود این باورهای من بود که باعث تغییر جسم و زندگیم شده بود
متاسفانه دچار افسردگی و بیماری شدم و همش احساس میکردم که مشکلی در جسمم دارم که اینقدر حالم بده
من خیلی حال و احوال بدی و اون روزها تجربه کردم و هر روز حالم بدتر میشد چون باور داشتم بیمارم و دارم میمیرم .
بعد از پیگیری های پزشکی شکر خدا متوجه شدم کاملا سلامت هستم ولی حالم همچنان بد بود
پزشک خانوادگی ما میگفت همه چیز آزمایشات و سونو ها،ام آر آی ها و همه و همه …. نرماله نمیفهمید مشکل من چیه چون من یکباره حالت غش پیدا میکردم و مدام سرگیجه داشتم و کاملا خودم و باخته بودم .
تا اینکه پزشک خانوادگی ما گفت شاید مشکلات هورمونی پیدا کردی که وزنت هم پایین نمیاد و توصیه کرد که پیش فوق تخصص غدد برم .
دکتر غدد هم کلی آزمایش و سو نو و چکاپ کرد و من شکر خدا کاملا سلامت بودم .
دکتر غدد متوجه شد من روحم بیماره و دلیل این بیماری چاقی منه ،چون بهش گفتم بزرگترین آرزویی که تا به حال نتونستم به دستش بیارم برطرف کردن این چاقیه رنج آوره
من بیشتر از اینکه جسمم چاق باشه ذهنم چاق بود و تحمل این اضافه وزن ذهنی من و بیمار و افسرده کرده بود و هر چی که اون روزها تجربه کردم فقط و فقط بخاطر باورها و نگرشهام بود .
من وقتی وارد سایت شدم و تحت آموزش قرار گرفتم تازه طعم زندگی و چشیدم قبلا فکر میکردم زندگی بی معناست گاها به پوچ گرایی میرسیدم و میگفتم اصلا برای چی باید زندگی کرد و واقعا آرزوی مرگ داشتم با اینکه خدا رو شکر زندگی خیلی خوبی داشتم که آرزوی خیلی هاست اما من باورهام و ذهنیتم نمیگذاشت از زندگی لذت ببرم .
هیچ پزشکی ،هیچ روانشناسی ،هیچ روانپزشکی ،هیچ مشاوری ،نتونست بهم کمک کنه ولی الحمدلله با ورودم به سایت و شنیدن صحبتهای استاد روشن ضمیرم و خوندن کامنت دوستان انگار یک دگرگونی در من شکل گرفت .
احساس میکنم زندگی زیباست ،آرامش و سلامتی و شادی حق منه .کاری که اونها نتونستن انجام بدن و حال من و خوب کنن اینجا به راحتی شکل گرفت و من هر روز با شوق و لذت اینجام .
اینجا من یاد میگیرم و درست رفتار میکنم من باورهام و اصلاح میکنم من یقین دارم خداوند کار عبث و بیهوده انجام نمیده من ایمان دارم خداوند من و جای درستی هدایت کرده اینجا نه تنها متناسب شدن حتمیه.
اینجا زندگی شاد داشتن ،آرامش،و تغییر کل زندگی و رسیدن به خدایی که بی نهایت عاشقشم موج میزنه .
برای بودن در این مسیر نیاز به تحقیق نیست، نیاز به شک کردن نیست، اینجا لازم نیست بترسی همه چیز زیباست چون خداوند در اون موج میزنه اینجا همه چیز بخاطر نزدیکی بیشتر به خدا چیده شده از رایگان بودن مطالبی که شنیدن اونا میتونه یک انسان و کاملا عوض کنه تا خرید دوره هایی که برای تهیه اونها بیشتر از بهایی که میپردازی نتیجه کسب میکنی اینجا همه چیز رنگ خداست
من مدت زیادی نیست که اینجام اما در همین مدت کوتاه اینقدر زندگیام تغییر کرده که تناسب اندام و تغییر جسمم شده جز کوچکی از تغیراتم من چیزهایی و کسب کردم که برای تک تک اونها شاکر پروردگارم من اینجا حالم خوبه
خدایا سپاسگزارم برای هدایتم من باور دارم تو ، من و اینجا به تکامل میرسونی من اینجام که کسب کنم و رشد کنم و موفق بشم
استاد بینهایت سپاسگزارم بابت تمام زحماتتان برای شما و خانواده و عزیزانتان بهترینهای هستی رو میخوام همچنین برای خودم و عزیزانم و دوستان هم باورم هم آرزوی بهترین های هستی رو دارم
الهی به امید تو
سلام استاد عزیز
چقدر خوشحالم که توانستم گام ۳۰ را طی کنم و علاوه بر لاغری خیلی چیزهای دیگر یاد گرفتم
استاد خیلی ممنون از شما که این فایل را گذاشتید چون حال روزه های من را بازگو میکنه من بعد از یکماه که خودم را وزن کردم هیچ تغییری در وزن من ایجاد نشده بود حتی نیم کیلو – ولی سایز بدنم کم شده است و لباسهایم همگی گشاد شدند ولی این شیطان درون بدن حرفهای منفی باف را چند بار بهم گفت ببین لاغری را باید با کم شدن وزنت نشون بده ولی این کار نشده و این باعث لیز خوردن من و احساس بد درمن شد واقعا تعجب کردم که چرا وزن من کم نشده که خداراشکر دخترم گفت مامان وزن کم شدن هنر نیست سایز کم کردن خیلی بهتر از وزن کم کردن است چون من دو به شک شده بودم و من را تشویق کرد که دوباره با اشتیاق به این راه ادامه بدهم من واقعا اطمینان کامل دارم که لاغری با ذهن اولین و آخرین روش برای متناسب شدن است چون برای رفع بیماریهای من خیلی مفید بود و چون تعهد دادم باید با تکرار وتکرار تمرینات رفتارم را درمورد چاقی به لاغری تغییر بدهم
استاد ممنون از شما که واقعا تمام این مسیر را تنهایی و بدون همراه به خوبی سپری کردید و موانع ذهن را شناسایی نمودید که الان راهنمای ما باشد . بازم ممنون
سلام و درود فراوان
استاد عزیزم که همیشه با صبر و شکیابی نظرات مارو دنبال میکنی و وقت میزاری
مشخص شما خیلی آدم صبوری هستین چون اگر نبودین به چنین موفقیت هایی نمیرسیدین و استاد لاغری نمیشدین
من مسئولیت رفتار اشتباه چاقی ک هنوز در من هست رو قبول میکنم من ب تازگی دچار تزلزل شدم و مشکلمو سری پیشم گفتم افکار منفی ک میاد سراغم وقتی میبینم رونام ب نظرم دارن بزرگتر میشن و احساس ناراحتی میکنم خدایا این چربی ها چین من خودمو دوست ندارم
و اینکه اونطور ک باید زمان و توجهم رو صرف توجه و گوش دادن فایل ها نمیکنم و همین باعث شده به راحتی به این نتیجه برسم ک تحرکم پایین برا همین ک پاهام حرکتی نمیکنن ک لاغرم بشن😞
پس باید وقت بیشتر بزارم از و نکته برداری کنم
و اونارو هر روز برای خودم تکرار کنم و به این زودی ناامید نشم خب بریم سراغ تغذیه ام طی این مدت
خب جدیدا خیلی دلم میخواد یه کیک معمولی بدون خامه درست کنم دو بار درست کردم
سری دوم ک برا همسرم اوردم خودم از ذوق کیک بدون اینکه گشنه باشم کمی خوردم
ولی رفتار دیشبم درست بود ک قبلش ک گشنم بود ی چیزایی خوردم ولی موقع شام هم خیلی خوابم میومد هم زیاد گشنم نبود نصف شاممو خوردم نصفشو نگه داشتم امروز نهار خوردم
و خیلی احساس بهتری به خودم پیدا کردم
کلا انجام فرمول های لاغری خیلی حس قدرت بهم میده
و اتفاقا خواهرشوهرم لاغر پری شب دیدم که نصف غذاشم نخورد و بقیه اسرار کردن ک بخوره و اونم گف ک سیره و نمیتونه بخوره منم همون جا گفتم رفتار لاغر ها ، تازه سری قبلم دیدم آب هویجی ک بیرون خریده بود رو نصفه تو لیوان گذاشت تو یخچال با خودم گفتم ی لیوان آب هویج اخه چیه دیگه نصفشم نخورده با خودم گفتم رفتار لاغرها
الان اگه ما بودیم یه لیوان رو سر کشیده بودم حالا این برا بیرون رفتار قبلی چاق ها رو ک یادم میاد خودمون هویج میگرفتیم آبشو میگرفتیم شاید دو لیوانم میخوردیم منو شوهرم و ذهصن میگف بخور بخور ک دیگه گیرت نمیاد اگه نخوری رضا میخوره ها🤣🤣
دوستمون کامنت کردن چاقی سخت تره درسته چون ب بدن آسیب میزنه چون فشار میاره ولی چون اجزای ما دهان ندارن ک مثل ما داد و بیداد کنن اعتراض کنن ما یا بیشتر متوجه نمیشیم یا به شکل بیماری بالخره خودشون رو نشون میدن
یه مشکل دیگه دوستمون بهم اشاره کردن اینه ک من به تنهایی باید برم فضای ی سبز یه قدمی بزنم نباید حتما منتظر دوستی باشم و نباید ب قصد لاغری برم بلکه فقط ب قصد حال خوب برم
حس میکنم اینطوری کمتر ب خودم انگ بی تحرکی میزنم
خلاصه من ادامه تموم تلاشمو میکنم تلاش بیشتری تو این راه داشته باشم تا ذهنمو بیشتر تقویت کنم ک باور کنم ک لاغری خیلی راحت تر از این حرفاس
خدایا خودت منو وارد این مسیر کردی خودتم لاغرم کن ک هیچ مسیری زیباتر از مسیر لاغری نیست
من قبلا لاغر شدم میدونم چه طعمی و حسی داره باریک بودن سبک بودن خدایا منو لاغرم کن
سلام و عرض ادب . جسارت میکنم بانو دارم پاسختون رو میدم . البته این نظرم کاملا شخصیه و با کمال ادب و احترام بیان میکنم و دارم درس پس میدم خدمت شما بانوی بزرگوار .
بانو کمی حس نگرانی از چاقتر شدن از متنتون گرفتم .
ترس و یا نگرانی از چاقی ، احساسیه که مانع جریان مسیر لاغری میشه .
شما در مسیر صحیح هستید نگران نباشید .
خودتون بیشتر از من آگاهی دارید
طبیعت بدنتون لاغریه
بخواین نخواین چربیها تجزیه میشن .
چربی سوزی کار طبیعی بدنه و هر لحظه در خواب و بیداری در حال انجامه .
بدن ما بی وقفه در حال لاغر شدنه .
حتی گوارش و هضم غذا ، نشانه لاغر شدنه .
اصلا وقتی یکم عمیقتر میشم ما چیزی به نام چاقی در بدن نداریم . ما فقط ما افکار و حس چاقی خودمون رو چاق کردیم .
چربی ها برای تجزیه شدن وارد سلولهای چربی میشن و اونجا در صف تجزیه شدن قرار می گیرند .
کار سلولهای چربی اینه اونها دائما دارن چربی که یه عنصر سنگین هست رو به عناصر سبکتر آب دی اکسید کربن و اکسیژن اکسید می کنند و این چربی سوزی دائمیه .
بدن هر آنچه نیاز نداشته باشه رو تجزیه می کنه و میره .
اما مقدار چربی که نگه میداره مورد نیازشه
حالا با احساس ترس نگرانی اندوه و…
نیاز بدن رو بالا میبریم چون خلاء ذهنی ایجاد می کنیم . به نوعی با افکارمون از خودمون انرژی خواری می کنیم و حس جنگ و محرومیت در بدن ایجاد می کنیم و بدن برای اینکه در این جنگ از ما محافظت کنه از طرفی چربیهای بیشتری نگه میداره و از طرفی میل ما رو برای افزایش مصرف انرژی بیشتر می کنه . یعنی باز هم برای محافظت از ما در برابر جنگ و محرومیت و قحطی داره چربی ذخیره می کنه . یعنی اون با احساسی که ما بهش میدیم ما رو در خطر میبینه و با اندوخته کردن چربی میخواد از ما محافظت کنه .
اگه دقت کرده باشید هر چقدر حس ما منفی تر باشه میل ما برای دریافت انرژی بیشتره .
و وقتی ما در کمال امنیت و آرامش حرکت بدن از ما حس آرامش و امنیت رو میگیره و دیگه نیازی به اندوختن چربی نمی بینه . چون در وضعیت صلح هستیم و او دیگه نیازی به چربی اضافه نداره .
اینارو من حس میکنم و وقتی اینجوری نگاه می کنم و از این زاویه میبینم نسبت به لاغری دائمی بدنم ایمان بسیار بالایی پیدا می کنم و تمام موانعم خود به خود میریزه و به نتیجه ای که استاد فرمودن میرسم بخوایم نخوایم لاغر میشیم .
بدن کار خودشو بلده .
با امنیت خاطر راحت و آسون لاغر میشه .
چون طبیعتش لاغریه .
هر کاری در بدن داره انجام میشه نشان از لاغریه . حتی فرد چاق هم هر لحظه داره لاغر میشه ولی خب چون همزمان داره افکار چاقی می پرورونه چاق هم میشه .
و اگه لاغری طبیعی بدن نبود ما تا حالا با افکارمون جسم خودمون رو هزاران کیلو کرده بودیم .
پس به نظرم به جای نگرانی حس امنیت و آرامش نسبت به پروسه لاغری دائمی بدن داشته باشیم هم دیگه خودمون رو چاق نمیکنیم هم لاغری بدن رو میبینیم و ذهنمون رو باهاش همسو می کنیم و هم مسیر رو با حس خوب سپری می کنیم .
بازم عذر خواهی می کنم بابت کامنتی که براتون گذاشتم . چون همواره خودم رو شاگرد کوچک این مسیر می دونم و معمولا به کامنت کسی پاسخ نمیدم و الانم دارم درس پس میدم خدمت شما بزرگوار .
سلام آقا عطا
بله جدیدا باز نگرانی ها به سراغم اومدن
مرسی از پاسختون باز پر از آگاهی بود برام
و دو نکته گفتین با آرامش بدن دیگه چربی ذخیره نمیکنه و دومیشم حتی افراد چاق هم دارن لاغر میشن ولی ذهن مانع میشه لاغری میشه
نه این چه حرفیه اینجا ما همه در مسیر لاغری هستیم و از هم دیگه یاد میگیریم یا شایدم یادآوری میکنیم بهم فرمول های لاغری رو
مرسی ک وقت گذاشتین موفق باشید
سلام بله درست میفرمایید .
اما من از بعضیها که برام پاسخ کامنت میدن حس محدودیت میگیرم . حسم بد میشه نسبت به کلمات و لحن اداشون .
شاید نیتشون خیر باشه ولی نگرش من بهشون منفیه که البته میدونم باید نگرش خودم رو هم اصلاح کنم .
برای همین خیلی ملاحظه می کنم که اگه خواستم نظرم رو به کسی بگم خیلی با احتیاط بگم که خدای نکرده حس بدی از نوشتم نگیره .
ممنون که حس خوبمو درک کردید .
در مورد تگرانیهاتونم فقط به خودتون بگید نگرانی ها اومدن خودشون رو دارن نشون میدن که من باورهای لاغریم رو قوی کنم .
هر چقدر لاغر بودن طبیعی رو بیشتر در جسمتون ببینید ایمان به لاغری بیشتر میشه . نشانه هاش رو هم در پیام قبل گفتم . هر چقدر به این نشانه های لاغری که همیشه داره رخ میده بیشتر توجه کنید یقینا ایمانتون به لاغری عمیقتر و عمیقتر میشه گسترده تر میشه شاخ و برگش بیشتر میشه و خود به خود بر نگرانیها غلبه می کنه .
اتفاقا افکار و احساسات منفی برای ما چراغ راه هستن که باورهای مثبتتو قویتر کن که نگرانیها در مقابلش کوچیک و کوچیک میشن .
میشه برام بنویسید در مورد لاغری چه باوزهایی دارید ؟
ممنون میشم ازتون
سلام دوست عزیز
منم خودم تو این سایت خیلی کم پیش میاد که برای شخص دیگه ای کامنت بزارم پس حتما کامنت شما ی سیگنال هایی رو به ذهنم فرستاد ک به لاغری در ذهنم کمک کرد
داستان من اینطوریه همیشه همه چیز رو به غذا ربط میدادم میگفتم رژیم بگیرم این کالری بالاس ذهنم شده بود کالری سنج قندشو حساب میکردم حتی اون زمانی ک اولین بار رژیم گرفتم نمک غذاهامم کم کردم خلاصه با این سایت آشنا شدمو باور غذایی ک انقد تو ذهنم میخکوب شده بود به راحتی رفع شد چون معمولا من آدم پر خوری نیستم در کل ولی خب الان آگاهانه به احساس سیری توجه میکنم ، و در حین اینکه اینجا بودم باشگاهم میرفتم ک هم خودم دوس داشتم برم هم همسرم باور داشت ک سخت ورزش کردن و عرق ریختن ک باعث لاغری میشه خلاصه من آموزش های استاد رو همراه ورزش دنبال میکردم خیلی هم عالی داشتم لاغر میشدم به خودم میگفتم عامل اصلی لاغری من لاغری ذهن ن ورزش ، میام ورزش میکنم ک فقط به بدنم فرم بدم و انرژی بگیرم حال خوب بگیرم ، موند خوردم به عید باشگاهم تعطیل شد بعد عید خواستم برم ک دیدم شهریه باشگاه زیاد شده ک دیگه نرفتم و چون فقط از اون باشگاه خوشم میومد باشگاه دیگه به چشم نمیومدن همینطوری موند تصمیم گرفتم آزمایش واقعی استاد رو خودم پیاده کنم ک میگفتن بدون ورزش و لاغری از طریق ذهن توجه به سیر شدن توجه به رفتار افراد لاغر ، ولی همش میاد تو ذهنم ک تو تحرک خاصی نداری باشگاه نمیری برا همینم نمیتونی لاغر شی ، در صورتی ک افراد لاغر زیادی میبینم ک تحرکشون مثل من هیچ باشگاهی هم نمیرن یا خود استاد ک همش پای سیستم هستن و تحرک خاصی ندارن الان تنها مانع من بی تحرکی شده و در تلاشم ک برا ذهنم منطقی کنم ک اشتباه
من قبلا هم به استاد عزیزمون گفتم من خیلی علاقه دارم به ورزش دسته جمعی و خیلی انرژی میگیرم و برام سرگرم کنندس ولی انگار ته ذهنم فک میکردم ک بیشتر ورزش کن بیشتر لاغرشو،الانم حس میکنم دارم دوباره مثل سابق میشم و پرتر میشم
تازه الان همسرمم دیگه اسراری نداره ک برم باشگاه
سلام و عرض ادب .
چه خوب ریشه یابی کردید .
باور بی تحرکی .
من ۳ راه به ذهنم میاد که این باور رو در ذهنم تجزیه کنم و بسوزونمش .
ما بی تحرک نیستیم .
از چند وجه میشه این موضوع رو بررسی کرد .
اول از راه همون کالری شماری که باورش در ذهن چاقمون هست .
ما خیلی حرکت داریم .
تمام کارهایی که داره توسط بدن انجام میشه تحرکه .
ما هر ساعت حدودا ۷۰ تا ۱۰۰ کالری داریم انرژی میسوزونیم . چه خواب چه بیدار چه نشسته چه در حال فعالیت .
شما مگه چقدر ورزش میکردید ؟
روزی نهایت ۲ ساعت دیگه بیشتر که گمان نکنم ورزش میکردید
خب پیاده روی ۴ کیلومتر در ساعت فقط ۱۰۰ – ۱۲۰ کالری انرژی در یک ساعت میسوزونه .
بعضی ها می گن ۲۰۰ تا ولی اون پیاده رویهای خیلی طاقت فرساست .
اما یه پیاده روی نرمال فقط ۱۰۰ تا ۱۲۰ کالری انرژی میسوزونه .
خب نهایت ۲ ساعتم انجام بدین فقط ۴۰ کالری از حالت نشسته بیشتر دارید انرژی مصرف می کنید .
چون در حالت نشسته یا خوابیده هم ما داریم انرژی میسوزونیم .
تمام اندامهای بدن در حالت طبیعی دارن کار می کنند .
شما همین که زنده هستی داری کلی فعالیت می کنید .
خب حالا با همین اعداد و ارقام و کالری شماری میبینیم ورزش هیچ تاثیری در لاغری نداره .
یعنی با همین اعداد و ارقام هم که هیچ تاثیر مثبتی در ذهن نداره ما به خودمون ثابت کردیم ورزش تاثیری در لاغری نداره
و اتفاقا بدن رو فرسوده و زخمی می کنه .
مگر عاشقش باشی که البته فرمودید علت اصلی ورزش کردنتون یه خاطر لاغریه .
با بورزش ما نیازمون بیشتر میشه بعد میاییم میخوریم تازه بیشترم میخوریم چون مدام با خودمون میگیم خسته شدیم ورزش کردیم و به نظرم تازه خوراک چاقی بیشتری به ذهنمون میدیم . پ
س ورزش عادت پرخوری رو در ما بیشتر می کنه .
گرچه من پرخوری رو هم برای خودم تجزیه کردم ولی خب بعضی از دوستان شاید هنوز به پرخوری باور داشته باشه
ورزش در یه صورت تاثیر خوب داره رومون اینکه ما از خود همون ورزش خوراک ذهنی لذت سرگرمی تفریح بازی و … به خودمون بدیم ولی در هر صورت بازم اون ورزش لاغر نمی کنه فقط حالمون رو خوب می کنه و اون حال خوبه که همسو با طبیعت بدن میشه و موانع لاغری رو برمیداره . ولی ما این حال خوب رو از خیلی چیزا میتونیم بگیریم و مهمترش وصل شدن به خدای وجود خودمونه .
خب این یه دلیل .
دلیل بعدی لاغری دائمی ما اینه که
چربی سوزی یه روند ثابتیه که هر لحظه داره انجام میشه .
تجزیه چربیها یه روند دائمیه .
پس با توجه به روند چربی سوزی دائمی بدن که تنفس بزرگترین شاهدش هست میتونید اثبات کنید به خودتون که لاغری همواره در حال انجامه .
راه سوم .
شما میتونید با نوشتن و تحلیل کردن ، عضلات ذهنتون رو قوی کنید.
عضلات ذهن که قوی بشن عضلات جسم هم قوی میشن .
حتی از نظر من که بدن خودش عضله هم به قدر کافی داره و خیلی عالی همه چیز رو تنظیم می کنه .
چربی رو در ذهنتون تجزیه کنید .
ما راهمون تناسب فکری هست . ما چاقی رو در ذهنمون باید لاغر کنیم .
چربی سوزی رو در ذهنمون بالا ببریم
وگرنه جسم همه کارهاش تنظیمه .
خوراک خوب به ذهنمون بدیم .
ذهن رو با مطالب دلخواه تغذیه کنیم .
طبیعت بدن رو ببینیم .
همین حالا کلی چربی داره در بدن ما سوخته میشه و کلی عضله هم داره ساخته میشه .
احساس چاقی فقط مربوط به باور ماست .
ما با نوشتن و تحلیل کردن و فکر کردن باورهای چاقی رو تجزیه می کنیم آبش می کنید .
ورزش از نظر شما یعنی تجزیه چربی
این باورها هم یعنی باورهای چاقی یعنی باورهای چربی ساز
اینا رو در ذهنتون تجزیه کنید و با نوشتن و تحلیل کردن ورزش ذهنی به خودتون بدید .
هر زمان که این باورها از بین رفت یعنی ورزش ذهنیتون لاغرتون کرده و وقتی چاقی از ذهن پاک بشه خب مسلما در جسم هم از بین میره .
به جای ورزش جسمی که تاثیری در لاغری نداره ورزش ذهنی کنید که تاثیر عالی روی چربی سوزی ذهنی داره .
چربی ذهنی یعنی همون باورهای چاقی
چربی سوزی ذهنی یعنی همون تجزیه و تحیل و شرح دادن این باورها تا آب بشن و گلوله باورهای چاقی باز بشه .
به نظر من شما بیشتر از اینکه به ورزش جسمی نیاز داشته باشید به ورزش ذهنی که همون تجزیه و تحلیل کردن باورهای چاقی هست نیاز دارید
و ذهنتون این باورها رو در سطح خوداگاهتون میاره تا بگه من به چی نیاز دارم .
ذهنتون رو ورزش بدید و باور بی تحرکی رو به تحرک وا دارید .
ذهنتون که حرکت کنه احساس تحرک بهتون دست میده و برچسب بی تحرکی از ذهنتون پاک میشه .
اینا مطالبی بود که به ذهن من رسید و من کلی ورزش کردم .
خیلی لذتبخش بود برام . ممنون از شما که با کامنتتون باعث قویتر شدن عضلات ذهن من شدید .
نشان های دریافت شده
سلام خدمت شما عطا عزيز
چقدر كامل پاسخ داديد دوبار خوندم انقدر كه نكته داشت متن شما
سپاس
متن شما رو كپي كردم كه همين روش ها رو استفاده كنم و شبيه سازي كنم براي خودم
بهتون تبريك ميگم انقدر مطالب رو خوب درك كرديد كه ميتونيد انقدر عالي توضيح بديد
موفق باشيد
سلام و عرض ادب ممنون از نظر مثبت شما .
ما چاقی رو دقیقا با امثال این ادله ها برای خودمون منطقی کردیم .
دقیقا باید از همون مسیر چاقی الگو بگیریم و لاغری رو برای خودمون بسط و گسترش بدیم و منطق پذیرش کنیم .
چون لاغری در تمام لحظات داره اتفاق میفته .
یه نکته ی دیگه هم اینکه انسان چاق که حالا بیست سی کیلو اضافه داره نسبت به یه انسان لاغر خیلی داره فعالیت می کنه چون هر لحظه ۲ تا وزنه ده بیست کیلویی همراهشه داره میزنه .میخوابه وزنه همراهشه . بیداره وزنه همراهشه راه میره وزنه همراهشه . پس خود به خود اون ورزش می کنه ولی چرا لاغر نمیشه . او دائما خسته است . حالا همچین فرد خسته ای رو بگو برو ورزش کن اصلا جونی براش مونده بره ورزش کنه . تنها راه لاغر شدن تنها و تنها تغییر همین الگوهای ذهنه تا واکنشهای بدنمون رو تغییر بدیم و خیلی راحت لاغر بشیم .
به خدا ماها از غیرتمون بود ورزش میکردیم شایدم از دوست نداشتن خودمون . وگرنه انسانهای لاغر انقدر خودشون رو دوست دارن که وقتی بهشون اضافه بار بدی اصلا حمل نمی کنند .
اونا اگه از ما فعالترن فقط به خاطر سبک بودنشونه . کار کردن برای اونا کاری نداره .
اگه انسان متناسب ظاهرا فعالتره ؛ چون در لاغر بودن راحتتر کارها انجام میشه . راحتتر نشست و برخاست می کنیم راحتتر راه میریم و فعالیتهای عادی روزمره رو انجام میدیم . حتی راحتتر غذا میخوریم .
زندگی در لاغری خیلی راحته برای همین یه انسان لاغر ناخوداگاه فعالتره
در یه جمله
لاغری فعالیت میاره ولی فعالیت لاغری نمیاره .
لاغری فعالیت میاره ولی فعالیت لاغری نمیاره
چه سخن جالی واقعا با پوست و گوشتم درکش کردم وقتی واقعا بدونم فعالیت لاغرم نمیکنه اینبار بیشتر به ورزش علاقه پیدا میکنم از روی که برای لاغر شدن ورزش کردم هر روز بیشتر و بیشتر از ورزش متنفر شدم
اقا عطا یه سوال یک جا فرمودید که ما برای نیاز جسم و ذهن غذا میخوریم
و گفتین باید با خودمون به صلح برسیم و به نیاز ذهن هم پاسخ بدیم میتونم بخوام که بیشتر توضیح بدید ممنون
فکر کنم بیشار خوردنهای من نیاز ذهنی باشه نه جسمی
چه طوری بپزیرمش
بهش پاسخ بدم
و لاغر بشم
سلام .
من فقط تجربه خودمو می گم .
بانو ۸۰ درصد خوردنهای ما نیاز ذهنی به خوردن هست .
نیاز ذهنی یعنی همون خلاء های عاطفی ، خلاء های ذهنی ما .
ما کلی فرمول اشتباه در زمینه های دیگر زندگیمون داریم که برای برطرف کردن همه ی اونها خوردن رو انتخاب کردیم . اما خوردن فقط زمان کوتاهی مارو اروم میکرد اما ریشه مشکل رو حل نمی کرد .
در حقیقت به نوعی ما از غذا برای تسکین روان آسیب دیده مون استفاده میکردیم .
مسکن موقتا پاسخ میده ولی مشکل رو حل نمی کنه .
برای برطرف کردن ریشه ی مشکلات ما باید فرمولهای غلط ذهنی در سایر زمینه های ذهنیمونم برطرف کنیم .
فرمولهای غلط فقط در زمینه چاقی و لاغری نیست .
ما کلی فرمول غلط در حوزه ی روابط داریم
کلی فرمول غلط در حوزه پول داریم
کلی فرمول غلط در مورد عزت نفسمون داریم
کلی فرمول غلط در مورد سلامتیمون داریم
و در هر زمینه ای اگه واکاوی کنیم میبینیم کلی فرمول غلط داریم که وقتی باهاش برخورد می کنیم فقط میخوایم برای آرامش یافتن و تسکین درد به غذا پناه ببریم .
خب اگه ما روی اون زمینه ها کار کنیم و راه حل اونها رو از ذهن خودمون بخوایم ذهن به جای امر به خوردن راه حل رو پیدا می کنه
مثال میزنم که بهتر منظورمو برسونم .
مثلا من خودم قبلا با مادرم خیلی بحث می کردم .
همش سر کوچکترین مساله دعوا می کردیم .
خب من هر وقت با مادرم دعوام میشد و اعصابم خورد میشد میرفتم سراغ غذا و تا دلتون بخواد میخوردم تا اون رنج تموم بشه . حالا بماند که رنج عذاب وجدان بهش اضافه میشد و حال منو میگرفت و من برای رهایی از عذاب وجدان بازم میخوردم .
در حقیقت غذا برای من پناه بود . ارامش بود . تنها زمانیکه حس میکردم میتونم بدون دغدغه و نگرانی لذت ببرم فقط موقع خوردن غذا بود .
اما اینا فقط مسکن بود و مشکل منو با مادرم حل نمیکرد .
پس در نتیجه هر بار تکرار میشد و هر بار من از این واکنش جهت آروم کردن خودم استفاده می کردم .
اما من در این راه شریف روانشناسی رو آموختم . فهمیدم این راه برطرف کردن مشکلات نیست .
مشکلات راه حلی دارن که ریشه اش در خود ذهن منه و از اونجایی که طبق آیه قرآن شنیده بودم که ان مع العسر یسرا پس به طور قطع راه حل مشکلات من در دل مشکلات من پنهان شده .
پس شروع کردم به واکاوی مشکلاتم .
در همون مثال مادرم میگم .
نشستم بیشترین زمانهایی که با مادرم دعوام میشد رو نوشتم .
خب من موقعی که با دوستام تا نصفه شب بیرون میرفتیم وقتی می اومدم خونه دعوا میشد
یا صبح که میخواستم از جا بلند بشم و رختخوابم رو جمع نمی کردم
یا به خاطر به هم ریختگی اتاقم
یا به خاطر تند صحبت کردن با مادرم
اینا نمونه هایی از دعوای من با مادرم بود که بعدش واکنش من بعد از دعوا پناه بردن به غذا بود .
خب من اومدم این مشکلات رو برطرف کردم .
خودم مسئول کارهای خودم شدم .
اتاقم رو مرتب کردم .رختخوابم رو جمع کردم . حتی گاهی به خود مادرم هم کمک کردم خرید وسایل بیرون رو که بابام فرصت نمیکرد بخره رو من خریدم شبا تا دیر وقت با دوستام نمی موندم یا اگه میخواستم بمونم به مادرم اطلاع میدادم و یه جورایی منطقی مجابش میکردم که به تفریح نیاز دارم .
خلاصه من قسمت اعظم مشکلاتم رو با مادرم حل کردم .
مادرم هم گیراش خیلییییی کمتر شد .
البته گاهی هنوزم اختلاف نظر پیدا می کنیم ولی نه مثل قبل و اینکه در چنین زمانهایی من به غذا پناه نمیبرم فرمول ذهنم رو پیدا می کنم . اون رو اصلاح می کنم مشکلم برطرف میشه .
راه حل تمام مشکلات یا کنترل ورودیه که مواردی که واقعا ضرورتی ندارن رو از زندگیم حذف می کنم و مواردی که ضروری هستند رو کنترل و یا بهتره بگیم مدیریت ذهن می کنم .
اینجوری خیلی راحت مشکلاتم حل میشه و از طرفی مشکل اضافه و غیر ضروری هم برای خودم نمیتراشم در نتیجه من ریشه ی مشکلم رو حل کردم و دیگه نیاز ذهنی به مسکن غذا پیدا نمی کنم
و با همین مدیریت ساده تنها دلیل خوردنهای من فقط نیاز جسمی شده .
وقتی گرسنه ام میخورم وقتی سیرم نمیخورم .
خوردنم رو با عشق انتخاب می کنم
نخوردنم رو هم با عشق انتخاب می کنم .
برای گرسنگیهای ذهنیم هم که همون فرمولهای انرژی خوار هستند سیری ذهنی پیدا می کنم .
ذهنم رو برای راه حل سازی تربیت کردم نه برای مشکل سازی
برای همین نسبت به قبل خیلییییی مشکلاتم کم شده و به جای اینکه انرژیم دیگه صرف برطرف کردن مشکلات بشه در جهت پیشرفت مصرف میشه .
یعنی من روز به روز پیشرفت می کنم
کارم خوبه خدارو شکر . روابطم خوبه . عزت نفسم عالیهههههه . و در کل از زندگیم راضی هستم .
سعی کردم کمال طلبی رو هم که فقط باعث میشه از زندگی فعلیم لذت نبرم کنار بزارم . نه اینکه هدف نداشته باشم دارم ولی خودمو دچار خلاء ذهنی نمی کنم با لذت بردن از زمان حال خودمو پر و سیر می کنم .
در حقیقت گرسنگی ذهن خودمو با غذاهای ذهنی پر می کنم و از غذا فقط برای رفع گرسنگی جسمم استفاده می کنم .
من خیلی خوب لاغر شدم نه خودمو محدود می کنم نه عذاب وجدان میگیریم هم از خوردن لذت میبرم هم از نخوردن .
برای خلاء های ذهنیم راه حل پیدا کردم و در نتیجه از درون بزرگ شدم . وقتی خودمو از درون بزرگ کردم جسمم کوچیک شد . چون خودمو بزرگتر از مشکلات دیدم و در خودم حلشون کردم .
چاقی رو در وجودم حلش کردم چون خودم رو بزرگتر از چاقی دیدم . چون چاقی آفریده ی دست خودم بود . پس چیزی رو که خودم با توجهاتم با نفرتم با احساسات منفیم خلقش کردم به راحتی با تغییر سبک نگرشم به راحتی برطرفش کردم .
در عین حال زمانهایی هم که باز اشتباه میکردم اشتباهات خودمو میپذیرفتم و در جهت جبرانش بر می اومدم . در کل از وضعیتی که دارم راضی هستم . خدارو شکر
شاید مشکلات من از نظر شما خیلی کوچیک باشه و در وجود خودتون بگید کاش مشکلات ما هم انقدر راحت حل میشد
در پاسخ باید بهتون بگم ذهنی که مشکلات بزرگ خلق می کنه قادره راه حل های بزرگ هم خلق کنه . پس خودتون رو با این تفکر که مشکلات عطا کمه یا سنش کمه و هنوز وارد جریان زندگی نشده به ادامه ی مسیر قبلی مجاب نکنید .
قطعا شمایی که مشکلاتتون بزرگتر از منه ذهنتون برای برطرف کردن مشکلاتتون هم راههای بیشمار بیشتری میتونه بهتون ارائه بده پس ازش بخواین و ذهنتون رو برای راه حل تربیت کنید .
این بهترین راه برای برطرف کردن گرسنگیهای ذهنیه .
و یکی دیگه اینکه خودتون رو در معرض مشکلات جدید قرار ندید . یعنی همون کنترل ورودی منظورمه .
ببینید اینا ترفندهای ساده ای هستن اما هر بار که ازشون استفاده کنیم خودتون شاهد نتایج عظیمش خواهید بود .
به خدا این ماییم که انتخاب می کنیم در کدوم مسیر باشیم .
مسیر مشکلات یا مسیر راه حل
مسیر سختی یا مسیر آسانی .
با تغییر برداشت و تحلیلهای ذهن قدرت ذهن رو در جهت خلق آرزوهامون تغییر بدیم .
نشان های دریافت شده
سلام به عطای عزیز
اره واقعا عالی بود آفرین به شما به درک عالیتون از لاغری با ذهن
چقدر خوب توضیح دادین که کارکردن روی ذهن همون ورزش کردن هست به جای ورزش جسمی ورزش ذهنیمونو بیشتر کنیم لاغر میشیم
آخرشم خیلی بهم چسبید گفتین ممنون که باعث شدین من کلی ورزش کنم
به اميد موفقیت شما وهمگی
سلام بانوی گرانقدر .
ممنون از شما و نظر لطف شما .
برقرار باشید .
بله درسته ما با نوشتن عضلات ذهنمون رو قویتر می کنیم که بهتر درک کنه و در نتیجه احساسمون خوب باشه در مسیر .
احساس بد ناشی از عدم شناخته .
وقتی شناختمون از لاغری کمه ترس میاد سراغمون ولی وقتی لاغری رو رفیق دیرآشنای خودمون بدونیم که از اول زندگیمون با ما بوده و تا آخر عمرمون هم خواهد بود دیگه نه به نبودنش گرفتار میشیم نه به سخت بدست آوردنش .
او همیشه در بدن جاریه وداره رخ میده .
وقتی ببینیمش دیگه با فکرمون تولید چاقی نمی کنیم .
همینکه تولید چاقی نکنیم لاغری خودش خود به خود بدن رو متناسب می کنه .
ممنون اقا عطا خیلی لطف کردید که پاسخ من رو دادید
یک بارداستاد گفتن نیاز ما به خوردن در حد یه سیب خیلی تعحب کردم
بله واقعا ۸۰ درصد نیاز ما به خوردن ذهنی
من گاهی صبح صبحانه نمیخورم ساعت دوازده یک چای میخورم و موقع ناهار سیر سیرم ولی باز ناهار میخورم
به هزار و یک دلیل و فرمولهای اشتباه
سلام به آقا عطای عزیز
چقدر عالی تجزیه تحلیل کردین الان میفهمم تلاش ذهنی من اون طور ک باید نیست و باید وقت بیشتری رو براش بزارم و تجزیه و تحلیل کنم به قول شما ک مثال عالی زدین گلوله چربی ذهنی رو بازش کنم
الان ک فکر میکنم میگم چرا من زودتر کامنت نزاشتم برای شما خلاصه قانون تکامل رو نباید نادیده گرف حتما الان وقتش بوده
متشکرم از وقتی ک برای من ودوستان گذاشتین😊👏👏👏👏
خیلی خیلی لذت بخش بود شما منو به فکر کردن بیشتر تشویق کردین
کسی رو تشویق کردین ک رویای لاغری خودش رو فراموش کرده بود
در صورتی ک من خیلی از کامنتام مدال طلایی گرفتم اونجا یه انرژی دیگه فرستادم یه حال دیگه داشتم ولی به مرور ک رویامو یادم رفت امیدمم کم کم داشت از دس میرف
شما خیلی باهوش هستین نمیدونم شاید من دقت نکردم و کامنت بیشتری نخوندم
ولی شما از زاویه دیگه ای به لاغری نگاه میکنید
و ذهنتون خیلی خیلی خوب تجزیه و تحلیل میکنه
من خیلی خوشحالم ک با این سایت و استاد عزیزمون و شما آشنا شدم
به امید لاغری همیشگی و باربی شدن
به امید اینکه دیگه جایی به گوشم نخوره ک طرف به خاطر رژیم قندش افتاده و رفته تو کما
دلم میخواد همه از وجود این سایت اگاه بشن و دنیایی داشته باشیم ک همه متناسب باشن
حداقل دیگه دغدغه اندام لاغر رو نداشته باشن
دیگه لاغری رویا نباشه
الهی به امید تو
سلام و درود .
بله کاملا درست می گید .
لاغری دیگه رویا نیست .
ما لاغری رو داریم زندگی می کنیم .
یه لحظه فکر کنید نیروی لاغر شدن در بدن وجود نداشت . یه لحظه فکر کنید طبیعت بدن چاقتر شدن بود .
میدونید در این چند سال عمرمون چند کیلو بودیم .
شاید به اندازه یه تریلی یا بزرگتر . یعنی ۱۰ تن یا ۲۰ تن
حالا برگردیم به همین الان . چند کیلوییم
۱۰۰ کیلو
۲۰۰ کیلو
پس بقیه اش چی ؟
۹ تن دیگه چی ؟
این ۹ تن کجا رفته ؟
خب حالا ببینید قدرت چربی سوزی در بدن چقدر زیاده که در طول عمر ما ۹ تن رو تجزیه کرده و از بین برده .
حالا این نیروی عظیم لاغری که در این سالها ۹ تن رو تجزیه کرده نمیتونه ۵۰ کیلو اضافه وزن ما رو کاهش بده ؟
لاغری رویا نیست . لاغری واقعیتیه که ما از اول عمرمون تا الان داشتیم باهاش زندگی میکردیم . منتها نمیدیدمش .
فقط چاقی رو میدیدیم .
حالا ببینید سرعت کاهش وزن نسبت به افزایش وزن چقدر زیاده .
ما در این همه سال با نیروی ذهن خوداگاه خودمون تونستیم ۵۰ کیلو اضافه کنیم . در حالیکه نیروی ناخوداگاه ما همواره بر مسیر لاغری بود .
چاقی به ناخوداگاه ما نرفته و بدن ما دائما داره چاقی رو پاکسازی می کنه .
حالا اگه ما اگاهانه دیگه افکار چاقی رو تولید نکنیم طبیعت بدن تمام اضافه وزن ما رو پاک می کنه .
اصلا لازم نیست ما برای لاغری کاری انجام بدیم .
چون او هر لحظه داره رخ میده .
چه خواب چه بیدار
چه نشسته چه سرپا
نشانه های لاغری در همه جای بدن ما هست .
از پلک زدنمون گرفته تا رشد ناخنها همه در مسیر لاغری و تناسب هستند .
وقتی نگرشمون رو تغییر بدیم ایمانمون به لاغری زیاد میشه و میبینیمش و دیگه نگران نیستیم .
چون چه حواسمون باشه چه نباشه اون داره کار خودشو می کنه .
چه بخوایم چه نخوایم لاغری داره رخ میده .
بله کاملا حق با شماست ما باید روی ذهنیتمون کار کنیم تا سبک نگرش ما تغییر کنه و از زاویه دید لاغری به بدن نگاه کنیم .
اون وقت ایمانمون زیاد میشه . نگرانیمون میره ترسمون میره . اندوهمون میره . حس قدرت پیدا می کنیم . دیگه انرژی ها رو صرف افکار منفی نمی کنیم و زندگیمون میشه سراسر لذت و آرامش .
خوا رو شکر که دوستان فهمیده ای چون شما در این سایت هستند که از نوشته هام استقبال می کنند .
به نظر من شما خودتونم عالی هستید و درک بالایی دارید و باهوش هستید و با ذهنتون کاملا آشنا شکست نفسی میفرمایید اما همین که حرفامو درک کردید و بهم حس خوبتون رو انتقال دادید ازتون ممنونم .
خدارو شکر به خاطر وجود دوستان خوبی چون شما .
اقا عطا ممنون که هستید واقعا استاد چه ستاره هایی رو درخشان کردن حیف شما نبود که چاق بودید شما برای لاغری افریده شده بودید
ادم وقتی چاقه فقط چاقیش دیده میشه و هیچ
ارزو میکنم موفق باشید
من یه روز طبق نیاز جسمم عمل میکنم و خوردنهای ذهنی رو کنترل میکنم در واقع باهاش به صلح میرسم مثلا میگم الان سیری نخوراین غذا همیشه هست اون هم میگه باشه و واقعا فرداش اثرش رو تو اندامم میبینم شاید بعضیها قبول نکنند ولی من یک روزه لاغر میشم در حالیکه گرسنگی نچشیدم ولی چی کار کنم که این رفتارم تا اب شدن تمام چربیها استمرار داشته باشه
سلام .
تداومش فقط زمانی اتفاق میفته که شما نیاز بدنتون رو تشخیص بدین .
کم خوری ضعف میاره . پرخوری آسیب میزنه .
بعد از کم خوری احساسمون بده ( ولع و به اجبار جلوی خودمون رو گرفتن به اجبار می گیم نخور )
بعد از پرخوری هم احساسمون باز بده . (عذاب وجدان . چرا خوردی ؟ )
اما اندازه نیاز جسم جاییه که نه خودمون رو مجبور می کنیم به نخوردن و نه جایی که عذاب وجدان بیاد سراغمون .
بلکه حس بعد از خوردن حس رضایت و سپاسگزاری باید باشه .
اجبار به نخوردن رو رها کنید . نیازی بهش نداریم .
عذاب وجدان رو هم رها کنید . به اونم نیازی نداریم .
بعد از غذا حس رضایت و سپاسگزاری رو در خودتون تمرین کنید تا خوردن متناسب رو پیدا کنید .
وقتی پیدا کردید اون حس انقدر عالیه که خود به خود دلتون میخواد اون حس رو ادامه بدید .
حس افراط و تفریط میره و حس تعادل میاد .
حس تعادل حس رضایته .
حس خوبیه .
ذهن ما بر اساس تعادل آفریده شده .
جسم ما براساس تعادل آفریده شده .
فقط خودمون تعادل رو نمیدونیم چیه .
تعادل جاییه که شما احساس رضایت از عملکردتون دارید .
برای دائمی شدن این احساس باید همیشه از عملکردتون حس رضایت داشته باشید و متاسفانه انسانهای چاق از این حس دور هستند و به فراموشی سپردند و گمش کردند در حالیکه اصل وجودشونه
و این حس عالی رو هنوز پیدا نکردند .
ولی اغلب انسانهای لاغر اون حس رو به صورت طبیعی زندگی می کنند .
از هرکدومشون بپرسی بعد از غذا چه حسی داره ۹۹ درصدشون می گن سیر شدیم و یه حس رضایتی دارن از عملکردشون .
خودشون رو به پرخوری و کم خوری متهم نمی کنند . همیشه میگن اندازه نیازمون خوردیم .
ولی ما اون نیازه رو خیلی وقتها تجربه نکردیم
ولی هردو حس کم خوری و پرخوری رو میشناسیم . پس فقط کافیه کم خور و پرخور نباشیم یعنی نه ضعف کنیم نه عذاب وجدان بگیریم .
قبل از خوردنم باز با احساسمون میتونیم تشخیص بدیم .
نجوای بخور بخور ذهنی از نخور نخورهای ما میاد .
هر لقمه که میخوری از درون به خودت میگی نخور نخور و هر چه بیشتر خودتو منع می کنی خوردن ذهنی قویتر میشه .
اگه میخواین امر به خوردن ذهنی کم بشه در هر لقمه نخوررن رو به خودتون تلقین نکنید .خودتون رو لایق خوردن بدونید . شما لایق خوردن غذاهای خوشمزه هستید .
وقتی با این احساس بخورید ذهنتون آروم میشه و دستور خوردنهای ذهنی کم میشه . چون هر چی بگید نخور نخور اون بیشتر میخوره .
چون نخور نخور فقط توجه ذهن رو به خوردن بیشتر می کنه .
شما باید به خودتون بگید خوردن نیاز توست . نخوردنم نیازته . وقتی به خودتون تلقین نخوردن با رنج کنید ذهنتون فکر می کنه نخوردن تحمیله و نتیجه عکس نشون میده .
نخوردن رو به خودتون تحمیل نکنید .
اجازه بدین حس خوب نخوردن خودشو نشون بده نه حس بدش .
نخوردن در زمان درست خود به خود رخ میده
نخوردن در زمان خودش لذته
نخوردن در زمان خودش فرصت به بدنه تا فرایند هضم رو تکمیل کنه .
وقتی هضم تکمیل بشه ما احساس گرسنگی می کنیم .
زمان خوردن وقت گرسنگیه .
نخوردن گرسنگی کشیدن نیست .
خوردن سیر بودن نیست .
خوردن در زمان گرسنگیه
نخوردن در زمان سیری .
گرسنگی ذهنی هم گرسنگیه . پس موقع گرسنگیهای ذهنی هم باید خوردنهای ذهنی رو انتخاب کنید که ذهنتون سیر بشه .
خب ما گرسنگی ذهن رو میدونیم چیه .
در اثر تحمیل نخوردن ایجاد شده .
سیری ذهن هم باید اتفاق بیفته .
زمانیه که شما به خودت تلقین خوردن می کنی اونقدر به خودتون میگید بخور تا ذهنتون بگه سیر شدم .
وقتی خوردن رو به خودتون تلقین کنید ذهن سیر میشه و دیگه دستور به خوردن نمیده دستور به سیر شدن میده
همون جور که وقتی نخوردن رو به خودتون تلقین میکردید در ذهن حس گرسنگی پدید می آوردید و ذهن دستور به خوردن میداد
البته اینا فقط تجربیات خودمه . چیزی که شما رو ترغیب به استمرار می کنه اینه که به خودتون نگید نخور تا نجوای بخور ذهنی آروم بشه .
بدن ما هدیه تکرار نشدنی از طرف خداوند پس این امانت الهی که از ابتدا به صورت کاملا متناسب ساخته شده و به دست ما سپرده شده و ما بخاطر یکسری فرمول های اشتباه در این بازی چاقی افتاده اییم مه خانواده اطرافیان خواه یا نا خواه مارا وارد این بازی کردند البته شاید خانواده شما هم مثل من خودشان درگیر این بازی بودند .
که از نظر من یک بازی خیلی سخت و خسته کننده ست و تناسب فکری تنها تکنیک برنده شدن در این بازیها چرا
چون همه ما راه های زیادی رو امتحان کردیم که از این هزارتوی چاقی نجات پیدا کنیم ولی تنها راهی که از ابتدا روستایی را نشان ما داد لاغری با ذهن بوده و هست
لاغری با ذهن میگوید که بدن ما همیشه لاغر بوده همیشه متناسب بوده به صورت پیش فرض فقط بخاطر یکسری فرمول های و باور ها درگیر این بازی شدیم
و در این بازی ما دچار خیلی بیماری ها شدیم کمر درد پا درد مشکل در جهت زانو ها مثل زانو ضربدری یا زشت شدن چهره ترک افتادن روی پوست
و همه اینها ثابت میکنه که چاقی حالت طبیعی ما نیست چون همانطور که میدونیم اکثر افراد دنیا متناسب هستند یا از لاغری شدید رنج میبرن پس این ثابت میکنه که یک حالت طبیعی ما لاغری و دو لاغر شدن واقعا کار ساده و پیش پا افتاده ای است چرا که افراد لاغر بدون فکر کردن سال هاست که لاغرن و هر روز لاغر تر میشن بدون اینکه فکر کنم چی بخوریم و وی نخوریم و و….
پی درنتیجه چیزی که واقعا سخته و طاقت فرساست چاقیه و ما با ادامه دادن به چاقی به خداوند و نعمت های اون اینکه تمام نعمات های خداوند در فراوانی هستند کفر کردیم پسلاغری از روش درست یک جور بازگشت به سمت خداوند هست بخاطر همین همه ما یه جور خاصی به این مسیر راه پیدا کردیم
خداوند مارو اول به سمت خودش و رستگاری در این دنیا دعوت کرده بعد لاغری
پس چیزی خداوند برای ما انتخاب کرده اول صحیح و دوم موفقیت آمیزه چه بسا ما از این راه موفقیت های بیشتری قراره کسب کنیم
شاعر میگه گر ز خود ببند دری. ز رحمت گشاید در دیگری
ما از کجا بدونیم شاید داستان چاق شدن ما حمکتی داشته که با قدرت ذهن آشنا بشیم شاید قراره موفقیت هایی بسازیم که زندگی کردن روی زمین رو راحتر کنیم ذهن هیچ محدودیتی نداره هییچ خداوند هم هیچ محدودیتی نداره پس همانطور که خدا خلق کرده صفر تا صد من بنده رو منم میتونیم خلق کنم با ذهنم چون خداوند خودش گفته در روح انسان دمیده ام پس ما خیلی قدرتمندتریم لاغری که چیزی نیست لاغری رو همه میتونن تجربه کنن حتی کسایی که سواد ندارن مناسبت کسایی که نمیتونن یا اعتقادی به قدرت ذهن ندارم الان در متناسب تریم حالت خود زندگی میکنن ما قادر به خلق خیلی چیزای بیشتری هستیم لاغری که یه بخش کوچیکی از اونه که از اول در طبیعت ما زاده شده پس همه ما میتونیم لاغر بشیم و برای همیشه لاغر بمونمیم
مرسی از استاد گرانقدرمون♥️♥️♥️
سلام و درود .
دلم میخواست این گام رو مجددا انجام بدم .
باور لاغری .
باور لاغری زمانی در من ایجاد میشه که من باور کنم لاغر شدن خیلی آسون انجام میشه .
چی لاغر شدن رو برای من سخت و غیر ممکن کرده ؟
روشهای غلط لاغری .
تمام روشهای قبلی باورهایی در سر من ایجاد کردن که لاغر شدن رو برای من سخت کردن و این سخت بودن لاغری در ذهن من تا حدیه که اجازه نمیداد در هیچ مسیر لاغری دوام بیارم .
الان خدارو شکر می کنم که خیلی اون روشها رو امتحان نکردم و خداوند منو هدایت کرد تا لاغری با ذهن رو امتحان کنم .
تصویر لاغری در ذهن من باید از چاقی ساده تر و آسونتر بشه .
اگه هر گونه فشار و سختی در این راه به خودم بیارم باعث میشم چاقی برام راحتتر بشه .
در حالیکه چاق شدن واقعا کار سختیه .
اینکه تو غذا بخوری و این غذا در تو ذخیره بشه کار سختیه چون نگهداشتنش کار سختیه . چون تمام چربیها طبیعتشون اینه که تجزیه بشن و از بین برن .
این که تو بدنت رو وادار کردی روی هم اونارو ذخیره کنه و بار اضافه وزن رو به خودت تحمیل کردی این کار خیلی سختیه .
چاق شدن اصلا کار راحتی نیست . اینکه تو مدام احساس ولع داشته باشی و اصلا نفهمی کی سیر میشی کی گرسنه ای و مدام از سنگینی و ورم معده و فشار روانی مینالی و افسردگی گرفتی اصلا کار راحتی نیست .
(چاق شدن سخت ترین کار دنیاست . )
بله
چاق شدن سخت ترین کار دنیاست .
چاقی یعنی تحمیل بار اضافه به بدن و تحمل اون سالها و سالها .
چاقی یعنی ظلم به خود و بدتر از اون ظلم رو در نظر خودمون زیبا و منطقی جلوه دادن و از اون لذت بردن .
وای که ما با بدنمون چه کردیم . با روح و روانمون چه کردیم .
و باز بدتر از اون راه طبیعت اصلی جسم که بسیار راحت و آسون اتفاق میفته رو بستیم و اون رو در نظرمون سخت و طاقت فرسا نشون دادیم و ظلم رو چند برابرش کردیم .
خدایا منو در این راه ثابت قدم کن .
خدایا من به خودم خیلی ظلم کردم .
خدایا استمرار منو بیشتر کن .
خدایا کمکم کن تصویر ذهنمو درست کنم تا بتونم عملی که انجام میدم مطابق راحتی و آسانی عملی باشه که تو برام میخوای .
خدایا من میدونم تو راحتی رو برام میخوای .
میدونم تو نمیخوای به من ظلم کنی .
خدایا منو از تاریکی جهل و بد عملی نجاتم بده تا درست ببینم و درست بیندیشم و درست عمل کنم .
خدایا آگاهی منو زیاد کن تا بهتر درک کنم و ببینم آنچه را که باید ببینم .
لاغر شدن خیلی آسونه .
چون طبیعت بدنه .
من از زیاده خوردن رنج می کشم چون خلاف طبیعت بدن منه . چون روح و روانم رو مکدر می کنه و به جسمم آسیب میرسونه .
من از زیاده خوابیدن و زیاده نشستن رنج می کشم چون زیاده از حد فعالیت نکردن به من رنج میده و علاوه بر روح و روانم جسم منو هم آسیب میزنه .
خدایا چشمام رو باز کن که بیشتر درک کنم که چاق بودن و زندگی در چاقی چقدر سخته و من این همه مدت چطور در چاقی زندگی کردم و به خودم و بدنم آسیب رسوندم .
چاق شدن سختترین کار دنیاست .
چاق شدن سختترین کار دنیاست .
چرا سخته ؟
چون طبیعت بدن من نیست .
چون رفتارهای تحمیلی زیادی داره .
چون من عادتهای خشن زیادی در این مسیر به جسم و روح و روانم تحمیل کردم .
خدایا داره اشکم در میاد .
حالا در مقابل این جهان یه جهان دیگه هست که فقط توش لذته
تو لازم نیست فعالیت کنی که لاغر بشی . فقط اینو بدون هر وقت دلت خواست کاری یا فعالیتی انجام بدی ازش لذت ببری .
هدف از هر فعالیتی اینه که حال تو بهتر بشه و بتونی نفس تازه کنی و هوای تازه به بدنت برسونی . چون وقتی فعالیت می کنی بدنت بهتر نفس می کشه و شادابی و نشاط بیشتری رو بهش هدیه میدی .
این فرمول صحیح برای انجام هر حرکتی هست . دیگه هیچ فعالیتی برای لاغری انجام نده .
لاغری های غلط تازگی و بشّاشیت در انجام حرکات رو از تو گرفتن .
در حالیکه تنها هدف هر فعالیتی اینه که تو بیشتر از نعمات خداوند استفاده کنی . از دست و پات برای لذت بردن استفاده کنی . از فضای آزاد برای لذت بردن استفاده کنی . از تنفس بهتر برای لذت بردن استفاده کنی . خدا میدونه چقدر مواد زائد از بدنت دفع میشه .
وای که چقدر اینگونه تفکر کردن ورزش رو برام دلچسب می کنه .
همه ما بازی و تفریح و فعالیت رو دوست داریم اما به خاطر رژیم وورزشها و اون فشاری که به ما می آوردن چقدر مارو عذاب دادن و لذت حرکات ورزشی رو ازمون گرفتن .
حالا ما اینجاییم که لذت رو دوباره به خودمون برگردونیم .
چقدر عالی بود . واقعا که همراه کردن دوره ورزش + من اینو نخوردم + صدگام چه تاثیر عالی در ذهنیت من گذاشت .
چقدر تصویر لاغری در دهن من بهتر نشون داده شد . چقدر نگرشم تغییر کرد تازه من فقط یه جلسه تمرینش رو انجام دادم ولی اینقدر نتیجه عالی برام داشت .
همه ما چاقها باورهای مربوط به خوردن و فعالیتمون دستکاری شده هک شده توسط هکر چاقی وقتی این باورها رو اصلاح کنیم لاغر شدن خیلی ساده اتفاق میفته چون بدن ما سالمه . بدن ما تمام مواد زائدش رو دفع می کنه . لازم نیست به زور عمل کنیم . فقط باید فرمولها رو درست کنیم .
لازم نیست به زور جلوی خودتو بگیری که نخوری فقط کافیه به ذائقه ات نگاه کنی که ایا سیره یا نه . فقط کافیه به معده ات فکر کنی که سیره یا نه .
دوره تغییر عادت رو بارها و بارها انجام بده . لزومی نداره تغییرات زیادی ایجاد کنی . تو همین حالا هم متناسب ترینی . فقط کافیه تغییرات کوچیکی به عاداتت اضافه کنی که از عادت پرخوری برات آسونتر بشه .
پرخوری کردن خیلی سخته . خوردن اضافه بر نیاز خیلی سخته . حتی لذت بخش کردن و جذاب کردن غذاها در حالیکه دیگه خوردنشون برات لذتی نداره و بهش نیازی نداری خیلی سخته .
اره چاق شدن سخته و ما این کار سخت رو بارها انجامش دادیم .
ولی من همونطور که سایر روشهای لاغری رو به راحتی ترک کردم با بخت کردن چاقی برای خودم اون رو هم ترک می کنم و با آسون کردن مسیر لاغری صحیح برای خودم اون رو آسون و آسون و آسونتر می کنم .
انقدر می نویسم تا برنامه ریزی دهنم تغییر کنه . اونقدر گوش میدم و تکرار می کنم تا برنامه ریزی دهنم تغییر کنه . اصلا در این راه عجله ای نمی کنم و هر فعالیتی رو فقط برای لذت بردنش انجام میدم .
خیلی خوشحالم فرمولهای ذهنی صحیح رو دارم پیدا می کنم و هی تکرارشون می کنم تا بهشون عادت کنم . ایمان دارم گذر زمان آسونی بیشتری رو برام به ارمغان میاره .
آخه از این راحتتر چی میتونه باشه .
اینکه من در لاغر شدن ماهر میشم و اینکه کم کم چاقی رو کنار میزارم و لاغر بودن رو تصویر دهنی خودم می کنم که خود به خود لاغ شدن رو تجربه کنم .
دلم میخواست دوباره این تمرین رو انجام بدم تا لاغر شدن رو بهتر و بهتر باور کنم .
سلام دوست عزیز واقعا از کامنتتون لذت بردم و آگاهی های زیادی توش بود ک روم اثر گذاشت
و لیاقت مدال طلایی داشت به نظرم تا دیدگاه فنی
ولی خب این نظر منه چون من از یه زاویه دیگه ای بهش نگاه کردم و ذهن و برداشت همه متفاوت
موفق باشی دوستم
سلام و عرض ادب .
ممنون از ابراز لطف شما بانو .
فکر میکردم کسی که مدال فنی میگیره مشمول مدال طلایی هم هست .
در هر حال ممنونم از احساس مثبت شما و دیدگاه عالییی که برام فرستادید .
سلام کامنتی که معمولیه سطحش پایین تر از متوسط
ولی کامنت مدال فنی یه خرده بالتر و در حد متوسط
کامنت مدال طلایی بالاترین سطح رو داره
سلام و عرض ادب
ممنون از راهنماییتون
لطف کردید .
ممنونواز پاسخ عالیتون ببخشید اینجادپاسخ دادم در اخرین پاسختون به من جایی برای پاسخ نبود متاسفانه
تجربیاتتون عالی
امروز موقع ناهار خیلی گرسنم بود و خوردن رو حق طبیعی خودم میدونستم طبق عادت یک ظرف کوچک اواردم و غذا کشیدم همون قاشقهای اول الارم سیری رو حس میکردم ولی یه کوچولو بیشتر از اون خوردم هنوز برای خودم عادی سازی نکردم که مثلا من میتونم با چند قاشق سیر بشم و برم کنار
فکر کنم دلیل اینکه انسانهای چاق دیر سیر میشن همینه که میگن مغزشون دیر دستور سیری میده و باید اروم غذا بخورن
مگه این مغز من نیست که در زمان چاقی الارم سیری نمیداد چرا الان الارم سیری رو زود میده انگار راه گلوم بسته میشه و لقمه پایین نمیره چون من از غذا نمیترسم همین حس ارامش که سیرم میکنه
سلام
خیلی خوبه از غذا نمیترسید .
معده ای که یه لقمه رو هضم میکنه ده تا لقمه رو هم هضم می کنه براش فرقی نداره چقدر بریزیم توش اون وظیفه اش هضم کردنه .
فقط خودمون حس می کنیم زیاده روی کردیم حسمون بد میشه .
وقتی بیخیال فرمولهای چاقی بشیم اصلاااااا دیگه درگیر خوردن نمیشیم .
چون هر چی میخوریم هضم میشه و میره .
لاغری و چاقی شدن هیییییچ ربطی به غذایی که میخوریم نداره
اگه باور خوردن رو از چاقی و لاغری برداریم دیگه با ذهنمون به چاقی از طریق خوردن توجهی نداریم و چاقی رو با چنین فرمولهایی خلق نمی کنیم .
سلام اقا عطا ممنون از توشتتون ممنون که اینجا هستید و پیام میزارید کاش بیشتر مینوشتید پیامهای دوستان مخصوصا شما واقعا کمک بزرگی به رسیدن هردچه زودتر به مقصد میکنه قبلا یه خانمی تو سایت بودن که خیلی خوب می نوشتن درک و اگاهیشون رو از سایت و شگفت انگیز هم شدن ولی یه جایی به بعد رفتن دلیلشون هم این بود که میگفت با توجه به صحبتهای استاد من قدرت رو از غذا گرفتم و لاغر شدم ولی اینجا خیلی بعضی از دوستان در مورد خوردن و نخوردن بحث میکنند
برای من سواله اقا عطا ایا گرفتن قدرت از غذا به این صورت عمل میکنه که باعث میشه درست تر نسبت به مواد غذایی رفتار کنیم؟
در من اینطوری عمل میکنه یعنی ترس از خوردن من رو پر خورتر میکنه و نترسیدن از خوردن باعث میشه غذا برام بی اهمیت بشه و ولعم از بین بره
من روی رفتار لاغرها خیلی تمرکز کردم دور و برم ادم های لاغر زیادی قبلا فکر میکردم همشون کم خور هستن ولی الان به نتایج جدیدی رسیدم اتفاقا اونها کم خور هم نیستن ولی تایمعای خوردنشون با چاق ها فرق داره درست زمانیکه همه میخورن اون لاغره میگه میل ندارم و درست زمانیکه همه سیرن اون یک چیزی میاره و با لذت میخوره و میگه اخیش دست و پام داشت میلرزید
در واقع اونها بر مبنای نیاز بدن میخورن نه ایتم دیگه
پیروز و موفق باشید
سلام .
ممنون از ابراز لطف شما .
الحمدلله به لطف تناسب فکری کارو بارم پر رونق تر شده بیشتر زمانم مشغول کار هستم برای همین کمتر مینویسم . عذرخواهی منو پذیرا باشید ولی هروقت که سرم خلوت تر میشه میام و میخونم و و گوش میدم یعنی خودم رو در معرض آگاهیها قرار میدم و استفاده می کنم از بیانات استاد و سایر دوستان .
اما در مورد سوال شما چیزی که به ذهنم میرسه اینه که هر کسی نیازش با شخص دیگه متفاوته .
به نظرم بهترین معیار رو برای اینکه تشخیص بدیم کی بخوریم و کی نخوریم رو خداوند برامون گذاشته و به نظرم اگه هر کسی واقعا نقطه سیری و گرسنگی خودشو پیدا کنه دقیقا مثل همون انسان متناسب زمان خوردن و نخوردن خودش رو میتونه تشخیص بده .
ببینید من به یه نتیجه رسیدم وقتی سیرم بهترین گزینه نخوردنه . وقتی هم گرسنه هستم بهترین گزینه خوردنه .
خوردن و نخوردن رو بر اساس ذهنم انتخاب نمی کنم بر اساس جسمم انتخاب می کنم .
از طرفی خوردن از نظر من چاق کننده نیست . خوردن برطرف کردن نیازمه . تبدیل شدن به انرژیه .
شاید بگید خب این درسته اما پرخوری چاق کننده است .
میگم اگه کسی طبق نیازش بخوره اصلا پرخوری نمی کنه .
خب باز ممکنه بگید من عصبی بشم میخورم استرسی میشم میخورم هیجانی میشم میخورم و …
خب من میگم وقتی ما از نظر ذهنی هنوز مشکلات دیگه مون رو حل نکردیم و هنوز از ذهن خلاق خودمون به جای حل مساله در مشکلسازی استفاده می کنیم خب طبق الگوهای قبلی خیلی به خودمون حس نیاز میدیم . ذهن و بدن رو نیازمند می کنیم و ما کارمون اینه این احساس گرسنگیهای ذهنی رو پر کنیم .
ما اگه مدیریت ذهن رو همیشه انجام بدیم و بلد بشیم چطور از قدرت ذهنمون به جای مشکل سازی در جهت حل مسائل استفاده کنیم قطعا حس نیازمون توسط مدیریت ذهن پر میشه و ما یا اصلا عصبی نمیشیم یا خیلی دیر عصبی میشیم نومید نمیشیم افسرده نمیشیم بیمار نمیشیم فقیر نمیشیم و این احساسات نیاز وقتی نباشه بدن ما طبق طبیعت خودش چربی سوزی رو کامل انجام میده و وقتی حقیقتا خودش نیاز به مصرف مواد غذایی پیدا می کنه از طریق میل ما به ما اعلام میکنه .
من نظرم اینه بیشتر حواسمون به آلارم بدنمون باشه برای خوردن .
خیلی خوب بهمون میگه . وقتی گرسنه ای میل برای خوردن خیلی عالیه غذاها خوشمزه ترن بیشتر بهت میچسبند ولی واقعا خوردن در موقع سیری و براساس دیدن یا شنیدن یا به به و چه چه دیگران اونم باز در زمان سیری لذتی نداره .
فقط باعث میشه حسمون بد بشه و از لحظاتی که میتونیم لذت ببریم نبریم در عین حال وقتی گرسنه ای و هی به خودت بگی نخور نخور باز حس ولع زیاد میشه و بازم نیاز ذهنی به نیاز جسمی اضافه میشه .
به نظر من بهترین تعادل برای اینکه ذهن منفی نشه خوردن بر اساس نیازه .
اینجوری نه هیچ وقت عذاب وجدان میگیری و نه هی برچسب پرخوری و تحقیر و سرزنش به خودت میزنی نه هیچ وقت نخور نخور به خودت می گی که ولعت و زیاد کنی نه احساس ضعف می کنی نه در حسرت غذاهایی .
من اینو واقعا در بدنم شناختم و اجازه میدم زمان خوردنم رو حس گرسنگی بهم اعلام کنه و نخوردنم رو حس سیری .
از خودم زمانبندی نمیزارم . انقدر بخور این زمان بخور این زمان نخور وای الان زیاد خوردم کم خوردم .
.چون انقدر کار دارم که دیگه ذهنم درگیر لذت بردن از کارمه . خوردنمامم هیچ وقت محدود نیست . حس محدودیت هم ندارم آزادم ولی بر اساس نیاز جسمم عمل می کنم و خیلی سعی می کنم دچار هیجانات نشم چون الگوهای خوردنهای هیجانی رو دارم . ولی مدیریت می کنم که از طرفی منفی نشم نومید نشم حسادت نکنم شکرگزاری می کنم هر روز صبح که مبخوام برم سرکار از خدای خودم تشکر می کنم که کار دارم مشتری دارم زیاد در وادیهای هیجانی خودمو نمیندازم و اصولا به چیزهایی که هم سن و سالهام بهش علاقه دارن خیلی علاقه ای ندارم مگر تفریحات سالم که اتفاقا پایه هستم . مثل کوهنوردی و اردوهای جهادی . البته یه نکته مهم من برای تنهاییم خیلی ارزش قائل هستم یعنی با وجودیکه انسانی هستم که همیشه بیرونم ولی همیشه خلوتی برای خودم دارم که دلم نمیخواد کسی خلوتم رو به هم بزنه . با خدای خودم حرف میزنم قدردانی می کنم خواسته هام رو می گم ستایشش می کنم یعنی به جای پناه بردن به غذا من با خدای خودم در ارتباطم .
من خیلی از چاله های ذهنی که قبلا خودم ایجاد می کردم رو با خدای خودم پر کردم . چاله سازی رو هم با توجه نکردن به ناخواسته ها کنار گذاشتم برای همین خیلی کم پیش میاد که من بر اساس فرمولهای قبلیم غذا بخورم در نتیجه دیگه حس محدودیت ندارم و خیلی راحت نیاز جسمم رو تشخیص میدم .
یعنی میخوام اینو بگم وقتی مدیریت ذهن باشه گرسنگیهای ذهنی اصلااااااا ایجاد نمیشه .
و گرسنگی فقط بر اساس جسمه .
توجه به داشته ها رها شدن از حسادت ها رها شدن از مقایسه کردن ها و ناشکری نکردن خیلی کمک کننده است .
مثلا قبلا من یه عادتی داشتم این بود که خیلی خودمو با دیگران مقایسه میکردم میگفتم فلانی ماشین داره من ندارم . فلانی باباش اینجوری حمایتش می کنه من اون حمایت رو کمتر دارم فلانی انقدر پول داره خونه داره باباش بهش خونه مجردی داده من ندارم من چاقم کسی به من ابراز علاقه نمی کنه و خلاصه کلییییی از این حرفا با خودم داشتم اینا و امثال این گفتگوهای ذهنی همون چاله سازی های ذهنیه که توسط شخص من انجام میشد و اگه ادامه پیدا کنه ذهنم رو بیمار می کنه دچار خلاء می کنه ارتعاشش منفی میشه در نتیجه چیزای منفی بیشتری هی جذبش میشه و باز چاله ها عمیقتر .
سیاه چاله هایی که تمام انرژی روحانی انسان رو میخورن و نیازمون به مصرف مواد غذایی رو شدیدتر می کنند و باز فرمولهای اشتباه محدودیت باز چاله های عمیقتر .
خلاصه همه ی اینا تنظیمات بدن رو به هم میزنه .
اما وقتی در صدد بر بیاییم که اول تمام چاله ها رو پر کنیم از خدامون بخوایم کمکمون کنه که البته او دائما خودش این کار و می کنه ما به شفای درونی متصل میشیم و خیلی راحت ذهنمون رو سالم می کنیم و پر می کنیم تمام سیاه چاله هایی که انرژی ما رو میخورن .
اینا یعنی کار روی ذهن .
وقتی ذهن سالم میشه ارتعاشش مثبت میشه دیگه به جای انرژی خواری انرژی رسان میشه .
بدن این ارتعاش رو دریافت می کنه بهش انرژی میرسه دیگه کمبود انرژی نداره در نتیجه بدن هم آروم آروم با اصلاح ذهن به طبیعت خودش که تناسب اندامه برمیگرده و میلش به ذخیره انرژی در حد طبیعت جسمی میشه .
عالی نوشتید مثل همیشه
و در واقع ختم کلام رو گفتید وقتی سیری نخور وقتی گرسنه ای بخور
من اوایل که اومدم تو دوره نمیدونستم واقعا به چه طریقی دارم لاغر میشم ولی به فرمولها توجه میکردم مثلا وقتی همسرم خوراکی میخورد من میدیدم و هوس میکردم ولی با خودم میگفتم من قبلا هیچ برنامه ای برای خوردن این نداشتم پس نمیخورم و یا اینکه ته غذای بچه هام رو نمیخوردم وووو
یهو به خودم اومدم دیدم موقع ناهار نمیتونم با بقیه ناهار بخورم مثلا ساعت ۴ نهارم رو میخوردم و دیگه شام نمیخوردم در واقع به هیچ وجه مقدار رو کم نکردم مثلا تنوع غذایی رو کم کردم و هر روز بی میل و بی میلتر میشدم کسی که اشتهاش خیلی زیاد بود یادمه یه بار برای افظار فقط ابجوش و بلال سر سفره گزاشتم و خیلی هم با لذت خوردیم چون جند روز بود بلال میخواستم و وقتی غذا میخوردم دیگه نمیتونستم هیچی بخورم روند لاغری هم به کندی ادامه داشت تا اینکه به توصیه استاد ظرف غذا رو کوچک کردم بعد ناخوداگاه حجم غذام کم شد خیلی هم کم شد یادمه شب چله خونه برادر همسرم من به خانم برادر همسرم گفتم کاش شام فقط همین سوپ رو میزاشتی و تا چند روز بعد اون مهمونی نتونستم چیزی بخورم روند لاغری بهتر و بهتر شد تا صفرام رو عمل کردم و انقدر همه گفتن چون صفراش رو عمل کرده لاغر سده که خودم هم باور کردم و اضافه وزن کم کم برگشت دوباره کلاهم رو قاضی کردم و چسبیدم به سایت و اینبار دیدم که موقع گرسنگی میخورم و وقتی سیرم دست از غذا میکشم این شد کد لاغری من ووخیلی هم سرعت لاغری رو برد بالا تو اوج بودم که منظورم از اوج تو مسیر بودن و در حال تناسب شدن به یک فرد چاقی خیلی گیر دادم که چرا دو بار شیرینی میخوری و انگار بعد اون همه چی برام بهم ریخت اوایل فکر کردم چون اون سادات بوده دلش رو شکستم حتی بهش گفتم خندید و گفت وای چه حرفها اصلا ناراحت نشدم
بعد فهمیدم وقتی اون رو نصیحت میکردم به ذهن خودم میگفتم که شیرینی چاق میکنه در واقع ذهنم گیج شد
ماه ها طول کشید که خودم رو جمع و جور کردم و الان خدا رو شاکرم که در بهترین حالتم هستم خیلی خوشحالم که از کسب و کارتان راضی هستید ارزوی بهترینها رو دارم براتون
سلام .
ممنون از تجربه ی عالیتون که به ما هم انتقال دادید .
بله و اتفاقا میل طبیعی ما روی گرسنگی و سیری تنظیمه .
وقتی گرسنه میشیم میلمون میاد که بخوریم وقتی سبریم میل میره .
حالا دنیا ما فرمولهای چاقی هم داشته باشیم وقتی بدن سیره میل نمیاد .
من واقعا بهش رسیدم .
واقعا وقتی میل به غذا داری یعنی گرسنه هستی .
و حتی خوشمزه ترین غذاها وقتی سیر میشی تمایلی برای مصرفش نداری .
حتی اگه بخوری هیچیش جذب نمیشه .
مثل اسفنج که داخل آب میندازیم . تا وقتی خشکه آب رو جذب می کنه ولی وقتی پرآب شد هر چقدرم آب بریزی داخلش دیگه جذب نمی کنه !
منتها افکار چاقی هستند که مارو چاق کردند نه غذا غذای اضافه دفع میشه به همین راحتی .
باور کنید اصلا میل برانگیخته نمیشه برای خوردن غذای اضافی .
تمام چیزی که ما با میل و رغبت خوردیم واقعا نیاز جسم ما بوده .
بدن چاق به واسطه ی فرمولهای چاقی دچار قحطی زدگی و جنگ شده و بدن برای محافظت از ما در وضعیت جنگ و مبارزه میل به ذخیره می کنه .
یعنی ما با فرمولهای اشتباه خودمون که فلان غذا چاق کننده است انقدر بخوری چاق کننده است من دارم چاق میشم نشستن چاق کننده است آبم میخورم چاق میشم نفس میکشم چاق میشم و چنین فرمولهایی خودمون رو ناراحت کردیم و به خدای خودمون تهمت زدیم . به سیستم آفرینش تهمت زدیم . چاقی کفره تناسب اندام سیستم طبیعی ماست حتی ذخیره ی انرژی چیز بدی نیست . جزء سیستم دفاعی بدن ماست . ما اشتباه کردیم که به خودمون فرمول غلط دادیم و هی بدن ترسید هی میل برای ذخیره بیشتر شد .
این راه خیلی روشنه وقتی ما عملکردمون با خدا با خودمون با مردم با مواد غذایی رو تغییر بدیم و به همه چیز نسبت خوب بدیم واکنش بدن از حالت ذخیره انرژی خارج میشه
خیلی راحت خود به خود ما متناسب میشیم .
هر لحظه این تناسب و تعادل داره انجام میشه .
هر لحظه .
واقعا جز قدردانی از خداوند که دیدگاه مارو با هدایت به این مسیر زیبا باز کرد چه میشه گفت
کسی که به این مسیر وارد میشه دوباره از نو مسلمان شده . تمام باورهای محدود کننده کفر هستند .
نسبت دروغ به خداوند گناهه و برای همین حالمون بد میشه .
هر وقت فکر منفی در سرمون میاد حالمون بد میشه و داره می گه ایست کن این تفکر غلطه تغییرش بده و ما هر روز در حال تازه کردن ایمانمون هستیم .
ممنون عالی نوشتید ولی ممکن سوال پیش بیاد اگر شما قاطعانه میگید که غذا چاق نمیکنه پس چرا شما حتی استاد و خیلیها غذاشون رو نسبت به قبل کم کرد
سلام .
من غذامو کم نکردم . بر اساس نیاز بدنم میخورم .
هر وقت حس نیاز کنم می خورم .
گرسنمه میخورم سیرم نمیخورم . چیزی رو کم نکردم .
به نظر من این سوال از ذهن چاق میاد .
ذهن چاق تصورش اینه که انسان متناسب یا لاغر کم غذا میخوره و خودش زیاد میخوره .
این تصور غلطه .
همه به اندازه ی نیازشون میخورن . اصلا کسی خارج از ظرف و نیازش نمیتونه بخوره .
منتها فکر چاق میگه نیاز من چاق کننده است
فکر لاغر یا بهتره بگیم متناسب می گه نیاز من متناسب کننده است .
فکر چاق از چیزی که خورده حس چاقی تولید می کنه
فکر متناسب حس تناسب و سلامتی .
وقتی افکارمون رو اصلاح کنیم و ذهن لاغرمون رو فعال کنیم حتی سوالایی هم که پیش میاد در جهت لاغرتر کردن و متناسب تر کردن ماست گرچه در ذهن متناسب اصلا سوالی در این زمینه ها پدید نمیاد .
ممنون از پاسخ عالیتون
ببخشید اقا عطا من در زمینه لاغری هیچ مشکلی ندارم و میدونم اینجا بهترین جا برای لاغری ولی بعضی از قسمتهای بدن برای مثال بازو فکر میکنم امکان نداره لاغر شه حتی فیلم افرادی که ۶۰ کیلو لاغر شدن رو میبینم که این قسمت از بدنشون تغییر خاصی نکرده و همین من رو از حرکت به سمت جلو بازمیداره
دوست داشتم بدونم از کدوم دوره بیشترین نتیجه رو گرفتین و اینکه در یه جای نوشته بودید والک پلو میتونم بپرسم این غذا مخصوص به چه منطقه ای چون برام خیلی جالب بود
واقعا بهتون تبریک میگم شما الگوی من در لاغری هستید چون تمام زندگیتون رو تغییر دادید
البته جا داره من هم بگم که من به هیچ وجه نمیتونستم صبح بیدار شم ولی الان سحر خیزم
به هیچ وجه سیر نمیشدم 😂ولی الان سیر میشم
به هیچ وجه دیگران رو نمیبخشیدم ولی الان میبخشم
اعتماد به نفسم بیش از اندازه پایین بود ولی الان نیست
ووووو
ممنون از شما به خاطر پاسختون امیدوارم موفق و موید باشید در تمام زمینه های زندگی خیلی ها تو سایت لاغر شدن ولی من فکر میکنم ذهن شما بهترین روش رو برای لاغری در مقابلتون باز کرده دوستانی هستن که نوشته هاشون پر از بوی رژیم ولی خودشون نمیدونن و هیچ حس خوبی از نوشته هاشون نمیگیرم ممنون از شما من همه نوشته هاتون رو تو سایت میخونم و واقعا بهم کمک میکنه
سلام .
ببخشید قسمت پاسخ به دیدگاه در نوشته آخرتون غیر فعال بود برام اینجا پاسخ دادم .
پاسخ به سوال اولتون در مورد چاقی موضعی در بازو
در مورد چاقی موضعی شما باورش رو در ذهنتون دارید .
بعضیها این حساسیت رو روی شکم دارند بعضی ها روی پاها و در شما این باور روی بازو هست .
خب شما با دلیل و مدرک باید به خودتون ثابت کنید این باور غلطه .
خیلی از انسانها رو داریم که بازوهای لاغری دارن .
بازو هم عضوی از بدنه و
چربی سوزی در تمام قسمتهای بدن طبق طبیعت خودش داره انجام میشه .
منتها چون شما توجه به چاقی بازو دارید در این قسمت با توجهات خودتون چاقی رو بیشتر خلق می کنید .
اگه میخواین چاقی در بازوتون خلق نشه بهش توجه نکنید چشمتون رو برگردونید .
با همین یه تمرین ساده کم کم باور چاقی بازو در شما غیر فعال میشه و این پدیده دیگه در بیرون خلق نمیشه .
لاغری بدن هم که همیشه در جریانه و وقتی با تغییر کانون توجه شما چاقی خلق نشه طبیعت بدن خودش چاقیهای گذشته در بازو رو پاک می کنه و بازوی شما مثل سایر قسمتهای بدنتون به راحتی لاغر میشه .
پاسخ به سوال دوم
من در دوره ی ۱۰۰ گام و در دوره تغییر عادت و در دوره ورزش شرکت کردم و بیس اصلی لاغری با ذهن رو یاد گرفتم
در دوره های دیگه هم میخواستم شرکت کنم اما به دلایلی منصرف شدم .
ترجیح دادم مطالب سایت رو مطالعه کنم و مطابق با الگوها و برداشتهای ذهن خودم حرکت کنم .
پاسخ به سوال سوم
ما در تهران زندگی می کنیم .
والک یه گیاه عالی و خوشمزه است که در کوه روییده میشه البته پرورشی هم کاشت می کنند ولی اصلش در کوه هست و اردیبهشت ماه روییده میشه .
در مورد موفقیتهاتون هم که نوشتید خیلی بهتون تبریک می گم .
بسیار عالیه
موفقیتهاتون روز افزون بانوی شجاع و توانمند .
در مورد نوشته هام هم به بنده خیلی لطف دارید منم هرچی یاد گرفتم از این سایت هست که حدودا یک ساله خداوند منو به این سایت هدایت کرد و خدارو شکر برکاتش رو دارم در حوزه های مختلف زندگیم میبینم .
ممنون از پاسخ عالیتون موفق و موید باشید
سلام و درود .
باور کردن لاغری .
من لاغری رو باور می کنم .
چون جسم من طبیعتش لاغریه .
من خودمو با طبیعت جسمم همسو و هماهنگ می کنم .
بدن من لاغر شدن رو بلده .
من در فکر و رفتارم با لاغر شدن همسو میشم .
در فکرم لاغر بودن رو باور می کنم .
من همین حالا هم چربیهای بدنم داره گرم به گرم اکسید میشه و بدن من داره لاغری رو تجربه می کنه .
لاغری داره در جسمم اتفاق میفته . چون تمام غذاهایی که میخورم به طور کامل از بدنم خارج میشه . چیزی در بدن من ذخیره نمیشه .
بدن من همواره در حال خروج مواد از بدنه . بدن من انرژی لازم برای کارکرد اندامها رو نگه میداره و مابقی اون رو مرحله به مرحله دفع می کنه . بدن من دائما در حال خروج مواد زائد از خودشه . بدن من دائما در حال سبک کردن خودشه . چاقی فقط یک امر موقته . تمام چربیها مرحله مرحله در حال اکسید شدن هستند و اگه ما فقط موقع گرسنگی بخوریم و موقع سیری نخوریم تمام چربیهای اضافه ی بدن ما به مرور از بین رفته و بدن ما به تناسب میرسه . چون ما دیگه چاقی تولید نمی کنیم .
من وقتی رفتاری بر اساس زبان بدنم دارم احساس متناسب شدن می کنم . احساس لذت تناسب با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست .حتی باور لاغر بودن با انجام رفتاری بر اساس زبان بدن برای من باور پذیر میشه .
وقتی رفتار چاق کننده انجام میدم باور اینکه من چاقم و یا دارم چاقتر میشم خیلی زیاده .
یعنی من از رفتار چاق کننده برداشت چاقی دارم .
پس برای اینکه باور لاغریم قوی بشه باید رفتار غدایی مناسب داشته باشم . تمام غذاهای من اکسید میشه و هیچ ماده ای به جز ۲-۳ روز در بدن من نمی مونه و این جسم من هر لحظه در حال تغییره . نمیدونم چقدر طول می کشه تا هر آنچه چربی در بدن منه اکسید بشه ولی این رو مطمئنم تنظیمات بدن من خیلی دقیقه و باور لاغر بودن وقتی در من خیلی قوی بشه من بدون دغدغه خیلی راحت لاغر می مونم .
خیلی دوست دارمبیشتر بنویسم .
لاغر شدن رو حق خودم می دونم . لاغر موندن رو حق خودم می دونم .
ولی من یه اشتباهی دارم .باور لاغر بودن رو وابسته کردم به انجام رفتار غذایی متناسب با زبان بدن .
در حالی که انجامرفتار متناسب با زبان بدن کاملا بر اساس باور لاغر کننده میاد .
یعنی وقتی من باور داشته باشم که لاغر میشم رفتار غذایی بر اساس فرمولهای چاقی انجام نمیدم و رفتارهام متناسب میشه .
یعنی یه جورایی به نظرم میاد بر عکسه .
از شخصیت متناسب رفتار متناسب خلق میشه . چون من شخصیت متناسب رو دارم از طریق فایلهای آموزشی در خودم فعال می کنم و چیزی که از شخصیت متناسبم خلق میشه رفتار غذایی متناسبه .
و هر چقدر تمرکز من بیشتر میشه عملم بهتره و حالم بهتره
خیلی عالی بود باور لاغری رو متناسب کردید به رفتار متناسب بله این غلطه من اوایل که در سایت بودم با تمرینات مثل تصورلاغری پزیرفتن لاغری و نترسیدن از غذا افکارم و بعد هم رفتارم متناسب شد یعنی لاغر میشدم ولی وقتی یک نفر میگفت داری چی کار میکنی نمیتونستم بگم خوب برخورد من با مواد غذایی عالی شده بود مثلا همه یه خوراوی رو میخوردن من سیر بودم نمیخوردم و وووووو
بعد مدتی فهمیدم که فقط در مواقع گرسنگی غذا میخورم و دیگه نمیتونه دلیلی محرک خوردن من شه مثلا من خیلی به بوی غذا حساس بودم و واقعا گرسنم میکرد دیگه اصلا بوها رو حس نمیکردم مثلا میفهمیدم بوی غذا بو پله ها پیچیده ولی اصلا دقت نمیکردم و به به چه چه نمیکردم حتی گاهی بدم هم میومد
بعد دیگه کم کم با حجم خیلی کمی سیر میشدم این روند ادامه پیدا کرد و منکه دیگه هر روز صبح داشتم لاغری رو مشاهده میکردم در پاسخ اینکه چه طور لاغر شدی جواب میدادم وقتی گرسنم میخورم و وقتی سیرم نمیخورم و این برای خودم یک فرمول شد و تمام اموزشهای من رو پوشش داد و من این فرمول به همه توصیه میکردم در صورتیکه توجه نکردن به کانالهای عصبی تنوع ندادن به سفره غذا ووووباعث به وجود امدن این عملکرد من شده بود یعنی من فرد لاغری شدم و کلی از قطعات گمشده یک پازل رو کنار هم چیدم تا پازل لاغریم رو ساختم من اشتباه کردم که گفتم وقتی سیرم نمیخورم وقتی گرسنم میخورم بعد مدتی همه چی بهم ریخت حتی خودم هم نمیتونستم از فرمول خودم پیروی کنم
ببینید من دیروز صبحانه جگر خوردم این هزار تا فرمول داره اون رو سرخ کردم اول اینکه از غذا نترسیدم به کالری جگر توجه نکردم و فقط به خاصیتش توجه کردم که چه قدر برام مفیده بعد ساعت ۱۲ میوه خوردم و موقع ناهار هیچی نخوردم تا غروب که مهمان اومد و شیرینی اواردن و من یک عدد خوردم و موقع شام هم یک کاسه کوچک اش و یک کاسه کوچک ابگوشت خوردم خوب هزاران فرمول در عملکرد دیروز من بود مثلا من میتونستم چند تا شیرینی بخورم ولی نخوردم چون میتونستم هم نخورم خودش شامل صد تا فرموله که من تونستم به راحتی فقط یه شیرینی بخورم در حالیکه گرسنه بودم من چون متناسبم رفتار متناسبی داشتم نه اینکه بگم دیروز من هر وقت گرسنه بودم خوردم و به محض سیری نخوردم
سلام بله کاملا درست میفرمایید .
از شخصیت متناسب رفتار متناسب خلق میشه .
وقتی باور دارم که متناسبم پس هر رفتاری که انجام بدم در جهت تناسبه .
نشان های دریافت شده
سلام
عزیز جان میشه یکم بیشتر توضیح بدید اینو ک یعنی چی ک گرسنه نیستم و یا سیر شدن عمل نکردی چن من خیلی توجه دارم ب این مسئله ک حتما گرسته بودم بخورم سیر شدم نخورم گیر کردم
سلام و درود .
این فایل در مورد فرمول باور کردن لاغری بود .
هر فرمولی که ایجاد میشه قطعا دلایلی برای ایجادش هست .
چرا من باور دارم که نمیتونم لاغر بشم؟
چون لاغری رو سخت میدونیم .
چون بارها ازراه غلط امتحان کردیم و دیدیم چقدر سختی بهمون وارد اومده و راه غلط رو نتونستیم ادامه بدیم ولی این بار از راه درست داریم عمل می کنیم .
ولی چاقی همیشه برامون راحت بوده . در حالیکه اگه لاغری اصلی رو یاد بگیریم میبینیم که لاغرشدن راحتتر از چاق شدنه . چون همسو شدن با طبیعت بدنه .
در لاغری واقعی ما داریم خودمون رو با زبان بدن همسو و هماهنگ می کنیم . پس اینبار لاغر شدن با دفعات پیش فرق داره .
این بار ما با استفاده از طبیعت بدن میخوایم حرکت کنیم . موقع گرسنگی بخوریم . موقع سیری نخوریم . موقع خستگی بخوابیم . موقع کار کار کنیم و اینها کار عملی بیرونی هست . کار عملی دیگه هم یادگیری است که ما هرروز باید فایل گوش بدیم بخونیم و بنویسیم تا این راه رو خوب یاد بگیریم .
حالا این بار ما از این طریق داریم حرکت می کنیم مهم استمرار در مسیره . لاکپشت وار حرکات آرام و مستمر داشته باشیم و به تغییرات کوچک توجه کنیم . کم کم عادات ما رنگ و بویی جدید به خودش میگیره و ما کم کم و آهسته آهسته تغییر می کنیم و به خودمون میاییم و میبینیم مسیر رو به پایان رسوندیم و تمام شده .
پس دیگه لازم نیست به لاغر شدن فکر کنیم فقط هر روز قدمهایی کوچک در مسیرش برداریم . قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود .
دریای لاغری از قطرات کوچک مستمر آب تشکیل میشه و ما به خودمون میاییم و میبینیم لاغر شدیم .
توجه ما فقط باید به مسیر حرکت باشه . نه نقطه شروع و نه پایان .
که نه مغرور بشیم و نه ناامید .
اگه هم توجهی به نقطه شروع داریم برای انگیزه و امید باشه .
اما مسیر چیه . مسیر همین امروزها و همین حالاهایی هست که من دارم ازش عبور می کنم .
هر روز که در مسیر لاغری متعهد بمونیم باور می کنیم که لاغر شدن برای ما هم میسره .
اون وقت باور لاغری در ما شکل میگیره .
نشان های دریافت شده
سلام و درود ▪︎
آفرین آقا عطا شما چقدر درست گفتی که : هر روز که در مسیر لاغری متعهد بمونیم باور می کنیم که لاغر شدن برای ما هم میسره .
اون وقت باور لاغری در ما شکل میگیره .
من با استمرار در این مسیر از آگاهی های جدیدی برخوردار شدم که پایه های باور آسان بودن لاغری رو در من محکم کرده …
خصوصا دوره اصلاح اشتها و پرخوری ….خیلی به من کمک کرد که باور لاغر شدن اصلا سخت نیست و بسیار آسانه در من جا بیفته …می بایست در دو جنبه فکر و رفتار تغییرات رو بوجود بیاریم با چی ؟ با آموزش و یادگیری ، ایجاد تغییر در این دو جنبه مثل بالهای پرواز در یک پرنده می مونه …اگر سنگی یا جراحتی به یکی از بالهای هر پرنده ای بخوره و زخمی بشه دیگه نمی تونه پرواز کنه …چون پرنده برای پریدن به هر دو بال خودش نیازمنده ..
ما می خوایم از قفس چاقی خارج بشیم و در آسمان سرزمین لاغری به پرواز دربیاییم پس به دو بال نیرومند نیاز داریم بال افکار و باورهای لاغر کننده صحیح ذهنی و بال رفتارهای صحیح در جهت متناسب شدن ….
هر کدوم دچار اشکال باشن پریدن از قفس اضافه وزن امکانپذیر نخواهد بود ..
در این دوره های ارزشمند با افکار و باورهای صحیح آشنا شدیم ما آماده پروازیم و شناخت رفتار صحیح و تکراراونها قدرت پرواز و رهایی از قفس چاقی رو به صد در صد می رسونه …
خلاصه رفتار صحیح غذایی این میشه که به حدی از قدرت اندیشه و فکر برسیم که بتونیم براحتی نه تنها پرخوری بلکه اضافه خوری و ریزه خوری رو هم کنار بگذاریم از خوردن نترسیم اما به اندازه به قدر نیاز میل کنیم … خوب اگر زیر سازی فکری ما که در تک تک فایلهای دوره پازلهای اون به تدریج کنار همچیده شده قوی و به حد نصاب رسبده باشه براحتی می تونیم از سه گانه پرخوری ، ریزه خوری و اضافه خوری بپرهیزیم و رعایت کنیم و بر خود مسلط بشیم و در انتخاب مقادیر مناسب و سایزهای کوچکتر موفق عمل کنیم و به این ترتیب براحتی لاغر میشیم و سایز و وزن پایین می آد …
با تشکر از شما دوست عزیز ….
نشان های دریافت شده
سلام صبح زیبایی ۱۹ بهمن ۱۴۰۱ شادباشد
امروزرسیدیم به گام باور این باور در مادربچگی ودر داخل .خانوا ده شکل میگیره زمانی که کودک ازا مایش وخطا جلوش میگریم این چه خطرناک چه بی خطر تفاوت برای این خانوادها نداره
توی بچه ایجاد باور انجام ندان کار زمینه سازی میکنن بعضی دیگه در مدارس ایران شجاعت انجام کاری که احتمال به ریختن محیط مدرسه باشه جلوگیری دزنتیجه ما باور انجام بعضی کارها نداریم وافرادی که کمی تبلی چاشنی رقتارشون این مودرو بیشتر قبول دارن وتنیلی رو پنهان کرد باور رو جا یگزین کرده وانجام دادن بعضی از کارها به باور ربط میدن
اگه ما تونستیم به این وضع موجود برسیم باور قویی داشتیم که مامیتونیم چاق چاقتربشیم .این باور درما بیسار قویی عمل کرده ای گاش این باور در زمینه لا غریی بود واین همه مشکل بر ای ما بوجود نمیامد..
ما باور داریم متونیم خیاطی کنیم پس جرات کرده پارجه ررا برش زده از اون پارجه ساده یی لباس زیبا در بیاوریم چون باور قویی داریم که میتونیم .
دختر من خیاط من پارچه چادری کرنی بهش دادم میگفت می ترسم خرابش کنم نمی دوزم بهش گفتم تو لباس مجلسی سنگین دوخت میکنی قیمت پارچه چادری مشکی تورو ترسودنه میدوزی که باور کنی موتونی من درتو توانی این کار دیدم . دوخت برا اورد گفتم دیدی کار نشد نداره .
اگه ما هم باور مون قوی کنیم که حتما ما میتونیم لاغز بشیم ودرمسیر درست باآموزش خوب ویاد گیری و استفاده عملی ازاموخته ها به نتیجه نهایی میرسیم
من چندین مر تبه باروش اشتباه حدود تا۲۰ کلیو هم وزن کم کردم تویی کل این همه سال همه روحساب کنم شاید از وزن طبیعی که باید باشم بیشترلاغر کردم ازروش اشتباه تونستم از روش درست واصلولی نمیشه .
مسیر اشتباه باهر سرعت بری با هر ماشبنی بری = شکست وبرگشت وبی نتیجه
این باور بخاطر این نبوده ما توان انجامشو نداریم بخاطر همین سرخردگی ویاس نامیدی که بعد هر دروه رژیم داشتیم
وترس از شکست دوباره درما این حسو بوجود اورده که نمی تونیم
ما تا کی مخوایم این وزن سنگین بع دوس بکشیم
تویی سال گذسته با مسیر اشتباه ۱۱ کلیوکم کردم زمانی میترسیدم نکنه نتونم موفق شم باطر ی نوشابه به مقدار وزن کم کردم بغل می کردم وراه میرفتم تا انگیزم بیشتر بشه ولی بازم چون مسیر اشتباه بود وزنم دوباره داشت برگشت میکرد ازخدا خواستم تا مزه شکست دوباره نکشم من تویی مسیر بهتری هدایت کنه چون میخواستم وخداوند من تویی این مسیر انداخت کارخدا بی حکمت نیست شاید تجربه من به کار کسی تویی این مسیر بیفته ازباور نمتونم به باور حتما میتونی حهش کنه که میشه کار نشود نداره همت کنی میشه
به خداتوکل کرده پا تومسیر گذاشته به ندای تو میتونی گوش داده نجوایی ذهنیتو نمتونی محل نداده وادمه میدیم به عینک چاقی برداشته به محیط پیرامون نظر کرده .
کارهایی که انجام داده وموفق بودم مرور کرده ووتوان خود رو به کارگرفته یاعلی گفته.
پا درمسیرگذاشته حس پرواز وامید وانگیزه در این مسیر وسبکی که من تو این اموزشهای چشیدم یی طرف کل رژیمهای خون خراب کن یی طرف
“به نام یکتا خالق هستی”
درود و سلام به همراهان عزیز و استاد گرامی ؛
گام سی ام : باور کردن لاغر شدن ؛
انسان یک زمانی هم حتی به این فکر نمی کرد که بتواند پرواز کند یا به ماه سفر کند و یا اعماق دریا ها و اقیانوس ها را ببیند و بپیماید اما در یک زمانی از تاریخ بشریت ، کسانی پیدا شدند که به رویاها و آرزوهای دست نیافتنی خود بال و پر دادند و کم کم احساس کردن که می توانند به رویای خود دست پیدا کنند هر چند دور از ذهن و باور نکردنی باشد.پس آرام آرام در وجود خود به این باور رسیدند که هر کاری که بخواهند به حقیقت بپیوندد و انجام شود با تلاش و استمرار و باور به خود و انجام آن کار ، می توانند آن کار را انجام دهند . اینگونه بود که انسان توانست از طریق باور به خود و انجام هر کاری ، در طول زمان به خیلی از کارهای باور نکردنی و دست نیافتنی مانند پرواز در آسمان ها ،سفر به فضا و خیلی از سیارات دیگر ، اکتشافات در اعماق اقیانوس ها و دریاها و …دست پیدا کند و گستره ی علم و آگاهی خود را بیشتر کند و گسترش دهد.اکثر آدم ها به خصوص خانم ها این خود باوری و انتظار موفقیت در خیلی از کارها را در خود نمی بینند و باور دارند که انسان ناتوان و ضعیفی هستند در صورتی که ما در طول تاریخ بانوان موفق و خود ساخته ا ی زیادی در زمینه های گوناگون و مختلف داشته ایم و داریم مانند خانم ها مریم میرزاخانی ، انوشه انصاری،ماری کوری ،پروین اعتصامی ،فروغ فرخ زاد و خیلی اسامی دیگر در زمینه های مختلف علمی ،ادبی ، فرهنگی، ورزشی ،سیاسی ، اجتماعی و … انسان هایی بسیار موفق و توانا بوده اند چون به خود و کاری که می خواسته اند به انجام برسانند ایمان و باور داشته اند و در راه رسیدن به خواسته ی خود تلاش و کوشش و استمرار داشته اند.در حالت عادی در مورد خودم من می توانم بگویم که توانسته ام دوازده سال درس بخوانم و موفق به اخذ دیپلم ،فوق دیپلم و لیسانس شده ام و همچنین توانسته ام گواهی رانندگی خود را اخذ کنم.به لطف خدا توانسته ام مادر شوم و فرزندان خود را تا این زمان بزرگ کنم ،کار سخت و تکراری خانه داری را به خوبی انجام دهم،دوچرخه سواری را یاد گرفته ام ،هنگامی که مهمان دعوت می کنیم در واقع به تنهایی تمامی کارها را از نظافت خانه تا پخت و پز و پذیرایی را به خوبی انجام می دهم،آشپزی را خوب یاد گرفته ام و خیلی کارهای دیگر،پس من باید در خودم این باور را پرورش دهم که همان طور که توانسته ام این کارها را به انجام برسانم پس به راحتی هم می توانم وضعیت جسمی و ذهنی خود را از چاقی به لاغری تغییر دهم و فردی متناسب و لاغر شوم .من ایمان و باور دارم که می توانم متناسب و لاغر شوم شما هم به خود و کاری که می خواهید انجام دهید باور داشته باشید دوستان عزیز.
“یا خق”