تا حالا شده جلوی آینه وایستی، به شکمت نگاه کنی و یه صدای توی ذهنت بگه:
“اگه همینجوری پیش بره، خیلی چاق میشی!” 😰
خیلیها فکر میکنن این ترس باعث میشه آدم بیشتر مراقب خودش باشه و راحتتر وزن کم کنه. اما واقعیت چیز دیگهایه…
ترس از چاق شدن، دقیقاً همون چیزیه که داره بیشتر چاقمون میکنه! 😵💫
آره! باورش سخته ولی وقتی دائم از چاق شدن بترسی، ذهنت پر از نگرانی، اضطراب و فشار میشه.
💭 تصور کن هر بار که میخوای چیزی بخوری، یه حس گناه یا نگرانی همراهشه… این یعنی ذهنت توی حالت دفاعیه و به جای همراهی، داره باهات مقابله میکنه.
🧠 مغز ما وقتی میترسه، چیکار میکنه؟
وقتی یه سگ وحشی یهدفعه جلو پامون ظاهر میشه 🐕😱 یا صدای شدیدی میشنویم، مغزمون فوری یه زنگ خطر رو روشن میکنه!
این زنگ از یه جای کوچولو تو مغز به اسم آمیگدال شروع میشه و توی چند ثانیه، کل بدن رو توی حالت آمادهباش قرار میده 😳💥

ضربان قلب تند میشه، نفسهامون سنگینتر میشن، و یه نیروی پنهانی میگه:
“فرار کن! نجات پیدا کن!”
حالا این سؤال پیش میاد:
اگر مغز انقدر سریع و هوشمند به خطرها واکنش نشون میده، پس چرا وقتی میترسیم چاق بشیم، نه تنها جلوی چاقی گرفته نمیشه، بلکه چاقتر هم میشیم؟ 🤯
📌 اینجا یه نکتهی خیلی مهم وجود داره…
ترس از چاق شدن، مثل ترس از افتادن از یه پرتگاهه 😨 اما فرقش اینه که اون ترس فوری و فیزیکیه، این یکی طولانی و ذهنیه!
وقتی از چاق شدن میترسیم، به جای اینکه مغز بگه:
“اوووه! زود بپر کنار!”
میگه:
“تو الان تو خطر نیستی، ولی یه روزی ممکنه باشی!”
و این ترس مبهم، توی ذهن میمونه… میمونه… و میچرخه… 😖 هی بهش فکر میکنی
🍰 هی بیشتر غذا میخوری برای آروم شدن 💭 هی با خودت کلنجار میری که نکنه دیگه نتونم لاغر شم…
⚠️ واقعیت اینه که مغز ما به چیزی واکنش نشون میده که الان “وجود داره”
احساس بد = تمرکز روی چیزی که هست
احساس خوب = تمرکز روی چیزی که هنوز نیست ولی میخوای باشه 🌟
و چون ما بیشتر عادت کردیم به چیزی که هست فکر کنیم (مثلاً شکمم بزرگ شده، وزنم رفته بالا)، مغزمون هی همون حس بد رو تکرار میکنه، نه حس حرکت به سمت بهبودی رو.
✨ راه نجات چیه؟
باید تمرکز رو عوض کنیم… از: “نکنه چاقتر بشم؟” به: “چطور میتونم سبکتر، شادتر و آزادتر زندگی کنم؟” 🌈🧘♀️
اونوقته که مغز هم کمکم باهات هممسیر میشه، دیگه لازم نیست با ترس بجنگی، بلکه با “عشق به سبک زندگی جدیدت” جلو میری ❤️

🌪️ ترس از چاق شدن، یه مانع پنهان برای لاغر شدنه
اگه اضافه وزن داری، احتمالاً خیلی وقتها با این احساس درگیر شدی:
یه جور ناراحتی همیشگی، یه غصهی پنهون، یه صدای ذهنی که مدام تکرار میکنه:
«نکنه چاقتر بشم؟!» 😟
خیلی از ما هر روز با این فکرها زندگی میکنیم.
🧠 وقتی یه نفر یه جمله دربارهی چاقیمون میگه، ما اون جمله رو شاید صد بار توی ذهنمون تکرار میکنیم.
و اینطوری کمکم داریم یه تصویر ذهنی چاقتر و ناامیدتر از خودمون میسازیم…
- 📸 از عکس گرفتن فرار میکنیم
- 👗 لباس مورد علاقهمون رو نمیپوشیم
- 🎉 به مهمونی نمیریم
- 🍽 غذای مورد علاقهمونو با ترس و عذاب میخوریم
- 🧳 حتی سفر رفتن هم میتونه یه استرس جدید باشه…
🔥 حالا شاید بگی:
«ولی این ترس باعث شده انگیزه پیدا کنم که لاغر شم!» درسته! بعضی وقتا ترس میتونه یه فشار اولیه ایجاد کنه.
ولی یه مشکل بزرگ داره:
ترس، انرژیِ سنگینیه 😵 و وقتی از یه جای سنگین حرکت میکنی، خیلی زود خسته میشی، بریده میشی، و دوباره برمیگردی سر جای اولت…
🎯 حقیقت اینه که بیشتر آدمهایی که از ترس چاقتر شدن به سمت لاغری میرن، چون از همون اول توی حال بد هستن، نمیتونن ادامه بدن.
در واقع، اونا بیشتر دارن فرار میکنن از چیزی که هست تا اینکه حرکت کنن به سمت چیزی که میخوان.
برای اینکه لاغر شی، باید یاد بگیری که از اون حس بد فاصله بگیری و آرومآروم به سمتی توجه کنی که دلت میخواد بری…
به تصویر خودت با بدنی سبکتر فکر کن، به لباسی که همیشه دوست داشتی بپوشی، به حس راه رفتن راحت، تنفس سبک، خواب آروم… 😌🧘♀️
تا وقتی از احساس بد چاقی و ترس از چاقتر شدن رها نشی، لاغری فقط یه آرزوی دور باقی میمونه.

💥 ترس از چاق شدن، ترس از نگاه دیگرانه…
واقعیت اینه که خیلی وقتها، ترس از چاق شدن بهخاطر خودمون نیست… ما که بارها چاقتر شدیم، بارها در تلاش برای لاغری شکست خوردیم ولی باز بلند شدیم.
اما ترس واقعی ما، ترس از نگاه دیگرانه! 👀 ترس از اینکه چی فکر میکنن، چی میگن، چطور قضاوت میکنن…
هممون تجربه کردیم وقتی با استرس و نگرانی کاری رو انجام میدیم، یا خرابش میکنیم یا از فشار روانی له میشیم 😣
حالا فکر کن بخوای لاغر بشی ولی دائم ترس از چاق شدن همراهته… 👣 این ترس باعث میشه تو مسیر بارها لیز بخوری، زمین بخوری، خسته شی…
🔔 اما یادت نره: مسیر لاغری با ذهن باید با آرامش طی بشه، نه با استرس، نه با خودسرزنشی
برای همین لازمه ترس از چاق شدن رو از ذهن پاک کنیم 🧼🧠
با آگاهی، با تمرین، با ایمان.
🎧 تو فایل آموزشی «ترس از چاق شدن»، قدمبهقدم یاد میگیری:
- چطور این ترس رو بشناسی
- چه عواملی اون رو تشدید میکنن
- و مهمتر از همه: چطور از شرش خلاص شی!
مطمئنم اگه بارها گوشش بدی و با نیت تغییر بهش عمل کنی،
🛠 مهارتت تو شناسایی موانع ذهنی و پاکسازی اونها عالی میشه. و دیگه نه فقط از ترس از چاق شدن، بلکه از خود چاقی هم آزاد میشی! 🕊️💖
تو شایسته رهایی هستی، شایسته بدنی سالم و ذهنی آرام… همیشه 🌟



🧭 راهی برای رهایی از ترس از چاق شدن
همین الان، بالای این بخش تصویر سه نفر از شگفتیسازان رو دیدی — آدمهایی واقعی، درست مثل من و تو… 🌟
اونها هم یه روزی با ترس از چاق شدن دست و پنجه نرم میکردن.
از عکس گرفتن فرار میکردن، موقع خرید لباس دچار غم و استرس میشدن، و غذا خوردن براشون بیشتر از اینکه لذت داشته باشه، پر از عذاب وجدان و حس گناه بود… 😔
اما حالا چی؟ ✨
اون لبخندها، اون حس سبکبالی، و اون آرامش عمیقی که تو چهرهشون موج میزنه،
اتفاقی نیست، ساختنیه… 💫
🎓 این افراد با یادگیری روش لاغری با ذهن و شرکت در دورهی ورود به سرزمین لاغرها،
تونستن از شر اون افکار آزاردهنده خلاص بشن و با انگیزهای واقعی و حس خوب از درون،
قدمبهقدم در مسیر لاغری حرکت کنن…
بدون فشار، بدون اجبار، بدون رژیمهای خستهکننده!
و حالا وقتشه… نوبت توئه 💛
اگه از این همه کلنجار رفتن با ترس از چاق شدن خستهای… اگه نمیخوای هر بار جلوی آینه بایستی و با دلتنگی به خودت نگاه کنی…
اگه دلت میخواد یه بار برای همیشه با خودت، با بدنت، با تصویرت در آینه آشتی کنی و لاغر بشی، نه از ترس… بلکه از عشق به خودت ❤️
👣 پس اولین قدم رو بردار…
وارد سرزمین لاغرها شو — جایی که فضا فرق داره!
اینجا نه کسی تو رو قضاوت میکنه، نه مجبور میشی ادای آدم قوی رو دربیاری…
اینجا، آدمهایی هستن درست مثل تو که حس و حالتو درک میکنن، تو رو حمایت میکنن و با تو رشد میکنن 🌱
🟡 برای ورود به سرزمین لاغرها کلیک کن
✍️ تمرین آموزشی 📖 – رویارویی با ترس از چاق شدن
لاغری با ذهن سادهترین و موثرترین روش برای رسیدن به تناسب اندام است؛ اما یکی از موانع مهمی که تقریباً در ذهن همه افراد چاق وجود دارد، ترس از چاق شدن است. این ترس مثل دیو نامرئی، با احساسات منفی مثل شرمندگی، ناتوانی و قضاوت شدن ترکیب میشود و مسیر شما را کند میکند. 🧠💭
حالا زمان آن رسیده که به این ترس با آگاهی نگاه کنی و به کمک تمرین زیر، قدمی محکم برای رهایی از ترس از چاق شدن برداری. 🌈🌱
برای درک بهتر این مانع ذهنی و تقویت اشتیاق برای لاغری، پیشنهاد میکنیم متن را با دقت بخوانی، سپس تمرین را انجام بدهی و حتماً پاسخ خود را در بخش نظرات با ما و دوستانت به اشتراک بگذاری. 🤝✍️
❓ سؤالات تمرینی
- درک و برداشت شما از ترس از چاق شدن چیست؟
- آیا این ترس در ذهن شما وجود دارد؟ چه زمانی بیشتر آن را حس میکنید؟
- در گذشته ترس از چاق شدن چه مشکلاتی برای شما ایجاد کرده؟
- برای رهایی از این ترس چه تصمیمی گرفتهاید؟
- چقدر برای لاغر شدن اشتیاق دارید؟ درباره شوق رسیدن به اندام متناسب بنویسید. 🌟
- چه برنامهای برای تقویت این اشتیاق در خود دارید؟ آن را برای ما و دوستانتان توضیح دهید. 🎯
اگر از محتوای فایل آموزشی ایدهای برای تمرین دریافت کردی، حتماً آن را یادداشت کن و در بخش نظرات بنویس تا دیگران هم از تجربه تو بهرهمند شوند. 🤍📝
یادمان باشد: هر قدمی که با آگاهی و عشق برداریم، ما را از ترس از چاق شدن دورتر و به احساس آزادی نزدیکتر میکند. 💫💪
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.32 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسیر سوالاتی متر شده • ۱درک و برداشت شما از ترس از چاق شدن چیست؟من قبلن وقتی از جلوی آینه رد میشدم خودم رو در آینه می دیدم در سرم کلی زمه که تو خیلی چاق شده شکم وپلوهات نگاه کن ببین چقدر چاق هستن غذا زیاد می خوری وخیلی چیزهای دیگر که منو کلافه می کرد و استرس و اضطراب میامد سراغم من عصبانی مشدم و آینه رو چپ یا یه ملاف مزاشتم روش همیشه از ترس چاقی سراغ آینه نمرفتم دخترم می گفت مامان برو توی آینه خودت نگاه کن بش می گفتم تو آینه منی • ۲آیا این ترس در ذهن شما وجود دارد؟ چه زمانی بیشتر آن را حس میکنید؟اره در ذهن من وجود دارد چون وقتی لباس پوشیدن غذا خوردن مهمانی مسافرت یا عروس بیشتر مشد تا همچی خراب شود من برای عروسی دخترم بخاط لباس مجلسی سایز بزرگ خیلی اذیت شدم چون وقتی برای دوختن لباس نداشته ناراحت بودم تا رفتم یک شهره دیگری لباس خریدم • با کلی زحمت و دردسر ۳در گذشته ترس از چاق شدن چه مشکلاتی برای شما ایجاد کرده؟• برای رهایی از این ترس چه تصمیمی گرفتهاید؟به التی وزن زیادوترس از این که بیشتر چاق نشم شروع کردم به رژیم های سخت و طاقت فرسا ورزشهای سنگین تا وزنم رو کم کنم چون هم زانو درد کمر درد گرفتمیا وقتی داشتم به کارهای روزمره زندگی مپرداختم خیلی خسته ونفس نفس مزدم و اون کار رو رها می کردم ولی از وقتی که وارد سایت تناسب فکری شدم خیلی تغییر کردم درد پاهام خیلی کم شده احساسم حالم بسیار خوب هست ترس از چاق شدن ترس از مواد غذایی کم کم داره بهتر میشه دارم آموزش های رو ادامه میدم ودر مسیر قرار دارم • ۴برای رهایی از این ترس چه تصمیمی گرفتهاید؟تصمیم گرفتم که با ذهنم به صلح برسم ودوست شوم و آموزش را ادامهبدم در مسیری لاغری قدم بردارم وبرای خودم کاری انجام بدم هم احساس خوبی هم مسیرم ۵چقدر برای لاغر شدن اشتیاق دارید؟ درباره شوق رسیدن به اندام متناسب بنویسید. این قدر اشتیاق و شوقدارم که صبح باید اول کارهای لاغر را ا انجام بدم بعد به کارهای روزمره زندگی میرسم هر وقت دارم فایل گوش میکنم حالم احساسم خیلی خوب می شود حتی اگر مشکل یا ناراحت باشم و بهتر میتوانم به زندگیم برسم ۶چه برنامهای برای تقویت این اشتیاق در خود دارید؟برنامه ام این که به مسیرم ادامه بدم استمرار داشته باشم و عجله نکنم من الان با صد گام دارم خیلی خوب جلو میروم و الان حدود ۷تا۸کیلو کم کردم با عشق جلو میروم برای تقویت ذهنم بیشتر روی کار کنم فایل گوش کنم، تمرین کردن نوشتن و انتظاری لاغری از خودم داشته باشم و دوری ورود به سر زمین لاغری ا استفاده کنم من الان در فضای مجازی رو پاک کردم و بیشتر درحال آموزش تمرین نوشتن تفکر تجسم تصویر ساز هستم ۷مسیری لاغری با ذهن یک لیزی هست، که باید ما حواسمون باشه در سرازیر قرار نگیرم مواظب ذهن مخالفمون باشیم باید فکر ذهنمون رو از حرفهایی اطرافیان بردارم تا کارمون درست پیش برود واز استاد کمک بگیریم من خدا رو شکر همسرم و بچههام بام همکاری میکند و دارم آموزش های رو خوب ادامه میدم به امید روزهای بهتر برای همه دوستان هم مسیرم در پناه خدا
نشان های دریافت شده
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد محترم. همه دوستان هم مسیر
ترس از چاقتر شدن از خودم بگیرم شناخت موانع ذهنی برطرف کردن و حرکت راحتر به سمت لاغر لاغتر شدن هست
یی خبر خوب
صبح رفتم جلوی اینه با نگاه به خودم از ساخته خودم که خودم با کمک خدایی عزیزم ساختم لذت بردم که با نگاه تو اینه حسی عالی رو تجربه اول صبح قرار دادم شارژ انرژی خوب برای اول صبح لذت بخش هست کلی روزم من می سازه
ترس از نگاه ونظر مرور افکار دیگران کاهش دادم من خودم نیاز به لاغر شدن دارم چون و لاغری دوست دارم تحربه کنم توجه به دیگران رو کاهش دادم چون آموزش دیدم که افکارم کنترال کنم و یاد گرفتم افکار که حسم خراب میکنه کنترال کنم و فوری ازش خودم دور کنم و به افکار بهتر مرور کنم یی کاره که حالم خوب کنه وتوجه از افکار چاقی مرور با حس بد دیکه دنبال نگنم به یی کار یا فیلم یا کاره که حسم خوب کنه انجام بدم
افکار منفی رو من دنبال نکنم چون من حتما به زمین خواهد زد فشار افکار دیگران کارم کندتر میکنه فضایی ذهنی خودم ارام کردم با کمک خداوند همسرم و بچه ها واطرافم تغیبر خوب به سمت سوی خوبی رفته من سعی کردم فضا ذهنی خودم ارام نگه دارم
حالا نتیجه این عمل کرد خوبم هر روزم داره میشه لاغری اسون راحت ساده خودم اویل نمی دوستم کنترال افکار جه فایده داره ولی اطمینان داشتم حتما باید انجام بدم با تکرار فایل پاک سازی و تمرین کردن به مرور حسم خوب میکرد و انجام دادم و حالا تو این فایل نتیجه درک بهتر از کاری هست که من انجام دادم و وزن کم کردن خودم هدیه این عمل کرد درست خودم هست
اطمینان دارم که باید ادامه بدم که تجربه لاغری من با کم شدن وزن بیشتر با کفیتر بشه با استفاده دورهای خودم ومتحوایی سایت قبول کردم که به نتیجه خواهم رسید ونتیجه به من هدبه داده میشه به من هدبه داده میشه اطرافم هم خدا تغییر میده که اون تو زمان داره انجام میشه
فکری که من دنبال نکنم محکوم که نابودی شدن هست
من خودم تو مسبر چاقی یی کلمه ترس می شنیدم و هیج تفکیک نداشتم یی حس دورنی که اجازه حرکت از من می گرفت یی حس درد تو قبلم و استرس ناشی ازش من مجبور به عکس عمل میکرد
تو بخش چاقی این ترس داشتم نگرانی بودم ولی ترس از چاقتر شدن تو مسیر تناسب بهش بیشتر آشنا شدم
می دونستم که احتمال من چاقتر خواهم شد وبا نگاه تو اینه چون با تنفر همراه بود حس خودش نشون میداد
من برای اینکه اراین تنفر فرار کنم جلوی اینه خودم کمتر قرار می دادم و با پوشیدن لباس گران قیمت که افکار اطرافم بره سمت شکل قیمت لباس شاید از توجه به جاقی من کاسته بشه این یی گبج کردن افکارم بود یی گول زدن خودم که تو افکارم بهش بها میدادم ولی غافل از این که لباس گران قیمت حجم بدنم من که نمیتوان مخفی کنه تازه قیمت لباس هی بیشتر میشد باره دیکه همون لباس نمیتوانستم بپوشم اکه میشد با فشار زباد و اذیت همراه بود بعضی زمان اصلا با فشار اذیت بازم تنم نمیشد جون حجم بدنم از لباس بیشتر بود نمیشد بپوشم
وفتی وارد سایت شدم به این موضوع رسیدم تازه متوجه اون حس با ابعاد دیگه اون رسیدم و شروع به برطرف کردن شدم وزنم که شروع به کاهش کرد حس اطمیان از لاغر شدن کمی از این ترس کاست و من بهت باهش کار امد یی دورهای که حسم آنچنان خوب نبود این حس شروع کرد به خودنمایی اون روز متوجه نشدم با اگاهی درست وتغییر من دست منفی باف من بازتر شده از این مانع داره بهر میبره که من از مسیرم لیز بده اول خودم ارام کردم دوره تهیه کردم ادامه دادم که من خودم قویتر کنم برای موانع که تو مسیر جلوی راهم هست و به شکر خدایی عزیزم حالا تو وضعیت بهتری هستم این ترس خلی خوب کنترال میکنم واجازه خودنمایی بهش نمیدم
به یا دارم یی بار افرادی که اعتیاد رو ترک کرده بودن در باره وسوسه مصرف که تا اخر عمر باهشون هست طریقه دفع این وسوسه داشتن شرح میدادن من تعحب کردم گفتم خوب اینها که ترک کردن جرا وسوسه میشن که مصرف کنن اون زمان تحریک ها ذهن منفی باف بهش آشنایی داشتم ولی به این میزان تفکیک شده بهش آشنا نبودم که وفتی فرد تغیبر میکنه ذهن منفی باف ازهمین تغییر واکاهی تغیبر استفاده میکنه برای برکشت به مسیر قبلی ودل سرد کردن افراد برای ادامه ندادن
ما افراد که چاق بودیم و حالا داریم تو مسیر برکشت برای لاغری کار میکنم تمرین انحام میدیم دوره تهبه میکنیم سطح اطلاعات بالاتر میبریم درست همین وسوپسه طبق مسیر قبلی بخش منفی باف میخواد ازش بهر ببره ومن نا امید دل سرد کنه کار خودش به پیش ببره فقط باید توحه از این بخش با حس خوب برداریم و من یاد گرفتم وفتی روی احساسم دائم تو کار و تمرین باشم کمتر با این ترس برخورد دارم ایمان به هدایب خودم همیشه بهش توحه کنم این ترس قادر نیست من از پا دربیاره جون من به قدرتی بزرگتر از قدرتی خودم وصل حس می کنم
دل گرمتر به پیش میرم زمانی بود که این ارتباط با حالا خدا داشت بازم کمتر میشد حس کمی داشت بد میشد متوجه شدم این حس به خط نر مال اوردم و حسم رضایت از کارم و تمرین تجسم اگاهی کسب کردن نخور خوردن خودم هی حس رضایت عمل کردم برای خودم بیشتر بهتر مبینم پس این ترس از جاقتر شدن به حمد سپاس از خالقم ندارم اکه بیاد سریع من خودم ازش دور میکنم به افکار دیگه که حس خوب داره رو کردم تو اون بخش خودم حفظ میکنم و بهتر خودم مدیریت میکنم افکارم مدیریت و کنترال بهتری رو به اجرا میزارم
امید به مسیر و توحه به تغیبرات برای خودم هی بزرگ با شکوهترین کنم وازخوردن درست به ذهن ناخداکاهم بدم طریقه برطرف کردن من مدلش این شکلی هست تو نگاهم موفق بودم واین ترس خیلی زمان هست خیلی میزان کم و کمتر شد ومن شاد هستم که دارم با حس بهتر به پیش می ریم خدایا شکرت
خدا پشت وپناهتون هتون یا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام یکی ازموانع ذهنی ترس ازچاق ترشدنه زمانی مارژیم میگرفتیم ترس داشتیم ازچاق شدن هیچ وقت فکرلاغرشدن نداشتیم باهرلقمه ترس داشتیم نکنه چاق بشیم وموفق نمیشدیم رژیم رورها میکردیم فکرمیکردیم مانتونستیم رژیم رواجراکنیم ولی درروش ذهنی یادگرفتم ذهن ناخوداگاه هست که رژیم براش حالت تنبیه داره ولی روش دهنی حالت تشویق داره درطی مسیرخیلی لیزمیخورن ولی نبایدناامیدشدباید ادامه داد تابه اون اندام دلخواه رسید بایدبراخودمون ارزش قایل بشیم حس لیاقت بایدازدرون شروع بشه نگیم نه من لاغرنمیشم سوخت وسازبدنم پایینه یاچاقی توخانواده مارثیه همه اینانگرش ذهن چاقه ولی درروش ذهنی بمایاددادنه سوخت وسازپایینه نه چیزی لاغری ازذهن شروع میشه وروافکاربایدکاربشه اونم ازطریق اموزش ها وحل تمرینات واجراتکنیک ها اصلا نبایداین فکر توذهن تداعی بشه کع نظردیگران درموردما چیه مهم نیست ما باید به تلاش ادامه بدیم اخباروافکارمنفی رودنبال نکنیم حس وحال وبدنداشته باشیم قبلا رزیم میگرفتیم همه متوجه میشدن ولی درروش ذهنی کسی متوجه نمیشه ماچاقی روبایدتوذهن جستجوکردنه توبشقاب یک ذهن سالم تصویرسالم براجسم میسازه دراین روش نه رزیم داره نه ورزش بدون اینکه متوجه بشیم لاغرمیشیم همچی میخوریم بدون ترس نبایدبه اون سروصداهای ذهن توجه کرداون نجواروبااموزش ها میشه خاموش کرد افرادچاق زودگرسنه میشن چون ازبس رژیم گرفتن سطح هورمون گرلین پایینه وهمیشه بدن توفازقحعطی هست ودوست داره اون چربی ازدست داده روبرگردونه اونم باخوردن ها رزیم یجوراهرم سختی بودولی لاعری اهرم لذت ما تاناراحت میشدیم وخوشحال میشدیم پناه میبردیم به غذا اونویک مسکن موقت میدونستیم ولی مسکن دایم یادگیری لاغری باذهن هست عجله نداشته باشیم وزمان تعیین نکنیم هردفعه جلوایینه رفتیم خداروشکرکنیم ویک دعادرحق استاد الان راحت لباس دلخواه رومیپوشیم قبلا بایدلباس گشادمن خودم لباس سن بالاهارومیخریدم همیشه توحسرت لباس دلخواه بودم وحسرت اندام افرادمتناسب رومیخوردم ولی الان حسرتی نمیخورم افرادمتناسب ترس درذهن دارن ازخوردن ولاعرها نه تودهنشون افکارچاقی نه مرورمیکنن لاغری روبراذهن ناخوداگاه کوچیک کنیم هرروز یک تامی روبرا گوش دادن فایل وحل تمرین بزاریم اصلا رهانکنیم وناامیدنشیم گاهی لیزخوردیم ولی زوددوتادست روروزانوگذاشتیم ویاعلی گفتیم وادامه دادیم مسیررو
بنام خدا
ای که مرا خوانده ای راه رانشانم بده
سلام استاد ودوستان هم مسیر
گام ۴۶ترس از چاق شدن مانعی جدی برای کاهش وزن
درک وبرداشت شما از چاق شدن چیست؟ من باید این مانع راازذهن خودم بردارن تالاغری درجیم من نمایان شود تا وقتی این مانع درذهن من هست من نمیتونم لاغربشم
ایا این تری درذهن شما وجوددارد؟ چه زمانی بیشتر ان را حس میکنید؟ من قبلا خیلی زیاد ترس از چاق شدن داشتم اما الان خداراشکر کمتر شده
درگذشته ترس از چاق شدن چه مشکلاتی برای شما ایحاد کرده؟ تری، از چاق شدن اعتماد بنفس مرا پایین اورده وباعث چاقی بیشتر من شده وهر چه تلاش برای لاغری میمردم بی فایده بود
برای رهایی اراین ترس چه تصمیمی گرفته اید؟ من برای رهایی از ترس چاق سدن تصمیم گرفتم بالاغری باذهن پیش برن وتمرینات را خپب انجام بدم وفایلها را گوش گوش کنم واستمرار داشته باشم تاترس از چاق شدن را نداشته باشم
چقدربرای لاغرشدن اشتیاق دارید؟ درباره شوق رسیدن به اندام متناسب بنویسید. خیلی زیاد حتی نمیتونم تصورش را بکنم من خیلی زیاد اشتیاق لاغرشدن دارم وشوق ذوق رسبدن به تناسب اندام را دارم دوست دارم لاغربشم تا راحتتر نفس بکشم سالم وسلامت باشم موقع راه رفتن یا بالا وپایین رفتن از پله ها نفس نفس نزنم وسبک بشم ازاد باشم وبتونم لباسهای دلخواهم را بپوشم وهر جا برم براحتی راه برم وزود خسته نشم وشاد متناسب زندگی کنم وهمیشه شاد لاشم واز زندگی لذت ببرم
چه برنامه ای برای تقویت این اشتیاق درخود دارید؟ ان را برای ما ودوستان توضیح دهید. ترس از مپادغذایی را کنار بزارم چون همه مواد غذایی برای بدن ما لازم هست ونباید دیگه از مواد غذایی ترس داشته باشیم ودیگه از چاق شدن نترسیم ودیگه این جمله را تکرار نکنیم ودرلاغرشدن استمرار داشته باشیم واشتیاق وذوق وشوق لاغرشدن را داشته باشیم وهر وقت کرسنه بودم غذا بخورم وبالذت غذام را بخورم استرس ندلشته باشم
خدایاشکرت خدایا سپاسگزارم ممنون استاد از شما
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
خدایا شکرت که امروز هم فرصت حضور در این دوره رو دارم .
من رویای تغییر کردن دارم و با تمام توانم به خودم کمک میکنم رویام محقق بشه
من امروز میخوام درباره یه مانع ذهنی بزرگ حرف بزنم و باید آگاه باشم اگر من ا موانع رو تشخیص بدم و اونها رو برطرف کنم خیلی روان تر و ساده تر لاغر میشیم .
مانع ها چی هستند ؟؟ همان چیزهایی که در ذهنم باور کردم اونها نمیزارن من لاغر تر بشم مثلا من چون تحرکم کم هست چاقم یا من چون اشتهام زیاد هست چاقم یا من چون سوخت و سازم پایین هست چاقم و ….و یا من از هر چه بترسم اونم میتونه مانع رشد و پیشرفته من بشه مثلا اگر. بترسم لاغر بشم و صورتم زشت. بشه اون مانع تناسب من میشه یا اگر من بترسم که لاغر بشم ولی بدنم ضعیف بشه … و یکی از موضوعاتی که به راحتی مانع تناسب من میشه ترس از چاق تر شدن هست .
من اگر هر روز در این راه باشم و فایل گوش بدم و بنویسم اما بترسم که نکنه دوباره چاق بشم اون مانع لاغری من میشه من خودم خیلی از وقتها شده از دیدن اندامم در آینه یا از دیدن خودم در لباسهام ترسیدم و گفتم نکنه چاق تر بشم و مطمعنم همین روند لاعری من رو کند میکنه به جای ترس باید آرامش داشته باشم و با خودم و جسمم در صلح باشم و بگم این چربی ها ی اضافه مهمون ناخوانده ی جسم من هستند که به زودی با افکار و رفتار درستم در این مسیر از بین میرن و خودم رو آروم کنم و از وجود خودم لذت ببرم و اگر نمیتونم تا حد امکان در آینه نرم و در لباسها خودم رو چک نکنم که ترس نداشته باشم
فردی که میخواد لاغر بشه و ترس از چاقتر شدن داره این ترس طبیعی هست فقط باید بلد باشه بر اون ترس غلبه کنه و برای غلبه بر اون باید این افکار ترسناک رو کنترل کنه و به جاش افکار لاغری و ارامش بخش رو جایگزین کنه
ترس از چاق تر شدن خیلی از مواقع به خاطر ترس از دیگران هست .و به خاطر حرف اطرافیان هست و اینطور ما در راین راه لیز میخوریم .من نباید از چاق تر شدن بترسم و باید به خودم بگم من در این راه حرکت می کنم و در نهایت من به تناسب اندام میرسم پس هیچ اشکالی نداره اگر اون اوایلش چاق تر بشی چون اطمینان داری در راه درستی هستی و در نهایت نتیجه ی عالی رو می گیری
پس من باید اول اطمینان داشته باشم لاغری با ذهن اصولی ترین و درست ترین راه هست و بعد در اون قدم بردارم و بعد اگر کمی چاق شدم ترس نداشته باشم .چون مطمعن هستم اگر ادامه بدم لاغر میشم .
من زمانی که به این راه هدایت شدم واقعا به ابن راه اطمینان داشتم و اون رو راه الهی میدونستم. .
من هیچ وقت نگران حرف بقیه و نگاه بقیه و حتی همسرم نباید باشم . چون این ترس به خاطر بقبه هست باعث میشه ترس از چاقی بر من غلبه کنه و من صد در صد چاقتر بشم پس من نباید تحت تاثیر حرف بقیه باشم .پس من باید افکار خودم رو کنترل کنم و حواسم باشه چی رو مرور میکنم چون هر چی رو مرور کنم بهش میرسم پس نباید نگران حرف همسر و بقبه. باشم من اگر این راه رو قبول دارم با شجاعت باید بر اون ترس ها غلبه کنم
من نباید نگران چیزی باشم و به زور چیزی رو به دست بیارم اصلا این لاغری که خیلیا با زور و فشار به دستش میارن که ارزش نداره برای همین وقتی من وارد ابن راه شدم و خیلی اسان لاغری رو بدستش آوردم خیلی برام ارزشمند بود. و اون زمان که وارد این راه شدم چون انگیزه و اشتیاقم خیلی زیاد بود چقدر نتایج عالی وارد زندگیم شد .
اون زمان واقعا برام سخت بود رژیم و ورزش رو رها کنم وارد این راه بشم چون هیچ کس از اطرافیانم نبود که با این راه لاغر شده باشه تازه هر کس هممیفهمید میگفت چقدررتو ساده ای امکان نداره اینطوری لاغر بشی و من رو مسخره میکردن ولی من حاضر نبودم به هیچ وجه این راه رو ول کنم چون آرامش گرفته بودم و حالم خوب شده بود و کلی نتایج درونی داشتم که اصلا با گذشته ی خودم قابل مقایسه نبود و با همان نتایج اولیه ادامه دادم و در نهایت هم کلی لاغر تر شدم و کلی سایز کم کردم .
من اگر از درون تغییر کنم تمام بیرون من خود به خود تغییر میکنه پس نیاز نیست عوامل بیرونی رو تغییر بدم
ترس از چاق شدن رو باید زمین بزارم یعنی به خودم بگم من وارد یه راهی شدم که داره من رو آمورش میده و من با عمل به اونها لاغر میشم
من با اطمینان داشتن از این راه باید حرکت کنم و هرگز نباید به افکار منفی بال و پر بدم و گرنه اونها هی قدرنمند تر و بیشتر میشن .
فکری که تکرار نشود نابود میشود پس کافیه فقط چند روز ذهنم رو کنترل کنم و بعددمی بینم دیگه نمی اید و من به مسیرم ادامه میدم
من باید لاغری با ذهن رو باور کنم و باید ببینم هر جا که ناراحت میشم و بهم میریزم جه فکری دارم و اگر اونجا به آموزشهای این راه عمل کنم پس یعنی قبولش دارم
من ترس از چاقتر شدن رو در حال حاضر فقط وقتی که بیشتر از نیازم میخورم دارم یعنی همون نجوای منفی که به من میگه بخور چون خوشمزس چون زیاده چون اسراف نشه چون دوست داری و چون مجانی هست یا فقط یه امشبه و …وقتی به حرفش عمل کردم و خوردم و متوجه شدم نیاز جسمم نبود همون نجوای متفی سریع میاد میگه چرا خوردی الان چاق میشی یعنی متوجه شدم اگر میخوام از شر این افکار منفی رها بشم باید همیشه به اندازه نیازم عدا بخورم اینطور نه ترسی از چاقی بیشتر دارم نه نجوایی دارم و نه عداب وجدان دارم .
من باید به صدای فرشته ی درونم گوش کنم در اون حالت در زمان درست غذا میخورم و واقعا به اندازه میخورم و حالم خوبه و همیشه آرامش دارم و هیچ ترسی از چاقی در کار نیست و بیشتر امید و اطمینان دارم که می تونم لاغر بشم ..