0

گام ۳۰: باور کردن لاغر شدن

باور کردن لاغری
اندازه متن

موضوع باور کردن لاغر شدن به قدری اهمیت دارد که به تنهایی قادر است مانع از لاغر شدن شما شود.

بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند متاسفانه اسیر این باور قدرتمند و بسیار مخرب هستند که نمی توانند لاغر شوند و به این شکل برای خود به هیچ وجه توانایی و شانس لاغر شدن قائل نیستند.

اهمیت باور کردن توانایی لاغر شدن

سی و پنج سال از زندگی ام با چاقی گذشت و در این مدت تلاش های زیادی برای لاغر شدن انجام دادم.

رژیم های غذایی مختلف را استفاده کردم و بارها برای لاغر شدن باشگاه رفتم و صدها کیلومترها پیاده روی کردم اما هیچ وقت لاغر نشدم.

البته در حین تلاش کردنم برای لاغری نتایج مختلف کسب کردم و هر بار مقداری از وزن و سایز من کم می شد اما مقدار کم شده زودتر از زمانی که کم شدنش طول کشیده بود دوباره به وزنم اضافه می شد.

این نتیجه نگرفتن ها برای سالهای متوالی سبب شده بود که من باور کنم قابلیت لاغر شدن ندارم.

البته باور کردن صحبت های اطرافیان مبنی بر ارثی بودن چاقی در خانواده من، پایین بودن سوخت و ساز بدنم و دلایل مختلفی که برای چاقی من عنوان می کردند باعث تقویت باور کردن سخت بودن لاغر شدن در ذهنم شده بود.

اطمینان دارم شما دوست عزیزی که این نوشته را می خوانی مانند من در گذشته بارها برای لاغری از روش های مختلف اقدام کردید، رژیم گرفتید، ورزش کردید و … اما از آنجایی که نتیجه نهایی بر اساس نگرش شما درباره چاقی و خودتان رقم می خورد موفق به تحقق رویای لاغری خود نشده اید.

در تمام دفعات و روزهایی که برای لاغر شدن اقدام می کردید توجهی به اهمیت باور کردن توانایی لاغر شدن خودتان نداشته اید و از آنجا که این نگرش به طور عمومی در بین افراد چاق وجود دارد سبب شده است که از تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن نتیجه نگیرید.

این در حالی است که شما در انجام بسیاری از کارها موفق بوده اید اما فقط در کاهش وزن هیچ موفقیتی کسب نکردید و تنها دلیل آن باور کردن چاقی و همچنین باور کردن ناتوانی خود در لاغر شدن بوده است.

نقش باور (انتظار) در زندگی

موضوع باور کردن لاغر نشدن فقط مربوط به افراد چاق نیست بلکه در بسیاری از افراد متناسب نیز این موضوع در جنبه های دیگر زندگی آنها به وضوح دیده می شود.

بعنوان مثال فرد باور کرده است نمی تواند در کسب و کار به موفقیت برسد.

باور کرده است نمی تواند با شخص مورد علاقه اش ازدواج کند.

باور کرده است که نمی تواند در کنکور با رتبه قابل قبول پذیرفته شود.

بنابراین در افراد چاق علاوه بر باور کردن لاغر نشدن، در جنبه های مختلف زندگی عدم باور های مختلفی وجود دارد اما به دلیل اینکه موضوع چاقی از اهمیت زیادی برخوردار است و فرد خود را در لاغر شدن ناتوان می داند سبب می شود که به راحتی باور کند در موضوعات دیگر نیز ناتوان است.

نکته حائز اهمیت اینکه:

باور کردن هر موضوعی سبب تاثیر ساده و راحت آن باور در موضوعات دیگر زندگی می شود و همچنین باور نداشتن به یک موضوع سبب عدم باور نسبت به سایر موضوعات دیگر می شود.

بنابراین برای تحقق رویای لاغری نیاز داریم ابتدا روی موضوع باور کردن توانایی لاغر شدن خودمان کار کنیم.

نیاز داریم تا به توانایی ذهن خود اطمینان کنیم و باور کنیم که می توانیم لاغر شویم.

کسب نتیجه از روش لاغری با ذهن

یکی از سوالات پرتکرار از طرف اعضای سایت تناسب فکری این است که:

“منم میتونم از دورها نتیجه بگیریم و لاغر بشیم؟”

چرا خیلی ها این سوال را می پرسند؟

چون به توانایی خودشان برای لاغری اعتماد و اطمینان ندارند.

آنها فقط روی نکات ضعف خودشان در موضوع لاغر شدن تمرکز کرده و تمام موفقیت ها و توانمندی های خودشان را در جنبه های مختلف زندگی مورد توجه و تاثیرگذار در تحقق رویای تناسب اندام نمی دانند.

وقتی بارها برای لاغری اقدام کرده و نتیجه نگیرید این طبیعی است که توجه شما بر لاغر نشدن متمرکز شود و باور کنید توانایی لاغر شدن را ندارید.

تمرکز بر شکست ها و فراموش کردن توانایی های خود، کار ذهن منفی باف است و البته ذهن اشتباه نمی کند چون بر اساس باورهایی که در ذهن مان ذخیره کرده ایم عمل می کند.

بیشتر انسانها باورها و نگرش های مخربی درباره خود در ذهنشان ذخیره کرده اند.

باور کردن اینکه: نمی تواتم لاغر شوم،‌ نمی توانم به خوبی یاد بگیرم، نمی توانم در فلان موضوع موفق باشم، نمی توانم با افراد شایسته و دلخواهم ارتباط برقرار کنم.

انسانها عموما نگرشهای مشترک و اغلب منفی درباره خودشان دارند و این نگرش به طور گسترده بر تمام جنبه های زندگی آنها تاثیرگذار است.

باور کردن توانایی لاغر شدن

برای تقویت قدرت لاغری خودتان باید از موفقیت ها و توانایی های خود در جنبه های مختلف زندگی کمک بگیرید.

باید توانمندی های خودتان را بنویسید و بارها آنها را مرور کنید تا به قدرت ذهن خود در رسیدن به خواسته های دیگرتان پی ببرید.

باید آنقدر توانمندی های خود را مرور کنید تا به این باور برسید که می توانید لاغر شوید.

پس توانمندی هات رو مرور کن و به این باور برس که تو میتونی.

به کوچکترین توانمندیت توجه کن مثل: آشپزی کردن، خیاطی کردن، خونه داری کردن، رانندگی کردن و ….

بسیاری از ما ناآگاهانه برچسب های مختلفی به خودمان می چسبانیم.

من فراموشکارم، من دیر یاد می گیرم،‌ من اراده ندارم،‌ من زود فراموش می کنم، من زود چاق می شوم،‌ من تمرکز کافی ندارم، من حوصله خوندن و یا نوشتن تمرینات را ندارم. این برچسب ها در عین حال که به نظر ساده هستند اما باعث تشدید باورهای ناتوانی در ما می شوند.

روش لاغری با ذهن و تمرینات دوره ورود به سرزمین لاغرها،‌ دوره پاکسازی چاقی ذهن و دوره پیشرفته لاغری و دیگر دوره های آموزشی موضوعی نیست که شما قادر به یادگیری آن نباشید. اهمیت ندارد چقدر در اطرافیان یا خانواده به شما گفته شده است که توانایی یادگیری یا لاغر شدن یا هرچیز دیگری را ندارید.

مهم این است که اکنون باور کنید توانایی یادگیری و به نتیجه رساندن هر کاری را دارید.

مهم این است که باور کنید می توانید در هر جنبه از زندگی تان رشد و گسترش ایجاد کنید.

هر انسانی می تواند تغییر کند اگر در ذهنش باور کند که می تواند.

من سی و پنج سال چاق بودم و بارها در استفاده از روش های مختلف برای لاغری شکست خورده بودم.

هزاران بار از اطرافیانم شنیده بودم که من لاغر بشو نیستم چون چاقی من ژنتیکی است.

آنها عقیده داشتند اشتهای من زیاد است و اراده رژیم گرفتن را ندارم.

بارها می گفتند که من فرد تنبلی هستم و به همین دلیل سوخت و ساز بدنم پایین است و نمی توانم لاغر شوم.

دلایل مختلفی برای لاغر نشدن من عنوان می کردند و باور کردن گفته های اطرافیانم سبب شد در طی سی و چند سال که در تلاش برای لاغر شدن بودم لاغر نشوم چون باور کرده بودم : من لاغر بشو نیستم!

زمانی که به لطف خداوند ایده استفاده از قدرت ذهن برای لاغر شدن در ذهن من شکل گرفت تصمیم قاطع گرفتم که از این مسیر باید به هدف چندین ساله ام که لاغر شدن بود برسم.

مهمترین موضوعی که باعث شروع مسیر لاغری با ذهن، ادامه دادن و کسب نتایج عالی نه تنها در موضوع جسم بلکه در تمام جنبه های زندگی من بود باور کردن دارا بودن قدرت تغییر کردن بود.

من با استفاده از تمرینات ذهنی که در دوره ورود به سرزمین لاغرها به وضوح درباره آن توضیح داده شده است ابتدا قدرت لاغر شدن را در خودم ایجاد و سپس نسبت به تقویت آن اقدام کردم.

به اندازه ای که باور کردن لاغربشو هستم در من تقویت شد، جسم من نیز تغییر کرد و امروز به لطف خداوند در شرایط کاملا متفاوتی نسبت به سالها قبل هستم.

تغییر کردن و مخصوصا لاغر شدن همانطور که برای من امکانپذیر شد برای هر فردی که اضافه وزن دارد و این نوشته را می خواند امکانپذیر است. باور کردن اینکه شما هم می توانید لاغر شوید مهم ترین و اصلی ترین دلیل شگفتی ساز شدن شما خواهد بود.

هماهنگی جسم و ذهن

بدن انسان با هر فکری سازگار می شود.

هر فکر یا نگرشی را در ذهن تان تقویت کنید بدن شما به آن نگرش واکنش نشان می دهد. در واقع تقویت هر فکر یا نگرش در ذهن خود باعث باور کردن آن نگرش می شود.

هر فکری که در ذهن شما مرور می شود همانند تکه ای از پازل شخصیت شما می باشد. وقتی تعدادی فکر نامناسب و تضعیف کننده درباره خود در ذهنتان مرور کنید تصویری ضعیف از خود در ذهنتان ایجاد می شود و به مرور جسم شما نسبت به آن تصویر ضعیف واکنش نشان می دهد.

اینکه وقتی تصمیم به انجام کاری می گیریم بلافاصله احساس بی حوصلگی نسبت به انجام آن کار در ما شکل میگیرد و در اجرای تصمیم خود مردد می شویم.

حالت شک و دودلی در اتخاذ تصمیمات روزمره زندگی یکی دیگر از نتایج شکل گیری شخصیت ضعیف یا باور کردن ناتوان بودن خود در ذهن می باشد.

بنابراین ضروری است نسبت به افکاری که درباره خودتان در ذهنتان مرور می کنید احساس مسئولیت داشته باشید. چون این افکار و نگرش ها منجر به باور کردن امکانپذیر بودن موفق شدن یا نشدن می شود.

نسبت به شنیده ها و توصیف های دیگران از خودتان مراقب باشید که منجر به باور کردن چه چیزی درباره خودتان خواهد شد.

اگر دیگران عقیده دارند انسان ضعیف یا بی اراده ای هستید این نظر آنهاست و حتی اگر صحیح باشد درباره شخصیت و عملکرد گذشته شما بوده است. باور کردن اینکه ضعیف هستید مانع از تغییر کردن شما خواهد شد.

از این لحظه شما می توانید تصمیم بگیرید شخصیت متفاوتی داشته باشید. شخصیتی مصمم و با انگیزه برای تجربه شرایط جدید. شخصیتی که مشتاق برآورده کردن رویاهای خودش است. شخصیتی که عاشق لاغر شدن است و تصمیم گرفته است از مسیر لاغری با ذهن برای تحقق رویای لاغری خود حرکت کند.

برچسب ها را از خودتان جدا کنید

هرگز به خودتان برچسب نزنید.

خیلی از انسانها تمایل به تغییر کردن ندارند بنابراین با برچست زدن به خودشون تغییر نکردن را توجیه می کنند.

  • خودم دوست ندارم تغییر کنم.
  • دلم می خواد تغییر کنم اما مقاومت ذهنی دارم.
  • خیلی دوست دارم تغییر کنم اما توانایی یادگیری ندارم.
  • خیلی دلم می خوام تغییر کنم اما اراده برای شروع کردن ندارم.

این افراد به این شکل ترس از تغییر کردن را مخفی می کنند. آنها شجاعت تغییر کردن و روبرو شدن با مسائل احتمالی که در مسیر تغییر کردن ممکن است با آن مواجه شوند را ندارند. بنابراین با استفاده از برچسب ها خودشان را فاقد توانایی یا شرایط لازم برای تغییر کردن نشان می دهند.

بدین شکل هم خودشان را توجیه می کنند که من شرایط تغییر کردن را ندارم و هم برای افرادی که به آنها پیشنهاد تغییر کردن می دهند جواب قانع کننده ای فراهم کرده اند که مورد سرزنش قرار نگیرند.

باور کنید می توانید لاغر شوید

چرا به خودت اعتماد نداری و برچسب لاغر نشدن به خودت میزنی؟

وقتی تونستی با همه رنج و ناراحتی ها در طی این مدت چاق بشی پس حتما میتونی لاغر بشی چون لاغری سمت مقابل چاقی است.

چرا به خودت اعتقاد نداری که می تونی به بهترین شکل موضوعات جدید رو یاد بگیری و برچسب من کندذهن هستم یا من حافظه ضعیفی دارم را به خودت می زنی؟

اگه در یادگیری ضعیف بودی قطعا نمی تونستی چاق بشی. برای چاق شدن صدها فرمول جدید در ذهنت ذخیره کردی. صدها رفتار جدید رو در خودت ایجاد کردی و صدها یا حتی هزاران بار افکار و رفتار چاق کننده را تکرار کردید تا جسم خود را در وضعیت چاقی قرار دادید.

پس شما توانایی یادگیری، به خاطر سپاری و عمل کردن به آموزش ها را به شکل عالی در وجودت از قبل داشته اید و دلیل اثبات این ادعا وضعیت فعلی جسمی تان است.

بنابراین برای لاغر شدن نیاز به توانایی متفاوت و مجزایی نداریم که شاید تصور کنید توانایی لاغر شدن را ندارید.

توانایی که برای لاغر شدن نیاز داریم همان توانایی است که قبلا از آن برای چاق شدن استفاده کرده ایم و انقدر توانایی ما بالا بوده است که به راحتی و مثل آب خوردن چاق شده ایم.

بنابراین از همان توانایی فوق العاده ای که سالهاست از آن برای چاق شدن استفاده کردید این بار برای لاغر شدن استفاده خواهیم کرد.

لاغری آسان با قدرت ذهن

نتیجه آموزش لاغری با ذهن

همه چیز در جهان دو وجه دارد. همانطور که شب و روز با هم معنی پیدا می کنند،‌ بالا و پایین با هم فابل درک هستند،‌ چاقی هم با لاغری معنی و مفهوم پیدا می کند.

اگر خودت را چاق خطاب می کنی به این دلیل است که سمت مقابل آن که لاغری است وجود دارد و چون می توانی لاغر شوی آرام و قرار برای لاغر شدن نداری.

این را روح و اصل وجودت می داند که توانایی لاغر شدن را داری بنابراین به هر شکل ممکن شما را ترغیب و تشویق با لاغر شدن می کند.

اگر تونستی چاق بشی صد در صد می تونی لاغر بشی حتی اگه تا الان از فکر کردن به لاغر شدن هم احساس یاس و ناامیدی کردی باید از این لحظه نگرش خودت درباره توانایی لاغر شدنت رو تغییر بدی. باید روی باور کردن لاغر شدنت حسابی کار کنی تا یقین پیدا کنی که لاغر شدنی هستی اونم از نوع خوب و راحت و شگفتی سازش.

اگر تا حلا نتونستی لاعر بشی چون مسیرت اشتباهت بوده. در مسیر اشتباه به هر اندازه با هر سرعتی حرکت کنی هرگز به مقصد نخواهی رسید. در مقابل وقتی در مسیر صحیح حرکت کنی با هر سرعتی به حرکت خودت ادامه بدی،‌ اگه بارها متوقف بشی و پیاده بشی و دوباره سوار بشی و ادامه بدی باز هم به مقصدت می رسی چون مسیرت درسته.

لاعری با ذهن همون مسیر درسته است برای لاغر شدن.

لاغری با ذهن مسیری است که هر کی با هر سن و هر مقدار اضافه وزنی واردش بشه و انجامش بده نتیجه میگیره.

فردی که تصمیم می گیره و قدم اول رو بر میداره و دوره آموزش لاغری با ذهن رو تهیه می کنه و اشتیاق برای یادگیری داره و تمرینات رو به شکلی که گفته شده انجام میده و ادامه میده چه بخواد چه نخواد لاغر میشه.

همانطور که چاق شدن به خواسته ما ربط نداشت و با اینکه هیچ کس دوست نداره چاق بشه ولی به راحتی چاق و چاق تر میشه بنابراین لاغر شدن هم خودبخودی انجام خواهد شد و اصلا ربطی به خواستن و نخواستن نداره.

وقتی کارهایی که فایل هایی که گذاشته شده رو گوش میدی‌،‌ تمریناتی که گفته شده رو انجام میدی و به توصیه های آموزشی عمل میکنی لاغر شدن خودبخودی انجام میشه.

آیا ذهن ما برای لاغر شدن مقاومت دارد؟

خیلی ها تصور میکنند ذهن مقاومی دارند بنابراین به راحتی نمی توانند لاغر شوند. آنها عقیده دارند ذهنشان مقاومت دارد و را راحتی لاغر شدن را نمی پذیرد.

لازم است بدانید که ذهن هیچگونه مقاومتی ندارد.

این شما هستید که می توانید در خودتان نیروی مقاومت کردن را از طریق تنبلی کردن،‌ پشت گوش انداختن و خیلی موارد دیگر ایجاد کنید.

ذهن اندام فیزیکی نیست که توانایی مقاومت کردن داشته باشد. بنابراین اگر مقاومتی در خودتان مشاهده می کنید مربوط به ذهن نمی باشد بلکه ایجاد شده توسط خودتان است.

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای انجام تمرین جلسه باور کردن لاغر شدن ابتدا محتوای نوشتاری را مطالعه کنید و سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن سوالات مطرح شده را با شرح انشایی در بخش نظرات این جلسه ثبت کنید.

  • تاثیر باور کردن لاغر شدن در موفقیت خود برای لاغر شدن را شرح دهید.
  • تاثیر باور کردن یا باور نکردن در سایر جنبه های زندگی را شرح دهید.
  • در روش هایی که قبلا برای لاغر شدن استفاده کرده اید نگرش شما نسبت به خودتان برای لاغر شدن چگونه بوده است؟
  • باور و نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان را شرح دهید. در گذشته چه نگرشی داشتید و اکنون چه نگرشی دارید؟
  • استفاده از روش های مختلف برای لاغر شدن چه تاثیری بر باور کردن قدرت لاغر شدن شما گذاشته است؟
  • لاغری با ذهن چگونه به باور کردن توانایی لاغر شدن شما کمک میکند؟
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.22 از 54 رای

https://tanasobefekri.net/?p=14265
برچسب ها:
154 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره
      1403/04/03 20:04
      مدت عضویت: 351 روز
      امتیاز کاربر: 10100 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 608 کلمه

      به نام خدای مهربانم 

      باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همراهم 

      من باور کردم لاغر میشم

      چون انتظارم از خودم لاغری شده جوری شده که اصلا به چاقی فکر نمی کنم و حرفی از چاق شدن نمی زنم و باامید و یقین در مسیر تکرار دوره های رایگان هستم خیلی دوست دارم به زودی بتونم دوره اصلی!رو خرید داری کنم ولی در ذهنم نباید لاغر شدنم رو به خریدن دوره محدود کنم لاغر شدن با همین دوره رایگان هم برام اتفاق افتاده پس لاغر شدن راحت وآسونی فقط باید باور کنم که لاغر میشم چون چاق شدنم هم به راحتی در فاصله زمانی طولانی شکل گرفت حالا لاغر شدنم هم راحت وخیلی سریع تر از چاقی در بدنم نمایان میشه 

      قبلا از آشنا شدن با این سایت باورم شده بود چاق تر خواهم شد و لاغر شدنم خیلی سخته چون فقط چربی شکم داشتم وخیلی هم سفت بود وهر کار میکردم آن چربی ها شل و آب نمیشدن وتوی فکرم بود اگه بیمار بشم یا ویار دوران بارداری رو داشته باشم چربی شکمم آب میشه ودر خودم حتی توانایی گرفتن رژیم های سخت رونمی دیدم چون باور نداشتم لاغر بشم ولی!وقتی وارد سایت شدم و فهمیدم بدون رژیم وورزش میشه لاغر شد امید در قلب روشن شد واز همون اول باور کردم که من لاغر میشم وهروز در این مسیر آنقدر ادامه می دم تا به خودم ثابت کنم زهره برای لاغر شدن لازم نیست سختی بکشی فقط باید لاغری رو در درونت باور کنی و ادامه بدی اگردرمسیر حتی چیزی نمیبینی فقط به دونسته هات اطمینان داشته باش وادامه بده تا لاغری رو خلق کنی 

      زهره فقط  ادامه بده انقدر ایمانت رو نشون بده تا کائنات جهان هستی آرزوی لاغری رو!برات به ارمغان بیارند 

      در تمام ابعاد زندگیم اگر چیزی رو بدست آوردم چون باور کردم که می تونم واگر چیزی رو بدست نیاوردم باور ناتوانی وضعیف بودن داشتم 

      من تازه دارم میفهمم من بهترین خودم بودم واین نگرش اشتباه نسبت به خودم رو از نگرش اشتباه دیگران نسبت به خودم رو باور کرده بودم 

      باورهای ضعیف کننده من مال من نبوده و اینها نگرشهای دیگران بوده وکلا اشتباه هستن

      من تمرکزم کم و سر به هوا هستم 

       بلبل زبان وجواب بده هستم 

      تنبل و راحت طلبم  هستم 

      و حالا فهمیدم من خیلی مسولیت پذیر هستم 

      واگر وارد هر کاری شوم تا آخرش میرم 

      من هروز در مسیر بهتر شدنم در حرکتم

      من خیلی اهل یادگیری علم و آگاهی هستم و خستگی نا پذیرم 

       تقریبا یک سالی که قدم در مسیر لاغری برداشتم هرگز لیز نخوردم ودر این مسیر استمرار داشتم

      و حالا به من ثابت شد که برای رسیدن به اهداف خوب عمل میکنم وتوانمندم فقط اشتباهم این بود که باید دنبال تعیین کردن  هدف های جدید باشم 

      در گذشته نگرشم لاغر نشدنم بود وترس از چاق تر شدن داشتم ولی اکنون نگرشم لاغر شدن خودم هستش و هیچ نگرشی از چاق تر شدن ندارم چون انتظارم از خودم لاغر شدن هستش 

      تمام روشهای معمول برای لاغر شدن در من بدتر ثابت می کرد که لاغر شدن برای همیشه غیر ممکنه و چاق شدن رو برای ذهنم طبیعی کرده بود انتظارم از خودم لاغر نشدن بود 

      لاغری با ذهن با دادن آگاهی های درست درباره خودشناسی خودم ونحوه همسو کردن ذهن وجسم وروحم و نگرش درست درباره غذاها در من باعث میشه به آرامش وخیال راحت برسم که من!توانایی لاغر شدن رو دارم ودر من باور لاغر شدنم رو تقویت میکنه واون وقت که شگفتی ساز میشم وبرای رسیدن به موفقیت باید ادامه بدم با ایمان وامید وانتظار لاغر شدن بدون شک وتردید بدونه فکر کردن در آرامش وبی فکری 

      فقط ادامه بده زهره عزیزم تو توانمندی و باهوش چون تو از طرف خداوند دعوت شدی به این مسیر پر از اتفاقات خوب و کسب سلامتی وثروت وآرامش وهمه ی چیزهای فوقالعاده 

      خدایا شکرت 

      سپاس فراوان از استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abirozeh
      1403/02/28 07:29
      مدت عضویت: 1556 روز
      امتیاز کاربر: 1504 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 271 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز وهمراهان‌گرامی 

      من درکی که از این موضوع باور کردم چه در زنگی کل 

      وچه در جسم چاقم ..اینو متوجه شدم که همه چیز به آسانی در دسترس من بوده والان هست …مثل سلامتی 

      پول ..روابط ..موفقیت ..لاغری ..تناسب اندام…ولی من با با ورهای اشتباه وبرچسب های نادرست وترس لز چاقی وایجاد تصویر چاق از خودم ..وترس از ۵ کیلو چاقی ..باعث شد نتیجه ای که خلق کنم بشه حال وروز الان من …

      در گذشته اونقدر روی چاقی تمرکز کردم وبرچسب زدم 

      که حتی عید پارسال به دلایلی لاغر شدم ولی باورش نکردم وگفتم حالا بزار بینم میمونه یا نه ..باور کردم که من دباره برمیگردم وبرگشتم ..وبیشتر از قبل ..شدم 

      واینا همش به دلیل باورهای حک شده ی اشتباهم بود 

      اول…عدم باور به خودم 

      دوم عدم شناخت ذهن 

      سوم با ور به چاقی راحت 

      چهارم باور به لاغری سخت 

      پنجم باور به چاق کننده بودن غذاها

      پنجم باور به ژنتیکی بودن چاقی

      هفتم باور به اگه ورزش رد قطع کنم بیشتر چاق میشم

      هشتم باور به شام نخورم لاغر میشم

      نهم باور به نهار نخوری لاغر میشی

      دهم باور به روزه بگیری لاغر میشی

      یازدهممسافرت بری چاق میشی

      دوازده عیدا چاق میشی

      سیزده ماه محرم چاق میشی

      چهارده تحرک نداشته باشی چاق میشی

      من اراده ندارم

      من سوخت وسازم کمه

      من ۴۰ سال به بالام

      غذا خوردی وخوابیدی چاق شدی

      روغن زیاد ریختی تو غذای خودت چاق شدی

      تمرکز روی چاقی روی چاقی روی چاقی 

      بابا بسه دیگه اینا رو ذهن چاق من میگه گوش نده 

      تو واون خدای درونت میدونید متناسب هستید 

      من با انجام این تمرینها ویاد گیری دباره وبرداشت این ب چسب ها میزارم اون تناسب اندام بیاد در دسترس من .ونمیدونم مثل آب خوردن ِاگر میشم وامیدوارم وشاد وخوشحالم که تو این مسیرم 

      خدا یا شکرت به خاطر 

      ووجود استاد وخودم وخدای مهربان 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا
      1403/02/22 17:13
      مدت عضویت: 612 روز
      امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,110 کلمه

      سلام 

      دیروز تو ی مهمونی بودم حرف چاقی ولاغری بود چن خواهر شواهر من امپول میزنه برای لاعر شدن این روزها خیلی خیلی تو مهمونی ها حرف چاقی ولاغری من میبینم ک خواهر شوهرم دنبال تایید از دیگران مدام میپرسه من لاغر شدم مدام از چاقی حرف میزنه مدام خودشوم مقایسه میکنه فلانی چاقه یا من 

      وهمه وهمه اینها میشه توجه ب چاقی 

      واین بیشتر نشون میده ک ایشون تو مسیر چاقی هس واون امپول ذهنیت رو تغییر نداده 

      ب نطرم فقط ی تلقین ایجاد کرده و ترس 

      دیروز یجوری از عملهای جراحی حرف میزدند ک انگار مثل ی سرماخوردگی هس انقدر عادی میومد ب نظرشون انقدر طبیعی ب نظرشون میومد وانقدر راحت میگفتند ک فلانی عمل کروه بهمانی عمل کرده باورم نمیشد ک چقدر ما  راحت قبول کردیم ک چاره ای نیس و من نمیتونم باید عمل کنم 

      حتی یکی لاعر لاغر بود فقط شکم داشت هزار تا بلاییک سر خودش اورده رو داش میگف باورم نمیشد ک انقدر راحت ما انسانها گول بخوریم دختری دیدم ک اونقدر زیبا خوشگله طبیعتا اما دنبال راههای زیبایی وفلانه 

      چرا ما زنها ک اصلا قدرت خداوند هستیم روی زمین انقدر خودمون رو کوچک میبینم 

      چرا فک میکنیم اصلا زیبا نیستیم و حتما باید فلان کارو بهمان رو بکنیم و ب زیبای برسیم 

      یکی گف در نافم قرص نمیدونم چی چی میزارم برای لاغری امتحان میکنم و اگه شد بدونید شده واگه مردم بدونید از اون بود 

      باورم نمیشه انسانیک برای چی اومده بود ب این دنیا اسیر چ چیزهایی شده چقدر درگیر ضواهر شده

      حتی زیباترین دختران رو اطراف میبینیم ک واقعا زیبایی خاصی دارند ولی دنبال چیزهایی این چنینی هستند 

      و این نشونه چی هس 

      نشونه با کلاس بودن یا نشونه پولدار بودن یا نشونه بخود رسیدن 

      ب نطر من نشونه فاجعه انسانیت هس ک با خودشون در صلح نیستند وفک میکنند عزوسک هستند وخودشون دوخت ودوز میکنند 

      من در همه اطرافیان عدم پذیرش تایید از دیگران عدم دوست داشتن خود دنبال اثبات خود ب دیگران بودن رو میبینم 

      قبلا همش حرف چاقی ولاغر ی بود اما الان بحثها افتضاح وترسناکتر شده

      واقعاما انسانها داریم ب کجا میریم 

      من در همه اونها عدم باور ب لاغر شدن رو حس کردم وطبیعی بودن چاقی و طبیعی بودن نتونستن وعادی جلوه دادن عمل جراحی رو دیدم 

      اما برای بار دیگراز خداوندم سپاسگزارم از چاقی دورنم ک منو ب اینجا هدایت کرد و مسیر زندگی من از ی جایی ب بعد با چاقی عوض شد وشکر گزارش هستم وسپاس از استاد مهربان 

      من صبح دوچرخه دخترم تو حیاط بود و من ب شدت دوست داشتم دوچرخه سواری کنم یبار این کارو کردن ولی ترس نزاشت ک اصلا اما امروز گفتم فریبا میخواد چی بشه بیا تجربه کنیم من تو کودکی دوچرخه نداشتم و واقعا دوس داشتم با تموم ترسهام نشستم ودو دور زدم باهاش با تموم ترسها بخدا بدنم خشک شده بود اما من این کارو کردم چی شد 

      من قدم برداشتم برای خواستم 

      رفتم تو دل ترسم  اگه ما چیزی وتجربه نمیکنیم از این نیس ک دیگه نمیتونیم از اینک نرفتیم توش از اینک یادش نگرفتیم مثل لاعری من در مسیرشم دارم یاد میگرم همانطور ک ی دوچرخه سوار از همون اول دوچرخه سوار نبوده یاد گرفته تمرین وتمرین کرده لاعری روهم یاد میگیریم تمرین میکنیم و میشیم 

      خوشحالم ک انقدر خودمو اذیت نمیکنم انقدر نگاهم با بقیه یکی نیس 

      خودمو دوس دارم بدون اینک بخوام فلان بلا رو سر خودم بیارم ک فلانی من بخواد درنگاههای فلانی خوب باشم 

      دیروز تو مهمونی وارد ک شدم دیدم همه ارایشگاه رفتن و لباس های انچنانی من ی لحطه قالب تهی کردم هی درونم گف شلوارت بده پیراهنت ارزونه وای ببین شلوارت بد وایساده 

      ی لحطه فقط گفتم فریبا زیبایی تو ارزش تو ب پوشش تو نیس ب ارایشگاه رفتن ونرفتن تو نیس ب لباسهای گرون قیمت نیس ب جسمت نیس ب لاعری وچاقی نیس و واقعا اونقدر اروم شدم اونقدر اعتماد بنفسم بالا رف  ک نگو وفهمیدم ک باید بین خودم این صحبت ها باشه در این مواق

       وکودک دورنم بفهمه ک اون زیباست همیشه 

      من در مسیر رشدم و این رشد رو خودم دارم میبینم همین ک حالت خوب باشه همین ک برای دیگران تلاش نمیکنم خود خود موفقیت در این زمان هس 

       وواقعا الان میفهمم ک دلیل این همه بیماری ها چیه ولیل این هنه بیماری های زنان از عدم دوست داشتن خودشون هس

       ما هممون شگفتی هستیم شگفتی خداوند ما اثر دست خداییم نقاش اول واخر اما چرا چی شد ک انقدرخودمون رو پایین دیدیم 

      فریبای زیبای من من دوستت دارم بی اندازه چن تو اثر هنرمند اول واخر خدا هستی زیبا دوس داشتنی 

      من کسی رو در فامیلمون دیدم ک برای تایید همسرش خودشو ب اب واتیش میزد و عیب بزرگ میدونست لاغری رو وچندین سال دکتر غصه اینها چن سالی هس ک چاق شده اما بازم ن در کلامش در زندگیش اون شادی رو نمیینیم  واقعا این چیزها عادی میشه شادی واقعی از درون هس اونقدر ازخودش تعریف میکنه یجوری مثل این من دوس داشتنیم چن چاق شدم ک تابلو هس ومسخره 

      ومن ی ک لاغر اون رو هم دیدم میبینم ک چقدر زیبا بود چقدر سبک بود چقدر راجت بود 

      همه ما باید هوای خودمون رو داشته باشیم تک وتنها اومدیم تک و تنها هم میریم اما فقط وفقط دنبال راضی کردن این و اون افتادیم اصلا یادمون رفته ی خودی هم هس این خود اونقدر دفن شده ک دیده نمیشه 

      خود نازنینم من پیشتم اومدم پیشت باشم همیشه 

      و میدونم ک تو توانایی لاغری رو داری همانجوریک چیزهای دیگه رو یاد گرفتی اینم در حال یادگرفتنش هستی درچ یزهای دیگه تو ب سرعت پذیرفتیو عمل کردی الانم باید ب یادگرفته ها عمل کنی عزیز دل 

      من مادری رو دیروز تو مهمونی دیدم ک چی گف واقعا باورم نمیشد گف هر خرجی برای ی ی دختر بکنی هیچه چن در نهایت ازدواج میکنه و زنش نمیزاره حالا اینو چرا گف برای اینک دختراش کار نمیکردن و یکیش تو ارایشگاه بود برای اینک نسون بده بهترین انتخاب رو برای دخترس داشته و رفته ارایشگا بقیه رو نابود کرد 

      من کی انقدر یاد گرفتیم ک انتظار داشته باشیم و فک کنیم اگه مثلا منی ک لیسانس دارم کار بکنم اون درسم ارزش داشته چرا این همه مزایای ک درس خوندن برای من داشته دیده نمیشه و فقط وفقط کار کردن دیده میشه ایا تموم مردها اون چیزی ک خوندن رو کار پیدا کردند ن پس چرا درمورد زنها اینجور فک  میکنیم 

      وزن رو محکوم ب فنا شدن میدونیم چرا چن کار نمیکنه یا کسی ک کار میکنه رو محکوم ب خیلی چیزهای دیگه میکینم 

      مادرشوهر و پدر شوهر من مدام این رو سر من میزنند فریبا کار نمیکنه وفلان 

      ومن هی توصیح میدادم 

      ولی امروز گفتم با خودم فریبا تو مسیول اونها نیستی چرا توصیح میدی اگه اونها با کار نکردن تو مشکل دارن مشکل اونهاست تو چرا خودتو ناراحت کنی یا تلاش کنی ک اونها راضی باشن یا بفهمند 

      ودرس بزرگی گرفتم ک اگه کسی مشکلی با جسم تو زفتار تو انتخاب تو داره مشکل اونهاست وتو فقط وفقط مسئول خودت هستی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فریبا
        1403/03/02 22:57
        مدت عضویت: 612 روز
        امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 228 کلمه

        سلام

         همینطور یاد گرفتیم همیشه نتیجه رو ببینیم 

        مثلا من درمسیر لاغری با ذهن کلی تغییرات کردم کلی تو این مسیر تغییر کردم کلی کلی احساساتم تغییر کرده کلی رابطم با خودم و کلی فقط میام نتیجه رو میبینم ک ن من لاغر نشدم چرا این همه فایده دیگه ک داشته رو نمیبینم فریبای اون موقع با فریبای الان زمین تا اسمون فرق کرده چرا اون همه تغییر رو نمیبینم ماها عادت کردیم ک اخر کار رو قضاوت کنیم 

        مثلا فلانی همسرمون پدر مادر همه وهمه کلی خوبی بهمون کردن ولی ما میایم اون کار بده ک کرده رو میبینم و اون بر حسب اون قضاوت میکینم اصلا نمیگیم بابا این همه خوبی هم کرده 

        ما عادت کردیم ودنبال ایراد باشیم تا بگیم ببین این خوب نیس بیایم این عادت رو ایجاد کنیم ک در طول مسیر لذت ببیریم از ادمها جنبه های خوبشون رو هم ببینیم درمورد خودمون من امروز ی چن تا رفتار اشتباه داشتم اما همش ک اشتباه نبوده اما من اشنباه ها رو میبینم انگار برنامه ریزی شدیم فقط و فقط اون جنبه منفی رو ببینیم چرا من مثبتها انقدر ب چشمم نمیاید در مورد بقیه هم همینطوره فک میکنیم همه چی باید ۱۰۰ در صد باشه ک ما بگیم اره این جواب میده اره این شخص خوبه اره من خوبم ما حتی از خودمون هم راضین هستیم چ برسه ب دیگزان چ برسه روش لاعری با ذهن 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار افسر
      1403/02/18 23:38
      مدت عضویت: 317 روز
      امتیاز کاربر: 2350 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 484 کلمه

      تاثیر باور کردن لاغر شدن در موفقیت خود برای لاغر شدن را شرح دهید

      من اولی که وارد این سایت شدم اصلا این ها را باور نداشتم و بعد مدتی که گذشت و این فایل ها را گوش دادم دیدم واقعا حرف دل من را میزنن من با اشتیاق زیادی این فایل ها را گوش میدادم و واقعا اگر فایل ها را گو ش میدادم و تمرین های آن را انجام نمی‌دادم انگار که گوش دادن برای من فایده نداشت چون حرف ذهنم را به زبان نمی آوردم  و من این لاغری را باور کر دم و انسان اگر چیزی را باور داشته باشه حتما به آن میرسه چون من چند ماهی نتوانستم فایل ها را گوش بدم و باور کردم که با گوش ندادن به آن ها من باز دوباره چاق میشوم. این اتفاق هم برای من افتاد چون باور من غلط بوده است 

      • تاثیر باور کردن یا باور نکردن در سایر جنبه های زندگی را شرح دهید.
      • تاثیر باور کردن در زندگی من خیلی اهمیت دارد اگر انسان چیزی را باور کند برای رسیدن به آن حتما تلاش می‌کند تا به این باور دسترسی داشته باشد چون من خودم قبلا برایاین که بتوانم یک گوشی بخرم خیلی تلاش کردم ولی باور نداشتم چون حی به خودم میگفتم از کجا بیارم ویا چگونه گوشی را بخرم ولی بعد چند وقت به خودم گفتم من این وسیله را می‌خواهم و برای رسیدن به آن هم تلاش می‌کنم و آن را باور دارم و خدا را شکر که به آن هم رسیدم
      • در روش هایی که قبلا برای لاغر شدن استفاده کرده اید نگرش شما نسبت به خودتان برای لاغر شدن چگونه بوده است؟
      • در روش های قبل نگرش من این بود که تا رژیم و ورزش را انجام می‌دهم لاغر میشوم به معض این که آن را رها کنم دوباره از حالت قبلیم هم چاق تر میشوم چون این لاغری را باور نداشتم و به حالت قبل باز میگردم
      • باور و نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان را شرح دهید. در گذشته چه نگرشی داشتید و اکنون چه نگرشی دارید؟
      • من قبلا لاغر شدن را خیلی سخت و دشوار غیر ممکن می‌دانستم چون از بعضی چیزها اطلاعات کافی نداشتم و حالا که این فایل ها را گوش دادم فهمیدم چه قدر ذهن.  فکر من با هم مطابقت نداشته است و هر کدام راه خودشان را ادامه میدادن و هیچ کدام هم پیروز نمی‌شدند ولی حالا نگرش من فرق ‌رده و خوب و بد را از هم تشخیص می‌دهد و انشاءالله کهبتوانم در این راه پیروز شوم
      • استفاده از روش های مختلف برای لاغر شدن چه تاثیری بر باور کردن قدرت لاغر شدن شما گذاشته است؟
      • تاثیر آن  بر باور من این بوده که من توانایی لاغر شدن را دارم و می‌توانم باور خودم را قبول کنم و تا به هدف خودم نرسم از باور خودم دست نکشم
      •  
      • لاغری با ذهن چگونه به باور کردن توانایی لاغر شدن شما کمک میکند؟
      • چون وقتی من به فایل ها گوش میدم باور لاغر شدن در من بیشتر می‌شود
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      1402/12/06 10:42
      مدت عضویت: 297 روز
      امتیاز کاربر: 7195 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 116 کلمه

      باسلام 

      وقتی باور کنیم ،انگیزه و امیدمون بیشتر میشه،صبرمون بیشتر میشه چون مطمئنیم به هدف میرسیم.

      زمانی که چاق شدم ،دیگه لاغر نشدم چون باور کرده بودم که بله با از شیر گرفتن بچه چاق میشی .

      تو این چند سال هم باورم این بود که تو این سن لاغری رو باید به خاک بسپارم اما با آشنایی با شما فهمیدم که کار نشد نداره خیلی دلم میخواد اندام لاغر خودم رو جلوی آینه ببینم بعد از چند سال!

      روش های قبلی هم با امید و انگیزه شروع میشد اما همین که کند پیش می رفت یا اذیت میشدم،به این نتیجه رسیدم که هم لاغر شدن خیلی سخته و گاهی وقتا سعی می کردم با چاقی خودم کنار بیام دیگه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا.عالی
      1402/10/26 23:13
      مدت عضویت: 191 روز
      امتیاز کاربر: 12043 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

      به نام خدای همیشه خواهان پیشرفت ما،

      و درود رحمت و برکت سلامتی خداوند بر شما استاد ارجمند،

      استاد چه جمله ای مگر ذهن ما از ما اجازه گرفت برا چاقی که بخواد الان لاغریمونو اجازه بگیره ،

      فقط با دیدن و شنیدن ناخوداگاه چون توانایی  آموزش‌دیدن و خلق کردن داره ذهن ناخودآگاهمون چاقمون کرد،

      حالا به قول استاد مثل یادگیری زبان جدید حالا آگاهانه از طریق تمرین تمرکز و توجه به آسانی و با توجه به توانایی ذهن ناخوداگاه خارقالعادمون ،از همان مسیر که چاق شدیم آگاهانه برمیگردیم و لاغر میشم آره بعد هر شبی روزی هست صعود داریم نزول چرا نداشته باشیم؟

      اینهمه قدرت یادگیری و پشتکار داریم حالا که شناساییش کردن و مسیرو نقشه اشو تو‌دستام دارم نتونم از پس لاغر شدن بر بیام ،

      آره ذهنم مجوز داده چون خدا میخواد پیشرفت کنم؟

      چرا چون الان خدا خواسته اینجا باشم،

      همه چیز جهان مبنایش بر پیشرفت و خیر هست و شدنی می‌باشد چه شر بخواهی چه خیر پس چه بهتر رو به سوی خیر برویم.

      ممنونم از خدا و استاد و همراهان لاغری.🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1402/08/29 17:16
      مدت عضویت: 1738 روز
      امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 234 کلمه

      در مورد باور کردن لاغر شدن باید بگم امروز با خودم گفتم که مگه میشه مثلا شکمت تخت تخت مثل فلان کس باشه که یک دفعه ذهنم پاسخ داد فلان کس یک انسان لاغر با رفتار غذایی صحیح پس اگر تو هم رفتارت درست باشه فورا نه ولی حتما به اون تناسب میرسی

      خودم از جواب خودم به وجد اومدم

      انروز صبحانه نخوردم چون سیر بودم

      خونه مادر همسرم چای و کلوچه نخوردم چون اون نوع کلوچه رو دوست نداشتم

      با همسرم به شیرینی فروشی رفتم اون میخواست برای دوستش شیرینی بخره هیچ نوع شیرینی نتونست من رو وسوسه به خوردن کنه حتی نخوردن صبحانه هم نتونست دلیل موجهی برام باشه

      موقع نهار بیشتر از مقدار غذایی که برای خودم کشیده بودم از دیس برداشتم ناهار جگر بود و من چون کم خونی دارم فکر میکردم باید بیشتر بخورم و این رفتارم درست نبود نتیجه تمام بهتر مواد غذایی که برامون بیشتر مفیده همین چربیهای اضافس و یک فرد متناسب هیچ وقت از دیس برنمیداره در هر حال رضایت کامل از خوردنم دارم چون غذا نمیتونه من رو چاق کنه ولی از رفتارم نه چون من در حال تمرین برای بهترین رفتار رو دارم و خیلی این روزها برام مهه اصلاح کنم رفتارهای غذاییم رو

      ایمان دارم غذا چاق نمیکنه

      بلکه رفتار ما با مواد غذاییست که چاقمان میکنه

      موقع اذان مغرب و تهران هم بارانیست ارزو میکنم همه ما هر چه زودتر لباس تناسب بر تن کنیم همراه با بهترینها انشاالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار منیره.ف
        1403/02/26 05:15
        مدت عضویت: 1738 روز
        امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 219 کلمه

        خیلی عالی که به دبدگاه خودم پاسخ میدهم

        چه قدر تغییر کرد ه ام و به چه سطحی از اکاهی رسیدم که میتوان تمام نوشته ام را نقض کنم در واقع رفتار  من   نخوردنای من ناشی از فرمولهای ذهنیم و اصلا نیازی به بیانشان هم نبوده خوردنی که از فرمول ذهنی لاغر شدن نتیجه میشود را دلیل لاغری خود دانسته ام

        این موضوع بسیار ساده است اما بیانش برام سخته

        من لاغری با ذهن را پزیرفته بودم و رفتارهای غذاییم اصلاح شده بود به صورت ناخوداگاه و راحت و در مسیر لاغری بودم اما کم کم علت لاغر شدنم را اصلاح سبک زندگی دانستم در صورتیکه علت اصلاح سبک زندگیم به واسطه باور لاغری بوده و دوباره فرمول نخوردن برابر با لاغر شدن در ذهنم پر رنگ شد و در برابر خوردن احساس چاقی را میگرفتم و همین یک فرمول دوباره همه چیز را بر هم زد  غذا منرا چاق نمیکند حتی پر خوری من هم نیاز بدنم است به شرطی که لاغر شدن را باور کنم

        من دیشب یک عد بستنی شیر شکلاتی خوردم سعی کردم از خوردنش تا اخرین مقدار لذت ببرم واقعا دلم میخواست سعی کردم ترس از خوردنش رو کنار بزارم فراموش کنم چاق کنندگیش رو سخته اما باید بتونم 

        باید بپزیرم که غذا منرا چاق نمیکند باید رفتار ادمهای لاغر پر خور را مرتب کنار خودم بررسی کنم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا پوراشرف
      1402/08/24 16:25
      مدت عضویت: 504 روز
      امتیاز کاربر: 3220 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 874 کلمه

      به نام قانون گذار هستی

      رد پای من در گام ۳۰ مسیر لاغری من

      محتوای این گام واقعا برام تکان دهنده بود و وقتی حرفهاتون رو درک میکردم یاد گذشته افتادم 

      یاد لحظاتی که تلاشم به شکست منجر میشد و اونقدر ادامه پیدا کرد که دیگه اعتماد به نفس نشون دادن خودم به بقیه رو ندارم  قبلا بیشتر به هنرهام و سلیقه ام اهمیت میدادم اما الان از بروز دادن خودم میترسم همین دوره لاغری صد گام رو هم به دو سه نفر گفتم اینجا تنها جایی که خیلی راحت حرفمو میزنم و اصلا از حرف هام خجالت نمیکشم 

      من لاغری رو باور کردم و خیلی چیزا در وجودم تغییر کرده  

      (من فقط دوره صد گام رو دارم انجام میدم)

      • مچ دست هام خیلی ظریف‌تر شده یکی از دستبندای قدیمیم که برام تنگ شده بود و یک سانت بیشتر از اندازه عادی کش میومد و روی دستم رده مینداخت حالا شب تا صبحم بپوشم یه خیلی راحتم
      • یکی از مانتوهای عیدم که امسال گرفتم برام یک و نیم وجب گشاد شده و اگه برم تنگش کنم کاملاً توی تنم خوش فرم میشه
      • ولع غذاییم به شدت فروکش کرده قبلا آمار همه غذاها و خوراکی‌های توی خونه رو داشتم اما الان وقتی میخوام برم یه غذایی چیزی بخورم نمیدونم چی ب چیه
      • غبغبم کلا نیست شده و صورتم همونجور که دوست داشتم زاویه دار شده و خیلی دوستش دارم
      • قبلا دغدغه اصلی هر روزم چی بخورم بود اما الان دغدغه هام کاملا فرق کرده و اولویت آخرم غذاهاست
      • کمرم خیلی ظریف‌تر از قبل شده و این خیلی عالیه واقعا ذوق زده میشم وفتی خودمو تو آینه میبینم
      • قسمت کتف و پشتمم خیلی بهتر شده کاملا برای خودم قابل لمس تغییرش 
      • حتی توی جنبه های دیگه زندگیمم دارم اثرش رو میبینم  ورودی های مالیم خیلی خیلی فرق کرده من اول ماه تصمیم گرفتم یه دوره ازتون بخرم و با پول خورد تصمیم به پس انداز کردم و حالا بدون اینکه کار خاصی بکنم دارم جورش میکنم  خداروشکر احساس میکنم وقتی به فایلهای لاغری گوش می‌کنم گره از فرمول‌های دیگه ذهنم هم باز میشه 
      • حتی کاملا اتفاقی و بدون اینکه برنامه خاصی داشته باشم کسی باهام هم مسیر شده که خیلی بهم شباهت داریم و خیلی خوشحالم که این تجربه رو دارم توی زندگیم لمس میکنم
      • صورتم که قبلا پر جوش بود خیلی‌خیلی کمتر از قبل شده و واقعا خوشحالم (عجیب بود که هر کی میگفت سارا صورتت بهتر شده باز دوباره پر جوش میشد و دلیلش رو نمیدونستم کل اتفاقی هدایت شدم به جلسه ۷  دوره ۱۲ گام که من وقتی هیچ توجهی به جوش ندارم هیچ جوشی ام رو صورتم نیست ولی وقتی یه نیم نگاه بهشون دارم باز شدت میگیرن  این موضوع به نگرش لاغری هم کمک کرد احساس میکنم هر چی بیشتر از  لاغریم لذت ببرم بیشتر لاغر میشم)
      • ناخن هامم همینطور خیلی بهتر از قبل رشد میکنه چون من یه فرمول اشتباه داشتم که ناخن های من ژنش طوریه که بلند نمیشه و در کمال تعجب خیلی بیشتر از اون اندازه ای که توی ذهنم بود بلند شد که فهمیدم اینم از همون توجه به نقطه مقابل خواسته ام شکل گرفته
      • قبلا بعد حمام کردن حتما باید یه چیزی میخوردم اما الان اصلا ذهنم اون سمت نمیره  حتی نمیخواد با اشتها مقابله کنم چون دیگه وجود نداره
      • قبلا معتقد بودم وقتی یه غذای خوشمزه میبینی به زور بیشتر بخور اونقدری که قشنگ به جونت بشینه  اما الان بهترین غذای دنیام باشه بازم غذامو به اندازه میخورم حتی یه بار امتحان کردم به زور غذا رو خوردم اون شبو با دل  درد و دلپیچه خوابیدم قشنگ معلوم بود بدنم میگه این نیاز نبود هر چقدرم خفن باشه 
      • قبلا معتقد بودم باید واسه هر هدف هر چیزی خیلی تلاش کنی میخوای ناخن خور داشته باشی انواع و اقسام دارو بزنی بهش میخوای رابطه خوب داشته باشی باید خیلی سخت گیرانه رفتار کنی میخوای لاغر بشی باید  همش ورزش کنی و رژیم باشی و هیچی نخوری  اما حالا میبینم خیلی چیزا توی وجودم از قبل بوده انگار گنج توی زمین خودت باشه و تو برز دور دنیا رو به دنبال گنج بگردی این واقعا تغییر بزرگیه برای من اینکه به جای جنگجو بودن  با خودم و اطرافم در صلح باشم و مثل لاک‌پشتی باشم که مسیر درست رو میره به جای خرگوش عجول
      • درمورد قانون تکامل هم بگم که واقعا روی من تاثیر عمیقی داره نمیدونم درمورد بقیه هم صدق میکنه یا نه ولی من هر چقدر کمتر عجله میکنم و هر چقدر لاک‌پشتی تر حرکت میکنم نتیجه عمیقتری از حرکتم میگیرم شاید وقتی بقیه منو میبینن به نظرشون عادلانه نیاد که من برای خواسته هام زور اضافه نمیزنم و خیلی کند حرکت میکنم ولی من از وقتی فهمیدم مسیری که میرم برای چند ماه یا یکسال نیست و قراره سبک زندگی من بشه با هر قدمی که برمیدارم سعی میکنم بیشتر به اون دنیای مورد علاقه ام نزدیک بشم
      • یکی دیگه از تغییراتم نگاه کلی به هر چیزی که از شما میشنومه اوایل نگاهم کاملا روی لاغری متمرکز بود اما الان ناخودآگاه کلمات توی ذهنم جا به جا میشه و ذهنم دنبال گسترش و پردازش اطلاعات توی همه جنبه های زندگیمه انگار که الان که دارم نتیجه میگیرم مشتاق شده این روند رو توی ابعاد دیگه ام تجربه کنه 
      • خیلی چیزهای دیگه هست ‌که‌این‌ روزها دارم تجربه میکنم اما تو این لحظه این موارد به یادم میاد و دوست داشتم از نقطه ای که دارم تجربه میکنم براتون بگم   خیلی ممنونم ازتون   خداروشکر 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار صالحه
        1402/08/25 21:45
        مدت عضویت: 517 روز
        امتیاز کاربر: 36566 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 97 کلمه

        سلام دختر گل. سارا جان. 

        برای  شمایی  عزیز که تو این سن خوب به این مسیر هدایت  شدید  اروزیی  خوب  دارم‌ که  به  آنچه که تو ذهنت از بودن‌ تو این مسبر هستی برسی ادامه بده که برای شما زمان ومکان عالی رو خداوند برات قرار داده قدردانی که هستی ولی بیشتر  بدان  که با ادامه دادن توسن خوبی به اون رشد وگسترش بیشتری خواهی رسید برات بهترینها  رو  اروز  دارم .کم‌ شدن وزنت بهت تبرک میگم ابن  نشونه کار کرد خوب خودت هست که داره  جسم  اون تجربه میکنه 

        خدا پشت. وپنا. هتون. یا حق  حق  نگه  دارتون 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      1402/08/01 15:00
      مدت عضویت: 386 روز
      امتیاز کاربر: 816 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 847 کلمه

      به نام خداوند خیر خواهم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات باور کردن لاغر شدن 

      • تاثیر باور کردن لاغر شدن در موفقیت خود برای لاغر شدن را شرح دهید.
      • تمام زندگی ما را باورهای ما شکل می‌دهند اگر ما لاغری را باور کنیم حتما و صد در صد لاغر خواهیم شد 
      • من ایمان دارم هر چیزی رو بخوام بدست بیارم خداوند در کسب اون خواسته همیشه همراه منه و منو حمایت میکنه و من وقتی با انرژی خداوند بزرگم همسو میشوم رسیدن به خواسته یک امر حتمی برای من است 
      • باور کنیم می‌توانیم قطعا می‌توانیم و تصور ما را باورهای ما شکل می‌دهند و تصورات ما اجسام را بوجود می آورند 
      • پس اگر باور لاغری داشته باشیم و بتوانیم خودمان را لاغر تصور کنیم بر طبق قانون جهان آفرینش با تکرار تصویرهای ذهنی آن تصاویر تبدیل به اجسام می‌شوند 
      • پس باور لاغری مساوی است با تصویر لاغری و در نهایت تبدیل به لاغری 
      • تاثیر باور کردن یا باور نکردن در سایر جنبه های زندگی را شرح دهید.
      • اگر ما در تمام جنبه های زندگیمان باور کرده باشیم نمی‌شود و نمی‌توانیم تمام جهان دست در دست هم بدهند نمی‌توانند آن خواسته را محقق کنند 
      • یک چیزهایی قانون است و ذات قانون فرمانبرداری از آن است و قانون تغییر پذیر نیست و انجام آن برای همه واجب و یکسان است 
      • حال قانون جهان هستی می‌گوید:فکرهایت تبدیل به باورهایت می‌شود و باورهایت تصوراتت را می‌سازد و تصوراتت به جسم و واقعیت زندگی ات تبدیل می‌شود
      • این قانون قابل تغییر و تعبیر نیست 
      •  
      • در روش هایی که قبلا برای لاغر شدن استفاده کرده اید نگرش شما نسبت به خودتان برای لاغر شدن چگونه بوده است؟
      • در تمام دورانی که از روش‌های لاغری استفاده میکردم چون باورم این بود من لاغر نمی‌شوم،تمام آن تلاش‌ها و آن زحمات هیچ نتیجه ای نداشت هر چقدر خوردنم را کمتر و محدودتر میکردم و ورزش‌های را سنگین‌تر میکردم و از انواع دارو و مکمل و هر ابزاری استفاده میکردم تا کمی فقط کمی لاغر تر شوم چون باورم لاغر نشدنم بود و من در خلاف جهت رودخانه ی قانونمند جهان هستی در حال شنا کردن بودم هرگز نتوانستم قانون را شکست دهم و من لاغر نشدم 
      • اما از وقتی وارد مسیر تناسب فکری شدم و  باورم شد من لاغر میشوم بدون هیچکدام از آن نخوردنها و ورزش‌های و داروها به راحتی در حال لاغر شدن هستم ،زیرا من اکنون در جهت هماهنگ با قانون جهان هستی در حرکت هستم و انرژی من با انرژی این رودخانه ی پهناور و عظیم جهان هستی یکی شده و من با سرعت در حال رسیدن به خواسته ام هستم و باور لاغری من و تصور لاغری من در حال تبدیل شدن به جسم لاغر من است الهی شکرت 
      • باور و نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان را شرح دهید. در گذشته چه نگرشی داشتید و اکنون چه نگرشی دارید؟
      • خوب در گذشته که اصلا باور نداشتم بتوانم لاغر شوم و برای رسیدن به لاغری تن به هر کاری میدادم ولی هرگز نتیجه دلخواهم را کسب نکردم و نگرش من و باور من لاغر نشدن بود و میگفتم این بلاهایی که من سر خودم می آورم تا لاغر شوم را سنگ انجام می‌داد لاغر میشد.
      • اکنون به حول و قوه الهی در مسیر درست زندگی قرار گرفته ام و باور من این است که من لاغر هستم و میخواهم لاغرتر شوم و آن را مدام تصویرسازی میکنم ،حتی عکسهای دوران لاغری ام را جلوی چشمانم گذاشته ام و یقین دارم تمام این تصاویر به لاغری جسمی من تبدیل می‌شوند چون این قانون جهان هستی است .
      •  
      • استفاده از روش های مختلف برای لاغر شدن چه تاثیری بر باور کردن قدرت لاغر شدن شما گذاشته است؟
      • استفاده از روش‌های مختلف لاغر شدن باعث شد که من باور اینکه من لاعر شدنی نیستم بسیار بسیار در درون من رشد کند و قوی شود و این قدرت گرفتن باور لاغر نشدن من را هر روز چندین قدم از لاغری دورتر می‌کرد.
      • الان که فکر میکنم می‌گویم چطور گول میخوردم که رژیم‌ها و ورزش‌های و داروها باعث لاغری می‌شوند و هر روز در این دام گرفتارتر میشدم اگر آن روش‌ها موثر بود چرا چاق ماندم و حتی چاقتر هم میشدم؟
      • امروز خدا را شکر ، گیر کارم را فهمیدم 
      • من متوجه شدم در تمام آن تلاش‌ها چون من برعکس قانون طبیعت در حرکت بودم و باورم و تصورم چاقی بود هیچ کدام از آن روش‌ها روی من تاثیر نداشت 
      •  
      • لاغری با ذهن چگونه به باور کردن توانایی لاغر شدن شما کمک میکند؟
      • لاغری با ذهن کلا اصل را تغییر می‌دهد این ذهن من است که بدلایل مختلف پر شده از باورهای اشتباه که تصور تمام آن باورها فقط چاقی بوده و چاقی و چاقی
      • و طبق قانون جهان هستی تصویرها به اجسام تبدیل شده وقتی تصور من چاقی بوده پس من فقط چاقی درو میکردم 
      • اما لاغری با اصول ذهنی تلاش دارد انرژی و نیروی دورنی من را با انرژی و نیروی جهان هستی هماهنگ کند و با همسو کردن انرژی‌های خودم و بعد همسو کردن این انرژی‌های من با انرژی‌های کائنات من را به سر منزل مقصود و لاغری می‌رساند 
      • استاد بزرگ سپاسگزارم برای آگاهی ناب امروزم 
      • خداوندا روزیمان کن قانون مداری و قانون مندی جهان را
      • خداوندا هماهنگ کن وجود ما را با جهان آفرینشت 
      • خداوندا سپاسگزارم برای نعمتی که امروز از در صلاح و حکمتت روزی ام کردی 
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      1402/06/27 05:20
      مدت عضویت: 1278 روز
      امتیاز کاربر: 4331 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 954 کلمه

      به نام خدا 

      • تاثیر باور کردن لاغر شدن در موفقیت خود برای لاغر شدن را شرح دهید.
      • تاثیر باور کردن یا باور نکردن در سایر جنبه های زندگی را شرح دهید.

      تو زمینه ی کسب و کارم، بهبود روابطم و هزارتا کار خورده ریزه که نمی تونستم انجامشون بدم، با دلیلای مختلف خودمو در مسیر قرار دادم. مثلا به خودم گفتم حالا انجامش بدیم ببینیم چی میشه نشد هم نشده. این فکره منو هل داد راضیم کرد شروع کنم به تمرین کردن. این فکره دقیقا همون من می تونمه بود اما ضعیف تر و با یه شکل دیگه. من خودم در اوج ناامیدی و غرق در افکار منفی بودم تا حالا. می فهمم ادمی که حتی یه سر سوزن هم من می تونم تو ذهنش نیست اصلا پررررته. حتی هدف و نیاز به تغییر براش بوجود نمی یاد چه برسه به اینکه بخواد کلنجار بره خودشو راضی به حرکت کنه. 

      خب همین فکره من می تونمه خودش نیاز به تکامل داشت و هر بار می دیدم حسم قوی تر میشه و واقعا هم از پسش براومدم.

      الان که به توانایی هام و مسیری که تقویتش کردم فکر می کنم می بینم ای بابا مسیر لاغری هم مثل همونه و چرا به لاغری که می رسه این فکرا به سراغم نمی یاد! همین تمرینات واقعا ادمو سر عقل میاره و یاداوری می کنه براش. چقدر همه چیز ساده ست!

      تاثیر باور نکردن هم اینجوریه که درجا ادمو استاپ می کنه. هم ذهنی هم عملی. اصلا اجازه نمیده تمرین کنی چون می گی نمیشه دیگه. اینو بارها تجربه کردم. 

      یه چیزم چند روزه یادگرفتم اینه که هر بار انجام یه کاری تو ذهنم سخته مثلا فک می کنم نمی تونم بااراده باشم انجامش بدم، بلافاصله می گم چیزی نیست خیلی اسونه. این جمله واقعا شگفت انگیزه. چرا؟ چون من ماه هاست می خوام یکاری رو انجام بدم اما با اینکه وقت داشتم اما انگار اراده صفر میشد. زور می زدم امروز انجامش بدم و به بخشیشو پیش می رفتم اما کامل انجام نمیشد. تا اینکه چند روزی هست فهمیدم من ازین راه دارم ضربه می خورم که تا تو ذهنم انجام اونکار میاد می گم نمی تونی و نمیشه و با احساس بد اونکار تو ذهنم میاد. هر روز هم برای انجامش تلاش می کردا اما کامل انجام نمی دادم. خلاصه اومدم به شیوه ی دیگه( همون جمله ی خیلی اسونه کاری نداره) رو هر بار که فکره انحامش تو ذهنم میومد می گفتم. حتما باورتون میشه یه ماهه 30 درصد انحام میدادم بیشترم نمیشد حتی کمترم میشد. حالا یکی دوروزه 90 درصد اونکارو انجام دادم امروز تقریبا 100 درصد. واقعا فهمیدم فکره که اینجوری رفتارای منو کنترل و محدود می کنه. 

      خلاصه خوشحالم که درست شد دیگه دستم اومد چجور افسارشو دستم بگیرم. خب حالا برای لاغری هم می گم چیزی نیست اتفاقا خیلی هم اسونه.

      • در روش هایی که قبلا برای لاغر شدن استفاده کرده اید نگرش شما نسبت به خودتان برای لاغر شدن چگونه بوده است؟

      خودتخریبی. اینکه تو بی اراده ای درست بشو نیستی. این دارو این رژیمو گرفتی اما نمی تونی متعهد بهش باشی. یعنی در این حد اوضاع باورام بد بودا…اونا رو امتحان می کردم اما بارو داشتم اصلا کاراکتر من اینجوریه. از خودم می پرسم…واقعا چطور امکان داشت همچین ادمی با این ذهن قفل و بسته اراده داشته باشه؟ چه توقعا از خودم داشتم! طفلی ذهنم اینجوری عمیق باور داشتم نمی تونم اینهمه سرزنش بعد توقع داشتم رژیمو ادامع بدم!

      • باور و نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان را شرح دهید. در گذشته چه نگرشی داشتید و اکنون چه نگرشی دارید؟

      خیلی جا داره احساس ایمانم عمیق تر بشه و توقعم ندارم فقططط با اموزش ذهنی و مطلب خوندن ایمانم هی قوی تر بشه. بلکه یه مقدار از بار افزایش ایمان رو دوش نتیجه ی فیزیکی گرفته. چیزی که الان می دونم اینه ترس هام در مورد چاقی و مواد غذایی کمتر شده. حداقل فکر چاقی کمتر تو ذهنم می یاد. احساس می کنم می تونم متناسب بشم. یعنی احتمالش برام بیشتر شده.

      قبلا خب درب و داغون بود دیگه. فکره چاقی میومد تو ذهنم کلی حسرت و مقایسه ی خودم با بقیه ی و حس برتری دختری دیگه و همیطور افکارشو زیرمجموعه ای به دنباالش می اورد. در صورتی که الان اینطور نیست.

      • استفاده از روش های مختلف برای لاغر شدن چه تاثیری بر باور کردن قدرت لاغر شدن شما گذاشته است؟

      در یک کلام فقط ناتوانی و خودتخریبی بیشتر. واقعا چرا باید روشی رو پیش بگیرم و درست بدونم که اینهمه حس خودتخریبی و ناتوانی بهم میده؟

      • لاغری با ذهن چگونه به باور کردن توانایی لاغر شدن شما کمک میکند؟

      لاغری با ذهن ترغیبمون می کنه که یبار بدون تعصب به سراغ بررسی اطرافیانمون و چاقی بریم. ببینیم واقعا چه بقیه چجوری لاغرن فرقشون چیه جکار می کنن. این بخش اولیه ی ایمان اوردن به لاغریه که زمینه رو فراهم می کنه تا امیدواریه ساخته شه. باعث می شه شک کنیم به هر چیزی که شنیدیم. 

      درقدم بعدی باعث می شه به خودمون یه نگاهی بندازیم. توانایی هامون در زمینه های دیگه رو بیاد بیاریم. چشممونو باز کنیم که در اون ها هم ابتدای راه پر از شک و ناامیدی بودیم اما ادامه دادیم و انجام شد. خب لاغری هم همینطوره.

      در ادامه بهمون گوشزد می کنه کمالگرا نباشیم و ادامه بدیم. این مسیریه که باید تا ابد ادامه داد حتی وقتی که کلی نتیجه گرفتیم. این شیوه فققط مختص لاغری نیست بلکه هر توانایی دیگه ای رو برای اینکه بتونی حفظش کنی باید تکرارش کنی.

      لارم نیست برای اینکه باورمون بشه می تونیم لاغر بشیم مدام استاد تو همه ی فایلاش بگه تو میتونی تو میتونی…همه ی توضیحات در فایل ها غیرمستقیم القا می کنه که میشه چرا نشه. مثلا تمرین پیدا کردن الگو های مخالف. در ظاهر ذهن ذرگیر میشه که عه فلانی نوشابه می خوره متناسبه. اما در پس افکارمون ذهن قبول می کنه دلیلی برای چاقی وجود نداره. پس چرا نتونم لاغر بشم..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه
      1402/06/26 10:51
      مدت عضویت: 321 روز
      امتیاز کاربر: 6885 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 429 کلمه

      به نام خدای هستی بخش

      گام 30: باور کردن لاغر شدن

      من با گوش دادن فایل امروز به این آگاهی رسیدم که باور داشتن چقدر در زندگی ما مهمه . من در گذشته اطلاعی از باور نداشتم و به جای اون از کلمه استعداد استفاده میکردم و عقیده داشتم که در کاری که استعداد دارم میتونم اونو به خوبی انجام ولی در مقابل در بعضی از کارها نگرشم این بود که استعداد ندارم پس مسلماً نمیتونستم اونو خوب انجام بدم و در اون کار خودمو ضعیف میدیدم در واقع حس میکردم استعداد یه آبشن ، یه تواناییه که در ما وجود داره و قابل آموزش نیست و هرکسی در چیزی استعداد داره و الان که مدتیه با سایت تناسب فکری آشنا شدم متوجه شدم اصلا چیزی به عنوان استعداد وجود نداره وهمه انسان ها توانایی های یکسان دارن و بسته به باوری که دارن اون توانایی هارو میتونن شکوفا بکنن . باور داشتن در لاغری بسیار اهمیت داره اگر من باور کنم که لاغری رو هم مثل چاقی ، مثل آشپزی کردن و خیلی چیزای دیگه میتونم به راحتی یاد بگیرم مطمئناً موفق میشم من در آشپزی به خودم باور دارم که هر غذایی جدیدی رو بهم دستورش رو بدن میتونم به راحتی اونو آماده کنم ولی در مقابل باور دارم که نمیتونم کار آریشگری رو یاد بگیرم چون یه دوره کوتاه آموزش آرایشگری شرکت کردم و نتایج باب میلم نبود میگفتم که من استعداد آرایشگری ندارم ولی الان متوجه شدم که من باور نداشتم که بتونم حرفه ای آرایشگری رو یاد بگیرم .  در روش هایی که در گذشته برای لاغری استفاده میکردم باور داشتم که میتونم لاغر بشم و تونستم بیست کیلو از وزنم رو کم کنم ولی بخاطر اشتباه بودن مسیرم وزنم برگشت و بعد از اون دیگه هرچی تلاش کردم نتونستم لاغر بشم و باور کرده بودم که من دیگه اراده قبلی رو ندارم ، بدن من دیگه برای لاغری مقاوم شده چون یه مدت بهش گرسنگی دادم الان دیگه براش تأثیری نداره و هزارتا برچسب این چنینی!!!!  تا قبل از اینکه با سایت تناسب فکری آشنا بشم اصلاً باور نداشتم که بتونم لاغر بشم و کلاً ناامید شده بودم ولی از وقتی با سایت آشنا شدم و دارم فایل ها رو گام به گام جلو میرم یواش یواش دارم باور میکنم که من هم میتونم لاغر بشم چون این سایت داره به ما آموزش میده که لاغر شدن اصلاً به شانس و توانایی و بدن و رژیم و ….. بستگی نداره فقط به این بستگی داره که باور کنی و باور داشته باشی که توهم میتونی لاغر بشی و اونو برای خودت دست یافتنی بدونی .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1402/06/15 16:54
      مدت عضویت: 1494 روز
      امتیاز کاربر: 6867 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 461 کلمه

      سلام و درود بر استادعزیز و دوستان همراه

      الان داشتم فکر میکردم که چطور من این روش ذهنی رو برای لاغرشدن باور کردم اما خواهرام که به شدت آرزوی لاغری دارند و میدونن من با این روش لاغر شدم وبهشون چندین بار گفتم اما حاضر نشدن این روش ذهنی رو دنبال کنند:

      چون وقتی ازشون میپرسم نه به خاطر اینکه نگرانشون باشم فقط میخام بدونم چرا من این آموزش رو دنبال کردم وباور کردم ولی اونها خیر

      وقتی پرسیدم میگن وقت نداریم . حوصله میخاد . اما خودم متوجه شدم باور ندارن به این روش ذهنی برای لاغرشدن بااینکه روشی بسیار راحت هست وکافیه فقط روباورهات کارکنی .

      منم چون یک سری روشهای فیزیکی رو برای لاغرشدن امتحان کردم اما جواب نگرفتم و مرتب توی ذهنم بود که چه روشی رو برای لاغری امتحان کنم که دیگران انجام دادن وجواب گرفتن وخیلی یه مدت روش زوم کردم وخدا منو هدایت کرد به این روش .

      اوایل چون تغییرات دیده نمیشد خوب نزدیک بود منم سر بخورم اما ته دلم میگفت ادامه بده . حرفهای استاد رو وقتی میشنیدم امیدوار می شدم و تمرینات رو انجام میدادم .

      هرموقع میخاستم نومید بشم تصاویر و لایوها رو می دیدم .

      آنقدر بهمون گفتند نابرده رنج گنج میسر نمیشه که باورم نمیشد بدون رنج صاحب گنج لاغری بشم.اما چون پیش زمینه قاون جذب رو داشتم و مباحث جذبی رو خیلی دوست داشتم و کم وبیش نتایجی هم گرفتم تونستم بر این باور مخرب غلبه کنم و ادامه بدم .

      قبل انجام این  تمرین کامنتهای دوستان رو خوندم وچقدر سطح کامنتها بالارفته و چقدر خوب این مسیر رو حلاجی میکنن خصوصا کامنت دوست عزیز آقای عطا که چقدر با حوصله اینهمه کامنت جذاب وفوق العاده  فقط تو این فایل نوشته وچقدر خوب دوستان رو راهنمایی کرده .

      وچقدرعالی ذهنمون با خوندن این کامنتها برنامه ریزی میشه برای لاغری . همانطور که من آرام آرام وباعشق چاق شدم و خوندن همین کامنتها روزانه آرام آرام ذهنم رو برنامه ریزی میکنه برای لاغرشدن باعشق .

      باورهای چاقی که خوراک ذهنم کردم و جسمم رو برای چاقی رشد دادم الان کافیه اون خوراکهای چاقی رو قطع کنم و خوراکهای لاغری بهش بدم تا جسمم   لاغر بشه . وچقدر هم ذهنم اشتیاق داشت برای این خوراکیهای لذت بخش لاغری وچقدر راحت جسمم هم ازش استقبال کرد و من تونستم لاغرشدن رو تجربه کنم .

      اشتیاق ذهنم آنقدر زیادشد که حتی حاضرنیست یه دوسه کیلوی باقیمانده رو هم تحمل کند ومرتب منو به شوق میاورد که بروتوسایت . آموزشها رو دنبال کن و خوراکیهای لاغری منو بده . به طوریکه الان نزدیک به سه ساعته تو سایتم و احساس خوبی دارم . 

      خدا روشکرمیکنم بابت هدایتم به این سایت و باور کردن اینکه من میتونم لاغربشم و لاغرهم شدم .

      تشکر از استاد عزیز بابت آموزشهای بی بدلیلش جهت ترویج متناسب شدن و آرزوی خیلی ها رو مثل من محقق کردن .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      1402/05/27 17:33
      مدت عضویت: 386 روز
      امتیاز کاربر: 816 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 885 کلمه

      به نام خداوند مهربانم

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      باور کنید لاغر میشوید 

      زندگی که الان داریم نتیجه باورهای ماست اگه چاق شدم چون باورم این بود که سرنوشت من چاقیه و با بهانه های مختلف خودم و توجیه میکردم برای بیشتر خوردن و چاقتر شدن .

      گاهی که باور میکردم باید لاغر تر بشم و شروع میکردم به رژیم گرفتن و ورزش های سخت انجام دادن،

       بازم چون باورم این بود، که چون الان دارم تلاش می‌کنم،به اندازه  و طبق قانون میخورم و ساعتها ورزش میکنم ،پس حتما باید و باید لاغر بشم و انتظارم فقط لاغری بود و این باور اتفاق می افتاد؛

       تا اینکه یواش یواش احساس کردم و باور کردم که سرنوشتم چاقیه و از این همه تکاپو خسته شده بودم گفتم بیخیال اصلا دیگه نه رژیم میگیرم نه ورزش میکنم و دیگه برام مهم نیست دیگران میخوان راجع به من چی بگن (آخه من همیشه بخاطر دیگران قصد لاغری داشتم و حرفهای آدمها درباره چاقی ام سبب میشد مدام خودم و تو زحمت بندازم)و چون این و باور کردم که منم و چاقی ام حالا وارد یک پرسه فرسایشی شده بودم .

      چرا فرسایشی؟

      خوب من چاقی ام و قبول کردم و اونو باور کردم و جز جدایی نشدنی از زندگیم دونستمش و متاسفانه بعد از چند ماه که دوباره از چاقی به تنگ اومده بودم و شروع کردم به رژیم زیر ۱۵۰۰ کالری و روزی ۳ساعت ورزش و پیاده روی های طولانی و مصرف قرصهای لاغری و دمنوش و …..

      اما اما 

      چون باورم درباره چاقی تغییر کرده بود دریغ از کاهش صد گرم وزن یا تغییر سایز بلکه روز به روز تلاش من بیشتر می‌شد و باور اینکه من دیگه با سختی هم لاغر نمیشم هم بهم اضافه شد تصمیم گرفتم برم دکتر و بررسی کنم ببینم بدنم چرا قاطی کرده ؟

      در صورتی که الان میفهمم بدن بیچاره من قاطی نکرده بود این باورهای من بود که باعث تغییر جسم و زندگیم شده بود 

      متاسفانه دچار افسردگی و بیماری شدم و همش احساس می‌کردم که مشکلی در جسمم دارم که اینقدر حالم بده 

      من خیلی حال و احوال بدی و اون روزها تجربه کردم و هر روز حالم بدتر میشد چون باور داشتم بیمارم و دارم میمیرم .

      بعد از پیگیری های پزشکی شکر خدا متوجه شدم کاملا سلامت هستم ولی حالم همچنان بد بود 

      پزشک خانوادگی ما میگفت همه چیز آزمایشات و سونو ها،ام آر آی ها و همه و همه …. نرماله نمیفهمید مشکل من چیه چون من یکباره حالت غش پیدا میکردم و مدام سرگیجه داشتم و کاملا خودم و باخته بودم .

      تا اینکه پزشک خانوادگی ما گفت شاید مشکلات هورمونی پیدا کردی که وزنت هم پایین نمیاد و توصیه کرد که پیش فوق تخصص غدد برم .

      دکتر غدد هم کلی آزمایش و سو نو و چکاپ کرد و من شکر خدا کاملا سلامت بودم .

      دکتر غدد متوجه شد من روحم بیماره و دلیل این بیماری چاقی منه ،چون بهش گفتم بزرگترین آرزویی که تا به حال نتونستم به دستش بیارم برطرف کردن این چاقیه رنج آوره 

      من بیشتر از اینکه جسمم چاق باشه ذهنم چاق بود و تحمل این اضافه وزن ذهنی من و بیمار و افسرده کرده بود و هر چی که اون روزها تجربه کردم فقط و فقط بخاطر باورها و نگرشهام بود .

      من وقتی وارد سایت شدم و تحت آموزش قرار گرفتم تازه طعم زندگی و چشیدم قبلا فکر میکردم زندگی بی معناست گاها به پوچ گرایی می‌رسیدم و میگفتم اصلا برای چی باید زندگی کرد و واقعا آرزوی مرگ داشتم با اینکه خدا رو شکر زندگی خیلی خوبی داشتم که آرزوی خیلی هاست اما من باورهام و ذهنیتم نمیگذاشت از زندگی لذت ببرم .

      هیچ پزشکی ،هیچ روانشناسی ،هیچ روانپزشکی ،هیچ مشاوری ،نتونست بهم کمک کنه ولی الحمدلله با ورودم به سایت و شنیدن صحبت‌های استاد روشن ضمیرم و خوندن کامنت دوستان انگار یک دگرگونی در من شکل گرفت .

      احساس میکنم زندگی زیباست ،آرامش و سلامتی و شادی حق منه .کاری که اونها نتونستن انجام بدن و حال من و خوب کنن اینجا به راحتی شکل گرفت و من هر روز با شوق و لذت اینجام .

      اینجا من یاد میگیرم و درست رفتار میکنم من باورهام و اصلاح میکنم من یقین دارم خداوند کار عبث و بیهوده انجام نمیده من ایمان دارم خداوند من و جای درستی هدایت کرده اینجا نه تنها متناسب شدن حتمیه.

       اینجا زندگی شاد داشتن ،آرامش،و تغییر کل زندگی و رسیدن به خدایی که بی نهایت عاشقشم موج میزنه .

      برای بودن در این مسیر نیاز به تحقیق نیست، نیاز به شک کردن نیست، اینجا لازم نیست بترسی همه چیز زیباست چون خداوند در اون موج میزنه اینجا همه چیز بخاطر نزدیکی بیشتر به خدا چیده شده از رایگان بودن مطالبی که شنیدن اونا میتونه یک انسان و کاملا عوض کنه تا خرید دوره هایی که برای تهیه اونها بیشتر از بهایی که میپردازی نتیجه کسب میکنی اینجا همه چیز رنگ خداست 

      من مدت زیادی نیست که اینجام اما در همین مدت کوتاه اینقدر زندگی‌ام تغییر کرده که تناسب اندام و تغییر جسمم شده جز کوچکی از تغیراتم من چیزهایی و کسب کردم که برای تک تک اونها شاکر پروردگارم من اینجا حالم خوبه 

      خدایا سپاسگزارم برای هدایتم من باور دارم تو ، من و اینجا به تکامل میرسونی من اینجام که کسب کنم و رشد کنم و موفق بشم 

      استاد بینهایت سپاسگزارم بابت تمام زحماتتان برای شما و خانواده و عزیزانتان  بهترین‌های هستی رو میخوام همچنین برای خودم و عزیزانم و دوستان هم باورم هم آرزوی بهترین های هستی رو دارم 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/04/20 09:55
      مدت عضویت: 435 روز
      امتیاز کاربر: 12430 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 554 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      چقدر خوشحالم که توانستم گام 30 را طی کنم و علاوه بر لاغری خیلی چیزهای دیگر یاد گرفتم 

      استاد خیلی ممنون از شما که این فایل را گذاشتید چون حال روزه های من را بازگو میکنه من بعد از یکماه که خودم را وزن کردم هیچ تغییری در وزن من ایجاد نشده بود حتی نیم کیلو – ولی سایز بدنم کم شده است و لباسهایم همگی گشاد شدند ولی این شیطان درون بدن حرفهای منفی باف را چند بار بهم گفت ببین لاغری را باید با کم شدن وزنت نشون بده ولی این کار نشده و این باعث لیز خوردن من و احساس بد درمن شد واقعا تعجب کردم که چرا وزن من کم نشده که خداراشکر دخترم گفت مامان وزن کم شدن هنر نیست سایز کم کردن خیلی بهتر از وزن کم کردن است چون من دو به شک شده بودم  و من را تشویق کرد که دوباره با اشتیاق به این راه ادامه بدهم من واقعا اطمینان کامل دارم که لاغری با ذهن اولین و آخرین روش برای متناسب شدن است چون برای رفع بیماریهای من خیلی مفید بود و چون تعهد دادم باید با تکرار وتکرار تمرینات رفتارم را درمورد چاقی به لاغری تغییر بدهم 

      استاد ممنون از شما که واقعا تمام این مسیر را تنهایی و بدون همراه به خوبی سپری کردید و موانع ذهن را شناسایی نمودید که الان راهنمای ما باشد . بازم ممنون 

      • تاثیر باور کردن لاغر شدن در موفقیت خود برای لاغر شدن را شرح دهید. من باور لاغر شدن از این مسیر را 100% قبول دارم و می دانم که خیلی از فرمولهای غلط چاقی موانع لاغری هستند و انشاالله با برطرف کردن آنها به زودی متناسب میشوم 
      • تاثیر باور کردن یا باور نکردن در سایر جنبه های زندگی را شرح دهید. در سایر جنبه های زندگی بسیار مفید بود با گذراندن این دوره ها و دوره های زندگی با طعم خدا و تاثیر افکار منفی من در زندگیم خیلی تاثیر داشت 
      • در روش هایی که قبلا برای لاغر شدن استفاده کرده اید نگرش شما نسبت به خودتان برای لاغر شدن چگونه بوده است؟ می دانستم با حذف رژیم من دوباره برمیگردم به چاقی و اطمینان نداشتم در وزن ثابتی قرار بگیرم 
      • باور و نگرش شما درباره توانایی لاغر شدنتان را شرح دهید. در گذشته چه نگرشی داشتید و اکنون چه نگرشی دارید؟ در گذشته نگرش من این بود که چاقی من ارثی است و تا پایان عمر محکوم به چاقی هستم و زمانهایی هم که با رژیم لاغر میشدم در ذهنم مطمئن بودم با حذف رژیم دوباره برمیگردم به وزن قبلی با ولع خوردن زیاد ولی الان خیلی خوشحالم که متوجه شدم چاقی من ارثی نیست و خودم مسئول چاقی و لاغری در بدنم هستم و به زودی متناسب خواهم شد 
      • استفاده از روش های مختلف برای لاغر شدن چه تاثیری بر قدرت لاغر شدن شما گذاشته است؟ هیچ تاثیری نداشته و باعث ناامیدی بیشتر شدند که من هرگز متناسب نمیشوم و این یک آرزوی محال است و از خداوند شاکرم که من را به سمت این سایت هدایت نمودند که راه درست را انتخاب کنم فقط نباید عجله کنم جون عجله کار شیطان است 
      • لاغری با ذهن چگونه به باور کردن توانایی لاغر شدن شما کمک میکند؟ با دقت کردن به رفتار و کردار افراد متناسب متوجه میشویم که خوردن ما خیلی بیشتر از آنها نیست این فرمول و باور ذهنی مار ا چاق کرده 
      • بازم استاد از شما ممنونم
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 493 کلمه

      سلام و درود فراوان 

      استاد عزیزم که همیشه با صبر و شکیابی نظرات مارو دنبال میکنی و وقت میزاری 

      مشخص شما خیلی آدم صبوری هستین چون اگر نبودین به چنین موفقیت هایی نمیرسیدین و استاد لاغری نمیشدین 

      من مسئولیت رفتار اشتباه چاقی ک هنوز در من هست رو قبول میکنم من ب تازگی دچار تزلزل شدم و مشکلمو سری پیشم گفتم افکار منفی ک میاد سراغم وقتی میبینم رونام ب نظرم دارن بزرگتر میشن و احساس ناراحتی میکنم خدایا این چربی ها چین من خودمو دوست ندارم 

      و اینکه اونطور ک باید زمان و توجهم رو صرف توجه و گوش دادن فایل ها نمیکنم و همین باعث شده به راحتی به این نتیجه برسم ک تحرکم پایین برا همین ک پاهام حرکتی نمیکنن ک لاغرم بشن😞

      پس باید وقت بیشتر بزارم از و نکته برداری کنم 

      و اونارو هر روز برای خودم تکرار کنم و به این زودی ناامید نشم خب بریم سراغ تغذیه ام طی این مدت 

      خب جدیدا خیلی دلم میخواد یه کیک معمولی بدون خامه درست کنم دو بار درست کردم 

      سری دوم ک برا همسرم اوردم خودم از ذوق کیک بدون اینکه گشنه باشم کمی خوردم

      ولی رفتار دیشبم درست بود ک قبلش ک گشنم بود ی چیزایی خوردم ولی موقع شام هم خیلی خوابم میومد هم زیاد گشنم نبود نصف شاممو خوردم نصفشو نگه داشتم امروز نهار خوردم 

      و خیلی احساس بهتری به خودم پیدا کردم 

      کلا انجام فرمول های لاغری خیلی حس قدرت بهم میده

      و اتفاقا خواهرشوهرم لاغر پری شب دیدم که نصف غذاشم نخورد و بقیه اسرار کردن ک بخوره و اونم گف ک سیره و نمیتونه بخوره منم همون جا گفتم رفتار لاغر ها ، تازه سری قبلم دیدم آب هویجی ک بیرون خریده بود رو نصفه تو لیوان گذاشت تو یخچال با خودم گفتم ی لیوان آب هویج اخه چیه دیگه نصفشم نخورده با خودم گفتم رفتار لاغرها 

      الان اگه ما بودیم یه لیوان رو سر کشیده بودم حالا این برا بیرون رفتار قبلی چاق ها رو ک یادم میاد خودمون هویج میگرفتیم آبشو میگرفتیم شاید دو لیوانم میخوردیم منو شوهرم و ذهصن میگف بخور بخور ک دیگه گیرت نمیاد اگه نخوری رضا میخوره ها🤣🤣

      دوستمون کامنت کردن چاقی سخت تره درسته چون  ب بدن آسیب میزنه چون فشار میاره ولی چون اجزای ما دهان ندارن ک مثل ما داد و بیداد کنن اعتراض کنن ما یا بیشتر متوجه نمیشیم یا به شکل بیماری بالخره خودشون رو نشون میدن

      یه مشکل دیگه دوستمون بهم اشاره کردن اینه ک من به تنهایی باید برم فضای ی سبز یه قدمی بزنم نباید حتما منتظر دوستی باشم و نباید ب قصد لاغری برم بلکه فقط ب قصد حال خوب برم 

      حس میکنم اینطوری کمتر ب خودم انگ بی تحرکی میزنم 

      خلاصه من ادامه تموم تلاشمو میکنم تلاش بیشتری تو این راه داشته باشم تا ذهنمو بیشتر تقویت کنم ک باور کنم ک لاغری خیلی راحت تر از این حرفاس

       خدایا خودت منو وارد این مسیر کردی خودتم لاغرم کن ک هیچ مسیری زیباتر از مسیر لاغری نیست 

      من قبلا لاغر شدم میدونم چه طعمی و حسی داره باریک بودن سبک بودن خدایا منو لاغرم کن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار عطا
        1402/03/26 09:39
        مدت عضویت: 537 روز
        امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 567 کلمه

        سلام و عرض ادب . جسارت میکنم بانو دارم پاسختون رو میدم . البته این نظرم کاملا شخصیه و با کمال ادب و احترام بیان میکنم  و دارم درس پس میدم خدمت شما بانوی بزرگوار . 

        بانو کمی حس نگرانی از چاقتر شدن از متنتون گرفتم .

        ترس و یا نگرانی از چاقی ،  احساسیه که مانع جریان مسیر لاغری میشه .

        شما در مسیر صحیح هستید نگران نباشید .

        خودتون بیشتر از من آگاهی دارید 

        طبیعت بدنتون لاغریه 

        بخواین نخواین چربیها تجزیه میشن .

        چربی سوزی کار طبیعی بدنه و هر لحظه در خواب و بیداری در حال انجامه .

        بدن ما بی وقفه در حال لاغر شدنه .

        حتی گوارش و هضم غذا ، نشانه لاغر شدنه .

        اصلا وقتی یکم عمیقتر میشم  ما چیزی به نام چاقی در بدن نداریم . ما فقط ما افکار و حس چاقی خودمون رو چاق کردیم . 

        چربی ها برای تجزیه شدن وارد سلولهای چربی میشن و اونجا در صف تجزیه شدن قرار می گیرند .

        کار سلولهای چربی اینه اونها دائما دارن چربی که یه عنصر سنگین هست رو به عناصر سبکتر آب دی اکسید کربن و اکسیژن اکسید می کنند و این چربی سوزی دائمیه .

        بدن هر آنچه نیاز نداشته باشه رو تجزیه می کنه و میره .

        اما مقدار چربی که نگه میداره مورد نیازشه ‌

        حالا با احساس ترس نگرانی اندوه و…

        نیاز بدن رو بالا میبریم چون خلاء ذهنی ایجاد می کنیم . به نوعی  با افکارمون از خودمون انرژی خواری می کنیم و حس جنگ و محرومیت در بدن ایجاد می کنیم و بدن برای اینکه در این جنگ از ما محافظت کنه از طرفی چربیهای بیشتری نگه میداره و از طرفی میل ما رو برای افزایش مصرف انرژی بیشتر می کنه . یعنی باز هم برای محافظت از ما در برابر جنگ و محرومیت و قحطی داره چربی ذخیره می کنه . یعنی اون با احساسی که ما بهش میدیم  ما رو در خطر میبینه و با اندوخته کردن چربی میخواد از ما محافظت کنه . 

        اگه دقت کرده باشید هر چقدر حس ما منفی تر باشه میل ما برای دریافت انرژی بیشتره .

        و وقتی ما در کمال امنیت و آرامش حرکت بدن از ما حس آرامش و امنیت رو میگیره و دیگه نیازی به اندوختن چربی نمی بینه . چون در وضعیت صلح هستیم و او دیگه نیازی به چربی اضافه نداره . 

        اینارو من حس میکنم و وقتی اینجوری نگاه می کنم و از این زاویه میبینم نسبت به لاغری دائمی بدنم ایمان بسیار بالایی پیدا می کنم و تمام موانعم خود به خود میریزه و به نتیجه ای که استاد فرمودن میرسم بخوایم نخوایم لاغر میشیم . 

         بدن کار خودشو بلده .

        با امنیت خاطر راحت و آسون لاغر میشه .

        چون طبیعتش لاغریه .

        هر کاری در بدن داره انجام میشه نشان از لاغریه . حتی فرد چاق هم هر لحظه داره لاغر میشه ولی خب چون همزمان داره افکار چاقی می پرورونه چاق هم میشه .

        و اگه لاغری طبیعی بدن نبود ما تا حالا  با افکارمون جسم خودمون رو هزاران کیلو کرده بودیم .

        پس به نظرم به جای نگرانی حس امنیت و آرامش نسبت به پروسه لاغری دائمی بدن داشته باشیم هم دیگه خودمون رو چاق نمیکنیم هم لاغری بدن رو میبینیم و ذهنمون رو باهاش همسو می کنیم و هم مسیر رو با حس خوب سپری می کنیم . 

        بازم عذر خواهی می کنم بابت کامنتی که براتون گذاشتم . چون همواره خودم رو شاگرد کوچک این مسیر می دونم و معمولا به کامنت کسی پاسخ نمیدم و الانم دارم درس پس میدم خدمت شما بزرگوار . 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 0
          محتوای دیدگاه: 73 کلمه

          سلام آقا عطا 

          بله جدیدا باز نگرانی ها به سراغم اومدن 

          مرسی از پاسختون باز پر از آگاهی بود برام 

          و دو نکته گفتین با آرامش بدن دیگه چربی ذخیره نمیکنه و دومیشم حتی افراد چاق هم دارن لاغر میشن ولی ذهن مانع میشه لاغری میشه 

          نه این چه حرفیه اینجا ما همه در مسیر لاغری هستیم و از هم دیگه یاد میگیریم یا شایدم یادآوری میکنیم بهم فرمول های لاغری رو 

          مرسی ک وقت گذاشتین موفق باشید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار عطا
            1402/03/27 01:26
            مدت عضویت: 537 روز
            امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
            محتوای دیدگاه: 200 کلمه

            سلام بله درست میفرمایید .

            اما من از بعضیها که برام پاسخ کامنت میدن حس محدودیت میگیرم . حسم بد میشه نسبت به کلمات و لحن اداشون .  

            شاید نیتشون خیر باشه ولی نگرش من بهشون منفیه که البته میدونم باید نگرش خودم رو هم اصلاح کنم . 

            برای  همین خیلی ملاحظه می کنم که اگه خواستم نظرم رو به کسی بگم خیلی با احتیاط بگم که خدای نکرده حس بدی از نوشتم نگیره . 

            ممنون که حس خوبمو درک کردید . 

            در مورد تگرانیهاتونم فقط به خودتون بگید نگرانی ها اومدن خودشون رو دارن نشون میدن که من باورهای لاغریم رو قوی کنم .

            هر چقدر لاغر بودن طبیعی رو بیشتر در جسمتون ببینید  ایمان به لاغری بیشتر  میشه . نشانه هاش رو هم در پیام قبل گفتم . هر چقدر به این نشانه های لاغری که همیشه داره رخ میده بیشتر توجه کنید یقینا ایمانتون به لاغری عمیقتر و عمیقتر  میشه گسترده تر میشه شاخ و برگش بیشتر میشه و خود به خود  بر نگرانیها غلبه می کنه .

            اتفاقا افکار و احساسات منفی  برای ما چراغ راه هستن که باورهای مثبتتو قویتر کن که  نگرانیها در مقابلش کوچیک و کوچیک میشن . 

            میشه برام بنویسید در مورد  لاغری چه باوزهایی دارید ؟ 

            ممنون میشم ازتون 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              امتیاز کاربر: 0
              همیاری
              محتوای دیدگاه: 360 کلمه

              سلام دوست عزیز 

              منم خودم تو این سایت خیلی کم پیش میاد که برای شخص دیگه ای کامنت بزارم پس حتما کامنت شما ی سیگنال هایی رو به ذهنم فرستاد ک به لاغری در ذهنم کمک کرد 

              داستان من اینطوریه همیشه همه چیز رو به غذا ربط میدادم میگفتم رژیم بگیرم این کالری بالاس ذهنم شده بود کالری سنج قندشو حساب میکردم حتی اون زمانی ک اولین بار رژیم گرفتم نمک غذاهامم کم کردم خلاصه با این سایت آشنا شدمو باور غذایی ک انقد تو ذهنم میخکوب شده بود به راحتی رفع شد چون معمولا من آدم پر خوری نیستم در کل ولی خب الان آگاهانه به احساس سیری توجه میکنم ،  و در حین اینکه اینجا بودم باشگاهم میرفتم ک هم خودم دوس داشتم برم هم همسرم باور داشت ک سخت ورزش کردن و عرق ریختن ک باعث لاغری میشه خلاصه من آموزش های استاد رو همراه ورزش دنبال میکردم خیلی هم عالی داشتم لاغر میشدم به خودم میگفتم عامل اصلی لاغری من لاغری ذهن ن ورزش ، میام ورزش میکنم ک فقط به بدنم فرم بدم و انرژی بگیرم حال خوب بگیرم ، موند خوردم به عید باشگاهم تعطیل شد بعد عید خ‌واستم برم ک دیدم شهریه باشگاه زیاد شده ک دیگه نرفتم و چون فقط از اون باشگاه خوشم میومد باشگاه دیگه به چشم نمیومدن همینطوری موند تصمیم گرفتم آزمایش واقعی استاد رو خودم پیاده کنم ک میگفتن بدون ورزش و لاغری از طریق ذهن توجه به سیر شدن توجه به رفتار افراد لاغر ، ولی همش میاد تو ذهنم ک تو تحرک خاصی نداری باشگاه نمیری برا همینم نمیتونی لاغر شی ، در صورتی ک افراد لاغر زیادی میبینم ک تحرکشون مثل من هیچ باشگاهی هم نمیرن یا خود استاد ک همش پای سیستم هستن و تحرک خاصی ندارن الان تنها مانع من بی تحرکی شده و در تلاشم ک برا ذهنم منطقی کنم ک اشتباه 

              من قبلا هم به استاد عزیزمون گفتم من خیلی علاقه دارم به ورزش دسته جمعی و خیلی انرژی میگیرم و برام سرگرم کنندس ولی انگار ته ذهنم فک میکردم ک بیشتر ورزش کن بیشتر لاغرشو،الانم حس میکنم دارم دوباره مثل سابق میشم و پرتر میشم

              تازه الان همسرمم دیگه اسراری نداره ک برم باشگاه

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آواتار عطا
                1402/03/30 07:44
                مدت عضویت: 537 روز
                امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
                همیاری
                محتوای دیدگاه: 793 کلمه

                سلام و عرض ادب .

                چه خوب ریشه یابی کردید . 

                باور بی تحرکی . 

                من ۳ راه به ذهنم میاد که این باور رو در ذهنم تجزیه کنم و بسوزونمش . 

                 ما بی تحرک نیستیم . 

                از چند وجه میشه این موضوع رو بررسی کرد . 

                اول از راه همون کالری شماری که باورش در ذهن چاقمون هست .

                ما خیلی حرکت داریم . 

                تمام کارهایی که داره توسط بدن انجام میشه تحرکه . 

                ما هر ساعت حدودا ۷۰ تا ۱۰۰ کالری  داریم انرژی میسوزونیم . چه خواب چه بیدار چه نشسته چه در حال فعالیت . 

                شما مگه چقدر ورزش میکردید ؟  

                روزی نهایت ۲ ساعت دیگه بیشتر که گمان نکنم ورزش میکردید 

                خب پیاده روی ۴ کیلومتر در ساعت فقط ۱۰۰ – ۱۲۰ کالری انرژی  در یک ساعت میسوزونه . 

                بعضی ها می گن ۲۰۰ تا ولی اون پیاده رویهای خیلی طاقت فرساست . 

                اما یه پیاده روی نرمال فقط ۱۰۰ تا ۱۲۰ کالری انرژی میسوزونه . 

                خب نهایت ۲ ساعتم انجام بدین فقط ۴۰ کالری از حالت نشسته بیشتر دارید انرژی مصرف می کنید .

                چون در حالت نشسته یا خوابیده هم ما داریم انرژی میسوزونیم . 

                تمام اندامهای  بدن در حالت طبیعی دارن کار می کنند .

                شما همین که زنده هستی داری کلی فعالیت می کنید . 

                خب حالا با همین اعداد و ارقام و کالری شماری  میبینیم ورزش هیچ تاثیری در لاغری نداره .

                یعنی با همین اعداد و ارقام هم که هیچ تاثیر مثبتی در ذهن نداره ما به خودمون ثابت کردیم ورزش تاثیری در لاغری نداره 

                و اتفاقا بدن رو فرسوده و زخمی می کنه .

                مگر عاشقش باشی که البته فرمودید علت اصلی ورزش کردنتون یه خاطر لاغریه . 

                با بورزش  ما نیازمون بیشتر میشه بعد میاییم میخوریم تازه بیشترم میخوریم چون مدام با خودمون میگیم خسته شدیم ورزش کردیم و به نظرم تازه خوراک چاقی بیشتری به ذهنمون میدیم . پ

                س ورزش عادت پرخوری رو در ما بیشتر می کنه .

                گرچه من پرخوری رو هم برای خودم تجزیه کردم ولی خب بعضی از دوستان شاید هنوز به پرخوری باور داشته باشه 

                ورزش در یه صورت تاثیر خوب داره رومون اینکه  ما از خود همون ورزش خوراک ذهنی لذت سرگرمی تفریح بازی و … به خودمون بدیم ولی در هر صورت بازم اون ورزش لاغر نمی کنه فقط حالمون رو خوب می کنه و اون حال خوبه که همسو با طبیعت بدن میشه و موانع لاغری رو برمیداره . ولی ما این حال خوب رو از خیلی چیزا میتونیم بگیریم و مهمترش وصل شدن به خدای وجود خودمونه .

                خب این یه دلیل .

                دلیل بعدی لاغری دائمی ما اینه که 

                چربی سوزی یه روند ثابتیه که هر لحظه داره انجام میشه .

                تجزیه چربیها یه روند دائمیه . 

                پس با توجه به روند چربی سوزی دائمی بدن که تنفس بزرگترین شاهدش هست میتونید اثبات کنید به خودتون که لاغری همواره در حال انجامه . 

                راه سوم .

                شما میتونید  با نوشتن و تحلیل کردن ، عضلات ذهنتون رو  قوی کنید.

                عضلات ذهن که قوی بشن عضلات جسم هم قوی میشن . 

                حتی از نظر من که بدن خودش عضله هم به قدر کافی داره و خیلی عالی همه چیز رو تنظیم می کنه . 

                چربی  رو در ذهنتون تجزیه کنید .

                ما راهمون تناسب فکری هست . ما چاقی رو در ذهنمون باید لاغر کنیم . 

                چربی سوزی رو در ذهنمون بالا ببریم 

                وگرنه جسم همه کارهاش تنظیمه . 

                خوراک خوب به ذهنمون بدیم .

                ذهن رو با مطالب دلخواه تغذیه کنیم .

                طبیعت بدن رو ببینیم .

                همین حالا کلی چربی داره در بدن ما سوخته میشه و کلی عضله هم داره ساخته میشه . 

                 احساس چاقی فقط مربوط به باور ماست .

                ما با نوشتن و تحلیل کردن و فکر کردن  باورهای چاقی رو تجزیه می کنیم  آبش می کنید .

                 ورزش از نظر شما یعنی تجزیه چربی 

                 این باورها هم یعنی باورهای چاقی یعنی باورهای  چربی ساز 

                اینا رو در ذهنتون تجزیه کنید و با نوشتن و تحلیل کردن ورزش ذهنی به خودتون بدید . 

                هر زمان که این باورها از بین رفت یعنی ورزش ذهنیتون لاغرتون کرده و  وقتی چاقی از ذهن پاک بشه خب مسلما در جسم هم از بین میره . 

                به جای ورزش جسمی که تاثیری در لاغری نداره ورزش ذهنی کنید که تاثیر عالی روی چربی سوزی ذهنی داره . 

                چربی ذهنی یعنی همون باورهای چاقی 

                چربی سوزی ذهنی یعنی همون تجزیه و تحیل و شرح دادن این باورها تا آب بشن و گلوله باورهای چاقی باز بشه .‌

                به نظر من شما بیشتر از اینکه به ورزش جسمی نیاز داشته باشید به ورزش ذهنی که همون تجزیه و تحلیل کردن باورهای چاقی هست نیاز دارید 

                و ذهنتون این باورها رو در سطح خوداگاهتون میاره تا بگه من به چی نیاز دارم . 

                ذهنتون رو ورزش بدید و باور بی تحرکی رو به تحرک وا دارید . 

                ذهنتون که حرکت کنه احساس تحرک بهتون دست میده و برچسب بی تحرکی از ذهنتون پاک میشه .

                اینا مطالبی بود که به ذهن من رسید و من کلی ورزش کردم . 

                خیلی لذتبخش بود برام . ممنون از شما که با کامنتتون باعث قویتر شدن عضلات ذهن من شدید .  

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                امتیاز: 20 از 4 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  آواتار فهيمه
                  1402/03/31 05:20
                  مدت عضویت: 487 روز
                  امتیاز کاربر: 6225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
                  همیاری
                  محتوای دیدگاه: 48 کلمه

                  سلام خدمت شما عطا عزيز

                  چقدر كامل پاسخ داديد دوبار خوندم انقدر كه نكته داشت متن شما 

                  سپاس 

                  متن شما رو كپي كردم كه همين روش ها رو استفاده كنم و شبيه سازي كنم براي خودم 

                  بهتون تبريك ميگم انقدر مطالب رو خوب درك كرديد كه ميتونيد انقدر عالي توضيح بديد

                  موفق باشيد

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                  امتیاز: 0 از 0 رأی
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                    آواتار عطا
                    1402/04/01 04:19
                    مدت عضویت: 537 روز
                    امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
                    همیاری
                    محتوای دیدگاه: 265 کلمه

                    سلام و عرض ادب ممنون از نظر مثبت شما .

                    ما چاقی رو دقیقا با امثال این ادله ها برای خودمون منطقی کردیم .

                    دقیقا  باید از همون مسیر چاقی الگو بگیریم و لاغری رو برای خودمون بسط و گسترش بدیم  و منطق پذیرش کنیم . 

                    چون لاغری در تمام لحظات داره اتفاق میفته .

                    یه نکته ی دیگه هم اینکه انسان چاق که حالا بیست سی کیلو اضافه داره نسبت به یه انسان لاغر خیلی داره فعالیت می کنه چون هر لحظه ۲ تا وزنه ده بیست کیلویی همراهشه داره میزنه .میخوابه وزنه همراهشه . بیداره وزنه همراهشه راه میره وزنه همراهشه . پس خود به خود اون ورزش می کنه ولی چرا لاغر نمیشه . او دائما خسته است . حالا همچین فرد خسته ای رو بگو برو ورزش کن اصلا جونی براش مونده بره ورزش کنه . تنها راه لاغر شدن تنها و تنها تغییر همین الگوهای ذهنه تا واکنشهای بدنمون رو تغییر بدیم و خیلی راحت لاغر بشیم . 

                    به خدا ماها از غیرتمون بود ورزش میکردیم شایدم از دوست نداشتن خودمون . وگرنه انسانهای لاغر انقدر خودشون رو دوست دارن که وقتی بهشون اضافه بار بدی اصلا حمل نمی کنند . 

                    اونا اگه از ما فعالترن فقط به خاطر سبک بودنشونه . کار کردن برای اونا کاری نداره . 

                    اگه انسان متناسب ظاهرا فعالتره ؛ چون در  لاغر بودن راحتتر کارها انجام میشه . راحتتر نشست و برخاست می کنیم راحتتر راه میریم و فعالیتهای عادی روزمره رو انجام میدیم . حتی راحتتر غذا میخوریم .

                    زندگی در لاغری خیلی راحته برای همین یه انسان لاغر ناخوداگاه فعالتره  

                    در یه جمله

                    لاغری فعالیت میاره ولی فعالیت لاغری نمیاره . 

                    برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                    امتیاز: 15 از 3 رأی
                    افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                      آواتار منیره.ف
                      1402/09/18 16:22
                      مدت عضویت: 1738 روز
                      امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                      محتوای دیدگاه: 97 کلمه

                      لاغری فعالیت میاره ولی فعالیت لاغری نمیاره

                      چه سخن جالی واقعا با پوست و گوشتم درکش کردم وقتی واقعا بدونم فعالیت لاغرم نمیکنه اینبار بیشتر به ورزش علاقه پیدا میکنم از روی که برای لاغر شدن ورزش کردم هر روز بیشتر و بیشتر از ورزش متنفر شدم

                      اقا عطا یه سوال یک جا فرمودید که ما برای نیاز جسم و ذهن غذا میخوریم

                      و گفتین باید با خودمون به صلح برسیم و به نیاز ذهن هم پاسخ بدیم میتونم بخوام که بیشتر توضیح بدید ممنون

                      فکر کنم بیشار خوردنهای من نیاز ذهنی باشه نه جسمی

                      چه طوری بپزیرمش

                      بهش پاسخ بدم

                      و لاغر بشم

                      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                      امتیاز: 0 از 0 رأی
                      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                        آواتار عطا
                        1402/09/20 09:11
                        مدت عضویت: 537 روز
                        امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
                        همیاری
                        محتوای دیدگاه: 1,163 کلمه

                        سلام . 

                        من فقط تجربه خودمو می گم . 

                        بانو ۸۰ درصد خوردنهای ما نیاز ذهنی به خوردن هست . 

                        نیاز ذهنی یعنی همون خلاء های عاطفی ، خلاء های ذهنی ما .

                        ما کلی فرمول اشتباه در زمینه های دیگر زندگیمون داریم که  برای برطرف کردن همه ی اونها خوردن رو انتخاب کردیم . اما خوردن فقط زمان کوتاهی مارو اروم میکرد اما ریشه مشکل رو حل نمی کرد .

                        در حقیقت به نوعی ما از غذا برای تسکین روان آسیب دیده مون استفاده میکردیم .

                        مسکن موقتا پاسخ میده ولی مشکل رو حل نمی کنه . 

                        برای برطرف کردن ریشه ی مشکلات ما باید فرمولهای غلط ذهنی در سایر زمینه های ذهنیمونم برطرف کنیم .

                        فرمولهای غلط فقط در زمینه چاقی و لاغری نیست .

                        ما کلی فرمول غلط در حوزه ی روابط داریم 

                        کلی فرمول غلط در حوزه پول داریم 

                        کلی فرمول غلط در مورد عزت نفسمون داریم 

                        کلی فرمول غلط در مورد سلامتیمون داریم 

                        و در هر زمینه ای اگه واکاوی کنیم میبینیم کلی فرمول غلط داریم که وقتی باهاش برخورد می کنیم فقط میخوایم برای آرامش یافتن و تسکین درد به غذا پناه ببریم . 

                        خب اگه ما روی اون زمینه ها کار کنیم و راه حل اونها رو از ذهن خودمون بخوایم ذهن به جای امر به خوردن راه حل رو پیدا می کنه ‌

                        مثال میزنم که بهتر منظورمو برسونم .

                        مثلا من خودم قبلا با مادرم خیلی بحث می کردم .

                        همش سر کوچکترین مساله دعوا می کردیم . 

                        خب من هر وقت با مادرم دعوام میشد و اعصابم خورد میشد میرفتم سراغ غذا و تا دلتون بخواد میخوردم  تا اون رنج تموم بشه . حالا بماند که رنج عذاب وجدان بهش اضافه میشد و حال منو میگرفت و من برای رهایی از عذاب وجدان بازم میخوردم .

                        در حقیقت غذا برای من پناه بود . ارامش بود . تنها زمانیکه حس میکردم میتونم بدون دغدغه و نگرانی لذت ببرم فقط موقع خوردن غذا بود .

                        اما اینا فقط مسکن بود و مشکل منو با مادرم حل نمیکرد . 

                        پس در نتیجه هر بار تکرار میشد و هر بار من از این واکنش جهت آروم کردن خودم استفاده می کردم .

                        اما من در این راه شریف روانشناسی رو آموختم . فهمیدم این راه برطرف کردن مشکلات نیست .

                        مشکلات راه حلی دارن که ریشه اش در خود ذهن منه و از اونجایی که طبق آیه قرآن شنیده بودم که ان مع العسر یسرا  پس به طور قطع راه حل مشکلات من در دل مشکلات من پنهان شده .

                        پس شروع کردم به واکاوی مشکلاتم . 

                        در همون مثال مادرم میگم .

                        نشستم بیشترین زمانهایی که با مادرم دعوام میشد رو نوشتم . 

                        خب من  موقعی که با دوستام تا نصفه شب بیرون میرفتیم وقتی می اومدم خونه دعوا میشد 

                        یا صبح که میخواستم از جا بلند بشم و رختخوابم رو جمع نمی کردم 

                        یا به خاطر به هم ریختگی اتاقم 

                        یا به خاطر تند صحبت کردن با مادرم 

                        اینا نمونه هایی از دعوای من با مادرم بود که بعدش واکنش من بعد از دعوا پناه بردن به غذا بود .

                        خب من اومدم این مشکلات رو برطرف کردم . 

                        خودم مسئول کارهای خودم شدم .

                        اتاقم رو مرتب کردم .رختخوابم رو جمع کردم . حتی گاهی به خود مادرم هم کمک کردم خرید وسایل بیرون رو که بابام فرصت نمیکرد  بخره رو من خریدم شبا تا دیر وقت با دوستام نمی موندم یا اگه میخواستم بمونم به مادرم اطلاع میدادم و یه جورایی منطقی مجابش میکردم که به تفریح نیاز دارم . 

                        خلاصه من  قسمت اعظم مشکلاتم رو با مادرم حل کردم . 

                        مادرم هم گیراش خیلییییی کمتر شد .

                        البته گاهی هنوزم اختلاف نظر پیدا می کنیم ولی نه مثل قبل و اینکه در چنین زمانهایی من به غذا پناه نمیبرم فرمول ذهنم رو پیدا می کنم . اون رو اصلاح می کنم مشکلم برطرف میشه . 

                        راه حل تمام مشکلات یا کنترل ورودیه که مواردی که واقعا ضرورتی ندارن رو از زندگیم حذف می کنم و مواردی که ضروری هستند رو کنترل و یا بهتره بگیم مدیریت ذهن می کنم . 

                        اینجوری خیلی راحت مشکلاتم حل میشه و از طرفی مشکل اضافه و غیر ضروری هم برای خودم نمیتراشم در نتیجه من  ریشه ی مشکلم رو حل کردم و دیگه نیاز ذهنی به مسکن غذا پیدا نمی کنم 

                        و با همین مدیریت ساده  تنها دلیل خوردنهای من فقط  نیاز جسمی شده .

                        وقتی گرسنه ام میخورم وقتی سیرم نمیخورم .

                        خوردنم رو با عشق انتخاب می کنم 

                        نخوردنم رو هم با عشق انتخاب می کنم . 

                        برای گرسنگیهای ذهنیم هم  که همون فرمولهای انرژی خوار هستند سیری ذهنی پیدا می کنم .

                        ذهنم رو برای راه حل سازی تربیت کردم نه برای مشکل سازی ‌ 

                        برای همین نسبت به قبل خیلییییی مشکلاتم کم شده و به جای اینکه انرژیم دیگه صرف برطرف کردن مشکلات بشه  در جهت پیشرفت مصرف میشه .

                        یعنی من روز به روز پیشرفت می کنم 

                        کارم خوبه خدارو شکر . روابطم خوبه . عزت نفسم عالیهههههه . و در کل از زندگیم راضی هستم . 

                        سعی کردم کمال طلبی رو هم که فقط باعث میشه از زندگی فعلیم لذت نبرم کنار بزارم . نه اینکه هدف نداشته باشم دارم ولی خودمو دچار خلاء ذهنی نمی کنم با لذت بردن از زمان حال خودمو پر و سیر می کنم . 

                        در حقیقت گرسنگی ذهن خودمو با غذاهای ذهنی پر می کنم  و از غذا فقط برای رفع گرسنگی جسمم استفاده می کنم . 

                        من خیلی خوب لاغر شدم نه خودمو محدود می کنم نه عذاب وجدان میگیریم  هم از خوردن لذت میبرم هم از نخوردن .

                        برای خلاء های ذهنیم  راه حل پیدا کردم و در نتیجه از درون بزرگ شدم . وقتی خودمو از درون  بزرگ کردم  جسمم کوچیک شد . چون خودمو بزرگتر از مشکلات دیدم و در خودم حلشون کردم . 

                        چاقی رو در وجودم حلش کردم چون خودم رو بزرگتر از چاقی دیدم . چون چاقی آفریده ی دست خودم بود . پس چیزی رو که خودم با توجهاتم با نفرتم با احساسات منفیم خلقش کردم به راحتی با تغییر سبک نگرشم به راحتی برطرفش کردم . 

                        در عین حال زمانهایی هم که باز اشتباه میکردم اشتباهات خودمو میپذیرفتم و در جهت جبرانش بر می اومدم . در کل از وضعیتی که دارم راضی هستم . خدارو شکر 

                        شاید مشکلات من از نظر شما خیلی  کوچیک باشه و در وجود خودتون بگید کاش  مشکلات ما هم انقدر راحت حل میشد 

                        در پاسخ باید بهتون بگم ذهنی که مشکلات بزرگ خلق می کنه قادره راه حل های بزرگ هم خلق کنه . پس خودتون رو با این تفکر که مشکلات عطا کمه یا سنش کمه و هنوز وارد جریان زندگی نشده به ادامه ی مسیر قبلی مجاب نکنید .

                        قطعا شمایی که مشکلاتتون بزرگتر از منه ذهنتون برای برطرف کردن مشکلاتتون هم راههای بیشمار بیشتری میتونه بهتون ارائه بده پس ازش بخواین و ذهنتون رو برای راه حل تربیت کنید . 

                        این بهترین راه برای برطرف کردن گرسنگیهای ذهنیه . 

                        و یکی دیگه اینکه خودتون رو در معرض مشکلات جدید قرار ندید . یعنی همون کنترل ورودی منظورمه . 

                        ببینید اینا ترفندهای ساده ای هستن اما هر بار که ازشون استفاده کنیم خودتون شاهد نتایج عظیمش خواهید بود . 

                        به خدا این ماییم که انتخاب می کنیم در کدوم مسیر باشیم .

                        مسیر مشکلات یا مسیر راه حل 

                        مسیر سختی یا مسیر آسانی . 

                        با تغییر برداشت و تحلیلهای ذهن قدرت ذهن رو در جهت خلق آرزوهامون تغییر بدیم . 

                        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                        امتیاز: 5 از 1 رأی
                        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                    آواتار الهام خضرلو
                    1402/04/01 08:49
                    مدت عضویت: 1764 روز
                    امتیاز کاربر: 20043 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                    محتوای دیدگاه: 54 کلمه

                    سلام به عطای عزیز

                    اره واقعا عالی بود آفرین به شما به درک عالیتون از لاغری با ذهن 

                    چقدر خوب توضیح دادین که کارکردن روی ذهن همون ورزش کردن هست به جای ورزش جسمی ورزش ذهنیمونو بیشتر کنیم لاغر میشیم 

                    آخرشم خیلی بهم چسبید گفتین ممنون که باعث شدین من کلی ورزش کنم 

                    به اميد موفقیت شما وهمگی 

                    برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                    امتیاز: 5 از 1 رأی
                    افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                      آواتار عطا
                      1402/04/03 08:49
                      مدت عضویت: 537 روز
                      امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
                      همیاری
                      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

                      سلام بانوی گرانقدر .

                      ممنون از شما و نظر لطف شما .

                      برقرار باشید .

                      بله درسته ما با نوشتن عضلات ذهنمون رو قویتر می کنیم  که بهتر درک کنه و در نتیجه احساسمون خوب باشه در مسیر .

                      احساس بد ناشی از عدم شناخته . 

                      وقتی شناختمون از لاغری کمه ترس میاد سراغمون ولی وقتی لاغری رو رفیق دیرآشنای خودمون بدونیم که از اول زندگیمون با ما بوده و تا آخر عمرمون هم خواهد بود دیگه نه به نبودنش گرفتار میشیم نه به سخت بدست آوردنش . 

                      او همیشه در بدن جاریه وداره رخ میده .

                      وقتی ببینیمش دیگه با فکرمون تولید چاقی نمی کنیم . 

                      همینکه تولید چاقی نکنیم لاغری خودش خود به خود بدن رو متناسب می کنه  . 

                      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                      امتیاز: 5 از 1 رأی
                      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                        آواتار منیره.ف
                        1402/09/20 15:47
                        مدت عضویت: 1738 روز
                        امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                        محتوای دیدگاه: 57 کلمه

                        ممنون اقا عطا خیلی لطف کردید که پاسخ من رو دادید

                        یک بارداستاد گفتن نیاز ما به خوردن در حد یه سیب خیلی تعحب کردم

                        بله واقعا ۸۰ درصد نیاز ما به خوردن ذهنی

                        من گاهی صبح صبحانه نمیخورم ساعت دوازده یک چای میخورم و موقع ناهار سیر سیرم ولی باز ناهار میخورم

                        به هزار و یک دلیل و فرمولهای اشتباه

                        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                        امتیاز: 0 از 0 رأی
                        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  امتیاز کاربر: 0
                  همیاری
                  محتوای دیدگاه: 223 کلمه

                  سلام به آقا عطای عزیز

                  چقدر عالی تجزیه تحلیل کردین الان میفهمم تلاش ذهنی من اون طور ک باید نیست و باید وقت بیشتری رو براش بزارم و تجزیه و تحلیل کنم به قول شما ک مثال عالی زدین گلوله چربی ذهنی رو بازش کنم 

                  الان ک فکر میکنم میگم چرا من زودتر کامنت نزاشتم برای شما خلاصه قانون تکامل رو نباید نادیده گرف حتما الان وقتش بوده 

                  متشکرم از وقتی ک برای من ودوستان گذاشتین😊👏👏👏👏

                  خیلی خیلی لذت بخش بود شما منو به فکر کردن بیشتر تشویق کردین 

                  کسی رو تشویق کردین ک رویای لاغری خودش رو فراموش کرده بود 

                  در صورتی ک من خیلی از کامنتام مدال طلایی گرفتم اونجا یه انرژی دیگه فرستادم یه حال دیگه داشتم ولی به مرور ک رویامو یادم رفت امیدمم کم کم داشت از دس میرف‌

                  شما خیلی باهوش هستین نمیدونم شاید من دقت نکردم و کامنت بیشتری نخوندم 

                  ولی شما از زاویه دیگه ای به لاغری نگاه میکنید

                  و ذهنتون خیلی خیلی خوب تجزیه و تحلیل میکنه

                  من خیلی خوشحالم ک با این سایت و استاد عزیزمون و شما آشنا شدم 

                  به امید لاغری همیشگی و باربی شدن 

                  به امید اینکه دیگه جایی به گوشم نخوره ک طرف به خاطر رژیم قندش افتاده و رفته تو کما

                  دلم میخواد همه از وجود این سایت اگاه بشن و دنیایی داشته باشیم ک همه متناسب باشن

                  حداقل دیگه دغدغه اندام لاغر رو نداشته باشن 

                  دیگه لاغری رویا نباشه

                  الهی به امید تو

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                  امتیاز: 5 از 1 رأی
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                    آواتار عطا
                    1402/04/03 06:00
                    مدت عضویت: 537 روز
                    امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
                    همیاری
                    محتوای دیدگاه: 437 کلمه

                    سلام و درود .

                    بله کاملا درست می گید .

                    لاغری دیگه رویا نیست .

                    ما لاغری رو داریم زندگی می کنیم .

                    یه لحظه فکر کنید نیروی لاغر شدن در بدن وجود نداشت . یه لحظه فکر کنید طبیعت بدن چاقتر شدن بود . 

                    میدونید در این چند سال عمرمون چند کیلو بودیم . 

                    شاید به اندازه یه تریلی یا بزرگتر . یعنی ۱۰ تن یا ۲۰ تن 

                    حالا برگردیم به همین الان .  چند کیلوییم 

                    ۱۰۰ کیلو

                    ۲۰۰ کیلو 

                    پس بقیه اش چی ؟ 

                    ۹ تن دیگه چی ؟ 

                    این ۹ تن کجا رفته ؟ 

                    خب حالا ببینید قدرت چربی سوزی در بدن چقدر زیاده که در طول عمر ما ۹ تن رو تجزیه کرده و از بین برده . 

                    حالا این نیروی عظیم لاغری که در این سالها ۹ تن رو تجزیه کرده نمیتونه ۵۰ کیلو اضافه وزن ما رو کاهش بده ؟ 

                    لاغری رویا نیست . لاغری واقعیتیه که ما از اول عمرمون تا الان داشتیم باهاش زندگی میکردیم . منتها نمیدیدمش . 

                    فقط چاقی رو میدیدیم .

                    حالا ببینید سرعت کاهش وزن نسبت به افزایش وزن چقدر زیاده .

                    ما در این همه سال با نیروی ذهن خوداگاه خودمون تونستیم ۵۰ کیلو اضافه کنیم . در حالیکه نیروی ناخوداگاه ما همواره بر مسیر لاغری بود . 

                    چاقی به ناخوداگاه ما نرفته و بدن ما دائما داره چاقی رو پاکسازی می کنه . 

                    حالا اگه ما اگاهانه دیگه افکار چاقی رو تولید نکنیم طبیعت بدن تمام اضافه وزن ما رو پاک می کنه .

                    اصلا لازم نیست ما برای لاغری کاری انجام بدیم .

                    چون او هر لحظه داره رخ میده .

                    چه خواب چه بیدار 

                    چه نشسته چه سرپا 

                    نشانه های لاغری در همه جای بدن ما هست . 

                    از پلک زدنمون گرفته تا رشد ناخنها همه در مسیر لاغری و تناسب هستند . 

                    وقتی نگرشمون رو تغییر بدیم ایمانمون به لاغری زیاد میشه و میبینیمش  و دیگه نگران نیستیم .

                    چون چه حواسمون باشه چه نباشه اون داره کار خودشو می کنه . 

                    چه بخوایم چه نخوایم لاغری داره رخ میده .

                    بله کاملا حق با شماست ما باید روی ذهنیتمون کار کنیم تا سبک نگرش ما تغییر کنه و از زاویه دید لاغری به بدن نگاه کنیم .

                    اون وقت ایمانمون زیاد میشه . نگرانیمون میره ترسمون میره . اندوهمون میره . حس قدرت پیدا می کنیم . دیگه انرژی ها رو صرف افکار منفی نمی کنیم و زندگیمون میشه سراسر لذت و آرامش .

                    خوا رو شکر که دوستان فهمیده ای چون شما در این سایت هستند که از نوشته هام استقبال می کنند . 

                    به نظر من شما خودتونم عالی هستید و درک بالایی دارید و باهوش هستید و با ذهنتون کاملا آشنا شکست نفسی میفرمایید اما همین که حرفامو درک کردید و بهم حس خوبتون رو انتقال دادید  ازتون ممنونم  . 

                    خدارو شکر به خاطر وجود دوستان خوبی چون شما . 

                    برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                    امتیاز: 5 از 1 رأی
                    افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                      آواتار منیره.ف
                      1402/09/20 15:56
                      مدت عضویت: 1738 روز
                      امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                      محتوای دیدگاه: 104 کلمه

                      اقا عطا ممنون که هستید واقعا استاد چه ستاره هایی رو درخشان کردن حیف شما نبود که چاق بودید شما برای لاغری افریده شده بودید

                      ادم وقتی چاقه فقط چاقیش دیده میشه و هیچ

                      ارزو میکنم موفق باشید

                      من یه روز طبق نیاز جسمم عمل میکنم و خوردنهای ذهنی رو کنترل میکنم در واقع باهاش به صلح میرسم مثلا میگم الان سیری نخوراین غذا همیشه هست اون هم میگه باشه و واقعا فرداش اثرش رو تو اندامم میبینم شاید بعضیها قبول نکنند ولی من یک روزه لاغر میشم در حالیکه گرسنگی نچشیدم ولی چی کار کنم که این رفتارم تا اب شدن تمام چربیها استمرار داشته باشه

                      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                      امتیاز: 0 از 0 رأی
                      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                        آواتار عطا
                        1402/09/21 03:21
                        مدت عضویت: 537 روز
                        امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
                        همیاری
                        محتوای دیدگاه: 649 کلمه

                        سلام . 

                        تداومش فقط زمانی اتفاق میفته که شما نیاز بدنتون رو تشخیص بدین . 

                        کم خوری ضعف میاره . پرخوری آسیب میزنه .

                        بعد از کم خوری احساسمون بده ( ولع و به اجبار جلوی خودمون رو گرفتن  به اجبار می گیم نخور )

                        بعد از پرخوری هم احساسمون باز بده . (عذاب وجدان . چرا خوردی ؟ )

                        اما اندازه نیاز جسم جاییه که  نه خودمون رو مجبور می کنیم به نخوردن و نه جایی که عذاب وجدان بیاد سراغمون .

                        بلکه حس  بعد از خوردن حس رضایت و سپاسگزاری باید باشه . 

                        اجبار به نخوردن رو رها کنید . نیازی بهش نداریم . 

                        عذاب وجدان رو هم رها کنید . به اونم نیازی نداریم . 

                        بعد از غذا حس رضایت و سپاسگزاری رو در خودتون  تمرین کنید تا خوردن متناسب رو پیدا کنید . 

                        وقتی پیدا کردید اون حس انقدر عالیه که خود به خود دلتون میخواد اون حس رو ادامه بدید . 

                        حس افراط و تفریط میره و حس تعادل میاد . 

                        حس تعادل حس رضایته . 

                        حس  خوبیه . 

                        ذهن ما بر اساس تعادل آفریده شده .

                        جسم ما براساس تعادل آفریده شده .

                        فقط خودمون تعادل رو نمیدونیم چیه . 

                        تعادل جاییه که شما احساس رضایت از عملکردتون دارید . 

                        برای دائمی شدن این احساس باید همیشه از عملکردتون حس رضایت داشته باشید  و متاسفانه انسانهای چاق از این حس دور هستند و به فراموشی سپردند و گمش کردند  در حالیکه اصل وجودشونه 

                        و این حس عالی رو هنوز پیدا نکردند . 

                        ولی اغلب انسانهای لاغر اون حس رو  به صورت طبیعی زندگی می کنند . 

                        از هرکدومشون بپرسی بعد از غذا چه حسی داره ۹۹ درصدشون می گن سیر شدیم و یه حس رضایتی دارن از عملکردشون .

                        خودشون رو به پرخوری و کم خوری متهم نمی کنند . همیشه میگن اندازه نیازمون خوردیم . 

                        ولی ما اون نیازه رو  خیلی وقتها تجربه نکردیم

                        ولی  هردو  حس کم خوری و پرخوری رو میشناسیم . پس فقط کافیه کم خور و پرخور نباشیم  یعنی نه ضعف کنیم نه عذاب وجدان بگیریم . 

                        قبل از خوردنم باز با احساسمون میتونیم تشخیص بدیم . 

                        نجوای بخور بخور ذهنی از نخور نخورهای ما میاد . 

                        هر لقمه که میخوری از درون به خودت میگی نخور نخور  و  هر چه بیشتر خودتو منع می کنی  خوردن ذهنی قویتر میشه .

                        اگه میخواین  امر به خوردن  ذهنی  کم بشه در هر لقمه نخوررن رو به خودتون تلقین نکنید .خودتون رو لایق خوردن  بدونید . شما لایق خوردن غذاهای خوشمزه هستید . 

                        وقتی با این احساس بخورید  ذهنتون آروم میشه و دستور خوردنهای ذهنی کم میشه ‌ . چون هر چی بگید نخور نخور اون بیشتر میخوره . 

                        چون نخور نخور فقط توجه ذهن رو به خوردن بیشتر می کنه . 

                        شما باید به خودتون بگید خوردن نیاز توست . نخوردنم نیازته . وقتی به خودتون تلقین نخوردن با رنج  کنید ذهنتون  فکر می کنه نخوردن تحمیله و نتیجه عکس نشون میده . 

                        نخوردن رو به خودتون تحمیل نکنید . 

                        اجازه بدین حس خوب  نخوردن خودشو نشون بده  نه حس بدش . 

                        نخوردن در زمان درست خود به خود رخ میده 

                        نخوردن در زمان خودش لذته 

                        نخوردن در زمان خودش فرصت به بدنه تا فرایند هضم رو تکمیل کنه . 

                        وقتی هضم تکمیل بشه ما احساس گرسنگی  می کنیم . 

                        زمان خوردن وقت گرسنگیه  . 

                        نخوردن گرسنگی کشیدن نیست .

                        خوردن سیر بودن نیست . 

                        خوردن در زمان گرسنگیه 

                        نخوردن در زمان سیری .

                        گرسنگی ذهنی هم گرسنگیه . پس موقع گرسنگیهای ذهنی هم باید خوردنهای ذهنی رو انتخاب کنید که ذهنتون سیر بشه . 

                        خب ما گرسنگی ذهن رو میدونیم چیه . 

                        در اثر تحمیل نخوردن ایجاد شده .

                        سیری ذهن هم باید اتفاق بیفته . 

                        زمانیه که شما به خودت تلقین خوردن می کنی  اونقدر به خودتون میگید بخور تا ذهنتون بگه سیر شدم . 

                        وقتی خوردن رو به خودتون تلقین کنید ذهن سیر میشه و دیگه دستور به خوردن نمیده دستور به سیر شدن میده

                        همون جور که وقتی نخوردن رو به خودتون تلقین میکردید در  ذهن حس گرسنگی پدید می آوردید  و ذهن دستور به خوردن میداد 

                        البته اینا فقط تجربیات خودمه . چیزی که شما رو ترغیب به استمرار می کنه اینه که به خودتون نگید نخور تا نجوای بخور ذهنی آروم بشه . 

                        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                        امتیاز: 5 از 1 رأی
                        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mohadeseh0002@gmail.com
      1402/02/05 01:03
      مدت عضویت: 824 روز
      امتیاز کاربر: 1970 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 498 کلمه

      بدن ما هدیه تکرار نشدنی از طرف خداوند پس این امانت الهی که از ابتدا به صورت کاملا متناسب ساخته شده و به دست ما سپرده شده و ما بخاطر یکسری فرمول های اشتباه در این بازی چاقی افتاده اییم مه خانواده اطرافیان خواه یا نا خواه مارا وارد این بازی کردند البته شاید خانواده شما هم مثل من خودشان درگیر این بازی بودند .

      که از نظر من یک بازی خیلی سخت و خسته کننده ست و تناسب فکری تنها تکنیک برنده شدن در این بازیها چرا 

      چون همه ما راه های زیادی رو امتحان کردیم که از این هزارتوی چاقی نجات پیدا کنیم ولی تنها راهی که از ابتدا روستایی را نشان ما داد لاغری با ذهن بوده و هست 

      لاغری با ذهن میگوید که بدن ما همیشه لاغر بوده همیشه متناسب بوده به صورت پیش فرض فقط بخاطر یکسری فرمول های و باور ها درگیر این بازی شدیم 

      و در این بازی ما دچار خیلی بیماری ها شدیم کمر درد پا درد  مشکل در جهت زانو ها مثل زانو ضربدری یا زشت شدن چهره ترک افتادن روی پوست 

      و همه اینها ثابت می‌کنه که چاقی حالت طبیعی ما نیست چون همانطور که میدونیم اکثر افراد دنیا متناسب هستند یا از لاغری شدید رنج میبرن پس این ثابت می‌کنه که یک حالت طبیعی ما لاغری و دو لاغر شدن واقعا کار ساده و پیش پا افتاده ای است چرا که افراد لاغر بدون فکر کردن سال هاست که لاغرن و هر روز لاغر تر میشن بدون اینکه فکر کنم چی بخوریم و وی نخوریم و و….

      پی درنتیجه چیزی که واقعا سخته و طاقت فرساست چاقیه و ما با ادامه دادن به چاقی به خداوند و نعمت های اون اینکه تمام نعمات های خداوند در فراوانی هستند کفر کردیم  پسلاغری از روش درست یک جور بازگشت به سمت خداوند هست بخاطر همین همه ما یه جور خاصی به این مسیر راه پیدا کردیم 

      خداوند مارو اول به سمت خودش و رستگاری در این دنیا دعوت کرده بعد لاغری 

      پس چیزی خداوند برای ما انتخاب کرده اول صحیح و دوم موفقیت آمیزه چه بسا ما از این راه موفقیت های بیشتری قراره کسب کنیم 

      شاعر میگه گر ز خود ببند دری. ز رحمت گشاید در دیگری 

      ما از کجا بدونیم شاید داستان چاق شدن ما حمکتی داشته که با قدرت ذهن آشنا بشیم شاید قراره موفقیت هایی بسازیم که زندگی کردن روی زمین رو راحتر کنیم ذهن هیچ محدودیتی نداره هییچ خداوند هم هیچ محدودیتی نداره پس همانطور که خدا خلق کرده صفر تا صد من بنده رو منم میتونیم خلق کنم با ذهنم چون خداوند خودش گفته در روح انسان دمیده ام پس ما خیلی قدرتمندتریم لاغری که چیزی نیست لاغری رو همه میتونن تجربه کنن حتی کسایی که سواد ندارن مناسبت کسایی که نمیتونن یا اعتقادی به قدرت ذهن ندارم الان در متناسب تریم حالت خود زندگی میکنن ما قادر به خلق خیلی چیزای بیشتری هستیم لاغری که یه بخش کوچیکی از اونه که از اول در طبیعت ما زاده شده پس همه ما میتونیم لاغر بشیم و برای همیشه لاغر بمونمیم 

      مرسی از استاد گرانقدرمون♥️♥️♥️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/11/25 23:50
      مدت عضویت: 537 روز
      امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,188 کلمه

      سلام و درود .

      دلم میخواست این گام رو مجددا انجام بدم . 

      باور لاغری .

      باور لاغری زمانی در من ایجاد میشه که من باور کنم لاغر شدن خیلی آسون انجام میشه . 

      چی لاغر شدن رو برای من سخت و غیر ممکن کرده ؟ 

      روشهای غلط لاغری . 

      تمام روشهای قبلی باورهایی در سر من ایجاد کردن که لاغر شدن رو برای من سخت کردن و این سخت بودن لاغری در ذهن من تا حدیه که  اجازه نمیداد در هیچ مسیر لاغری دوام بیارم . 

      الان خدارو شکر می کنم که خیلی اون روشها رو امتحان نکردم و خداوند منو هدایت کرد تا لاغری با ذهن رو امتحان کنم . 

      تصویر لاغری در ذهن من باید از چاقی ساده تر و آسونتر بشه . 

      اگه هر گونه فشار و سختی در این راه به خودم بیارم باعث میشم چاقی برام راحتتر بشه . 

      در حالیکه چاق شدن واقعا کار سختیه . 

      اینکه تو غذا بخوری و این غذا در تو ذخیره بشه کار سختیه چون نگهداشتنش کار سختیه . چون تمام چربیها طبیعتشون اینه که تجزیه بشن و از بین برن . 

      این که تو بدنت رو وادار کردی  روی هم  اونارو ذخیره کنه و بار اضافه وزن رو به خودت تحمیل کردی این کار خیلی سختیه . 

      چاق شدن اصلا کار راحتی نیست . اینکه تو مدام احساس ولع داشته باشی و اصلا نفهمی کی سیر میشی کی گرسنه ای و مدام از سنگینی و ورم معده و فشار روانی مینالی و افسردگی گرفتی اصلا کار راحتی نیست . 

      (چاق شدن سخت ترین کار دنیاست . )

      بله 

      چاق شدن سخت ترین کار دنیاست . 

      چاقی یعنی تحمیل بار اضافه به بدن و تحمل اون سالها و سالها . 

      چاقی یعنی ظلم به خود و بدتر از اون ظلم رو در نظر خودمون زیبا و منطقی جلوه دادن و از اون لذت بردن . 

      وای که ما با بدنمون چه کردیم . با روح و روانمون چه کردیم . 

      و باز بدتر از اون راه طبیعت اصلی جسم که بسیار راحت و آسون اتفاق میفته  رو بستیم و اون رو در نظرمون سخت و طاقت فرسا نشون دادیم و ظلم رو چند برابرش کردیم . 

      خدایا منو در این راه ثابت قدم کن . 

      خدایا من به خودم خیلی ظلم کردم . 

      خدایا استمرار منو بیشتر کن . 

      خدایا کمکم کن تصویر ذهنمو درست کنم تا بتونم عملی که انجام میدم مطابق راحتی و آسانی عملی باشه که تو برام میخوای . 

      خدایا من میدونم تو راحتی رو برام میخوای . 

      میدونم تو نمیخوای به من ظلم کنی . 

      خدایا منو از تاریکی جهل و بد عملی نجاتم بده تا درست ببینم و درست بیندیشم و درست عمل کنم . 

      خدایا آگاهی منو زیاد کن تا بهتر درک کنم و ببینم آنچه را که باید ببینم . 

      لاغر شدن خیلی آسونه . 

      چون طبیعت بدنه . 

      من از زیاده خوردن رنج می کشم چون خلاف طبیعت بدن منه . چون روح و روانم رو مکدر می کنه و به جسمم آسیب میرسونه . 

      من از زیاده خوابیدن و زیاده نشستن رنج می کشم چون زیاده از حد فعالیت نکردن به من رنج میده و علاوه بر روح و روانم جسم منو هم آسیب میزنه . 

      خدایا چشمام رو باز کن که بیشتر درک کنم که چاق بودن و زندگی در چاقی چقدر سخته و من این همه مدت چطور در چاقی زندگی کردم و به خودم و بدنم آسیب رسوندم . 

      چاق شدن سختترین کار دنیاست . 

      چاق شدن سختترین کار دنیاست . 

      چرا سخته ؟ 

      چون طبیعت بدن من نیست . 

      چون رفتارهای تحمیلی زیادی داره .

      چون من عادتهای خشن زیادی در این مسیر به جسم و روح و روانم تحمیل کردم . 

      خدایا داره اشکم در میاد . 

      حالا در مقابل این جهان یه جهان دیگه هست که فقط توش لذته 

      تو لازم نیست فعالیت کنی که لاغر بشی . فقط اینو بدون هر وقت دلت خواست کاری یا فعالیتی انجام بدی ازش لذت ببری . 

      هدف از هر فعالیتی اینه که حال تو بهتر بشه و بتونی نفس تازه کنی و هوای تازه به بدنت برسونی . چون وقتی فعالیت می کنی بدنت بهتر نفس می کشه و شادابی و نشاط بیشتری رو بهش هدیه میدی . 

      این فرمول صحیح برای انجام هر حرکتی هست . دیگه هیچ فعالیتی برای لاغری انجام نده . 

      لاغری های غلط تازگی و بشّاشیت  در انجام حرکات رو از تو گرفتن . 

      در حالیکه تنها هدف هر فعالیتی اینه که تو بیشتر از نعمات خداوند استفاده کنی . از دست و پات برای لذت بردن استفاده کنی . از فضای آزاد برای لذت بردن استفاده کنی . از  تنفس بهتر برای لذت بردن استفاده کنی . خدا میدونه چقدر مواد زائد از بدنت دفع میشه . 

      وای که چقدر اینگونه تفکر کردن ورزش رو برام دلچسب می کنه . 

      همه ما بازی و تفریح و فعالیت رو دوست داریم اما به خاطر رژیم وورزشها و اون فشاری که به ما می آوردن چقدر مارو عذاب دادن و لذت حرکات ورزشی رو ازمون گرفتن . 

      حالا ما اینجاییم که لذت رو دوباره به خودمون برگردونیم . 

      چقدر عالی بود .  واقعا که همراه کردن دوره ورزش + من اینو نخوردم + صدگام چه تاثیر عالی در ذهنیت من گذاشت .

      چقدر تصویر لاغری در دهن من بهتر نشون داده شد . چقدر نگرشم تغییر کرد تازه من فقط یه جلسه تمرینش رو انجام دادم ولی اینقدر نتیجه عالی برام داشت .

      همه ما چاقها باورهای مربوط به خوردن و فعالیتمون دستکاری شده هک شده توسط هکر چاقی وقتی این باورها رو اصلاح کنیم لاغر شدن خیلی ساده اتفاق میفته چون بدن ما سالمه . بدن ما تمام مواد زائدش رو دفع می کنه . لازم نیست به زور عمل کنیم . فقط باید فرمولها رو درست کنیم . 

      لازم نیست به زور جلوی خودتو بگیری که نخوری فقط کافیه به ذائقه ات نگاه کنی که ایا سیره یا نه . فقط کافیه به معده ات فکر کنی که سیره یا نه . 

      دوره تغییر عادت رو بارها و بارها انجام بده . لزومی نداره تغییرات زیادی ایجاد کنی . تو همین حالا هم متناسب ترینی . فقط کافیه تغییرات کوچیکی به عاداتت اضافه کنی  که از عادت پرخوری برات آسونتر بشه . 

      پرخوری کردن خیلی سخته . خوردن اضافه بر نیاز خیلی سخته . حتی لذت بخش کردن و جذاب کردن غذاها در حالیکه دیگه خوردنشون برات  لذتی نداره و بهش نیازی نداری خیلی سخته . 

      اره چاق شدن سخته و ما این کار سخت رو بارها انجامش دادیم .

      ولی من  همونطور که سایر روشهای لاغری رو به راحتی ترک کردم با بخت کردن چاقی برای خودم اون رو هم ترک می کنم و با آسون کردن مسیر لاغری صحیح برای خودم اون رو آسون و آسون و آسونتر می کنم . 

      انقدر می نویسم تا برنامه ریزی دهنم تغییر کنه . اونقدر گوش میدم و تکرار می کنم تا برنامه ریزی دهنم تغییر کنه . اصلا در این راه عجله ای نمی کنم و هر فعالیتی رو فقط برای لذت بردنش انجام میدم . 

      خیلی خوشحالم فرمولهای ذهنی صحیح رو دارم پیدا می کنم و هی تکرارشون می کنم تا بهشون عادت کنم . ایمان دارم گذر زمان  آسونی بیشتری رو برام به ارمغان میاره .

      آخه از این راحتتر چی میتونه باشه .

      اینکه من در لاغر شدن ماهر میشم و اینکه کم کم چاقی رو کنار میزارم و لاغر بودن رو  تصویر دهنی خودم می کنم که خود به خود لاغ شدن رو تجربه کنم .

      دلم میخواست دوباره این تمرین رو انجام بدم تا لاغر شدن رو بهتر و بهتر باور کنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 29 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 49 کلمه

        سلام دوست عزیز واقعا از کامنتتون لذت بردم و آگاهی های زیادی توش بود ک روم اثر گذاشت 

        و لیاقت مدال طلایی داشت به نظرم تا دیدگاه فنی

        ولی خب این نظر منه چون من از یه زاویه دیگه ای بهش نگاه کردم و ذهن و برداشت همه متفاوت

        موفق باشی دوستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار عطا
          1402/03/26 09:15
          مدت عضویت: 537 روز
          امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 37 کلمه

          سلام و عرض ادب .

          ممنون از ابراز لطف شما بانو .

          فکر میکردم کسی که مدال فنی میگیره مشمول مدال طلایی هم هست . 

          در هر حال ممنونم از احساس مثبت شما و دیدگاه عالییی که برام فرستادید . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 0
            محتوای دیدگاه: 25 کلمه

            سلام کامنتی که معمولیه سطحش پایین تر از متوسط

            ولی کامنت مدال فنی یه خرده بالتر و در حد متوسط

             کامنت مدال طلایی بالاترین سطح رو داره

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار عطا
              1402/03/27 01:15
              مدت عضویت: 537 روز
              امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
              محتوای دیدگاه: 8 کلمه

              سلام و عرض ادب 

              ممنون از راهنماییتون

              لطف کردید .

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار منیره.ف
        1402/09/21 21:34
        مدت عضویت: 1738 روز
        امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 130 کلمه

        ممنونواز پاسخ عالیتون ببخشید اینجادپاسخ دادم در اخرین پاسختون به من جایی برای پاسخ نبود متاسفانه

        تجربیاتتون عالی

        امروز موقع ناهار خیلی گرسنم بود و خوردن رو حق طبیعی خودم میدونستم طبق عادت یک ظرف کوچک اواردم و غذا کشیدم همون قاشقهای اول الارم سیری رو حس میکردم ولی یه کوچولو بیشتر از اون خوردم هنوز برای خودم عادی سازی نکردم که مثلا من میتونم با چند قاشق سیر بشم و برم کنار 

        فکر کنم دلیل اینکه انسانهای چاق دیر سیر میشن همینه که میگن مغزشون دیر دستور سیری میده و باید اروم غذا بخورن

        مگه این مغز من نیست که در زمان چاقی الارم سیری نمیداد چرا الان الارم سیری رو زود میده انگار راه گلوم بسته میشه و لقمه پایین نمیره چون من از غذا نمیترسم  همین حس ارامش که سیرم میکنه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار عطا
          1402/09/23 17:54
          مدت عضویت: 537 روز
          امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 100 کلمه

          سلام 

          خیلی خوبه از غذا نمیترسید .

          معده ای که یه لقمه رو هضم میکنه ده تا لقمه رو هم هضم می کنه براش فرقی نداره چقدر بریزیم توش اون وظیفه اش هضم کردنه .

          فقط خودمون حس می کنیم زیاده روی کردیم حسمون بد میشه .

          وقتی بیخیال فرمولهای چاقی بشیم اصلاااااا دیگه درگیر خوردن نمیشیم .

          چون هر چی میخوریم هضم میشه و میره . 

          لاغری و چاقی شدن هیییییچ ربطی به غذایی که میخوریم نداره 

          اگه باور خوردن رو از چاقی و لاغری برداریم  دیگه با ذهنمون به چاقی از طریق خوردن توجهی نداریم و چاقی رو با چنین فرمولهایی خلق نمی کنیم . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار منیره.ف
            1402/09/24 14:54
            مدت عضویت: 1738 روز
            امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            همیاری
            محتوای دیدگاه: 228 کلمه

            سلام اقا عطا ممنون از توشتتون ممنون که اینجا هستید و پیام میزارید کاش بیشتر مینوشتید پیامهای دوستان مخصوصا شما واقعا کمک بزرگی به رسیدن هردچه زودتر به مقصد میکنه قبلا یه خانمی تو سایت بودن که خیلی خوب می نوشتن درک و اگاهیشون رو از سایت و شگفت انگیز هم شدن ولی یه جایی به بعد رفتن دلیلشون هم این بود که میگفت با توجه به صحبتهای استاد من قدرت رو از غذا گرفتم و لاغر شدم ولی اینجا خیلی بعضی از دوستان در مورد خوردن و نخوردن بحث میکنند

            برای من سواله اقا عطا ایا گرفتن قدرت از غذا به این صورت عمل میکنه که باعث میشه درست تر نسبت به مواد غذایی رفتار کنیم؟

            در من اینطوری عمل میکنه یعنی ترس از خوردن من رو پر خورتر میکنه و نترسیدن از خوردن باعث میشه غذا برام بی اهمیت بشه و ولعم از بین بره

            من روی رفتار لاغرها خیلی تمرکز کردم دور و برم ادم های لاغر زیادی قبلا فکر میکردم همشون کم خور هستن ولی الان به نتایج جدیدی رسیدم اتفاقا اونها کم خور هم نیستن ولی تایمعای خوردنشون با چاق ها فرق داره درست زمانیکه همه میخورن اون لاغره میگه میل ندارم و درست زمانیکه همه سیرن اون یک چیزی میاره و با لذت میخوره و میگه اخیش دست و پام داشت میلرزید

            در واقع اونها بر مبنای نیاز بدن میخورن نه ایتم دیگه

            پیروز و موفق باشید

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار عطا
              1402/09/26 09:26
              مدت عضویت: 537 روز
              امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
              همیاری
              محتوای دیدگاه: 1,107 کلمه

              سلام .

              ممنون از ابراز لطف شما . 

              الحمدلله به لطف تناسب فکری کارو بارم پر رونق تر شده  بیشتر زمانم مشغول کار هستم  برای همین کمتر مینویسم . عذرخواهی منو پذیرا باشید ولی هروقت که سرم خلوت تر میشه میام و میخونم و و گوش میدم یعنی خودم رو در معرض آگاهیها قرار میدم  و استفاده می کنم از بیانات استاد و سایر دوستان . 

              اما در مورد سوال شما چیزی که به ذهنم میرسه اینه که هر کسی نیازش با شخص دیگه متفاوته .

              به نظرم بهترین معیار رو برای اینکه تشخیص بدیم کی بخوریم و کی نخوریم رو خداوند برامون گذاشته و به نظرم اگه هر کسی واقعا نقطه سیری و گرسنگی خودشو پیدا کنه دقیقا مثل همون انسان متناسب زمان خوردن و نخوردن خودش رو میتونه تشخیص بده . 

              ببینید من به یه نتیجه رسیدم وقتی سیرم بهترین گزینه نخوردنه . وقتی هم گرسنه هستم بهترین گزینه خوردنه . 

              خوردن و نخوردن رو بر اساس ذهنم انتخاب نمی کنم بر اساس جسمم انتخاب می کنم .

              از طرفی خوردن از نظر من چاق کننده نیست . خوردن برطرف کردن نیازمه . تبدیل شدن به انرژیه . 

              شاید بگید خب این درسته اما پرخوری چاق کننده است .

              میگم اگه کسی طبق نیازش بخوره اصلا پرخوری نمی کنه . 

              خب باز ممکنه بگید من عصبی بشم میخورم استرسی میشم میخورم هیجانی میشم میخورم و …

              خب من میگم وقتی ما از نظر ذهنی هنوز مشکلات دیگه مون رو حل نکردیم و هنوز از ذهن خلاق خودمون به جای حل مساله در مشکلسازی استفاده می کنیم خب طبق الگوهای قبلی خیلی به خودمون حس نیاز میدیم . ذهن و بدن رو نیازمند می کنیم و ما کارمون اینه این احساس گرسنگیهای ذهنی رو پر کنیم .

              ما اگه مدیریت ذهن رو همیشه انجام بدیم و بلد بشیم چطور از قدرت ذهنمون به جای مشکل سازی در جهت حل مسائل استفاده کنیم قطعا حس نیازمون توسط مدیریت ذهن پر میشه و ما یا اصلا عصبی نمیشیم یا خیلی دیر عصبی میشیم نومید نمیشیم افسرده نمیشیم بیمار نمیشیم فقیر نمیشیم و این احساسات نیاز وقتی نباشه  بدن ما طبق طبیعت خودش چربی سوزی رو کامل انجام میده و وقتی حقیقتا خودش نیاز به مصرف مواد غذایی پیدا می کنه از طریق میل ما به ما اعلام میکنه .

              من نظرم اینه بیشتر حواسمون به  آلارم بدنمون باشه برای خوردن . 

              خیلی خوب بهمون میگه . وقتی گرسنه ای میل برای خوردن خیلی عالیه غذاها خوشمزه ترن بیشتر بهت میچسبند ولی واقعا خوردن در موقع سیری و براساس دیدن یا شنیدن یا به به  و چه چه دیگران اونم باز در زمان سیری  لذتی نداره . 

              فقط باعث میشه حسمون بد بشه و از لحظاتی که میتونیم لذت ببریم نبریم در عین حال وقتی گرسنه ای و  هی به خودت بگی نخور نخور باز حس ولع زیاد میشه و بازم نیاز ذهنی به نیاز جسمی اضافه میشه . 

              به نظر من بهترین تعادل برای اینکه ذهن منفی نشه خوردن بر اساس نیازه .

              اینجوری نه هیچ وقت عذاب وجدان میگیری و نه هی برچسب پرخوری و تحقیر و سرزنش به خودت میزنی نه هیچ وقت نخور نخور  به خودت می گی که ولعت و زیاد کنی نه احساس ضعف می کنی نه در حسرت غذاهایی .

              من اینو واقعا در بدنم شناختم و اجازه میدم زمان خوردنم رو حس گرسنگی بهم اعلام کنه و نخوردنم رو حس سیری .

              از خودم زمانبندی نمیزارم . انقدر بخور این زمان بخور این زمان نخور وای الان زیاد خوردم کم خوردم . 

              .چون انقدر کار دارم که دیگه ذهنم درگیر لذت بردن از کارمه . خوردنمامم هیچ وقت محدود نیست . حس محدودیت هم ندارم آزادم ولی بر اساس نیاز جسمم عمل می کنم و خیلی سعی می کنم دچار هیجانات نشم چون الگوهای خوردنهای هیجانی رو دارم . ولی مدیریت می کنم که از طرفی منفی نشم نومید نشم حسادت نکنم شکرگزاری می کنم هر روز صبح که مبخوام برم سرکار از خدای خودم تشکر می کنم که کار دارم مشتری دارم  زیاد در وادیهای  هیجانی  خودمو نمیندازم و اصولا به چیزهایی که هم سن و سالهام بهش علاقه دارن خیلی علاقه ای ندارم مگر  تفریحات سالم که اتفاقا پایه هستم . مثل کوهنوردی و اردوهای جهادی . البته یه نکته مهم من برای تنهاییم خیلی ارزش قائل هستم یعنی با وجودیکه انسانی هستم که همیشه بیرونم ولی  همیشه خلوتی برای خودم دارم که دلم نمیخواد کسی خلوتم رو به هم بزنه . با خدای خودم حرف میزنم قدردانی می کنم خواسته هام رو می گم ستایشش می کنم یعنی به جای پناه بردن به غذا من با خدای خودم در ارتباطم  .

               من خیلی از چاله های ذهنی که قبلا خودم ایجاد می کردم  رو با خدای خودم پر کردم . چاله سازی رو هم با توجه نکردن به ناخواسته ها کنار گذاشتم برای همین خیلی کم پیش میاد که من بر اساس  فرمولهای قبلیم غذا بخورم در نتیجه دیگه حس محدودیت ندارم و خیلی راحت نیاز جسمم رو تشخیص میدم . 

              یعنی میخوام اینو بگم وقتی مدیریت ذهن باشه گرسنگیهای ذهنی اصلااااااا ایجاد نمیشه . 

              و گرسنگی فقط بر اساس جسمه . 

              توجه به داشته ها رها شدن از حسادت ها رها شدن از مقایسه کردن ها و ناشکری نکردن  خیلی کمک کننده است . 

              مثلا قبلا من یه عادتی داشتم این بود که خیلی خودمو با دیگران مقایسه میکردم میگفتم فلانی ماشین داره من ندارم . فلانی باباش اینجوری حمایتش می کنه من اون حمایت رو کمتر دارم فلانی انقدر پول داره خونه داره باباش بهش خونه مجردی داده من ندارم من چاقم کسی به من ابراز علاقه نمی کنه و خلاصه کلییییی از این حرفا با خودم داشتم اینا  و امثال این گفتگوهای ذهنی همون چاله سازی های ذهنیه که توسط شخص من انجام میشد و اگه ادامه پیدا کنه  ذهنم رو بیمار می کنه دچار خلاء می کنه ارتعاشش منفی میشه در نتیجه چیزای منفی بیشتری هی جذبش میشه و باز چاله ها عمیقتر . 

              سیاه چاله هایی که تمام انرژی روحانی انسان رو میخورن و نیازمون به مصرف مواد غذایی رو شدیدتر می کنند و باز فرمولهای اشتباه محدودیت باز چاله های عمیقتر . 

              خلاصه همه ی اینا تنظیمات بدن رو به هم میزنه .

              اما وقتی در صدد بر بیاییم که اول تمام چاله ها رو پر کنیم از خدامون بخوایم کمکمون کنه که البته او دائما خودش این کار و می کنه ما به شفای درونی متصل میشیم و خیلی راحت ذهنمون رو سالم می کنیم و پر می کنیم تمام سیاه چاله هایی که انرژی ما رو میخورن .

              اینا یعنی کار روی ذهن .

              وقتی ذهن سالم میشه ارتعاشش مثبت میشه دیگه به جای انرژی خواری انرژی رسان میشه .

              بدن این ارتعاش رو دریافت می کنه بهش انرژی میرسه دیگه کمبود انرژی نداره در نتیجه بدن هم آروم آروم با اصلاح ذهن به طبیعت خودش که تناسب اندامه برمیگرده  و میلش به ذخیره انرژی در حد طبیعت جسمی میشه . 

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 5 از 1 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آواتار منیره.ف
                1402/09/26 16:58
                مدت عضویت: 1738 روز
                امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                همیاری
                محتوای دیدگاه: 389 کلمه

                عالی نوشتید مثل همیشه

                و در واقع ختم کلام رو گفتید وقتی سیری نخور وقتی گرسنه ای بخور 

                من اوایل که اومدم تو دوره نمیدونستم واقعا به چه طریقی دارم لاغر میشم ولی به فرمولها توجه میکردم مثلا وقتی همسرم خوراکی میخورد من میدیدم و هوس میکردم ولی با خودم میگفتم من قبلا هیچ برنامه ای برای خوردن این نداشتم پس نمیخورم و یا اینکه ته غذای بچه هام رو نمیخوردم وووو

                یهو به خودم اومدم دیدم موقع ناهار نمیتونم با بقیه ناهار بخورم مثلا ساعت ۴ نهارم رو میخوردم و دیگه شام نمیخوردم در واقع به هیچ وجه مقدار رو کم نکردم مثلا تنوع غذایی رو کم کردم و هر روز بی میل و بی میلتر میشدم کسی که اشتهاش خیلی زیاد بود یادمه یه بار برای افظار فقط ابجوش و بلال سر سفره گزاشتم و خیلی هم با لذت خوردیم چون جند روز بود بلال میخواستم و وقتی غذا میخوردم دیگه نمیتونستم هیچی بخورم روند لاغری هم به کندی ادامه داشت تا اینکه به توصیه استاد ظرف غذا رو کوچک کردم بعد ناخوداگاه حجم غذام کم شد خیلی هم کم شد یادمه شب چله خونه برادر همسرم من به خانم برادر همسرم گفتم کاش شام فقط همین سوپ رو میزاشتی و تا چند روز بعد اون مهمونی نتونستم چیزی بخورم روند لاغری بهتر و بهتر شد تا صفرام رو عمل کردم و انقدر همه گفتن چون صفراش رو عمل کرده لاغر سده که خودم هم باور کردم و اضافه وزن کم کم برگشت دوباره کلاهم رو قاضی کردم و چسبیدم به سایت و اینبار دیدم که موقع گرسنگی میخورم و وقتی سیرم دست از غذا میکشم این شد کد لاغری من ووخیلی هم سرعت لاغری رو برد بالا تو اوج بودم که منظورم از اوج تو مسیر بودن و در حال تناسب شدن به یک فرد چاقی خیلی گیر دادم که چرا دو بار شیرینی میخوری و انگار بعد اون همه چی برام بهم ریخت اوایل فکر کردم چون اون سادات بوده دلش رو شکستم حتی بهش گفتم خندید و گفت وای چه حرفها اصلا ناراحت نشدم

                بعد فهمیدم وقتی اون رو نصیحت میکردم به ذهن خودم میگفتم که شیرینی چاق میکنه در واقع ذهنم گیج شد 

                ماه ها طول کشید که خودم رو جمع و جور کردم و الان خدا رو شاکرم که در بهترین حالتم هستم خیلی خوشحالم که از کسب و کارتان راضی هستید ارزوی بهترینها رو دارم براتون

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  آواتار عطا
                  1402/09/27 13:21
                  مدت عضویت: 537 روز
                  امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
                  همیاری
                  محتوای دیدگاه: 403 کلمه

                  سلام . 

                  ممنون از تجربه ی عالیتون که به ما هم انتقال دادید .

                  بله و اتفاقا میل طبیعی ما روی گرسنگی و سیری تنظیمه .

                  وقتی گرسنه میشیم میلمون میاد که بخوریم وقتی سبریم میل میره .

                  حالا دنیا ما فرمولهای چاقی هم داشته باشیم  وقتی بدن سیره میل نمیاد . 

                  من واقعا بهش رسیدم . 

                  واقعا وقتی میل به غذا داری یعنی گرسنه هستی . 

                  و حتی خوشمزه ترین غذاها وقتی سیر میشی تمایلی برای مصرفش نداری .

                  حتی اگه بخوری هیچیش جذب نمیشه . 

                  مثل اسفنج که داخل آب میندازیم . تا وقتی خشکه آب رو جذب می کنه ولی وقتی پرآب شد هر چقدرم آب بریزی داخلش دیگه جذب نمی کنه !

                  منتها افکار چاقی هستند که مارو چاق کردند نه غذا غذای اضافه دفع میشه به همین راحتی . 

                  باور کنید اصلا میل برانگیخته نمیشه برای خوردن غذای اضافی . 

                  تمام چیزی که ما با میل و رغبت خوردیم واقعا نیاز جسم ما بوده . 

                  بدن چاق به واسطه ی فرمولهای چاقی  دچار قحطی زدگی و جنگ شده و بدن برای  محافظت از ما در وضعیت جنگ و مبارزه  میل به ذخیره می کنه  .

                  یعنی ما با فرمولهای اشتباه خودمون که  فلان غذا چاق کننده  است انقدر بخوری چاق کننده است من دارم چاق میشم نشستن چاق کننده است آبم میخورم چاق میشم نفس میکشم چاق میشم و چنین فرمولهایی خودمون رو ناراحت کردیم و به خدای خودمون تهمت زدیم . به سیستم آفرینش تهمت زدیم . چاقی کفره ‌ تناسب اندام سیستم طبیعی ماست حتی ذخیره ی انرژی چیز بدی نیست . جزء سیستم دفاعی بدن ماست . ما اشتباه کردیم که به خودمون فرمول غلط دادیم و هی بدن ترسید هی میل  برای ذخیره بیشتر شد .

                  این راه خیلی روشنه وقتی ما عملکردمون با خدا با خودمون با مردم با مواد غذایی رو تغییر بدیم و به همه چیز نسبت خوب بدیم  واکنش بدن از حالت ذخیره انرژی خارج میشه 

                  خیلی راحت خود به خود ما متناسب میشیم . 

                  هر لحظه این تناسب و تعادل داره انجام میشه . 

                  هر لحظه . 

                  واقعا جز قدردانی از خداوند که دیدگاه مارو با هدایت به این مسیر زیبا باز کرد چه میشه گفت  

                  کسی که به این مسیر وارد میشه دوباره از نو مسلمان شده . تمام باورهای محدود کننده کفر هستند .

                  نسبت دروغ به خداوند گناهه و برای همین حالمون بد میشه . 

                  هر وقت فکر منفی در سرمون میاد حالمون بد میشه و داره می گه ایست کن این تفکر غلطه تغییرش بده و ما  هر روز در حال تازه کردن ایمانمون هستیم . 

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                  امتیاز: 3 از 1 رأی
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                    آواتار منیره.ف
                    1402/09/28 23:43
                    مدت عضویت: 1738 روز
                    امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                    محتوای دیدگاه: 30 کلمه

                    ممنون عالی نوشتید ولی ممکن سوال پیش بیاد اگر شما قاطعانه میگید که غذا چاق نمیکنه پس چرا شما حتی استاد و خیلیها غذاشون رو نسبت به قبل کم کرد

                    برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                    امتیاز: 0 از 0 رأی
                    افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                      آواتار عطا
                      1402/10/11 14:36
                      مدت عضویت: 537 روز
                      امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
                      محتوای دیدگاه: 148 کلمه

                      سلام .

                      من غذامو کم نکردم . بر اساس نیاز بدنم میخورم . 

                      هر وقت حس نیاز کنم می خورم . 

                      گرسنمه میخورم سیرم نمیخورم . چیزی رو کم نکردم . 

                      به نظر من این سوال از ذهن چاق میاد .

                      ذهن چاق تصورش اینه که انسان متناسب یا لاغر کم غذا میخوره و خودش زیاد میخوره .

                      این تصور غلطه . 

                      همه به اندازه ی نیازشون میخورن . اصلا کسی خارج از ظرف و نیازش نمیتونه بخوره .

                      منتها فکر چاق میگه نیاز من چاق کننده است 

                      فکر لاغر یا بهتره بگیم متناسب می گه نیاز من متناسب کننده است .

                      فکر چاق  از چیزی که خورده حس چاقی تولید می کنه 

                      فکر متناسب حس تناسب و سلامتی .

                      وقتی افکارمون رو اصلاح کنیم و  ذهن لاغرمون رو فعال کنیم حتی سوالایی هم که پیش میاد در جهت لاغرتر کردن و متناسب تر کردن ماست ‌ گرچه در ذهن متناسب اصلا سوالی در این زمینه ها پدید نمیاد . 

                      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                      امتیاز: 5 از 1 رأی
                      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                        آواتار منیره.ف
                        1402/10/11 21:38
                        مدت عضویت: 1738 روز
                        امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                        محتوای دیدگاه: 4 کلمه

                        ممنون از پاسخ عالیتون

                        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                        امتیاز: 0 از 0 رأی
                        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                        آواتار منیره.ف
                        1402/10/11 21:48
                        مدت عضویت: 1738 روز
                        امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                        محتوای دیدگاه: 222 کلمه

                        ببخشید اقا عطا من در زمینه لاغری هیچ مشکلی ندارم و میدونم اینجا بهترین جا برای لاغری ولی بعضی از قسمتهای بدن برای مثال بازو فکر میکنم امکان نداره لاغر شه حتی فیلم افرادی که ۶۰ کیلو لاغر شدن رو میبینم که این قسمت از بدنشون تغییر خاصی نکرده و همین من رو از حرکت به سمت جلو بازمیداره

                        دوست داشتم بدونم از کدوم دوره بیشترین نتیجه رو گرفتین و اینکه در یه جای نوشته بودید والک پلو میتونم بپرسم این غذا مخصوص به چه منطقه ای چون برام خیلی جالب بود

                        واقعا بهتون تبریک میگم شما الگوی من در لاغری هستید چون تمام زندگیتون رو تغییر دادید

                        البته جا داره من هم بگم که من به هیچ وجه نمیتونستم صبح بیدار شم ولی الان سحر خیزم

                        به هیچ وجه سیر نمیشدم 😂ولی الان سیر میشم

                        به هیچ وجه دیگران رو نمیبخشیدم ولی الان میبخشم

                        اعتماد به نفسم بیش از اندازه پایین بود ولی الان نیست

                        ووووو

                        ممنون از شما به خاطر پاسختون امیدوارم موفق و موید باشید در تمام زمینه های زندگی خیلی ها تو سایت لاغر شدن ولی من فکر میکنم ذهن شما بهترین روش رو برای لاغری در مقابلتون باز کرده دوستانی هستن که نوشته هاشون پر از بوی رژیم ولی خودشون نمیدونن و هیچ حس خوبی از نوشته هاشون نمیگیرم ممنون از شما من همه نوشته هاتون رو تو سایت میخونم و واقعا بهم کمک میکنه

                        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                        امتیاز: 0 از 0 رأی
                        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                      آواتار عطا
                      1402/10/12 12:34
                      مدت عضویت: 537 روز
                      امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
                      همیاری
                      محتوای دیدگاه: 345 کلمه

                      سلام . 

                      ببخشید قسمت پاسخ به دیدگاه در نوشته آخرتون غیر فعال بود برام اینجا پاسخ دادم .

                      پاسخ به سوال اولتون در مورد چاقی موضعی در بازو 

                      در مورد چاقی موضعی شما باورش رو در ذهنتون دارید .

                      بعضیها این حساسیت رو روی شکم دارند بعضی ها روی پاها و در شما این باور روی بازو هست .

                      خب شما با دلیل و مدرک باید به خودتون ثابت کنید این باور غلطه . 

                      خیلی از انسانها رو داریم که بازوهای لاغری دارن . 

                      بازو هم عضوی از بدنه و 

                      چربی سوزی در تمام قسمتهای بدن طبق طبیعت خودش داره انجام میشه .

                      منتها چون شما توجه به چاقی بازو دارید در این قسمت با توجهات خودتون چاقی رو بیشتر خلق می کنید . 

                      اگه میخواین چاقی در بازوتون خلق نشه بهش توجه نکنید چشمتون رو برگردونید . 

                      با همین یه تمرین ساده کم کم باور چاقی بازو در شما غیر فعال میشه و این پدیده دیگه  در بیرون خلق نمیشه . 

                      لاغری بدن هم که همیشه در جریانه و وقتی با تغییر کانون توجه شما  چاقی خلق نشه طبیعت بدن خودش چاقیهای گذشته در بازو رو پاک می کنه و بازوی شما مثل سایر قسمتهای بدنتون به راحتی لاغر میشه . 

                      پاسخ به سوال دوم 

                      من در  دوره ی ۱۰۰ گام و در دوره تغییر عادت و در دوره ورزش شرکت کردم و بیس اصلی  لاغری با ذهن رو یاد گرفتم 

                      در دوره های دیگه  هم میخواستم شرکت کنم اما به دلایلی منصرف شدم . 

                      ترجیح دادم مطالب سایت رو مطالعه کنم و مطابق با الگوها و برداشتهای ذهن خودم حرکت کنم . 

                      پاسخ به سوال سوم 

                      ما در تهران زندگی می کنیم . 

                      والک یه گیاه عالی و خوشمزه است که در کوه روییده میشه البته پرورشی هم کاشت می کنند ولی اصلش در کوه هست و اردیبهشت ماه روییده میشه .

                      در مورد موفقیتهاتون هم که نوشتید خیلی بهتون تبریک می گم . 

                      بسیار عالیه 

                      موفقیتهاتون روز افزون بانوی شجاع و توانمند . 

                      در مورد نوشته هام هم به بنده خیلی لطف دارید منم هرچی یاد گرفتم از این سایت هست که حدودا یک ساله خداوند منو به این سایت هدایت کرد و خدارو شکر  برکاتش رو دارم در حوزه های مختلف زندگیم میبینم . 

                      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                      امتیاز: 0 از 0 رأی
                      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                        آواتار منیره.ف
                        1402/10/13 13:16
                        مدت عضویت: 1738 روز
                        امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

                        ممنون از پاسخ عالیتون موفق و موید باشید

                        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                        امتیاز: 0 از 0 رأی
                        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/11/24 23:58
      مدت عضویت: 537 روز
      امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 476 کلمه

      سلام و درود . 

      باور کردن لاغری .

      من لاغری رو باور می کنم . 

      چون جسم من طبیعتش لاغریه . 

      من خودمو با طبیعت جسمم همسو و هماهنگ می کنم . 

      بدن من لاغر شدن رو بلده . 

      من در فکر و رفتارم با لاغر شدن همسو میشم . 

      در فکرم لاغر بودن رو باور می کنم . 

      من همین حالا هم چربیهای بدنم داره گرم به گرم اکسید میشه و بدن من داره لاغری رو تجربه  می کنه . 

       لاغری داره در جسمم اتفاق میفته . چون  تمام غذاهایی که میخورم به طور کامل از بدنم خارج میشه . چیزی در بدن من ذخیره نمیشه . 

      بدن من همواره در حال خروج مواد از بدنه . بدن من انرژی لازم برای کارکرد اندامها رو نگه میداره و مابقی اون رو مرحله به مرحله دفع می کنه . بدن من دائما در حال خروج مواد زائد از خودشه . بدن من دائما در حال سبک کردن خودشه . چاقی فقط یک امر موقته . تمام چربیها مرحله مرحله در حال اکسید شدن هستند و اگه ما فقط موقع گرسنگی بخوریم و موقع سیری نخوریم تمام چربیهای اضافه ی بدن ما به مرور از بین رفته و بدن ما به تناسب میرسه . چون ما دیگه چاقی تولید نمی کنیم . 

      من وقتی رفتاری بر اساس زبان بدنم دارم احساس متناسب شدن می کنم . احساس لذت تناسب با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست .حتی باور لاغر بودن با انجام رفتاری بر اساس زبان بدن برای من باور پذیر میشه . 

      وقتی رفتار چاق کننده انجام میدم باور اینکه من چاقم و یا دارم چاقتر میشم خیلی زیاده . 

      یعنی من از رفتار چاق کننده برداشت چاقی دارم . 

      پس برای اینکه باور لاغریم قوی بشه باید رفتار غدایی مناسب داشته باشم .  تمام غذاهای من اکسید میشه و هیچ ماده ای به جز ۲-۳ روز در بدن من نمی مونه و این جسم من هر لحظه در حال تغییره  . نمیدونم چقدر طول می کشه تا هر آنچه چربی در بدن منه اکسید بشه ولی این رو مطمئنم تنظیمات بدن من خیلی دقیقه و باور لاغر بودن وقتی در من خیلی قوی بشه من بدون دغدغه خیلی راحت لاغر می مونم . 

      خیلی دوست دارم‌بیشتر بنویسم . 

      لاغر شدن رو حق خودم می دونم . لاغر موندن رو حق خودم می دونم . 

      ولی من یه اشتباهی دارم .باور لاغر بودن رو وابسته کردم به انجام رفتار غذایی متناسب با زبان بدن . 

      در حالی که انجام‌رفتار متناسب با زبان بدن کاملا بر اساس باور لاغر کننده میاد .

      یعنی وقتی من باور داشته باشم که لاغر میشم رفتار غذایی بر اساس فرمولهای چاقی انجام نمیدم و رفتارهام متناسب میشه . 

      یعنی یه جورایی به نظرم میاد بر عکسه .

      از شخصیت متناسب  رفتار متناسب خلق میشه . چون من شخصیت متناسب رو دارم از طریق فایلهای آموزشی در خودم فعال می کنم و چیزی که از شخصیت متناسبم خلق میشه رفتار غذایی متناسبه . 

      و هر چقدر تمرکز من بیشتر میشه عملم بهتره و حالم بهتره 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار منیره.ف
        1402/10/14 08:43
        مدت عضویت: 1738 روز
        امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 395 کلمه

        خیلی عالی بود باور لاغری رو متناسب کردید به رفتار متناسب بله این غلطه من اوایل که در سایت بودم با تمرینات مثل تصورلاغری پزیرفتن لاغری و نترسیدن از غذا افکارم و بعد هم رفتارم متناسب شد یعنی لاغر میشدم ولی وقتی یک نفر میگفت داری چی کار میکنی نمیتونستم بگم خوب برخورد من با مواد غذایی عالی شده بود مثلا همه یه خوراوی رو میخوردن من سیر بودم نمیخوردم و     وووووو

        بعد مدتی فهمیدم که فقط در مواقع گرسنگی غذا میخورم و دیگه نمیتونه دلیلی محرک خوردن من شه مثلا من خیلی به بوی غذا حساس بودم و واقعا گرسنم میکرد دیگه اصلا بوها رو حس نمیکردم مثلا میفهمیدم بوی غذا بو پله ها پیچیده ولی اصلا دقت نمیکردم و به به چه چه نمیکردم حتی گاهی بدم هم میومد 

        بعد دیگه کم کم با حجم خیلی کمی سیر میشدم این روند ادامه پیدا کرد و منکه دیگه هر روز صبح داشتم لاغری رو مشاهده میکردم در پاسخ اینکه چه طور لاغر شدی جواب میدادم وقتی گرسنم میخورم و وقتی سیرم نمیخورم و این برای خودم یک فرمول شد و تمام اموزشهای من رو پوشش داد و من این فرمول به همه توصیه میکردم در صورتیکه توجه نکردن به کانالهای عصبی تنوع ندادن به سفره غذا ووووباعث به وجود امدن این عملکرد من شده بود یعنی من فرد لاغری شدم و کلی از قطعات گمشده یک پازل رو کنار هم چیدم تا پازل لاغریم رو ساختم من اشتباه کردم که گفتم وقتی سیرم نمیخورم وقتی گرسنم میخورم بعد مدتی همه چی بهم ریخت حتی خودم هم نمیتونستم از فرمول خودم پیروی کنم

        ببینید من دیروز صبحانه جگر خوردم این هزار تا فرمول داره اون رو سرخ کردم اول اینکه از غذا نترسیدم به کالری جگر توجه نکردم و فقط به خاصیتش توجه کردم که چه قدر برام مفیده بعد ساعت ۱۲ میوه خوردم و موقع ناهار هیچی نخوردم تا غروب که مهمان اومد و شیرینی اواردن و من یک عدد خوردم و موقع شام هم یک کاسه کوچک اش و یک کاسه کوچک ابگوشت خوردم خوب هزاران فرمول در عملکرد دیروز من بود مثلا من میتونستم چند تا شیرینی بخورم ولی نخوردم چون میتونستم هم نخورم خودش شامل صد تا فرموله که من تونستم به راحتی فقط یه شیرینی بخورم در حالیکه گرسنه بودم من چون متناسبم رفتار متناسبی داشتم نه اینکه بگم دیروز من هر وقت گرسنه بودم خوردم و به محض سیری نخوردم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار عطا
          1402/10/14 13:14
          مدت عضویت: 537 روز
          امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 27 کلمه

          سلام بله کاملا درست میفرمایید .

          از شخصیت متناسب رفتار متناسب خلق میشه .

          وقتی باور دارم که متناسبم پس هر رفتاری که انجام بدم در جهت تناسبه . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فریبا
          1403/02/23 22:53
          مدت عضویت: 612 روز
          امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 38 کلمه

          سلام 

          عزیز جان میشه یکم بیشتر توضیح بدید اینو ک یعنی چی ک گرسنه نیستم و یا سیر شدن عمل نکردی چن من خیلی توجه دارم ب این مسئله ک حتما گرسته بودم بخورم سیر شدم نخورم گیر کردم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/11/24 13:42
      مدت عضویت: 537 روز
      امتیاز کاربر: 11390 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 365 کلمه

      سلام و درود .

      این فایل در مورد فرمول باور کردن لاغری بود . 

       هر فرمولی که ایجاد میشه قطعا دلایلی برای ایجادش هست .  

      چرا من باور دارم که نمیتونم لاغر بشم؟

      چون لاغری رو سخت میدونیم .

      چون بارها ازراه غلط امتحان کردیم و دیدیم چقدر سختی بهمون وارد اومده و راه غلط رو نتونستیم ادامه بدیم ولی این بار از راه درست داریم عمل می کنیم .

      ولی چاقی همیشه برامون راحت بوده . در حالیکه اگه لاغری اصلی رو یاد بگیریم میبینیم که لاغرشدن راحتتر از چاق شدنه . چون همسو شدن با طبیعت بدنه . 

      در لاغری واقعی ما داریم خودمون رو با زبان بدن همسو و هماهنگ می کنیم . پس اینبار لاغر شدن با دفعات پیش فرق داره .

      این بار ما با استفاده از طبیعت بدن میخوایم حرکت کنیم . موقع گرسنگی بخوریم . موقع سیری نخوریم . موقع خستگی بخوابیم . موقع کار کار کنیم و اینها کار عملی بیرونی هست . کار عملی دیگه هم یادگیری است که ما هرروز باید فایل گوش بدیم بخونیم و بنویسیم تا این راه رو خوب یاد بگیریم .

      حالا این بار ما از این طریق داریم حرکت می کنیم مهم استمرار در مسیره . لاکپشت وار حرکات آرام و مستمر داشته باشیم و به تغییرات کوچک توجه کنیم . کم کم عادات ما رنگ و بویی جدید به خودش میگیره و ما کم کم و آهسته آهسته تغییر می کنیم و به خودمون میاییم و میبینیم مسیر رو به پایان رسوندیم و تمام شده . 

      پس دیگه لازم نیست به لاغر شدن فکر کنیم فقط هر روز قدمهایی کوچک در مسیرش برداریم . قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود . 

      دریای لاغری از قطرات کوچک مستمر آب تشکیل میشه و ما به خودمون میاییم و میبینیم  لاغر شدیم .

      توجه ما فقط باید به مسیر حرکت باشه . نه نقطه شروع و نه پایان .

      که نه مغرور بشیم و نه ناامید .

      اگه هم توجهی به نقطه شروع داریم برای انگیزه و امید باشه . 

      اما مسیر چیه . مسیر همین امروزها و همین حالاهایی هست که من دارم ازش عبور می کنم .

      هر روز که در مسیر لاغری متعهد بمونیم باور می کنیم که لاغر شدن برای ما هم میسره . 

      اون وقت باور لاغری در ما شکل میگیره . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شهربانو باقری
        1401/11/26 00:02
        مدت عضویت: 1445 روز
        امتیاز کاربر: 22276 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 376 کلمه

        سلام و درود ▪︎  

        آفرین آقا عطا شما چقدر  درست  گفتی که  :     هر روز که در مسیر لاغری متعهد بمونیم باور می کنیم که لاغر شدن برای ما هم میسره . 

        اون وقت باور لاغری در ما شکل میگیره .      

        من با استمرار در این مسیر از آگاهی های جدیدی  برخوردار شدم   که  پایه های  باور آسان بودن  لاغری رو  در من محکم کرده …

        خصوصا  دوره  اصلاح اشتها و پرخوری ….خیلی به من کمک کرد که باور  لاغر شدن اصلا سخت نیست و بسیار آسانه  در من جا بیفته   …می بایست در دو جنبه   فکر و رفتار  تغییرات  رو بوجود بیاریم  با چی ؟ با آموزش و یادگیری ، ایجاد تغییر در این دو جنبه  مثل  بالهای  پرواز در یک پرنده  می مونه  …اگر سنگی یا جراحتی به یکی از بالهای هر پرنده ای بخوره و زخمی بشه   دیگه نمی تونه پرواز کنه  …چون پرنده برای پریدن به هر دو بال خودش  نیازمنده ..

        ما می خوایم  از قفس چاقی  خارج بشیم و در آسمان  سرزمین  لاغری به پرواز دربیاییم  پس  به دو بال نیرومند  نیاز داریم   بال افکار و باورهای لاغر کننده صحیح ذهنی   و بال رفتارهای صحیح  در جهت متناسب شدن ….

        هر کدوم  دچار اشکال باشن   پریدن از قفس اضافه وزن  امکانپذیر نخواهد بود ..

        در این دوره های ارزشمند  با افکار و باورهای صحیح آشنا شدیم   ما آماده پروازیم  و شناخت رفتار صحیح و تکراراونها  قدرت پرواز  و رهایی از قفس چاقی رو به صد در صد  می رسونه …

        خلاصه رفتار صحیح غذایی  این میشه که  به حدی از قدرت اندیشه و فکر برسیم که بتونیم براحتی   نه تنها پرخوری  بلکه  اضافه خوری  و ریزه خوری  رو هم کنار بگذاریم  از خوردن نترسیم اما  به اندازه به قدر نیاز  میل کنیم …   خوب اگر زیر سازی فکری ما  که  در تک تک فایلهای دوره  پازلهای اون به تدریج کنار هم‌چیده  شده قوی  و به حد نصاب  رسبده باشه  براحتی می تونیم از سه گانه پرخوری ، ریزه خوری و اضافه خوری  بپرهیزیم و رعایت کنیم و بر خود مسلط بشیم و در انتخاب  مقادیر مناسب  و سایزهای کوچکتر  موفق عمل کنیم و  به این ترتیب براحتی  لاغر میشیم و سایز و وزن پایین می آد …

        با تشکر از شما دوست عزیز ….

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1401/11/19 11:09
      مدت عضویت: 517 روز
      امتیاز کاربر: 36566 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 493 کلمه

      سلام صبح زیبایی ۱۹ بهمن ۱۴۰۱ شادباشد 

      امروزرسیدیم به گام باور این باور در مادربچگی ودر داخل .خانوا ده شکل  میگیره زمانی که کودک ازا مایش وخطا جلوش میگریم این چه خطرناک چه بی خطر تفاوت برای این خانوادها نداره

      توی بچه ایجاد باور انجام ندان کار زمینه سازی میکنن بعضی دیگه در مدارس ایران شجاعت انجام کاری که احتمال به ریختن محیط مدرسه باشه جلوگیری دزنتیجه ما باور انجام بعضی کارها نداریم وافرادی که کمی تبلی چاشنی رقتارشون این مودرو بیشتر قبول دارن وتنیلی رو پنهان کرد باور رو جا یگزین کرده  وانجام دادن بعضی از کارها به باور ربط میدن 

      اگه ما تونستیم به این وضع موجود برسیم باور قویی داشتیم که مامیتونیم چاق چاقتربشیم .این باور درما بیسار قویی عمل کرده ای گاش این باور در زمینه لا غریی بود واین همه مشکل بر ای ما بوجود نمیامد..

      ما باور داریم متونیم خیاطی کنیم پس جرات کرده پارجه ررا برش زده از اون پارجه ساده یی لباس زیبا در بیاوریم چون باور قویی داریم که میتونیم .

      دختر من خیاط من پارچه چادری کرنی بهش دادم میگفت می ترسم خرابش کنم نمی دوزم بهش گفتم تو لباس مجلسی سنگین دوخت میکنی قیمت پارچه چادری مشکی تورو ترسودنه میدوزی که باور کنی موتونی من درتو توانی این کار دیدم . دوخت برا اورد گفتم دیدی کار  نشد نداره .

      اگه ما هم باور مون قوی کنیم که حتما ما میتونیم لاغز بشیم ودرمسیر درست باآموزش خوب ویاد گیری  و استفاده عملی ازاموخته ها به نتیجه نهایی میرسیم 

      من چندین مر تبه باروش اشتباه حدود تا۲۰ کلیو هم وزن کم کردم تویی کل این همه سال همه روحساب کنم شاید از وزن طبیعی که باید باشم بیشترلاغر کردم ازروش اشتباه تونستم از روش درست واصلولی نمیشه .

      مسیر اشتباه باهر سرعت بری با هر ماشبنی بری = شکست وبرگشت وبی نتیجه 

      این باور بخاطر این نبوده ما توان انجامشو نداریم  بخاطر همین سرخردگی ویاس نامیدی که بعد هر دروه رژیم داشتیم 

      وترس از شکست دوباره درما این حسو بوجود اورده که نمی تونیم

      ما تا کی مخوایم این وزن سنگین بع دوس بکشیم 

      تویی سال گذسته با مسیر اشتباه ۱۱ کلیوکم کردم  زمانی میترسیدم نکنه نتونم موفق شم باطر ی نوشابه به مقدار وزن کم کردم بغل می کردم وراه میرفتم تا انگیزم بیشتر بشه ولی بازم چون مسیر اشتباه بود وزنم دوباره داشت برگشت میکرد ازخدا خواستم تا مزه شکست دوباره نکشم من تویی مسیر بهتری هدایت کنه چون میخواستم وخداوند  من تویی این مسیر انداخت کارخدا بی حکمت نیست شاید تجربه من به کار کسی تویی این مسیر بیفته ازباور نمتونم به باور حتما میتونی حهش کنه که میشه  کار نشود نداره همت کنی میشه

      به خداتوکل کرده پا تومسیر گذاشته به ندای تو میتونی گوش داده نجوایی ذهنیتو نمتونی محل نداده وادمه میدیم به عینک چاقی برداشته به محیط پیرامون نظر کرده .

      کارهایی که انجام داده وموفق  بودم مرور کرده ووتوان خود رو به کارگرفته یاعلی گفته.

        پا درمسیرگذاشته حس پرواز وامید وانگیزه  در این مسیر وسبکی که من تو این اموزشهای چشیدم یی طرف کل رژیمهای خون خراب کن یی طرف

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      1401/11/13 14:03
      مدت عضویت: 592 روز
      امتیاز کاربر: 4810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 519 کلمه

                          “به نام یکتا خالق هستی”

      درود و سلام به همراهان عزیز و استاد گرامی ؛

      گام سی ام : باور کردن لاغر شدن ؛

      انسان یک زمانی هم حتی به این فکر نمی کرد که بتواند پرواز کند یا به ماه سفر کند و یا اعماق دریا ها و اقیانوس ها را ببیند و بپیماید اما در یک زمانی از تاریخ بشریت ، کسانی پیدا شدند که به رویاها و آرزوهای دست نیافتنی خود بال و پر دادند و کم کم احساس کردن که می توانند به رویای خود دست پیدا کنند هر چند دور از ذهن و باور نکردنی باشد.پس آرام آرام در وجود خود به این باور رسیدند که هر کاری که بخواهند به حقیقت بپیوندد و انجام شود با تلاش و استمرار و باور به خود و انجام آن کار ، می توانند آن کار را انجام دهند . اینگونه بود که انسان توانست از طریق باور به خود و انجام هر کاری ، در طول زمان به خیلی از کارهای باور نکردنی و دست نیافتنی مانند پرواز در آسمان ها ،سفر به فضا و خیلی از سیارات دیگر ، اکتشافات در اعماق اقیانوس ها و دریاها و …دست پیدا کند و گستره ی علم و آگاهی خود را بیشتر کند و گسترش دهد.اکثر آدم ها به خصوص خانم ها این خود باوری و انتظار موفقیت در خیلی از کارها را در خود نمی بینند و باور دارند که انسان ناتوان و ضعیفی هستند در صورتی که ما در طول تاریخ بانوان موفق و خود ساخته ا ی زیادی در زمینه های گوناگون و مختلف داشته ایم و داریم مانند خانم ها مریم میرزاخانی ، انوشه انصاری،ماری کوری ،پروین اعتصامی ،فروغ فرخ زاد و خیلی اسامی دیگر در زمینه های مختلف علمی ،ادبی ، فرهنگی، ورزشی ،سیاسی ، اجتماعی و … انسان هایی بسیار موفق و توانا بوده اند چون به خود و کاری که می خواسته اند به انجام برسانند ایمان و باور داشته اند و در راه رسیدن به خواسته ی خود تلاش و کوشش و استمرار داشته اند.در حالت عادی در مورد خودم من می توانم بگویم که توانسته ام دوازده سال درس بخوانم و موفق به اخذ دیپلم ،فوق دیپلم و لیسانس شده ام و همچنین توانسته ام گواهی رانندگی خود را اخذ کنم.به لطف خدا توانسته ام مادر شوم و فرزندان خود را تا این زمان بزرگ کنم ،کار سخت و تکراری خانه داری را به خوبی انجام دهم،دوچرخه سواری را یاد گرفته ام ،هنگامی که مهمان دعوت می کنیم در واقع به تنهایی تمامی کارها را از نظافت خانه تا پخت و پز و پذیرایی را به خوبی انجام می دهم،آشپزی را خوب یاد گرفته ام و خیلی کارهای دیگر،پس من باید در خودم این باور را پرورش دهم که همان طور که توانسته ام این کارها را به انجام برسانم پس به راحتی هم می توانم وضعیت جسمی و ذهنی خود را از چاقی به لاغری تغییر دهم و فردی متناسب و لاغر شوم .من ایمان و باور دارم که می توانم متناسب و لاغر شوم شما هم به خود و کاری که می خواهید انجام دهید باور داشته باشید دوستان عزیز.

      “یا خق”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Sara
      1401/09/03 20:08
      مدت عضویت: 624 روز
      امتیاز کاربر: 7484 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 151 کلمه

      باسلام 

      در مورد اینکه آیا من هم میتونم متناسب بشم یا نه باید بگم از اونجایی که مادرم مادر بزرگم خالم و اکثر بستگانم اضافه وزن دارند من هم پذیرفته بودم که مدل ما اینطوری هست اما همیشه دلم میخواست متناسب باشم اولین تلاشم نوزده سالگیم بود که ۱۵ کیلو کاهش وزن داشتم و کاملآ متناسب شدم اما چون ته ذهنم این بود که دوباره برمیگرده چون ما مدلمون اینطوریه ۳ سال وزن ۵۸ کیلو رو حفظ کردم اما بعدوزنم کم کم برگشت .تلاش بعدی و بعدی و بعدی ادامه پیدا کرد و من ۱۵ کیلو .۱۸ کیلو .۲۰ کیلو.۷ کیلو دائم کم می‌کردم اما با رها کردن رژیم و ورزش بلافاصله وزنم برمی‌گشت و دوباره درمونده میشدم……ولی هیچ وقت متناسب شدن رو فراموش نکردم و همیشه خواسته‌ ام بوده .به امید خدا این بار با راهنمایی های ناب استاد به متناسب می‌شم و تا آخر عمر متناسب می‌مونم. با تشکر 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,197 کلمه

      سلام خدمت استاد عطار روشن عزیز و دوستان سایت تناسب فکری‌.
      بلاخره من بعد از چندین گام که نتونستم وارد دیدگاهم بشم دوباره تونستم دیدگاه بنویسم یعنی مشکلی در ناحیه کاربری من بود که برطرف شد به لطف خدا.استاد خیلی این حرفتون به جا و قشنگ بود این که بها بپردازید پول بدین و دست رو دست بذارید و کارهای قبلتون رو تکرار کنید لاغر نمیشید به پول دادن کافی نیست باید استمرار داشته باشی باید قدم محکم برداری تا این مسیرو باور کنی اونوقت اونقدر برات راحت میشه که متوجه میشی لاغری با ذهن راحت ترین کار دنیاست استاد من به حدی عاشق این مسیر شدم عاشق صحبت های شما شدم و بهش توجه دارم که اصلا برام مهم نیست که این 100 گام رایگان هست و شاید نکات اساسی بیشتری درونش نباشه چون اونقدر شما با دلسوزی مطالب ارزشمندی رو ضبط میکنید و به ما آموزش میدین که من هر فایلی که تماشا میکنم عزمم جزم تر میشه برای ادامه دادن و مطمئنم یه روز شرایطم مهیا میشه و هزینه دوره سرزمین لاغرها رو تهیه میکنم حتی همه قسمت های محصولات سایت رو چون به شما به این مسیر و روش باور دارم اعتماد دارم امروز 34 روزه که پا در مسیر لاغری با ذهن گذاشتم و خیلی خوشحالم که این همه حس و حالم عوض شده روز اولی که وارد شدم تا مقدمه مسیر لاغری من رو بخونم و فایلش در حال دانلود بود یه ناامیدی عجیبی تو وجودم بود که حالا من نگاه میکنم ولی مگه میشه با گوش دادن اشتهات کم بشه و لاغر بشی چون من در مرداد ماه به سایز 50 رسیده بودم و همه لباسهام تنگ شده بود و هرکسی می‌رسید شروع میکرد به نصیحت کردن و من با یه رژیم سخت خودمو تو یک ماه رسوندم به سایز 48 اما چند روز قبل از ورود به سایت تناسب فکری متوجه شدم دوباره ارادم داره سست میشه و شروع کردم به پرخوری و وقتی اولین فایل مقدمه استاد رو گوش کردم گفتم ای وای که دارم مسیر رو اشتباه میرم چرا این یکماه اینقدر کم خوراکی کردم با حس و حال بد ولی دوباره ارادم سست شده و متوجه شدم واقعا این همون مسیر درستی هست که باید ادامه بدم هرچند تا 10 روز اول هیچ تغییری در جسمم ندیدم اما در اشتهام چرا در ولعم چرا اینا خیلی عوض شده بود اما هنوز ترس رو داشتم ولی دست از تلاش و استمرارم برنداشتم و به خودم گفتم تو قول دادی تعهد دادی نباید زیرش بزنی و به لطف خدا هر روز باورم بیشتر شد و واقعا استاد برچسب زدن به خودمون کار اشتباهیه با اینکه من همیشه به خودم میگم یعنی اطرافیان همه میگن که تو باهوشی چه در زمینه کامپیوتر و تعمیر نرم افزاری موبایل چه در حساب کتاب و بیشترین چیزی که میشنوم اینه که ندا تو حضور ذهن خیلی بالایی داری محاله چیزیو فراموش کنی ولی من در یک مورد همیشه به خودم برچسب زدم که تو خیلی بی اراده و‌تنبلی تو خیلی شکمو هستی بخاطر همین هست که هیچوقت نتونستی لاغری پایداری داشته باشی امان از اینکه من نمی‌دونستم ذهن چاق من نمیذاره من دست از پرخوری بردارم و لاغر بمونم و تا پیش از ورود به این سایت باور نداشتم که من اینقدر بااراده و قوی هستم و توانایی دارم که چندین بار تونستم با رژیم و ورزش تا 16 کیلو وزن کم کنم و خیلی هم خوش فرم شده بودم حتی الان که به عکس هایی که تو دورانی که لاغر شدم نگاه میکنم بیشتر به این باور میرسم که من توانایی بسیار بالایی دارم ولی روش درستش رو بلد نبودم که لاغری با قدرت ذهن هست و من الان به لطف خدا و استاد دلسوز که با گذاشتن فایل رایگان در سایت این فرصت رو به ما دادن که پا در مسیر درست خودمون بذاریم و درست زندگی کردن و لذت بردن از زندگی جدید رو یاد بگیریم تونستم سایز کم کنم نمیدونم چقدر کم شدم چون نه وزن دارم و نه رفتم جایی وزن کنم و اشتیاقی هم نداشتم چون نمیخواستم تمرکزم به هم بریزه و به هدفم لطمه بخوره اما بازم از روی کنجکاوی امروز صبح زود که بیدار شدم و خواستم این گام رو شروع کنم قبلش با متر در منزل شروع کردم به اندازه گیری و خیلی خوشحال شدم که دور کمر من از 95 به 89 رسیده هنوز خیلیییییییی راه دارم تا به اون اندام رویاهام برسم اما میرسم نمیخوام به سرنوشت خرگوش دچار بشم می‌خوام اگه مثل لاک‌پشت کم کم تغییر میکنم اما در آخر موفق بشم همینطور تمام قسمت های بدنم چند سانت کم شدن با اینکه هنوز کسی رو ندیدم به من این یکماه بگه ندا لاغرتر شدی حتی تعدادی هم چند روز قبل گفتن باز چاق تر شدی فکر خودت باش و من نه تنها ناراحت نشدم بلکه ارادم قوی تر شد که به همه اونهایی که قصد دارن این افکار منفی رو به من برسونم نشون بدم که من مسیر درستم رو پیدا کردم و لزومی هم ندیدم تو این مدت با هیچکس در مورد این سایت صحبت کنم چون اطرافیان من همگی بر این باور هستند که چاقی کلا ارثی هست و نمیشه بدون کم خوردن ورزش نکردن لاغر شد یعنی هیچکس در نزدیکان و یا دوستان من لاغری با ذهن رو نمیشناسن و دوست هم ندارن بشناسن چون همون چند روز قبل یکیشون بهم گفت تو تقصیری نداری از مامانت ارث چاقی داری لاغر هم بشی باز چاق میشی اولش اومدم واکنش نشون بدم و جوابشو بدم اما انگار یه نجوای درونم گفت سکوت کن و برعکس این افراد مادرم چند روز پیش که به منزلشون رفتم گفت که چقدر صورتت کوچیک شده و من چقدر از شنیدن این حرف لذت بردم و امروز باور این 34 روزم تبدیل به واقعیت شد و بدون رژیم بدون ورزش بدون دمنوش و قرص استرس ترس و بدون نیاز به کم خوری و اون لیست های مسخره وحشتناک اینقدر قشنگ از سایزم کم شده و هیچ حرفی منو سست نمیکنه اراده من چندین برابر شده دیگه میفهمم چه زمانی سیر هستم چه زمانی بیشتر خوردم که فشار شکمم رو حس میکنم و به قول استاد به حالت خفگی میرسم هرچند کمتر روزی پیدا شده من به خفگی رسیده باشم همش در حالت سیر شدن بودم بدون اینکه تلقین کنم مثل قبلا یا ضعف کنم سرگیجه بگیرم چون دیگه سیری رو شناختم هیچ محدودیت غذایی هم ندارم مثل یک شخص لاغر طبیعی و اینو نخورم اونو نخورم ندارم حتی استاد من در مدت این یکماه دوبار به تفریح رفتم و تونستم اشتهای خودمو کنترل کنم چیزی که قبلا محال بود که به یک تفریح یک روزه با خانواده برم و تا خرخره خودمو خفه نکنم و اونقدر از خودم راضی هستم که هیچ تفاوتی بین خودم و برادر متناسبم در افکار دیگه نمیبینم هرچند من تازه اول راه هستم اما میدونم و باور دارم مسیرم درسته اطمینان دارم اون روز برام میرسه که از محصولات سایت هم خریداری کنم خصوصا فایل مربوط به بارداری که بعدا بهش نیاز دارم و در آخر بگم که هرکسی به لطف خدا و به درستی پا در این مسیر زیبا بذاره محاله عاشقش نشه و ازش دست بکشه به امید تناسب اندام خوب برای همه ما اعضای سایت تناسب فکری و اضافه شدن به عکس های شگفت انگیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mkhnilofar@gmail.com
      1401/06/14 11:52
      مدت عضویت: 912 روز
      امتیاز کاربر: 2486 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 209 کلمه

      به نام خدا 

      با سلام به استاد عزیز و دوستان شگفت انگیز 

      حالا که فکرشو میکنم من اگر کاری رو شروع کردم و بهش علاقه داشتم تا تهش رفتم سختی زیاد دیدم ولی اون کارو انجام دادم برای مثال رانندگی کردن خیلی میترسیدم فکر میکردم هیچ وقت راننده نمیشم حدود ۴ بار آزمون رو رد شدم ولی الان یه راننده کار بلد هستم و ماشین شخصی دارم همه جا میرم بدون ترس من عاشق یاد گرفتنم و اعتقاد دارم اگر کاری رو بقیه انجام دادن منم میتونم چاقی رو یاد گرفتم و تا ته سلولای من نفوذ کرده لاغری رو هم یاد میگرم اونقدر ادامه میدم تا به نتیجه دلخواهم برسم ایمان دارم برای من کار نشد نداره من اگر اراده کنم بدست میارم تمام توانمو میزارم و تمام تلاشمو میکنم کارای دیگه شد اینم میشه تازه آسون تره و فقط به خودم بستگی داره نه دیگران هر چی کارها رو آسون تر بگیریم آسون تر اتفاق میفته پس باید لاغری روهم آسون گرفت آسونه دیگه یکم مدیریت ذهن میخواد و مدیریت رفتار فکر کردن به هدف و دیدن نتیجه عالی و لذت بخش وای از اینکه دوباره خودمو به خودم ثابت میکنم چه کیفی میکنم وقتی لباسای گشادو تو تن خودم میبینم من ایمان دارم این لذت رو تجربه میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار منیره.ف
        1402/09/20 15:48
        مدت عضویت: 1738 روز
        امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 57 کلمه

        ممنون اقا عطا خیلی لطف کردید که پاسخ من رو دادید

        یک بارداستاد گفتن نیاز ما به خوردن در حد یه سیب خیلی تعحب کردم

        بله واقعا ۸۰ درصد نیاز ما به خوردن ذهنی

        من گاهی صبح صبحانه نمیخورم ساعت دوازده یک چای میخورم و موقع ناهار سیر سیرم ولی باز ناهار میخورم

        به هزار و یک دلیل و فرمولهای اشتباه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mkhnilofar@gmail.com
      1401/06/12 12:05
      مدت عضویت: 912 روز
      امتیاز کاربر: 2486 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 111 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      من این بار دفعه سوم هست که از مسیر لاغری من استفاده میکنم دفعه اول که اصلا باور نداشتم بشه به راحتی و بدون سختی لاغر شد دفعه دوم یکم لاغر شدم ولی بازم ذهنم میگفت من نمیتونم لاغر بشم ولی اینبار ایمان کامل دارم به بهترین نحو ممکن متناسب وزیبا میشم ایمان دارم جسم من هم مثل بقیه دوستان شگفت انگیز هست و اگر اونا تونستند منم میتونم ایمان دارم من زندگیم و افکار ورفتارمو تغییر دادم پس طبق قانون باید جسم هم عوض بشه ایمان دارم عکس منم میره جزو شگفت انگیزان من آهسته و پیوسته ادامه میدم تا به آرزوی همیشگیم برسم اینبار دیگه نوبت منه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1401/05/23 18:37
      مدت عضویت: 1494 روز
      امتیاز کاربر: 6867 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 355 کلمه

      سلام 

      الان که نزدیک به یک سال وسه ماه است که آموزشهام رو دنبال میکنم اونم به صورت جدی . وخیلی نتیجه عالی گرفتم که این سری که خالم اینا اومدن خونمون خیلی از وضعیت جسمانیم تعجب کردن و اونها فکرمیکنن من دارم رژیم میگیدم میگن بسه دیگه زیاد لاغرشدی دیگه ادامه نده .

      یا برادرم بهم میگه شبیه ۱۵ ساله ها شدی معلومه داری چیکار میکنی اونم فکرمیکنه یه قرصی چیزی استفاده میکنم و این موضوع رو قایم میکنم وبهشون نمیگم .

      خواهربزرگم که موقعی که آموزشها رودنبال میکردم ویه کم نتایج داشت خودشو نشون میداد بهش گفتم اونم فکرمیکرد بیخوده و بعد مدتی برمیگرده ودوباره چاق میشم .

      الان که وضعیت جسمانی منو میبینه متاسفانه حسرت میخوره ومیگه خوشبحالت . میگم خوب تو هم بیا تو دوره . همون بهانه ها وقت ندارم . غذا کم میخورم و …. .

      مامانم که میگه استادت مگه چی میگه تو اینجوری مدام لاغر میشی یه کم عامیانه میگم گوش میکنه و ساکت منو نگاه میکنه .

      حس خودم که عالیه . دومانتو جدید تابستونه خریدم نو نو هست اما آنقدر گشاد شده که دوتا سایز فکرکنم باید کوچکتر بگیرم .

      من بدون ترس ادامه میدم . میدونم بدنم نقطه استپ رو میدونه و خودش میدونه چی کارکنه . فرم زیبای صورتم رو دارم پوست بدنم کاملا سفت هست وصاف . 

      اصلا ریزش مو ندارم وحس وحال خوبی دارم . هرچقدر دلم بخاد باعشق میتونم پیاده روی کنم بدون اینکه زانوم اذیت کنه .

      هرغذایی دلم بخاد میخورم حتی فست فود بدون ترس و نگرانی . 

      من باور کردم که من میتونم باهمین ذهنم که چاق شدم میتونم  لاغرشوم . وانگیزه گرفتم و ادامه دادم .

      دوستان کامنتهام رو که میخونم خیلی لذت میبرم  . میبینم کجا بودم و چه کارها کردم وچطور روی خودم سرمایه گذاری فکری کردم .

      اگه دوست دارید روند موفقیتم رو بدونین کامنتهام رو دنبال کنین هر باور مخربی که درطول مسیر شناساییش میکردم توی سایت مینوشتم و هرسری که دوره رو دوباره شروع میکردم کامنتهام رو میخوندم بیشتر نتیجه میگرفتم .

      چرا فکر کنم لاغری با ذهن سخت هست .

      وخود این باور خودش باور مخرب هست و مسیر لاغرشدنم رو کند میکند .

      لاغرشدن با ذهن راحت ترین وپایدارترین روش متناسب شدن هست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Shahrbanou
        1401/05/24 18:58
        مدت عضویت: 1445 روز
        امتیاز کاربر: 22276 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 288 کلمه

        خانم متناسب شاد ، دوست عزیز  سلام وقت بخیر 

        مرسی که تجربه اتو از متناسب شدنت با ما به اشتراک گذاشتی عزیزم  مرسی  لطف کردی ..

        یه قسمت که نوشتی  هر چی که دلت خواسته بدون ترس و نگرانی خوردی  رو میشه‌کمی بیشتر  توضیح بدی ؟ 

        من  خودم  جدیدن  به اینکه  هر چی و هر وقت دلم خواست بخورم‌ میدون نمی دم  چون فکر می کنم  من از زیادی خوردن چاق شدم   علاوه بر افکار مخرب و اشتباه و چاق کننده ….الان بعد دو سال  به بیشتر افکار و باورای چاق کننده  اشراف پیدا کردم  و دیگه قبولشون ندارم    اما هنوزم  خوردنهای خودمو مقصر  لاغر نشدنم می دونم  اینکه در وعده  صبحانه و ناهار و شام  باید به اندازه کافی بخورم و‌ نیم گرسنه از سر سفره کنار نکشم  برام  لذت بخشه و قبولش دارم  و دنبال  اینکه  از سر و تهش بزنم نیستم  بدن من  حتما نیاز به تامین انرژی  داره که‌منو با احساس گرسنگی  به طرف غذا خوردن‌‌می بره  ولی  به احساس گرسنه بودن در  وقتایی غیر از این  سه وعده حساس شدم  میگم  نه  اینا اضافه خوریه  باید جلوش وایسم و به خودم برای خوردن میدون  ندم  و برا اینکه بهتر بتونم از پس این شرایط بربیام  خودمو به کار می زنم یا میرم  پیاده روی  به خودم میگم   باید به این‌معده بیچاره  یه کم استراحت بدی  بذاری که  به  پاکسازی  بدنت مشغول بشه  آخه نمیشه هر چی و هر وقت دلت خواست بخوری  حتی اگر احساست گرسنگیه  به خودم میگم  حق نداری  غیر از این سه وقت  به خوردن مشغول بشی  اگر خیلی فشار آورد  یه چیز مختصر بخور تمومش کن  ببین  اشکال از کجاست که  میل به خوردن  اونجور که دلت می خواد تو رو رها نمی کنه و آزارت می ده .. 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار متناسب شاد
          1401/05/25 14:34
          مدت عضویت: 1494 روز
          امتیاز کاربر: 6867 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 297 کلمه

          سلام دوست عزیز

          من وقتی روی باورهام کارکردم منی که یک استکان چای رو با ۵تا۶ تا دونه قند میخوردم الان یک حبه کوچک روچند تانصف میکنم ومیخورم اگه یک حبه رو با چایی بخورم نمیتونم انگار گلوم گیر میکنه .

          من قبلن میخاستم فست فودبخورم میترسیدم اما الان میخورم ولی قبلن یک بشقاب پر میخوردم الان درحد نصفه بشقاب . نه گه خودم رو مجبورکنم نه اصلا بیشتر ازاین نمیتونم بخورم .

          یا برنج و نان همه چی رومیخورم اما حجم خوردنم اتوماتیک وار کم شده . 

          قبلنا دوتا دوتا بستنی میخوردم اما الان فقط یه دونه میخورم سیرم .

          همه چی رو دلم بخاد هوس کنم میخورم اما اتوماتیک وار با یه کم خوردن سیر میشم .

          ازکجا میفهمم یه کم خوردم .وقتی خودم رو باقبل دوره مقایسه میکنم متوجه میشم اصلا دیگه مثل قحطی زده ها نیستم با آرامش رفتار میکنم .

          اگه هنوز ترس از خوردن داری اصلا دلواپس نباش فقط این مسیر رو ادامه بده .

          بعد یه نکته ای که من متوجه شدم این هست نگاه کن تو خونتون کدوم غذا رو بیشتر ازش تعریف میکنن و مقوی میدونن اون غذا رو تو ذهنت عادی جلوه بده .

          مثلا تو خونمون به گوشت خیلی بها میدادن . 

          یه مراسمی دعوت بودیم اصل رفتن رو به کباب  وگوشت و متعلقات بها میدادیم . یا مجلس عزا وعروسی نگاه میکردن میزبان از غذای گوشتی چند مدل آورد . یا موقع بیماری همش کباب میکردیم و میخوردیم . یا تفریح ومسافرت و…

          واین کباب وگوشت در ذهنم زیاد تکرار میشد و بااینکه کم هم میخوردم انگار به خاطر دلبستگی دپو میشد تو معدم .

          از وقتی این باور رو شکوندم تو ذهنم یهو افتادم تو سرازیری و خیلی لاغر شدم .

          اصلا نترس وعجله نکن . متناسب شدن حق طبیعی مایی هست که داریم روی ذهنمون کارمیکنیم .

          فقط ادامه بده دوست عزیز.  موفق و متناسب باشی .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار Shahrbanou
            1401/05/27 01:08
            مدت عضویت: 1445 روز
            امتیاز کاربر: 22276 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            همیاری
            محتوای دیدگاه: 238 کلمه

            سلام دوست خوبم  ، ممنون از توضیحاتت ،

            عالی بود  …تشکر از راهنمایی ارزشمندت …

            هر سختی در این راه بکشم به جون می خرم  تسلیم نمیشم  می دونم در صورت ادامه دادن  و  کمک خواستن از فرشته و خدای لاغری  به هدفم می رسم … بالاخره  یه جایی  با یه کلام بخصوصی ،   دیوار مقاومت  شکسته میشه  به خودم میگم  اصلا  ناراحت و نگران نباش تو فقط تمرین و توجه بیشتر نیاز داری  …

            یه کسی که داره  دوره آموزشی  موسیقی رو میگذرونه  اگه یه مدت  از تمرین و کلاساش بگذره  بعد استادش  یه نتی رو بهش بگه  که  بنوازه   اگر  خراب کنه و نتونه  ،،، این دلیل بی عورضگی یا بی لیاقتی  یا ناتوانی یا هر خصوصیت  منفی دیگه  نیست  فقط هنوز  یاد  نگرفته  باید به تمرین و مهارت آموزی ادامه  بده  یا بچه کلاس اول  از نظر نوشتن  دیکته ،  هیچ شباهتی  با وقتی که  در کلاس دوم  دیکته  می نویسه  نداره ….چون آگاهی و مهارتش زیاد شده  ….

            دوست عزیز ،  من  می دونم که من هنوز  لاغر شدن رو یاد نگرفتم   و چاق بودن هنوز برام غیر طبیعی  نشده    هیچ چیز دیگه غیر اینا  نیست و راهش فقط ادامه دادنه …..بازم ممنون از توضیحات ارزشمندت ….  متناسب شدن  حق طبیعی  کسیه که سختی رو تحمل می کنه  سختی رژیم و ورزش  رو نداریم  ولی  سختی  غلبه بر وسوسه های  ذهن‌منفی بافو  داریم  که باید ادامه  بدیم تا صداش ضعیف و بی اثر بشه

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      1400/12/14 09:34
      مدت عضویت: 1094 روز
      امتیاز کاربر: 1306 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 334 کلمه

      گاهی میگم چرا من باورم نسبت ب خودم کمه
      بعد ک فک مبکنم میببنم ی ریشه اش ب ترس برمیگرده ترس از نشدن
      انقدر ک رژیم گرفتم و نشده یا شده و برگشته دیگه انگار ادم از خودش ناامید میشه
      و ترس دارم ک نکنه نشه
      ولی من اونقدر خسته بودم از رژیمها ورزشها ونخوردنها گفتم من میرم انشالله میشه
      من دوباره ب خودم فرصت دادم ن من خدا بهم نشون داد
      از بر چسبهایی ب مواد غذایی می زدم دیگه زندگی رو برام زندان کرده بود
      منی ک در همه چیز انقدر مصر هستم انقدر راحت با جسارت انجامش میدم چرا نتونم لاغری رو یاد بگیرم
      فریبا لاغری و لاغر شد ن یک هنره
      یادگرفتنی هستش
      پس یادش بگیر
      یادمه یبار یکی گف خوش ب حالتون چاقید فرد لاغری بود
      من گفتم جیزی نیس ک من تو یه هفته ۵ کیلو هم میتونم چاق شم تا رژیم ول میکردم در عرض دور روز من ۳ کیلو افزایش داشتم این از چیه از اینک من چاقی عالی یاد گرفتم
      الانم با صبر میتونم عالی لاغری رو یاد بگیرم فقط عجله نکن
      باید اونقدر ایمانت قوی بشه ک بدن هم کار کنه
      برای لاغر شدن باید ابتدا باید لاغر شدن را خودمون ایجاد کنیم وبا توانایی ذهن خود اطمینان کنیم وباور کنیم ک میتوانیم لاغر بشیم
      اولین باری ک اومدم همه چیز برام گنگ بود اما الان لاغری باور دارم حداقلش باور دارم ک از رژیم نگرفتن و ورزش کردن و اینا ب دست نمیاد اگه بیادم میره
      باور کردم لاغری یاد گرفتنیه
      فریبا از گذشته نترس
      گذشته تموم شده رها کن نامیدی ها و بغضها خاطرات شکست رو
      و بیا ایمان بیار ب خودت
      تو بهترینی تو توانمندی
      تو همیشه خدا در مسائل یادگیری همیشه موفق تر بودی
      اینجا فقط و فقط خودتی
      ناجی فقط خودتی
      باید درون خودت تغییر بدی
      از تغییراتت خوشحال باش
      زندگی شیرینه
      تو محکوم ب چاقی نیستی
      والا خدا این راه رو نشون نمیداد
      خدا ب اندازه توانایی هر کس براش مقرر مینه
      تو هم توانایی
      من ب خودم باور دارم ایمان دارم ک شگفتی ساز خواهم شد
      و بخودم افتخار میکنم و میگم فریبا دوستت دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Marjannoori1363@gmail.com
      1400/12/10 15:59
      مدت عضویت: 879 روز
      امتیاز کاربر: 350 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 243 کلمه

      سلام به استاد عزیز 

      من به لطف خداوند امروز گام سی را برداشتم وخوشحال وسپاسگزارم که متعهد بودم واین یک ماه را گذراندم 

      موضوع فایل امروز باور کردن لاغرشدن 

      من یک ماه است که در این مسیر قرار گرفتم وهر روز یک گام از دوره صدگام را برداشتم اگر بخواهم خودم را با یک ماه پیش مقایسه کنم خیلی تغییر کرده ام هم از لحاظ روحی هم آگاهی رفتاری عادتی حالا من در هر کدام از این موارد مقداری تغییرات داشته ام واین تغییرات از ذهن من شکل گرفته پس باور دارم روی جسمم هم تغییرات شروع می‌شود خوب من کسی بودم اصلا دوست نداشتم کسی به من بگه چرا چاق شدی وچند روزی می‌ریختم به هم الان درک کردم خودم به وجودش آوردم ومیتونم لاغری را هم به وجود بیارم ودیگه قدرت گرفتم من دیگه چند سالی بود تسلیم شده بودم وبیخیال ومیگفتم سرنوشتم چاقی است واز خداوند هم شکایت داشتم اما حالا جوانه های امید درونم زده شده امیدوار شدم باید در مسیر بمانم تا جوانه هایم جون بگیرند وقویتر شوند ومن پر از احساس خوب واشتیاق شوم من تغییرات را درونم حس میکنم مگه ما یک دانه گندم را بکاریم وقتی اون زیر خاک جوانه زده ورشد کرده را می‌بینیم نه بعد از مدتی می‌بینیم سر از خاک بیرون می‌آورد جوانه های من هم به زودی نتیجه را روی جسم من نشان می‌دهند شاکر وسپاس گزار خداوند هستم که در این مسیر عالی قرار گرفتم 

      سپاس فراوان از شما استاد گرامی 

      خدایا متشکرم دوستت دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 54
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 389 کلمه

      سلام و درود به استاد عزیزم و همراهان همدلم

      من همون لاکپشت هستم تو مثالتون حدود یکسال که من عضو این سایت باارزش هستم و خدارو بینهایت شاکرم چون علاوه بر  اینکه در زمینه جسمی دارم تغییر میکنم (9کیلو) در زمینه های روانی و ذهنی که بخش بسیار تاثیر گذار در تمامی مراحل زندگی انسان است شاهد تغییرات بسیار خوبی هستم. ذهنی که 30 سال از اطرافیان، رسانه ها، پزشکها ، شبکه های مجازی در هر زمینه ای (شخصی، حرفه ای، زبان، رشته، روابط و…) بسیار اطلاعات و داده های منفی که همه بوی نمیتوانم و نمیشود داشت، حالا به صورت لاکپشتی داره تغیرات خوبی رو میبینه. باید پذیرفت اطلاعات 30 سال که بالای 30 میلیون دفعه شنیده و بدتر 30 میلیارد دفعه پذیرفته که نمی تواند رو نمیشه بهش زمان داد که بگم من باید سال دیگه، چند ماه دیگه لاغر میشم یا به فلان موفقیت میرسم…. باید موانع هارو از بین برد که خودش پروسه بسیار زمان بری هستش … زمان دادن به موضوعات بدترین کاری هستش که من با روان و ذهنم میکنم چون منو از همه موفقیتهایی که میتونم کسبشون کنم دورم میکنه…  باید رو فرمولای ذهنی کار کرد. من تو این سایت علاوه بر اینکه دارم رو فرمولای ذهنی اشتباه در پیرامون لاغری کار میکنم، روی مسائل و جنبه های زندگیمم کار کردم و خدارو شکر نتیجه ی خوبی میبینم…. نباید وا داد باید پارو زد… جمله خیلی خوبیه … باید در مسیر حرکت کرد… خیلی موقع ها احساس شکست کردم، حتی هفته ها به سایت سر نزدم، خیلی موقع ها از خودم متنفر شدم، ولی نباید نا امید شد… ناامید شدن محصول زمان دادنه.. به من چه ربطی داره خانم x یا اقای y  با چه سرعتی پیش میرن ( لاغر شدن، تحصیلات عالیه داشتن، موقعیت شغلی خوبی دارن) من قرار رشد خودمو بکنم، چون خوشحالی من، شادی من، لذت بردن از زندگی، نگاه به رشد خودمه نه نگاه به رشد دیگران … ایکه دیگران 100 قدم از من جلوترن یا سرعت پیشرفتشون از من 10 برابر بیشتر به من چه؟؟ من با شرایط و موقعیت امروز تصمیم میگیرم که امروزم رو بهتر از دیروز کنم… این سایت بسیار عالی چنین امکانی رو به من داد.. امکان رشد کردن و شاد بودن و اینکه منم میتونم متناسب باشم فقط فرمولارو باید دستکاری کرد… ایمان دارم که یاری خدا میتونم به وزن ایده آلم برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mohammadmahdiebrahimi@gmail.com
      1400/11/07 16:47
      مدت عضویت: 1008 روز
      امتیاز کاربر: 193 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 110 کلمه

      سلام استاد من با استفاده از این دوره فهمیدم که روش های قبل اشتباه بوده و الان تو مسیر درست وارد شدم خدا رو شکر میکنم که راه درست رو پیدا کردم و به لطف خدا دارم ادامه میدم تا به این زودی به نتایج عالی برسم . من هم مانند سایر دوستان از تمام روش ها رفتم و به نتیجه ای نرسیدنم و در حای که به نا امیدی و گلایه از خداونر رسده بودم همان خدای مهربان من را به این مسیر هدایت کرد و کسی را فرستاد که تمام حرفهای دل من رو می زنه با تمام وجود حرفهای استاد رو درک و باور دارم. ممنونم اسنادبزرگوارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
      1400/10/10 00:59
      مدت عضویت: 1157 روز
      امتیاز کاربر: 268 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 228 کلمه

      سلام و درود فراوان بر همه دوستان عزیز و سلام و درود بر استاد گرامی 

      حقیقتش الان که این متن را مینویسم در بهت و غم فراوانی هستم و اون هم به دلیل از دست دادن یکی از اقوام جوان هست که امروز به دلیل جراحی معده برای لاغری جان خود را ازدست داده. 

       بله به همین سادگی چند خانواده داغدار شدند.  واقعا در بهت هستم هم از هدایت خداوندی به این مسیر و وجود  استاد عزیز سپاسگزارم و هم میگویم ای کاش ایشان هم با این مسیر آشنا میشد و تن به این اقدام نمیداند و شاید می توانست سالها برای 2 فرزندش پدری کند.

      به هرحال این موضوع غم انگیز را اشتراک گذاشتم تا قدر مسیری که در آن هستیم را بیش از پیش بدانیم .این دستاوردها را بی اهمیت ندانیم این اطلاعات ناب این آگاهی از توانایی انسان و لطف خدا در دستیابی به بهترین زندگی بسیار با ارزش است.شاید اگر این آگاهی را بسیاری از افراد داشته باشند بسیاری از مشکلات جامعه خودبخود حل شود.

      واقعا در عین غصه برای این بنده خدا، نمیتوانم از سپاسگزاری از هدایتم به این مسیر روشن و لطف استاد در راهنمایی ما قدردانی نکنم.

      باور میکنم که این مسیر بهترین و زیباترین راهی است که در زندگی انتخاب کرده ام و تناسب اندام یکی ازثمرات شیرین آن است.

      خدایا متشکر م و امیدوارم روح این جوان را به ارامش رهنمون گردی

      استاد عزیز متشکر م

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متعهد بمان
      1400/10/05 22:28
      مدت عضویت: 1759 روز
      امتیاز کاربر: 5783 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 580 کلمه

      سلام به همه 

      اتفاقا من برعکس این دوستان تا تو این دوره شرکت کردم گفتم من با عملکرد ذهن و قدرتش آشنایی دارم و همزمانم داشتم تو دوره ثروت مربوط به استاد دیگه دوره میگذروندم، یه جورایی به خودم مغرور شده بودم که اره من میدونم ذهن چیه پس خیلی نتیجه بهتری نسبت به بقیه دوستان که اگاهی ندارن میگیرم، همین نگاه باعث شده بود من با دید خودم بلدم دوره رو شروع کردم و هرچی بیشتر میگذشت میدیدم خیلی ها از نتایجشون مینویسن ولی من هنوز نتونسته بودم یه هفته پشت هم درست عمل کنم چه برسه چند ماه، سریع ذهنم جرقه زد که از کجا آب میخوره، یه بار دیگه دوره رو تکرار کردم ولی بازم ذهنم میگفت تو حالا همشو یبار گوش دادی همه رو بلدی و باز باعث شد من نتونم اونجوری که باید به حرفای استاد عمل کنم و برام راضی کننده نبود، ازین عمل کردن های جسته گریخته خسته شده بودم نا امیدی در من شکل گرفت و اینجا تازه ذهنم شروع کرد.. تو نمیتونی، تو عرضه ی انجامش و نداری، تو نمیتونی خوردنتو کنترل کنی، تو نمیتونی لاغر شی، تو نمیتونی یه کاری رو درست انجام بدی و کلی ازین حرفا، یه مدت گفتم اصلا ولش کن نمیخوام فایل گوش کنم وقتی نمیتونم انجامش بدم، ولی ازونجایی که این مسیر رو خدا بهم معرفی کرد خیلی زود دیدم باید برگردم همینجا، گفتم ببین این همه اعضای سایت مثل من بودن تونستن عمل کنن، یه خانمی گفته بود از روزی که تمرین به اندازه خوری رو شروع کردم الان 8 ماه میگذره و حتی یکبارم پرخوری نکردم، یه خانم دیگه گفتن یه ساله تو دوره ها هستن و زندگیشون کلا عوض شده، یه آقایی که خیلی چاق بودن و میگفتن نمیتونستم از کنتر فستفود رد شم بوش به دماغم برسه و نرم نخرم حتما باید میخریدم و میخوردم حتی اگه سیر بودم ولی انقدر عالی عمل کرده بودن که دیگه هیچ ربطی به گذشتشون نداشتن و کلی ازین نمونه ها، گفتم ببین همه اینا مثل تو بودن، فقط ایمان اوردن و عمل کردن، تو هم میتونی، قبلا بارها با رژیم خودتو به سایز 36 رسوندی الان که دیگه همه چی آسونتر و راحت تره، تو میتونی، مثل اونها ادامه بده

      اومدم دوباره با این دید شروع کردم که بابا من هیچی نمیدونم نه چیزی از قدرت ذهن میدونم نه چیزی از اگاهی های دوره لاغری، میخوام تازه یاد بگیرم، تازه بشنوم، و واقعا هم از اون موقع تازه دارم آگاهی هارو میشنوم و میدونم هر بار که از اول گوش کنم آگاهی ها رو بهتر میشنوم، منم میتونم، من حتی میتونم عالی تر از همه دوستان عمل کنم و بشم الگو برای همه، من توانایی شو دارم وگرنه هدایت نمیشدم اینجا اونم توسط کی توسط خدا بالاترین قدرت جهان، اون منو فرستاد اینجا، یعنی میتونم چه جورم میتونم

      بازم تعهد میدم انجامش بدم ،هرچی میشنوم تبدیل به عمل کنم، و ادامه بدم…. 

      من بارها توسط روش های دیگه لاغر شدم

      اولین بار 15 سالگی چند کیلو لاغر شدم و متناسب شدم

      بار بعدی 19 سالگین 7،8 کیلو

      بار بعدی 23 سالگی 18 کیلو

      بعدی 25 سالگی 14 کیلو

      از اون به بعدم دایم در حد 8،10 کیلو لاغر و چاق میشدم تا اینکه با این روش آشنا شدم

      پس من توانایی شو دارم ولی مسیرم اشتباه بوده، من خیلی هم با عرضه بودم که با اون روش های اشتباه این همه عالی لاغر میشدم حالا با این روش درست که دیگه باید کولاک کنم

      باید به نقاط مثبت خودم توجه کنم و یاداوری کنم برای خودم که بارها تونستم

      پس الانم میتونم خیلی بهتر از قبل 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      1400/09/11 00:34
      مدت عضویت: 1671 روز
      امتیاز کاربر: 23418 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 838 کلمه

      روز ۵۲ تکرار 

      سلام وقت بخیر 

      باور کردن لاغر شدن

      خدارو شکر میکنم برای بودن در مسیر آموزش و تغییر

      قبلا منهم باور نداشتم که میتونم برای همیشه براحتی لاغر بشم‌ و لاغر بمونم ، من تصور میکردم میتونم چند کیلویی لاغر بشم ولی این لاغر شدن دائمی نیست چونکه اصلا حق خودم نمیدونستم که لاغر باشم 

      اینم بخاطر اون حرف هایی بوده که قبلا بمن گفتن و منهم باور کردم ،بمن گفته بودن تو نمیتونی فرد لاغری باشی چونکه استخون بندیت درشته ،پر خوری ،شیر مادرتو زیاد خوردی ،مدل بدنت این شکلیه ،خواست خدا بوده ووو

      منم پذیرفتم ولی هر بار دلم میخواست به مسیری هدایت بشم و امیدمو از دست ندادم هر چند مطمئن بودم که لاغر شدن هام موقتیه ولی  تلاشمو میکردم 

      الان که به اون روزها فکر میکنم متوجه میشم که چقدر سطح مغز و افکار من آلوده بود و هیچ جایی وجود نداشت برای تصور لاغری ،مثل یک رویایی دست نیافتنی بود ، یعنی من بتونم لاغر بشم و مهم تر از همه لاغر بمونم؟ 

      حس ناتوانی در لاغر شدن باعث میشه فرد چاق در همه جنبه های زندگی موفق نباشه ،اعتماد بنفس مهم ترین بخش وجود افراده که با چاقی بسیار مخدوش شده و وای به اون وقتی که فرد بی اعتمادبنفس میشه و خودشو کم میبینه ،اونوقته که تو هر کاری شکست میخوره 

      حس خودارزشمندیش پایین میره ،حس ناتوانی داره ،خودشو کم میبینه وووو

      آیا میتونم از دوره ها نتیجه بگیرم و لاغر بشم؟ بله که میتونم چونکه خدارو شکر تا الان هم لاغر شدم ،استاد لاغر شدن،دوستم براحتی لاغر شده از همین متد و هزاران نفر نتایج عالی گرفتند پس منهم براحتی میتونم نتیجه بینظیر بگیرم 

      چونکه منهم ذهن بسیار قدرتمندی دارم مثل همه افرادی که نتیجه گرفتن و کارایی مغز من هیچ فرقی با بقیه نداره

      چونکه منهم دارم از دوره های به خوبی استفاده میکنم و تمریناتشو زندگی میکنم پس منهم نتیجه میگیرم

      چونکه اگر من لاغر نشم پس کی لاغر بشه؟ چونکه بیس بدن من لاغر بودنه ،چونکه من هم با تغییر فرمول های مغزی و تغییر نوع نگاهم به مسائل و خوراکی ها  میتونم لاغر بشم 

      چونکه من اشرف مخلوقاتم و خداوند زمین و آسمان را به تسخیر من در آورد پس من باید مثل ملکه ها ارزشمند و زیبا زندگی کنم ،در جسم زیبا زندگی کنم ،من لایق بهترین ها هستم

      من نکات مثبت بسیار زیادی در وجودم و زندگیم دارم که باید بتونم ببینمشون ،متاسافانه من سالها بر نکات منفی خودم و درونم توجه داشتم که همون رفتارها منو در مسیر دیدن ضعف های بیشتری از دنیای پیرامونم قرار میداد

      من موفقیت ها و توانمندی های خودمو نمیدیم و فکر میکردم باید کار خیلی خاصی انجام بدم تا خاص بشم بنابراین خودمو کوچیک میدیدم دنیا هم موقعیت های کوچیک برام میفرستاد 

      من توانمندی های بیشماری دارم مثل انجام مسئولیت های منزلم ،ارتباط عالی که با دخترانم دارم، اتفاقا امشب که از مسافرت برگشتم دخترم اومد تو بغلم و ۲۰ دقیقه فقط از خوبی های من گفت و بوسم کرد ،منم میپذیرفتم چونکه میدونم من یک شخصیت بینظیری دارم ،باید نکات مثبت خودمونو هر روز به خومون یادآوری کنیم و نکات منفیمونو تصحیح کنیم 

      منم قبلا برچسب های زیادی به خودم میزدم ،خودمو فرد بی عرضه ،ناتوان و دیر فهمی مدونستم اونم بخاطر اون بود که اطرافیانم زیاد مهم گفته بودن که تو احمقی بی خاصیتی ووو

      و زمانیکه من باور کرده باشم که ذهن ضعیفی دارم بسمت ضعف بیشتر هدایت خواهم شد ،بسمت انجام کارهای احمقانه خواهم‌‌ رفت 

      ما هر چیزیو که باور کردیم تجربش کردیم ،اگر به ما گفتن تو باهوشی ما باهوش شدیم‌ اگر گفتن تو کودنی ما کودن شدیم ،مهم ما هستیم و دایره عقایدمون 

      اگر ما تونستیم چاقیو یاد بگیریم  و تونستیم چاق بشیم یعنی ما توانمندیم ،میتونیم همون مراحله برای لاغر شدن طی کنیم 

      خدارو شکر الان خوشحالم و خیالم راحته که در مسیر صحیح قرار دارم که با هر سرعتی برم میدونم بلخره به خواستم میرسم‌ ،منکه فشاری به جسم و روانم نمیارم ،دارم در امتداد مسیر ،آگاهی های لازمو یاد میگیرم و در زندگی زندگیشون میکنم 

      من باور میکنم و به خودم ایمان دارم‌ اگر تونستم به این راه هدایت بشم یعنی من هدایت شده هستم ،اگر تونستم چند سایز کم کنم بقیشم میتونم کم کنم ،اگر تونستم با خودم ارتباط بهتری برقرار کنم‌ یعنی من دارم بصورت ریشه ای تغییر میکنم 

      و اگر تمریناتم رو انجام بدم انجام خواهد شد ،پس من برای هدفم تمام تلاش خودمو خواهم داشت ،به لاغر بودن توجه میکنم ،موفقیت های گذشته خودمو یادآوری میکنم ،با غذاها ارتباط بهتری  برقرار میکنم‌ ،خودمو لاغر تصور میکنم ،با خودم به صلح میرسم ،اونوقت  خودبخود وارد همون دنیایی میشم که بهش توجه کرده بودم 

      تقویت خودباوری به ما کمک میکنه تا در تمام امور زندگی به موفقیت هایی برسیم ،در این مسیر هم من فرد توانمندی هستم که ۲ ساله پا به پای استادم قدم برداشتم و قدم برخواهم داشت 

      امشب شب تولدمه ،همون تولدی که ۲ سال پیش تصمیم گرفتم هدیه تولدم ۳ دوره لاغری با ذهن باشه و وارد دنیای جدیدی شدم که سالها با دنیای قدیمم فاصله داشت که اینجا همه چیز خوب است ،همه چیز راحت است ،لاغر شدن راحته مثل آب خوردن 

      خدایا شکرت من برای بار دوم متولد شدم و الان تازه ۲ ساله هستم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا
      1400/09/10 23:04
      مدت عضویت: 1377 روز
      امتیاز کاربر: 12761 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 673 کلمه

      سلااام

      خود باوری اولین گام نردبام خوشبختیه ، مهم نیست که حتی کاری که میکنیم درست باشه یا نه ، مهم اینه که به خودمون ایمان داشته باشیم مثلا یه دزد موفق ، درسته کارش اشتباهه و باید جزای کارش رو ببینه اما موفقه! و این به خاطر اینه که در کارش به خودش ایمان داره . پس خود باوری مهم ترین نه ، اما اولین قدم ما به سمت موفقیته و اولیت همیشه با ایمان به خودمون هست . 

      من تا قبل از آشنایی با آگاهی های لاغری با ذهن به توانایی های خودم باور نداشتم اما بعد از ورودم به سرزمین لاغر ها فهمیدم که اتفاقا خیلی آدم توانایی هستم ، یاد گرفتن بسکتبال ، یاد گرفتن کار های مربوط به سینما ، نمره های بالا اوردن ، لاغر شدن بعد از هر بار تلاشی که میکردم ، یادگرفتن دوچرخه سواری ، آشپزی کردن ، سحر خیزی…

      اینا همه نشون میده من آدم خارق العاده ای هستم و به جهان ثابت کردم که میتونم از پس همه ی کارها بر بیام .

      من دو هفتست که درگیر رفتار های اشتباه خودم هستم ، خیلی دارم با خودم بد رفتاری میکنم ، همش به چاقی توجه میکنم و کلی آدم چاق میبینم این چند وقته یعنی آدم های لاغر هم هستن ولی من توجهم به چاقا جلب میشه و قضاوتشون میکنم اما میدونم که اینا رفتار های عمدی من نیستن، من مسئولیت همشون رو به عهده میگیرم ولی میدونم اینا الگو های ناخودآگاهم هستن و من باید ریشه ی اونا رو پیدا کنم. میخواستم در قالب یه دیدگاه همه ی اینا رو به استاد بگم و ازشون کمک بگیرم ولی پشیمون شدم چون تا کی مگه استاد میتونن جواب منو بدن؟ من قراره تا آخر عمرم با خودم زندگی کنم پس باید این مشکلی که برام پیش اومده رو خودم حل کنم ، من با صبر و حوصله دقیقا مثل همون لاکپشت آهسته و پیوسته پیش میرم تا بالاخره یه روز به خودم بیام و ببینم تبدیل به آدمی شدم که لیاقت لاغر شدن رو در خودش ایجاد کرده و الان لاغره نه آدمی که همه ی مشکلاتشو فقط پشت سر گذاشته و هیچ درسی ازشون نگرفته.

      همین یعنی من خودم رو باور دارم و به این نتیجه رسیدم که میتونم خود مشکل خودم رو حل کنم ، پس ادامه میدم چون توی مسیر درست هستم.

      درباره ی اون چند نفری که بهونه های مختلف اوردن هم فکر کردم و دیدم من خودم هم قبلا همین فکرو میکردم و همین دیدگاه رو درباره ی توانایی هام داشتم ، ولی بعد فهمیدم که معیار توانایی های من کارهای عقب افتاده و انجام نداده ی من نیست بلکه کوچیک ترین و یا بزرگ ترین کارهایی که انجام دادم حتی اگه کوچک بودن اما اونا نشون میدن که اصل توانایی من ، بر یاد گرفتنه ،بر توانستنه ، بر پذیرشه وگرنه این ناتوانی هست که دلیل میخواد مثلا هر روز که من میرفتم مدرسه و به موقع میرسیدم خب کسی باهام کاری نداشت اما اگه دیر می رسیدم دیگران دلیل تاخیرم رو ازم میخواستن . اگه یه بار غذای خوشمزه میپختم کسی چیزی نمیگفت که پرا غذات خوشمزست؟ ولی اگه یه بار غذا رو میسوزوندم ، دیگران دنبال دلیل حواس پروتیم میگشتن و ازم میپرسیدن چرا غذا رو سوزوندم . اگه یه بار توی کلاس بسکتبال گل میزدم کسی بهم نمیگفت چرا گل زدی ولی اگه یه بار خراب میکردن همه ازم بازخواست می کردن ، پس اصل بر شدنه ، اصل بر توانایی و تونستنه و نتونستن دلیل میخواد ، چاق بودن دلیل میخواد ، تصادف کردن دلیل میخواد وگرنه اصل بر اینه که وقتی یه نفر یه راهی رو شروع میکنه به مقصدش برسه ، نرسیدن دلیل میخواد ، اصل بر رسیدنه .

      پس بهتره که این همیشه گوشه ی ذهنمون باشه که برای شروع هر کاری اصل اون کارو بر تونستن و توانایی های الهیمون بزاریم ، اینطوری خدا هم بیشتر به ما کمک میکنه چون راهش برای کمک به ما بازه ، ما با باور به توانایی های خودمون موانع رو از جلوی خدا برمیداریم تا نور فراوانی هاش رو راحت تر به زندگی ما بتابونه

      خدایا شکرت

      دوست دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      1400/09/09 19:41
      مدت عضویت: 1284 روز
      امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 643 کلمه

      سلام هم مسیری های قدرتمند 

      باور کردن لاغری ….

      اصلا باور کردن چیه ؟اون انتظاری که از زندگی داریم یعنی همه دوست دارند خوش بخت باشند و پول داشته باشند و سلامت باشند و روابط عاشقانه ای داشته باشند ولی تجربه اونها از زندگی متفاوته چون یکی دائم می گه من بدبختم و شانس ندارم و این انتظارشه و دیگری میگه این درد علاج نداره و این انتظارشه دیگری میگه عشق واسه جوونی بود و تموم شد و این انتظارشه و دیگری میگه پول نیست و این انتطارشه ؟!!…عجب 

      چقدر باور و انتظارهامون تو زندگیمون نقش دارند و در واقع همه بر می گرده به شناخت قدرت درونی خودم اما فردی که در بچگی تحقیر شده و سرزنش شده یا بهش توهین شده و تهدید شده فقط در خودش ضعف میبینه فقط شکست و احساس ناتوانی ….

      اما یه جایی باید به خود بیاییم تا کی آخه ؟!…

      باور به اینکه من میتوانم موفق باشم در تمام جنبه های زندگی ما میتونه مؤثر باشه و به نظر من با شناخت از خودمون این باور به صورت درونی و ریشه ای به وجود میاد و در مراحل بعد با تمرین نوشتن روزانه (می خواهم و می توانم و می شود البته با تفکر و احساس خوب )و یا دیدن الگوهای موفق (شگفتی سازان )یا فکر کردن به تمام موفقیتهای به ظاهر کوچک و روزمره خودمون می توانیم این باور را به صورت قدرتمند ایجاد کنیم .

      فردی که به توانمندی خودش ایمان نداره نمی تونه که باور کنه لاغر میشه اونم آسون!..، و  این فرمول ذهنی قوی هست که نمیزاره لاغر بشه و خیلی مهمه که با تجزیه و تحلیل فکری سریع این باور اصلاح بشه ….

      خیلی از دوستان با شک و تردید در این مسیر زیبا حرکت می کنند مثلا آیا من میتونم یادبگیرم ؟!یا اینکه من فراموشکارم یا خیلی ساله درس نخوندم یا مطالب فرراره ؟!…خب اینها نجوای ذهن و شیطان هست که همیشه میگه تو نمی تونی و نمیشه و نیست و فلان 

      حالا شخص تمام کارهای شخصیشو خودش داره در طول روز انجام میده ولی مثلا یکبار یک مسئله ریاضی را نتونسته حل کنه (چون علاقه نداشته یا وقت آموزش کمی گذاشته برای خودش یا درگیری ذهن داشته)حالا همون باعث شده که احساس ناتوانی کنه چه طور خانمهای امروز از هر انگشتشون یک هنر می ریزه یعنی من نشده یک خانم ببینم که چندتاکار بلد نباشه!…مثلا همزمان خیاطی و آرایشگری و آشپزی و قالیبافی و مدرک هایی از کامپیوتر فرد داره ولی برای لاغری احساس ناتوانی می کنه و دلیلش اینه که روشهای بسیاری قبلا استفاده کرده دردو رنج متحمل شده و در نهایت نتیجه ماندگار نداشته و شکست خورده و چاقی شده خان هفتم رستم ولی مسیر درست نبوده و همین که هر بار باز روشهای دیگری را برای لاغری تست کرده یعنی توانمندی …

      یعنی همونطوری که تونستم چاق بشم حتما میتونم لاغر بشم و همینطور که استاد و مجموعه افراد شگفتی سازان لاغر و متناسب شدند منم میتونم باشم .

      این جهان دوقطبی هست و انتخاب ناآگاهانه من چاقی بوده تا یه روزی که فهمیدم قدرت منم نه کسی یا چیزی دیگر و حالا میام قدرت خودمو پرورش می دم برای لذت بردنم اززندگی و رسیدن به تمام خواسته هام و احساس ارزشمندی و شادیم برای اینکه طبیعی باشم و همسو و هماهنگ با جهانم و روابط صمیمانه ای با خالقم داشته باشم و به انتخاب خدا احترام می زارم..،

      من دیشب این دیدگاه را نوشتم و بعد یهویی پرید تا حالا چندبار پیش اومده و منفی باف گفت ولش کن بابا این هم نوشتی و پرید ….ولی من گفتم برای تعهد به مسیرم و یادگیری ام می نویسم و اگر استاد نبینه هم مهم نیست چون در کائنات ثبت میشه و خدا تلاشمو میبینه و امروز باز نوشتم ولی الان یهویی دیدم پیام اومد شما متن ذخیره شده دارید و خواستم اول خودمو تشویق کنم به خاطر استمرارم در این مسیر و هم بگم منفی باف چه نجواهایی داره و فقط ادامه می دهم …..  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      1400/09/09 13:39
      مدت عضویت: 1284 روز
      امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,264 کلمه

      سلام و درود دوستان و هم مسیری های توانمندم 

      باور نکردن لاغری خودش یک فرمول قدرتمنده که مانع از لاغر شدن ما می شود …

      خیلی از افراد چاق باور به توانمندی خود برای لاغر شدن ندارند و از اونجاییکه برای فرد چاق لاغری خیلی اهمیت داره وقتی احساس ناتوانی در برابر چاقی می کنه توجهش به این ناتوانی جلب میشه و دائم با خودش میگه من نتونستم و شکست خوردم و بنابراین در خیلی دیگر از موضوعات زندگی هم نمی تونه تصمیم گیری بکنه و موفق بشه ….خیلی از دوستان مدرکهای سطح بالایی دارند ولی نمی توانند وجود خودشون را ابراز کنند چون اعتماد به نفس و خودباوری و احساس توانمندیشون دچار ضعف شده است …خیلی از افراد متناسب هم هستند در جنبه های دیگر زندگی مثل کسب و کار و روابط و سلامتی و ثروت احساس ناتوانی می کنند و باورهایی غیر صحیح دارند که اجازه نمی ده شرایطشون را تغییر دهند و اصلاح کنند.

      این برچسب هایی که من نمی توانم و یاد نمیگیرم و سخته و فراموشکارم و تمرکز ندارم و گیرایی ام کمه و حافظه ام بده و غیره …،،همه فقط یک اندیشه است که ریشه در گذشته داره خیلی وقتها در کودکی برچسبهایی به ما زده شده که از تهدید و تحقیرو توهین و تحمیلها سرچشمه می گیرند و ما باور کردیم ولی تا کی باید با این اندیشه ها که به ما تحمیل شده زندگی کنیم ؟!.،

      یک جایی باید رها کنیم و تمام این عقاید و باورهایی که باعث خسارت خوردنمون می شوند را بی اعتبار کنیم ….خانواده و جامعه و رسانه به ما آموختند که باید کارهای بزرگی انجام بدی تا دیده بشی و مورد تأیید قرار بگیری و ما افتادیم در مسیر بیراهه و پوچ مقایسه و مسابقه ….و این در صورتی است که هر بار هم نتونستیم اونطوری توجه دیگران را جلب کنیم و بیشتر احساس ضعف و شکست و ناامیدی کردیم.

      در اصل در شآن خدایی خدا نیست که اشرف مخلوقاتش ناتوان باشه و همه ما خیلی توانمند هستیم و حتی افراد معلول هم از نظرات حسی و یا در زمینه های دیگر بسیار توانمند هستند ما در زندگی روزمره خود بسیاری از کارهای شخصی خودمون و حتی خانواده را انجام می دیم که همش گویای توانمندی ما هست و ممکنه مدرکهای گوناگونی هم داشته باشیم مثل خیاطی و آرایشگری و دوره های کامپیوتری و مربی گری و یا قالیبافی حتی دوچرخه سواری که خیلی ها بلد هستند و در تمام این مهارتها یک انسان توانمند هستیم  که میتونیم به خودمون یادآوری کنیم که ما می توانیم باشیم هر چیزی که می خواهیم….

      یه وقتهایی خودمون نمی خواهیم و ترس از تغییر کردن داریم یعنی شجاعتشو نداریم یک ویترین جدید از خودمون ارائه بدیم و می خواهیم در منطقه امن ذهنمون زندگی کنیم و بهانه میاریم که ذهنم نمی پذیره و غیره …یک کمی دلیلش اینه که همیشه به ما آموختند همرنگ جماعت باش و یک نفر تغییر کرده برامون بد جلوه دادند گفتند فلانی پولدار شد عوض شد ویا فلانی خوب بود تغییر که کرد طلاق گرفت و تمام ادر ذهن ما ثبت شده به هر حال ما انتخاب می کنیم اسارت و محدودیت و رنج یاااا  تغییر مقدس و آزادی و لذت بردن از عمرو زندگی !؟..

      موضوع اینه که ما بارها از روشهای گوناگون برای لاغری استفاده کردیم ولی همون وقتها هم باور نداشتیم که لاغر میشیم و لاغر میمانیم و بنابراین شکست خوردیم دلیل دیگرش سختی مسیر راه بوده که صحیح نبوده و به هر حال توانمندی ما سرجای خودش بوده ولی مسیر لاغری با ذهن بسیار آسون و راحته بدون محدودیت غذایی و زمانی و غیره و تنها راه صحیح لاغری هست .و مسیر صحیح مسیری هست که مستقیمه و راحت و مقصد داره حتی اگر در آن کند حرکت کنی .

      بعضی از دوستان هم فکر می کنند باید پول بپردازند تا لاغر بشوند ولی در روشهای قبلی هم ما خیلی هزینه کردیم اما نتیجه ماندگار نداشتیم یا فکر می کنند در دوره ها معجون جادویی لاغری می دهند!…. نه دوست عزیز در تمام مسیر لاغری با ذهن ما با آگاهی و تجزیه  تحلیل افکار خودمون در حرکت هستیم و فردی که متعهد به مسیر یادگیری هست با شوق و احساس خوب حرکت می کنه و البته در مسیرش استمرار داره و نتیجه میگیره .

      در روش آموزش ذهنی ما اول به شناخت قدرت ذهن خود می رسیم و بعد فقط از قدرت ذهن خودمون برای خلق شرایط جدید جسم یا جنبه های دیگر زندگی کمک می گیریم و در واقع تغییر بینش و افکار ماهست که باعث میشه شرایط جدیدی خلق شوند و بسیار مهم هست که باور کنیم ما توانمند هستیم وهمانطور که تونستیم چاق بشیم می توانیم لاغر بشیم .

      من خانه دارم و مدرکم کاردانی هست و حدود ۱۷سال پیش دوترم کلاس زبان خصوصی رفتم و خیلی هم موفق بودم ولی نمی دونم مسافرتی پیش آمد و ادامه دادن قطع شد …اینم بگم اون روزها میخواستیم فقط مدرک جمع کنیم و از کسی عقب نباشیم .تا حدود یک سالی بود دلم می خواست زبان بیاموزیم برای نیازم واینکه زبان مشترک انسانها است و نشانه هایی دریافت می کردم و خلاصه به لطف خداوند هدایت شدم به مسیری فوق العاده و خواستم هزینه کامل دوره  را بپردازم و به لطف خداوند و تمام آموزشهایی که از مسیر خودشناسی در این دوسال داشتم شروع کردم و البته که بعد از ۱۷سال کمی جلسات برام نامفهوم بود ولی در هر جلسه دو سه کلمه ای که متوجه می شدم خودم را بغل می کردم و می گفتم آفرین بر تو و چقدر احساس توانمندی من بیشتر می شد و حتی با خود نگفتم حالا چند جلسه برم ببینم چی میشه ؟با اینکه به صورت ترمی هم ثبت نام می شد اما من کل دوره پکیج را می خواستم باید بشه می توانم گفتم عجله ندارم هرروز یک قدم بر می دارم و  تکرار می کنم و باورتون بشه روز سوم شروع کردم به صحبت کردن با دختر ۴ساله ام و چقدر خندیدیم و لذت بردیم و فرزندم علاقه مند شده و خوشش  اومده میگه مامان انگلیسی بگو و عبارات تیکه تیکه و چندکلمه ای بود ولی خوب عمل کردم و خیلی لذت بردم😇

      من همیشه در شرایطی از زندگی که برام سخت می شد می گفتم اگر دیگران توانستند من هم می توانم  هر کاری اون افراد کردند منم می کنم و خیلی باعث موفقیت های من شده است که خالقم را هزاران بار شکر گویم کم است و هر آموزشی را حتی منجوق دوزی با عشق شروع کردم و کاملا بها از انرژی و وقتم گذاشتم و موفق هم بودم در همین مسیر سرسبز در ابتدای ورود در کمتر ازدوماه حدود ۱۰کیلو از اضافه وزنم کم شده و امروز که گام سی ام از تکرار دوره هستم اصلا نفهمیدم چه طور گذشت از بس با شوق و عشق میام مینویسم انگار تفریح منه و صورتم بسیار جوان و لاغر اندام شده همینطور بدنم و ترسم از مواد غذایی خیلی کمتره و ریزه خواری چند مورد داشتم و پرخوری هم چند مورد یعنی مثل قبلا ها هرروز و همیشگی نبوده زمان  غذاخوردنم را احساسم تعیین می کنه نه ساعت روی دیوار و خطاهایی هم داشتم اما دلشادم از مسیرم و باور دارم که خوب دارم ذهنم را پی ریزی می کنم من از خرابیها برج می سازم برجی که هر طبقه اون یک نعمته سلامتی و شادی عزت و قدرت زیبایی و نیکویی دانایی و رهایی و خدایی که همیشه منو هدایت و حمایت و حفاظت می کنه 

      خدایا شکرت 

      خدایا عاااشقتم ❤️

      هم مسیری ام باور دارم که شما هم طبیعی میشی و لاغر اندام 

      چون داره فرکانس تناسب و طبیعی بودن در جهان گسترش پیدا می کنه کافیه یک قدم برداری شروع کنی و خدا تمام قدمها را خودش برات بر می داره فقط اعتماد کن 🌱🦋  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      1400/08/14 03:05
      مدت عضویت: 1765 روز
      امتیاز کاربر: 15775 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 359 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      دیگه بعد از این همه وقت من که باورم شده البته من از اول باورم شده بود خدا رو شکر .

      ولی منم خیلی برچسب می چسبوندم به خودم ولی دیگه الان خیلی کمتر اینا رو می گم منهم با همین کار روی ذهن خیلی چیزها یاد گرفتم مثلا من  جرات نداشتم چیزی درست کنم چون مامان اینا خیلی ایراد می گرفتن مامانم که اینجا بود با ما زندگی می کرد خوب همه کارها و می کردن من اصلا هیچ کاری نبود بکنم یه خورده تمیز کردن و شستشو  یعنی جتی غذا هم نمی ذاشت من بکشم می گفت نه اینطوری نه برنج خراب می شه اینقدر اینجوری بود که من اصلا فرصت تجربه کردن چیزی و نداشتم در صورتیکه منم دست پختم خوب بود خیلی چون از مامانم یاد گرفته بودم مثلا حتی سبزی هم پاک می کردم می گفت نه اینطوری نه باید اینطوری یه دفعه یادمه مادر شوهرم اینجا بود با هم شوید گرفته بودیم پاک کردیم می گفت اینطوری که خوب نیست ولی من اون روش و بهتر دیدم منم کسی بودم که فقط آشپزی مامانم و قبول داشتم اصلا به نظرم نمیامد غذاهای کسان دیگه رو .

      حالا امروز رفته بودم خونه مامانم جاتون خالی هویج پلو درست کرده بود با مرغ خیلی خوب شده بود منم خیلی وقت بود که نخورده بودم به اندازه خوردم یعنی یه دفعه پیغام سیری و گرفتم .و بعدش چایی هم خوردم ولی خالی یه خورده نشستم و اومدم که به کارام برسم هر کاری داشته باشم باید بعد از ظهر ها به کارهای ذهنیم برسم حتما چون خیلی لازم دارم . صبحی شیطونه هی می گفت نرو یوگا امروز چون یه ذره اوکی نبودم ولی واقعا لازم داشتم که برم به حرفش گوش ندادم . و الان هم می خوام هر چند وقت یه بار غذاها و چیزهایی که هیچ وقت تجربه درست کردنشون و نداشتم درست کنم با مربا هویج شروع کردم . دیروز تو فکر کاچی بودم می خوام تجربش کنم .

      دیگه و من هم الان باور کردم و اطمینان دارم که هر کاری و بخوام می تونم انجام بدم مثل لاغر شدن و ادامه می دم و لذت می برم از مسیر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/07/20 16:07
      مدت عضویت: 1479 روز
      امتیاز کاربر: 3970 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 382 کلمه

      به نام خدا

       باور اینکه ما میتونیم لاغر بشیم .

      همیشه در ذهن ما چاق شدن خیلی راحت و آسون بوده و لاغر شدن خیلی سخت، و خیلی هم از اطرافیانمون شنیدیم و تایید کردن این مطلب رو که آدم خیلی راحت چاق میشه ولی وزن کم کردن خیلی سخته و درست هم بود چون بارها تلاش می‌کردیم خیلی زیاد رنج و زحمت می کشیدیم تا لاغر بشیم یا لاغر نمی شدیم و یا خیلی زود برمی گشتیم.

       لاغر شدن از طریق اشتباه خیلی سخت و زجرآور و بود حالا می‌خواهیم باور کنیم که ما از این روش خیلی راحت و آسون می توانیم لاغربشیم و استپ  هم نداریم. چطور وقتی دستمون میبره بدن ما کاملاً تا آخرین مرحله رو انجام میده و استپ نمی کنه نمیگه همین قدر ترمیم شد بسته شه دیگه ، تا خوب شدن کامل اون بریدگی وظایفش رو انجام میده پس  چرا وقتی بدن شروع میکنه خودش رو به حالت نرمال و عادی برگردونه این باور رو داریم که استپ کردیم.

       از لاغر شدن در ذهن ما  یه غول ساخته شده باور این  که من بتونم ۱۰ کیلو کم کنم . من بتونم به سایز ۳۸ برسم بتونم ۵۷ کیلو بشم در من باید قوی بشه‌.

       باید قبول کنم من هم میتونم لاغر بشم. من هم می‌تونم به سایز ۳۸ برسم اگه این همه آدم از این طریق و از این مسیر تونستن  چرا من نمیتونم. اونها باور کردند و به خودشون ایمان داشتند که از این طریق می‌تونند لاغر بشن و لاغر شدن.

       من الان در حالی باور ندارم که بتونم ۱۰ کیلو دیگه کم کنم که خیلی راحت ۷ کیلو وزن کم کردم از این طریق و برنگشته ۷ کیلو کم کردنی که  یه زمان آرزوم بود بتونم  این وزن رو کم کنم .

      من فایل ها رو گوش میدم متن دوستان رو میخونم تمرینات رو انجام میدم . پرخوریهام نسبت به قبل خیلی تغییر کرده .حجم غذام کم شده ولی چرا از خودم انتظار لاغر شدن رو  ندارم چرا فکر می کنم دیگه رو سایز ۴۴ موندم.

       باید باور کنم چیزی به نام استپ وجود نداره جهان در حال پیشرفته و هیچ چیزی ساکن نمیمونه یا رشد میکنه و یا پسرفت پس بدن من هم ساکن نمونده و در حال پیشرفت به سمت لاغری من تمام تلاش می کنم و بدنم هم هر روز داره لاغر میشه فقط باید باور کنم همین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار marzieh753@gmail.com
      1400/07/14 11:38
      مدت عضویت: 1074 روز
      امتیاز کاربر: 6412 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 569 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! ما زندگیمان را بر اساس باورهایمان می‌سازیم. اگر باور داشته باشیم آدم موفقی هستیم قطعاً به موفقیت‌های چشمگیری دست پیدا می‌کنیم و بر عکس اگر خودمان را بدشانس و بد اقبال بدانیم قطعاً زندگیمان به همین صورت پیش می‌رود. این که باور کنیم می توانیم لاغر شویم عامل اصلی ما در لاغر شدن است و اگر این باور را نداشته باشیم قطعا مانع بزرگی سر راه لاغر شدن مان وجود خواهد داشت. 

      وقتی کسی باور نداشته باشد می‌تواند به وزن دلخواهش برسد، به دنبال آن باور ندارد که به سایر خواسته‌هایش از جمله :شغل مناسب، ازدواج با کسی که دوستش دارد، پیشرفت در زندگی و غیره خواهد رسید. بنابراین باور کردن اینکه می توانیم لاغر شویم رکن اصلی در این مسیر است. اینکه کسی شک دارد با استفاده از دوره‌های آموزشی بتواند لاغر شود به این معنی است که به خودش اطمینان و اعتماد ندارد و فقط روی نقاط ضعفش تمرکز کرده است و توانایی‌هایش را نمی بیند. البته ذهن است که باعث می‌شود توانایی های خودش را نبیند و دلیل آن هم این است که ذهن را با باورهای اشتباه پر کرده است مثلاً باور دارد نمی تواند لاغر بشود یا یاد بگیرد و موفق شود. برای رفع این مشکل بهتر است به موفقیت‌های گذشته خودمان نگاهی بیندازیم و هر جا هر موفقیتی هرچند کوچک کسب کرده ایم را به خاطر بیاوریم و آنها را به عنوان مثال های نقض کننده برای ناتوانایی های مان در نظر بگیریم. یعنی وقتی قبلا بارها توانسته ایم موفق بشویم، حتما باز هم می‌توانیم. 

      از برچسب زدن به خودمان اجتناب کنیم و عبارات منفی در مورد خودمان به کار نبریم. با تغییر دادن ذهنمان ما هم تغییر خواهیم کرد و این کار مستلزم تغییر باورهایمان است. بدن انسان با هر فکری سازگار می شود اگر افکار خودمان قوی کنیم بدنمان نسبت به همان افکار واکنش نشان می‌دهد پس بهتر است افکار منفی در مورد خودمان نداشته باشیم. یکی از عواملی که باعث میشود خودمان را باور نکنیم، ترس از تغییر کردن است. ذهن انسان تمایل دارد که وضعیت کنونی خودش را حفظ کند چون الان تمام فعالیت هایش به صورت عادت در آمده و کمترین میزان انرژی را مصرف می‌کنند و اگر بخواهیم خلاف عادت هایمان رفتار کنیم قطعاً، مقاومت می کند و تمام تلاشش را به کار می بندد تا ما را منصرف کند. البته این به آن معنا نیست که ما ذهن مقاومی داریم و نمی‌توانیم چیزی یاد بگیریم. همه ما بارها در طول زندگیمان مهارت های مختلفی را آموزش دیده ایم و حتی افراد با پایین ترین سطح یادگیری هم در طول زندگی‌شان موفق به آموزش دیدن می‌شود. بنابراین از هرگونه برچسب منفی زدن به خودمان خودداری میکنیم و این باور را تقویت می‌کنیم که ما فرد توانمندی هستیم و بارها و بارها به خواسته هایمان دست پیدا کرده ایم. 

      در مورد خودم، خدا را شکر، جزو افرادی با ضریب هوشی بالا هستم و در تمام دوران تحصیل و شغلم جزو نفرات برتر بوده ام و حتی در زمینه لاغری هم بارها به موفقیت‌هایی دست پیدا کردم و چند بار حدود ۹و ۱۵ و ۲۳ کیلو وزن کم کرده ام، بنابراین من باور دارم که می توانم لاغر شوم اما مثلاً در زمینه آموزش رانندگی چون ترس دارم حتی برای آموزش دیدن هم اقدام نمی‌کنم، با اینکه می دانم اگر شروع کنم این مهارت را هم یاد میگیرم. با توجه به همه موارد، اجازه ندهیم ترس بر باورهایمان تاثیر بگذارد و به توانایی‌های خودمان ایمان داشته باشیم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      1400/07/14 07:38
      مدت عضویت: 1764 روز
      امتیاز کاربر: 23767 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان خوبم

      این فایل بسیار امیدوار کننده است برای کسانیکه باور لاغر شدن را ندارند و خودشان را در این مورد ناتوان می بینند 

      من خوشبختانه جزو آن گروه نیستم و خودم را در لاغر شدن توانمند می بینم و اطمینان صد در صد دارم که در مسیر درست هستم و با حفظ شور و اشتیاق روزهای اول شروع دوره به هدفم که تناسب اندام همیشگی است میرسم

      ممنونم استاد عزیز که یک راهنمای دلسوز و مهربان هستید و تمام تلاش خودتان را برای نتیجه گرفتن ما هنرجویان می کنید متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      1400/06/19 16:39
      مدت عضویت: 1241 روز
      امتیاز کاربر: 5807 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,483 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست 💖💖💖

      سلام به همه دوستان هم مسیرم 🙋

      مسیر لاغری من : گام سی‌ام :باور کردن لاغر شدن 🌹

      باورها در هر جنبه از زندگی ما خیلی اهمیت دارند تا حدی که زندگی ما بر اساس باورهای ما شکل میگیره قبلاً اگه کسی و میدیدم که مثلاً لاغر بود یا پولدار بود یا شاد و سلامت بود میگفتم خوش به حالش شانس داره بنده خاص خداست خدا براش خواسته و همیشه عدالت خدا رو نادرست می‌دونستم و می‌گفتم که این انصاف نیست که خداوند به یکی داده تخت پادشاهی ، به یکی داده کشکول گدایی غافل از اینکه خداوند این جهان و بر اساس عدل و انصاف آفریده و این من هستم که با باورهای غلط و نادرستم چیزهای خوب و مورد علاقه مو بلد نبودم دریافت کنم درسته که دیر متوجه شدم ولی بازم خدارو شکر که بلاخره حقیقت تو درک کردم و اگه بتونم باورها مو درست کنم قطعاً نتایج فوق العاده ای  میگیرم و به هر چیزی که در زندگیم بخوام می‌رسم .ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست .

      من سالها با چاقی دست و پنجه نرم کردم و با چاقیم جنگیدم که شاید بتونم اونو شکست بدم و من پیروز شوم اما هیچ وقت طعم پیروزی و نچشیدم و همیشه چاقی پیروز و پرچمش بالا بود چرا چون در خانواده ای بودم که تقریباً بیشتر اعضای اون چاق بودند و از بچگی بهمون گفتند که چاقی در خونواده مون ارثی و ژنتیکیه و اگه خودمونم بکشیم لاغر بشو نیستیم ،بچه هامون فقط تا وقتی که مجرد هستند لاغرند به محض اینکه ازدواج کنند چاقی شون شروع میشه ، ما سن مون از سی که رد بشه دیگه لاغر نمی‌شیم تازه چاق ترم میشیم ، زایمان به خصوص سزارین باعث میشه که شکم تا آخر عمر آویزون بمونه و دیگه هیچ وقت تخت و صاف نمیشه و این کاملاً طبیعی  ……و این قدر این حرفا رو گفتن و ما هم شنیدیم و این قدر الگو و نمونه دیدیم که دیگه باور مون شد که ما چاقی تو خون مونه با اینکه من قبل ازدواج کاملا متناسب بودم ولی همه این حرفها رو کاملاً تایید میکردم و باور داشتم که روزی شامل حالم میشه و به محض اینکه ازدواج کردم مدام تصور میکردم که دارم چاق میشم و هر چیزی که می‌خوردم فکر میکردم که تبدیل به چربی میشه و کم کم چاقی و اضافه وزنم شروع شد و با ، بارداری و زایمان و شیر دهی اوضاع بد و بدتر شد پس این نشون میده که بدن ما با هر فکری سازگاری داره و اگه اونو در ذهن مون قوی کنیم بدن مون نسبت به اون واکنش نشون میده و به همون شکل در میاد و من این موضوع رو از زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم کاملاً با همه وجودم درک کردم چون از زمانی که یاد گرفتم و دارم باورامو تغییر میدم جسمم داره تغییر میکنه .یعنی با تغییر دادن افکار و باورام کم کم رفتار و عادت‌های نادرستم نسبت به مواد غذایی تغییر کردند و در نهایت با تکرار افکار و رفتار های درست جسمم در حال تغییر کردن و متناسب شدنه و این حس شیرین و دلنشین و دارم هر روز تجربه میکنم .😍🤩

      باور کردن مهم ترین موضوعی که زندگی ما رو رقم میزنه و در هر جنبه از زندگی بر اساس باورهایی که داریم زندگی رو تجربه می‌کنیم . مثلاً اگه باور داریم که شرایط اقتصادی و کسب و کار خرابه قطعاً در زمینه کسب و کار موفق نخواهیم بود .

      اگه باور داریم که لاغر شدن سخته و چاق شدن آسونه دیگه مهم نیست که چقدر برای رسیدن به لاغری تلاش می‌کنیم چون ما همیشه چاق بودن و تجربه میکنیم 

       پس حالا که به مسیر درست هدایت شدیم باید باور لاغر شدن و به خوبی تمرین کنیم تا در ذهن مون به خوبی نهادینه و ایجاد بشه 🌹

      شاید در مدرسه ، خونواده ، دوستان و آشنایان … یک بر چسب هایی به ما زده باشند و حالا ما خود مونو با اون ویژگی ها بشناسیم برچسب هایی مثل تنبل ، خجالتی ، تپل ، بلبل زبون ، خوش خواب ، زبر و زرنگ ، کوتوله ، دراز ….. و ما با شنیدن بارها از زبون دیگران و تکرار شدن اونا ما هم دیگه این ویژگی ها رو پذیرفته و باور کرده باشیم .

      حالا که من تا اینجا مسیر رو اومدم و با تغییر باورام جسمم کلی تغییر کرده و علاوه بر اون کلی تغییرات در رفتار و عادت‌ هام به وجود اومده این نشون میده که من توانمندم و توانایی متناسب شدن و دارم اگه تا قبل از آشنایی با این مسیر فکر میکردم که لاغر شدن سخته و چاق شدن آسونه بخاطر این بوده که من علم لاغر شدن و بلد نبودم و ، وقتی که میخواستم کاری واسه چاقی و اضافه وزنم انجام بدم از ترس اینکه شنیده بودم مثلاً لاغر شدن سخته و برای کم کردن یک کیلو باید خودتو بکشی و تو فشار و محدودیت باشی ترجیح می‌دادم که چاقی رو یک جورایی بپذیرم هر چند که دوسش نداشتم و هرچند که مدام به دنبال روش های مختلف برای لاغرشدن بودم ولی هیچ وقت نمی‌تونستم به هیچ کدوم از اون روشها پایبند باشم و ادامه دادن به اون روش برام سخت بود بخاطر همین خودمو دلداری میدادم که حالا من که تنها نیستم تو این دنیا کلی آدم چاق وجود داره منم یکی از اونا همه که نباید لاغر باشن ، خدا خواسته که من چاق باشم منم که نمی تونم به جنگ با خدا برم در واقع چون ذهن مون دوست نداره که از حیطه امن خودش بیاد بیرون ما در هر زمینه ای که می‌خوایم تصمیم جدید برای تغییر کردن بگیریم منطق مون جلو میاد و ما رو یک جورایی منصرف میکنه خب اون موقع ما آگاهی نداشتیم و طبق فرمول‌ هامون حرکت میکردیم ولی الان که دیگه آگاه شدیم و کلی از فرمول های اشتباه مونو تغییر دادیم پس تنبلی رو کنار بزاریم و دست از بهانه های بنی اسرائیلی برداریم و به خودمون برچسبهای الکی نزنیم چون همه ما توان مندیم و قدرت لاغر شدن و داریم فقط باید ایمان داشته باشیم و باور کنیم و به باور مون پر و بال بدیم تا در ذهن مون قوی و قدرتمند بشه .به قول معروف بهشت را به بها دهند به بهانه ندهند . این که بشینی و بگی خب من از محتوای آموزشی استفاده میکنم ، فایل گوش میکنم ، مطالب سایت و میخونم خب حالا دیگه خود به خود لاغر میشم . نه همچین چیزی نیست اگه این طوری فکر کنی حتی اگه هزینه پرداخت کنی و دوره رو هم خریداری کنی با همچین ذهنیتی لاغر نمیشی . درسته که اینجا خبری از تلاش جسمی نیست ولی باید تلاش ذهنی داشته باشی به اراده هم نیست . باید تصمیم بگیری ، متعهد باشی و به تعهدات پایبند باشی ، استمرار و اشتیاق و علاقه داشته باشی ، عجله نکنی و صبور باشی ، از همه مهمتر ایمان و باور داشته باشی به درستی روش و توانایی خودت و چیزهایی که آموزش دیدی در زندگی تبدیل به عمل کنی بقیه شو بسپار به خدا . خداوند خودش بهترین شکل ممکن کمکت می‌کنه مطمئن باش که به هدفت میرسی . برای اینکه ذهنت بیشتر پذیرا بشه و در فضای لاغری قرار بگیره باید آلبوم تصاویر دوستان شگفتی ساز و ببینیم .

      من اگه تونستم هنرهایی مثل خیاطی ، آرایشگری ، قلاب بافی ، آشپزی ، خونه داری ، بافتنی ، گل دوزی ، عروسک سازی ….. رو آموزش ببینم و یادبگیرم پس صد در صد میتونم لاغری با قدرت ذهن و یاد بگیریم چون لاغری هم ذهنی و آموزشی خب هنر هایی هم که یاد گرفتم ذهنی و آموزشی هستند پس یاد گیری هر چیزی که آموزشی و ذهنی باشه برای من خیلی راحت و آسونه چون من خیلی باهوش و توانمندم خیلی خوب یاد میگیرم ومن باور دارم که من توانمندم و ایمان دارم که درست ترین روش برای متناسب شدن و متناسب ماندن روش لاغری با قدرت ذهن خودمه نه چیز دیگه چون من همه هنرهایی که آموزش دیدم ، یادگرفتن و الان در زندگیم دارم ازشون استفاده میکنم با قدرت ذهن خودم یاد گرفتم پس لاغر شدن و هم یاد میگیرم ، در زندگیم ازش استفاده میکنم و لذت شو میبرم .👏👏

      این جهان یک طرفه نیست اگه شب هست روزم  هست ( پایین_  بالا ، شادی_  غم ، سلامتی_  بیماری ، خنده __  گریه ،  گرما _ سرما ، راحتی __  سختی  ،کوتاه_  بلند ،چاقی   لاغری ، سربالایی _  سرپاینی )

       اگه من تونستم چاق بشم پس میتونم لاغر بشم در ذهن همه افراد چاق ، چاق شدن راحت و آسونه ولی لاغر شدن سخته چون برای لاغر شدن همیشه تحت رنج و فشار و محدودیت بودند ولی برای چاق شدن نه در کمال راحتی چاق شدن حالا باید همین کار رو انجام بدیم لاغر شدن همون چاق شدنه فقط کافیه مسیر اشتباه و برگردیم و در مسیر درست حرکت کنیم تا به هدف مون برسیم .

      با تشکر از زحمات استاد گرامی 🙏🙏🙏🌹🌹🌹

      با آرزوی بهترین ها برای همه دوستان 🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 5410 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 623 کلمه

      به نام خدای خالق ذهن 

      روز 148: روز 52 تکرار ، چهارشنبه 1400/6/17

      سلام 

      بدترین ظلمی که می توانیم در حق خود یا دیگران انجام دهیم، برچسب زدن است. همانطور که بارها تجربه کرده ایم، کلام ما عصای معجزه گر ماست. و بیشترین تاثیر کلام بر ما ، کلامی است که خطاب به خود بیان می کنیم. منظور فقط سخن با صدا نیست بلکه افکارمان نسبت به خود را نیز شامل می شود. هر کلام منفی نسبت به خودمان باید توسط 17 نفر شخص تاثیرگذار در زندگی ما نفی شود تا در ذهن ما کمرنگ شود. پس دست از خودآزاری برداریم و به خودمان برچسب نزنیم و برچسب های دیگران را نپذیریم و به خودمان نچسبانیم.

      همه انسانها قدرتمند و توانمند آفریده شده اند. حتی کسانیکه معلول متولد می شوند هم در زمینه هایی چنان قوی هستند که تحیر افراد سالم را بر می انگیزند. فقط کافیست خود را و توانایی خود را باور کنیم. باید بخواهیم که در مسیر درست قرار بگیریم و پس از یافتن مسیر صحیح non stop بدون توقف پیش برویم بالاخره دیر یا زود به نتیچه می رسیم. 

      باید بر آموزشهای ذهن خود متمرکز باشیم و استمرار در اصلاح باورهای ذهنی را به هر قیمتی پیش ببریم و از همه مهمتر در حال زندگی کنیم از همین لحظات لذت ببریم و برای شاد بودن و تجربه آرامش منتظر متناسب شدن نمانیم. 

      بزرگ ترین هدف ما از متناسب شدن رسیدن به احساس آرامش و شوق زیستن است. باید یاد بگیریم از زندگی و زنده بودن هم اکنون لذت ببریم و هر لحظه سعی کنیم نسبت به قبل بهتر و بهتر باشیم و بهتر عمل کنیم. همین حرکت و اشتیاق ما را به همه اهدافمان می رساند.

      تجربه حدود  4 ماهه من می گوید فقط به دنبال یادگیری باش. باورهای درست را جایگزین باورهای غلط کن. ذهن خودت را از خرافات و افکار بی پایه و اساس خانه تکانی کن. قبل از تمیزی محیط در برابر تمیزی روح و ذهن و جسمت مسئول هستی پس مسئولیت خودت را به عهده بگیر و خانه ذهن تکانی کن. بگذار روحت با جسمت در تعادل باشد و نفسی تازه کند. آرام باش و صبور تو هدایت شده ای که در مسیر صحیح قرار گرفته ای، این شعار نیست که برای تلقین به خودت بیان کنی خودت تغییراتت را با تمام وجود احساس می کنی. پس ادامه بده ادامه بده ادامه بده ……..

      همانطور که برای دیپلم باید 12 سال استمرار به خرج می دادی. برای لیسانس 152 واحد را باید پاس می کردی و حتی یک واحد کمتر و منصرف شدن از گذراندن یک واحد برابر نرسیدن به هدف و عدم دریافت مدرک بود و همانطور که دو سال تمام برای چاپ مقاله ات در مجله isi استمرار داشتی و ناامید نشدی و همانطور که هر روز برای بهتر شدن شیوه اجرایی کردن مسئولیت های شغلی و خانوادگی ات تلاش می کنی در حق خودت هم کوتاهی نکن بپذیر کلاس درس لاغری 1000 پله دارد و تو در آغاز راه هستی همانطور که با استمرار در چاق شدن این 1000 پله را نرم و آرام بالا رفتی ، حال باید با اشتیاق و در عین همراهی لذت بخش با دوستانی شجاع و قدرتمند این پلکان را به پایین حرکت کنی. ناامید نشو ، سردر گم نشو، فقط لذت ببر و ادامه بده . عجله نکن که این پلکان لیز است و سقوط می کنی و از ادامه مسیر باز می مانی. از مناظر زندگی ات لذت ببر ، شعر بخوان و برقص و شاد باش زندگی را زنذگی کن و در لحظه ای که اصلا انتظارش را نداری خودت را در مقصد خواهی یافت و شادی ات صد چندان می شود و پیروزی واقعی نصیبت می شود چون هم متناسب شده ای و هم شیوه زندگی کردن در بهشت دنیا را آموخته ای . 

      بهشتیان زمینی گامهایتان به سمت موفقیت استوار .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1400/06/14 16:44
      مدت عضویت: 1705 روز
      امتیاز کاربر: 30041 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,449 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 

      من هم جز افرادی هستم که دارم  فایلهای رایگان رو  با تمرکز کار میکنم و مدتها هست دارم اونها رو  با اشتیاق و تعهد دنبال میکنم ولی بعد از این همه مدت هنوز نجواهای منفی رو دارم  و میدونم تا زنده هستم  این نجواهای منفی هم با من هستن چون کار شیطان همین هست که افکار منفی و بد به ما بده تا ما رو از مسیر درست خارج کنه و ما رو ناامید کنه و اما من با ایمان  و توکل قوی که دارم  این شیطان درونم رو شکست خواهم داد  دقیقا  همین امروز ذهنم پدرم رو درآورد که تو نمیتونی لاغر بشی و انگار چاقتر شدی  و اما میدونم این فکر منفی از کجا در من به وجود اومده و به قول معروف ابشخورش از کجا هست ؟؟نه اینکه دیشب تو کامنتم نوشتم دوبار در خوردن زیاده روی کردم   اونم سریع اومده بود که من رو ناامید کنه اره تو زیاد خوردی تو داری چاق میشی اما من بهش جواب دادم این همه مدت خوب رفتار کردم حالا دوبار هم بد رفتار کردم مهم نیست کفه ی ترازوی رفتارهای صحیح  و لاغر کننده ی من سنگین تر هست پس من چه بخوام چه نخوام لاغر میشم و اصلا تو نمیتونی حال من رو بدکنی و ناامیدم کنی و یا دوباره گفت نه اخه به فشار شکمی رسیدی گفتم بله بسیار کار زشتی هست که به خودم تعهد دادم دیگه تکرارش نکنم حتی امروز ظهر هم بسیار عالی و به اندازه خوردم .و حواسم بود به اون حالت نرسم و نرسیدم .

      پس نزارید ذهن شما به شما برچسب بزنه که تو نمیتوتی لاغر بشی چون تو انگار چیزی یاد نگرفتی چون تو داخل دوره ی اصلی نیستی و  یا تو توانایی لاغر شدن نداری و یا اینکه تو نمیتونی لاغر بشی چون اشتهات زیاده یا اندامت درشت هست و یا اینکه نمیتونی لاغر بشی چون قدرت یادگیری و درک و فهم تو کم هست و یا اینکه تو نمیتونی لاعر شبی چون خنگی و از این  قبیل حرفها  رو ذهن ممکنه زیاد بزنه ولی تو باور نکن  و مرورشون نکن و هر وقت از این افکار اومد برات  که تو نمیتونی سریع دلیلی بیار نه خیر من در مسیر تغییرم و من انسان توانمندی هستم من انسان قوی و با درک و فهمی هستم و  بسیار جسم من توانایی لاغر شدن داره و بارها بگو  هیچ مواد خوراکی قدرت چاق کردن من رو نداره و من هر روز به تناسبم نزدیکتر میشم و …..و اصلا خیلیها هستن که وارد این سایت شدن اما  خودشون دوست ندارن که  تغییر بکنن و چیز جدیدی یادبگیرین و از اون حیطه ی امن خودشون خارج بشن و پیش خودشون  میگن حالا کی حال داره هر روز فایل گوش بده و بنویسه و ترس از اینکه نکنه  راهش سخت باشه در دوره ها شرکت نمیکنن در صورتی که نترسید باید شرکت کنید و به خودتون اعتماد کنید و نگید من خنگم و یا من دیر یاد میگیریم و  …به خودتون برچسب نزنید بابا به این فکر کنید که من تونستم چاقی رو یاد بگیریم و جسم من و  ذهن من قدرت تغییر کردن داشته پس حالا هم میتونم لاغری رو یاد بگیرم و تغییر کنم و  اصلا  خود چاقی   یه نوع توانمندی در بدن ما و ما به حساب میاد ولی اگر از نتیجه اش راضی نیستیم میتونیم اون رو تغییر بدیم خیلیها دوست دارن چاق بشن و نمیتونن و اما ما تونستیم پس توانمندیم من خیلی توانمندیهای دیگه هم دارم که چون از نتیجه ی اونها خوشم نمیاد پس انجام نمیدم  مثلا من توانایی دعوا کردن رو دارم ولی انجام نمیدم من توانایی دروغ گفتن رو دارم ولی انجام نمیدم من توانایی عیبت کردن و قضاوت کردن و .. رو هم دارم اما چون از نتیجه ی این کارها  راضی نیستم پس انجامشون نمیدم و حالا چاقی هم یک کار مثل همین کارها هست چون نتیجه اش  در جسم من خوب نیست و من دوست ندارم  پس من رفتارهای چاقی رو انجام نمیدم  .

      این باور کردن به اینکه من میتونم لاغر بشم خیلی مهم هست و اگر همین یک جمله رو باور کنیم نصف راه رو رفتیم همه ی ما یک روزی باور کردیم که میتونیم چاق بشیم و چاق شدیم من خودم باور داشتم بعد از ازدواج ما چاق میشیم و انصافا هم شدم و خیلی راحت و بدون هیچ کار خاصی من چاق شدم و حالا هم باید باور کنم من میتونم از این راه خیلی راحت و آسون  لاغر بشم اگر رفتارها و افکار صحیح پیدا کنم  و  نتیجه رو در جسمم میبینم همین طور که خودم  تا حالا تونستم مقدار زیادی  از اضافه وزنم رو از دست بدم پس در ادامه  ی راه هم میتونم بقیه ی اضافه وزنم رو از دست بدم .فقط باید تعهد و استمرار داشته باشم و با اشتیاق هر روز  ادامه بدم .

      لاغری با ذهن به پرداخت هزینه نیست که تا پول دادی لاغر بشی نه خیر   باید به آموزشها عمل کنیم و فاصله ای بین حرف های ما  و عمل ما نباشه تا موفق بشیم و اون پرداخت پول برای این هست که تو متعهد تر بشی به انجام تمرینات و اشتیاق داشته باشی هر روز دنبال کنی و این فرد چه بخواد چه نخواد لاغر میشه .

      افرادی که حرص، ولع  در اونها کمتر شده  و یا در اونها ترس از خوردن کمتر شده و یا اینکه ایمان و توکل در اونها بیشتر شده که من میتونم لاغر بشم و …این افراد باید به خودشون و جسمشون بیشتر  اعتماد کنن که میتونن لاغر بشن و در دوره ها باشن و ادامه بدن تا نتیجه ی لازم رو بگیرین .

      بعضیا میگن ذهن من مقاومت داره و من چیزی یاد نمیگریم چون در فلان موقع من خواستم فلان چیز رو یاد بگیریم اما نتونستم و  اما آگاه باشید این کار ذهن  شیطانی هست که توجه ما رو ببره به سمت کارهایی که نشده و یا نتونستیم  انجام بدیم تا ما رو ناامید کنه و از مسیر درست  خارج کنه   ولی تو خیلی راحت به توانمندیهات فکر کن و اونها رو مرور کن تا متوجه بشی تو توانایی داری من خودم وقتی فکر میکنم میبینم چقدر من توانایی داشتم و چقدر کلاسهای مختلف رو  عالی گذروندم مثلا  ۲۰ سال پیش تقریبا من کلاس کامپیوتر  در  دو سطح  مختلف رو مدرک گرفتم و یا اینکه گلسازی رو مدرک گرفتم و رانندگی رو مدرک گرفتم و یا ارایشگری رو مدرک گرفتم و یا نقاشی رفتم و یا اینکه ورزش ایروبیک رو در سطح بالا یاد گرفتم و یا اینکه خانه داری آشپزی و بچه داری و … رو هم که خیلی عالی یاد گرفتم پس من بارها به خودم میگم چقدر فروغ  تو توانمندی و اگر من تونستم یک قدم بردارم میتونم صد قدم دیگه رو هم بردارم بماند که در زمینه ی لاغری هم کلی توانمند بودم و در گذشته من از راه های غلط بارها برای لاغری اقدام کردم و تونستم لاغر بشم و اما چه فایده که ماندگار نبود چون من بعد از ازدواج چاق شدم و چاقی خودم رو نپذیرفتم و از همون موقع با ورزش،و رژیم بارها خودم وزنم رو کنترل کردم و کم کردم و مورد تحسین اطرافیان هم قرار میگرفتم  اما هیچ وقت ماندگار نبود مثلا دراوایل ازدواجم ۸ کیلو کم کردم بعد از بارداری اولم حدود ۲۵ کیلو  کم کردم و  چند سال بعدکه عروسی  خواهرم بود  حدود ۱۷ کیلو و بعد از بارداری دومم حدود ۳۰ کیلو  کم کردم و بعد از اونهم بارها من وزن کم کردم در حد  ۶ کیلو ، ده کیلو،  ۸ کیلو تا در تناسب باشم اما کار بسیار سختی بود برام و خسته شده بودم و چون راهم غلط بود و نمیشد همیشه در رژیم باشم و وزنم سریع بالا میرفت  به خودم شک کرده بودم که خودم مشکلی دارم  که نمیشه لاغر باشم و  بارها به خودم و بقیه میگفتم که  بدن من با  متناسبها  فرق داره که نمیشه لاغر بشم و اون فرقشم این هست که من اشتها دارم و اونها ندارن که من همیشه میل به خوردن دارم و اما اونها ندارن که من همیشه گرسنه هستم و اونها همیشه سیر هستن  و اما حالا به راحتی دلیل اصلی چاقی خودم رو رد میکنم چون اصلا همچین چیزی در بدن ما وجود نداره و در ذهن ما وجود داره ما هیچ جسم خارجی و یا داخلی و یا هیچ غذا و انزیمی به نام اشتها نداریم  که ما رو وادار به خوردن بکنه و این ما هستیم که با این افکار اشتباه  زیاد خوردن خودمون رو توجیه میکنیم تا به راحتی به کار غلطمون ادامه بدیم  به جاش،باید بارها بگم من قدرت انتخاب دارم که در چه زمانی از چه غدایی به چه مقداری بخورم و این جایگزینی عالیه و من بارها به خودم میگم من قدرت انتخاب دارم  و  چیزی به نام اشتها در من وجود نداره  .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار darya.69.ft
      1400/06/11 01:15
      مدت عضویت: 1573 روز
      امتیاز کاربر: 713 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,047 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      آدمی از زمانی که تولد  میشه تحت آموزش های مختلفی قرار می گیره از نحوه ی حرف زدن و راه رفتن و لباس پوشیدن گرفته تا چگونگی انتخاب شغل و سرمایه گذاری و تشکیل  زندگی .

      این وسط خیلی چیز ها هم فقط با شنیدن و دیدن ملکه ذهنش میشه و به عنوان رفتار و عادت توی طول زمان تکرار می کنه .

      یکی از این شنیده و دیده ها نحوه ی عکس العمل اطرافیانش از شنیدن انتقاد ها و تمجید دیگران هست.

      یادمه توی دانشگاه یه کلیپی دیدم در مورد عدد یک بود برای من جالب بود و طرف میگفت مواظب یک های زندگیتون باشید .گاهی با یک نخ کبریتی انباری رو می سوزونه .گاهی با یک لبخند دلی رو شاد میکنی .گاهی با یک حرف دلی رو می شکنی .گاهی با یک پیام امید رو به کسی می بخشی و…

      واقعیت زندگی همینه گاهی یک حرفی ما میزنیم شاید اصلا یک درصد هم قصد و غرض بدی توی دلمون نباشه ولی همین یک حرفی که ما میزنیم بد رقم روی طرف مقابلمون تاثیر میگذاره و ممکنه دنیاش عوض بشه و به سمت افسردگی پیش بره یا به طرف نور و امید.

      این فقط مختص بزرگترها نیست حتی روی بچه ها هم اثر میگذاره نمونه بارزش همین دو هفته پیش بود که با دوستم رفتیم مراسم یک دختر خوشکل و خوش زبونی بود چند تا دوست هم پیدا کرده بود و داشتن حسابی بهشون خوش میگذشت و از اونجایی که من عاشق بچه هستم توجه ام به مطهره ۴ساله جلب شد و یکهو توی اون همه شور و نشاط دیدم مطهره دمق شد و هی داره با جورابش ور میره .یکم پیگیر شدم فهمیدم دوستش بهش گفته جورابت سوراخه و اونم دیگه تا آخر مجلس همش فکر جورابش بود و هی خجالت میکشید و اصلا لذتی از مراسم نبرد .

      راسیتش ناراحت و شاکی شدم که آخه چرا به مطهره گفتن جورابت سوراخه و نذاشتن بهش خوش بگذره .

      توی همین ماجرا مطهره لباس خوشکل داشت دوست خوب داشت موهای بلند طلایی داشت و خوش زبونم بود ولی یک حرف کل داشته هاش رو از یادش برد و زوم کرد روی اون نداشته اش(جوراب سالم)

      یک حرف چند ساعت از  دنیای  یک بچه رو درگیر خودش کرد چه برسه به دنیای آدم بزرگ ها

      متاسفانه ما همین هستیم فقط کافیه یکی تیر نا امیدی به قلبمون بزنه

      دیگه دنیا روی سرمون تیر و تار میشه و انگار دنیا به آخر رسیده  اینقدر به اون حرف بی ارزش بال و پر‌ می دهیم که باورمون میشه ما فاقد اون ویژگی هستیم و شاید چندین بار هم تلاش کنیم ولی به خاطر حرف هایی که شنیدیم و انگیزه ای نداشته مون دیگه باورمون میشه  که قدرت و توانایی رسیدن با اون چیز رو نداریم .

      همین عامل سبب میشه برچسب چاق بودن و زشت بودن و خنگ بودن و کوتاه بودن و بد خط بودن و … رو به خودمون بچسبونیم .

      در صورتی که تنبلی از خودمون هست و اون باورهای اشتباهی که در ذهنمون جاسازی شده و مانع حرکت ما میشه .

      در واقع بزرگترین موانع زندگی ما اون افکار ما هست

      در صورتی که ما نا توان نیستیم و خیلی آموزش دیدیم و اگه ما نا توان بودیم هیچ هنری کسب نمی کردیم و الان برای هر کار کوچکی مثل آشپزی و خیاطی و رانندگی و … نیاز به دیگران داشتیم. اما واقعیت امر چیز دیگری هست و ما توانمند هستیم .

      از اونجایی که ذهن راحت طلب هست وقتی یک چیزی بهش پیشنهاد میشه بیشتر جنبه سختی کار رو برای ما پر رنگ میکنه و تمام تلاشش اینه که ما رو از حرکت کردن در اون مسیر باز بدارد.

      در مورد چاقی هم همین جور بوده و همیشه ما به خاطر اضافه وزنی که داشتیم مسیر رسیدن به لاغری روبه خاطر باورهای اشتباه ذهنی  برای خودمون  دشوار کردیم و فکر کردیم ما هیچ وقت لاغر بشو نیستیم .

      اما غافل از اینکه ما یک روز متناسب  بودیم و چاقی رو آموزش دیدیم و پله پله چاق شدیم و الانم خیلی راحت میشه لاغری رو آموزش ببینیم و پله پله لاغر بشیم .

      فقط کافیه باور کنیم ما توانمندیم و لیاقت لاغری رو داریم

      اون وقت لاغری برای ما مثل آب خوردن اتفاق میافته و ما لاغر میشیم .

       به قول استاد لاغری آسانترین کار دنیاست .

      وقتی مسیر درست باشه حتما به نتیجه میرسیم شاید یکم دیر برسیم ولی میرسیم .مثل همون تبلیغ رانندگی هست که میگه دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن هست. ولی مسیر اشتباه هیچ وقت به مقصد دلخواه نمیرسیم چون اصلا مقصدی در کار نیست.

      مسیر لاغری با ذهن  همون مسیر درست و صحیحه که خیلی راحت آهسته و پیوسته  به مقصد دلخواهمون میرسیم

      کافیه در مسیر با اراده قوی استوار بمونیم و به دانسته هامون عمل کنیم.

      برای رسیدن به خواسته ها یک چیز لازمه و اون خواستن همراه با برخواستن هست .اما برای نرسیدن به خواسته ها هزار تا بهونه میشه ساخت تا ما خودمون رو قانع کنیم که نشد و نتونستیم و نمیتونیم برسیم.

      عمری با باورهای اشتباه  گول خودمون زدیم و خودمون رو ناتوان جلوه دادیم

      الان که متوجه اشتباه مون شدیم پس خیلی راحت قدم در مسیر درست بگذاریم و به سوی موفقیت ها قدم بر داریم.

      جهان بر اساس باورها یمان به ما پاسخ میده .چه بهتر هست که همیشه باور داشته باشیم که ما لایق بهترین ها هستیم .

      به قول گفتنی برای خوب زندگی کردن کوتاهی عمر را بهانه نکنیم عمر کوتاه نیست ما کوتاهی میکنیم

      در مورد چاقیم همینه کم کاری خودمون رو به پای نا توان بودن نگذاریم و باور کنیم که ما توانمندیم .

      من از وقتی متوجه اشتباه خودم شدم و فهمیدم کم کاری من نبوده واین  مسیر اشتباه بوده که من رو از رسیدن به لاغری بازمانده. با تمام وجود باور کردم که من توانمند و لیاقت لاغری دارم و مسیر لاغری همون راه درست و هموار هست و من می تونم به تناسب اندام دل خواهم برسم .خیلی راحت و بدون دردسر به سمت لاغری حرکت کردم و هر روز بهتر از روز قبل هستم

      خیلی قشنگ متوجه تغییر سایزم می شوم چیزی که قبلا حسرت یه ریزه جمع و جور شدنش رو داشتم.

      این ها همه لطف خداست که استاد رو در مسیر زندگی ما قرار داد تا ما متوجه بشویم به معنای واقعی اشرف مخلوقات و لایق بهترین زندگی ها هستیم.

      باور کن لایق بهترین هایی

      باور کن تو می تونی به تمام خواسته هایت برسی

       باور کن  لاغر شدن یکی از اون خواسته هاته که راحت بهش میرسی

      به قدرت خودت شک نکن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1400/06/09 11:33
      مدت عضویت: 1738 روز
      امتیاز کاربر: 11871 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 479 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      شب *روز

      دور    نزدیک

      بالا    پایین

      فقر  ثروت

      زیبایی   زشتی

      هر چیزی در دنیا دو وجه دارد و هیچ چیزی یک وجهی نیست

      چاق    لاغر    لاغر   چاق   چاق   لاغر    لاغر   چاق    چاق  لاغر

      وقتی ما میتونیم چاق شیم پس میتونیم لاغر هم بشیم

      چیزی به اسم مقاومت ذهنی وجود نداره

      وقتی من رانندگی بلدم پس میشینم پشت فرمون و میرم ذهنم نمیتونه مقاومت کنه و مثلا پای من از روی کلاج برداره هر چه قدر هم تلاش کنه من رانندگی میکنم

      وقتی من لاغری بلدم ذهنم نمیتونه من چاق کنه ببین مثلا یک غذای خوشمزه رو مثال میزنم و اسمش هم نمیارم چون یعضی از دوستان روی کانالهای عصبی خیلی خوب کنترل ندارن مثل قبل خودم که وقتی استاد در فایلها از خوردن و نخوردن میگفتن من بعد فایل میرفتم و غذا میخوردم

      خوب یک غذای مورد علاقه من وقتی من سیر میشم ذهنم نمیتونه به من بگه که بخور چون دیگه گیرت نمیاد من بهش یاد دادم از روز تولدم تا الان همیشه غذا بوده و تا زمان مرگم نیز خواهد بود

      نمیتونه به من بگه بخور چون تولد یا کادو دادی من بهش یاد دادم غذا وسیله ای برای اهداف ما نیست و فقط برای رفع نیاز بدن و به امنیت جسمم احترام میزارم

      نمیتونه به من بگه از فلان غذا هم بکش چون من بهش یاد دادم که به تنوع غذاها دقت نکنه

      بعد صرف غذا نمیتونه به من بگه دیدی خوردی این بار هم شکستت دادم چون من بهش یاد دادم غذا قدرت چاق کردن من نداره و تمام لاغرها هم غذا میخورن درست مثل امروز که صبحانه را با نان تازه با لذت خوردم و با لذت سیر شدم و جالب بعد صرف صبحانه ذهنم به جای اینکه بگه نون خوردی پس چاق میشی به میز نگاه کرد لبخند زد و گفت چه صبحانه عالی ای این تجربه جدیدی بود قبلا حسش نکرده بودم پس از اموزشی جدید تراوش میکند 

      ذهنم نمیتونه بعد صرف غذا من تشویق به خوردن هر ماده خوراکی بکند چون من سیرم و هیچ چیزی از گلوم پایین نمیره چون من بهش یاد دادم معده من یک بخش داره نه صد بخش جداگانه برای هر ماده ای مثلا یک قسمت برای نهار یک قسمت برای میوه یک قسمت برای بستنی و ….

      جسم من دچار استپ وزنی نمیشود چون من به ذهنم یاد دادم که چیزی به اسم استپ وجود ندارد و بدن روند طبیعی خودش برای ترمیم پیش میبرد

      ذهن من نمیتونه من به زور روی ترازو ببره چون من بهش اموزش دادم کار بیهوده ای مثل خوردن سم یا بریدن دست برای من سودی نداره و فقط به من اسیب میزنه

      پس ذهن من هیچ مقاومتی ندارد اون طبق اموزشهایش عمل میکند چه زمانی که چاق بودیم چه الان که لاغریم

      خواهر من که بافتنی میبافد نمیتواند با مقاومت ذهنی نبافد چون بلد ست و نمیتواند اموزشش را فراموش کند هر وقت بخواهد میتواند ببافد

      چیز به اسم مقاومت ذهنی وجود ندارد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فروغ ریاحی
        1400/06/14 17:00
        مدت عضویت: 1705 روز
        امتیاز کاربر: 30041 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 84 کلمه

        سلام منیره جان 

        چقدر نوشته ی تو عالی بود چقدر لذت بردم چقدر قشنگ برای هر  رفتار  غلط ما که به سمت چاقی میرود دلیلی زیبا اوردی که  ذهن قانع بشه و دیگه انجامش  نده  چقدر بار آموزشی داشت من میخوام از تمام جملات شما برای ذهن خودم  استفاده کنم  پس من تک تک حرفهای شما در دفترم مینوبسم و هر روز صبح و اگر نشد در هر زمانی که فرصت کنم از روی نوشته ی شما خواهم خواند .

        پیروز  و متناسب و شاد  باشی 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      1400/05/20 17:25
      مدت عضویت: 1235 روز
      امتیاز کاربر: 11553 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 339 کلمه

      بنام خدا 

      دیدگاه من از،این فایل بسیار آموزنده 

      یکی از موانع بسیار مهم اینه که ما باور نکنیم که میتوانیم لاغر شویم قدرت باور خیلی بالاست اگر ما باور کنیم که میتوانیم لاغر شویم حتما لاغر میشویم ذهن ما اشتباه نمی کنه به هرچی متمرکز بشیم همون اتفاق می افته در هر زمینه ای ما خودمان را ناتوان جلوه بدیم و بهش پرو بال بدیم که من مثلا نمیتوانیم با شخص مورد علاقه ام ازدواج کنم و یا کار خوبی داشته باشم در هر زمینه ای از زندگی اگر خودمان را باور نداشته باشیم در آن زمینه شکست میخوریم وام فکر میکنیم که واقعا ما خنگ هستیم و ناتوان یا فراموش کار هستیم و همش به خودمان عنگ ناتوانی بزنیم .باید به آن دورها فکر کنیم که من چطوری چاقی را یاد گرفتم ،چطور آشپزی را یاد گرفتم و همینطور خیاطی ،رانندگی را وبه،این نتیجه می رسیم که ما میتوانیم لاغر شویم و ذهن ما می تواند لاغری را هم همچون سایر کارها یاد یگیرد و با استمرار لاک پشتی تو مسیر درست به حرکتمان ادامه بدیم و لاغر شویم .

      در آخر یکی از توانمندیهای خودم مینویسم که تقریبا به این موضوع ربط دارد.

      من شاغلم چند روزه یه کار گروهی داریم انجام میدیم دو نفر ثبت کردن در سیستم را به عهده دارن و دونفر دیگه که من جز دسته دوم بودم یه کار غیر سیستم که اسونتر بود و من با این که روزانه قبلا با سیستم کار میکردم اما این کار جدید بود و سخت همش من فراری بودم و،خودم را ناتوان می دیدم به همکارا میگفتم شما ثبت کنید من بلد نیستم می ترسم اشتباه کنم خلاصه چند روز گذشت همکارا گفتن شما باید بشینید پای سیستم و کار ثبت را انجام بدید و من تصمیم گرفتم گفتم یاد میگیرم و روز بعد شروع کردم و این دو روزه کاملا مسلط شدم و کلا کار ثبت را خودم به عهده گرفتم و خیلی خوشحالم که توانستم و چیزی به عنوان ناتوانی در من وجود نداره کافیه در،هر کاری بگیم ما میتوانیم آنوقت نتیجه کار خود را خواهیم دید،.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      1400/05/11 13:37
      مدت عضویت: 1094 روز
      امتیاز کاربر: 1306 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 158 کلمه

      سلام
      باور بزرگترین اشتیاق و شوق رسیدن تو این مسیره بتید باوره باشه نتو این راه بلکه باید تو همه زمینه ها اون باوره باشه ک حرکت کنی با ایمان حرکت کنی من بارها ک باره لاعز شدم وقتی دیپلم بودم ۳۰ کیلو کاهش داشتم قبل اونم تو دوران مدرسه همیشه متناسب بودم ن شکم ن پلو یک اندام زیبا داشتم بعد دوران نامزدی کم کردم بعد در خونم تو نستم چن گیلو کم کنم
      بعد دوران باردادی ۱۹ کیلو کم کردم پس بدن من مشتاق لاغری و من توانایی لاغر شدن رو دارم اگه از مسبر درست برم این لاغریه برام میمونه
      من اشرف رمخلوقات هستم خدا توانایی هر چیزی ب من داده خدا خودش میگه اگه من چیزی تو دلت انداختم پس بدون توانایی رسیدن بهش رو داری من باور و ایمان دارم ک لاغر میشم متناسب میشم لاغری در هر لحطه و ثانیه در من جریان داری اگه این همه ادم تونست منم میتونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      1400/04/26 06:51
      مدت عضویت: 1443 روز
      امتیاز کاربر: 687 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,052 کلمه

      سلام گام سی ام در مسیر لاغری من 😌

      زندگی براساس باورها است هرفردی به اندازه باورها خود اتفاقات برای خود جذب میکنید

      باور چیست یک فکر است یک حرف که از دیگران بارها شنیده مث پدر مادر اعضای خانواده،دوستان اشنایان ،رسانه،یا از یک فرد معتبر مشهور شنیده در نظر ما دکتر ،بازیگر،بازیکن،اساتید قانون ،استاد دانشگاه مدرسه خیلی مهم هستند در نظر ما و هر حرفی بزنند بدون ذره ای شک میپذیریم و باور میکنیم اون حرف و برای همه هم بازگو میکنیم که دیگه در ذهنمان قوی بشه این باوراین نحوه شکل گیری باور است 😊☺

      خب ما که قبلا نمیدونستیم این باور ایت که زندگی مارو رقم میزنه نه تلاش فیزیکی ما 

      واسه تغییر دادن هر شرایطی که براساس باورها ذهنی خودمان شکل گرفته بود میخواستیم با زور اجبار تلاش فیزیکی از بین ببریم واسه همین شکست میخوردیم چون این روشش نبود و ما داشتیم روش اشتباه طی میکردیم و مسیر اشتباه با هر سرعتی طی کنی اخرش شکسته که همه ما افراد چاق که الان در این مسیر هستیم خیلی خوب میدونیم شکست چیه تجربه کردیم 😣😁

      ما ذهن خیلی قدرتمندی داریم ولی اومدیم خودمان با باورها اشتباه جلو تغییر شرایط خودمان رو گرفتیم 

      باورها ما چی هستند همون برچسپ ها که ما رو ضعیف نشان میدهند و مت احساس ناتوانی میکنیم 

      مثلا من نمیتوانم لاغر بشم چون خیلی سخته لاغر شدن چون چربی ها در بدن من انباشته شدن و دیگه اب نمیشن، باورندارم لاغر بشم چون هرکاری کردم واسه لاغر شدن شکست خوردم، من نمیتوانم جلوی خودم بگیرم موقع خوردن چون معده من بزرگ شده دیگه،این ها برچسپ هایی است که به خودمان میزنیم در مورد ناتوان بودن در لاغر شدن خب همین حرفها باورها ما روشکل میدهند حالا شما هرچقدر میخواه تلاش کن فشار بیار به جسمت محدودش کن عرق بریز عمل جراحی کن لاغر نمیشی واسه همیشه چون باور داری نمیتونی لاغر بشی 

      اگه در مسیر صحیح هم باشی ولی باورت این باشه نمیتونی لاغر بشی نمیشی چون تو داری واسه خودت تعیین میکنی که ای جهان هستی من قدرت لاغری ندارم من ضعیفم من ناتوانم خب وقتی این باور در مورد خودت داشته باشی هیچوقت متناسب نمیشی حتی اگه تمام فایل ها استاد محصولاتش حفظ کنی مث شعر بخونی لاغر نمیشی چون باور داری نمیتونی لاغر بشی 

      حالا ما هدایت شدیم به مسیر صحیح اولین قدم در مسیر صحیح اینه که من باور کنم میتونم لاغر بشم چون لاغری هم مث چاقی است اموزشی است ذهنی است هیچ عامل بیرونی من چاق نکرده جز خودم افکارم باورهام این چاقی در ذهن من و بعد جسم من تشکیل داده اند الانم با تغییر باورهام متناسب میشم چاقی ولاغری یک هنر است مث بقیه هنرها یادگرفتنی است 

      من الان اشپزی چشم بسته بلد هستم کاری ندارم تو خونه باشم یا بیابان یا مهمانی هرجا باشم بلدم درست کنم غذاهایی که یاد گرفتم اگه یک غذا هم جدید باشه زود یادش میگیرم چون هیچ انتظار منفی ندارم که نمیتونم سخت است فلان 

      ارایشگری اوایل دو سال پیش اصلا بلد نبودم ولی دوست داشتم یاد بگیرم با اینکه هیچی ازش بلد نبودم الان مدرک ارایشگری دارم و خیلی قشنگ انجام میدم و عاشقش شدم اینم از طریق ذهن یاد گرفتم تمرین کردم تا ماهر شدم در این هنر 

      امتحان تستی خیلی خوب در حد عالی ازش نمره میارم یادم دوم دبیرستان امتحان صنعتی داشتم یک کتاب سخت همراه فرمول هرکسی رشته حسابداری خونده باشه میفهمه چی میگم یک خانم معلم خیلی سخت گیری هم داشتیم خانم جعفری من نتونستم بخونم اومدم سر جلسه امتحان همه دخترها میگفتن وای چقدر سخته الان هرچی سوال سخت میده ولی من هیچ نگرانی نداشتم و گفتم امتحان تستی است و عاشق امتحان تستی بودم من امتحان دادم و اولین نفرم تحویل دادم با نمره ۱۸قبول شدم با اینکه اصلا نخونده بودم ولی باورم این بود من امتحان تستی چشم بسته هم قبول میشم بقیه که خیلی نگران بودند همش میترسیدند نمرات خیلی پایین گرفتن  پس اینجا هم میشه فهمید که چقدر ذهن من قدرتمنده حافظه خیلی خوبی دارم یادگیریم عالیه پس چرا مدام با خودم تکرار میکنم من هوش هواس درستی ندارم من حافظه ام ضعیفه و دارم به خودم برچسپ میزنم 

      پته بافی یک هنر است که من تو سه روز یاد گرفتم اولین بار حتی نمیدونستیم چی به چیه فقط گفتم دلم میخواد بلد باشم شروع کردم به تمرین با اینکه روز اول کلا زدم خراب کردم ولی ناراحت نشدم ناامید نشدم و باز تمرین کردم و الان خیلی قشنگ کار میکنم تازه برجسته بافی هم کار میکنم 

      رقصیدن کتاب خواندن نوشتن حتی همین پول انتقال دادن در سایت نوشتن و خیلی کارها دیگه همه این ها هنر بوده که من با تمرین اموزش یاد گرفتم خیلی عالی الان انجام میدم پس منی که باورها و اموزش ها چاق کننده خیلی راحت ساده چاق شدم از طریق همین ذهن الانم با تغییر باورهام میتوانم لاغر بشم 😊☺😍😍

      هر برچسپی که با ن شروع میشه مث نمیشه ،نمیتونم،خدا نمیخواد،ناتوانم،حافظه ندارم،قدرت ندارم ،سخته نمیشه، میندازم دور و دیگه توذهنمم تکرار نمیکنم و دیگرانم بهم بگن توجه نمیکنم 

      من میتونم لاغر بشم قدرتش دارم ذهنم خیلی قوی است من خیلی راحت چاق شدم با همین ذهن الانم چاقی نمیخوام میخوام متناسب بشم کافیه باورهام تغییر بدم و بگم بارها به خودم که من میتوانم لاغر بشم من قدرتش دارم لاغر شدن اسان است من خودم بل رفتن مسیر اشتباه سختش کردم برای خودم 

      این همه هنر اموختم لاغری هم یکی مث بقیه هنرها باید یادش بگیرم تکرارش کنم تمرین کنم تا متناسب بشم 

      هرجا در هرکاری احساسمان بد شد و به شکست هایمان توجه کردیم خودمان رو ناتوان دیدیم بدونیم کاردشمن قسم خورده انسان  شیطان است که داره ما رو منحرف میکنه بدونیم که خیلی خیلی نزدیک موفقعیت هستیم ولی شیطان میخواد کاری کنه که نزاره ما موفق بشیم پس همیشه به موفقعیت هایمان توجه کنیم و بارها بگیم به خودمان من میتوانم هرجوری که دوست داشته باشم تغییر کنم از نظرروحی رفتاری جسمی شرایط زندگی در هر جنبه ای فقط کافیه خودم باور کنم و به توانایی هان توجه کنم ☺😊😍😊☺😍

      من میتوانم لاغر بشم چون تونستم چاق بشم همونجوری که این تحت اموزش چاق شده تحت اموزش لاغری هم لاغر میشه فقط کافیه خودم باور کنم و بارها تکرار کنم که من میتوانم لاغر بشم ذهن من خیلی قدرتمند است جسم من توانایی لاغر شدن دارد لاغری هم مث بقیه هنرها است فقط باید یادش بگیرم با طی کردن مسیر صحیح و تغییر باورهام و عمل کردن به تمرین هام موفق خواهم شد و تا ابد متناسب خواهم شد 😊☺😉😍😍😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مه تاب
      1400/04/25 23:22
      مدت عضویت: 1118 روز
      امتیاز کاربر: 454 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 907 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام سی ام باور کردن لاغر شدن:

      اول از همه بنویسم که خیلی خوشحالم که تا الان تا گام سی پیش اومدم و نشانه های فوق العاده ای در ذهن، حس و حال و رفتار و حتی جسمم دارم میبینم، خیلی عالی واکنش نشون دادن و با هم همسو شدن و دارن من رو به هدفم نزدیک میکنن و با تشکر از استاد عزیز که این اطلاعات ارزشمند را در اختیار ما قرار دادند…

      دوستانی که استرس این را دارن که میتونن از دوره ها نتیجه بگیرن با توجه به توجیهاتی مثل ذهنم مقاومه، یادگیریم ضعیفه خنگم، یادگیریم کنده، فراموشکارم و … عزیزان چیزی نیست که شما نتونید یاد بگیرید متاسفانه ما خودمون به خودمون یک برچسب هایی را میزنیم که این برچسب‌ها از گذشته ایجاد شده ممکنه از یک حرف ساده ای که معلم ما چند سال پیش زده شروع شده باشه، ممکنه در خانواده یک چیزی را بارها به ما گفته باشند و ما الان در سن ۳۰-۴۰ هستیم و خودمون را با یک ویژگی میشناسیم!!!

      استاد هم تصوراتی درباره خودشون داشتن مثلا یادگیری ضعیف و کتاب خوندن مساوی با خوابیدن و چون باور کرده بودن در خوندن کتاب ناتوانند نمیتونستن انجامش بدن اما وقتی یادگرفتن چطور روی ذهن کار کنند و اصولش رو یادگرفتن جوری شد که به کتاب خوندن علاقه مند شدن و اصلا خوابشون نمیگرفت و دیگه الان اگه بخوان نخوابن کافیه کتاب بگیرن دستشون!! چقدر تغییر میتونه در یک فرد ایجاد بشه وقتی که فرمول های ذهنی عوض بشه! 

      وجود ما با هر فکری سازگاره هر فکری ایجاد کنی واکنش بدن هم به همون شکل میشه! هر تصوری درباره خودت داری و اون تو را ضعیف میکنه اشتباهه! بعضیا از ترس اینکه خودشون را نشون ندن به خودشون برچسب میزنن یعنی طرف نمیخواد جرأتشو نداره که خودش را توانمند نشون بده بعد تصمیم میگیره همین ناتوانمند بودن بهتره یه جورایی انگار نمیخواد از حیطه امن خودش خارج بشه، نمیخواد بپذیره که اونم میتونه یاد بگیره این دوره رو، اونم میتونه متناسب شدن را یاد بگیره و مثلا قرار باشه یکم فایل گوش کنه یا حالا هر روز کی حوصله داره!!! بخاطر اینکه از حیطه امن خودش خارج نشه و ترس اینکه نکنه سخت باشه، شما که دوره رایگان را استفاده کردی انقدر عالی نتیجه گرفتی روی افکارت تاثیر گذاشته اصلا نگاهت رو به موضوع عوض کرده یه مقدار روی تمایلاتت به خوردن تغییر ایجاد شده مشخصه که شما میتونی این دوره را یاد بگیری و از این روش نتیجه بگیری، چرا به خودت اعتماد نداری؟! چرا بهانه میاری؟! من خنگم! من فراموشکارم! من دیر یاد میگیرم!!!!!

      اگه خنگی چطور چاق شدن را یادگرفتی؟؟؟؟! اگه فراموشکاری چرا چاق شدن را فراموش نمیکنی؟؟؟! اگه دیر یاد میگیری چرا سریع چاق شدی؟؟؟!

      پس چون تونستی چاق بشی پس میتونی لاغر بشی چون این جهان یک طرفه نیست یعنی فقط یک مسیر وجود نداره اگه شب هست روز هم هست اگه بالا هست پایینم هست اگه چاق شدن هست لاغر شدن هم هست، پس وقتی تونستی چاق بشی میتونی لاغر بشی وقتی که باور کنی که میتونی! 

      همه افراد چاق باور کردن که میتونن چاقتر بشن از هرکی چاقه بپرسی که میتونی چاقتر بشی؟! خب خیلی آسونه و مطمئناً میگه آره میتونم چاقتر بشم اما بهش بگی میتونی لاغر بشی؟! میگه نه نمیتونم من چند بار تلاش کردم نشده!!!! راست میگه اما دوست عزیز وقتی از یک مسیر اشتباه بخوای به خواسته برسی مطمئناً نتیجه اشتباه میشه، یک مسیر اشتباه را شما با هر قدرت و سرعتی طی کنی به مقصد اشتباه میرسی، اما یک مسیر صحیح رو هر چقدر آروم طی کنی مثل لاکپشت و خرگوش (لاکپشت با اینکه سرعتش کم بود اما کارش را درست انجام میداد توقف نمیکرد استراحت نمیکرد یک قدم یک قدم برمیداشت اما خرگوش بخاطر اینکه سریع میدوید مغرور شد و شروع کرد به بازی کردن وقت تلف کردن و غافل شد و خوابش برد و لاکپشت برنده شد چون استمرار داشت و کار درست را داشت انجام میداد) به نتیجه عالی میرسی!

      لاغری با ذهن یک مسیر درسته و هرکسی واردش بشه و اون را انجام بده مطمئناً نتیجه خواهد گرفت تاکید میکنم هرکسی انجامش بده! یعنی فقط پرداخت هزینه نیست اونی لاغر میشه که انجام میده اونی لاغر میشه که با همین اشتیاقی که ثبت نام میکنه با همین اشتیاق دوره را دنبال کنه هر روز فایل ها رو گوش بده و تمریناتش را انجام بده، احساس خوب داشته باشه، اشتیاق داشته باشه بله اون لاغر میشه!!! ما برای روش های قبلی هم خیلی پول دادیم اما لاغر نشدیم پس پول دادن نمیتونه شما را لاغر کنه! شما پول میدی که وارد این مسیر بشی و متعهد باشی این مسیر را ادامه بدی و اونی که انجام بده چه بخواد چه نخواد لاغر میشه!! 

      فقط کافیه به خودتون اعتماد کنید و قدم در این راه شگفت انگیز بگذارید!!

      ذهن مقاوم: وقتی شیطان درون بخواد ما رو ضعیف کنه از هر چیز ساده ای استفاده میکنه مثلا طرف چند سال پیش می‌خواسته یه شعر حفظ کنه دو سه بار خونده نتونسته بعد حوصلش سر رفته و گذاشته کنار و از اون روز فکر میکنه ذهنش مقاومه اون یاد نمیگیره!! وقتی اشپزی رانندگی خیاطی و … بلدی پس اینا رو چجوری یاد گرفتی مگه این ها هم توانایی ذهنی نمیخواد؟! پس توانایی ذهنی داری فقط جاهایی ازش میتونس استفاده کنی که باور داری میتونی!

      وقتی یک قدم را برداری صد قدم هم میتونی برداری فقط کافیه باور کنی و به خودت اطمینان داشته باشی که میتونی یاد بگیری، میتونی انجام بدی و میتونی لاغر بشی!

      لاغر شدن خیلی راحت و آسونه…👍

      مه تاب متناسب، با اعتماد بالا و باوری قوی🥰🏅

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parsasaryna04
      1400/04/25 15:20
      مدت عضویت: 1467 روز
      امتیاز کاربر: 2883 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 507 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی ودوستان همراه من من در این فایل این رو فهمیدم که من در تمام دوره زندگی ام که با چاقی دست وپنجه نرم میکردم و موفق نمیشدم فقط وفقط باور نتوانستن رو داستم نه باور اینکه لاعر نمیشم اخه باور نتوانستن باور اینکه لاغری غیر ممکنه رو هم بوجود میاره باور نتوانستن داستم که در هر کاری خودم رو موفق نمیدونستم حتی اگه خیلی خوب انجام میدادم باز خودم خودم رو وتوانایی خودم رو قبول نداشتم گفتم خودم رو قبول نداشتم اره خودم رو چرا قبول نداشتم چون ذهنم باور اینکه تو نیمتونی رو قبول داره واینکه خودم وتوانایی ام رو قبول ندارم واکنش ذهنمه که به این باور میده وفکر اینکه تو هیچ کاری رو درست انجام نمیدی واعتماد به نفس پایین هم نتیجه باور نتوانستنه باور اینکه تو نمیتونی وتوانایی نداری و تو هیچ کاری رو درست نمیتونی انجام بدی این باور سرسخت در ذهن من باعث شده که حتی باور لاغر میشم رو هم قبول نکنم من برای اینکه باور توانستن رو در ذهنم وارد کنم دیگه همه کارها برام اسون مبشه اخه خداوند به نظر من همه استعدادها وتواناییها رو به همه داده یکی باور توانستن رو خوب صرف میکنه واز استعداد وتوانایی که خداوند بهش داده خوب استفاده میکنه واعلب این ادمها متناسب ولاعرند واعتماد به نفس بالاایی دارند   و همیشه شکر گزار خداوندند البته در همه چیز استثنا هم وجود داره ولی من خودم رو نگاه میکنم اشپزی خوبی دارم خیاطی میکنم وخانه داری ام خوبه بچه داری خوبه وهمسر داری وروابط باهمه خوبی دارم پس چرا بی استعداد باسم لیسانس ریاصی رو گرفتم ودارای هوش خوبی هستم چرا خودم رو بی اراده وبی عرضه میدونم مثلا ادمهای متناسب چیکار میکنند که من بلد نیستم اره اونها فقط درست میخورن وبه اندازه وبرابر با نیاز بدنشون من تا این جلسه فایلها فقط فهمیدم ما هیچ ایرادی نداریم خیلی برده واسیر غذ ا وطعمهایش هستیم وهمش فقط از غذا لذت میبریم وبقیه این کارهایی که در طول روز خیلی انجام میدیم دیگه روتین زندگی مون شده وتکراری انجام میدیم واصلا به اینکه چقدر ما خوب انجام میدیم فکر نمیکنیم واز صبح تا شب به اینکه چی بخورم چاق نسم وچی نخورم صرف میشه وهمه ذهنمون پر شده از فرمولهای اشتباه واصلا دیگه به این همه استعداد وتوانایی فکر نمیکنیم وخدارو شکر نمیکنیم بابت این همه توانستن وقتی میتونیم به اینصورت خودمون رو چاق کنیم حتما میتونیم به همین صورت لاعر بشیم چون همه چیز توی دنیا دو جنبه داره چاقی جنبه دیگه لاعری هست فقط باید مسیر چاقی خودمون رو پیدا کنیم واز همون مسیر برگردیم ولاعر بشیم ما همه مسیر رو اشتباه میریم اگه مسیر رو برگردین ودرست بریم حتما لاعر میشیم شک نکن که ماهم میتونیم باور داریم که لاعر میشیم ومیتوانیم وبیایید باهم فعل توانستن رو این باور به شکل دیگه ای صرف کنیم من میتوانم حتما میتوانم ومن باوردارم که لاعر میشوم تومیتوانی وحتما میتوانی وتوباور داری که لاغر میشوی وما میتوانیم وحتما میتوانیم وما باور داریم که لاغر میشویم وما میتوانیم والی اخر صرف میکنیم ودر اخر هزاران بار خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mah.sana.motalebi.khah@gmail.com
      1400/04/23 07:22
      مدت عضویت: 1093 روز
      امتیاز کاربر: 81
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 691 کلمه

      به نام خداوند جان و خرد

      سلام و درود

      باور کردن لاغر شدن🙂

      باور کردن توانمند بودن خودمون💪🏻

      باور کردن ذهن پرقدرت خودمون😍

      من خیلییییی توانمندم💪🏻من خیلی پر قدرتم💪🏻من خیلی با استعدادم💪🏻من خیلی صبور و با حوصله هستم💪🏻من خیلی ثابت قدم و استوار هستم💪🏻من خیلی عملگرا هستم💪🏻من خیلی باهوشم💪🏻من همه موارد رو به زودی و به بهترین شکل یاد میگیرم💪🏻

      من دختریم که تو ۱۷سالگی با رتبه۳۲ رفتم دانشگاه و سه ساله با معدل بالا لیسانس گرفتمممم💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻

      من انقد توانمندم که زمانی که فهمیدم رشته ای که توش درس خوندم رو دوست ندارم و رسالت شغلی ام رشته دیگه هستش،تغییر رشته دادم با شجاعت و قدرت💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻

      من دختریم که بعد تغییر رشته تو یک ساله چهار تا دوره خیاطی(نازک و مانتو و شلوار و ضخیم )رو گذروندم و تو همون آموزشگاه به عنوان کمک مربی رفتم💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻

      من دختریم با اینکه تازه رشته مو عوض کرده بودم ولی درکنارش درآمد هم داشتم💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻

      من دختریم که تو یکسال مدرک کاراکو بین المللی کیک بوکسینگ رو گرفتم💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻

      من دختریم که مدرک بین المللی سخنرانی و فن بیان رو گرفتم💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻

      من انقد با اراده و توانمند هستم که وقتی خواستم ساعت پنج صبح پاشم متن لاغری رو بخونم و بعدش فایل گوش بدم و بعدش متن خودم رو بنویسم و بعد انجام این سه مورد برم سر کار…از روزی که اراده کردم به طور مرتب انجام میدم💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻💪🏻

      و هزاران هزاران موفقیت و توانمندی کوچیک و بزرگ دیگه🌟🌟🌟🌟🌟

      من خیلیییییی توانمندم😍😍😍😍😍😍😍

      ذهن من خیلیییییی توانمنده💜💜💜💜💜💜💜

      انقد توانمند هستم که امروز فایل ۳۰ رو گوش دادم کلییییییی تغییر کردم😍😍😍😍😍😍😍

      چه از لحاظ بدنی چه از لحاظ ذهنی🙂

      من توانمندم که بدنم شروع کرده به تغییر کردن💪🏻

      من توانمندم که ذهنم شروع کرده به توانمند بودن💪🏻

      من توانمندم که دو سال پیش وقتی اراده کردم رژیم و ورزش داشته باشم برای لاغر شدن انقد اندام زیبایی برای خودم ساختم که همه میگفتن💪🏻

      من خیلییییی توانمندم💪🏻

      من توانمندم که چاق شدن رو یاد گرفتم و همینجور داشتم ادامش میدادم…من توانمندم که زمانی که فهمیدم راهم اشتباهه ،،،از مسیرم برگشتم….من توانمندم که قبول کردم مسیرم اشتباه….من توانمندم که قبول کردم مسئولیت الان زندگی و اندامم با خودمه…من خیلی توانمندم💪🏻

      ما انسان ها خیلی توانمندیم…من و تمام دوستانم در این مسیر سرشار از توانمندی و قدرت هستیم…

      فقط کافیه باور داشته باشیم به خودمون…

      باور تو زندگی ما خیلی تاثیر گذار هستش…

      باور داشته باشی میتونی،اون کار رو به سادگی انجام میدی….باور داشته باشی نمیتونی،نتونستن پشت سر هم برات رخ میده…

      یه مثال بزنم از این باور تو زندگی خودم…..من باور داشتم که من ارثی میگرن دارم…همیشه از مادرم شنیده بودم که من میگرن دارم سنا هم مثل منه…تاحالا هیچ دکتری نرفته بودم که بخوا  تایید کنه…فقط چون شنیده بودم و باور کرده بودم همیشه سر درد داشتم…تا با قانون ذهن آشنا شدم….با خودم گفتم من رو چه سند و مدرکی این رو باور کردم…و شروع کردم رو خودم کار کردن و از اون به بعد سر درد من کم و کمتر شد😍چون باور هامو در مورد این موضوع تغییر دادم💪🏻

      ما تو تمام جنبه های زندگی همین کار رو باید بکنیم…

      ما باید باور کنیم که ما توانمندیم در لاغری…

      ما باید باور کنیم که غذا ها مارو چاق نمیکنن،غذا برای نیاز بدنه…

      ما باید باور کنیم لاغری آسان ترین کار دنیا هستش….

      ما باید باور کنیم طبیعت بدن ما لاغری هستش…

      ما باید باور کنیم بدن ما تناسب اندام رو دوست داره و هر روز براش تلاش میکنه و بهش نزدیک تر میشه….

      ما باید باور کنیم وقتی یه نفر توانسته ما هم میتونیم…

      ما هیچ فرقی با اون فرد نداریم…یه نگاه به شکل ظاهری تمام انسانها بندازیم،،،همه مغزشون تو یه نقطه قرار گرفته و قلب شون در یه نقطه….کسیو پیدا نمیکنی که قلبش در معده قرار گرفته باشه و مغزش در پاهاش…میزان توانمندی انسانها هم یکی هستش…ولی بستگی به میزان باور و عمل کردن انسانها داره….بستگی داره اون فرد چقدررر برای خواستش تلاش میکنه…

      تمام شگفتی سازان لاغری کسانی هستند که تا انتهای مسیر رو رفتن و بعد تموم کردن هم باز ادامه دادن…نه اینکه یه فایل گوش کنی و فرداش بخوای ۱۰ کیلو کم کرده باشی و وقتی کم نکرده باشی مسیر رو ادامه ندی و بگی من توانمند نیستم من نمیتونم…

      ما خیلیییی توانمندیم و تک تک ما شگفتی سازااااان بی نظیری هستیم💪🏻🌟💪🏻

      انقد توانمند بودیم که بعد این همه تلاش فیزیکی ،،،راه درست لاغری رو پیدا کردیم و تک تکمون انقدددد تا همین جای مسیر تغییر کردیم که کلییی حس و حالمون خوبه😊

      میخواهم🤩میتوانم💪🏻میشود🌟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار mzt.zahra.malakouti.ir
        1400/07/20 14:10
        مدت عضویت: 1479 روز
        امتیاز کاربر: 3970 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 9 کلمه

        👏👏👏👏👏👏آفرین و دست میزاد به دوست فوق العاده توانمندم😘😘

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parsasaryna04
      1400/04/22 17:17
      مدت عضویت: 1467 روز
      امتیاز کاربر: 2883 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 585 کلمه

      با سلام خدمت دوستان گرامی واستاد عزیز در مورد این فایل اگه بخواهیم فکر کنیم وصحبت کنیم ما چاقها خیلی صحبت داریم اخه مشکل اصلی ما همین پذیرفتن وباور کردن اینه که تومیتونی لاغربشی دیگه اگه ذهن ما این مطلب وباور رو پذیرفت که کار تمومه دیگه مشکلی نیست بیشتر ما روی این باور وقبول کردن این باور مشکل داریم دیگه میدونید همه مشکلات ما ازهمین  قبول نکردن این باور دیگه اخه در حقیقت خودمون وتوانایی خودمون رو قبول نداریم همه ما در ته ذهنمون خودمون رو ادمهای نا لایق و ناتوان وکم ذهن وهمیشه خسته وافسرده وبدون اعتماد به نفس میدونیم وهمیشه دوست داریم از زیزر کارهای جدید ویا بهتر بگم از زیز تغییر کردن بیرون بیاییم وهمونطور مثل قبل برگردیم به روال عادی وچاقیمان زندگی کنیم اخه یک جورایی هم ذهنمون رو هم تنبل کردیم واون هم عادت به تغییر نداره اخه همه عمرش رو داره طبق چاقی برنامه ریزی میشه ودستور میده وحالا براش سخته اولش که بخواد کمی خودش رو به چالش بکشه البته اولش ولی وقتی میفهمه که این لاعری باذهن همون برنامه کارخونه سازندهاش هست دیگه کار راحت میشه واون سریعتر وراحتر برنامه ریزی اش رو عوض میکنه وبرمیگرده به حالت نرمال وطبیعی خودش که پروردگار افریده اش وکلا قبول کردن این کدها وفرمولها براش اسونتره وبه راحتی انجام میده ودستور درست صادر میکنه خلاصه به نطر من ما خودمون اول توانایی وقدرت خلق کردن رو درخودمون ضعیف کردییم ما اگه به یک برنامه روزانه خودمون نگاه کنیم چه فعالیتهایی که خیلی ها نمیتونند انجام بدن انجام میدیم چه هنرهایی داریم که یاد گرفتیم واز هزار ادم متناسب موفقتریم توی اون هنرها وچه توانایی های داریم که خودمون به خاطر عدم اعتماد به نفس واعتماد به توانایی خودمون از اونها غافلیم ویکی از اونها واز همه مهمتر که هرروز داشتی چاقی رو یاد میگرفتیم وچه خوب وکامل هم انجام میدیم که هیچ ادم متناسبی نمیتونه به خوبی ما انجام بده واز اون مهمتر چه فعالیتهایی برای لاعری انجام ندادیم همین انجام کارهای بیهوده که برای لاعری انجام میدادیم هم خودش یک سری توانایی مارو نشون میدادبه نطر من ما چاقها ادمهای بسیار با اراده ای هستیم اخه چقدر ما روشهای لاعری یخت رو با اراده انجام دادیم بابا مامیتونیم لاعر بشیم لاعر شدن از اون کارهای سخت اسونتره مخصوصا لاعری باذهن در لاعری با ذهن ما اصلا اذیت نمیشیم اخه از خوردن چیزی محروم نیستیم وورزشهای سخت نمیکنیم خیلی برای ما راحته اگه درست بفهمیم ودرک کنیم واز همه مهمتر عمل کنیم خیلی راحته لاغری با ذهن  ما چند دفعه وهر دفعه چند کیلو کم میکردیم حالا بیاد یک ادم متناسب ۵ کیلو اضافه کنه اگه تونست ما بسیار هم باهوش با اراده وزرنگ هم هستیم واز همه مهمتر به نطر مت ما چاقها از طرف خدا بیشتر هدایت میشیم من که به خاطر چاقی ام با سایت اشنا شدم وچقدر که زندگی ام واولا چه قدر خدارو بعد خودم رو بیشتر شناختم وچه قدر که تغییر کردم خدارو شکر میکنم که مرا هدایت کرد به خدا ما بیشتر هدایت میشیم کمی فکر کنیم میبینیم که هدایت شده پروردگاریم خدایا شکرت فک میکنم خدا مارو بیشتر دوست داره که چاقمون کرد اخه معنی تولد دوباره رو با لاعری بهتر میفهمیم وتناسب اندام رو قدرشو بیشتر میدونیم ما چه قدر که به خدا بیشتر نزدیک شدیم وبه اصل وجودی خودمون من که باور دارم از صمیم قلب که ههمون لاعر میشیم من که تا سی روز این دوره رو اومدم دیگه هدایت شدم وتموم من موفق میسم من مطمینم وباور دارم که لاعر میشم ولاعری اسونترین کار دنیاست وخداروشکر وتمام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      1400/04/19 08:47
      مدت عضویت: 1656 روز
      امتیاز کاربر: 3426 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 431 کلمه

      سلام🙂

      باور لاغر نشدن به تنهایی میتونه مانع متناسب شدن بشه

      واقعا چقدر مهمه باور کردن….

      باور کردن هست که اشتباق و انگیزه رو در ما ایجاد میکنه که مسیری رو شروع کنیم و ادامه بدیم

      اگه باور داشته باشیم که متناسب میشیم با هر سرعتی حرکت کنیم لاغر میشیم👌👌👌

      بسیاری از ما باور داریم نمیتونیم لاغر بشیم دلیلش هم اینه که بارها از انواع و اقسام روشهای لاغری استفاده کردیم و لاغر نشدیم و این شکستها احساس توانمندی ما رو برای لاغر شدن کمرنگ کردن

      از طرفی هم از بچگی یه سری برچسبها به ما زده شده مثل خنگی،فراموشکار بودن،کند بودن در یادگیری،تنبل بودن،بی اراده بودن،…. و ما این برچسبها رو باور کردیم و الانم که بزرگ شدیم و کسی درباره اونا به ما حرفی نمیزنه خودمون به خودمون برچسب میزنیم و همینها باعث میشه توانایی ذهن و جسممون رو نادیده بگیریم و در برابر غول چاقی ناتوان و ضعیف باشیم😬😬😬

      در صورتیکه ما در این دوره یادگرفتیم که چاقی آموختنی بوده و ما اونو یاد گرفتیم واگه چاقی رو آموختیم لاغری رو هم میتونیم بیاموزیم👌👌

      در ضمن ما با تمام برچسبها یه عالمه توانایی و مهارت داریم که اونا رو هم یادگرفتیم و این یادگیری هم از طریق ذهن ما بوده مهارتهایی مثل آشپزی،فرزند پروری،همسر داری،خانه داری،مهمانداری،رانندگی، و مهارتهایی که در شغل و حرفه آموختیم 👌👌👌

      این همه مهارت رو یاد گرفتیم لاغری رو هم میتونیم یاد بگیریم چرا که اولا لاغری با ذهن بسیار آسونه و احتیاج به هوش و استعداد متفاوتی نیست ثانیا اونم یه مهارته مثل بقیه مهارتهایی که تا الان کسب کردیم

      در هر حال همه ما در شبانه روز ۲۴ ساعت وقت داریم و زمانهایی از این ۲۴ ساعت هست که برای خودمونه وما برای سایت گردی و اینستاگردی و دیدن سریالهای تلویزیونی و…. میگذرونیم خوب بیاین همین وقت رو بذاریم برای کار کردن روی ذهنمون برای آرزوی لاغر شدن برای بهتر شدن جسم و سلامتیمون 

      ما که داریم این زمان رو میگذرونیم چه بهتر که برای بهبود جسممون  باشه👌👌👌🙂

      زمانی که نه تنها ما رو لاغر میکنه ،شاد و آرام و با اعتماد به نفس و زیبا و جوان و سالم هم میشیم .🙂🙂🙂🙂چی بهتر از این واقعا 👌👌👌👌

      چه عملی صالحتر از این 👌👌👌👌

      وقتی اراده کنیم و تصمیم بگیریم که زمانی رو به خودمون و آموزش مون اختصاص بدیم تمام کائنات بسیج میشن که ما بتونیم به این آموزش بپردازیم 

      بالاخره همه ما یکسری وظایف و مَشغولیات داریم که هر روز باید انجام بدیم و در محیط و شرایط زندگی هامون یه سری اتفاقات و درگیریها هست که باید مدیریت بشه ولی در کنار همه اونها ما باید برای خودمون  هم وقت بذاریم اگه ارزش خودمون رو بفهمیم  و برای رشد خودمون هم ارزش قائل باشیم👌👌👌 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار FARIDEH. T
      1400/04/03 00:54
      مدت عضویت: 1316 روز
      امتیاز کاربر: 4883 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 851 کلمه

      با درود به استاد عزیز وهمراهان گرامی ، 

      باور کردن لاغری ، برای خیلی از چاقها باورکردنی نیست چون آنقدر بارها وبارها  با شکست روبرو شدند ونتیجه ای از تلاش‌های خودشون نگرفتند ،باور ندارند که می توانند لاغر  شوند ،.

      بطور مثال خودمن قبل از اینکه در این دوره شرکت  کنم ویا حتی آشنا شوم به جایی رسیده بودم که پذیرفته بودم که خیلی خودم را بکشم بیشتر از دوسه کیلو دیگه نمی تونم لاغر بشم چونکه چربی‌ها دیگه سفت شده وفایده ای هم نداره ،یا من باید تا آخر عمرم در رژیم باشم ویا باید همیشه ورزش،کنم واگر اینکارها و نکنم فایده ای  نداره وهمش برمیگرده ،

      این باور بسیار قوی در خیلی از ما که دچار اضافه وزن هستیم وجود دارد،ودر ذهن همه ما ریشه داره ،لاغری  با ذهن برای خیلی‌ها یک حرف ناشناخته است ، بطور کلی خیلی از ما با این مقوله آشنایی ندارند ،کمتر شنیده شده در موردش ،کمتر از ش درجایی جز عده ای کم صحبت کرده اند وخداروشکر این آگاهی در مورد کار ذهن روز به روز نه تنها درایران بلکه درسراسر دنیا مورد بحث خیلی از محافل ومجلات ومقاله هاست ،

      کسانی به راحتی این مبحث لاغری  با ذهن را می پذیرند که به طور کل آدمهای شجاع وتوانمندی باشند ، وربطی به بی استعدادی ویا بی عرضگی ویا کم هوشی ندارد! !! انسان‌هایی موفق می شوند که علاقه وهمت داشته باشند نسبت به تغییر وباورهای خودشان ،! 

      ذهن ما معمولا   سخت از منطقه امن خویش بیرون می آید ، ودر اینجا فرق انسانهای موفق وناموفق مشخص می شود . 

      همسر سابق من ،با اینکه آدم تحصیلکرده و رنگی بود در کارش ولی تغییر جا وموقعیت برایش همیشه سخت بود ویادمه که من برای هر تغییری ،چه بزرگ وچه کوچک ،باید به قول معروف  خیلی چانه می زدم ،والبته چون همیشه از یکنواختی ودرجا زدن بدم می آمد ، علیرغم  آنهمه مخالفت‌ها ، من کار خودم را می کردم وهمیشه دنبال پیشرفت وبرنامه ریزی بودم وچه موفقیت‌هایی درمعامله  های گوناگون به دست می آوردم ، چون همیشه زیر لب نجوا می کردم که،

      زندگی یعنی هیاهو ،زندگی یعنی تکاپو ،زندگی یعنی 

      شب نو   ،روز نو،، اندیشه نو ،

      زندگی بایست سرشار از تکان وتازگی باشد والی آخر.. ..

      منظورم اینه که ،مهمه که برنامه امروزت با برنامه فردا فرق داشته باشد ،ومن همیشه به استقبال چیزهای تازه ونو بودم، اینکه عده ای از شرکت کردن دراین دوره بی نظیر طفره می آورند ، وبهانه می آورند ، در باورهای محکم واشتباه خودشون گیر کرده اند ،و نمی دانند که به قدری این روش وکار با ذهن دررسیدن به لاغری  وتناسب اندام آسان وِلذت بخشه که  وقتی وارد این سرزمین بشوند ،دیگر خودشان هم بخواهند از این دوره اجتناب کنند ،نمی توانند! ،واین از ویژگی های این دوره می باشد ، واین را نه من بگویم ،بلکه اکثریتی که اینجا هستند ،اذعان دارند که این دوره چقدر متفاوت ،چقدر شیرین ،چقدر لذت بخش است. بطوریکه دیگر هیچ روش  ،هیچ پیشنهاد دیگر اعم از مصرف قرص ،دمنونش ، ماساژ ، ورزش‌های طاقت فرسا ،دو ،پیاده روی ،را دیگر نمی پذیرند . چرا؟

      چون در این روش برخلاف گذشته که ما به جسممان فشار می آوردیم ، اینبار با تمرکز وتوجه واشتیاق تنها با ذهنمان به تناسب اندام می رسیم، 

      نه تنها به تناسب اندام  بلکه به تمامی خواسته ها وارزوهایمان می رسیم .

      از نظر من این روش کار با ذهن ،یک روش  معمولی

       نیست، بلکه افرادی که به‌ این‌ مسیر هدایت شده اند، به جرات می توانم بگویم که با خواست خدای یکتا  هدایت شده اند ،این روش درواقع یکنوع خودشناسی است ،اونقدر ساده واسان است که کسی باورش نمی شود ،از بسکه ما عادت کرده ایم که هر چیزی را به سختی به دست بیاوریم ،باور اینکه لاغری  آسان‌ترین  کار دنیاست را باور نمی کنیم که هست!!

       ما تا زمانیکه خودمان را دست کم بگیریم وخودمان را 

      انسانی ضعیف بدانیم ،همانطور در هر موقعیتی که هستیم ، با قی می مانیم!!

      وبرعکس اگر به قدرتمندی خودمان باور داشته باشیم ،کوه را هم جابجا خواهیم کرد ،

      باور از ایمان می آید ، واگر ایمانت به خدای با عظمتی  که مارا آفریده وچنان آفریده که تمام جبروت و ملائکه را سر به سجده گذاشتن در مقابل ما انسانها نهاده، پس بدانیم که ، که هستیم ، چنانکه خداوند فرمود :هستم که هستم ،وامروز که انسانهای پاک نهاد وپاک سرشت وحقیقی همچون استاد رضا عطاروشن وغیره سر ،بلند کرده اند واین هدایت را در دست گرفته اند ،بی شک از اراده وعزم یگانه خداوندی است که می خواهد به انسانها بگوید که بیدار شوید ،آگاه که هر کدام ا ز شما یک قدرتید ، یک عظمتید ، یک توانایید ، واز همه مهمتر خالقید ، در بوجود آوردن آنچه که می خواهید ، بخواهید تا به شما داده شود واین از فرموده های عیسی مسیح در کتاب مقدس است ،بخواهید وتنها بخواهید ،خودمان را دست کم نگیریم به خودمان احترام بگذاریم ،تمام عرش الهی درزیر پای ماست ،سستی وکاهلی را کنار بگذارید ،بیاموزید ،تقلید نکنید ،شما خود ارزشمندید، نمی دانم  به کجا رفتم ولی بخاطر ایمانی که به اصل وجود دارم ،بی اختیار می شوم .

      ولی دوستان ودوستان که در شک وشبهه بسر  می برید ،

      باور کنید وباور کنید  که لاغری  با ذهن آسان‌ترین کار دنیاست

      با آرزوی موفقیت برای همراهان عزیزم،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار solmazmilan@gmail.com
      1400/03/17 21:05
      مدت عضویت: 1216 روز
      امتیاز کاربر: 10935 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 767 کلمه

      باسلام و درود به همه دوستان مخصوصا استاد عزیزم.

      گام۳۰ باورکردن لاغرشدن: نکات دریافت شده از این گام:

      ۱ موضوع باور کردن لاغرشدن به قدری اهمیت دارد که به تنهایی می تواند مانع از متناسب شدن شود.

      ۲ خیلی از افرادی که اضافه وزن دارند متاسفانه اسیر این باور قدرتمند و بسیار مخرب هستند به این شکل که به هیچ وجه برای خود توانایی وشانس متناسب شدن قائل نیستند.

      ۳ همه افراد چاق برای لاغرشدن تلاش کردند رژیم گرفتند ورزش کردند وخیلی از کارهای غیرممکنی که افراد متناسب نتونستن انجام بدن اما از آنجایی که نتیجه نهایی آنها براساس باور آنها نسبت به توانایی خودشان رقم می خورد آنها موفق به لاغری نمی شدند چون که آنها در باورکردن توانایی لاغری خود با مشکل مواجه هستند.

      ۴ این درحالی است که همان افراد درانجام بسیاری از کارها موفق هستند اما فقط در لاغرشدن هیچ موفقیتی به دست نیاوردند تنها دلیل آنها باورکردن چاقی و همین طور باورداشتن به ناتوانی خود در متناسب شدن است.

      ۵ موضوع باور فقط مربوط به افراد چاق نیست بلکه افراد متناسب هم این موضوع در جنبه های دیگه زندگی آنها به روشنی دیده میشه.به عنوان مثال فرد باور به کسب موفقیت ندارد یا باور به ازدواج با شخص مورد علاقه اش ندارد.

      ۶مثلا خود من میخواستم برم برای رانندگی اون زمان تو فامیل ماکسی از زنها گواهینامه نداشت و والدینم بهم پیشنهاد دادن که در تابستان که دانشگاه نداری برو برای گواهینامه ثبت نام کن منم قبول کردم ولی در ذهنم همش می ترسیدم که نکنه سخت باشه ومن قبول نشم رفتم کلاسلارو و مقدماتی و علائم هم اولین بار قبول شدم ولی شهری رو چند بار رد شدم با اینکه همه از رانندگیم تعریف می کردند مخصوصا مربی خودم بعد که سرهنگ امتحان عوض شد تا امتحان دادم بهم گفت دخترم تو رانندگیت عالی فقط یکی دو مورد اشتباه داری که من دیدم مهارتت خوبه موندم چرا چند بار رد شدی الان درک میکنم باور نداشتن به توانایی خودم بود که این نتیجه رو برام رقم زد.هرکاری رو اگه بخوای شروع کنی باید باور داشته باشی که تو توانایی انجامشو داری.

      ۷ من چون بارها در لاغرشدن شکست خورده بودم خودم رو ناتوان میدیدم و این ناتوانی باعث شده بود که من باور کنم که در یادگیری تمام موضوعات ناتوانم چون باور داشتن به هر موضوعی سبب  راحت شدن باور نسبت به موضوعات دیگر می شود وبالعکس .

      ۸ پس برای متناسب شدن باید اول باور توانستن رو در خودمون ایجاد کنیم وبه توانایی ذهنمون اعتماد کنیم و باور کنیم که می توانیم متناسب بشیم.

      ۹چیزی نیست که انسان نتونه یاد بگیره و متاسفانه ما به خودمون برچسب هایی می زنیم که در گذشته ایجاد شده است حالا ممکنه در خانواده اتفاق افتاده باشه یا در مدرسه و ما هم باور کردیم و چون بارها تکرار کردیم دیگه اون پذیرفتیم که این برچسب برای ما درسته درصورتی که اصلا امتحانشم نکردیم ببینیم درسته یا نه.

      ۱۰چقدر یک تغییر در فرد میتونه اتفاق بیفته وقتی که تغییر از ذهن شروع بشه جمله تاثیر گذاریه. 

      ۱۱ بدن و وجود ما انسانها با هر فکری سازگار است هرچیزی که در ذهنت قوی کنی و بهش باور داشته باشی بدن هم واکنش نشون میده و این از معجزات الهی خداوند برای بدن ماست.

      ۱۲ هر تصوری که راجع به خودت داری و تو رو ضعیف میکنه اشتباه است به توانایی ذهن خود برای لاغرشدن اعتماد کن اگر فکر میکنی در یادگیری ضعیف هستی تو اتفاقا قوی و خوب هستی فقط نمی خواهی هیچ وقت خودتو نشون بدی .

      ۱۳ بعضی از ما از ترس اینکه خودشونو نشون ندن حاضرن به خودشون برچسب بزنن و جراتشو ندارن و نمیخوان خودشون رو توانمند نشون بدن نمیخوان از حیطه امن خودشون خارج بشن و نمی خوان بپذیرن که آنها هم میتونن یادبگیرن که لاغر بشن.

      ۱۴ از ترس اینکه نکنه سخت باشه برچسب خنگی رو به خودشون میزنن.اگه من خنگم چجوری تونستم لیسانس بگیرم اگه من خنگم چجوری تونستم گواهینامه بگیرم اگه من خنگم چجوری تونستم خیاطی یاد بگیرم اگه من خنگم چجوری تونستم کار سخت رو انجام بدم اونم باوجود زیاد بودن مشتریاو اداره کردن چند باجه در یک زمان و یادگیری مطالب آموزشی در عرض یک هفته.

      ۱۵ اگه من تونستم چاق بشم پس میتونم لاغر هم بشم چون جهان دوسویه و دوطرفه است کی؟ روزی که باور کردم من هم میتونم لاغر بشم و خدا روز بعدش منو هدایت کرد به این مسیر صحیح و درست برای لاغری.اگه یه مسیر اشتباه رو باهر سرعت و قدرتی طی کنی به مقصد اشتباه میرسی ولی مسیر درست رو هرچقدر کند طی کنی با هر قدرتی بازم به سرمنزل مقصدت میرسی.فقط باید استمرار داشته باشی.

          رهرو آن نیست گهی کند و گهی تند رود

          رهرو آن است که آهسته و پیوسته  رود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      1400/03/13 10:12
      مدت عضویت: 1494 روز
      امتیاز کاربر: 6867 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 187 کلمه

      سلام برمشتاقان مسیر تناسب اندام.

      خوب معلومه ما چون تو رسیدن به تناسب اندام بارها و بارها شکست خوردیم و مرتب از طرف اطرافیان مورد سرزنش قرار میگرفتیم  یه جورایی به خودمون گفتیم پس من نمیتونم .من آدم قوی نیستم . و این کم کم در ما تبدیل به باور شد .

      ولی اگه  تمرکز کنیم  بر ویژگیهای  خوبمون و موفقیت های قبلی خودمون  تو زمینه های مختلف کم کم مقاومت ذهنی مان شکسته میشه  و کم کم اعتماد به نفس مون بر میگرده . و برای این کار هم باید روزانه مثل مسیر لاغری با ذهن  اتفاقات خوبی که برامون میافته یا کاری رو به درستی انجام دادیم مرتب به خودمون یادآوری کنیم .

      بعدش برای باور موفقیت در این دوره کافیه تصاویر شگفتی سازان رو بارها و بارها ببینیم وبه خودمون بگیم وقتی اونا توانستن