✨ تصور کن یه روز از خواب بیدار میشی، بدون اینکه رژیم سختی گرفته باشی یا خودتو تو باشگاه له کرده باشی، لباس مورد علاقت به تنت زار میزنه 😍
همه تعجب میکنن که چطور انقدر راحت لاغر شدی، اما تو خوب میدونی راز این کاهش وزن بدون رژیم دقیقا توی ذهنته! 🧠🌱
نه شمردن کالری، نه حذف غذاهای خوشمزه… فقط یه تغییر کوچیک توی طرز فکرت، مسیر زندگیتو عوض میکنه 💫
اگه تو هم از تلاشهای بینتیجه خسته شدی، این مقاله رو تا آخر بخون…
در این جلسه میآموزیم:
چرا تلاش کردن برای لاغر شدن نتیجه نداشت
🕰️ یه زمانی بود که اینترنت اینقدر شلوغ و پر از رژیمهای لاغری جورواجور نبود… اون موقعا اگه کسی لاغر میکرد، بقیه با هیجان تعریف میکردن که فلانی با رژیم فلان یا ورزش خاصی وزن کم کرده!
منم همیشه با شنیدن این حرفها وسوسه میشدم 🙃 با خودم میگفتم: شاید این بار نوبت منه! شاید این روش جواب بده…

هر بار که با انگیزه شروع میکردم، چند وقت بعد با یه عالمه خستگی و ناامیدی کنار میکشیدم. ته دلم میپرسیدم:
چرا تلاش کردن برای لاغر شدن نتیجه نداشت؟ 😔
چرا اینهمه زور میزنم، اما وزنم کم نمیشه… ولی بدون هیچ تلاشی راحت چاق میشم؟
برای اینکه خودمو آروم کنم، بارها جلوی بقیه میگفتم: “من بدنم خاصه”، “ژنمه!”، “متابولیسمم پایینه” 😓 ولی هیچکدوم از اینا اون حس سنگینی رو از روی دلم برنمیداشت…
تا وقتی که یه روز به جای رژیم گرفتن و جنگیدن با غذا، تصمیم گرفتم مسیر متفاوتی رو امتحان کنم… ✨ یه راه سادهتر و موندگارتر به اسم کاهش وزن بدون رژیم 🧠💫
چرا باور داشتن، مهمتر از تلاش کردن است؟
(راز پنهان کاهش وزن بدون رژیم)
تا حالا دقت کردی ما تو زندگیمون کارهای زیادی انجام میدیم، اما فقط تو اونایی نتیجه میگیریم که واقعا انتظار داریم موفق بشیم؟ 🎯
مثلاً کسی که باور داره تو ریاضی خوبه، وقتی میره سراغ مسائل سخت، با خیال راحت حلشون میکنه. یا یکی که فکر میکنه نقاشیش خوبه، با لذت طراحی میکشه و روزبهروز هم بهتر میشه. 🎨✨
ولی اون کارایی که از اول تو دلمون گفتیم «من از پسش برنمیام»، آخرش هم واقعاً هیچ پیشرفتی توش نداشتیم. چون ته دلمون، باور نداشتیم که میتونیم…
منم دقیقاً همین تجربه رو با لاغر شدن داشتم. از بچگی تا خود بزرگسالی، این جملهها دورم میچرخیدن:
«رضا استعداد چاقی داره»، «رضا سوختوسازش پایینه»، «رضا اشتهاش زیاده» 🤷♂️
همه این حرفها یه چیز رو تو ذهنم محکم میکردن: من چاقم و قراره چاقتر هم بشم!
حتی وقتی که با هزار امید رژیم میگرفتم یا ورزش میکردم، ته دلم یه صدای آشنا میگفت:
«فایده نداره، تو که لاغر نمیشی…» 😞
و اینجاست که فهمیدم چرا اونهمه تلاش برای لاغر شدن، نتیجه نداشت… چون باور نداشتم که میتونم لاغر شم.
در واقع، انتظارم از خودم، چاقی بود نه لاغری. و همین انتظار باعث میشد همه چیز به هم بخوره.
وقتی وارد مسیر کاهش وزن بدون رژیم شدم، فهمیدم که این بازی، بازی ذهنه نه معده! 🧠💡
ولی اگه ذهنت هنوز داره چاقی رو پیشفرض میدونه،
هیچ روشی کار نمیکنه…
حتی سختترین رژیم دنیا! 🚫🥗
✨ چطور باور لاغری در ذهن ما شکل میگیره؟
تا حالا دقت کردی چرا تو بعضی کارها از همون اول حس میکنیم موفق میشیم؟ مثلاً وقتی یه کاری رو انجام میدیم و اطرافیان بهمون میگن «وای چقدر خوبی تو این!» 😍
همون لحظه یه حس قشنگ ته دلمون شکل میگیره… یه باور که: من میتونم!
و همین باعث میشه با شوق ادامه بدیم، بهتر بشیم و بیشتر بدرخشیم. ✨
اما همیشه ماجرا اینقدر قشنگ پیش نمیره…
برای خیلی از ما – مخصوصاً اونایی که از بچگی با اضافهوزن دستوپنجه نرم کردن – تمرکز اطرافیان فقط روی چاقی بوده، نه تواناییها. 😔
مثلاً خود من عاشق رنگآمیزی بودم، تو مسابقات مدرسه و شهرستان اول شدم… اما چی شنیدم؟
«خب که چی؟ اگه راست میگی خودتو لاغر کن!» 🎨❌
همهٔ استعدادم با یه جمله ساده زیر سوال رفت، فقط چون نمیتونستم لاغر بشم… و این دقیقاً جایی بود که یه باور اشتباه در من شکل گرفت:
من نمیتونم لاغر شم.
وقتی سالها اینو بشنوی، کمکم قبولش میکنی، حتی اگه با تمام وجود برای لاغر شدن تلاش کرده باشی.
و همینه که باعث میشه همهٔ اون تلاشها بینتیجه بمونه. چون باورته که مسیرتو میسازه، نه فقط برنامهٔ غذایی یا ورزش! 🧠💭
در مسیر کاهش وزن بدون رژیم یاد گرفتم که اول باید این باورو تو ذهنم بسازم:
من میتونم لاغر شم… بدون گرسنگی، بدون جنگیدن با خودم، فقط با تغییر نگاه و باورم نسبت به بدنم. 💚🍀
✅ خیلی از افراد چاق واقعاً شروع میکنن، نتیجه هم میگیرن، اما چون باور ندارن که این لاغری موندگار میتونه باشه، زود ولش میکنن و برمیگردن به نقطه اول.
در واقع مشکل اصلی، رژیم اشتباه یا کمتحرکی نیست… مشکل، نداشتن «باور» به کاهش وزن بدون رژیمه!
🎯 با تغییر انتظار ذهنیمون، مسیر جدیدی باز میشه. مسیری که نه از بشقاب شروع میشه، نه از ترازو… بلکه از تو و ذهنت شروع میشه، جایی که همهچیز ممکنه.
لاغری با ذهن و انتظار کاهش وزن بدون رژیم
💡 اگه میخوای این مسیر رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ انتظار کاهش وزن بدون رژیم؛ در ادامه هم توی گام ۳۲ سراغ «پاکسازی چاقی ذهن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.17 از 99 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
روز ۵۳ تکرار
سلام وقت بخیر
لاغر شوید قبل از اینکه لاغر شوید
خدارو سپاسگذارم برای روزهاییکه به ما هدیه میده و امروز هم برای بهتر شدن زندگی قدمی برمیداریم
یکی از سئوالات پر تکرار افراد چاق این بود که چرا زود چاق میشم ولی لاغر شدن سخت و دور از دسترسه؟
و این نقل مجلس اون روزهای من بود که برام سئوال شده بود چرا براحتی در یک مسافرت ۳ روزه ۳ کیلو چاق میشم ولی همین ۳ کیلو رو باید ۳ ماه براش وقت بذارم و در انتها با تجمیع پاسخ های افراد چاق به این نتیجه رسیدیم که ما توانایی لاغر شدن نداریم و فقط آپشن چاقی روی ما نصب شده و کلا از لاغر شدن دائمی ناامید شدیم و فقط میتونستیم مقداری لاغر بشیم و با فشار رژیم و ورزش های سخت یکمی نگهش داریم و اون شده بود ریتم زندگی ما
باور کردن لاغری کار راحتی نیست برای فردی که ۳۰ سال به خودش برچسب *من چاق ناتوان هستم* رو چسبونده ،تک تک سلول هاش به ناتوانی در لاغر شدن عقیده دارن و مسیریو طی میکنن که به رفتارها و عادت های چاق گونه شباهت داشته باشه و همین باور کردن لاغری هم زمان میبره ،هم تمرین ،که خود تمریناتشم تکامل و فهم پلکانی داره
دیشب مادرم رفته بودن خونه مادربزرگم و ۲ تا از عموهام هم اونجا بودن ،مادرم تعریف میکرد که عموت ۱۵ روز پیش ،عمل کوچیک کردن معده شو انجام داده و انگار اون یکی عموم هم میخواد عمل کنه
مادرم میگفت عموت مدام نق میزد که من چجوری نون بربری نخورم ؟ چطوری این میوه های خوشمزه رو نخورم؟ و انگار اطرافیانش موقع خوردن غذا اجازه نمیدن عموم نگاه کنه که دلش نخواد و فقط میتونه فعلا میکس آب میوه مصرف کنه
مادرم میگفت تو این چند روز ۲۰ کیلو وزن کم کرده و پوست بدنش آویزون شده و باید روزانه چقدر پیاده روی کنه ،در واقع یعنی زندگی با حال بد ، ،، این داستانو که شنیدم کلی پیش خودم راه و روش خودمون با راه و روش قبلیو تحلیل کردم ،مسیرهای قبلی یعنی درد ،رنج ،غم ،نخوردن،ضعف ،ورزش های سخت و اضطراب چاقتر شدن بصورت دائمی
و روش الان خودمو تحلیل کردم کلی کیف کردم ،رهایی، شادی،خوردن با لذت، زندگی با آگاهی ،با عشق ،با انتخاب عمل و آزادی کامل ،بدون گرسنگی ،با حال خوب و یه عالمه آپشن های عالی خدایا شکرت برای این سوادی که منو در مسیرش قرار دادی
من الان آزادی دارم ،مثلا صبح زود که بیدار شدم گرسنه بودم ،دخترم که داشت شیرینی میخورد منم نصف تیکه کیک خوردم و رفتم برای تمرین متافیزیکی اول صبحم
و الان که چند ساعت گذشته و مجدد گرسنه شدم صبحانه خوردم ،دیگه برای من ساعت و تایم معنایی نداره ،گرسنه موندن بی معناست ،بدنم هوشمنده گرسنه میشه اعلام میکنه ،سیر هم بشه میگه من سیر شدم ،به همین سادگی و راحتی ،زندگی نرمال یعنی همین
حالا فهم و درک همین موضوعات هم بستگی به بودن و موندن و تکرار کردن داره ،نه اینکه صرفا به این اکتفا کنیم که ما فایل هارو گوش کردیم و حفظ شدیم باید به زندگی روزانه ما تبدیل بشن
باور کردن اینکه ما میتونیم لاغر بشیم خودش به تنهایی میتونه مارو به مسیرهای لاغری آسان هدایت کنه چرا که وظیفه باورها اثبات خودشون به ماست و از بهترین راه ها مارو میبرن
تمام تلاشی که ما در قبل انجام دادیم با عقیده محکم و قوی (( من نمیتونم لاغر بشم )) بوده ،یعنی وارد کاری شده بودیم که مطمئن بودیم جواب نمیده و جواب محکمی هم نمیگرفتیم و حالا در این تمرینات آرام آرام جوانه های باوری ما شکل گرفته که ما هم میتونیم با روش اصولی و دقیق تغییر محتویات ذهنی ،لاغر بشیم اونم بصورت ریشه ای و ماندگار
قدم اول باید توجه کردن ،فکر کردن و نگران چاقی بودن رو متوقف کنیم ،جمله بسیار قدرتمندیه ،چونکه ما ناخواسته به سبک گذشته خود فکر و توجه میکنیم و ذهن ما بیشتر دوست داره بسمت منفی ها حرکت کنه و با مرور کردن آگاهی ها به خودمون یادآور میشیم که برای رفتن در فرکانس تناسب یا هر خواسته دیگه ،اول توجه و نگرانی رو متوقف کنیم
بعد اعتقادات مربوط به لاغریو بسازیم ،تمرین و بعد زندگیشون کنیم ،اعتقاد به لاغری مارو میبره بسمت لاغر شدن ،بجای اینکه مدام تو فکر نتیجه جسمی باشیم ، تعریف هامونو تغییر بدیم ،نوع نگاهمون تغییر کنه ،اون وقت دیگه نیازی نیست ما فشار زیادی به خودمون بیاریم ،خودبخود وارد دنیای تناسب قرار خواهیم گرفت ،حالا یه جاهایی هم از ما کمک میگیره و یه رفتارهایی از ما تغییر خواهد کرد
بعد از گذشتن ۲ سال که در دوره لاغری با ذهن هستم بعضی از آموزش ها تازه برام درک قویتری پیدا کرده و یه جور دیگه میفهمم و میدونم سال آینده و آینده تر درکم متفاوتر میشه ،هر چقدر آلودگی ها از مغزم پاک بشه ،درکم قویتر میشه و ذات الهیم نمایان تر میشه که فرمول های طبیعی بدن و وجودم به کار میفتن
اگر میخواییم خودمونو چک کنیم باید در مواجه شدن با ناراحتی های روحی که در این مدت در ما بوجود میاد دقت کنیم ،زمانیکه منفی باف مدام حرف میزنه نشون میده که ما در کدوم قسمت ها هنوز باورهای محدود کننده داریم اینکه ما چقدر ازش تاثیر میگیریم نشون میده چقدر تغییر داشتیم
اگر در طول این مسیر فقط ۱۰ درصد تغییر داشتیم همون ۱۰ درصد رو ببینیم نه اون ۹۰ درصد که تغییر نکرده ،به تلاش هامون امتیاز بدیم نه به نتایجمون
یه روزیکه خسته شده بودم از ۳۰ سال دویدن به دنبال لاغری و تمام راه هارو رفته بودم و به نتیجه ماندگاری نرسیده بودم ،عاجزانه تسلیم خداوند شدم ،خداوند هم میدونست که دیگه من آماده م
ولی من یه چیزی فراتر از لاغر شدن میخواستم ،خداوند هم منو فرستاد تو این مسیر ،راهی که بجای تمرکز کردن روی نتیجه ،بیشتر روی شخصیت ماندگار لاغری تمرکز داشت ، اینجا افکار ، عقاید ،باورها و شخصیت ما یواش یواش تغییر کرد و اون عقاید جدید مارو برد بسمت لاغر شدن
اونم لاغر شدن راحت و آسان ،بدون درد و رنج و سختی ،در کمال آرامش و آزادی ،اینها نشانه های درست و الهی بودن این مسیره ،مسیری که با ویژه گی های خداوند مطابقت داره
من در سایت استاد عباسمنش در قسمت عقل کل ،نوشتم آیا میشود با ذهن لاغر شد؟ و جواب هاییکه دوستان در اون سایت نوشته بودن در مورد سایت تناسب فکری و استاد عطارروشن بود ،منهم مطمئن شدم این مسیرو خداوند برام تدارک دیده پس سریع اومدم تو این سایت و هر ۳ دوره رو خریدم و الان بسیار به خودم افتخار میکنم و خوشحالم از این انتخابم
بمیریم قبل از اینکه بمیریم ،یعنی برای رفتن به درجات بالاتر،به فرکانس قویتر ،برای رسیدن به فرمول های جدیدتر باید اول اون ذهنیات،منیت ها ،فرمول ها و باورهای قدیمی رو از بین ببریم ،اونها باید بمیرن تا ما از نو زاییده بشیم،در ما داده های جدید ذخیره بشه
همون قانون خلاء که اول یه چیزهایی باید تخلیه بشه تا جاش پر بشه ،خدارو شکر در این مسیر داریم همین تمرینو انجام میدیم و بعدش که تمرینات به عمل و زندگی تبدیل شدن نتایج و برکات عظیمی یکی یکی سرازیر میشه در زندگیمون
کسی که لاغره احساسش متفاوته ،حس آرامش داره،رفتارهاش متفاوته ،با خودش مهربانتره ،با خودش و جهانش در صلحه ،نگرشش به جهان و خدا زیباتره و چه دنیای امنیه برای متناسب ها جاییکه میتونن به دنیا اعتماد کنن و هر چقدر به دنیا اعتماد کنیم دنیا هم نتایج مطمئن تری به ما خواهد داد
احساس شادی،لذت،خوشحالی ،امید و آزادی ،احساسات طبیعی و نرمال جهان خداوند هستن اگر الان این شرایط رو تجربه نمیکنیم یعنی یه چیزایی خوب کار نمیکنه که باید تغییرشون بدیم و ما ریتم طبیعی دنیارو بهم زدیم باید برگردیم به ریل اصیل خودمون که اگر بیفتیم تو جایگاه اصلیمون همه چیز میره سر جاش
من لاغری با ذهنو میخوام که عمیقتر باور کنم و حتما ادامه خواهم داد تازه داره مطالب برام آشنا و جالب میشه ،هر چقدر افراد بیشتریو میبینم که دارن از ناآگاهی رنج میبرن من بیشتر به آگاهی ها میچسبم
میدونم برای رسیدن به مدارهای بالاتر باید خودمو بدست خدا و جهانش بسپارم ،اول باید باگ هاییکه با جهان دارم شناسایی کنم ، دیگه با دنیا و اتفاقاتش نجنگم ،برعکس بهشون اعتماد کنم ،تا جهان هم اتفاقات زیباتری برای من تدارک ببینه
اگر جایگاه های بالاتریو میخوام باید خودمو در اختیار خداوند بذارم تا نقاط ضعف منو ترمیم کنه ،در واقع باید اجازه بدم جهان منو از نو بسازه ،برای بودن در موقعیت های بالاتر نمیتونم با همون شخصیت قدیمم وارد اونجا بشم اصلا قوانین جهان این اجازه رو بمن نمیده
پس باید متفاوت فکر و عمل کنم ،باید نقاط ضعف خودمو شناسایی و تعمیرشون کنم و نقاط مثبتمو تقویت کنم ،باید بشم همونی که میخوام بشم ، باید نوع نگاه و نگرشمو تغییر بدم تا ریلم عوض بشه
برای لاغر شدن هم اول به توانایی های خودم ایمان دارم و بعد خودمو در اختیار آگاهی ها و آموزش ها قرار میدم و از خداوند میخوام کمکم کنه تا پیدا کنم اون موانعی که سالها اجازه نداده من نرمال و طبیعی زندگی کنم
از چند جلسه پیش که روی نوع نگاه به خوراکی ها ، باور خوردن و فیلترها ،تمرین میکنم خیلی درونم آرومتر شده ،خیلی وقت بود که به غذاها توجه نمیکردم ولی احساس کردم شاید فرمول های چاقی هنوز هم در من وجود داره و گاهی که به یاد میارم به خودم میگم فریده این خوراکی شیرین، تورو چاق نمیکنه ،ترس های توست که تورو چاق کرده پس ،آروم باش و از این نعمت های خداوند استفاده کن و لذت ببر
حتی احساس کردم من هنوز با خوردن، ترس هایی در درونم دارم که خیلی مخفیه ،پس به خودم میگم اگر خوردن چاق کننده بود چرا خیلی ها زیاد هم میخورن ولی متناسبن؟
الان مادرم داشت برای خواهرم جریان عمل کردن معده عموم رو تعریف میکرد و میگفت تازه عمه ت هم ناراحت بود که چرا خودشم اسلیو نکرده ،چونکه عمه م در عرض ۲ سال تمام بدنشو ساکشن کرد ولی هنوز هم موقع خوردن غذا رنگ و روش میپره و با ترس یه مقداری غذا میخوره و مدام میگه نکنه چاق بشم و گاهی هم قرص لاغری مصرف میکنه
اینهارو که میشنوم ناراحت میشم براشون ،خیلی دلم میخواد بهشون بگم انقدر خودتونو اذیت نکنید ولی میدونم متوجه حرف های من نمیشن ،حتی پارسال که عمه م ازم پرسید چکار کردی لاغر شدی ،بهش گفتم با تمرینات ذهنی ،یجوری با تعجب نگاهم کرد ، خب نمیشه و نمیتونم به این فرد بفهمونم که چه خبره
پس من خودمو نجات میدم اونهاییکه باید بیان تو مسیر خودشون راهشونو از هزاران راه پیدا میکنن ،مثل من و هزاران نفری که پیدا کردن
سپاسگذار خداوند هستم برای هدایت شگفت انگیزش
نشان های دریافت شده
گام ۳۱
سلام دوستان و استاد عطارروشن
لاغر شوید قبل از اینکه لاغر شوید
یکی از سئوالات پر تکرار من از خودم همین بود که آخه چرا من چاق هستم و چرا لاغر نمیشم ؟
و هیچ وقت به جواب اصلی نمیرسیدم،یعنی فکر میکردم جواب اصلی ها همون علت های چاقی من هستند ،من باور کرده بودم که ژنم چاقه ،ارث ماست ،بدنم این مدلیه ،خدا خواسته ،کلی با خدا لج بودم که آخه چرا با من اینکارو کرد؟ چرا برای من تو همه قسمتها کم گذاشت ؟ فکر میکردم با من خصومتی داره ،یه مدت گیر میدادم به خوردن و خوراکی ها ،یه مدت گیر میدادم به ورزش و باشگاه ها و همینطور در اون لوپ تکرار میچرخیدم
در کلیت خودمو آدم موفقی نمیدیدم و باور به توانمندی هام نداشتم و این منو بسیار اذیت میکرد
باور لاغر شدن در من بسیار کمرنگ بود و زمان هاییکه لاغرتر میشدم مطمئن بودم مجدد به وزن قبلم برمیگردم و میدونستم این تناسب موقتیه ،همین حس باعث میشد همیشه در اضطراب دائمی باشم و مرتب خودمو با وزن کردن،با پرو لباس هام ،چک میکردم
لقبی که به من داده بودن دقیقا برعکس توانمندی و داشتن استعداد بود،اتفاقا منو به این نتیجه رسونده بودن که تو هیچ زمینه ای به جایی نمیرسم و منم بصورت واقعی باورش کرده بودم ،حتی تو پی در پی لاغر شدنمم کسی تشویقم نمیکرد،هر زمان راه و رژیم جدیدی یاد میگرفتم و انجامش میدادم ،میگفتن فریده دوباره یه چیز جدید یاد گرفته ،حالا این راهم میری و برمیگردی جای الانت ،حرف و حدیث زیاد میشنیدم ولی من همچنان ادامه میدادم ،امروز دوستم بهم گفت فریده وقتی سرنوشت گذشتت تا الانتو برام تعریف کردی متوجه شدم که چقدر صبورانه پای خودت و اهدافت ایستادی (البته دوستم کاملا به قوانین جهان هستی اشراف دارن و تو دوره لاغری با ذهن هم هستن) گفت ،تو روزگاره پیچ در پیچیو گذروندی،تنها بودی ،سختی کشیدی،حالا چاقیت که دیگه داستان خودشو داره ،بهم گفت فریده تو بوی قدرتمندی میدی ،شاید خودت متوجه نباشی ولی تو توی هر کاری سمجی و ادامه میدی و کلی از من تعریف های صحیح کرد ،یه آن به خودم اومدم گفتم ،آره راست میگه ،من خیلی زمان ها ،موفقیت های قبلیمو فراموش میکنم و انگار دوست دارم برم تو لاک همون ( من ضعیفم )
من از بدو بدنیا اومدن تپل بودم و از ۱۰ سالگی چاقی من کاملا مشهود شده بود ،یعنی باور چاقی در من زیاده و باور لاغر شدن در من کمرنگه یا اصلا تا قبل از شروع دوره در من وجود نداشت ،دوست دارم با گوش دادن هر روزه و تکرار و استمرار بلخره اون قفل های ذهنی منهم کاملا شکسته بشه ،میدونم به اندازه ای که در مسیر چاق بودنم حالم بد بوده و رنج بردم حالا باید تلاش کنم و اون موانعو بردارم و مطمئنم بدنم در مسیر ترمیم کوشاتر خواهد بود چونکه میدونم جهان رو به خیر و سلامتی ست وبمن برای گسترش متناسب شدنم کمک میکند
حتی فکر کردن به لاغری هم حالمو خوب میکنه ،من هر روز در دفتر سپاسگذاری هام میلیاردها بار شکر گذاری میکنم برای بودنم در مسیر تغییر و رشدم
من همیشه به خودم یادآوری میکنم که زمانیکه من خواستم و تسلیم شدم و از خدا کمک خواستم یعنی هر روشیو انجام دادم و نشد ،دستامو بالا بردم و از خدا خواهش کردم کمکم کنه و خداوند هم انقدر زیبا منو هدایت کرد که گریه م گرفته بود ،قشنگ دست منو گرفت و برد تو سایت استاد دیگه ای که تو اون سایت از استاد عطارروشن نوشته بودن و تعریف کرده بودن ،انقدر مطمئن بودم که این راه مال منه که بصورت حمله ای وارد این سایت شدم و الان که ۱سال و خورده ای گذشته هنوزم هر روز حمله ای وارد سایت میشم😁 مثلا امروز رفته بودیم طبیعت گردی و نت نداشتم ،نتونستم فایلمو گوش کنم ،الان که دارم مینویسم ساعت ۱۲ شبه ،خوابم میاد ولی دوست دارم تکالیفمو انجام بدم ،یعنی بیدار بودنو و تمرین نوشتنم ارجعیت داشت به استراحتم و خودم هم از کارایی خودم راضی هستم
استاد خداوند اونهمه شور و اشتیاق در وجود شما گذاشته بود که بتونید اون مسیرو برید تا به نتایج لاغر شدن خودتون برسید و هم ، آدم های زیادی این درخواستو داشتن ، که از طریق آموزش های شما به رویای خودشون رسیدن
هدایت های خداوند حرف نداره ،امروز که رفته بودیم طبیعت گردی و داشتم با دوستم در مورد قوانین و خداوند صحبت میکردم ،یدفعه دیدم یه خانمی از چادری که در ۱۰ متری ما بود، اومد بیرون بسمت من ،ازم پرسید شما دکتر هستید؟ گفتم نه ،گفت حرف های شمارو بصورت تصادفی شنیدم،احساس کردم خداوند داره از طریق شما ، با من حرف میزنه ،حرفاتون بسیار قشنگ و آرامش بخش بود و کلی ازم تشکر کرد ،بهش گفتم اتفاقا این صحبت هارو خداوند در بیان من گذاشت که من بگم و بین اینهمه آدم فقط شما بشنوید ،این حرف ها مال شما بوده ،شما از قبل درخواستشو فرستاده بودید ،،،،بازم اونجا به صحیح بودن قوانین ایمان بیشتری آوردم، زمانیکه ما بخواهیم خداوند از یه طریقی کمکشو میرسونه
منکه به این روش ایمان دارم چونکه انتخاب خداوند بوده
و لذت میبرم از بودنم در این مسیر زیبا
نشان های دریافت شده
روز ۵۳تکرار
سلام و وقت بخیر
من این فایلو ۴ماه پیش که تازه وارد دوره شده بودم گوش داده بودم و کامنت و طریقه هدایت شدنم نوشتم ،ولی الان بازم خواستم مطلبیو اضافه کنم ،من از طریق سایت استاد عباسمنش و خوندن نظرات در قسمت عقل کل اون سایت با استاد عطارروشن آشنا شدم و قبول داشتم که فقط از این راه میتونم لاغری دائمیو داشته باشم آخه تمام عمرمو تو رژیم و ورزش بودم ومجدد چاق شده بودم ومطمئن بودم من مسئله ای در ذهنم دارم،از اونجاییکه من تو اون سایت هم گاهی نظراتی مینویسم وفایلای استاد عباسمنشو همیشه دنبال میکنم،و چند روز پیش در قسمت عقل کل ،در جواب دوستی که از چاقی رنج میبرد و از دوستان سئوال پرسیده بود که چکار کنم که لاغر بشم ،منم وظیفه خودم دونستم برم و از روشی که دارم انجام میدم بگم که اگر کسی باید از طریق این متد هدایت بشه ،با خوندن نوشته من آکاه بشه و نوشتم و بعد از چند روز دیگر دوستان نظراتی مینویسن که من هم از طریق ایمیلم از جواب های دوستان باخبر میشم،جالبه امروز آقایی نوشته بود که لاغری فقط وففط با ورزش امکان پذیره و اگر هم غذایی مصرف نکنی بازم لاغر نمیشی ،ولی اگر روزی نیم ساعت پیاده روی کنی و ۱۰دقیقه بدوی خیلی لاغر میشی?خندم گرفت ،منکه یه روزایی انقد ورزش میکردم که آسیب بدنی دیده بودم ولی هنوزم اضافه وزن داشتم ،و از خوندن دیدگاه بعضی آدما به خودم افتخار میکنم که بلخره بعداز سالها در مسیر صحیح قرار گرفتم و جمله لاغر شوید قبل از اینکه لاغر شوید خیلی عالی بود ،منم باور دارم و میخوام بیشتر باور کنم که میتونم از این طریق به لاغری دائمی برسم