🎯 لاغر شدن همون چاق شدنه… فقط با افکاری متفاوت!
سالها فکر میکردم لاغر شدن فقط با رژیم و سختی ممکنه، تا اینکه فهمیدم مسیرش از ذهن شروع میشه.
وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم، اصلاً به فکر لاغری نبودم؛ اما کمکم فهمیدم تغییر باورها برای کاهش وزن اولین قدمه.
از همونجا، یه تحول عجیب توی زندگیم شروع شد… 🌱✨
✨ چطور بالاخره لاغر شدم؟
📌 ۳۵ سال با چاقی زندگی کرده بودم…
تو این مدت، بارها و بارها سعی کردم لاغر شم؛ از رژیمای عجیب تا قرص و دمنوش، از ورزشهای سخت تا حذف غذاهایی که عاشقشون بودم! ولی هیچی جواب نداد. ❌
اونقدر شکست خوردم که باورم شد: «من لاغر بشو نیستم!»
😞 یه باور تلخ که ریشه دواند تو ذهنم و دیگه حتی تلاش هم نمیکردم…

👂 اطرافیان هم هرکدوم یه چیزی میگفتن:
«چاقیت ارثیه!» «چاقیت بخاطر کمتحرکیه!» «استخوان بندیات درشته!»
و من… کمکم پذیرفتم که لاغر شدن برای من نیست، فقط خدا کنه چاقتر نشم!
🌧️ دیگه هدفم از لاغری، تبدیل شد به «ثابت موندن». یعنی از اون نقطه به بعد، حتی حرفی از کاهش وزن هم نمیزدم. خانواده هم که قبلاً میگفتن «یه کم لاغر شو»، حالا میگفتن: «حداقل چاقتر نشو!» 😐
💡 جرقهای که مسیر رو عوض کرد…
تا اینکه سالها بعد، با مفهومی آشنا شدم که همهچی رو تغییر داد:
قدرت ذهن! 🧠✨
هدف اولم از یادگیریش، تغییر مالی بود؛ اصلاً قصد نداشتم سراغ لاغری برم. اما هرچی بیشتر با ذهن کار کردم، بیشتر فهمیدم که ریشهی خیلی از مشکلاتم، توی باورهام بود…
و کمکم به این نتیجه رسیدم که:
🔑 تغییر باورها برای کاهش وزن، نقطهی شروع هر تغییر جسمیه.
و این نقطه شروع روش لاغری با ذهن در سراسر جهان شد.
حقیقتش؟ اولش اصلاً تو خوابم هم نمیدیدم که میشه بدون رژیم و زجر کشیدن، لاغر شم.
ولی اون علاقهای که به قدرت ذهن داشتم، باعث شد کلی وقت بذارم، فایل گوش بدم، تمرین بنویسم، و ذرهذره فرمولای ذهنیم رو عوض کنم.
و بعد از چند ماه، حس کردم بدنم داره واکنش نشون میده… نه با ترس و فشار، بلکه با هماهنگی و آرامش 😌💚
🎁 لاغر شدنم شبیه معجزه نبود، بلکه شبیه بیدار شدن از یه خواب سنگین بود. فهمیدم ذهنم تا حالا باورهامو طوری چیده بود که اجازهی لاغر شدن بهم نمیداد…
🚶♀️ تغییر باورها برای کاهش وزن یعنی ساختن یه جاده نو
همین حالا هم اگر بخوای، میتونی یه مسیر نو تو ذهنت بکشی؛ یه جادهی آسفالته که تو رو به خواستههات میرسونه.
فقط کافیه بپذیری که:
✅ با تغییر باورها برای کاهش وزن، تو هم میتونی لاغر شی
✅ باید به ذهنت یاد بدی که مسیر جدیدی وجود داره
✅ استمرار، تمرین و تعهد کلیده 🎯
هر باوری که سالها باهاش زندگی کردی، قابل تغییره. من اینو با تمام وجودم تجربه کردم و حالا، عاشق اینم که به بقیه هم کمک کنم همین مسیر رو برن. 🌟
🍃 لاغر شدن همون چاق شدنه… فقط با باورهای جدید!
اگه دقیق نگاه کنیم، میفهمیم که لاغر شدن شبیه چاق شدنه…
هیچ نیازی به فشار زیاد یا زور زدن نیست، فقط باید مسیر فکر کردنمون رو تغییر بدیم 🧠💭
همونطور که یهعمر با فکرها و رفتارهایی خاص چاق شدیم، حالا با تغییر باورها برای کاهش وزن، میتونیم مسیرمون رو برعکس کنیم و پلهپله به تناسب اندام برسیم.
💡 فقط کافیه شروع کنیم به ساختن «افکار لاغرکننده»؛ افکاری که وقتی داریم لباس میپوشیم، وقتی غذا میخوریم، وقتی توی آینه نگاه میکنیم، یه پیام جدید به بدنمون میدن:
من دارم لاغر میشم. چون دارم جور دیگهای فکر میکنم. 🌱
⛔ سختترین قسمتش چیه؟ عادت ذهن به شرایط قبلی!
ذهن ما عاشق تکراره. 🔁
همینطور که سالها فکرها و رفتارهای چاقکننده رو تکرار کردیم، ذهنمون به اون وضعیت نرمال عادت کرده. حتی اگه اون نرمال برای ما دردناک باشه، حتی اگه باعث خستگی، نفرت از ظاهر، یا کاهش اعتمادبهنفس شده باشه…
🧠 ذهن فقط میخواد در همون حالت آشنا بمونه، چون تغییر براش خطرناکه.
واسه همینه که در مسیر تغییر باورها برای کاهش وزن، باید شجاعت روبهرو شدن با افکار قدیمی رو داشته باشیم.
باید با مهربونی و صبر، ذهنمون رو دعوت کنیم به یه سبک زندگی جدید… همونطوری که یه بچه رو آرومآروم به خواب دعوت میکنی 💤
🌈 یادت باشه، تغییر باورها برای کاهش وزن یعنی ساختن یه خودِ جدید؛ همون خودی که همیشه آرزوشو داشتی و حالا وقتشه بهش نزدیک بشی.

🎯 نتیجه واقعی استفاده از آموزشهای لاغری با ذهن
اولش همیشه سخته… اینو خودت بهتر میدونی!
📌 هر کاری که برات جدید باشه، یه جورایی «سنگین» به نظر میاد.
مثلاً صبح زود بیدار شدن… اولش سخت و زورکیه، ولی کمکم برات عادی میشه ☀️⏰
🧠 لاغر شدن هم دقیقاً همینه. چون ذهن ما عادت داره به یه سری فکرها و رفتارهایی که در طول زمان، ما رو به سمت چاقی بردن.
تا وقتی این عادتها پابرجاست، بدن هم همون مسیر همیشگی رو میره.
اما به محض اینکه شروع میکنی به تغییر باورها برای کاهش وزن، اتفاقا همونجاست که ذهن مقاومت میکنه…
میگه: «سخته!»
اما تو باید بدونی این «سختی» واقعی نیست، فقط ذهن داره میترسه از تجربهی جدید 😌
🔄 عادتی که تکرار بشه، تغییر میکنه
فردی که الان ۵۰ کیلو اضافهوزن داره، از یه جایی شروع کرده؛ شاید ۱۰ سال پیش فقط ۵ کیلو اضافه داشت…
ولی چون هیچ تغییری تو باورهاش ایجاد نکرد، همون مسیر رو ادامه داد، عادتهاش موندگار شدن و چاقی پیشرفت کرد ⚖️⬆️
حالا برای برگشت از اون مسیر؟
باید همون روش رو ولی در جهت برعکسش انجام بدی. یعنی:
✅ تکرار ✅ استمرار ✅ تعهد
و مهمتر از همه: تغییر باورها برای کاهش وزن
هر رفتاری که زمانی «عادی» بوده، الان میتونه «غیرممکن» به نظر بیاد. و برعکس! چیزی که الان غیرممکنه، میتونه به عادت جدیدت تبدیل بشه ✨
🏡 مثال ساده: عادت ذهن به خانهی قدیمی!
یادت باشه وقتی خونهمون عوض میشه، تا مدتها ناخودآگاه به سمت خونهی قبلی میریم!
یا مثلاً جای کلید برق که عوض شده، چند وقت طول میکشه تا یاد بگیری باید دستتو به یه سمت دیگه ببری 💡🏠
لاغر شدن هم همینه… اولش دنبال فرمولهای قدیمی ذهنی میگردی: پرخوری، خوردن بدون گرسنگی، ناامیدی بعد از چاقی.
ولی به مرور، این مسیرها محو میشن و مسیرهای جدید جایگزین میشن.
🔑 تفاوت ذهن چاق و ذهن متناسب
وقتی یه فرد چاق میگه: «من نمیتونم لاغر شم»،
یه فرد متناسب با تعجب نگاش میکنه و میگه: «این چه حرفیه؟!» 😅
📌 چرا؟ چون فرمولهای ذهنیشون فرق داره.
در ذهن چاق، لاغر شدن سخته، دستنیافتنیه، باید زجر بکشی…
در ذهن متناسب، لاغری یه چیز طبیعیه.
و تو، با ادامه دادن آموزشها، تمرین کردن، و تغییر باورها برای کاهش وزن، کمکم میری سمت اون ذهن متناسب.
همون ذهنی که میگه: «من میتونم، من دارم تغییر میکنم، و لاغر شدن برای من ممکنه!» 💪🍏

🗺️ بهترین راه برای شروع تغییر باورها برای کاهش وزن
حالا که با قدرت ذهن آشنا شدی و میدونی لاغر شدن یه تغییر ساده در مسیر فکر کردنه، وقتشه قدم بعدی رو برای تغییر باورها برای کاهش وزن برداری…
📌 قدمی مطمئن و لذتبخش به سمت ساختن ذهن متناسبت!
ما برای این مسیر، یک دوره آموزشی خاص طراحی کردیم به اسم:
🎓 ورود به سرزمین لاغرها ✨
دورهای که نه رژیم میده، نه تمرین سخت؛ فقط میاد سراغ ریشهها و تغییر باورها برای کاهش وزن
سراغ اون باورهایی که سالها ذهنمون رو به سمت چاقی برنامهریزی کرده.
باورهامون رو میسازه، فرمولهای ذهنی رو تغییر میده، و قدمبهقدم تو رو آماده میکنه برای یه سبک زندگی جدید.
🌱 چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه برای تغییر باورهاست؟
✅ چون بهجای کنترل غذا، ذهن رو آموزش میده
✅ چون تو رو با خودت آشتی میده، نه با ترازو
✅ چون کاری میکنه که تغییر باور برای کاهش وزن تبدیل به یه لذت بشه، نه سختی
تو این دوره، یاد میگیری:
- چطور با افکارت صلح کنی
- چطور ذهن چاق رو به ذهن متناسب تبدیل کنی
- چطور بدون رژیم، لاغر بشی و بمونی
💬 اگر ته دلت هنوز باور نداری که میتونی لاغر شی…
بدون این دوره برای تو طراحی شده.
همین حالا تصمیم بگیر، و اولین گام برای تغییر باورها برای کاهش وزن رو با لذت بردار 🌟 🎁 به جمع هزاران نفر دیگهای که با همین روش، متناسب شدن بپیوند…
📥 برای شروع، فقط کافیه روی لینک زیر کلیک کنی و به دنیای تازهای از خودت وارد بشی 👇
✍️ چرا تمرین مهمه؟
اگر واقعاً میخوای تغییر باورها برای کاهش وزن رو از حالت شعار به عمل برسونی، تمرین نوشتاری مهمترین بخش کاره.
چون ذهن ما با نوشتن، متمرکزتر و عمیقتر روی تغییرات عمل میکنه. وقتی درباره گذشتهات بنویسی، دلیل چاق شدنت رو بشناسی و روی افکارت کار کنی، مسیر جدیدی در مغزت ساخته میشه که پایهی لاغری پایداره.
📝 سوالات تمرینی تغییر باورها برای کاهش وزن:
- مسیر چاق شدن تو در این سالها چطور بوده؟ قدمبهقدم شرح بده.
- چه عادتهایی باعث شد وزنت بیشتر بشه؟
- چرا ذهن ما چاق شدن رو راحت میپذیره ولی لاغر شدن رو نه؟
- تاکنون چه تغییراتی برای لاغری انجام دادی که برات سخت بوده؟ چرا؟
- به نظرت چطور میتونی با تغییر باورها برای کاهش وزن مسیر ذهنی جدیدی بسازی؟
💬 نظر تو چیه؟
ازت دعوت میکنم تمرینات بالا رو با دقت انجام بدی و نتیجهش رو در بخش نظرات همین صفحه با ما به اشتراک بذاری. نوشتن تجربهت نه تنها باعث میشه بهتر به ذهنت جهت بدی، بلکه الهامبخش بقیه دوستانی میشه که تو همین مسیر هستن 💙
منتظریم که صدای تو رو بشنویم 🎤✏️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.55 از 64 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
لاغر شدن همان چاق شدن است که باید تعقیر کند ۰۰۰۰۰۰۰۰
تعقیرات در زندگی در هر جنبه اش اوایلش خیلی سخته ولی به مرور زمان همان تعقیرات به صورت عادی وعادت در میاید
چرا تعقیرات برای ذهن سخت است ؟؟؟؟ چون ذهن میخواهد انرژی کمتری مصرف کند ودوست دارد در همان حالتی که الگوهای ذخیره را به عادت تبدیل کرده باقی بماند و انرژی کمتری مصرف کند
تعقیرات چه نقشی در زندگی ما ایفا میکنند ؟؟؟؟
تعقیرات میتوانند در جنبه های مثبت ومنفی زندگی اثر گذار باشند وباعث پیشرفت ویا پس رفت در زندگی ما باشند
چگونه میشود از طریق ذهن تعقیرات منفی را به تعقیرات مثبت ایجاد کرد؟؟؟
ذهن دقیقا مانند کودک لجوج و چموش میمانند وقتی فرمولی در ذهن جای میگیرد و ذهن آن فرمول را باور میکند برای تعقیر آن فرمول راهی نیست جز تکرار وتمرین فرمول جدید ولی با آرامش وآسایش به مرور زمان تا ذهن لجوج و سرکش رام شود واین تعقیرات را بپذیرد تعقیرات منفی بسیار ریشه اشون در ذهن قوی تر از تعقیرات مثبت اند چون ذهن دوست دارد برای خودش بهانه زیاد بتراشد وهمه چیز را در اول برای خودش سخت میپندارد واین سختی را در نظر ما بزرگتر جلوه میدهد تا ما کاری به کارش نداشته باشیم وآزادش بگذاریم
در رابطه با لاغری با ذهن این تعقیرات ذهنی چه نگرشی دارید ؟
اولین چیزی که میتوانم در این مورد بگم این است که اوایل وقتی میخواستم دوره را شروع کنم فایل های استاد برای من خیلی سخت وگنگ بود احساس میکردم کار سختیه هر روز فایل گوش دادن واز دل این همه حرف که استاد میزنه من بتونم آن مطلب اصلی را پیدا کنم کم کم با گذشت زمان به توضیحات استاد عادت کردم وفهمیدم هر توضیح ایشون در مورد مثال هاشون در جدیدی را باز میکنه تا من مطلب را بهتر بفهمم ذهن من اوایل خیلی مقابله میکرد که ول کن میخواهی چیکار درسته استاد لاغر شده از کجا معلوم تو هم لاغر بشی واین نجواهای ذهنی مرتب بود ولی من میخواستم تعقیر کنم ومیدانستم هر چقدر هم این مسیر سخت باشه با ادامه دادن آسان میشه برای همین به کمک راهنمایی های استاد شور وشوق ام بیشتر شد وباعث شد تو مسیر باقی بمانم فهمیدم که ذهن من انباشته از فرمولهای اشتباه است که باید تعقیر کند فرمولهایی که باعث چاقی من شدند وهیچ راهی نداره جز این که ذهن ام را قانع کنم فرمول باید عوض شه تا من به خواسته ام برسم وتعقیر فرمول هیچ راهی نداره جز با تکرار واستمرار در تماربن وهمین کار را انجام دادم والان که یک سال از تولدم در دوره لاغری با ذهن میگذره شاهد کلی تعقیر در تمام جنبه های روحی وجسمی خودم بودم
برای رسیدن به خواسته خود با ذهن خود چه فرمولی از همه بیشتر میتونه به شما کمک کنه تا به خواسته خودتون برسید ؟؟؟؟؟
فرمول خواسته خود را کوچیک کنید
وقتی خواسته ایی را در ذهن خود طراحی میکنیم باید این خواسته را در ذهن خود کوچک کنیم چرا ؟ چون برای ذهن سخته کار بزرگتر را انجام بدهد واین برمیگردد به همان کم مصرف کردن انرژی برای همین باید خواسته خود را تقسیم به اجزای کوچکتر کنیم تا ذهن قبول کند این که چیزی نیست خیلی آسونه
مثلا در باره لاغری بارها باید لاغری ولاغر شدن را با دلایل منطقی برای ذهن آسان کنیم ومرتب در ذهن تکرار کنیم لاغر شدن آسانترین کار دنیاست نیایم لاغری را بزرگ و مهم نشون بدیم نگیم من میخوام ۴۰ کیلو کم کنم بگیم من میخوام ۱ کیلو کم کنم تا ذهن برایش سخت نباشه تفاوت چاقها ولاغرها فقط در فرمول های ذهنی آنهاست لاغرها اصلا به چاقی فکر نمیکنند لاغری برای آنها طبیعی است ولی چاق ها لاغری در ذهن اشون سخت ودست نیافتی وبزرگ است پس بابد خواسته را کوچک کرد لاغری چیزی نیست که به راحتی وبه آسانی میشود لاغر شد لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
موفق باشید استاد عزیزم
و هر کاری در اول شاید سخت باشه اما در اصل سخت نیست چون ما عادت نکردیم و هنوز ذهن اون تغییر رو نپدیرفته براش سخت هست مثلا صبح زود بیدار شدن شاید سخت باشه ولی بعد از مدتی که صبح زود پا شدیم دیگه برای ما عادی میشه و خیلی راحت بیدار میشیم .
پس در مورد چاقی و لاغری هم سیستم همین طور هست خیلی از اضافه وزنها در ما به خاطر عادتها مونده و داره پیشرفت میکنه مثلا فردی که الان ۵۰ کیلو اصافه وزن داره ده سال پیش که اینقدر نبوده یه سری عادتها هستن که چاقی رو پیشرفت میدن و ما باید این عادتها رو تعییر بدیم تا جسم ما تعییر کنه برای تعییر این عادتها در جسم همین طور او لش سخت هست ولی اگر ادامه بدی و سعی کنی و استمرار داشته باشی و تعهد داشته باشی بعد از یه مدت همه ی عادتها برات تغییر میکنه و دیگه انحام کارهای گدشته برات سخت میشه مثلا پرخوری های گذشته برات سخت میشن و دیگه فرمولهای ذهنی ما تغییر میکنن و این به مرور ایحاد میشه و فقط با تمرین و تکرار ایحاد میشه .
پس یه کاری اولش که میخوای تغییرش بدی سخته و یواش یواش عادی میشه و دیگه مهم نیست داره انجام میشه پس برای لاغری هم اشتیاق و استمرار داشته باش همینکه فرمولهای ذهنی تو تغییر کنه با فایل گوش دادن و نوشتن اینجور خیلی راحت روند زندگیت تغییر میکنه
پس لاغری هم مثل هر کار دیگه انجام پذیر هست .
مثلا زمانی که خونه جدید خریدیم تا مدتها من میخواستم به سمت خونه ی قبلی برم و یا اینکه تغییر یه وسیله ی خانه تا مدتها باید بری سراغ جای قبلیش معلومه که ذهن عادت پذیر هست و بعضی عادتها ریشه ای هستن و زمان میبره تا تغییرش بدی و اینها چون بارها تکرار شدن ما باید بیشتر استمرار داشته باشیم تا عوض بشن پس در موضوع تغییرات شرایط خیلی مثالها هست بنابراین چاقی به لاغری یه سری تغییر رفتارها هست که زمان میبره تا ما اونها رو بپدیریم و شاید اوایل بگی لاغر شدن برام سخت هست چطور من که سالها تلاش کردم ولی لاعر نشدم اما از نطر یه متناسب این حرف مسخره هست و چی در این دو فرد متفاوت هست فرمولهای ذهنی این دو متفاوت هست و در ذهن چاقها این یه موضوع نشدنی هست .پس فکر کنید چه چیزهایی در زندگی شما تعییر کرده و الان شما به اون سبک عادت کردید به یاد خودت بیار و مثال بزن و بگو حالا لاغری هم یه تغییر هست از چاقی به لاغری و بگو این لاغری که چیزی نیست و در ذهن خودت کوچیکش کن که به اون برسی پس تا میتونی خواسته ات رو کوچیک کن تا وارد زندگیت بشه و هر چیزی که در ذهن تو بزرگ باشه به اون نمیرسی والی اگر گفتی این تغییر که چیزی نیست من به اون میرسیم ذهن راحتتر میپدیره و به اون میرسی ذهن براش سخته تعییر کردن و ما هم نااگاهانه با فکر کردن به مشکلات اون تعییر کردن اون تغییر رو برای خودمون سختتر میکنیم
مثالهای از تغییرات من در زندگیم : زمانی که در خونه رو ریموتی کرده بودیم تا مدتها میخواستم به سبک قدیم برم در رو باز کنم ولی یادم میو مد و نمیرفتم و یا بعصی از چراعهای خونه مثلا راهرو و یا سرویس بهداشتی چشمی بودن و من تا وارد راهرو میشدم دنبال کلید بودم که بزنم و لامپ روشن بشه ولی یادم میومد و دیگه راحت میرفتم بالا و یا من با شرایط فعلی جامعه که کرونا هست خیلی تغییرات در زندگیم داشتم و اوایل سخت بود اما حالا دیگه عادی شده همون ماسک زدن که اوایل سخت بود و یا الکل زدن و یا دست ندادن با هیچ فردی بر خلاف گدشته تا مدتها من وقتی کسی رو میدیدیم دستم رو نا خودگاه دراز میکردم که سلام کنم و دست بدم و بعد یادم میومد که چه کار زشتی حساب میشه و دوباره جمعش میکردم و یا اوایل که درس دادن انلاین به پسرم بر عهده ی خودم بود خیلی وقت من رو فشرده کرده و ا و غات بیکاریم و ساعاتی رو که برای خودم بودم خیلی کمتر شده بود و اون اوایل همش میگفتم چقدر سخته خودم درس بدم اما کم کم برام عادی شده و پذیرفتم و زندگیم رو طوری دیگه برنا مه ریزی کردم که هم پسرم رو درس بدم و هم فایل گوش کنم و در مسیر باشم .پس لاغری جسم هم یه تغییر کردن هست که بسیار آسان و راحت هست فقط باید ادامه بدم تا برام عادی بشه و فرمولهای ذهنی من تغییر کنه مثل این همه آدم متناسب در اطرافم با رفتارهای متناسب که دارن بدون سختی و زجر زندگی میکنن منم به لاغری راحت و ساده میرسم
فایل “لاغر شدن همان چاق شدن است که باید تغییر کند. “:
من خیلی دوست دارم که بتونم هر وقتی فرصت دارم تمرین گوش کنم ، تکرار کنم و استمرار داشته باشم. چون من شاغل هستم فرصتم در روزها ی کاریم حدود یکی دو ساعت است ولی روزها ی تعطیل بالای ۴ ساعت وقت میگذارم. 😀
این دوره خیلی زیادبرای من ارامش اورده که حتی همسر من به وضوح متوجه شده ، مثلا اگر من خسته یا بی حال به نظر برسم ، از من ميخواهد که به سایت تناسب فکری سری بزنم. امروز ساعت ۵ صبح پاشدم و در ارامش و سکوت خانه ،فایلها را گوش دادم چون از خواب پریدم احساس کردم که بهترین فرصت است که قبل از صبحانه وقتی همه خوابند روزم را با فایلها شروع کنم.😀
خیلی لذت بخش بود. من به این دوره عادت کردم که البته این عادت ، عادت سالم ، خوب و لذت بخشی است. 😀
نشان های دریافت شده
سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى در سرزمين لاغرى با ذهن😊
روز هفتاد و سوم تكرار ,
فايل , لاغر شدن همان چاق شدن است كه بايد تغيير كند ,
❄️ من عادت ندارم , دير بيدار شم , بخاطر اينكه زيبايى و آرامش صبح رو دوست دارم , همچنين الان كه فايل صبحگاهى هم دارم . مخصوصا در فصل پاييز و زمستان , بخاطرِ اينكه هوا زودتر تاريك مى شه .
فرزندم ۲ روز در هفته كلاس ورزشى on line در ساعت ۶:۴۵ صبح داشت , اولش بهانه هاى ذهنى شروع شد , خيلى زوده‼️مى تونم بيدار شم اون موقع صبح ‼️منم گفتم چون ۲ روز در هفته هست , مى شه👍 و جالب اينجاست كه هر دو تامون به راحتى بيدار مى شديم , اما ذهنم مى خواست بگه سخته , و بهانه بياره , و من در يافتم , چه جالب پس اگه واقعا مجبور باشم , مى تونم صبح زود هم بيدار بشم👍رفتارهاى احساسى و الگوى مصرف مواد غذايى كه عادت من شده بود , در اين مسير , آرام آرام در حال تغيير است . واكنش من در هنگام مسئله , نگرانى و استرس >> خوردن و خوردن بود و اين عادت در اين مسير در من تغيير كرده و الان با راهكارهاى مناسب تَر از خوردن , بهتر مى تونم خودم رو در اين مورد مديريت كنم , بخاطرِ اينكه آگاه به ذهن منفى بافم شده ام . همچنين واكنش من به مسائل زندگيم , نگرانى و استرس اين بود كه من روى مسئله تمركز مى كردم و نجواى ذهنى داشتم و ذهنم آرام نبود و اين عادت در اين مسير با توجه به شناخت ذهن منفى بافم تغيير كرده و بهتر مى تونم مسائلم رو مديريت كنم و از راهكارهايى براى آرام شدن ذهنم كمك بگيرم . عادت به اينكه من حتما بايد وقتى غذا آماده مى شد , بخاطرِ اينكه غذاى تازه پخته شده است , حتما بايد در وقت ناهار يا شام مى خوردم , اما در اين مسير اگه سير باشم و احساس گرسنگى نكنم , هر موقع ميل داشتم غذا مى خورم . عادت به اينكه من وقتى خونه بودم بايد هر نيم ساعت يا يك ساعت يه چيزى مى خوردم و اما الان فاصله ى بين خوردنهام بيشتر از قبل است . لازمه كه من صداى ذهن و نجواهاى ذهنى م رو خاموش كنم تا بهتر بتونم تصميم بگيرم . هر روز در اجراى ميثاق نامه تكرار مى كنم ,
” لاغر شدن , آسان ترين كار دنياست ” وقتى به لطف خداوند مهربان , نوزادم , كامل متولد شد , چطور اونجا من نگران نبودم‼️كه خدايا بدن نوزادم به چى احتياج داره يا نداره‼️و به خداوند مهربان 💯 اعتماد داشتم چون كاملا آگاه بودم كه اين فرايند تكامل و رشد كار خداوند است و به لطف خداى مهربان مراحل تكامل , بدون دخالت من , هفته به هفته , آرام آرام صورت مى گرفت , پس چرا الان نتونم در مورد لاغريم به خدا اعتماد كنم⁉️فقط بايد ذهنم رو آرام كنم و به خداوند مهربان 💯 اعتماد كنم . وقتى مراحل تكامل نوزاد صورت مى گرفت , همه چى درونى انجام مى شد , اونم به طرز شگفت انگيزى , و لاغرى من هم همينطور درونى , آرام آرام بدون اينكه من دخالتى در اون داشته باشم , صورت مى گيره . من كه نمى دونم لاغرى با ذهن چگونه در بدنم انجام مى شه‼️ذهن من هوشياره و خودش مراحل كارشو به صورت حرفه اى انجام مى ده , فقط كافيه كه من با اشتياق و استمرار در مسير ادامه بدم و با ديدن و گوش دادن فايلها , افكار و باورهاى ذهنى م , خودبخود اصلاح مى شن و خودشونو در بدن من نمايان مى كنن . عادت يا عادتهاى ذهنى اشتباه من در اين مسير در حال اصلاح و تغيير هستند .
با تشكر و سپاس , شاد و خرّم باشيد🥰💜💙
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام
من زمانی که ازدواج کردم اصلا زبان ترکی بلد نبودم ولی خانواده همسرم ترک زبان بودند اوایل خیلی برام سخت وعجیب وغریب بود وفکر میکردم من اصلا این زبانو یاد نمیگیرم ولی من بعد از حدود یکسال کامل زبان ترکی رو یاد گرفتم بدون اینکه برای یادگیریش تلاش کنم فقط زمانی که همسرم با خانواده اش صحبت میکرد توجه میکردمو گاهی از موضوعی که درموردش صحبت میکردن حرفاشونو معنی میکردم وبعضی اوقات هم از همسرم میپرسیدم که معنی فلان حرف چیه وکم کم دیدم که خیلی خوب میفهمم چی میگن واصلا مشکلی باترکی حرف زدنشون نداشتم واین زبان در ناخودآگاه من جای گرفت فقط با کمی توجه کردن وشایدم عادت کردن .
درمورد زبان لاغری هم همینطور شد من دیروز بازی فینال باشگاههای آسیا رومیدیدم وخیلی استرس داشتم وشاید این حجم از استرس وناآرومی رو خیلی وقت بود که تجربه نکرده بودم ولی دیدم که با همه ی استرسی که داشتم خیلی خوب حواسم به رفتارهام هست واز تنقلاتی که همیشه آماده برای فوتبال داشتیم اصلا نخوردم واحساس سیری داشتم واسترس اصلا حواسم رو پرت نکرد ومن خیلی خوب متوجه شدم که رفتارهام عوض شده وخودم در موردخوردن ونخوردنم تصمیم میگیرم نه شرایط وبا وجود اینکه از نتیجه فوتبال راضی نبودم از تغییر درونی خودم خیلی خوشحال شدم وبه خودم افتخار کردم که تونستم قدرت رو به دست بگیرم وخودم روتغییر بدم والان من به این تغییرات عادت کرده ام .
خدایا از تو سپاسگذارم که من را به این مسیر هدایت کردی.
نشان های دریافت شده
وقتی استاد درباره ی عادت هایی که بعد از عمل باز هم تکرار شده گفتید من در اون لحظه این جمله در ذهنم مرور شد:
ذهن ، اصل را از بدل تشخیص نمی دهد .
ذهن فقط با تکرار عادت میکنه همین . وقتی استاد عینک را برداشتند هم تشخیص نمیداده که دیگر نیازی به این حرکات نیست فقط چیزی که عادت کرده بود تکرار بکند را تکرار می کرد . وقتی هم که یاد گرفت دیگه تکرار نکند و انجام ندادن آن حرکات برای ذهن تکرار شد ،دیگر آن ها را انجام نمی دهد.
در مورد لاغری و چاقی هم همینطور است ذهن ما نمیداند که کدام برای خوب است و کدام بد فقط رفتارهایی که ما با تکرار بهش آموزش دادیم را انجام میدهد بدون اینکه آن ها را قضاوت کند یا بخواهد ما را منصرف کند از انجامشان .. علت زمان بر بودن پروسه ی لاغری با ذهن هم همین است چون باید به ذهنی که فقط تکرار کردن را بلد است کارهایی جدید و افکاری متفاوت برای تکرار در ادامه ی زندگی مان آموزش بدهیم ..زمان بر اما بسیار نتیجه بخش چون پایه و اساس درست می شود و ذهن هم با تکرار به رفتارهای متناسب کننده عادت میکند و ما لاغر میشویم .ذهن ما هیچ دشمنی با ما ندارد و فرقی برایش نمی کند که شرایط جسمی یا زندگی ما چگونه است . ذهن فقط تکرار می کند آنچه را که آموخته است.
به تغییراتی که در زندگی تان افتاده و باعث شده شما به سبک دیگری زندگی کنید فکر کنید .اوایل ترس از تغییر و اینکه شرایط چگونه پیش خواهد رفت وجود دارد اما مدتی که میگذرد ،عادت میکنیم طوری که انگار کل زندگی مان به همین سبک زندگی کرده ایم .
مثلا رشته ی دانشگاهی و کلا دانشگاهم را تغییر دادم و الان از این شرایط کاملا راضی هستم .تغییراتی که در سبک فکر کردنم و توجه کردنم به موضوعات دادم ، عادت تلویزیون تماشا کردن را ترک کردم و بسیار در آرامش هستم و وقت بیشتری برای میتوانم برای خودم بگذارم . چند سال روی زمین میخوابیدم و عادت کرده بودم بعد که تخت دار شدم بارها از تخت روی زمین افتادم اما عادت کردم و الان روی زمین خوابیدن برایم کمی سخت است و دوباره چند روز طول میکشد تا عادت کنم ..با تکرار هرروز نخ دندان کشیدن بعد از وعده غذایی را به یک عادت تبدیل کردم و حتما باید انجامش دهم چون ذهنم دستور میدهد..و……..
این فایل را چند ماه گذشته هم شنیده بودم اما امشب به راستی دیدم و شنیدم و نکات بسیاری آموختم و بی نهایت لذت بردم.
نشان های دریافت شده
سلام
تغییر عادت ها
اول نکات کلیدی این فایلو مینویسم تا برم سراغ تحلیلاش
۱_ داستان زندگی داستان عادت هاست
به همین سادگی
به همین خوشمزگی
به همین سادگی چاق یا لاغر شدیم
به همین سادگی ثروتمند یا فقیر شدیم
بله ثروتمندی یک عادته
فقیر بودن یک عادت
اصلا حالت مصدری این کلمات خودش میگه
چاقی عادته
نه ارث
نه خوردن
نه بالا رفتن سن
و نه هر عامل دیگری
استاد تغییر جدیدمو بگم بهتون
جدیدا که تو میثاق نامه میگم من تمام مسئولیت چاقی خودم را بر عهده میگیرم با تمام وجودم حسش میکنم، درکش میکنم که من با کانون توجهم چاقی را جذب کردم
اصلا جسم چاق یعنی چی؟؟
جسم یعنی چی؟؟
مگه هم خانواده تجسم نیست
تجسم یعنی جسم دادن
یعنی به ماده تبدیل کردن
ما چاقی را با کانون توجهمون و ارتعاشاتمون جسم داده بودیم
و حالا بحمدالله تناسب و لاغری را در حال جسم دادنیم
حالا خیلی این جمله میثاق نامه به دلم میشینه
من تمام مسئولیت چاقی خودم را بر عهده میگیرم
۲_ در مسیر رسیدن به خواسته ها باید اون خواسته را برای ذهن کوچک کنید
این قانونذهن و چون چرا نداره
اگر بزرگش کنید یعنی خودتونو در مقابلش کوچک کردید
یعنی پذیرفتید قدرتشو ندارید
اگر کوچکش کنید بهش میرسید
براحتی
شاهد مثالشم کاهش وزنی که من داشتم و عکسام تو سایت هست
🎀🎀🎀🎀🎀🎀🎀
خب در مورد رفتارهایی که برام اولش خیلی سخت بودن ولی الان عادتم شدن مثال بیارم
_ من توی دوران دانشجوییم اصلا برام قابل درک نبود ۸ صبح بیدار بودن یعنی چی…در رویاهامم نمیتونستم تصورش کنم
چون اصلا چشمام باز نمیشد
اما بعد شاغل شدنم انقدر این رفتار برلم راحت شد که دیگه جمعه هام نمیتونم بخوابم
و سرساعت تنظیمی ذهنمبیدار میشم
بدون زنگ گوشی
یعنی تقلا نمیخواد
تو باید عادت کنی
_ من وقتی تازه بیزنس خودمو شروع کردم چون تو شغل قبلیم یک سره سرکار بودم تا غروب نمیتونستم بپذیرم که دو پارت در روز برم سرکار
یک صبح یک عصر
و یکسره تو دفتر میموندم
اما عرف و اینکه مشتری نمیومد و اکثرا تعطیل بودن( همون رفتارهای خوردن خانواده و فرم هیکلشون در مثال چاقی)
باعث شد منم مقاومتو بشکنم و ساعت یک برم خونه
و جالبه الان ساعت ۱ که میشه باید بیام خونه نهار بخورم چرت بزنم
استراحت کنم
و چون کارمند دارم کل روزو کم پیش میاد دفتر باشم
براحتی عادتم عوض شد و برگشتن به مرحله قبل برامسخته
اصلا الان اگر کمی کارم طول بکشه اذیت میشم یا چندباری خواستم بابت یک سری مطالعات دفتر بمونم تا غروب سختم بوده
جالبه
و دهها عادت خوب که از دوره تناسب اندام همراه من شدن که اغلبشون به خوردنم و خوراکیا ارتباط دارن
هر رفتاری اولش سخته
بمرور زمان مسیر عصبیش در ذهن ایجاد میشه و بعد ازون هست که ذهن سوار کار میشه و دیگه کنترل اون رفتار از حالت اگاهانه ات خارج میشه
همون نقشه ذهنی که استاد در موردش بارهاااااا صحبت کرده
و این قدرت ذهن یکی از مواردی که باید بخاطرش قدردان بود از خداوند خالقمون…
عادت کردن به چاقی یعنی ذهن مملو شده از تصاویر و فرمولهایی چاقی و چاق کننده
و ذهن ناخوداگاهم اینو هی داره تکرار میکنه
یعنی نقشه ذهنیت درباره اندامت چاقی و چاقتر شدنه
استاد جالبه من جدیدا برای رسیدن به وزن ایده آلم که تصویر سازی میکردم بعضا هیچ تصویری ته ذهنم پیدا نمیکردم
مثل گشتن تو یک آلبوم خانوادگی که عکسی از پدربزرگم نداریم
و دیدم فریبای با شکم تخت و صاف را من اصلا نمیتونم جسم بدم
نمیتونم تجسم کنم
نمیتونم تو ذهنم این اندامو رو هم سوار کنم
برای این کار از تصویر یک خواننده استفاده کردم و جای کله مو عوض کردم و کار خیلی راحت تر شد
یعنی تصاویرم از فریبا خوش استایل تا حد ایده آل اصلا وجود نداشت
کاملا طبیعی هم هست بنظرم
ما داریم روند حرکت جسم به سمت متناسب شدن را پیش میبریم
با انجام حرکات ساده و کوچک
بمرور زمان
منی که الان روز ۷۳ تکرار هستم و کلی وزن کم کردم قششششنگ تو دلم حرفهای استادو با قلبمممممم تایید و تحسین میکنم
چون برای خودم دقیقا این شکلی این روند پیش رفته و ادامه داره
حالا در مورد عادتهای خوردن بنویسم که قبلنا جز لذتهام بود و الان برام سخته در اغلب موارد انجامش:
خوردن چای لیوانی که الان با فنجون میخورم و لیوانی سختمه
بشقاب پلوخوری بزرگ که الان اغلب توی ظرف خورشت خوری غذا میخورم و با بشقاب بزرگ حس ناراحتی دارم
این حس راحتی و نارحتی خیلی مهمه
خوردن یک کاسه کامل سالاد شیرازی با ماکارونی که الان فقط یکبار با ماکارونی در حد ۶ قاشق خوردم
خوردن میوه روزانه بعد چرت عصر ک۶ الان بندرت در طول روز میوه میخورم
خوردن حدودا ۶ تا خیار در روز بخصوص در فصل تابستون خیار بوته ای که الان یادم نمیاد آخرین بار کی خیار خوردم
واقعا یادم نمیاد
خوردن حتما دو بشقاب دلبر قورمه سبزی بدون در نظر گرفتن ظرف خورشتش….الان میگم بابا ی بشقابم خورشت کنار این برنج هست
همه اش تو معدم جا نمیشه که
اگر پارسال اینموقع این فریبای الانو توخواب نشونم میدادن باز برام قابل درک نبود
چرا باشه انقدر خوشمزه جات و نخوری!!!!
و این جمله استاد که میگن فقط کافی اوایل اشتیاق و حس خوب داشته باشیو من کامل داشتم
اشتیاق داشتم چون خسته بودم از شرایطم و شارژ شوقم و بالا رفتنش بخاطر ایمانی بود که به استادی بنام عطارروشن در قلبم حس میکردم
والله ذهن من بسیار منطقی
و حس خوبم بخاطر نتایجی بود که از طعم خدا گرفته بودم
بخاطر سرعت رسیدن به خواسته ام تو اون دوره بود
ایمانم همه اش قلبی بود
وگرنه منکه تو آلبوم ذهنیم از فریبا حتی یک عکس متناسب شده هم نداشتم و الانشم برام اونقدر عادی نیست
چاقی و لاغری چون عادت و منشا هر عادتی در ذهن پس ازونجا باید استارت زد
🔮🔮🔮🔮🔮
افرادی که اضافه وزن دارن چون نیاز دارن به لاغرشدن پس در ذهنشون لاغری به یک مورد سخت تبدیل شده
حالا این کلمه نیاز که خودش در حد چند تا مقاله جا داره برای تحلیل
اما این جمله خیلی نکته داره
” چاقها میگن ده ساله رژیم گرفتیم تشد الان چطور ممکن به این راحتی”
خب ربطی به زمان نداره که عزیزان
شما مسیر اشتباه چه یک متر بری چه یک کیلومتر به مقصد نمیرسی
اگر ۲۰ سالم تو رژیم بودی بازهم فایده نداشت
چون اساسا راه اشتباه
زمان اصلا مطرح نیست
ما با ذهن طرفیم
و فرکانس
مثل این میمونه که توی شمال کشور بیان خرما بکارن و بگن خدایا ما ۵۰ ساله داریم زحمت میکشیم نمیشه مگه میشه یک نفر تو یک منطقه دیگه نخل بکاره و مثلا ۵ ساله خرما برداشت کنه
اصلا محاله
خنده دار
من خودم ۵۰ ساله دارم هر سال خرما میکارم ولی محصول ندارم
این حرف که ۲۰ ساله دارم رژیم میگیرم مگه میشه به همین راحتی بشه لاغر شد در همین حد خنده دار
البته وقتی کسی قانون رو ندونه و از عملکرد ذهن آگاه نباشه حق داره
ولی جای نگرانی نیست
چون قوانین خداوند همواره به نفع ماست
همواره در مسیر حفظ بقای ماست
🎀🎀🎀🎀🎀🎀
لاغری را بزرگنمایی نکنید
این یک قانون بسیار مهم ذهن
که توی دوره استاد به ما آموختن
اگر خواسته برات بزرگترز توانت باشد
ِذهنت میگه خب هدف من که حفظ بقای این طرفه و این کاری که موقع تولدش بمن سپردن و بابتش وظیفه دارم
چرا بیام بخطرش بندازم
سرجام میشینم
به همین راحتی
به همین خوشمزگی میشینه سرجاش و همون قبلیارو برامون ادامه میده
استاد من یک ترمزی را وجود خودم درک کردم که خیلی قدرتمند و این تصویر بود که وقتی به خواسته ام رسیدم و اونو دارمش عکس العمل اطرافیانم چی؟
آیا خوشحالن؟؟
آیا این دارایی یا وضعیت جدید باعث میشه من طرد بشم از خانواده یا روابطم و اطرافیانم
خب چون اونا به من بقا میدادن و از بچگی اینو یاد گرفتم
و شاه ترمز من در نرسیدم به خواسته هام همینه
وقتی تصور میکردم که من متناسب شدم و خواهرام تحسینم میکنن و با ذوق نگام میکنن خیلی بنظر خودم تو تغییر حرکت ذهنم موثر بوده
البته بحث الان در مورد عادی سازی اون خواسته است
مثلا ماشین مورد علاقتو میبینی میگی بابا من کجا اووووون ماشین کجا
ذهنم میگه خب این که توانشو نداره پس با همین شرایط ادامه مسیرو پیش بریم
همینطوری تغییر برای ذهن کار سختی چرا خودمون بهش دامن میزنیم
این جمله طلایی بود
باید خواسته را کوچک کرد
بایو عادی کرد
بایو راحتش کرد
باید با بقا هم ترازش کرد
این مورد را توی جامعه و خواسته هایی که افراد جامعه بهش میرسن میشه پیدا کرد
یک سری وسایلو اگر خانواده ای پولشم داشتن نمیخریدن
چون عرف نبود
ولی وقتی عرف شد حتی خیلیا قسطی خریدنش
به همین راحتی
🎀🎀🎀🎀🎀
۲ آذر ۹۹
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرانقدر
آشنایی با آموزشهای شما نقطه عطفی برای من بود در زمینه قدرت ذهن که قبلا بهش میگفتم قانون جذب که بنظرم قدرت ذهن صحیح تر…..قبل ورود به دوره های شما سوالات زیادی داشتم که دونه به دونه گره ها داره برام باز میشه بحمدلله ….قدردانی می کنم از
آموزشهای خوب شما و خوش حس و حالم که اینجام
نشان های دریافت شده
درود بر شما , دوست عزيز , فوق العاده عالى بود , تبريك مى گم🥰
سلام سلام
نمیدونم چرا ما لاغر شدن و اینقدر برای خودمون بزرگ کردیم. اینم مثل عادت های دیگس که به راحتی تغییر میکنن ، وقتی ما تونستیم خیلی از عادت هارو تغییر بدیم پس الانم میتونیم به راحتی به لاغری برسیم.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
درسته که انجام دادن هر کاری اولش سخته، اما به مرور که تمرین و تکرار کنیم دیگه برامون عادی میشه و میبینیم که چقدر راحت هست.
واسه منم موضوعات مختلفی در زندگیم پیش اومد که بهش عادت کردم. مثلا؛ وقتی دانش آموز بودم و توی شهر خودمون بودم فقط درس میخوندم و اصلا هیچی از کار منزل رو انجام نمیدادم اما وقتی دانشگاه قبول شدم دیگه اونجا مجبور بودم که کارهای اتاق (ظرف شستن، جارو کردن و…) رو انجام بدم که اولش واسم سخت بود اما به مرور بهش عادت کردم.
یا زمانی که به طور موقت در یک شرکت مشغول به کار شدم صبح زود بیدار شدن برام خیلی سخته بود اما بهش عادت کردم.
یا یادگیری کامپیوتر که اولش برام سخت بود اما با تکرار و تمرین واسم خیلی راحت شد.
یا همین شرایط کرونا و کلی نمونه های دیگه…
این همه موضوعات مختلف در زندگی من تغییر کرد و من بهش عادت کردم و الان دارم به سبک دیگه ای زندگی میکنم. پس چاقی هم میتونم به راحتی تغییرش بدم و متناسب بشم و زندگی جدیدی رو تجربه کنم.
خداروشکر از وقتی که با لاغری با ذهن آشنا شدم، با کمک آموزش های استاد تونستم کلی از عادت های قبلیم رو کنار بزارم. مثل عادت ریزه خواری، عادت چای خوردن زیاد، عادت شیرینی خوردن زیاد و….
و همچنین یاد گرفتم که خواسته هام رو در ذهنم کوچیک کنم تا تغییر فرمولای ذهنیم راحت تر بشه و برای ذهنم ساده تر پذیرفته بشه.
نشان های دریافت شده
دلیل چاقی داشتن عاوت های چاق کننده است و حالا دلیل لاغری ماهم باید عادت های لاغر کننده باشه ،تغییر عادتهای چاقی به لاغری….
در فایل گفته شد افراد چاق به دلیل نیاز داشتن به لاغری ، لاغر شدن براشون باور پذیر نیست ، بخاطر همین موضوع که اعلام میکنم من به لاغری نیاز ندارم همینجوری که هستم خوبه و من فقط لاغری رو دوست دارم و میخوام ورژن جدیدی از خودم رو تجربه کنم….
این همه آدم لاغر هستند پس منم میتونم….
لاغری اصلا عجیب و غریب نیست
من قبلا هم متناسب بودم و در وزن ۵۰ کیلو و الانم باز به همون ایستگاه خودم برمیگردم،
بدن من خودش قابلیت ترمیم کردن رو داره و من خیلی راحت و به مرور لاغر میشوم