0

تحقق آرزوی لاغری؛ خودت رو از نو بساز (گام ۱۱)

تحقق آرزوی لاغری
اندازه متن

در تمام سال‌هایی که اضافه‌وزن داشتم، فقط یک آرزو همیشه با من بود، هر جا می‌رفتم، هر کاری می‌کردم… تحقق آرزوی لاغری.

📍 این جلسه ادامه گام ۱۰ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

چاقی فقط روی عدد ترازو تأثیر نذاشته بود؛ انگار سایه‌ش روی همه احساساتم افتاده بود.
حتی وقتی به چیزهایی که دوست داشتم می‌رسیدم، یه چیزی کم بود… اون حس سبکی، آزادی، رضایت واقعی! هیچ آرزویی، وقتی کنار چاقی می‌نشست، دیگه اون‌قدر شیرین نبود. 🥀

برای من، تحقق آرزوی لاغری فقط یه عدد نبود، یه آزادی عمیق ذهنی و جسمی بود؛ یه خواسته که تا محقق نمی‌شد، انگار هیچ‌چیز دیگه کامل نبود.

آرزوی لاغری من

بذار یه چیزی رو بهت صادقانه بگم…

سال‌ها آرزوی لاغری مهم‌ترین خواسته‌ی من بود. هر بار که جلوی آینه وایمیستم و به خودم نگاه می‌کردم، حس می‌کردم یه چیزی کم دارم.

نه فقط یه سایز لباس کوچیک‌تر یا عدد پایین‌تر روی ترازو… بلکه یه حس آرامش، یه حس آزادی، یه نفس راحت.

تجربه لاغری موفق

👧🏻 بچه که بودم، عاشق دوچرخه‌سواری بودم. یه روز بالاخره بابام برام یه دوچرخه کوهستان خرید. اما نه به خاطر اینکه خوشحال بشم، نه… گفت: «برای اینکه با دوچرخه بری مدرسه که لاغر بشی!»

همین جمله باعث شد حتی وقتی باد توی صورتم می‌خورد و با تمام توان رکاب می‌زدم، به‌جای لذت، فقط خجالت بکشم… فکر می‌کردم همه بهم نگاه می‌کنن و می‌گن:

«نگاه کن! طفلکی داره جون می‌کنه لاغر شه.»

😔 این یعنی چاقی حتی لذت رسیدن به آرزوها رو از آدم می‌گیره.

با خودم می‌گفتم:

«اگه لاغر شم، حتی اگه به هیچ آرزوی دیگه‌ای نرسم، بازم می‌ارزه!»

آرزوی لاغر شدن

آرزوی لاغری داشتن

✨ تحقق آرزوی لاغری؛ بازگشت به حالت طبیعی بدن

در تمام سال‌هایی که اضافه‌وزن داشتم، تنها یک آرزو همواره در ذهنم بود: تحقق آرزوی لاغری. این خواسته نه از سر زیبایی‌طلبی، بلکه به دلیل تأثیر عمیق چاقی بر روحیه و احساساتم بود. چاقی نه‌تنها بر ظاهر فیزیکی‌ام تأثیر گذاشته بود، بلکه لذت رسیدن به دیگر آرزوها را نیز از من گرفته بود.

اما چرا این آرزو این‌قدر قوی و پایدار است؟

🔬 پاسخ در علم فیزیولوژی بدن انسان نهفته است. بر اساس نظریه «نقطه تنظیم وزن» (Set Point Theory)، هر بدن انسانی دارای یک وزن طبیعی است که تمایل دارد آن را حفظ کند.

این وزن طبیعی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، متابولیسم، ساختار بدنی و سایر عوامل بیولوژیکی تعیین می‌شود. زمانی که وزن بدن از این محدوده طبیعی خارج می‌شود، بدن تلاش می‌کند تا به حالت تعادل بازگردد.

به‌عبارت‌دیگر، آرزوی لاغری یک واکنش طبیعی بدن برای بازگشت به وضعیت تعادل و سلامت است. این تمایل درونی برای بازگشت به وزن طبیعی، نشان‌دهنده هوشمندی بدن در حفظ سلامت و تعادل است.

🧠 تحقیقات علمی نیز این موضوع را تأیید می‌کنند. به‌عنوان‌مثال، مقاله‌ای در مجله Nature Reviews Neuroscience به بررسی نقش مغز در تنظیم وزن بدن پرداخته و نشان می‌دهد که سیستم عصبی مرکزی نقش کلیدی در حفظ تعادل انرژی و وزن بدن دارد.

بنابراین، اگر در دل خود آرزوی لاغری دارید، بدانید که این خواسته نه‌تنها طبیعی است، بلکه نشان‌دهنده تلاش بدن شما برای بازگشت به حالت طبیعی و سالم خود است. ✨

چرا لاغر نمی‌شم؟

چرا به آرزوم نمی‌رسم؟!

تا حالا چند بار تصمیم گرفتی لاغر بشی؟ چند بار با اشتیاق رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، دمنوش‌های لاغری خوردی یا حتی سراغ قرص و دارو رفتی؟ اما چرا بعد از این‌همه تلاش، باز هم تحقق آرزوی لاغریت کامل نشده؟ 🤔

جوابش ساده‌ست:

چون ما همیشه دنبال یه راه بیرونی بودیم، درحالی‌که راه واقعی از درون ما می‌گذره…

🧠 هیچ‌کس با برنامه‌ریزی چاق نشده؛ ما ناخودآگاه و بدون اینکه بخوایم، بر اساس فرمول‌های اشتباهی که ذهن‌مون یاد گرفته، چاق شدیم. پس منطقیه که تحقق آرزوی لاغری هم فقط با اصلاح همین فرمول‌های ذهنی ممکن باشه.

در روش «لاغری با ذهن» خبری از برنامه‌ی غذایی نیست که بهت بگه چی بخور، چقدر بخور یا چند کالری بسوزون.

❌ خبری از محدودیت، اجبار یا استرس رژیم گرفتن نیست.

✔️ فقط و فقط یاد می‌گیری چطور فرمول‌های طبیعی لاغری در ذهن خودت رو دوباره فعال کنی.

تصور کن: یه راهنمای درونی داری که همیشه با توئه؛ بهت می‌گه کی گرسنه‌ای، کی سیر شدی، و چی برات خوبه. این همون چیزیه که از کودکی در وجود همه‌ی ما بوده، ولی سال‌ها با آموزش‌های اشتباه فراموشش کردیم.

💡 دوره‌ی لاغری با ذهن کمکت می‌کنه دوباره این قطب‌نمای درونی رو فعال کنی. هر آموزش مثل یه چراغ راهه تا بتونی افکار قدرتمند، رفتارهای هوشمندانه، و احساسی خوب نسبت به بدنت بسازی.

من خودم روزی مثل تو بودم…

با دنیایی از آرزو برای لاغر شدن، اما ناامید از روش‌های مختلف.

تا اینکه بالاخره فهمیدم راهش این نیست که به بدنم زور بگم یا با گرسنگی اذیتش کنم… بلکه باید با ذهنم آشتی کنم.

وقتی فرمول‌های ذهنی رو تغییر دادم، تحقق آرزوی لاغریم مثل یک معجزه اتفاق افتاد. نه تنها وزنم کم شد، بلکه شادی، سلامتی، و آرامشی وارد زندگیم شد که همیشه دنبالش بودم 💖

بدن تو گنج توئه…

وقتشه یاد بگیری چطور ازش مراقبت کنی و باهاش هماهنگ بشی.

🌱 این راه، مسیری به سوی آزادیه… آزادی از چاقی، استرس، و محدودیت.

و من اینجام تا همراهت باشم تو مسیر تحقق آرزوی لاغریت 🌈

تحقق آرزوی لاغری

💡 اگه می‌خوای این آرزو رو با یه برنامه کامل و قدم‌به‌قدم به واقعیت تبدیل کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ این دعوت مهم؛ در ادامه هم توی گام ۱۲ سراغ «مسیر لاغر شدن، جاده‌ای به سوی آزادی» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 258 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.30 از 196 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11065

258 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

258 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۰/۲۸ ۱۲:۳۵
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,622 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم  سلام 

      مطالبی که امروز از این فایل آموزشی یاد گرفتم این بود که برای لاغر شدن فقط تغییر یک عملکرد کافی نیست . ما باید یک جریان رو تغییر بدیم . یک مسیر رو تغییر بدیم . علت شکست روشهای لاغری که فقط بر عملکرد متمرکزه اینه که اونها مسیر جریان رو تغییر نمیده برای همین تغییر عملکرد در اونها دائمی نیست . 

      اونها فقط می گن باید سبک زندگیتو تغییر بدی . در حالیکه فکر می کنند مثلا با یک برنامه غذایی ما سبک زندگیمون تغییر می کنه . 

      ما در اینجا درسته که داریم سبک زندگیمون رو تغییر میدیم و به نوعی عملکردمون شبیه افراد لاغر شده و دیگه مثل افراد چاق نیست  که هر چی دم دستشون میاد میزارن دهنشون اما این تغییر عملکرد حاصل برنامه غذایی نیست ، بلکه حاصل تغییر در افکار و نگرش و عملکرد هر سه با همه . 

      من تا زمانیکه در فکرم تغییر ایجاد نکنم نمیتونم عملکردم رو تغییر بدم و یا اگه عملکردم رو هم به زور و مبارزه با خود تونستم تغییر بدم این تغییر عملکرد مقطعی هست نه یه تغییر پایدار . 

      در حالیکه ما در لاغری با ذهن به دنبال یک تغییر پایدار هستیم . برای همین در این روش لاغری  باید طوری عمل کنیم که حالمون همیشه خوب باشه . چون قراره تغییرات دائمی باشه . 

      ما هرگز نمیتونیم با حال بد و افراط و تفریط یک روند پایدار لاغری ایجاد کنیم . 

      تعریفتون در مورد نگرش برام خیلی درس داشت . من فهمیدم که نگرش یعنی تغییر تحلیلهای ذهنی نسبت به موضوعات . 

      مثلا یکی از تحلیلهای ما اینه که همیشه به غذاها برچسب چاقی یا لاغری میزنیم . فلان غذا چاق کننده است فلان غذا لاغر کننده . و البته معمولا همه غذاها رو چاق کننده میدونیم . خب این تحلیلها غلطه و این نگرشهای ما هم باید تغییر کنه . همه غذاها برای تامین انرژی مورد نیاز بدن ما آفریده شدن . حالا فقط بدونیم چقدر از اون بخوریم که مارو چاق نکنه . خب مثلا شیره انگور . 

      همین چند وقت پیش دختر خاله ام می گفت شیره انگور شدیدا چاق کننده است میگفت من یه مدت میخوردم دو برابرم کرد . 

      خب الان میفهمم این تحلیل اشتباهه . شیره انگور هم مثل سایر مواد غذایی یه ماده است که اومده انرژی به بدن من برسونه . خب حالا اگه من در خوردنش زیاده روی کنم  و مهمتر از اون با افکار چاقیم ترکیبش کنم خب منو چاق می کنه . خب ما گفتیم زیاده روی یعنی تکرار خوردن بعد از رفع نیاز جسمی . هر وقت گرسنگی برطرف شد اگه به خوردن ادامه بدیم میشه زیاده روی . حالا مثلا چیزایی شبیه به همین شیره انگور که سیر کنندگیشون مشخص نمیشه چطور بفهمیم چه مقدار بخوریم . اول اینکه اینو بدونیم هر وقت خواستیم چیزی بخوریم حتما باید گرسنه باشیم وقتی سیریم یعنی گرسنه نیستیم پس اون زمان چیزی نخوریم . خب گرسنگی جسمی رو که احساس کردیم اگه خواستیم غذا مثل برنج و نون و … بخوریم  نقطه ی سیری مشخصه جاییه که دیگه غذا به دهنمون  مزه نمیده ولی اگه چیزایی مثل شیره انگور یا میوه یا چیزایی کوچیک باشه چطور نقطه ی سیری رو تشخیص بدیم . به نظرم  اینا رو باید در حدی بخوریم که رفع گرسنگی بشه . یعنی اولین نقطه ی سیری جاییه که گرسنگی رفع شده . 

       در طی این یک هفته که داشتم تمرینات تغییر عادت رو انجام میدادم متوجه شدم هم سیری و هم گرسنگی درجه داره . 

      ما در زمان چاقی که اصلا نه گرسنگی میفهمیدیم نه سیری همه چی همه وقت میخوردیم اما الان دارم به شناخت میرسم و اولش تونستم بفهمم نقطه ی سیری و گرسنگی کجاست و تشخیصش دادم . حالا جدیدا دارم میفهمم این نقاط مثل رنگها درجه بندی شده هستند . سیری خودش درجه داره . گرسنگی هم درجه داره . 

      فهمیدم  مثلا گرسنگی اول از طریق حس بویایی میاد . بوی غذاها به مشامت میاد . زود نباید با اولین بویی که ازش لذت بردی بخوری . چون ذائقه و معده هنوز سیرن . بعد از مدتی ذائقه هم تغییر می کنه . مثلا دهان آب میفته . یعنی غذا میخواد که داره بزاق ترشح می کنه . اما معده هنوز سیره . جایی که معده به قار و قور افتاد یعنی اسید معده میخواد ترشح بشه . فعلا تا اینجا رو تونستم تشخیص بدم و حس می کنم اینجا زمان خوردن فرا رسیده . اما اگه به هر جهت نخوریم و بازم زمانشو عقب بندازیم به سر درد میرسیم . یعنی نشون میده رگها و اعصاب و بدن غذا میخوان . اینجا دیگه باید خورد . 

      حالا چقدر بخوریم و نقطه سیری کجاست  . به نظرم حالا این روند بر عکسه . مثلا برای شیره انگور و اینا همین که رفع سردرد شد کافیه اما غذاهایی مثل ناهار و شام میشه روی معده یا حس ذائقه  تمرکز کرد و چون معده ممکنه دیر متوجه بشه میتونیم از حس ذائقه کمک بگیریم . به نظرم اگه روی لقمه ها تمرکز کنیم بهتر بتونیم تشخیصمون رو در مورد  درجات سیری و گرسنگی بالا ببریم . مثلا معمولا متخصصین تغذیه میگن ۲۰ دقیقه طول میکشه تا نقطه ی سیری در معده تشخیص داده بشه . خب مایی که تند غذا میخوریم در عرض ۵ دقیقه کلی غذا میخوریم و اگه بخوایم تا ۲۰ دقیقه منتظر بمونیم و آروم بخوریم حوصلمون سر میره کلی ریزه خواری می کنیم . من زبانم زودتر متوجه میشه نقطه ی سیری رو . تازه من الان فکر می کنم خیلی دارم آرومتر از قبل میخورم چون دارم تمرکز می کنم . یعنی ناخوداگاه دارم آرومتر از قبلم میخورم . 

      درجه اول نقطه ی سیری برطرف شدن گرسنگیه ولی با یکی دو لقمه معمولا این اتفاق میفته و برای خوراکیهایی مثل شیره انگور خوبه این طور بخوریم . برای ناهار و شام هم درجه دوم یعنی از روی حس ذائقه . البته بعد از یه مدت عادت می کنیم که چقدر بدنمون نیاز داره . چون مهم اینه باور کنیم که سبک غذایی من و انتخاب مواد غذایی بر حسب نیاز بدنمه نه میل به خوردن نه موقعیتهایی که باهاش روبرو میشم نه اوقاتی که فکر می کنم زمان ناهار و شامه . فقط گرسنگی و سیری جسمم . اونم با توجه به درجه گرسنگی و سیری میتونیم غذاهای دلخواه رو انتخاب کنیم . 

      خب پس من تحلیلم نسبت به غذاها تغییر کرده یعنی دیگه به غذاها برچسب لاغری و چاقی نمیزنم . یعنی همون شیره انگور اگر فقط موقع گرسنگی خورده بشه و به اندازه ای خورده بشه که گرسنگی رفع بشه نه تنها چاق کننده است بلکه خیلی هم مقوی و خوبه و باعث سرحال شدن انسان میشه . 

      پس نگرش من به این ماده غذایی تغییر پیدا کرده . 

      افکار من هم که همون فرمولهای ذهنی چاق هستن مثل ترس از غذا هم که داره تغییر می کنه . 

      عملکرد منم که دقیقا داره مطابق گرسنگی و سیری و درجه بندیهاش تغییر می کنه . 

      خب حالا میریم سر مساله ی بعدی . 

      لاغر شدن ضعیف شدن نیست اینم عالی بود واقعا این نکته خیلی خوب بود . مامان من همین عقیده رو داره . غذاتو بخور ضعیف میشیا . 

      خب ما در لاغری با ذهن نمیخوایم ضعیف بشیم . نمیخوایم موهامون بریزه بلکه بر عکس ما در لاعری با ذهن میخوایم یه لاغری برای خودمون ایجاد کنیم که خوشحالمون کنه که  قویمون کنه . که سبکمون کنه و اتفاقا نیروی بیشتری بهمون بده . اتفاقا الان که چاقیم ضعیفیم . توان حرکت نداریم . همش دلمون میخواد بخوابیم . وقتی لاغر بشیم همش لازم نیست ۳۰ کیلو اضافه بار با خودت حمل کنی که دائما خسته باشیم . آدم چاق دائما خسته است و برای همین چاقی مریضی میاره . چون همه نیروی بدن داره صرف نگهداشتن از چربیها میشه . پس خیلی مهمه افکار و نگرشمون نسبت به چاقی و لاغری تغییر کنه که با انگیزه ی سلامتی به سمت تناسب اندام قدم برداریم . 

      دیگه اینو همه قبول دارن که تناسب اندام بدن رو سالم می کنه و بیماریها رو از بین میبره ولی چاقیه که بیماری میاره غم میاره افسردگی میاره تنبلی میاره و …. 

      ولی تناسب اندامی که ما داریم شخصیتمون رو بر اساس اون شکل میدیم روش لاغری با ذهنه که هیچ گونه فشاری به جسم نمیاره . فقط کافیه وقتی با موقعیت غذا روبرو میشی اون برات تصمیم نگیره بلکه تو انقدر عالی خودتو شناخته باشی که بدونی  الان گرسنه هستی یا نه . اگه گرسنه ای بخوری و اگه سیری به راحتی به غذا نه بگی . 

      متاسفانه در موقعیت مصرف مواد غذایی قرار گرفتن فکر و نگرش انسان رو به سمت خوردن سوق میده . مثلا میگیم حالا عیبی نداره مامانت ناراحت میشه تو مهمونی دوستات ناراحت میشن خوش نمیگذره اگه تو نخوری و …. نباید بزاریم موقعیتها مارو تحریک به خوردن کنند  . بلکه برای خودمون ارزش قائل باشیم . اگه گرسنه نیستیم نخوریم و اگه گرسنه بودیم غذاهای تنقلات رو در حد برطرف شدن گرسنگی و غذاهای اصلی رو در حد بی مزه شدن . 

      و نکته جالب اینه اگه در فضای تناسب فکری نباشیم ذهن ما طبق عادت چاقی میخواد بر اساس فرمولهای چاقی عمل کنه که در این زمان لازمه ضمن صلح با عادت مورد نظر و ناراحت نشدن از اون دوباره خودمون رو در فضای تناسب فکری قرار بدیم که انتخابهامون دوباره بر اساس گرسنگی و سیری باشه . 

      پس در مجموع برداشت من از این فایل اینه که  لاغری با ذهن یک رونده که اول فرمولها و افکار درست میشن . بعد تحلیلها و نگرشها . بعد عملکرد و در همه ی این زمانها با حس خوب و آرامش و بدون زور و فشار و مهمتر از همه ی اینا پایداری این پروسه نه فقط یه روز دور روز یا یه مقطع سه ماهه و ۶ ماهه بلکه یک در یک روند پایدار انجام میشه  . در  نهایت آرزوی ما طی این پروسه ی پایدار به واقعیت تبدیل میشه و مهمتر از اون ما برای همیشه  لاغر می مونیم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم