خیلیها بعد از کلی رژیم و ورزش و برگشتن به نقطهی اول، با خودشون میگن: «دیگه کاریش نمیشه کرد، سرنوشتم چاقیه!» 😞
واقعاً قراره تا آخر عمرت توی سرنوشتی زندگی کنی که خودت ننوشتی؟!
🌱 تصور کن یه دفتر سفید جلومونه و یه قلم طلایی توی دستته… میتونی همون اولش بنویسی: “من سرنوشتم رو از نو مینویسم؛ سرنوشتی با سبکبال بودن، اندام متناسب و آرامش درونی.” ✨
شاید چاقی سرنوشت مادرت یا خالهت بوده… اما لزومی نداره سرنوشت تو هم همون باشه. تو میتونی نویسندهی جدید سرنوشت خودت باشی. 🖋️💫
بیایید با هم یاد بگیریم چطور تغییر سرنوشت چاقی با ذهن ممکنه…
سرنوشت چیست
سالهای زیادی از زندگیم با یه سوال بزرگ سپری شد: واقعاً کی سرنوشت منو نوشته؟ 🤔
از بچگی، از معلمها و بزرگترها شنیده بودم که خداوند سرنوشت هر آدمی رو مینویسه و هر چی که خدا بخواد همون میشه.

اما نکته عجیب اینجاست… با اینکه همیشه از خدا میخواستم که سرنوشتم بد نباشه، هیچوقت ازش نخواستم اتفاقات خوب برام بنویسه! 😳
تمرکزم فقط این بود که منو ببخشه، منو عذاب نده، نکشه… نه اینکه بهم شادی بده، نعمت بده، موفقیت بده. این یعنی من سرنوشت رو فقط یهجور محافظت از بلا میدیدم، نه خلق کردن آیندهای روشن! 🚫🌈
این نگرش باعث شده بود که اصلاً به تغییر سرنوشت چاقی فکر نکنم. برام تغییر سرنوشت یه چیز غیرممکن بود؛ چون تو ذهنم نوشته بودن که همهچی از قبل تعیین شده.
اما حالا، وقتی به عقب نگاه میکنم، میفهمم چقدر اون طرز فکر محدودکننده بوده. 😌
امروز میدونم که تغییر سرنوشت چاقی یعنی خودت دست به قلم بشی و اونچیزی رو که میخوای، آگاهانه بنویسی. نه با ترس و التماس، بلکه با ایمان، با آگاهی، با تصمیمگیریهای درست و فکرهای قدرتمند. 🖋️💫

نگرش من درباره تغییر سرنوشت چاقی 🌱
از وقتی که وارد مسیر تناسب فکری شدم و کمکم با قدرت ذهن و قوانین نادیدنی ولی دقیق جهان هستی آشنا شدم، انگار پنجرهای جدید به روم باز شد… پنجرهای رو به آگاهی ✨
فهمیدم چیزی بهنام سرنوشت قطعی وجود نداره! اینکه یه جایی قبلاً برای من نوشته شده باشه که قراره چاق باشم، یا فقیر بمونم، یا زندگیم پر از تنش باشه، فقط یه تصور غلطه.
🌟 تغییر سرنوشت چاقی برای من یعنی درک اینکه آیندهم توی دستهای خودمه. نه در لوحی دور از دسترس، نه در دفتر تقدیر شبهای قدر، بلکه در افکار و رفتارهای روزانهام.
قبلاً فکر میکردم چاقی، سرنوشت منه. فکر میکردم خواست خداست که من این شکلی باشم و کاری ازم برنمیاد.
اما وقتی باورم رو تغییر دادم، سبک فکر کردنم رو عوض کردم، کمکم رفتارم هم فرق کرد و نتیجهاش چی شد؟ من تونستم سرنوشت لاغری رو برای خودم خلق کنم 💪😊
سالها تصور میکردم فقر، امتحان الهیه و باید تحملش کنم تا شاید یه روزی در بهشت راحت باشم. اما حالا میدونم تغییر سرنوشت مالی من از لحظهای شروع شد که طرز فکرم رو درباره پول و لیاقت خودم تغییر دادم.
امروز شرایط مالیم اصلاً قابل مقایسه با چند سال پیش نیست 💰🌟
در مورد ازدواجم هم همینطور بود…
باور داشتم زندگی مشترک سخت و پرتنش، قسمتمه. اما وقتی فهمیدم میتونم به جای جنگیدن با سرنوشت، شروع کنم به بازنویسیش ✍️
آرومآروم نگرشم نسبت به همسرم عوض شد، رفتارم بهتر شد، و به لطف خدا الان توی رابطهای هستم که پر از حس خوب و رشد دوطرفهست 💞
💡 امروز با تمام وجود باور دارم که هرکسی میتونه با آگاهی، تمرین و اراده، دست به تغییر سرنوشت چاقی خودش بزنه؛ چه در جسم، چه در پول، چه در روابط…
سرنوشت، یه مسیر مشخص نیست که ما فقط مجری اون باشیم… بلکه یه داستان بازه، که هر روز با فکرها و انتخابهامون داریم ادامش رو مینویسیم ✨🖋️
واقعیت من درباره تغییر سرنوشت ✨
برای من، تغییر سرنوشت چاقی فقط یک ایده یا شعار نیست… یه حقیقتیه که با پوست و استخونم لمسش کردم. بارها و بارها.
مثالهای زیادی توی زندگیم دارم که نشون میده چطور تونستم از دل محدودیتها، یه دنیای جدید برای خودم بسازم. نه با شانس، نه با معجزه… فقط با تغییر فکر و عملم ✨🧠
امروز با اطمینان میگم:
💡 خداوند هیچ سرنوشت قطعیای برای بندههاش ننوشته.
در عوض، قوانین دقیق و بینقصی رو توی جهان گذاشته که همه — با هر دین، فرهنگ، یا گذشتهای — بتونن با آگاهی و تغییر نگرش، سرنوشت خودشون رو بسازن.
من یاد گرفتم که زندگی طبق سرنوشتی که از بیرون برام نوشته شده، هیچ لذتی نداره.
اما وقتی خودم با دستای خودم سرنوشتم رو نوشتم — همونی که دلم میخواست — یه لذت عجیب وارد زندگیم شد. مثل حس نقاشی کشیدن روی بوم سفید زندگی 🎨
قبلاً فکر میکردم خوشبختی یعنی خونه، ماشین، پول… و چون باورم این بود که فقط بچههای خانوادههای پولدار به اینا میرسن، خودم رو از خوشبختی محروم میدونستم.
اما حالا با گوشت و پوست حس میکنم خوشبختی یعنی تو بتونی خواستههات رو خلق کنی… یعنی از اون چیزی که ساختی، لذت ببری. یعنی بتونی به خودت بگی: “این زندگی منه، و من ساختمش!” 💛

من ارثمو خودم نوشتم ✍️✨
بارها به مادرم میگفتم: «ارث من از بابام چاقیه، کچلیه، ضعف چشم و نداریه… ولی فلانی چی؟ ارثش لاغریه، خونهست، ماشین و رفاه!» 😞
اون موقع فکر میکردم سرنوشت با ارث و ژن و شانس گره خورده؛ و چون نمیتونستم اون ارث رو تغییر بدم، ته دلم یه احساس بیپناهی و بدبختی داشتم.
اما حالا با تمام وجودم باور دارم که من تونستم تغییر سرنوشت چاقی بدم.
💪 چاقی رو به لاغری تبدیل کردم، کوری ذهنی رو به بینایی روشن، و اون چیزهایی که هیچوقت از پدرم به ارث نرسیده بود — مثل امنیت مالی یا آرامش درونی — رو با دستای خودم ساختم و بهشون رسیدم.
🎯 امروز به جرئت میگم: سرنوشت باید از سر نوشته بشه. و هر انسانی می تونه برای تغییر سرنوشت چاقی خودش اقدام کنه.
یعنی اونی که بقیه برات نوشتن، حتی اونی که توی بچگی تو ذهنت کاشته شده، باید پاک بشه. بعدش خودت دست به قلم بشی و:
- ✍️ سرنوشت لاغریات رو بنویسی
- ✍️ سرنوشت مالیات رو خلق کنی
- ✍️ سرنوشت روابطت رو بازتعریف کنی
- ✍️ و حتی سرنوشت ارتباطت با خداوند رو دوباره بسازی
🕊️ خدا این آزادی رو بهمون داده…
ما آزادیم که با تغییر افکار و احساساتمون، سرنوشتی کاملاً جدید و دلخواه خلق کنیم — همونی که با تمام وجود میخوایم توش زندگی کنیم.
فقط یه نکته مهم هست:
🚫 وقت نوشتن سرنوشت جدید، به شرایط فعلیات نگاه نکن.
اگه فقط به وزن الان، حساب بانکی یا رابطهی پرتنشت نگاه کنی، احتمالاً انگیزهات خاموش میشه. باید با چشم دلت ببینی… ببینی که چی میخوای، نه اینکه چی هست.
✨ هر وقت به سرنوشت جدیدت فکر میکنی، با یقین کامل تصور کن که قراره همونو تجربه کنی. چون باور داشتن، نیمی از خلق کردنه.
لذت خلق کردن سرنوشتی که خودت نوشتی، با شکرگزاری برای سرنوشتی که دیگران برات نوشتن، واقعاً از زمین تا آسمونه ☁️💖
باور کن، تو هم میتونی از نو بنویسی… از نو زندگی کنی… و از نو بدرخشی 🌟
🌱 از تغییر افکار تا خلق سرنوشت
چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه است؟
🎯 هر کسی که بخواد واقعاً تغییر سرنوشت چاقی بده، به یه نقطه شروع نیاز داره؛ یه جایی که نهتنها راه رو نشونش بده، بلکه کنارش قدم به قدم حرکت کنه.
برای من، اون نقطهی شروع، آشنایی با دورهی ورود به سرزمین لاغرها بود. جایی که یاد گرفتم چطور با ذهنم کار کنم، چطور افکار اشتباهم رو بشناسم، چطور از چاقی ذهنی عبور کنم و به سمت لاغری پایدار حرکت کنم. 🧠🌱
✨ این دوره فقط درباره لاغری نیست، درباره بازنویسی سرنوشته.
یعنی از دل باورهای قدیمی، یه نسخهی جدید از خودت بسازی — هم از لحاظ جسمی، هم احساسی، هم مالی و هم رابطهای.
وقتی توی این مسیر قرار گرفتم، فهمیدم هیچکس قراره منو نجات نده… این خودمم که باید قدم بردارم، ولی خوشبختانه این مسیر تنها نیست.
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» مثل یه چراغ توی تاریکی بود برام… و حالا که مسیر رو پیدا کردم، با قدرت بیشتری ادامه میدم تا تغییر سرنوشت چاقی ام رو همونطور که دلم میخواد، خلق کنم ✨🖋️
🧠 تمرین آموزشی
اگر واقعاً میخوای تغییر سرنوشت بدی، باید از افکار قدیمی دست بکشی و با تمرینهای ذهنی، دیدگاههات رو از نو بسازی. تمرینات این جلسه برای رهایی از باورهای محدودکنندهای طراحی شده که سالها به ما گفتن: “سرنوشت تغییر نمیکنه!” ولی حالا وقتشه که با آگاهی، آستین بالا بزنی و نشون بدی میشه ✨💪
✍️ سوالات تمرینی برای تغییر سرنوشت چاقی 📜
- نگرش فعلی شما درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ این آگاهی را از چه طریق به دست آوردهاید؟
- چه شرایطی را صرفاً بهخاطر اینکه “سرنوشتتان بوده” پذیرفتهاید؟
- آیا تا حالا شرایطی بوده که دیگران گفتند سرنوشتت همینه ولی شما نتیجهای متفاوت خلق کردهاید؟
- در مورد چاقی، چقدر فکر میکردید سرنوشت شما چاقیه؟
- دیدگاهتان درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ چطور سرنوشت لاغری را برای خود مینویسید؟
- بر اساس محتوای ویدیوی آموزشی، برای خودتان تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
💬 وقت مشارکت شماست!
حالا نوبت شماست که دست به قلم بشی ✍️ نظرت رو درباره تغییر سرنوشت چاقی و تجربههات رو در بخش دیدگاهها بنویس. یادت باشه، با هر جملهای که مینویسی، داری قدمی به سمت سرنوشت دلخواهت برمیداری 🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.33 از 86 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


چی کسی تعیین میکنه چه روزی داخل هفته تعطیله ؟دولت یا تقویم یا مردم
من برام مهم نیست امروز چه روزی هست باید به دنبال هدف خودتون باشید و اون رو دنبال کنید و هیچ وقت به دنبال اون ایام ها ی نام گداری شده زندگی نکنید که در تقویم هست نباید برای ما مهم باشه چه روزی هست هر روز روز من هست و اگر کسی فقط یه روز رو تعطیل کرده اون نظر اون شخص هست برای من هر روز میتونه تعطیل باشه (گفته ی استاد چون کسب و کار اینترنتی داره و هیچ محدودیت زمانی و مکانی در کارش نیست ) .
اصلا برای من اجباری نیست که کی کار کنم ؟
چرا ادمها فکر میکنن سرنوشت از قبل تعیین شده ؟خداوند از قبل برای ما مسیری مشخص نکرده که ما مجبوریم از اون راه بریم چون ما صحبتهای گذشتگان رو فهمیدیم خودبه خود در ما خاطراتی شکل گرفته و چون ما داریم طبق اونها زندگی میکنیم و پسند ما هم نیستن پس میشه سرنوشت اما دوست داریم وضعیت مالی خوب داشته باشیم اما چون نیستیم میگیم دولت نمیزاره و ترامپ نمیزاره و چون انسان نمیدونه چرا نمیتونه؟ میگه دیکه سرنوشت ما این بوده .
مثلا همه ی آدم ها روابط عاشقانه رو دوست دارن اما چون ذهن ما مملو از افکار اشتباه هست مثلا وقتی ازدواج کردی گر فتار میشی و یا اینکه زنها فقط دنبال پول و طلا هستن و… مجموعه ای از این افکار برای زندگی مشترک در ذهن من بوده پس زندگی بد تر از این افکار رو من تجربه میکردم و همیشه میگفتم این چه سرنوشتی بود که من دارم(فرمولهای غلط استاد در گذشته از ازدواج و زندگی مشترک ) .
مهم نیست چه چیزی میخوایین مهم این هست در ذهن شما چه افکاری هست اونها زندگی تو رو رقم میزنن و باید اونها رو تغییر بدی تا زندگی تو تغییر بکنه .و اصلا ربطی نداره از اون فرد طلاق بگیری باید خودت رو تغییر بدی اون فرد هم خودش تغییر میکنه .
سرنوشتی برای انسانها از قبل مشخص شده نیست در واقع ما آدم ها
وقتی شونه خالی میکنیم از چیزی که میخواییم و بلد نیستیم بهش برسیم میگیم سرنوشت دیگه و ایرادی هم نیست چون بلد نیستیم و کسی به ما یاد نداده وهمیشه مینداختیم تقصیر سرنوشت .
و حالا در مورد چاقی هم همینطور هست چون فرمولهای ذهنی ما رو چاق میکنن و خودمون خبر نداریم میگیم سرنوشت ما اینطوره ما باید چاق باشیم .
اما هر چقدر ما رشد کنیم در همه ی جنبه های زندگی بازم خواستهای بهتری و زیادتری در ما شکل میگیره.
سرنوشت رو دیگران نوشتن چون بر اساس تحت تربیت بودن دیگران داری زندگی میکنی و چون دوستش نداری میگی سرنوشت ولی خبر نداریم هر چز ی رو که دوست داریم میتونیم خلقش کنیم و ما این توانایی رو به عنوان انسان و اشرف مخلوقات بودن داریم .
آدم ها با عجله شکست میخورن و خودمون با عجله ای که میکنیم باعث شکست خودمون میشیم .پس در لاغری همیشه توجه ما اگر به نقطه ای پایان بشه که باربی بشی و لباس سایز ۳۶ بپوشی و .. باعث شکست تو میشه . نه تنها در لاغری بلکه در هر مسیر موفقیت یا تغییر کردنی به هر جا برسی بازم میشه بهترش کنی و حواستون باشه از خودتون شکست نخورین .
وقتی توجهت رو در اول روز میبری روی موضوعاتی که خودت رو به اصل میبره و میگه خودت سرنوشت رو بساز نه اون چیزی که دیگران یاد ما دادن اینطور حالت خیلی خوب میشه و روزت خیلی عالی میشی و روحیه ات عالی میشه هر چند که منفی باف هست که تو رو ناامید کنه ولی تو گوش نکن و حالت رو بهتر کن و در نهایت کارهات رو غلطک میفته و خدای تو به دنبال این هست که کارهای تو راحت تر انجام بشه پس اگر حالت عالی باشه روزت هم عالی میشه و این تنها سودش برای خودت هست نه هیچ کس دیگه و تو که حالت خوب باشه اطرافیان تو هم حالشون بهتر میشه و باعث گشترش خیر و برکت در جهان میشیم .
من خوشحالم که اوقاتم رو صرف این کار ها میکنم و از تجربه ای ناب استاد استفاده میکنیم
و سرنوشتم رو از سر مینویسم . نمونه استاد عطارروشن که
جسم جدید خودش رو خلق کرده
روابط جدید و عاشقانه با همسرش رو خلق کرده
ثروت جدید در زندگیش رو خلق کرده
شعل دلخواه خودش رو خلق کرده
سلامت دلخواه خودش رو خلق کرده
شادی و ارامش درونی رو برای خودش خلق کرده در حالی که نه مدرکش رو تغییر داده نه شهر محل سکونتش رو تغییر داده نه از کشور خارج شده و نه هیچ کدوم از عوامل بیرونیش مثل دولت و رییس جمهور و اوضاع اقتصادی و مملکت تغییر کرده فقط با تغییر افکارش تونسته زندگی جدیدی
برای خودش خلق کنه و سرنوشت جدیدی به وجود بیاره
من تمام زمانم رو دارم صرف این دوره ها میکنم هم لاغری با ذهن هم قانون جدب و واقعا لذت میبرم و از خودم راضی هستم .( من از تنها چیزی که لذت میبرم و حالم خوب میشه و احساس خوشحالی میکنم و احساس میکنم دارم از وقتم درست استفاده میکنم همین در مسیر تغییر کردن باشم )
من از وقتی وارد این مسیر شدم دارم لذت میبرم از هر روز زندگیم اما قبلا مثل عموم مردم از خیلی چیزا گله و شکایت میکردم مثلا در زمان انجام کارهای خونه و یا آشپزی و …..ولی حالا به لطف خدا در شرایطی هستم که هر روز هدفم رو دنبال میکنم و هر روز با لذت زندگی میکنم و اصلا کاری به تعطیلات هفته و یا ساعتهای شبانه روز و … ندارم هر روز برای من تعطیل و عالی هست و ایام و روزها و … برام مهم نیستن و کاری ندارم تقویم چه روزی رو برای من مشخص کرده هر روز روز من هست و من جوری از زندگیم لذت میبرم و زمان دارم که هر روز و هر ساعت میتونم با این دوره ها باشم و هیچ اجبار و تکلیفی در کار نیست
خیلیا فکر میکنن سرنوشتشون این هست و سرنوشتی هست که از قبل تعیین شده ؟؟؟
خداوند از قبل برای ما مسیری طراحی نکرده که ما باید از این مسیر بریم ولی چون ما حرفهای گذشتگان رو شنیدیم و داریم با اونها زندگی میکنیم و داریم با اون چیزی که در ذهن ما شکل گرفته زندگی میکنیم و چون اون چیزی رو داریم تجربه میکنیم که مورد پسند ما نیست میگیم کار سرنوشت هست مثلا دوست داریم سفر خوبی رو تجربه کنیم و اما چون اون سفر نیست و نمیدونن چرا نیست میگن سرنوشته و دولت و ترامپ و رکود و .. هست و یا اگر کسی شغل مورد پسندش رو نداره میگه سرنوشته و یا اینکه اگر داره با کسی زندگی میکنه که مورد پسندش نیست میگه سرنوشت .
اما چون ذهن ما مملو از فرمولهایی اشتباه در مورد زندگی مشترک هست مثلا آدم ازدواج کنه گرفتار میشه و یا بد بخت میشه و یا باید به زنت جواب بدی کجا رفتی و چرا رفتی و یا شنیده بودم زنها دنبال پول و طلا هستن و یا اینکه …. و مجموعه ای از این موضوعها در مورد خانم ها در ذهن ما بود و وقتی زندگی مشترک شروع شد چیزی بدتر از اون رو تجربه کردم و همیشه میگفتم چرا ؟؟؟خواسته ات زندگی مشترک با روابط عاشقانه هست و اما کلی باورهای غلط داشتم که باعث شده بود زندگی جهنمی رو تجربه کنیم مهم نیست چی رو دست داری باید ببینی داخل ذهنت چی هست ؟؟و همین باعث شده بود بارها به خدا گله کنم.
ما باید ذهنمون رو برنام ریزی کنیم برای روابط عالی در هر جنبه و هیچ ربطی به سرنوشت نداره
سرنوشت یعنی خودم بلد نیستم چیزی رو خلق کنم و میگیم سرنوشت برای من میخواست و اشکالی هم بر این افراد نیست چون نمیدونستن چرا و یا چطور ؟
من کلی حرفها از پدرم و مادر و خانواده داشتم که باعث شده بود زندگی من رو رقم بزنه و بگم تقصیر من نیست تقصیر سرنوشت من هست .
و اما هر چقدر پیشرفت کنی هنوز بهترش هست چون فکر بهتر هست هر چقدر رشد کنی خواسته های بهتری در شما شکل میگیره .
موضوع سرنوشت رو در ذهن تغییر بدین و دیگران اون رو نوشتن و تحت تاثیر تربیت دیگران انتظاری در ما از رندگی به وجود اومده و چون دوستش نداریم میگیم سرنوشت هست و اما خبر نداریم میتونیم خلق کنیم
عحله کردن ادمها رو شکست میده و باعث میشه خودمون از خودمون شکست بخوریم .
من تا حالا عالی تونستم لاغر بشم و ایده ال بشم اما بعضی مواقع عجله کردن باعث شکست ما میشه در واقع به اون نقطه ی پایانی خودم که سایز ۳۸ و وزن ۵۹ کیلو هست زیاد توجه کردم و باعث شکست من شده اما خوب میدونم در مسیر تغییر کردن و موفقیت باید حواسم باشه از خودم شکست نخورم .
ما باید از چیزی که دیگران به ما یاد دادن فاصله بگیریم یعنی باید خودمون سرنوشت خودمون رو رقم بزنیم .
من با در مسیر بودن و گوش دادن به فایلها هر روز حالم بهتر میشه کلا روزم بهتر میشه هر چند ممکنه نجوا باشه برو فلان جا یا فلان کار رو بکن ولی من حالم با فایل گوش دادن بهتر میشه و در واقع زندگیم میفته روی غلطک و حالم رو بهتر میکنه
من همیشه به دنبال این موضوعها هستم و حالم رو خوب میکنم و احساس خوب رو در جهان گسترش میدم و همین برای همه ی ما خیر و برکت داره و من لدت میبرم اوقات زندکیم صرف این موضوعات میشه .
خدا رو شکر که در این مسیرم . و اوقاتی از روزم رو با حس و حال خوب سپری میکنم (سرنوشت منم قبلا بارها از اطرافیانم شنیده بودم سرنوشت یعنی چیزی که از قبل برای ما مشخص شده و ما هیچ کاری نمیتونیم بکنیم و دیگه زندگی همینی هست که دارم از دنیا تجربه میکنم و این سرنوشت من هست و غیر قابل تغییر هست و حالا که این اگاهی ها رو پیدا میکنم میبینم استاد درست میگن هر جا بر خلاف خواسته ها و سلایق و آرزوهای ما زندگی جلو رفته و چون ما بلد نبودیم اون رو تغییر بدیم و یا چون نمیدونستیم جریان چیه گفتیم این کار سرنوشته ولی هر جا اوضاع بر وفق مراد ما بوده و ما به خواستهی خودمون رسیدیم از این حرفها نبوده و اصلا کاری به سرنوشت نداشتیم اصلا هر جا اوصاع خوب بوده گفتیم خودمون خلقش کردیم و خودم تونستم به وجودش بیارم و هر حا اوضاع بد بوده گردن خدا انداختیم پس هر جا کم اوردیم گفتیم خدا نخواسته و گردن خدا و بقیه عوامل بیرونی گذاشتیم و خودمون رو از زیر بار اون مشکل بیرون اوردیم و مسولیتش رو قبول نکردیم در زمینه ی چاقی و لاعری من این قضیه رو خیلی عالی درک کردم اون زمان که با دوره آشنا نبودم و واقعا برای لاغری زجر و سختی میکشیدم و هیچ لذتی از خوردن و ورزشهای سنگین نمیبردم و فقط جواب یا ثابت بودن یا روند افزایش وزن در هر ماه بود همیشه با حسرت میگفتم خوش به حال لاعرها چه نعمتی دارن هر چی بخوان میخورن و لاغر هم هستن و اما بارها میگفتم منم این طور افریده شدم سرنوشت من هم این طور هست که اضافه وزن داشته باشم و هر چیزی رو نخورم و در سختی باشم و باید بسازم با این مشکل و اما حالا با این دوره ها که خودم تعهد دادم و مسولیت چاقی خودم و لاغری خودم رو قبول کردم چی شد که یهو همه چیز تغییر کرد ؟؟؟؟دیگه خبری از اون زجرها نیست و الان هر چیزی رو که بخوام با لدت میخورم و بسیار اندام ایده ال و خوبی هم دارم و دیگه هیچ حسرتی نسبت به متناسبهای اطرافم ندارم .
تنها دلیلش این هست که دارم از قوانین حاکم بر جهان هستی درست استفاده میکنم و دارم از اگاهی های درست استفاده میکنم و چون دیدم که میتونم خلق کنم و قدرت خلق کنندگی دارم و با قدرت ذهنم اندام رویای برای خودم درست کنم ایمانم به خودم چندین برابر شده که بتونم زندگی رویایی تری رو هم برای خودم درست کنم و واقعا هم قبول دارم هم باور دارم و هم درک کردم که سرنوشتی وجود نداره و ما میتونیم سر نوشت خودمون رو از سر بنویسیم هر وقت هم این کار رو بکنیم اصلا دیر نیست و راه برای ما باز هست تا به مسیر اصلی بر گردیم پس تا نفس هست امید هست و باید برای بهبود خودمون و زندگیمون تلاش کنیم و در مسیر تغییر کردن باشیم و یک زندگی و یک سلامتی و یک جسم عالی رو برای خودمون رقم بزنیم پس من دیگه به سرنوشت هیچ اعتقادی ندارم و هر کس از اطرافیان بگه سرنوشت من این هست من خندم میگیره و میخوام بهش بگم سرنوشتی وجود نداره اگر وجود داشته باشه که عدالت خدا زیر سوال میره و این قدرت اختیار و اراده ی انسان زیر سوال میره پس این رو در ذهن ما کردن و فقط از روی جهالت و نا انی گدشتگان ما به ما گفتن ولی ما نباید قبول کنیم با کمی تفکر و تعقل به این اگاهی ها میرسیم و بیشتر درکشون میکنیم من تا زندم در این مسبر میمونم چون عاشق تغییر کردن هستم و میخوام در تمام جنبه ها تغییر کنم )
سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند و دوستان پر انرژی و متناسب و عالی خودم.
چقدر خوبه که در گامهای پایانی این دوره ی صدگام این فایل رو گداشتین و بارها گفتین که لاغری با ذهن پایان نداره همیشه باید روی خودمون کار کنیم و برای خودم مجددا یاد آوری شد که بعد از اتمام این دوره باید برم دوره ی دیگه رو مرور کنم و این نیست که دیگه بگم خوب فایلهای صد گام تموم شد پس کار من هم تموم شد نه البته من خودم هیچ وقت همچین نگاهی به این دوره ها نداشتم و بارها هم در کامنتهام نوشتم که من تا لاعر ۵۹ کیلویی نشم دست از تلاش برنمیدارم و تازه بعد از اون هم دوست دارم که مرورشون کنم چون لذت میبرم که این آگاهی ها رو بشنوم پس هیچ وقت به دنبال رها کردن این فایلها نبودم و نیستم ولی خب حرف استاد هم تلنگری بود به جا هم برای من هم برای بقیه ی افراد حاضر در این دوره که باید برای موفقیت تعهد و استمرار داشته باشید .
من بعد از ازدواجم یک خانم خانه داری شدم که یه زندگی معمولی و خوبی رو داشتم معمولی منظورم این هست که خدا رو شکر مشکل خاصی نداشتم اگر هم مشکلی بوده به خاطر اینکه من تمرکزم بر زیبایی های زندگیم هست و بوده اصلا اون مشکلات یادم نمیاد یا اونها اینقدر بی ارزش بودن که در ذهنم نموندن خلاصه اینکه در کنار تمام این چیزها انگار بی هدف بودم همیشه به دنبال یه چیزی برای سرگرم کردن خودم میگشتم بینهایت کلاسهای مختلف رفتم از ارایشگری تا کامپیوتر در دو سطح تا ورزش حرفه ای ایروبیک در حد ۶ و یا ۷ سال تا گلسازی و رانندگی و حتی نقاشی روی بوم در یکی دو ترم و کلاس زبان خارجه در حد یک و یا دو ترم رفتم و ….ولی هیچ کدوم علاقه ی من نبوده و اون رو دنبال نکردم تا اینکه بعد از ۱۸ سال از اون زمانها به این آگاهی ها رسیدم که انگار گمشده ی من همین دوره ها هستن انگار علاقه و اشتیاق من و خوراک روح من همین دوره ها هستن و من حاضرم از خوابم از تفریحم و از گشت و گذارم بزنم ولی اونها رو دنبال کنم انگار حالا در زندگیم هدفی دارم که دوستش دارم انگار اشتیاقی دارم که ببینم این افراد موفق که برای من الگو هستن مثل استاد عطار روشن و یا استاد عباسمنش چی میگن که منم به اونها عمل کنم و به لطف خدا چون آزادی زمانی و مکانی دارم خیلی راحت این هدفم رو دنبال میکنم و من هر روز هدفم رو دنبال میکنم و کاری به روزهای هفته و تعطیلاات ندارم و اصلا کاری با ایام و موقع های خاص سال ندارم و با این اگاهی هایی که پیدا کردم نه ایام نه روزها برام فرقی داره نه برام مهم هست ببینم که تقویم چه روزی رو انتخاب کرده من هر روز و هر لحظه از زنده بودنم خوشحالم و بارها میگم و گفتم هر روز روز من هست و من شرایطی دارم که در هر ساعتی میتونم فایل ببینم و درمورد اونها بنویسم و کامنت دوستهای عالیم رو بخونم و هیچ اجباری و بایدی در نحوه ی زندگی کردن من نیست که باید فلان ساعت در فلان جا باشم نه واقعا از زندگیم لذت میبرم و راضیم خدا رو شکر من از تک تک لحظاتم راضیم و باعشق زندگی و خانه داری میکنم اتفاقا اینقدر بیخبر از ایام سالم که از زبان بقیه میشنوم ما الان در چه ایامی هستیم .
من باید آگاه باشم که سرنوشتی از قبل برای ما تعیین نشده که ما مجبوریم از این راه بریم نه هیچ اجباری در کار نیست هر کس قادر هست روزهای اینده و یا حتی لحظه های بعد خودش رو برای خودش رقم بزنه اونم با قدرت ذهن خودش اما انسان متاسفاته طوری بار اومده که هر وقت هر جا براش مشکلی پیش بیاد میگه این سرنوشت من هست و دیگه نمیشه کاری کرد و میگه خب دیگه تقصیر دولت و رییس جمهور و کشور و خانواده هست که این مشکلات رو دارم و چاره ای نیست و یا اگر شغل خوبی نداره و یا روابط خوبی نداره میگه سرنوشت من این بوده در حالی که ما با فرمولهای ذهنی خودمون با اون باورهای خودمون داریم زندگی خودمون رو رقم میزنیم و تقصیر هیچ عامل بیرونی نیست و خودمون مقصر صد درد صد تمام مشکلات زندگیمون هستم چون خداوند بارها در قران گفته من فقط خیر و خوبی برای شما میخوام و هر بدی و شری به شما میرسد از خودتون هست و خداوند برای کسی بد نمیخواد مثلا من شنیده بودم اگر ازدواج کنم چاق میشم و انصافا وقتی نامزد کردم کم کم شروع به چاق شدن کردم و برای ازدواجم بسیار تپل تر شدم و در عکسها ی عروسیم هم مشخص هست که چقدر تپل تر شدم و از طرف بقیه تشویق شدم که زیبا تر شدم تا اینکه یکی دوسال بعد از ازدواحم از زیر ۶۰ کیلو که عکسهای من هم هستن و این حرفم رو تایید میکنن ارام ارام به بالای ۸۰ کیلو رسیدم شاید ۸۶ کیلو شدم طوری که بقیه بهم میگفتن فلانی چقدر چاق شدی مواظب باش،و اونحا بود که من نپدیرفتم و به خودم اومدم و شروع به رژیم گرفتتهای سرخود کردم که فقط شام رو حذف میکردم و خیلی هم بهتر شدم پس من چاقی رو نمیخواستم ولی به خاطر باورهای اشتباهم به اون گرفتار شده بودم و بارها به خاطر بارداری هام چاقی صد کیلو رو تجربه کردم و فکر میکردم همیشه خوب دیگه منم اینطور خلق شدم که اشتهام زیاد باشه و نمیشه کاری کرد مگر با زجرو سختی رژیم متناسب بشم وبارها میگفتم انگار بدن من با بدن متناسبها فرق میکنه و همیشه به اونها حسرت میخوردم ولی از وقتی در این دوره ها هستم و خودم رو اصلاح کردم خب شرایط جسمی من خیلی تغییر کرده و اصلا دیگه اون اشتها رو ندارم نمیدونم اصلا کجا رفته و اثری از اون نیست و اما این یک مثال بود چون خیلیها فکر میکنن چاقی در سرنوشت اونها هست سرنوشت چیه ؟؟سرنوشت برای شونه خالی کردن ما هست که بگیم خب سرنوشت برای من اینطور خواسته و نمیشه کاری کرد و هیچ ایرادی بر ما هم نبود چون نمیدونستیم جریان چیه که من همیشه در جسمم مشکلاتی دارم و یا چرا هی چاقی و لاغر میشم و یا نمیدونستم چرا روابطم با بعضیها خوب نیست و اما نمیدونستم به خاطر حرفهای بقیه هست که زندگی من اینطور شده و به خاطر همین بارها میگفتم تقصیر سرنوشته و نمیشه کاری کرد .
هر چقدر من در این دنیا برم بالاتر بازم سطح بالاتری هست که میتونم برم و بازم میتونم پیشرفت کنم .
سرنوشت چیزی هست که ما بر اساس حرفها و گفته های دیگران یه سبک زندگی رو پدیرفتم و دارم همون رو تجربه میکنم و چون دوسش نداریم میندازیم گردن سرنوشت .ولی از وقتی وارد این دوره ها شدم متوجه شدم نه من میتونم سرنوشتم رو از سر بنویسم البته اگر صبور باشم و عجله نکنم چون عحله باعث میشه خودم از خودم شکست بخوزم به لطف خدا صبر بسیار زیادی دارم و خیلی ارام دارم این پله های ترقی رو یکی به یکی طی میکنم در خیلی از جنبه ها زندگیم بهتر شده ولی هنوزم از لحاظ مالی باید تغییر کنم و به اون حد از استقلال مالی که دوست دارم هنوز نرسیدم ولی عجله نمیکنم که شکست بخورم بلخره در زمان درستش، به بهترینا میرسم و نا گفته نماند در زمینه ی لاغری هم هنوز اندام زیباتر و لاغر تری میخوام که با استمرار به تمام اونها میرسم حتی در بقیه ی جنبه های زندگیم هم که میگم بهتر شده ولی بازم باید با کیفیت تر و بهتر بشه و من اون حد بالا رو میخوام هم در روابط،هم در اعتماد به نفس،و هم در ایمان و توکل و خود باوری و سلامتی …. من بیشتر و بهتر میخوام و مطعنم با اشتیاق و انگیزه و استمرار و تعهد به دستشون میارم .
منم هر روز اول صبح با دیدن و گوش دادن به فایل دلخواهم روزم رو شروع میکنم و پر انرژی تر به کارهام میرسم و مطمعنم هر وقت حالم بهتر باشه زندگی من بیشتر روی غلطک میفته و زیباتر میشه .
من وقتی حالم خوب میشه حال خوب رو در جهان گسترش میدم و این کار خیر و برکت داره خیلی خوشحالم که وقتم رو صرف شنیدن این آگاهی ها میکنم و خیلی لذت داره که به دنبال کسب این آگاهی ها هستم .
خدا رو شکر که در این سایت هستم .
سلام و درود بیکران خدمت استاد عطار روشن گرامی
من مدتی هست به صورت رندوم از فایلهای رایگان یکی رو انتخاب میکنم و گوش میدم و همزمان مینویسم و بسیار هم از این کار لذت میبرم و میدونم این کار همون عمل صالح هست که چند روز پیش فایلش رو گوش دادم و هر بار که اونها رو مرور میکنم انگار بار اول هست که به اونها میرسم و کلی تخت تأثیر اونها قرار میگیرم و به لطف خدا نوشته های ارزشمندی از خودم به جا میزارم .
من. بعد از ازدواج ام کلی دوره های مختلف در زمینه های مختلف گذروندم و دیپلم خیلی از هنرها رو از فنی و حرفه ای دارم اما هیچ دوره ای به اندازه ای این دوره های ذهنی و قانون جذب و لاغری با ذهن من رو تخت تاثیر خودش قرار نداده و من رو درگیر خودش نکرده و من رو علاقه مند به خودش نکرده و واقعا من از وقتی در این دوره ها هستم زندگیم کلی دگرگون شده و من با اونها گذر زمان رو حس نمیکنم .و دوست دارم اوقات فراغتم و با این فایلها بگذرونم و ورودی خوب به خودم بدم و هر چیزی رو وارد ذهنم نکنم و تا حدود زیادی موفق بودم .
عنوان این فایل واقعا زیبا و تکان دهنده هست من در چند سال گذشته فکر میکردم چاقی جز سرنوشت من هست روابط بسیار بی روح با اطرافیانم جز سرنوشت من هست فرزند لجباز و یک دنده جز سرنوشت من هست داشتن فلان بیماری جز سرنوشت من هست و ….کلی چیز دیگه که هم از اطرافیانم میشنیدم و هم میدیدم که واقعا قبول کرده بودم اونها جز سرنوشت من هستن اما الان من کلی خواسته های جدید دارم که اصلا داشتن اونها برام چیز محال و نشدنی و عجیبی نیست و شاید اگر خیلیها بشنون بگن این دیگه داره بلند پروازی میکنه همین الآنم زندگی عالی داری دیگه چی میخوای اما من دوست دارم تا زندم شرایط زندگیم در تمام جنبه ها روز به روز بهتر بشه و من فردی با سرنوشت جدید بشم شاید هنوزم برای خودم اون ته تهای ذهنم کلی ترمز داشته باشم که دیگه نه این یکی رو نمیشه چه خبره ؟؟و یا نه دیگه این همه چیز با هم برای تو نمیشه و خدا همه چیز با هم رو به هیچ کس نمیده….. اما من میدونم تمام این نجواها شیطانی هستن و از فقر. و کمبود و بی ایمانی به خدا می آیند و باید بارها و بارها به خودم زندگی افرادی مثل استاد عطار. روشن و نمونه های دیگر اینچنینی که در این مسیر موفق شده ان رو نشونش بدم تا آرام بگیره و حرف نزنه و ببینه که میشه یه فرد در کلی از جنبه های تغییر کنه و زندگی جدیدی رو خلق کنه و حتی فردی مثل استاد به خاطر اینکه عالی روی خودش کار کرده علاوه بر خودش حتی همسر ایشون به گفته ی خودشون همزمان کلی تغییر کردن و این واقعا جذاب و زیبا و آرامش دهنده هست و واقعا ایمان یکی مثل من رو برای ادامه دادن در مسیر قویتر میکنه که فقط بمونم حتی اگر به مو برسه ولی نزار پاره بشه باید ادامه بدم تا سرنوشت خودم رو از سر بنویسم
من همیشه در طول زندگیم کلی باورهای غلط در مورد کلی از خواسته هام داشتم و هیچ وقت به اونها نرسیدم و تا قبل از آشنایی با این مسیر فکر میکردم خدا نمیخواد در حالی که حالا آگاهم من مشکل داشتم و هنوزم در بعضی از زمینه ها دارم که به دستشون نیاوردم پس سرنوشتی در. کار نیست و این خودم هستم که نمیخوام مسولیت زندگی ام رو به عهده بگیرم و اما مثال واضح این حرفم چاقی خودم بود در گذشته که من همیشه میگفتم خدا نمیخواد که من لاغر بشم و یا اینکه من هم اینطور آفریده شدم و این سرنوشت من هست .ولی ازوقتی وارد این راه شدم و فهمیدم همه چیز رو خودم به وجود آوردم حتی چاقی خودم رو هم همینطور احساس ارامش،و توانایی برای خلق خواستم کردم احساس خوبی داشتم و گفتم حالا که اینطور پس لاغری رو به وجودش میارم و خیلی پر قدرت وارد این راه شدم و الان خیلی وقته من دیگه در اون شرایط قبلی نیستم و برام اون خلق لاغری چیز ساده و طبیعی هست وو اصلا من دیگه به دنبال خلق بقیه ی رویاهام در بقیه ی جنبه های زندگیم هستم اما یه وقتهایی اینقدر به خواسته هام چسبیدم و عجله کردم که خودم باعث شکست خودم شدم من با وجود اینکه در این راه کلی لاغر شدم و کلی نتایج عالی در بقیه ی جنبه های زندگیم داشتم اما چون چشمم به اون نقطه ی پایانی هست و دوست دارم بسیار اندام ایده آلی داشته باشم بعضی وقتها ناراحت میشم اما سریع به یاد گذشته ام میفتم که کجا بودم و الان کجا هستم و نمیزارم از مسیر خارج بشم و بارها میگم من یه زمانی آرزو داشتم فقط ثابت بمونم و دیگه اضافه نکنم حالا نه تنها ثابت موندم بلکه به مرور کلی کاهش،سایز و وزن داشتم که همه و خودم متوجه این همه لاغری در وجودم شدن و بارها تحسینم میکنن اما بازم خیلی وقتها شده برای خرید رفتم مثلا همین چند وقت پیش و فروشنده گفته سایز شما چنده و گفتم فلانه خانم فروشنده خندیده و گفته امکان ندارد و یکی دو سایز بالاتر داده و من حالم بد شده اما ناامید نشدم و گفتم کاری به این سایزها ندارم من کار به تغییرات خودم دارم که چقدر فرق کردم و نزاشتم لیز بخورم و از مسیر خارج بشم و یا همین چند هفته پیش یکی من رو دید گفت انگار کمی چاق شدی و من که از درون احساس لاغری دارم اولش ناراحت شدم و گفتمش نه امکان نداره اشتباه میکنی و طرف هم که محکم حرف زدن من رو دید گفت شاید به خاطر لباست هست که گشاده و من اشتباه میکنم اما بعدش شبطون اومد که بیشتر اذیتم کنه اما من سریع جوابش رو دادم و دیگه نزاشتم حالم بد بشه با مرور تغییراتم جلوی حرفهای شیطانی رو میگیرم یا همین چند شب پیشین لباس جدیدی خریده بودم که خیلی دوسش دارم اما زمانی که پوشیدم یکی گفت انگار چاقت کرده و من که از درون احساس تناسب زیادی دارم و سالها هست اصلا همچین حرفی رو نه خودم و نه بقیه بهم نزده بودن تعجب کردم که چی میگه و میخواستم ناراحت بشم نکنه هنوزم چاقم اما گفتم نه بابا این نظر ایشون هست من که خودم اینطور فکر نمیکنم پس نمیزارم خودم از خودم شکست بخورم با عجله کردن و یا نجواهای شیطانی حالم رو بد نمیکنم و از خودم شکست نمیخورم .
من از وقتی در این مسیر هستم هر روز صبح اول صبحم رو با موضاعات عالی که حالم رو خوب میکنه و باعث سپاسگزاری من میشه شروع میکنم و حالم بهتر میشه و لذت میبرم چون دارم به موضاعات خوب فکر میکنم دارم به داشته هام فکر میکنم و اصلا خیلی وقتها متوجه گذر زمان نمیشم اما خیلی وقتها هم هست که نحواهای شیطانی دارم که بابا دیرت شده برو سراغ کارهای خانه و آشپزی و نظافت و …و یا برو به فلانی زنگ بزن احوالی بگیر چون چند روز هست که زنگ نزدی و ….اما من به خودم میگم نه من به دنبال حال خوبم پس باید همین کار رو انجام بدم و لذت ببرم چون سرچشمه ی همه موفقیتها حال خوب هست و اصلا مثل آب هست برای زنده ماندن ما ، اینقدر حال خوب مایه ی خوشبختی هست وقتی حال من خوب باشه این حال خوب رو در جهان گسترش میدم و باعث خیر و برکت در زندگیم میشه و من عاشق این موضاعات ذهنی هستم که باعث حال خوب بیشتری در من شدن و من رو دگرگون کردن خدا رو شکر بابت هدایتم به این مسیر الهی .
مرسی استاد بابت فایلهای چشم زخم که من خیلی وقته اونها رو گوش کردم و واقعا من رو آگاه کردن و من اصلا اون افکار گذشته رو ندارم و هر وقت هر کس در این مورد با من حرف میزنه من در دلم به اون شخص میخندم و اما براشون ناراحتم میشم که چقدر گمراه هستن که قدرت رو از خدا گرفتن و به بقیه دادن ودوست دارم فریاد بزنم هر آنچه باور کردی براتون اتفاق میفته تو رو خدا از این باورهای اشتباه نداشته باشین اما میدونم چون در این مسیر نیستن به این حرفها اعتقادی ندارن و تازه شایدم اونها به حرفهای من بخندن برای همین هیچ چیز نمیگم فقط خوشحالم که فرد آگاه تری و توحیدی تری و متوکل تری شدم هنوزم دوست دارم بهتر و عالیتر بشم .
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
چقدر خوبه که از خودمون داخل سایت ردپا به جا بزاریم من داشتم توضیح بالای فایل رو میخوندم که دیدم در ادامه استاد کامنت گذشته ی من رو گذاشته زیر توضیحشون و خیلی ذوق کردم و با دل و جون خوندم و به خودم افتخار کردم که بعد از چندین سال همچنان با همون اشتیاق در مسیر هستم و از خدا برای هدایتم به این راه و از استاد بابت تهیه ی این دوره سپاسگزارم .
خدا رو شکر از خودم راضی هستم که در این مسیر دارم همچنان ادامه میدم و بیشتر وقتم رو در این راه هستم و استمرار دارم و من الان در آستانه ۴۰ سالگی هستم ولی کلی سال از زندگیم بود که بی هدف داشتم زندگی میکردم و از این شاخه به اون شاخه میپریدم و کلی هنر رو دنبال می کردم ولی در نهایت هم ادامه نمیدادم و رها می کردم ولی از وقتی که وارد این راه شدم و با اون آشنا شدم واقعا با این راه عشق میکنم و حالم عالی شده و در تمام جنبه های زندگی تغییر کردم و خیر و برکت وارد زندگیم شده و برام فرقی نداره روز تعطیلی باشه یا روز معمولی من هر وقت دوست داشته باشم وارد این راه میشم و هدفم رو دنبال میکنم روزهای هفته و تعطیلیها برام فرقی ندارن هر روز هدفم و کاری که برام لذت داره رو دنبال میکنم و کاری به تقویم ندارم .
من در گذشته همش دنبال ایام و روزهای خاص بودم که یه سری کارها رو نکنم و یا بکنم ولی الان مدتها هست که از این مسایل اومدم بیرون و ایام و روزها برام تفاوتی ندارن و کاری به تقویم ندارم که امروز چه روزی هست و من هر روز میگم امروز روز من هست و باید کارهای دلخواهم رو انجام بدم .
من بودنم در این راه تعطیلی و ساعت خاصی نداره و اجباری هم نداره و همه ی اینها به خاطر تغییر افکارم هست
من در گذشته فکر میکردم سرنوشت من این هست که اینطور باشم ودر این شرایط باشم .در صورتی که اینطور نیست چون که اون چیزی رو دارم تجربه میکنم که مورد پسند ما نیست میگیم سرنوشت ما این هست مثلا من دوست دارم شرایط مالی خوبی داشته باشم ولی چون ندارم میگم سرنوشت و دولت و جمهوری اسلامی و ترامب مقصر هست و یا اگر شغلی رو دوست دارم ولی الان ندارم میگم تقصیر سرنوشت هست و ….
مثلا همه ی آدم ها دوست دارن روابط عاشقانه داشته باشن و لذت ببرن از زندگی با همسرشون ولی چون ذهن ما پر از فرمولهای نادرست در مورد ازدواج هست نتیجه ی ازدواج هم نادرست میشه و میگیم این تقصیر سرنوشت هست در صورتی که این طور نیست .
من هر وقت باورهای نادرست در مورد هر موضوعی داشته باشم نتیجه ی بسیار بدی رو تجربه خواهم کرد ولی چون در این مسیرم و آگاهم دیگه اینطور فکر نمیکنم چون میدونم ایراد از کجا هست و اونها رو اصلاح کردم و شرایط من خیلی تغییر کرده
پس علت تمام اتفاقهای نادرست در زندگیم رو متوجه میشم که چرا اون موقع فلان قضیه در زندگیم بوده و چون اونها رو دوست نداشتم میگفتم سرنوشت من اینطور هست ولی حالا متوجه میشم سرنوشتی نیست هر چه در زندگی من هست نتیجه ی افکار و رفتار من هست و اگر سرنوشت بهتر میخوام باید تغییرم در افکار و باورهام بهتر باشه و این محدودیتی نداره .
پس موضوع سرنوشت رو در ذهنت تغییر بده و دیگه بدون سرنوشت رو دیگران با حرفهاشون و افکارشون برای تو نوشتن و چون تو دوستش نداری میندازی گردن سرنوشت و ما خبر نداریم میشه هر آنچه دوست داریم با قدرت افکار و ذهن خلق کنیم و اونها هم که متوجه این قضیه میشن و از قانون جهان خبر دار میشن درگیر عجله میشن و این باعث شکست خودشون میشه یعنی عجله کاری میکنه که من خودم از خودم شکست بخورم .
من الان در گیر کمی چاقی به خاطر نخوردن داروهام شدم ولی یاد گرفتم عجله نکنم میگم اینطور که شش ماه طول کشید تامن به این وضعیت در بیام حتما زمانی هم نیاز هست حالا شش ماه نه ولی یه زمانی نیاز هست (چون سرعت ترمیم بیشتر از تخریب هست) تا به تناسب قبلی برگردم و نمیزارم حالم بد بشه و ناامید بشم و از مسیر دور بشم و میگم این راه جواب میده مثل قبل از این دوران که من خیلی لاغر بودم پس من دوباره لاغر خواهم شد و نمیزارم خودم از خودم باعجله کردن شکست بخورم
سرنوشت من این نیست که من اضافه وزن داشته باشم و درگیر تپلی باشم و یا من بی پول و بیمار باشم و در روابط نا جالب باشم تمام اینها رو دیگران برای ما ساختن و من حالا که آگاهم میخوام تغییر کنم با تغییر افکار و باورهام میخوام زندگی دلخواهم رو خلق کنم پس بارها به خودم میگم لاغری و سلامتی و ثروت و رابطه عالی و سعادت و خوشبختی حق من هست .
من هر روز با اومدن در سایت حالم عالی تر میشه و نتایجم هم عالی تر میشه .
هدف این هست که حالم بهتر بشه و اینطور زندگیم روان تر میشه و همه چیز روی غلطک میفته خدا برای من همه کارها رو میکنه و نیاز نیست من کار خاصی بکنم .
من خیلی امید دارم و ایمان دارم و اطمینان دارم که دوباره به اندام لاغر و سبک گذشتم بر میگردم و من رهایی در لباسها رو تجربه میکنم و تمام لباسهام برام گشاد میشن و برای همین حالم عالی هست و ذوق و شوق دارم .و حس خود باوری و توانمندی میکنم به خاطر این من مطالب رو دنبال میکنم که من احساسم بهتر میشه و این احساس خوب رو در جهان گسترش میدم و این برای من خیر و برکت داره .
خوشحالم که وقتم در این دنیا داره صرف این موضوعات میشه
استاد اگاهی های شما در این راه خیلی زندگی من رو متحول کرده همون فایلهای چشم زخم چقدر من رو اگاه کردن و چقدر آرامشم و حال خوبم بهتر شده پس اینطور که شما حال خوب رو دارین در بین ما گسترش میدین امیدوارم به همین اندازه خیر و برکت وارد زندگیتون بشه .
به نام خدای مهربانم
خدا رو شکر من هم از وقتی در این مسیر هستم اصلا روزهای هقته و ایام ها ی سال برام هیچ اهمیتی ندارن و روزها برام هیچ تفلوتی با هم ندارن و کاری ندارم تقویم برام چه روزی رو تعیین کرده به خودم میگم هر روز روز من هست و من هر روز در این مسیر هستم و روی خودم کار میکنم و کاری به ساعات و روزهای هفته ندارم و این همش به خاطر تغییر افکارم هست .
خیلی از آدم ها فکر میکنن سرنوشت اونها دیگه همین هست که الان دارن زندگی میکنن و فکر میکنن سرنوشت از قبل تعیین شده و چاره ای نیست .
ما انسان ها چونکه جیزی رو داریم زندگی می کنیم که مورد پسند ما نیست میگیم اون سرنو شت ما هست و میگیم اینها تقصیر دولت و حکومت و … هست و ما مورد ظام واقع شده ایم .
همه ی آدم ها دوست دارن روابط عاشقانه داشته باشن اما چون ذهن اونها مملو از فرمولهای نادرست در مورد زندگی مشترک هست هرگز طعم خوشبختی رو نمیچشن .و فکر میکنن تقصیر سرنوشت هست در حالی که افکار ما و باورهای ما زندگی ما رو خلق میکنن.مثلا بعضیا باور دارن اگر من ازدواج کنم دیگه آزادی ندارم و دقیقا این جهنم رو تجربه میکنن .
پس باید ببینم چه حرفهایی در مورد اون خواسته در ذهنم هست مهم نیست چی دوست دارم اون افکارم زندگی من رو رقم میزنه پس من باید اون باورها و افکار رو در مورد هر جیزی تغییر بدیم تا اون بخش تغییر کنه .
سرنوشت یعنی شونه خالی کردن از چیزی که دارم یعنی من خودم بلد نیستم خوب زندگی کنم و تقصیر رو گردن سرونوشت میندازم البته ایرادی هم نیست چون ما قانون های جهان رو نمیدونستیم و قدرت ذهن رو نمیدونستیم و ما خودمو ن با افکار و شنیده ها از اطرافیان زندگی میکردیم و زندگی ما ناجور بود .
هر چقدر من رشد کنم خواسته های بهتری در من شکل میگیره .
پس موضوع سرنوشت رو تغییر بدین سرنوشت ما چیزی بود که دیگران برای ما نوشتن و ما بر اساس گفته های اونها زندگی میکردیم و چون دوستش نداشتیم میند اختیم گردن سرنوشت و نمیدونستیم میشه زندگی خودمون رو اون طور که دوست داریم خلق کنیم .
عجله کردن آدمها رو شکست میده و اصلا باعث شکست خودم از خودم میشه .
من باید به تغییرات خودم تا حالا توجه کنم و کاری به نقطه ی پایان نداشته باشم تا حالم خوب باشه و بازم توان ادامه دادن داشته باشم و از خودم شکست نخورم .
وقتی از چیزی که دیگران به ما یاد دادن فاصله بگیریم یعنی داریم زندگی خودمون رو خلق میکنیم .
من هر روز با اومدن در این راه حالم بهتره و همه چیز بهتره و من با این راه خیلی فرد بهتری میشم و مطمعنم این استمرارم برای خودم خیلی ذوق و شوق داره و برام خیر و برکت داره .
جواب تمرین اول
من مدتها هست به این نتیجه رسیدم سرنوشت من چاقی نیست و اضافه وزن داشتن و سنگینی و بیماری و محدودیت و بدتیپی در لباس نیست اصلا سرنوشت من این نیست چونکه مادرم و خاله هام شکم داشتن من هم داشته باشم و بالاتته ام چاق باشه و … من مدتها هست به این باور رسیدم سرنوشت من این نیست که تا اید حرص لباسهای زیبا و اندامی و نیم تنه در دلم باشه و سرنوشت من این نیست از خواهرم و از لاغرهای اطرافم چاق تر باشم اصلا به این باور رسیدم سرنوشتی از قبل تعیین نشده من با افکار و باورهام دارم زندگی میکنم و اگر اونها رو تغییر بدم سرنوشت من تغییر میکنه .
جواب سوال دوم :
من خیلی از شرایط رو پذیرفته بودم که من ادم چاقی هستم آدمی هستم خجالتی و کم حرف آدمی هستم مطیع دیگران هر چی گفتن قبول کنم آدمی هستم که از خودم نظر خاصی ندارم با نظرات بقیه زندگی کنم من پذیر فته بودم تا ابد من جز بنده های گناه کار خدا هستم و هر کاری کنم خدا یه عده رو بیشتر از من دوست داره و من پذیرفته بودم اعتماد به نفس ندارم و این به خاطر شرایط تربیتی پدر و مادرم هست که اینطور هستم .و من پذیرفته بودم روابط با همسرم و بچه هام همیشه در حد خیلی پایین می مونه و از این بهتر نمیشه و …
جواب سوال سوم :
بله باید بگم من قبل از آشنایی با سیت در رژیم سخت بودم و همیشه خودم میگفتم سرنوشت من این هست که بدن من با متناسبها فرق داره و من باید همیشه در زجر و سختی و محدودیت باشم تا چاقتر نشم اما لاغرها به راحتی میخورن و این رو پذیرفته بودم و بدتر از این زمانی بود که چند تا از دکترها متوجه شدن من کم کاری تیرویید و مشکل هورمو نی دارم و گفتن ببین چه بخوایی چه نخوایی از این به بعد تو جاق تر میشی و من این رو واقعا پدیرفتم و اطرافیانم میگفتن ببین تو شرایطت فرق داره ممکنه به خاطر داروهات چاق بشی دیگه اینقدر ناراحت نباش و من هر ماه جاقتر میشدم در حالی که الان با قرصی که میخورم تیرویید من بسیار نرمال و زیر هست ولی چرا هنوز اصافه وزن دارم یا آشنای ما تیرویید داره و لی قرص نمیخوره و و بسیار بسیار لاغر هست و یا شخص دیگه قرص هورمونی میخوره و بسیار لاغر هست پس واقعا من به خاطر حرف پزشکان و کارشناس تغدیه و حتی اطرافیان پذیرفته بودم که چاقی سرنوشت من هست و ناراحت بودم .
جواب سوال چهارم :
در مورد چاقی من در گذشته همیشه در اعماق ذهنم یاور داشتم چاقی حق من هست چون باردار شدم چون ازدواج کردم چون قرص میخورم چون تحرکم کم هست چون غذاهای چرب میخورم چون در گذشته از خواهرم تپل تر بودم چون مادر هستم فکر میکنم من تا همیشه باید چاق تر از اطرافیانم باشم و این پذیرفتن چاقی اشتیاه هست .
جواب سوال پنجم:
من حالا با تک تک سلولهام باور دارم سرنوشت من لاغری هست من میبینم اطرافیانم در سن بالا حتی در سن یاعسگی چقدر عالی وزن کم میکنن حتی همسر خودم با وحود تحرک کم چقدر عالی لاعر تر شده و یا حتی میبینم اطرافیانم با وجود تیرویید بالا چقدر لاغرن و واقعا متوجه شدم تمام این حرفها بهانه هست و هیچ فکری در مورد چاقی رو قبول ندارم و میگم لاغری حق من هست و سرنوشت من هست من با سالم خواری و به اندازه خوردن و ترس نداشتن و حرص و ولع نداشتن خیلی راحت غدا میخورم و خیلی آرام و ساده هم لاغر میشم من با بودن در این راه با تغییر افکار و رفتارهام و انتظاراتم از خودم حتما لاغر میشم من با فایل گوش دادن و خواندن و نوشتن به جاهای عالی میرسم و میدونم لاعری رو حق خودم میکنم .