تا حالا شده جلوی آینه وایستی، به شکمت نگاه کنی و یه صدای توی ذهنت بگه:
📍 این جلسه ادامه گام ۴۵ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
“اگه همینجوری پیش بره، خیلی چاق میشی!” 😰
خیلیها فکر میکنن این ترس باعث میشه آدم بیشتر مراقب خودش باشه و راحتتر وزن کم کنه. اما واقعیت چیز دیگهایه…
ترس از چاق شدن، دقیقاً همون چیزیه که داره بیشتر چاقمون میکنه! 😵💫
آره! باورش سخته ولی وقتی دائم از چاق شدن بترسی، ذهنت پر از نگرانی، اضطراب و فشار میشه.
💭 تصور کن هر بار که میخوای چیزی بخوری، یه حس گناه یا نگرانی همراهشه… این یعنی ذهنت توی حالت دفاعیه و به جای همراهی، داره باهات مقابله میکنه.
در این جلسه میآموزیم:
🧠 مغز ما وقتی میترسه، چیکار میکنه؟
وقتی یه سگ وحشی یهدفعه جلو پامون ظاهر میشه 🐕😱 یا صدای شدیدی میشنویم، مغزمون فوری یه زنگ خطر رو روشن میکنه!
این زنگ از یه جای کوچولو تو مغز به اسم آمیگدال شروع میشه و توی چند ثانیه، کل بدن رو توی حالت آمادهباش قرار میده 😳💥

ضربان قلب تند میشه، نفسهامون سنگینتر میشن، و یه نیروی پنهانی میگه:
“فرار کن! نجات پیدا کن!”
حالا این سؤال پیش میاد:
اگر مغز انقدر سریع و هوشمند به خطرها واکنش نشون میده، پس چرا وقتی میترسیم چاق بشیم، نه تنها جلوی چاقی گرفته نمیشه، بلکه چاقتر هم میشیم؟ 🤯
📌 اینجا یه نکتهی خیلی مهم وجود داره…
ترس از چاق شدن، مثل ترس از افتادن از یه پرتگاهه 😨 اما فرقش اینه که اون ترس فوری و فیزیکیه، این یکی طولانی و ذهنیه!
وقتی از چاق شدن میترسیم، به جای اینکه مغز بگه:
“اوووه! زود بپر کنار!”
میگه:
“تو الان تو خطر نیستی، ولی یه روزی ممکنه باشی!”
و این ترس مبهم، توی ذهن میمونه… میمونه… و میچرخه… 😖 هی بهش فکر میکنی
🍰 هی بیشتر غذا میخوری برای آروم شدن 💭 هی با خودت کلنجار میری که نکنه دیگه نتونم لاغر شم…
⚠️ واقعیت اینه که مغز ما به چیزی واکنش نشون میده که الان “وجود داره”
احساس بد = تمرکز روی چیزی که هست
احساس خوب = تمرکز روی چیزی که هنوز نیست ولی میخوای باشه 🌟
و چون ما بیشتر عادت کردیم به چیزی که هست فکر کنیم (مثلاً شکمم بزرگ شده، وزنم رفته بالا)، مغزمون هی همون حس بد رو تکرار میکنه، نه حس حرکت به سمت بهبودی رو.
✨ راه نجات چیه؟
باید تمرکز رو عوض کنیم… از: “نکنه چاقتر بشم؟” به: “چطور میتونم سبکتر، شادتر و آزادتر زندگی کنم؟” 🌈🧘♀️
اونوقته که مغز هم کمکم باهات هممسیر میشه، دیگه لازم نیست با ترس بجنگی، بلکه با “عشق به سبک زندگی جدیدت” جلو میری ❤️

🌪️ ترس از چاق شدن، یه مانع پنهان برای لاغر شدنه
اگه اضافه وزن داری، احتمالاً خیلی وقتها با این احساس درگیر شدی:
یه جور ناراحتی همیشگی، یه غصهی پنهون، یه صدای ذهنی که مدام تکرار میکنه:
«نکنه چاقتر بشم؟!» 😟
خیلی از ما هر روز با این فکرها زندگی میکنیم.
🧠 وقتی یه نفر یه جمله دربارهی چاقیمون میگه، ما اون جمله رو شاید صد بار توی ذهنمون تکرار میکنیم.
و اینطوری کمکم داریم یه تصویر ذهنی چاقتر و ناامیدتر از خودمون میسازیم…
- 📸 از عکس گرفتن فرار میکنیم
- 👗 لباس مورد علاقهمون رو نمیپوشیم
- 🎉 به مهمونی نمیریم
- 🍽 غذای مورد علاقهمونو با ترس و عذاب میخوریم
- 🧳 حتی سفر رفتن هم میتونه یه استرس جدید باشه…
🔥 حالا شاید بگی:
«ولی این ترس باعث شده انگیزه پیدا کنم که لاغر شم!» درسته! بعضی وقتا ترس میتونه یه فشار اولیه ایجاد کنه.
ولی یه مشکل بزرگ داره:
ترس، انرژیِ سنگینیه 😵 و وقتی از یه جای سنگین حرکت میکنی، خیلی زود خسته میشی، بریده میشی، و دوباره برمیگردی سر جای اولت…
🎯 حقیقت اینه که بیشتر آدمهایی که از ترس چاقتر شدن به سمت لاغری میرن، چون از همون اول توی حال بد هستن، نمیتونن ادامه بدن.
در واقع، اونا بیشتر دارن فرار میکنن از چیزی که هست تا اینکه حرکت کنن به سمت چیزی که میخوان.
برای اینکه لاغر شی، باید یاد بگیری که از اون حس بد فاصله بگیری و آرومآروم به سمتی توجه کنی که دلت میخواد بری…
به تصویر خودت با بدنی سبکتر فکر کن، به لباسی که همیشه دوست داشتی بپوشی، به حس راه رفتن راحت، تنفس سبک، خواب آروم… 😌🧘♀️
تا وقتی از احساس بد چاقی و ترس از چاقتر شدن رها نشی، لاغری فقط یه آرزوی دور باقی میمونه.

💥 ترس از چاق شدن، ترس از نگاه دیگرانه…
واقعیت اینه که خیلی وقتها، ترس از چاق شدن بهخاطر خودمون نیست… ما که بارها چاقتر شدیم، بارها در تلاش برای لاغری شکست خوردیم ولی باز بلند شدیم.
اما ترس واقعی ما، ترس از نگاه دیگرانه! 👀 ترس از اینکه چی فکر میکنن، چی میگن، چطور قضاوت میکنن…
هممون تجربه کردیم وقتی با استرس و نگرانی کاری رو انجام میدیم، یا خرابش میکنیم یا از فشار روانی له میشیم 😣
حالا فکر کن بخوای لاغر بشی ولی دائم ترس از چاق شدن همراهته… 👣 این ترس باعث میشه تو مسیر بارها لیز بخوری، زمین بخوری، خسته شی…
🔔 اما یادت نره: مسیر لاغری با ذهن باید با آرامش طی بشه، نه با استرس، نه با خودسرزنشی
برای همین لازمه ترس از چاق شدن رو از ذهن پاک کنیم 🧼🧠
با آگاهی، با تمرین، با ایمان.
🎧 تو فایل آموزشی «ترس از چاق شدن»، قدمبهقدم یاد میگیری:
- چطور این ترس رو بشناسی
- چه عواملی اون رو تشدید میکنن
- و مهمتر از همه: چطور از شرش خلاص شی!
مطمئنم اگه بارها گوشش بدی و با نیت تغییر بهش عمل کنی،
🛠 مهارتت تو شناسایی موانع ذهنی و پاکسازی اونها عالی میشه. و دیگه نه فقط از ترس از چاق شدن، بلکه از خود چاقی هم آزاد میشی! 🕊️💖
تو شایسته رهایی هستی، شایسته بدنی سالم و ذهنی آرام… همیشه 🌟



🧭 راهی برای رهایی از ترس از چاق شدن
💡 اگه میخوای این ترس رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم مدیریت کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ در ادامه هم توی گام ۴۷ سراغ «سبک زندگی لاغری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.34 از 95 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

بنام خدای مهربان
سلام استاد ودوستان هم مسیر
گام۴۶
من هر بار که میخواهم چیزی بخورم یه حس گناه یا نگرانی همراهش هست این یعنی ذهنم توی حالت دفاعیه وبه جای همراهی داره باهام مقابله میکنه وقتی یه سگ جلوی پامون ظاهر میشه یا صدای شدیدی مشنویم مغزمون فوری زنگ خطر را روشن میکنه این زنگ خطر از یه جای کوچولو تومغز به اسم امیگوال شروع میشه وتوی چند ثانیه کل بدن روتوی حالت اماده باش قرار میده ضربان قلب تند میشه نفسهامون سنگین میشن ویه نیروی پنههانی میگه فرار کن نجات پیدا کن اگر مغز انقدر سریع وهپشمند به خطرها واکنش نشون میده پپس چرا وقتی میترسم چاق بشم نه تنها جلوی چاقی کرفته نمیشه بلکه چاقتر هم میشم ترس از چاق شدن مول ترس از افتادن از یه پرتکاهه اما فرقش اینه مه اون ترس فوری وفیزیکیه این یکی طولانی وذهنیه وقتی از چاق شدن میترسم به جای اینکه مغز بگه زود بپر کنار میگه توالان تو خطر نیستی ولی یه روزی ممکنه باشی واین ترس مبهمتوی ذهن می مونه ومیچرخه هی بهش فکر میکنم وبیشتر غذا میخورم برای اروم شدن با خودم کلنجار میرم که نکنه دیگه نتونم لاغربشم واقعیت اینه که مغزمن به چیزی واکنش ننشون میده که الان وحود داره احساس بد=تمرمز ذوی چیزی که هست
احساس خوب=تمرمز روی چیزی که هنوز نیست ولی میخوام باشه
وچون من بیشتر عادت کردم به چیزی که هست فکر کنم مثلا شکمم بزرگ شده وزنم بالا رفته مغزم هم همون حس بد را تمرار میکنه نه حس حرکت به سمت بهبودی را وباید تمرکز را عوض کنم از نکنه چاقتر بشم به چطور میتونم سبکتر شادتروازادتر زندگی کنم اون وقت مغزهم کم کم باهام هم مسیر میشه دیگه لازم نیست باترس بجنگم بلکه باعشق با سلک زندگی جدیدم جلو میرم وقتی یه نفر یه جمله درباره چاقی من میگه من اون جمله را شاید صدبار توی ذهنم تمرار نیکنم واینطوری کم کم دارم به تصویر ذهنی چاقتر وناامبدتراز خودم میسازم از عکس گرفتن فرار میکنم لباس مورد علاقه ام را نمی پوشم به مهمونی نمیرم غذای مورد علاقه ام را با ترس وعذاب میخورم ولی ترس باعث شده انگیزه پیدا کنم که لاغربشم یه فشار اولیه ایجاد کنه ولی یه مشکل بزرگ داره ترس انرژی سنگینه ووقتی از یه جای سنگین حرکت میکنم خیلی زود خسته میشم بریده میشم ودوباره برمیگردم سر جای اولم برای اینکه باید یاد بگیرم لاغربشم بایداز حال بد وحس بد فاصله بکیرم واروم اروم به سمتی توجه کنم که ذلم می خواد برم من به بدنی سبکتر فکر مبکنم به لباسی که همیشه دوست داشتم بپوشم به حس راه رفتن نفس سبک وخواب ارام تا وقتی از احساس بد جاقی وترس از جاقتر شدن رها نشده لاغری فقط یه آرزوی دور باقی می مانه وقتی تصمیم بگیرم مه روی لاغری تمرکز کنم حتی اگه هنوز توی واقعیت نباسه اون وقت دارم مسیر را درست میرم با حس خوب ارامش انگیزه ای که از درون می جوشه ما خیلی وقتها ترس از چاقشدن به خاطرخودمون نیست ما بارها چاق شدیم بارها تلاش برای لاغرسدن شکست خوردیم ولی باز بلند شدیماما ترس واقعی ما ترس از نکاه دیگران هیت ترس از اینکه چی فکر میکنن چی میگن چطور قضاوت می کنن من وقتی می خوام لاغربسم دائم ترس از چاق شدن همراهم هیت این ترس باعث میشه تو مسیر بارها لیز بخورم زمین بخورم خسته بشم اما مسیر لاغری باذهن باید با ارامش طی بشه نه با استرس نه با خودسرزنشی وبرای همین لازمه ازچاق شدن را از ذهن پاک کنیم با اگاهی وتمرین با ایمان قدم به قدم پیش میرم من شایسته رهایی هستم بدنی سالم وذهنی ارام برای همیشه هستم
۱من عادت کردم به چیزی فکر کنم مثلا شکمم بزرگ شده وزنم بالا رفته ومغزم هم همون خس بد را تکرار کنه نه حس حرکت به سمت بهبودی را وباید تمرکزم را عوض کنم باید به اینکه بگم نکنه چاقتر بشم بگم جطوری میتونم سبکتر بشم شادتر بشم وارامترزندگی هر وقت جلوی اینه برم دیگه از چاقی خودم نترسم واون وقت مغز من با من هم سو میشه ودیگهبا ترس نمی جنگم بلکه باعشق با سبک زندگی جدیدم جلو میرم
۲بله هنوز وجود داره اما مثل قبل قوی نیست وباید من کلا این ترس را ازذهنم پاک کنم من نباید دیگه مثل قبل از غذاه بترسم از چاق شدن نترسم ازنگاه دیگران نترسم از قضاوت شدن نترسم از اینه نترسم از مهمانی رفتن نترسم از عمس گرفتن نترسم دیگه از خوردن غذای مورد علاقه ام نترسم وبا ارامش جلو برم
۳درگذشته ترس از چاق شدن مسکلات زیادی برای من داشت راه رفتن برام یخت بود کمر درد زانودرد داشتم نمی تونستم لبایهای مورد علاقه ام را بپوشم نمیتونستم کارهای خودم را بدون مشکل انجام بدم همیشه مجبور بودم رژیم بگیرم وزش کنم پباده روی کنم تا بتونم وزن را پایین بیارم وهمیشه خسته بودم استرس داشتم ولی از وقتی اینجا هستم احساسم خوب شده حالم بهتر سده ارامش دارم ترس از غذا ها ندارم دیکه مثل قبل از غذا خوردن نمیترسم دبگه از اینه فرار نمیکنم من این مسیررا ادامه میدم وبه تناسب اندام میریم چون من لایق بهترین ها هستم
۴تصمیم گرفتم خودم را دویت داشته باشم دبگه از خودم متنفر نباشم باذهنم دوست بشم با خودم وبدنم اشتی کنم با خودم وذهنم به صلح برسم واموزشها را ادامه بدم واگه خسته شدم یکم استراحت کنم بعد بازهم ادامه بدم وهر روز یه قدم کوچک بردارم وهر روز تمرین کنم ایتمرار داشته باشم وفقط این مسبر را ادامه بدم تا به نتیجه برسم وهر روز یه کار برای لاغرسدن خودم انجام بدم
۵من برای لاغرشدن خیلی اشتیاق دارم ودر زندگی اولویت من لاغرشدن هست من نیخواهم فقط روی لاغری کار کنم ههر روز فایل ها را گوش کنم تمرینهایم را انجام بدم من هر وقت در یایت هستم خالم خوبه ارامش دارم من شوق خریدن لباسهای اسپورت دارم شوق ازادی دارم شوق رهایی دارم شوق سبکبالی دارم ومیخواهم که زود خسته نشم بیمار نشم
۶من باید فقط مسیرم را ادامه بدم وبه هیچ چیز فکر نکنم اگر وزنم هم کم نشده نا امیدنشم فقط ادامه بدم وعجلخ نکنم وتمرین تکرار کنم باید هر رپز فایل گپش کنم تمرین کنم نوشته ها را بخونم واز خودم انتظار لاغرشدن داشته باشم وهر روز بهتر عمل کنن وهر روز بهتر از دیروز باشم باورهای لالری را درذهن جا بدم هر روز عکس شگفتی سازان را ببینم وانگیزه ام بیشتر بشه
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استادازشما
همگی در پناه الله مهربان
به نام یگانه خالق هستی
سلام و عرض ارادت به استاد عزیز
ترس از چاقی
از وقتی که به این مسیر هدایت شدم و تحت آموزشهای استاد قرار گرفتم درسهای بسیاری آموختم
آموختم دیگه از چاقی نترسم چون همین ترس از چاقی باعث لیز خوردنم در این مسیر میشود
با خود میگویم گیرم در اوایل این مسیر کمی هم چاق شوم مسئله ی مهمی نیست
در مدت چهل سال که چاق بودم اینقدر پیش اومده بود که کیلو کیلو چاق شم حالا هم اگه پیش بیاد نمیترسم
نه!!!راستش میترسم…
اما …نباید بترسم چون من تازه راه آسان لاغری با ذهن رو دریافتم
نمیدونم چقدر باید خدا رو سپاس بگویم که منو به این مسیر هدایت کرد
در این راه فهمیدم اشکال از بشقاب نبود اشکال از ذهنم بود که من اینقدر چاق شدم
ترس از چاقی هم یکی از موانع لاغری است
مسیر لاغری با ذهن یک مسیر با ارامش است و نباید استرس داشته باشیم خود همین استرس ما رو بر میگرداند به پر خوری عصبی و وقتی می ترسیم از اینکه چاق شیم همین ترس باعث چاقی ما میشه
چقدر زیبا استاد این ترس رو برای ما توضیح دادند
ریشه این ترس هم معمولا در خود ما نیست
ما میترسیم که دیگران چگونه ما رو قضاوت میکنند
استاد ماجرای ترس از چاقی خودشون چقدر بی پیرایه و بسیار واضح توضیح دادند و خیلی جالب که خودشون هم در آخر گفتن خیلی خوب این ترس رو توضیح دادند
یه ضرب المثل هم داریم که میگه از هرچی بترسیم آخرش همون سرمون میاد
این ضرب المثل گویای همین حقیقت است
نشان های دریافت شده
عرض سلام و وقت بخیر
در فایل ترس از چاقی حضرت استاد چند سوال به عنوان تمرین مطرح کردن …
من در حال حاضر چاق نیستم و شکر خدا هر روز دارم لاغرتر میشم چون مسیرم درسته من همون آدمِ چاقی ام که سالها با این “ترمزِ دستیِ کشیده” زندگی کرده. من همونم که سالها توی “غربتِ چاقی” بوده و حالا نشسته پایِ حرفای استاد.
—■ ۱. درک و برداشت من از «ترس از چاق شدن» چیه؟
به نظرم این ترس، مثل یه سایهی سیاه و سنگینه که همهجا باهام بود . درکِ من اینه که این ترس اصلاً ربطی به «سلامتی» نداره؛ این ترس در واقع «ترس از قضاوت و تمسخرِ بقیه»** است. یعنی من از خودِ چربی نمیترسیدم از اون نگاهِ عاقلاندرسفیهِ خاله و عمه و رفیق میترسیدم که وقتی من رو می دیدن ، انگار دارن یه آدمِ بیاراده و شکستخورده رو برانداز میکنن. این ترس، یه ترمزِ دستیه که نمیذاره تو مسیرِ لاغری تختگاز بریم.
■ ۲. آیا هنوز این ترس تو ذهنم هست؟ کی بیشتر حسش میکنم؟
، مگه میشه هنوز نباشه؟ هست ولی با درجات خیلی پایین تر ….وقتی حس میکنم دکمهی شلوارم یه کم سفت شده یا اون دامن سایز ۴۸ که گاهی امتحانی می پوشمش و انتظار دارم بشه ۴۶ می بینم تغییر نکرده ، این غولِ ترس بیدار میشه. بیشترین زمانش هم همونوقتیه که میخوام توی جمع ظاهر بشم؛ همش نگرانم که نکنه بگن: «ای وای، این باز که چاقتر شدی » یا وقتی شوهرم با یه نگاه خاصی نگام میکنه، بندِ دلم پاره میشه که نکنه دیگه دوسم نداشته باشه.
■ ۳. این ترس در گذشته چه بلایی سرم آورده؟
این ترس من رو انداخته بود توی یه دایرهی باطل! چون میترسیدم چاقتر بشم، استرس میگرفتم؛ وقتی استرس میگرفتم، بدنم میرفت روی حالتِ ذخیرهی چربی و بدتر از اون، برای آروم کردنِ خودم پناه میبردم به خوردن! این ترس باعث شد بارها رژیمبگیرم و بعد با سر بخورم زمین. و از خودم نا امید بشم …
■ ۴. برای رهایی کامل از این ترس چه تصمیمی گرفتم؟
تصمیم گرفتم به قول استاد، ترمزِ دستی رو بخوابونم و بگم: به درک!» «اصلاً بذار چاقتر بشم! اگه قراره کسی به خاطرِ سایزم من رو نخواد و نمونه همون بهتر که نمونه.» تصمیم گرفتم دیگه به ترازو باج ندم. تصمیم گرفتم بهجای اینکه نگرانِ نگاهِ همسرم یا بقیه باشم، فقط و فقط روی «آرامشِ ذهنِ خودم» تمرکز کنم. چون فهمیدم تا وقتی نترسم، کسی نمیتونه من رو بترسونه.
■۵. چقدر برای لاغر شدن اشتیاق دارم؟ (تصویرِ اندام متناسب)
: ، شوقِ من مثلِ شوقِ یه پرندهایه که سالها توی قفسِ چربی زندانی بوده و حالا درِ قفس باز شده. من تشنهی اون لحظهای هستم که با یه تیشرتِ ساده، بدونِ اینکه نگرانِ بیرون زدنِ شکمم باشم، با اعتمادبهنفس راه برم. شوقِ من، شوقِ سبک شدنه؛ شوقِ اینکه وقتی کمی تند راه میرم، یا از پلکان بالا میرم صدایِ نفسنفس زدنم رو نشنوم. شوقِ خریدنِ اون لباسی که سالها پشتِ ویترین بهش زل میزدم و فکر میکردم واسه من نیست. اون اندامِ متناسب واسه من یعنی «آزادی».
■۶. چه برنامهای برای تقویت این اشتیاق دارم؟
برنامهام اینه که خودم رو توی حال و هوای سایت و دریای فایلهای استاد غرق کنم. ■ – هر روز زبالههای ذهنیم رو بریزم روی کاغذ تا ذهنم سبک بشه.-■گوش دادنِ مدام……..:فایلها رو مثلِ اکسیژن مصرف کنم تا «لهجهی سرزمینِ لاغرها» رو یاد بگیرم.-■ دیدنِ موفقیتها:……هر روز برم کامنتِ بچههای شگفتیساز رو بخونم تا به خودم یادآوری کنم که: ! ببین، اگه اونا تونستن، تو هم میتونی.»
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
نشان های دریافت شده
سلام استاد وقت بخیر
وقتی که خوب فکر می کنم قبول می کنم تایید می کنم که ترس از خوردن نام و عنوان دیگه ای از ترس چاق تر شدنه
من مطمئنم اگر این ترس بریزه و به اندازه نیاز بخورم براحتی لاغر میشم
به گمانم دوره پیشرفته پاکسازی چاقی ذهن روی ترس از خوردن خیلی کار میشه … درسته ؟
سلام و درود
دقیقا همینطوره
نشان های دریافت شده
استاد سلام از لایک شما بسیار ممنون و سپاسگزارم
وقتی می بینم حتی در شرایط جنگی و بمب و موشک باز هم می آیید به دیدگاهها سر می زنید لایک می دید و نظارت می کنید خیلی جای خوشحالی و تشکر داره شما به من این درس رو می دید که تحت هر شرایط به محض اینکه فرصتی گیرم می آد حتی در مهمانی ها یا آمدن مهمان و یا هر کار دیگه بیام و دیدگاه بنویسم و روی ذهنم کار کنم تا به نتیجه نهایی برسم ..
در این روزهای سخت و جنگی می آم و فایل گوش میدم خلاصه می کنم بیانات ارزشمند شمارو نکات کلیدی رو بیرون می کشم ودر حد فهم خودم تحلیل می کنم و به عنوان دیدگاه به بخش نظرات می فرستم بهانه ای میشه که در هر فرصت و زمان بیام به بخش تمرینات ناحیه کاربری سر بزنم ببینم شما کی می آیید لایک کنید و مدال بدید و اینجوری خیالم راحت میشه که الحمدلله صحیح و سلامتید خدارو شکر
نشان های دریافت شده
■سلام بر استاد عزیز
■ سلام به دوستان متناسب هم مسیر…..
■عنوان این فایل : ترس از چاقی ممنوع
■■■■■■■■■■■■
خلاصه درس
استاد قشنگ دست گذاشت رو نقطهضعف همهمون؛ همونجایی که سالها بهمون گفتن «اراده نداری» یا «کمتر بخور» و هیچکس نفهمید ۲۰ سال جنگیدن یعنی چی. اما دمِ این سایت گرم! اینجا کسی بهت نمیخنده. اگه یکی میاد ۷ هزار کلمه از دردهاش مینویسه، واسه اینه که بالاخره یه «آغوش امن» پیدا کرده. ما اینجا همه همزبونیم و این یعنی فرکانس کلِ گروه داره میره بالا. اینجا هیچکس غریبه نیست
■ استاد نوید داد که به زودی کلی آدمِ جدید میان که با همین ذهن، معجزه کردن. فقط شرطش اینه که «قدمبهقدم» بیای و عجله نکنی. این مسیر واسه همه جواب میده، چون قانونِ خداست، نه قرص و دوا!
استاد میگه اگه مدام میترسی شوهرت یا اطرافیانت بگن چقدر چاق شدی، داری با ترست به اونا «پالس» میدی که بیان همین حرف رو بهت بزنن! راهکارش چیه؟ بیخیالیِ محض! یه بار تو دلت با شجاعت بگو: «اصلاً بذاراز چشم بیفتم! اگه قرار بود این زندگی به یه سایز بند باشه، همون بهتر که نباشه!» وقتی اینجوری بندِ نافِ وابستگی رو پاره کنی، ترست میریزه و معجزه میشه: رفتارهای همسرت هم خودبهخود عوض میشه، بدون اینکه حتی یه کلمه باهاش بحث کنی.
■ با کسی کلکل نکن، فقط سکوت…
■ اشتباه بزرگ ما این بود که تا یکی مسخرهمون میکرد، میخواستیم ثابت کنیم داریم تلاش میکنیم. استاد میگه: «دفاع نکن، فقط تمرکز کن.» انرژیت رو واسه توضیح دادن به بقیه هدر نده؛ بذار نتایجی که به زودی میگیری، خودش جوابِ همهشون رو بده.
■ ۵. ترس، ترمزِ دستیِ لاغری
■ یه مانع مخفی داریم به اسم «ترس از چاقتر شدن». تا وقتی ذهنت درگیر این باشه که «نکنه بدتر بشم»، نمیتونی روی لاغری تمرکز کنی. ترس و اشتیاق با هم یکجا جا نمیشن!
■ یه نکته فنیِ:
■ چاقیِ ما یه شبِه نیومده که یه شبِه بره. یه کم زمان میبره تا این شیبِ چاق شدن صاف بشه و بعد بیفته رو دورِ لاغری. پس اگه روزای اول ترازو تکون نخورد، هول نکن. تو فقط مطمئن باش مسیری که انتخاب کردی درسته، بقیهاش رو بسپار به زمان.
■ وقتی میگیم «ترس، ترمزِ دستیِ لاغریه» میفهمیم ریشهی مشکل کجاست، در حقیقت نصفِ راه رو رفتیم.
■من آماده ام که ترمز دستی رو بخوابونیم و با خیال راحت، بدونِ ترس از حرفِ این و اون، تو مسیرِ لاغری «تختگاز» بریم؟
■ لاغری زور زدن نمیخواد، «محیط» میخواد!**استاد میگه لاغری اصلاً شبیه رژیم و ورزش نیست که با جنگ و جدال پیش بره. مثل اینه که تو مهاجرت کنی به یه کشورِ دیگه؛ بعدِ یه مدت، لحن و رفتارت «خودبهخود» عوض میشه. گوش دادن به این فایلها هم یعنی **مهاجرت به سرزمین لاغرها**. تو فقط تو این فضا بمون، مغزت خودش کدهای بدنت رو طبق محیطِ جدید بازنویسی میکنه.
■ ایمان یعنی «عمل»، نه ادعا
■ استاد میگه ادای «من مطمئنم» رو درنیارید! اگه واقعاً اطمینان داری که این مسیر درسته، این اطمینان توی **عملت** معلوم میشه. یعنی چقدر برای تمرین نوشتن وقت میذاری؟ چقدر از کارهای بیهوده میزنی تا توی سایت باشی؟ اطمینانِ واقعی یعنی همین وقت گذاشتنها.
■ . ترمزِ دستی رو بکش (ترس ممنوع!)
■ بزرگترین مانع ما، «ترس از چاقتر شدنه». وقتی میترسی، انگار داری به بدنت دستور میدی چربیها رو سفت نگه داره. جالبیش اینجاست که ۹۹ درصدِ این ترس هم به خاطر قضاوتِ دیگرانه، نه خودمون!
■ استاد میگه خیلی از خانمها چون میترسن همسرشون ترکشون کنه یا از چشمش بیفتن، مدام پالسِ ترس میفرستن. وقتی میترسی، ناخودآگاه به همسرت پالس میدی که بیاد ازت ایراد بگیره. استاد میگه شجاع باش و تو دلت بگو: «اصلاً بذار از چشمش بیفتم! بذار بره!» وقتی اینجوری بندِ نافِ وابستگی رو پاره کنی، ترس میریزه و معجزهوار میبینی رفتارِ همسرت هم عوض میشه.
■ توبه یعنی آشتی با خود
■ توبه یعنی از مدارِ «اه چقدر چاقم، چقدر بدم» بیای بیرون و وارد مدارِ «آرامش» بشی. وقتی با خودت آشتی کنی و فرکانست خوب بشه، بدن شروع میکنه به چربیسوزی.
■ اینکه میگیم از دردهات بنویس، واسه غصه خوردن نیست؛ واسه اینه که ظرفِ ذهنت رو از آشغالهای قدیمی خالی کنی تا جا واسه باورهای خوشگلِ لاغری باز بشه.
■ یادت باشه تغییراتِ ذهنی از همین ثانیه شروع شده، اما واسه اینکه توی آینه و روی ترازو خودشو نشون بده، ۶ ماه تا ۱ سال استمرار لازمه. پس اگه وزنت ثابت موند، هول نکن؛ این فقط یه نوسانِ گذراست و تو توی مسیرِ درستی. اگه ۶ ماه یکسال گذشت لاغر نشدی یک دلیل مهم داره اونم استمرار نداشتنه پاک نشدن ذهن از ویروسهای چاقیه
■ . عجله نکن، بدن یه کم زمان میخواد:
■ استاد خیلی رک و راست آب پاکی رو میریزه روی دستمون؛ تغییرات از همین ثانیه توی ذهنِ تو شروع شده، اما واسه اینکه بدنت خودش رو با این فکرای جدید هماهنگ کنه و سایز کم کنی، معمولاً ۶ ماه تا ۱ سال زمان لازمه. پس صبور باش و استمرار داشته باش. قرار نیست یه شبه معجزه بشه، قراره یه عمر راحت و با لذت زندگی کنیم.
**ختم کلام:**کلِ این جلسه و این آگاهیها، تزریق «آمپولِ آرامش» بود. همهاش واسه اینه که ترمز دستیِ استرس رو بکشیم پایین و با خیال راحت توی مسیر بمونیم. وقتی استرس نباشه، تناسب اندام خودش میدوه دنبالمون ….
■ هر وقت حس کردی داری نگران میشی یا حرفِ کسی اذیتت کرد، کافیه یه نگاه به همین خلاصهها بندازم تا یادم بیاد که الان توی «سرزمینِ لاغرها» هستم و همهچیز داره عالی پیش میره.
《 پایان 》
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد گرامی ….
من الان مطلبی به ذهنم رسبد وقتی صحبت از ترس از چاقی یا چاقتر شدن میشه این یک روی سکه است روی دیگرش ترس از خوردنه ….
چون ما معمولا علت چاقیمونو از خوردن می دونیم خوردن = چاقی پس از خوردن می ترسیم خصوصا از بعضی از خوراکی ها مث شکر و شیرینی ها…..چرا این ترس چاقترمون می کنه ؟ چون ذهن حفظ بقای مارو در اولویت خودش داره ذهنما قوی و هوشیاره وقتی از خوردن می ترسیم میگه نکنه این اون مقداری که نیاز هست رو هم نخوره به من نرسونه به قول معروف دستمو در حنا بگذاره پس بهتره برای احتیاط هم که شده این چربی هارو سفت بچسبم بهش اگه خیلی کار گیر پیدا کرد ازش استفاده کنم یواش یواش به قند تبدیلشون کنم کار اندامهای حیاتی رو راه بندازم نکنه این بیفته بمیره …
پس بهتره روی ریشه های ترس از خوردن خیلی کار کنیم … امیدوارم پول خوبی سمتم بیاد بتونم پاکسازی پیشرفته ارو هم از شما خریداری کنم تا گامی بلند جهت تناسب ذهنی بردارم … چون این دوره اختصاصا روی ترس از خوردن کار می کنه ..
استاد از،شما بی نهایت سپاسگزارم و خدارو بخاطر وجود ارزشمندت شکرگذارم …
نشان های دریافت شده
سلام جواب سوال اول این ترس ازچاق شدن برمیگرده به دوران چاقی ورژیم این نگرش همیشه بوده وچقدرصربه هازده وفردچاق برادفاع ازخودش میگفته چاقیم ارثیه ،کم تحرکیه ،سوخت وسازبدنم پایینه مامیومدیم رژیم میگرفتیم امیدبه لاغرشدن نداشتیم بیشترچاق میشدیم نسبت به غذاهاترس داشتیم اگرالان من نون وبرنج وماکارونی وسس وخیلی ازچیزاروبخورم توبدنم تبدیل میشه به چاقی من خودم به دکترم گفتم من خیلی گرسنه میشدم میگفت اجازه داری دوتاخرمابخوری اونم نه همیشه ،کالری ها خودش چقدراسترس بوجودمیاوردهیچ کدومشون نیومدن بگن ذهنتواصلاح کن به جسم کاری نداشته باش چون وقتی توبیای روافکاروباورت کارکنی باخودت به صلح برس هی نروجلوایینه خودتونگاه کنی وبگی وای چقدرچاقم ،من میتونم نگرشموتغییربدم بگم بدنم قدرتمنده چاقیم ارثی نیست ،بدنم اونقدرتوانایی داره موادمفیدروجدب موادزایدرودفع میکنه ومن خودم بااین افکارخوگرفتم ترس خودبخودمیره کنار اگراشتباهی کردیم اشکال نداره زوداصلاحش میکنیم سوال دوم بله درذهن من تناسب فکری ترس وجودداره ولی نه مثل گذشته قوی الان صعیف شده وبایدکلا پاک بشه چاقی تمام اینها روبوجوداورد کم خوری وزیاده خوری مهم نیست مهم تغییرافکاره سوال سوم حالموبدمیکردکلا ناامیدمیشدم چرامن اراده ندارم چراجلونفسمونمیتونم بگیرم همش بفکرخوردنم ارامش الانمونداشتم ذهن ارام خیلی مهمه براتنام جنبه های زندگی نه فقط لاغری سوال چهارم من بعدزایمان دوباربرنامه گرفتم همسرم دیدمن خوب اجرانمیکنم دیگه اجازه نداد ومن براهمیشه رژیم گذاشتم کنارولی بطوراتفاقی خیلی روش دهنی رومیدیدم تواینستاواجرامیکردم وبعدباسایت تناسب فکری اشناشدم سوال پنجم من بیشتریادگیری دهنی برام مهمه چون تکنیک هاش خیلی خوبه ارامش دهن ودوربودن ازافکارمنفی سوال ششم همیشه شاگرداین روش باشم وروزبه روزبراگاهی ها اصاف کنم وحس وحالم بااین نگرش ها عالی باشه سوال هفتم فایل نکاتی داشت که استادبیان کردن نبایدترسیداز فکری که همسریااطرافیان بخوان درموردمابکنن روش ذهنی ارام هست ولی همه به نتیجه مطلوب میرسیم بایدشجاع بود ماقدرتمندیم
بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسیر سوالاتی متر شده • ۱درک و برداشت شما از ترس از چاق شدن چیست؟من قبلن وقتی از جلوی آینه رد میشدم خودم رو در آینه می دیدم در سرم کلی زمه که تو خیلی چاق شده شکم وپلوهات نگاه کن ببین چقدر چاق هستن غذا زیاد می خوری وخیلی چیزهای دیگر که منو کلافه می کرد و استرس و اضطراب میامد سراغم من عصبانی مشدم و آینه رو چپ یا یه ملاف مزاشتم روش همیشه از ترس چاقی سراغ آینه نمرفتم دخترم می گفت مامان برو توی آینه خودت نگاه کن بش می گفتم تو آینه منی • ۲آیا این ترس در ذهن شما وجود دارد؟ چه زمانی بیشتر آن را حس میکنید؟اره در ذهن من وجود دارد چون وقتی لباس پوشیدن غذا خوردن مهمانی مسافرت یا عروس بیشتر مشد تا همچی خراب شود من برای عروسی دخترم بخاط لباس مجلسی سایز بزرگ خیلی اذیت شدم چون وقتی برای دوختن لباس نداشته ناراحت بودم تا رفتم یک شهره دیگری لباس خریدم • با کلی زحمت و دردسر ۳در گذشته ترس از چاق شدن چه مشکلاتی برای شما ایجاد کرده؟• برای رهایی از این ترس چه تصمیمی گرفتهاید؟به التی وزن زیادوترس از این که بیشتر چاق نشم شروع کردم به رژیم های سخت و طاقت فرسا ورزشهای سنگین تا وزنم رو کم کنم چون هم زانو درد کمر درد گرفتمیا وقتی داشتم به کارهای روزمره زندگی مپرداختم خیلی خسته ونفس نفس مزدم و اون کار رو رها می کردم ولی از وقتی که وارد سایت تناسب فکری شدم خیلی تغییر کردم درد پاهام خیلی کم شده احساسم حالم بسیار خوب هست ترس از چاق شدن ترس از مواد غذایی کم کم داره بهتر میشه دارم آموزش های رو ادامه میدم ودر مسیر قرار دارم • ۴برای رهایی از این ترس چه تصمیمی گرفتهاید؟تصمیم گرفتم که با ذهنم به صلح برسم ودوست شوم و آموزش را ادامهبدم در مسیری لاغری قدم بردارم وبرای خودم کاری انجام بدم هم احساس خوبی هم مسیرم ۵چقدر برای لاغر شدن اشتیاق دارید؟ درباره شوق رسیدن به اندام متناسب بنویسید. این قدر اشتیاق و شوقدارم که صبح باید اول کارهای لاغر را ا انجام بدم بعد به کارهای روزمره زندگی میرسم هر وقت دارم فایل گوش میکنم حالم احساسم خیلی خوب می شود حتی اگر مشکل یا ناراحت باشم و بهتر میتوانم به زندگیم برسم ۶چه برنامهای برای تقویت این اشتیاق در خود دارید؟برنامه ام این که به مسیرم ادامه بدم استمرار داشته باشم و عجله نکنم من الان با صد گام دارم خیلی خوب جلو میروم و الان حدود ۷تا۸کیلو کم کردم با عشق جلو میروم برای تقویت ذهنم بیشتر روی کار کنم فایل گوش کنم، تمرین کردن نوشتن و انتظاری لاغری از خودم داشته باشم و دوری ورود به سر زمین لاغری ا استفاده کنم من الان در فضای مجازی رو پاک کردم و بیشتر درحال آموزش تمرین نوشتن تفکر تجسم تصویر ساز هستم ۷مسیری لاغری با ذهن یک لیزی هست، که باید ما حواسمون باشه در سرازیر قرار نگیرم مواظب ذهن مخالفمون باشیم باید فکر ذهنمون رو از حرفهایی اطرافیان بردارم تا کارمون درست پیش برود واز استاد کمک بگیریم من خدا رو شکر همسرم و بچههام بام همکاری میکند و دارم آموزش های رو خوب ادامه میدم به امید روزهای بهتر برای همه دوستان هم مسیرم در پناه خدا
نشان های دریافت شده
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد محترم. همه دوستان هم مسیر
ترس از چاقتر شدن از خودم بگیرم شناخت موانع ذهنی برطرف کردن و حرکت راحتر به سمت لاغر لاغتر شدن هست
یی خبر خوب
صبح رفتم جلوی اینه با نگاه به خودم از ساخته خودم که خودم با کمک خدایی عزیزم ساختم لذت بردم که با نگاه تو اینه حسی عالی رو تجربه اول صبح قرار دادم شارژ انرژی خوب برای اول صبح لذت بخش هست کلی روزم من می سازه
ترس از نگاه ونظر مرور افکار دیگران کاهش دادم من خودم نیاز به لاغر شدن دارم چون و لاغری دوست دارم تحربه کنم توجه به دیگران رو کاهش دادم چون آموزش دیدم که افکارم کنترال کنم و یاد گرفتم افکار که حسم خراب میکنه کنترال کنم و فوری ازش خودم دور کنم و به افکار بهتر مرور کنم یی کاره که حالم خوب کنه وتوجه از افکار چاقی مرور با حس بد دیکه دنبال نگنم به یی کار یا فیلم یا کاره که حسم خوب کنه انجام بدم
افکار منفی رو من دنبال نکنم چون من حتما به زمین خواهد زد فشار افکار دیگران کارم کندتر میکنه فضایی ذهنی خودم ارام کردم با کمک خداوند همسرم و بچه ها واطرافم تغیبر خوب به سمت سوی خوبی رفته من سعی کردم فضا ذهنی خودم ارام نگه دارم
حالا نتیجه این عمل کرد خوبم هر روزم داره میشه لاغری اسون راحت ساده خودم اویل نمی دوستم کنترال افکار جه فایده داره ولی اطمینان داشتم حتما باید انجام بدم با تکرار فایل پاک سازی و تمرین کردن به مرور حسم خوب میکرد و انجام دادم و حالا تو این فایل نتیجه درک بهتر از کاری هست که من انجام دادم و وزن کم کردن خودم هدیه این عمل کرد درست خودم هست
اطمینان دارم که باید ادامه بدم که تجربه لاغری من با کم شدن وزن بیشتر با کفیتر بشه با استفاده دورهای خودم ومتحوایی سایت قبول کردم که به نتیجه خواهم رسید ونتیجه به من هدبه داده میشه به من هدبه داده میشه اطرافم هم خدا تغییر میده که اون تو زمان داره انجام میشه
فکری که من دنبال نکنم محکوم که نابودی شدن هست
من خودم تو مسبر چاقی یی کلمه ترس می شنیدم و هیج تفکیک نداشتم یی حس دورنی که اجازه حرکت از من می گرفت یی حس درد تو قبلم و استرس ناشی ازش من مجبور به عکس عمل میکرد
تو بخش چاقی این ترس داشتم نگرانی بودم ولی ترس از چاقتر شدن تو مسیر تناسب بهش بیشتر آشنا شدم
می دونستم که احتمال من چاقتر خواهم شد وبا نگاه تو اینه چون با تنفر همراه بود حس خودش نشون میداد
من برای اینکه اراین تنفر فرار کنم جلوی اینه خودم کمتر قرار می دادم و با پوشیدن لباس گران قیمت که افکار اطرافم بره سمت شکل قیمت لباس شاید از توجه به جاقی من کاسته بشه این یی گبج کردن افکارم بود یی گول زدن خودم که تو افکارم بهش بها میدادم ولی غافل از این که لباس گران قیمت حجم بدنم من که نمیتوان مخفی کنه تازه قیمت لباس هی بیشتر میشد باره دیکه همون لباس نمیتوانستم بپوشم اکه میشد با فشار زباد و اذیت همراه بود بعضی زمان اصلا با فشار اذیت بازم تنم نمیشد جون حجم بدنم از لباس بیشتر بود نمیشد بپوشم
وفتی وارد سایت شدم به این موضوع رسیدم تازه متوجه اون حس با ابعاد دیگه اون رسیدم و شروع به برطرف کردن شدم وزنم که شروع به کاهش کرد حس اطمیان از لاغر شدن کمی از این ترس کاست و من بهت باهش کار امد یی دورهای که حسم آنچنان خوب نبود این حس شروع کرد به خودنمایی اون روز متوجه نشدم با اگاهی درست وتغییر من دست منفی باف من بازتر شده از این مانع داره بهر میبره که من از مسیرم لیز بده اول خودم ارام کردم دوره تهیه کردم ادامه دادم که من خودم قویتر کنم برای موانع که تو مسیر جلوی راهم هست و به شکر خدایی عزیزم حالا تو وضعیت بهتری هستم این ترس خلی خوب کنترال میکنم واجازه خودنمایی بهش نمیدم
به یا دارم یی بار افرادی که اعتیاد رو ترک کرده بودن در باره وسوسه مصرف که تا اخر عمر باهشون هست طریقه دفع این وسوسه داشتن شرح میدادن من تعحب کردم گفتم خوب اینها که ترک کردن جرا وسوسه میشن که مصرف کنن اون زمان تحریک ها ذهن منفی باف بهش آشنایی داشتم ولی به این میزان تفکیک شده بهش آشنا نبودم که وفتی فرد تغیبر میکنه ذهن منفی باف ازهمین تغییر واکاهی تغیبر استفاده میکنه برای برکشت به مسیر قبلی ودل سرد کردن افراد برای ادامه ندادن
ما افراد که چاق بودیم و حالا داریم تو مسیر برکشت برای لاغری کار میکنم تمرین انحام میدیم دوره تهبه میکنیم سطح اطلاعات بالاتر میبریم درست همین وسوپسه طبق مسیر قبلی بخش منفی باف میخواد ازش بهر ببره ومن نا امید دل سرد کنه کار خودش به پیش ببره فقط باید توحه از این بخش با حس خوب برداریم و من یاد گرفتم وفتی روی احساسم دائم تو کار و تمرین باشم کمتر با این ترس برخورد دارم ایمان به هدایب خودم همیشه بهش توحه کنم این ترس قادر نیست من از پا دربیاره جون من به قدرتی بزرگتر از قدرتی خودم وصل حس می کنم
دل گرمتر به پیش میرم زمانی بود که این ارتباط با حالا خدا داشت بازم کمتر میشد حس کمی داشت بد میشد متوجه شدم این حس به خط نر مال اوردم و حسم رضایت از کارم و تمرین تجسم اگاهی کسب کردن نخور خوردن خودم هی حس رضایت عمل کردم برای خودم بیشتر بهتر مبینم پس این ترس از جاقتر شدن به حمد سپاس از خالقم ندارم اکه بیاد سریع من خودم ازش دور میکنم به افکار دیگه که حس خوب داره رو کردم تو اون بخش خودم حفظ میکنم و بهتر خودم مدیریت میکنم افکارم مدیریت و کنترال بهتری رو به اجرا میزارم
امید به مسیر و توحه به تغیبرات برای خودم هی بزرگ با شکوهترین کنم وازخوردن درست به ذهن ناخداکاهم بدم طریقه برطرف کردن من مدلش این شکلی هست تو نگاهم موفق بودم واین ترس خیلی زمان هست خیلی میزان کم و کمتر شد ومن شاد هستم که دارم با حس بهتر به پیش می ریم خدایا شکرت
خدا پشت وپناهتون هتون یا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام یکی ازموانع ذهنی ترس ازچاق ترشدنه زمانی مارژیم میگرفتیم ترس داشتیم ازچاق شدن هیچ وقت فکرلاغرشدن نداشتیم باهرلقمه ترس داشتیم نکنه چاق بشیم وموفق نمیشدیم رژیم رورها میکردیم فکرمیکردیم مانتونستیم رژیم رواجراکنیم ولی درروش ذهنی یادگرفتم ذهن ناخوداگاه هست که رژیم براش حالت تنبیه داره ولی روش دهنی حالت تشویق داره درطی مسیرخیلی لیزمیخورن ولی نبایدناامیدشدباید ادامه داد تابه اون اندام دلخواه رسید بایدبراخودمون ارزش قایل بشیم حس لیاقت بایدازدرون شروع بشه نگیم نه من لاغرنمیشم سوخت وسازبدنم پایینه یاچاقی توخانواده مارثیه همه اینانگرش ذهن چاقه ولی درروش ذهنی بمایاددادنه سوخت وسازپایینه نه چیزی لاغری ازذهن شروع میشه وروافکاربایدکاربشه اونم ازطریق اموزش ها وحل تمرینات واجراتکنیک ها اصلا نبایداین فکر توذهن تداعی بشه کع نظردیگران درموردما چیه مهم نیست ما باید به تلاش ادامه بدیم اخباروافکارمنفی رودنبال نکنیم حس وحال وبدنداشته باشیم قبلا رزیم میگرفتیم همه متوجه میشدن ولی درروش ذهنی کسی متوجه نمیشه ماچاقی روبایدتوذهن جستجوکردنه توبشقاب یک ذهن سالم تصویرسالم براجسم میسازه دراین روش نه رزیم داره نه ورزش بدون اینکه متوجه بشیم لاغرمیشیم همچی میخوریم بدون ترس نبایدبه اون سروصداهای ذهن توجه کرداون نجواروبااموزش ها میشه خاموش کرد افرادچاق زودگرسنه میشن چون ازبس رژیم گرفتن سطح هورمون گرلین پایینه وهمیشه بدن توفازقحعطی هست ودوست داره اون چربی ازدست داده روبرگردونه اونم باخوردن ها رزیم یجوراهرم سختی بودولی لاعری اهرم لذت ما تاناراحت میشدیم وخوشحال میشدیم پناه میبردیم به غذا اونویک مسکن موقت میدونستیم ولی مسکن دایم یادگیری لاغری باذهن هست عجله نداشته باشیم وزمان تعیین نکنیم هردفعه جلوایینه رفتیم خداروشکرکنیم ویک دعادرحق استاد الان راحت لباس دلخواه رومیپوشیم قبلا بایدلباس گشادمن خودم لباس سن بالاهارومیخریدم همیشه توحسرت لباس دلخواه بودم وحسرت اندام افرادمتناسب رومیخوردم ولی الان حسرتی نمیخورم افرادمتناسب ترس درذهن دارن ازخوردن ولاعرها نه تودهنشون افکارچاقی نه مرورمیکنن لاغری روبراذهن ناخوداگاه کوچیک کنیم هرروز یک تامی روبرا گوش دادن فایل وحل تمرین بزاریم اصلا رهانکنیم وناامیدنشیم گاهی لیزخوردیم ولی زوددوتادست روروزانوگذاشتیم ویاعلی گفتیم وادامه دادیم مسیررو
بنام خدا
ای که مرا خوانده ای راه رانشانم بده
سلام استاد ودوستان هم مسیر
گام 46ترس از چاق شدن مانعی جدی برای کاهش وزن
درک وبرداشت شما از چاق شدن چیست؟ من باید این مانع راازذهن خودم بردارن تالاغری درجیم من نمایان شود تا وقتی این مانع درذهن من هست من نمیتونم لاغربشم
ایا این تری درذهن شما وجوددارد؟ چه زمانی بیشتر ان را حس میکنید؟ من قبلا خیلی زیاد ترس از چاق شدن داشتم اما الان خداراشکر کمتر شده
درگذشته ترس از چاق شدن چه مشکلاتی برای شما ایحاد کرده؟ تری، از چاق شدن اعتماد بنفس مرا پایین اورده وباعث چاقی بیشتر من شده وهر چه تلاش برای لاغری میمردم بی فایده بود
برای رهایی اراین ترس چه تصمیمی گرفته اید؟ من برای رهایی از ترس چاق سدن تصمیم گرفتم بالاغری باذهن پیش برن وتمرینات را خپب انجام بدم وفایلها را گوش گوش کنم واستمرار داشته باشم تاترس از چاق شدن را نداشته باشم
چقدربرای لاغرشدن اشتیاق دارید؟ درباره شوق رسیدن به اندام متناسب بنویسید. خیلی زیاد حتی نمیتونم تصورش را بکنم من خیلی زیاد اشتیاق لاغرشدن دارم وشوق ذوق رسبدن به تناسب اندام را دارم دوست دارم لاغربشم تا راحتتر نفس بکشم سالم وسلامت باشم موقع راه رفتن یا بالا وپایین رفتن از پله ها نفس نفس نزنم وسبک بشم ازاد باشم وبتونم لباسهای دلخواهم را بپوشم وهر جا برم براحتی راه برم وزود خسته نشم وشاد متناسب زندگی کنم وهمیشه شاد لاشم واز زندگی لذت ببرم
چه برنامه ای برای تقویت این اشتیاق درخود دارید؟ ان را برای ما ودوستان توضیح دهید. ترس از مپادغذایی را کنار بزارم چون همه مواد غذایی برای بدن ما لازم هست ونباید دیگه از مواد غذایی ترس داشته باشیم ودیگه از چاق شدن نترسیم ودیگه این جمله را تکرار نکنیم ودرلاغرشدن استمرار داشته باشیم واشتیاق وذوق وشوق لاغرشدن را داشته باشیم وهر وقت کرسنه بودم غذا بخورم وبالذت غذام را بخورم استرس ندلشته باشم
خدایاشکرت خدایا سپاسگزارم ممنون استاد از شما