اگه از بچگی بارها شنیدی که «چاقی ارثیه!» یا «آدم چاق همیشه چاق میمونه!» یا دائم تصویر آدمای چاق و خسته رو توی تلویزیون و جمعهای خانوادگی دیدی، خب طبیعیه که یه صدایی توی مغزت بگه: «تو نمیتونی لاغر شی!» 🤯
همین صداها، همین باورهای قدیمی، همونا که از شنیدن و دیدن رفتن توی ناخودآگاهمون، باعث میشن یه مقاومت ذهنی در برابر کاهش وزن شکل بگیره. یه جور دیوار نامرئی که جلوی لاغر شدنمون وایساده! 🧱
و دقیقاً همینه که باعث میشه نتیجه نگیری… چون تا وقتی مقاومت ذهنی در کاهش وزن حل نشه، جسم نمیتونه آزاد و رها بره سمت لاغری. ✨
🔍 جستجو برای رفع موانع لاغر شدن!
اگه تا حالا سعی کردی لاغر شی و نشد، احتمالاً این جملهها واست آشناست:
🙄 «چرا با اینکه رژیم گرفتم، وزنم تکون نمیخوره؟!»
🥵 «چرا با ورزش و عرق ریختن باز هم شکمم کم نمیشه؟!»
🚶♀️ «هر روز پیادهروی میرم، اما خبری از لاغری نیست!»
🍽️ «هیچی نمیخورم، ولی بازم لاغر نمیشم! چرااا؟!»
اینا فقط چندتا از اون “چراهای پرغصه” هستن که ذهن یه آدم چاق با خودش زمزمه میکنه. یه ذهن خسته از تلاش، از شکست، از دیدن عدد ثابت ترازو. 😞

و وقتی هی نتیجه نمیگیری، ناخودآگاه میری دنبال دلیل!
📱 گوگل میکنی، 📺 پیجای لاغری رو زیر و رو میکنی، 📚 مقاله میخونی،
حتی از دوست و آشنا میپرسی: «به نظرت چرا من لاغر نمیشم؟»
انگار یه مانعی هست، یه چیزی که نمیبینیش، ولی حسش میکنی…
✅ و اون چیزی نیست جز مقاومت ذهنی در کاهش وزن! همون دیوار نامرئی توی مغز، همونی که جلوی تغییر واقعی رو میگیره.
🧠 ذهنی که پر شده از باورهای قدیمی، تجربههای شکستخورده، حس بیارزشی، و تلقینهای اشتباه… و اینا همش میشن موانع لاغر شدن.
حالا هرچی تلاش فیزیکی میکنی، رژیم میگیری، ورزش میکنی، باز اون مانع ذهنی کار خودشو میکنه. مثل یه ترمز پنهان که اجازه نمیده حرکت کنی 🚦

✨ مقاومت ذهنی در کاهش وزن
هممون یهجایی توی زندگیمون اینو گفتیم:
“میخوام لاغر شم… ولی نمیتونم. یه چیزی تو ذهنم نمیذاره!”
🧠 مقاومت ذهنی در کاهش وزن از کجا میاد؟
برخلاف اون اشتیاق عمیق و طبیعی که برای لاغر شدن تو وجود همهی ما هست – حتی اگه به زبون نیاریمش – مقاومت ذهنی در کاهش وزن اصلاً طبیعی یا ذاتی نیست.
بلکه اینو خودمون با مرور مکررِ یهسری فکرای محدودکننده ساختیم.
- “چاقی توی خانوادهم ارثیه!”
- “از بچگی استخونبندیم درشته!”
- “من اراده ندارم…”
- “همیشه رژیم گرفتم و شکست خوردم پس دیگه نمیتونم…”
همهی اینا اطلاعاتیان که بارها و بارها به ذهنمون تزریق کردیم، اونم با علاقهی خاص! 😂💉
💡 اما اشتیاق چی؟ اونه دیگه فرق داره!
برعکس مقاومت ذهنی، اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن یه واکنش درونی و هوشمندانهست؛ از طرف سیستم دفاعی بدن میاد، درست مثل وقتی که بدن میفهمه یه جاییش زخم شده و سریع شروع میکنه به ترمیمش.
بدن ما، حتی اگه نپذیریم، چاقی رو یه تهدید جدی برای سلامت میدونه. پس بیوقفه تلاش میکنه با ساختن اشتیاق، ما رو به سمت رهایی از اون سوق بده. 💪
حالا این وسط، مقاومت ذهنی در کاهش وزن همون دیو بزرگیه که خودمون پرورش دادیم. هرچقدر بیشتر باهاش حرف زدیم، بیشتر باورش کردیم، بیشتر تقویتش کردیم.
برای همینم هست که دو نفر با وزن و شرایط مشابه، ممکنه یکی خیلی زود متحول شه و یکی دیگه اصلاً نتونه حتی یه قدم جلو بره.
- برای یکی باور “ارثی بودن چاقی” مثل کوه محکم شده 🏔
- اما برای یکی دیگه “کمتحرک بودن” عامل اصلی شده.
در حالی که هردو عامل شاید واقعی نباشن، فقط چون زیاد تکرار شدن، قوی شدن.
🔄 راه حل چیه؟ دوست شدن با ذهن، نه تسلیم شدن بهش!
اگه تا امروز فکر میکردی “من قربانی مقاومت ذهنیم هستم”، وقتشه ورقو برگردونی! 🌀
تو قربانی نیستی، بلکه خالقِ مقاومت ذهنیات هستی… و وقتی خودت اونو ساختی، پس میتونی از بین ببریش.
تنها کاری که باید بکنی اینه:
- باورهای محدودکنندهتو بشناسی و بنویسی 📝
- هر روز روی تغییرشون تمرین کنی، درست مثل ورزش دادن یه عضله 💪
- به اشتیاق ذاتیات برای لاغر شدن گوش بدی، نه به صدای بلندی که تو ذهنته ولی از دیگرانه
مقاومت ذهنی در کاهش وزن چیز عجیبوغریبی نیست. یه داستان خودساختهست که ما هر روز داریم براش فصل جدیدی مینویسیم.
اما حالا وقتشه این کتابو ببندیم، و یه فصل تازه بنویسیم… فصلی به نام «آزادی ذهن و بدن» 💖✨
اگه حس میکنی این مقاومتا هنوز تو ذهنت هستن، دعوتت میکنم حتماً دورهی «پاکسازی چاقی ذهن» ما رو تجربه کنی.
اونجا با هم قدمبهقدم یاد میگیریم چطور ذهنو دوباره تنظیم کنیم 🎧🧠

🌪️ عوامل ایجادکننده مقاومت ذهنی در کاهش وزن
هر اطلاعات یا آگاهیای که به هر طریقی بهعنوان دلیل چاقی یا توجیه لاغر نشدن وارد ذهن ما شود، میتواند در شکلگیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن نقش داشته باشد. 🧠🚫
نکتهی مهم این است که هرچه سن چاقی افزایش پیدا کند و دفعات تلاش برای لاغر شدن بیشتر و بیشتر بینتیجه بماند، فرد بهطور ناخودآگاه در جستجوی دلایلی برای توجیه این ناکامیها در ذهن خود خواهد بود. یعنی:
ذهن ما برای تسکین درد و رنجِ لاغر نشدن، خودش مشغول ساختن مقاومت ذهنی میشود! 🩹🧩
در واقع، بسیاری از افراد چاق بهطور ناخواسته و ناخودآگاه، برای محافظت از خود در برابر حس شکستهای قبلی، دیوارهایی از مقاومت ذهنی در کاهش وزن دور خود میسازند.
این دیوارها آرامبخش هستند، اما در عین حال مانعی قدرتمند برای رهایی از چاقی محسوب میشوند. 🧱😞
🧠 مقاومت ذهنی از کجا تغذیه میشه؟
این اطلاعات و باورها تحت تأثیر محیط زندگی ما شکل میگیرند:
👨👩👧 محیط خانوادگی
🗣️ دوستان و همکاران چاق که باهاشون درد دل میکنیم
📺 رسانهها، مجلهها، شبکههای اجتماعی
📚 مقالات علمی یا غیرعلمی که دنبال میکنیم
ما هر روز، با اطلاعات خاصی مواجه میشیم که به ذهنمون خوراک میدن. ذهن هم مثل یه آشپز ماهر، این خوراکها رو با دلایل و منطقهای خودش ترکیب میکنه و میگه:
“آهان! پس حق داری که لاغر نمیشی…” 🤷♀️
و اینگونه است که مقاومت ذهنی در کاهش وزن در ذهنمون قدرت میگیره و لاغری برامون تبدیل به رؤیای دور و دنبالهداری میشه که همیشه فردا ازش شروع خواهیم کرد! 😔📆

✨ لاغری با ذهن و اصلاح مقاومت ذهنی در کاهش وزن 🧠💪
بیشتر روشهایی که ما در مسیر لاغری تجربه کردهایم، مثل رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا یا قرصهای لاغری، در ظاهر برای کمک به کاهش وزن طراحی شدهاند.
اما واقعیت اینه که بسیاری از این تلاشها فقط باعث تقویت مقاومت ذهنی در کاهش وزن شدهاند. 😣🧱
چرا؟ چون هر شکست، هر بازگشت وزن، هر بار خسته شدن، پیامی به ذهن میفرسته که:
«من نمیتونم لاغر بشم!»
من خودم ۳۵ سال از زندگیام رو با چاقی گذروندم. روشهای زیادی رو امتحان کردم: رژیم، دمنوش، کالریشماری، کلاس بدنسازی… اما نه تنها لاغر نشدم، بلکه مقاومت ذهنی در لاغر شدن در من بیشتر و بیشتر شد. 🚫⚖️
ذهن من پُر شد از جملاتی مثل:
- «چاقی تو ارثیه!» 👨👩👧👦
- «سنت رفته بالا دیگه لاغر نمیشی!» 🎂
- «هورمونهاته، کاریش نمیشه کرد!» 🧪
- «تو عاشق غذایی، نمیتونی خودتو کنترل کنی!» 🍰
این افکار، فقط فکر نبودن… سنگهای دیوار مقاومت ذهنی در کاهش وزن بودن! 🧱🧠
و هرچی سن چاقیام بیشتر شد، چاق شدنم آسونتر و لاغر شدنم سختتر شد.
🎓 راه نجات: ورود به سرزمین لاغرها
یکی از بهترین تصمیمهایی که توی زندگیام گرفتم، تهیه و تدوین دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها» بود. 🌍💡
در این دوره، قدمبهقدم یاد میگیری:
- چطور اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن رو دوباره فعال کنی
- چطور مقاومت ذهنی در کاهش وزن رو ریشهای درمان کنی
- و چطور از طریق آموزش، تمرین و آگاهی، ذهنی متناسب بسازی که بدن متناسب رو خلق کنه 💫
هر دقیقهای که برای آموزشهای ذهنی وقت میذاری، در واقع داری بنزین میریزی توی موتور اشتیاقت برای لاغر شدن! ⛽🔥
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای عبور از مانع مقاومت ذهنی در کاهش وزن، تنها دانستن کافی نیست، بلکه تمرین کردن کلید اصلی ماجراست. تمرین باعث میشود ذهن شما آگاهانه و ناخودآگاه شروع به تغییر کند و باورهای محدودکنندهای که سالها در ذهنتان خانه کردهاند، کمکم جای خود را به اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن بدهند. 🔓🧠✨
📌 سوالات تمرینی:
- تجربهی شما درباره داشتن اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن چیست؟ این اشتیاق چه زمانی بیشتر و چه زمانی کمتر بوده است؟ شرح دهید.
- استفاده از روشهای مختلف لاغری مثل رژیم، ورزش شدید یا داروها، در شما باعث تشدید اشتیاق لاغری شده یا مقاومت ذهنی در کاهش وزن ایجاد کرده؟ مثال بزنید.
- شنیدهها و دیدگاههای دیگران درباره چاقی و لاغری، چه تاثیری در شکلگیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن در شما داشته است؟ مثال بزنید.
- برخی از باورهای ذهنی محدودکننده خود را که باعث ایجاد مقاومت ذهنی شدهاند، نام ببرید و دربارهشان توضیح دهید.
- آشنایی با روش لاغری با ذهن چه تأثیری بر نگرش شما نسبت به لاغری گذاشته؟ آیا باعث ایجاد اشتیاق بیشتر در شما شده است؟
لطفاً پاسخ خود را در بخش نظرات همین صفحه با دقت بنویسید و با دیگر همراهان تناسب فکری به اشتراک بگذارید. 💬💙
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.48 از 67 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد عزيز و بقيه اعضاء
خوووووب اين فايل هم از اون فايل هاييه كه ذهنم خيلي مقاومت كرد براي نوشتن تمريناتش..هفته پيش اين فايل رو ديدم ولي ذهنم نزاشت تمرين بنويسم ..گذشت و گذشت تا رسيدم به امروز و اومدم فايل ببينم ديدم عه ه من كه اينو ديدم ..پس چرا تمريناشو ننوشتم …فهميدم اين كار ذهن بوده…
.ذهن قدرت بی نهایت دارد، قدرتی که هم در جهت مثبت میتواند موثر باشد که آن را می توان تمایل یا اشتیاق ذهنی نامید و هم در جهت منفی می تواند موقر باشد که آن را مقاومت ذهنی می نامیم.
.
من درباره اشتياق شنيده بودم ولي با اين توضيحات شما درباره اشتياق ذهني هيچ آشنايي نداشتم و اينجوري كه شما اشتياق ذهني و مقاومت ذهني را دو سر يك نمودار قرار داديد خيلي برام جالب بود ..ميشه بيشتر بهش فك كنم الان در حد درك همين لحظه ام دارم مينويسم..
.با توجه به توضيحات متن ، من هميشه اشتياق ذهني داشتم براي لاغر شدن ..هيچ وقت نبوده كه بگم من چاقيم رو دوست دارم و باهاش مشكلي ندارم ، برعكس هميشه از چاقيم ناراحت بودم اين يعني اشتياق ذهني من، در هر لحظه داشته من رو ترغيب به لاغري ميكرده ولي همونطور كه شما گفتيد در متن مقاومت هاي ذهني من زياد بود و هي با رژيم هاي مختلف اين مقاومت ها رو بيشتر ميكردم چراكه هي به ذهنم ميگفتم من نميتونم به راحتي لاغر بشم و هميشه بايد به رژيم هاي مختلف متوسل بشم تا لاغر بشم .از اين جهت ميگم مقاومت ذهني من زياد بوده كه اشتياق ذهني من رو كم سرعت ميكرد..و يك نيروي منفي با باورهاي چاق كننده با ذهنم داده بودم كه باعث شده اشتياق من سرعتش كم بشه ولي هيچ وقت سرعتش متوقف نشد..
.
قطعا مقاومت ذهني لاغر شدن ايجاد كرده..چون با رژيم ها كه لاغر نشدم ..حتي بعدش حالم بدتر هم ميشد…الان كه فكر ميكنم اين مكانيزم ذهن و مغز هست كه بعد از اينكه تلاش ميكردم با عوامل بيروني لاغر بشم، من را با شكست مواجهه ميكردن..چون همونطور كه شما گفتيد ذهن ما كه فيزيكي نيست و معلوم نيست چقدر گسترده ست ..واسه همين قدرتش خيلي زياده و خيلي بد من رو زمين ميزد وقتي ميخواستم ناديده اش بگيرم و با عواملي بيروني لاغر بشم و يا چاقيم رو به عوامل بيروني ربط ميدادم.(البته من تا قبل از اين اصلا با واژه مقاومت ذهني درباره چاقي لاغري آشنا نبودم)..اما اينو ميدونم كه ميشه ذهن رو همسو كرد با خواسته ها..ميشه ذهن رو در مواقعي خاموش كرد ..چون در مديتيشن كاملا شاهد هستم كه ميشه ذهن رو فرمانبردار كرد..و در اين فايل شما گفتيد كه ما به ذهن قدرت داديم و الانم ميتونيم كوچيكش كنيم و همسوش كنيم با خواسته خودمون ..با توجه به اينكه تجربه رام كردن ذهن در مديتيشن رو دارم كاملا درك ميكنم شما چي ميگيد و چطور ميشه ذهن رو رام كرد…
.
با توجه به توضيحات شما هر شخصي بنا به شرايط خانواده گي و فرهنگي كه توش بزرگ شده يه سري شنيده ها و ديده ها داره كه اونا يا به شكل باورهاي منفي شايد بشه گفت مقاومت ذهني يا به شكل باورهاي مثبت ،اشتياق ذهني در فرد نمود پيدا ميكنن…براي من اين شنيده ها و ديده ها درباره اضافه وزنم ،به شكل منفي درباره لاغري بودن و به شكل مقاومت ذهني براي لاغر شدن نمود پيدا كرد ..ضرب المثل “گدا صورت و بازاري صورت” در بچه گي خيلي براي من شفاف بود و خيلي ميشنيدم ..به افراد چاق كه صورت پري داشتن ميگفتن صورت بازاري ..به افراد لاغر كه صورت كشيده و لاغري داشتن ميگفتن گدا صورت ..اين باور چون در كودكي به خورد مغزم داده شده بسيار قوي هست و همين يه ماه پيش يادم اومد كه چقدر اين رو توي بچه گي ميشنيدم …و فهميدم عه ه ه ه پس اين يكي از ترمزاي ذهنم هست..يا به قول شما يكي از مقاومت هاي ذهني من همينه …
يكي ديگه از مقاومت هاي ذهني من اين بودش كه خودم ،
خودم رو خيلي با مامانم مقايسه ميكردم و ميگفتم چاقي من مثل مامانمه …
يا باور بعد از چهل سالگي رو تازه پيداش كردم …اصلا يادم نبود كه هميشه ميگفتم بايد تا چهل سالگي لاغر بشم ..يا ميگفتم تا چهل سالگي اگر كسي موفق شد توي زندگيش كه هيچي..موفق شده تمام شده ..ولي اگر تا چهل سالگي موفق نشد ، بعدش نميتونه به جايي برسه..
اينها رو قطعا در كودكي شنيده بودم و شدن مقاومت ذهني من ..
قبل از آشنايي با اين سايت هميشه خودم را ناتوان در لاغريم ميدونستم ..هميشه لاغريم رو دور ميديدم…سخت ميديدم…و رويا بود برام ..جالبه كه اشتياق ذهني من ذره اي فروكش نكرده در اين سالها و هر روز اشتياقم بيشتر شده ..الان كه در متن خوندم “سیستم ایمنی بدن علاوه بر تسلط بر جسم برای انجام فعالیت های مختلف جهت بالابردن ایمنی بدن و مبارزه با عوامل بیماری زا بر ذهن انسان نیز تسلط دارد و هر زمان که نیاز به انجام کار فیزیکی یا اقدامی که منجر به بهبود شرایط جسمی شود باشد از طریق ایجاد اشتیاق ذهنی این کار را انجام می دهد.
چاقی موضوعی است که سیستم ایمنی بدن هم از طریق فعالیت های جسمی در جهت رفع آن اقدام می کند و هم از طریق ایجاد اشتیاق ذهنی و تمایل برای لاغر شدن فرد را تحت فشار برای لاغر شدن قرار می دهد.”
اين نكته بسيار من رو تحت تاثير قرار داد چون من كاملا متوجه ميشم سيستم ايمني من يه وقتايي ضعيف عمل ميكنه ..الان متوجه شدم در تمام اين سالها داشته نيروي خودش رو صرف برطرف كردن چاقي من ميكرده ..درباره سيستم ايمني همه چيز فكر ميكردم الا اينكه سيستم ايمني بر ذهن ما هم تسلط داره ..الله اكبر از اين قدرتي كه درون بدنمونه .
.
چند موردش رو بالاتر گفتم
فكر ميكنم نگرش چهل سالگي خيلي بيشتر براي من پررنگ و عميق باشه چون هم به موفقيت و ثروت ربطش ميدادم هم به لاغري..نميدونم از كجا عدد 40 سالگي در ذهنم نشسته …ولي از وقتي فهميدم هنوز توي شوك هستم كه من چطور همچين باور مزخرفي رو در خودم پرورش دادم…از اون روز كه فهميدم اين باور رو دارم ، دارم اشخاصي كه متفاوت با باور من هستن رو نشون ذهنم ميدم هم از لحاظ لاغري هم از لحاظ موفقيت در زندگي ..
ولي ميدونم اين باور خيلي عميقه ..بعد از اينهمه سال فايل گوش كردن تازه پيداش كردم يعني خيلي ريشه داره و عميقه و در لايه هاي زيرين ذهنم بوده كه من بهش دسترسي نداشتم ..
.
حالا يه چيز جالب درباره اين باورم و ارتباطش با اشتياق ذهنيم بگم ..
توي اينستاگرام من خانم بلاگري كه 70 سالش هست رو فالو دارم كه آمريكاييه…البته الان شده 75 سالش ..من 5 ساله ايشون رو فالو دارم ..ايشون خيلي خوش فرم و پر انرژيه ..خوش تيپ و رمانتيك با همسرش زندگي ميكنه ..هميشه ورزش و يوگا ميكنه…دوچرخه سواري ميكنه ..اسكي ميكنه…اشتياق ذهني من ، من رو كشونده بود سمت اين خانم و هميشه از ديدنش لذت ميبردم ..اين خانم آشپزي ميكنه ولي من بيشتر محو لايف استايلش بودم تا آشپزيش…الان فهميدم كه در روند لاغري با ذهن كسايي كه آشپزي ميكنن و هر چيزي به آشپزي مربوط باشه رو بايد ازش دوري كنيم ..
ولي پوينت من اينه كه ، چون باورهاي ذهني من يا مقاومت ذهني من چهل سالگي بوده و من نميدونستم ..اشتياق ذهنم از اين موضوع آگاهي داشته و داشته من رو سوق ميداده به سمت ديدن ايشون ..آگاهي ذهن بصورت نيرويي كه كشش رو ميفهمه عمل ميكنه …هر جا نيرو(توجه) به سمت باورها كشيده بشه ذهن مقاومت نميكنه و تركيب اين توجه و باور ميشه خواسته ما و اتفاقات رو شكل ميگيره به همون شكلي كه ميخواهيم..هر جا اين كشش(توجه) در دو جهت مخالف باشه ، ذهن هم مقاومتش بيشتر ميشه ايندفعه در جهت نرسيدن ما به اون خواسته…
.
مغز و ذهن چيز پيچيده ايه ..فهميدم فقط بايد ساده رفتار كرد ..هر پيچيده گي در رفتار ما ، الگوهاي پيچيده اي به مغز ميده كه اون پيچيده گي در زندگي ما طوري نمود ميكنه كه بايد يكي توي سر خودمون بزنيم يكي توي سر زمين…روي سخنم با خودمه …
.
.
آشنايي با لاغري با ذهن انگار ذهنم رو داره همسو ميكنه با اشتياق ذهني براي لاغري…اولش يكم ذهنم و باورام رگ به رگ شد ..چون باور اين موضوع برام سخت بود ..باور داشتم با ذهن ميشه خيلي كارا كرد ولي باور نداشتم با ذهن ميشه لاغر شد ..واسه همين يكم تعجب كردم اون اوايل ..اما الان ديگه باورم شده كه ميشه ..الان كه ديگه تغييرات غذايي ام رو دارم ميبينم ..الان كه تغييرات در خريد مواد غذايي رو دارم ميبينم كاملا باورم شده اشتياق ذهن من براي لاغري با آموزش هاي لاغري با قدرت ذهن همسو هست و با هم چلنج ندارن …
كلا توي سرم سرو صدا ها كم شدن ..قبلا رژيم ها با باورهام خيلي دعواشون ميشد توي سرم ..يادمه ماه آخر رژيم كتوژنيك با كل تئوري كتوژنيك داشتم ميجنگيدم …
ولي الان با گذشت اينهمه ماه كه دارم فايل گوش ميدم هيچ دعوايي توي سرم نمي شنوم ..
همه چي آرومه
همين آرامش به من اميد ادامه ميده …
.
.
ممنون براي اين فايل عالي
نشان های دریافت شده
سلام و درود دوست عزیز
الان یکسال و چند ماه هست از این تجربه تون گذشته و من دارم میخونمش
شاید یکسال پیش این تجربه برای شما درس داشته و امروز خوندنش برای من درس داشت
از صبح کلمه “حسرت”داره توی سرم میچرخه و توی دفترم نوشتم که نشونه ای بده
و برخوردم به کامنت شما
خواستم ازتون سپاسگذاری کنم که این تجربه الهی رو به اشتراک گذاشتید
موفق باشید