بچه که بودم، هر وقت برای خرید لباس میرفتیم، پدر و مادرم به فروشنده میگفتن «یه سایز بزرگتر بده، در سن رشده». مادرم خیاط بود و هر لباسی برام میدوخت، میگفت «یه کم جا براش گذاشتم که زود برات تنگ نشه». اون موقع نمیدونستم، ولی همین جملهها داشتن یه تصویر ذهنی چاقتر از من در ذهنم میساختن. یعنی من همیشه منتظر چاقتر شدن بودم.
این نوشته جلسه هشتم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه هفتم (فرمولهای چاقی) دیدیم که توجه به چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه. در این جلسه میخوام بگم تصویرهای ذهنی چطور در ما ساخته میشن و چطور میشه جلوی پررنگتر شدنشون رو گرفت.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🏺 دنبال فوت کوزهگری نباش
از سؤالهای بعضی از اعضای سایت فهمیدم که هنوز دنبال یه برنامهی غذایی خاص هستن؛ اینکه من بگم صبح چی بخورن، ظهر چی بخورن و کی ورزش کنن. بازم تکرار میکنم: در این دوره هیچ برنامهی غذایی یا ورزشی داده نمیشه. روشی که من باهاش لاغر شدم کاملاً ذهنیه.
درسته که وقتی فرمولهای ذهنی عوض بشن، رفتار غذایی هم عوض میشه. ولی این تغییر با رژیم خیلی فرق داره. چون اول منشأ رفتار، یعنی ذهن، تغییر کرده. بنابراین دیگه استرس و عصبانیت و درگیری «چرا باید کمتر بخورم» وجود نداره. یکی از نشانههای اینکه در مسیر درست هستی، همین آرامشه. وقتی ترس از چاقتر شدن کم بشه و جاش امید و اطمینان بیاد، یعنی استارت لاغری در ذهنت زده شده.

🧠 تصویر ذهنی چیه و چطور ساخته میشه؟
ذهن ما کاملاً تصویریه. همین الان که این متن رو میخونی، ذهنت داره کلمهها رو به تصویر تبدیل میکنه تا اونها رو بفهمه. هر چیزی که بارها میشنویم و میبینیم، کمکم به یه تصویر ذهنی تبدیل میشه و مغز تمام تلاشش رو میکنه که ما رو به همون تصویر برسونه.
این فقط دربارهی چاقی نیست. یادته در مدرسه وقتی نمرهی خوب میگرفتی و خانواده و معلمت تشویقت میکردن، دلت میخواست نمرهی بعدی هم خوب باشه؟ چون یه تصویر موفق از خودت در ذهنت ساخته میشد. برعکسش هم بوده؛ بچهای که به خاطر نمرهی بد بارها سرزنش و تهدید شده، تصویر یه آدم شکستخورده در ذهنش ساخته میشه و هر چقدر هم تلاش کنه، درسش بدتر میشه.
👶 تصویر چاقی از بچگی شروع میشه
همهی ما وقتی به دنیا میایم، رفتار غذایی کاملاً درستی داریم. نوزاد هر وقت گرسنهست گریه میکنه و وقتی سیر شد، دیگه هیچکس نمیتونه یه قاشق اضافه بهش بده؛ سرش رو برمیگردونه. چون ذهنش پاکه و هیچ فرمول اشتباهی نداره. آدمهایی که تا بزرگسالی متناسب میمونن، همین حالت رو حفظ کردن.
ولی از حدود شش هفت ماهگی، خیلی از مادرها سعی میکنن به بچه غذای بیشتری بدن. در گذشته بچهی تپل نشونهی یه مادر خوب بود و بچهی لاغر یعنی مادر به بچهش نمیرسه. مادر خودم هم دقیقاً همین نظر رو داشت.
وقتی فرزند خودم به دنیا اومد، همین رو در خونهی خودمون دیدم. همسرم دوست داشت بچه زودتر تپل بشه. بچه رو جلوی تلویزیون مینشوند و موقع برنامهی عمو پورنگ، که حواسش به آهنگ و رنگها بود، غذای بیشتری بهش میداد. مغز بچه که نمیفهمه این اصرار مادره یا حواسپرتی تلویزیون. فقط میبینه این مقدار غذا وارد بدن شده و همون رو به عنوان نیاز بدن ثبت میکنه. کمکم بچه خودش غذای بیشتر میخواست. اون موقع چون خودم چاق بودم و چاقی رو ارثی میدونستم، این رو طبیعی میدیدم.
خیلی سادهترش اینه که اگه بدن یه بچه مثلاً به یه بشقاب کوچیک غذا نیاز داره و هر بار دو سه برابرش بهش داده بشه، مغزش کمکم همون مقدار زیاد رو حداقل نیاز حساب میکنه. بعد هم جملههایی مثل «بخور که بزرگ بشی»، «بخور که قوی بشی» و «چه تپل و خوشگله» این تصویر ذهنی رو پررنگتر میکنن.

🍰 چرا نمیتونی تصمیم بگیری پرخوری نکنی؟
خیلیها میپرسن «چطور پرخوریم رو کنترل کنم؟». راستش هیچ راهکاری نیست که با تصمیم گرفتن پرخوری نکنی. چون فرمان پرخوری رو مغزت صادر میکنه و مغز بر اساس تصویری که از تو داره فرمان میده. هر چقدر هم بگی «از شنبه دیگه پرخوری نمیکنم»، تا وقتی تصویر عوض نشه، فرمان هم عوض نمیشه.
چند روز پیش یکی از اعضای سایت برام نوشت «من هر روز کیک درست میکنم. میتونم این عادت رو ترک کنم؟». تعریف کرد که اول به شیرینی علاقه داشته، بعد برنامههای شیرینیپزی رو دنبال کرده، بعد هر روز کیک سفارش میداده و آخر سر خودش هر روز کیک میپزه. یعنی هر روز تصویر کیکها رو دیده و این تصویرها اشتیاقش رو بیشتر کرده. بنابراین اگه بهش بگی «از این هفته فقط پنج روز کیک بپز»، فایده نداره. اینجا بحث نیاز نیست؛ بحث اشتیاقه و اشتیاق از تصویرهای ذهنی میاد.
برای همینه که خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند وقت میگن «رفتم مهمونی، قبلاً کلی میخوردم ولی این بار اون حرص رو نداشتم». خودشون هم نمیتونن توضیح بدن چه کاری کردن. چون واقعاً تصمیم سختی نگرفتن؛ فایلها رو گوش دادن و تمرینها رو انجام دادن، تصویرهای ذهنیشون عوض شد و مغزشون فرمانهای دیگهای صادر کرد.

🛑 اول جلوی پررنگتر شدن تصویر چاقی رو بگیر
اگه داری به سمت چپ میری و میخوای بری سمت راست، اول باید بایستی و بعد دور بزنی. نمیشه همزمان به دو جهت رفت. بنابراین قبل از ساختن تصویرهای متناسب، باید جلوی پررنگتر شدن تصویرهای چاقی رو بگیری. برای این کار سه قدم داریم.
قدم اول: دربارهی چاقی حرف نزن
هر کسی دربارهی چاقیت حرف زد یا تذکر داد، جواب نده و موضوع رو ادامه نده. تقریباً همهی ما چاقها این عادت رو داشتیم که تا یکی میگفت «از دفعهی قبل چاقتر شدی»، شروع میکردیم: «به خدا چیزی نمیخورم، آب هم بخورم چاق میشم». هر بار این حرفها رو میزنی، تصویر چاقی رو پررنگتر میکنی. اولش ممکنه گاهی اشتباه کنی، ولی کمکم یاد میگیری اصلاً دربارهش حرف نزنی.
قدم دوم: دنبال روشهای لاغری نگرد
هر چی بیشتر دنبال روشهای مختلف برای رفع چاقی بگردی، یعنی داری بیشتر به چاقی بها میدی. هر چقدر از چیزی بیشتر فرار کنی، اون چیز در ذهنت پررنگتر میشه. برای همینه که ما سالها برای لاغر شدن تلاش کردیم و چاقتر شدیم. پس اگه لاغری با ذهن رو مسیر قابل اعتمادی میدونی، تحقیق دربارهی روشهای دیگه رو کنار بذار.
قدم سوم: خودت رو در معرض تحریک قرار نده
مگه آشپز حرفهای هستی یا رستوران داری که همیشه دنبال دستور پخت جدید باشی؟ اگه شغلت این نیست، دنبال کردن کانالها و برنامههای آشپزی فقط تو رو بیشتر به خوردن تحریک میکنه. چون غذایی که درست میکنی رو میخوری و ذهنت عادت میکنه همیشه دنبال یه چیز تازه برای خوردن باشه.
وقتی این سه قدم رو برداری، اولین نشونهش اینه که نگرانیت از چاقتر شدن کمتر میشه و آرامشت بیشتر. یعنی تصویر ذهنی داره عوض میشه. اگه میخوای این مسیر رو قدمبهقدم ادامه بدی، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: جلوی پررنگتر شدن تصویر چاقی رو بگیر ✨
این سه مرحله رو انجام بده و نتیجهش رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
📌 مرحله اول: دربارهی چاقی حرف نزن
- از امروز دربارهی چاقی خودت یا دیگران، رژیم، لاغر نشدن و حسرت لاغری حرف نزن.
- هر بار که موقعیتش پیش اومد و تونستی حرف نزنی، در نظرات بنویس: «امروز در فلان موقعیت تونستم دربارهی چاقی حرف نزنم».

📌 مرحله دوم: تحقیق دربارهی روشهای لاغری رو کنار بذار
- دیگه دنبال روشهای لاغری نگرد و از دیگران نپرس چطور لاغر شدن.
- بنویس قبلاً چه روشهایی رو دنبال میکردی و موقع خوندنشون چه حسی داشتی.
📌 مرحله سوم: تحریکها رو کم کن
- از کانالها و صفحههای آشپزی و معرفی غذا خارج شو.
- دربارهی غذایی که خوردی یا غذاهای جدید برای دیگران تعریف نکن.
- بنویس کدوم کانالها رو ترک کردی و بعد از چند روز چه تغییری در خودت دیدی.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت نهم: کنترل چاق شدن) میبینیم چرا قبل از لاغر شدن، باید جلوی چاقتر شدن رو بگیریم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از شرکت کنندگان
خانم مریم مصطفی نژاد از تهران
خانم ندا معتمدنژاد از زنجان
۱. تصویر ذهنی یعنی چی؟
یعنی تصویری که از خودمون در ذهن داریم و از چیزهایی که بارها شنیدیم و دیدیم ساخته شده. مغز تمام تلاشش رو میکنه که ما رو به همون تصویر برسونه.
۲. تصویر ذهنی چاقی از کجا شروع میشه؟
معمولاً از بچگی؛ وقتی بیشتر از نیاز بدن به بچه غذا داده میشه یا جملههایی مثل «بخور که بزرگ بشی» بارها تکرار میشه. مغز اون مقدار و اون جملهها رو به عنوان حالت طبیعی ثبت میکنه.
۳. چرا با تصمیم گرفتن نمیتونم پرخوری نکنم؟
چون فرمان پرخوری رو مغز بر اساس تصویر ذهنی تو صادر میکنه. تا وقتی این تصویر عوض نشه، تصمیمها دوام ندارن.
۴. از کجا شروع کنم؟
اول جلوی پررنگتر شدن تصویر چاقی رو بگیر: دربارهی چاقی حرف نزن، دنبال روشهای لاغری نگرد و خودت رو در معرض کانالها و برنامههای آشپزی قرار نده.
امتیاز 4.12 از 203 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











بنام خدا
گام8
سلام استاد ودوستان هم مسیر
انچه امروز از خودم باور دارم یا فردا از زندگی ام انتظار میکشم همه بر پایه ی این تصاویر شکل گرفته است تصمیم هاامیدها وحتی ترس هایمن همه وهمه زیز سایه ی تصویر ذهنی مم رشد میکند بنابراین اگر میخواهم اینده ای متفاوت بسازم بایدبا قلم تصویر ذهنی ام دوباره رپی بوم زندگی رنگ کنم مغز مت عاشق تصویرسازی هست تمام اطلاعاتی که درطول زندگی دریافت میکنم نه به قورت کلمات یا اعداد خشک بلکه به شکل تصویر ذهنی در مغزم ثبت میشود هر چیزی که من از دنیای اطرافم دریافت میکنم یک جور خود ان ذهن است مغزم این داده هارا میگیرد انها را تحلیل میکند ودرنهایت یک تصویر ذهنی از انها مبسازداز بچگی تا امروز هزاران داده درباره چاقی وارد مغزم شده است بعضی ها مثبت وبعضی ها منفی این داده ها ارارم ارام در من تصویر ذهنی چاقی را شکل می دهند مثلا شنیده ام
افراد چاق قوی تر هستن
چاقی نشانه سلامت است
چاقی درخانواده ما ارثی است چاقی بخاطر کم تحرکی خواب زیاد سوخت وساز پایین یا مزاج سرد است
چاق شدن با بالا رفتن سن است
هربار که چنین اطلاعاتی وارد مغزم میشود مغز انها را پردازش میکند وبه عنوان تصویر چاقی ذخیره میکند بعدش مغز من بر پایه این تصویر الگوهای رفتاری جدیدی می سازد مول تغییر در عادتهای خوردن یا سبک زندگی که درنهایت جسم هم کم کم با تصویر ذهنی جدید هماهنگ میشود حالا اگر کسی ورزش نرمال باشد ولی دایم به اطلاعات چاق کننده بمبارانشپد به مرور تصویر ذهنی اش چاق میشود واین تصویر باعث اضافه وزن واقعی اوخواهد شد برعکس فردی که قبلا چاق بوده وبازهم مرتب اطلاعاتی درباره چاقترشدن وخطراتش دریافت میکند تصویر ذهنی چاقتر پیدا میکند وبازهم چاقتر میشود این خلاصه فرایندی عجیبی است نشان میدهد چگونه تقویر ذهنی ما میتواند رفتار وحتی جسم مارا تغییر دهد افرادی که تصویر ذهنی مثبتی از بدن خود دارند تمایل بیشتری به رفتارهای سالم مثل تغذیه متعادل وفعالیت بدنی منظم دارند وبرعکس کسانی که تصویر ذهنی منفی دارند بیشتر به رفتارهای نا سالم مثل پرخوری احساس دوری از ورزش دچار میشوندحتی بدون تغییرظاهری واقعی فقط تغییر تصویر ذهنی میتواندمنجر به تغییر رفتار شود برای لاعرشدن از طریق ذهن باید تصویر ذهنی خودم را از حالت چاق به حالت متناسب تغییرربدم استمرار در تصویر سازی متناسب بودن باعث میشود که مغزمن فرمان های متفاوتی صادر کند واین تغییرات باعث میشود واکنشهای من به مواد غذایی تغیر کن ودرنهایت جیم من نیز تحت تاثیر قرار گیرد وفرایند متناسب شدن شروع شود با استمرار دراین مسیر اگاهی جدید من به تصویر ذهنی لاعری تبدیل خواهد شد وبه دنبال ان رفتارها وعادتهای من تغییر میکند ودرنهایت جیم من نیز براساس عملکرد جدید من تغییررخواهد کرد
من دیگه در مورد چاقی خودم با دوستان وخانواده ام وحتی با خودم حرف نمیزنم وجا که بودم حرف از چاقی زدن موضوع را عوض کنم ودر موردچاقی حرف یا بحث نکنم خودم را دیگه سرزنش نکنم خودم را دیگه چاق تصور نکنم من می خواهم ذهنم را از تقویر چاقی پاک کنم وتصویر لاعری را بسازم واین تغییر باعث میشود رفتار وعادتهای من عوض بشه حالم خوب بشه وجسم من هم تغییر کنه
من میخواهم دیگه درمورد لاعری ورژیمها تحقیق نکنم دیگه دنبال روش های دیگه نرم رژیمهارا دنبال نکنم از دیگران در مورد لاغرشدنشان پرس وجو نکنم من تصویر لاعری را درذهنم فعال میکنن وهر روز در ذهنم تصویر لاغری ایجاد میکنم ومن هر روز از خودم که متناسب شدم در ذهنم تکرارمیکنم ومن هر روز تصاویری از خودم که متناسل شدم در ذهنم تکرارمیکنم تا متناسب بشم وبه وزن دلخواهم برسم وحالم بهتر بشه
من می خواهم کانالهای اشپزی را از گوشین حذف کنم ودیگه پیج هارا دنبال نکنم دبگهدهر وقت تبلیغات غذایی دیدم زود ازشون رد بشم می خواهم ذهنم را ازچاقی پاکسازی کنم می خواهم در مورد غذاهایی که می خورم دیگه صحبت نکنم من میخواهم تصاویر لاغری ومتناسب را درذهنم بسازم وحالم خوب باشه وانرژی داشته باشم وسبک بال ورها باشم ومن با این کارها میتونم لاغرشدن را در خودم واقعی کنم ولاعری من پایدار وماندگار بشه
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استادازشماهمکی درپناه الله مهربان
نشان های دریافت شده
سلام تصویرذهن چاق ازگذشته بوده وقتی رژیم میگرفتیم بجای لاغرشدن توجه مابیشتربسمت چاق شدن میرفت چون ناخوداگاه قبول کرده بودکه نمیشه لاغرشدوکارافرادباارادست نه ما ماطبق گفته اطرافیان که چاقی ارثیه ،کم تحرکیه اونو بعنوان صلاح دفاع دربرابر ادمهایی که بماگفتن چرالاغرنمیکنی بود چاقی روتوبشقاب دیدیم چاقی نتیجه افکارورفتارماست ذهن من انسان تصویریه وقتی درموردچاقی حرفی زده شداونوتوناخوداگاه ثبتش کردیم وبمرورتکرارکردیم همانطوراب بطورارام به سقف نفوذمیکنه چاقی هم به ارامی واردذهن ماشده وما سالها اسیرش بودیم همش درموردش باهمه صحبت کردیم همین خودش باعث تضعیف افکاروکاهش اعتمادبنفس میشه وپیگیرروش لاغری دوست وفامیل وازبرنامه هاشون استفاده میکردیم ازاونم نتیجه نمیگرفتیم چقدرجلوایینه رفتیم وازاندام خودایرادگرفتیم درموردش بادیگران صحبت کردیم نقاط ضعف خودروبیان کردیم الان تومسیرذهنی هستیم زمان براتغییرسایزوزن تعیین نکنیم عجول نباشیم ازدوستان نپرسیم چجوری اجرامیکنن من خودم طبق انچه از گفته های استاد متوجه میشم اجرامیکنم باید بطوری متعهدانه عمل کرد هرروزتومسیربود ذهن چاق من بایدبمرورتغییرکنه چون ماتحت سلطه مغز هستیم وقتی فرمان میده دست میره سمت غذایاهرخوراکی من خودم متوجه رفتارهام هستم که معزم چجوری دستورمیده گاهی ما بجای توجه به معده به ذهن توجه میکنیم بایدسیربودن روازمعده فهمید ذهن چاق تندتنددستورخوردن میده وماگاهی خوردنهامون احساسی هست نه واقعی ،رواعمال ورفتارهامون تمرکزنداریم باگوش کردن به فایل به تنهایی ماروبه هدف نزدیک نمیکنه بایدتکنیک هارواجراکرد وازغذاهانترسیم چون همین ترس یجورموانع لاغریه باید دهن روارام کردوازافکارمنفی دوری کرد روش ذهنی یک مسیرارام هست درواقع لاغرشدن اسانترین کاردنیاست
💝💝 به نام خداوند جان و خرد 🌸✨
با سلام و درود خدمت استاد گرامی و همچنین دوستان ارجمند، همراهان سفر تناسب فکری. 💖🙏🌷
استاد عزیز، صحبتهای ارزشمند شما در این جلسه، دریچهای نو به سوی درک عمیقتر از خود و رابطهی پیچیدهی میان ذهن، احساسات و تغذیه گشود. 🌱💛 آنچه بیان فرمودید، تلنگری بود عمیق بر باورهای دیرینهای که سالها ناخودآگاه بر زندگیام سایه افکنده بودند.
شما به درستی اشاره کردید که در آغازین روزهای زندگی، ما انسانها طبیعتی بکر و غریزی در تغذیه داشتیم. نیازمان را با صداقت تمام، از طریق گریه بیان میکردیم و بدنمان، این ماشین شگفتانگیز، دقیقاً میدانست کی نیاز به سوخت دارد و کی باید از پذیرش آن دست بکشد. هیچ فشاری برای خوردن بیش از حد وجود نداشت؛ بدن، خود، راهنمای اصلی بود.
اما با گذر زمان و ورود تعاملات اجتماعی، بهویژه با مادر و اطرافیان، این الگوی طبیعی دستخوش تغییر شد. از سر عشق و دغدغهی “رشد و قوی شدن” ما، گاهی غذایی بیش از نیاز فیزیولوژیک واقعی به خوردنمان افزوده شد. اینگونه بود که ناخودآگاه، پیام بدنمان برای سیری نادیده گرفته شد و یاد گرفتیم که “باید” بیشتر بخوریم، حتی در شرایطی که میل واقعی به غذا نداشتیم.
این فرآیند تدریجی، باعث شد تا غذا، از یک “نیاز اساسی جسمی”، به تدریج به “پاسخدهندهی هیجانات” تبدیل شود. غذا دیگر صرفاً سوخت نبود؛ بلکه به ابزاری بدل شد برای:
***جایزه و پاداش:** برای موفقیتهای کوچک یا بزرگ، یا حتی برای تنبیه خود! 🎁***تسکیندهندهی ناراحتیها:** در لحظات غم، دلتنگی یا اضطراب، غذا به پناهگاهی امن بدل میشد. 😢❤️***همراه استرسها:** در مواجهه با فشارهای روزمره، غذا خوردن به راهی برای فراموشی موقت یا مدیریت استرس تبدیل میشد. 😟***منبع شادی و تشویق:** لحظات خوشی یا نیاز به انگیزه، غالباً با غذا همراه میشد. 🌟
این تبدیل تدریجی، باعث شد تا بدون آنکه متوجه شویم، یاد بگیریم در هر شرایطی غذا بخوریم، حتی زمانی که بدنمان هیچ علائمی از گرسنگی واقعی نشان نمیداد. این چرخه، ما را از ارتباط طبیعی با بدنمان دور میکرد.
این جلسه، همچون چراغی روشن در تاریکی، مسیر پیش روی مرا روشن ساخت. 🕯✨ و سه توصیهی کلیدی که از شما آموختم، نقشه راهی شفاف را پیش پایم نهاد:
💝💝 1️⃣. متوقف کردن دائمی تصویر ذهنی چاقی ✋🚫🧠
یکی از بنیادیترین آموزههای شما این بود که نباید به چاقی، نه به صورت مستقیم و نه غیرمستقیم، دامن بزنیم. هرگونه گفتگو، فکر یا حتی اشاره به چاقی – چه در خلوت با خود، چه در جمع دوستان، چه در بحثهای روزمره و چه در فضای مجازی – عملاً این تصویر را در ذهن ما تقویت و فعالتر میکند. این موضوع، چرخهای معیوب را شکل میدهد که در آن، تمرکز بر مشکل، خود باعث تداوم آن میشود.
بر این اساس، تصمیم قاطعانهای گرفتهام تا:
***از صحبت درباره چاقی پرهیز کنم:** چه به صورت انتقادی و چه حتی توجیهی. ❌***وارد بحثهای سرزنشآمیز یا مقایسهای نشوم:** این گفتگوها تنها بار منفی را افزایش میدهند. ❌***اگر دیگران موضوع چاقی را پیش کشیدند، با ظرافت و لبخندی ملیح، بحث را به سمت موضوعات مثبت و سازنده منحرف کنم:** هدف، پاکسازی فضا از انرژی منفی مرتبط با چاقی است. 😊🌼
میخواهم فضای ذهنم را از “تصویر چاقی” تخلیه کنم و آن را با انرژی سرشار از **”حال خوب و سبکیِ مرتبط با لاغری”** جایگزین سازم. این تغییر نگرش، پایهی اصلی تحول درونی و بیرونی من خواهد بود. ✨💃💖
💝💝2️⃣ . توقف جستجو و تمرکز بر روشهای لاغری🔥🔥
دریافتم که تلاشهای مداوم برای یافتن “راهحلهای لاغری” – اعم از رژیمهای جدید، قرصهای معجزهگر، برنامههای ورزشی طاقتفرسا یا دنبال کردن تجربیات دیگران – در واقع نوعی “مراقبه چاقی” است. این جستجوها، زمانی که از سرِ ناامیدی یا احساس کمبود انجام شوند، ناخودآگاه بر مشکل موجود تأکید کرده و حال بدِ ناشی از آن را تقویت میکنند. این “حال بد”، خود، مانعی در مسیر لاغری پایدار است.
از این رو، از امروز تصمیم به اجرای موارد زیر دارم:
***توقف کامل جستجو برای روشهای لاغری:** دست از جستجوی راهحلهای بیرونی و مقطعی برمیدارم. 🙅♀️عدم پیگیری تجربیات لاغری دیگران:🚫 هر فرد و بدن منحصر به فردی دارد و مقایسه، جز ایجاد فشار و ناامیدی، ثمری ندارد. ❌**باور و تجسم خود به عنوان فردی لاغر:** این مهمترین بخش است. باید در ذهن، خود را فردی سالم، پرانرژی و با وزن ایدهآل ببینم و این تصویر را درونی کنم. 💃✨
هدف من این است که تصاویر زیبا و الهامبخش را در ذهنم پرورش دهم، دربارهی سلامتی و شادابی سخن بگویم و سبک زندگیای را در پیش گیرم که متناسب با این حال خوب و ایدهآل باشد. 😍🌸🌟
۳. کاهش هدفمند تحریکات غذایی 🍟🍕🍰🚫
آموختم که ذهن ما به شدت به محرکهای بصری و شنیداری مرتبط با غذا واکنش نشان میدهد. دیدن تصاویر جذاب غذا، دنبال کردن دستورالعملهای آشپزی، یا تماشای ویدئوهای تست غذا، ناخودآگاه اشتیاق ما را تحریک کرده و به طور مداوم “تصویر چاقی” را در ذهنمان زنده نگه میدارد. این تحریکات، ارادهی ما را تضعیف و ما را به سمت الگوهای غذایی قدیمی سوق میدهند.
لذا، با آگاهی از این موضوع، تصمیمات زیر را عملی خواهم کرد:
**ترک کردن پیجها و کانالهای آموزش غذا و آشپزی:** این محتواها دیگر در راستای اهدافم نیستند. ❌* **نادیده گرفتن و عبور سریع از تبلیغات غذا:** در شبکههای اجتماعی یا هر پلتفرم دیگری، این تبلیغات را دنبال نکرده و اسکرول خواهم کرد. 🙈* **تلاش فعالانه برای پاکسازی ذهن از تصاویر چاقی:** با جایگزینی آنها با تصاویر سلامتی، انرژی و سبکی. این فرآیند، روز به روز ذهن را شفافتر و تصویر چاقی را کمرنگتر خواهد کرد. 🌿💚
با اجرای دقیق این سه توصیه، اطمینان دارم که در حال عبور از مسیری نو، زیبا و عمیقاً دلچسب هستم. مسیری که بر پایهی آگاهی، عشق به خود و خودشناسی بنا شده و به سوی لاغری واقعی، پایدار و در نهایت، سلامتی جامع رهنمون میشود. ✨💖🌈
استاد عزیز، از شما برای این بصیرتهای فوقالعاده و آموزشهای روشنگرتان، بینهایت سپاسگزارم. این دانش، گنجینهای است که مسیر زندگیام را دگرگون ساخته است. امیدوارم بتوانم با خبرهای خوب و احساسهای زیباتری که از خودم به شما تقدیم خواهم کرد، قدردان این لطف بزرگ باشم. ❤️🌷✨
نشان های دریافت شده
سلام و درود خدمت استاد عطار روشن و هم مسیران تناسب فکری
برای آگاهی که جاری کردید سپاسگزارم
در این بخش یادگرفتیم که از ابزارهایی که افکار چاقی را تقویت می کنه ،دوری کنیم
از صحبت کردن درباره چاقی و رژیم بر ای لاغری و حسرت لاغری و گله و شگایت از چاقی اجتناب کنم
زیرا صحبت کردن در اینموارد باعث تولید افکار در ذهن میشه
و مرور افکار در اینباره
باعث انتظار چاقی میشه
و ذهن چاق را تقویت می کنه
و
و اگر کسی صحبت درباره چاقی و رژیم کرد
صحبت نکنیم
و ادامه ندهیم
فکر می کنم یکم برام سخته عکس العمل نشون ندم
دلم میخواد که بدون حال بد
جواب ندم
البته یبار پیش اومد دوستم ازم پرسید که وزنت چقدره
من طفره رفتم و خندیدم و جوابش را ندادم
متوجه شد که دوست ندارم صحبت بکنم و ادامه نداد
یوقتایی هم می مونم اگر کسی در اینباره حرف زد
بدون حال بد چجور عکس العمل نشون بدم
چند وقت پیش خانومی که خودش چاق بود
به من برگشت گفت که چاق شدی منم که دیگه خسته شده بودم
از اظهار نظر بیجا
گفتم دوست دارم اینجوری باشم
نمیدونستم چه رفتاری کنم
چون از همه ازش نپرسیده بودم که در مورد چاقی و لاغریم نظر بده
و وارد حریم خصوصیم شده بود
و اینکه خودش هم متناسب نبود
یعنی کافی بود
بگم یک آینه بگیر و خودت را هم نگاه کن
ولی صرف نظر کردم
چون نمیخواستم مثل خودش رفتار کنم و بدون درخواستش نظر بدم
سالها پیش
اگر کسی به من همچین حرفی میزد خجالت می کشیدم
و چیزی هم نمی گفتم
ولی حس بد و شرم پیدا می کردم
برای همین تصمیم گرفتم
اگر کسی بدون اینکه خودم نظر در مورد مساعل شخصیم بده ازش نخواستم
نظر بده
بستگی به جایگاه و شرایط بهش جواب بدم که بفهمه وارد حریم خصوصیم شده
و یا در جواب بگم نگران من نباشه
یا
اینکه بتونم با یک لبخند صحبت را ادامه ندم و عکس العمل نشون ندم که خیلی خوبه
تحقیق در مورد روشهای لاغری
یک روش مقابله با تقویت افکار و ذهن چاق
اینه که در مورد روشهای لاغری بررسی نکنیم
یا از کسی که لاغر شده نپرسیم که چکار کرده
چون باعث ایجاد حسرت در ما می شود
و افکار چاقی را در ما تقویت می کنه
و به ما احساس یاس و نومیدی میده
و در نتیجه تصویر چاقی را در ذهن ما تقویت می کنه
و ذهن چاق قویتر میشه
چون لاغری ماندگار با ذهنه
و هر کسی در ذهن خودش فرمولهای چاقی را پیدا کنه و اصلاحش کنه
تا بتوته به ذهن لاغر تناسب برسه
و لاغری با استفاده از روشهای بیرونی نتیجه ای ماندگار نداره
و
مطلب دیگه
از نظر بنده
تا از من در مورد اندام و لاغری سوال نشده
نظر ندم
اگر سوال کرد که بنظرم لاغر شده
اونوقت نظرم را بهش میگم
که متناسب و لاغر شده
ولی
نمی پرسم از چه روشی برای لاغریش استفاده کرده
یک خاطره ای در این مورد دارم
یک خانومی از بستگانم که سالها بود آرزوی لاغر شدن را داشت
و بارها مطرح می کرد که میخواد لاغر بشع
و حتی یکبار
گفت به بچش سپردخ که نذاره غذا زیاد بخوره
و یکبار بچه اش بهش تذکر داده
که کمتر بخور
دعواش کرده
و می خندید که خودم بهش سفارش کردم
ولی
موقع خوردن دیگه توجه نمی کنم حتی خواست خودم باشه
این خانوم بعد مدتها در یک مجلسی دیدم که لاغر شده و وزن اضافه نداره
چون دویت داشت لاغر بشه
خوشحال شدم
و گفتم چه لاغر شدی
فکر می کردم خوشحال میشه
ولی خوشش نیومد و اخماش رفت تو هم و چیزی نگفت
من
برام سوال شد
من که حرف بدی نزدم
اخه دوست داشت لاغر بشه
ولی با خودم فکر کردم که نمیدونم درونش چه می گذره
شاید نباید نظری میدادم
برای همین
تصمیمگرفتم
در مورد چاقی و لاغری تا خودش ازم نظر نخواسته
نظری ندم
و این حریم خصوصیه که بدون درخواست اون فرد
کار درستی نیست
کاهش تحریکهای احساسی
و مورد دیگه که برای اینکه تصاویر چاقی،را کمرنگ کنیم
کانالهای آشپزی را دنبال نکنیم
و تبلیغات فست فود و محل سرو
را نگاه نکنم
یا صحبت در مورد غذاو فست فود جدید نکنم
و
من مدتهاست که کانالها را آنفالو کردم
و اگر بخوام غذایی را بپزم
فقط اسم اون غذا را با هشتک سرچ می کنم
تا پخت درستش را یاد بگیرم
و کانال غذا تبلیغات فستفود و محل سرو را دنبال نمی کنم که تحرکی احساسی نشم
و ذهنم را حول خوردن و غذا نره
نشان های دریافت شده
خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
دوره آموزشی رایگان لاغری با ذهن (جلسه ۱۲) تصویر ذهنی چاق (قسمت هشتم)تصویر ذهنی در حقیقت معمار چاقی وضعیت جسمی ما می باشد
این واقعا حقیقت دارد مغزمان هر چیزی که از دنیا دریافت می کند چه می تواند در قالب یک جمله محبت آمیز باشد یا صحنه غروب کنار دریا و یا یک تجربه تلخ
چون مغزمان دربه تصویر کشیدن هر چیزی بی نظیر هستش و اون اشکال را در آرشیو خودش ذخیره می کند همه اون اطلاعاتی که در مدت طول عمرمان دریافت می کنیم نه به شکل کلمه یا یک عدد خشک و خالی باشد بلکه به صورت تصویر ذهنی در مغزمان ثبت و ذخیره می شود
بعضی مواقع شده که یکی را می بینیم و برایمان خیلی آشنا می آید اما اسمش در خاطرمان نيستش وبعضی مواقع پیش آمده که من خودم یک جایی رفتم و فکر کردم که اونجا را قبلا دیده ام من قبلا شنیده بودم جایی که به نظرمان آشنا بیاید ما در زندگی قبلیمان اونجا زندگی کردیم حالا می فهمم که هر چیزی را که از پیرامون خودم دریافت می کنم یک جور خوراکی ذهنی من هستش
هر چیزی که در زمان کودکی در مورد چاقیمان وارد ذهنمان شده بعضی از آنها مثبت و بعضی از آنها منفی بودند و کم کم در ذهنمان به تصویر ذهنی چاق تبدیل شده است
ما همیشه شنیده بودیم که می گفتند
۱_ کسانی که چاق هستند قوی هستند
۲_ چاقی نشانه سلامتی هستش
اماهیچ کس نگفت بودندکه چاقیمان پر از درد و بیماری بود
۳_ چاقیمان ارثی است
۴_ چاقیمان از کم تحرکی هستش
۵_ خواب زیاد باعث چاقی می شود
۶_ کسانی که مزاج سرد دارند چاق می شوند
۷_ بالا رفتن سن آدم را دچار چاقیمای می کند
۸_ بعد از زایمان و شیردهی چاق می شویم و…….
من از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمدهام و همیشه در حال جمع آوری اطلاعات در مورد چاقیم بودم و به چاق شدنم ادامه می دادم و این تصویر ذهنمان است که می تواند رفتار و حتی جسممان را تغییر دهد حالا ما اینجا هستیم و می خواهیم از روش ذهنیمان خودمان را لاغر کنیم و متناسب شویم و تصویر ذهنی خودمان را از حالت چاقی به حالت متناسب بودن عوض کنیم و اگر استمرار داشته باشیم و تکرار کنیم و ادامه دهیم یک تصویر زیبای متناسب از خودمان را خواهیم ساخت و این سبب خواهد شد که مغزمان فرمانهای متفاوتی را صادر کند این تغییرات سبب خواهد شد که دیدگاهمان نسبت به مواد غذایی عوض شود و در آخر جسممان هم تحت اثر قرار بگیرد و متناسب شدنمان هم آغاز شود
من قبل از آشناییم با این سایت رفتارهای چاق کننده زیادی داشتم مانند پرخوری کردن، ریزه خواری کردن، ناخنک زدن، مصرف زیاد شیرینیجات، تنقلات، فست فود و…در من بوجود آمده بود
من خودم مادر دو فرزند هستم وخیلی خوشحال هستم که از همون اول اصلا دوست نداشتم که فرزندانم را مجبور کنم که زیاد بخورند و دوست نداشتم که اونها هم مثل من چاق باشند و همیشه در اندام ایده آل بسر ببرند و هردو تاش هم در حال حاضر متناسب هستند چون من خودم خیلی از چاقیم عذاب کشیده بودم اما خیلی ها رو می شناسم که فکر می کنند که اگر به بچه زیاد غذا بدهند و اونها تپل باشند از لیاقتشان است و همه اونها را لایق خواهند دانست برادر شوهرم همیشه به دخترش اینقدر غذا می داد که بلاخره بالا می آورد همیشه روی پاهایش می نشاند و به زور بهش غذا می داد اما من هیچوقت این کارها را انجام نداده بودم و اصلا از این کارها خوشم نمی آمد و دوست داشتم هر موقع که خودشان گرسنه می شدند غذا بخورند
نوزادان از همون بدو تولدشان هر موقع که گرسنه باشند به صورت گریه کردن نشان می دهند که گرسنه هستند و شیر می خورند و وقتی سیر شدن هرچه تلاش کنیم نمی تونم شیر اضافی بهشون بدهیم
چون ذهنمان همیشه در حال گسترش دادن به موضوعاتی هستش که در ذهنمان بوجود میآیند و بخاطر افکار زیاد وتصویرهای ذهنیمان موضوعات زندگیمان را زیادتر می کند و این گسترش پیدا کردن همیشه برای انجام دادن رفتار وعادات زیادی به طرف چاقی ترغیبمان می کند
برای همین بود که برای خلاص شدن از چاقیمان با تلاشهای بیرون مانند رژیم گرفتن، ورزش کردن، قرص خوردن، دمنوش خوردن و…..می خواستیم از چاقیمان رها شویم و خوردمان را کنترل کنیم اما بصورت ناآگاهانه به تصویر چاقیمان توجه می کردیم و در مسیر چاقی در حال حرکت بودیم و ما همیشه با عوامل بیرونی به شکل مقطعی خیلی کم نتیجه می گرفتیم اما چون تصویر ذهنیمان چاقی بود همیشه در مسیر چاقی قرار می گرفتیم
حالا ما اینجا هستیم در این مسیر زیبا قرار گرفتهایم و با دیدن آموزشهای ذهنی می توانیم خیلی راحت و خود به خودی تصویر ذهنی متناسب و ایده آل خودمان را در ذهنمان بوجود آوریم ابتدا باید فرمولهای چاقی در ذهنمان را شناسایی کنیم و بعدش فرمولهای صحیح لاغری را در ذهنمان جایگزین کنیم و با تکرار کردن، ادامه دادن، استمرار کردن در مسیر لاغری با ذهن یک تصویر ذهنی متناسب از خودمان را در ذهنمان بوجود آوریم
موقع ای که ببينيم مسیرمان اشتباه است اول باید بایستیم و بعد که دور زدیم در مسیر درست به راهمان ادامه دهیم
وحالا بودنمان در این مسیر زیبا به ما یاد داد که در مورد چاقیمان با کسی حرف نزنیم و نباید به بقیه ثابت کنیم که ما همیشه در حال رژیم گرفتن هستیم کم می خوریم یا نمی خوریم و یا خیلی چیزها را حذف کرده ایم و اصلا به تذکرات بقیه نباید توجه کنیم چون با این کارهایمان داریم تصویر چاقی ذهنمان را پررنگتر می کنیم و حتی من یاد گرفته ام که در تنهایی خودم هم حرفی نزنم و تصویر چاقی را برای خودم قویتر نکنم
من همیشه دنبال این بودم که وقتی می دیدم که یکی بایک روشی خودش را لاغر کرده بود بپرسم و من هم اون روش را انجام دهم و لاغر شوم
و حالا که یاد گرفته ام و آموزش دیده ام فهمیدم که نباید این کار رو انجام دهم و دنبال راه کارهای بقیه برای لاغر شدن نباشم چون با این کارم می خواهم چاقیم را کنترل کنم و ازش خلاص شوم و این یعنی توجه کردن به چاقیم
من چند سال است که کانال های آشپزی ام را پاک کرده ام و حالا عضو هیچ یک از کانالهای آشپزی نیستم و اصلا دنبال غذاهای جدید ومتنوع هم نیستم و حتی وقتی می بینم تحریک نمی شوم و زود ازش رد می شوم و دوست ندارم چیز جدیدی را امتحان کنم و یا جای جدیدی که باز شده بروم
و حالا با انجام دادن تمریناتم ،گوش کردن به فایلهای آموزنده و خواندن مطالب آموزشی و استمرار کردن و ادامه دادن و تکرار کردن و اطلاعات درست در مورد لاغری هر موقع که می شنویم در باره اش فکر کنیم و به آنها عمل کنیم و فرمولهای جدیدی را در ذهنمان ایجاد کنیم و باعث بوجود آمدن تصویر ذهنی در ما بشود و اون موقع است که مغزمان بر پایه تصویر ذهنی جدید به ایجاد فرمولهای جدیدی در رفتارهایمان خواهد شد و ما بصورت ناخودآگاه و خیلی راحت خواهیم توانست که اون رفتارهایی که قبلا بخاطر چاقیمان داشتیم و تصاویر چاقی که داشتیم را تکرار نکنیم خود به خود لاغر و متناسب خواهیم شد چه بخواهیم چه نخواهیم به همین راحتی و آسانی
نشان های دریافت شده
باسلام وقتتون بخیر
این موضوع رو من کاملا تجربش کردم و الان با متن فایل و خود فایل بیشتر درکش کردم و متوجهش شدم و عواملش هم پیدا کردم و للبت ک بارها و بارها فایل رو گوش کردم
و دیدم بله من اون تایمی ک دردوذه هستم و استمرار دارم و حتی بعضا جواب هم میگیرم کاملا ب ارامش رییدم و حسم خوب هست و از لحاظ ذهنب هم ب نظرم یک فرد متناسب هستم( حتی اگ جسما جواب نگرفته باشم)
و واقعا میلم ب فست فود و خوراکی ها خیلی کم میشه و اصلا نمیتونم خیلی کیک و بیسکوییت بخورم و ناخوداگاه دلم پیاده روی مبخواد و ورزش های روزانه
و جالبتر اینک بعد از ورزش های روزانه ک حتی گاها سنگین هم میشه تمرین هاش وولی اصلا احساس بدی ک ندارم هبچ احساس سرزندگی و حال خوب میکنم و خیلی حس خوبی بهم دست میده و اینها معجزات ابن دوره هست
و من الان یکم با پذیرش خودم ب مشکل برخوردم ولی با کمک دوره و تمرین هاش در حال تکرار و تمرین هستم تا انشالله به سمت تناسب سوق داده شوم .
و اتفاقا چند روز هست ک خیلی دلم میخواد ورزش کنم یا بیشتر از بیسکوییت و .. میوه مصرف کنم یا حتی خیلی بیشتر ب احساس سیری توجه میکنم و شایدم بعضی وقتا اگرم بخوام نمیتونم اضافه تر بخورم یا وقتی سیرم ی چیزی بخورم
و من اصلا ب اینها توجه نمیکردم
و الان متوجه ابن تغییرات ریز. و ارام شدم ک قطعا از استمرار در دوره هست .
و انشاالله اصلاح تصاویر ذهنی و گفتگو های درونی و تناسب اندام همیشگی
ممنون از اگاهی های زیباتون
نشان های دریافت شده
با درود Zary.ahmadi
تصویر ذهنی چاق (۸)
تمام زندگی فعلی ما بر اساس تصویر سازی هایی است که قبلا داشتیم و امروز آن را زندگی می کنیم خیلی مهم است که چطور تصوبر سازی داشته باشیم مخصوصا تصویر سازی همرا با حس خوب یعنی واقعا باید حسش کنیم برای همین مهم است که چه می شنویم چه می بینیم و چی تماشا می کنیم در طول روز .ذهن ما تمام این دادها یا اطلاعاترا بصورت تصاویر در خود ذخیره می کند و برخی از این اطلاعات یا دادها تکرار و هی تکرار می شوند و در خود آگاه ذخیره و بعد در زمان مناسب خودشو نشون می ده مثلا:ذهن من خوردن مساوی چاقی است چنان قوی بود که باعث ترس از خوردن در من شده بود بعنی هر چی که می خوردم اولی چیزی که ذهنم می گفت هی مواظب باش چاق نشی و تکرار آن جزوه زندگی من شده بود .
چاقی و لاغری ما نتیجه افکاری است که در ذهن ما نهادینه شده و هیچ گونه ربطی به ارثی بودن خوردن یا نخوردن ورزش کردن. حامله شدن. ازدواج. و غیره ندارد تمام اینها عوامل بیرونی هستند که فقط روح و جسم ما را تحت فشار و عذاب قرار دادند مخصوصا رژیم های سخت و طولانی که بر جسم و روح ما فشار وارد می کرد . استرس می گرفتیم عصبی می شدیم و همیشه با همه در چنگ بودیم در حالی که مغز مون روی چاقی برنامه ریزی شده و چون با هم هماهنگ و همسو نیستند از رژیم خسته می شدیم و ولش می کردیم و گاهی یک کم لاغر می شدیم و گاهی هیچ تغییری نمی کردیم
من تجربه فستیگ برای مدت طولانی دارم و توی این مدت نه تنها لاغر نشدم بلکه اضافه هم کردم
الان چند روزی است که تغییرات جدیدی در من شکل گرفته همرا با حس خوب چون تجربه فستینگ را دارم می توانم مقایسه آن را حس کنم وقتی فستینگ بودم تعهد می کردم برای ۱۶ یا ۱۸ یا ۲۰ ساعت هیچی نمی خوردم فقط آب و یا چایی و قهوه تلخ و روزها انجامش دادم با فشار گرسنگی و استرس و عصبی شدن و…..
در حالی که این چند روز رفتار غذایی من تغییر کرده طوری که بدنم هر نوع غذا را پس می زند دو روز فقط اسمودی خوردم و بعد یک روز میلم به ماهی پلو بود که خوردم و باز دوباره اسمودی الان چند روزی است که رفتار غذایی به این شکر تغییر کرده بدون رنج و فشار روحی همرا با حس خوب همرا با آرامش دیگه از خوردن ترسی ندارم با آرامش هرچی که میلم باشه می خورم من همیشه کم خور بودم البته قبلا از ترس چاقی کم خور بودم اما جدیدا با حس خوب و بدون نگرانی کم خور شدم چون یاد گرفتم خودم را دوست داشته باشم و به خودم احترام بزارم می خوام بگم که تا حالا اینگونه رفتاری نسبت به غذا نداشتم و منظورم از بیان ایندمطالب کن خوردن یا زیاد خوردن نیست منظور تغییر رفتاری است که برام جدید بدون ناراحتیش سختی همرا با آرامش
مرتب سعی می کنم در ذهنم خودم را به وزن و تیپ ایده الی که مد نظرم هست ببینم و حسش کنم و خیلی هم در اون صحنه بودن لذت می برم و حسش می کنم هیچ گونه رژیمی ندارم از هیچی خودم را محدود و محروم نمی کنم اصلا نگران چاقی نیستم چون در مسیر درستی هستم افراد لاغر را که می بینم وسوسه نمیشم از آنها بپرسم و دیگه دنبال هیچ برنامه لاغری نیستم و خوشحالم که روش لاغری با ذهن را بلد شدم و دارم هر روز بیشتر آگاهی می گیرم و با یادگیری فرمول های لاغری دیگر دچار اشتباه و ترس نمی شم
حرف زدن در مورد چاقی خودش درد و رنج است پس حرف زدن در مورد چاقی یا اعتراض دیگران در مورد چاقی باعث می شه اطلاعات دریافتی مدام تکرار و مورد تایید واقع بشه تا جایی که جزوه باورهای ما می شه روی همین اصل نباید هیچوقت راجب اضافه وزنم با کسی حرف بزنم تا بتوانم اطلاعات جدید و درست لاغری را وارد ذهنم کنم
من در گذشته یک رفتار بدی که داشتم از لاغری یک غولی ساخته بودم که متعقد بودم رسیدن به آن خیلی مهارت و حوصله و پشتکار لازم داره و کار هر کسی نیست و وقتی دیگران از من سوال می کردند می گفتم لاغری خیلی سخته آراده و پشتکار فراوان می خواد باید کلی از خوراکیها را ترک کنی رژیم بگیری برای ساعتها باید ورزش کنید و عرق بریزید و غیره
اما خدا را شکر الان رفتار و فکر من راجع لاغری صد در صد تغییر کرده لاغری با ذهن آسانترین و راحتتر ین و زیباترین کار دیناست
خدا را شکر می کنم که می توانم با تجسم تصویر متناسب از خودم با احساس خوب انطوری که می خواهم باشم ، تصویر سازی کنم من هم اکنون تعهد می دهم که هر روز مخصوصا موقع خواب تصویری از جسمی که دوست دارم را با حس خوب تصویر سازی کنم و با آن زندگی کنم تا بالاخره به هدفم برسم
استاد سپاس گزارم
سلام روزتون بخیر و شادی خسته نباشید🌼
دیروز دخترِ برادرِ همسرم که ۱۲ سالشه اومد خونمون. موقع ناهار ازم پرسید: «زنعمو چرا دیگه رژیم نیستی؟ چرا صبحها تندتند نمیدوی؟»بهش گفتم: «چون من قراره از کارهایی که به زور بخواد بدنم رو لاغر کنه پرهیز کنم و به جاش قدر خودم و بدنم رو بدونم.»اتفاقاً دیروز یه تاپ کرمی رنگ که اصلاً عمراً نمیپوشیدمش رو پوشیدم و هیچ حس بدی نداشتم.از اونجایی که اون دختر ۱۲ ساله هم یه کم تپله، مشتاق شد حرفامو گوش کنه و گفت: «خب حالا نباید درباره چاقی صحبت کنیم، چرا؟»گفتم: «من احساس میکنم تو خیلی خوشتیپی و اصلاً چاق نیستی؛ تو یه دختر ۱۲ ساله سالمی که میتونی با آگاهی غذا بخوری.»گفت: «یعنی رژیم بگیرم؟»گفتم: «نه عزیزم، قرار شد ما در مورد چاقی و لاغری صحبت نکنیم؛ ما باید یاد بگیریم بدنمون رو دوست داشته باشیم.»گفت: «پس هر کاری که میکنی به منم یاد بده.»و اینطوری برای اولین بار صحبت دربارهٔ چاقی تبدیل شد به یه گفتوگوی قشنگ که اصلاً آزارم نداد.
وقتی با خانمهای خانوادهٔ همسرم به خرید میریم یا جشن عروسی دعوت هستیم، صحبتها دربارهٔ اندام یا لباس اونقدر عمیق میشه که منو تحریک میکنه باهاشون ادامه بدم. اما یاد گرفتم هر وقت ذهنم شروع به تحریک شدن میکنه، به خودم بگم: «سکوت کن، همراه صحبتهای منفی نشو، تو داری با بهترین روش دنیا لاغری رو تجربه میکنی.»حتی برای چند دقیقه از جمع فاصله میگیرم، مثلاً به بهانهٔ آب خوردن یا رفتن به سرویس.
2.وقتی دیگران درباره روشهای لاغری صحبت میکنند، من هم تحریک میشم و هم ناامید میشم و بین دو راهی گیر میکنم. اما تصمیم گرفتم برای خودم و بدنم ارزش قائل بشم و به جای مرور کردن روشهای لاغری و تصویرسازی چاقی در ذهنم، هر وقت ذهنم میخواد به سمت افکار منفی یا چاقی و لاغری برود، میروم سراغ فایلهای آموزشی لاغری با ذهن و چندین بار به آنها گوش میدم.وقتی یکی از اطرافیانم درباره رژیم یا روش لاغری خودش صحبت میکنه، من مؤدبانه لبخند میزنم و میگم «ترجیح میدم دیگه درباره رژیمها صحبت نکنم، چون دارم یه راه جدید رو امتحان میکنم.»من دارم روی ذهنم کار میکنم، خیلی بیشتر جواب میده.»
3.من از امروز تمام پیجهای آشپزی رو از اینستاگرام آنفالو کردم. روز تولدم (۱۹ شهریور) برای لحظهای به فستفود و غذاها فکر کردم و حس بدی پیدا کردم، اما بعدش سریع تمرکزم رو برگردوندم و کنترلش کردم.
اوایل وقتی این پیجها رو میدیدم، گرسنه میشدم، اما حالا دیگه نه برای خریدن و نه برای درست کردن و خوردن غذا تحریک نمیشوم. به جاش پیج «لاغری با ذهن استاد عطار روشن» رو فالو کردم و شروع کردم به کتاب خواندن، مثل کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید
سلام
اول از همه میخوام از تغیراتی که طی همین هشت جلسه کردم بگم
من پرخوریم خیلی کمتر شده و این فکر که وای حیفه و من باید حتما غذامو بخورم کمتر شده
چندین بار مقداری از غذام اضافه مونده
و حتی یه سفر هم رفتم و با اینکه خیلی از آدمها میگفتن اونجا حتما فلان چیزو بخورید و توصیه های خوراکی میکردند من نه اینکه سعی کنم واقعا برام اهمیتی نداشت حالا بخورم یا نه و مغزم هم بهم نمیگفت وای دیگه این غذاهای محلی گیرت نمیاد و دیگه نمیتونی بخوری پس زیاد بخور یا پس حتما امتحان کن
قسمت شد و یکی دوتاش را امتحان کردم و خب عادی بود اتفاقا اونقدرا چیز متفاوت و خاصی نبود
خوشمزه بود ولی اینکه ذهنم دیگه به غذا بها نمیده خوشحالم میکنه
بیشتر دلم میخواست سفر برام یه تجربه قشنگ بشه تا اینکه حتما غذاهای محلی اونجا را بخورم
درمورد این جلسه
ذهن ما کاملا تصویریه ، همه ی اموزشها از طریق تصاویر توی ذهن ما ذخیره میشن ، همه ی احساسات توی ذهن ما تبدیل به تصاویر میشن ، همه ی تصمیمات زندگیمون اول تصویرش تو سرمون شکل میگیره
و ما تلاش میکنیم شبیه تصاویر ذهنیمون بشیم
و این تلاش خیلی هم ربطی به خواسته ما نداره
طبیعت ما اینه که در راستای شبیه شدن به تصویر ذهنیمون حرکت کنیم
ولی تصویر ذهنی دست ماست
ما هرچیزی دلمون بخواد را تصویرش را میدیم به ذهنمون و بعد خود به خود در راستای رسیدن به اون تصویر ما حرکت میکنیم
من بعد از این جلسه تصمیم گرفتم که هر حرفی که منجر به واضح تر شدن تصویر چاقی توی ذهن من میشه را نزنم و هرکاری که باعث تصویر چاقتر میشه هم انجام ندم
مثلا اصلا درمورد چاقی و لاغری و اینکه میشه لاغر شد یا نمیشه و حتی درباره معایب و بدیهای رژیم و ورزش اصلا صحبت نکنم چون فقط توجه به چاقیه
هرکسی بالاخره خودش به نتیجه میرسه که اینجور روشها بیهوده است
و اینکه نمیخوام تلاش کنم با لباس های خاص یا رنگهای خاص یا مدل متفاوت یا قایم کردن خودم تو عکس پشت کسی و اینحور ترفندها چاقی خودم را کمتر نمایش بدم
من همینم که داری میبینی و همین بسیار زیبا و ارزشمنده پس تلاشی برای قایم کردن خودم نمیکنم چون این تلاش دقیقا توجه به چاقیه
من خیلی وقته که دیگه درمورد روشهای لاغری دیگه تحقیق نمیکنم و وقتی یکی لاغر میشه اصلا پرس و جو نمیکنم و اتفاقا میبینم دوباره چاق میشه و اینکه کلا الان که فکر میکنم کانال تحریک کننده ای هم مثل کانال اشپزی ندارم ولی حواسم هست که اگه حایی داشتم حذف کنم و یه عادتی که دارم و اینه که وقتی غذایی را دوست داشته باشم هی میگم وای چه خوشمزه است و هی به بقیه پیشنهادش میکنم را ترک کنم
مثلا امروز کمتر درمورد خوشمزگی غذا تعریف کردم
خلاصه خوشحالم که تغییرات رفتاری در من بوجود اومده و به میزان نیازم غذا میخورم
هرچیزی را هرمقداری که دلم میخواد میخورم
و این حس رهایی شگفت انگیزی داره
خدایا شکرت
ممنونم فریماه که داری ادامه میدی دمت گرم
ممنون استاد بابت سایت و فایلهای فوق العاده
بازهم خدایا شکرت
سلام سلام
خب یه خسته نباشید به خودم که هیچ وقت اجازه ندادم کسی بدون این که نظری ازش بپرسم شروع به نظر دادن راجب اندامم یا مسائل دیگه زندگیم بکنه و خب یه بخش دیگه ماجرا این جاست که هیچ کس عدد روی ترازو منو با این که یه بار دیدن ولی باور هم ندارند و طبق گفته اونا من خیلی متناسب تر از عدد روی ترازو دیده میشم .پس در نتیجه هیچ موقع بحث چاقی رو هیچ جایی باز نمیکنم و حرف زدن هم پیگیر نمیشم نهایت حرفم قبلا هم به این شکل بود که متناسب شدن خیلی خوبه آفرین 👏
خداروشکر شکر هیچ مسیر لاغری رو جز لاغری با ذهن پیگیری نمیکنم مشتاق هم نیستم ببینم فلانی چیکار کرده چرا قبلا دلم میخواست عمل کنم یهویی وزن کم کنم و فلان ولی الان دیگه برام مهم نیست من لاغری آسان و بدون درد و برای همیشه رو میخوام تجربه کنم.
کلیپ های تحریک کننده راجب خوردن و خیلی محدود تر کردم و فقط زمانی مه به دیدن آموزش پخت غذایی احتیاج داشته باشم ازش استفاده میکنم