تا حالا شده جلوی آینه وایستی، به شکمت نگاه کنی و یه صدای توی ذهنت بگه:
“اگه همینجوری پیش بره، خیلی چاق میشی!” 😰
خیلیها فکر میکنن این ترس باعث میشه آدم بیشتر مراقب خودش باشه و راحتتر وزن کم کنه. اما واقعیت چیز دیگهایه…
ترس از چاق شدن، دقیقاً همون چیزیه که داره بیشتر چاقمون میکنه! 😵💫
آره! باورش سخته ولی وقتی دائم از چاق شدن بترسی، ذهنت پر از نگرانی، اضطراب و فشار میشه.
💭 تصور کن هر بار که میخوای چیزی بخوری، یه حس گناه یا نگرانی همراهشه… این یعنی ذهنت توی حالت دفاعیه و به جای همراهی، داره باهات مقابله میکنه.
🧠 مغز ما وقتی میترسه، چیکار میکنه؟
وقتی یه سگ وحشی یهدفعه جلو پامون ظاهر میشه 🐕😱 یا صدای شدیدی میشنویم، مغزمون فوری یه زنگ خطر رو روشن میکنه!
این زنگ از یه جای کوچولو تو مغز به اسم آمیگدال شروع میشه و توی چند ثانیه، کل بدن رو توی حالت آمادهباش قرار میده 😳💥

ضربان قلب تند میشه، نفسهامون سنگینتر میشن، و یه نیروی پنهانی میگه:
“فرار کن! نجات پیدا کن!”
حالا این سؤال پیش میاد:
اگر مغز انقدر سریع و هوشمند به خطرها واکنش نشون میده، پس چرا وقتی میترسیم چاق بشیم، نه تنها جلوی چاقی گرفته نمیشه، بلکه چاقتر هم میشیم؟ 🤯
📌 اینجا یه نکتهی خیلی مهم وجود داره…
ترس از چاق شدن، مثل ترس از افتادن از یه پرتگاهه 😨 اما فرقش اینه که اون ترس فوری و فیزیکیه، این یکی طولانی و ذهنیه!
وقتی از چاق شدن میترسیم، به جای اینکه مغز بگه:
“اوووه! زود بپر کنار!”
میگه:
“تو الان تو خطر نیستی، ولی یه روزی ممکنه باشی!”
و این ترس مبهم، توی ذهن میمونه… میمونه… و میچرخه… 😖 هی بهش فکر میکنی
🍰 هی بیشتر غذا میخوری برای آروم شدن 💭 هی با خودت کلنجار میری که نکنه دیگه نتونم لاغر شم…
⚠️ واقعیت اینه که مغز ما به چیزی واکنش نشون میده که الان “وجود داره”
احساس بد = تمرکز روی چیزی که هست
احساس خوب = تمرکز روی چیزی که هنوز نیست ولی میخوای باشه 🌟
و چون ما بیشتر عادت کردیم به چیزی که هست فکر کنیم (مثلاً شکمم بزرگ شده، وزنم رفته بالا)، مغزمون هی همون حس بد رو تکرار میکنه، نه حس حرکت به سمت بهبودی رو.
✨ راه نجات چیه؟
باید تمرکز رو عوض کنیم… از: “نکنه چاقتر بشم؟” به: “چطور میتونم سبکتر، شادتر و آزادتر زندگی کنم؟” 🌈🧘♀️
اونوقته که مغز هم کمکم باهات هممسیر میشه، دیگه لازم نیست با ترس بجنگی، بلکه با “عشق به سبک زندگی جدیدت” جلو میری ❤️

🌪️ ترس از چاق شدن، یه مانع پنهان برای لاغر شدنه
اگه اضافه وزن داری، احتمالاً خیلی وقتها با این احساس درگیر شدی:
یه جور ناراحتی همیشگی، یه غصهی پنهون، یه صدای ذهنی که مدام تکرار میکنه:
«نکنه چاقتر بشم؟!» 😟
خیلی از ما هر روز با این فکرها زندگی میکنیم.
🧠 وقتی یه نفر یه جمله دربارهی چاقیمون میگه، ما اون جمله رو شاید صد بار توی ذهنمون تکرار میکنیم.
و اینطوری کمکم داریم یه تصویر ذهنی چاقتر و ناامیدتر از خودمون میسازیم…
- 📸 از عکس گرفتن فرار میکنیم
- 👗 لباس مورد علاقهمون رو نمیپوشیم
- 🎉 به مهمونی نمیریم
- 🍽 غذای مورد علاقهمونو با ترس و عذاب میخوریم
- 🧳 حتی سفر رفتن هم میتونه یه استرس جدید باشه…
🔥 حالا شاید بگی:
«ولی این ترس باعث شده انگیزه پیدا کنم که لاغر شم!» درسته! بعضی وقتا ترس میتونه یه فشار اولیه ایجاد کنه.
ولی یه مشکل بزرگ داره:
ترس، انرژیِ سنگینیه 😵 و وقتی از یه جای سنگین حرکت میکنی، خیلی زود خسته میشی، بریده میشی، و دوباره برمیگردی سر جای اولت…
🎯 حقیقت اینه که بیشتر آدمهایی که از ترس چاقتر شدن به سمت لاغری میرن، چون از همون اول توی حال بد هستن، نمیتونن ادامه بدن.
در واقع، اونا بیشتر دارن فرار میکنن از چیزی که هست تا اینکه حرکت کنن به سمت چیزی که میخوان.
برای اینکه لاغر شی، باید یاد بگیری که از اون حس بد فاصله بگیری و آرومآروم به سمتی توجه کنی که دلت میخواد بری…
به تصویر خودت با بدنی سبکتر فکر کن، به لباسی که همیشه دوست داشتی بپوشی، به حس راه رفتن راحت، تنفس سبک، خواب آروم… 😌🧘♀️
تا وقتی از احساس بد چاقی و ترس از چاقتر شدن رها نشی، لاغری فقط یه آرزوی دور باقی میمونه.

💥 ترس از چاق شدن، ترس از نگاه دیگرانه…
واقعیت اینه که خیلی وقتها، ترس از چاق شدن بهخاطر خودمون نیست… ما که بارها چاقتر شدیم، بارها در تلاش برای لاغری شکست خوردیم ولی باز بلند شدیم.
اما ترس واقعی ما، ترس از نگاه دیگرانه! 👀 ترس از اینکه چی فکر میکنن، چی میگن، چطور قضاوت میکنن…
هممون تجربه کردیم وقتی با استرس و نگرانی کاری رو انجام میدیم، یا خرابش میکنیم یا از فشار روانی له میشیم 😣
حالا فکر کن بخوای لاغر بشی ولی دائم ترس از چاق شدن همراهته… 👣 این ترس باعث میشه تو مسیر بارها لیز بخوری، زمین بخوری، خسته شی…
🔔 اما یادت نره: مسیر لاغری با ذهن باید با آرامش طی بشه، نه با استرس، نه با خودسرزنشی
برای همین لازمه ترس از چاق شدن رو از ذهن پاک کنیم 🧼🧠
با آگاهی، با تمرین، با ایمان.
🎧 تو فایل آموزشی «ترس از چاق شدن»، قدمبهقدم یاد میگیری:
- چطور این ترس رو بشناسی
- چه عواملی اون رو تشدید میکنن
- و مهمتر از همه: چطور از شرش خلاص شی!
مطمئنم اگه بارها گوشش بدی و با نیت تغییر بهش عمل کنی،
🛠 مهارتت تو شناسایی موانع ذهنی و پاکسازی اونها عالی میشه. و دیگه نه فقط از ترس از چاق شدن، بلکه از خود چاقی هم آزاد میشی! 🕊️💖
تو شایسته رهایی هستی، شایسته بدنی سالم و ذهنی آرام… همیشه 🌟



🧭 راهی برای رهایی از ترس از چاق شدن
همین الان، بالای این بخش تصویر سه نفر از شگفتیسازان رو دیدی — آدمهایی واقعی، درست مثل من و تو… 🌟
اونها هم یه روزی با ترس از چاق شدن دست و پنجه نرم میکردن.
از عکس گرفتن فرار میکردن، موقع خرید لباس دچار غم و استرس میشدن، و غذا خوردن براشون بیشتر از اینکه لذت داشته باشه، پر از عذاب وجدان و حس گناه بود… 😔
اما حالا چی؟ ✨
اون لبخندها، اون حس سبکبالی، و اون آرامش عمیقی که تو چهرهشون موج میزنه،
اتفاقی نیست، ساختنیه… 💫
🎓 این افراد با یادگیری روش لاغری با ذهن و شرکت در دورهی ورود به سرزمین لاغرها،
تونستن از شر اون افکار آزاردهنده خلاص بشن و با انگیزهای واقعی و حس خوب از درون،
قدمبهقدم در مسیر لاغری حرکت کنن…
بدون فشار، بدون اجبار، بدون رژیمهای خستهکننده!
و حالا وقتشه… نوبت توئه 💛
اگه از این همه کلنجار رفتن با ترس از چاق شدن خستهای… اگه نمیخوای هر بار جلوی آینه بایستی و با دلتنگی به خودت نگاه کنی…
اگه دلت میخواد یه بار برای همیشه با خودت، با بدنت، با تصویرت در آینه آشتی کنی و لاغر بشی، نه از ترس… بلکه از عشق به خودت ❤️
👣 پس اولین قدم رو بردار…
وارد سرزمین لاغرها شو — جایی که فضا فرق داره!
اینجا نه کسی تو رو قضاوت میکنه، نه مجبور میشی ادای آدم قوی رو دربیاری…
اینجا، آدمهایی هستن درست مثل تو که حس و حالتو درک میکنن، تو رو حمایت میکنن و با تو رشد میکنن 🌱
🟡 برای ورود به سرزمین لاغرها کلیک کن
✍️ تمرین آموزشی 📖 – رویارویی با ترس از چاق شدن
لاغری با ذهن سادهترین و موثرترین روش برای رسیدن به تناسب اندام است؛ اما یکی از موانع مهمی که تقریباً در ذهن همه افراد چاق وجود دارد، ترس از چاق شدن است. این ترس مثل دیو نامرئی، با احساسات منفی مثل شرمندگی، ناتوانی و قضاوت شدن ترکیب میشود و مسیر شما را کند میکند. 🧠💭
حالا زمان آن رسیده که به این ترس با آگاهی نگاه کنی و به کمک تمرین زیر، قدمی محکم برای رهایی از ترس از چاق شدن برداری. 🌈🌱
برای درک بهتر این مانع ذهنی و تقویت اشتیاق برای لاغری، پیشنهاد میکنیم متن را با دقت بخوانی، سپس تمرین را انجام بدهی و حتماً پاسخ خود را در بخش نظرات با ما و دوستانت به اشتراک بگذاری. 🤝✍️
❓ سؤالات تمرینی
- درک و برداشت شما از ترس از چاق شدن چیست؟
- آیا این ترس در ذهن شما وجود دارد؟ چه زمانی بیشتر آن را حس میکنید؟
- در گذشته ترس از چاق شدن چه مشکلاتی برای شما ایجاد کرده؟
- برای رهایی از این ترس چه تصمیمی گرفتهاید؟
- چقدر برای لاغر شدن اشتیاق دارید؟ درباره شوق رسیدن به اندام متناسب بنویسید. 🌟
- چه برنامهای برای تقویت این اشتیاق در خود دارید؟ آن را برای ما و دوستانتان توضیح دهید. 🎯
اگر از محتوای فایل آموزشی ایدهای برای تمرین دریافت کردی، حتماً آن را یادداشت کن و در بخش نظرات بنویس تا دیگران هم از تجربه تو بهرهمند شوند. 🤍📝
یادمان باشد: هر قدمی که با آگاهی و عشق برداریم، ما را از ترس از چاق شدن دورتر و به احساس آزادی نزدیکتر میکند. 💫💪
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.32 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
خود استاد همواره تاکیدفراوان دارند که بابرداشتن موانع میتوانید لاغرشویید اصلا کاری نمیخواد بکنید موانع… ترمزهای ذهنی وباورهای غلط وموانعی غلطی که شناسایی میکنیم رو بریزیم دور وازشون فاصله بگیرییم حله
من هم اکنون گاهی این به ذهنم میاد که یا چندتاکوه برم یکم زودتر متناسب میشم یا اینکه نگاهم به شکمم هست که چرا تخت نمیشه یا فرم ایده آل نیست اینکه کمی هم آمار خوردنم رو دارم درگیریه خوب خوردم اندازه بود یانه زیادخوردم یه جورترس غذایی خفیف
خداروشکر مدتهاست ایمان دارم که دیگر هرگزچاقترنخواهم شد وترس چاقترشدن ندارم
خداروشکر سراسر ذوق وشوقم و انگیزه ام روی هزاراست وبااستمرار به این مهم دست پیداخواهم کرد
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
اول از همه جا داره تشکر کنم از همسر عزیزم که تو این هشت سال که باهم بودیم هر جوری که بودم منو دوست داشته و حامی م بوده و حالا هم که میدونه من در این مسیر هستم باز تشویق م میکنه و حتی خودشم تمایل پیدا کرده به وارد شدن به این مسیر.
من کسی بودم که تا قبل ازدواج اگه اراده می کردم یک هفته ای لاغر میشدم و اصلا چاق شدن منو نمی ترسوند
چون میدونستم به محض اینکه بخوام لاغر میشم و تا قبل ازدواج ۷۰ کیلو بودم ولی با ازدواج کردن فرمول ها در ذهن من شروع به کار کردن کرد فرمولی مثل ازدواج کنی چاق میشی سن ت بالا رفته لاغر نمیشی به عمه هات رفتی چاق میشی و همینطور چاق و چاق تر شدم تا ۹۸کیلو پیش رفتم جالب اینکه همونایی که این حرفارو تو مغز من کردن همونا هم با حرفاشون بارها آزارم دادن و مسخره م کردن.
بله کاملا درسته من از چاقتر شدن نمی ترسیدم من از حرف دیگران می ترسیدم و حالا خدارو شکر از وقتی که وارد این مسیر شدم این باورها در ذهن من خیلی کم رنگ شدن و جاشون دادن به باورهای جدید و انرژی بخش
دوباره باور کردم که من هر وقت بخوام لاغر میشم غذا هیچ قدرتی در چاق کردن من ندارد.
خدایا شکرت ❤️
نشان های دریافت شده
بنام خداوندبخشنده و هدایتگر
سلام به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز
موانع ذهنی لاغری همون بهانه ها و دلیل هایی هستند ک چاقی رو برای من طبیعی میکردن
مثلا من میگفتم چاقی ارثی هست و چون مادرم چاق هست طبیعیه ک منم چاق باشم در صورتیکه ارث یا ژنتیک مال صفاتی هست ک من نتونم تغییر بدم مثل رنگ پوست رنگ چشم و.. اما بارها لاغر و چاق شدم
من میگفتم ک تحرک ندارم پس طبیعیه چاق باشم ولی دوستانی دارم ک اصلا تحرک ندارن و لاغرن
من میگفتم ک ازدواج باعث چاقی میشه و طبیعیه ک من چاق بشم ولی اصلا اینطور نیست هزاران نفر بعد ازدواج همچنان لاغر هستن و همسر خودمم
میگفتم ک نان و برنج و ماکارانی چاق میکنه پس طبیعیه چاقی ولی میلیارد ها نفر در روز همین هارو میخورن و لاغرن پس اینم درست نیست
میگفتم ک چون مهربونم چاقم ک اینم اشتباهه هر کسی میتونه مهربان باشه و شوهر خودم خیلی مهربونه
میگفتم زایمان و شیردهی باعث چاقی میشه ولی اینم غلطه چون دوستم با خودم زایمان کرد و الان متناسبه
ترس از غذا فکر میکردم غذا خوردن باعث چاقی ولی اینطور نیست همه هر روز برای تامین انرژی بدن غذا میخورن و لاغرن
ترس از چاق ترشدن ن ندارم و الان خودم رو در چاق شدن ناتوان میبینم من نمیتونم چاق بشم چون ب اون فکر نمیکنم و تمام تمرکز و توجهم روی لاغریه
من دیگه ن وزن میکنم ن سانت میگیرم ن زیاد جلو آیینه میرم همین ک حسم خوبه و آرامش بهم برگشته خیلی خوشحالم
در گذشته هم ترس از چاقترشدن نداشتم و روی یک عدد وزنی مونده بودم ن بالا میرفت ن پایین
ولی الان ذوق و شوق لاغر شدن و موندن رو دارم من بزودی باید لباس هام رو ببرم خیاطی تنگ کنم چون امشب شلوارم اینقدر گشاد بود ک مجبور شدم کمربند ببندم
من یه برنامه فتوشاپ دارم تو گوشیم ک عکسهای منو ب لاغر تبدیل میکنه من با دیدن اون عکسها و دیدن خودم وقتی ک لاغر بشم کلی ذوق میکنم ک ادامه بدم و خودمو اونجا حس میکنم و تجسم برای لاغری رو راحت تر میکنم و دیدن عکسهای خودم در آینده لاغری بهم اشتیاق لازم رو میده و از گشاد شدن لباسهام و لمس کردن بعضی از استخوان هام ک کمی بیرون زده لذت میبرم
در آخر دوستدارم در مورد مظلومیت چاق ها حرف بزنم ک هیچ کسی ب افراد چاق توجه نمیکنه و همه مسخرش میکنن و اگر دردی بیماری یا رنجی داشته باشه سریع میگن چون چاقی و ….درک و همدردی در کار نیست هیچ کس بهت حق نمیده ک تو بفکری و در رنجی همه فکر میکنن ک بیخیالی و شکمو و چقدر دلت رو بخاطر چاقی میشکنن
من خودم یک بار کسی بهم گفت تو حتی نمیتونی دو قدم بدوی و من سالها از این حرفش ناراحت بودم ولی یکبار رفتیم کوهنوردی و من ب راحتی از کوه بالا رفتم و بعد پایین و اون شخص و همسرش ک لاغر بودن نمیتونستن و قدرت بدنی من خیلی بیشتر از اونا بود چون من ورزش میکردم و بالا رفتن از کوه برام کاری نداشت و من اونجا بهش گفتم حالا کی نمیتونه دو قدم بدوه من یا شما
و ایشون خیلی تعجب کرده بود و دیگه منو مسخره نکرد یا یه فرد دیگه با حالت مسخره گفت تو رژیم میگیری ولی شوهرت لاغر میشه
من خیلی ناراحت شدم اما چند روز پیش منو دید و تعجب کرد ک چطوری لاغر شدم و ایشون هم بزودی متوجه میشه ک نباید هر حرفی رو بگه
من میخام اول ب خودم ثابت کنم ک میتونم لاغر بشم و برای همیشه باشم و لذت ببرم بعد با لاغری دیگه نذارم کسی مسخرم کنه
درمورد همسرم هم چند بار نگران شدم ک نکنه دوستم نداشته باشه بخاطر چاقی و یک بار از خودش پرسیدم و ایشون با مهربانی بهم گفت تو هر جور باشی من دوستت دارم و من خیالم راحت شد
خداروشکر ک به این مسیر هدایت شدم و ادامه میدم و هر روز مشتاق تر هستم
از خداوند متعال و استاد عطار روشن بینهایت متشکرم
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که هرلحظه از نفس های من در کنار منه
کدام انسان دراین دنیا هست که اینقدر مراقب من باشه
فقط خداست که همیشه همراه منه ، عاشق منه، در قلب منه، به ندای ذهن من گوش میده ، به شوق ذوق من توجه میکینه و میبینه من به چی ذوق دارم و همونو برام تهیه میکنه بدون اینکه من فک کنم چجوری میشه، اون خودش وجوریشو مهیا میکنه
به نام خدایی که نه میترسه خدایی که ترس در او وجود نداره خدایی که قویترین نیروی عالم هستیه.
خداوندا در روح خودت درما دمیدی ، حتما قدرت و شجاعت و نترسیدن از مساعل و ادمای جهان هستی هم درماهست ، پس خدایا توکل برتو که منم شجاع باشم و از خیچ مسعله ای و هیچ ادمی نترسم . و فقط توجهم به انچه باشه که میخام
سلام و عرض ارادت خدمت اهالی خوشتیپ ها
نشان های دریافت شده
سلام من اززمانی اشنایی باسایت گاهی اون ترسه میادسراغم ولی من توجه نمیکنم چون ازفایل ها استفاده میکنم وحل تمرین واجراتکنیک خیلی باعث شده من اعتمادبنفسم رفته بالا ومن مصمم شدم ومیدونم راحت وزن کم میکنم من چون بچه دارم باید زمانی روانتخاب کنم که بتونم تمرکزداشته باشم هنگام گوش دادن به فایل ها واجرا تکنیک ها ودرطی این مسیر حرف هارونبایدسردست گرفت چون باعث میشه ماروازهدف دورکنه
نشان های دریافت شده
سلام یکی ازموانع یاسدی که مانع لاغری ماهامیشده همون ترس ازچاق شدن افکارماباعث چاقی ماشده وقتی مسیرلاغری باذهن رودنبال میکنیم ومطمعن هستیم چاق نمیشیم ولاغرمیشیم وقتی هرروزفایل گوش بدیم وتمرین حل کنیم واشتیاق داشتن به لاغری ذهنی ماروبه هدف میرسونه ونباید توجه کردبه حرف اطرافیان چشم ازاندام برداریم وقتی افکاردرست بشه جسم شروع میکنه به لاغری
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد گرانقدر و بقيه اعضاء
با كمال افتخار اعلام ميكنم كه من همون اوايل صد گام كه يه فايلي بود به نام از چاقي خود خوشحال شويد اگر اشتباه نكنم…من همون جا هم نوشتم كه من اضافه وزن پيدا كردم ولي اصلا ناراحت نيستم چون متوجه ام كه اين اضافه وزن اخرين ضربه هاي باورهاي قديمي من از خودم بود …باورهايي درباره اينكه غذاها چاق كننده هستن…و چون همه چي به راحتي ميخوردم و ميخورم هنوزم ، اين باورهايي كه سالها تغذيه شون كرده بودم با اطلاعات گوناگون الان دارن قدرت نمايي ميكنن.
استاد اشاره كرد بعضيا به خاطر حرف بقيه ناراحتن كه اضافه وزن پيدا كردن حتي همسرشون.منم از همسرم شنيدم كه يكي دو بار كه گفت بهتر نيست يكم وزنتو كم كني !!
و من جواب دادم دارم همين كار رو ميكنم ، متوجه نشدي!!
و بهش يه بار گفتم من دارم كارهايي براي وزنم ميكنم و دوست ندارم ديگه درباره اش حرفي بزني و اونم ديگه هيچي نگفت .
و به خودم افتخار ميكنم كه انقدر تونستم روي خودم و قلبم كار كنم كه الهامات رو دريافت ميكنم..اين الهام كه راه تناسب اندام همين است و بس و ديگه نه اجازه دادم حالم خيلي بد بشه از اضافه وزنم و نه اجازه دادم همسرم ادامه بده …
همين امر باعث شد دو سه نفر كه من رو خيلي وقت بود نديده بودن به من گفتن لاغر شدي؟؟!!
منم گفتم يكم
به نظر من موانع ذهني لاغري همان باورها و انتظارات ما هستن از چاقي و خودمان و مواردي كه به چاقتر شدن ما ربط پيدا ميكند…البته مواردي كه خودمان به چاق تر شدن خودمان ربط داده ايم و اينها واقعي نيستند.
هر چه اين موانع به شخصيت و عزت نفس ما گره خورده باشن سخت تر رفع ميشن..چون ريشه اي تر بايد بهشون پرداخت.مثلا من بخشي از موانع ذهنيم درباره اينه كه دوست دارم دامن و پيراهن بپوشم اين ميشه علاقه..ولي اگر اضافه وزن من به من اجازه نميده برم استخر يا جلوي همسرم راحت نيستم اينا برميگرده به عزت نفس خدشه دار شده …
عزت نفس ميگه من هر جوري هستم عالي هستم چون مخلوق خدا هستم و اون بي نقص آفريده …
ولي اون مانعي كه من دوست دارم توي پيراهن و دامن ظريف تر باشم به نظرم متفاوت از عزت نفس هست…چرا كه اگر بحث عزت نفس رو ميخواستم در لباس پوشيدنم دخيل كنم ، پوشيدن بلوز شلوار كه خيلي بيشتر اضافه وزن من رو نشون ميده…ولي من بلوز شلوار ميپوشم بدون اين كه فك كنم عزت نفسم با اين لباس خدشه دار ميشه
من خيلي سعي ميكنم روي خودم و ابعاد شخصيت و اخلاقياتم كار كنم و عميق بشم در خودشناسي واسه همين تفكيك كردن موارد از هم به من كمك ميكنه تا با ابزار مناسب تري روشون كار كنم.
.
در حال حاضر ميتونم بگم يكي از قوي ترين موانع ذهني من ، زمان هست.
چون واقعا دلم ميخواد زودتر خود متناسبم رو ملاقات كنم …دلم ميخواد تمام اون اتفاقاتي كه پشت سد اضافه وزنم گير كرده رو متجلي كنم…ميدونم جواب استاد اينه كه خوب از همين الان دست به كار شو و متجليشون كن…ولي بين فكر من تا عمل من فاصله ست..بين دانسته هام تا عملم فاصله ست و اين چيزي هست كه من بهش واقفم و خيلي دلم ميخواد رفعش كنم.
نه من اين ترس رو خورد كردم چون از شهريور تا حالا كه اضافه وزن پيدا كردم ديگه همونقدر موندم و اضافه تر نشدم …يه روزايي احساس ميكنم دارم كمتر ميشم يه روزايي دوباره همون حس قبل رو دارم.
ديگه از چاقي نميترسم
ولي اينكه از چاقي نمي ترسم دليل بر اين نيست كه از غذا ها هم نميترسم…ترس از چاقي يه مانع هست…و ترس از غذاها يه مانع ديگه …هنوز بعضي وقتا بي اختيار فرمول هاي قبلي ميان جلو مثل پريشب كه از برنج ترسيدم …مثل امروز كه بي اختيار روي بسته نودل رو خوندم كه چقدر كرب و هيدرات داه و سريع صدايي از درونم شنيدم كه گفت نه اين اشتباهه نبايد روي بسته ها رو بخوني…
.
نقطه مقابل ترس از چاق شدن، اشتیاق و ذوق و شوق لاغر شدن است. بنابراین برای رفع این مانع مهم فقط کافی است اشتیاق خود برای لاغر شدن را افزایش دهید.
ترس از چاق شدن باعث شده بود هميشه خودم رو سرزنش كنم. هميشه كه ميرفتيم مثلا رستوران و من مجبور بودم بر اساس باورهاي چاقي عمل كنم و غذا ها رو با اون باورها اردر بدم ، خودم رو خيلي سرزنش ميكردم…هميشه لذت ها برام زهر مار ميشد…
هميشه كه ميخواستم برم مهموني از صب چيزي نميخوردم كه شب راحت غذا بخورم چون ميترسيدم هم خونه غذا بخورم هم مهموني…
.
براي لاغر شدن انقدر ذوق و شوق دارم كه يه شلور نو داشتم و سايزش به سايز الانم بود و خيلي وقت بود خريده بودم و نپوشيده بودمش…دو سه ماه پيش آوردمش و مارك هاش رو كندم و پوشيدم و به همسرم گفتم اين شلوار رو بايد بپوشم چون چند وقت ديگه كه لاغر بشم ديگه به دردم نميخوره..
يكي از ذوق و شوقام اينه كه ايندفعه كه برم ايران واقعا ديگه دلم نميخواد چيزي بخورم ..دفعه قبل كه رفته بودم تقريبا بيرون زياد چيزي نخوردم چون ميترسيدم چه روغني استفاده كرده باشن ولي الان با شناختي از خود جديدم دارم ميدونم ايندفعه به هيچ چيزش فكر نميكنم اگر دلم بخواد ميخورم و دلم نخواد نميخورم…
دفعه قبل يه جور عجيبي بود بين زمين و هوا بودم هم دوست داشتم همه چيز بخورم هم ميترسيدم از روغن و بقيه چيزا..
ولي الان اون ترسا پر كشيدن..
.
اين سوال خيلي چالشي بود و واقعا ديدم برنامه اي براي افزايش ذوق و شوق در نظر ندارم و اصلا نميدونم چطوري بايد ذوق و شوق لاغري رو افزايش بدم …من ميدونم چطوري حال خودم رو خوب نگه دارم و فكر ميكنم اين مورد بهم كمك ميكنه تا ذوق و شوق لاغري رو در خودم افزايش بدم
در ۴ گام لاغري با ذهن احساس خوب در مرحله دوم هست و اگر بتونم احساسم رو به همه چي و مخصوصا به خودم خوب نگه دارم ميتونم مطمئن باشم كه ذوق و شوقم فروكش نميكنه..
..
استاد عطار روشن در اين مرحله از زندگيم شاكر خداوند هستم كه توي دو تا سايت پر بركت عضوم و هر روز دارم رشد ميكنم اميدوارم انقدر سايتتون بزرگ بشه كه يه روزي مثل فايل قسمت ۲۵ چله تغيير زندگي ، بيايد و يه دفترچه نشون ما بديد و بگيد بهمن ۱۴۰۳ نوشتم كه سايتم بالاترين رنك سايت لاغري در جهان رو داره و الان توي همون رتبه هست سايتمون…
.
الهي آمين
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
خب من الا رقم اینکه میدونستم نباید به دیگران لاغری با ذهن رو بگم ولی وقتی وارد سایت شدم اینقدر ذوق و شوق داشتم که به همه گفتم چون ما خانواده نه فامیلمون چاق هستن در واقع چاق نیستن درگیر افکار چاقی هستن ولی خوب از سمت بقیه مسخره شدم و این باعث شد که من بخواهم به دیگران ثابت کنم که نه من درست میگم و همین خیلی از من انرژی گرفت و اینکه مدام ار حرفشون و نگاهشون بترسم ولی از یه جا به بعد گفتم من برای خودم میخوام لاغر بشم و تناسب اندام رو میخوام زندگی کنم تازه من چاق هم شدم چون دوره تهیه نکردم و خب خیلی هم چاق شدم ولی من ادامه دادم و ادامه میدم و این استمرار و خیلی دوست دارم چون از همون ابتدا باور کردم که فقط همین مسیر ما رو به هدف میرسونه من از یه جا به بعد دیگه لاغری هم برام مهم نبود اون آرامش ذهنی برام مهم بود مثلا هفته ی پیش رفتم مسافرت وقتی بر گشتم گفتم چقدر این مسافرت با بقیه ی مسافرت های زندگیم فرق داشت بدون استرس چاق شدن بدون اینکه چی بخورم چی نخورم و تمام رفتارها صحیح و به نظر من همین ها کلی دستاورده
من تو این مسیر یه چیز رو یاد گرفتم که دیگه اینجا مثل رژیم ها یو یو عمل نکنم و بمونم و ادامه بدم چون خیلی قشنگه و این حال خوب آدم هیچ جا نمیشه بهش رسید
از حرف مردم نترسیم این نظر اونهاست
خدایا شکرت ۲۲۰
نشان های دریافت شده
بنام خدا سلام استاد گرامی ودوستان هم مسیرم ترس از چاق شدن مانع لاغری است ترس از چاق شدن یکی از موانع لاغر شدن ماست که ازهر چیز ترس داشته باشیم اون در زندگیمون تشدید میشه چاقی هم همین طور هست چون ما از هر روش استفاده کردیم که چاق نشویم ولی درذهن ما که تصاویر چاقی است وما از چاقی ترس داریم واحساس ما نسبت به خودمون بد میشه وباید باید درمسیر لاغری باذهن باشیم وبه اموزش ها عمل کنیم وبا احساس خوب ایجاد کردن وموانع یکی یکی برطرف کردن باانگیزه ادامه دادن ودراین مسیر ماندن به ما کمک میکند که مانع ها وترسها رو کمرنگ کنیم وافکار رفتار مون تحلیل کنیم وعاشق خودمون باشیم وبا مرور تکرار کردن واستمرار داشتن واحساس خوب داشتن وتمرکز توجهمون به متناسب شدن وانتظار لاغر شدن خودمون باید هرروز ازمسير لذت ببریم وباشور اشتیاق مسیر رو دنبال کنیم وبا یادگرفتن عشق علاقه من هرروز به سمت متناسب شدن حرکت میکنیم.
نشان های دریافت شده
سلام یکی ازبزرگترین موانع ذهنی یاهمون ترمزدهنی ترس ازچاق ترشدنه وقتی داریم لاغرمیکنیم وقتی ترس داریم نمیزاره به هدف برسیم حتی درموردهمه کارها ترس نمیزاره ماپیروزبشیم ازهرروش استفاده کردیم برالاغری ولی بازتوذهن اون ترس نزاشته موفق بشیم همیشه روبه چاقی رفتیم نه لاغری باشگاه میرفتم ورزش میکردم ولی بعدش شروع میکردم به پرخوری ولاعری نمیشدم یابراانجام هرکاری همیشه ترس همراه من بودولی اززمان اشنایی باسایت این ترس رفته کنار ومن یک زن قوی شدم واززمان استفاده ازگفتاراستاداعتمادبنفسم بالارفته خودمو بالا میبینم دیگه خودموادم بی ارزه نمیدونم لاغری باذهن روانتخاب کردیم ولی بایدهرروزپیگیرش بشیم باگوش دادن به فایل وتکراروتمرین واجراتکنیک همش دست به دست هم باعث میشه به هدف برسیم نباید به افکاروگفتاراطرافیان تومسیرلاغری توجه کردفقط عملکردخودمامهمه