🎯 لاغر شدن همون چاق شدنه… فقط با افکاری متفاوت!
سالها فکر میکردم لاغر شدن فقط با رژیم و سختی ممکنه، تا اینکه فهمیدم مسیرش از ذهن شروع میشه.
وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم، اصلاً به فکر لاغری نبودم؛ اما کمکم فهمیدم تغییر باورها برای کاهش وزن اولین قدمه.
از همونجا، یه تحول عجیب توی زندگیم شروع شد… 🌱✨
✨ چطور بالاخره لاغر شدم؟
📌 ۳۵ سال با چاقی زندگی کرده بودم…
تو این مدت، بارها و بارها سعی کردم لاغر شم؛ از رژیمای عجیب تا قرص و دمنوش، از ورزشهای سخت تا حذف غذاهایی که عاشقشون بودم! ولی هیچی جواب نداد. ❌
اونقدر شکست خوردم که باورم شد: «من لاغر بشو نیستم!»
😞 یه باور تلخ که ریشه دواند تو ذهنم و دیگه حتی تلاش هم نمیکردم…

👂 اطرافیان هم هرکدوم یه چیزی میگفتن:
«چاقیت ارثیه!» «چاقیت بخاطر کمتحرکیه!» «استخوان بندیات درشته!»
و من… کمکم پذیرفتم که لاغر شدن برای من نیست، فقط خدا کنه چاقتر نشم!
🌧️ دیگه هدفم از لاغری، تبدیل شد به «ثابت موندن». یعنی از اون نقطه به بعد، حتی حرفی از کاهش وزن هم نمیزدم. خانواده هم که قبلاً میگفتن «یه کم لاغر شو»، حالا میگفتن: «حداقل چاقتر نشو!» 😐
💡 جرقهای که مسیر رو عوض کرد…
تا اینکه سالها بعد، با مفهومی آشنا شدم که همهچی رو تغییر داد:
قدرت ذهن! 🧠✨
هدف اولم از یادگیریش، تغییر مالی بود؛ اصلاً قصد نداشتم سراغ لاغری برم. اما هرچی بیشتر با ذهن کار کردم، بیشتر فهمیدم که ریشهی خیلی از مشکلاتم، توی باورهام بود…
و کمکم به این نتیجه رسیدم که:
🔑 تغییر باورها برای کاهش وزن، نقطهی شروع هر تغییر جسمیه.
و این نقطه شروع روش لاغری با ذهن در سراسر جهان شد.
حقیقتش؟ اولش اصلاً تو خوابم هم نمیدیدم که میشه بدون رژیم و زجر کشیدن، لاغر شم.
ولی اون علاقهای که به قدرت ذهن داشتم، باعث شد کلی وقت بذارم، فایل گوش بدم، تمرین بنویسم، و ذرهذره فرمولای ذهنیم رو عوض کنم.
و بعد از چند ماه، حس کردم بدنم داره واکنش نشون میده… نه با ترس و فشار، بلکه با هماهنگی و آرامش 😌💚
🎁 لاغر شدنم شبیه معجزه نبود، بلکه شبیه بیدار شدن از یه خواب سنگین بود. فهمیدم ذهنم تا حالا باورهامو طوری چیده بود که اجازهی لاغر شدن بهم نمیداد…
🚶♀️ تغییر باورها برای کاهش وزن یعنی ساختن یه جاده نو
همین حالا هم اگر بخوای، میتونی یه مسیر نو تو ذهنت بکشی؛ یه جادهی آسفالته که تو رو به خواستههات میرسونه.
فقط کافیه بپذیری که:
✅ با تغییر باورها برای کاهش وزن، تو هم میتونی لاغر شی
✅ باید به ذهنت یاد بدی که مسیر جدیدی وجود داره
✅ استمرار، تمرین و تعهد کلیده 🎯
هر باوری که سالها باهاش زندگی کردی، قابل تغییره. من اینو با تمام وجودم تجربه کردم و حالا، عاشق اینم که به بقیه هم کمک کنم همین مسیر رو برن. 🌟
🍃 لاغر شدن همون چاق شدنه… فقط با باورهای جدید!
اگه دقیق نگاه کنیم، میفهمیم که لاغر شدن شبیه چاق شدنه…
هیچ نیازی به فشار زیاد یا زور زدن نیست، فقط باید مسیر فکر کردنمون رو تغییر بدیم 🧠💭
همونطور که یهعمر با فکرها و رفتارهایی خاص چاق شدیم، حالا با تغییر باورها برای کاهش وزن، میتونیم مسیرمون رو برعکس کنیم و پلهپله به تناسب اندام برسیم.
💡 فقط کافیه شروع کنیم به ساختن «افکار لاغرکننده»؛ افکاری که وقتی داریم لباس میپوشیم، وقتی غذا میخوریم، وقتی توی آینه نگاه میکنیم، یه پیام جدید به بدنمون میدن:
من دارم لاغر میشم. چون دارم جور دیگهای فکر میکنم. 🌱
⛔ سختترین قسمتش چیه؟ عادت ذهن به شرایط قبلی!
ذهن ما عاشق تکراره. 🔁
همینطور که سالها فکرها و رفتارهای چاقکننده رو تکرار کردیم، ذهنمون به اون وضعیت نرمال عادت کرده. حتی اگه اون نرمال برای ما دردناک باشه، حتی اگه باعث خستگی، نفرت از ظاهر، یا کاهش اعتمادبهنفس شده باشه…
🧠 ذهن فقط میخواد در همون حالت آشنا بمونه، چون تغییر براش خطرناکه.
واسه همینه که در مسیر تغییر باورها برای کاهش وزن، باید شجاعت روبهرو شدن با افکار قدیمی رو داشته باشیم.
باید با مهربونی و صبر، ذهنمون رو دعوت کنیم به یه سبک زندگی جدید… همونطوری که یه بچه رو آرومآروم به خواب دعوت میکنی 💤
🌈 یادت باشه، تغییر باورها برای کاهش وزن یعنی ساختن یه خودِ جدید؛ همون خودی که همیشه آرزوشو داشتی و حالا وقتشه بهش نزدیک بشی.

🎯 نتیجه واقعی استفاده از آموزشهای لاغری با ذهن
اولش همیشه سخته… اینو خودت بهتر میدونی!
📌 هر کاری که برات جدید باشه، یه جورایی «سنگین» به نظر میاد.
مثلاً صبح زود بیدار شدن… اولش سخت و زورکیه، ولی کمکم برات عادی میشه ☀️⏰
🧠 لاغر شدن هم دقیقاً همینه. چون ذهن ما عادت داره به یه سری فکرها و رفتارهایی که در طول زمان، ما رو به سمت چاقی بردن.
تا وقتی این عادتها پابرجاست، بدن هم همون مسیر همیشگی رو میره.
اما به محض اینکه شروع میکنی به تغییر باورها برای کاهش وزن، اتفاقا همونجاست که ذهن مقاومت میکنه…
میگه: «سخته!»
اما تو باید بدونی این «سختی» واقعی نیست، فقط ذهن داره میترسه از تجربهی جدید 😌
🔄 عادتی که تکرار بشه، تغییر میکنه
فردی که الان ۵۰ کیلو اضافهوزن داره، از یه جایی شروع کرده؛ شاید ۱۰ سال پیش فقط ۵ کیلو اضافه داشت…
ولی چون هیچ تغییری تو باورهاش ایجاد نکرد، همون مسیر رو ادامه داد، عادتهاش موندگار شدن و چاقی پیشرفت کرد ⚖️⬆️
حالا برای برگشت از اون مسیر؟
باید همون روش رو ولی در جهت برعکسش انجام بدی. یعنی:
✅ تکرار ✅ استمرار ✅ تعهد
و مهمتر از همه: تغییر باورها برای کاهش وزن
هر رفتاری که زمانی «عادی» بوده، الان میتونه «غیرممکن» به نظر بیاد. و برعکس! چیزی که الان غیرممکنه، میتونه به عادت جدیدت تبدیل بشه ✨
🏡 مثال ساده: عادت ذهن به خانهی قدیمی!
یادت باشه وقتی خونهمون عوض میشه، تا مدتها ناخودآگاه به سمت خونهی قبلی میریم!
یا مثلاً جای کلید برق که عوض شده، چند وقت طول میکشه تا یاد بگیری باید دستتو به یه سمت دیگه ببری 💡🏠
لاغر شدن هم همینه… اولش دنبال فرمولهای قدیمی ذهنی میگردی: پرخوری، خوردن بدون گرسنگی، ناامیدی بعد از چاقی.
ولی به مرور، این مسیرها محو میشن و مسیرهای جدید جایگزین میشن.
🔑 تفاوت ذهن چاق و ذهن متناسب
وقتی یه فرد چاق میگه: «من نمیتونم لاغر شم»،
یه فرد متناسب با تعجب نگاش میکنه و میگه: «این چه حرفیه؟!» 😅
📌 چرا؟ چون فرمولهای ذهنیشون فرق داره.
در ذهن چاق، لاغر شدن سخته، دستنیافتنیه، باید زجر بکشی…
در ذهن متناسب، لاغری یه چیز طبیعیه.
و تو، با ادامه دادن آموزشها، تمرین کردن، و تغییر باورها برای کاهش وزن، کمکم میری سمت اون ذهن متناسب.
همون ذهنی که میگه: «من میتونم، من دارم تغییر میکنم، و لاغر شدن برای من ممکنه!» 💪🍏

🗺️ بهترین راه برای شروع تغییر باورها برای کاهش وزن
حالا که با قدرت ذهن آشنا شدی و میدونی لاغر شدن یه تغییر ساده در مسیر فکر کردنه، وقتشه قدم بعدی رو برای تغییر باورها برای کاهش وزن برداری…
📌 قدمی مطمئن و لذتبخش به سمت ساختن ذهن متناسبت!
ما برای این مسیر، یک دوره آموزشی خاص طراحی کردیم به اسم:
🎓 ورود به سرزمین لاغرها ✨
دورهای که نه رژیم میده، نه تمرین سخت؛ فقط میاد سراغ ریشهها و تغییر باورها برای کاهش وزن
سراغ اون باورهایی که سالها ذهنمون رو به سمت چاقی برنامهریزی کرده.
باورهامون رو میسازه، فرمولهای ذهنی رو تغییر میده، و قدمبهقدم تو رو آماده میکنه برای یه سبک زندگی جدید.
🌱 چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه برای تغییر باورهاست؟
✅ چون بهجای کنترل غذا، ذهن رو آموزش میده
✅ چون تو رو با خودت آشتی میده، نه با ترازو
✅ چون کاری میکنه که تغییر باور برای کاهش وزن تبدیل به یه لذت بشه، نه سختی
تو این دوره، یاد میگیری:
- چطور با افکارت صلح کنی
- چطور ذهن چاق رو به ذهن متناسب تبدیل کنی
- چطور بدون رژیم، لاغر بشی و بمونی
💬 اگر ته دلت هنوز باور نداری که میتونی لاغر شی…
بدون این دوره برای تو طراحی شده.
همین حالا تصمیم بگیر، و اولین گام برای تغییر باورها برای کاهش وزن رو با لذت بردار 🌟 🎁 به جمع هزاران نفر دیگهای که با همین روش، متناسب شدن بپیوند…
📥 برای شروع، فقط کافیه روی لینک زیر کلیک کنی و به دنیای تازهای از خودت وارد بشی 👇
✍️ چرا تمرین مهمه؟
اگر واقعاً میخوای تغییر باورها برای کاهش وزن رو از حالت شعار به عمل برسونی، تمرین نوشتاری مهمترین بخش کاره.
چون ذهن ما با نوشتن، متمرکزتر و عمیقتر روی تغییرات عمل میکنه. وقتی درباره گذشتهات بنویسی، دلیل چاق شدنت رو بشناسی و روی افکارت کار کنی، مسیر جدیدی در مغزت ساخته میشه که پایهی لاغری پایداره.
📝 سوالات تمرینی تغییر باورها برای کاهش وزن:
- مسیر چاق شدن تو در این سالها چطور بوده؟ قدمبهقدم شرح بده.
- چه عادتهایی باعث شد وزنت بیشتر بشه؟
- چرا ذهن ما چاق شدن رو راحت میپذیره ولی لاغر شدن رو نه؟
- تاکنون چه تغییراتی برای لاغری انجام دادی که برات سخت بوده؟ چرا؟
- به نظرت چطور میتونی با تغییر باورها برای کاهش وزن مسیر ذهنی جدیدی بسازی؟
💬 نظر تو چیه؟
ازت دعوت میکنم تمرینات بالا رو با دقت انجام بدی و نتیجهش رو در بخش نظرات همین صفحه با ما به اشتراک بذاری. نوشتن تجربهت نه تنها باعث میشه بهتر به ذهنت جهت بدی، بلکه الهامبخش بقیه دوستانی میشه که تو همین مسیر هستن 💙
منتظریم که صدای تو رو بشنویم 🎤✏️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.55 از 64 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام
من خودم هفته قبل سرماخورده بودم و بر حسب فرمول اشتباه ک میگفتم من سرمامیخورم اشتهام زیاد میشه یا قرص ویتامین و سرماخوردگی ک استفاده میکردم هی ذهنم میگف بیین اشتهات زیاد شده
چن مورد پیش اومد ک عصبی شدم و دیدم ک واقعا دستم بیشتر میره ب خوردن
و اینجا بود ک دیدم چقد فرولها ریشه ای هستن
ولی ناراحت نیستم این راهیه ک شروع کردم و ادمه اش میدم تا تصویر ذهنم تغییر کنه با اینک موقع عصبانیت سخته ولی چن بار رفتم پارک ک بازی بچه ها رو ببینم و روحیم فرق کنه ومیبینم ک چقد خوبه و حالمو بهتر میکنه و بهتره جایگزین کنیم بعضی رفتارها رو جای خوردن تا رفته رفته عادت بشه
من خیلی خوشحالم شاید باورتون نشه ولی از اشتباهاتم خوشحالم چن میدونم ک این اشتباه از خودمه و میتونم با تلاش استمرار کنترل کنم
خیلی خوشحالم تو این مسیرم
ممنون استاد
نشان های دریافت شده
سلام🙂
چقدر مثالهاتون ساده و نزدیک به ذهن بود واقعا لذت بردم
عادت پذیری ذهن موضوعی هست که بارها و بارها تجربه اش کردیم
اصلا سبک زندگی ما حاصل عادتهای ما است
عادتها همون رفتارهای تکرار شونده ما هستن که اینقدر تکرار شدن که دیگه ناخودآگاه انجام میشن و ما در موردشون فکر نمیکنیم حتی افکار مون هم عادتی هست اکثر ما همون افکاری رو مرور میکنیم هر روز که روز قبل و روزهای قبل مرور میکردیم…
وقتی همیشه همون افکار رو مرور میکنیم همون رفتارها رو انجام میدیم چطور انتظار داریم شرایط ما تغییر کنه؟؟ چطور انتظار داریم خداوند بیاد و یه کاری کنه ما لاغر بشیم …ثروتمند بشیم…سالم بشیم….روابطمون عاشقانه بشه؟؟؟؟ والا ما با این عادتهای هر روزمون دست خداوند رو هم بستیم….که وارد بشه و زندگی ما رو تغییر بده
یه جمله ای بود که اوایل آشنایی با موضوعات قانون جذب میذاشتم پروفایل تلگرام
“تغییر اولش سخته،وسطاش به هم ریخته است ولی آخرش با شکوهه”
این جمله به من یاد آوری میکرد که اگه سخته برات طبیعیه …برای همه تغییر سخته ولی به آخرش که با شکوهه می ارزه….
ذهن ما عادت پذیره و تغییر براش واقعا سخته برای همینه که اصطلاح مقاومت ذهنی درست شد…
ولی اگه مداومت کردی بر سر عادت جدید اونم به مرور تغییر میکنه …چون باز هم به سبک جدید عادت میکنه…
اوایل گوش دادن فایلها و نوشتن تمرینات و…برای من کار سختی بود و من میلم بود که بشینم مثل قبل سریال ببینم یا اینستا بچرخم…ولی الان مدتهاست توی خونه ما اصلا تلویزیون روشن نمیشه و تنها کاربردش برای بازیهای ps4 پسرمه
جالبه که چون هیچ کسی نمیخواد تلویزیون ببینه دیگه دعوا و اعصاب خوردی هم سر برنامه ها نداریم چون قبلا من مبخواستم فلان ساعت سریال ببینم همسرم میخواست اخبار ببینه پسرم هم میخواست کارتون ببینه وبالاخره یه بحثی میشد که حق با کیه و…ولی الان اصلا …همه چی ارومه….
یا من خودم قبلا خیلی به پسرم اصرار میکردم غذاشو تا آخر بخوره یا صبحونه رو حتما بخوره ولی الان که عادتهای خودم تغییر کرده هیچ اصراری ندارم هر وقت میگه من سیر شدم یا گرسنه ام نیست به راحتی میگم مشکلی نداره سیر شدی نمیخواد دیگه بخوری….
یکی از تمریناتی که برای تغییر داده میشه اینه که همیشه از یه مسیر همیشگی سر کار نرید گاهی مسیرتون رو عوض کنین و مسیرهای دیگه رو برای رفتن امتحان کنید که این عادت پذیری مغز رو تغییر بدیم
انیشتین یه جمله معروف داره….احمقانه است که انتظار نتیجه متفاوت از انجام کارهای قبلی داشته باشیم…
بله تا عادتها تغییر نکنه چیزی تغییر نخواهد کرد
جمله شما رو خیلی دوس داشتم …در ابتدای فایل گفته بودین برای نتیجه متفاوت فقط کافیه که فکر جدید ایجاد کنیم…چون همه چی ابتدا از فکر آغاز میشه…فکر رو بشه تغییر بدی عادتها و رفتارها و تصمیماتت هم عوض میشه و کم کم شرایط زندگیت تغییر میکنه اونم به قول استاد آهسته و پیوسته….
تغییر در سطح افکار هم با تغییر ورودیهای ذهن شروع میشه و برای همینه که باید جلوی ورودی تکراری و اشتباه رو بگیریم ودر عوض با ورودیهای صحیح و متفاوت ذهن رو تغذیه کنیم..مخزن ذهن که تغییر کنه خود به خود افکار بهتری مرور میشه و تصمیمات بهتری هم گرفته میشه عادتها هم کم کم تغییر میکنن یعنی با تکرار و استمرار عادتهای بهتر متناسب کننده و موفق کننده رو ایجاد کنیم
مثل همین عادت فایل گوش کردن و تمرین نوشتن در سایت تناسب فکری …با وجودی که هنوز نتیجه ای هم حاصل نشده ولی امکان نداره تو در این کار استمرار داشته باشی ولی نتیجه نگیری به قول عیسی مسیح “بکوبید درها باز خواهد شد”
بالاخره برای همه کساییکه در این مسیر استمرار داشته باشن نتیجه وجود داره و رخ میده 👌👌
یکی از مهمترین تمرینات در زمینه موفقیت چه در لاغری چه در سایر زمینه ها ایجاد عادت کوچیک کردن خواسته است…
چون همه ما عادت داریم خواسته هامون رو بزرگ کنیم و اینطوری رسیدن بهش سخت و حتی غیر ممکن به نظر میرسه و مغز هم برای وزنه های سنگین انرژی آزاد نمیکنه …ولی اگه کوچیک کنیم یا به قسمتهای کوچیکتر تقسیم کنیم اونوقت انرژی لازم هم آزاد میشه و رسیدن به خواسته راحت و دست یافتنی میشه…این خیلی تمرین موثری هست و اگه یادش بگیریم و به کار ببریم رسیدن به خواسته خیلی راحت و ممکن میشه اول در ذهنمون و بعد در واقعیت زندگیمون👌👌👌🤗
نشان های دریافت شده
فایل دوم___ از قدیم این ضرب المثل را بارها شنیده بودم که بنی آدم بنی عادته و آدمیزاد به هر شرایطی عادت میکنه طوری که انگار جزئی از وجودش میشه،اگر بخوایم اون شرایط را تغییر بدیم خیلی برامون سخت میشه و زمان نیاز داره تا از اون شرایط به شرایط جدید کوچ کنیم و با شرایط جدید خو بگیریم. باید تمرین کنیم و تکرار و استمرار داشته باشیم تا به هدف کامل برسیم.یکی از این شرایط همین چاقیه که بدن ما بهش عادت کرده، ما طی سالها بخاطر اینکه ذهنمون پر بوده از فرمول های چاقی هی چاق شدیم و چاق شدیم تا جایی که دیگه به چاقی عادت کردیم و برای همین هم هست که همیشه فکر می کنیم لاغر شدن سخته و یا اصلا غیر ممکنه…و هی تو ذهنمون مرور میشه که من که همه ی عمر چاق بودم حالا چطور می تونم لاغر بشم؟اما وقتی در مسیر لاغری با ذهن قرار میگیریم فرمول های چاق کننده ی ذهنی مون تغییر میکنه و روند حرکت جسم ما به سمت متناسب شدن و لاغر شدن پیش میره….وقتی فایل ها را گوش میدیم تمرین می نویسیم وقتی سعی می کنیم تغییرات ساده و کوچک را که در ذهنمون بوجود اومده به عمل تبدیل کنیم مثل مثلا نخوردن ی شکلات یا یک شیرینی گر چه روزهای اولش برامون سخته ولی به مرور عادت مون میشه و بهش عادت میکنیم و برامون عادی میشه بعد می بینیم اونقدرها هم سخت نیست و برعکس دیگه بعضی کارها که قبلا عادت داشتیم انجام بدیم برامون سخت میشه…یعنی همون چیزایی را که ی روز خیلی می خوردیم دیگه نمی تونیم بخوریم انگار فاز مغزی مون عوض شده و البته اینهم با تمرین و تکرار ایجاد میشه…برای رسیدن به تناسب اندام باید اشتیاق و احساس خوب داشته باشیم و ادامه بدیم و استمرار داشته باشیم همینکه فرمول های ذهنی عوض بشه خیلی راحت لاغر میشیم…لاغر شدن هم مثل هر موضوع دیگه ای باید در ذهن مون انجام پذیر باشه…لاغر شدن در ذهن افراد چاق بسیار سخته ولی در ذهن افراد متناسب این سخت بودن حتی مسخره به نظر میاد چون اونها همیشه متناسبن و این تفاوت بخاطر فرمول های ذهنی شونه…بعضی عادتها قدری سخت تره ترک کردنش بخاطر تکرار بیشتر در زندگی، مثل خوردن افراد چاق همیشه پرخوری کردن حالا تغییر این عادت سخت تره و نیاز به تمرین و تکرار و زمان بیشتری داره....اینکه ما همیشه و هر لحظه در حال خوردن چیزی بودیم و به قول معروف دائم دستمون به دهنمون بوده ،حالا تغییر دادن این رفتار، و به موقع و به اندازه ی نیاز بدن خوردن، تکرار و تمرین و زمان بیشتری نیازه داره تا فرمول های ذهنی غلط به فرمول های صحیح تبدیل بشه و به رفتار تبدیل و در جسم مون ظاهر بشه…باید خواسته مون برامون مهم و در اولویت اول باشه اولا، و ثانیا باید خواسته مونا تا جایی که میشه در ذهن مون کوچیک کنیم با فکر کردن و بیاد آوردن تغییراتی که در زندگی مون ایجاد شده چه بزرگ و چه کوچک و ما بهش عادت کردیم به ذهنمون یادآوری می کنیم که این تغییر هم به راحتی در ما ایجاد میشه و ما بهش عادت میکنیم و لاغر و متناسب میشیم به لطف خدا و همت و اشتیاق و احساس خوب و تکرار و تمرین و استمرار خودمون.ما قطعا به راحتی لاغر میشیم چون:
««لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست»»
موفق باشین
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیز و مهربان و دوستان همراه گام ۶۷ لاغر شدن همان چاق شدن است .خیلی از اضافه وزنها ب دلیل عادت کردن ما به چاقی هست ک باعث چاقی ماندگار شده ذهن ما عادت کرده ب افکار خودش ک افکار چاق کننده است ،برامنم خیلی چیزا پیش اومده ک یکیش مثلا نوشتن در سایت خیلی برام سخت بود ولی الان بهتر شدم بازم دوباره باید کار کنم همین الان ک شروع کردن ب نوشتن ی کاری دارم تو آشپز خونه همش ذهنم میگه اینو ول کن برو اون رو درست کن بعد بیا بنویس ولی من قبول نکردم گفتم اول دیدگاهم و بنویسم بعد اون کارم رو انجام میدم ،یا ی مدت جایی آینه رو تو خونه عوض کرده بودم تا مدتها می خواستم برم جلو آینه میرفتم جایی اول ک خودمو ببینم بعد میدیدم ک آینه نیست بعدش یادم میفتاد ک جایی آینه رو عوض کردم ،از زمانی ک لاغری باذهن رو شروع کردم عادت خوردنم خیلی تغییر کرده مثلا قبلا من برای خودم و همسرم و دخترم ۵ یا ۶ پیمانه برنج درست میکردم و همشو میخوردایم بعداش ارام ارام دیدم کلی از برنجه میونه و مونده میشه و طعم شو دوست ندارم حالا بعد از گذشت چند ماه ما هر وعده ک برنج درست میکنم دو پیمانه درست میکنم و دیگه برنجیم نمی مونه س نفرایم کاملا سیر میشیم جالب ترش اینه ک همسرم اصلا ب موضو عات ذهنی اعتقاد نداره ، اونم غذاش کلی کم شده بدون اینکه من ی کلام در موردش حرف زده باشم ،وقتی بهش فک میکنم میگم من و همسرم چطور میتونستیتم ۵ پیمانه برنج رو توی یک وعده بخوریم خیلی تعجب آوره برام چطور می تونستم اون حجم از غذا رو بخورم. رسیدن ب هر موضوعی در ذهن باید کوچیک بشه تا وارد زندگی ما بشه ،منم همیشه با خودم میگم بابا لاغری ک چیزی نیست این همه آدم لاغر هست منم مث یکی مث اونا و ان شاالله ک منم ب سرزمین لاغر ها وارد بشم.
نشان های دریافت شده
با سلام و درود 🌹
در ابتدا تغيير شرايط و عادات برامون سخته و انگار كه در ابتدا يه مقدار ناهمانگ هستيم ،در مورد چاقي و اضافه وزن هم دقيقا سيستم بدن به همين شكله ،خيلي از اضافه وزن ها به دليل عادت كردن ما به چاقي در ما باقي مونده و هي داره پيشرفت ميكنه يعني اون فردي كه الان ٥٠كيلو اضافه وزن داره ١٠ سال پيش كه ٥٠ كيلو اضافه وزن نداشته ،مثلا ١٠ كيلو اضافه وزن داشته اما به خاطر عادت كردن به چاقي به خاطر اينكه ذهنش مملؤ از فرمولهاي چاقي شده و اين جسم عادت كرده به يك سري از رفتارها و افكار درباره خودش اين چاقي داره در جسم پيشرفت ميكنه.
كاري كه در لاغري با ذهن داره انجام ميشه اينه كه اين فرمولها رو تغيير ميديم و روند حركت جسم رو به سمت لاغر شدن ميبريم ،براي تغيير مسير جسم به سمت لاغري هم دقيقا همينه وقتي ما شروع ميكنيم به يادگيري و تمرينات رو انجام ميديم و تكرار ميكنيم وقتي سعي ميكنيم همون تغييرات ساده و كوچيك رو انجام بديم كه البته اويل سخت هست ولي اگر ادامه بديم راحتتر ميشه ،با تمرين و تكرار عادتها تغيير ميكنه.
مثلا وقتي بچه دار شدم اين تغيير شرايط خيلي برام سخت بودولي با وجود عشق مادري انجام ميشد و بعد از گذشت مدتي عادت كردم و شرايط راحتتر و عادي شد. امسال وقتي مدارس آنلاين بود و دخترم كلاس اول ؛اوايل خيلي سخت و زمانبر بود ولي به مرور عادت كرديم و كار راحتتر شد و حتي ايده هايي به ذهنم ميرسيد كه كار رو برام راحتتر ميكرد به طوري كه فكر ميكنم اگه امسال هم آنلاين باشه خوبه😀
اوايل كه دوره رو شروع كرده بودم نوشتن نظرات و تمرينات برام به شدت سخت بود ولي با تكرار راحتتر شد.
من قبل از ازدواج تهران زندگي ميكردم و بعد از ازدواج به كرج اومديم اوائل خيلي برام سخت بود و دوست داشتم برگردم تهران ،خيلي از كارام و خريدام رو ميرفتم تهران انجام ميدادم ولي با گذشت زمان عادت كردم و حالا كرج رو خيلي دوست دارم 😍
در مورد لاغري هم به همين شكله فقط كافيه اوايل اشتياق و احساس خوب رو داشته باشيم و تكرار داشته باشيم تمرين داشته باشيم همين كه فرمولهاي ذهني عوض بشه بنابراين كار خيلي راحت ميشه و جسم تغيير ميكنه 😍
اين توضيحات براي اينه كه لاغر شدن هم توي ذهنمون مثل هر كار ديگه اي انجام پذير بشه.
ذهن بسيار عادت پذيره مثل اينكه من قبلا مدام در حال خوردن بودم و عادت داشتم كه ميان وعده هايي رو توي روز ولي حالا فكر ميكنم كه من چطور پشت هم ميخوردم در صورتي كه بدنم اصلا نياز نداشت و من كاملا سير بودم.
يكسري فرمولها و عادتها بسيار ريشه اي هستند و تغيير دادنش زمان ميخواد و بايد صبر و استقامت داشته باشيم تا بتونيم تغيير شون بديم.
چاقي به لاغري هم يك تغيير رفتار ذهنيست ،يك تغيير فرمولهاي ذهني هست و نياز به استمرار بيشتر داره تا اينكه ذهن عادت كنه روندش رو تغيير بده.
براي ما كه اضافه وزن داريم لاغر شدن كار سختيه ،همين موضوع از نظر يه آدم متناسب مسخره هست چه چيزي فرق ميكنه ؟فقط فرمولهاي ذهنيشون فرق ميكنه اونا اصلا به لاغري فكر نميكنند ولي افراد چاق چون نياز به لاغري دارن ؛اين موضوع در ذهنشون سخت و غير ممكنه.
بايد فكركنيم به اينهمه تغيير توي زندگيمون وابنكه عادت كرديم و برامون عادي شد. و بايد اين موضوع رو بياريم توي لاغري ؛و بگيم اين همه موضوع عوض شده لاغري هم همينه ديگه،اينم يه چيزيه كه تغيير ش ميديدم ،لاغري رو توي ذهنمون كوچيك و ساده كنيم.
خيلي موضوع مهميه كه رسيدن به خواسته اي توي ذهن كوچيك بشه و اونوقت راحت وارد زندگي ميشه.
تا وقتي توي ذهنمون يك تغيير بزرگ و سخت باشه انجام نميشه ولي اگر كوچيكش كنيم راحت ميشه ؛چيزي نيست كه متناسب ميشم و زندگي با تناسب اندام رو هم تجربه ميكنم
بنابراين وقتي كوچيكش كردي تغيير فرمولهاي ذهني راحتتر ميشه ،براي ذهنت ساده تَر ميشه و پذيرفته ميشه.ذهن ما به صورت پيش فرض خيلي براش سخته كه بخواد تغيير كنه و ما خودمون هم ناخواسته اينو سخت تَر ميكنيم هي به سختي هاش فكر ميكنيم و كار رو پيچيده تَر ميكنيم: باي خواسته مون رو توي ذهنمون ساده كنيم و به دنبال تغيير كردن باشيم آهسته و پيوسته😍👍👌
هر رفتاری در هر موردی در زندگی از عادتهای ما سرچشمه میگیره یک فکر در ذهن ایجاد میشه و براساس تکرار اون فکر اونقدر پررنگ میشه ودر ذهن ناخودآگاه میشینه و تبدیل به رفتار میشه و سالها هرروز این رفتار تکرار میشه هر عادتی که ما داریم چه خوب و چه بد از یک فکر شروع شده مثلا بفکر من خطور میکنه که برم کلاس خیاطی اول فقط یک فکر و بعد تصمیم میگیرم و شروع به رفتن کلاس میکنم واگر ادامه بدم و هرروز به حرفهای استاد گوش بدم و تمرینات رو انجام بدم بعد از ۲ الی ۳ سال یک خیاط ماهر میشم ولی ممکنه یک فرد دیگه فقط تصمیم بگیره بره کلاس خیاطی ولی بعد ادامه نده قطعا یک خیاط ماهر نخواهد شد پس لاغری هم تغییر عادتهاست فقط یک سری افکار جدید باید درذهن ایجاد بشه باگوش دادن به فایلها و بعد باید تکرار بش که این فکر پررنگ میشه با نوشتن دیدگاه و خواندن نظرات این فکر پررنگ میشه و در ناخودآگاه ما میشینه و تبدیل به رفتار ما میشه عادتهای زیادی در زندگی ما هست یکی چای رو پررنگ میخوره یکی چای کمرنگ یکی اصلا چای نمی خوره و یا یک نفر چای رو با شیر میخوره همه اینها عادتهای ما هستند و به تعداد انسانها عادتها که ما بهشون سلایق هم میگیم متفاوت هستند پس لاغری سخت نیست فقط باید هرروز تکرار بشه و علت اینکه ما هرروز باید فایل گوش بدیم و نظرات رو بنویسیم و بخونیم داریم عادتهای لاغری رو پررنگ میکنیم و به همین دلیل اینقدر این کار مهم و حیاتی هست برای اینکه لاغر بشیم ووقتی به رفتار هرروزه ما تبدیل بشه دیگه سخت نیست خود من قبلا عادت داشتم لیوانی چای بخورم و با چند دونه قند ولی دوست داشتم این عادتم رو تغییر بدم وقتی میگم دوست داشتم یعنی اول فکرش اومد توذهنم من با خوردن چای توی استکان کمرباریک فکرم رو پررنگ کردم والان من چای رو تلخ و بالذت می خورم و این نمونه کوچکی از تغییر یک عادت بود که دوستش نداشتم، در مورد لاغری عادتها یک دونه یک دونه باید تغییر کنن ولی چون عادت خوردن و زیاد خوردن سالهاست که با ماهست پس وقت بیشتری باید گذاشت من داشتم دیدگاه یک خانم رو می خوندم ایشون چهار سال پیش شروع کردن به لاغری با ذهن وحتی شگفتی ساز شدن درسال۹۶ ولی بعد ادمه ندادن و دوباره چاق شدن والان اومدن دوباره شروع کنن خیلی برام تعجب آور بود عادتهای قدیمی خیلی ریشه دار هستن به همین دلیل استاد فرمودن نباید وقت تعیین کرد و نباید عجله کنیم که شکست می خوریم وقتی هزاران فرمول چاق کننده در ذهن ما هستن با تغییر چند دونه از اونها لاغر نمیشیم من استادی داشتم که در شبانه روز ۴ ساعت می خوابیدن و همیشه ساعت ۵ صبح بیدار بودن و حتی فکر کردن به این عادت برای بعضی از آدمها سخت چه برسه به اینکه بخوان انجامش بدن ولی اگر تصمیم بگیرن این عادت رو در خودشون بوجود بیارن با تکرار بوجود میاد اولش سخت هست ولی بالاخره عادت میکنن مثل آقایونی که به خدمت سربازی میرن از اول همشون عادت نداشتن صبح زود بیدار بشن همه این مثالها این رو میخواد بگه که چاقی هم یک عادت هست و لاغری تغییر عادت چاقی هست وسخت نیست لاغری رو در ذهنمون کوچیکش کنیم و فقط و فقط تکرار و تمرین داشته باشیم و مهمترین اون استمرار هست و مطمئن باشیم لاغری راحت ترین کار دنیاست و ما لاغر خواهیم شد و البته شگفتی ساز
نشان های دریافت شده
بنام خدا،با سلام حضور استاد عزیز ودوستان گرامی ،
به نظر من تغییرات در زندگی برای بعضی ها آسان وبرای بعضی ها هم چندان راحت نیست!
خود تغییر کردن یک شجاعت است ! البته بستگی به موضوع مورد نظر دارد ، بستگی دارد که چقدر فرد خواهان این تغییر باشد که خوب میزان علاقه وگرایش فرد به آن موضوع سبب می شود که با علاقه بیشتری این تغییر را در خود ایجاد کند
من با این جمله خیلی موافقم که می گوید ،دیگران را نمی توانی تغییر دهی ولی خودت را می توانی !
همه ما بطور مثال در ابتدای زندگی زناشویی ،اشتباهی که می کنیم ،می خواهیم طرف مقابل را تغییر دهیم تا مثل ما شود ،بجای اینکه خودمان را تغییر دهیم ومن از آن کسانی بودم که به علت اینکه در سن پایین ازدواج کرده بودم واز خانواده دورهم بودم خیلی این مسئله باعث عذاب من بود ،وروز به روز دلسردتر وناامیدی می شدم ،من در یک خانواده با یکسری قوانین انضباطی ومنم بزرگ شده بودم ، ولی همسر من درست برعکس من بود ،من خواهان رفاه بیشتری بودم ولی او برایش اهمیت چندانی نداشت ،من دوست داشتم با افراد خاصی رفت وآمد کنم ولی او ترجیح می داد که با افراد معمولی رفت وآمد کند ،وخیلی مسائل دیگه که بهرحال ایجاد اختلاف می کرد ،تا اینکه چون همیشه خواهان آسایش وآرامش بودم واز بحث وگفتگو گریزان بودم ،یواش یواش من در خودم تغییراتی ایجاد کردم وبرای من اصلا آسون نبود ولی بخاطر ادامه زندگی وعشق که به فرزندانم داشتم درواقع من همیشه کوتاه آمدم درجایی این تغییرکردن خوب است ولی درجایی هم به نفع مانیست بطور کلی من بعد از سالها زندگی به این نتیجه رسیدم که هر تغییری که بخواهدباعث شود که خودت را ندید بگیری ، بی ارزشی است که برای خودت قائل شدی! ،
واما تغییری که سبب شودکه تورا به اصل وجودت نزدیک ونزدیک تر کند ،بالطبع مایه ارامش وآسایش بیشتر ی می شود.
م در این دوره باشکوه در این سرزمین ارزوها ،در یافتیم که چگونه با تغییر افکار ،الگوها وعادات اشتباه می توانیم در کل سیستم زندگیمان ،زندگی جدید وزیبایی بسازیم،ودوستان برای تغییر کردن هیچوقت دیر نیست ،ومن این تغییرات را باجان ودل پذیرفتم، وعمل کردم وبا تمرینات روزانه وهمیشگی سعی در خلق زندگی بهتر وبهتر کردم ،چون طبق تجربه ام در فراز نشیب های بسیار در زندگی ،بخوبی دریافتم که همه افکار ودیدگاه های ما ابتدا در ذهن ناخودآگاه ما شکل می گیرد وبعد در زندگی ما جاری می شود. ،واستاد چه ماهرانه به این مهم دست یافتند که البته این می تواند به حق از هدایت ورهنمودهای پدر آسمانی باشد. تنها راه درست وضحیح این مسیر راست ومستقیم است .به دور از هر آلایش ورنج وعذابی، اگر ما امروز اینجا هستیم وبه راحتی پذیرفتیم که باقدرت ذهن می توانیم در شکل ظاهری خود که چاقی واضافه وزن می باشد تغییر ایجاد کنیم، چون روح ما مسلما تشنه این هدایت بوده ، این تغییر چون با عشق وعلاقه باشد قطعا جواب می دهد ،درابتدا نادیدنی ولی با استمرار وتکرار تمرینات دیدنی می شود در جسم ما، ،!
من زمانی که خواستم بعد از رفتن فرزندانم به دیار غربت وتنها شدنم ،تصمیم قاطع گرفتم که از آن زندگی قبلیم دست بکشم وتمام زندگیم را خرج تحصیل فرزندانم بکنم ،چون ادامه آن زندگی برایم میسر نبود ، تصمیم بزرگی باید می گرفتم وشجاعت خاصی را ، هم می طلبید ولی من دیگر تصمیمم را گرفته بودم ،ودر پی ان تغییرات بزرگی درزندگی من اتفاق افتاد که با عشق وعلاقه پذیرای آن بودم موفق هم شدم ،وکاری که کردم این بود که هرگز به پشت سرم نگاه نکردم بلکه با قاطعیت رو به جلو تنها نگاه می کردم. البته که خالی از مشک هم نیست ! بطور مثال یه عمری همیشه من ماشین زیر پایم بود ولی زمانی که مهاجرت کردم اوایل ماشین نداشتم ومسیرهای طولانی را باید با پای پیاده ویا قطار ویا اتوبوس طی می کردم تا درکلاسهایم شرکت کنم در سرما وبادوباران اروپا! ولی تحمل می کردم وکم کم عادت کردم ویادمه وقتی که بعداز مدتها یک دوچرخه خریدم برای خودم انگاری ماشین رویارویی خریده بودم وکلی ذوق می کردم وچقدر زندگی برام راحت تر شده بود تا اینکه بالاخره موفق شدم گواهینامه سخت آلمان را امتحان بدم وروزی که قبول شدم از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجید وتوانستم بالاخره بعد از سه سال توانستم سوار ماشین دلخواه خودم بشوم ،وگاهی که فکر می کنم ، چقدر شجاعت به خرج دا دم ،در صورتیکه می بینم افراد نزدیکم را که هنوز سالیان سال است با همان مشکلات وناراحتیها در زندکی هاشون مشغولند وهمینطور ادامه می دهند باهمان افکار وعادت همیشگی ،در خالی که همیشه زبان وگفتارشان پر از شکوه وگلایه است!
بهر حال کسانی که به قول استاد دراین دوره شرکت کردند واقعا آدمهای شجاعی هستند ،چون هرکسی حاضر نیست بطور بنیادی خودش را تغییر دهد وذهن خیلی ها پذیرای این تغییرات اساسی نیست. وقتی که خوب به خودم توجه می کنم کاملا می بینم که چقدر عادات ورفتارهای من عوض شده ،نه میلی به خوردن غذ ها خیلی دارم نه به شیرینیجات وتنقلات ،واقعا غذا خوردن درمن تنها برای نیاز جسمم است وچقدر خوبه که دیگه ترسی از خوردن غذاها ندارم ،با لذت می خورم ولی به اندازه ،حجم غذاها واقعا کم شده وهنگام سیری انگاری راه گلوی من بسته میشه ،خیلی از عادتهای من تغییر کرده از روزیکه در الگوهای ذهنم تغییر ایجاد کردم ومن این تغییرات را از روز اول باجان ودل پذیرفتم وکاری هم به نتیجه نداشتم تنها عاشق لذت وخوشی وآرامشی که در بودن در این دوره وبا دوستان فرهیخته ام می برم برای من کافی است ،هرچند که تغییرات زیادی هم در جسمم پدید آمده که خوب خوشحالی مرا دوچندان می کند وکاری که ما باید بکنیم این است که ما در ذهنمان لاغر شدن را بخصوص کوچکتر وکوچکتر کنیم وچاقی را فراموش کنیم واهمیت ندهیم ،وهرچقدر آسان بگیریم که هست آسان هم می گذرد ،فقط باید متعهد باشیم به آنچه که باید در این مسیر انجام دهیم وکاهلی نکنیم واجازه ندهیم که این موضوع ذره ای از اهمیتش در زندگی ما کم شود ودر اولویتهای زندگی ما باشد ،به شرطی که به مهم بودن هدفمون اعتقاد وایمان داشته باشیم !
نشان های دریافت شده
گام ۶۷ لاغرشدن همان چاق شدن است .
به نام خدا💞💞💞
لاغر شدن همان چاق شدن است که باید به شکل متفاوتی انجام شود .
مهم ترین خواسته بعد از آشنایی با قدرت ذهن⏪ تغییر شرایط زندگی
زمان زیادی در این راه صرف شد و در نتیجه این تلاش و پیگیری هدایت به سمت تجربه لاغری با قدرت ذهن بود.
این مسیر خیلی جذاب بود به خاطر همین هدف اصلی شد تغییر کردن و استفاده از قدرت ذهن برای لاغری.
این مسیر چند ساله گام به گام واضح تر شد علاقه برای درک بیشتر و استفاده بهتر از این قدرت خدادادی در زندگی بیشتر شد.
نتیجه🎁 هر تغییری به هر اندازه در ذهن مردم باشد و یا دست یافتنی باشد فقط برای رخ دادن نیاز به ایجاد افکار جدید دارد که ما را به سمت خواسته خود به هدایت میکند و به مقصد میرساند.
فقط کافی است افکار جدیدی در ذهن خود ایجاد کنیم که نتیجه آن دستیابی به خواسته خود باشد و در پررنگ کردن آن افکار استمرار داشته باشید آهسته و پیوسته این مسیر را طی کنید به هدف می رسید چه بخواهید و چه نخواهید 😍😍
لاغر شدن همان چاق شدن است فقط نیاز به ایجاد افکار جدید دارد افکاری که در دل افکار چاق کننده ایجاد می شود و در اوج شرایط سختی که به واسطه چاقی بر ما تحمیل شده است باید ایجاد شود .
استمرار در نگهداری از این افکار لاغرکننده سبب می شود به مرورمسیر حرکت جسم ما از چاقی به ثبت لاغری تغییر پیدا کند.
پس از مدتی ما در شرایط جسمی کاملاً متفاوتی می باشیم
✳سخت ترین مرحله ⏪شجاعت روبرو شدن با شرایط جدید است چون سیستم ذهنی ما به شکلی است که به روند تکراری خود به شدت عادت می کند هیچ تمایلی برای تغییر وضعیت نرمال خود ندارد.
فقط میخواهد در شرایطی که به آن عادت کرده است بماند.
ابتدای شرایط کرونایی که همه مجبور به استفاده از فضای مجازی برای کلاسها شدیم خیلی سخت بود هم برای ما هم دانش آموزان .
همه گیج بودیم نمیدانستیم باید چه کار کنیم در تلگرام کلاس ها تشکیل می شد یاد نداشتیم محتوای آموزشی درست کنیم و تغییرات بوجود آمده عادت نداشتیم.
از فایل های آماده استفاده می کردیم ولی بچه ها هم مثل خودمان تغییرات را نمی پذیرفتند و مخالفت میکردند راضی شدند صدایم رو براشون ضبط کنم .
تا حدودی راضی شدند با تغییرات کم کم کنار آمدیم.
بانرم افزارهای مختلف آشنا شدیم دردسرهای خودش را داشت یا ما نمیتوانستیم کار کنیم یا بعضی از آنها کارایی بالایی نداشت.
با تعامل با یکدیگر نرم افزارهای عالی شناسایی شد و با پی دی اف های کتاب ها و نرم افزار ها شروع به کار کردیم .
بازهم ارتقا دادیم با استمرار و پیگیری زیاد pdf نوشتاری و پاورپوینت درست کردیم و به لطف خدا فایل های تصویری و صوتی خوب ساخته شد.
به خاطر وجود کرونا تا با روشهای مجازی زیادی آشنا شدیم که درشرایط عادی اصلا نمیشناختیم .
باورم نمیشود که اینقدر در این راه مهارت کسب کردیم و این تنها با تغییر روش به وجود آمد.
در مسیر چاقی هم با آزمون و خطاهای زیادی رفتیم که اشتباه بودحالا به مسیری که لاغری درآن آسان ترین کاراست هدایت شدیم .
در این راه کافییه استمرار داشته باشیم که نتیجه جزء تناسب ندارد.
درست اول یکم گیج بودیم و ناهماهنگ عمل میکردیم ولی کمکم درست شد.
از کارکردن با نرم افزارهای خستهکننده که سخت تر نیست
از صدای خانواده وبچه و موتور و ماشین که باعث خراب شدن فایل های تصویری و صوتی می شد که حرص آدمو در میاره که بدتر نیست
از امتحان های مجازی که به عناوین به جوابها میرسیدند وبه شعور معلم توهین شد که اعصاب خوردکن ترنیست..
برعکس ! خستگی و کلافگی اون مسیر روبامسیر لاغری باذهن درمان میکردم بارها شده که چیزی ناراحتم می کنه گوش کردن فایل آبی برآتش وجودم می ریزد .
آرامش و راحت اولین نتیجه این مسیر است.
اگر شرایط تغییر کنه برای ما سخته .
در مورد چاقی و اضافه وزن هم دقیقا همینه ما داریم به اضافه وزن و چاقی عادت میکنیم و ذهنمون پر از فرمول های چاقی شده.
برای تغییر مسیر جسم به سمت لاغری ، وقتی که سعی کنیم تمرین ها را انجام بدهیم استمرار داشته باشید تغییر میکنیم به طوری که انجام رفتارهای گذشته برامون سخت میشه .
وقتی کار را انجام میدهیم دو یا سه روز اول سخته دیگه مهم نیست.
برای لاغری کافییه حس خوب داشته باشیم تمرین کنیم و استمرار داشته باشیم فرمول های ذهنی تغییر پیدا میکنه بعد رفتار منطقی پیدا میکنه جسم تغییر پیدا می کند.
ذهن چقدر باور پذیره.خانهای که عوض میکنیم تا مدت ها به سمت خانه قبلی میرویم .
و انسانهایی که عینکی هستند و عمل میکنند مرتب دنبال عینک میگردد تا چندین ماه رفتار بر اساس عینک داشتن دارد .
برای افراد چاق لاغر شدن خیلی سخته چون فرمول های ذهنی شما با فرمول های ذهنی فرد متناسب متفاوته.
بزرگنمایی از چاقی رو کوچیک کنیم رسیدن به هر خواستهای در ذهن ما اگر کوچک بشه وقتی تغییر در دهن کوچیک بشه درست میشه و پذیرفته میشه .
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز ،
ازاینکه در تجربیاتتون مارا سهیم کردید متشکرم،ودر ضمن از توضیحات خوبتون درمورد چطور در خودمان تغییرات را ایجاد کنیم با تغییر افکار در ذهن ، نشان می دهد که چه خوب وعالی به این آگاهی دست پیدا کردید.
موفق وموید باشید
نشان های دریافت شده
سلام بر همگی
حالا متوجه شدم که چرا تغییر افکار و باورهای چاق کننده به لاغرکننده یه مدت زمان میبره . چونکه تا ذهن خودش رو به باورهای جدید لاغری عادت بده و باعث بشه یه سری رفتارهای لاغری سر بزنه طول می کشه.
منم موردهای اینجوری تو زندگیم زیاده . چون هر روز صبح زود پا میشم که برم سرکار. وقتی جمعه که میشه میبینم دقیقا همون ساعت بیدار میشم و دوباره خودم رو قانع میکنم که امروز جمعه هست میتونم بیشتر بخوابم و دوباره میخابم.
ذهن ما وقتی یه موضوعی هر روزه براش تکرار میشه تو اون موضوع تسلط پیدا میکنه و به طور خودکار کاراش رو روی اون برنامه قبلی تنظیم میکنه و انجام میده . اینه که باید کمی حوصله به خرج بدیم و یواش یواش روی ذهنمان کارکنیم تا ذهن اون شرایط جدید رو بپذیره و روش مسلط باشه و اون محیط رو برای خودش امن تلقی کنه و از این به بعد برنامه هاشو روی اون باورهای جدید تنظیم کنه .
نشان های دریافت شده
سلام
گام ۶۷
لاغر شدن همان چاق شدن است .
لاغر شدن را برای خود ساده کنید
تغییر کردن کار راحتیست تا وقتی در ذهنت یه تغییر بزرگ باشه اون کار انجام نمیشه .
به دنبال تغییر کردن باشیم آهسته و پیوسته .
این چند جمله باورهای عالی در این فایل است که به راحتی قابل انجام است اگر فقط در استفاده کردن ا آن در زندگی روزمره استمرار داشته باشیم .
لاغر شدن درست مثل تمام تغییراتیست که ما در زندگی خودمون ایجاد کردیم . وقتی به تغییرات خودمون نگاه می کنیم ؛ میبینیم اصلا کدام روزی بوده در زندگی ما که ما تغییر نکرده باشیم . مثلا همین نوشتن ، تغییریست از حالت دست بی حرکت به حرکت دست .
حالا اگه وضعیت فعلی ساده تر از وضعیت قبلی باشه ذهن مشتاقانه اون تغییر رو میپذیره . یعنی مثلا کسی از حالت ایستاده میخواد بنشینه مسلما ذهنِ این شخص تغییر کردن از حالت ایستاده به حالت نشسته رو سریعتر میپذیره تا وقتی که میخواد از حالت نشستن بلند بشه . چون بلند شدن یعنی خلاف جهت جاذبه ی زمین حرکت کردن و ذهن باید نیروی بیشتری صرف کنه تا بلند شدن انجام بشه . پس یکی از نکات مهمی که میخوایم تغییر کردن برامون راحتتر انجام بشه این هست که وضعیتی که میخوایم به سمتش تغییر کنیم باید ساده تر و آسانتر از وضعیت فعلیمون باشه . برای همین شما بارها تاکید کردید لاغر شدن رو باید برای خودمون ساده کنیم و چاق شدن رو سخت . چون وقتی لاغر شدن آسون باشه ذهن برای تغییر کردن از وضعیت سخت به وضعیت آسان راحتتر و مشتاقتره . حتی همین خودِ تغییر کردن وقتی برای ذهن ساده و راحت باشه ذهن به راحتی تغییر کردن رو قبول میکنه .
خب اما حالا ما میریم سراغ ذهنیت . ذهنیت ما مجموعه ای از تصاویریست که مدام در حال تولید افکار و گفتار و رفتار و عادات و شخصیت و سرنوشت است .
در گام ۴ یه جاییش یادمه فرمودید لاغر شدن به شیوه های قبلی فقط میخواست تغییر در نتیجه ایجاد کنه ولی لاغری با ذهن در مراحل قبل از نتیجه تغییر ایجاد می کنه . یعنی ما در لاغری با ذهن تغییر کردن رو از سطح ریشه بررسی می کنیم . مسلما آبی رو که ما از سرچشمه مسیرش رو تغییر بدیم خیلی راحتتر از زمانیه که ما اون رو وقتی تبدیل به سیلاب شده تغییر بدیم .
استاد عزیز چیزی که از درسهای شما یاد گرفتم راحتترین تغییر و اولین تغییر کنترل ورودیهاست . کنترل ورودیها نگرش رو هم راحتتر تغییر میده . مثلا در محفل گناه بهترین حالت برای تغییر این است که اون محفل رو ترک کنیم تا اینکه همونجا باشیم و مراقب فکرمون باشیم که تغییر نکنه . حالا این محفل گناه جاییه که ما احساسمون بد میشه تیره میشیم . حتی ممکنه این محفل در صحبت کردن با عزیزترین افرادمون باشه . وقتی درونمون تیره میشه باید دل بکنیم و ترکش کنیم وگرنه ذهن واکنشهای شدیدتری مثل درد نشون میده و آلارمش قویتر میشه تا اون حالت رو ترک کنیم .
از نظر من چاقی دیگه شده گناه . گناهی که حالم رو بد می کنه و از اونجایی که حال خوب من از همه چیز برای من مهمتره برای حال خوبم برای سلامتی بیشترم برای اینکه بخوام لذت ببرم از زندگیم باید این گناه رو ترک کنم . چون وقتی بازم ادامه بدم درد سراغم میاد .
من حتی اونقدر حساس شدم که وقتی فکر چاقی هم سمتم میاد ذهنم واکنش درد بهم نشون میده که اون حالت رو ترک کنم . یعنی درد برای من شده یه نعمت حال بد برای من شده یه نعمت . نعمتی که راه رو بهم نشون میده . میگه از این طرف نرو این راه غلطه . از اون طرف برو . استاد علم درون واقعا علم زیباییه . شناخت واکنشها واقعا زیبا و لذتبخشه .
🔴لاغر شدن همان چاق شدن است و مانند هر موضوع دیگری در زندگی فقط نیاز به ایجاد افکاری جدید دارد،
اما این افکار را چطور میتوان تغییر داد . استاد برای ما مکانی رو فراهم کردن که به راحتی این تغییر فکر را میتوان شروع کرد و ادامه داد . سایت تناسب فکری سایت تغییر باورهاست . سایتیست که هر که در اینجا مقیم شود به مرور ذهنیت او نسبت به خودش و پیرامونش تغییر می کند . جاییست که انسان احساس امنیت می کند . دل من اینجا روشن است . حال من اینجا خوب است . درد من اینجا دیگر سراغم نمی آید .
سایت تناسب فکری برای من بهشتیست که من همیشه در این خانه منزل دارم . چون باعث تثبیت مسیر ذهنی ام میشود . استاد من هر جای دیگه که بخوام برم و با هر کسی دیگه بخوام قدم بردارم متاسفانه مسیر ذهنیم رو تغییر میدن و حال بد من در آن مکانها نشان از این میدهد که حتی راههای ذهنی دیگر نیز جز نوشتن در اینجا به من آرامش نمیدهد .
شما در این سایت لاغر شدن را برای ما ساده و راحت کرده اید . امنیتی که در دل ما ایجاد میشود گواه این گفته است که واقعا هرکسی میخواهد لاغر شود باید از همین جا شروع کند و در همین جا ادامه دهد و تغییرات بی نظیر خود را مشاهده کند .
این تغییر در سطح فکر و نگرش ما ایجاد میشود .
🔴 افکاری که مقصد آنها لاغری است. افکاری که در دل افکار چاق کننده ایجاد میشوند، در اوج شرایط سختی که به واسطه چاقی بر ما تحمیل شده است باید ایجاد شوند، استمرار در نگهداری از این افکار لاغر کننده سبب میشود به مرور مسیر حرکت جسم ما از چاقی به سمت لاغری تغییر پیدا کند و پس از مدتی ما در شرایط جسمی کاملا متفاوتی باشیم.
وقتی افکار لاغر کننده ی ما از دل افکار چاق کننده بیرون کشیده میشوند این افکار در بدن ما تولید واکنش می کند . واکنشی که با واکنش قبلی متفاوت است . واکنشی که مطابق ذهنیت لاغر ماست . البته در جایی از شما خواندم ذهن با فکر فرق میکنه . برداشتی هم که از این صحبت شما کردم این بود که ذهن ما افکار ما رو ایجاد می کنه یعنی اولین چیزی که ذهن ما ایجاد می کنه افکار و واگویه هاییست که ابتدا در درون ما وسعت میگیره بعد به سطح گفتار میاد و بعد رفتار و بعد عادات و بعد شخصیت و بعد سرنوشت .
اما ذهنیت ما چگونه تغییر میکند . ذهنیت ما دروازه هایی هم از درون و هم از بیرون دارد . مثلا اگر ذهن را خانه ای در نظر بگیریم که در دو طرف پنجره و در دارد . این پنجره ها و در ها از یک طرف به سمت روح راه دارد و از طرف دیگر به سمت جسم .
یعنی روح درونیتر است بعد ذهن و بعد جسم . خب برای تغییر ذهنیت فقط کافیست ورودیهایی که از ذهن به طرف جسم باز میشود را کنترل کرد . یعنی گوش و چشم و سایر حواس پنجگانه . وقتی ما این وردیها را کنترل کنیم و در ازای اون دری که بین روح و ذهن هست رو همیشه باز نگه داریم به مرور آب شیرین و حال خوبی که همواره از روح ما تراوش میشود ذهن ما را پاکسازی می کند . ذهنیت کهنه و ورودیهای منفی که از بیرون در ذهن خود وارد کرده ایم به مرور پاکسازی میشود و ذهن ما شروع به تراوش ارتعاشاتی می کند که از روح سرچشمه گرفته . اولین ارتعاش آن فکر است . افکار ما به مرور رنگ روحانی و پاک به خود می گیرد . افکاری که در سرمان تولید میشود افکاری زیبا و دلچسب و گوارا هستند افکاری آرامبخش . واگویه های ذهنی ما رنگ الهی به خود می گیرد .ارتعاشات افکار بر ارتعاشات گفتار و رفتار اثر گذاشته و گفتار و رفتار ما نیز متفاوت میشود . گفتار و رفتار ما نیز رنگ الهی به خود می گیرد این الهی بودن اصلا چیز عجیب و غریبی نیست . یعنی آرام میشود شاد میشود ایمن میشود .اصلا بینظیر میشود . در وصف نمی آید ذهن ما عادت میکند خیلی راحت عادت می کند . چون لذت واقعی را شناخته .
در جایی در اوایل همین گامها به من فرمودید لذت واقعی را بشناسم . وقتی ذهن لذت واقعی را درک کند واقعا میبیند که چاقی و فراورده های آن واقعا چیزی جز رنج نیست . ذهنیت ما که تغییر کند تغییر در سطح جسم و رفتار به راحتی قابل مشاهده است . اما همه ی اینها منوط به کنترل ورودیهاست . من در این گامها به رمز استمرار در مسیر رسیدم و به اهمیت آن پی بردم . اما اگر میخواهیم این استمرار دوام داشته باشد رمز آن کنترل ورودیهاییست که به سمت بیرون باز میشود . هر خوراکی را به ذهنمان ندهیم . در جاییکه بیم داریم که خوراک ها ناخوداگاه وارد ذهن ما میشوند و کنترلی بر ورودیها نداریم وارد نشویم . اینها اصلا عجیب و غریب نیستند . حتی صحبت کردن با نزدیکترین افراد نیز نوعی ورودیست . بهترین حالت اینست که مراقب باشیم که خوراک نا متناسب که حال مارا بد می کند به خودمان ندهیم . مابقی کار را روح اصلاح می کند . او آنقدر بخشنده است که مدام در حال ریزش باران رحمت است . روح ما خداست و همنشینی با روح همنشینی با خداست . شاید کسی که این مطلب را میخواند فکر کند من حرفهای عجیبی میزنم ؛ ولی اینها اصلا عجیب نیست . هرکسی درون خود را پیدا کند و ذهنیت خود را در جهت الهی تغییر دهد یعنی درب ذهن را به سمت الهی بگشاید و درب ذهن را از سمت خارج کنترل و نظارت کند به راحتی ذهنیتش تغییر می کند . حالش خوب میشود . دردش درمان میشود . باورهایش تغییر می کندو رمز استمرار دقیقا همینست .
تغییر کردن ساده است . خیلی راحت . فقط کافیست این تغییر برای ذهن حل و بررسی شود .
🔴اما سخت ترین مرحله این تغییر شجاعت روبرو شدن با شرایط جدید است، چون سیستم ذهنی ما به شکلی است که به روند تکراری خود به شدت عادت میکند و هیچ تمایلی برای تغییر وضعیت نرمال خود ندارد ، حال ممکن است وضعیت نرمال از نظر ذهن ما وضعیت بحرانی در زندگی ما ایجاد کرده باشد، اما برای ذهن نتیجه آن وضعیت نرمال خود در زندگی ما اهمیتی ندارد.
بله اینجاست که قدرت انتخاب انسان روی خود را نشان میدهد . انسانی که طالب تغییر است و انسانی که از تغییر گریزان است ؛ اینجا روی خود را نشان میدهد . انسانی که دریچه های ذهنش را از روح الهیش جدا کرده و بر عکس ورودیهای خود را به سمت خارج طوری گشوده که ذهن خود را با هر خوراکی تغذیه می کند و مراقب این خوراکهای سمی نیست کم کم احمق میشود . این شخص دیگر طالب تغییر نیست . این شخص کاملا با اراده ی شخصی به خوراک سمی عادت کرده و سرنوشت این شخص چیزی جز ظهور و بروز همان خوراکهای سمی نیست .
اینجاست که بحث کردن با چنین انسانهایی وجود انسانهایی که طالب تغییرند را نیز تحت تاثیر قرار میدهد . )البته شاید این باوری باشه که نیازمند تغییر است . ( اما چیزی که روشنست اینست انسانی که تازه تغییر مسیر داده اگه ورودیهای خود را کنترل نکند ذهنیت چاق قوی او در اثر کنترل نکردن ورودیها دوباره فعالیت میکند و روند کاهش وزن را عقب میزند . چون لاغری هنوز در وجود ما نهالست و نیاز به مراقبت دارد تا بزرگ و بزرگتر شود و البته قوی شدنش خیلی سریعتر از قوی شدن درخت چاقی در ماست . اما منطق را هم باید در نظر گرفت کسی که سی سال است در چاقی زندگی میکند نباید فکر کند با سه ماه یا حتی یکسال بودن در مسیر لاغری دیگر فرمولهایش درست شده . این شخص اگر در مسیرش استمرار نداشته باشد و ورودیهایش را کنترل نکند قطعا آب توجش را دوباره طبق عادت بر درخت چاقی روان می کند . پس خیلی نیاز است که انسان وقتی طالب تغییر است ورودیهای خود را کنترل کند و حتی اگر افرادی را در مسیر خود مشاهده می کند که او را از مسیر دور میکنند از آنها دوری کند . در چنین زمانهایی فقط باید از چنین انسانهایی فاصله گرفت . چرا که این چنین افراد درب ذهن خود به روی روح را بسته اند و از انجایی که خداوند به انسانها قدرت اختیار داره هرگز آنها را مجبور نمی کند که در را باز کنند .
این چنین افراد با خدای خود قهر کرده اند و دست دوستی به بیرون از خود دراز کرده اند . این افراد حتی توانایی مواجه شدن با افراد الهی که دریچه ی ذهن آنها به سمت خدایشان باز شده را نیز ندارند مگر زمانی که آنها را اسیر خود کنند و استفراغات خوراک نا متناسبی که به خود داده اند روی آنها برگردان کنند . تو رو خدا منو ببخشید اینقدر با صراحت تحلیل می کنم . اما حقیقتا انسان تا خودش نخواهد تغییر نمی کند و هیچ کس نمیتواند شخص دیگر را تغییر دهد مگر اینکه افراد خود طالب تغییر باشند . در غیر این صورت فقط باید از آن افراد فاصله گرفت و از ورودیهای خود مراقبت کرد .
جالب است در این زمینه شعر زیبایی از مولانا هست که به درستی در کنترل ورودیها و ترک افرادی که با خدای خود قهر کرده اند و در ذهن خود به سمت روح را بسته و دریچه ی ذهنشان را به سمت خوراک سمی گشوده اند سخن گفته است :
عیسی مریم به کوهی میگریخت
شیرگویی خون او میخواست ریخت
آن یکی در پی دوید و گفت خیر
در پِیَت کس نیست چه گریزی چو طیر
با شتاب او آنچنان میتاخت جفت
کز شتاب خود جوابِ او نگفت
یک دو میدان در پی عیسی براند
پس بجد جد عیسی را بخواند
کز پی مرضات حق یک لحظه بیست
که مرا اندر گریزت مشکلیست
از کی این سو میگریزی ای کریم
نه پیت شیر و نه خصم و خوف و بیم
گفت از احمق گریزانم برو
میرهانم خویش را بندم مشو
گفت آخر آن مسیحا نه تویی؟
که شود کور و کر از تو مستوی
گفت آری گفت آن شه نیستی
که فسون غیب را ماواستی؟
چون بخوانی آن فسون بر مردهای
برجهد چون شیر صید آوردهای
گفت آری آن منم گفتا که تو
نه ز گل مرغان کنی ای خوبرو
گفت آری گفت پس ای روح پاک
هرچه خواهی میکنی از کیست باک
با چنین برهان که باشد در جهان ؟
که نباشد مر ترا از بندگان
گفت عیسی که به ذات پاک حق
مبدع تن خالق جان در سبق
حرمت ذات و صفات پاک او
که بود گردون گریبانچاک او
کان فسون و اسم اعظم را که من
بر کر و بر کور خواندم شد حسن
بر کُهِ سنگین بخواندم شد شکاف
خرقه را بدرید بر خود تا بناف
برتن مرده بخواندم گشت حی
بر سر لاشی بخواندم گشت شی
خواندم آن را بر دل احمق به وُد
صد هزاران بار و درمانی نشد
سنگ خارا گشت و زان خو بر نگشت
ریگ شد کز وی نروید هیچ کشت
گفت حکمت چیست کآنجا اسم حق
سود کرد اینجا نبود آن را سبق
آن همان رنجست و این رنجی چرا
او نشد این را و آن را شد دوا
گفت رنج احمقی قهر خداست
رنج و کوری نیست قهر آن ابتلاست
ابتلا رنجیست کان رحم آورد
احمقی رنجیست کان زخم آورد
آنچ داغ اوست مهر او کرده است
چارهای بر وی نیارد برد دست
ز احمقان بگریز چون عیسی گریخت
صحبت احمق بسی خونها که ریخت
اندک اندک آب را دزدد هوا
دین چنین دزدد هم احمق از شما
گرمیَت را دزدد و سردی دهد
همچو آن کو زیر خود سنگی نهد
آن گریزِ عیسی نه از بیم بود
آمنست او آن پی تعلیم بود
زمهریر ار پر کند آفاق را
چه غم آن خورشید با اشراق را
این شعر زیبا تعلیم مولانا به ما برای کنترل ورودیها بود .
این تغییر شاید در ابتدا سخت باشد . اما تنها راه تغییر ذهنیت که تا اینجا یافته ام کنترل ورودیهاست که خود استاد عزیز و فرهیخته ی ما نیز بارها به آن اشاره کرده اند .
🔴 ذهن فقط میخواهد در شرایطی که به آن عادت کرده است باقی بماند و این موضوع را شما به سادگی در جنبه های مختلف زندگی خود بارها تجربه کرده اید.
تغییر شرایط ذهن گرچه کاری سخت و طاقت فرساست اما از آنجا که بی نهایت طریق برای ذهن ما می تواند ایجاد شود امکان عادت دادن ذهن با شرایطی که میخواهیم تجربه کنیم امکانپذیر است.
این عبارات زیبا بیانگر اینست که شاید تغییر دیدگاه و تغییر ذهنیت در ابتدا کار سختی به نظر بیاید اما وقتی به سایر جنبه های زندگی خود نگاه کنیم میبینیم ما به راحتی تغییر کرده ایم و حتی خیلی اوقات شاید متوجه این تغییر نیز نبوده ایم ؛ چون تغییر آهسته آهسته صورت میگیرد وقتی ورودیهای گذشته ترک شود و در دادن ورودیهای جدید استمرار ورزیم آرام آرام ذهنیت ما تغییر می کند و تراوشات این ذهنیت نیز بسیار عالی تغییر می کند .
اینجاست که ما متوجه میشویم لاغر شدن نیز همان چاق شدن است و چه بسا از آن راحتتر چون در جهت شنا کردن بر مسیر رودخانه ی آفرینش ماست . تغییر کردن زمانی راحت است که ما در جهت این رودخانه ی زیبای آفرینش شنا کنیم و با آن همسو شویم .
خدایا بابت این همه آرامش از تو سپاسگزارم .
فاطمه سادات عزیز در نوشته های نابت خیلی کد ها دریافت کردم سپاس از شما وشعر قشنگ ار مولانا