0

ذهن چاق چیست؟ تفاوت‌های ذهن افراد چاق و متناسب (گام ۷۰)

ذهن چاق
اندازه متن

همه‌جای دنیا وقتی صحبت از چاقی می‌شه، سریع ذهن‌ها می‌ره سمت پرخوری 🍕 و کم‌تحرکی 🛋️ یا شاید یه ژنتیک “بدشانس”!

اما چیزی که خیلیا ازش غافلن، ذهن چاقه… ذهنیه که مثل یه عینک تار، دنیا و غذا رو جور دیگه‌ای می‌بینه 🤯

یعنی تحلیل‌ها، برداشت‌ها و تصمیم‌هایی که از درون این ذهن میاد، خودش عامل اصلی چاقی بدنه—نه بشقاب غذا! 🍽️

اگه ذهنت چاق باشه، حتی وقتی کم هم بخوری، رفتارات طوریه که انگار داری چاق‌تر می‌شی!

تاثیر فرمول های ذهن چاق

وقتی حرف از فرمول‌های ذهن می‌زنیم، یعنی همون باورها، تحلیل‌ها و برداشت‌هایی که فقط رفتار و جسم ما رو شکل نمی‌دن، بلکه مثل یه فیلتر قوی، نگاه ما به زندگی رو هم تغییر می‌دن 🎯🧠

فرمول های ذهن

دقیقاً مثل اینه که یه عینک با شیشه آبی بزنیم؛ اون‌وقت دیگه همه‌چی اطرافمون —حتی چیزهایی که سفید یا سبز هستن— با تون آبی دیده می‌شن 🎨👓

نه به‌خاطر اینکه واقعاً آبی‌ان، بلکه چون عینک ما اون رنگ رو بهشون داده.

حالا تصور کن ذهن ما هم یه جور عینک باشه؛ عینکی با شیشه‌های ساخته‌شده از ترس، قضاوت، تجربه‌های منفی و اطلاعات نادرست درباره بدن و غذا.

این همون فرمول‌های ذهنی هستن که واقعیت بیرونی رو تحریف می‌کنن و کاری می‌کنن که دنیا رو نه اون‌طور که هست، بلکه اون‌طور که ذهنمون باور داره، ببینیم. 🤯💭

مثلاً یه فرد متناسب ممکنه فقط در حال خوردن ناهار روزمره‌ش باشه، ولی ذهن ما اون رو به شکل یه آدم خوش‌شانس یا بی‌خیال تعبیر می‌کنه که “حتماً ژنتیک خوبی داره” یا “لابد هیچ‌وقت استرس وزنش رو نداشته”! 😑

در واقع، این فرمول‌های ذهنی هستن که باعث می‌شن ما آدم‌های متناسب رو به‌جای الگو، به چشم تهدید ببینیم، یا حتی حسادت کنیم و خودمون رو قربانی فرض کنیم.

خود من یادمه وقتی اضافه‌وزن داشتم، رفتار آدم‌های متناسب رو از پشت این عینک ذهن چاق تماشا می‌کردم. فکر می‌کردم اونا خیلی مغرورن، خودشونو می‌گیرن یا حتی آدم‌های سرد و بی‌احساسی هستن 😐💭

در حالی‌که حالا می‌دونم اون برداشت‌ها، بازتاب فرمول‌های ذهن من بودن نه واقعیت وجودی اون آدم‌ها!

این فرمول‌ها باعث می‌شن حتی نگاه ما به خدا و کائنات هم تغییر کنه!

یادم میاد بارها از خدا گلایه کردم:

“چرا من باید چاق باشم و بقیه نه؟! چرا من باید با این همه محدودیت زندگی کنم؟!”

اما حالا می‌فهمم که اون صداها از بیرون نمی‌اومدن، بلکه از فرمول‌های ذهنی می‌اومدن که درونم ریشه کرده بودن و همه چیزو تار می‌دیدن… حتی مهربونی خدا رو! 🌥️💔

وقتی زندگی رو از لنز ذهن چاق ببینی، دنیا تبدیل می‌شه به جایی پر از نابرابری، محدودیت، ناامیدی و حسرت.

اما وقتی شروع به پاک‌سازی این فرمول‌ها می‌کنی، کم‌کم تصویر شفاف‌تری از دنیا، غذا، آدم‌ها و خودت می‌بینی.

🌟 اون موقع‌ست که می‌فهمی چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ بلکه یه داستان نانوشته در ذهنته که حالا وقتشه بازنویسی‌ش کنی…

ذهن متناسب و ذهن چاق

تفاوت ذهن افراد چاق و متناسب

همه‌مون سیستم بدنی تقریباً یکسانی داریم؛ مغز، معده، سیستم عصبی، هورمون‌ها… پس چرا بعضیا راحت غذا رو کنترل می‌کنن ولی بعضی‌ها انگار همیشه درگیر خوردنن؟ 😖🍕

🧠 ذهن افراد چاق یه ذهن نگران، مضطرب و همیشه آماده برای خطره. هر غذایی که می‌بینه، ته‌ذهنش یاد خاطره‌ای از محرومیت، تنهایی یا شکست می‌افته.

در مقابل، ذهن متناسب هیچ درگیری عاطفی خاصی با غذا نداره. برای اون، غذا فقط غذاست، نه پناهگاه، نه پاداش، نه تنبیه!

مثلاً یه فرد متناسب وقتی تعارف غذا می‌شه، خیلی راحت می‌گه: «نه مرسی، میل ندارم» 😌

چون نه از رد کردن می‌ترسه، نه از قضاوت دیگران، نه از این‌که دیگه گیرش نیاد. چون ذهنش، با فرمول‌های متناسب و آزادانه طراحی شده.

اما ذهن چاق چی؟

همون تعارف ساده می‌تونه یه طوفان فکری راه بندازه:

«اگه نگیرم بی‌احترامی می‌شه»، «شاید دیگه نباشه»، «همه دارن می‌خورن»، «یه بار که اشکال نداره»…

خیلی از دوستانی که تو دوره‌ی «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردن، با وجود آموزش و تمرین، هنوز با این تضاد درگیرن.

چرا؟ چون هنوز دارن دنیا رو از دریچه‌ی همون فرمول‌های ذهن چاق قدیمی می‌بینن.

ذهنشون هنوز بهشون می‌گه:

«اون فرد متناسب حتماً عزت نفس بالایی داره که می‌تونه “نه” بگه… من هنوز به اون مرحله نرسیدم…»

در حالی‌که واقعیت اینه که قدرت نه گفتن، حاصل عزت نفس نیست، حاصل ذهن متناسبه!

و این ذهن، قابل ساخته شدن ـــ با تمرین، آگاهی و تکرار فرمول‌های جدیده.

💡 ذهن متناسب یاد گرفته به نیاز واقعی بدن گوش بده، نه به سر و صدای ذهن. یاد گرفته که غذا دشمن نیست، ولی هم‌زمان هم تنها راه خوشحالی نیست. یاد گرفته که لذت، از سادگی میاد، نه از پُرخوری.

اما ذهن چاق، هنوز توی حلقه‌های شرطی‌شده‌ی قدیمی‌اش اسیره؛ جایی که غذا همیشه نقش قهرمان، دشمن یا پاداش رو بازی می‌کنه. 🎭🍩

📌 پس اگه می‌خوای واقعاً از این چرخه بیرون بیای، لازمه نگاهت رو عوض کنی و این دقیقاً همون کاریه که ما توی دوره «ورود به سرزمین لاغرها» انجام می‌دیم:

بازنویسی فرمول‌های ذهن و ساختن ذهنی متناسب، آرام، آگاه و آزاد 🌱💖

ذهن چاق و ذهن لاغر

عملکرد ذهن چاق و ذهن متناسب 🧠✨🍽️

مهمه که بدونیم که این دو ذهن، متفاوت از هم زندگی می‌کنن و رفتارهای متفاوتی دارند.

افراد متناسب اصلاً تو بازی ذهن نیستن. ذهن متناسب مثل یه عینک شفافه که به طور طبیعی به نیاز بدنش گوش می‌ده.

وقتی گرسنه‌ست غذا می‌خوره و وقتی سیر شد، دست می‌کشه. نه از کم خوردن نگرانه، نه از زیاد خوردن ناراحت می‌شه. 🍏💚 برای اون‌ها خوردن کاملاً طبیعی و بدون فکر اضافه است، نه بازی ذهنی.

برعکس، ذهن چاق پر از فرمول‌ها و قوانین سخت‌گیرانه‌ایه که می‌گه: «اگر اینو بخوری چاق می‌شی»، «اگر کم خوردی عزت نفس داری» و هزار فکر و دغدغه دیگه… 🤯🍰

افراد متناسب به اندازه نیاز و میل بدنشون غذا می‌خورند و این باعث می‌شه عزت نفس واقعی و عمیقی داشته باشند؛ عزت نفسی که از احترام به خود و درک نیازهای بدن سرچشمه می‌گیره، نه از ترس یا محدودیت.

در مقابل، ذهن چاق همیشه دنبال کنترل کردن و نگرانی از خوردن هست، که این نگرانی روی رفتار و عزت نفس فرد تاثیر منفی می‌ذاره. 😔

همچنین افراد متناسب خودشون رو دوست دارند و به خودشون احترام می‌گذارند، این احترام در رفتار دیگران هم بازتاب پیدا می‌کنه.
در حالی که ذهن چاق، گاهی حتی به خودش ارزش نمی‌ده و همین احساس کم‌ارزشی به رفتارها و روابطش با دیگران سرایت می‌کنه. 🔄❤️

یکی از نکات مهم دیگه اینه که ذهن چاق، خوردن رو با احساسات منفی مثل ترس از چاق شدن، خجالت یا احساس گناه پیوند زده، در حالی که ذهن متناسب، خوردن رو حق طبیعی خودش می‌دونه و به بدنش احترام می‌ذاره.

رهایی از ذهن چاق؛ آغاز سفر به سرزمین لاغرها 🌈🧭

تا وقتی فرمول‌های ذهن ناخودآگاه رفتارهای ما رو کنترل می‌کنن، هیچ رژیم و برنامه غذایی پایداری نمی‌تونه ما رو نجات بده.
چون ریشه‌ی چاقی در «نگرش ما به خوردن، بدن و خودمون» پنهان شده؛ نه توی مقدار کالری و لیست غذاها! 😟🍟

برای همین، اگه می‌خوای واقعاً از ترس از چاق شدن، اضطراب از غذا خوردن، یا نگرانی درباره ظاهر و وزن خلاص بشی، لازمه فرمول‌های ذهنی رو از نو بسازی. 💡🧠

ما تو دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین کار رو می‌کنیم:

✅ شناسایی و اصلاح باورهای اشتباه درباره غذا و بدن

✅ ریشه‌یابی ترس‌ها و احساسات پنهان درباره چاقی

✅ تمرین تغییر نگرش با ابزارهای ذهنی قدرتمند

✅ ساختن ذهنی آرام، آگاه و متناسب 🌱💚

در این دوره، قدم‌به‌قدم یاد می‌گیری که چطور از جنگ با غذا، از تنفر نسبت به بدن، و از نگرانی همیشگی درباره وزن، آزاد بشی.

و به جای اون، به ذهنی تبدیل بشی که با لذت، آگاهی و احترام به خودش زندگی می‌کنه… ذهنی متناسب، ذهنی آرام، ذهنی آزاد! ✨🍀

🌟 اگر آماده‌ای که از ترس‌های پنهان و ذهن چاق عبور کنی، قدم اول همین‌جاست:

ورود به سرزمین لاغرها… جایی که لاغری از ذهن شروع می‌شه، نه از بشقاب! 🍽️🧠

✍️ تمرین آموزشی 📖

چرا این تمرین مهمه؟

برای تغییر واقعی در رفتار غذایی و رهایی از چرخه چاقی، باید از سطح آگاهی عبور کنیم و وارد لایه‌های عمیق ذهن بشیم؛ جایی که فرمول‌های ذهن در حال فرمان دادن به زندگی ما هستن. ✨
انجام تمرینات نوشتاری، ذهن ما رو از حالت منفعل به حالت آگاه می‌بره و کمک می‌کنه باورها و نگاه‌های اشتباه نسبت به غذا، بدن و خودمون رو شناسایی و بازنویسی کنیم.

سوالات تمرینی

  • نگرش شما درباره تأثیر ذهن بر افکار و رفتار افراد چاق چیست؟
  • نمونه‌هایی از افکار یا رفتارهای خود که نشانه داشتن ذهن چاق است را شرح دهید.
  • به نظر شما استفاده از روش‌های قبلی برای لاغر شدن، تأثیری بر تغییر محتوای ذهن چاق داشته یا نه؟ چرا؟
  • با توجه به توضیحات نوشتاری، چند تا از تفاوت‌های ذهن چاق و ذهن متناسب را نام ببرید.
  • با توجه به ویدیو، نظر شما درباره سوال مطرح‌شده در آن چیست؟ احساس و برداشت شخصی‌تان را توضیح دهید.

💬 نوبت شماست!

حالا که با فرمول‌های ذهن چاق و تفاوتش با ذهن متناسب بیشتر آشنا شدی، وقتشه قلم برداری و تمرین این بخش رو انجام بدی.
پاسخ سوالات بالا رو با صداقت و شرح کامل در بخش نظرات همین صفحه بنویس و اگر تمرینی برای خودت ساختی، اون رو هم با ما به اشتراک بذار.
نوشتن، اولین قدم برای بازسازی ذهن و عبور از باورهای چاق‌کننده‌ست. ما مشتاق خوندن نوشته‌های تو هستیم! 📝🌟

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.37 از 62 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=32716
42 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Mali
      ۱۴۰۴/۰۹/۱۱ ۱۱:۳۳
      مدت عضویت: 1114 روز
      امتیاز کاربر: 7085 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 634 کلمه
      • و خدایی که در این نزدیکیست. 
      • نگرش شما درباره تأثیر ذهن بر افکار و رفتار افراد چاق چیست؟خوب چیزی که من اینجا یاد گرفتم همه افراد چاق با ذهنشون دچار اضافه وزن شدن یعنی یکسری باورهایی رو داشتن نسبت به غذا و با هر موقعیت اون باورها بالا میان و فرد رو دچار اضافه خوری میکنن.در واقع همه چیز برای چاق شدن از ذهن میاد،افراد چاق در موقعیت‌های مختلف مثه غم یا شادی یا اضطراب و یا حتی آرامش لذت دنیا رو در خوردن میدونن و باور دارن که غذای توی بشقاب هست که حالشون رو بهتر میکنه و همین عملکرد در طولانی مدت باعث اضافه وزن بیشتر میشه.
      • نمونه‌هایی از افکار یا رفتارهای خود که نشانه داشتن ذهن چاق است را شرح دهید.رفتارهایی که خود من انجامش میدم و نشون میده که ذهنم چاقه اینه که من معمولا صبحها بعد از بیدار شدن میلی ندارم و حدود حوالی یازده صبح گرسنه میشم و صبحانه میخورم و تا غروب معمولا اصلا میل به غذا ندارم و وقتی همسرم میاد خونه و براش تنقلات آماده میکنم چون این باور رو دارم من که از ظهر تا الان چیزی نخوردم پس بهتره ی چیزی بخورم با وجود اینکه اصلا میل ندارم شروع میکنم به خوردن تنقلات مثه چای و کیک،تخمه،چیپس و‌پفک و … و موقع شام هم با اینکه سیر هستم برای اینکه همسرم ناراحت نشه میشینم کنارش تا غذاشو بخوره و من هم هرازگاهی ی ناخنک به قابلمه میزنم و این روند تقریبا هر روز داره تکرار میشه،باور دیگه اینه که توی مهمونی به اصرار میزبان با وجود میل نداشتن به میوه و یا حتی غذا برای اینکه میزبان ناراحت نشه به زور غذا یا میوه میخورم.مورد بعدی اینه که گاهی غذایی که توی یخچال مونده رو برای اینکه حیف نشه میخورم در حالی که شاید علاقه ای هم بهش نداشته باشم شاید این مورد آخر خیلی تکرار نشه ولی بالاخره جز رفتارهای چاق کننده ست.
      • به نظر شما استفاده از روش‌های قبلی برای لاغر شدن، تأثیری بر تغییر محتوای ذهن چاق داشته یا نه؟ چرا؟اصلا به هیچ وجه روش‌های قبلی برای لاغر شدن تاثیری بر تغییرات محتوای ذهنیه من نداشته چون که در تمام روش‌های قبلی ما داشتیم بشقاب غذامون رو عوض میکردیم و یا با تغییر جسم و فیزیک به واسطه تحرک داشتن از طریق ورزش می‌خواستیم لاغری رو رقم بزنیم در حالی که تمام رفتارهای اشتباه غذایی ما از افکارمون به وجود اومدن،اینکه توی هر موقعیتی‌چطور غذا بخوریم مهم هست نه اینکه از هر غذایی باید بخوریم.
      • با توجه به توضیحات نوشتاری، چند تا از تفاوت‌های ذهن چاق و ذهن متناسب را نام ببرید.ذهن متناسب میگه که غذا وسیله ای هست برای سیر شدن و تامین انرژی اما ذهن چاق میگه غذا برای لذت بردن برای آرام کردن روح،برای فرار از مشکلات هست.ذهن متناسب میگه غذا رو باید به وقت گرسنگی خورد اما ذهن چاق میگه غذا رو هر وقت دیدی بو کردی و یا توی ذهنت تصویرش نقش بست باید در پی تهیه و خوردنش باشی.ذهن متناسب به بدنش احترام میذاره و به تناسب غذا وارد بدنش میکنه ولی ذهن چاق به بدنش احترام نمیذاره و با تحریک هر کدوم از حس‌ها میخواد غذا و مواد غذایی اضافه وارد بدنش کنه.
      • با توجه به ویدیو، نظر شما درباره سوال مطرح‌شده در آن چیست؟ احساس و برداشت شخصی‌تان را توضیح دهید.اولش که شنیدم ماجرا رو به خودم گفتم نه من اینجوری نیستم ولی با کمی فکر کردن متوجه شدم منم در برابر افراد متناسب اینجوری هستم که اینا از ی جای دیگه اومدن،افراد متناسب رو خیلی متشخص تر میبینم،فکر میکنم اونها اگه رفتارهای غذایی منو ببینن متعجب میشن،یا اینجوری فکر میکنم که افراد متناسب بسیار آروم و صبور هستن این در حالیکه افراد چاقی رو میشناسم ک بسیار مهربون و آروم هستن .منم افراد متناسب رو ی جور دیگه قضاوت میکنم و دلم میخواد رفتارهای درست غذایی اونها رو یاد بگیرم تا به تناسب اندام برسم.یا حق
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا آبکار
      ۱۴۰۴/۰۶/۲۸ ۱۹:۴۷
      مدت عضویت: 757 روز
      امتیاز کاربر: 12920 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 230 کلمه

      بنام خدایی که به سوی او بازمیگردیم .به سوی اصل خودمان که همان متناسب بودن است .سلام استاد سلام دوستان موفق..پیرو فرمایشات استاد که در فایل بالا مطرح کردن .باید بگم .منم سال پیش برای عقد خواهر زاده ام به شیراز رفته بودم .قبل از اون عروسی نوه دایی هام بود اونجا موقع شام نوه ی دایی ام که سه تا بچه هم داره و کاملا متناسب و فیت فیته مَشغول خوردن بود چنان غذا رو با اشتها ولذت نوش جان میکرد و زیاد هم میخورد وفکر نکنم که توی ذهنشم به این فکر میکرد که نکنه چاق بشم .ولی من وقتی که بچه شیر میدادم دوستم بهم گفت همینطوری که هستی خوبه نزارچاقتر بشی و با این حرفش باعث شد که ترسی در وجودم ریشه کنه و همش نگران این باشم که ازاینی که هستم نکنه بدتر بشم .وشدم .من که در دوران مجردی دائم نان میخوردم میوه میخوردم همه چیز به وفور میخوردم ول هیچ ذهنیتی درباره چاقی نداشتم و چاق هم نشدم ولی با یک حرف ناخودآگاه من شروع به ترسیدن کرد و حالا اینی هستم که نباید باشم .ذهن .همه کا ره هست شوخی نگیریم خیلی مراقب باشیم چی وارد ذهنمون میکنیم .چون من ناخواسته یک حرف در ذهنم جا خوش کرد که با هر رژیم وورزشی نتونستم به قبلم بر گردم .ولی با استمرار از فایلهای استاد میخوام که همونی بشم که بودم .با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۵/۲۷ ۱۸:۲۹
      مدت عضویت: 562 روز
      امتیاز کاربر: 19495 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 301 کلمه

      سلام من زمانی چاق بودم همیشه دوست داشتم یه چیزی بخورم انگارسیرنبودم عادت های بدداشتم ناهارمیخوردم باچایی باید یه چیزشیرین میخوردم تاشب من درحال خوردن بودم ذهنم درگیر غذابود حتی رزیم میگرفتم ولی میدیدم نمیتونم رها میکردم میگفتم سخته گرسنگی من بدنم بی حس وحال میشه واطرافیان بمن میگفتن تواراده نداری پرخوری ازیک طرف ناراحت میشدم ولی باز به راهم ادامه میدادم ولی یک فردمتناسب میدیدم همون غدارومیخوردن اصلا نمیگفتن گرسنم یاباچایی چیزی بخورن بیشتربفکرسلامتی وتتاسب اندام بودن ومن میگفتم چطورراحت کنارمیان با عذاها ولی من چاق تاسالها درگیربودم چقدردردزانومیکشیدم لباس دلخواه نمیتونستم تنم کنم اگربه مهمانی میرفتم ذهنم درگیرخوردن هابود ولی باسایت اشناشدم شروع کردم به گوش کردن فایلها اولش ذهنم یجورمنووسوسه میکردتونمیتونی ولش کن ولی من رها نکردم ادامه دادم تایادبگیرم زبان لاغری رو اولش چاق شدم ولی بمروردیدم دارم لاغرمیشم وروزبه روزادامه دادم وازکسی هم نپرسیدم شماچطوری اجرامیکنید چون دهنش شاید خیلی زودترازذهن من یادگرفته واون به هدفش رسیده من فقط گوش میکنم به فایل های استاد وتمرین حل میکنم وانچه درفایل ها گفته میشه رواجرامیکنم خیلی مهمه اجرا تکنیک ها باید براهمیشه اجراکرد اولش من بی اعتمادبنفس بودم ولی الان خداروشکر بهترشدم ودیدم یه جاهایی ایراددارم چالش تغییرعادتهاروشروع کردم وخداروشکر خیلی بمن داره کمک میکنه لاغری بادهن بماعزت نفس داده وما میتونیم راحت لباس دلخواهموبخرم تنم کنم یاکسی نمیگه چاقی قبلا اگر رژیم بودیم همه میفهمیدن ولی الان کسی متوجه نمیشه ودراین روش نه رزیم داره نه ورزش بدون ریختن کمترین عرق ما لاغرمیشیم بدون اینکه متوجه بشیم وازغذاها ترس نداریم ازقبل تعیین نمیکنیم چی بخوریم همون لحظه تصمیم میگیریم نمیزاریم غذاهامارومدیریت کنن ما قدرت انتخاب داریم حتی الان اگرغذایی اصاف بیادیارستوران یامهمانی نمیگیم حیفه میگم طبق نیازمیخورم حیف سلامتی بدنم هست ماکم نمیخوریم طبق نیازمیخوریم هرروز یک تایمی روبزاریم واموزش هارودنبال کنیم کافیه یکم فاصله بگیریم ذهن ازاون مسیرخارج میشه به مسیرادامه بدیم باحس وحال خوب

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار میثم افشین
      ۱۴۰۴/۰۵/۰۵ ۱۰:۵۹
      مدت عضویت: 535 روز
      امتیاز کاربر: 7270 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 417 کلمه

      بنام خدا

      ای که مرا خوانده ای راه رانشانم بده 

      سلام استاد ودوستان هم مسیر

      گام ۷۰ذهن چاق چیست؟ تفاوتهای ذهن افرادچاق ومتناسب

      نکرش شمادرباره تاثیرذهن چاق برافکارورفتارافراد چاق چیست؟ اگرمادرذهن خودچاقی راپرورش بدیم خودبخودافکاروربتارماهم عوض میشه ماچاقهاهمیشه دررنج وغذاب هستیم همیشه زجرمی کشیم اگربخوریم هم عذاب وجدان داریم واکه نخوریم هم عذاب وجدان داریم واین برای ما خیلی سخت وغداب اور هست

      نمونه هایی از افکاریا رفتارهای خودکه نشانه داشتن ذهن چاق است راشرح دهید؟ من قبلا همیشه فکر میمردم افراد متناسبمغرور هستن وهمیشه کلاس میزارند وافاده ای هستن خودشون را مبگرندوقتی افرادچاق تر از خودم را میدیدم خوشحال میشدم وبخودم میکفتم که من از اون لاغرتر هستم فکر میکردم من اعتماد به نفسم پایین هست ومن اراده ندارم از خودم منتفر بودم وهمیشه خودم را سرزنش میکردم

      به نظر شما استفاده از روشهای قبلی برای لاغرشدن تاثیری بر تغییر محتوای ذهن چاقی داشته یا نه؟ روشهای قبلی ما چاق میکردند وذهن ما را درچاق کردن کمک میکردند ومارا بیشتر چاق میکردندبا ورزشهای سخت که مجبوری انجام میدادم ورژیم که همش محدودیت غذایی زیاد بودوهمیشه درحسرت خوردن بودیم واینا لاغرشدن را برای ما سخت میکرد وهمیشه در رنج عذاب وزجر میکشیدیم 

      با توضیحات نوشتاری چندتا از تفاوتهای ذهن چاق وذهن متناسب رانام ببرید. ذهن متناسب وقتی گرسنه هستغذا میخپره ووقتی سیر شد دیگه نمیخوره اصلا نگرا کم یا زیاد خوردن غذا نیست برای متناسب ها خوردن کاملا طبیعی هیت واصلابه چاق شدن فمر نمیکنند اما ذهن چاق پر از فرمولهای چاقی هست وهمش درگیر خوردن ونخوردن هست افراد متناسب به اندازه نیاز بدن میخورند وعزت نفس بالایی دارند وبه خود احترام میزارندام ذهن چاق همیشه دنبال کنترل کردن ونگران از خوردن هستن واین نگرانی روی رفتار وعزت نفس تاثیر میزاره وافراد متناسب خودشون را دوست دارند وبه خودسون احترام میزارندوذهن متناسب خودش را باور دارد واین باعث میشه دیگران هم بهش احترام بگذارند ولی ذهن چاق خودش را دوست نداردواز خودش نفرت داره به خودش ارزش نمیده ذهن جاق با ترس غذا یا هرچیزی را که دوست داره میخوره ولی ذهن متناسب خوردن راحق طبیعی خودش میدونه وبه بدنش احترام میزاره 

      با توجه به ویدیو نظر شنا درباره سوال مطرح شده دران چیست؟ احساس وبرداشت شخصی تان را توضیح دهید. بنظرم من عزت نفس واحترام ربطی به جاقی ولاغری نداره وعزت نفس هر کسی به رفتار ونگرش افراد مربوط هست افراد منتاسب با رفتارهای خودشون باعث شدن عزت نفس بالایی داشته باشند ودیگران هم بهشون احترام بزاره ولی افراد چاق با رفتارهای خود باعث میشند عزت نفس پایینی داشته باشندواین کار باعث میشه دیگران به افراد چاق احترام نزارند

      خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد از شما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم