انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل میگیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق میشود.
تنها دلیل نرسیدن به خواستهها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.62 از 82 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام استاد
به ما از کودکی یاد دادن به هرچیز که داریم قانع باشیم و زیادتر از آن نخواهیم که این کار زشت است حتی از خداوند و افرادی را که در سختی و فلاکت زندگی کنند به خداوند نزدیکترند و متاسفانه جامعه . مدرسه . خانواده همگی به ما گفتند زیاد از خدا نخواهیم و کسانی که مال و ثروت زیا دارند از خداوند دورند و کسانی که همش درحال دعا کردن برای افزایش رزق وروزی دارند آنها به خدا نزدیکترند چون بیشتر خدا را صدا می زنند و زیاد دعا می کنند درحالی که الان با این آگاهیها فهمیدم وای از جهالت و نادانی که هرچه بشر سختی میکشه از همین ندانستن است 😥😥😥😥
من در طول زندگی بارها از پدرم شنیده بودم که هرچی را می خواهی از خدا بخواهیم چون بدون منت است ولی نگفتند زیاد بخواه و مقدار مشخصی نداره . خداراشکر تا الان هرآنچه را خواستم خداوند به من داده شاید طول کشیده باشه ولی خداراشکر همسر و فرزندان خوب . ماشین . خانه . و الان هم منتظر یک معجزه ی دیگر در زندگیم هستم و آن هم قبولی در کارشناس رسمی دادگستری که انشاالله پایان اسفند نتایج می آید و من با ایمان به خداوند که هوای من را دارد قبول می شوم چون خودش من را به این سمت هدایت کرد و من از این مسیر ایده گرفتم که برای خودم بدون مشخص کردن زمان و مکان کار پیدا کنم چون من به خداوند ایمان دارم و ناامید نیستم چون تحقق آرزوهای من برای خداوند هیچ کاری ندارد اگر با اطمینان و اعتقاد به خدا ایمان بیاوریم که هر کاری بدست خداوند است .
استاد امکان ندارد انسانها در زندگی خود معجزاتی نداشته باشند و حتی چیزی را لحظه ای از ذهنشان درخواست کرده باشند و بعد از مدتی بدون سعی و تلاشی آن را در زندگیشان دریافت کرده باشند و این معجزه است
من در این مدت زندگیم خیلی بهتر شده است و جالبه چند آرزوی خودم که فکر میکردم سالیان سال طول میکشد تا آن اجرا شود به راحتی دارد به ثمر می رسد و من خیلی خوشحال هستم و از خداوند سپاسگزارم .
امروز صبح بعد از خواندن میثاق نامه جلوی آیینه و سپاسگزاری برای متناسب شدن نمی دانم چرا منقلب شدم و اشک از صورتم جاری شد و از خداوند سپاسگزارم بودم که من را دراین مسیر قرار داد که عمرم را بیهوده صرف حرفهای بی ارزش دیگران و فضای مجازی که جزء ناراحتی چیزی دیگر برای ما ندارد دور باشم و به آرامش فکری و روحی برسم و الان به راحتی و بدون ذره ای خجالت در خلوت با پروردگار خود صحبت می کنم و از او درخواست و کمک می خواهم چون کمک خواستن از خداوند یک عبادت است چون خودش در قرآن فرموده بخوانید من را تا اجابت کنم شما را آموزش اشتباه به ما دادند که وقتی ناراحت و بیمار هستیم از خداوند درخواست کنیم ودر دوران خوشی از خداوند غافل بوده و یا خجالت بکشیم درخواست خود را به خداوند عرضه کنیم
تحقق آروزهای ما بدون اینکه بدانیم چه مراحلی را طی کرده تا ما به آن برسیم برای ما اتفاق میافتد مثلا من در محل کارم یکی از همکاران خود را بازخرید کرد و من پست آن را گرفتم و الان با آن پست به آرامش رسیدم و در این مسیر هستم حتما این کار بواسطه خداوند برای من رقم خورده است چون اون فرد بارها می گفت من تا ۳۵ سال در اداره می مانم ولی با ۲۰ سال رفت .
تنها دلیل نرسیدن به خواسته ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.و نداشتن لیاقت آن خواسته برای خودمان است
پس با ایمان به خداوند که خداوند وفادار به قولش است و من به معجزات خداوند ایمان دارم درخواستهایی را به خداوند می گویم و با اطمینان که با احساس و افکار خوب اتفاقات و معجزات خوبی برای من اتفاق خواهد افتاد 🙏🙏🙏🙏🙏🙏👏👏👏👏👏
نشان های دریافت شده
مهمترین مانع من برای تحقق اهداف و خواسته هام باور نداشتن امکان تحقق اونهاست. دقیقا هر خواسته ای که فکرمیکردم قابل دستیابی هست و واسش کاری انجام دادم رو براحتی حتی بیشتر ازون رودریافت کردم.
در زمان بیماریم وقتی نظرات دکترها و نتایج آزمایشات رومیدیدم و میشنیدم این باور در ذهن من شکل گرفت که راه سختی در پیش دارم و احتمال داره هرگز درست نشه. این رو مرتب از کادر پزشکی شنیدم و با اینکه سعی میکردم قبول نکنم حرفشون رو ولی ناخوداگاه تو بخشی از ذهنم رفت که ازش اگاه نبودم .
به همین دلیل همیشه با حس بد و ناامیدی در حال انجام امور مربوط به درمان بودم و هیچ نتیجه ای نمیگرفتم تازه بدتر هم میشد. ولی به خودم قول دادم این بیماری رو نپذیرم که با من باشه و به هر طریق ممکن یا ناممکن حتی با معجزه باید خوب بشه.
تا اینکه توسط فرشته درونم به این سایت هدایت شدم. میدونم که در مسیر درست هستم و بیشتر باید روی خودم کار کنم. میدونم که خداوند در حال برنامه ریزی برای تحقق شفای بیماری من هست و منتظر میمونم تا راههای شفا رو برای من روشن کنه و با هدایتش قدم بردارم در این مسیر. میدونم اخر این مسیر خدا ایستاده منتظرم هست که بهش برسم.خدایا شکرت بخاطر این امید که در دلم روشن کردی
دیگه با حس بد دنبال درمان نمیرم. تو همین مدت چند تا بیماری گرفتم که درمان شدن. من قبلا همیشه حواسم به مشکل بود نه شفا. ولی این مدت بیماری هایی که میگرفتم خدا میگفت باید صبر داشته باشی تا دوره درمان طی بشه. یه بار بهم الهام شد دیدی تا اینجاش خوب شد باقیش هم خوب میشه و با رها کردنش کامل خوب شد.
“همه چیز خوب میشه” این یه باور قوی هست که از جایی اتفاقی به گوشم خورد و یه جور الهام بود که الان باور من شده.
همه چیزها خوب میشن. هیچ چیزی همونجور باقی نمیمونه حتی اگه بدتر هم بشه بلاخره یه روز خوب میشه .
این قانون مهربانی خداست نسبت به آفرینش خلقت
اشکالی که در خودم پیدا کردم اینه که موقع بیماری اگه فورا خوب نشه ذهنم میگه : دیگه خوب نمیشه . نکنه هیچ وقت خوب نشه و احساس نگرانی و ناامیدی میاد سراغم. یه جور ترس مخفی نسبت به بیماری که از قبل هم تا حدودی بهش اگاه بودم ولی نمیدونستم چکار باید کرد.یعنی وقتی خوب میشدم فوق العاده خوشحال میشدم انگار که یه سوپرایز واسم اتفاق افتاده.
الان به لطف خدا روند بهبودم پیشرفت خیلی خوبی داشته و میدونم خدا پشت همه این درمان ها ایستاده یعنی معجزه. وقتی تو بخوای و من اراده کنم همه چیز میشه.
نا گفته نماند این تکیه کلامم بود در گذشته که دکترها هیچی بلد نیستن ، دکترها هیچی بیماری رو خوب نمیکنن فقط با دارو جلوی بدتر شدنش رو میگیرن و بیماری همیشه با ادم میمونه . نمونش اطرافیان که انواع بیماری های فشارخون دیابت چربی و غیره دارن و سال هاست تحت نظرن ولی نهایتا با دارو کنترل میشه.
یعنی اعتقادی به پزشکان نداشتم. برای هر بیماری تهران میرفتم ولی الان مدتی در شهر خودم بهترین درمان ها رو دارم میگیرم به لطف خدا. واقعا دست پزشکان درد نکنه که این همه سال زحمت کشیدن درس خوندن سختی تحمل کردن تا دستان خداوند باشند برای شفای بیماریها و نجات انسان ها. واقعا فرشتگان زمینی و دستان شفابخش پروردگار هستن.
الان که دارم دیدگاه مینویسم متوجه شدم هنوز هم بخشی از ذهنم بی اعتماد هست به پزشکان که باید روش کار کنم. نوشته هایی که حاکی از بی اعتمادی بود با گرفتن حس بد بهم الهام شد و پاکشون کردم.
فکرمیکردم از پزشکا کاری ساخته نیست و خدا باید خودش بیاد وسط ولی بهم الهام شد خدا هر کاری بخواد بکنه توسط دستانش که علم رو از خدا گرفتن انجام میده. خدایا شکرت بخاطر این الهامات
منتظر طرح و برنامه الهی هستم برای درمان کامل صورتم
بدنم خودش هوشمند ترین و بهترین و داناترین پزشک و متخصص هست که میتونه به بهترین شکل ممکن خودش رو ترمیم و درمان کنه. چرا که تمام اطلاعات بیماری و شفا در درونش قرار داره و بهتر از هر پزشکی به نقاط ضعف و قوت خودش اگاه هست.
بخشی مهمی از روند درمانم به عهده بدن هوشمندم هست که به بهترین و اگاهانه ترین شکل ممکن داره کارش رو انجام میده و اگه من اجازه بدم در مسیر درست قرار میگیره و ادامه میده.فقط باید با حس خوب و افکار و باورهای درست کمک کنم که مسر درمان راحتتر و سریعتر طی بشه.
سلام استاد بزرگوار ودوستان همراه
من هم خیلی ازآرزوهایم را وقتی دریافت کردم که عمیقا آن خواسته ورسیدن به آن رت به خدا واگذار کردم وبا چشم خود دیدم که او از ساده ترین ونزدیکترین مسیرمرا به هدف رساند این بار هم دوباره بعد از اقدام به لاغری در سال گذشته علاوه بر استفاده از فایلهای استاد صددرصد لاغری را از او خواسته ام ویقین دارم اومراا به مسیر رسیدن به آرزویم هدایت ودراین راه حمایتم خواهد کرد
ای خدایی که هم اینک درحال کمک به من در خلق بدنی زیبا برایم هستی منتظر الهامات تو هستم
نشان های دریافت شده
من این باور را که خدا،خدای مشکلات هست را اینطور در خودم حل میکنم که بخاطر کمبود و فقر و ترس و میتونم بگم ترس از عذاب را اینقدر در ما پررنگ کردند که بزرگتر از خدا نیست و برای منع کردن تحت کنترل دراوردن این باور را در مادایجاد کردند.در صورتی که هر وقت من با خودم در صلح بودم هر وقت آروم بودم هر چه خواستم بدست اوردمولی هر کجا دویدم، ترسیدم، زور زدم، التماس کردم، بیشتر و بیشتر از دست دادم و از خدا دور شدم
بخاطر اینکه خانواده و اطرافیان ما آگاهی نداشتند و طبق اون چیزی که میدونستند به ما آموزش دادند پس ما هم همان طور یاد گرفتیم
به من هم زیاد گفته بودند چون خدا دوستمون داره کاری میکنه که در سختی باشم که مدام صداش کنم پدر و مادر وقتی بینند فرزندشون در سختی هست به هر طریقی باشد کمکش میکند که به آسایش برسد وقتی ازشون خواسته بشه هر کاری میکنند تا فرزندشون به ارامش برسه و در کارش موفق بشه چطور خدایی که خالق من هست اجازه میدهد من در سختی باشم
یکی از دلایل من برای نرسیدن به خواسته هام اینه که هر چقدر روی ذهنم کار کنم به هر حال عوامل بیرونی هم یکم دخالت دارند و تا خودم یک کار فیزیکی انجام ندهم نمیشوداونهم بخاطر ورودی هام هست که هر چقدر ورودی های درونی ام را از گذشته هست و در ذهنممرور میشه را خنثی کنم و دلایلم برای استفاده از ذهنم را برای خواسته هام روشن کنم دستیابی ام به خواسته هام روان تر و اسون تر و سریع تر میشه
مانع بعدیم اینه که هنوز از خدایم میترسم و در گفتگوهام باهاش رسمی حرف میزنم و خواسته هایم را باب دلم بهش نمیگم یعنی یه جوری دارم درخواست میدم که خدا از من ناراحت نشه و خودم را محدود به یک راه حل میدونم و فکر میکنم فقط همینه و بهتر از این نمیشه و هر راهی دیگه مثال برای پول دراوردن باشه سختر از اینه و دارم درخواسته هام را میسنجم که ایا از عهده خدا برمیاد برام انجام بدهد یا نه و یا میاد میگه حواست باشه ها دیگه پررو نشواینفکرم مرور میشه که درسته فرکانست خیلی بالا رفته ولی اگه خطا کنی و یا درخواست بی مورد داشته باشی ضربه برات سنگین تره چون اینطور شنیده بودم که هرچقدر به خدا نزدیکتر عذاب هم بیشتر و وای به حال کسانی که مقرب درگاه خداوند هستند و اگر اشتباهی حتی در حد یک سر سوزن انجام بدهند دیگه تمام و مثل شیطان از درگاه خداوند طرد میشوند و مغذوب خداوند هستند و با داستان های پیامبران که چطور مغذوب خداوند شده اند مرا همیشه میترساندند بدون اینکه دلایلی بدانم و برای اینکه حتی به اجبار به عمل خطایی دست نزنم این داستانها را تعریف و یا از اطراف با این دیده گاهای افراطی دریافت میکردم
اول از خدایم شاکرم که چنین هدایتی به من کرد و اینقدر ظرف وجودیم افزایش یافت که این باگ و این ترس های ذهنی مخفی را پیدا کردم و چقدر میتونم با تلاش و اگاهی بیشتری حرکت کنم اینکه اسودگی کاملتری برایم ایجاد میشه اگر قرار به عذاب و مغذوب شدن بود تا الان باید نیست و نابود میشدم اگر قرار به بازگشت نبود و خدا،خدای نابودی بود تعریف نمیشد که راه برگشت وجود دارد ،اگر خدا،خدای عذاب دهنده بود خودش راهکار نمیداد و راه را برایم هموار نمیکرد مثل تمام هدایت هایش مثل الان که بهم الهام کرد که چطوری بهش نزدیکتر بشوم چطوری راحت تر ازش درخواست کنم و اینکه همه چیز اماده هست خودم کنار بروم و با اگاهی همه چیز اماده هست
وقتی خدایم برای کاری که نباید انجام دهم مرا آگاه میکند و بهم نشانه را میفرستد و هدایتم میکند حتی با اینکه متوجه نمیشدم باز هم فرستاد باز هم تاکید کرد باز هم بهم گفت انجام نده اما در چه شرایطی در اسونی در راحتی با عشق خدایی که کاری که نباید انجام دهم اینقدر با عشق مرا منع میکند،
در خواسته هایم ایا تمام وجودش را به من نمیدهداین خدا ،خدای عشق هستاین خدا اجازه نمیده به من آسیبی برسهاین خدا مرا همیشه هدایت کرده من به دنبال شناخت این خدا هستمخدایی که در هر موقعیت در هر لحظه مرا شکوفا میکنه هدایتم میکنه آگاهم میکنه
و به من می بخشاید
پس خدایم به هر طریقی با راحتی و عشق مرا به خواسته هایم میرساند
خواسته هایم
می خواهم در کارم مستقل باشم هر وقت خواستم در هر زمانی کار کنم اختیارم دست خودم باشهخونه ویلایی خودم را ساکن بشم ماشین خودم را سوار بشممی خوام یکسال فقط در گردش و تفریح و مسافرت باشم میخواهم ۵ تا هدیه دریافت کنم
گوشی s24 ultraکفش آل استار سفید رنگزنجیر و دستبند طلاست کامل کلاه در رنگ های متنوعست لباس اسپورت خونگی و گردشی
میخواهم فرصتی برام پیش بیاد که حدود دو هفته در یک کلبه جنگلی برای خودم تنها و با خدای خودم باشم و از این موهبت نهایت استفاده را ببرم
در ادامه داشتم کامنتها را میخوندم که باز به این جمله برخوردم اگر به صلاحم باشد و یا نباشدو زنگی در مغزم به صدا دراومد این جمله معادل جملاتی هست که در کودکی بهمون میگفتن موقعی به فروشگاهی میرفتیم و چیزی میخواستیم که البته الان هم هنوز گفته میشهکه وقتی چیزی میخواستیم پدر و مادرمون بهمون میگفتن این فروشی نیست و یا نگاهی به فروشنده که بگه فروشی نیست و از این رفتارها
این جمله اگر به صلاحم هست یا نیست که از کی شنیدیم چطوری باور کردیماین هم یک باور هست اگر اینطور بود پس چه اختیاری چه قدرتی بود که خدا ما را اشرف مخلوقات قرار دادهاین جمله یکی از قویترین باورهای اشتباه برای ما بوده که ما را از خواسته هامون و آرزوهامون از درخواست هامون منصرف کنند و به قول استاد به یک چیزی هم ربطش میدادند که برای مثال الان ماه صفر هست و حواسمون باشه این ماه ،ماه خشم خدا هست این ماه نحس هستو ما هم باور کردیمچقدر راحت از خواسته هامون دور میشیموقتی خواسته ای در وجودم شکل میگیره خودش در من تشکیل داده خودش بهم هدایت کرده پس چطور میتونه به صلاحم باشد و یا نباشد و یا برای بدست اوردنش باید سختی بکشم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
۱۴۰۲.۱۲.۰۱
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی و عزیزان سایت
بسیار نکات زیبا و قشنگ و به نظر بنده، بسیار مهمی را مطرح فرموده اید. موضوع ” پدیده همزمانی” یکی از آن نکات مهمی است که همه ما تجربه اش را داشته ایم. تازه این یکی از هزاران تریک (برنامه و طرح) خداوند برای رساندن ما به آرزوها می باشد. در واقع اینقدر این راه ها گسترده و متنوع هستند که در متون دینی و روایات از ما خواسته شده درباره ذات خداوند و اینکه چگونه ما را به خواسته هایمان می رساند، فکر و بررسی نکنیم. به نظر بنده اگر مطابق فرمول هستی انیشتین (E=M*C^2) بپذیریم که انرژی (فرکانس) تبدیل به وقایع (M) می شوند، دیگر نیازی نیست که حتی بر روی چگونگی رسیدن به خواسته ها در هر روز و حتی اندازه گیری میزان مسیر طی شده از زمان شروع هدف گذاری هایمان، تمرکز کنیم. در واقع بهتر است به جای تمرکز بر روی چگونگی رساندن ما به اهدافمان (توسط خداوند)، از بابت نعمتها و داشته هایمان سپاسگزار باشیم و لذت ببریم. بقیه اش خودش درست می شود.
مگر کودکی که در آغوش مادرش است، نگران گرسنگی است؟ خوب ما هم چون در آغوش خداوندیم، فقط و فقط لازم است تمرکزمان بر آغوش خداوند باشد، نه آیتم های دیگر و نه حتی چگونگی رسیدن به اهداف. موفق باشید
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️
سلام
زندگی با کمک خداوند: گام هشتم: اگر روی کمک خداوند حساب کنید تحقق آرزوها صد در صد امکان پذیر است
تمرین آموزشی ✍️
خداوند همیشه و در همه حال در زندگی حواسش به من بوده ، هوا مو داشته و کمکم کرده
اگه خداوند بخواد کارهاتو ردیف کنه اگه همهی عالمم نخواد ولی تو امیدت به خداوند باشه خودش آنچنان کارتو انجام میده که همه انگشت به دهان بمانند
زمانی که همسرم به خواستگاری من اومد همهی اعضای خانواده من کوچیک و بزرگ با ازدواج ما مخالف بودن و دوست نداشتن که من با غریبه ازدواج کنم و دل شون میخواست که با فامیل ازدواج کنم از قضا اون زمان یکی از پسر دایی هام خواستگار پر و پا قرصم بود و خیلی هم سمج بود ولی من اصلاً دوستش نداشتم و اون زمان ازش متنفر بودم چون اصلا با معیارهای من همخوانی نداشت و فقط آتیش مخالفت خانواده ام و شعله ور تر میکرد یادمه یه روز سر نماز به خدا گفتم ، خدایا من که یه نفری حریف این جماعت نمیشم تو میدونی تو دلم چه خبره خودت کمکم کن چند روز بعد برادر همسرم اومد خونه مون تا از خانواده ام اجازه بگیره که آخر هفته بیان خواستگاری و من خیلی نگران بودم و منتظر جواب مادرم بودم و دیدم که مادرم که اون همه مخالف بود دلش نرم شده بود و اجازه داد و من اونقدر خوشحال بودم که نگو آخه خانواده همسرم بارها از مادرم خواستگاری کرده بودن و مادرم جواب رد داده بود ولی همسرم دست بردار نبود و پا پس نکشید بلاخره مادرم اجازه داد و اونا اومدن خواستگاری و من و همسرم عقد کردیم و همه چیز با خوبی و خوشی تموم شد
زمانی که ازدواج کردم همون تو دوران نامزدی یه روز همسرم زنگ زد و گفت لباس بپوش میخواییم یه جایی بریم و من هرچی سوال کردم کجا همسرم گفت فقط موقعی که اومدم آماده باش و با هم رفتیم و من خیلی کنجکاو بودم که بدونم کجا میخواییم بریم و نزدیک اون محل که شدیم همسرم چشمای منو با یک پارچه بست دستمو گرفت و با خودش برد و بعد به محل مورد نظر که رسیدیم چشمامو باز کرد یه خونه بود گفتم اینجا کجاست همسرم گفت این خونه خودمونه همین امروز خریدم و من خیلی خوشحال شدم و من بعد از مراسم عروسی با لباس عروس وارد خونه خودم شدم و اول زندگی طعم مستأجری و نچشیدم درسته که نقلی و جمع و جور بود ولی من و همسرم در اون خونه آرامش داشتیم و شاد و خوشحال زندگی میکردیم
اما بعد از بچه دار شدن مون چون کوچیک بود اون خونه رو فروختیم ومن الان خیلی دوست دارم که یک خونه ویلایی بزرگ بخریم
ویا برای خرید ماشین اون موقع که همه چیز ارزون بود خداوند کمک کرد ما ماشین خریدیم و بعد به شدت قیمت ماشین فضایی شد و ما تونستیم قبل از گرونی یه ماشین صفر بخریم و لذت شو ببریم.
یا همین همسرم که همه ی اعضای خانواده ام چون شناختی روش نداشتن و خودم انتخابش کرده بودم نگران بودن که یه وقت خدای نکرده آدم خوبی نباشه ولی خودم به خدا توکل کردم و چون همدیگر و دوست داشتیم همه چیز و به خدا سپردم و همسرم اونقدر مرد خوبیه که بارها از خداوند به خاطر وجودش در زندگیم تشکر کردم و الان همه اعضای خانواده و اقوام وفامیل مون عاشقش هستن
جاهای زیادی بود که خداوند هوامو داشته و دست مو گرفته و خوشحال و سوپرایزم کرده که اگه بخوام همه رو بنویسم خیلی طولانی میشه
میخوام بگم که خداوند حواسش همیشه به بنده هاش هست این ما هستیم که حواس مون به خداوند نیست و مشغول روزمرگی هامون شدیم و میخواییم کارها مونو خودمون با عقل و منطق خودمون انجام بدیم و معمولا هم نتیجه نمیگیریم
مثل همین تلاش برای لاغر شدن من سالها تلاش کردم و از انواع و اقسام روشهای لاغری استفاده کردم اما هیچ وقت به نتیجه دلخواه نرسیدم ولی از زمانیکه با این مسیر آشنا شدم مقدار زیادی کاهش وزن داشتم و از اون زمان تا الان چاقی من متوقف شده و دیگه برگشت اضافه وزن نداشتم چون از همون اول دست از تقلا برداشتم و به خدا توکل کردم و از خودش خواستم که کمکم کنه و وقتیکه به خداوند توکل کنیم خداوند خودش به بهترین شکل جواب میده
خدایا شکرت به خاطر هدایتم به این مسیر زیبا
استاد ممنون از راهنمایی و زحمات بیدریغ تون
نشان های دریافت شده
به نام خداوند اجابت کننده ی آرزوها 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
باسلام خدمت استاد مهربانم و دوستان عزیزم ✋🌹❤
گام ۸ من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم 😇🙏🏻🙏🏻🙏🏻
انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل می گیرد اما فقط تعدادناچیزی از آنها محقق میشود تنها دلیل نرسیدن به خواسته هاایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است
در خواست از خداوند
من هم از کودکی شنیده بودم باید قانع باشی وناسپاسی نکنی وبه داشته هات نگاه کن، به پایین تر از ،خودت وگله شگایت به درگاه خدا نبر. خیلی ها آرزو شرایط وزندگی تورو می خورن وبه بالاتر از خودت نگاه نکن تا ناراحت نشی تا باعث ندیدن داشته هات نشی ودر تو ناسپاسی ایجاد نشه چون عواقب بدی دار و مورد خشم خداوند میشی ودر روایات زیادی شنیده بودم که خداوند در خواست کنندگان و دعا کنندگان دوست داره و بعضی افراد رو در مشکلات قرار میده چون عاشق صداشون تا دعا کنن واز اون بخوان ویا شنیده بودم که اگه از خدا چیزی رو می خوای زیاد بخواه،واین حرف های که شنیده بودم باهم تضاد داشتن و کسی موضوع رو برامون باز نمی کرد و شاید ما سوال نمی کردیم ولی به لطف خداوند وقتی از قانون جذب آگاهی پیدا کردم ودنبال مباحث قانون جذب بودم به این نتیجه رسیدم که هر دو مورد درست بوده وبرای ما مبهم گفته بودن بله وقتی با توجه کردن به داشته های دیگران واحساس نیاز شدید به چیزی در ما احساس بد ایجاد می کنه وبی ایمانی زیاد میشه وبی عدالتی به خدا در ما پررنگ تر میشه ودر کل در ماناشکری ایجادمیشه وباعث میشد تا به خواستمون هم نرسیم و باور کنیم که رسیدن به آرزوها محال هستش در کل با احساس شکست به زندگی ادامه می دادیم وفهمیدم هر چه از خدا بخواهیم در واقع نشان دهنده میزان ایمان ما به خداست وهر خواستهای رو با احساس خوب وبدونه نیاز شدید از خدا بخواهیم وشکر گزار تمام چیزهای باشیم که اکنون داریم واعتقاد ما به اجابت شدن خواسته هامون باش وعجله وترس واضطراب نرسیدن به اون نداشته باشیم به راحتی در زندگی ما ایجاد میشود
برای تحقق آرزوها به لطف خداواستاد عزیز راهشو یاد گرفتم
برای رسیدن به آرزوها اولین قدم تغییر نگرش در باره تحقق آرزوهاست
باید این نگرش تحقق آرزوها محال است رااز ذهنم پاک کنم
بهترین روش برای تغییر نگرش درباره تحقق آرزوها این است که انجام مراحل آن رابه خداوند واگذارکنم واین نگرش رادر وجود خود قرار بدم من ایمان دارم که آرزوهایم توسط خداوند در شرف تحقق است وهیچ انسانی نمی تواند در بر اراده خداوند برای تحقق آرزوهای من ایستادگی کند
هیچ یاس و ناامیدی در وجودم من نمی تواندجلوی تحقق آرزوهایم توسطخداوندرا بگیره
خداوند برای هر مشکل یا مانعی که در مسیر تحقق آرزوهایم با آن مواجه شوم راه حل مناسبی دارد
افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار می گیرند که دستان خداوند برای کمک به تحقق آرزوهای من هستند
در مسیر زندگیم همزمانی های مختلف به شکل اتفاقات وشرایط گوناگون رخ میدهندکه همه در جهت تحقق آرزوهای من است
من سرنوشتم را به کمکخداوندبه بهترین نحو می سازم وتجربه ای لذتبخش در زندگی خواهم داشت
پس خداوند می تواند بی نهایت اتفاق را رقم بزنه تا مابه خواسته خودمون برسیم در حالی که به دیگران آسیب وارد نشود
ممکنه فردی حتی با یک حرف ایده ای رو در ما زنده کنه یا حتی فردی با بر خورد نا جالب با ما ،چه از نظر فکری و عملی باعث بهبود در زندگی ما بشه و راههای زیادی از طرف خداوند وجود داره
من باید مسئولیت برنامه ریزی و مدیریت تحقق آرزوهامو به خداوند واگذار کنم وچون برای من هم بارها ثابت شده که اون مدیر و مدبر فوقالعاده است ومن را هدایت به خوشبختی و سعادت میکند پس باید در ابتدا تحقق آرزوهای خود را به خداوند واگذار کنم واز همه مهم تر به فکر کردن به چگونه برآورده شدنش آرزوهای خود را متوقف کنم وفقط به اینکه خداوند به عهد خود وفا می کن فکر کنم
وهر زمان فکری در ذهنم من مرور شد چطور وچگونه می خواهم به خواست برسم فقط مرور نگرشهای
من به معجزات خداوند ایمان دارم
من به وفاداری خداوند ایمان دارم
من به برنامه ریزی خداوند ایمان دارم
من برای آنچه از خداوند در زندگی ام هدیه گرفته ام سپاس گذارم
مرور کردن این جملات و مشابه آنهابه شکل واضحی از فشار افکار منفی در باره تحقق نیافتن آرزوهایم کم خواهد شد ودر نهایت با آرامش واحساس خوب زندگی می کنم وهر قدمی که می تونم برای تحقق خواسته ام بردارم را حتما اجرا کنم
خداوند از طریق ایده هایی ساده که باشرایط فعلی من سازگار است تحقق آرزوهایم را برنامه،ریزی می کند
الهامات الهی چیزی جدا از وجود من نیستن به شکل صدا و تصویری عجیب نیست بلکه به صورت شکل گیری تمایل و ترغیب به من گفته می شود
فقط کافی به همین ایدهای به ظاهر بی فایده عمل کنم و آنچه در وجودم نسبت به انجام آن ترغیب شدم اهمیت قائل شوم و قدم بر دارم و آنچه به انجامش تر غیب شدم رو تجربه کنم
با انجام این کار تاثیرات عمیق و متنوعی بر ذهن ناخودآگاهم ایجاد می کنم چون انجام ایده ها در حال تصویر سازی درباره خواسته خود در ذهن نا خودآگاه هستید ودر حال جمع آوری کردن اطلاعات در مغز خود درباره موضوع مورد علاقه تان هستید
با سپاس فراوان از استاد عزیزم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
خدایا به امید تو 😇🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏❤❤❤❤
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربون
سلام به همگی
تنها دلیل نرسیدن به خواسته ها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است
همین یه جمله چقدر جای تفکر داره یعتی فقط تنها دلیل نرسیدن به خواسته ها ایمان نداشتن به خداست یعنی ما به همه جور خواسته ای که بخواهیم میتونیم برسیم فقطچون باور نمیکنیم که خدا میتونه همه چیز ،حتی اوناییکه درذهن ما ناممکن رو بده
سالها پیش که تازه ازدواج کرده بودم خیلی دوست داشتم طعم مادر شدن رو بچشم ولی این اتفاق نمیافتاد
چون توی خانواده مون دیر بچه دار شدن یه امر طبیعی بود
میترسیدم نکنه تا آخر عمرم بچه دار نشم
ولی یه ترسی داشتم برای درخواست از خدا
میگفتم اگر به صلاحم نباشه چی ولی ته دلم این خواسته رو داشتم وقتی بچه دار شدم میگفتم دیگه از خدا هیچی نمیخام
یعنی یه حورایی عذاب وجدان داشتم اگر چیزی میخواستم میگفتم برو خدا تو شکر کن همین که خدا بهت بچه داد بسته
پرو نشو دیکهتو دلم وضعیت مالی خوب میخواستم استقلال مالی و آزادی میخواستم
ولی سالها روش درپوش گداشتم میگفتم دیگه خدا بهم بچه داده
چند سال گذشت صاحب خونه شدیم دیگه بعد اون میگفتم خدا لطفش رو در نق من کرده و از سر ترس شکر گزار بودم
۰چون خدایی که میشناختم کافی بود اشتباهی کنم تا تلافی همشو سرم دربیاره
میگفتم خدایا من به همینم راصی ام دستت درد نکنه
ولی دروغ بود
راصی نبودم بیشترشو میخواستم بزرگترش رو میخواستم
ولی جرات درخواست نداشتم .
یکی دیگه از دلایل درخواست نکردن این بود که همش میگفتم چطوری آخه
این چطوری آخه از بی ایمانی میادکسی اینک میگه که خدا رو نشناخته و قدرتش رو درک نکرده
هنوزم برای خیلی از خواسته ها این چطوری آخه میاد وسط
و کار رو خراب میکنه و من دارم تمرین میکنم چطوری به من ربطی نداره
باید نگاهم رو تغییربدم
باید به خودم بارها بگم
من ایمان دارم که آرزوهایم توسط خداوند در شرف تحقق است.
هیچ انسانی نمی تواند در برابر اراده خداوند برای تحقق آرزوهای من ایستادگی کند
هیچ یاس و ناامیدی در وجود من نمی تواند جلوی تحقق آرزوهایم توسط خداوند را بگیرد.
خداوند برای هر مشکل یا مانعی که در مسیر تحقق آرزوهایم با آن مواجه شوم راه حل مناسبی دارد.
افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار می گیرند که دستان خداوند برای کمک به تحقق آرزوهای من هستند.
در مسیر زندگی ام همزمانی های مختلف به شکل اتفاقات و شرایط گوناگون رخ می دهند که همه در جهت تحقق آرزوهای من هستند
من سرنوشتم را به کمک خداوند به بهترین نحو می سازم و تجربه ای لذت بخش در زندگی خواهم داشت
بهترین روش برای تغییر نگرش درباره تحقق آرزوها این است که انجام مراحل آن را به خداوند واگذار کنید.
انجام مراحل رو به خدا واگذار کنیم
حالا میفهمم چرا نمیتونستم خالق زندگی خودم باشم من میخواستم تنهایی این کارو کنم درصورتی که قرار من با کمک خدا این کارو کنم قرار مراحل رو به خدا واگذار کتم
مراحلی که اگه من سالها تلاش کنم نمیتونم کاری کتم
من اینجا دارم مهارت زندگی با خدا رو یاد میگیرم و اگه تکرار ک تمرین کنم تو این مهارت اونوقت که میتونم به کمک خدا سرنوشتم رو بسازم
اینبار قرار توسط خدا به آرزوهامون برسیم
خدا اگر آرزویی در دل ما قرار دادهخودش هم برآورده میکنه
هر وقت ارزو یا خواستهدای تو وجودم شکل میگیره هجوم افکار منفی به سمت من بیشتر میشه و من میمونم و این افکار
امروز یه نکته مهم از استاد یاد گرفتم چون اگر بتونم این نگرش رو بسازم میتونم مقابله کنم با این افکار
اونم اینگه که مسئولیت تحقق خواسته منایندفعه یا خداست
اونه میخاد کارها رو انجام بده
من هیچ کاره ام
من فقط قرار کارهایی که اون میگه انحام بدم
این راه یه تفاوت با راهی که خودمون میخواستیم برای تحقق خواسته برداریم دارهاونم اینکه
خداوند می تواند بی نهایت اتفاق را رقم بزند تا شما به خواسته خود برسید درحالی که به دیگران آسیب وارد نشود.
نکته ی خیلی مهم اینه که ما همیشه هر وقت به خواسته هامون فکر کردیم ،به این فکر کردیم که چطوری میخام بهش برسم در صورتی که یاد نگرفتیم که بابا ما باید رو خدا حساب کنیم
وقتی رو خدا حساب میکنی درهایی رو برات باز میکنه ،همزمانی هایی رو برات ردیف میکنه که اون نعمت خیلییی راحت وارد زندگیت میشه
حالا باید چیکا. کنم ؟باید باید برای تقویت ایمان و اشتیاقم توزندگیم بگردم و وقتایی که خدا کارها رو برام انجام داده رو پیدا کنم ک مدام به خودم یاد آوری کنم
وقتایی که کارها به شکل معجزه وار پیش رفته
من یه تجربه خیلی شیرین دارمچند سال پیش من با خانواده همسرم زندگی میگردم و آرزوی داشتن یه خونه جدا داشتم به خداسپزده بودم چون میدونستم خودم نمیتونم کاری کنم
همیشه تصور میکردم خونه رویاهام رو و لدت میبردم تا اینکه پدر شوهرم پیخواست خونش رو عوض کنه و بازم خونه دو طبقه میدید که ما بریم پیششونمن این فرصت رو به چشم این میدیدم که میتونم حداقل برم مستاجری
دقیقا همون روزا خونه ای نزدیک اونا صاحبش مریض شده بود و وکالتش رو به برادرش داده بود که خونه رو بفروشه
د همسرم موقع رد شدن از اونجا دیده بود و با اون آقا صحبت کرده بود
پدر شوهرم مخالفت کرد و باهامون قهر کردم من فکر کردم دیگه نمیشه
ناامید شدم ولی خدای مهربونم کارهاشو میکرد
مادرشوهرم با اینگه اون روز برف شدید باریده بود ولی دنبال صاحب خونه رفته بود و آورده بودش تو خونه اون گفته بود خریدار های زیادی هست کلی من دوست دارم به شما بفروشم با اینکه ما یک چهارم پول خونه رو نداشتیم قرار داد رو بستیم
پدرم گفت من نصف خونه رو میخرم و از راه های مختلف پول خونه جور شد
پویایی به دستمون میرسید که انگار باید همون زمان جور میشد
همه این همزمانی ها توسط خدا انجام شد
دنبال ردپای خدا تو تحقق آرزوهامون باشیم .
نشان های دریافت شده
به نام خالق هستی بخش
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
قدم هشتم :
✓ من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم ✓
من همیشه در خونه ی پدرم با قناعت کردن مشکل داشتم ،واقعا این کلمه رو درست متوجه نشده بودم ، الان درک کردم که همین شکرگذاری من برای نعمت هایی که دارم یعنی قناعت ،دیگه دلیل نمیشه درخواست بیشتر کردنش و بدست آوردن نعمتهای دیگه رو نداشته باشم .
« ایمان داشتن به تحقق آرزوهایم مهمترین قدم است »
✓من ایمان دارم کن آرزوهایم توسط خداوند در شرف تحقق است .
✓هیچ انسانی نمی تواند در برابر اراده ی خداوند برای تحقق آرزوهای من ایستادگی کند .
✓هیچ یاس و ناامیدی در وجود من نمی تواند جلو تحقق آرزوهایم توسط خداوند را بگیرد .
✓خداوند برای هر مشکل یا مانعی که در مسیر تحقق آرزوهایم با آن مواجه شوم ،راه حل مناسبی دارد .
✓✓افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار می گیرند که دستان خداوند برای کمک به تحقق آرزوهای من هستند .
✓در مسیر زندگیم هم زمانی های مختلف به شکل اتفاقات و شرایط گوناگون رخ می دهند که همه در جهت تحقق آرزوهای من هستند .
✓من سرنوشتم را به کمک خداوند به بهترین نحو می سازم و تجربه ای لذت بخش در زندگی خواهم داشت .
/ من مسئولیت تحقق آرزوی لاغر شدنم را برعهده ی خداوند می گذارم /
«اینبار قرار است توسط خداوند رویای لاغری من محقق شود»
{خداوند می تواند بی نهایت اتفاق را رقم بزند تا من به خواسته ام برسم در حالی که به هیچ کس آسیبی نرسد .}
[فقط خداوند می داند چگونه اوضاع و شرایط را مطابق با تحقق آرزوهای من تغییر دهد .]
✓ خداوند مدیری مدبر برای هدایت من به سمت خوشبختی و تحقق آرزوهایم است .✓
((من به معجزات ، وفاداری و برنامه ریزی خداوند ایمان دارم ،من برای آنچه از خداوند در زندگیم هدیه گرفته ام سپاسگذارم .))
✓امروز برام بسیار متفاوت بود و خیلی خیلی لذت بردم ،استاد عزیزم خیلی ممنونم برای هدایتتون و همچنین سپاسگذارم از دوست عزیزمون خانم السا که با نوشتشون بسیار حس و حال عالی به من دادند .✓
در زندگی م بسیار اتفاقات لذت بخشی افتاده ، به خیلی از آرزوهام رسیدم و مطمئنم هیچکس جز خداوند این آرزوهام رو برآورده نکرده و ایمان واقعی من به خدای متعال در اون لحظات باعث شده اون اتفاق به بهترین شکل رخ بده .یه زمانی بود آرزو داشتم برم دانشگاه و رشته ی تربیت بدنی بخونم چون داداشم معلم ورزش بود و خیلی از دانشگاهشون که شهید بهشتی تهران بود ،از رشته شون تعریف میکرد ، منم عاشق این رشته شدم .قبول شدم ،آرزو داشتم مربیگری قبول بشم در چندین رشته قبول شدم ، در اوج مشکلات بودیم اما من خیلی عالی پیش رفتم ،چون به خدا ایمان داشتم و موفقیت های زیادی در مسابقات کسب کردم ، مربی شدم ، تو دانشگاه تدریس کردم ،قبلا هم گفتم یه زمانی آرزوی بودن در خونه ای رو داشتم که الان سالهاست خونه ی خودمه ، یه سری رفتار و اخلاق رو که همیشه مد نظرم بود ، برام مهمتر از چیزهای دیگه بود و آرزو داشتم همسر آینده م داشته باشه ، الان با شخصی زندگی میکنم که دقیقا اون خصوصیات رو داره و به همه اینها میگن تحقق آرزوها ،خیلی جاها هم ترسیدم و خودم بعضی چیزها رو نخواستم ، ولی الان دیگه تغییر کردم هر چیزی که برام مهمه ،با ارزشه ،از خدا طلبش می کنم و دیگه کاری به این ندارم که چجوری برآورده ش میکنه ، من فقط ایمانم رو قوی تر میکنم ، حالم رو خوب نگه میدارم ، نمیزارم هیچ فکر منفی روم تاثیر بگذاره و به آرزوهام فکر میکنم ،تجسمشون می کنم ، با بودنشون زندگی میکنم .
آرزوهایی که دارم :
اول لاغری و تجربه ی وزن ۶۵کیلوگرم .دوم سلامتی کامل جسمم .سوم درآمدی ماهانه .چهارم خریدن هرچی که احساس میکنم باید داشته باشم تو خونه .پنجم صبر بیشتر برای تربیت بهتر فرزندم .ششم هر چه بهتر شدن شخصیت دخترم .هفتم قدرت کامل داشته باشم روی ذهنم و هیچ کسی و هیچ چیزی نتونه روی من اثر بذاره .فعلا این آرزوها رو دارم .
خدای عزیزم سپاسگذارم برای تمام لحظات خوبی که بهم دادی ، خیلی هم از خودم تشکر میکنم که امروز بسیار عالی وقت گذاشتم و تمریناتم رو انجام دادم .
« استاد گرامیم سپاسگذارم »
بنام خداوندی که مالک وصاحب اختیار من است
سلام خدمت استاد عزیزوتمام دوستان در این سایت بی نظیر
خداوندم را شاکرم بابت استاد عزیزوسایت بینظیرش که ما را آگاه میکند از جهل ونادانی همین جا از خداوند میخوام که نعمتهایش را در زندگی استاد عزیزم روز به روز بیشتر وبیشتر کنه
خدایا شکرت
من به تحقق آرزوهام ایمان دارم
درسته استاد عزیز همه ی ماتقریبا مثل هم هستیم وبا این افکاروباورهای اشتباه که از اطرافیان دریافت کردیم بزرگ شدیم وبرا همه آشنا هستند صحبتهای شما، ولی خدا روشکر میکنم که با این باورها ونگرشهای غلط به اون دنیا نرفتیم وخداوند هدایتمان کرد تا این باورها را اصلاح کنیم وشما استاد عزیز را سر راهمون قرار داد تا به خودمون بیایم واین یه فرصت ویژه هست که برای همه پیش نمیادوخیلیها حاضر نیستن این حرفها را بشنوند ومن بینهایت خوشحالم که جز افرادی هستم که دوست دارم تغییر کنم واز خداوند میخواهم که تا رسالتم را به درستی انجام نداده ام منو از این دنیا نبره چون میخوام روسفید در درگاه خداوند حاضر شوم، خداوندا بابت تمام نعمتهای که تا حالا به من هدیه داده ای سپاسگزارم
آنچه من از این نوشته زیبا برداشت کردم برای خودم مینویسم که وارد ذهنم شوند:
اولین قدم برای تحقق آرزوها تغییر نگرش هست واین تغییر نگرش بهترین را ه کارش این هست که مراحل رسیدن به آرزوهامونو به خداوند بسپاریم واین نگرشها را در خودمون ایجاد کنیم :
_ایمان دارم که آرزوهایم توسط خداوند در شرف تحقق هست
_ هیچ انسانی نمیتواندجلوی اراده خداوند برای تحقق آرزوهای من بایستد
_ یاس ونا امیدی درون من نمیتواندمانعی برای تحقق آرزوهای من توسط خداوند باشد
_ مشکلات وسختیهای که بر سر راه مسیر تحقق آرزوهای من قرار بگیرد ایمان دارم که خداوند را ه حلی برای آنها دارد
_ ایمان دارم که هم زمانیهای به شکل شرایط واتفاقات گوناگون برای تحقق آرزوهای من به وجود می آیند
_ایمان دارم که افراد شایسته ای در مسیر زندگی من قرار میگیرند که دستانی از خداوند میشن برای تحقق آرزوهای من
_ من ایمان دارم که زندگیم را با کمک خداوند به بهترین شکل میسازم وزندگی پر از لذت را تجربه خواهم کرد
در مسیر تحقق خواسته ها اگر با نجواهای شیطان مواجه شدیم که چطور وچگونه به خواسته ها رسیدیم وما رو نا امید کرد با این نگرشها ایمان خود را تقویت کنیم
_ من به معجزات خداوندایمان دارم
_ من به وفا داری خداوند ایمان دارم
_ من به برنامه ریزی وزمان بندی خداوند ایمان دارم
_ من به تحقق آرزوهام توسط خداوند ایمان دارم
_ من بابت تمام نعمتهای که خداوند تا الان بهم داده سپاسگزارم
تکرار این جملات فشار افکار منفی درمورد تحقق نیافتن آرزوها در ذهنمان را کمتر میکند وبا آرامش بیشتری به زندگی ادامه میدهیم الهامات خداوند به شکل کاملا طبیعی ومتناسب با شرایطمان وارد زندگیمان میشود که الهامات به شکل ترغیب وتشویق ما به عملی هست که اگر به همین الهامات کوچک وبه ظاهر بی فایده اگر عمل کنیم تاثیری عمیق بر ذهن نا خود آگاه خود میگذاریم وانجام این ایده های کوچک محرکهای قوی دنیای مادی هستند وبر نیروی خلاق وبینهایت خداوند تاثیر گذاشته وبرنامه تحقق آرزوهای ما قدم به قدم اجرا میشود
ممنونم استاد بابت این اگاهی ناب
خداوندا سپاس ،سپاس،سپاس
آرزوی تحقق تمام آرزوهای استاد همه دوستان وخودم راتوسط خداوند دارم