هرچی بیشتر تو سالهای چاقی موندم، یه صدای توی ذهنم بلندتر میشد: «بجنب! وقت نداری! باید زود لاغر شی!» ⏳
📍 این جلسه ادامه گام ۷۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
اون صدای عجله باعث شد برم سراغ هر روشی که میگفت: «در یک ماه، ۱۰ کیلو کم کن!» 📉
مثل کسی بودم که توی باتلاق گیر کرده و دنبال یه طناب جادویی میگرده تا یه شبه نجات پیدا کنه…
اما هر بار بیشتر فرو میرفتم تو ناامیدی 😞 و بیشتر باور میکردم که شاید من اصلاً نباید لاغر بشم!
اینجا بود که فهمیدم «لاغری سریع» فقط یه سراب قشنگه، نه یه مسیر واقعی 🚫✨
در این جلسه میآموزیم:

🎭 توهم لاغری سریع؛ بازی تکراریِ امید و ناامیدی
هر بار که یه روش جدید رو برای لاغر شدن امتحان میکردم و نتیجهای نمیگرفتم، یه گوشه از قلبم تیر میکشید 💔
با خودم میگفتم: “شاید من اصلاً قرار نیست لاغر بشم… شاید باید تا آخر عمر با این چاقی کنار بیام.”
اما این پایان ماجرا نبود… چون بهمحض دیدن یه تبلیغ پر زرقوبرق که میگفت:
🗣️ «تو فقط توی ۲ هفته، ۸ کیلو کم میکنی!»
یه جرقه امید دوباره روشن میشد… و من با اشتیاق مثل کسی که گنج پیدا کرده، میدویدم سمت اون روش.
ولی دوباره شکست… دوباره سرخوردگی… دوباره باور اینکه شاید این راهها فقط برای بقیهست، نه برای من 😔
باور کن اون لحظهها مثل این بود که توی یه سراب قشنگ دارم راه میرم، ولی هر چی میدوَم، لاغری ازم دورتر میشه 🏜️
چند بار این داستان تکراری رو زندگی کردم؟ خودمم نمیدونم… فقط میدونم هر بار که جواب نمیگرفتم، امیدم کمتر میشد
ولی بازم دنبال یه راه جدید بودم، چون ته دلم هنوز میخواستم از چاقی خلاص بشم… فقط نمیدونستم راه درستش چیه 🤷♀️
این حس رو توی چشمای خیلیا دیدم؛ آدمایی که با هزار امید، یه رژیم جدید رو شروع میکنن ولی تهش با یه دل شکسته ولش میکنن 💔
واقعیت اینه که لاغری سریع شاید توی تبلیغات واقعی به نظر بیاد، ولی توی دنیای ما فقط یه توهم شیرینه 🎈

⏳ نقش زمان در لاغری؛ وقتی ساعت برات خط و نشون میکشه!
یکی از چیزهایی که سالها منو توی تله چاقی نگه داشت، همین بود: زمان!
ذهنم یه برنامهی ثابت داشت: “زود لاغر شو! هر چی سریعتر بهتر!”
و خب این دقیقاً همون نقطهایه که شرکتهای رژیم و قرص و کمربند لاغری 🎯 روش دست میذارن.
📢 تبلیغ میکردن: «با این محصول، فقط توی یک ماه ۱۰ کیلو کم کن!» و منم مثل خیلیای دیگه، با امید و اشتیاق میپریدم وسط بازی!
ولی چیزی که نمیفهمیدم این بود که زمان تبدیل شده بود به یه شمشیر دولبه ⚔️
از یه طرف منو هل میداد که زودتر نتیجه بگیرم… و از طرف دیگه، وقتی تو اون زمان تعیینشده وزن کم نمیکردم، ناامیدی مثل یه پتک میخورد توی سرم 😣💥
🔁 این داستانو خیلیها تجربه کردن:
اول با انگیزه بالا شروع میکنی، بعد که نتیجه نمیبینی، احساس شکست میکنی. همون تایمی که قرار بود برات انگیزه بیاره، تبدیل میشه به بزرگترین قاتل امیدت!

🏃♀️ عجله برای لاغری؛ دویدن بیپایان روی تردمیل ذهن!
نمیدونم تا حالا امتحان کردی یا نه… ولی کافیه توی گوگل بنویسی “لاغری سریع”
تا یه عالمه جمله عجیب و غریب بیاد جلو چشمت 😳:
- 🔹 رژیم لاغری سریع ۳ روزه برای شکم
- 🔹 کم کردن ۹ کیلو در ۱۲ روز
- 🔹 معجون لاغری سریع قبل از عروسی
- 🔹 رژیم لاغری رایگان با کاهش ۲۰ کیلویی
- 🔹 و حتی: «چه چیزی باعث لاغری سریع میشود؟!» 🤔
- 🔹 لاغری شکم و پهلو در ۷ روز
- 🔹 دمنوش لاغری خانگی که ادعا میکنه ظرف یه هفته چربی رو آب میکنه
- 🔹 بهترین قرص لاغری بازار که همهجا تبلیغش رو دیدی
همینا نشون میده چقدر ما افراد چاق، دنبال نتیجه فوری هستیم…
دنبال راهی که دکمهای باشه، بزنیمش و یهدفعه لاغر شیم 🎯
ولی واقعیت اینه که این دکمه وجود نداره، حتی اگه تو تبلیغات خیلی واقعی به نظر برسه 🎭
من خودم ۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کردم. و عجلهای که برای لاغر شدن داشتم، هیچوقت به خاطر تنفر از چاقی نبود…
🍽️ بیشتر به خاطر نگاه دیگران بود.
نزدیک عید یا عروسی که میشد، فشار قضاوتا زیادتر میشد و منم مثل یه آدم تو دام افتاده، دنبال راههای سریع میدویدم…
- 📦 قرص میخوردم…
- 📄 رژیمهای وحشتناک میگرفتم…
- 🍵 دمنوشهای خانگی رو یکی پس از دیگری امتحان میکردم، به امید اینکه یکیشون معجزه کنه…
- 🌐 دنبال رژیمهای لاغری رایگان توی اینترنت میگشتم، هر کدوم از یه سایت، بدون هیچ اصولی…
- 🏃♀️ بدنمو تا حد مرگ ورزش میدادم…
فقط برای اینکه یه لباس اندازهم بشه، یا یه نفر تاییدم کنه اما بعدش چی؟
😔 فقط خستگی، بهمریختگی جسمی، و یه ذهن ناامید که حس میکرد «بازم نشد…»
آروم رفتن، ولی مستمر بودن، خیلی قویتر از دویدن بینتیجهست.
تو مسیر لاغری ذهنی، ما یاد میگیریم با خودمون مهربون باشیم و به جای عجله برای نتیجه، از مسیر، از تغییر، از رشد شخصیمون لذت ببریم 💚🌿
🎯 پایانِ بازی لاغری سریع؛ شروع یک سفر واقعی
وقتی به پشت سرم نگاه میکنم، میبینم سالها درگیرِ یه مسابقه ساختگی بودم…
مسابقهای که اسمش رو گذاشته بودن «لاغری سریع» و جایزهش یه بدن متناسب تو کمترین زمان ممکن بود.
اما چیزی که تهش نصیبم شد، فقط خستگی و باورهایی بود که بهم میگفتن: “تو نمیتونی…”
هر بار یه رژیم جدید، یه قرص جدید، یه دمنوش جدید، یه وعده جدید…
ولی تهش؟ همون حس تکراریِ شکست، همون جسم خسته، همون ذهن ناامید 😞
🍃 اما از جایی به بعد همهچیز فرق کرد… نه با یه معجون جادویی، نه با رژیم سه روزه، نه با یه دمنوش تلخ!
فقط با یه تصمیم ساده:
اینبار از ذهنم شروع کنم… نه از معدهم.
نه برای یه ماه، نه برای یه مناسبت خاص، بلکه برای همیشه. من مسیرم رو با دوره ورود به سرزمین لاغرها شروع کردم.
و به جای عجله برای نتیجه، یاد گرفتم چطور ذهنم رو آروم کنم، باورهای اشتباه رو بشناسم، و یهقدم یهقدم به خودم نزدیکتر بشم…
✍️ در ادامه هم توی گام ۷۶ سراغ «چرا لاغرها هیچوقت چاق نمیشن؟!» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.55 از 53 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
🌹سلام به همگی 🌹
عجله کردن آفتی هست که در همون ابتدای مسیر اون بذری که تازه در حال جوونه زدن هست رو نابود میکنه . هدف هرچی که باشه عجله کار و خراب میکنه و فرد و مایوس و افسرده میکنه .
حالا این عجله از کجا سرچشمه میگیره اول ازونجاییکه اکثر افراد چاق سال های زیادی از چاقی و مشکلاتش رنج بردن از خیلی کارها و تفریحات و پوشیدن لباسای مورد علاقشون دور موندن که دوست دارن هرروش جدیدی که پیدا میکنن سریعا جواب بده تا شاید از اون سختی و رنج و محدودیت ها خلاص بشن .و دوم بخاطر حرف دیگرانه.
نمیشه گفت همه ی کسایی که اضافه وزن دارن اما عده ی زیادی مهم ترین دلیلی که میخوان لاغر بشن اینه که به بقیه ثابت کنن که بالاخره تونستن لاغر بشن که روی فلانی و فلانی رو کم کنن که تلافی حرفایی که شنیدن دربیاد یا توی مراسما و جاهای مختلف همه به به چه چه کنن که چقدر خوب شدی لاغر شدی و…
اما غافل از این هستن که ذهن ما اصلا براش تعریف نشده که مثلا این شخص رو کمک کن لاغر شه تاهمسرش بیشتر ازش خوشش بیاد یا لاغر شه تا روی دوست و رفیق و فامیلاش کم شه 😆😐
ذهن نگاه میکنه ببینه من چی رو از ته قلب میخوام بهش توجه و تمرکز دارم چه شرایطی رو میخوام منو میبره به اون سمت .همونطور که قلب و دست و پا و همه اعضای بدن هر انسانی فقط و فقط درخدمت همون آدمه ذهن هم به همین شکل عمل میکنه .مگه میشه قلب من برای کسی دیگه بتپه یا پاهای من به جای یه شخص دیگه حرکت کنه پس ذهنمم نمیتونه بجز من برای کسی دیگه کاری انجام بده .همونطور که ما نمیتونیم زندگی دیگرانو تحت تاثیر قرار بدیم و بارها شده صبح تاشب برای کسی دعا کردیم اما مستجاب نشده این به چه علته؟
بخاطر اینه که ما نمیتونیم هیچ رقمه برای دیگران کاری کنیم مگر اینکه خودش بخواد . پس عملا عجله کردن برای لاغرشدن از ترس حرف دیگران و بخاطر دیگران امکان پذیر نیست .اینکه من بگم سه ماه دیگه عروسیمه یا مراسم خاصی دعوتیم پس باید لاغر بشم بزرگترین مانعه برای نتیجه گرفتنم بقول استاد مگه میشه من سه ماهه توقع داشته باشم گیتاریست حرفه ای بشم .یا زودتر از 4سال مگه به من مدرک دانشگاهی میدن حالا هی من تلاش کنم هی اصرار کنم گریه و زاری کنم بهم مدرک میدن !!!
هر کاری یه سلسله مراتبی داره تا اون مراحل طی نشن مشخصه که نتیجه نمیده . مادری رو سراغ دارید که اصرار کنه که نوزاد من مثلا باید 4ماهه به دنیا بیاد چون من عجله دارم دیگه طاقت ندارم میخوام زودتر بچه مو ببینم !همه به همچین آدمی میخندن .پس چون همه میدونن که نوزاد 9ماه زمان احتیاج داره تا تکامل پیدا کنه بدون هیچ عجله ای صبر میکنن خیلی عادی و بدون هیچ حرفی!ولی به لاغری که میرسه همگی توقع داریم تا تاریخ خاصی نتیجه ی عالی بگیریم و کلی سایز و وزن کم کنیم اما روند لاغر شدن در روش ذهنی اینطوری نیست اصلا .اول تغییرات فقط درسطح فکره کم کم جلوی چاقی گرفته میشه اشتها تغییر میکنه عادتها عوض میشن و بشرط استمرار و تکرار و احساس خوب و اشتیاق داشتن نتیجه در جسم به وجود میاد . خداوند بااون همه عظمت و قدرتش این جان و چندروزه خلق کرد نه درعرض یک دقیقه و برای هر چیزی مدت معینی تعیین کرده . یک دونه رو که میکاریم امکان نداره فردا صبح سبز بشه اول جوونه میزنه بعد کلی مراحل طی میشه تا سبز بشه و رشد کنه و….
باید اینو به خودمون بارها و بارها یادآوری کنیم که لاغری هیچ فرقی بااین مثال هایی که زدیم نداره باید مراحلش طی بشه تا ماندگار باشه وگرنه مثل روش های قبلی اگه فوری و غیراصولی اقدام کنیم دوروز دیگه برمیگردیم به حالت قبل . روش ذهنی این مزیت و داره که اولا ساده و راحته دوما بخاطر تنوع فایل ها خسته کننده نیست و تا آخر عمر میشه ادامش داد اصلا یه سبک زندگیه . حالا تو این مدت هر مراسمی هراتفاقی هم افتاد با حال خوب با آرامش و شادی لذت میبرم در همین حال هم میشه لباسای شاد و قشنگ پوشید میشه خوش تیپ بود پس فکرمون رو بخاطر این مسائل بی اهمیت درگیر نکنیم تا از مسیر خارج نشیم .
سپاسگزارم استاد 🌷🌷🌷🌷🌷
نشان های دریافت شده
تمرین تکرار روز ۹۶
عجله کردن برای لاغر شدن
عجله کردن برای لاغر شدن فرمول اشتباهی است که در ذهن افراد چاق وجود دارد ومانع بزرگی برای لاغر شدن است تمام افراد چاق بواسطه رنجی که از اضافه وزن میبرند در صدد انجام راههایی که سریع منجر به لاغری میشود شرکت کنند چون عجله دارند که سریع لاغر شوند بخاطر همین حس عجله فرمول عجول بودن در ذهن افراد چاق گسترش بیشتری پیدا میکند واین فرمول باعث میشود که گول هر نوع روش وتبلیغی را بخورند چون حس عجله نیاز به لاغر شدن هم در وجود فرد چاق بوجود میاورد واین حس نیاز به دنبال راهکارهای متفاوت گشتن را وتلاش های بیهوده به همراه داشتن است ودر نهایت وقتی فرد چاق میبیند که تلاشش به نتیجه نرسیده دچار یاس ونا امیدی وشکست میشود در واقع تمام این فرمولها به شکل زنجیر متصل به هم هستند تا در نهایت احساس شکست وشکست خوردن در فرد جاق تداعی کنند
یکی از موانع مهم در لاغر شدن پارامتر زمان است یعنی فرد احساس میکند در زمان کمتر بتواند به لاغری دست پیدا کند واز این رو به سمت تبلیغات هر نوع روشی مثل رژیم ورزش دمنوش قرص روی میاورد تا بتواند در مدت زمان کم غول چاقی را از پای درآورد
پارامتر زمان مثل شمشیر دولبه است یعنی هم میتواند اشتیاق فرد را برای لاغر شدن بیافزاید وهم میتواند فرد را دچار یاس ونا امیدی کند پس باید از این پارامتر به نحو صیحیح استفاده کرد تا اشتیاق برای لاغری ادامه پیدا کند
گاهی عجله کردن میتواند کاری کند که فرد از لاغر شدن منصرف شود چون میخواهد در مدت زمان کوتاهی به نتیجه عالی برسد ولاغر شود وپروسه تکامل در زمان خودش را در نظر نمیگیرد
ما در هر کاری پروسه زمان را در نظر میگیریم مثلا گرفتن مدرک دانشگاهی که خودش ۴ سال حداقل زمان بر است ویا سفر کردن از شهری به شهر دیگر که پروسه زمان را در بر دارد ما برای هر کاری پروسه زمان را در نظر میگریم الا در مورد لاغر شدن بیشتر افراد چاق این پروسه زمان را نادیده میگیرند وجسم خود را در نظر نمیگیرند که برای تغییر این جسم هم زمان لازم است
زمان تعیین کردن برای لاغری همان عجله کردن است که مانع بزرگی برای لاغر شدن است
در تمام جنبه های زندگی وقتی کاری را میخواهیم انجام دهیم به راحتی زمان را میپذیریم مانند باد گیری رانندگی ویا خیاطی وموسیقی اما در پروسه لاغر شدن اینطور نیستیم و فکر میکنیم باید زود لاغر شویم ما باید لاغر شدن را در ذهن منطقی کنیم وهیچ وقت نباید برای لاغر شدن زمان تعیین کنیم چون سرعت ترمیم هر جسم با هم متفاوت است وقتی لاغری با ذهن را کار میکنیم وآگاهی های جدید ودرستی را پیدا میکنیم به این مهم دست پیدا میکنیم که زمان برای لاغر شدن معنا ندارد وهر جسمی طبق روند خودش لاغر میشود واز این آگاهی ها استفاده میکند ونتیجه را رقم میزند هیچ وقت نباید بخاطر دیگران لاغر شد ویا حتی کاری را بخاطر دیگران انجام بدهیم چون ذهن یک امر شخصی است ومختص به خود شخص است ودیگران برای ذهن معنا ندارد در موضوع لاغر شدن زمان را باید بپذیریم تا جسم خودش رابا ذهن که آگاه شده است هماهنگ کند وفرمولهای اشتباه را به فرمولهای درست تبدیل کند واین هماهنگی وقتی با احساس خوب همراه شود مدت زمان را کوتاه به نظر میاورد چون احساس خوب در این مسیر لذت لاغر شدن را زیاد میکند واین دوره بخاطر همین با اشتیاق طی میشود وبا فایل های گوناگون اشتیاق ادامه دادن باعث میشود پروسه زمان کمرنگ شود وفشاری برای هنرجو های لاغری با ذهن بوجود نیاید همیشه باید مراقب افکار منفی مثل عجله کردن باشیم واجازه ندهیم زمان باعث بهم خوردگی اهداف ما در این راه شود و به بدن امان اعتماد کنیم که خودش در زمان مناسب اش لاغر میشود
با تشکر از استاد عزیز
نشان های دریافت شده
(شرح عالی و تاثیرگذار، ذکر مثال برای درک بهتر، اشتیاق و استمرار)
.
سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى در سرزمين لاغرى با ذهن😊
روز نود و شش تكرار ,
🟠 فايل , عجله كردن براى لاغر شدن ,
براى هر كار و هدفى كه تصميم داريم انجام بديم يه دوره ى كوتاه مدت و يا بلند مدت رو در نظر مى گيريم , بازم مراحل كاشت , داشت و برداشت در مزرعه مثال بارزى ست كه مى توان آن را سر لوحه ى اهداف و يا كارامون قرار بديم . وقتى هر روز بذر مناسب رو در ذهن مون مى كاريم , بذرها آرام آرام شروع مى كنن به جوانه زدن و در اين فاصله از داشت تا ~~~ برداشت , ايمان ما , صبر ما , زمان برداشت رو تعيين مى كنه , ( صبر توأم با ايمان ) و در هر فردى , بسته به محتويات مخزن ذهنى ش زمان برداشت متفاوت است . بخاطر همينه كه اهميت داره هر روز ورودى هاى ذهنى مونو كنترل و مراقبت كنيم تا برداشت فوق العاده عالى درو كنيم . از قديم زياد شنيده ايم كه , عجله كار شيطونه !همينطور يكى از موانع ذهنى , عجله كردن است , حتما شنيده ايد كه به سوى كار خير بشتابيد , اما من فكر مى كنم حتى در امر ازدواج و خيلى كارايى كه عالى و پسنديده هم هست , نبايد عجله كرد , من وقتى ازدواج كردم , همه چى تقريبا در كوتاه مدت پيش رفت , حتى در ازدواج هم بايد , آرام آرام پيش بريم , اين خيلى عاليه كه مراحل نامزدى , عقد و سپس جشن عروسى برگزار مى شه حتى بهتره كه در هر مرحله , زمان كافى باشه , چطور كه براى تولد نوزادمون , 9 ماه با آرامش در انتظار هستيم , اما براى ازدواج اينقدر عجله و شتاب !!! كه خيليا به محض آشنايى و خواستگارى در يكى دو هفته همه چى رو به سرعت و با عجله جمع و جور مى كنن , مسئله اينه كه در كشور ما , بخاطر محدوديت فرهنگى , شناختى از جنس مخالف نداريم و از اين رو بايد زمان بيشترى رو جهت آشنايى قرار داد و بعد از اون مرحله به مرحله جلو رفت , تا ذهنمون هماهنگ با خواسته ى ما بشه , و يا ذهن من با ذهن همسرم همسو و هماهنگ بشه و اين مستلزم زمان كافى ست .
من يادم نمى ياد در كارى عجله كرده باشم , عجله و شتاب , روحيه مو بهم مى ريزه , دستپاچه و كلافه مى شم و نمى تونم درست تصميم بگيرم , اما متاسفانه گاهى تحت تاثير تصميمات عجولانه ى همسرم بوده ام . و در خيلى از تصميمات بخاطر اينكه بحث نشه , ديگه اصرارى هم نداشتم ! با اينكه اصل كار خوب بوده , اما عجله و شتاب از آفت هاى ذهنى ست , كه همون لذت بودن در مسير رو از دست مى ديم . متاسفانه مسائلى هم بخاطر عجله ى در كارها پيش اومده !
لازمه ى هر كارى , وقت كافى ست , حتى براى انعطاف بدن هم حداقل 3 ماه تمرين لازمه . تمام آدماى موّفقى كه روى صحنه چند دقيقه نمايش خارق العاده اى رو نمايش مى دن , حاصل روزها , هفته ها و ماهها كار و كوشش و تلاش اونا در پشت صحنه است , و در واقع اونا استعداد شونو پرورش دادن , استعداد و توانايى شون , بذرى بود كه جوانه زد و با تمرين و تمرين و تمرين شكوفا شد , قطعا مى دونم كه اونا فقط با اشتياق و استمرار تمرين و تمرين كردن , و موّفق شدن , اما ما فقط همون چند دقيقه رو مى بينيم , البته اين استعداد و توانايى در درون همه ى ما وجود داره مثِ همون دانه ى لوبيا كه همه چى در درونش براى جوانه زدن داره ,
يه فرد متناسب هميشه اول به فكر خودشه , چرا بايد دعوت به عروسى , تلنگرى براى متناسب بودن من باشه ! چرا من اينطور فكر نمى كنم كه من بايد براى خودم متناسب باشم و نه ديگران ! و دقيقا همينا نشون مى ده كه من خودم رو دوست نداشتم ! من عجله اى براى لاغرى ندارم چون آگاه هستم كه اين روند آرام آرام و هوشمندانه انجام مى شه , من ترجيح مى دم با شادى , آرامش , حال خوب و احساس خوب به جشن عروسى برم و از همين حالا آمادگى شركت در جشن هاى عروسى و مهمانى ها رو دارم , بخاطر اينكه من مى خوام شاد باشم و از زندگيم لذت ببرم .
من بعضى ها رو ديده ام كه با رژيم غذايى در كوتاه مدت لاغر شدن , اما چهره شون اون طراوت و شادابى رو نداشت , من فكر مى كنم بخاطر اينه كه اونا بدون توجه و آگاهى به ذهن شون , فقط روى بدن شون كار كردن , و اين روى چهره شون اثر مى زاره , تازه ممكنه آب بدن شون رو بجاى چربى سوزى از دست داده باشن و كاهش وزن شون هم , بخاطر كم آبى بدن شون باشه , وگرنه چربى سوزى به همين سرعت اتفاق نمى افته !!! متاسفانه چيزى كه ما ازش غافل هستيم , روحيه ى شاد , آرامش و احساس خوب مون هست كه مى تونه مارو جذاب تَر و متناسب تَر نشون بده , لاغرى ما نبايد به چيزى وابسته باشه , لاغرى فقط بايد براى خودم و براى خدايى كه در من هست , باشه . اما متاسفانه لاغرى ما بخاطر جشن عروسى , بخاطر مهمانى , بخاطر اينكه ديگران مارو تاييد كنن و به به و چه چه كنن !!! و چون زمان كافى براى كاهش وزن نداريم و مى خوايم به سرعت لاغر بشيم , بخاطر همين آرامش كه نداريم , نگران هم كه مى شيم و اينا همه روى چهره ى ما اثر مى زاره . هيچكى به جز خودم براى ذهن من اهميت نداره , پس من فقط براى خودم دوست دارم متناسب باشم , براى اينكه از متناسب شدنم لذت مى برم و احساس خوبى دارم , و در واقع ماهيت اصل وجود من لاغرى طبيعى ست . من دوست دارم به روش طبيعى لاغر شم , حتى اگه در بلند مدت هم باشه , ارزشش رو داره , چون در اين روش هيچ آسيب جسمى , روحى و روانى , نمى بينم و تازه ذهنم در آرامش هست , وقتى هم ذهنم در آرامش باشه , سطح انرژى م افزايش پيدا مى كنه , من در اين دوره ى آموزشى در روند تناسب اندام هستم و هر روز يك قدم رو به جلو ادامه مى دم , حالا اگه جشنى , مراسمى هم باشه من ديگه نگران نيستم , چون حال و احساس من خوبه . آرامش در چهره ى من , اهميت بيشترى از لاغرى بدون هماهنگى با ذهن داره . لذت بردن از زندگى در اين مسير , اولويت من است .
با تشكر فراوان , در آرامش خداوند باشيد🥰☃️⛄️
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان وبخشنده
سلام به همگی
وقتی داشتم نوشته های دوست عزیزمونو میخوندم متوجه شدم که چقدر شبیه هم فکر میکردیم بارها پاروی دلم گذاشته بودم برای اینکه دیگران ناراحت نشن یک عالمه غذا میپختم وهمیشه کلی اضافه میومد همیشه اونقدر درگیر چند نوع غذا ودسر وسالاد وپیش غذا وپس غذا وحتی شیرینی با چای هم میپختم بودم که یک هفته قبل هر مهمونی که میدادم کلی کار میکردم بازم روز مهمونی از خستگی درحالی که جونم درمیومد بازم کار میکردم یعنی غروب که میشد دلم میخواست تک تک مهمونامو با کتک بیرون کنم 😂😂از بس خسته بودم تا یک هفته بعدشم درد پا وکمر وزانو داشتم وخلاصه یک هفته خوابیدن موجب میشد که کلی از کارام تلمبار بشه ودوباره با یک خونه کثیف وکلی کار روبرو بشم اما الان واقعا تغییر کردم اصلا اصراری به اونهمه اذیت کردن خودم ندارم حتی وقتی کار خونه که انجام میدم اگه خسته بشم دراز میکشم وکلی به خودم استراحت میدم وازشم لذت میبرم وبعدشم بلند میشم وسر صبر کارامو ادامه میدم چند روز پیش مهمونی بودم تمام چیزای خوشمزه مورد علاقه من بود کیک شکلات کباب وخلاصه من اگه قبلا بود خیلی میخوردم اما درکمال تعجب خودم خیلی به اندازه خوردم چون فاصله کباب تا کیک فقط یک ساعت بود زیاد میل نداشتم اول دسر اوردن اما من بیشترشو نخوردم ومتوجه شدم وقتی ژله زیاد دوست ندارم لزومی نداره بخورمش حالا این یکم خوشمزه بود منم یکم خوردم کیک تولدم که همیشه عاشقش بودم وهمیشه بزرگترین تیکه اشو میخوردم فقط وسط کیک خوردم دقیقا جایشو که دوست داشتم ودوسومش باقی موند ودیگه میلم نکشید ونخوردم وخیلی سبک خوابیدم تازه یه چیزدیگه هم متوجه شدم که بیشتر به خانم های متناسب جمع توجه کردم وچند تایی چیز ازشون یاد گرفتم اینکه بیشتر وقتشون به حرف زدن وخوش گذروندن میگذرونن به جای خوردن زیاد نمیشینن وراحتن ومعذب نیستن درضمن اوناهم کیکشونو خیلیشو نخوردن واصلا میلشون نکشید خیلی احساس نزدیکی کردم بهشون چیزی که قبلا وحشت داشتم وهمش فاصله میگرفتمو وفکر میکردم منو قضاوت میکنن اما واقعا لذت بردم واعتماد به نفسم عالی بود اوایل منم روز شماری لاغری داشتم اما الان اصلا عجله ای براش ندارم اصلا دلم میخواد این دوره رو تموم کنم ودوباره با اشتیاق وصبر وتکرار بیشتر هر فایل گوش کنم وکلی لذت ببرم چون احساس میکنم خیلی دوست دارم حالا که حال دلم خوش حالا دوباره شروع کنم منکه دراین شش ماه با همه احوال بدم اینهمه تغییر مثبت کردم واینهمه برکت وعشق اومد درزندگیم واینهمه سلامتی وتناسب اندام بدست آوردم اگه شش ماه دیگه با این حال خوش تکرار وتمرین کنم چقدر همه چیز معجزه وفوق العاده خواهد شد به به خدایا شکرت بابت اینهمه خوشبختی وسلامتی وتناسب اندام بابت مهر وپول وثروت وآرامش خدایا شکرت من خیلی زن خوشبختیم هر روز بیشترش کن وهر روز به ما برکت وروزی بیشتری بده ممنونتم خدایا عاشقتم عاشقتم عاشقتم
فایل “عجله کردن برای لاغر شدن. “:
وقتی به سن 16 رسیدم تازه متوجه شدم که پدر و مادر من به خاطرحرف مردم زندگي میکنند. خیلی تلاش کردم که به خاطر خودم زندگي کنم ولی خوب والدینم من را اینجوری تربیت کرده بودند و من باید خیلی تلاش میکردم تا خودم را تغییر دهم. البته فهمیدن این داستان خودش قسمت بزرگی از مساله را حل میکند ولی باز تمرین زیادی میخواهد تا بتونم همه ان افکار اشتباه را تغییر دهم. البته الان فرزند مورد علاقه والدینم نیستم چون دارم یاد میگیرم که برای خودم و به خاطر خودم زندگى کنم. والدین من حدود 70 تا 80 ساله هستند ، اصلا از زندگیشون لذت نبرند ، همیشه در سختی و رنج بودند و الان که پیر شدند همچنان همان رویه را دنبال میکنند. هفته پیش سال فوت دو تا از خواهر زاده هایم بود. من هر سال خیلی حالم این موقع بد میشد ولی امسال خیلی بهتر بودم حتی همسرم گفت چقدر تمرینهای تناسب ذهنی تو خوبه چون تو خیلی ارامتر و صبورتر از هر سال رفتار کردی. دوستان من خوشحالم که اینجام. خیلی هامیمیرند و از پیش ما میروند ولی ما زنده هستیم و میتوانیم با شادی زندگي کنیم. من از استاد ممنونم که ما را هدایت میکنند و بسیار برایم لذت بخش است که میخواهم تغییر کنم. امروز 5:30 صبح پاشدم تا تمرینهایم را گوش کنم و از سحر گاه ،خودم را تغییر دهم ، خواب که هميشه هست و نااگاهی در همه جای دنیا به چشم میخورد. پس من سحرگاه پاشدم تا سالهای بعد ،افسوس نادانیم و نااگاهیم را نخورم بلکه طعم شیرین لذت اگاهی و تغییر را بچشم. در پناه حق باشيد. 😀😀😀😀😀😀😀
نشان های دریافت شده
عجله کردن برای لاغر شدن:
وقتی در ماهواره، تبلیغ وسایل ورزشی رو میدیدم و افرادی هم درباره ی نتیجه شون صحبت میکردند و عکس قبل و بعد استفاده از آن دستگاه هم نشان داده میشد، و بیان میشد که در مدت مثلا 3 ماه 50 کیلو کاهش وزن داشته اند و خیلی قلمی شدند، من هم وسوسه میشدم که هرچی تبلیغ میشه رو تهیه کنم..
حتی یک بار دستگاه دراز نشست هم خریدم ولی بیشتر از چند ماه نتونستم استفاده کنم.. آخه برای ورزش هم برنامه ی ذهنی و مسیرش ایجاد بشه تا اون حس استمرار هم بوجود بیاد.. ورزشی که برای کمک به سلامتی و افزایش روحیه ی خوب در ما باشه 😊 و الا میدونیم که ورزش باعث لاغری نمیشه 👌🏻.
من چند روز پیش در سایت دیدم که 500 تا کامنت نوشتم. و با خودم گفتم که چه وقتی میرسه به 530؟ 🤔 همینو گفتم و رد شدم. و امشب دیدم که 526 تا شده و اصلا من نفهمیدم کِی اینهمه متن نوشتم در سایت 😅.. به نظرم لاغری هم باید اینطور باشه.. تا آسان بشه و خیلی راحت بهش برسیم… من والا زیاد شدن تعداد کامنت هام در سایت هیچ تاثیری روی زندگیم نداشت ولی دوست داشتم که زیاد بشه ولی عجله نکردم و هرروز ادامه دادم تا خود به خود زیاد شد.. اما فکر میکنم با لاغر شدن اتفاق خاصی قراره بیوفته بنابراین در فاصله ای دوردست میبینمش و از طرف دیگر برای رسیدن بهش عجله میکنم..
مثلا قبلا میگفتم لاغر بشم، خونه مون بزرگ میشه، ازدواج میکنم، کلی سفر میرم و… بنابراین چون رسیدن به اینها رو مستلزم گذشت سال ها میدونستم لاغری رو هم از خودم دورتر میکردم. از طرفی هم به خاطر سال ها رنج چاقی دوست داشتم که سریع شرایط جسمی متفاوتی رو تجربه کنم.
اما با خودم صحبت کردم و گفتم لاغری خیلی بهت نزدیکه میتونی در چند ماهه آینده تجربه ش کنی.. و شرایط بعدی هم به دنبالش میان لازم نیست عجله کنی.. لاغر بشی هیچ اتفاق خاصی به خدا برات نمیوفته.. همین خونه، همین پدر و مادر، و همین زندگی رو خواهی داشت بنابراین عجله اصلا معنا و مفهومی نداره 🙈.
اهدافی که در جهت راضی کردن دیگران باشد، نتیجه ای ندارد…
بارها شده که شنیدم این کارو نکنیم فلانی ناراحت میشه، یا این کارو انجام بدیم فلانی دوست داره و…
همیشه هم از خودم میپرسیدم اخه 🤦🏻♀️ فلانی چه اهمیتی داره که من باید پا بذارم روی خواسته ی خودم؟ 🤔
و خیلی خوشحالم که در این مسیر فهمیدم عقیده ی من درست بوده و خیلی محکم سر حرفم هستم. و فقط سعی می کنم برای بهتر کردن شرایط خودم اقدام کنم.. اگر میخوام لاغر بشم، هدفم سلامتی و احساس بهتره خودمه، اگر میخوام خوشبخت باشم، برای لذت بردن خودم از زندگی هستش اگر طعم ثروت رو میخوام تجربه کنم برای آرامش و احساس بهتره خودم هستش 😉😊 و زندگی کردن برای خودت خیلی لذت بخشه 😍💃🏻.
وقتی احساس خوبی داشته باشی، گذر زمان برای شما کوتاه میشود..
🎀قبلا فایل صوتی رو بارها گوش داده بودم اما اینبار تصویری رو تماشا کردم و دیدم خیلی برداشتم و درک من از محتوا بهتر شد.. گفتم این تجربه را هم با دوستای خوبم به اشتراک بذارم. 🤗🤩
نشان های دریافت شده
با سلام
بسیار بسیار عالی بود ممنون، اعتماد کردن به خودت و بدنت باعث میشه عجله کردن کمرنگ بشه با گذر زمان، دوره و طی کردن این پروسه برای من منطقی شده. این روزها راحت تر از قبل می پذیرم که برای متناسب شدن نیاز به زمان دارم و دلیلی نداره بگم دو ماه دیگه یا سه ماه دیگه لاغر شدم ؟ البته که شدم اما اندازه اش رو نمیدونم مهم هم نیست مهم اینه در مسیر درست باشم با رفتار درست بله اینکه دوره رو منطقی بپذیریم به نظر من خودش یه پروسه جداست من الان نگاه هم بسیار متفاوت تره حتی نسبت به زمانی که دوره تکرار رو شروع کردم. فایل امروز هم بسیار به من احساس خوبی داد که این زمانی که داره سپری میشه طبیعیه و من در مسیر درست هستم تشکر.
یکی از اون افکاری که باعث میشه افراد قید لاغر شدن رو بزنن عجله برای لاغری هست .
و این موضوع بسیار مهم هست طوری که افراد رو مایوس و ناامید میکنه و افراد ادامه نمیدن .
ما خیلی کارها انجام میدیم که در اونها زمان رو پدیرفتیم مثلا ما میخواییم بریم خرید از یه مغازه ای که میدونیم کجاست و ما میدونیم یه فاصله ای هست تا برسیم به مقصد پس غر نمیزنیم و مسیر رو میریم تا برسیم و یا درس خواندن در دانشگاه ما میدونیم باید زمانی رو طی کنیم تا به ما مدرک بدن پس ما در تمام جنبه های زندگی این پروسه ی زمان رو میپذیریم .مثلا میخواییم بریم گیتار زدن رو یاد بگیریم من میرم دوره میگذرونم تا گیتاریست ماهری بشم و هیچ وقت نمیگم من الان میرم آموزش و تا یه ماه دیگه گیتاریست ماهری میشم و در عروسی فلانی
میتونم گیتار بزنم نه هیچ وقت همچین حرفی نمیزنیم اما برای لاغری بارها گفتیم میخواییم تا دوماه یا یه ماه دیگه لاغر بشیم در صورتی که این جسم هست و زمان میبره تا تغییر کنه ما برای آموختن هر هنری میدونیم باید زمانی رو سپری کنن تا مهارت پیدا کنیم پس میپذیریم زمانی میخواهد تا ما مطرح بشیم و میبینیم هر استادی در هر زمینه ای سالها هست کار مینه تا به درجه ای عالی برسه و اینطور نیست با یکی دوماه به استادی برسه منم قبلا بارها در زمینه ی لاعری عجله کردم با رزیم و ورزش خواستم لاعری بشم ولی حالا باید منطقی فکر کنیم و برای خودمون زمان تعیین نکنیم که تا فلان موقع باید لاغر بشم چون پروسه ی تغییر جسم رو ما نمیدونیم چی هست و ما چطور لاغر میشیم ؟
کلمات خیلی بار دارن میتونن هم بار منفی هم بار مثبت ایجاد کنن کلمه ی لاغری هم یه تیغه ی دولبه هست این کله در ذهن افراد دو معنی میاره اگر بتونی با این کلمه روحیه خوب و افکار مثبت و جدید و انگیزه و اشتیاق ایحاد کنی که عالیه ولی اگر بگی من لاغر بشم که به بقیه نشون بدم من لاغر بشم که حال فلانی رو بگیرم برم فلان جا خودی نشون بدم هیچ نتیجه ای نمیگیرید.
چون ذهن ما بر اساس نیاز دیگران نمیتونه کارکنه ذهن ما در خدمت ما هست پس نمیشه بگی به خاطر همسرم به خاطر حرف مردم میخوام لاعر بشم یا بهش نمیرسی یا اگر برسی هیچ سود و منفعتی برات نداره مثل این هست که بگی قلب من برای فلانی میتپه این در حد حرف هست و لی درواقعیت قلبت برای خودت کار میکنه و این خنده دار هست .
ما باید این عحله کردن رو مهار کنیم در واقع ما به خاطر خیلی از فشارهای روحی و روانی و عصبی و حرف مردم و … هست که میخواییم عحله کنیم و لاغر بشیم ولی باید زمان رو بپدیریم و این جز ماجرا هست .
ما با وجود دورها زمان رو طی میکنیم بدون اینکه خیلی استرس و نگرانی داشته باشیم در واقع وقتی انگیره و اشتیاق داشته باشی این زمان طی میشه اما کمتر حسش میکنی چون حس و حالت خوب هست گذر زمان رو خیلی حس نمیکنی اما اگر احساست بد باشه زمان بهت فشار میاره و گذر زمان رو خیلی حس میکنی و تو خسته میشی
پس با احساس خوب در دورها گذر زمان رو خیلی حس نمیکنیم .
پس ما بعد از مدتی از شروع این دوره ها چون با تغییر اشتها و کمتر شدن ترس از خوردن و نداشتن حرص و ولع برای خوردن و … رو به رو میشیم و اینها رو حس میکنیم انگیزه و اشتیاق ما رو بیشتر میکنه که ادامه بدیم تا به هدف برسیم و با احساس خوبمون میتونیم بر چاقی غلبه کنیم و اون رو شکست بدیم .
پس مراقب این فکر متفی و فرمول اشتباه باشین و باید این پروسه ی زمان رو برای خودتون منطقی بکنید تا عجله نکنید و ما هیچ وقت در هیچ زمینه ای عجله نمیکنیم ولی در مورد لاغری میگیم نه باید دو هفته ای لاعر بشم یا یه ماه یا کمتر ما انتطار لاغری داریم چرا ؟چون در حال بد و استرس و نگرانی هستیم گدر زمان رو خیلی حس میکنیم.
ماباید با حال خوب این پروسه رو طی کنیم که گدر زمان رو حس نکنیم و ما باید مثال برنیم که این زمان خیلی طبیعی هست .اگر بخواهیم مثال بزنیم در خیلی چیزها در اطراف ما گذر زمان رو ما پدیرفتیم مثلا :یه خانم از وقتی که متوجه میشه باردار هست تا زمان به دنیا امدن فرزندش میدونه خیلی عالی باید ۹ ماه صبر کنه و هر عجله ای در این روند باعث میشه این پروسه به مشکلاتی بر بخوره پس کاملا زمان رو پدیرفته ایم .
یا وقتی سرما میخوریم میدونیم در حد یه هفته یا حالا کمتر و بیشتر زمان میبره تا ما خوب بشیم .یا ما اگر خیلی دقیق تو طبیعت نگاه کنیم میبینیم که یه روز ۲۴ ساعت و به عجله کردن نیست و این پروسه باید طی بشه و ما پدیرفتیم و یا هر فصل ۳ ماه هست و خوب این پروسه رو پدرفتیم و عجله نمیکنیم و یا در سفر کردن ما فاصله تا رسیدن به مقصد رو پدیرفتیم و خوب میدونیم باید فلان ساعت صبر کنیم تا برسیم و هیچ گله و شکایتی هم نیست .. و یا ما پذیرفتیم که نوزاد تا یه سالگی راه میره حالا کمی اینور اون ور ولی دیگه از روز اول که به دنیا اومد عحله نمیکنیم و پدیرفتیم این پروسه رو و یا خیلی چیزهای دیگه
پس در تمام جنبه های زندگی ما این پروسه ی زمان رو پدیرفتیم و هیچ عجله ای نمیکنیم اما در لاغری برای ما به خاطر آموزشهای اشتباه عجله کردن زیاد پیش میاد و ما رو ناامید و شکست خورده میکنه اما باید ما واقف باشیم این زمان رو بپدیریم
عجله کردن تنها موضوعی است که باعث مایوس شدن چاق ها از لاغر شدن میشه
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام
وقتی به خودم وتواناییهام وقدرت خدا ایمان آوردم دیگه عجله برام بی معنی شد توجه به تغییرات خوب رفتارهام باعث میشه که عجله کردن برام کمرنگ بشه من چندین سال تلاش کردم عادتهای اشتباهم رو ترک کنم ولی نمیشد وخودمو ناتوان میدیدم حالا به راحتی تونستم تغییر کنم وعادتهای که اذیتم میکرد دیگه تکرار نمیشه پس یعنی من میتونم به هدف ایده الم برسم ودیگه عجله ندارم چون نه محدودیت دارم نه از چیزی محروم هستم نه مجبور به کار ناخوشایندی هستم که بخوام ازش خلاص بشم پس با آرامش درمسیر میمونم وحتی بعد از کسب نتیجه هم دوست ندارم دوره رو ترک کنم ودوست دارم تا آخر عمرم ادامه بدم تابتونم خوب وعالی زندگی کنم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان ، سلام ، من برای یادگیری هر کاری مثل رانندگی ، شنا ، درس خوندن ، آشپزی ، خیاطی کردن ، دوره ای گذروندم و مدرک گرفتم اونموقع از خودم انتظار نداشتم که همه را خوب بلد باشم و به مهارت رسیده باشم به خودم میگفتم باید اینقدر تکرار کنم تا تو هر کدوم عالی بشم و براشون زمان تعیین نکرده بودم و هر کدوم را که بیشتر علاقه داشتم بیشتر تکرار کردم ، تو اون زمینه عالی شدم ، فقط تو زمینه لاغری من همیشه زمان تعیین میکردم و خیلی عجله داشتم که زود نتیجه ببینم و هر روشی که تبلیغ میشد که زود نتیجه میداد میرفتم سراغش ، مثلا حتما ۳ ماه قبل از عید با هر سختی که رژیم و ورزش یا قرص و دمنوش لاغری بود چند کیلو وزن کم میکردم و سایزم خوب میشد که بتونم راحت لباس بخرم و اینکه عید هرجا برم چاق و زشت نباشم ولی چه فایده تا اول اردیبهشت وزن و سایز کم شده بعد از یکماه برمیگشت و این کار هر سال من بود و یا برای عروسی خواهر و برادرهام هم این قصه تکرار میشد که قبل عروسی وزن کم میکردم و یکماه بعد از عروسی دوباره برمیگشت و من همون آدم چاق قبلی میشدم ، بعد از اینکه با لاغری با ذهن آشنا شدم برای اولین بار بود فهمیدم که برای لاغر شدن نباید زمان تعیین کرد ، مگه من برای چاق شدن زمان تعیین کرده بودم من به مرور و کم کم در طی چند سال چاق شدم ولی حالا برای لاغر شدن میخاستم تو زمان کوتاهی به اندام ایده آلم برسم بدون اینکه توجه کنم ذهنم نمیپذیره و جسمم باید چه مراحلی را طی کنه ، خدا را شکر تو دوره یاد گرفتم که صبور باشم از مسیر لاغری لذت ببرم و فکر زمان تعیین کردن را تو ذهنم پاک کنم و تقریبا این موضوع برام حل شده البته بعضی وقتا خانم منفی یک خودی نشون میده که زمان زیادی گذشته اما من بهش توجه نمیکنم و اونم خاموش میشه و چون دوره جذاب بود من اصلا نفهمیدم که چطور ۱۰ ماه گذشت در صورتیکه تو روشهای گذشته من هر روز را حساب میکردم و منتظر بودم که زودتر اون روش تموم بشه ، خدا را شکر میکنم که به این روش هدایت شدم که دلم نمیخاد هیچ وقت تموم بشه ، استاد از شما ممنونم که با آموزشهای خوبتون دغدغه زمان را از من گرفتید