همهجای دنیا وقتی صحبت از چاقی میشه، سریع ذهنها میره سمت پرخوری 🍕 و کمتحرکی 🛋️ یا شاید یه ژنتیک “بدشانس”!
📍 این جلسه ادامه گام ۶۹ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
اما چیزی که خیلیا ازش غافلن، ذهن چاقه… ذهنیه که مثل یه عینک تار، دنیا و غذا رو جور دیگهای میبینه 🤯
یعنی تحلیلها، برداشتها و تصمیمهایی که از درون این ذهن میاد، خودش عامل اصلی چاقی بدنه—نه بشقاب غذا! 🍽️
اگه ذهنت چاق باشه، حتی وقتی کم هم بخوری، رفتارات طوریه که انگار داری چاقتر میشی!
در این جلسه میآموزیم:
تاثیر فرمولهای ذهن چاق
وقتی حرف از فرمولهای ذهن میزنیم، یعنی همون باورها، تحلیلها و برداشتهایی که فقط رفتار و جسم ما رو شکل نمیدن، بلکه مثل یه فیلتر قوی، نگاه ما به زندگی رو هم تغییر میدن 🎯🧠

دقیقاً مثل اینه که یه عینک با شیشه آبی بزنیم؛ اونوقت دیگه همهچی اطرافمون —حتی چیزهایی که سفید یا سبز هستن— با تون آبی دیده میشن 🎨👓
نه بهخاطر اینکه واقعاً آبیان، بلکه چون عینک ما اون رنگ رو بهشون داده.
حالا تصور کن ذهن ما هم یه جور عینک باشه؛ عینکی با شیشههای ساختهشده از ترس، قضاوت، تجربههای منفی و اطلاعات نادرست درباره بدن و غذا.
این همون فرمولهای ذهنی هستن که واقعیت بیرونی رو تحریف میکنن و کاری میکنن که دنیا رو نه اونطور که هست، بلکه اونطور که ذهنمون باور داره، ببینیم. 🤯💭
مثلاً یه فرد متناسب ممکنه فقط در حال خوردن ناهار روزمرهش باشه، ولی ذهن ما اون رو به شکل یه آدم خوششانس یا بیخیال تعبیر میکنه که “حتماً ژنتیک خوبی داره” یا “لابد هیچوقت استرس وزنش رو نداشته”! 😑
در واقع، این فرمولهای ذهنی هستن که باعث میشن ما آدمهای متناسب رو بهجای الگو، به چشم تهدید ببینیم، یا حتی حسادت کنیم و خودمون رو قربانی فرض کنیم.
خود من یادمه وقتی اضافهوزن داشتم، رفتار آدمهای متناسب رو از پشت این عینک ذهن چاق تماشا میکردم. فکر میکردم اونا خیلی مغرورن، خودشونو میگیرن یا حتی آدمهای سرد و بیاحساسی هستن 😐💭
در حالیکه حالا میدونم اون برداشتها، بازتاب فرمولهای ذهن من بودن نه واقعیت وجودی اون آدمها!
این فرمولها باعث میشن حتی نگاه ما به خدا و کائنات هم تغییر کنه!
یادم میاد بارها از خدا گلایه کردم:
“چرا من باید چاق باشم و بقیه نه؟! چرا من باید با این همه محدودیت زندگی کنم؟!”
اما حالا میفهمم که اون صداها از بیرون نمیاومدن، بلکه از فرمولهای ذهنی میاومدن که درونم ریشه کرده بودن و همه چیزو تار میدیدن… حتی مهربونی خدا رو! 🌥️💔
وقتی زندگی رو از لنز ذهن چاق ببینی، دنیا تبدیل میشه به جایی پر از نابرابری، محدودیت، ناامیدی و حسرت.
اما وقتی شروع به پاکسازی این فرمولها میکنی، کمکم تصویر شفافتری از دنیا، غذا، آدمها و خودت میبینی.
🌟 اون موقعست که میفهمی چاقی فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ بلکه یه داستان نانوشته در ذهنته که حالا وقتشه بازنویسیش کنی…

تفاوت ذهن افراد چاق و متناسب
همهمون سیستم بدنی تقریباً یکسانی داریم؛ مغز، معده، سیستم عصبی، هورمونها… پس چرا بعضیا راحت غذا رو کنترل میکنن ولی بعضیها انگار همیشه درگیر خوردنن؟ 😖🍕
🧠 ذهن افراد چاق یه ذهن نگران، مضطرب و همیشه آماده برای خطره. هر غذایی که میبینه، تهذهنش یاد خاطرهای از محرومیت، تنهایی یا شکست میافته.
در مقابل، ذهن متناسب هیچ درگیری عاطفی خاصی با غذا نداره. برای اون، غذا فقط غذاست، نه پناهگاه، نه پاداش، نه تنبیه!
مثلاً یه فرد متناسب وقتی تعارف غذا میشه، خیلی راحت میگه: «نه مرسی، میل ندارم» 😌
چون نه از رد کردن میترسه، نه از قضاوت دیگران، نه از اینکه دیگه گیرش نیاد. چون ذهنش، با فرمولهای متناسب و آزادانه طراحی شده.
اما ذهن چاق چی؟
همون تعارف ساده میتونه یه طوفان فکری راه بندازه:
«اگه نگیرم بیاحترامی میشه»، «شاید دیگه نباشه»، «همه دارن میخورن»، «یه بار که اشکال نداره»…
خیلی از دوستانی که تو دورهی «ورود به سرزمین لاغرها» شرکت کردن، با وجود آموزش و تمرین، هنوز با این تضاد درگیرن.
چرا؟ چون هنوز دارن دنیا رو از دریچهی همون فرمولهای ذهن چاق قدیمی میبینن.
ذهنشون هنوز بهشون میگه:
«اون فرد متناسب حتماً عزت نفس بالایی داره که میتونه “نه” بگه… من هنوز به اون مرحله نرسیدم…»
در حالیکه واقعیت اینه که قدرت نه گفتن، حاصل عزت نفس نیست، حاصل ذهن متناسبه!
و این ذهن، قابل ساخته شدن ـــ با تمرین، آگاهی و تکرار فرمولهای جدیده.
💡 ذهن متناسب یاد گرفته به نیاز واقعی بدن گوش بده، نه به سر و صدای ذهن. یاد گرفته که غذا دشمن نیست، ولی همزمان هم تنها راه خوشحالی نیست. یاد گرفته که لذت، از سادگی میاد، نه از پُرخوری.
اما ذهن چاق، هنوز توی حلقههای شرطیشدهی قدیمیاش اسیره؛ جایی که غذا همیشه نقش قهرمان، دشمن یا پاداش رو بازی میکنه. 🎭🍩
📌 پس اگه میخوای واقعاً از این چرخه بیرون بیای، لازمه نگاهت رو عوض کنی و این دقیقاً همون کاریه که ما توی دوره «ورود به سرزمین لاغرها» انجام میدیم:
بازنویسی فرمولهای ذهن و ساختن ذهنی متناسب، آرام، آگاه و آزاد 🌱💖

عملکرد ذهن چاق و ذهن متناسب 🧠✨🍽️
مهمه که بدونیم که این دو ذهن، متفاوت از هم زندگی میکنن و رفتارهای متفاوتی دارند.
افراد متناسب اصلاً تو بازی ذهن نیستن. ذهن متناسب مثل یه عینک شفافه که به طور طبیعی به نیاز بدنش گوش میده.
وقتی گرسنهست غذا میخوره و وقتی سیر شد، دست میکشه. نه از کم خوردن نگرانه، نه از زیاد خوردن ناراحت میشه. 🍏💚 برای اونها خوردن کاملاً طبیعی و بدون فکر اضافه است، نه بازی ذهنی.
برعکس، ذهن چاق پر از فرمولها و قوانین سختگیرانهایه که میگه: «اگر اینو بخوری چاق میشی»، «اگر کم خوردی عزت نفس داری» و هزار فکر و دغدغه دیگه… 🤯🍰
افراد متناسب به اندازه نیاز و میل بدنشون غذا میخورند و این باعث میشه عزت نفس واقعی و عمیقی داشته باشند؛ عزت نفسی که از احترام به خود و درک نیازهای بدن سرچشمه میگیره، نه از ترس یا محدودیت.
در مقابل، ذهن چاق همیشه دنبال کنترل کردن و نگرانی از خوردن هست، که این نگرانی روی رفتار و عزت نفس فرد تاثیر منفی میذاره. 😔
همچنین افراد متناسب خودشون رو دوست دارند و به خودشون احترام میگذارند، این احترام در رفتار دیگران هم بازتاب پیدا میکنه.
در حالی که ذهن چاق، گاهی حتی به خودش ارزش نمیده و همین احساس کمارزشی به رفتارها و روابطش با دیگران سرایت میکنه. 🔄❤️
یکی از نکات مهم دیگه اینه که ذهن چاق، خوردن رو با احساسات منفی مثل ترس از چاق شدن، خجالت یا احساس گناه پیوند زده، در حالی که ذهن متناسب، خوردن رو حق طبیعی خودش میدونه و به بدنش احترام میذاره.

رهایی از ذهن چاق؛ آغاز سفر به سرزمین لاغرها 🌈🧭
تا وقتی فرمولهای ذهن ناخودآگاه رفتارهای ما رو کنترل میکنن، هیچ رژیم و برنامه غذایی پایداری نمیتونه ما رو نجات بده.
چون ریشهی چاقی در «نگرش ما به خوردن، بدن و خودمون» پنهان شده؛ نه توی مقدار کالری و لیست غذاها! 😟🍟
برای همین، اگه میخوای واقعاً از ترس از چاق شدن، اضطراب از غذا خوردن، یا نگرانی درباره ظاهر و وزن خلاص بشی، لازمه فرمولهای ذهنی رو از نو بسازی. 💡🧠
ما تو دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین کار رو میکنیم:
✅ شناسایی و اصلاح باورهای اشتباه درباره غذا و بدن
✅ ریشهیابی ترسها و احساسات پنهان درباره چاقی
✅ تمرین تغییر نگرش با ابزارهای ذهنی قدرتمند
✅ ساختن ذهنی آرام، آگاه و متناسب 🌱💚
در این دوره، قدمبهقدم یاد میگیری که چطور از جنگ با غذا، از تنفر نسبت به بدن، و از نگرانی همیشگی درباره وزن، آزاد بشی.
و به جای اون، به ذهنی تبدیل بشی که با لذت، آگاهی و احترام به خودش زندگی میکنه… ذهنی متناسب، ذهنی آرام، ذهنی آزاد! ✨🍀
🌟 اگر آمادهای که از ترسهای پنهان و ذهن چاق عبور کنی، قدم اول همینجاست:
ورود به سرزمین لاغرها… جایی که لاغری از ذهن شروع میشه، نه از بشقاب! 🍽️🧠
✍️ در ادامه هم توی گام ۷۱ سراغ «کاهش وزن با تمرکز ذهنی» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.35 از 69 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خداوند مهربان
سلام خدمت استاد بزرگوار و دوستان عزیزم
تمام رفتارهای غذایی فرد چاق از ذهن اون نشات میگیره . ذهن فرد چاق کنترل افکار و رفتار غذایی اون رو به عهده داره ودر این مورد فرد هیچ کنترلی روی ذهنش نداره .وقتی من با غذاها مواجه میشم بی اختیار دستم به طرف اون غذاها میره و از همشون استفاده میکنم من آزادی انتخاب غذا ندارم ولی از این رفتار خوشم نمیاد و میخوام همونطور که خداوند من رو به صورت پیش فرض آزاد آفریده رفتار کنم.
(البته الان این رفتار ناخوشایند کمتر شده)
من در این سایت یاد میگیرم، یعنی به یاد میارم که زمانی من کنترل ذهنم رو به دست داشتم و انسان آزادی بودم و در شان خودم ، در شان یک انسان آزاد و قدرتمند رفتار میکردم همونطوری که خدا میخواد.
فرد متناسب این رو از یاد نبرده .ذهن اون با انواع فرمولهای چاق کننده دستکاری نشده .به صورت پیش فرض و طبیعی باقی مونده و به صورت خود به خودی و بدون هیچ فکر خاصی راجع به غذاها رفتار میکنه.
اما فرد چاق همه چیز رو در اطرافش به غذا ربط میده در واقع اسیر غذاهاست و غذا برای اون در درجه ی اول قرار داره و بقیه ی موضوعات زندگی در حاشیه هستن. من هنوز در برخی موارد حرص و ولع دارم اما خیلی کمتر شده واز این بایت خوشحالم و خدارو سپاسگذارم.بعضی اوقات که بیشتر از نیازم میخورم ذهن چاقم میگه چون زیادتر از نیازت خوردی پس لاغر نمیشی ، اما من بهش میگم غذاها قدرتی ندارن که چاق کنن اونها فقط نعمتهای خداوند هستن که برای ما ودراختیار ما گذاشته شدن تا ما از اونها استفاده کنیم و سیستم بدن ما طوری آفریده شده که حتی اگه ما از حد انسانی خودمون خارج شدیم و بیشتر از نیازمون مصرف کردیم همه ی اضافه ها رو دفع میکنه.
خداوند مخلوقات رو بدون هیچ نقصی آفریده و این ما بودیم که چاقی رو که یه نقص و مشکل هست رو به وجود آوردیم.
روشهای قبلی فقط روی جسم تمرکز داشتن وهیچ ارتباطی با ذهنمون نداشتن . در روشهای قبلی برای لاغر شدن ما به بیراهه رفتیم به اشتباه جسممون رو تحت فشار قرار دادیم غافل از این که جسم ما فقط نمایشگر افکارمون هست وما هر فکری که در ذهنمون داشته باشیم در نهایت در جسممون نمایان میشه ما افکار چاق کننده داشتیم و چاق شدیم خدا رو شکر که هدایت شدیم به راه صحیح و الان میتونیم دوباره با به یاد آوردن افکار پیش فرضمون جسم طبیعی مون رو بسازیم
از تفاوتهای ذهن چاق و ذهن لاغر میتونم بگم که ذهن فرد متناسب راجع به غذا هیچ فکر خاصی نداره یادم میاد که وقتی متناسب بودم اصلا و ابدا به غذا فکر نمیکردم مثل نفس کشیدن .اما وقتی اضافه وزن پیدا کردم مدام به خوردن و نخوردن فکر میکردم .فرد متناسب خود به خود و طبق پیش فرض خودش رفتار میکنه اما فرد چاق ذهنش پر از افکار مربوط به غذاهاست .فرد متناسب اصلا حرص و ولع نداره بر عکس انسان چاق که متاسفانه حتی وقتی ساده ترین وحتی بد مزه ترین غذا رو هم ببینه اون رو میخوره و برای خوردنش نا خودآگاه به دستور مغز اقدام میکنه .
راجع به سوال ویدئو من با گفته ی این دوست عزیز موافق نیستم وقتی تازه دوره رو شروع کرده بودم به لطف خدا این فکر اشتباه رو که باید کم خورد تا لاغر شد رو اصلاح کردم واز همون موقع همیشه به جای کلمه ی کم خوردن ، به اندازه ی نیاز خوردن رو استفاده کردم که یادم بمونه من نمیخام کم بخورم بلکه میخام به اندازه بخورم در شان یک انسان
این که افراد متناسب به دلیل این که بیش از حد نمیخورن عزت نفس دارن اشتباهه و از افکار ذهن چاق هست .اونها اصلا به غذا فکر نمیکنن .
اما برای ما که چاق بودیم و داریم تناسب رو یاد میگیریم این یاد گیری تناسب باعث اعتماد به نفس و عزت نفس ما میشه چون تونستیم افکار چاق کننده رو درو بریزیم وبه پیش فرض خودمون برگردیم .ولی برای افراد متناسب این حس توانمندی در کنترل ذهن چاق وجود نداره و بنا بر این هرگز به خاطر رفتار متناسب کننده ی خودشون احساس عزت نفس نخواهند کرد.
در این گام این رو هم یاد گرفتم که اعتماد به نفس و داشتن عزت نفس این نیست که ما در مقابل دیگران چه واکنشی نشان میدهیم بلکه نگرشی است که نسبت به خودمون داریم .این که برای خودمون چقدر ارزش قائل هستیم چقدر خودمون رو فرد با لیاقتی میدونیم و چقدر عاشق خودمون هستیم و برای تکامل خودمون ارزش قائل هستیم اگر این نگرشهارو در مورد خودمون پیدا کنیم خود به خود در اجتماع هم واکنشهایی خواهیم داشت که گواه بر عزت نفس و اعتماد به نفس ما هستند.