0

ذهن چاق چیست؟ تفاوت‌های ذهن افراد چاق و متناسب (گام ۷۰)

ذهن چاق
اندازه متن

همه‌جای دنیا وقتی صحبت از چاقی می‌شه، سریع ذهن‌ها می‌ره سمت پرخوری 🍕 و کم‌تحرکی 🛋️ یا شاید یه ژنتیک “بدشانس”!

📍 این جلسه ادامه گام ۶۹ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

اما چیزی که خیلیا ازش غافلن، ذهن چاقه… ذهنیه که مثل یه عینک تار، دنیا و غذا رو جور دیگه‌ای می‌بینه 🤯

یعنی تحلیل‌ها، برداشت‌ها و تصمیم‌هایی که از درون این ذهن میاد، خودش عامل اصلی چاقی بدنه—نه بشقاب غذا! 🍽️

اگه ذهنت چاق باشه، حتی وقتی کم هم بخوری، رفتارات طوریه که انگار داری چاق‌تر می‌شی!

تاثیر فرمول‌های ذهن چاق

وقتی حرف از فرمول‌های ذهن می‌زنیم، یعنی همون باورها، تحلیل‌ها و برداشت‌هایی که فقط رفتار و جسم ما رو شکل نمی‌دن، بلکه مثل یه فیلتر قوی، نگاه ما به زندگی رو هم تغییر می‌دن 🎯🧠

فرمول‌های ذهن

دقیقاً مثل اینه که یه عینک با شیشه آبی بزنیم؛ اون‌وقت دیگه همه‌چی اطرافمون —حتی چیزهایی که سفید یا سبز هستن— با تون آبی دیده می‌شن 🎨👓

نه به‌خاطر اینکه واقعاً آبی‌ان، بلکه چون عینک ما اون رنگ رو بهشون داده.

حالا تصور کن ذهن ما هم یه جور عینک باشه؛ عینکی با شیشه‌های ساخته‌شده از ترس، قضاوت، تجربه‌های منفی و اطلاعات نادرست درباره بدن و غذا.

این همون فرمول‌های ذهنی هستن که واقعیت بیرونی رو تحریف می‌کنن و کاری می‌کنن که دنیا رو نه اون‌طور که هست، بلکه اون‌طور که ذهنمون باور داره، ببینیم. 🤯💭

مثلاً یه فرد متناسب ممکنه فقط در حال خوردن ناهار روزمره‌ش باشه، ولی ذهن ما اون رو به شکل یه آدم خوش‌شانس یا بی‌خیال تعبیر می‌کنه که “حتماً ژنتیک خوبی داره” یا “لابد هیچ‌وقت استرس وزنش رو نداشته”! 😑

در واقع، این فرمول‌های ذهنی هستن که باعث می‌شن ما آدم‌های متناسب رو به‌جای الگو، به چشم تهدید ببینیم، یا حتی حسادت کنیم و خودمون رو قربانی فرض کنیم.

خود من یادمه وقتی اضافه‌وزن داشتم، رفتار آدم‌های متناسب رو از پشت این عینک ذهن چاق تماشا می‌کردم. فکر می‌کردم اونا خیلی مغرورن، خودشونو می‌گیرن یا حتی آدم‌های سرد و بی‌احساسی هستن 😐💭

در حالی‌که حالا می‌دونم اون برداشت‌ها، بازتاب فرمول‌های ذهن من بودن نه واقعیت وجودی اون آدم‌ها!

این فرمول‌ها باعث می‌شن حتی نگاه ما به خدا و کائنات هم تغییر کنه!

یادم میاد بارها از خدا گلایه کردم:

“چرا من باید چاق باشم و بقیه نه؟! چرا من باید با این همه محدودیت زندگی کنم؟!”

اما حالا می‌فهمم که اون صداها از بیرون نمی‌اومدن، بلکه از فرمول‌های ذهنی می‌اومدن که درونم ریشه کرده بودن و همه چیزو تار می‌دیدن… حتی مهربونی خدا رو! 🌥️💔

وقتی زندگی رو از لنز ذهن چاق ببینی، دنیا تبدیل می‌شه به جایی پر از نابرابری، محدودیت، ناامیدی و حسرت.

اما وقتی شروع به پاک‌سازی این فرمول‌ها می‌کنی، کم‌کم تصویر شفاف‌تری از دنیا، غذا، آدم‌ها و خودت می‌بینی.

🌟 اون موقع‌ست که می‌فهمی چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ بلکه یه داستان نانوشته در ذهنته که حالا وقتشه بازنویسی‌ش کنی…

ذهن متناسب و ذهن چاق

تفاوت ذهن افراد چاق و متناسب

همه‌مون سیستم بدنی تقریباً یکسانی داریم؛ مغز، معده، سیستم عصبی، هورمون‌ها… پس چرا بعضیا راحت غذا رو کنترل می‌کنن ولی بعضی‌ها انگار همیشه درگیر خوردنن؟ 😖🍕

🧠 ذهن افراد چاق یه ذهن نگران، مضطرب و همیشه آماده برای خطره. هر غذایی که می‌بینه، ته‌ذهنش یاد خاطره‌ای از محرومیت، تنهایی یا شکست می‌افته.

در مقابل، ذهن متناسب هیچ درگیری عاطفی خاصی با غذا نداره. برای اون، غذا فقط غذاست، نه پناهگاه، نه پاداش، نه تنبیه!

مثلاً یه فرد متناسب وقتی تعارف غذا می‌شه، خیلی راحت می‌گه: «نه مرسی، میل ندارم» 😌

چون نه از رد کردن می‌ترسه، نه از قضاوت دیگران، نه از این‌که دیگه گیرش نیاد. چون ذهنش، با فرمول‌های متناسب و آزادانه طراحی شده.

اما ذهن چاق چی؟

همون تعارف ساده می‌تونه یه طوفان فکری راه بندازه:

«اگه نگیرم بی‌احترامی می‌شه»، «شاید دیگه نباشه»، «همه دارن می‌خورن»، «یه بار که اشکال نداره»…

خیلی از دوستانی که تو دوره‌ی «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردن، با وجود آموزش و تمرین، هنوز با این تضاد درگیرن.

چرا؟ چون هنوز دارن دنیا رو از دریچه‌ی همون فرمول‌های ذهن چاق قدیمی می‌بینن.

ذهنشون هنوز بهشون می‌گه:

«اون فرد متناسب حتماً عزت نفس بالایی داره که می‌تونه “نه” بگه… من هنوز به اون مرحله نرسیدم…»

در حالی‌که واقعیت اینه که قدرت نه گفتن، حاصل عزت نفس نیست، حاصل ذهن متناسبه!

و این ذهن، قابل ساخته شدن ـــ با تمرین، آگاهی و تکرار فرمول‌های جدیده.

💡 ذهن متناسب یاد گرفته به نیاز واقعی بدن گوش بده، نه به سر و صدای ذهن. یاد گرفته که غذا دشمن نیست، ولی هم‌زمان هم تنها راه خوشحالی نیست. یاد گرفته که لذت، از سادگی میاد، نه از پُرخوری.

اما ذهن چاق، هنوز توی حلقه‌های شرطی‌شده‌ی قدیمی‌اش اسیره؛ جایی که غذا همیشه نقش قهرمان، دشمن یا پاداش رو بازی می‌کنه. 🎭🍩

📌 پس اگه می‌خوای واقعاً از این چرخه بیرون بیای، لازمه نگاهت رو عوض کنی و این دقیقاً همون کاریه که ما توی دوره «ورود به سرزمین لاغرها» انجام می‌دیم:

بازنویسی فرمول‌های ذهن و ساختن ذهنی متناسب، آرام، آگاه و آزاد 🌱💖

ذهن چاق و ذهن لاغر

عملکرد ذهن چاق و ذهن متناسب 🧠✨🍽️

مهمه که بدونیم که این دو ذهن، متفاوت از هم زندگی می‌کنن و رفتارهای متفاوتی دارند.

افراد متناسب اصلاً تو بازی ذهن نیستن. ذهن متناسب مثل یه عینک شفافه که به طور طبیعی به نیاز بدنش گوش می‌ده.

وقتی گرسنه‌ست غذا می‌خوره و وقتی سیر شد، دست می‌کشه. نه از کم خوردن نگرانه، نه از زیاد خوردن ناراحت می‌شه. 🍏💚 برای اون‌ها خوردن کاملاً طبیعی و بدون فکر اضافه است، نه بازی ذهنی.

برعکس، ذهن چاق پر از فرمول‌ها و قوانین سخت‌گیرانه‌ایه که می‌گه: «اگر اینو بخوری چاق می‌شی»، «اگر کم خوردی عزت نفس داری» و هزار فکر و دغدغه دیگه… 🤯🍰

افراد متناسب به اندازه نیاز و میل بدنشون غذا می‌خورند و این باعث می‌شه عزت نفس واقعی و عمیقی داشته باشند؛ عزت نفسی که از احترام به خود و درک نیازهای بدن سرچشمه می‌گیره، نه از ترس یا محدودیت.

در مقابل، ذهن چاق همیشه دنبال کنترل کردن و نگرانی از خوردن هست، که این نگرانی روی رفتار و عزت نفس فرد تاثیر منفی می‌ذاره. 😔

همچنین افراد متناسب خودشون رو دوست دارند و به خودشون احترام می‌گذارند، این احترام در رفتار دیگران هم بازتاب پیدا می‌کنه.
در حالی که ذهن چاق، گاهی حتی به خودش ارزش نمی‌ده و همین احساس کم‌ارزشی به رفتارها و روابطش با دیگران سرایت می‌کنه. 🔄❤️

یکی از نکات مهم دیگه اینه که ذهن چاق، خوردن رو با احساسات منفی مثل ترس از چاق شدن، خجالت یا احساس گناه پیوند زده، در حالی که ذهن متناسب، خوردن رو حق طبیعی خودش می‌دونه و به بدنش احترام می‌ذاره.

رهایی از ذهن چاق؛ آغاز سفر به سرزمین لاغرها 🌈🧭

تا وقتی فرمول‌های ذهن ناخودآگاه رفتارهای ما رو کنترل می‌کنن، هیچ رژیم و برنامه غذایی پایداری نمی‌تونه ما رو نجات بده.
چون ریشه‌ی چاقی در «نگرش ما به خوردن، بدن و خودمون» پنهان شده؛ نه توی مقدار کالری و لیست غذاها! 😟🍟

برای همین، اگه می‌خوای واقعاً از ترس از چاق شدن، اضطراب از غذا خوردن، یا نگرانی درباره ظاهر و وزن خلاص بشی، لازمه فرمول‌های ذهنی رو از نو بسازی. 💡🧠

ما تو دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین کار رو می‌کنیم:

✅ شناسایی و اصلاح باورهای اشتباه درباره غذا و بدن

✅ ریشه‌یابی ترس‌ها و احساسات پنهان درباره چاقی

✅ تمرین تغییر نگرش با ابزارهای ذهنی قدرتمند

✅ ساختن ذهنی آرام، آگاه و متناسب 🌱💚

در این دوره، قدم‌به‌قدم یاد می‌گیری که چطور از جنگ با غذا، از تنفر نسبت به بدن، و از نگرانی همیشگی درباره وزن، آزاد بشی.

و به جای اون، به ذهنی تبدیل بشی که با لذت، آگاهی و احترام به خودش زندگی می‌کنه… ذهنی متناسب، ذهنی آرام، ذهنی آزاد! ✨🍀

🌟 اگر آماده‌ای که از ترس‌های پنهان و ذهن چاق عبور کنی، قدم اول همین‌جاست:

ورود به سرزمین لاغرها… جایی که لاغری از ذهن شروع می‌شه، نه از بشقاب! 🍽️🧠

✍️ در ادامه هم توی گام ۷۱ سراغ «کاهش وزن با تمرکز ذهنی» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 46 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.35 از 69 رای

https://tanasobefekri.net/?p=32716

46 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

46 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۷/۳۰ ۱۵:۴۴
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 655 کلمه

      به نام خداوند دوست داشتنی ام 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات ذهن چاق تنها دلیل چاقی است 

      • نگرش شما درباره تاثیر ذهن چاق بر افکار و رفتار افراد چاق چیست؟
      • ذهن چگونه چاق شده ؟ ذهن در اثر ذخیره اطلاعات و داده های اشتباه طی سالها توسط مغز جمع آوری شده و بارها و بارها تکرار شده و با ترکیب این تکرارها با احساس ها ،تمایلات ما را شکل داده و با تکرار تمایلات و باورها عادات ما شکل گرفته و به وفور این عادات در رفتار ما خودنمایی کرده است ،حالا با دانستن چگونگی چاق شدن ذهن می‌توانیم رفتارهای خودمان را ،عادات خودمان را ،با اشخاص لاغر و متناسب مقایسه کنیم و ببینیم که تفاوت از زمین تا آسمان است .
      • علت تفاوت ما با لاغرها فقط در آنچه بواسطه افکار به رفتار ما تبدیل شده است میباشد نه قابلیت خاص لاغرها یا مزیت دیگر آنها .
      • نمونه هایی از افکار یا رفتارهای خود که نشانه داشتن ذهن چاق است را شرح دهید.
      • خوب ذهن چاق من مملو از افکار و رفتارهای اشتباه بود که واقعا وقتی به دخترهای متناسبم یا همسرم یا هر شخص متناسبی نگاه می‌کردم هیچ رفتاری شبیه من انجام نمی‌دادند و نه آنها درکی از من داشتند و نه من درک میکردم که آنها چه می‌گویند. 
      • مثلا من در ذهنم ثبت شده بود آنقدر خوردن را ادامه دهم تا آن خوراکی تمام شود یعنی به زور هم شده بود تا خرتناق میخوردم تا آن خوراکی محو کامل شود 
      • اما دختران من هر چقدر دلشان می‌خواهد میخورن و به محض احساس رضایت سیری بدون توجه به حجم خوراکی خوردن را رها می‌کنند حتی اگر خوراکی مورد علاقه شان باشد و راحت می‌توانند نخورند و یا حتی دور بریزند بدون هیچ احساس گناه یا حال بدی 
      • یا مثلا من بیشتر حجم بشقاب غذایم را با برنج پر میکردم و خورشت و غیره را خیلی کم مصرف میکردم و چندین بار بشقاب برنجم را پر میکردم و تا خرتناق برنج میخوردم 
      • اما زن داداش متناسبم بشقابش را هماهنگ پر می‌کند مقدار نیازش برنج ،خورشت و غیره ،سالاد و مخلفات و اصلا ندیده ام بشقابش را دوباره شارژ کند ،اینقدر بشقاب غذایش تناسب دارد در انتخاب که حد ندارد تازه در اکثر اوقات همان انتخابش را هم کامل نمی‌خورد ولی من با انتخاب اشتباه و چندین بار پر کردن بشقابم از انتخاب اشتباهم واقعا با او متفاوت بودم .
      • به نظر شما استفاده از روش های قبلی برای لاغر شدن تاثیری بر تغییر محتویات ذهن چاق داشته است یا خیر؟ شرح دهید.
      • روش‌های لاغری گذشته ذهن ما را چاقتر می‌کردند چون بدلیل محرومیت و محدودیت ما به مصرف مواد غذایی حریص تر می‌شدیم و با ولع بیشتر و حجم بیشتری نسبت به قبل مصرف میکردیم و در دوران رژیم هم با حسرت به مواد غذایی نگاه میکردیم و مدام به خودمان وعده خوردن آنها بعد از رژیم را می‌دادیم و با پایان رژیم انگار از یک جزیره قحطی زده و بدون امکانات وارد جهان مدرن و پرنعمت میشدیم و اینقدر بیشتر از قبل رژیم گرفتمان می‌خوردیم که به نظر می‌رسید داریم انتقام تمام آن رژیم‌ها را از مواد غذایی می‌گیریم. 
      • با توجه به توضیحات نوشتاری چند تا از تفاوت های ذهن چاق و ذهن متناسب را ذکر کنید.
      • ذهن چاق و ذهن متناسب تفاوت‌های فاحش زیادی دارند مثلا
      • ذهن چاق مایل است تمام خلا های عاطفی ما را با خوردن جبران کند مثلا:” حوصله مان سر می‌رود میخوریم،بیماریم بیشتر میخوریم ،شادی و غم باشد میخوریم ،تفریح میخوریم و…………”
      • اما 
      • ذهن متناسب برای هر کنشی واکنش مخصوص به خودش را دارد و افراطی و تک بعدی عمل نمی‌کند  مثلا :”حوصله اش سر می‌رود کتاب می‌خواند،بیمار می‌شود بیشتر میخوابد و استراحت می‌کند،شاد باشد می رقصد ،غمگین باشد پیاده روی می‌کند،تفریح می‌رود از تماشای طبیعت لذت می‌برد و ………..
      • پروردگارم بی نهایت عشق دوستت دارم و از تو خالصانه شکر گزاری میکنم برای هر آنچه به من از در لطف و کرم و مهرت بخشیده ای 
      • پروردگارم در پناهت حفظ کن تمام داشته هایی که خودت با مهرت روزی ام کرده ای و مرا از نعمتهای بیشتر نیز برخوردار بفرما 
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      ۱۴۰۲/۰۷/۳۰ ۱۵:۱۱
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,023 کلمه

      به نام خداوند شفادهنده ام 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      ذهن چاق تنها دلیل چاقی است 

      همه افراد چاق همیشه خودشان را تافته جدا بافته ای می‌دانند از سایر انسانها ،انگار زمین و زمان دست به دست هم داده اند تا او چاق شود و یا چاق بماند .

      فرد چاق همه را مسئول چاقی اش می‌داند، الا خودش را ؛

      او سرشار از احساسهای بد نسبت به خودش و جامعه و حتی خداوند است .

      بخاطر همین تفکرات اشتباه و فراوانیه فرمولهای اشتباه ذهنی و همسو شدن آنها با احساسات بد ،او پر از خشم و نفرت و کینه و فرکانس‌های بد میشود و تمام این امواج فرکانسی در اطراف او موج می‌زنند و وقتی کسی با فرد چاقی روبرو می‌شود بدلیل حاله فرکانسی و انرژی‌های منفی که دور و بر فرد چاق را احاطه کرده ،آن فرد هم دچار احساس بد به فرد چاق می‌شود.

       و ما خودمان بصورت ناخواسته بواسطه انرژی‌های اطرافمان چیزهای منفی را به سمتمان جذب می‌کنیم یا خیلی چیزهای مثبت را از خودمان دفع می‌کنیم ،دقیقا مثل یک آهنربا 

      به خاطر همین است که در مهمانی به شخص لاغر تعارف خوردن می‌کنند اما به شخص چاق کمتر تعارف می‌کنند یا اصلا تعارف نمی‌کنند. 

       گویا فردی که با شخص چاق مواجه شده دارد دقیقا  همان احساسهایی را تجربه می‌کند که فرد چاق تجربه کرده است.

      خوب حالا فرد چاق بخاطر انبوه فرمول‌های اشتباه ذهنی اش و احساسات بد درونی اش ،به تنفر از خود و از تمامی افراد متناسب می‌رسد و خشم وجودش را لبریز می‌کند 

      حالا وقتی انسان احساسش بد باشد دچار ترس و اضطراب می‌شود و اعتماد به نفس و عزت نفسش پایین می آید و به دلیل پایین بودن عزت و اعتماد به نفس انرژی درونی اش به شدت پایین می آید ، و برای رهایی از این احساسات بد و تامین انرژی ،رجوع می‌کند به پرخوری و اضافه خوری کردن.

       یا بدلیل حس نفرت به خود و برای اینکه به دیگران ثابت کند انسان احمق و بی اراده ای نیست شروع می‌کند به استفاده از انواع روش‌های سخت لاغری و کم خوردن و ورزش کردن زیاد 

      در کل یا از این طرف پشت بام می افتد و پرخوری افراطی می‌کند یا از آن طرف پشت بام می افتد و کم خوری افراطی می‌کند کلا تعادل رفتاری ندارد و مدام وزنش مثل یو یو بالا و پایین می‌شود. 

      یک فرد چاق با مقایسه کردن خودش با افراد متناسب دچار حسادت می‌شود،فرد چاق هیچ درکی از گفته ها و رفتارهای فرد متناسب ندارد و گمان می‌کند فرد متناسب در حال با کلاس جلوه دادن خودش است و قصد خودنمایی دارد

       و دارد با نخوردنهایش چاقی او را به او یادآوری می‌کند و به او طعنه می‌زند.

       در اینجا خشم او افزایش یافته و دچار خود سرزنشی می‌شود و شروع می‌کند به گفتگو درباره چاقی اش با دیگران و کلی شاهد چاقی برای خودش جمع می‌کند ،

      فرد چاق تمام زورش را میزند بقیه را مجاب کند که مقصر چاقی اش نیست و اصلا دست خودش نیست که زیاد می‌خورد 

      اما بعد از این گفتگوهای شاهد جمع کن، دچار صحبتها و نجواهای درونی خودش می‌شود “خاک بر سرت مثل گاو میخوری نگاه کن فلانی چه اندامی دارد،ببین با خودت چه کار کردی تو احمقی فقط یه احمق با خودش اینطوری میکند و………………….”

      و شروع می‌کند به تزریق تو رگیه، انرژی‌های منفی به درون خودش و آنقدر این کار را تکرار می‌کند تا کائنات هم به او پاسخی در حد باورهایش بدهد و او را به سمت تجربه چاقی بیشتر هدایت کند .

      و زمانی که بخاطر تمام آنچه گفته شد به سمت روش‌های لاغری می‌رود و در نهایت نتیجه مطلوب نمی‌گیرد بطور کلی زندگی اش خلاصه می‌شود در لاغری ،حالا دیگر هیچ کدام از لذت‌های دنیا برایش معنا ندارد چرا؟چون لاغر نیست 

      از مسافرت و مهمانی فرار می‌کند از خرید لباس و خوش گذرانی فرار می‌کند چون لاغر نیست و با خودش وارد جنگ می‌شود”

       حالا که نمی‌توانم لاغر شوم هر چقدر دوست دارم میخورم ،اصلا به جهنم که لاغر نیستم اینقدر میخورم تا بترکم”

      و تمام این جنگها و کش مکشهای درونی و بیرونی فرد چاق بخاطر عدم آگاهی او از علت چاقی اش است و اینکه او 

      سردرگم است و نمی‌داند راه درست چیست و چگونه باید رفتار کند .

      در روش لاغری با ذهن فرد چاق به مرور جواب تمام سوالاتش را خواهد گرفت.

       او متوجه می‌شود اگر چاق است بخاطر فرمول‌های اشتباه ثبت شده در ذهنش است و تنها راه لاغری ماندگار برای او یادگیری اصول ذهنی و جایگزین کردن فرمول‌های صحیح به جای فرمول‌های اشتباه است .

      او به مرور اعتماد به نفس و عزت نفس خودش را بالا می‌برد و ترس و اضطرابهایش کاهش چشمگیری پیدا می‌کند 

      با مواد غذایی معقولانه رفتار می‌کند سبک زندگی سلامت برای خودش انتخاب می‌کند و در نهایت می‌شود چیزی که رویای آن را داشته و خوشبخت و شاد زندگی می‌کند. 

      چرا افراد متناسب به راحتی می توانند نسبت به تعارف دیگران بگویند: نه، میل ندارم. و آیا این برخورد آنها آگاهانه و به دلیل بالا بودن عزت نفس آنهاست؟

      چون افراد متناسب فرمول‌های اشتباه موجود در ذهن چاق را ندارند و هیچ پیش زمینه ذهنی از ترس و تفکیک خوراکی ها در ذهنشان نیست و غذا خوردن هم مثل اکسیژن و تنفس کردن جز طبیعی و عادی و اتوماتیک وار زندگی‌شان است 

      مگر برای نفس کشیدن هول می‌زنند که بیشتر اکسیژن وارد ریه هایشان کنند که برای غذا خوردن هول بزنند 

      خیلی راحت و با اعتماد به نفس بالا انتخاب می‌کنند که بخورند یا نخورند و اصلا نشانه کلاس گذاشتن و داشتن مهارت خاص و اعتماد به نفس بالا داشتن آنها نیست فقط آنها در آن لحظه نیاز به خوردن نداشته اند همین .

      من افراد متناسب زیادی میشناسم که با وجود اندام لاغر اما اصلا اعتماد به نفس ندارند و به قول معروف بلد نیستن دست و پای یک مرغ را از هم جدا کنند از بس بی عرضه و بیخودی هستند پس نخوردن لاغرها نشانه مزیت آنها بر ما نیست 

      بلکه آنها فقط فرمول چاق در ذهنشان ندارند اما متاسفانه ما داریم که به شکر هدایت خدای بزرگ ما هم در حال رفع این فرمول‌های غلط هستیم و داریم ذهنمان را آپدیت می‌کنیم 

      یا رب سپاسگزارم برای نعمت سلامتی که به ما عنایت کردی 

      یا رب شکر گزار آنچه هستم که اتفاق نمی افتد و قطعا صلاح ماست 

      یا رب شکر گزار صلاحدید زیبایت در زندگیمان هستم 

      یا رب دوستت دارم 

      الهی و ربی من لی غیرک 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم