📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

🎯 گامهای عملی برای رهایی از چاقی با ذهن
حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئلهی شکمی نیست و ریشهی عمیقتری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستینهامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.
بیایم قدمبهقدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سالها یه خونهی قدیمی رو تمیز میکنی و کمکم نور از پنجره میتابه تو…
🧹 گام اول: پاکسازی ذهن از باورهای چاقکننده
تصور کن مغزت مثل یه باغچهست. سالهاست توش علفهای هرز رشد کردن. علفهایی به اسم:
- ❌ «من استعداد چاقی دارم»
- ❌ «من نمیتونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
- ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»
اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامهنویسیهای قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بیاعتمادی به خودت میکشونن.
اما میتونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:
- 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
- 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست میشم»
- 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسونتر از اونه که فکر میکردم»
همین جملهها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول میشی.
🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته
مغز ما یهجورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دستبهکار میشه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل میکنه.
فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشمهاتو ببند، و جملههای تأکیدی رو زمزمه کن:
- 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
- 📢 «من ذهنم رو تربیت میکنم، نه بدنم رو تنبیه»
- 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»
باور کن بعد از یه مدت، این جملهها تبدیل میشن به بخشی از شخصیتت.
🎧 گام سوم: تمرینهای ذهنآگاهی و مدیتیشن
یه صحنه رو تصور کن:
☕ صبحه. صدای پرندهها میاد. به جای چککردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، میشینی روی صندلی یا لبهی تخت.
چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.
تمرینهای مدیتیشن کمک میکنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.
اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.
رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقفهای کوچیک که نتایج بزرگ میسازن.
📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن
قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا تهدیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…
🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:
- «الان دقیقا چی حس میکنم؟»
- «آیا گرسنهام یا فقط کلافهام؟»
- «آیا بدنم غذا میخواد یا دلم نوازش میخواد؟»
با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو بهجای فرار، با خودت روبهرو میشی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.
🧠 این گامها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد میگیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادتهای قبلی بکشونه.
🌈 تو در حال خلق نسخهی جدیدی از خودتی… نسخهای که لاغری رو از ذهن شروع میکنه، نه از بشقاب!
🔄 از رژیمهای یویویی تا ذهنی که میفهمه
رژیمها معمولا فقط یه مشکل رو حل میکنن: عدد ترازو.
ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی میمونه.
برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق میشی.
اما وقتی با ذهن کار میکنی:
🔁 الگوی پرخوری درمان میشه
🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید میشه
🔁 تصویر بدنیت دوستداشتنیتر میشه
🍃 جمعبندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی
تو برای متناسب بودن آفریده شدی.
بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل میره.
🧘♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:
نه رژیم
نه فشار
نه سرزنش
بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سالها بیصدا تو رو کنترل کردن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.
در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
- شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
- در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام میشود؟
- به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
- آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.92 از 272 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام الله یکتا
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و دل
سلام خدمت استاد عزیز و همه عزیزان
چقدر لذت بردم از شنیدن این فایل چقدر احساس آرامشم بیشتر شده با خیال راحت غذاهامو میخورم و این باور در خودم دارم میسازم که من هرچی بخورم لاغر میشم جلوی آینه میرم و خودمو پذیرفتم و اندامم نگاه میکنم و لذت میبرم همش عکس اندامی که دوست دارم داشته باشم را میبینم و با خودم میگم لاغر شدن آسان ترین کار دنیاهست رسیدن به وزن پنجاه و شش کیلو آسان ترین کار دنیاست من آب هم بخورم لاغر میشم و استعداد لاغری فراوانی دارم دیگه ترس از چاقی ندارم و با احساس عالی غذا میخورم و از غذا لذت میبرم هر روز برای خودم از زندگی لاغری تو دفترم مینویسم و روی. ذهنم کار میکنم و تصویر سازی لاغری میکنم خدا را بی نهایت مرتبه شکر من هر چی بخورم لاغر میشم.
به نام خدا
خداوند رو شاکرم که من را در مسیر لاغری قرار داد که با قدرت ذهن آشنا بشوم و در مسیر لاغری گام بردارم
قدرت ذهن قطعا تاثیر گذار هست. ما قبل ترها یه سری مطالب در مورد قدرت ذهن، شنیده بودیم ولی نمیدونستم با قدرت ذهن هم میشه لاغر شد. وقتی با این سایت آشنا شدم، متوجه شدم هر حرفی که گفته میشه، تاثیر گذار هست. این چند وقت که مطالب رو میخونم و میبینم و می نویسم، باعث شده اون نجواهای درونی کم بشه. وقتی نجواها کم بشه، قطعا از پرخوری جلوگیری میشه. به اندازه میخوری. این مدت یاد گرفتم هر چیز بدرد نخوری رو نخورم و به بدنم احترام بزارم. من در طول روز به مواد غذایی نیاز دارم. موادی که بتونم کارهای روزانه ام رو انجام بدم. هر خوراکی رو ببینم نمی خورم. غذام اضافی بیاد نمی خورم و نگه میدارم وقتی گرسنم شد میخورم .
قبلترها اونقد میخوردم که دل درد می گرفتم. ولی این مدت، یاد گرفتم مواد غذایی رو بخورم که مفیده. زباد هم نخورم که بعد سنگین بشم و نتونم کارهامو انجام بدم. صبح ها واقعا سبک هستم و پر انرژی. ولی چند روز قبل شبها که زیاد میخوردم سنگین بودم و صبح هم بی حال بودم. یادمه سالهای پیش که متناسب بودم، وقتی یک عدد سیب میخوردم، نمی تونستم شام و ناهار بخورم و ساعت ها سیر بودم. به مرور زمان با دیدن افراد پرخور منم یاد گرفتم زیاد بخورم. یه عده می گفتن باید خوب بخوری تا بتونی در طول روز کارهاتو انجام بدی وگرنه قندت می افته، فشارت می افته. ما باید به اندازه بخورم، مگه اندازه معده چقدر هست. ما بقی غذا که اضافه هست دفع میشه.
من متوجه شدم دیگران روی روند افزایش وزن من خیلی تاثیر گذار بودن. اونا یه سری حرفهایی رو می گفتن که از نظر علمی به اثبات نرسیده بود. برای مثال می گفتن، ازدواج کنی چاق میشی. باردار بشی چاق میشی. بچه دار بشی چاق میشی. باشگاه رو کنار بزاری چاق میشی. تو شبیه ما هستی بعد چند سالگی چاق میشی.
واقعا من افرادی رو میدیدم که بعد ازدواج و بارداری چاق شدن و هیچ وقت لاغر نشدن. بلکه روز به روز چاق تر هم شدن و میشن.
وقتی این سایت رو میخونم و می نویسم حس می کنم سبک میشم و چربی هام در حال ریزشه. این مدت برای اینکه در این سایت که ما رو به رویاهامون می رسونه، ثابت قدم باشم، سعی می کنم ساعتهایی که پر انرژی باشم بیام و بخونم و ببینم و بنویسم. نمی خوام وقتی خسته هستم خودمو مجبور کنم. ما قرار نیست کاری انجام بدیم. ما فقط فرمولهای چاق کننده رو از بین میبریم. این خوندن ها و نوشتن ها و دیدن ها از رژیم هایی که می گرفتیم راحتتره. چون عصبی نمیشیم. ولعمون زیاد نمیشه. بلکه الان با این سایت من خوشحالم و حس خوب دارم و تمام ولع ام از بین رفته…..
برای رها شدن از چاقی باید زبان لاغری رو آموخت. زبان لاغری اینه که ما بدونیم با چه رفتارهایی چاق شدیم. اونا رو یاد بگیرم وقتی یاد بگیریم برعکس اون میشه زبان لاغری. وقتی زبان لاغری رو یاد بگیری حست خوب میشه، ولعت از بین میره، پر خوری نمی کنی، نسبت به مواد غذایی که نیاز بدنت هست، حس خوب داری، بعد غذا خوردن خودتو سرزنش نمی کنی. مهمتر از همه این هست که خودتو و بدنت رو دوست داری. می دونی که بدنت به سمت متناسب شدن حرکت می کنه و به تناسب اندام میرسی
نشان های دریافت شده
وای عالی بود گلی جان لذت بردم از نوشته هات 🌱🤗🙌
نشان های دریافت شده
ذهن در واقع قضاوتی درباره ی اطلاعاتی که بهش داده میشه نمیکنه و فقط پردازش میکنه اون اطلاعات رو ما بهش میدیم از بچگی تا الان . با بزرگتر شدن مون این اطلاع رسانی به ذهن ادامه داشت.
با شنیدن باورهایی که منجر به چاقی می شدند و دیدن نتیجه ی افرادی که طبق اون باورها چاق شدند باعث ایجاد و تأیید اون باورها شده.
هردو به آرامی اتفاق می افتد و معمولا به خودمان می آییم می بینیم که تغییر اتفاق افتاده.
عجله در هردو معنایی ندارد و طبق سیستم بدن چاق یا لاغر می شویم.
تمرکز در لاغری با ذهن برروی فرمول های ذهنی است. و همانطور که فرمول های چاقی باعث چاقی در ما شدند لاغری هم به دنبال پاکسازی فرمول های چاقی و بازیابی فرمول های لاغری در جسم ایجاد می شود.
درک مشترکی که همه ی افراد چاق دارند هرچهقدر در جنبه های دیگر مختلف باشند ولی رنج چاقی یکسان است.
حس خجالتی که من چاق در کشورم دارم مشابه حس فردی است که در یک قاره دیگر زندگی می کند.
بنابراین زبان چاقی بین تمام افراد چاق مشترک است.
من هرروز رو سپری میکنم و نظری نمی نویسم چون میخوام که خیلی کامل و عالی باشه بنابراین چند روز میگذره و من هنوز چیزی ننوشتم چون میخوام اون کامنت عالی رو بنویسم ولی فقط نتیجه این میشه که عقب می افتم و هیچ کاری انجام نمیدم چون میخوام بهترین رو انجام بدم امروز با خودم تعهد کردم تا کامنت گام دوم رو ننوشتم نخوابم و مهم نیست که کامل و پر از کلمه باشه یا نه مهم اینه که این قدم رو بردارم و فردا قدم بعدی. و از این کامل گرایی دست بردارم.
سلام و درود
آفرین
به این میگن تغییر کردن
تغییر کردن چیزه پیچیده ای نیست به همین سادگیه
قبلا فکر میکردی دیدگاه من باید کامل و جامع باشه و نمی نوشتی و الان این فکر رو به این شکل تغییر دادی که همون چیزی که درک کردم و می نویسم و خیلی خوبه و الان داری می نویسی و احساس بهتری داری
فکر، مبنای هر تصمیم و اقدامی است و به این شکل ساده می شه با تغییر فکر،عملکرد رو تغییر داد و نتیجه هم تغییر خواهد کرد.
موفق باشید
نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان سلام استاد گرامی ودوستان هم مسیر چطور باذهن مون چاق شدیم از بچگی به ما گفتند که چاقی ارثی وباید زیاد غذا بخوری قوی میشی وحرف دیگران خیلی چیزهای دیگه که ذهنمون با این حرف ها پر کردند وباید ورزش کنیم وکم بخوریم که لاغر بشیم واین عادت های اشتباه وماهم اون اجرا میکردیم وهمیشه یه کم یا زیاد وزن کم میکردیم ولی بعد از مدتی وزنمون بازمیگشت به قول خودتون انتظار ما چاقی بیشتر بود چون ذهنمون ترس از چاقی بیشتر بود مغز ما جسم مابه تصویری که در ذهن ماست تصویر ذهنی براساس داده ها شیندن دیدن شکل میگیره وتمرکزما روی چاقیه و احساس بدلاغری با ذهن سمت مقابل چاقی با ذهن هست چون باتغییر نگرش دیدن شیندن نوشتن وعجله نکردن نجوای ذهنی رو میشناسی وذهن ما یواش یواش به سمت لاغری میرود والان انتظارم به سمت لاغری واحساس خوب داشتن دراین مسیر چون آلان میدانیم تا ذهن تغییر نکند جسمون تغییر نمیکند ممنونم از آگاهی ناب تون استاد گرامی
درکی که تا بحال از این مسیر پیدا کردم این است که ذهن می اموزد برای لاغری نیاز به رژیم و ورزش و دمنوش و قرص و حتی جراحی نیست به راحتی میتوان عادات اشتباه را اصلاح کرد بقول شما استاد برای لاغری باید از مسیر اشتباه چاقی خارج شد و تغییر مسیر داد به لاغری ، اگر ذهن من چندین سال است باور کرده با خوردن و ورزش نکردن و کم تحرکی و ژنتیک و ….. لاغر نمیشوم باید باور داشته باشم و این عادات و افکار اشتباه را تصحیح کنم و بدانم که لاغری یعنی من از ذهن باور کنم منم میتونم بخورم و چاق نشم و …….
هیشه آدما از گذشته درس میگیرن اگر بخوام گذشته خودم را بررسی کنم فکر میکردم اگر خارج از چارچوب رژیمم چیزی بخورم قطعا چاق میشم و خارج از چارچوب عمل میکردم فردا صبحش کمی زیاد کرده بودم اما درحال حاضر حدود ۹۰ روز است رژیم ندارم اما زیاد که نکردم هیچ بلکه لاغر تر هم شدم چندین بار اکثر دوستام و هم باشگاهی هام این رو گفتن که از عید تا بحال بسیار لاغر تر شدم ، من نمیتونم رژیم باشم و کنارش احساس عذاب وجدان بخاطر خوردن کمی نوشابه یا شیرینی یا دو قاشق پلو بیشتر اینطوری فقط از نظر ذهنی ضعیف یمشم یادم میاد در دوران رژیم ولع بسیاری برای پفک و چیپس داشتم یا زودتر از بقیه دوستام بستنی یا خوراکی را تمام میکردم اما بعد کمی خوردن سیر میشم گاهی خوراکی هام نصفه میماند و یا آخرین نفر تمام میکنم.
این موضوع برای خودم بسیار جالب است اما چرا؟ ما میتوانیم با ذهن خود هم چاق شویم هم لاغر شویم من میتونم وقتی به یک شیرینی برخورد میکنم با ولع زیاد بخورم و بعد از خوردن احساس عذاب وجدان بخاطر آن و احساس چاقی بخاطر خوردن آن اما میتوانم بخورم و بعد از ان احساس شیرینی و خوشمزگی را احساس کنم و هیچ فکری از جمله چاقی در ذهنم نمی گنجد انگار هیچ وقت چاق نبودم و هیچ احساسی مثل چاقی نداشتم اینطوری هیچ چیز اذیت کننده ای در ذهنم نیست از کنار یک شیرینی به راحتی میگذرم اما با ذهن که باور چاقی دارد از خوردن یک شیرینی ، از کاه کوه میسازم، اما آیا واقعا اینطور است؟ همه چیز بستگی به ذهن من دارد که چگونه تصمیم بگیرم و برخرود کنم.
در لاغری با ذهن تمرکز بر تغییر ذهن است ذهن می اموزد لازم نیست باور کنی چاقی آن باور اشتباه را پاک میکند و ترس از چاق تر شدن و ترس از اضافه وزن را بعد از غذا خوردن کمی بیشتر تصحیح می کند و جسم بعد از مدتی عادات چاقی را فراموش میکند و تنها عادت لاغری در ذهن پایدار میشود.
زبان چاقی یعنی برو دنبال راهای لاغری برو رژیم بگیر برو دنبال ورزش هایی برای لاغری برو کلی خرج دمنوش و قرص لاغری بکن اخرش هم هیچی به هیچی دوست دارم به همه افراد چاق بگم : بابا لاغری خیلی آسونه حتی آسون تر از یادگیری زبان جدید و ریاضی تو فقط میخوای یه عادت جدید و خوب را جایگزین اون مجسمه چاقی تو ذهنت کنی چرا فکر میکنی سخته؟. اوایل میگفتم چرا این همه آدم چاق توی باشگاه فقط ورزش میکنن چرا نمیرن دنبال رژیم الان میگم چرا نمیان سایت تناسب فکری .
آنچه در ویدیوی آموزش برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید. بنظرم اینکه ما دنبال روی از رژیم و خرید دمنوش و قرص و…… دنبال لاغری هستیم بیشتر دنبال چاقی برای خود هستیم و اینطوری چاق تر میشویم. مثلا میترسیم ۱۰ کیلو اضافه وزن داشته باشیم روز بعد ۱۱ کیلو اضافه وزن داریم اما باز میگیم هنوز به ۲۰ کیلو اضافه وزن نرسیده و از ۲۰ کیلو میترسیم و بعد از مدتی چاق تر میشیم.
بزرگی هست در عالم خدا نام که دل با یاد او می گیرد آرام
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر
الان که گوش میدم و می خونم حرفاتون رو مقایسه که می کردم
من دوران ابتدایی که بودم خیلی لاغر بودم عکسامم هست
که لاغرم ،ولی همیشه به من میگفتن تو چاقی ،چند وقت پیش
به خواهرمم گفتم داشتم عکسایی قدیمی رو نگاه میکردم
نشونشش دادم گفتم ببین عکس منو، چرا اینقدر به من
میگفتید ،خندش گرفته بود میگفت اره ،نمیدونم شاید ما
از تو خیلی لاغر تر بودایم اینو گفتیم بهت ،الان متوجه ام که
همون حرفا که تو چاقی ،تو زیاد میخوری ،تو اندامت مث
مامانه ،مادرم همیشه بدش میومد که غذا تو اروم بخوری
میگفت لقمه بزرگ ،قشنگ غذاتو بخور ،از غذات نمونه ،یا زن
باید چاق باشه ،زن لاغر خوب نیست ،وای این همه باور
اشتباه ،خلاصه ۹۰ درصد باورهایی من و مامانم برام ساخته
بعضی اوقات انقد از دستش ناراحت میشدم ولی خوب
اونم بلد نبوده این طوری نشونش دادن ،فک میکرده اینطوری
درسته ،خلاصه اینطور شده که انتظار چاق شدن در ما شکل
گرفت و ارام ارام ،شروع به چاق شدن کردیم ،اینو بخور
مهمونیه اینو بخور تولد ،ته دیگ و بخور خوشمزس ،تموم
بشه،دیگه نیست ،اسراف بقیه غذایی بچتو بخور ،ثوابشو بخر ،
اوه ته نداره این واگویه ها ،حالا ما که می خوایم لاغر بشیم
اول باید انتظار لاغری در خودمون ایجاد کنیم ،در مورد لاغری
بخونیم ،بنویسیم ،تا در ما این انتظار لاغر شدن شکل بگیره
بعدش ،ارام ،ارام تصویر چاقی به تصویر لاغری جایگزین بشه
من یه چند وقته از درون خودمو لاغر می بینم اصلا حس نمی
کنم چاقم،منظورم همون فشار چاقی که استاد داخل فایل گفتن
که خیلی کم شده ،در لاغری با ذهن اول روی ذهن کار میشه
طرز فکر و رفتارت و تصویر ذهنی تغییر می کنه و بعد
ارام ارام شخصیتت عوض میشه و در اخر جسم تغییر می کنه
وتنها و تنها راهی لاغری دائم لاغری با ذهن ،انشالله همه
دوستان در این راه خیلی لیز موفق و باشن.
نشان های دریافت شده
سلام
چاقی
شاید کل گذشته و جونی منو بهترین لحظات عمرمو وعزیز ترین لحظات عمرمو پاش دادم انگار ی تابلو تو چاقی رو همه جا حس میکردم
واین همیشه منو نگران میکرد نگران از چاقی نگران از نگاه دیگران نگران از حرف زدن دیگران از چشم و نگاه دیگران از عکس از خرید
ترس از چاقی مثل خوره تو جونم بود همش از اضطراب و استرس چاق شدن داشتم میخوردم یجور بود نمیخوردم ی جور بود
ورزشم میکردم یجور بود نمیکردم ی جور بود خدای من چقدر چاقی رو بت کردم پرستیدمش چقدر توجه وانرزی پاش گذاشتم
دیگه کار ب جایی رسیده بود از ترس از مواد غدایی ک من ب همه چیز میگفتم چاق کننده الا کاهو خیار وهویج
مدام تو پیجها میدیم اونها چی میخورن منم بخورم لاعر بشم غافل از اینک همه اینها منو داشت چاق وچاق تر میکرد نگران نگرانترو طوری ک وفتی چیزی ک ممنوعه بود اطمینان داشتم چاقم میکنه اطمینان داشتم مسافرت برم چاق میشم شام بخورم چاق میشم ورزش نکنم چاق میشم اوه از این مسائل
اطمینان داشتم هر هقته ک تو خونه مامانم شام میخورم چاق میشم اگه ته دیگ بخودم برنج بخورم شیرینی بخورم کیگ بخورم چقدر در وجود خودم ولع داشتم
همه اینها در ذهن من تبدیل ب تصویر چاقی من شد
خب لاغری چیه اگه همین راهه پس من باید همین کارهارو برعکس کنم هی ثابت کنم اینطور نیس
واونقدر تکرار کنم ک تبدیل ب اطمینان بشه تبدیل ب تصویر بشه
چقدر نجواها گوش دادم مثل کاموایی میمونه ذهن من ک همش پر از گره هس
ومن چقدر ب این گرهها بها دادم نشستم بازشون کنم اصلا نگفتم چرا باید باز بشه اصلا چرا من ب این گرهها انقدر بها دادم
الان سعی میکنم نجواهارو باز کنم و بدونم واطمینان برسم ک فر یبا اینجور ک این میگه نیس ببین اینطور هم میشه واونقدر اینو تکرار کنم ک تبدیل ب عمل بشه
همیشه تصمصیم میگرفتم و بعد چن روز ب همون جای اول برمگیشتم وبعد ب خودم میگفتم بی اراده
نگو من از انجام اینها اصلا حال دلم خوب نبود و ذهن اینو تشخیص میدادو و کاری میکرد ک من ب اون چیزی ک در ذهنم توجه دارم بهش ن تصمیمی ک گرفتم در عین ک زیباست و ادم ب ایمان میرسه ک میشه میشه فقط با استمرار صبر ادامه دادن در عین اون انگار حس میکنم ی جهان رو باید تعییر بدم جهان چاقی ذهنم
اره یهو ترس برم داشت
اما من قدمهامو برمیدارم خیلی بهتر از برنداشته حداقلش سال بد از اینجاییک هستم رشد کردم
لاعری با ذهن در یک کلام ب نطرم میشه اینجور تعریف کرد دید دوباره ب همه چی داشتن
شاید اولش سخت ب نظر میرسه اما کافیه شروع کنی انرژی پاک الهی تورو هل میده
نشان های دریافت شده
من چگونه چاق شدم
فکر میکنم با طبیعی جلوه شدن چاقی
یعنی اینکه چاقی را سمبلی بر توانایی دونسته شده
اما چطور و منظورم چیه
حدود چند ماهی هست به اون ثبات تناسب اندام فوق العاده ای که دوست دارم رسیده ام و تلاش برای ورود به مرحله بعدی و اینکه بدن طبیعی و سالم و شکیل اینه که شکمی از چربی حتی در حد کم و کوچیک هم نداشته باشم و اینکه اصل اینه که شکم و کل اندام عاری از چربی باید باشه اگر چربی اضافه مناسب بدن بود باعث آسیب به بدن نمیشد که بزرگترین آسیبش بد اندامی و زشتی بدن هست و مدام دنبال الگوهای متناسب و خوش فرم میگشتم
چون کل توجه ام به شکم و شکل و شمایلش بود و اینکه هدف من سیکس پک کردن و بدنی عضله ای بود تموم الگوهای متناسبی که میدیدم دارای شکمی کوچک و گرد بودند
و با اینکه متوجه بودم که حتی اون شکم گرد کوچک طبیعی نیست و در ذهنم با خودم گفتگو میکردم که ببین حتی اونهایی که در این حد متناسب هستند اینقدر شکم داشتن را طبیعی میدونند و دارند در ظاهر قضیه من بدنبال خواسته ام بودم ولی در باطن داشتم برای ذهنم،ناخودآگاه منطقی میکردم که اونقدر شکم داشتن طبیعی هست و این همه الگو نگاه کن همینجور درسته و الان با این توضیحات متوجه میشم چرا روند این هدفم اینقدر کند شده بود و حال با این توضیحات به فرمول ذهنی ام پی بردم و بزرگتر از اون که چگونه میشود در مسیر بود ولی ناخواسته به جاده خاکی زد و یک پیچ و خمی به خودمون میدیم
و یک باور اشتباه با یک گفتگوی ذهنی الکی برای خودم ساخته بودم
خیلی باید حواسمون به خودمون باشه که چگونه داریم باور سازی میکنیم و اون باور را چطوری داریم برای خودمون منطقی میکنیم
اگه بخوام بگم با آموزش هام با لاغری با ذهن با تناسب فکر و اندامم چطوری باید باشم
چطوری باید ادامه بدهم
چطور باید پیگیرش باشم
باید مثل زمان چاقی ام باشم
باید همانطور که در چاقی استمرار داشتم حرکت کنم
من زمانی که غذا میخوردم چه قبلش سیر بودم و یا نبودم سر زمان نهار و یا شام که میشد آلارم زده میشد و باید شروع میکردم و بعد از هر وعده غذایی عادت داشتم که چایی با کلی شکلات میخوردم یا چایی نبات و اونهم به جایی رسیده بود که اگر اون شیرینی که اونطور که میخواستم حس نمیکردم چندین بار امتحان میکردم تا اون ولع ذهنی و یا بهتره بگم اون خاطره ای که ذهن براش لذت تعریف شده بود باید آروم میشد
خوب وقتی من اینقدر استمرار داشتم در چاقی اینقدر دیگه رها کرده بودم و تموم افکار و رفتارهام در مسیر چاقی بود
الان مسیر مخالفش میشه لاغری
چه افکاری داشته باشم
چگونه باشم
چگونه رفتار کنم
چگونه همسو باشم
وقتی زمانی که حتی بدنم نیاز نداشته ولی باید طبق فرمولها انجام میشد
الان هم باید طبق فرمولها به سمت تناسب انجام بشه
نیازی به خوردن و اضافه خوری نداشتیم ولی اینقدر فرمول هامون را تقویت میکردیم که انجام میدادیم
پس چرا الان در لاغری و تناسب افکارمون تا به یک حد مطلوب میرسیم کوتاه میایم و ادامه نمیدیم
وقتی به پرخوری میرسیدیم و متوجه میشدیم کمی خودمون را سررنش میکردیم ولی چون تسلیم میشدیم ادامه میدادیم و سعی میکردیم ازش لذت ببریم
خوب الان هم همین کار را میکنیم از مسیرمون لذت میبریم
من که مشتاق هستم من که با عشق در مسیر هستم ادامه میدهم اون استمرار از سر ناچاری و ندونستن و بی اراده دونستن خودم سرزنش کردن خودم را آنچنان پرحرارات ادامه میدادم به سمت خواسته هام
به سمت حال خوب و هزاران دلیل نسبت میدادم به خودم را الان در مسیر صحیح اون استمرار را ادامه میدم چون خیلی راحت تر و آسون تره
خداوندا سپاسگذارم
نشان های دریافت شده
سلام برخالق مهربان من
سلام براستادعطار روشن وهمه دوستان هممسبر
وفتی به گلذشته خودممراجعه میکنم طریقه چاقی شدن رو مرو میکنم با حرفی که به من زده ومن همه اول فبول کردمبستگی داره تواون خانواده چه صحبتی زده شده واون میشه باوره اونفرد پس تعداد باو ره برای جاقی توهر فرد با فرد دیگه زیادهست پس میشه به تعدا انسانها باوره وجودداره با کشتن وجستجو کردن هرفرد باوره اون فرد رو میشه خودش پیدا کنه
توخانواده کلی صحبت بوده که به چاقی وچطورچاق شدن ختم شد وفتی وادر سایت شدم اصلا هیچ تصور ازاین شکل به وجودامدن چاقی تو وجودم اصلا نداشتم
تو خیالم من زیاد غذا مصرف کردم ونتجه شده چاقی وفتی شروع کردمتو قسمت رایگان آگاهی کسب کردم واقعا همه مطلب رو اصلا متوجه نمیشدم باره هی گوشم میکرم انکار اون صحبت به زبان فارسی بود از دهان استاد بیرون میآمد ولی باید ترجمه میشد تا بفهم چی میکن شاید بعضی از فایلهای اولیه توبخش رایگان رو ۱۰ با گوش دادم تازه باره ۸ تازه یی بخش ارزش رو متوجه شدم با بارم۹ یی بخش دیگه وخلاصه با باره آخر یی مفهوم کلی ازاون فایل دست گیرم شد ولی هنوز به نوشتن وقدرتش پی نبرده بودم وفتی تو فایل ۱۵ استاد ابزار کردن که دوست داراننوشته ما رو مطالعه کنن من شروع به نوشتن دید گه گاه کردنم فکرکنمکلا ساید۰ ۲۰. کلمه یا شاید ۳۰۰ کلمه شد به قدر سخت بود نوشتن از همون فایل ولی شد حالا توبعضی بخشی وفتی دیدگاهم رو تمام مبکم.ارسال میکنم
ازحجم نوشته خودم خوشحال هستم جون به فهم درک اون مطلب رسیدم که تواستم به این میزان از اون فایل نوشته داشته باشم شگفتی این بخش همین بس که افردی که حتی تونشتن هم خجالت داشت این زمان همیشه جزو نفرات اول هست که تعداد نوشته اون هم اول هست وهم بعض زمان بیشترین دیدگاه فنی رو بهش داده شده اون من این یی سال منکل دقت زمان شد سایت شد آموزش درست تمرین کردن مرو کردن تکرار کردم هنوز میدونم خیلی زمان نیاز دارم که به درک مسیر به شکل درست برسم این مسیر انتها نداره با رشد تو هر بخش تازه نیاز به درک بیشتر دادن لایقت بهوجود و خودم که منلایق این مطلب هستم اون توسطح بالاتر
نه درجا زدن رکود کردن ایستادن وخلاصه خسته شدن خارج شدن من این مسیر رو تو این سنم دانشگاه زندگیم اسم گذاشتم که نرفتم محیط اون مکان روتجربه نکردم ولی حالا خودم دانشجویی این مسیر حساب کرده از استادم که واقعا خداوند این دانش رو به ایشون داد از طریق ایشون به ما داد میشه وکم کم ما هم هم ذهنم استاد میشیم به درکمطلبش میرسیم ومتوجه میشن که آخرین مطالب رو هم متوجه میشیم که تو ذهن استاد حالا چه خبر هست چه ایده بهش داره میرسه واز طریق ایشون اون مطالب تو ذهن ما هم قرا میگره مثل همین مسیر جدبد که داده برگزارمی شه
هم زمان من و عزیزان دیگه تو این بخش شرکت کرده واز اطلاعات تازه بهر ه برده همه وهمه کاره خدایی عزیزم هست که هم زمانی رو برای من ایجادکرده
که استاد فایل جدیدی میزاره من اون مطالعه میکنم فکر میکنم تجلیل میکنم دیدگاه مینويسم ایشون دیدگاه من میخوانه و به وبرسی میکنه که من اون مطلب رو توچه سطحی درک کردم اگه درکم درست نبود هم متوجه شده با خواندن دوباره به فهم درکی که اون کم به دست اوردن توسطح بالاتری میرسم توذهنم جاگزین خوبی میشه
پس بودن ادامه دادن کلی فایده داره که منتواین یی سال که توابن مسیر هستم تغیبرخوبی تو افکاردادم کاری که عموم جامعه انجام میدن من اون انجام نمیدم حتی وفتی یی بار به جاریم گفتمکه نه تلویزیون میبنم نه اخبار گوش میدم نه واینستا نگاه میکنم نه هیج اخباری رو دنبال میکنم تعجب کرد خوب گفت پس چکار میکنی من خلاصه گفتم تو بخش بهتری هستم چیزهای آموزشی مبینم باوراش نشد که من ابن کاریی که همه انجام میدن من انجام نمیدم زمانی که همسرم متزل نباشه هیچ نیاز نمیبینم نمایشکر منزل روشن باشه اون خونه نباشه تلویزیون خاموش هست تا اون روشن نکن من هیچ کاری باهش ندارم زمانی که روشن میکنم برای اون توجه که بهش نکنم مخصوص توبخش اخبار فیلم موضوع مشکل داره فوری هند فریی تو گوشم گذاشته یا دارم یی فایل گوش میکنم یا کلاش زبان رو گوش میدم که از زمان به شکل بهتری استفاده کنم ودرنتیجه گرفتم وبه هدف نزدیک شدن کمک زیادی میکنه چون من به هرچیزی که توجه کنم بی کم کاست به من میرسه اون تو هر بخش که میخواد باشه پس من دریافتمکه توچه چه توبخش لاعگغری باشه اون به من میرسه چون ذهن اون برامکسترش میده
فبلا توبخش چاقی مشکلات اون توجه به افراد چاق وچطور چگونکی چاق شدن بود نتچه شد چاقی زیادمن جالا تومسبر باند برکشت کل توجه رفته تووبخش لاغری توجه به افرا لاغر نوع برخورد این افرادد با مواد غذای ودارم وتو مسبر تناسب هستم نتبجه داده میشه تناسب ولاغری با زمان بلندمدت چون به شکل طبیعی دارم از کمک کرفتم از ذهنم که تومسبر رفت اون من رو چاق کرد حالا همون ذهنم تومسیربرکشت اول ازخالق کمکم میگیره اون برای لاغری با حس خوب داره میشه لاغر ی ومناسب جسم با امیدخدا در ادامه داره که بشه سلامتی کامل توبخش که مشکل دارم به امیدخدا
خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق. نگه دارتون