تا حالا چند بار با شوق زیاد آموزشهای لاغری ذهنی رو شروع کردی، حس کردی سبک شدی، لاغر شدی، حتی ذوق داشتی لباسهای قدیمیت رو امتحان کنی… 👗✨
اما بعد از یه مدت همهچی سرد شد، اون حس قشنگ پر کشید… چرا؟
چون تصویر ذهنیات فقط توی ذهن خودآگاهت ساخته شده بود و هیچ انتقالی به ناخودآگاهت انجام نشده بود. 🧠🚫
انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه همون مرحله طلاییه که اگه جا بمونه، همه اون احساسهای خوب اولیه، فقط یه تجربه گذرا میشن نه یه تغییر واقعی…
✨ چرا لاغر نمیشیم؟ چون تصویر ذهنی، مسیر درست رو نرفته…
تا حالا چند بار با کلی شوق و انگیزه، آموزشهای لاغری ذهنی رو شروع کردی؟
حس کردی سبک شدی، چهرهات تغییر کرده، لباسهات اندازهت شدن، حتی توی ذهنت جشن گرفتی! 🥳👗
این حس خوب واقعیه، چون ذهن خودآگاهت تازه تصویر لاغری ذهنی رو ساخته و باهاش حال میکنه…
اما چند هفته بعد چی میشه؟ چرا دیگه اون اشتیاق رو نداری؟ چرا انگار مسیر لاغریت یهو ایست میکنه؟ 😕
پاسخ در یک نکته ساده ولی کلیدیه:
تصویر ذهنی تو فقط در ذهن خودآگاهت مونده؛ و هنوز انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق نیفتاده!
وقتی این انتقال انجام نشه، ذهن خودآگاه که با هیجان، تازگی و احساسات لحظهای کار میکنه، خسته میشه… و ذوق ادامه دادن کمکم محو میشه. 🔄🕯️
اما ذهن ناخودآگاه قانون متفاوتی داره:

ناخودآگاه فقط با تکرار قانع میشه! اون چیزی رو قبول میکنه که بارها دیده، بارها شنیده، و بارها تجسم شده باشه.
پس اگه تصویر لاغری ذهنی فقط یه حس موقتی باشه و انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق نیفته، تغییری هم در بدنت ایجاد نمیشه.
اما زمانی که این انتقال بهدرستی انجام بشه، یعنی تصویر ذهنی به ناخودآگاه برسه، مسیر لاغری تو مثل یه قطار روی ریل میافته 🚆
بدون نیاز به فشار، بدون نیاز به انگیزه لحظهای… ذهن ناخودآگاه خودش همهچی رو پیش میبره، چون حالا برنامه جدید رو پذیرفته.
🧠 از اونجایی که ذهن انسان ویژگی فیزیکی نداره، نمیتونیم با رژیم یا ورزش تصویر ذهنی بسازیم یا انتقالش بدیم.
تنها راه انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه، از طریق تمرین ذهنی، تکرار و تصویرسازی درست انجام میشه. ✨
و دقیقاً برای همینه که آموزشهای لاغری ذهنی اگر بدون تمرکز روی انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه انجام بشه، فقط یه تجربه هیجانی زودگذر میشن.
اما وقتی این تصویر به ناخودآگاه منتقل بشه، بدن هم خودش باهاش هماهنگ میشه… کمکم، بیصدا، ولی واقعی و موندگار 🌱

🧠 ذهن خودآگاه و ناخودآگاه؛ دوتا دنیا با دو زبان مختلف!
اگه بخوای انتقال تصویر ذهنی به ناخودأگاهت برای لاغری واقعاً توی وجودت جا بیفته، باید بدونی داری با کدوم بخش از ذهنت کار میکنی.
ذهن ما دو تا بخش داره:
یکی ذهن خودآگاه که باهاش فکر میکنی، تصمیم میگیری، انگیزه میگیری… و یکی ذهن ناخودآگاه که بیسروصدا همه رفتارهای ناخودآگاه ما رو میسازه! 🎯
ذهن خودآگاه مثل یه مدیر پرانرژیه که صبح تا شب تصمیم میگیره، ولی ذهن ناخودآگاه مثل یه سیستم اجراییه که فقط به چیزهایی واکنش نشون میده که بارها تکرار شدن.
مثلاً اون لحظههایی که بیهوا سراغ یخچال میری یا ناگهانی وسوسه میشی چیزی بخوری 🍩… اینا تصمیمهای ناخودآگاهتن!
پس اگه فقط با انگیزه و شور و شوق اولیه تصویرسازی کنی، ذهنت ممکنه چند روزی همراهی کنه، اما به محض کم شدن هیجان، همهچی خاموش میشه…
💡 ولی وقتی انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق بیفته، دیگه نیازی به انگیزه و انرژی لحظهای نداری؛ ذهن ناخودآگاه خودش همهچیز رو ادامه میده، چون وارد برنامه اصلیش شدهای!
انتقال تصویر لاغری ذهنی به ناخودآگاه:
✅ ۷ قدم ساده و طلایی برای انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه
اگه بخوای لاغری برات تبدیل به یه مسیر ماندگار بشه، باید کاری کنی که ذهن ناخودآگاهت هم توی این سفر همراهت باشه. نه فقط برای چند روز، بلکه برای همیشه!
تو این قسمت قراره انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه رو قدمبهقدم یاد بگیریم که مثل یه پل، تصویر ذهنی تو رو از ذهن خودآگاه 🎨 به ذهن ناخودآگاه 🧠 منتقل میکنه. آمادهای؟ 😌

چند دقیقه قبل از خواب، بدن و ذهن در آرامترین حالت ممکن قرار دارن. این همون لحظه جادویی برای ارتباط با ناخودآگاهه ✨
پس هر شب قبل از خواب، چشمهات رو ببند، نفس عمیق بکش… و تصویر بدنی که عاشقشی رو توی ذهنت بیار. مثل فیلمی که داری با عشق تماشا میکنی 🎬
یه عکس از اندامی که دوستش داری انتخاب کن؛ نه برای مقایسه، بلکه برای جهتدهی به ذهن.
چند بار در روز نگاهش کن، بذار جزئیاتش بره توی حافظه تصویریت. هر چی شفافتر، بهتر!
تو تمرینهای قبلی، شرحی از اندام متناسبت نوشتی. الان وقتشه که اونا رو با دقت بخونی، حسشون کنی، انگار که همین الان داری اون بدن رو زندگی میکنی.
وقتی شب میخوابی و آماده تمرین میشی، نوشتههات و تصویر انتخابیت رو با هم ترکیب کن.
بدن جدیدت رو با همون حس و حالی که توی نوشتههات هست، تجسم کن. مثلاً تصور کن با اون اندام داری راه میری، لباس مورد علاقهتو پوشیدی، راحت نفس میکشی… 😍
شاید اولش تصویر شفاف نباشه یا تمرکزت کم باشه، ولی این کاملاً طبیعیه!
انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه با تکرار شکل میگیره، نه با تلاش لحظهای. مثل بذری که کاشتی و نیاز به آفتاب و آب داره، فقط با استمرار رشد میکنه 🌱
کلید طلایی ورود به ناخودآگاه تکراره.
هر شب این تصویرسازی رو تکرار کن. حتی اگه حس نداری، حتی اگه خستهای. هر بار یه آجر کوچیک توی ذهن ناخودآگاهت میذاری… و بالاخره ساختمون کامل میشه 🧱🏛️
صبح بعد از تمرین، یه خط، فقط یه خط از حس شب قبلت رو بنویس.
این نوشتن مثل پین کردن تمرین شبانهته توی ذهن خودآگاهه و کمک میکنه مسیر ارتباط این دو بخش تقویت بشه ✍️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.47 از 130 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
سلام
من الان یک بار دیگه فایل این جلسه رو گوش کردم
و دارم به این فکر میکنم که وقتی تونستم افکار جدید رو روی ذهن ناخودآگاهم بارگزاری کنم و نتایج رو دیدم (که اطمینان دارم حتما میبینم) چقدر پیشرفت بزرگی کردم، چون غیر از بحث تناسب، بارگزاری روی ضمیر ناخودآگاه را یاد گرفتم و یک تجربه مثبت هم دارم.
وای فکرش رو بکن، طرز کارش رو یاد گرفتم و حالا میخوام در زمینه های دیگه زندگی ازش استفاده کنم. فکر کن زندگی چقدر خوب و رویایی میشه. خدایا فکرش هم همین الان کلی حالم رو خوب کرده، یه شعف خیلی خیلی بزرگ دارم توی قلبم حس میکنم. طوری که اصلا انگار داره به قلبم فشار میاد. خدایا شکرت. همین الان حالم و احساسم عالیه. حتی از فکر کردن بهش و تصور کردنش.
خدایا شکرت که با یاد گرفتن این مهم ترین مهارت، کلید بقیه درها هم دستمونه. انگار کلید سازی رو داریم یاد میگیریم. خدایا شکرت خدایا شکرت و خدایا شکرت.
من دوره های زیادی رو در این زمینه دیدم و کلی فایل توی یوتیوب دیده بودم درباره ذهن ناخودآگاه. ولی الان توی این دوره دارم تازه میفهمم پشت صحنه چیه. خیلی خیلی برام جالبه و امیدوارم خدا بهم کمک کنه که با پشتکار به آموزش و تمرین و ممارست ادامه بدم.
خدایا به امید تو
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستای خوبم
من از همون روز که این درس روی سایت رفت یه عکس متناسب و زیبا که قبلا به خاطر لباس زیباش توی گوشی سیو کرده بودم و برای تمرین جلسه یک انتخاب کرده بودم رو هر شب سعی می کردم تصور کنم و به سوالات جواب بدم. ولی هر کاری میکردم اصلا نمیتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. یعنی اصلا انگار هیکل خودم رو از اون بیشتر دوست داشتم، و همش هیکل خودم توی سه سال پیش رو ترجیح میدادم، خلاصه حتی دیشب هم سعی کردم و نشد و گفتم بذار روی هیکل قبل خودم و صحنه های که قشنگ توی ذهنم مونده فکر کنم، و وااااقعا کلی احساسم درگیر شد و احساس خوبی بهم دست داد.
صبح هم به محض بیدار شدن عکس های قبلم رو دیدم و تمرین رو انجام دادم و واقعا توی قلبم حسش کردم.
من هیچ دلیلی ندارم که چرا وزنم حدود ۲۰ کیلو زیاد شده، اصلا نمیدونم از اون سال چی توی مغز من تغییر کرده که رشد صعودی داشته. ولی هر چی بوده بی پایه و اساس بوده چون هیچ تغییر توی زندگی من رخ نداده.
البته توی این چند سال به دلیل اینکه من یه پیج فروش ادویه و سوپر فود (محصولات رژیمی مثل دانه چیا و و جوی دو سر) راه انداختم مطالعه من در مورد مواد غذایی بیشتر شد و کلی پیج آشپزی و غذاهای رژیمی و رژیم لاغری رو فالو میکردم که احتمالا تاثیرگذار بوده ولی مطمئنا تنها دلیل نیست. که اونم از اول عضویت توی سایت فعلا غیر فعال شده.
پس من الان دیگه بهانه ای برای غیر متناسب بودن ندارم، در واقع از اول هم نداشتم، نمیدونم این دلایل کاذب (که نمیدونم چیه) چطوری به ذهن من راه پیدا کرده.
الان مطمئنم و مطمئنم و مطمئنم که تنها دلیل اضافه شدن وزن من فقط و فقط ذهنیه. پس راه رفته را از همان مسیر برمیگردم و فرمولهای ذهنیم رو درست میکنم.
خدایا به امید تو
نشان های دریافت شده
سلام خدای خوبم
کمکم کن بتونم باور کنم که تو برای من خیلی خیلی بیشتر از اون چیزی رو در نظر داری که در نظر منه.
خدایا کمکم کن باور کنم که می شود و باور کنم که راحت تر از اونی که فکرش را می کنم می شود. خدایا کمکم کن باور کنم این محدودیت در ذهن من است. خودم می دونم اون لحظه ای که واقعا باور کنم و اعتماد کنم و به اطمینان قلبی برسم، لحظه شروع تغییراته. به قول استاد خوبم: نگاه خداوند به من هزاران برابر آن چیزی بود که من درباره خودم، توانمندی هام و نتایجم فکر می کردم و انتظار داشتم.
خدایا کمک کن من هم به همچین باور و توکلی برسم. دیدم ها، می دونم ها، هزاران بار در زندگی خودم و بقیه دیدم ها، ولی خب بهم اطمینان قلبی و توکل بده. کمکمون کن جرات داشته باشیم و با اطمینان رویاهای خودمون رو بخواهیم و اونها رو حق خودمون بدونیم و توکل داشته باشیم و اطمینان داشته باشیم که اینها در مقابل چیزی که تو برای ما در نظر گرفتی چیز زیادی نیست. این برای ذهن محدود ما بزرگه. تو ما رو لایق تر از این حرفها آفریدی. تو ما رو شایسته بهترین ها آفریدی و اگر محدودیتی می بینیم و محدودیتی هست فقط در ذهن ماست. خدایا ذهن ما رو گشایش بده. خدایا ما رو آسان کن برای آسانی ها. خدایا همه چیز در دستان قدرت توست و منبع و خزانه همه چیز در دستان توست. به ما کمک کن که به اطمینان و باور برسیم که بعد از اون مسیر همه سرازیریه، همش زیباست، اصلا خود به خودیه. تناسب اندام که هیچی تناسب در همه زندگی که اصلا تناسب اندام خودش پیش میاد. و اصلا نمی فهمیم کی و چطور؟ همینطور که نمی دونیم کی و چطور به این همه تناسبی که توی بدنمون، توی زندگیمون و توی جهانمون هست رسیدیم. خدایا کمکمون کن. نگاه ما به توست.
نشان های دریافت شده
تصویرسازی تناسب در ذهن ناخودآگاه
ما میخواهیم ذهن ناخودآگاه را راضی کنیم که مجوز لاغر شدن ما را بدهد چون تا وقتی ذهن ناخودآگاه قانع نشده است رفتار ما هرچه قدر هم از بیرون سعی و تلاش کنیم تغییر نمیکند.برای قانع کردن ذهن ناخودآگاه باید از تکرار یک فکر و یک تجربه استفاده کنیم، اما ما که هنوز متناسب نشدهایم که تجربه تناسب را تکرار کنیم. اینجا از خاصیت ذهن ناخودآگاه استفاده میکنیم: ذهن ناخودآگاه فرق اصل و بدل را نمیداند، پس ما تصویر فردی متناسب را میبینیم و بهش توجه میکنیم و از طرفی با استفاده از سوال دوم این تجربه را با احساس همراه میکنیم. حالا برای اینکه این عمل تصویرسازی کیفیت و سرعت بهتری داشته باشد از دقایق طلایی ورود به ذهن ناخودآگاه استفاده میکنیم. ۵ دقیقه قبل از خواب بهترین زمان برای تصویرسازی است. ما تصویرسازی تناسب اندام میکنیم به خواب میرویم و در ساعات خواب هم ذهن ناخودآگاه ما به تناسب فکر میکند و صبح هم با همین حال از خواب بیدار.
نشان های دریافت شده
من مطمئنم و منتظرم به تناسب این عکس برسم، چون قبلا توی این هیکل بودم، توی این وزن بودم، پس برام شدنیه.اینهایی هم که بهم اضافه شده سنگ نیست که آب نشه، گوشت و چربیه، پس به راحتی آب میشه. تازه! از بین رفتنش خیلی راحت تر و قابل تصور تر از ایجادشه. هر چی هم بخوای فکر و تصور کنی میبینی واقعا ایجاد این حجم از گوشت یا چربی کار به نسبت سخت تریه تا آب کردنش. اون رو تونستم، این راحت تره را که حتما میتونیم.بعدش هم چون تناسب و آب کردن راحت تر از ایجاد گوشت و چربیه، خود بدن هم به لاغری تمایل بیشتری داره.از اینها گذشته، تناسب در جهت درست خلقت ماست، پس خدا طبق وعده خودش، ده برابر بیشتر به ما توی این راه کمک میکنه.پس برای ما راهی آسان تر و هموارتر از تناسب و لاغری نیست.ما منتظر لاغری ایم، ما انتظار تناسب اندام از خودمون داریم. چون طبیعی ش همینه.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی
ما قراره توی این جلسات، لاغری را باورپذیر کنیم. پس باید یک راهی پیدا کنیم که لاغری از نظر ذهن ما طبیعی بیاد یعنی جوری باشه که انگار لاغریه که طبیعیه نه اینکه چاقی.وقتی ما میایم روی خودمون کار میکنیم که لاغر بشیم رژیم میگیریم یا ورزش میکنیم لاغر بشیم یعنی باور داریم چاقیم و باید تغییر کنیم.ولی الان میخوایم به خودمون بقبولونیم که لاغری طبیعیه میخوایم لاغری رو باورپذیر کنیم پس میایم به خودمون هی نشون میدیم که بسیار متناسب هستیم. از چه طریق؟ از طریق دیدن یک فرد متناسب و قرار گرفتن در احساس یک فرد متناسب.ولی آن فرد متناسب که ما نیستیم، یک فرد غریبه است! نکته همین جاست، ذهن ناخودآگاه فرق بین اصل و بدل را نمیداند. وقتی ما یک فرد بدل را بهش نشان میدهیم و خودمان را در جایگاه احساسی فرد متناسب قرار میدهیم، او فکر میکند خود ما هستیم. و ما این احساس را تکرار میکنیم و این واقعیتها و اطلاعات را تکرار میکنیم و همین تکرار باعث میشود این دادهها بر روی ذهن ناخودآگاه بارگذاری شود. البته که این بارگذاری بسیار باید با تکرار همراه باشد. وقتی بارگذاری انجام میشود که تعداد بارهای بسیار زیادی این تمرین را انجام بدهیم. پس ما در انجام تمرین ممارست داریم.حالا چرا این تمرین را شب انجام بدهیم؟ چون شب در دقایق قبل از خواب بهترین زمان برای بارگزاری اطلاعات در ذهن ناخودآگاه است، چون دریچه ذهن ناخودآگاه به روی ذهن خودآگاه باز است و وقتی ما با دادن این اطلاعات به مغزمان میخوابیم، ذهن ناخودآکاه از این فراغت استفاده میکند و تا صبح به این موارد میپردازد. چرا که شبها فراغت داره در حالیکه روزها زدر حال تجربه کردن آن چیزهایی است که قبلا بر روی آن بارگزاری شده است.پس این باعث میشود ذهن ناخودآگاه این باورها را بهتر بپذیرد و زمانی که لاغری برای ذهن ناخودآگاه ما باورپذیر شد و نگرش ذهن ما لاغری شد، تاثیر بر روی جسم ما آغاز میشود و مغز فرمان لاغری را به اعضا و جوارح میدهد و اینجاست که جسم راهی به جز لاغر شدن ندارد. فرمان «لاغر باش» صادر میشود و البته که کن، فیکون.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی
من فایل را یک بار جسته گریخته و یک بار با تمرکز گوش دادم و پیاده سازی کردم 🥰
تا همینجاست خیلی راضی ام، یه جورایی انگار داره دوزاری م میوفته. همیشه میگفتیم ذهن ناخودآکاه، احساس خوب، تمرکز بر افکار مثبت و … ولی پشت صحنه ش رو نمیدونستیم.
با این فایل استاد انگار پشت صحنه احساس خوب=اتفاقات خوب، یا ذهن ناخودآگاه، و … را تازه فهمیدم.
خدا رو شکر که این آگاهی برام شفاف شد، البته باید بیشتر توی این موضوع عمیق بشم و چند بار مطالبی که نوشتم را بخوانم تا بتونم بیام راجع بهش بنویسم. ولی از همین امشب تمرین رو به صورت آماتور انجام میدم تا راه بیفتم.
فکرش را بکن، اگر این کار را مداوم انجام بدم و نتیجه بگیرم چقدر انگیزه میگیرم برای سایر اهداف زنذگی، که برای اونها هم مداومت به خرج بدم و باورهای درست را وارد ذهن ناخودآگاهم بکنم.
خدا کمک کنه و پشتکار به خرج بدم و تا آخرش مداومت کنم.
به امید خدا
نشان های دریافت شده
سلام
منم برام یه نکته ای جالب بود. من خیلی اهل خواب دیدن نبودم ولی توی این چند روز که سعی میکنم شبها خودم رو ملزم به فکر کردن قبل از خواب بکنم و تمرکز داشته باشم، هر شب بلااستثنا خواب دیدم. نمیتونم بگیم مربوط به لاغری بود، ولی فعال بودن ذهنم در طول خواب رو احساس کردم.
دو شب دو تا از همکارانم در خوابم بودند که هر دو متناسبند، در حالیکه در بیداری خیلی اونها رو نمیبینم، این هم جالب توجه بود
نشان های دریافت شده
سلام
حداقل برای من یکی این بار با همیشه فرق داره، من اینبار عهد کردم که حتما پاشو بایستم و استمرار داشته باشم و آنقدر ادامه بدم که به این تغییر که بهش باور دارم برسم تا باورم قوی تر بشه، اطمینان و اعتماد کامل به نقش ضمیر ناخودآگاه پیدا کنم و به قول حضرت ابراهیم دل خودم آروم بشه.
خدایا به امید تو
نشان های دریافت شده
سلام فریبای عزیز
خیلی خوب و قشنگ بود
چقدر عالی نوشتید
قشنگ سناریو داشت
من که احساس میکردم همین الان دارم شما رو میبینم
خیلی عالی
به زودی زود همین صحنه دوباره تکرار میشه
خیلی قشنگ بود
ممنون که ما رو هم شریک کردین
نشان های دریافت شده
سلام رهای عزیز
دقیقا توی این چند سال این احساس رو داریم و همش این رو می شنویم که چاقی در کمین ماست، این باعث شده در ذهن ما منطقی باشه که چاقی اصلا طبیعیه، پس من هم باید در حالت طبیعی باشم.
مردم ذهن را خودبخود روی چاقی تنظیم کردند.
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم
ممنون که کامنت های تجربیاتتون رو میذارید، چقدر اون ایده ساعت گذاشتن و مجدد خوابیدن خوب بود، من هم امتحانش میکنم 🥰
نشان های دریافت شده
سلام ساناز عزیز
ممنون از کامنت بسیار بسیار ارزشمند و پر از آکلهی شما.
چه خوب که از ترکیب احساس لیاقت و ارزشمندی و دلیل رسیدن به این تناسب استفاده کردین. من این مورد رو ننوشته بودم در جواب اینکه چرا باید به این تناسب برسم.
من به این تناسب رسیدم، چون لایق این بدن مناسبی. من به این اندام زیبا رسیدم چون شایسته زیبایی ام، چون شایسته سبکی و سبک بالی و رهایی ام. من به این هیکل متناسب رسیدم چون لایق سلامتی ام. خدایا شکرت.
نشان های دریافت شده
سلام بر سهیلای عزیز
خیلی خیلی ممنون از این کامنت جامع و کامل شما، انگار یک بار دیگه درس را گوش کردیم، برم قسمت دوم را بخوانم و استفاده کنم. 🥰
این بار آنقدر مطلب عمیق بود که من هنوز نتونستم کامنت جامع از دوره را بذارم. ولی شما معلومه مطلب را خیلی عمیق یاد گرفتین.
نشان های دریافت شده
سلام نشمیل عزیز
چه کامنت جامع و کامل و آموزنده ای.
تقریبا همه فایل را پیاده سازی کردید و تایپ کردید، دست مریزاد. میشه قشنگ برای دوره کردن ازش استفاده کرد. منتظر کامنت های بعدی شما و خلاصه شرح تمرین شبانه تون هستیم 🥰
موفق باشید و در پناه خدا
نشان های دریافت شده
سلام مریم عزیز
چقدر این بخش از کامنت تون عالی بود
در دنیایی که بناش بر آرامش است و هر چیزی که تو تصور کنی وجود داره پس منتظر چی هستی درخواست کن خذف نکن خواستت رو بگو به واقعیت تبدیل میشه . نترس فوقش اینکه نمیشه دیگه و تو همونی . جهان مهربان با تو مهربونیش رو بپذیر .
واقعا چرا ما حتی توی تصور کردن به خودمون سخت میگیریم و خساست به خرج میدیم؟!
اصلا چی جلوی ما رو میگیره که نمیخوایم و تصور نمیکنیم؟! این دنیا دنیای فراوانیه و همه چیز به صورت پیش فرض در آن وجود داره، این که ما به هر چیزی نمیرسیم، منعش در خودمون و در ذهنمون و شک ها مون و ترس هامونه.
به قول شما اصلا اومدیم و بهمون داده نشد، به شرایط قبل برمیگردیم.
نشان های دریافت شده
سلام مریم عزیز
ممنون از کامنت جامع و کامل تون
من متن را خواندم و هنوز نتونستم فایل را گوش کنم، ولی کلی از کامنت شما آگاهی کسب کردم.
مخصوصا اون جمله که گفتید:
بهترین موقع که دروازه ذهن ناخودآگاه به سمت ذهن خودآگاه باز میشه ۵ دقیقه قبل از خوابه ،پس ما در این لحظات میتونیم تصویر لاغری رو تجسم کنیم.