0

ترس از لاغری؛ مانع پنهان کاهش وزن ذهنی (گام ۶۹)

ترس از لاغری
اندازه متن

🌿 تصور کن سال‌هاست دنبال لاغر شدن هستی… رژیم گرفتی، ورزش کردی، بارها از غذاهایی که دوست داشتی گذشتی… حالا یه جمله به گوشت می‌رسه که می‌گه:

📍 این جلسه ادامه گام ۶۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

«لاغر شدن ترس دارد و با ترس، لاغر نمی‌شوی!»

شاید تو هم مثل من، اولش مات و مبهوت بمونی… بگی: مگه می‌شه؟ من همیشه آرزوی لاغر شدن داشتم، چطور ممکنه ازش بترسم؟! 🤔

اما واقعیت اینه که ترس از لاغری دقیقاً همین‌قدر پنهان و زیرپوستیه. یه باور خیلی مخفی توی ذهن ناخودآگاه‌مونه که باعث می‌شه همیشه یه قدم مونده به موفقیت، عقب بکشیم.

ترس از روبرو شدن با موفقیت

😅 شاید اولش خنده‌دار به نظر برسه، اما واقعاً بعضی وقتا از موفق شدن می‌ترسیم!

ترس از موفقیت

🔍 اگه یه نگاهی عمیق‌تر به گذشته‌مون بندازیم، می‌بینیم که خیلی جاها خواسته‌ای داشتیم، اما یه چیزی توی وجودمون نمی‌ذاشت سمتش بریم…

یه صدای کوچیک که می‌گفت: اگه بری جلو، چی می‌شه؟ واقعاً می‌تونی؟!

🎓 شاید همیشه عاشق ادامه تحصیل بودی، اما فقط تصور نشستن توی کلاس، یا رفتن به یه شهر دیگه، باعث می‌شد دلت بلرزه و از خیرش بگذری…

🏠 یا شاید همیشه رویای زندگی توی یه خونه بزرگ‌تر رو داشتی… اما فکر تمیز کردنش، خرج تعمیرات، یا حتی نگاه قضاوت‌گر همسایه‌ها، اون‌قدر ذهنتو مشغول کرده که ترجیح دادی همون خونه کوچیک رو نگه‌داری.

🧠 این‌ها همه نمونه‌هایی از ترس از روبرو شدن با موفقیت هستن…

ترسایی که نمی‌ذارن وارد دنیای جدیدت بشی، دنیایی که هم دوستش داری و هم ازش می‌ترسی!

حالا بذار یه مثال خیلی آشنا بزنم:

🌟 ترس از لاغری هم از همین جنسه…

در ظاهر می‌خوای متناسب بشی، لباس‌های قشنگ بپوشی، راحت حرکت کنی… اما درونت پر از نگرانیه:

  • نکنه با لاغری صورتم زشت بشه؟
  • نکنه همسرم منو دیگه نخواد؟
  • لباس‌های قبلیم چی می‌شن؟

🌀 این فکرها نشونه ترس از لاغریه همون ترس پنهانی که جلوی موفق شدن رو می‌گیره…

نقش ترس در پیشرفت نکردن

🔒 بعضی وقت‌ها آدم حس می‌کنه یه نیروی نامرئی داره جلوشو می‌گیره… انگار هرچی تلاش می‌کنی، زور می‌زنی، برنامه می‌ریزی، بازم یه چیزی نمی‌ذاره بری جلو…

منم دقیقاً همین حس رو داشتم.

🚘 سال‌ها بود دلم می‌خواست یه ماشین بهتر داشته باشم… یه ماشینی که هم شیک‌تر باشه، هم راحت‌تر. اما در عین حال، یه صدای کوچیک توی ذهنم همیشه می‌گفت:

– هزینه‌هاش زیاده!

– همه نگاهت می‌کنن!

– نکنه کسی حسودی کنه یا چشم بزنه؟

– با این ماشین بری بازار، همه فروشنده‌ها گرون‌تر حساب می‌کنن!

😬 این فکرها اون‌قدر قوی شده بودن که عملاً نمی‌ذاشتن به خواسته‌م برسم.

حالا متوجه شدم که اون گفتگوهای ذهنی، همون ترس از موفقیت بود… همون چیزی که اجازه نمی‌داد حتی به آرزوهام نزدیک بشم!

🎯 دقیقاً مثل ترس از لاغری!

وقتی لاغر شدن رو به عنوان یه آرزو در ذهنت داری، ولی در ناخودآگاهت پر از ترس و شک و تردید نسبت به لاغری هستی، هیچ‌وقت نمی‌تونی آزادانه جلو بری.

مثل اینه که با یه پا روی گاز و یه پا روی ترمز رانندگی کنی!

از خاطرات رژیم‌های سخت، شکست‌های قبلی، تجربه‌هایی که بهت گفتن لاغری مساوی رنج کشیدنه… یا حتی ترس‌های عمیق‌تر مثل:

– اگه لاغر شم، صورتم زشت میشه!

– اگه لاغر شم، همه لباس‌هام برام گشاد میشه!

🛑 همه این ترس‌ها مثل دیوارهای نامرئی جلوی موفقیت رو می‌گیرن.

اما خبر خوب اینه که وقتی این دیوارها رو بشناسی، می‌تونی با ذهن آگاهت ازشون رد بشی… و اون‌وقته که ترس از لاغری از بین میره و مسیر واقعاً برات باز می‌شه ❤️

ترس از لاغری

ترس از لاغری

توی ناخودآگاه ما ترس از لاغری یه مانع پنهانه… یه ترسی که شاید هیچ‌وقت بهش فکر نکردی، اما مثل یه سد بزرگ جلو راهته.

🧩 بیشتر آدم‌هایی که اضافه وزن دارن، تجربه‌های زیادی از رژیم، ورزش، قرص، دمنوش، عطاری و هزار روش دیگه رو داشتن.

اما هر بار بعد از کلی سختی، وزن که کم می‌شه، خیلی زود برمی‌گرده… و همین تکرارِ امید، زحمت، شکست باعث می‌شه ذهن ما به لاغر شدن، یه تصویر پر از درد و ناراحتی بچسبونه. 😣

یعنی لاغر شدن = سختی کشیدن، محرومیت، گرسنگی، زجر، شکست!

و نتیجه‌ش چی می‌شه؟

✅ ذهن ناخودآگاه برای محافظت ازت، جلوی لاغر شدنت رو می‌گیره!

چون توی ناخودآگاهت لاغری مساویه با رنج، پس بدن با تمام قدرت می‌گه:

❌ “من نمی‌خوام لاغر شم، چون می‌ترسم دوباره اذیت بشم!”

🌪️ اینجوریه که ترس از لاغری مثل یه سایه مخفی توی ذهن می‌مونه… نه‌تنها باعث می‌شه اضافه وزنت بمونه، بلکه هر بار که می‌خوای شروع کنی، یه احساس دلهره و مقاومت سراغت میاد.

  • باز باید غذامو جدا کنم؟ 😔
  • بازم قراره بهم سخت بگذره؟
  • اگه لاغر شم، نکنه صورتم زشت بشه؟
  • نکنه همسرم دیگه منو نخواد؟

🧠 همه این فکرها، مصداق کامل ترس از لاغری هستن… ترسی که ریشه‌ش به تجربه‌های تلخ گذشته‌ت برمی‌گرده، اما الان داره آینده‌ت رو هم خراب می‌کنه.

انگیزه لاغری

🧠 تجربه‌ای الهام‌بخش برای روبرو شدن با ترس از لاغری

یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های مسیر لاغری با ذهن، خوندن نوشته‌ها و تجربه‌های هنرجوهاییه که دقیقاً با همون ترس‌هایی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنن که شاید تو هم همین حالا درگیرش باشی…

📖 نوشته‌های صادقانه‌ی اون‌ها کمک می‌کنه تا ترس‌های پنهان ذهنی‌مون رو بهتر بشناسیم، مخصوصاً ترس از لاغری که یکی از مخفی‌ترین و در عین حال قوی‌ترین مانع‌های لاغر شدنه.

در ادامه، نوشته‌ی یکی از دوستان خوبمون در دوره‌ی «ورود به سرزمین لاغرها» رو می‌خونی که به زیبایی نشون می‌ده چطور آگاهی، می‌تونه ترس‌ها رو روشن کنه و امید رو جایگزینش کنه:

“لاغر شدن ترس دارد و با ترس، لاغر نمی‌شوید!”

این جمله عمیقاً من رو به فکر فرو برد… 🤔 مگه می‌شه منی که سال‌هاست دنبال لاغری‌ام، ازش بترسم؟! اما وقتی فایل آموزشی اون روز رو گوش دادم 🎧✨، فهمیدم چقدر ذهنم زیر پوستی درگیر این ترسه.

حالا می‌دونم که خواستن کافی نیست؛ چون خواسته‌ها توی ذهن خودآگاهم هستن 🧠، ولی موانع اصلی، مثل ترس از لاغری، توی ناخودآگاه من پنهان شده بودن… 🕵️‍♀️

مثلاً ترس داشتم که اگه لاغر شم، صورتم زشت می‌شه 😬… یا همسرم دیگه منو دوست نداشته باشه 💔… یا لباس‌های قبلیم برام بی‌استفاده بشن 👗❌!

اما وقتی این باورها رو بررسی کردم 🔍، دیدم هیچ‌کدومشون واقعی نیستن ✅. من قبلاً هم لاغر بودم و زیبا 🌸✨… و عکس‌های شگفتی‌سازها 📸 اینو ثابت می‌کنه که لاغری چهره‌ی آدم رو شادتر، زیباتر و جوون‌تر می‌کنه 🌟.

درباره همسرم 💑، به این نتیجه رسیدم که اگر من رو واقعاً دوست داشته باشه، در هر حالتی دوستم داره 💕؛ مهم احساسی هست که از خودم دارم 🌈.

و درباره لباس‌ها؟ 👚👖 خب، همیشه می‌تونم لباس‌های جدید و دلخواه برای اندام متناسبم تهیه کنم 🛍️ و از پوشیدن‌شون لذت ببرم 😍.

الان با تمام وجودم حس می‌کنم دارم سبک می‌شم 🕊️… حتی اگه هنوز روی ترازو تغییری نیومده باشه ⚖️. چون بار ترس‌ها از ذهنم برداشته شده 🙌 و حالا با آگاهی 🌱، با آرامش 🧘‍♀️ و بدون ترس 🚀، مسیر لاغری رو ادامه می‌دم.

دیگه از خوردن نمی‌ترسم 🍽️😊… غذا خوردن برام عادی و لذت‌بخشه 🎉. و مهم‌تر اینکه به این باور رسیدم که بدن من توانایی لاغر شدن رو داره 💪✨، فقط کافیه مانع‌های ذهنی مثل ترس از لاغری رو کنار بزنم 🧩❤️.

🌟 نوشته‌ی این دوست عزیزمون به‌خوبی نشون می‌ده که آگاهی، شجاعت می‌آره… و اون آگاهی رو به بهترین شکل، می‌تونی در دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها تجربه کنی.

🗺️ این دوره دقیقاً طراحی شده تا کمک کنه ترس‌های پنهان ذهنی مثل ترس از زشت شدن، ترس از دیده نشدن، یا ترس از تغییر کردن رو شناسایی کنی، اصلاحشون کنی، و با ذهنی آزاد و آماده، وارد مسیر لاغری بشی — مسیری با لذت، نه با رنج!

✍️ در ادامه هم توی گام ۷۰ سراغ «ذهن چاق چیست؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 137 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.62 از 63 رای

https://tanasobefekri.net/?p=19369

137 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

137 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار متناسب موفق
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۲ ۰۰:۲۸
      مدت عضویت: 2063 روز
      امتیاز کاربر: 15689 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 697 کلمه

      گام ۶۹ لاغر شدن ترس دارد وباترس لاغرنمی شوید 

      به نام خدا💞💞💞

      خیلی وقت ها از رسیدن به خواسته هایمان ترس داریم چون خواسته‌های ما با علایق و افکار ما همسو نیست 

      بیشتر مثال های که زدید من باهاشون درگیر بودم یک مدت خیلی دلم می‌خواست آزمون اعزام به خارج دبیران شرکت کنم چون دوست داشتم کشورهای دیگر را ببینم ولی همیشه ازغربت وتنهایی  ترس داشتم‌

      گفتم اگه از طرح اعزام به خارج دبیران اقدام کنم لااقل از نظر جا و مکان و اینکه در میان بقیه دبیران همزبان هستیم مشکلی ندارم.

       ولی بازم ترس‌های دیگه ای داشتم اینکه چطور میتونه بدون مادر و خانواده ام باشم ولی بازم پیگیری می‌کردم و مطالعه می کردم وقتی بخاطرمشکلیه از طرف من نتونستم در آزمون شرکت کنم خیالم راحت شد😅 گفتم خوب شد بدون مادرم چطور می توانم زندگی کنم.

       ماشین خوب تصور هزینه های ماشین گران قیمت برام خیلی سخته.

       یا خانه های بزرگتر  که در حال رسیدن بهش هستم  این رو در ذهنم تداعی می‌کند که چطور تمیزش کنم یا اگه چشم بخورم چی ؟

      افرادی که اضافه وزن دارند به طور ناخودآگاه از لاغر شدن ترسند و تصور می کنند و رشد نیاز به تحمل رنج و سختی زیاد دارد و توان آنها خارج است.

      غافل از این که هیچ فرد متناسبی برای لاغر شدن سختی تحمل نمی کند تصور اشتباه در مورد سخت بودن لاغرشدن مشابه تصور اشتباه بودن.، داشتن خانه بزرگ تر یا تصور اشتباه در مورد داشتن ماشین بهتر است.

      ✳ نکته قابل توجه همه این تصور های اشتباه به یک شکل مانع موفقیت ما و رسیدن به خواسته هایمان می شود .

      با یادگیری استفاده از قدرت ذهن می توان برترس ها غلبه کرد.

      🎁 اگر میخواهید رویای لاغری خود را به حقیقت تبدیل کنید باید آگاهانه و هوشیارانه با ترس های لاغر شدن مقابله کرد.

       یکی از باورهایی که من داشتم و دارم کمرنگش می کنم اینکه وقتی لاغر بشم صورتم خراب میشه وقتی به صورت شگفتی‌سازان نگاه می‌کنم می‌بینم که اینقد صورت های شاداب و جوانی پیدا کردند میگفتم میشه صورت من هم همینطور بشه؟

       الان که به لطف خداوند درمسیر هستم فهمیدم که صورت منم جوان و شاداب می شه .

      چون وقتی رژیم می گرفتم همه رنج و سختی بود همه فشار و ناراحتی بود مرتب گرسنگی کشیدن بود.

      اکثرا  مواقع از ساعت ۶:۰۰ عصرچیزی نمی خوردم.

       به گفته گروه هایی رژیمی که بودیم برای اینکه چربی سوزی خوبی داشته باشیم صبح زود باید صبحانه بخوریم بعضی وقتا از ساعت ۷ صبح  چیزی نمی خوردم تا ساعت ۲ 

      وقتی سرکار می آمدم حسابی گرسنه می شدم اعصابم به هم می ریخت.

       مثل  استاد در عصرهای گرم پیاده روی می کردم که چربی سوزی بیشتری  داشته باشم.

       این حجم از فشار و گرسنگی و اعصاب خوردی باعث شد تناسب من یک دست نباشد پا و شکم و کمر اب شده بود ولی بالا تنه ام  مانده بود و صورتم حسابی به هم ریخته بود کمردرد و زانو درد هم داشتم.

       تناسب ناجور من برایم گران تمام شد ماه ها دکتر و دعوا می کردم که بتوانم دردهایی که بر من تحمیل شده بود را درمان کنم .

      ولی الان که از هیچ چیزی منع نمیشوم  وهرچیزی که دوست داشته باشم میخورم هیچ وقت گرسنه نیستم آرامش دارم و اصلا نگران چاقی نیستم مطمئن هستم که متناسب می شم چه بخواهم چه نخواهم به نظر شما در مسیری که آرامش و شادی داری صورت و پوست و اندام خراب می شود؟ هرگز

      جالبه به خاطر این رژیم های که میگرفتم یک مانع بزرگ دارم که از همه موانع هایم بزرگتره .اونم عشقی به اسم مادر😍

      مادری دارم بهتر از برگ درخت 

      مادرم تهدیدم کرده که اگه دفعه دیگه رژیم بگیری من می دونم وتو😡😡

      باور مادرم اینه زن لاغر یعنی بیمار یعنی در زندگیش مشکل داره باشوهرش دعوا میکنه😅

      ولی زن چاق یعنی زن سرحال وخوشبخت .

      واینکه توی خواهرام من چاق شدم بقیه یا متناسبن یا کمی اضافه وزن دارند .

      ولی چون تناسب من همراه با بیماری بود خاطره بدی توی ذهنش نقش بسته .

      اولای دوره نگران این مانع بودم ولی الان که درمسیرم و وزنم خیلی نرم وطبیعیه داره کم میشه میدونم مادرم هم نگران من نمیشه و به لطف خدا بیماری هام هم خوب میشه🤲🤲

      استاد خداوند هرچی خیره نصیبتون کنه .توی این هفته ۳نفر بهم گفتند خیلی جمع وجور شدی .😭خیلی خوشحالم که باشادی و آرامش دارم متناسب میشم .ازخوشحالی اشکم درآمده .خدایا هزاران سپاس 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم