0

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که جلوی لاغر شدن شما را می‌گیرند (گام ۷۲)

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن
اندازه متن

شاید برات آشنا باشه که می‌گن: «از هرچی بترسی، سرت میاد!» 😨 ولی وقتی پای لاغر شدن وسطه، ماجرا یه کم فرق داره…

ترس از لاغری یکی از همون باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که به‌جای کمک، مثل یه ترمز ذهنی، جلوی حرکتت رو می‌گیره.

در حالی که فکر می‌کنی داری راه درستو میری، ناخودآگاه تصویر شکست رو هی توی ذهنت تکرار می‌کنی 😓

بیایم با هم ریشه این ترس رو بشکافیم و ببینیم چرا ذهنمون گاهی به‌جای کمک، جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیره… 🧠✨

🌪️ وقتی ترس فرمان زندگی رو به دست می‌گیره…

تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا وقتی از یه اتفاق بد می‌ترسی، خیلی زودتر از چیزی که فکرش رو می‌کردی، اون اتفاق میفته؟

اما وقتی که یه آرزو داری و با عشق و اشتیاق دنبالش می‌ری، یا اتفاق نمیفته یا انقدر دیر میاد که دیگه اون حس خوبِ رسیدنش هم نیست؟ 😔

منم بارها این سؤالو از خودم پرسیدم. مخصوصاً تو مسیر شناخت قوانین جهان هستی.

واقعیت اینه که ترس، یکی از ریشه‌ای‌ترین باورهای اشتباه در ذهن ماست.

یه فکری که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده، اما ما تو ذهنمون بارها اون سناریو رو ساختیم، تصویرسازی کردیم، بهش پر و بال دادیم، و حتی آخرشو هم پیش‌بینی کردیم! 😵‍💫

مثلاً وقتی از شکست می‌ترسیم، داریم توی ذهنمون فیلمی می‌سازیم که پایانش باختن خودمونه.

وقتی از دست دادن عشق می‌ترسیم، داریم صحنه‌ی جدایی، تنهایی، رها شدن و حتی پیام آخر اون شخص رو توی ذهنمون مرور می‌کنیم.

و با همین تصویرسازی‌ها، داریم به جهان هستی می‌گیم: «لطفاً این اتفاق رو برای من واقعی کن!» 🎬

حالا فکر کن این الگو بیاد وارد مسیر کاهش وزن بشه…

ترس از چاق‌تر شدن، ترس از جواب نگرفتن از رژیم، ترس از شکست دوباره… و حتی ترس از لاغر شدن! 😳

بله! اینم یکی از اون ترس‌های عجیب اما رایجه. چون خیلی وقتا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باعث می‌شن لاغر شدن رو مساوی با بیماری، ضعف یا حتی طرد شدن بدونیم.

ترس از لاغر شدن

😟 ترس از لاغر شدن؛ مانعی پنهان اما قدرتمند

یکی از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، ترس از لاغر شدنه!

وقتی این ترس در ذهن جا خوش کنه، با هیچ روشی حتی برنامه ذهنی هم نمی تونی لاغر بشی، چون ذهن ناخودآگاه داره ترمز می‌گیره. 🧠🚫

یه سؤال عالی از یکی از همراهان سایت همیشه تو ذهنم مونده:

سلام استاد، چرا ترس از چاقی یا ترس از خوردن باعث چاقی میشه، ولی ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشه؟ 🤔

این سؤال دقیقاً همون چیزی بود که سال‌ها ذهن منم درگیرش کرده بود!

چرا وقتی تو فرکانس منفی هستیم، خیلی زود اتفاقات بد رخ می‌دن، ولی تو فرکانس مثبت، نتایج دیرتر میان یا اصلاً نمیان؟

🔍 جوابش تویه ساختار باورهای اشتباه درباره کاهش وزن پنهونه.

ما سال‌ها با ترس، تردید و ناامیدی ذهن‌مون رو تغذیه کردیم. پس طبیعیه که سیستم ذهنی‌مون در مقابل تغییر مقاومت کنه.

📌 برای همین، وقتی کسی از لاغر شدن می‌ترسه (مثلاً نکنه بیمار شم، نکنه جذاب نباشم، نکنه دوام نداشته باشه…) ناخودآگاه مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل رو پر از مانع می‌کنه.

😨 چرا ترس از لاغری باعث لاغر شدن نمی‌شود؟

شاید به‌نظر برسه که وقتی از لاغری می‌ترسیم، باید لاغر بشیم دیگه! چون می‌گن از هرچی بترسی، همون سرت میاد… ولی واقعیت خیلی پیچیده‌تره.

ترس، مثل یه ترمز قوی عمل می‌کنه، نه یه شتاب‌دهنده. وقتی از چیزی می‌ترسیم، ذهنمون وارد وضعیت دفاعی میشه و سعی می‌کنه از اون اتفاق جلوگیری کنه 🚫

مثلاً اگه از لاغر شدن بترسیم، ذهن ناخودآگاه می‌گه: «پس لاغر شدن خطرناکه! من باید کاری کنم که این اتفاق نیفته!» و دقیقاً همین‌جاست که مسیر کاهش وزن قفل میشه. 🔒

🧠 ترس از لاغری یکی از عمیق‌ترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که معمولاً از کودکی توی ذهن ما کاشته شده.

والدین، اطرافیان یا تجربه‌های گذشته ممکنه این باور رو به ما داده باشن که «لاغری یعنی ضعف، مریضی یا حتی تنها شدن…» و ذهن، بدون اینکه با واقعیت چک کنه، همون رو به‌عنوان حقیقت ثبت کرده.

ترس، اضطراب و نگرانی سه‌تا از بازیگرهای اصلی ذهن چاق هستن! 😟

اینا زنجیروار به هم وصلن و وقتی وارد زندگی ما می‌شن، همه‌چی رو تحت‌الشعاع قرار می‌دن.

پس اگه می‌خوای واقعا تغییر کنی:

  • اول باید بپذیری که این ترس‌ها فقط تصاویری توی ذهن تو هستن، نه واقعیت بیرونی زندگی‌ت. 🌈💫
  • دوم از آموزش های لاغری با ذهن برای کشف و اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن استفاده کنی.
باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

⚠️ ترس از چاقی و ترس از لاغر نشدن؛ دشمنان پنهان ذهن ما

وقتی یه فرد اضافه وزن داره، ترس از چاق‌تر شدن همیشه یه گوشه ذهنش نشسته.

شاید یادت باشه که اولین بار کی بهت گفت: “مواظب باش چاق‌تر نشی!” 😟

ما ناخواسته تبدیل شدیم به یه «مبارز همیشه نگران» که با رژیم، ورزش‌های سنگین، دمنوش و قرص و حتی جراحی، دنبال فرار از یه دشمن نامرئی بودیم – چاقی! 🥊

اما مشکل اینجاست که تمرکز بیش از حد روی چاقی، فقط ترس رو پررنگ‌تر کرد و ذهن رو بیشتر درگیر همون چیزی کرد که نمی‌خواستیم…

و چون ریشه‌ی این ترس از بین نرفته بود، هر بار که کمی نتیجه می‌گرفتیم، بعدش دوباره چاقی برمی‌گشت… و این بار با ترسی شدیدتر از قبل.

🚧 ترس از لاغر شدن؛ ترمزی پنهان در ذهن ما

خیلی وقت‌ها ما در ظاهر داریم برای لاغر شدن تلاش می‌کنیم، ولی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن نمی‌ذاره به نتیجه برسیم…

🔄 چون ما قبلاً بارها روش‌های مختلف رو امتحان کرده بودیم، ولی نتیجه همیشگی نبوده، ذهن‌مون یاد گرفته که به هیچ روشی اعتماد نکنه.

و هر بار با یه روش جدید، ترس قدیمی هم همراهش میاد.

🧠 ذهن‌مون می‌گه: «تو قبلاً هم تلاش کردی و فایده نداشت، پس این‌بار هم نخواهد داشت.»

و دقیقاً همین ترس و شک، باعث می‌شه که حتی اگر روش درست باشه، ما باور نکنیم که جواب می‌ده… و خب ذهن هم با باورهای اشتباه درباره کاهش وزن همراه میشه و نتیجه چاق موندن یا دوباره چاق شدنه.

🌱 چطور می‌تونیم ترس از لاغر شدن رو در ذهن‌مون کم‌رنگ کنیم؟

برای کم‌رنگ کردن ترس از لاغر شدن که یکی از مهمترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه، باید اول از همه به مسیرمون اعتماد کنیم.

این اعتماد یعنی باور کنیم که لاغر شدن از راه ذهن، یه مسیر طبیعی، امن و ماندگاره، نه یه رژیم سخت یا فعالیت سنگین برای مبارزه با بدن 🧠💚

ترس‌هایی که داریم از اون‌جا اومدن که بارها شکست خوردیم یا لاغری‌مون موقتی بوده.

ذهن ما پر شده از خاطرات رژیم‌های طاقت‌فرسا، ورزش‌های سنگین، عمل‌هایی با ترس بازگشت وزن…

و همه این‌ها شدن باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که ته ذهنمون می‌گن:

– لاغر شدن سخته…

– نکنه دوباره وزنم برگرده…

– شاید این روش هم مثل قبلیا باشه…

💡 ولی الان وقتشه که این باورها رو بازنویسی کنیم، درست مثل اینکه داریم فایل‌های قدیمی ذهنمون رو پاک می‌کنیم و فایل‌های جدید و مفید جایگزین می‌کنیم!

✅ نتیجه نهایی: جای ترس، ایمان رو بنشون!

وقتی ذهن ما پر از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باشه، ترس دست بالا رو داره. ترسی که باعث میشه به روش‌ها شک کنیم، به خودمون اعتماد نکنیم و مدام عقب‌نشینی کنیم 😞

اما وقتی آگاهانه شروع کنیم به ساختن باورهای جدید، امن و مثبت، انگار راه رو برای ذهنمون روشن می‌کنیم 🌅

🧠 لاغری با ذهن یعنی قبل از تغییر غذا یا ورزش، اول ذهنمون رو سبک کنیم. یعنی فرمول‌های اشتباه قدیمی رو کنار بزنیم و به جای اون‌ها، فرمول‌های متناسب و قدرتمند بسازیم.

و بهترین نقطه‌ی شروع برای تغییر باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، جاییه که هزاران نفر همین مسیر رو با موفقیت طی کردن:

🎯 دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها

در این دوره، قدم به قدم یاد می‌گیری چطور افکار منفی رو شناسایی و ریشه‌یابی کنی، چطور فرمول‌های ذهن چاق رو اصلاح کنی، و چطور به جای ترس، آرامش و اعتماد رو در خودت پرورش بدی.

🗝️ این دوره نه‌تنها یه آموزش ساده نیست، بلکه یه تجربه عمیق ذهنی و احساسی برای ساختن پایه‌های درست ذهن متناسبه.

اگه تصمیم گرفتی برای یک بار هم که شده از یه روش درست و حسابی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن رو از بین ببری…

👣 پیشنهاد می‌کنم همین امروز وارد سرزمین لاغرها بشی.

تو شایسته‌ی بدنی متناسب و ذهنی آرام هستی 💖 و این مسیر، از تغییر باور شروع می‌شه…

✍️ اهمیت انجام تمرینات برای اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

انجام تمرینات ذهنی مثل یک عملیات پاک‌سازی برای ذهن است! این تمرینات کمک می‌کنند تا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن شناسایی و با باورهای درست جایگزین شوند.
لاغری با ذهن فقط یک آموزش نیست، بلکه یک فرایند اصلاح باورهاست؛ و تمرین، موتور محرک این تغییر بزرگه 💪🧠🌿

📚 سوالات تمرینی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

  • ✏️ به نظر شما چرا ذهن ما تمایل زیادی به مرور ترس‌ها دارد؟
  • ✏️ ترس از لاغر شدن چگونه در ذهن افراد چاق شکل می‌گیرد؟
  • ✏️ چه مثال‌هایی در زندگی خود از اقدام نکردن به‌خاطر ترس از لاغر شدن دارید؟
  • ✏️ چرا ترس از لاغر شدن باعث می‌شود لاغر نشویم؟
  • ✏️ لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می‌کند تا این ترس را اصلاح کنید؟

💬 حالا نوبت شماست 🌟

در بخش دیدگاه‌ها بنویسید که کدام باور اشتباه در ذهن شما باعث ترس از لاغر شدن شده؟
تمرینی که برای اصلاح این ترس طراحی کردید رو هم بنویسید تا به ذهن‌تون کمک کنید مسیر جدیدی بسازه.
یادتون نره که نوشتن، قدم اول برای ساختن یه ذهن متناسبه ✨

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.60 از 62 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=19497
141 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا رضاخانی
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۸ ۰۱:۲۷
      مدت عضویت: 2483 روز
      امتیاز کاربر: 41699 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      چرا به چاقی فکر میکنیم چاق میشیم ولی به لاغری فکر کنیم لاغر نمیشیم؟
      چون مسیرهای چاقی خیلی واضح ومشخص در ذهن ما هستند وفکر کردن به چاقی چاشنی کوچکیه ما رو در مسیرهول میده ولی مسیرهای لاغری در ذهنت نیست به همین دلیل فکر کردن به لاغری منجر به لاغری نمیشه
      یا مثلا پول یه فرد پولدار روز به روز پولدارتر میشه چون مسیرهای ثروت در ذهنش وجود دارد ولی یه فرد فقیر با فکر کردن به پول پولدار نمیشه چون مسیرهای ثروت دراون نیست
      در تمام مسائل زندگی همینه
      تو داری مسیرهای لاغری و تناسب اندام رو در ذهنت می سازی باید همجوره از فکر کردن به چاقی دوری کنی چون مسیرهای چاقی در تو هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین محصلی
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۶ ۱۹:۰۹
      مدت عضویت: 2483 روز
      امتیاز کاربر: 17423 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 134 کلمه

      دقیقا همین طوره استاد منقبل از آشنایی با قدرت ذهن در لاغری هر وقت تصمیم می گرفتم رژیم بگیرم از لاغر نشدن وبیشتر چاق شدن می ترسیدم وهمیشه این تصویر همسرم که بهم می گه دیدی گفتم لاغر نمی شی این بنیه توه وتولاغر نمی شی رو در ذهنم مرور می کردم وبااینکه سعی وتلاش زیادی انجام می دادم وخیلی عالی هم وزن کم می کردم ولی همین که دست از رژیم بر می داشتم کم کم مثل قیل چاق می شدم ویا تایه حدی لاغر میی شدم واز یه وزنی به بعد وزنم کم نمی شد وبرام به حسرت تبدیل شده بود تا وارد سرزمین لاغرهاشدم اولین قدم موثرش همین تعهد به نرفتن روی ترازو بیشتر استرس من رو کم کرد وباخیال راحت ادامه دادم ودرام به سوی ایده آلم پیش می رم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mv.abtahi
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۷ ۲۳:۴۰
      مدت عضویت: 2407 روز
      امتیاز کاربر: 250 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 201 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان
      سلام
      این فایل منو یاد مثالی میندازه که هممون تجربه اش کردیم.
      پیدا کردن آدرس خونمون بدون اینکه به خودمون فشار بیاریم.
      چون بارها مسیر خونمونو رفتیم ذهنمون این برنامه ی تکراری رو ثبت کرده و حالا حتی قادر به فراموش کردنش هم نیستیم
      ولی برای رفتن به یک مکان جدید باید دقت و توجه و تمرکز زیادی به خرج بدیم که البته انرژی بیشتری میبره ولی چون خوب دقت میکنیم و به خاطر میسپاریم دفه ی بعد راحت تر پیداش میکنیم
      وقتی به ترسهام نگاه میکنم میبینم این آدرسو بارها اومدم و راجت میترسم ولی برای یک مسیر فکری با ایمان هر بار باید خودمو با تمرکز متقاعد کنم به همین خاطره که تکرار ترسها باعث شدن اون اتفاقات زودتر رخ بده….
      به همین حاطره که در سنبن ابتدایی زندگی ما خواسته هامون خیلی راحت برآورده میشه وبعد در حین بزرگ شدن یاد میگیرییگیریم که باید چقدر به موانع برخورد کنیم و چقدر باید بترسبم و و بیشتر عقب نشینی رو یاد میگیریم تا پیشروی و شجاعت..ولی به لطف آموزش پذیر لودن ذهن میشه دوباره به ذهنمون دستورالعمل بدیم….میعنی باورم نمیشد یه روزی برسه که من اینقدر به راحتی لاغر بشم و با لاغری بمونم خداذوشکر به خاطر این آموزش.
      خیلی ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۷ ۱۰:۱۵
      مدت عضویت: 2482 روز
      امتیاز کاربر: 21218 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,390 کلمه

      چرا ترس از لاغری باعث نمیشه لاغر بشیم 

      کلمه ترس وترسیدن از هر موضوع یا رویدادی در زندگی باعث ترمزی در در همان جنبه از زندگی میشود 

      ترس یکی از ریشه ایی ترین افکار اشتباه در ذهن انسانهاست 
      این افکار اشتباه از کودکی به ما تلقین شده و این مسعله ربط به افکار اشتباه والدین دارد که ترس از هر موضوعی را باعث حفظ ونگهداری از مشکلات نادیده آینده میپنداشتند مبحث ترس در روانشناسی مبحثی بس گسترده است که اکثر ناموفقیت های زندگی انسانها به آن بستگی دارد واین ترس داشتن از هر موضوع در زندگی بیشتر ازخود آن موضوع در زندگی عملکرد دارد 
      ترس واضطراب ونگرانی زنجیره های به هم پیوسته ایی هستند که در روح انسان باعث تشویش و دلهره میشود  
       

      چه زمانی میشود بر ترس های درونی غلبه کرد ؟؟؟ 

      زمانی میتوانیم بر ترس درونی غلبه کنیم که با آن ترس روبه رو شویم  چون تا وقتی با آن روبه رو نشویم خود ترس از آن موضوع بزرگتر از خود موضوع در ذهن ما جلوه میکند آن هم به این دلیل که ذهن کلا بزرگنمایی را دوست میدارد وچون تشخیص ندارد نمیداند آیا این حس الان برای ما خوب است یا بد برای همبن بزرگتر از خود موضوع در ذهن ما جلوه میکند 

      آیا ترسیدن خوب است یا مضر است ؟؟؟ 

      ترسیدن یک حس خدا دادی است که در انسان نهاده شده تا در مواقع خطر انسان بتواند از آن حس برای حفظ جان خود ودیگر عوامل نزدیک به خود را بکار ببرد در این مواقع حس ترس برای انسان لازم است ولی انسان به دلیل نجوایی شیطانی که در ذهن دارد  ازاین حس به درستی نمیتواند استفاده کند زیرا شیطان هم یک اسلحه بنام ترس را دارد  که برای پیش برد اهداف خود که همانا نرسیدن آرزوها به دست انسان است بکار میبرد 

      ترس را تعریف کنید ؟ 
      ترس رویدادی است که هنوز برای ما اتفاق نیافتاده ولی ما بارها آن اتفاق را در ذهن خود به تصویر میکشیم وبه واسطه تصویر سازی در ذهن به جهان هستی اعلام میکنیم که من طالب این واقعه هستم و جهان هستی هم به این خواسته ما جواب میدهد واز همان که میترسیدیم به همان میرسیم در واقع از هرچه بترسیم به سرمان میایید  
       

      چه مثالهایی در رابطه با ترس سراغ دارید ؟؟ 

      مثالهای گوناگونی وجود دارد ترس از بیمار شدن  ترس از رابطه خوب را از دست دادن ترس از فقر ترس از آینده ترس از سرنوشت ترس از نگرانی برای فرزندان  ترس از مرگ ترس از چاقی ترس از لاغر نشدن و غیره ………

      در مورد ترس از چاقی و ترس از لاغر نشدن توضیح دهید ؟؟؟؟

       ترس از چاقی وچاقتر شدن همیشه در افراد چاق وجود دارد واین ترس یک فکر بسیار بسیار ریشه ایی میباشد زیرا از زمانی که ما شروع به چاق شدن کردیم اولین حرف اطرافیان به گوش ما رسبد که مارا از چاقتر شدن ترسانیدن  اولین حرفی که زدند این بود فلانی مراقب باش چاقتر نشوی  وهمین حرف اولین ترس را در ذهن ما بوجود آورد ترس از چاقتر شدن وتوجه ما به سمت چاقی سوق داده شد و بیشتر مراقبت میکردیم با افکاری که توسط دیگران وجامعه ورساناها به ما دادند حالت یک مبارز جنگجو را به خود گرفتیم واز تمام سلاح ها مثل رژیم ورزش دمنوش قرص لاغری جراحی استفاده کردیم تا این دشمن نادبده نتواند باعث ترس مابشود  وهمین توجه به چاقی هر روز ترس ما را بیشتر میکرد و ما ناخواسته به سمت چاقی پیش میرفتیم شاید مقطعی مدتی براین چاقی پیروز میشدیم وترس امون کمتر میشد ولی چون ریشه ایی این ترس را از بین نمیبردیم  بعد مدتی هم چاقی بر میگشت وهم ترس از چاقی بیشتر شدت میگرفت ‌

      ترس از لاغر نشدن : خود این این ترس از لاغر نشدن یک مانع بسیار بزرگ در ذهن ما ایجاد میکند چون این مانع ویا همان ترمزی است که با عث میشود تمام تلاشهای ما برای لاغر شدن بی نتیجه گردد  برگردیم به زمانی که در مسیرهای اشتباه برای لاغر شدن بودیم  درآن زمان هم ترس از لاغر نشدن داشتیم آیا این رژیم که گرفتم روی من اثر میکنه ؟ آیا من با این نوع ورزش لاغر میشم  ؟ آیا من جراحی کنم دوباره چاق نمیشم ؟ وهزارتا آیا که پسوند ترسهای درونی ما بود که به شک و دودلی گره خورده بود ودر ما وجود داشت وهمین باعث میشد که باور نکنیم لاغر میشویم  چرا چون بارها قبل آن روشهای مشابه اش را استفاده کرده بودیم ولاغر ی ما ماندگار نبود برای همین بیشتر در روش بعدی میترسیدیم  .

      در لاغری با ذهن چگونه باید برخورد کنیم تا دچار ترس از لاغر نشدن نشویم ؟؟؟ 

      اولین چیزی که در راه وروش لاغری ذهن مد نظر باید باشد این است که این روش متفاوت با تمام روشهایی است که در قبل انجام دادیم وباید این موضوع را کاملا برای ذهن امون شرح بدهیم  تا ذهن ما قبول کنه که این روش راه بسیار بسیار درستی است وبا در مسیر بودن در این راه میتوانیم به نتیجه دلخواه برسیم  وقتی برای ذهن امون شرح بدیم که مسیر درستی انتخاب کردیم  باید باورهای وفرمولهای درست را به جای باورهای اشتباه در ذهن بکاریم تا این فرمولهای مثبت رشد کند وبیشتر ذهن مملو از این فرمولهای مثبت شود  تا جایی برای فرمولهای اشتباه باقی نماند در این صورت میتوانیم بر ترس از لاغر نشدن غلبه کنیم چرا چون افکار مثبت در ذهن بیشتر وهمین افکار مثبت باعث غلبه بر ترس از لاغر نشدن میشود  

      چه باوری ترس از لاغر نشدن را میتواند در ذهن کمرنگ کند ؟؟ 
      باور ایمان به مسیری که انتخاب کرده ایم وبه درستی این مسیر با تطبیق شواهد مسیر با پیروزی آن مسیر میتوانیم به راحتی برترس از لاغر نشدن غلبه کنیم 
      باورهایی مثل 

      لاغر شدن آسانترین کار دنیاست 

      من ایمان دارم که به راحتی مثل آب خوردن در مسیر لاغری با ذهن لاغر میشوم 

      من چه بخوام چه نخوام با تنظیم فرمولهای درستی که در ذهن ام جای میدهم لاغر میشوم 

      من هیچ ترسی از لاغر شدن ندارم چون میدانم وایمان دارم که راهم درست است وصد درصد لاغر میشوم 

      این افکار مثبت کمک میکند تا ترسی از لاغر شدن نداشته باشیم   

      با مثالی این مورد را روشن کنید ؟ 

      بیایم دو کره را در ذهن امون تصور کنیم  یک کره مثبت یک کره منفی   این دو کره باید قابلیت ارتجاعی وکشش هم داشته باشند  
      حالا ما بیایم افکار منفی را بیشتر وارد کره منفی کنیم این افکار منفی خودش از ترس ریشه میگیرد وهرچه افکار منفی را بیشتر وارد کره منفی بکنیم این کره به دلیل ارتجاعی بودنش بزرگ وبزرگتر میشود وحجم بیشری را در برمیگرید و کره افکار مثبت در مقایسه با آن کوچک میشود  در نتیجه ترس ما به دلیل آن افکار منفی بیشتر میشود  

      حالا اگر بیایم عکس آن عمل کنیم در کره مثبت فرمولهای درست ومثبت را پرکنیم  افکار مثبت بیشتری را وارد آن کنیم تا این کره بزرگ وبزرگتر شود  وکره منفی کوچک بماند حالا چه اتفاقی میافتد به واسطه افکار مثبت که بیشتر در ذهن جای گرفته ترس هم از بین میرود  وایمان به لاغر شدن در ما بیشتر میشود 

      چرا ترس از چاق شدن باعث چاقی میشه اما ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشه؟؟؟ 

      وقتی فرکانس منفی ارسال میکنیم اتفاقات منفی  باعث بروز همان اتفاق میشود  خیلی سریعتر از اتفاقات مثبت رخ میدهد چون باور داریم ومنتظر آن اتفاق هستم  واین فکرها بستگی به اطلاعاتی است که در طی سالها کسب کردیم حالا به صورت تجربه برای خودمان یا تجربه دیگران که فرقی برای ذهن ندارد که این اطلاعات مربوط به چه کسی یا چه چیزی است واین مسیر از قبل در ما بواسطه این اطلاعات در ذهن امون وجود داره برای همین داده است که ما باور وانتظار وقوع افکار منفی را داریم  وانباشتگی اطالاعات منفی این انتظار را برای ما بوجود میآورد وما پاسخ ارسال منفی را از جهان هستی میگیریم  
      حالا در پروسه چاقی ولاغری هم به همین شکل ذهن عمل میکند 
      چون ما خاطرات وفرمولهای اشتباه را در ذهن ذخیره داریم واز قبل مسیرش در ذهن ما رسم شده ترس از چاقی هم مثل یک اهرم در این زمینه کمک میکند و جاقی را اول در افکار ما بیشتر میکند وبعدش در رفتار ما نشان داده میشود ودر آخر جسم ما هم نمایشگر همان افکاری است که ترس از آن داشتیم ودارای یک جسم چاقتر  میشویم  پس این فرمول جدید را یاد بگیریم و وقتی در مسیر لاغری با ذهن هستیم نباید نگران چاقتر شدن باشیم  وترس از چاقتر شدن نداشته باشیم به بدن امون اعتماد کنیم وبه روش لاغری با ذهن اعتماد کنیم و هیچ ترسی ازچاق شدن نداشته باشیم 

       باید فرمولهای چاقی را توسط فرمولهای لاغری جدید که اطلاعات جدیدی برای ماست کم رنگ کنیم تا فرمولهای لاغری پر رنگ شود  

      زمانی که از لاغر نشدن میترسیم چون اطلاعاتی در ذهن ما برای لاغر شدن درست وجود نداشته  همیشه توجه ما به چاقی بوده وچاقتر نشدن  حالا با تمرینات درست وآموزش صحیح لاغری با ذهن میتوانیم اطلاعات درست به ذهن بدهیم تا دیگر ترسی برای لاغر نشدن وجود نخواهد داشت وبه راحتی لاغری را به سمت خود جذب میکنیم باید توجه به لاغری داشت واطلاعات صحیح را جمع کنیم تا این اطلاعات در ذهن ذخیره شود وبعد طبق این اطلاعات ذهن نقشه ذهنی خود را براساس لاغر شدن بکشد و جهان هستی پاسخ خوب لاغر شدن را به ما بدهد  یاد بگیریم ترس برادر مرگه  اگر از چیزی بترسیم هیچ وقت نمیتوانیم آن مانع را در زندگی خود رد کنیم   

      با تشکر از استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Laleh
        ۱۴۰۰/۰۴/۱۲ ۲۳:۴۰
        مدت عضویت: 2140 روز
        امتیاز کاربر: 1815 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 560 کلمه

        سلام سهیلا جان

        نوشته شما بسیار کامل و جامع است. از تعاریف و مثالهای گوناگون گرفته تا شکافتن موضوع ترس و بررسی ان.🤗

        مثال کره های ارتجاعی و کششی هم بسیار جالب بود. به نظرم این حرفها و کلام شما را میشود برای برطرف کردن بیماری وسواس، هم ازش استفاده کرد.

        اینطور که من شنیده ام ،کسانی که وسواس دارند افراد ترسویی هستند; و به خاطر ترسون از کثیفی، وقت  زیاد ی را در حال تمیز کردن هستند.

        بعضی هاشون هم در مرتب کردن خانه و چیدمان ان دچار وسواس هستند که به خاطر همین خواندن  نوشته شما، خیلی برای انها مفید خواهد بود؛ مثلا شب میتوانند کفشهای دم در را جفت نکنند و بگذارند به هم ریخته باشد و بعد بخوابند.🌟

        این مقابله کردن باترس و موضوع وسواس انها را ازبیماری وسواس با تمرین کردن و بیشتر روبرو شدن با ان از ترس، انها را از خود بیماری، دور میکند.

        برگردیم سر موضوع لاغری و تناسب اندام. وقتی من یکبار ،با رژیم طاقت فرسایی، ۲۰ کیلوگرم کم کردم تا مدتها میترسیدم که نکند دوباره برگردم و چاق شوم؛ انگار باورش برام سخت بود که این جسم متعلق به خودم است، البته چند ماه بعد ارام ارام همه ان۲۰ کیلوگرم و بیشتر به من اضافه شد وهمه زحمات و سختیهایی که کشیده بودم، به باد رفت.

        اما الان داستان من اینطور ادامه ندارد و قصه و سناریوی زندگی من عوض شده است. بگذار دیروز را برای شما مثال بزنم، چون واقعا مصداق حرفهایی است که شما ازش نوشته اید.🌹

        کمد لباس ما walk in است و چون خیلی بزرگ است اکثر موقعها لباسها ی من و همسرم در یک کمد بزرگ است  که فکر میکنم در ایران این کمد بیشتر شبیه به یک اتاق کوچک ازش یاد میشود ،به نظر میرسد.

        خوب البته ساختار اپارتمانهای امریکا به این صورت است و اکثر خانه هایی که ما تا الان گرفته ایم ، کمدشان بزرگ و walk in بوده است. دیروز متوجه شدم که خیلی از لباسهایم ،سایزشان برایم بزرگ شده است.

        همانطور که سهیلا جان نوشته اید:”من چه بخوام چه نخوام با تنظیم فرمولهای درستی که در ذهن ام جای میدهم لاغر میشوم.”😀

        بنابراین من همه لباسهایم را روی تخت ریختم. از لباسهای مربوط به بالاتنه لباسها ، بلوزها و تاپ سایز small را انتخاب کردم و از قسمت لباسهای پایین تنه سایز medium و small را نگه داشتم.

        یاد حرف شما افتادم:” من هیچ ترسی از لاغر شدن ندارم چون میدانم و ایمان دارم که راهم درست است و صد درصد لاغر میشوم.”

        بنابراین لباسهایی را دیگر سایزشان برایم بزرگ شده است، را داخل جعبه اهدا یا donationقرار دادم. فکر میکنید چه اتفاقی افتاد؟🤔

        من الان در کمتر از ۱/۳ کمد لباس ، لباس دارم و همسرم ۲/۳ ان کمد ، لباس دارد. اتفاقی که هرگز برایم اتفاق نیافتاده بود. همیشه لباسهای من صد برابر لباسهای همسرم بود و تقریبا همه انها سایز Largeبه بالا بود.

        من الان در طول دوره شرکتم در این دوره، این اولین باری است که به یکباره این همه لباس را با هم از کمدم خارج میکنم، که دیگر نپوشم.

        این مقداوتعداد لباس ،خیلی زیاد بود و خوشحالی منهم بیشتر از تعدادان لباسها. دوستان از لاغر شدن نترسید، تا نفر بعدی شما باشید که عدم ترستان، باعث لاغری شما باشد.🌼

        خدایا سپاسگزارم بابت اشنایی من با دوستان و عزیزانی مثل سهیلا جان و همچنین هدایت به سایت استاد که  افکار و روش و مسیر درستی را به من نشان دهند.

        روز و روزگار بسیار شاد و پر از سلامتی را برای همه خواستارم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار سهیلا عظیمی ویشته
          ۱۴۰۰/۰۴/۱۳ ۰۵:۵۰
          مدت عضویت: 2482 روز
          امتیاز کاربر: 21218 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 574 کلمه

          سلام عزیزم لاله جان  ممنونم از اینکه دیدگاه منو به دقت خواندید  وبرداشت های خوبی داشتید چقدر خوشحال شدم از اینکه شهامت به خرج دادید ولباسها را اهدا کردید این نشان میدهد که سما ایمان دارید لاغرتر خواهید شد  ومن مطنعنم به زودی عکس شما را در صفحه شگفت انگیزان میبینن    چند روز پیش  مهمانی دعوت بودم دوستانی آنجا بودند که ۴ ساله منو ندیدند کلی تعجب کردند وگفتند وای سهیلا چقدر چاق شدی  البته حق داشتند  چون ۳تا ۴ سال  پیش من بسیار متناسب بودم وهیچ اضافه وزنی نداشتم چون مدام در ورزش  ورژیم بودم اما در این مدت به سمت چاقی کشیده شدم  جون آن موقع ایمان داشتم که برای تناسب داشتن ورزش و رژیم الزامی است وباور این که اگر روزی برسد  من ورزش نکنم ۱۰۰ کلیو میشوم    واین اتفاق افتاد آن روز رسید که من به اجبار ورزش را کنار گذاشتم دقیقا  به وزن ۸۵ کیلو رسیدم که از خدا خواستم راهی به من نشان بده  که راحت لاغر شوم دیگر توان آن ورزشهای سنگین ورژیم های طاقت فرسا را نداشتم دلم میخواست راحت لاغر شوم که با سایت استاد آشنا شدم وفهمبدم چاقی در افکار ماست نه در جسم ما   واز آن روز دارم روی افکارم به راهنمایی استاد کار میکنم    برگردیم سر مهمانی  که دوستان منو دیدند   وگفتند چقدر چاق شدی    من آنروز فقط لبخند زدم  هیچی نگفتم  ولی بعد آن  یک ترسی به دلم افتاد نکنه چاقتر شدم  ولی صبح همان روز که لباس میپوشیدم برم مهمانی احساس لاغر شدن خوبی را داشتم  حتی در این مدت لباسهای من گشاد تر شده  ولی بعد گفتن دوستان  ناخودآگاه چنان ترسی به دلم افتاد که نکنه چاقتر بشم  حتی دخترم برگشت گعت مامان انگار چاقتر شدی    در صورتیکه من  غذای این هفته را اینقدر بی میل بودم  که درست هم نمیخوردم    ولی گفتار اطرافیان کار خودش را کرد و من حالم بد شد احساس ام بد شد  شک و ودودلی به سراغ ام آمد  دو سه ساعتی تو این حال بودم  تا اینکه فکر کردم  من تباید از مسیر خارج شم اگر بیافتم ولیز بخورم   بلند شدنم سخته   فرداش جمعه بود روز هفته دوم تکرار سرزمین لاغری   بلافاصله صبح زود فایل آن روز گوش کردم  البته قبلش بگم  پیش خودم گفتم خدا کنه استاد تو فایل انروز راجع به فکر من توضیح بده  بخدا ایمان آدردم که این مسیر خداییه   چون استاد در اون فایل قشنگ توضیح داده بودند که اگر کسی شما را دید گفت فلانی چاقتر شدی بخاطر تصویری است که هودت از خودت داری  و آن شخص تصویر ذهن تو را دیده    وکلی توضیحات دیگر هم دادند چون هنوز دیدگاه آن روز را ننوشتم    کل مطالب آن را به یاد نددرم ولی همان فایل باعث شد اشتباه خود را درک کنم  وامروز با خواتدن مطلب شما  و بازدید دیدگاه دوباره خودم  باعث شد بیشتر به اشتباه خودم پی ببرم   بله درسته منم از چاقتر شدن ترسیدم از اینکه لاغر نشوم ترسیدم  و فهمبدم که یک هفته است  که درست روی فرمولهای تازه کار نکردم وفرمولهای چاقی  که انگار منتظر یک تلنگر بودند به سرعت برق داشتند  میامدند بالا ولی خدا به دادم رسید  ویا همان درخواست دیروز من از فرشته مهربان که گفتم کمک ام کن از مسیر خارج نشم  فرشته هم کمک کرد اول فایل استاد بعد جواب دیدگاه شما    منم لاله جون از بودن شما ودوستان عزیزم و استاد مهربانم خدا را شاکرم ممنونم گلم موفق باشید 😘😘😘😘😘😘😘😘😘

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار Laleh
            ۱۴۰۰/۰۴/۱۳ ۲۲:۴۹
            مدت عضویت: 2140 روز
            امتیاز کاربر: 1815 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            همیاری
            محتوای دیدگاه: 280 کلمه

            سهیلا جان

            چقدر خوب است که ما میتوانیم از  نظرات همدیگر با خبر باشیم. من امروز شلوار و تک پو ش سایز small  را پوشیدم و به پیاده روی  در پارک رفتم. یکم تک پوشم برام جذب بودولی شلواربرایم سایزش عالی بود ،جالب است که همسرم گفت که خیلی متفاوت به نظر میایم.🌸

            درسته که در طول دوره ،همه ما دیده ایم که چقدردرابتدا، سریعتربه تغییرات درونی میرسیم تا تغییرات جسمی؛ ولی مهم این است که مادر طول دوره استمرار داشته باشیم و باز هم ادامه دهیم.🏵

            به نظرم حتی برای استاد هم که حدود ۵ سال است، این سایت را زده اند و شغلشان تناسب ذهنی و کار با هنرجویان است؛ این حالت هر از گاهی پیش میاید، ایشان هم ممکن است مثل ما دچار شک و دودلی شوند.🌼

            مهم این است که ما خودمون را دوست داشته باشیم و فقط به “خودمون” توجه کنیم. وقتی نظرات دیگران را میشنویم، انگار که یک گوش ما در و دیگری دروازه است، اهمیتی ندهیم.🌺

            تنها چیزی که من دارم تمام توجه ام را روی ان میگذارم، فقط و فقط و فقط “خودم” است و “تمرینها و فایلها” است.🌹

            با شما کاملا موافقم که اگر از مسیر خارج شویم و اگر بیفتیم و لیز بخوریم، بلند شدن سخت است ولی خارج از تصور نیست و انجام شدنی است. امیدوارم هم من و هم شما، با تمام توانمان تا اخر عمر در این راه بمانیم و هر روز لاغرتر ، شادتر ، صبورتر و سالم تر از روز قبل باشیم.🌻

            ما الان در مسیر درست هستیم، خداوند هم که حامی ماست، پس ترس ما فقط و فقط و فقط توهم است چون واقعیت وجود ما ،قدرت ایمان و نیروی فوق العاده اشتیاق ماست.🌷

            💞از لطف شماو استاد عزیزمان بی نهایت سپاسگزارم.💞 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیرا
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۸ ۱۲:۱۱
      مدت عضویت: 2483 روز
      امتیاز کاربر: 7544 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 208 کلمه

      با سلام خدمت دوستان شگفتی سازم.
      باز هم در این فایل و موضوع رسیدیم به باور انتظار که وقتی ما منتظر اتفاقی باشیم از افتادن اون اتفاق به هیچ عنوان شکه نمیشیم چون ما از قبل به ذهن خود اطلاعاتی در مورد اون موضوع دادیم و در ذهن خود اون رو به تصویر کشیدیم برای همین به سرعت برای ما اتفاق میوفته.
      یادمه روز اولی که فایل های رایگان استاد رو گوش میدادم خیلی خوب لاغر شده بودم چون خیلی از خودم انتظار لاغری داشتم و وقتی در دوره شرکت کردم تقریبا دوسایز کم کردم چون انتظار خیلی زیادی از لاغری داشتم و همه به من میگفتن که چکار کردی که اینقدر لاغر شدی.
      کم کم به دوره تکرار که رسیدم انتظارم از لاغری کم شد و ترس چاقی در من بیشتر شد و من در وزن خودم استپ کردم.
      وخیلی دوسدارم که انتظارم از لاغری مثل اوایل بشه و خیلی در این باره مشکل دارم.
      با اینکه خیلی از رفتار خودم راضیم و از خوردن و رفتار خودم در برابر غذاها راضیم و مثل قبل رفتار نمیکنم ولی در مورد باور و انتظارم مشکل دارم از خودم انتظار لاغری رو ندارم .با اینکه این فایل شماره نود رو خیلی گوش دادم و انجام میدم.استاد دلم میخاد در این باره منو راهنمایی کنید؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۳ ۱۹:۲۳
      مدت عضویت: 2128 روز
      امتیاز کاربر: 12195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 232 کلمه

      با سلام ترس از لاغری باعث لاغری نمیشود
      وقتی داشتم برای بار چندم گوش میکردم متوجه نکات جالبی در این فایل شدم اینکه ما یکسری باورهای ذهنی داریم درمورد چاقی که هم کهنه است هم باورشون کردیم خیلیاشونو درضمن در شرایط چاقی بودیم وبا تمام وجودمون حسش کردیم پس وقتی میترسیم چاق شیم واقعا چاق میشیم چون ذهنمون مارو هدایت میکنه اما تناسب اندام طبیعی رو به دلیل باورهای غلط تجربه نکردیم پس امکان نداره از چیزی که هنوز با گوشت واستخوانمون تجربش نکردیم وبیشتر باورهامون هنوز متناسب شدن نیست بتونیم بترسیم مثل اینکه من اصلا از زامبیا نترسم بعد انتظار داشته باشم این موجودات تخیلی در فیلم ها منو بترسونه یا هر چیز دیگه ای درثانی اصلا چرا باید بترسم که لاغر بشم اونم وقتی درآرامش کامل ولذت دارم لاغر میشم اونم به اندازه ای که بدنم بهترین تناسب داره من ادامه میدم واز تناسب اندام همیشگیم نهایت لذت میبرم دیروز مادرم پیشم بود وحتی اونم اعتراف کرد که قدری جمع وجور شدی 🥰کلی خوشحال کردم واحساس کردم شبنم روی وجودم نشست وقتی به همسرم گفتم نظر مادرمو اونم تایید کرد وگفت معلومه که متناسب تر شدی وحتی از قبلم بیشتر کم شدی وکاملا معلومه 🥰🥰خداروشکر بابت احساس خوبی که بهم داده وآرامشم شکر بابت تمام نعمت هایش شکر من به خدای مهربان ایمان دارم که به تمام اهدافم میرسم وروز به روز بر روزی من وهمسرم افزوده میشه خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sofiashirazi667
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۹ ۲۲:۴۰
      مدت عضویت: 2078 روز
      امتیاز کاربر: 3799 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 159 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان…چرا ترس از لاغری باعث لاغری نمیشود؟چون در مخز ما فرمولی از لاغری در اون نبوده همه اش ترس و استرس از چاقی و چاق تر شدن بوده..بنظر من ب هر چی فکرش کنیم سرمون میاد مثلا من عاشق ترشی بودم همه بهم می گفتن نخور چون سرکه داخلشه اشتهای آدم رو دوبرابر میکنه و زود احساس گرسنگی بهت دست میده منم خیلی سختم بود و گذاشتم کنار ولی الان دوباره شروع کردم ب خوردنشون و متوجه شدم اصلا خوردن ترشی اشتهای منو باز نمی کنه همه اش حرف های پوچ و بیهوده مخزهای اطرافم بود کلا بگم ک من ادم ترسویی هستم و همیشه می ترسیدم اگه اینطور ک میگن من بعد ازدواج چاق بشم چیکار کنم اینقدر بهش فکر کردم ک الکی چاق شدم و اندام خوبم رو از دست دادم باز الهی شکر ک راه درست رو پیدا کردم و دارم موفق میشم ممنون استاد از فایل های عالی و بی نظیرتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۱ ۰۷:۳۰
      مدت عضویت: 2140 روز
      امتیاز کاربر: 1815 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 79 کلمه

      فایل “چرا ترس از لاغری باعث لاغری نمیشود ؟”:

      به نظرمن ترس باعث استرس میشود ، استرس برای افراد چاق یاد اوری خوردن بیشتر است. این افراد برای رهایی از استرس غذا میخورند. انها بعد از خوردن از چربی میترسند. عادات نا مناسب دارند. ما صبور نیستیم چون صبوری ما را از ترس دور میکند ، به ما اطمینان میدهد. مابه خدا توکل میکنیم. ما میتونیم فکر کنیم که قوی هستیم. مامیتونیم روی با ورهای خودمون کار کنیم. 😀😀😀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادى
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۸ ۰۸:۰۶
      مدت عضویت: 2207 روز
      امتیاز کاربر: 24258 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 710 کلمه

      سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى در سرزمين لاغرى با ذهن😊
      روز هشتاد تكرار ,
      فايل چرا ترس از لاغرى باعث لاغرى نمى شود⁉️
      ❄️با وجود ترسها بايد در زندگى جلو رفت , و با ترسها روبرو شد , بخاطرِ اينكه بيشتر ترسها ساخته ى ذهن استدلالى ما هستن و خيلى شنيده ام كه , ۹۸ درصد چيزايى كه ما فكر مى كنيم , هرگز اتفاق نمى افته . خيلى از افراد رو مى بينيم كه در ارتفاعات بسيار بلند , هنرنمايى مى كنن , و همه حيرت زده اونا رو تماشا مى كنند , و يا افرادى در رشته هاى ورزشى پاركور و … نمايش زيبايى رو اجرا مى كنن . اونا بر ترسها شون غلبه كردن , و شايد زمانى كه كودك بودن , والدين شون ترس رو در اونا ايجاد نكردن .
      بيشترين ترس رو هم , رسانه هاى خبرى , روزنامه ها , اخبارا و اتفاقات ناگوارى كه در جهان پيش مى ياد , و بعضى هم , متاسفانه باور مى كنيم كه , چه دنياى عجيبى‼️, عجب روزگارى شده‼️در حالى كه بهترين كار اينه كه توجه و تمركزمون رو از روى رسانه هاى خبرى برداريم و به خداوند جهان هستى💯 اعتماد كنيم . فيلم بتمن نيز , ترس او از خفاش ها و داستان تبديل شدنش به بتمن رو نشون مى ده و جالبه كه لباسى هم كه پوشيده لباس خفاش است . و با روبرو شدن با ترسهاش , قهرمان شد .
      پس بايد با ترسها روبرو شد مثل نوار زمان منفى كه چالشى براى مسير چاقى بود و بايد با آن روبرو مى شدم . حالا من با خودم فكر مى كنم كه چرا ترس از لاغر ى باعث لاغرى م نمى شه⁉️ افرادى رو مى ديدم كه وقتى آلبوم عكساشونو نگا مى كردم , بيشترشون , بعد از ازدواج چاق و چاق تر شده بودن , و هر كدوم دلايلى براى خودش داشت , شايد براشون كاملا طبيعى به نظر مى اومد كه هر كى ازدواج كنه , چاق تَر مى شه ! و ذهن اينگونه تعريف مى كرد🤔اما من آگاه شدم كه اين فكر و باور چاقى بعد از ازدواج كاملا غير طبيعى ست , بخاطرِ اينكه افرادى هم هستند كه در آلبوم عكساشون , بعد از ازدواج , همچنان لاغر و خوش اندام بودن و هستن . البته مجله هاى فشن هم بودن كه مى شد الگوى مناسبى براى لاغرى و خوش اندامى باشن كه اين مجله ها هم به راحتى در دسترس نبود . همينطور افرادى كه چند هفته براى كاهش وزن شون رژيم غذايى مى گرفتن , و هدف شون هم بيشتر كاهش وزن بود تا لاغرى … وقتى هم اضافه وزن شون كاهش داشت , چهره شون حالت طراوت و شادابى و زيبايى نداشت , شايدم بخاطر همين مسئله بود كه من هيچوقت دوست نداشتم رژيم غذايى بگيرم , و اينا همه ترسهاى پنهانه كه با ديدن و گوش دادن به فايلها , باورهاى اشتباه ذهنى , يكى يكى نمايان مى شن . اما لاغرى با ذهن متفاوته , بدن من بدون هيچ سختى و فشارى , روند طبيعى خودشو در اين مسير طى مى كنه و فقط باورهاى اشتباه ذهنى اصلاح مى شن و حال خوب و احساس خوب جاى نگرانى و ترس رو مى گيره . وقتى حال و احساس خوبى داريم , احساس زيبايى و شادابى هم داريم , و هر موقع ترس و نگرانى داريم روى چهره ى ما هم تاثير مى زاره . ترسها بخاطرِ اينكه در ذهن من ناشناخته هستن , ترسناكن ! و اگه آگاهى داشته باشيم ترس خود بخود از بين مى ره , مثل ترس از بيمارى , ترس از ناشناخته ها , ترس از تاريكى , و خيلى ترسهاى ديگه … ترس و نگرانى از شيطان است و آرامش از خداوند .
      من بايد مراقب احساس خوبم باشم و هر روز به نشانه هاى خداوند مهربان در زندگيم توجه كنم و به خداوند💯 اعتماد كنم , به همين سادگى نيست اما وقتى در اين مسير هستم , تمرين مى كنم و ياد مى گيرم و باورهاى اشتباه ذهنى ترس كمرنگ مى شن . من خوشحال و سپاسگزارم در اين مسير , ترس و نگرانى وجود نداره و ذهن من هر روز , در حال نو شدن است .
      با تشكر فراوان , شاد و پيروز باشيد🥰🎄🎄

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۱ ۰۲:۴۷
      مدت عضویت: 2311 روز
      امتیاز کاربر: 18063 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 228 کلمه

      امشب من یک تغییر عالی در خودم دیدم .اول حالت قبلم رو میگم . من خیلی پیتزا دوست داشتم و معمولا همیشه میل و هوس و اشتها برای خوردنش را داشتم حتی اگر غذا خورده بودم و یا اینکه سیر سیر بودم .. گاهی برای اینکه پیتزا بخریم گریه میکردم خلاصه در این حد من شیفته ی این غذا بودم…
      امشب برادرم گفت میخوای پیتزا سفارش بدم ؟ منم بدون هیچ فکر و تحلیل و مراجعه به خاطراتم گفتم نه. چون یادگرفتم به خواسته و میل اون لحظه ام توجه بکنم . شای فکر کنید که ما شام بهتری داشتیم . شام سیب زمینی و تخم مرغ بود که میخواستم بخورم و یک پیتزای رایگان نطلبیده چون میل نداشتم را رد کردم.
      1. من به غذایی که الان هم دوستش دارم نه گفتم چون تصمیم و انتخاب قراره با من باشه نه با مواد غذایی.
      2. من به چالش نه به تعارف دیگران هم عمل کردم و ملاک را میل خودم قرار دادم.
      3. اگر این تغییر نیست پس چیه ؟؟؟ منی که به خاطر پیتزا له له میزدم امروز خیلی راحت بهش نه میگم …
      4. به خاطر این تغییر خیلی به خودم افتخار میکنم و همین یک تغییر کافیه که من لاغر بشم بماند که من کلی تغییر کردم.
      5. انتظار من برای لاغر شدن خیلی بیشتر شد چون باید افکار و رفتارمون درست بشه که برای من خیلی عاالی تغییر کرده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا