0

تغییر سرنوشت چاقی: برای لاغری و خلق زندگی جدید (گام ۹۸)

تغییر سرنوشت چاقی
اندازه متن

خیلی‌ها بعد از کلی رژیم و ورزش و برگشتن به نقطه‌ی اول، با خودشون می‌گن: «دیگه کاریش نمی‌شه کرد، سرنوشتم چاقیه!» 😞

واقعاً قراره تا آخر عمرت توی سرنوشتی زندگی کنی که خودت ننوشتی؟!

🌱 تصور کن یه دفتر سفید جلومونه و یه قلم طلایی توی دستته… می‌تونی همون اولش بنویسی: “من سرنوشتم رو از نو می‌نویسم؛ سرنوشتی با سبک‌بال بودن، اندام متناسب و آرامش درونی.”

شاید چاقی سرنوشت مادرت یا خاله‌ت بوده… اما لزومی نداره سرنوشت تو هم همون باشه. تو می‌تونی نویسنده‌ی جدید سرنوشت خودت باشی. 🖋️💫

بیایید با هم یاد بگیریم چطور تغییر سرنوشت چاقی با ذهن ممکنه…

سرنوشت چیست

سال‌های زیادی از زندگیم با یه سوال بزرگ سپری شد: واقعاً کی سرنوشت منو نوشته؟ 🤔

از بچگی، از معلم‌ها و بزرگترها شنیده بودم که خداوند سرنوشت هر آدمی رو می‌نویسه و هر چی که خدا بخواد همون میشه.

تغییر سرنوشت چاقی

اما نکته عجیب اینجاست… با اینکه همیشه از خدا می‌خواستم که سرنوشتم بد نباشه، هیچ‌وقت ازش نخواستم اتفاقات خوب برام بنویسه! 😳

تمرکزم فقط این بود که منو ببخشه، منو عذاب نده، نکشه… نه اینکه بهم شادی بده، نعمت بده، موفقیت بده. این یعنی من سرنوشت رو فقط یه‌جور محافظت از بلا می‌دیدم، نه خلق کردن آینده‌ای روشن! 🚫🌈

این نگرش باعث شده بود که اصلاً به تغییر سرنوشت چاقی فکر نکنم. برام تغییر سرنوشت یه چیز غیرممکن بود؛ چون تو ذهنم نوشته بودن که همه‌چی از قبل تعیین شده.

اما حالا، وقتی به عقب نگاه می‌کنم، می‌فهمم چقدر اون طرز فکر محدودکننده بوده. 😌

امروز می‌دونم که تغییر سرنوشت چاقی یعنی خودت دست به قلم بشی و اون‌چیزی رو که می‌خوای، آگاهانه بنویسی. نه با ترس و التماس، بلکه با ایمان، با آگاهی، با تصمیم‌گیری‌های درست و فکرهای قدرتمند. 🖋️💫

سرنوشت من

نگرش من درباره تغییر سرنوشت چاقی 🌱

از وقتی که وارد مسیر تناسب فکری شدم و کم‌کم با قدرت ذهن و قوانین نادیدنی ولی دقیق جهان هستی آشنا شدم، انگار پنجره‌ای جدید به روم باز شد… پنجره‌ای رو به آگاهی ✨

فهمیدم چیزی به‌نام سرنوشت قطعی وجود نداره! اینکه یه جایی قبلاً برای من نوشته شده باشه که قراره چاق باشم، یا فقیر بمونم، یا زندگیم پر از تنش باشه، فقط یه تصور غلطه.

🌟 تغییر سرنوشت چاقی برای من یعنی درک اینکه آینده‌م توی دست‌های خودمه. نه در لوحی دور از دسترس، نه در دفتر تقدیر شب‌های قدر، بلکه در افکار و رفتارهای روزانه‌ام.

قبلاً فکر می‌کردم چاقی، سرنوشت منه. فکر می‌کردم خواست خداست که من این شکلی باشم و کاری ازم برنمیاد.

اما وقتی باورم رو تغییر دادم، سبک فکر کردنم رو عوض کردم، کم‌کم رفتارم هم فرق کرد و نتیجه‌اش چی شد؟ من تونستم سرنوشت لاغری رو برای خودم خلق کنم 💪😊

سال‌ها تصور می‌کردم فقر، امتحان الهیه و باید تحملش کنم تا شاید یه روزی در بهشت راحت باشم. اما حالا می‌دونم تغییر سرنوشت مالی من از لحظه‌ای شروع شد که طرز فکرم رو درباره پول و لیاقت خودم تغییر دادم.

امروز شرایط مالی‌م اصلاً قابل مقایسه با چند سال پیش نیست 💰🌟

در مورد ازدواجم هم همینطور بود…

باور داشتم زندگی مشترک سخت و پرتنش، قسمتمه. اما وقتی فهمیدم می‌تونم به جای جنگیدن با سرنوشت، شروع کنم به بازنویسیش ✍️

آروم‌آروم نگرشم نسبت به همسرم عوض شد، رفتارم بهتر شد، و به لطف خدا الان توی رابطه‌ای هستم که پر از حس خوب و رشد دوطرفه‌ست 💞

💡 امروز با تمام وجود باور دارم که هرکسی می‌تونه با آگاهی، تمرین و اراده، دست به تغییر سرنوشت چاقی خودش بزنه؛ چه در جسم، چه در پول، چه در روابط…

سرنوشت، یه مسیر مشخص نیست که ما فقط مجری اون باشیم… بلکه یه داستان بازه، که هر روز با فکرها و انتخاب‌هامون داریم ادامش رو می‌نویسیم ✨🖋️

واقعیت من درباره تغییر سرنوشت ✨

برای من، تغییر سرنوشت چاقی فقط یک ایده یا شعار نیست… یه حقیقتیه که با پوست و استخونم لمسش کردم. بارها و بارها.

مثال‌های زیادی توی زندگیم دارم که نشون می‌ده چطور تونستم از دل محدودیت‌ها، یه دنیای جدید برای خودم بسازم. نه با شانس، نه با معجزه… فقط با تغییر فکر و عملم ✨🧠

امروز با اطمینان می‌گم:

💡 خداوند هیچ سرنوشت قطعی‌ای برای بنده‌هاش ننوشته.

در عوض، قوانین دقیق و بی‌نقصی رو توی جهان گذاشته که همه — با هر دین، فرهنگ، یا گذشته‌ای — بتونن با آگاهی و تغییر نگرش، سرنوشت خودشون رو بسازن.

من یاد گرفتم که زندگی طبق سرنوشتی که از بیرون برام نوشته شده، هیچ لذتی نداره.

اما وقتی خودم با دستای خودم سرنوشتم رو نوشتم — همونی که دلم می‌خواست — یه لذت عجیب وارد زندگیم شد. مثل حس نقاشی کشیدن روی بوم سفید زندگی 🎨

قبلاً فکر می‌کردم خوشبختی یعنی خونه، ماشین، پول… و چون باورم این بود که فقط بچه‌های خانواده‌های پولدار به اینا می‌رسن، خودم رو از خوشبختی محروم می‌دونستم.

اما حالا با گوشت و پوست حس می‌کنم خوشبختی یعنی تو بتونی خواسته‌هات رو خلق کنی… یعنی از اون چیزی که ساختی، لذت ببری. یعنی بتونی به خودت بگی: “این زندگی منه، و من ساختمش!” 💛

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

من ارثمو خودم نوشتم ✍️✨

بارها به مادرم می‌گفتم: «ارث من از بابام چاقیه، کچلیه، ضعف چشم و نداریه… ولی فلانی چی؟ ارثش لاغریه، خونه‌ست، ماشین و رفاه!» 😞

اون موقع فکر می‌کردم سرنوشت با ارث و ژن و شانس گره خورده؛ و چون نمی‌تونستم اون ارث رو تغییر بدم، ته دلم یه احساس بی‌پناهی و بدبختی داشتم.

اما حالا با تمام وجودم باور دارم که من تونستم تغییر سرنوشت چاقی بدم.

💪 چاقی رو به لاغری تبدیل کردم، کوری ذهنی رو به بینایی روشن، و اون چیزهایی که هیچ‌وقت از پدرم به ارث نرسیده بود — مثل امنیت مالی یا آرامش درونی — رو با دستای خودم ساختم و بهشون رسیدم.

🎯 امروز به جرئت می‌گم: سرنوشت باید از سر نوشته بشه. و هر انسانی می تونه برای تغییر سرنوشت چاقی خودش اقدام کنه.

یعنی اونی که بقیه برات نوشتن، حتی اونی که توی بچگی تو ذهنت کاشته شده، باید پاک بشه. بعدش خودت دست به قلم بشی و:

  • ✍️ سرنوشت لاغری‌ات رو بنویسی
  • ✍️ سرنوشت مالی‌ات رو خلق کنی
  • ✍️ سرنوشت روابطت رو بازتعریف کنی
  • ✍️ و حتی سرنوشت ارتباطت با خداوند رو دوباره بسازی

🕊️ خدا این آزادی رو بهمون داده…

ما آزادیم که با تغییر افکار و احساساتمون، سرنوشتی کاملاً جدید و دل‌خواه خلق کنیم — همونی که با تمام وجود می‌خوایم توش زندگی کنیم.

فقط یه نکته مهم هست:

🚫 وقت نوشتن سرنوشت جدید، به شرایط فعلی‌ات نگاه نکن.

اگه فقط به وزن الان، حساب بانکی یا رابطه‌ی پرتنشت نگاه کنی، احتمالاً انگیزه‌ات خاموش می‌شه. باید با چشم دلت ببینی… ببینی که چی می‌خوای، نه اینکه چی هست.

✨ هر وقت به سرنوشت جدیدت فکر می‌کنی، با یقین کامل تصور کن که قراره همونو تجربه کنی. چون باور داشتن، نیمی از خلق کردنه.

لذت خلق کردن سرنوشتی که خودت نوشتی، با شکرگزاری برای سرنوشتی که دیگران برات نوشتن، واقعاً از زمین تا آسمونه ☁️💖

باور کن، تو هم می‌تونی از نو بنویسی… از نو زندگی کنی… و از نو بدرخشی 🌟

🌱 از تغییر افکار تا خلق سرنوشت

چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه است؟

🎯 هر کسی که بخواد واقعاً تغییر سرنوشت چاقی بده، به یه نقطه شروع نیاز داره؛ یه جایی که نه‌تنها راه رو نشونش بده، بلکه کنارش قدم به قدم حرکت کنه.

برای من، اون نقطه‌ی شروع، آشنایی با دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها بود. جایی که یاد گرفتم چطور با ذهنم کار کنم، چطور افکار اشتباهم رو بشناسم، چطور از چاقی ذهنی عبور کنم و به سمت لاغری پایدار حرکت کنم. 🧠🌱

✨ این دوره فقط درباره لاغری نیست، درباره بازنویسی سرنوشته.

یعنی از دل باورهای قدیمی، یه نسخه‌ی جدید از خودت بسازی — هم از لحاظ جسمی، هم احساسی، هم مالی و هم رابطه‌ای.

وقتی توی این مسیر قرار گرفتم، فهمیدم هیچ‌کس قراره منو نجات نده… این خودمم که باید قدم بردارم، ولی خوشبختانه این مسیر تنها نیست.

دوره «ورود به سرزمین لاغرها» مثل یه چراغ توی تاریکی بود برام… و حالا که مسیر رو پیدا کردم، با قدرت بیشتری ادامه می‌دم تا تغییر سرنوشت چاقی ام رو همون‌طور که دلم می‌خواد، خلق کنم ✨🖋️

🧠 تمرین آموزشی

اگر واقعاً می‌خوای تغییر سرنوشت بدی، باید از افکار قدیمی دست بکشی و با تمرین‌های ذهنی، دیدگاه‌هات رو از نو بسازی. تمرینات این جلسه برای رهایی از باورهای محدودکننده‌ای طراحی شده که سال‌ها به ما گفتن: “سرنوشت تغییر نمی‌کنه!” ولی حالا وقتشه که با آگاهی، آستین بالا بزنی و نشون بدی میشه ✨💪

✍️ سوالات تمرینی برای تغییر سرنوشت چاقی 📜

  • نگرش فعلی شما درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ این آگاهی را از چه طریق به دست آورده‌اید؟
  • چه شرایطی را صرفاً به‌خاطر اینکه “سرنوشت‌تان بوده” پذیرفته‌اید؟
  • آیا تا حالا شرایطی بوده که دیگران گفتند سرنوشتت همینه ولی شما نتیجه‌ای متفاوت خلق کرده‌اید؟
  • در مورد چاقی، چقدر فکر می‌کردید سرنوشت شما چاقیه؟
  • دیدگاه‌تان درباره تغییر سرنوشت چاقی چیست؟ چطور سرنوشت لاغری را برای خود می‌نویسید؟
  • بر اساس محتوای ویدیوی آموزشی، برای خودتان تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.

💬 وقت مشارکت شماست!

حالا نوبت شماست که دست به قلم بشی ✍️ نظرت رو درباره تغییر سرنوشت چاقی و تجربه‌هات رو در بخش دیدگاه‌ها بنویس. یادت باشه، با هر جمله‌ای که می‌نویسی، داری قدمی به سمت سرنوشت دلخواهت برمی‌داری 🌟

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.33 از 86 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=23249
63 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 747 کلمه

      به نام خداوند واحدم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      سرنوشت من 

      خداوند بزرگ در قرآن کریم میفرمایند :

      “خداوند سرنوشت هیچ قوم (هیچکسی) را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!”

      در این آیه به زیبایی و صراحت بیان شده است که هر انسانی برای اینکه سرنوشت و مسیر زندگی اش تغییر کند، باید باورها و نگرشهایش را اصلاح کند.

       و به وضوح در این آیه مشخص است ،که هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده ای ،برای انسان نیست .

      و هر کس خودش تقدیرش را با افکار و رفتارش رقم میزند .

      من هم در گذشته به سرنوشت از پیش تعیین شده ،اندکی اعتقاد داشتم .مخصوصا به چشم زخم و سحر و جادو ؛

      اما اکنون به لطف هدایت پروردگار هادی ام نگرش‌ها و باورهای من در حال اصلاح شدن هستند و من در مسیری توحیدی قرار گرفته ام .

      باورهای اشتباهی که در ذهن ما هستند و نقش ترمز های ذهنی ما در مسیر موفقیت را دارند، متاسفانه درست در زمان ناراحتی و درماندگی ما خودشان را بیشتر نشان می‌دهند. و باعث گمراه تر شدن ما میشوند .

      مثلا وقتی در ذهنمان به چشم زخم اعتقاد داریم ،در زندگیمان مدام اتفاقاتی را تجربه میکنیم، که این باور را در درون ما قویتر میکند و دیگر به جایی میرسیم که از ریسمان  سیاه و سفید هم میترسیم .

      و ما هر چه این باور را قدرتمند تر میکنیم و فرکانسهای بیشتری به جهان هستی ساتع میکنیم .بیشتر چشم میخوریم و بیشتر در رنج و عذاب گرفتار میشویم .

      در اصل ما با این کار داریم، به چشم زخم قدرت می‌دهیم و چشم زخم را خدای خود میبینیم و شرک میکنیم .

      بگذارید بیشتر توضیح دهم 

      پرستش یعنی قدرت دادن  به باورهای ذهنیمان و ما به هر باوری در ذهنمان  قدرت بدهیم، در اصل انگار داریم آن را خدای خودمان تصور می‌کنیم.چون در دیدگاه توحیدی ما تنها خداوند قادر مطلق است و ما با قدرت دادن به آن باورها گویا  داریم شرک میکنیم .

      و دقیقا با قدرت دادن به مثلا چشم زخم ما داریم قدرت را از خداوند میگیریم و به یک باور اشتباه میدهیم .و این شروع همه بدبختی های ماست .

      چرا که وقتی مشرک باشیم وقتی نگاه توحیدی نداشته باشیم ما با دست خودمان داریم نعمتهای خوب خداوند را پس می‌زنیم .و خدای درون خودمان را محدود میکنیم .

      وقتی در نمازمان می‌گوییم خدایا ما تنها تو را میپرستیم و از تو یاری میجوییم یعنی :”فقط خدایا ما به تو قدرت می‌دهیم و از تو درخواست یاری و کمک داریم چون تو خدای قادر و توانای ما هستی”

      توحیدی بودن یعنی قدرت ندادن به عوامل بیرونی 

      مثلا :اگر من باور داشته باشم که کسی بخاطر موقعیت اجتماعی اش یا جایگاهش میتواند به من ضرر بزند ،من به آن فرد قدرت داده ام و دچار شرک شده ام .

      چون برای آن فرد ویژگی خدایی متصور شده ام .و فراموش کرده ام تنها کسی که میتواند مرا به عرش یا فرش برساند خداوند متعال است؛ آن هم نه از روی سرنوشت از پیش تعیین شده بلکه بر اساس درونیات خودم .

      وقتی برای خودمان هدفی تعیین میکنیم ،باید تمرکز و توجه خودمان را روی آن خواسته قرار دهیم و اجازه ندهیم ،عوامل بیرونی و ورودی های نامناسب باعث گمراه شدن ما شوند .

      ما باید به پذیرش حالت فعلی خودمان راضی باشیم و با لذت زندگی کنیم و با شرایط موجودمان نباید وارد جنگ شویم چون ما خودمان بر طبق عدل الهی با افکار و رفتارمان این وضعیت فعلی را برای خودمان رقم زده ایم و اگر با این وضعیت موجود  وارد جنگ شویم یعنی ما با عدل الهی در جنگ هستیم و این هم یک کفر است .

      و هنگام جنگ و مقاومت کلیه درهای نعمت به روی ما بسته می‌شود و در هنگام تسلیم است که ما در حالت پذیرش قرار میگیریم و میتوانیم رحمت خداوند را به شکل افراد و شرایط و ایده ها و… و…. دریافت کنیم.

      من خوب میدانم که خداوند صاحب و مالک و فرمانروای همه چیز است.و همه چیز در ید قدرت پروردگار من است .

      پس من به هیچ چیز و هیچ کس قدرت نمی‌دهم و برای پروردگار یکتایم شریک قائل نمی‌شوم. 

      اگر در جایی کسی یا چیزی سبب حل مشکل من بشود من آن را دست امداد خداوند میبینم و آن شخص را بت خود نمیکنم 

      برای تغییر سرنوشتم درونیات من باید تغییر کند و این کار مستلزم صرف وقت است و من تلاش می‌کنم تا درونیاتم را به بهترین حالت ممکن تغییر دهم تا زندگیه عالی تری را تجربه کنم انشالله.

      بار پروردگارا از تو سپاسگزارم که در هر حال و در هر لحظه در درون من جریان داری 

      استاد سپاسگزارم برای آگاهی امروز 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 994 کلمه

      به نام خداوند مهربانم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات سرنوشت را بنویس.

      نگرش شما درباره سرنوشت چیست؟‌ این آگاهی را از چه طریق کسب کرده اید؟

      قبلا نگرش من این بود که خداوند از قبل به دنیا آمدن من سرنوشتم را نوشته و من تنها سالی چند شب در شبهای قدر فرصت دارم تا با گریه و دعا و التماس از خدا بخواهم که گناهان من را ببخشد تا خداوند بخاطر گناهان من سرنوشت بدتری برای من ننویسد .

      اما از وقتی با قوانین جهان هستی اندکی آشنا شدم و بوسیله سایت تناسب فکری به مسیر درست هدایت شدم .

      رفتم و تحقیق کردم و مقالات زیادی خواندم و فهمیدم اصلا چیزی به نام سرنوشت از پیش تعیین شده وجود ندارد و هر انسانی خودش به کمک ابعاد وجودی که خداوند به او عنایت کرده سرنوشت و زندگی خودش را می‌سازد. 

      چه مواردی در زندگی شما بوده است که با تصور اینکه سرنوشت شما این است آن شرایط را پذیرفته اید؟

      وای عجب سوال قشنگی 

      خوب خیلی اتفاقات ریز و درشت زیادی در طول عمر من افتاده که من قبلا تصورم این بود که تقدیر من است و راه گریزی از آن ندارم و به اجبار تن به آن میدادم .

      همین چاقی را هم سرنوشت خودم میدیدم و همیشه خداوند را مقصر این سرنوشت می‌دانستم در حالی که با عملکرد و افکار اشتباه خودم چاق شده بودم .

      یا عینکی بودنم را تاقبل از عمل لازیک سرنوشت خودم میدونستم در حالی که با مراقبت نکردن درست از چشمانم خودم به آنها آسیب رسانده بودم .

      مواردی را شرح دهید که نگرش اطرافیان این بوده که سرنوشت شما این است ولی با اقدام کردن نتیجه متفاوتی کسب کرده اید؟

      درباره چاقی ام زیاد پیش آمده که وقتی بعد از تلاش‌های زیادی که من انجام می‌دادم تا لاغر شوم و خوب طبیعتا بعد از رها کردن آن روش‌ها مجددا چاق و یا حتی چاقتر میشدم ؛اطرافیان من با اصرار زیاد تلاش می‌کردند تا به من حالی کنند این همه تلاش بیهوده نکن برای لاغر شدن تو سرنوشتت و تقدیرت و نوع بدنی که خدا قسمتت کرده این مدلی است که چاق باشد و خیلی اصرار هم داشتند که بابا اصلا و ابدا لاغری بهت نمی آید و زشت میشوی و از قیافه می افتی و پوستت خراب می‌شود و شبیه معتادها و آدم‌های مریض میشوی و کلی با من کلنجار می‌رفتند تا من را متقاعد کنند که با چاقی خودم مدارا کنم چون خدا خواسته و سرنوشت زندگی من است .

      در مورد چاقی چقدر عقیده داشتید که سرنوشت شما چاقی است؟

      من چون زیاد در حال تکاپو و تلاش‌های سخت و دشوار برای لاغر شدن بودم و هیچ کدام از این تلاش‌ها نتیجه دلخواه من را نمیداد و اطرافیان هم مدام با حرفهایشان تلاش بر این داشتند من چاقی خودم را به عنوان یک سرنوشت خدا دادی قبول کنم واقعا با اینکه عاشق لاغر شدن بودم ولی به اینکه سرنوشت من اینطور چاق رقم خورده باور کرده بودم و بخاطر همین باور اشتباه مدام به خداوند بزرگ و بخشنده ام ، گله و شکایت میکردم که این چه دشمنی است که با من داشته ای و چرا من را چاق خلق کردی چرا فلانی و فلانی غرق در نعمت لاغری هستند و راحت هر چه به هر اندازه و هر ساعتی بخواهند می‌خورند ولی من بدبخت همش نمی‌خورم و این همه زجر میکشم و آخرش هم کلی چاقم و چربی و دنبه دارم ،و متاسفانه با تکرار این شکواها در هر بار توجه ام به چاقی های بدنم این باور سرنوشت چاق در من قدرت بیشتری می‌گرفت.  

      نگرش خود درباره امکان از سر نوشتن سرنوشت به شکل دلخواه تان را شرح دهید.

      خداوند بزرگ بارها در قرآن کریم به این موضوع اشاره کرده اند که هر انسانی خودش سرنوشتش را می‌نویسد.

      حالا تفاوت ما انسانها در چیست؟

      همه ما بدن‌های مشابه داریم با اجزا و اعضاي مشابه ؛وجه تمایز انسانها از یکدیگر در محتویات و عملکرد ذهنشان است و همین عملکرد های ذهنی که منجر به عملکردهای رفتاری می‌شوند باعث می‌شوند نا سرنوشت ما شکل بگیرد .

      اگر کسی مثل من تا به حال چاق بوده و گمان میکرده این سرنوشت تغییر ناپذیر است و فقط باید تحمل کرد سخت در اشتباه است .

      می‌شود خیلی راحت و بدون تحمل فشار و رنج با یادگیری اصول ذهنی صحیح لاغری ،لاغر شد و سرنوشت لاغری را برای خودمان رقم بزنیم و الگویی باشیم برای همه چاقها تا آنها هم با تغییر محتویات ذهنی و عملکرد رفتاریشان لاغری را زندگی کنند .انشالله .

      عقیده شما درباره نوشتن دوباره سرنوشت جسمی چیست؟

      جسم ما امانت و هدیه ای گرانبها است از سوی پروردگار عرش اعلا به ما تا با این جسم در روی زمین به بهترین حالات ممکن زندگی کنیم و لذت ببریم و سرنوشت زیبایی را برای خودمان رقم بزنیم .

      اینطور نیست که خداوند برای این جسم به صورت پیش فرض یک سرنوشت مشخص کرده باشد چون اگر چنین چیزی بود عدل خداوند زیر سوال می‌رفت و اگر چنین چیزی بود چطور پس ما توانسته ایم بارها لاغر شویم و سرنوشتمان را حتی برای مدتی کوتاه تغییر دهیم !!!؟؟؟

      همین موضوع می‌تواند به راحتی مشخص کند که هیچ سرنوشت جسمی از پیش تعیین شده ای برای ما تحمیل نشده و ما هر حالت جسمی را تجربه میکنیم  در اصل خودمان آن حالت جسمی را با افکار و رفتارمان خلق کرده ایم .

       چگونه سرنوشت خود را به لاغری تغییر میدهید؟ شرح دهید.

      من با رد باور سرنوشت من چاقی است به راحتی با نیرو گرفتن ار خدای نیرومندم سرنوشت لاغری خودم را کشف و خلق میکنم انشالله .

      من با یادگیری اصولی لاغری با ذهن محتویات ذهنی ام را اصلاح میکنم تا عملکردم اصلاح شود و من دیگر چه بخواهم چه نخواهم لاغر میشوم .

      من از بودن در زندگی لاغر خودم لذت میبرم و این همان سرنوشت دلنشینی است که با کمک خدای مهربانم برای الباقی زندگی ام مینویسم و آن را اجرایی میکنم انشالله .

      خدای مهربانم از تو سپاسگزارم که به من اختیار دادی و فرصت دادی تا سرنوشت خودم را دوباره نویسی کنم و از زندگی چاق به لاغر سرنوشتم را تغییر دهم الهی شکرت 

      استاد سپاسگزارم برای هدایت امروز شاد و موفق باشید 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 6
گردونه هدایا گردونه هدایا