0

تصویر ذهنی چاق (قسمت هشتم)

تصویر ذهنی چاق ادامه مسیر لاغری
اندازه متن

در جلسه قبل (قسمت هفتم: فرمول‌های چاقی) با فرمول‌های پنهان ذهن ناخودآگاه آشنا شدیم. حالا در این جلسه هشتم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن، سراغ تصویر ذهنی چاقی می‌ریم.

تصویر ذهنی در حقیقت معمار چاقی و وضعیت جسمی ما می باشد.

مغز ما یک آرشیوخانه‌ی بی‌نظیر است 🧠📚؛ هر چیزی که از دنیا دریافت می‌کنیم، چه یک جمله‌ی محبت‌آمیز باشد، چه صحنه غروب دریا یا حتی یک تجربه‌ی تلخ، به شکل «تصویر ذهنی» در این آرشیو ذخیره می‌شود.

آنچه امروز درباره خودمان باور داریم یا فردا از زندگی انتظار می‌کشیم، همه بر پایه‌ی این تصاویر شکل گرفته است.

تصمیم‌ها، امیدها و حتی ترس‌های ما… همه و همه، زیر سایه‌ی تصویر ذهنی ما رشد می‌کنند. بنابراین اگر می‌خواهیم آینده‌ای متفاوت بسازیم، باید با قلم تصویر ذهنی‌مان دوباره روی بوم زندگی رنگ بزنیم. 🎯🖌️

تاثیر تصویر ذهنی

مغز انسان عاشق تصویرسازی است! 🧠🎨

تمام اطلاعاتی که در طول زندگی دریافت می‌کنیم، نه به صورت کلمات یا اعداد خشک، بلکه به شکل «تصویر ذهنی» در مغزمان ثبت می‌شود.

تصویر‌ ذهنی

تا به حال برایتان پیش آمده که چهره‌ی کسی برایتان آشنا باشد ولی اسمش یادتان نیاید؟ یا وارد مکانی شوید و با خودتان بگویید: «من قبلاً اینجا بودم!» ولی زمان و دلیل حضور قبلی‌تان را نتوانید به یاد بیاورید؟ 🕰️🏰

حتی وقتی از خاطرات سفر خود تعریف می‌کنید، معمولاً تصویری روشن از خیابان‌ها، رنگ مغازه‌ها و حال‌وهوای مکان در ذهن دارید، اما ممکن است اسم مکان‌ها و روستاهایی که بازدید کرده‌اید را فراموش کرده باشید. 🚗🌄

یک مثال دیگر: شاید کتاب رمانی را ساعت‌ها با شوق خوانده باشید، بدون آنکه گذر زمان را حس کنید… ✨📖

در اینجا هم، مهارت نویسنده در خلق تصویر ذهنی، شما را در دنیای داستان غرق کرده است.

تمام این تجربه‌ها نشان می‌دهد که مغز ما عاشق ذخیره‌سازی تصویری است. وقتی صحبت از خاطرات می‌شود، در واقع داریم از آرشیو «تصاویر ذهنی» خودمان استفاده می‌کنیم. 🧩❤️

و این مهارت طبیعی مغز در ذخیره تصویر ذهنی، کلید طلایی برای تغییر آینده‌ی ماست… 

 تصاویر ذهنی چگونه ایجاد می‌شوند

هر چیزی که ما از دنیای اطرافمان دریافت می‌کنیم، یک جور خوراک ذهنی است! 🍔🧠

مغز ما این داده‌ها را می‌گیرد، آن‌ها را تحلیل می‌کند، و در نهایت، یک «تصویر ذهنی» از آن‌ها می‌سازد.

فرض کنید سال‌ها از این طرف و آن طرف شنیده‌اید که پیدا کردن کار خوب خیلی سخت است، یا برای داشتن یک شغل به‌دردبخور، حتماً باید پارتی داشته باشید. 📉🏢

این اطلاعات اگر زیاد تکرار شوند، آرام‌آرام در ذهن شما تبدیل به یک تصویر ذهنی قدرتمند می‌شوند: تصویری که در آن دنیای کار، جایی سخت و پر از درهای بسته است.

وقتی چنین تصویر ذهنی‌ای شکل بگیرد، انتظار شما هم تغییر می‌کند.
دیگر ناخودآگاه آماده می‌شوید که در مسیر پیدا کردن کار به بن‌بست بخورید یا حس کنید بدون آشنا داشتن، هیچ راهی نیست. 🚪🚫

و اینجاست که جهان هم دست به کار می‌شود… 🌎✨

کار جهان این است که اتفاقات زندگی ما را طوری هماهنگ کند که با «تصاویر ذهنی» درونمان جور دربیاید.

پس دنیای بیرون شروع می‌کند به نمایش دادن همان چیزی که درون ذهن شما نقش بسته: سختی در کار پیدا کردن!

به همین سادگی، تصویری که درون ساخته‌ایم، بیرون هم واقعی می‌شود. 🎬🔮

تصویر ذهنی

 نقش تصویر ذهنی در چاق شدن

از بچگی تا امروز، هزاران داده درباره چاقی وارد مغزمان شده است؛ بعضی‌ها مثبت، بعضی‌ها منفی. این داده‌ها آرام‌آرام در ما «تصویر ذهنی چاقی» را شکل می‌دهند. 🧠📸

✅ مثلا شنیده‌ایم که:

  • افراد چاق قوی‌ترند.
  • چاقی نشانه سلامت است.
  • چاقی در خانواده ما ارثی است.
  • چاقی بخاطر کم‌تحرکی، خواب زیاد یا مزاج سرد است.
  • چاق شدن با بالارفتن سن یا زایمان طبیعی است.

هر بار که چنین اطلاعاتی وارد ذهنمان می‌شود، مغز آنها را پردازش می‌کند و به عنوان تصویر ذهنی چاقی ذخیره می‌کند. 🎞️

بعدش چه اتفاقی می‌افتد؟ مغز ما بر پایه این تصویر، الگوهای رفتاری جدیدی می‌سازد. مثل تغییر در عادت‌های خوردن یا سبک زندگی، که در نهایت جسم ما هم کم‌کم با تصویر ذهنی جدید هماهنگ می‌شود. 📈🍩

حالا اگر کسی وزنش نرمال باشد ولی دائماً با اطلاعات چاق‌کننده بمباران شود، به مرور تصویر ذهنی‌اش چاق می‌شود و این تصویر، باعث اضافه وزن واقعی در او خواهد شد. 😲

برعکس، فردی که قبلاً چاق بوده و باز هم مرتب اطلاعاتی درباره چاق‌تر شدن و خطراتش دریافت می‌کند، تصویر ذهنی چاق‌تری پیدا می‌کند و باز هم چاق‌تر می‌شود!

🧩 این خلاصه‌ی فرایند عجیبی است که نشان می‌دهد چگونه تصویر ذهنی ما می‌تواند رفتار و حتی جسم ما را تغییر دهد.

مطالعه‌ای در مجله روانشناسی سلامت (Journal of Health Psychology) نشان داد که «تصویر ذهنی بدن» — یعنی احساسی که فرد نسبت به ظاهر خودش دارد — به طور مستقیم بر رفتارهای مرتبط با سلامت مثل خوردن، ورزش کردن و حتی اضافه یا کاهش وزن تاثیر می‌گذارد.

نتایج تحقیق بیان می‌کند:

  • افرادی که تصویر ذهنی مثبتی از بدن خود دارند، تمایل بیشتری به رفتارهای سالم مثل تغذیه متعادل و فعالیت بدنی منظم دارند. 🥗🏃‍♀️
  • برعکس، کسانی که تصویر ذهنی منفی دارند، بیشتر به رفتارهای ناسالم مثل پرخوری احساسی یا دوری از ورزش دچار می‌شوند. 🍩😔
  • حتی بدون تغییر ظاهری واقعی، فقط تغییر تصویر ذهنی می‌تواند منجر به تغییر رفتار شود.

✅ در نهایت، مقاله تأکید می‌کند که برای موفقیت در تغییر وزن یا بهبود سلامت، کار روی تصویر ذهنی مثبت از بدن نقش کلیدی دارد.

تاثیر مغز بر چاقی

چگونه از طریق ذهن لاغر شویم؟ 💭

برای لاغر شدن از طریق ذهن، باید تصویر ذهنی خود را از حالت چاق به حالت متناسب تغییر دهیم. استمرار در تصویرسازی متناسب بودن باعث می‌شود که مغز ما فرمان‌های متفاوتی صادر کند.

این تغییرات باعث می‌شود واکنش‌های ما به مواد غذایی تغییر کند و در نهایت جسم ما نیز تحت تأثیر قرار گیرد و فرآیند متناسب شدن شروع شود.

تغییر تصویر ذهنی 🔄

توجه به توضیحات فایل این جلسه به شما کمک می‌کند تا آگاهی کاملی در رابطه با تصویر ذهنی و تأثیر آنها در چاقی به دست آورید.
همچنین یاد می‌گیرید که چگونه تصویر ذهنی خود را تغییر دهید و به راحتی با تکرار موارد مطرح‌شده، ذهن خود را در مسیر متناسب شدن هدایت کنید.

اطمینان دارم که آگاهی‌هایی که از این جلسه و جلسات قبلی کسب کرده‌اید، به شما کمک می‌کند تا اطلاعات جدیدی پیرامون متناسب شدن به ذهن خود بدهید.

با استمرار در این مسیر، آگاهی جدید شما به تصویر ذهنی لاغری تبدیل خواهد شد و به‌دنبال آن رفتارها و عادت‌های شما تغییر می‌کند. در نهایت، جسم شما نیز بر اساس عملکرد جدید شما تغییر خواهد کرد. 💪

✍️ تمرین آموزشی 📖

مرحله اول: تصویر ذهنی و افکار چاقی

تصاویر ذهنی بر اساس افکاری که در ذهن ما مرور می‌شوند ایجاد شده و انتظار چاق‌تر شدن را در ما به وجود می‌آورند.
زمانی که فردی درباره چاقی ما صحبت می‌کند، افکار در ذهن ما شروع به ایجاد شدن و مرور شدن می‌کند.
زمانی که ما در پاسخ به نصیحت یا توصیه یا صحبت دیگران واکنش داده و شروع به صحبت کردن درباره چاقی و گله و شکایت از لاغر نشدن می‌کنیم، در حال تشدید افکار چاق‌کننده در ذهن هستیم.

تصمیم بگیرید: از این لحظه هرگز درباره چاقی خود یا دیگران صحبت نکنید. مسلط شدن بر گفتار نیاز به تمرین و استمرار دارد، بنابراین هربار که شرایط صحبت کردن درباره چاقی فراهم بود و شما موفق به صحبت نکردن شدید، در بخش نظرات ثبت کنید که “من امروز در فلان موقعیت توانستم درباره چاقی صحبت نکنم”.

گام‌های مؤثر:

  • استفاده از ابزارهای تقویت افکار چاق‌کننده را متوقف کنید.
  • هرگونه صحبت درباره چاقی، رژیم گرفتن، لاغر نشدن، حسرت لاغری، روش‌های لاغری و … باید متوقف شود.
  • هر زمان تحریک به صحبت درباره چاقی شدید، با یادآوری این تصویر از صحبت نکردن خودداری کنید.
  • درباره تصمیمات خود در بخش نظرات شرح دهید.

صحیت نکردن درباره چاقی

مرحله دوم: تحقیق درباره روش‌های لاغری

یکی دیگر از اقدامات موثر در ایجاد تصاویر چاقی ذهن، تحقیق کردن درباره روش‌های لاغری است.
هرچه بیشتر درباره روش‌های لاغری تحقیق کنید، در همان زمان که در حال دریافت اطلاعات درباره لاغر شدن هستید، احساس خوبی ندارید.
احساس خوب نداشتن درباره لاغر شدن منجر به تقویت تصاویر ذهنی چاقی و تشدید انتظار چاقی خواهد شد.

تصمیم بگیرید: هرگز درباره روش‌های لاغری تحقیق نکنید و از پرس و جو درباره نحوه لاغر شدن دیگران خودداری کنید. این کار نه تنها تمرکز شما را از مسیر لاغری با ذهن دور می‌کند بلکه حسرت لاغری را در ذهن شما تقویت می‌کند.

گام‌های مؤثر:

  • هرگونه تحقیق و پرس‌وجو در مورد روش‌های لاغری باید متوقف شود.
  • از کنجکاوی درباره چگونه لاغر شدن دیگران خودداری کنید.
  • این کار به تقویت فرمول‌های چاقی ذهن کمک کرده و موجب احساس ناامیدی و ضعف می‌شود.
  • درباره تصمیمات خود در بخش نظرات شرح دهید.

مرحله سوم: کاهش تحریک‌های احساسی

برای جلوگیری از تقویت فرمول‌های چاقی ذهن، باید سعی کنیم در معرض تحریک‌های احساسی قرار نگیریم.
عضویت در کانال‌های آشپزی، تستری غذا، مشاهده تبلیغات فست فود، تبلیغات رسانه‌ای درباره غذاها و هر اطلاعاتی که درباره غذاها، محل سرو غذا و تجربه افراد از خوردن غذاها باعث تقویت فرمول‌های چاقی ذهن می‌شود.

تصمیم بگیرید: خود را از معرض اطلاعات اینچنینی دور کنید.
اگر در کانال‌های آشپزی عضو هستید، حتما عضویت خود را لغو کنید. از صحبت کردن درباره غذایی که خورده‌اید برای دیگران خودداری کنید. همچنین، از تبادل اطلاعات درباره غذاهای جدید و فست فودهای تازه تاسیس شده خودداری کنید.

گام‌های مؤثر:

  • عضویت در کانال‌های آشپزی و اطلاعات غذایی را لغو کنید.
  • از صحبت کردن و تبادل نظر درباره غذا خودداری کنید.
  • با این اقدامات قدم‌های مؤثری برای کمرنگ کردن تصاویر چاقی ذهن خود بردارید.
  • درباره تصمیمات خود در بخش نظرات شرح دهید.

در جلسه بعد (قسمت نهم: کنترل چاق شدن) می‌بینیم چرا قبل از لاغر شدن، باید جلوی چاق‌تر شدن رو بگیریم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

نتایج برخی از شرکت کنندگان

خانم مریم مصطفی نژاد از تهران

خانم ندا معتمدنژاد از زنجان

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.12 از 202 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11464
205 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۲/۰۵/۰۶ ۱۵:۰۲
      مدت عضویت: 2306 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 618 کلمه

      سلام بر استاد عزیز و دوستان همراهم

      الان که درجلسه هشتم هستم و فایل رو گوش میکردم ذهنم سیر شد در گذشته ام و یکی از باورهای مخفیم تازه برام آشکارشد که بااینکه چند باری میشه من دوره رو مرور میکنم ولی این باور مخرب رو تازه شناساییش کردم .

      اونم اینکه من صفات درونیم رو به وضعیت جسمانیم یعنی چاقی . لاغری ربط میدادم .

      من یه دایی داشتم که الان چند سالی میشه بهشتی شدند و این دایی ام بسیار درنظرم مهربان و دست ودلباز بودن واین دایی بنده خیلی مهربان بودن خیلی .

      وقتی من میخاستم شباهت خودم رو از لحاظ رفتاری به کسی بگم با افتخار میگفتم من شبیه دایی ام هستم دست ودلباز و مهربان وخوش رفتار.

      البته دایی بنده چاق بودن اما نه حالا گرد اما به هر حال چاق بودن.

      وهمش تو ذهنم وتو جمعی که دایی ام رومیشناختن  ویا درمحیط خانه وقتی موضوع رفتاری پیش میومد من میگفتم شبیه دایی ام هستم .وخیلی هم دفاع میکردم که من این طرز رفتار رو دارم .

      دایی ام چون چاق هم بود وقتی خونشون میرفتیم طبق ذهنیت چاقی خیلی بهمون غذا تعارف میکرد و تو خونه اش همش فراوانی غذا  بود وهمش مهمان داشت .

      اینقدر گذشت تا که خواهرزاده اولم به دنیا اومد و خواهرم کلاس خیاطی میرفت ومن قبول کردم که از خواهرزاده هام تو مدتی که اون کلاساش تموم بشه روزی چندساعت مراقبت کنم .

      مثل یک خاله مهربان براشون قصه میگفتم و سرگرمشان میکردم از خودم میگدشتم ولی نمیزاشتم اون کمی بهش سخت بگذره .

      و شده بودم خاله مهربان که وقتی خواهرم میومد دنبالش اون رو ببره گریه میکردند ومیگفتند پیش خاله باشیم و…‌.

      و الان که فکرشو میکنم  روند چاقیم از اون موقع سرعت بیشتری گرفت تا منو به باورم برسونه که فرد مهربان چاقه .

      وچقدر من اسباب بازی برای خواهرزادم میگرفتم . وصفات دست ودلبازیم هم بهم ثابت شد . وفرد دست ودلباز چاقه 

      الانم که این کامنت رو مینویسم برام طبیعی هست که من اخلاقم شبیه دایی ام هست وخود دختر دایی هام هم میگن که دایی منو خیلی دوست داشت .منم چاق باشم

      راستی مگه فرد مهربان لاغر هم داریم؟

      مگه فرد دست ودلباز لاغر هم داریم ؟ 

      نمیدونم برم دور بر خودم بگردم ببینم نقضش رو میتونم پیدا کنم یا نه؟ 

      آخه خواهر کوچکترم قبلنا که لاغر بود خسیس بود الان چاق شد دست ودلبازه . خاله های خودم چاقند ومهربان .

      مامان بزرگم چاق بود و غذا خوردن در خونشون بهم حس تمیزی میداد .

      آره اینم الان متوجه شدم من فرد تمیز رو چاق میدونم .

      فردی که آشپز خوبی باشه رو چاق میدونم .

      من خودم به شخصه خودم رو تمیز میدونم نکنه که این صفاتم رو که قبلنا با چاقی ربط دادم در وضعیت جسمانیم تاثیر گذاشت؟

      آخه قانون میگه هرچی رو باور کنی همون تو زندگیت اتفاق میافته ؟ پس من درست حدس زدم ..

      مهربانی . دست ودلبازی . تمیز بودن . آشپز خوب بودن .بخشنده بودن  صفات فرد چاق میدونستم وهرچی این صفات درمن مدتی نمایان تر میشد در روند رفتاری من برای پرخوری بیشتر تاثیر بیشتری میزاشت .

      یادم میاد که استاد یک فایلی گذاشتن فکر کنم تو ۱۰۰ گام بود که ایشون عنوان کردن چون از کودکی بهشون گفتند تو شبیه عموت هستی وعمویش هم چاق بود استاد تو اون فایل گفتند که روند چاقیش سرعت بیشتری گرفت وعلیرغم اینکه عموش سنش خیلی بیشتر از ایشون بود اما استاد در سن خیلی کمتر از عمویش اون چاقی رو تجربه کرد .

      الان نقض این باورهای مخرب یادم اومد دامادمون هم مهربان هست هم بخشنده هم دست ودلباز  اما لاغر هست .

      چه خوب شد که دوباره دارم دوره رو مرور میکنم و دارم یه جور دیگه فایل ها رو گوش میدم و یه جور دیگه ذهنم میره گذشته و باورهای مخفی مخرب رو پیدا میکنه .

      خدایا ممنونم بابت الهامات بی نظیرت .

      تشکر از استاد عزیز و دوستان همراهم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۳ ۱۱:۲۵
      مدت عضویت: 2306 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 613 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه لاغری با ذهن

      حالا که تا این گام پیش اومدم و فهمیدم که صحبت کردن و توجه چاقی خود باعث چاقی میشه و این رو تو ذهنم جستجو کردم که شروع صحبت و توجه من از چاقی کجا بود 

      که فهمیدم من هم از ۱۲.۱۳ سالگی استارت چاقی من شروع شد .

      من یه عمویی دارم که سفید و چاق و خوش اخلاق هستش و در نانوایی کار میکنه و هر موقع که اون رو می دیدم چه موقع هوای سرد وبرفی زمستان و چه هوای گرم تابستان مرتب یه تی شرت زرد و رنگ روشن می‌پوشید و هرجا هم میرفت همینطور.

       همش وقتی به خونواده میگفتم که عمو سردش نیست تو این برف و سرما تی شرت میپوشه واونها می گفتند که عمو چاق و تپل هست وسرما اذیتش نمیکنه. سالها اون رو می دیدم و همش همینطور صحبتها . 

      کم کم پسر همسایه ای داشتیم که اون هم مرتب از چاقی خودش پیش همه گله میکرد که من چاقم نمیتونم کار کنم و یه عده ای دلشون می سوخت و یه عده ای هم میزاشتند به حساب مریضی که اون حتما مریضه که نمیتونه خودشو لاغر کنه و عده ای هم میزاشتند به حساب تنبلی اش. 

      منم دلم براش می سوخت. 

      یه مدت هم همکارانی داشتم که خیلی چاق بودند و تحت نظر پزشک تغذیه بودند و موقع ناهار خوردنشان من توجه ام به سمتشون میرفت و مرتب از چاقیشون می گفتند 

      خواهرم که بعد بارداری اضافه وزن پیدا کرد و مرتب از چاقیش میگفت منم که بی خبر ازهمه جا پای درد ودل همشون میشستم. 

      یه مدت هم دفتر آشپزی گرفتم و تمام پخت غذاها رو از کانال تلویزیون و اینترنت و دوستام میگرفتم و توش می نوشتم. دیگه تصویرسازی ذهنم شکل گرفت  و

      کم کم پروسه چاقیم شروع شد و من بی خبر گذاشتم به حساب کم تحرکی . ارثی بودن از عمه ام . ورزش نکردن و …

      وهمین باورهای غلطم روز به روز بیشتر و بیشتر شد تا اینکه به ۱۸ کیلو اضافه وزن رسیدم .

      با پیاده روی سنگین و رژیم و قهوه و کلاسهای رقص و هیپاپ  یه مدت ۵ کیلو کم کردم و و یه مدت بیخیال شدم ویهو ۷ کیلو بالاتر رفت . 

       و داشتم درمورد اثر قهوه بر لاغری مطالعه میکردم و تو سایت های مختلف سرک میکشیدم یهو یه آقایی که کلی متن درمورد لاغری نوشت لابه لای متنش گفت لاغری با ذهن آقای عطار روشن خوبه .

      نمیدونم چی شد من سریع این اسم و سرچ کردم و وارد سایت شدم سال۹۹ بود .

      مطالب سایت رو کمی مطالعه کردم چیزی دستگیرم نشد  و اصلا نه دوره ای دیدم نه مطالب آموزشی اینجوری .

      نمیدونم شاید بود و من ندیدم و کنارگذاشتمش.

       ‌ماه رمضان۱۴۰۰ بود گفتم که ماه رمضان تموم بشه تمرینانت مرگبار رو شروع میکنم و حسابی وزن کم میکنم چند روز مونده بود که ماه رمضان تموم بشه یهو داشتم تو اینترنت سرچ میکردم به یاد این سایت افتادم بازش کردم انگار پنجره خوشبختی به رویم باز شد و هرچی بیشتر مطالعه میکردم مشتاق تر . 

      اینهمه مطالب و فایل کجا بود . چرا من سال۹۹ ندیدمش. 

      اصلا نمیدونم .

      خدا رو شکر میکنم که با این دوره آشنا شدم و استادی که همش کنارمونه و کمکمون میکنه . 

      تصمیم گرفتم تا لاغرنشدن این دوره رو کنار نزارم چون معتقدم که اگه نتیجه نگیرم خودم کوتاهی میکنم وگرنه مطالب استاد نظیر نداره وهم مطالبش و هم پشتیبانیش.

      استاد جان از بابت مطالب چشم زخم هم بسیار سپاس گذارم 

      که ایمانمون رو قوی تر و محکم تر کردید به خدای یکتا . آرامشمون در زندگی بیشتر . ولذت بردن از داشته هامون رو بیشتر . 

      آنقدر اون فایل ها رو دوست دارم که عصرها همش گوش میدم و کلی بهم انرژی میده و خیالم رو از بابت کلی نگرانیهای بیهوده ای که داشتم راحت میکنه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۳۹۹/۰۳/۰۶ ۱۹:۲۵
      مدت عضویت: 2306 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 45 کلمه

      سلام استاد عزیز
      یه روش دیگه ای که خودم انجامش میدم اینه که کمتر با افراد که در خیابان تپل هستند نگاه میکنم و حتی نگاشتن نمیکنم .
      البته نه از روی ترس چاقی. بلکه منو یاد چاقیم نیافته.
      به نظرتون روش خوبیه ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم