0

افکار چاق کننده چیست؟ راه‌های اصلاح ذهن برای لاغری پایدار (گام ۵۸)

اصلاح افکار چاق کننده
اندازه متن

🤯 تا حالا شده حس کنی یه چیزی توی وجودت نمی‌ذاره لاغر شی؟ نه اراده‌ست، نه تنبلی… بلکه یه چیز پنهان‌تره: افکار چاق کننده!

☁️ این فکرها توی ناخودآگاه ما جا خوش کردن، بی‌صدا، نامرئی، ولی خیلی قدرتمند.

مثل یه برنامه‌ی مخفی اجرا می‌شن و ما رو به سمت چاقی می‌کشونن، بدون اینکه بفهمیم از کجا داریم کنترل می‌شیم.

✂️ اگه می‌خوای لاغر شی، اول باید بری سراغ افکار چاق کننده.

وقتی ذهنت سبک بشه، بدن هم خودش راهشو پیدا می‌کنه… 🧘‍♀️🌱

🧠 ذهن ناخودآگاه و چاقی؛ داستان یه هدایتگر پنهان!

تا حالا شده یکی آروم آروم دستت رو بگیره و ببره یه جایی که اصلاً نمی‌خواستی بری؟ 😐

ذهن ناخودآگاه ما هم یه همچین نقش مرموزی توی چاقی داره!

📦 فرقی نمی‌کنه این افکار چاق کننده چطوری واردش شدن —باورهای بچگی، حرف مردم، رژیم‌های شکست‌خورده یا خاطرات تلخ— ذهن ناخودآگاه کاری به منبعش نداره، فقط اجراش می‌کنه!

و نتیجه؟ بله… چاقی! 😓

ولی یه خبر خوب:

ما آدم‌ها وقتی دلیل یه مشکل رو بدونیم، راحت‌تر می‌تونیم از پسش بربیایم، درسته؟ 💡

اضافه‌وزن هم یکی از چالش‌های مهم زندگیه، و روبه‌رو شدن باهاش، شجاعانه‌ترین کاریه که می‌تونیم برای رهایی خودمون انجام بدیم. 🦸‍♀️

🏃‍♀️ فرار از چاقی، فقط بهش قدرت بیشتر می‌ده.

اما وقتی بشینیم، نگاهش کنیم، بفهمیم چطور ذهن‌مون چاقی رو ساخته، تازه راه لاغری باز میشه.

🔁 ذهن ناخودآگاه با ورودی‌های تکراری برنامه‌ریزی میشه. یعنی چی؟

یعنی هرچی بیشتر بشنوی «چاقی ارثیه»، «چاقی طبیعیه»، «لاغری سخته»… بیشتر باورش می‌کنی، و اون باور تبدیل به انتظار ذهنی میشه.

و ذهن ناخودآگاه عاشق برآورده کردن انتظارهاست!

🧠 افکار چاق کننده از کجا میان؟!

👀 وقتی خوب نگاه کنیم، می‌بینیم چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه داستان پنهانه که از ذهن شروع می‌شه، مخصوصاً از ذهن ناخودآگاه!

🔍 اطلاعات درباره چاقی از هزار راه وارد ذهن ما می‌شن و کم‌کم اون‌قدر تکرار می‌شن که تبدیل می‌شن به افکار چاق کننده.

و این فکرها، مثل برنامه‌نویسی ناخودآگاه، شروع می‌کنن به ساختن بدن ما… 📡

👨‍👩‍👧‍👦 زندگی در کنار خانواده‌ای که چاق هستن:

از همون بچگی، شنیدن جمله‌هایی مثل “ما خانوادگی چاقیم” یا “تو هم شبیه عمه‌ات می‌شی” باعث می‌شه ذهن کودک پر بشه از افکار چاق کننده.

🧑‍🤝‍🧑 دوستی با افرادی که اضافه وزن دارن:

تو جمع‌هایی که مدام درباره رژیم، سختی لاغر شدن یا عوارض چاقی صحبت می‌شه، ناخودآگاه مغز ما پر می‌شه از پیام‌های تکراری که پایه‌ی افکار چاق کننده رو می‌سازن.

📺 رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، و حتی توصیه‌های پزشک:

وقتی دائم در معرض هشدارهایی مثل “چاقی ارثیه”، “با این دارو چاق می‌شی”، یا “اگه این غذا رو بخوری چاق می‌شی” قرار بگیریم، کم‌کم ذهن ناخودآگاهمون باور می‌کنه که چاقی سرنوشت ماست.

📚 حتی اطلاعات علمی

دریافت اطلاعات درباره متابولیسم یا هورمون‌ها ممکنه باعث بشن فکر کنیم بدن ما خاصه، متفاوت‌تره، و احتمال چاق شدنمون بالاتره.

و این یعنی باز هم… ورود افکار چاق کننده!

🤯 وقتی این فکرها زیاد تکرار بشن، تبدیل می‌شن به نگرش و بعد انتظار ذهنی. و ذهن ناخودآگاه همیشه می‌خواد به انتظاراتمون پاسخ بده…

چه بخوایم، چه نخوایم!

📌 مثلاً کسی که از چاق شدن می‌ترسه، مدام درباره‌ش فکر می‌کنه، و همین ترس تبدیل می‌شه به مرور افکار چاق کننده.

یا کسی که به خاطر لاغری‌اش مورد تمسخر قرار گرفته، ممکنه ناخودآگاه به چاقی به‌عنوان یه راه‌حل نگاه کنه.

🔄 در هر دو حالت، ذهن شروع می‌کنه به تغییر رفتارها، انتخاب‌ها و تمایلات… و این یعنی حرکت به سمت چاق شدن.

افکار چاق کننده

🧭 آگاهی از مسیر چاق شدن

خیلی از ما فکر می‌کنیم چاقی یهویی اومده! 😕

اما واقعیت اینه که چاق شدن یه مسیر مشخص داره، مسیری که تقریباً همه‌مون ازش عبور کردیم – بدون اینکه بفهمیم!

📌 این مسیر به‌سادگی اینطوریه:

ورود افکار چاق کننده 🧠 ← شکل‌گیری انتظار چاقی 🤔 ← مرور افکار چاق کننده 💭 رفتارهای چاق کننده 🍕🚶‍♂️ چاق شدن

اول همه‌چیز از همون افکار چاق کننده شروع شد… نه از غذا، نه از ژن، نه از هورمون.

🗣 این افکار کم‌کم می‌شن گفتار روزمره‌مون، احساس درونمون، و در نهایت خودشون رو توی جسممون نشون می‌دن.

🎯 حالا اینجاست که ما یه نکته مهم رو یادمون می‌ره:

بیشتر روش‌های لاغری (از رژیم‌های سخت گرفته تا ورزش‌های طاقت‌فرسا) از آخر مسیر شروع می‌کنن! یعنی می‌خوان جسم رو زورکی تغییر بدن 😖

در حالی که… ✨ چاقی از ذهن شروع شده، پس لاغری هم باید از ذهن شروع بشه!

🔁 برای اینکه لاغر بشیم، باید برعکس همون مسیری که چاق شدیم رو طی کنیم:

افکار چاق کننده ❌ ← افکار لاغرکننده ✅

انتظار چاقی ❌ ← انتظار لاغری ✅

گفتار چاق کننده ❌ ← گفتار لاغرکننده ✅

رفتار چاق کننده ❌ ← رفتار لاغرکننده ✅

و در نهایت…

🍃 جسم هم خودش به سمت لاغر شدن حرکت می‌کنه، بدون زور، بدون فشار، بدون رنج.

🧘‍♀️ این یعنی لاغری با ذهن؛ یعنی همون روشی برای لاغری که آرومه، طبیعیِ و موندگاره.

چگونه چاق شدن

📚 بهترین سرگرمی برای تغییر سریع افکار چاق‌کننده

یکی از بهترین و دلنشین‌ترین کارها برای کمک به تغییر سریع و موثر افکار چاق‌کننده، خواندن نوشته‌ها و تجربه‌های واقعی هنرجوهای دوره «لاغری با ذهن» است. این نوشته‌ها مثل یک چراغ راهنمای پرانرژی عمل می‌کنند که به شما کمک می‌کنند مسیر لاغری پایدار را با امید و انگیزه شروع کنید. ✨

«هر داستان موفقیت و هر تجربه واقعی، نه تنها یک حس خوب و انگیزه‌بخش است، بلکه به شکل علمی و کاربردی به شما کمک می‌کند درک عمیق‌تری از مسیر لاغری ذهنی داشته باشید. وقتی می‌بینید دیگران چطور با تغییر افکار چاق‌کننده، زندگی و جسم‌شان را متحول کردند، انگیزه‌تان چند برابر می‌شود و این خودش بزرگ‌ترین محرک برای تغییر است.»
من هم مثل همه، از طریق مرور مداوم افکار چاق‌کننده به چاقی رسیدم. همیشه فکر می‌کردم چاق‌تر می‌شم و هر بار که روی ترازو می‌رفتم، عدد بالاتری می‌دیدم که غم و نگرانی رو توی وجودم زیاد می‌کرد.

فکر می‌کردم چرا نمی‌تونم یه تغییر اساسی بدم؟ با اینکه رژیم گرفتم، ورزش کردم، اما همیشه افکار چاق‌کننده مثل یه سایه کنارم بودن.

هر بار بعد از غذا خوردن، عذاب وجدان می‌اومد که «باز هم نتونستم کمتر بخورم، پس دوباره چاق می‌شم». حتی وقتی ته‌دیگ سفره رو می‌خوردم، همزمان فکر می‌کردم چاق‌تر می‌شم، ولی دلم نمی‌خواست ازش بگذرم!

صبح‌ها که دیر بیدار می‌شدم، فکر می‌کردم کم‌تحرکیم باعث چاقیم شده، و وقتی غذا می‌خوردم با استرس که کسی بهم بگه کمتر بخور یا رژیم بگیر، به زور غذا رو می‌خوردم.

ما با دوست‌ها و خانواده درباره چاقی و دلایلش حرف می‌زدیم: تیروئید، ژنتیک، بی‌تحرکی… و با اینکه همه این تحلیل‌ها رو داشتیم، نمی‌دونستیم داریم افکار چاق‌کننده‌مون رو بیشتر تقویت می‌کنیم!

بعد از کلی تلاش بی‌فایده، به این فکر افتادم که فقط راهش پیکرتراشیه… تا اینکه با استاد روشن آشنا شدم.

حرف‌هاش خیلی به دلم نشست و تصمیم گرفتم فایل‌های رایگان رو گوش کنم و در نهایت تو دوره «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردم.

اوایل فقط فایل‌ها رو گوش می‌دادم و مثل همیشه زیاد می‌خوردم، ولی این بار بدون ترس بودم. حتی وقتی همسرم می‌گفت چطوری می‌خوای لاغر شی وقتی اینقدر می‌خوری، فقط ازش خواستم بهم استرس وارد نکنه و منو به حال خودم بذاره.

بعد از مدتی، رفتارم عوض شد. میلی به هله‌هوله نداشتم، غذا خوردنم تغییر کرد و دیگه مجبور نبودم خودم رو به زور سیر کنم. یه صدای توی ذهنم بهم می‌گفت «بس کن» و کم‌کم این پیام قوی‌تر شد.

شروع کردم با خودم حرف زدن، تمرین‌ها رو انجام دادم و کم‌کم نشانه‌های تغییر رو تو جسمم دیدم؛ کفش‌هام بزرگ‌تر شدن، انگشترم راحت‌تر از دستم در میومد و کلی خوشحال بودم.

بارها ناامید شدم، ولی زود برگشتم به مسیر و با کمک استاد ادامه دادم.

الان بعد از ۸ ماه خیلی عالی متناسب شدم و از تغییرات جسم و ذهنم راضی و خوشحالم.

وقتی افکار چاق‌کننده رو با فایل‌های استاد تغییر دادم، گفتارم عوض شد و در نهایت جسمم هم تغییر کرد. این بهترین حس دنیا بود!
— مریم عزیز، هنرجوی دوره «لاغری با ذهن»

اگر دوست داری تو هم مثل مریم از مسیر لاغری با ذهن بهره ببری، این نوشته‌ها رو جدی بگیر و به خودت فرصت بده تا تغییر واقعی اتفاق بیفته! 💪✨

✍️ تمرین آموزشی افکار چاق کننده 📖

🎯 شرح انجام تمرین

برای اینکه این تمرین رو به بهترین شکل انجام بدی، اول لطفاً محتوای نوشتاری بالا رو با دقت بخون. بعدش ویدیوی آموزشی رو با تمام تمرکز ببین. وقتی آماده شدی، برو سراغ سوالات پایین و جواب‌ها رو به صورت انشایی و با احساس صمیمیت و صداقت بنویس.

❓ سوالات تمرینی
  • نگرش شما درباره تاثیر افکار چاق کننده در وضعیت جسمی فعلی‌تون چیه؟
  • با توجه به توضیحات، نظرت چیه درباره اینکه چطور این افکار چاق کننده وارد ذهنت شده و تأثیر گذاشته؟
  • انتظار چاقی یا چاق‌تر شدن چطور و از چه مراحلی توی ذهنت شکل گرفته؟
  • به نظرت چرا روش‌های مرسوم لاغری مثل رژیم و ورزش، اغلب به نتیجه همیشگی نمی‌رسن؟
  • با آگاهی از محتوای آموزشی، پروسه چاق شدنت رو به صورت مرحله‌ای و علمی شرح بده.
  • لاغری با ذهن چطور به تو کمک می‌کنه تا از مرحله افکار شروع کنی و تا جسم ادامه بدی؟

📝 لطفاً جواب‌ها و تمرین‌های خودت رو همین پایین توی بخش نظرات با ما و دوستانت به اشتراک بذار.

اینجا جاییه که می‌تونی حرف دل‌ت رو بزنی و همزمان از تجربه‌های دیگران هم انرژی بگیری. منتظرتیم! 💬❤️

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.28 از 76 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=15253
119 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۰۸/۱۵ ۰۰:۴۶
      مدت عضویت: 2423 روز
      امتیاز کاربر: 5180 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,025 کلمه

      پروسه ی چاقی به این شکل هست که اول فکر چاق کننده در ما شکل گرفته و بعد اون فکر تبدیل به گفتار یا کلام ما شد و در نهایت در جسم ما به وجود اومد

      باید پروسه ی لاغری هم در ما به این شکل اتفاق بیفته که :
      اول افکار لاغر کننده در ذهن ما به وجود بیاد و بعد گفتار لاغر کننده و در نهایت در جسم ما لاغری نشون داده میشه
      در اصل از هر راهی که چاق شدیم باید از همون راه هم لاغر بشیم نمیشه پروسه رو برعکس طی کنیم یعنی به جسم فشار بیاریم با رژیم و ورزش و یا قرص و کرم و … که لاغر بشیم باید از مرحله ی اول شروع کنیم تا به جسم که مرحله اخر هست برسیم
      در اصل جسم ما یه نمایش دهنده هست که وضعیت افکار و کلام ما رو نشون میده و واقعا هم من همینطور بودم در تمام زمانهای قبل از آشنایی با این روش فکرم این بود که چقدر چاق شدم انگار دارم روز به روز چاقتر میشم وهمش به غدا به عنوان یه چیز چاق کننده نگاه میکردم با افکار وحشتناک که اگه این رو بخورم دیگه دو کیلو رو راحت اصاف میکنم و … هزاران فکر دیگه و این اواخر که با همه و خودم در مورد چاقیم حرف میزدم یعنی تبدیل به گفتار و کلام من شده بودن اون افکار که وای چقدر خوردم دیگه خیلی چاق شدم یا اینکه ورزش نرفتم این مدت پس چاقتر میشم یا اینکه فلان عدا ها رو نباید بخورم چون همین طور چاقم اگه اونا رو بخورم که چاقیم ناجور میشه و یا اینکه از یه سری زمانها میترسیدم که نکنه چا ق بشم مثلا در ماه رمصان و به همه میگفتم من داخل این ماه خیلی چاقتر میشم چند کیلو اضافه میکنم و واقعا هم چاق میشدم و اصافه میکردم و هی بیشتر میترسیدم و بیشتر این اتفاقها برای من میفتاد

      ولی حالا میخوام با افکار جدیدم و باورهای جدیدم و کلام جدیدم جسم جدیدم رو خلق کنم
      اما یه فرق داره قبلا با بقیه در مورد چاقیم و خوردنم و روشهای لاغریم خیلی حرف میزدم ولی حالا برای لاغری با این روش ذهنی کسی در اطراف ما نیست که از این موضوعات اطلاع داشته باشه و در این فضا باشه که بخواهییم حرف بزنیم پس در فضای سایت تناسب فکری باید قرار بگیریم و اینجا با نوشتن و خواندن کامنتهای خودمون و بقیه تمام افکار لاغر کننده رو به کلام تبدیل کنیم
      پس چقدر نوشتن و خوندن مهم و تاثیر گذار هست و برای موفق شدن بسیار کمک کننده
      مثلا :
      باور اینکه :من روز به روز متناسبتر و لاعر تر میشم و هر روز به خودم میگم که چقدر عالی ام چقدر متناسبم و به لاغری هر چند کم توجه میکنم و عشق میدم و در نهایت برام اتفاق افتاده و میفته هر چند که دره ذره هست ولی در جسم ام لاغری رو میبینم که اتفاق میفته

      یا باور اینکه : این غدا که میخورم تمام انرزیش برای سلامتی جسم من هست و اصلا قدرت چاق کنندگی من رو ندارد پس با لذت غذا بخورم نه عذاب وجدان و در نهابت همین فکر باعث لاغری در جسمم میشه

      یا باور اینکه: من اگه به اندازه نیازم بخورم و زیاده روی نکنم به جسم ام فرصت ترمیم میدهم و اون من رو به سمت لاغری میبره و در نهایت هم لاغری در جسمم پیدا میشه با همین فکر

      یا باور اینکه :لاغر شدن آسانترین کار دنیا هست و در نهایت لاعر شدن خیلی راحت و بدون زحمت در جسمم مشخص میشود به شرط نداشتن مانع

      یا اینکه جسم من بدون نیاز به هیچ عامل بیرونی خیلی راحت از طریق ذهنم لاعر میشو د یعنی نیاز به هیچ ورزش و رژیم و قرص و … هیچ چیز ندارم و این باور و فکر در جسمم باعث لاغری میشه

      یا اینکه باور : لاغر شدن روند طبیعی جسم من هست و جسم من مشتاق هست که من رو به سمت تناسب ببره پس در جسم من لاغری پیدا میشه البته اگه مانع ها رو از ذهنمون برداریم

      باور دیگه ای که ما باید داشته باشیم این هست که من از تمام مواد غذایی اطرافم لدت ببرم و اصلا از نعمت های خداوند نترسم بلکه عمل من که زیاد خوردن هست ترسناکه با این باور جسمم رو به سمت تناسب میبرم

      و یا باور دیگه : جسم من به شدت کم مصرف هست و همین باور من رو به سمت لاغری سوق میدهد

      باور دیگه که باید داشته باشم هیچ کس مسول چاقی من نیست و خودم جسمم رو به این روز در آوردم و خودم هم لاغرش میکنم وهمین باعث میشه جسم من به سمت تناسب بهتر حرکت کنه

      باور دیگه اینکه من فقط باید از طریق دهانم غدا بخورم نه چشم یاگوش یا دست یا بینی در واقع برای خوردن تحریک نشم در اینصورت لاغری در جسم ام پیدا میشه

      باور دیگه اینکه من باید عاشق خودم و این جسمم و تمام چاقیم باشم و به اون عشق بدهم و نه نفرت که نتیحه اش میشه تناسب اندام در من

      باور دیگه اینکه تصویر لاعر از خودمون در دهنمون داشته باشیم با یاد گرفتن روشهایی که در سایت هست که جسم ما رو به سمت لاغری. میبره

      و یا باور اینکه کاملا با عادتهای چاق کننده ی خودمون در صلح باشیم هر عادتی که داریم و اونها رو بپذیریم و از این به بعد عادتهای جدید در خوردن داشته باشیم که همین ما رو به سمت لاغری میبره

      باور اینکه ….

      ما باید مراقب افکارمون باشیم اونها رو کنترل کنیم و هر روز روی افکارمون کار کنیم تا در مسیر باشیم و خارج نشیم از مسیر اصلی و هر جا مانع داشتیم یا ترمز داشتیم باید اونها رو برداریم تا نتیجه رو زودتر ببینیم

      و کلا باورهای ما یا افکار ما هستن که تبدیل به گفتار میشن و در نهایت در جسم ما نشون داده میشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۰۹/۲۷ ۱۵:۴۵
      مدت عضویت: 2423 روز
      امتیاز کاربر: 5180 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 563 کلمه

      من میخوام زندگی جدیدی رو برای خودم خلق کنم و تصمیم به تغییر دارم
      هر وقت موضوعی برای ما واضح و شفاف میشه که چرا من به اینجا مثلا چاقی رسیدم راحتتر میتونم راه حل چاقی رو پیدا کنم و راه کار ارایه بدم.

      پندار نیک گفتار نیک و رفتار نیک
      اینها اصل و اساس قوانین کیهانی هست که در مورد چاقی هم صدق میکنه تمام افراد قبل از اینکه چاق بشن فکر چاقی رو به وجود میارن حالا یا اینکه یه عده دوست داشتن چاق بشن یا یه عده ترسیدن که چاق بشن هیچ فرقی نداره این یه فکر در شخص بوده و این فکر هم یه انرژی هست و طبق قانون انرژی از بین نمیره و فقط از حالتی به حالت دیگه تبدیل میشه پس تبدیل میشه اون فکر به تصویر دهنی و مرحله ی بعد تبدیل میشن به گفتار و خیلی از چاقها بارها به زبون اوردن که نکنه بخورم چاق بشم و نکنه اردواج کنم چاق بشم و … پس فکر تبدیل شد به گفتار پس انرژی فکر تبدیل شد به یه انرژی دیگه که همون گفتار هست .
      پس فکر چاقی وقتی زیاد بشه تبدیل میشه به گفتار در مورد چاقی و وقتی زیاد میشه تبدیل میشه به اصافه وزن در جسم
      و این روند چاق شدن در همه ی انسانها هست و حالا وقتی چاق شدیم ما از اون چیزی که ترسیدیم و یا دوست داشتیم به اون رسیدیم و فرقی هم برای ذهن نمیکنه تو ترسیدی یا دوست داشتی چون در هر دو حالت تو به اون موصوع توجه کردی و احساس داشتی و همین دو مور د که توجه کردن به همراه احساس هست کافیه تا تو رو به اون موصوع برسونه طبق قانون جذب تو فرکانس و ارتعاش اون فکر و یا خواسته رو به جهان هستی فرستادی پس جذبش هم میکنی .

      و ما وقتی چاق شدیم حالا میخواییم جسم رو تحت فشار بزاریم تا لاغر بشیم در صورتی که پروسه ی چاق شدن از جسم نبوده از فکر تو بوده و تو نمیتونی اینطور لاعر بشی و برای همینه که ما با روشهای دیگه که تغییر جسم هست شکست خوردیم
      ولی در لاغری با ذهن ما به جسم فشار نمیاریم
      ما اول باید درک کنیم این پروسه به چه شکلی هست از کجا شروع شده و بعد حالا هم برای لاعری باید همین کار رو کنیم اول باید فکر لاغری رو ایحاد کنیم و در مورد اون حرف بزنیم و بعد نتیجه رو ببینیم و این تمام پروسه ی لاغری با ذهن هست
      روند چاقی : فکر چاقی
      در مورد چاقی حرف زدیم
      و در جسممون نتیجه رو چاقی دیدیم
      پروسه ی لاغری هم همین طور هست :اول باید فکر لاعری رو داشته باشبم و بعد در مورد لاغری حرف بزنیم و بعد نتیجه رو در جسممون ببینیم

      جسم ما یه نمایش دهنده هست مثل تلویزیون و ما اگر از یه شبکه خوشمون نیومد نمیشه تلویزیون رو عوص کنیم باید از فرستنده کانال رو تغییر بدیم تا تلویزیون نمایشش تغییر کنه جسم ما همینطور هست اگر ما از جسممون راصی نیستیم باید از فکر شروع به تغییرکنم تا نتیجه رو تغییر بدیم

      من عاشق این سبک و روش و راه هستم و میخوام از این طریق لاغری رو به دست بیارم و هر روز شادتر و متناسبتر بشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۱/۰۹ ۱۶:۴۷
      مدت عضویت: 2423 روز
      امتیاز کاربر: 5180 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,765 کلمه

      وقتی یک مساله برای ما واضح و روشن نباشه نمیتونیم اون مساله رو حل کنیم ولی اگر اون مساله شفاف و آشکار باشه بهتر میتونیم اون رو حل کنیم و اون موضوع رو تغییر بدیم (مثل مساله ی چاقی و لاغری که ما باید اول برامون موضوع چاقی شفاف بشه که چرا ما چاق هستیم و ریشه و علت چاقی رو پیدا کنیم تا بتونیم اون رو بر طرفش کنیم من متوحه شدم ذهن من چاق هست پر از فرمولهای چاقی هست و دستورهای مغزم که برای خوردن صادر میشه تحت تاثیر ذهن چاق من هست و در نهایت جسم من چاق میشه )

      ما بارها شنیدیم :
      پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک .
      مواظب افکارت باش که گفتارت میشه و مواظب گفتارت باشه که اعمالت میشه ‌
      هر فردی قبل از اینکه چاق بشه به فکر چاق شدن بوده حالا یه عده دوست داشتن چاق بشن و یه عده میترسیدن چاق بشن در هر دو دسته افراد موضوع چاقی اول به شکل فکر ایجاد شده و وقتی افکارت تداوم پیدا میکنه ،طبق قانون انرژی این فکر به صورت انرژی وجود داره
      و این انرژی از بین نمیره فقط از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه و در نهایت این انرژی افکار تبدیل میشه به تصویر ذهنی و گفتار(وای چقدر من این کار ها رو کردم و نمیدونستم و خودم خبر نداشتم من از سال ۹۳ تا ۹۹ مرتب در رژیم سخت و ورزش بودم و نتیجه مقطعی میگرفتم و به محض ایده آل شدن وزنم کمی رژیم رو شل میکردم دوباره در عرض یک ماه کلی اضافه وزن پیدا میکردم و میترسیدم و از چاقی میترسیدیم و همش میگفتم به خودم و اطرافیان که من نباید هر غذایی بخورم من باید همیشه در رژیم باشم و رعایت کنم و گرنه چاق میشم و از تمام خوردنیها ترس داشتم و میگفتم اگر من این رو بخورم چندین کیلو اضافه وزن پیدا میکنم و میگفتم من باید ورزش سنگین‌کنم که کالری بسوزنم و جلوی چاقی خودم رو بگیریم و یا میگفتم من میترسم از این چاقتر بشم چیکار کنم ؟و همش در مورد چاقی خودم با بقیه حرف میزدم و دقیقا نتیجه برای من چاقی بود و هی من ناراحت تر میشدم و متنفر تر میشدم از چاقی و هی شرایط خوردن رو سخت تر میکردم برای خودم تا شاید کمی جلوی اضافه وزن رو بگیرم و اما نتیجه نمیداد ولی بعد از مدتی با روند خیلی تندتری من چاق میشدم و دیگه این اواخر روی ترازو هم میرفتم و شرایط بسیار بدی رو تجربه میکردم با دیدن عددهای وزنی بالا که هیچ ارتباطی با اون همه تلاش و نخوردن من نداشت من رو به شدت عصبی و ناراحت میکرد و غصه میخوردم و این واخر دیگه میگفتم جهنم هر چی شد بشه من که دیگه کاری از دستم ساخته نیست هر کاری لازم باشه انجام میدم هم ورزش،و هم رژیم دیگه چی کار باید بکنم که نمیکنم تا با این مسیر آشنا شدم ولی خوب میدونم اون انرژی ترس و تنفر از چاقی در من از بین نرفته بود و در نهایت تبدیل شده بود به چاقی در من )

      ما بارها قبل از اینکه چاق بشیم به خودمون و اطرافیان گفتیم که نکنه من چاق بشم میترسم بخورم که چاق بشم و ….(من بسیار این حرفها رو میزدم و حتی یادم میاد دکتر تغدیه این اواخر به من گفت اصلا نباید تو روغن استفاده کنی و فقط غذای بدون روغن بخور و اما من به همه میگفتم دیگه من کاری نمونده که نکنم حتی روغنم قطع شده در مایتابه رژیمی غدا میخورم ولی وزنم اصلا ثابت نیست و طوری شده بود که وحشت داشتم از غذای معمولی خونه و میگفتم اگر این وزن من هست که با غذای رژیمی تند و تند بالا میره پس با غذای معمولی وزنم چطور هست ؟؟؟؟فقط ترس از چاقی و خوردن و تنفر شدید داشتم که روز به روز هم بیشتر میشد )

      مرحله ی دوم فکر تبدیل میشه به گفتار پس وقتی افکار چاقی در ما زیاد بشن تیدیل میشه به گفتار چاقی و تبدیل میشه به اضافه وزن و جسم چاق که این مرحله چون انرژی گفتار به صورت جسم فیزیکی در اومده کار سختتتر هست و تراکم انرژی هست وقتی چاق شدیم به چیزی که ترسیدیم رسیدیم و نگران میشیم و میخواییم برای خودمون کاری کنیم ورزش و رژیم میگیریم (بله دقیقا من این شرایط رو داشتم اینقدر ترس و تنفر از چاقی داشتم که جسمم هر روز داشت چاقتر میشد و کلافه و ناراحت بودم به دنبال راهی بودم برای خلاص شدن از چاقی که از بقیه میپرسیدم و کمک میخواستم و به هر کسی میگفتم نظر شما چیه چیکار کنم و اینقدر به دکتر تغدیه میرقتم و در خواست رژیم میکرم که اونم فقط محدودیتها رو بیشتر میکرد و به من میداد و انا من تا مدتی میتونستم عمل کنم تا ایده ال میشدم دوباره رژیم رو رها میکردم و خیلی اذیت میشدم با این رژیمها و ورزشهای سنگین ولی چاره ای نداشتم و فقط چاره رو در ورزش،و رژیم میدونستم یادم میاد از مربی ورزشهای سنگین میخواستم طوری که زانو درد و کمر درد شدید گرفتم یه مدت ولی با تمام این سختیها چاقی رو نمیپذیرفتم و ولش نمیکردم و همیشه به دنبال راهی بودم در واقع اون افکار من تبدیل به گفتار و در نهایت گفتار من تبدیل به جسم چاق در من شده بود و من تمام مراحا چاقی رو طی کرده بودم و اما برای لاعری عحله داشتم و فقط میخواستم روی مر حله یآخر کار کنم و خودم رو لاغر کنم )

      و حالا در مرحله ی لاغری پروسه رو برعکس میکنیم ما می آیم جسم رو تحت فشار میزاریم و ورزش و رژبم ویا عمل میکنیم یا کمربند میببندیم اما پروسهی چاقی که از جسم نبوده و ما پروسه رو داریم اشتباه برمیگردیم حتی عملهای سنگین هم اشتباه هستن کلا وقتی تغییرات از جسم هست اشتباه هست و ما شکست میخوریم .(من بارها با رژیم و ورزش ایده ال میشدم اما ماندگار نبود و شکست میخوردم در واقع از راه غلط شکست میخوردم چون من بارها تونسته بودم لاعر بشم در واقع برام به صورت یه نقشه ی ذهنی در اومده بود که وقتی رژیم داری و ورزش میکنی لاغر میشی ولی به محض ول کردن دوباره چاق میشی و چون بارها تجربه کرده بودم برام به صورت قابل لمس و مشاهده در اومده بود و برای همین بارها از این راه لاغر شدن رو انتخاب میکردم و اگاه نبودم همین رو تنها راه لاغری میدونستم و فقط از طریق فشار به جسم من میخواستم لاغر بشم )

      ما کاری به پروسه نداریم یادمون بیاد ازچاقی چقدر ترسیدیم و در مورد ش حرف زدیم و این رو که متوجه شدیم میاییم فکر لاغری ی رو ایحاد میکنیم و درموردش حرف میزنیم و بعد لاغری به وجود میاد و اصلا عجیب و غریب نیست و این روند طبیعیش هست اول باید به اون واقعیت برسی و مسیر چاق شدن رو در ک کنی و همین مسیر رو برای لاغری طی کنی و به این شکل ما با قدرت فکر لاغر میشیم .(بله من برای چاقی اول فکر کردم و بعد در موردش حرف زدم و بعد رفتارهای چاقی در من آروم شکل گرفت و من چاق شدم و اما در مورد پروسه ی لاغری من باید اول افکار لاغر کننده در ذهنم ایجاد کنم با گوش دادن به فایلها افکار لاغری رو ایجاد کنیم مثلا لاغر شدن حق طبیعی من هست و جسم من مشتاق متناسب شدن هست و متناسب شدن در جسم من با سرعت بالایی در حال شکل گرفتن هست مثل پلک زدن و نفس کشیدن و ضربان قلب و هر فعالیت دیگه ای و بعد در مورد لاعری خودمون حرف بزنیم که احتمالا کسی در اطراف ما در این مسیر نیست که باهاش حرف بزنیم پس بیاییم داخل سایت و با کامنت نوشتن و خوندن بقیه کامنتها به ذهنمنون لاعری رو یاد بدیم و بعد رفتار ما خود به خود تغییر میکنه میلها و هوسها در ما کمرنگ میشن و حرص و ولع دیگه نداریم و در نهایت ما جسم لاغر رو میبینیم )

      حالا پروسه ی چاقی رو مرور کنیم : فکر چاق کننده داشتیم و در مورد چاقی حرف زدیم در نهایت چاقی در جسم ما به وجود اومده و حالا پروسه ی لاغری به این شکل هست که فکر لاغری به وجود بیاد و درموردش حرف بزنیم و در نهایت لاغری به وجود میاد .
      جسم یک نمایش دهنده هست مثل تلویزیون اگر ما ازتصاویر و اخبار شبکه ای خوشمون نمیاد تقصیر از تلویزیون نبست بلکه باید شبکه رو عوض کنیم که از فرستنده هست مثلا صدا و سیما هست و اگر ما اون تصویر رو دوست نداریم نمیشه تلویزیون رو عوض کنیم باید فرستنده رو تغییر بدیم
      پس جسم شما هم نشان دهنده ی وضعیت فکری شما هست اگر جسمت رو دوست نداری باید فکرت رو عوض کنی ( من هم قبلا دقیقا بر عکس پروسه ی چاقی عمل میکردم از مرحله ی آخر که تغییر جسم بود در چاقی برای شروع لاغری استفاده میکردم و جسمم رو تحت فشار میزاشتم تا نتیجه بگیریم اما حالا خوب میدونم اول باید افکارم و فرمولهای ذهنیم تغییر کنه تا گفتارم تغییر کنه و در نهایت جسمم تغییر کنه و چون احساسم در مورد لاغری خودم خوب هست که من حتما لاغر میشم پس معلومه فرمولهای ذهنی من تغییر کردن و حتی اگر کسی بگه انگار چاق شدی من میخندم که چطور مگه میشه ؟من در روند لاغر شدن هستم و به زودی لاغر ۵۹ کیلو میشم و اطمینان دارم که لاغر میشم و همین احساس خوب داشتن نشان از بودن در مسیر درست هست و خیلی از اون هوسها و میل به خوردنها و اون حرص،و ولعها در من کمرنگ شده که بازم نشان از تغییر رفتارها هست و به زودی در جسمم تغییرات جدید بیشتری رو میبینم و واقعا جسن هر کس نشانده ی وضعیت فکری اون شخص هست )

      من تا زنده هستم در این مسیرم و شادتر و متتاسب تر و سرحال تر خواهم بود چون عاشق این سبک زندگی کردن هستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۲ ۱۸:۴۸
      مدت عضویت: 2423 روز
      امتیاز کاربر: 5180 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,477 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوبم 

      من هم جز افرادی هستم که  دوست دارم زندگی جدیدی برای خودم خلق کنم .

      وقتی یک مساله برای ما شفاف میشه پس راحت تر برای اون راه کار اراییه میدیم که چطوری  اون مشکل رو حل کنیم .

       بارها شنیدیم که پندار نیک  ،گفتار نیک و کردار نیک  که معادل همون جمله ی امام علی   هست که  فرمودن مراقب  افکارت باش که گفتارت مبشه و مراقب گفتارت باش که اعمالت میشه و مراقب اعمالت باش که زندگیت رو رقم میزنن .

       ما میدونیم طبق فیزیک کوانتوم  همه چیز در این دنیا از انرژی تشکیل شده ولی واقعا نمیدونستم  هر چیزی  و هر فکری  که  در ذهنمون داشته باشیم اون هم   خودش یه انرژی هست که طبق قانون ، انرژی اون از بین نمیره فقط  حالت اون تغییر میکنه و در مرحله ی دوم تبدیل میشه به گفتار  مثلا من در گذشته (و بعصی مواقع حالا  )فکر داشتم که  نکنه این غدا  رو بخورم چاق بشم و یا اینکه نکنه فعالیت ندارم چاق بشم و یا اینکه  بارها میگفتم نکنه شام برنج و نون و غذای سرخ شده خوردم چاق بشم   همین فکرها باعث  شده بود  من بارها بگم و به زبون بیارم چون   من این عدا رو دارم  می خورم  پس چاق میشم و یا اینکه چون  من  فعالیت ندارم   چاق میشم .

      پس این فکر ها تبدیل میشه به گفتار و به زبون ما میاد و در واقع گفتار یه حالت متراکم شده ی فکر هست چون فکر  خیلی سبک و یک انرژی باز  هست پس پروسه به این شکل که فکر تحت فشار میشه کلام و کلام تحت فشار میشه جسم و به واقعیت تبدبل میشه و همه  ی افراد دنیا به این روش چاق شدن همه اول فکر چاقی رو داشتن و بعد در مورد اون حرف زدن و بعد در جسم اونها به وجود اومده و حالا مهم نیست که شما از اون چاقی بترسین و یا دوستش داشته باشین مهم اون توجه شما به چاقی  هست که چاقی رو به وجود میاره .

      فکر /کلام /چاقی /این پروسه ی چاقی هست که اینطور به وجود اومده اما برای لاعر شدن ما  بر عکس عمل میکنیم میاییم از مرحله ی آخر شروع میکنیم و  به جسم فشار میاریم ولی هیچ راهی برای لاعری  که از فشار به جسم هست نتیجه نمیده مگر در روش لاغری با ذهن که اول روی فکر کار میکنیم و بعد روی کلام و بعد نتیجه در جسم ما به وجود میاد .

      من خیلی خوب درک کردم که چاقی من در گذشته از افکار من به وجود اومده و بعد به کلام من  رسید و بعد من چاق شدم 

      من یادم میاد تا قبل از ازدواجم که متناسب بودم همه چیز میخوردم و اما  هیچ وقت افکار نگران کننده و چاق کننده  نداشتم که وای حالا دیر وقته نکنه شام برنج بخورم و چاق بشم و یا اینکه عصرها هر اندازه که میلم میشد عصرانه میخوردم و نگران چاقی نبودم  و یا فست فود میخوردم و پفک که بسیار دوست داشتم میخوردم و هیچ وقت فکر بدی در مورد اونها نداشتم و هیچ وقت نگران بی فعالیتم نبودم که نکنه چاق بشم و خیلی رها و آزاد از افکار چاقی بودم و طبیعتا هم  بسیار لاغر بودم زیر ۶۰ کیلو بودم ولی دقیق نمیدونم چون هیچ وقت وزن نمیکردم اصلا در ذهنم از این  افکار  نداشتم که خودم رو وزن کنم و یا مراقب باشم که فلان چیز رو نخورم و یا اینکه مراقب باشم که دیر وقت  شام نخورم و ….اما بعد از ازدواج که کم کم چاقی رو در خودم حس کردم اول اینکه  بگم به شدت پرخور شده بودم و مرتب در حال خوردن بودم و بیشتر اوقات گرسنه بودم و تفریحاتم با همسرم در خوردن خلاصه میشد  که به فلان فست فودی و یا رستوران برم و یا به فلان سوپر مارکتی برم و کلی هله هوله بخرم و خلاصه اینکه بعد از مدتی که کم کم متوجه چاقی خودم  شدم دیگه لباسهای بازار به سختی  اندازم میشدن و یا اینکه همه  بهم میگفتن مواظب باش فلانی تپل شدی و …..  اونجا بود  که تصمیم گرفتم لاغر بشم اونم از راهی که باور داشتم  درسته و تنها لاغری هست در واقع با رژیم گرفتن و ورزش کردن همیشه    لاغری رو در خودم میدیدم  و اونجا بود که دیگه میگفتم چی بخورم که چاق نشم چی کار کنم که لاعر بشم و حساب و کتاب میکردم و زمان خوردن برام مهم بود و کم کم افکار چاقی زیادی پیدا کردم و انتطار داشتم لاعر بشم و اما در حالی که داشتم به چاقی توحه میکردم و دقیقا پروسه رو برعکس طی میکردم و داشتم به جسسمم فشار میاوررم و واقعا  دوران سختی  بودن ولی به هر طریقی بود خودم رو لاغر میکردم اما جه فایده که اصلا نتیجه ماندگار نبود و من بارها از این روش لاغری اقدام میکردم و متناسب میشدم اما هرگز روش داییمی نبود و من رو اذیت میکرد و دیگه خسته شده بودم از این همه تلاش و نتیجه ی نابرابر با تلاشم که من رو خسته میکرد و دیکه این اواخر بارها به زبون میوردم که وای چرا من هر چی میکنم لاغر نمیشم چرا شکمم اب نمیشه چرا جسم من اینطور هست و بارها به خودم و بقیه میگفتم من سوخت سازم پایین هست که چاق میشم من اشتها دارم  و …….و اینقدر به خودم و همه  می گفتم که روز به روز چاقتر میشدم .

      اما خبر نداشتم باید طبق پروسه ی لاغری عمل کنم که اول فکر لاغری رو به وجود بیارم و بعد در مورد لاغری خودم حرف بزنم و بعد لاغری در جسم من به وجود میاد.

      اخه من باید بدونم که  جسم من  فقط یک نمایش دهنده هست  مثل تلویزیون و تصاویر و فیلم ها در تلویزیون  از جای دیگه میاد به اسم  فرستنده که  صدا و سیما هست و من اگر از فلان فیلم و یا شبکه خوشم نمیاد باید کانال رو تغییر بدم نه تی وی رو عوض کنم .

      پس جسم ما نشانده ی وضعیت فکری ما هست و ما باید اول فکر خودمون رو تغییر بدیم  تا جسم ما تغییر کنه .

      خوب یه نکته رو هم بگم من بعد از تقریبا دوسال در سایت بودنم  که خیلی تغییر و تحول داشتم و دارم هم در افکار و رفتارم و هم در جسمم اما هنوزم کمی بعد از خوردن غذا اگر حواسم رو ندم فشار شکمی در قسمت بالای شکمم رو حس میکنم (شایدم وسواس پیدا کردم نمیدونم ) در حالی که یک سوم گذشته ی خودم میخورم اما این حالت زیاد برام پیش میاد و سریع منفی باف میاد  و شروع میکنه به حرف زدن که وای تو الان چاق میشی چون  تو زیاد میخوری و حقیقتا یه صدایی هم میاد که میگه این  کار تو خلاف اموزشها هست چرا اینقدر خوردی مگه قول ندادی پرخوری نداشته باشی  پس چرا و به قول دوستمون حس میکنم یکم در زمینه رها کردن غدا  خیلی  رفتارم شبیه اموزشها نیست  البته بعضی مواقع ها و میتونم بهتر  عمل کنم چون طبق اموزشها باید در حالی که هنوز جا برای خوردن  داری غدا رو رها کنی و مدتی هست  یکم در این زمینه احساس ناتوانی میکنم خیلی وقتها خوبم اما خیلی وقتهام اینطور میشم و اما به خودم میگم طبق اموزشها باید بیام به جنبه ی مثبتش نگاه کنم که من  به نسبت گذشته ی خودم زیاد نخوردم که من کلی غدا بود و نخوررم که من انتخاب میکنم از چه مواد غدایی در اطرافم بخورم پس اینها همه تغییر نیست لاعری نمیاره و من به خودم میگم اگر فکرم رو مثبت نکنم در روند  لاعری جسمم  اختلال ایجاد میکنه و در ضمن همین افکار منفی  من رو ناامید میکنه و  از مسیر خارج میکنه پس بزار با فکر های خوب و امیدوار کننده جلو برم تا مهارتم در این زمینه هم به مرور  بیشتر بشه همین دیشب مهمان بودم و کلی غدا بود برنج و ماهی بود و خورشت بادمجان بود و دیزی  و آش،رشته هم بود و من فقط  با چند لقمه دیزی سیر شدم و یکم احساس فشار شکمی میکردم و هر چقدر بقیه عداها رو میدیدم وسوسه نشدم که  بخورم و این در گذشته محال ممکن بود ها باید از همه میخوردم اینقدر میخوردم تا دل درد شدید پیدا کنم یا استفراغ کنم  اما دیشب انتخاب کردم و این از  تسلط من بر مواد عذایی هست و این مهارت جدیدی هست که در من به وحود اومده و دقیقا به جای اینکه توجهم رو ببرم روی یک لقمه اضافه که خوردم بردم روی توانایی تسلطم بر انواع غذا ها وخودم رو تحسین کردم به جای اینکه ناراحت بشم و اتفاقا تا اونجا بودم متوجه نشدم چی کار کردم  وقتی اومدم خونه متوجه شدم که چه رفتار زیبا و قابل تحسینی داشتم که کلی غدا بود اما من نخوردم  و حتی بعد از شام بستنی بود  و من فقط دو  قاشق چایخوری بستنی  خوردم و نخواستم و نخوردم . پس بازم با حس خوب ادامه میدم با افکار لاغری ادامه میدم تا در جسمم  لاغری رو ببینم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۴/۰۴/۱۰ ۱۶:۰۱
      مدت عضویت: 2423 روز
      امتیاز کاربر: 5180 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 656 کلمه

      به نام خدای مهربانم 

      من  تصمیم به  تغییر دارم برای  همین  هر روز در این راه قدم بر میدلرم 

      پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک این حمله رو من بارها شنیدم و این اصل و اساس کیهان هست .

      و درمورد چاقی هم دقیقا همین قضیه صادق هست یعنی قبل از اینکه جسم من چاق بشه من  اول فکر چاقی رو به وجود آوردم  و بعد گفتار چاقی  و بعد جسم من چاق شد .

       البته بگم یه عده دوست داشتن چاق بشن یه عده ترسیدن که چاق بشن و این فکر ها وقتی تداوم پیدا کنه خلق  میشهو مهم نیست که من اون فکر رو دوست دارم یا بدم میاد همینکه بهش  توجه میکنم خلق میشه  چو ن فکز انرژی هست و انرژی از بین نمیره فقط از یه حالت به حالت دیگه تبدیل میشه .

      من  اگر میخوام افکارم به واقعیت تبدیل بشه باید افکار خودم  رو ادامه بدم تا تبدیل بشه تصویر ذهنی لاغری و بعد تبدیل میشه به گفتار و بعد تبدیل میشه به واقعیت جسمی من  یعنی  همینکه بارها به همه میگم یا داخل سایت می نویسم  من دارم لاغر تر میشم   و یا حق من هست لاعر تر بشم  به مرور تبدیل میشه به واقعیت جسمی من  …

      پس فکر وقتی زیاد بشه تبدیل میشه به گفتار یعنی وقتی فکر چاقی داریم و زیاد میشه تبدیل میشه به گفتار و وقتی زیاد درموردش حرف بزنیم تبدیل میشه به اضافه وزن و چاقی و این حالت آخرش هست 

      وقتی چاق میشیم نگران میشیم وززش میکنیم و رزیم میگیریم و میخولییم یه کاری  کنیم که لاغر بشیم . لاعر نمی شیم  چون  این افکار چاقی  بودن که باعث جاقی شدند و باید اونها رو تغییر بدیم .

       باید آگاه باشید  پروسه ی  چاق شدن از فکر بود و چزا ما حالا میخوایبم با فشار به جسم لاغر بشیم ؟؟ امکان نداره .

      حتی عمل جراحی سنگین و هر کاری که از جسم شروع میکنن با شکست مواجه  میشن .

      من اول باید درک کنم این چاقی یک پروسه بوده  و من  فکر چاقی داشتم و از چاقی ترسیدم و در مورد چاقی حرف زدم  و  چاق شدم  و بعد  وقتی این رو  درک کردم باید بدونم برای لاغری هم باید همین کار رو بکنم و  از افکار باید تغییر کنم  .

      و این باید برای من عجیب نباشه من اول باید از افکار تغییر کنم و لاغر بشم و این تمام پروسه  هست .

       یعنی فکر لاغری ایجاد بشه و در مورد اون صحبت کنیم و بعد لاغری در ما شروع میشه .

      جسم  ما نمایشگر  افکار ما هست .و منبع  تغذیه ی جسم و فرستنده چیز دیگر هست  نمیشه اگر من میخوام فیلم تی وی رو تغییز بدم بدم تلویزیون رو تغییر بدم نه باید کانال رو عوض کنم  پس اگر من از جسمم راضی نیستم باید افکارم رو تغییر بدم 

      حقیفتا این فایل بازم هم برای من تلنگری بود که اگر من میخوام لاعر تر بشم هیچ ورزش و غدایی من رو لاغر نمیکنه من باید لز افکار تغییر کنم اول باید اون رو درست کنم و بعد جسم من خود به خود درست میشه با اینکه این آگاهی رو بلد هستم اما بازم گاهی اوقات خطای فکری دارم و هنوزم گاهی اوقات در جسمم فکر چاقی مرور میشه که من که خیلی خوب و سالم و کمتر میخورم و یا این فعالیت رو دارم چرا لاغر تر نمیشم  و لین یعنی  افکار چاقی در ذهن من ریشه دارن که من میخوام با فشار وارد اوردن به جسم لاعر تر بشم .در حالی که در ذهنم افکاری ناجالب دارم و بارها از غذایی و یا رفتاریی  ترسیدم و همونها باعث چاقی من هستند .

      من اگر هنوزم در ذهنم از سفر و تفریح و  رستوردن و کافه و عروسی میترسم که مبادا برم و چاق تر بشم معلوم هست که در ذهنم افکار چاقی دارم  من اگر هنوزم بعد از خوردن عذایی افکار چاقی رو مرور میکنم در ذهنم چاقی ریشه داره 

      .

      من هر روز به خودم میگم جسم من تمایل داره لاغر بشه و هر روز به سرعت داره لاغر تر میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 10
گردونه هدایا گردونه هدایا