انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل میگیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق میشود.
تنها دلیل نرسیدن به خواستهها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.62 از 82 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
ما فقط آرزو کنیم و براورده کردنش با خدا !!!!!!
چیزی که من از متن نوشتاری زیبا دریافت کردم اینکه که ما بدون هیچ ترسی و عذاب وجدانی فقط آرزو کنیم .چرا میگم عذاب وجدان چون به قول استاد همیشه به ما گفتن همین که سلامتی باید خداروشکر کنی ، همین که سقفی بالای سرته باید سپاسگزار خداوند باشی ، همین که نونی سر سفره ت هست باید خدارو شکر کنی و …… بنظر من این باورها به طور اشتباه به ما یاد داده شدن . توجه به داشته هامون باید باعث رضایتمندی مون از زندگی بشه باید باعث توجه مون به داشته هامون بشه نه باعث عذاب وجدان مون بشه که رومون نشه چیز بیشتری از خدا بخوایم و خواستن آرزو بیشتر رو غیر معقول بدونیم . پس خداوند این جهان رو برای کی آفریده ؟ غیر از اینکه خداوند گفته من این جهان رو برای انسان ها به وجود آوردم ؟اگه انسان زیاده خواه نبود اگر به دنبال آرزوهاش نمیرفت چطور این جهان به این حد از پیشرفت میرسید و قرار بعد از اینهم برسه؟خداوند میخواد که ما خواسته و آرزو داشته باشیم تا بتونیم رسالتی که خداوند بر دوش مون گذاشته رو انجام بدیم . داشتن خواسته و آرزو از خداوند عین ایمان و توکل داشتن خواسته و آرزو جز ناگسستنی زندگی ما انسان هاست چه خوبه اون خواسته و آرزومونو از خدای خالق آسمان و زمین بخوایم و اصلا به نحوه ی برآورده شدنش فکر نکنیم و اونو تمام و کمال به دست خداوند بسپاریم تا خیلی قشنگ و زیبا و حساب شده منطبق با زندگی ما مسیر رسیدن به اون خواسته رو برامون بچینه فقط خداست که به نهان و آشکار ما آگاه حتی بهتر از خودمون مارو میشناسه .
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسیرم
من به تحقق آرزوهایم توسط خداوند ایمان دارم
در طول زندگی هر فردی آرزوهایی زیادی هست که فقط به تعدادی از آنها می رسد وخیلی از خواسته های او فراموش می شود وهرگز قدمی جهت برآورده شدنشان برنمی دارد اگر کمی به گذشته خود فکر کنیم می بینیم خیلی اتفاقات در زندگی ما رخ داده که رد پای خداوند در آن دخیل بوده وکمی بیشتر دقت کنیم می بینیم واقعا خیلی چیزها بوده که فقط با خواست خداوند صورت گرفته ویه جورهایی معجزه ای از جانب خداوند بوده
اما ما غافل هستیم ونمی توانیم باور کنیم برآورده شدن خواسته های ما برای خداوند خیلی راحت واسانه وکافیه فقط بهش ایمان داشته باشیم وبهش اعتماد کنیم ماها حتی می ترسیم از بیان کردن آرزومون برای خدا تا میایم بهش بگیم چی می خوایم به چگونگی وچطور شدن فکز می کنیم وبعدش می گیم محاله فراموشش می کنیم ویه جورایی خودمون رو لایق برآورده شدن اون خواسته نمی دونیم ومی گیم همین که تا اینجا هم رسیدیم همین که بی دردسر دارین زندگی می کنیم کافیه چطور با این شرایط ما همچین چیزی ممکنه
تنها دلیل نرسیدن به خواسته ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است👌🏻
برای رسیدن به آرزوها اولین قدم تغییر نگرش درباره تحقق آرزوهاست
وقتی نگرش خودمون رو درباره خداوند عوض کنیم وباور کنیم خداوند در رساندن ما به خواسته های ریز ودرشت وحتی محال تواناست وقادر است واگر او بخواهد هیچ چیزی محال نیست اون وقت بدون ترس می توانیم از او بخواهیم وچگونگی برآورده شدن را به خودش واگزار کنیم
🌷من مسعولیت تحقق آرزوهایم را به عهده خداوند می گذارم
وقتی خواسته ای داریم پشتیبانی آن را به عهده کسی چون خدا می گذاریم می توانیم به خیال راحت در جهت برآورده شدن آن گام برداریم کافیه با آرامش به زندگیمون بپردازیم وبه نشانه ها دقت کنیم هر الهامی به ما شد وهرجا ترغیب شدیم به انجام کاری به سمت اون کار بریم با این کار ذهن ناخودآگاه را جهت آماده سازی وتصویر سازی برای رسیدن به خواسته هامون آماده می کنیم ومغز را فعال می کنیم جهت پیدا کردن ایده
همسرم همیشه می گه آرزو دارم خانه ای ویلایی داشته باشم ودر حیاطش باغچه درست کنم و رخت بکارم اما من همیشه این امر رو محال دونستم وگفتم کاش ما بتونیم یه آپارتمان بخریم ولی اون می گه اپارتمان انگار مال خودت نیست وباید مدام سروصدای همسایه ها رو تحمل کنی من حتی بیان کزدن این خواسته هم برام سخت بوده ویه جورایی محال دونستم که با شرایط ما بشه همچین خواسته ای داشت اخه چطور برآورده شدن همچین چیزی برای خداوند محاله این نهایت بی ایمانی
من برنامه ریزی جهت تحقق آرزوی داشتن خانه ای ویلایی با حیاط باغچه ودرخت را به خداوند واگزار می کنم وجز او کسی را توانا نمی دانم
من مسعولیت لاغری همیشگیم را به خداوند واگزار می کنم وایمان دارم به قادر بودن او وفاداری او به عهد
♦️هیچ انسانی نمی تواند دربرابر اراده خداوندجهت تحقق آرزوهای من ایستادگی کند
♦️هیچ یاس وناامیدی در وجود من نمی تواند جلوی تحقق خواسته ی من را توسط خداوند بگیرد
♦️خداوند برای ه مشکل یا مانعی که در مسیر تحقق خواسته من باش راه حل مناسبی دارد
♦️افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار می گیرند که دستان خداوند برای کمک به تحقق آرزوی من هستند
♦️در مسیر زندگی همزمانی ها ی مختلفی به شکل اتفاقات وشرایط گوناگون رخ می دهد که همه در جهت تحقق آرزوی من هستند
من چند سال پیش دوست داشتم دخترم را در مدرسه ای که فقط مختص گزوه خاصی از افراد بود ثبت نام کنم وقتی کلاس اول بود یه بار رفتم ووقتی شرایط رو برای من گفتن هیچ کدام از آن شرایط را نداشتم وخیلی زود ناامید شدم ودیگع دنبال قضیع را نگرفتم گذشت تا پایان سال خیلی از مدرسه ای که اسمش رو نوشته بودم ناراضی بودم هم به دخترم سخت می گذشت هم به خودم تا اینکه راجب این موصوع با یکی از مادر همکلاس های دخترم در همون مدرسه صحبت کردم واونم گفت بیا بریم دوباره یه پرس وجویی بکنیم شاید شرایط عوض شده باشه شانس خودمون رو امتحان کنیم واگه بشه برای پایه دوم ثبت نام بشن منم قبول کردم این همون آغاز راه بود ترغیب خداوند جهت برآورده شدن خواسته من
ما رفتیم این بار خود مدیر اومد وخیلی خوب برخورد کزد وخوب شرایط رو توضیح داد وگفت باید صبر کنید تا شهریور ماه اگه کسی از مدرسه جا بجا شد وجه خالی شد بین متقاضی های دیگه شرایط شما بهتر بود ثبت نام می شین ولی مدام باید سرکشی کنید
ما دیگه تابستون شد واز این خانم خبری نداشتیم من خودم یکی دوبار دیگه رفتم سر زدم وگفتم هنوز خبری نشده یه جورایی باز داشتم نا امید می شدم نزدیکای آغاز سال تحصیلی شده بود که یه روز خیلی اتفاقی اون خانم دخترش که همکلاسی دخترم بود رو در بازار دیدم بهم گفت چکار کردی نرفتی سر بزنی مدرسه گفتم نه دیگه نرفتم وسه باز رفتم جوابی ندادن اونم چیزی نگفت وما خداحافظی کردیم شب اونم خانم بهم زنگ زد وگفت عذاب وجدان گرفتم چون این پیشنهاد رو تو به من دادی ونامردی بهت نگم من رفتم مدرسه و دخترم رو تبت نام کردن ولی ازم قول گرفتن پیش شما وبقیه نگم فعلا اگه می خوای فردا برو باز سر بزن ببین چی می گن من بازم رفتم ولی باز گفتن شرایط شما جور نیست من خیلی ناراحت بود روز بعدش باز همسرم رفت ویه یادش افتاده بود که یکی از اقوام درآموزش وپرورش قبلا معاون بوده وبه مدیر گفته بود فلانی رو می شناسی اونم خیلی ازشون تعریف کزده بود وگفته بود بله می شناسم واینجوری شد که اون آقا معرف ما شدن ووقتی برگشت خونه باهاش تماس گرفتن ایشونم به مدیر سر زده بود وسفارش مارو کرده بود اینجوری شد که دختر منم اونجا ثبت نام شد والان 5ساله اون مدرسه درس می خونه ومدیر همیشه از اینکه اون تبت نام می کنه خوشحاله وجز دانش آموزان خوب مدرسه هستن در تحقق این خواسته من رد پای پر رنگ خداوند بود وفقط کمک وهمراهی او این خواسته منو محقق کزد
من سرنوشتم را به کمک خداوند به بهترین شکل می سازم وتجربه های لذت بخشی در زندگیم خواهم داشت انشالا🤲