بسیاری از آدمهای چاق وقتی دنبال دلیل اضافهوزنشون میگردن، خیلی سریع انگشت اتهام رو میگیرن سمت شیرینیجات:
«همهش تقصیر کیک و شکلاته! اگه میتونستم عادت شیرینی خوردن رو ترک کنم، الان سایزم نصف بود!» 😩
اما بذار یه چیزی بهت نشون بدم… 🎯
تو خیابون که راه میری، کلی آدم متناسب میبینی که با یه بستنی قیفی یا شیرینی خامهای دارن قدم میزنن و لبخند میزنن، نه اینکه قند و عسل رو گذاشته باشن کنار! 😋
پس موضوع فقط خوردن شیرینی نیست… بلکه داستان اون رابطهایه که ذهن تو با شیرینی ساخته.
ما اینجا دربارهی ترک عادت شیرینی خوردن حرف میزنیم، نه حذف شیرینی از زندگی! 🚫🍰
چون اونی که به زور جلوی خودشو میگیره، همیشه یه جایی دوباره میزنه بیرون… با انتقام! 😅
🍬 قصهای آشنا برای خیلی از ما!
اگه یه کلوچه، یه شیرینی تر یا حتی یه خرمای معمولی میتونه روزت رو بسازه (یا خراب کنه!)، بدون که تنها نیستی! 😅
عادت شیرینی خوردن، یه رفتار مشترکه بین خیلی از افراد چاق. رفتاری که سالها توی ناخودآگاهمون جا خوش کرده و بیسروصدا مسیر چاقی رو هموار کرده.

اما خبر خوب اینه که ترک این عادت، یکی از سریعترین راهها برای شروع تغییر واقعیه… اونم نه با زور و اجبار، بلکه با آگاهی و درک عمیقتر از ذهنمون.
من خودم سالها با اضافه وزن بالا زندگی کردم. روزایی که شیرینی توی خونهمون مثل نمک توی سفره بود: همیشه، همهجا، هر لحظه! 🍩
برای همین، وقتی کسی با اضافه وزن میاد و میگه:
«من نمیتونم از شیرینی دل بکنم…»
با تموم وجودم درکش میکنم. چون یه روزهایی دقیقاً همین جمله رو با خودم تکرار میکردم.
📌 خیلیها فکر میکنن دلیل چاقیشون همینه؛
چون عادت شیرینی خوردن دارن، چون نمیتونن مقاومت کنن، چون بدنشون بیشتر از بقیه هوس شیرینی میکنه.
بعضیا هم با اطمینان میگن: «شیرینی آرومم میکنه، حس خوبی میده!»
و عدهای مثل خود من، سالها به خودشون میگفتن:
«ما که توی منطقهی گرمسیری زندگی میکنیم، پس طبیعیه که بیشتر شیرینی بخوایم!» 😄🌴
راستش من سالها با این باور زندگی کردم که چون توی جنوب کشور زندگی میکنم و درخت نخل و خرما اینجا رشد میکنه، پس بدن ما بیشتر از بقیه شیرینی میخواد!
به همین راحتی، عادت شیرینی خوردن تبدیل شد به یه رفتار به ظاهر طبیعی که هیچکس باهاش کاری نداشت.
اما امروز، بعد از اینهمه سال، وقتی به پشت سرم نگاه میکنم، میبینم که ترک عادت شیرینی خوردن، نه فقط وزنم رو کم کرد، بلکه نگاهم رو به زندگی هم عوض کرد. ✨

🍭 عادتها چطور ما رو چاق میکنن؟!
بذار رک بگم: خیلی از ما وقتی اسم چاقی میاد، فوری ذهنمون میپره سمت روغن! 🍳
میگیم: «حتماً از بس غذای چرب خوردم اینطوری شدم!» ولی واقعیت یه چیز دیگهست…
قندها، شیرینیها، اون بیسکوییتهای خوشگل کنار چای، سهم بزرگی تو چاق شدن ما دارن.
نه بهخاطر اینکه قدرت خارقالعادهای دارن که مستقیم چاقمون کنن… نه! بلکه چون خیلی راحت میشن یه عادت، یه تکرار، یه رفتار ناخودآگاه. 😬
حالا یه مقایسهی جالب:
تا حالا دیدی کسی بگه من عادت دارم هر روز روغن بخورم؟! 😅
نه دیگه، ولی شیرینی؟ آره، خیلیا دقیقاً همینو میگن:
«من نمیتونم یه روز بدون شیرینی دووم بیارم!»
🧠 اما یه نکتهی طلایی اینجاست:
خودِ شیرینی یا چربی یا ترشی یا شوری باعث چاقی نمیشن.
بلکه این ما هستیم که با باورهایی که درباره این خوراکیها داریم، بهشون قدرت چاقکننده میدیم.
مثلاً تو ذهن خیلی از افراد چاق، عادت شیرینی خوردن = چاقی.
در حالی که افراد لاغر هم ممکنه هر روز شیرینی بخورن، ولی توی ذهنشون اون شیرینیها هیچ قدرتی برای چاق کردن ندارن! 🤯
برای همین، بدنشون همونجوری متناسب باقی میمونه.
🔁 عادتا یه جور تکرار رفتاریان که از دل سلیقه و علاقه میان.
یه نفر عاشق ترشی خوردنه، یکی دیگه دیوونهی بیسکوییتای شکلاتیه… ولی مهم اینه که چطوری اون عادت رو توی ذهنمون معنی میکنیم.
👀 حالا یه لحظه تصور کن:
یه نفر چاق با تمام وجود باور داره که «من به خاطر عادت شیرینی خوردن چاق شدم».
حالا هر کاری بکنه—رژیم بگیره، ورزش کنه، حتی قرص بخوره—تا وقتی این باور توی ذهنشه، هیچکدوم جواب نمیده!
چون ذهنش میگه:
«اگه شیرینی بخوری، چاق میشی. پس بازم چاق میشی، حتی اگه ورزش کنی!»
واقعاً قوی نیست ذهنمون؟! 😮
🌀 اینجاست که میفهمیم ترک عادت شیرینی خوردن بهتنهایی کافی نیست؛ باید نگرشت رو هم عوض کنی.
وقتی نگرش ما درباره یه عادت تغییر میکنه، اون عادت دیگه تأثیر قبلی رو نداره.
✅ برای همینه که افراد لاغر حتی با فعالیت کم یا خوردن شیرینی، چاق نمیشن… چون توی ذهنشون تعریف متفاوتی از اون رفتار دارن.
🎯 پس اگه میخوای تغییر کنی، اینو بدون:
اول باید عادتهات رو بشناسی، بعد نگرشت رو نسبت بهشون اصلاح کنی.
اینطوری مسیر ذهنی لاغر شدن شروع میشه.

✨ ترک عادت شیرینی خوردن؛ ماجرای چای، بامیه و ذهن چاق!
باور کن یکی از شیرینترین لحظههای زندگیم، لحظهای بود که فهمیدم:
❗ من میتونم عادتی رو که ۳۵ سال باهام بوده، تغییر بدم!
☕ از چای با کیک تا چای با آگاهی
اوایل مسیر لاغری با ذهن، اولین چیزی که بهش دست زدم، همین عادت شیرینی خوردن با چای بود.
کیک، کلوچه، شیرینی، کشمش، خرما… هر چی شیرین بود، یه جوری راهشو پیدا میکرد بیاد کنار چایم بشینه!
ولی وقتی یاد گرفتم که میتونم «فرمولهای ذهنیام» رو تغییر بدم، تصمیم گرفتم این زنجیرهی شیرین و خطرناک رو قطع کنم!
- ✅ اول از همه، عادتم به شیرینی کنار چای رو زیر ذرهبین بردم
- ✅ بعد نوبت رسید به شکر و شکلات
- ✅ و بعدتر، حتی چای هم خودش رفت ته خط و الان یا نمیخورم یا خیلی کم و متفاوت
😅 ولی آدما ربات نیستن…
حالا نگم برات، چند شب پیش رفتم خونه مامانم. هنوز سلام و علیک نکرده بودم که چشمم خورد به یه جعبه بامیه داغ!
بامیه دزفولی، اونایی که انگار نعره میزنن: بیا منو بخور! 🍯🍩
باور نمیکنی… بهجای اینکه موقع سلام کردن، به صورت مامانم نگاه کنم، به جعبه بامیهها زل زده بودم! 🤦♀️
همون شب هم با اینکه اصلاً قصد چای خوردن نداشتم، دو لیوان چای فقط برای لذت خوردن بامیه خوردم!
و خب، این دقیقاً همون لحظهایه که ذهن چاق، بعد از یه مدت خاموش بودن، دوباره خودشو نشون میده.
📌 در واقع، تحریک از کانال بینایی باعث این رفتار شد؛ موضوعی که مفصل در دوره «ورود به سرزمین لاغرها» بررسی میشه.
📍 چرا ترک عادت شیرینی خوردن استمرار میخواد؟
عادتها، یهشبه نیومدن که یهشبه هم برن!
فرمولهایی که سالها توی ذهنمون تثبیت شدن، با تکرار پاک میشن.
هر وقت یه رفتار چاقکننده ازم سر میزنه، عقب نمیرم.
فقط سریع نگاه میکنم ببینم چه فرمولی تو ذهنم فعال شده و تلاش میکنم اصلاحش کنم.
همینه که اسمش هست: اصلاح عادتها، نه سرکوبشون.
🎯 تو هم میتونی!
در آموزشهای لاغری با ذهن، با تمرینهای ساده و کاربردی، یاد میگیری:
- ✅ چه فرمولهایی باعث رفتارهای چاقکنندهت شدن
- ✅ چطور اونها رو شناسایی و با فرمولهای متناسبکننده جایگزین کنی
- ✅ چطور شیرینی خوردن رو تبدیل به یک انتخاب آگاهانه، نه یه وسوسه همیشگی کنی
💚 ایمان دارم تو هم میتونی
🧠 ذهن، مثل زمین کشاورزیه؛ اگه سالها توش تخم عادتهای چاقکننده کاشتی، الان وقتشه بذر جدید بکاری.
با آموزشهای لاغری با ذهن، میتونی این زمین رو پاکسازی کنی و دوباره از نو بسازی.
ایمان دارم که با استمرار در مسیر، ترک عادت شیرینی خوردن هم برای تو شیرینترین موفقیت میشه 🍬✨
🟢 اگه آمادهای برای تغییر!
اگه میخوای آموزش ببینی که چطور عادتهای ذهن چاق رو پاک کنی و رفتارهای متناسب رو جایگزینش کنی،
حتماً به دورههای تناسب فکری سر بزن.
👉 مشاهده دوره ورود به سرزمین لاغرها
با ذهنی متناسب، رویایی متناسب بساز 🌱
🍬 مطالعه و مشاهده
برای موفقیت در ترک عادت شیرینی خوردن، ابتدا محتوای نوشتاری این جلسه را با دقت مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را بهدقت تماشا کنید.
❓ سوالات برای تأمل و پاسخ
- نگرش شما درباره خوردن شیرینی چیست؟ آیا عادت شیرینی خوردن دارید؟ لطفاً شرح دهید.
- به نظر شما چه ارتباطی بین نگرش و عادتها وجود دارد؟ با ذکر مثال توضیح دهید.
- چرا افراد متناسب از خوردن شیرینی ترسی ندارند یا آن را عامل چاقی نمیدانند؟
- چقدر دوست داشتهاید عادت شیرینی خوردن را ترک کنید؟ چه عقیدهای درباره ترک این عادت داشتهاید؟
- آیا درباره این عادت با دیگران صحبت کردهاید؟ چقدر خودتان را مغلوب این عادت میدانید؟
- آیا افراد متناسب هیچ عادت غذایی دارند که باعث چاقی آنها بشود؟ در این باره توضیح دهید.
🎥 مشاهده و تحلیل ویدیو
ویدیوی آموزشی را با دقت تماشا کنید و نکات کلیدی و مهمی که به نظرتان قابل توجه است را یادداشت کنید.
📝 تمرین نوشتاری
از محتوای ویدیوی آموزشی، برای خودتان یک تمرین اختصاصی ایجاد کنید و در بخش نظرات، تمرین و تجربهای که انجام دادهاید را با شرح کامل بنویسید.
نوشتن یکی از مهمترین روشهای تغییر فرمولهای ذهنی و ترک عادت شیرینی خوردن است. این کار به شما کمک میکند خودآگاهیتان را افزایش دهید و روند اصلاح عادتها را تسریع کنید.
👇 همین حالا شروع کنید و تجربهتان را با ما به اشتراک بگذارید! 🖊️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.25 از 96 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام بر همگی
ما تو خانوادمون علاقه ای به خوردن شیرینی جات نداریم و برای همین اصلا تهیه اش نمی کنیم اگه میخریم بیشتر برای مهمان میخریم .
خودم در شرکت سس مایونز کار میکردم و شاهدبودم که چقدر شکر و روغن داخل سس میریزن. به مراتب سس مایونز سفید که چاشنی غذاها استفاده میکنیم خیلی شیرینی اش به مراتب بیشتر از شیرینی هست . از اون موقع تا الان دیگه از سس خوشم نمیاد چون ترکیب شکر روغن سرکه و نشاسته و تخم مرغ هستش که بی آنکه متوجه باشیم مصرف میکنیم .
من خودم که مصرف نمیکنم به خاطر چاق ترشدن نیست وقتی میبینم شیر تانکر روغن رو باز میکنن و سس درست میشه . اون همه روغن و اون همه شکر واقعن حس بدی بهم میده .
انواع سس تولید میکنن به اسم فرانسوی. هزار جزیره.و…
و اینهمه روغن وشکر به خورد مردم میدن. ولی دکترا فقط میگن شیرینی جات.
وقتی تو خونمون اولویه درست میکنن تقریبا یه نصف شیشه رو میریزن و میگن اولویه خوشمزگی به سس هستش .
تفسیر و تجربه ما از خوشمزگی چیست . اگه خوشمزست چرا برای من نیست ؟!
خوشمزگی در افراد متناسب اینه که خیلی در غذا سخت میگیرن بیشتر از چاقها.
چاقها فقط ترس از چاق ترشدن دارند و اصلا مشکلی باغذاها ندارند . اما متناسب ها مثل داداشم . هر غذایی رو نمیخوره .
همش ته مونده غذا داره همیشه. غذاش بایستی گرم باشه یه کم ولرم باشه نمیخوره. آروم آروم میخوره . طعم غذا براش مهمه . روغن اش روغن اضافه غذای قبلی نباشه . زیاد سفت نباشه زیاد شل نباشه مثل املت . و…
مامانم برای درست کردن غذای اون خیلی حساسیت به خرج میده و بعضی وقتها آخرش ناراضی هم هستش.
پس معلومه متناسب ها خیلی بیشتر ازما برای خوردنشان ارزش قائل هستند و بیشتر از ما حساسیت به خرج میدن .
و اینهمه به خاطر افکار و باورهای اونهاست که همچین رفتارهایی دارند و ما هم اگر باورها وافکار خودمون رو تغییر بدیم و مرتب تو این مسیر استمرار داشته باشیم و در زندگی روزمره حواسمان به رفتار متناسب ها باشه کم کم این رفتارها هم درمان نهادینه میشه. و ماهم میشیم شگفت انگیزان مسیر لاغری با ذهن .
نشان های دریافت شده
سلام
من به شخصه تمایل کمی به خوردن شیرینی بیرون دارم گاها سالی یه دونه هم نمیخورم و کلا توخونمون هم تقریبا این شکلی هست وچطور بشع یه وقتهایی مهمان بیاد یا چیزی بخواهیم بخریم البته به غیر خواهر کوچکترم که میبینم تمایل به خوردن شیرینی خصوصا خامه ای داره اونم نه همیشه بلکه گاها.
اما ما شمالیها چون مزارع برنج داریم و دراین منطقه برنج به وفورهست و باورغلطی که دراین خصوص داشتم این بود که برنج شکم میاره .
بااینکه فقط ناهار برنج میخوریم وشبها نان میخوریم اما همین باورغلط خیلی بهم صدمه زد . والان هم توخونمون برنج رو آبکشی مصرف میکنیم به خاطر ترس از شکم آوردن .
آخه پدرم وعمه هام همشون شکم دارن و من میبینم که پدرم برنج زیاد میخورد . ومادرم میگه دست خودشون نیست واین درخانوادشون ارثی هست .
وجالبه که بااینکه برنج یک بشقاب کامل هم نمیخوردم بدجور شکم آورده بودم چون سیستم داخلی بدن قربونش برم اینقدر هوشمند عمل میکنه که راه گریزی نیست و ما رو با پروسه داخلیش به باورمون میرسونه .
یه باورغلط دیگه هم که داشتم این بود که چون کشتی گیران مازندرانی درجهان اول هستن به خاطر این هست که برنج وگوشت آدم روقوی میکنه وچون دراین مناطق زیاد هست پس طبیعی هست که تو جهان اول بشن .
اما الان
چند وقت پیش پدرم از دوستش تعریف میکرد که آقا محمود میگه من صبونه وناهار وشام برنج میخورم باورتون نمیشه کاملا متناسب هست چون نزدیک به ۱ هکتار زمین کشاورزی داره برام عجیب بود و خانم و دختراش هم متناسب یا یه کوچولو اضافه وزن داشتن برعکس خاله من که برنج میخرن و ناهار میخورن خیلی چاق هست .
وعمه هام هم چون زمین کشاورزی دارن برام طبیعی بود که چاق باشن چون برنج چاقی میاره .
یکی نبود بهم بگه خوب دوربرت رونگاه کن همسایه های ماکه زمین دارن پس چرا متناسب هستن یا دخترعمه هام . دختر دایی هام یا همکارام یا زنموهام چرا متناسبن !!!
واما چالش شیرینی
من قبل ورود به این دوره مربا زیاد میخوردم یا یه استکان چایی رو با ۴تا۵تا قند میخوردم و میدونستم که منو چاق میکنه اما متاسفانه میخوردم وبرای خودم ارزش قایل نبودم ولی الان اتوماتیک وار تمایلم به خوردنشون خیلی کم شده گاها درحد صفر .
و ذهنم بهم میگه این ترکیب غذایی رو تحت مربا یه نفر اومده به ذایقه خودش درست کرده حالا چه لزومی داره من این شکلی بخورم من به جای مربای هویج . هویج میخورم یا مربای به به میخورم .
اشتباه نشه به خاطر ترس از مربا و ترس ازچاقی شکر این استنباط رو ندارم گفتم من تمایلم به خوردن اونها کم شده وتمایلم به خوردن میوه خامش زیاد شده ونه ترسی دارم ونه چیزی دیگه .
چون وقتی مربا یا فرنی میخورم بلافاصله حس گرسنگی بهم میده و هم دهنم یه مزه بدی میده که برام رنج به همراه داره ومنو از خوردنش منصرف کرد فارغ از هرگونه ترس از چاقی.
به جاش خوردن شیر بهم میچسبه به جای فرنی .
یا چای رو بانصفه قند میخورم واگه بخام قند زیاد بردارم وبخورم مزه چایی دردهنم محو میشه و گاها چای رو خالی میخورم با نون وپنیر . وتمایلی به خوردن قند وشکلات و… باهاش ندارم .
البته برادر کوچکترم که کاملا متناسب هست با رفتار کاملا متناسب. هم برنج وهم مربا وهم شکلات و… بدون ترس میخوره ونگاش میکنم که چطوری میخوره به قول مادرم مثل بچه های ۵ . ۶ ساله غذا میخوره .یه کمی اونم داخل نعلبکی میریزه ومیخوره و جالبه بستنی مرتب میخوره وداخل نعلبکی درحد ۵ تا۴ تا قاشق میریزه میخوره وبلند میشه .
ولی من یادم میاد دوتا دوتا بستنی میخوردم که سرآخر گلوم درد میگرفت .
یا غذاش حتمن بایستی گرم باشه و براش تایم غذا خوردن معنا نداره من که یادم نمیاد تو این چند سالی باما غذا بخوره مادرم مرتب گله میکنه همینجوریه برکت میره . یه موقعهایی ساعت ۴ صبح درحال خوردن شام هست یه موقعهایی اصلا شام نمی خورد .
چیزی رو چاق کننده نمیدونه انگار تو یه فضای دیگه و درخانواده دیگه بزرگ شده و تحت اطاعت کسی خودش رو قرار نمیده . اصول کاری خودش رو داره .
پس غذا خوردن باعث چاقی نمیشع خصوصا برنج درمنطقه ما شمالیها که سابقه چندین ساله در بزرگ کردن شکم داره باور اشتباهی هست .
اگه اینطوری بود بایستی برای همه باشه اما این دلیل نمیشه من بشینم چند تا بشقاب غذا بخورم و بگم خاصیت چاق کنندگی نداره . نه من اگه فرمولهای ذهنیم درست باشه رفتار درست ازم سر میزنه مثل برادرم .
تازه من انسانم واشرف مخلوقات . اگه غذا خوردن زیاد باعث چاقی یا هیچ عارضه ای نشه من که انسانم و نباید به خودم اجازه بدم که غذاها امور رو به دست بگیرن . ومنو وسوسه یا کنترل کنن . چطور من خوشم نمیاد کسی کارهای منو چک کنه یا کنترل کنه اما به غذاها اجازه بدم این کار رو با من انجام بدن یعنی من اینقدر ضعیفم . من اینقدر ناتوانم .
من انسانم وبرای خودم ارزش قایل هستم و کسی جز من نمیتونه این شخصیت وارسته انسانی رو برام خلق کنه .
خدایا شکرت بابت هدایت به این مسیر الهی .
تشکر از استاد بابت انتشار آگاهیهای نابش.
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه
ما تو خونمون کلا زیاد شیرینی نمیخریم شاید درحد یک عید یا مراسمی و من هم تمایل آنچنانی به خوردنش ندارم اما نون کوهی خیلی از کودکی مادرم درست میکرد و خیلی خوشمزه بود و من در روز خیلی می خوردم ویکبار هم نشنیدم نون کوهی چاق میکنه . یا چای شیرین چاق میکنه یا فرنی و روغن چاق میکنه .
چونکه پدرم خیلی چاق هست همش مادرم میگه اون زیاد میخوره هرغذایی باشه هرطعمی باشه .باعث چاقیش شداه.
ومادرم روی غذا عیب نمیزاشت چون ما همه روی یه سفره ومثل هم غذا میخوردیم و بیشترمون هم متناسب بودیم .
ومادرم بعد بازنشستگی پدرم میگفت میخوری ومیخوابی وعملا کاری نمیکنی طبیعیه هر روز چاقتر بشی . و قبل بازنشستگی پدرم میگفت من کارم سخته و زیاد غذا خوردنش رو به خستگی کار نسبت میداد والان نزدیک ۱۵ سال بازنشسته شد والبته من هم روتد چاقیم الان ۱۵ ساله سرعت گرفت وخودش رو نشون داد .
وبعد بازنشستگی هم علت پرخوری اش رو وضعیت نابسامان کشور میدونه که چرا عده ای راحت پول میسازن وعده ای مثل من که اینهمه سختی کار کشیدم آخرش هیچی به هیچی و این اعصاب خوردی رو که باعث میشه سمت غذا بره علت چاقی میدونه و مادرم میگه نه تو بی خیالی خونسردی آرامش داری باعث چاقیته .
منم دروازه ذهنم باز بود بابت این افکارها چه عصبی چه آرامش رو دلیل چاقی میدونستم . چه کم تحرکی چه پرتحرکی روباعث چاقی میدونستم.
ویه همکاری داشتم که چاق بود ومیگفت ماچون غذای خوب نمیخوریم واز این غذای ساده میخوریم مرتب غذا میخوریم وچاقیم و مادر وپدرم میگفتن پولدارها غذای خوب میخورن رنگ و رو دارن وچاقند .
آخر من فکر میکنم گم شدم تو این افکار آخرغذای خوب چاق میکنه یا لاغر . مثل گوشت وکباب و…
همش علت چاقی رو من عوامل بیرونی میدیدم وجون کنترلی نداشتم مرتب چاق تر میشدم .
و در منطقه ما چون برنج کشت میشه و فراوانه . من هروقت میدیدم کشتی گیران مازندرانی مقامهای جهانی میاوردن میگفتم طبیعیه چون این منطقه برنج و گوشت فراوانه و اونها میخورن و یوی هستند و مدال میارن .
وهیچ وقت ندیدم از شهرستانهای دیگه مثلا زاهدان یا همین خوزستان و… کسی تو ورزسهای سنگین مدال بیاره و همش هم به حرفم باور داشتم و طبیعی میدونستم .
خوب یکی نبود بگه از سراسر جهان میان برای وزنه برداری یا کشتی و این یه نوع مهارت وتجربه هست و همه در یک وزن کشتی میگیرن . و ربطی به خوردن نداره .
و کلی باورهای اشتباه دیگه .
من خودم جزو افرادی بودم که یک استکان چای رو با ۵ تا۶ تا حبه قند میخوردم اما الان یه حبه قند رو گاها یک چهارم میکنم وباهاش چای میخورم و مابقیش اضافه میاد ومیاندازمش .
نه اینکه نخام و اجبار باشه نه بعد کارکردن روی باورهام رفتار غذاییم کلا تغییر کرد .
در مورد خوردن شیرینی بعضی دوستان میگن که چاق میکنه . من خواهرزاده هام شیرینی خامه ای دوست دارند و تو خونشون مرتب هست اما متناسب هستند . و اون خواهرزاده کوچیکم که شیرینی رو چندتا چندتا میخوره کاملا متناسبه ولاغره .
اصلا این بچه ها چقدر شکلات و شیرینی میخورن مگر چاق شدن . نه . چون اصلا تو ذهنشون نگرشی به شیرینی وچاق شدن ندارند .و بی محابا تا شیرینی میبینن میخورن .
واین داره به من ثابت میکنه یه کد اشتباه تا چه حد به جسمم لطمه میرنه وچقدر بایستی متحمل دردسرهای چاقی بشوم .