همهجای دنیا وقتی صحبت از چاقی میشه، سریع ذهنها میره سمت پرخوری 🍕 و کمتحرکی 🛋️ یا شاید یه ژنتیک “بدشانس”!
اما چیزی که خیلیا ازش غافلن، ذهن چاقه… ذهنیه که مثل یه عینک تار، دنیا و غذا رو جور دیگهای میبینه 🤯
یعنی تحلیلها، برداشتها و تصمیمهایی که از درون این ذهن میاد، خودش عامل اصلی چاقی بدنه—نه بشقاب غذا! 🍽️
اگه ذهنت چاق باشه، حتی وقتی کم هم بخوری، رفتارات طوریه که انگار داری چاقتر میشی!
تاثیر فرمول های ذهن چاق
وقتی حرف از فرمولهای ذهن میزنیم، یعنی همون باورها، تحلیلها و برداشتهایی که فقط رفتار و جسم ما رو شکل نمیدن، بلکه مثل یه فیلتر قوی، نگاه ما به زندگی رو هم تغییر میدن 🎯🧠

دقیقاً مثل اینه که یه عینک با شیشه آبی بزنیم؛ اونوقت دیگه همهچی اطرافمون —حتی چیزهایی که سفید یا سبز هستن— با تون آبی دیده میشن 🎨👓
نه بهخاطر اینکه واقعاً آبیان، بلکه چون عینک ما اون رنگ رو بهشون داده.
حالا تصور کن ذهن ما هم یه جور عینک باشه؛ عینکی با شیشههای ساختهشده از ترس، قضاوت، تجربههای منفی و اطلاعات نادرست درباره بدن و غذا.
این همون فرمولهای ذهنی هستن که واقعیت بیرونی رو تحریف میکنن و کاری میکنن که دنیا رو نه اونطور که هست، بلکه اونطور که ذهنمون باور داره، ببینیم. 🤯💭
مثلاً یه فرد متناسب ممکنه فقط در حال خوردن ناهار روزمرهش باشه، ولی ذهن ما اون رو به شکل یه آدم خوششانس یا بیخیال تعبیر میکنه که “حتماً ژنتیک خوبی داره” یا “لابد هیچوقت استرس وزنش رو نداشته”! 😑
در واقع، این فرمولهای ذهنی هستن که باعث میشن ما آدمهای متناسب رو بهجای الگو، به چشم تهدید ببینیم، یا حتی حسادت کنیم و خودمون رو قربانی فرض کنیم.
خود من یادمه وقتی اضافهوزن داشتم، رفتار آدمهای متناسب رو از پشت این عینک ذهن چاق تماشا میکردم. فکر میکردم اونا خیلی مغرورن، خودشونو میگیرن یا حتی آدمهای سرد و بیاحساسی هستن 😐💭
در حالیکه حالا میدونم اون برداشتها، بازتاب فرمولهای ذهن من بودن نه واقعیت وجودی اون آدمها!
این فرمولها باعث میشن حتی نگاه ما به خدا و کائنات هم تغییر کنه!
یادم میاد بارها از خدا گلایه کردم:
“چرا من باید چاق باشم و بقیه نه؟! چرا من باید با این همه محدودیت زندگی کنم؟!”
اما حالا میفهمم که اون صداها از بیرون نمیاومدن، بلکه از فرمولهای ذهنی میاومدن که درونم ریشه کرده بودن و همه چیزو تار میدیدن… حتی مهربونی خدا رو! 🌥️💔
وقتی زندگی رو از لنز ذهن چاق ببینی، دنیا تبدیل میشه به جایی پر از نابرابری، محدودیت، ناامیدی و حسرت.
اما وقتی شروع به پاکسازی این فرمولها میکنی، کمکم تصویر شفافتری از دنیا، غذا، آدمها و خودت میبینی.
🌟 اون موقعست که میفهمی چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ بلکه یه داستان نانوشته در ذهنته که حالا وقتشه بازنویسیش کنی…

تفاوت ذهن افراد چاق و متناسب
همهمون سیستم بدنی تقریباً یکسانی داریم؛ مغز، معده، سیستم عصبی، هورمونها… پس چرا بعضیا راحت غذا رو کنترل میکنن ولی بعضیها انگار همیشه درگیر خوردنن؟ 😖🍕
🧠 ذهن افراد چاق یه ذهن نگران، مضطرب و همیشه آماده برای خطره. هر غذایی که میبینه، تهذهنش یاد خاطرهای از محرومیت، تنهایی یا شکست میافته.
در مقابل، ذهن متناسب هیچ درگیری عاطفی خاصی با غذا نداره. برای اون، غذا فقط غذاست، نه پناهگاه، نه پاداش، نه تنبیه!
مثلاً یه فرد متناسب وقتی تعارف غذا میشه، خیلی راحت میگه: «نه مرسی، میل ندارم» 😌
چون نه از رد کردن میترسه، نه از قضاوت دیگران، نه از اینکه دیگه گیرش نیاد. چون ذهنش، با فرمولهای متناسب و آزادانه طراحی شده.
اما ذهن چاق چی؟
همون تعارف ساده میتونه یه طوفان فکری راه بندازه:
«اگه نگیرم بیاحترامی میشه»، «شاید دیگه نباشه»، «همه دارن میخورن»، «یه بار که اشکال نداره»…
خیلی از دوستانی که تو دورهی «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردن، با وجود آموزش و تمرین، هنوز با این تضاد درگیرن.
چرا؟ چون هنوز دارن دنیا رو از دریچهی همون فرمولهای ذهن چاق قدیمی میبینن.
ذهنشون هنوز بهشون میگه:
«اون فرد متناسب حتماً عزت نفس بالایی داره که میتونه “نه” بگه… من هنوز به اون مرحله نرسیدم…»
در حالیکه واقعیت اینه که قدرت نه گفتن، حاصل عزت نفس نیست، حاصل ذهن متناسبه!
و این ذهن، قابل ساخته شدن ـــ با تمرین، آگاهی و تکرار فرمولهای جدیده.
💡 ذهن متناسب یاد گرفته به نیاز واقعی بدن گوش بده، نه به سر و صدای ذهن. یاد گرفته که غذا دشمن نیست، ولی همزمان هم تنها راه خوشحالی نیست. یاد گرفته که لذت، از سادگی میاد، نه از پُرخوری.
اما ذهن چاق، هنوز توی حلقههای شرطیشدهی قدیمیاش اسیره؛ جایی که غذا همیشه نقش قهرمان، دشمن یا پاداش رو بازی میکنه. 🎭🍩
📌 پس اگه میخوای واقعاً از این چرخه بیرون بیای، لازمه نگاهت رو عوض کنی و این دقیقاً همون کاریه که ما توی دوره «ورود به سرزمین لاغرها» انجام میدیم:
بازنویسی فرمولهای ذهن و ساختن ذهنی متناسب، آرام، آگاه و آزاد 🌱💖

عملکرد ذهن چاق و ذهن متناسب 🧠✨🍽️
مهمه که بدونیم که این دو ذهن، متفاوت از هم زندگی میکنن و رفتارهای متفاوتی دارند.
افراد متناسب اصلاً تو بازی ذهن نیستن. ذهن متناسب مثل یه عینک شفافه که به طور طبیعی به نیاز بدنش گوش میده.
وقتی گرسنهست غذا میخوره و وقتی سیر شد، دست میکشه. نه از کم خوردن نگرانه، نه از زیاد خوردن ناراحت میشه. 🍏💚 برای اونها خوردن کاملاً طبیعی و بدون فکر اضافه است، نه بازی ذهنی.
برعکس، ذهن چاق پر از فرمولها و قوانین سختگیرانهایه که میگه: «اگر اینو بخوری چاق میشی»، «اگر کم خوردی عزت نفس داری» و هزار فکر و دغدغه دیگه… 🤯🍰
افراد متناسب به اندازه نیاز و میل بدنشون غذا میخورند و این باعث میشه عزت نفس واقعی و عمیقی داشته باشند؛ عزت نفسی که از احترام به خود و درک نیازهای بدن سرچشمه میگیره، نه از ترس یا محدودیت.
در مقابل، ذهن چاق همیشه دنبال کنترل کردن و نگرانی از خوردن هست، که این نگرانی روی رفتار و عزت نفس فرد تاثیر منفی میذاره. 😔
همچنین افراد متناسب خودشون رو دوست دارند و به خودشون احترام میگذارند، این احترام در رفتار دیگران هم بازتاب پیدا میکنه.
در حالی که ذهن چاق، گاهی حتی به خودش ارزش نمیده و همین احساس کمارزشی به رفتارها و روابطش با دیگران سرایت میکنه. 🔄❤️
یکی از نکات مهم دیگه اینه که ذهن چاق، خوردن رو با احساسات منفی مثل ترس از چاق شدن، خجالت یا احساس گناه پیوند زده، در حالی که ذهن متناسب، خوردن رو حق طبیعی خودش میدونه و به بدنش احترام میذاره.

رهایی از ذهن چاق؛ آغاز سفر به سرزمین لاغرها 🌈🧭
تا وقتی فرمولهای ذهن ناخودآگاه رفتارهای ما رو کنترل میکنن، هیچ رژیم و برنامه غذایی پایداری نمیتونه ما رو نجات بده.
چون ریشهی چاقی در «نگرش ما به خوردن، بدن و خودمون» پنهان شده؛ نه توی مقدار کالری و لیست غذاها! 😟🍟
برای همین، اگه میخوای واقعاً از ترس از چاق شدن، اضطراب از غذا خوردن، یا نگرانی درباره ظاهر و وزن خلاص بشی، لازمه فرمولهای ذهنی رو از نو بسازی. 💡🧠
ما تو دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین کار رو میکنیم:
✅ شناسایی و اصلاح باورهای اشتباه درباره غذا و بدن
✅ ریشهیابی ترسها و احساسات پنهان درباره چاقی
✅ تمرین تغییر نگرش با ابزارهای ذهنی قدرتمند
✅ ساختن ذهنی آرام، آگاه و متناسب 🌱💚
در این دوره، قدمبهقدم یاد میگیری که چطور از جنگ با غذا، از تنفر نسبت به بدن، و از نگرانی همیشگی درباره وزن، آزاد بشی.
و به جای اون، به ذهنی تبدیل بشی که با لذت، آگاهی و احترام به خودش زندگی میکنه… ذهنی متناسب، ذهنی آرام، ذهنی آزاد! ✨🍀
🌟 اگر آمادهای که از ترسهای پنهان و ذهن چاق عبور کنی، قدم اول همینجاست:
ورود به سرزمین لاغرها… جایی که لاغری از ذهن شروع میشه، نه از بشقاب! 🍽️🧠
✍️ تمرین آموزشی 📖
چرا این تمرین مهمه؟
برای تغییر واقعی در رفتار غذایی و رهایی از چرخه چاقی، باید از سطح آگاهی عبور کنیم و وارد لایههای عمیق ذهن بشیم؛ جایی که فرمولهای ذهن در حال فرمان دادن به زندگی ما هستن. ✨
انجام تمرینات نوشتاری، ذهن ما رو از حالت منفعل به حالت آگاه میبره و کمک میکنه باورها و نگاههای اشتباه نسبت به غذا، بدن و خودمون رو شناسایی و بازنویسی کنیم.
سوالات تمرینی
- نگرش شما درباره تأثیر ذهن بر افکار و رفتار افراد چاق چیست؟
- نمونههایی از افکار یا رفتارهای خود که نشانه داشتن ذهن چاق است را شرح دهید.
- به نظر شما استفاده از روشهای قبلی برای لاغر شدن، تأثیری بر تغییر محتوای ذهن چاق داشته یا نه؟ چرا؟
- با توجه به توضیحات نوشتاری، چند تا از تفاوتهای ذهن چاق و ذهن متناسب را نام ببرید.
- با توجه به ویدیو، نظر شما درباره سوال مطرحشده در آن چیست؟ احساس و برداشت شخصیتان را توضیح دهید.
💬 نوبت شماست!
حالا که با فرمولهای ذهن چاق و تفاوتش با ذهن متناسب بیشتر آشنا شدی، وقتشه قلم برداری و تمرین این بخش رو انجام بدی.
پاسخ سوالات بالا رو با صداقت و شرح کامل در بخش نظرات همین صفحه بنویس و اگر تمرینی برای خودت ساختی، اون رو هم با ما به اشتراک بذار.
نوشتن، اولین قدم برای بازسازی ذهن و عبور از باورهای چاقکنندهست. ما مشتاق خوندن نوشتههای تو هستیم! 📝🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.35 از 69 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام محظر استاد خوبی ها،
می خواستم نظرمو بگم راجع به این سوال که آیا بی اعتنایی متناسبها به مواد غذایی بخاطر عزت نفسشونه یا علت دیگه ای داره ؟؟؟؟
من هم حرف و نظر خود شمارو کاملا قبول دارم اینکه بی اعتناییشون ارتباطی به داشتن عزت نفس نداره ……چرا که کسی که عزت نفس داشته باشه در تمام جنبه زندگیش نمود پیدا می کنه ….. اگر در احوالات متناسبها بیشتر دقت کنیم خیلی ممکنه در جنبه های دیگر زندگیشون آثاری از نبود عزت نفس مشاهده کنیم … و البته ممکنه واقعا عزت نفس در تمام جنبه های زندگیش هم داشته باشه ….ولی اینجور نیست که همه لاغرها بی استثناء عزت نفس خوبی داشته باشن
.این خودش یکی از دلایلی است که نشون می ده بی اعتنایی اونها به تعارفات ، غذاها و یا کم خوری هاشون مال عزت نفس بالا نیست مال غریزه خداییشونه
به ذهنشونه که دستکاری نشده که در حالت پیش فرض قرار داره ……
ذهن چاق ، نگاهش بر اساس فرمولهای از پیش ذخیره شده اس و منطقی نیست …درست مثل وقتیه که من نوعی عینک دودی زده و همه چیزو تیره می بینم …..آیا واقعا همه چیز تیره اس ؟ خیر …. من عینکم دودیه ..
ذهنچاق ، میگه طبیعی اینه که هر چی بهت تعارف زدن بگیری و بخوری چون اگر برنداری و نخوری به طرف مقابل بی احترامی کردی ، یا خواستی کلاس بگذاری ، و آدممغرور و بی ادبی هستی …..روی این حساب هم برمی داری هم می خوری …چون ذهنچاق میگه وقتی برداشتی باید بخوری …اگر بگذاری کنار بشقابت و نخوری بازم بی ادبی کردی ….
ولی یک ذهنمتناسب به شکل طبیعی ، بدون اینکه از جایی آموزش دیده باشه توی این فکرا نیست …اون میگه میل ندارم چراااا چون سیره و روی سیری هیچی از گلوش پایین نمی ره ….پس برنمی داره و تعارف میزبانو رد می کنه اینهیچ ربطی به داشتن عزت نفسش نداره …
از نظر من ذهنچاق که به عناوین مختلف به خوردن ، دعوت می کنه یک ذهن شیطانیه ..از شیطان رجیم دستور می گیره …. ذهن چاق با امتیاز بالا دادن به یه آدم لاغر ومتناسب بهت میگه تو عزت نفس نداری تو لیاقت نداری تو پرخور و بی خاصیتی تو فقط بخور و بخواب ……حالا این خودشه ها که داره تشویق به پرخوری از پنج کانال حسی می کنه با توجیهات بی پایه اساس از اونطرفم می زنه توی سرت که تو فلانی بهمانی ….
ذهن چاق ،نه خودش طبیعیه نه نگاهش نه استدلالهاش …..
اما خدارو شکر ما جزء معدود انسانهاییم که به اینمسیر هدایت شدیم تا ذهن چاقمونو بیشتر و بهتر بشناسیم و آگاهانه تغییرش بدیم ….
باورها یا همون فرمولهای ذهنی از زمان کودکی ناخواسته و ناخودآگاه در ذهن ما جا خوش کردن و مارو فریب دادن تا در این دام باقی بمونیم و روز بروز اوضاع روحی و جسمیمون بد و بدتر بشه ….
اما لازمه که حالا که آگاهی پیدا کردیم بدونیم ما چیزی کم نداریم ففط باید اشکالات رو شناسایی و برطرف کنیم اینم که آموزش می خواد همینجوری نمیشه….
باورهای چاق کننده که تشکیل یک ذهن چاقو دادن خیلی راحت به تثبیت رسیدن چون از روی نا آگاهی در ذهن ما نفوذ کردن ……
ولی حالا که می خوایم آگاهانه فرمولهای درست و صحیح جاشون بذاریم اصلا آسون نیست و کار می بره ، استمرار درآموزش می طلبه ….
ما بخاطر چاقیمون و فرهنگ خاصی که به دنبالش اومده کلی انگ به خودمون و دیگران زدیم هیچ سودی هم که نبردیم هیچ کلی هم ضرر کردیم ….
احساسمون به خودمون خیلی بد و به لاغرا حالت انتقاد و حسادت و داشتن دیدگاه غیر واقعی نسبت به اونها ….
البته خدارو شکر من مدتهاست که دیگه به این شکل به اونا نگاهنمی کنم باهاشون دوستم و از دیدن رفتارهای خوبشون لذت می برم و الگو می گیرم و این از آموزشهای جالب و قشنگ استاد روشن هست خصوصا آموزشهای دوره ورود به سرزمین لاغرها …
از واجبات اینه که با عزمی راسخ دنبال آموزشهارو بگیریم و درخت بی خیر چاقی رو که پر از خار و میوه های تلخه از ریشه بخشکونیم ….
به یاری و لطف خدا حتما موفق میشیم …
والسلام
نشان های دریافت شده
سلام و عرض احترام ،
مرسی از شما فروغ عزیز ،
ممنون از توجهت به دیدگاهم.
تبریک به شما برای تغییر رفتار غذایی خوبی که داری …عالی هستی ،
منتظر دیدن تصویر زیبای شما در آلبوم شگفتی سازان هستم ،
ارادتمند ، شهربانو
نشان های دریافت شده
سلام فروغ جان …لذت بردم از دیدگاهی که فرستادی …..همچنین لذت می برم از متناسبهایی که غذا خوردنشون اتوماتیکه…..
کاش راز و رمز اتوماتیک خوردن رو هم یاد بگیریم چه وقت وچه جوری نمی دونم .
ولی قطعا راز و رمزش دست خود استاده ….خدا حفظش کنه برامون و برای خانواده اش ☆☆☆☆☆
…..حقیقت اینه متاسفانه ما چاقها تحت تاثیر کانالهای عصبی اقدام به خوردن می کنیم می بینیم بلافاصله تجزیه و تحلیل کرده می خوریم ، میشنویم همینجور ، بو می کشیم همینجور خلاصه از کانالهای متعدد می خوریم اما متناسبها فقط به دلیل فرمانهای مغزی برای رفع نیازشون به انرژی ……..یعنی فقط از یککانال می خورن نه مثل ما از پنج کانال حسی …….
از وقتی فایل آموزشی تاثیر کانالهای حسیدر دوره گاماول رو گوش دادم وتمرینشو نوشتم خدارو شکر کمکم دارم کنترل این کانالهارو به دست می گیرم و همین یه کار کمک کرده احساس لاغری بیشتری داشته باشم ..نگاه دست وپاممی کنم میگم انگار لاغرترم …..
مثلا یک نمونه بگم دیشب برای کاری رفتم آشپزخونه چشمم افتاد به ظرف آبنبات ، خیلی سریع دستم رفت سمت ظرفش ،یکی برداشتم ، صدای فرشته به گوشمخورد سوال کرد مگه تو برای خوردن آبنبات اومده بودی ؟ گفتم نه …گفت پس اصلا نیاز بدنت نیست . بعد بلافاصله انداختمش داخل ظرف و برگشتم توو اتاق …..از این رفتار خودم خیلی خوشم اومد …و خودمو تشویق کردم ….مطمینم صدایی که شنیدم صدای فرشته درونم الهه بود چون از نتیجه دستورش حس و حالم خوب شد خوشحال شدم و از خودم راضی بودم ……
اما نتیجه دستوراتی که از ناحیه شیطان درون یا همون ذهنمنفی باف می آد منفی است و حالمونو بد می کنه بعد از اجرای فرمان منفی باف ( شیطان ) نه تنها حالمون بد میشه بلکه به سرزنش خود گرفتار میشیم بعدم غمگین …..
بسلامتی از وقتی با تناسب فکری آشنا شدیم و داریم آموزش می بینیم چاقیمون متوقف شده و عالی تر اینکه لاغرتر هم شدیم بدون هیچ رژیم خاصی و هیچ حرکت خاص برای کاهش وزن ، داریم زندگی عادی می کنیم و این همونچیزی که به ما آرامش هدیه کرده ….داریم سعی می کنیم در واکنش به کانالهای عصبی واکنش بهتری از خود بروز بدیم …..با تغییر افکار ، خودبخود رفتار هم درست ، منطقی و صحیح میشه …..
دوستدارت شهربانو