0

من برای گذشته و آینده‌ام سپاسگزارم (قدم ۶)

اندازه متن

آنچه اکنون هستید نتیجه گذشته ای است که پشت سر گذاشته اید و آنچه در آینده تجربه خواهید کرد نتیجه امروز و فرداهای زندگی تان است.

شما خالق زندگی خود بوده اید چه اکنون نسبت به این موضوع باور داشته یا نداشته باشید.

خداوند در تمام مسیر زندگی تان همواره به شما نزدیک بوده است و نزدیک خواهد بود. برای آنچه هستید شکرگزار خداوند باشید تا برای آنچه می خواهید مورد لطف و رحمت خداوند قرار گیرید.

گذشته من

همیشه در زندگی از والدینم ناراضی بودم و آنها برای آنچه بودم سرزنش می کردم.

اولین موضوعی که از سنین نوجوانی باعث دلخوری من از آنها شده بود چاقی بود. پذیرش این نگرش که چاقی من ارثی است باعث شده بود بارها نسبت به تاثیر آنها در سرنوشتم گله و شکایت داشته باشم.

موضوع بعدی وضعیت تحصیلی بود. هرچقدر که مقطع تحصیلی من بالاتر می رفت والدینم را مقصر ضعف تحصیلی خودم می دانشتم و بارها به آنها گفته بودم که اگر از روز اول که مرا به مدرسه فرستاده بودید نسبت به درس و مشق من اهمیت می دادید الان اوضاع بهتری داشتم.

البته دیدن همسن و سالهای خودم که به واسطه زور و اجبار والدین در کلاس های مختلف حضور داشتند نگرش کم کاری پدر و مادرم را در من تقویت می کرد. تصور می کردم که اگر آنها هم مرا به زور و اجبار در کلاس های مختلف تقویتی ثبت نام می کردند شرایط تحصیلی من بهتر بود.

در زمینه موفقیت مالی هم به شدت نسبت به والدینم گله و شکایت داشتم. عقیده داشتم که اگر آنها شرایط مالی بهتری داشتند یا از قبل به فکر خرید مغازه و خانه و … برای من بودند الان من انقدر در رنج و سختی زندگی نمی کردم.

جالب اینکه در برخی موارد که والدینم مرا به انجام کارهایی مجبور کرده بودند نیز نسبت به آنها گله و شکایت داشتم که این همه به من فشار آوردید که فلان و بهمان کنم الان چه چیزی از آن همه فشار و سخت گیری عاید من شد.

به خاطر دارم تا سن ۳۲ سالگی که هنوز با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن آشنا نشده بودم به شدت نسبت به گذشته خودم از خداوند گله و شکایت داشتم.

اینکه چرا خداوند مرا در خانواده ای ثروتمند متولد نکرده است، چرا من در آمریکا، آلمان،‌ فرانسه یا کشور دیگری که سر و سامان داشته است متولد نشده ام.

چرا خداوند مرا جوری خلق کرده است که چاق باشم.

چراهای زیادی در ذهنم بود که نشات گرفته از مشکلات و سختی های زندگی بودند و مقصر آن را اول خداوند و سپس والدینم می دانستم به همین دلیل همیشه نسبت به آنها گله و شکایت داشتم.

خالق زندگی بودن

خالق زندگی بودن

در همان روزهای اول که در مسیر تغییر کردن قرار گرفتم مواجه شدن با این عبارت که: «من خالق زندگی خودم هستم» برای من بسیار عجیب و غیرقابل باور بود.

به هیچ وجه قبول نداشتم که من خالق زندگی ام بوده ام. اطمینان داشتم که والدینم در سرنوشت و شرایط فعلی من دخالت و تاثیر داشته اند.

مطمئن بودم که اگر آنها شرایط مالی بهتری داشتند یا پدرم از سالها قبل که قیمت همه چیز پایین تر بود برای من مغازه، خانه، ماشین و … خریده بود الان من در شرایط بسیار متفاوت و بهتری زندگی می کردم. البته که دیدن اطرافیانم که به واسطه کمک های والدین خود در شرایط بسیار بهتر از من زندگی می کردند پذیرش اینکه خودم خالق زندگی هستم را سخت تر می کرد.

مطمئن بودم که اگر مادرم به شکل دیگری با من رفتار کرده بود الان من چاق نبودم و انقدر بخاطر چاقی رنج و سختی متحمل نشده بودم.

شک نداشتم که اگر در شهر بهتر یا کشور دیگری متولد شده بودم زندگی بسیار متفاوت و شرایط بهتری داشتم.

دلایل منطقی زیادی برای اینکه من خالق زندگی ام نمی توانستم باشم داشتم که اگر در گذشته شرایط من به شکل دیگری بود الان من فرد دیگری بودم که در شرایط کاملا مساعد زندگی می کرد و احساس خوشبختی داشتم.

اما هرچه بیشتر مطالب مربوط به قانون جذب و قدرت ذهن را مطالعه می کردم بیشتر درک کردم که چرا و چگونه من خالق زندگی خودم هستم.

این موضوع زمانی بیشتر برای من باورپذیر شد که متوجه شدم خداوند در قرآن نیز به این موضوع تاکید کرده است که انسانها خالق زندگی خویش هستند.

۱- خداوند نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند، و خدا شنوای داناست. (انفال ۵۳)

۲- در حقیقت، خدا حال قومی را تغییر نمی‌دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند. و چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد، هیچ برگشتی برای آن نیست، و غیر از او حمایتگری برای آنان نخواهد بود. (رعد ۱۱)

۳- و اگر خدا می‌خواست، قطعاً آنان را امتی یگانه می‌گردانید، لیکن هر که را بخواهد، به رحمت خویش درمی‌آورد و ستمگران نه یاری دارند و نه یاوری. (شوری ۸)

در آیه اول تاکید شده که خداوند شرایط انسان را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنچه در دل دارد را تغییر دهد و جالب اینکه از عبارت «خداوند شنوای داناست» استفاده شده است.

خالق زندگی بودن

بنابراین اگر می خواهید شرایط زندگی خود را تغییر دهید باید آنچه در دل دارید را تغییر دهید.

چه چیزی در دل دارید؟ چه چیزی در دل ایجاد و شکل می گیرد؟ انتظار

انتظار ما از زندگی در دل ایجاد و شکل می گیرد.

و از آنجا که خداوند شنوای داناست برای تغییر آنچه در دل ایجاد و شکل می گیرد باید درخواست ها و دعاهای خود با خداوند را تغییر دهیم.

از چه چیزی با خداوند صحبت می کنید یا چه خواسته ای از او دارید؟! او همان را به سمت شما بر می گرداند.

پس باید کلام، نگرش و انتظار خود از زندگی را تغییر دهید تا شرایط زندگی تان تغییر کند و آنوقت است که می توانید خالق زندگی خود باشید.

در آیه دوم نیز تاکید شده است که خداوند حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنها حال خود را تغییر دهند.

بنابراین اینکه انتظار داشته باشیم خداوند به فکر بهبود شرایط زندگی ما باشد یا به عبارتی او خالق زندگی ما باشد فکر و نگرش بی هوده ای است بلکه باید خودمان به فکر تغییر حال خود باشیم تا خداوند نیز بر مبنای حال جدید، شرایط جدید را وارد زندگی ما کند.

همچنین تاکید شده است وقتی خداوند بر قومی آسیبی بخواهد هیچ برگشتی برای آن نیست. چون این آسیب به واسطه حال آن قوم به سوی شان روانه شده است و هیچ نیرویی قادر به جلوگیری از آن نیست مگر خود آن قوم که می توانند با تغییر حال خود شرایط را تغییر داده و خالق زندگی خود باشند.

در این آیه خداوند تاکید کرده است که تنها حمایتگر برای انسان خداست. یعنی هم خداست که نتایج را رقم می زند و هم خداست که حمایتگر انسانهاست. بنابراین واضح است که خداوند پاسخ دهنده به حال و انتظار انسانهاست. هم می تواند مشکل و رنج ایجاد کند و هم راحتی و آسایش چون واکنش دهنده به درخواست و احساس انسانهاست.

در آیه سوم تاکید شده است که اگر خداوند می خواست آنها را امتی واحد و یگانه قرار می داد. اما خدا نخواسته که خالق زندگی همه انسان ها به یک شکل باشد و همه در یک شرایط یکسان زندگی کنند بلکه این اختیار را قرار داده که هر انسانی هر آنچه می خواد رو طلب کرده و خداوند شرایط را برای او فراهم می کند. در این صورت اصل مختار و آزاد خلق شدن انسان برای خالق زندگی خود بودن تحقق پیدا می کند.

بنابراین به این نتیجه رسیدم که اگه همسو با قوانین خداوند عمل کنم مورد رحمت قرار خواهم گرفت چون خداوند سیستم جهان هستی را به این شکل طراحی کرده است و اگر همسو با قوانین خداوند قرار نگیرم مورد رحمت قرار نخواهم گرفت بلکه در رنج و سختی زندگی خواهم کرد.

به این ترتیب توانستم باور کنم که من خالق زندگی ام هستم و اگر می خواهم شرایط زندگی بهتری داشته باشم باید خودم دست به کار شوم و دیگر انتظار کشیدن برای دریافت کمک یا تغییر شرایط کشور و خوب شدن شرایط زندگی ام بی فایده است و این شروع قدم گذاشتن من در مسیر تغییر کردن بود.

خالق زندگی بودن

پذیرش گذشته و شرایط فعلی

پذیرش این موضوع کن من خالق زندگی ام هستم نیاز به درک و پذیرش این عبارت دارد که من مسئول شرایطم در زندگی هستم.

برای تغییر شرایط زندگی نیاز است مسئولیت ۱۰۰٪ شرایط فعلی را بپذیریم.

اگر پذیرش این مساله برای تمام جنبه های زندگی سخت است، بهتر است موضوعی که قصد بهبود آن را دارید انتخاب کرده و از پذیرش ۱۰۰٪ مسئولیت شرایط فعلی خود در آن جنبه از زندگی شروع کنید.

برای من این روند از پذیرش شرایط بدهکاری شروع شد.

تا قبل از این تصور می کردم که شرایط مالی خانواده یا اوضاع نابسامان اقتصادی کشور یا به ارث نبردن ثروت و … دلیل بدهکار شدن من در زندگی شده است. اما وقتی تصمیم گرفتم خالق زندگی بدون بدهکاری باشم به خودم گفتم که من مسئول تمام بدهکاری هایی هستم که در زندگی ایجاد کرده ام.

بنابراین خودم باید راهکار مناسب برای حل این مشکل پیدا کنم و نباید منتظر تغییر شرایطی باشم که اختیار آن دست من نیست. بلکه من باید به دنبال تغییر در شرایط مربوط به زندگی خود باشم تا وضعیت بدهکار بودنم تغییر کند.

اگر گذشته خود را نپذیرید نمی توانید به سادگی شرایط فعلی خود بپذیرید و تا وقتی شرایط فعلی خود را نپذیرید نمی توانید آگاهانه خالق زندگی و سرنوشت خود باشید.

بنابراین من آنچه از گذشته مورد اعتراض و عدم پذیرش بود را به صورت کامل‌ پذیرفتم و تصمیم گرفتم خالق زندگی خود به شکلی که دوست دارم باشم.

خالق زندگی بودن

تا زمانی که شرایطم در زندگی را تحت تاثیر افکار و تصمیمات پدرم می دیدم هرگز قادر نبودم برای آینده خودم فکر و اندیشه ای نو داشته باشم چون خودم را اسیر سرنوشت و تصمیمات پدرم می دیدم.

تا زمانی که شرایطم در زندگی را تحت تاثیر افکار و تصمیمات دولت مردان می دیدم هرگز نمی توانستم نسبت به تغییر شرایط و خالق زندگی بودن امیدواری و احساس مسئولیت داشته باشم و تصور می کردم در این شرایط که همه چیز در کشور نابسامان است چگونه می توانم زندگی بهتری داشته باشم؟!

به صلح رسیدن با شرایط خانواده ام و آنچه پدر و مادرم برای من انجام داده بودند نقطه آغاز به صلح رسیدن با شرایط فعلی زندگی ام بود.

مرور کردن این افکار و نگرش ها در این امر نقش مهمی داشت:

  • من باور دارم که والدینم نهایت تلاش خود را برای فراهم کردن نیازهای من انجام داده اند.
  • من باور دارم که آرزوی والدینم خوشبخت کردن فرزندانشان بوده است.
  • من باور دارم که والدینم در زمان خود تلاش کرده اند تا شرایط زندگی خودشان و من را بهبود دهند.
  • من باور دارم که والدینم در حمایت و پشتیبانی من در زندگی کم کاری یا خصومتی نداشته اند و هرآنچه آموخته بودند را اجرا کرده اند.

همین نگرش ها را به شکل های متفاوت درباره آنهایی که در ذهنم مقصر زندگی ام بودند اجرا کردم.

درباره والدینم که آنها را مقصر شرایط زندگی ام می دانستم، درباره برخی از نزدیکانم که آنها را مقصر شرایط شغلی خود می دانستم، در مورد مسئولین کشور که آنها را مقصر شرایط نابسامان زندگی ام می دانستم و همچنین در مورد خداوند که او را مقصر شرایط فعلی زندگی ام می دانستم.

و این کار را ادامه دادم تا به شکل درونی و عمیق نسبت به مقصرهای زندگی ام در صلح و آرامش قرار گرفتم.

از نشانه های موفقیت آمیز بودن این فرایند رسیدن به احساس آرامش، نداشتن خشم و کینه نسبت به انسانها و داشتن امید و ذوق و شوق بهبود شرایط زندگی است.

خالق زندگی بودن

بهبود دهنده باشید

زندگی جریانی است که از گذشته تا آینده ادامه خواهد داشت. روزی از طریق متولد شدن وارد این مسیر می شویم و روزی از طریق مردن از این مسیر خارج می شویم.

آنچه مسلم است هر نوزادی در خانواده ای متولد می شود برای تداوم نسل بشر و ادامه شجره آن خانواده است.

والدین ما انتقال دهند نگرشها، عقاید و عادت های گذشتگان خود به ما بودند و ما نیز این روند را ادامه داده و به فرزندان خود منتقل می کنیم.

در این میان آنان که فقط انتقال دهنده نیستند بلکه بهبود دهنده هستند شرایط و جایگاه بهتری در زندگی و آخرت خواهند داشت.

اگر تمام نگرش ها،‌ عقاید، خوبی ها و ارزش های خانوادگی خود را به نسل بعد از خود انتقال دهید شما فقط یک انتقال دهنده عالی بوده اید که هرآنچه آموخته است را به شکل عالی به نسل بعد از خود انتقال داده است.

اما اگر نسبت به علت اصلی حیات و جضورتان در دنیای مادی آگاه باشید نه تنها یک انتقال دهنده عالی خواهید بود بلکه سعی می کنید با درک و بهبود عملکرد خود آنچه از گذشتگان دریافت کرده اید را بهبود داده و به نسل بعد از خود منتقل کنید.

انسان های زیادی در طول تاریخ با بهبود افکار و نگرش های خود باعث ایجاد تغییرات در سطح گسترده در دنیای مادی شدند.

اما برای جاودانه شدن نیاز نیست حتما در سطح جهانی تغییر ایجاد کنید. همین که بتوانید در افکار، عقاید و نگرش هایی که از طریق شما به فرزندان و اطرافیانتان انتقال پیدا می کند بهبود ایجاد کنید به همان اندازه مهم و ارزشمند است که بتوانید در سطح جهانی تحول ایجاد کنید.

تصور کنید این نگرش در شما از گذشتگان ایجاد شده است که چاقی ارثی است. این نگرش باعث شده که اکنون شما چاق باید و همین نگرش و عقیده را از طریق گفتار، رفتار و عملکرد خود به فرزندانتان منتقل می کنید.

حال اگر شما از طریق کسب آگاهی و علم لاغری با ذهن بتوانید در افکار و عملکرد خود و نتیجه زندگی خود تغییر ایجاد کنید توانسته اید نگرش های گذشتگان خود را بهبود داده و به نسل بعد منتقل کنید.

به این فکر کنید که شما زنجیره چاقی در شجره خانوادگی تان را پاره کنید. در این صورت شما خالق زندگی خود در وضعیت متناسب هستید.

تاثیری که اکنون شما در زندگی خود ایجاد می کنید و سپس به اطرافیان خود منتقل می کنید چه تاثیری و تغییری در نسل های بعد از شما ایجاد خواهد کرد.

بنابراین قدرت خلق کردن . خالق زندگی بودن فقط معطوف به شرایط زندگی خودتان نمی شود بلکه روند زندگی نسل بعد از خود و نسل های آینده را تحت تاثیر قرار خواهید داد.

آنچه شما هستید حاصل افکار و نگرش های چند صد سال زندگی پیشینیان شما بوده است که به مرور توسط افرادی که قبل از شما زیسته اند تغییر و در برخی موارد بهبود پیدا کرده است.

اکنون شما فرصت دارید به لطف خدای مهربان به واسطه هدایت شدن به سایت تناسب فکری افکار و نگرش هایی که در ذهن خود ثبت کرده اید را اصلاح کرده و خالق زندگی خود بودن را تجربه کنید. همچنین افکار و نگرش های دریافت کرده از نسل قبل از خود را به شکل بهبود یافته به نسل بعد منتقل کنید.

خالق زندگی بودن

بازبینی الطاف گذشتگان

همه ما خاطراتی در ذهن داریم که افرادی در گذشته به شکل های مختلف باعث ایجاد نگرش و عملکردهایی در ما شده اند.

شاید مادر بزرگی داشتید که همیشه برای شما دعا می کرده است و آن گفته های دلنشین همیشه در ذهن شما باقی مانده اند.

شاید پدر بزرگی داشتید که همیشه با شما به خوبی و احترام صحبت می کرده است و احساس ارزشمندی را در شما تقویت کرده است.

شاید عمه، دایی، خانه،‌ عمو، برادر، خواهر، همسایه، معلم و …. ای داشته اید که از طریق کلام خود در شما احساس خوب و ارزشمندی ایجاد کرده اند. بخشی از آنچه هستید مربوط به برکت حضور و عمل آن بزرگواران در زندگی شماست.

همچنین حتما افکار، نگرش ها و سخن هایی از گذشتگان خود شنیده اید که باعث ایجاد رنجش و احساس نامناسب و حتی شاید شکل گیری عادت و رفتاری در شما شده باشد.

بنابراین اکنون نوبت شماست که آنچه از گذشته را دریافت کرده اید بهبود داده و از نتایج آن در زندگی فعلی خود و تاثیر آن بر زندگی آیندگان بهره مند شوید.

صدها نفر در گذشته به شکلی بر مسیر زندگی شما تاثیر گذاشته اند که اکنون شما در اینجا و این شرایط هستید. فارغ از اینکه این شرایط تا چه حد مورد رضایت شماست وظیفه دارید آنچه دریافت کرده اید و هستید را بهبود داده و یک نسخه بهبود یافته از گذشتگان را به نسب بعد از خود انتقال دهید.

قطعا همه ما در زندگی دریافت کننده پاداش هایی بوده ایم که از گذشتگان ما که از صدها سال پیش زیسته اند به دست ما رسیده است.

اگر این تجربه را دارید که فردی بدون اینکه شما را بشناسد فقط به واسطه اینکه متوجه می شود فلانی که سالها قبل زندگی میکرده و با او آشنا و همصحبت بوده با شما نسبت داشته است در انجام کارهای شما و رساندن خیر و برکت به زندگی شما در اعمال خود تغییر ایجاد می کند.

در انجام کارهای شما تعجیل می کند، شما را راهنمایی می کند، شما را به فردی معرفی می کند که او می تواند روند کار را بهبود دهد و به صدها شکل مختلف می تواند این کمک ها انجام شود. در این شرایط شما دریافت کننده برکت حضور آن شخص که حتی ممکن است قبل از به دنیا آمدن شما از دنیا رفته باشد، در زندگی خود هستید.

ما به گذشته و آینده خود وصل هستیم و این به دلیل یکی بودن مان با خداوند است.

خالق زندگی بودن

احتمالا آن فردی که امروز شما از برکات حضورش در دنیا بهره برده اید نمی دانسته است که رفتار و عملکردش با انسان ها در صد سال بعد در زندگی یکی از نوادگان خود تاثیرگذار خواهد بود.

شاید آنها امروز در دنیای مادی به شکل فیزیکی حضور ندارند اما برکات حضور و تاثیری که بر دنیای اطراف خود گذاشته اند تا ابد در این دنیا جریان خواهد داشت.

بنابراین تصور نکنید که افکار،‌ نگرش ها و عملکرد شما فقط مربوط به زندگی خودتان است بلکه به شکل مستقیم و غیرمستقیم بر آیندگان شما نیز تاثیرگذار خواهد بود بنابراین خیلی باید نسبت به زندگی نگاه مسئولانه تری داشته باشیم.

به اندازه ای که بتوانید شرایط زندگی خود را با کسب آگاهی و تغییر افکار و نگرش های خود تغییر دهید تاثیری ماندگار و پیش رونده در نسل های بعدی خود به جای خواهید گذاشت و این همان باقی الصالحات است که در قرآن هم به آن اشاره شده است.

مال و پسران زیور زندگی دنیایند، و نیکی‌های ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید بهتر است. 

سوره الکهف آیه ۴۶

نیکی های ماندگار از نظر پاداش برتر از دارایی های زندگی است. یعنی آنچه ما می کوشیم برای دستیابی به نعمت های زندگی کار پسندیده ای است اما سعی ما بر انجام نیکی های ماندگار بهتر و ارزشمند تر می باشد.

چه نیکی ماندگارتر از اینکه با بهبود افکار و نگرش های خود تاثیر مثبتی در زندگی خود و آیندگان خود ایجاد کنید.

در آن زمان که ایده استفاده از قدرت ذهن برای لاغری در وجود من شکل گرفت هرگز تصور نمی کردم این عمل و اقدام به نیکی ماندگار ختم شود.

خالق زندگی بودن

تصور کنید من از طریق تغییر افکار و نگرش های خود توانستم تغییر در شرایط جسمی و زندگی ام ایجاد کنم و شما دوست عزیز از طریق استفاده از آموزش های سایت تناسب فکری در افکار و نگرش های خود تغییر ایجاد کرده و متناسب می شوید.

این اصلاح افکار و رفتاری که در شما به واسطه استفاده از آموزش های لاغری با ذهن ایجاد می شود به سادگی به فرزندان و اطرافیان شما سرایت کرده و باعث بهبود شرایط ذهنی و جسمی آنها می شود.

این روند هرگز متوقف نخواهد شد و از فرد به فرد دیگر و از نسل به نسل دیگری منتقل و پیش خواهد رفت.

جالب توجه اینکه همه آنان که در سال های زندگی ام به طریق مختلف باعث رنج و آزار من به خاطر چاقی شدند در واقع از این رویداد نیک و ماندگار بهره خواهند برد.

اگر آن حرف ها، نصیحت ها و تذکرها نبود چه بسا چاق بودن در نظر من به قدری رنج آور نمی شد که سالها برای لاغر شدن تلاش کنم و در نهایت به مسیر لاغری با ذهن هدایت شوم.

البته که آنها خودشان از این تاثیر بی خبر هستند اما آنچه مسلم است جهان هستی به طریق مختلف ما را به سمت تغییر کردن و خالق زندگی بودن تشویق می کند.

حتما این تجربه را دارید که در جنبه های مختلف زندگی به طریق مختلف از طرف اطرافیان خود مورد انتقاد،‌ نصیحت و یا حتی سرزنش قرار گرفته اید و شاید مدت ها دیگر احساس بد آن گفتگو و برخورد بوده اید.

اگر تغییر نکنید همه آن نیش و کنایه ها در وجود شما تبدیل به کینه و نفرت خواهد شد و آرام آرام وجود شما را از نیکی ها و احساس خوب تهی می کند.

اما اگر قدم در مسیر تغییر کردن و خالق زندگی بودن بگذارید و در این مسیر ثابت قدم باشید نه تنها برکت این اقدام سراسر زندگی شما را در بر خواهد گرفت بلکه همه آن کینه و نفرت ها از وجود شما پاک خواهد شد و چه بسا مانند من در وجود خود از همه آنهایی که باعث رنجش و ناراحتی تان شدند سپاسگزار باشید که باعث حرکت شما به سمت تغییر سرنوشت تان شدند.

علاوه بر همه این برکات شما صاحب عنوان بهبود دهنده زندگانی خواهید شد. نتایج خالق زندگی بودن و تغییری که در افکار و زندگی شما ایجاد می شود به فرزندان و اطرافیان تان منتقل شده و موجب گسترش برکات حضور شما در دنیای مادی خواهد شد.

خالق زندگی بودن

رحمت الهی را ذخیره کنید

در قرآن کریم جمع آوری پاداش و رحمت الهی را در گرو انجام عمل نیک یا عمل صالح معرفی کرده است.

  • هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بیمی بر آنان است، و نه اندوهناک خواهند شد. (بقره ۶۲)
  • هر کس کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه‌ای، حیات بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد. (النحل ۹۷)
  • کیست خوشگفتارتر از آن کس که به سوی خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید: «من از تسلیم‌شدگانم» (فصلت ۳۳)
  • پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد، و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد.» (الکهف ۱۱۰)
  • هر که کفر ورزد، کفرش به زیان اوست، و کسانی که کار شایسته کنند،به سود خودشان آماده می‌کنند. (روم ۴۴)

نکته جالب توجه اینکه خداوند همواره انسان را به انجام عمل صالح به طریق مختلف دعوت کرده است اما در هیچ آیه ای درباره نوع و چگونگی انجام آن توضیحی داده نشده است.

به این معنی که خداوند لیستی از کارهایی که از نظر او عمل صالح هستند را مشخص و انسان را به انجام آن کارها مکلف نکرده است.

بنابراین هر عملی می تواند عمل صالح باشد اگر هم برای انجام دهنده منجر به احساس خوب و آرامش قلبی شود و هم برای دریافت کننده باعث ایجاد احساس خوب، آرامش و تغییر در افکار و نگرش او شود.

هرچقدر ما در زندگی و مدت حیات خود عمل صالح بیشتری انجام دهیم علاوه بر اینکه خالق زندگی بهتری برای خود خواهیم بود در واقع کار را برای کسانی که بعد از شما قدم به این جهان مادی خواهند گذاشت آسان تر خواهید کرد و بدین شکل در رشد و گسترش جهان مادی که هدف خداوند از خلقت آن بوده است مشارکت کرده اید.

خالق زندگی بودن

حتی زمانی که در برابر وسوسه انجام کاری که در ابتدا موجب بروز استرس و نگرانی در خودتان و سپس در وجود طرف مقابل می شود مقاومت کرده و پیروز می شوید موجب بهبود افکار و عملکرد خود در جهان و تاثیر مثبت بر اطراف خود شده اید.

جلوگیری از بروز مشکل در جریان زندگی چیزی کم از تلاش برای بهبود آن ندارد.

  • هر زمان که با مهربانی و احترام رفتار می کنید.
  • اگر به نیازمندی کمک می کنید.
  • زمانی که از عمل یا واکنش دیگران نسبت به خود گذشته و آنها را می بخشید.
  • زمانی که از دارایی و امکانات خود بخشی را به دیگران هدیه می دهید.

شما در حال انجام خدمت و عملی هستید که منجر به ذخیره سازی رحمت الهی می شود.

این ذخیره سازی نه تنها باعث بهبود شرایط شما در دنیا و آخرت خواهد شد به واسطه تاثیری که بر جهان پیرامون خود می گذارید می تواند منجر به دریافت برکات الهی برای فرزندانتان یا نسل بعد از خود تا بی نهایت زمان شود.

برای آنچه از گذشته تا کنون بر شما گذشته است سپاسگزار خداوند باشید. شاید درک برکت برخی شرایط و جریانات در زندگی برای ما سخت و غیرممکن باشد اما اگر به مدیریت خداوند در زندگی خود ایمان داشته باشید قطعا هرآنچه در مسیر زندگی تجربه کرده اید برای بهبود شرایط و کمک به شما بوده است تا خالق زندگی خود باشید.

برای آنچه از اکنون تا آینده بر شما خواهد گذشت سپاسگزار خداوند باشید. قطعا درک برکت برخی جریانات در ادامه زندگی برای ما دشوار است اما با توسل به قدرت ایمان می توانید مشاهده گر جریان زندگی خود باشید و هرآنجا که از توان و عهده شما برآمد برای بهبود دادن آن تلاش کنید.

باشد که مورد لطف و رحمت الهی قرار گرفته و پاداش عظیم تجربه زندگی شما در دنیا و سرای آخرت باشد.

تمرین:

۱- در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟

آیا به این موضوعات فکر کرده اید که اگر در خانواده دیگر یا مکان دیگری متولد می شدید اکنون شرایط متفاوتی داشتید؟!

۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید. در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.

۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم.

۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.

۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید.

۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.34 از 61 رای

موزیک بی کلام

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=42344
67 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرانک
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۹ ۱۸:۱۶
      مدت عضویت: 2312 روز
      امتیاز کاربر: 8043 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,058 کلمه

      سلام به استاد عطاروشن و دوستان

      من همیشه در زندگی ام شرایط مختلف و آدم‌های رو دخیل سرنوشتم میدونستم

      پدر و مادرم که در زمان انتخاب رشته اجازه ندادن من به هنرستان بروم و هنر بخوانم و رشته ای که در دبیرستان خواندم رو هیج وقت دوست نداشتم و…..

      مادرم که برای تربیت کردن ما عزت نفس ما رو نابود کردن که بچه های خوب و حرف گوش کن باشیم

      مادرم برای اینکه مثل خاله ام تعریف ما رو حتی به دروغ پیش اقوام و آشنایان نمی‌کرد و همیشه بدی های ما رو میدید و باور ما به خودمون رو از بین برده بود

      پدرم برای اینکه شغلی انتخاب کرده بود که درآمد زیادی نداشت و ما زندگی مرفهی نداشتیم

      پدرم چون سنتی بود و نمیذاشت من و خواهرم بیرون بریم و اگر می رفتیم باید اونقدر زود برمی گشتیم که با بیرون نرفتن فرقی نداشت و همیشه فکر میکردم اگر پدرم اجازه می‌داد ما بیرون بریم هم عزت نفس بیشتری داشتیم و هم خجالتی نبودم

      خودم چون در برابر حرفها و نظرات دیگران بسیار زود رنج هستم و نمی‌توانم از خودم دفاع کنم و برای آنچه که میخواستم تلاش نکردم و پافشاری نکردم

      خودم چون همیشه به خاطر اینکه فکر میکردم فقط و فقط خودم در تغییر آنچه که میخواستم دخیل هستم و کمک خدا رو کلا نادیده میگرفتم و یا کلا به خدا امیدی نداشتم

      ژنتیکم که فکر میکردم اگر ژنتیکی لاغر بودم اینقدر زجر چاقی و متحمل نمی‌شدم و با اینکه حدود 1200 روز هست عضو سایت هستم تمام گنجینه این سایت را نادیده گرفتم و اگر زودتر شروع کرده بودم زودتر به اون چیزهایی که میخوام رسیده بودم

      تفکر رژیم که باعث شد من سال‌های سال از لذت غذا خوردن محروم باشم و هر روز به جای اینکه لاغر بشم چاق تر بشم و عزت نفس و حال خوب بدنی ام رو از دست بدم

      همیشه به این فکر کردم اگر در یه خانواده متمول بزرگ شده بودم شاید از نظر مالی میتونستم کارهای دیگه ای برای لاغری بکنم و الان لاغر بودم،اگر در خانواده دیگه ای بودم من الان یه هنرمند بودم و آنچه میخواستم بودم…. اگر یه کشور دیگه مثل کشورهای اروپایی یا آمریکا بودم میتونستم زندگی راحت‌تر و بی دغدغه ای داشتم

      اگر مادر و پدر سنتی نداشتم میتوانستم دنیا رو ببینم و خوش گذرونی کنم و شاید یه توریست میشدم و عکاسی میکردم و دنیای دیگه ای داشتم

      اگر خانواده متمولی داشتم میتونستم بدون دغدغه زندگی کنم و هزار چیز دیگه ای که تو زندگی ام میخواستم و الان ندارم رو داشتم

      🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼

      من خالق زندگی خودم هستم…. وقتی تو ارتعاش و حال خوب باشم و زندگی ام رو به خدا بسپارم و نگاهم به خدا باشه و هر چیزی که می‌توان رو از خدا بخوام و من حرکت کنم و تلاش کنم که همیشه میگن از تو حرکت، از خدا برکت… اونوقت زندگی طعم و رنگ و بوی دیگه ای داره…..اینکه بدونم که خیلی ها بودن با شرایط خیلی خیلی بد تونستن به آرزوهاشون برسن با توکل به خدا و همت و تلاش و اینکه تو هر لحظه از خدا کمک خواستن و مطمئن باشم که خدا کمکم میکنه و خودم باید برای زندگی ام تلاش کنم و یادم بمونه که تک تک مسؤولیت های زندگی خودم رو بپذیرم و روی پای خودم باشم و چشم انتظار این نباشم که ناجی ای پیدا بشه و من رو به عرش برسونه و به ذهنم باور داشته باشم که زندگی ام براساس قانونمندی جهان هستی پیش رفته تا حالا و هر چه به جهان هستی دادم اون بهم باز گردانده و دنیا بازتاب فکر و باور منه…. خالق جهان خودم هستم از وقتی که دلم خواست تصویرسازی یاد بگیرم صفحه های هنری زیادی اینستاگرام یا بهم درخواست میدن یا بدون اینکه هنرمند باشم دوستان هنرمندی دارم که من رو به گالری هاشون دعوت می کنند

      خواهرم میخواست معماری بخونه… سالها بود که درسش تموم شده بود و حتی منابع کنکور رو نداشت…..وقتی شروع به خواندن درس برای کنکور کرد سازمان سنجش اعلام کرد دانشگاه با سوابق تحصیلی ایجاد شده … خواهرم ثبت نام کرد و رشته معماری قبول شد… دانشگاهی که خودش دلش می‌خواست، رشته ای دوست داشت

      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

      من می‌پذیرم خالق چاقی خودم هستم و از طریق افکار و نگرشم لاغر بشم و شرایط بدنی ام رو عالی کنم و من با افکار غلط و محدودیت های بسیار زیاد و رژیم های سخت و کفران نعمت کردن و گله و شکایت از چاقی و هر وقت روی وزنه میرفتم گریه کردن تمام اینها رو خودم بوجود آوردم

      من می‌پذیرم خالق حال بد در دوران تحصیل در دانشگاه هستم و افسردگی و چاقی ای به وجود اومد من خلق کردم اگر همون زمان که میخواستم کنکور بدم رشته مورد علاقه ام کنکور میدادم، اگر وقتی میدیدم تو دانشگاه نمیخوام ادامه بدم و حالم بده از اون رشته بیرون میومدم و انصراف میدادم این شرایط الان نبود….. من تمام این ها رو خلق کردم چون فقط نمیخواستم حرف بقیه رو تحمل کنم

      🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻

      برادرم میخواست کار پیدا کنه از اقوام همسر برادرم در عسلویه سلام کار می‌کرد و برای برادرم اونحا کار پیدا کرد و وقتی میخواست از عسلویه بیاد تهران چون همسرش باردار بود باید کار پیدا می‌کرد و پدر همسر برادرم براش تهران کار پیدا کرد

      🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

      من مدتهاست که به دنبال تغییر شرایطم هستم…. شاید خیلی پیشرفت نکرده باشم چون واقعا متمادی تلاش نکردم و الان که دارم تمرینات رو انجام میدم الان فهمیدم که وقتی ذهن و نگرشم عوض بشه تمام غیرممکن ها ممکن میشه و همیشه به اطرافیانم امید میدم و نوشته های شما رو برای خواهرم می خوانم

      🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

      برنامه زندگی من به باز شدن در رحمت الهی اینه که

      تصمیم گرفتم شاد باشم و شکرگزار… نعمت ها و موهبت هام رو ببینم و شکرگزار باشم و یه خدا توکل کنم و به خدا باور داشته باشم

      تصمیم گرفتم به خودم اهمیت بدم و برای بهتر شدن حالم ورزش کنم و تحرک داشته باشم

      تصمیم گرفتم هر روز بهت از روز قبل باشم و برای بهتر شدن بیشتر تو سایت بیام و بیشتر اینجا فعالیت داشته باشم و بیشتر مطالعه کنم

      تصمیم گرفتم با خودم در صلح باشم و نه خودم رو با دیگران مقایسه کنم و نه برای من حرف دیگران مهم باشه و سرم به کار خودم باشه

      تصمیم گرفتم محافظ خودم باشم و برای این کار بیشتر مدیتیشن کنم و عزت نفس رو بیشتر کنم

      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

      من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم 🌱

      من برای گذشته و آینده‌ ام سپاسگزارم 🌱

      من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم 🌱

      من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم 🌱

      من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم 🌱

      خدایاشکرت 🌸

      خدایاشکرت 🌸

      خدایاشکرت 🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۲/۱۷ ۱۹:۰۸
      مدت عضویت: 2312 روز
      امتیاز کاربر: 8043 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,097 کلمه

      به نام خداوند مهربان و عزیز 🤍🌸  

      همان خدایی که هرگز دست ما را رها نکرد، حتی وقتی خودمان از خودمان ناامید شده بودیم… ✨🌿  

      سلام و درود به استاد عزیز عطاروشن و همه‌ی دوستان هم‌مسیر و همدل در خانواده‌ی زیبای «تناسب فکری» 💖🌷  

      🌧 سال‌هایی که دیگران را خالق سرنوشتم می‌دانستم…

      سال‌های زیادی از زندگی‌ام را با این باور گذراندم که  

      **شرایط، آدم‌ها و اتفاق‌ها** سرنوشت مرا ساخته‌اند…  

      همیشه یک «اگر» در ذهنم بود…  

      یک «کاش»…  

      یک «تقصیرِ فلانی بود…» 😔  

      پدر و مادرم…  

      شرایط مالی…  

      فرهنگ خانواده…  

      ژنتیک…  

      کشوری که در آن زندگی می‌کنم…  

      حتی زمان و دوره‌ای که در آن متولد شدم…  

      همه را دخیل می‌دانستم،  

      جز یک نفر…  

      **خودم.**  

      🎨 رؤیایی که اجازه ندادند زندگی شود

      از همان نوجوانی دلم می‌خواست به هنرستان بروم…  

      دلم می‌خواست هنر بخوانم…  

      رنگ، تصویر، خلاقیت، بوم نقاشی،  

      این‌ها قلبم را می‌لرزاند 🎨✨  

      اما اجازه ندادند.  

      گفتند آینده ندارد…  

      گفتند رشته‌ی دیگری بخوان…  

      گفتند منطقی‌تر است…  

      من هم سکوت کردم.  

      رفتم دبیرستان،  

      رشته‌ای خواندم که هیچ‌وقت دوستش نداشتم.  

      سال‌ها با خودم می‌گفتم:  

      «اگر آن روز اجازه داده بودند، الان یک هنرمند بودم…»  

      «اگر آن مسیر را می‌رفتم، الان زندگی‌ام چیز دیگری بود…»  

      و این «اگرها» مثل زنجیر به پای ذهنم بسته شده بودند ⛓💭  

       💔 عزت نفسی که آرام‌آرام کم‌رنگ شد

      مادرم…  

      برای اینکه ما بچه‌های خوب و حرف‌گوش‌کن باشیم،  

      ناخواسته عزت‌نفس‌مان را کوچک کرد…  

      انتقاد، مقایسه، سخت‌گیری…  

      و شاید از سر دلسوزی،  

      اما با اثراتی عمیق.  

      هیچ‌وقت مثل خاله‌ام،  

      حتی اگر لازم بود با کمی اغراق،  

      از ما تعریف نکرد.  

      همیشه بدی‌ها بیشتر دیده می‌شد…  

      کمبودها بزرگ‌تر بود…  

      …‌کم باور…

      🌱 از پذیرش تا تولد دوباره

      می‌خواهم ادامه‌ی دل‌نوشته‌ام را با یک جمله‌ی شجاعانه شروع کنم؛  

      جمله‌ای که گفتنش ساده نیست، اما رهایی در آن است:

      **من می‌پذیرم که خالق حالِ بدِ دوران دانشگاه خودم بودم.**  

      این جمله یعنی من دارم از نقش «قربانی» بیرون می‌آیم  

      و وارد نقش «خالق» می‌شوم. 👑✨  

      سال‌های دانشگاه، برای من فقط درس و واحد و امتحان نبود…  

      دوره‌ای بود که آرام‌آرام درونم خاموش شد.  

      رشته‌ای را انتخاب کردم که عمیقاً دوستش نداشتم.  

      صدای دلم را نشنیدم.  

      و فقط به این فکر کردم که «دیگران چه می‌گویند؟»  

      اگر همان زمان که می‌خواستم کنکور بدهم،  

      برای رشته‌ی مورد علاقه‌ام می‌جنگیدم…  

      اگر وقتی دیدم در دانشگاه حالم خوب نیست،  

      جرأت می‌کردم انصراف بدهم…  

      اگر به جای تحمل فشار حرف مردم،  

      به آرامش روحم اهمیت می‌دادم…  

      شاید امروز شرایط متفاوتی داشتم.  

      اما حقیقت این است که آن زمان،  

      من فقط نمی‌خواستم حرف دیگران را تحمل کنم.  

      نمی‌خواستم قضاوت بشوم.  

      نمی‌خواستم برچسب بخورم.  

      و برای همین،  

      خودم را تحمل کردم…  

      حس بدم را تحمل کردم…  

      افسردگی را تحمل کردم…  

      و حتی چاقی‌ای که در آن دوران شکل گرفت،  

      نتیجه‌ی همان فشارهای درونی و سرکوب‌ها بود. 😔  

      امروز می‌فهمم وقتی انسان بر خلاف میل قلبش زندگی می‌کند،  

      بدنش فریاد می‌زند.  

      گاهی آن فریاد،  

      به شکل خستگی است،  

      گاهی به شکل افسردگی،  

      و گاهی به شکل اضافه‌وزن.

      🌊 مقایسه‌ای که مرا آگاه کرد

      برادرم وقتی شرایطش تغییر کرد،  

      وقتی نیاز به کار داشت،  

      کمک گرفت، اقدام کرد، جابه‌جا شد.  

      از عسلویه تا تهران،  

      از یک موقعیت به موقعیت دیگر.  

      پدر همسرش برایش کار پیدا کرد،  

      او حرکت کرد،  

      تلاش کرد،  

      و مسیرش را ساخت.  

      مدت‌ها به این ماجرا فکر می‌کردم…  

      نه برای حسرت،  

      بلکه برای درک یک نکته‌ی مهم:  

      **وقتی کسی تصمیم بگیرد،  

      راه‌ها ظاهر می‌شوند.** 🚪✨  

      شاید من هم سال‌ها به دنبال تغییر بودم،  

      اما عمیقاً تصمیم نگرفته بودم.  

      تلاش‌هایم مقطعی بود،  

      مداوم نبود،  

      از ته دل نبود.  

      و امروز صادقانه می‌گویم:  

      شاید خیلی پیشرفت نکرده باشم،  

      چون استمرار نداشتم.  

      اما حالا فرق کرده است… 🌸  

      🧠 کشف بزرگ: تغییر ذهن = تغییر دنیا

      این روزها که تمرین‌ها را انجام می‌دهم،  

      که بیشتر می‌خوانم،  

      که بیشتر آگاه می‌شوم،  

      یک حقیقت برایم روشن شده:

      **وقتی ذهن و نگرشم عوض شود،  

      تمام غیرممکن‌ها ممکن می‌شوند.** ✨  

      سال‌ها فکر می‌کردم شرایط بیرونی باید عوض شود تا من حالم خوب شود.  

      اما حالا می‌فهمم باید حالم خوب شود تا شرایط بیرونی عوض شود.  

      و جالب اینجاست…  

      من همیشه به اطرافیانم امید می‌دهم.  

      نوشته‌های استاد را برای خواهرم می‌خوانم.  

      دیگران را تشویق می‌کنم که باورشان را عوض کنند.  

      اما حالا وقتش رسیده همان امیدی را که به دیگران می‌دهم،  

      به خودم هم بدهم 🤍  

      # 🌈 برنامه‌ی جدید زندگی من  

      ## به امید باز شدن درهای رحمت الهی

      من تصمیم گرفته‌ام زندگی‌ام را آگاهانه بسازم.  

      نه با ترس،  

      نه با مقایسه،  

      نه با عجله…  

      بلکه با ایمان و آرامش.  

      🌸 تصمیم اول: شاد بودن و شکرگزاری

      من تصمیم گرفته‌ام شاد باشم.  

      نه وقتی همه‌چیز کامل شد،  

      نه وقتی لاغر شدم،  

      نه وقتی به هدف رسیدم…  

      همین حالا.  

      می‌خواهم نعمت‌هایم را ببینم 👀✨  

      سلامتی‌ام،  

      خانواده‌ام،  

      قدرت یادگیری‌ام،  

      فرصت رشد،  

      و همین آگاهی که امروز دارم.  

      می‌خواهم شکرگزار باشم،  

      و به خدای مهربان توکل کنم 🤲💖  

      باور دارم وقتی درِ شکرگزاری باز شود،  

      درِ رحمت الهی هم باز می‌شود.  

      🏃‍♀️ تصمیم دوم: اهمیت دادن به خودم

      سال‌ها به همه اهمیت دادم جز خودم.  

      حالا تصمیم گرفته‌ام برای بهتر شدن حالم حرکت کنم.  

      ورزش کنم.  

      تحرک داشته باشم.  

      به بدنم احترام بگذارم.  

      نه برای تنبیه،  

      نه برای لاغری سریع،  

      بلکه برای عشق به خودم 💗  

      بدنم همراه سال‌های سخت من بوده،  

      حالا وقتش رسیده من هم همراهش باشم.  

      📚 تصمیم سوم: هر روز بهتر از دیروز

      من تصمیم گرفته‌ام هر روز،  

      فقط کمی بهتر از دیروز باشم.  

      بیشتر در سایت حضور داشته باشم،  

      بیشتر مطالعه کنم،  

      بیشتر تمرین انجام دهم،  

      و استمرار داشته باشم.  

      نه برای رقابت با کسی،  

      نه برای اثبات چیزی به دیگران،  

      فقط برای رشد خودم 🌱✨  

      🤍 تصمیم چهارم: صلح با خودم

      من تصمیم گرفته‌ام با خودم در صلح باشم.  

      دیگر خودم را با دیگران مقایسه نکنم.  

      دیگر مسیر کسی را معیار موفقیت خودم ندانم.  

      دیگر حرف دیگران را قطب‌نمای زندگی‌ام نکنم.  

      هر کس مسیر خودش را دارد.  

      و مسیر من،  

      مسیر رشد آرام و درونی است.  

      سرم به کار خودم باشد.  

      نگاهم به پیشرفت خودم باشد.  

      و قلبم آرام باشد. 🌸  

      🧘‍♀️ تصمیم پنجم: محافظ خودم بودن

      من تصمیم گرفته‌ام محافظ خودم باشم.  

      یعنی:  

      از ذهنم مراقبت کنم.  

      از افکارم مراقبت کنم.  

      از انرژی‌ام مراقبت کنم.  

      بیشتر مدیتیشن کنم 🕊  

      بیشتر سکوت کنم.  

      بیشتر خودم را بشناسم.  

      عزت‌نفسم را بالا ببرم.  

      خودم را تأیید کنم.  

      و یاد بگیرم ارزش من وابسته به نظر دیگران نیست.  

      🌅 تولد یک نسخه‌ی جدید

      امروز که به گذشته نگاه می‌کنم،  

      نه خودم را سرزنش می‌کنم،  

      نه غصه می‌خورم.  

      آن دخترِ سال‌های قبل،  

      با همان ترس‌ها،  

      با همان فشارها،  

      به اندازه‌ی آگاهی آن زمانش تصمیم گرفت.  

      و امروز،  

      من با آگاهی بیشتر،  

      انتخاب‌های تازه‌تری می‌کنم.  

      من خالق زندگی‌ام هستم.  

      خالق حال خوبم هستم.  

      خالق تناسبم هستم.  

      و خالق آینده‌ای روشن‌تر. ✨🌸  

      خدایا شکرت که به من نشان دادی  

      هیچ‌وقت دیر نیست برای تغییر.  

      و شکرت که فهمیدم  

      قدرت درون من است…  

      و با تغییر ذهن،  

      می‌توانم دنیایم را تغییر دهم 🤍🌿  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 7
گردونه هدایا گردونه هدایا