تا حالا چند بار با شوق زیاد آموزشهای لاغری ذهنی رو شروع کردی، حس کردی سبک شدی، لاغر شدی، حتی ذوق داشتی لباسهای قدیمیت رو امتحان کنی… 👗✨
اما بعد از یه مدت همهچی سرد شد، اون حس قشنگ پر کشید… چرا؟
چون تصویر ذهنیات فقط توی ذهن خودآگاهت ساخته شده بود و هیچ انتقالی به ناخودآگاهت انجام نشده بود. 🧠🚫
انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه همون مرحله طلاییه که اگه جا بمونه، همه اون احساسهای خوب اولیه، فقط یه تجربه گذرا میشن نه یه تغییر واقعی…
✨ چرا لاغر نمیشیم؟ چون تصویر ذهنی، مسیر درست رو نرفته…
تا حالا چند بار با کلی شوق و انگیزه، آموزشهای لاغری ذهنی رو شروع کردی؟
حس کردی سبک شدی، چهرهات تغییر کرده، لباسهات اندازهت شدن، حتی توی ذهنت جشن گرفتی! 🥳👗
این حس خوب واقعیه، چون ذهن خودآگاهت تازه تصویر لاغری ذهنی رو ساخته و باهاش حال میکنه…
اما چند هفته بعد چی میشه؟ چرا دیگه اون اشتیاق رو نداری؟ چرا انگار مسیر لاغریت یهو ایست میکنه؟ 😕
پاسخ در یک نکته ساده ولی کلیدیه:
تصویر ذهنی تو فقط در ذهن خودآگاهت مونده؛ و هنوز انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق نیفتاده!
وقتی این انتقال انجام نشه، ذهن خودآگاه که با هیجان، تازگی و احساسات لحظهای کار میکنه، خسته میشه… و ذوق ادامه دادن کمکم محو میشه. 🔄🕯️
اما ذهن ناخودآگاه قانون متفاوتی داره:

ناخودآگاه فقط با تکرار قانع میشه! اون چیزی رو قبول میکنه که بارها دیده، بارها شنیده، و بارها تجسم شده باشه.
پس اگه تصویر لاغری ذهنی فقط یه حس موقتی باشه و انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق نیفته، تغییری هم در بدنت ایجاد نمیشه.
اما زمانی که این انتقال بهدرستی انجام بشه، یعنی تصویر ذهنی به ناخودآگاه برسه، مسیر لاغری تو مثل یه قطار روی ریل میافته 🚆
بدون نیاز به فشار، بدون نیاز به انگیزه لحظهای… ذهن ناخودآگاه خودش همهچی رو پیش میبره، چون حالا برنامه جدید رو پذیرفته.
🧠 از اونجایی که ذهن انسان ویژگی فیزیکی نداره، نمیتونیم با رژیم یا ورزش تصویر ذهنی بسازیم یا انتقالش بدیم.
تنها راه انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه، از طریق تمرین ذهنی، تکرار و تصویرسازی درست انجام میشه. ✨
و دقیقاً برای همینه که آموزشهای لاغری ذهنی اگر بدون تمرکز روی انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه انجام بشه، فقط یه تجربه هیجانی زودگذر میشن.
اما وقتی این تصویر به ناخودآگاه منتقل بشه، بدن هم خودش باهاش هماهنگ میشه… کمکم، بیصدا، ولی واقعی و موندگار 🌱

🧠 ذهن خودآگاه و ناخودآگاه؛ دوتا دنیا با دو زبان مختلف!
اگه بخوای انتقال تصویر ذهنی به ناخودأگاهت برای لاغری واقعاً توی وجودت جا بیفته، باید بدونی داری با کدوم بخش از ذهنت کار میکنی.
ذهن ما دو تا بخش داره:
یکی ذهن خودآگاه که باهاش فکر میکنی، تصمیم میگیری، انگیزه میگیری… و یکی ذهن ناخودآگاه که بیسروصدا همه رفتارهای ناخودآگاه ما رو میسازه! 🎯
ذهن خودآگاه مثل یه مدیر پرانرژیه که صبح تا شب تصمیم میگیره، ولی ذهن ناخودآگاه مثل یه سیستم اجراییه که فقط به چیزهایی واکنش نشون میده که بارها تکرار شدن.
مثلاً اون لحظههایی که بیهوا سراغ یخچال میری یا ناگهانی وسوسه میشی چیزی بخوری 🍩… اینا تصمیمهای ناخودآگاهتن!
پس اگه فقط با انگیزه و شور و شوق اولیه تصویرسازی کنی، ذهنت ممکنه چند روزی همراهی کنه، اما به محض کم شدن هیجان، همهچی خاموش میشه…
💡 ولی وقتی انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق بیفته، دیگه نیازی به انگیزه و انرژی لحظهای نداری؛ ذهن ناخودآگاه خودش همهچیز رو ادامه میده، چون وارد برنامه اصلیش شدهای!
انتقال تصویر لاغری ذهنی به ناخودآگاه:
✅ ۷ قدم ساده و طلایی برای انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه
اگه بخوای لاغری برات تبدیل به یه مسیر ماندگار بشه، باید کاری کنی که ذهن ناخودآگاهت هم توی این سفر همراهت باشه. نه فقط برای چند روز، بلکه برای همیشه!
تو این قسمت قراره انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه رو قدمبهقدم یاد بگیریم که مثل یه پل، تصویر ذهنی تو رو از ذهن خودآگاه 🎨 به ذهن ناخودآگاه 🧠 منتقل میکنه. آمادهای؟ 😌

چند دقیقه قبل از خواب، بدن و ذهن در آرامترین حالت ممکن قرار دارن. این همون لحظه جادویی برای ارتباط با ناخودآگاهه ✨
پس هر شب قبل از خواب، چشمهات رو ببند، نفس عمیق بکش… و تصویر بدنی که عاشقشی رو توی ذهنت بیار. مثل فیلمی که داری با عشق تماشا میکنی 🎬
یه عکس از اندامی که دوستش داری انتخاب کن؛ نه برای مقایسه، بلکه برای جهتدهی به ذهن.
چند بار در روز نگاهش کن، بذار جزئیاتش بره توی حافظه تصویریت. هر چی شفافتر، بهتر!
تو تمرینهای قبلی، شرحی از اندام متناسبت نوشتی. الان وقتشه که اونا رو با دقت بخونی، حسشون کنی، انگار که همین الان داری اون بدن رو زندگی میکنی.
وقتی شب میخوابی و آماده تمرین میشی، نوشتههات و تصویر انتخابیت رو با هم ترکیب کن.
بدن جدیدت رو با همون حس و حالی که توی نوشتههات هست، تجسم کن. مثلاً تصور کن با اون اندام داری راه میری، لباس مورد علاقهتو پوشیدی، راحت نفس میکشی… 😍
شاید اولش تصویر شفاف نباشه یا تمرکزت کم باشه، ولی این کاملاً طبیعیه!
انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه با تکرار شکل میگیره، نه با تلاش لحظهای. مثل بذری که کاشتی و نیاز به آفتاب و آب داره، فقط با استمرار رشد میکنه 🌱
کلید طلایی ورود به ناخودآگاه تکراره.
هر شب این تصویرسازی رو تکرار کن. حتی اگه حس نداری، حتی اگه خستهای. هر بار یه آجر کوچیک توی ذهن ناخودآگاهت میذاری… و بالاخره ساختمون کامل میشه 🧱🏛️
صبح بعد از تمرین، یه خط، فقط یه خط از حس شب قبلت رو بنویس.
این نوشتن مثل پین کردن تمرین شبانهته توی ذهن خودآگاهه و کمک میکنه مسیر ارتباط این دو بخش تقویت بشه ✍️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.47 از 130 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
سلام
منم برام یه نکته ای جالب بود. من خیلی اهل خواب دیدن نبودم ولی توی این چند روز که سعی میکنم شبها خودم رو ملزم به فکر کردن قبل از خواب بکنم و تمرکز داشته باشم، هر شب بلااستثنا خواب دیدم. نمیتونم بگیم مربوط به لاغری بود، ولی فعال بودن ذهنم در طول خواب رو احساس کردم.
دو شب دو تا از همکارانم در خوابم بودند که هر دو متناسبند، در حالیکه در بیداری خیلی اونها رو نمیبینم، این هم جالب توجه بود
نشان های دریافت شده
سلام
حداقل برای من یکی این بار با همیشه فرق داره، من اینبار عهد کردم که حتما پاشو بایستم و استمرار داشته باشم و آنقدر ادامه بدم که به این تغییر که بهش باور دارم برسم تا باورم قوی تر بشه، اطمینان و اعتماد کامل به نقش ضمیر ناخودآگاه پیدا کنم و به قول حضرت ابراهیم دل خودم آروم بشه.
خدایا به امید تو
نشان های دریافت شده
سلام فریبای عزیز
خیلی خوب و قشنگ بود
چقدر عالی نوشتید
قشنگ سناریو داشت
من که احساس میکردم همین الان دارم شما رو میبینم
خیلی عالی
به زودی زود همین صحنه دوباره تکرار میشه
خیلی قشنگ بود
ممنون که ما رو هم شریک کردین
نشان های دریافت شده
سلام رهای عزیز
دقیقا توی این چند سال این احساس رو داریم و همش این رو می شنویم که چاقی در کمین ماست، این باعث شده در ذهن ما منطقی باشه که چاقی اصلا طبیعیه، پس من هم باید در حالت طبیعی باشم.
مردم ذهن را خودبخود روی چاقی تنظیم کردند.
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم
ممنون که کامنت های تجربیاتتون رو میذارید، چقدر اون ایده ساعت گذاشتن و مجدد خوابیدن خوب بود، من هم امتحانش میکنم 🥰
نشان های دریافت شده
سلام ساناز عزیز
ممنون از کامنت بسیار بسیار ارزشمند و پر از آکلهی شما.
چه خوب که از ترکیب احساس لیاقت و ارزشمندی و دلیل رسیدن به این تناسب استفاده کردین. من این مورد رو ننوشته بودم در جواب اینکه چرا باید به این تناسب برسم.
من به این تناسب رسیدم، چون لایق این بدن مناسبی. من به این اندام زیبا رسیدم چون شایسته زیبایی ام، چون شایسته سبکی و سبک بالی و رهایی ام. من به این هیکل متناسب رسیدم چون لایق سلامتی ام. خدایا شکرت.
نشان های دریافت شده
سلام بر سهیلای عزیز
خیلی خیلی ممنون از این کامنت جامع و کامل شما، انگار یک بار دیگه درس را گوش کردیم، برم قسمت دوم را بخوانم و استفاده کنم. 🥰
این بار آنقدر مطلب عمیق بود که من هنوز نتونستم کامنت جامع از دوره را بذارم. ولی شما معلومه مطلب را خیلی عمیق یاد گرفتین.
نشان های دریافت شده
سلام نشمیل عزیز
چه کامنت جامع و کامل و آموزنده ای.
تقریبا همه فایل را پیاده سازی کردید و تایپ کردید، دست مریزاد. میشه قشنگ برای دوره کردن ازش استفاده کرد. منتظر کامنت های بعدی شما و خلاصه شرح تمرین شبانه تون هستیم 🥰
موفق باشید و در پناه خدا
نشان های دریافت شده
سلام مریم عزیز
چقدر این بخش از کامنت تون عالی بود
در دنیایی که بناش بر آرامش است و هر چیزی که تو تصور کنی وجود داره پس منتظر چی هستی درخواست کن خذف نکن خواستت رو بگو به واقعیت تبدیل میشه . نترس فوقش اینکه نمیشه دیگه و تو همونی . جهان مهربان با تو مهربونیش رو بپذیر .
واقعا چرا ما حتی توی تصور کردن به خودمون سخت میگیریم و خساست به خرج میدیم؟!
اصلا چی جلوی ما رو میگیره که نمیخوایم و تصور نمیکنیم؟! این دنیا دنیای فراوانیه و همه چیز به صورت پیش فرض در آن وجود داره، این که ما به هر چیزی نمیرسیم، منعش در خودمون و در ذهنمون و شک ها مون و ترس هامونه.
به قول شما اصلا اومدیم و بهمون داده نشد، به شرایط قبل برمیگردیم.
نشان های دریافت شده
سلام مریم عزیز
ممنون از کامنت جامع و کامل تون
من متن را خواندم و هنوز نتونستم فایل را گوش کنم، ولی کلی از کامنت شما آگاهی کسب کردم.
مخصوصا اون جمله که گفتید:
بهترین موقع که دروازه ذهن ناخودآگاه به سمت ذهن خودآگاه باز میشه ۵ دقیقه قبل از خوابه ،پس ما در این لحظات میتونیم تصویر لاغری رو تجسم کنیم.