یکی از غالب ترین افکار و نگرش های محدود کننده در ذهن بشر، کم بود است. کم بود پول، کم بود فرصت های شغلی، کم بود همسر، کم بود مشتری، کمبود هر چیزی که برای خوشبختی به آن نیاز داریم.
برای تجربه زندگی بهتر یکی از مهم ترین اقداماتی که باید انجام شود اصلاح نگرش کمبود و جایگزین کردن نگرش فراوانی و بی نهایت بودن خداوند است.

گستردگی نگرش کمبود
با یک تفکر ساده و سطحی می توان به عمق و گستردگی این نگرش ویرانگر در ذهن بشر پی برد.
آخرین باری که درباره کمبود صحبت کرده، شنیده یا فکر کرده اید چه زمانی بوده است؟
به احتمال خیلی زیاد همین چند ساعت یا حتی چند دقیقه قبل بوده است.
صحبت ها و اطلاعاتی که در هر لحظه از زندگی در قالب جملات زیر وارد ذهن ما می شوند:
- کمبود نفدینگی داریم، پول دست مردم نیست.
- کمبود آب داریم، امسال هم خشکسالی اعلام شده.
- کمبود دارو داریم، مگه دارو گیر میاد!
- کمبود غذا داریم، برنج کم شده، روغن کم شده، شکر کم شده، …. کم شده.
- کمبود نیروی کار داریم، مگه نیرو گیر میاد، آدم ها تنبل شدن کار نمی کنند.
- کمبود برق داریم، باید صرفه جویی کنیم که برای روزهای گرم برق ذخیره کنیم.
- کمبود دختر و پسر واسه ازدواج هست. مگه دختر یا پسر خوب برای ازدواج گیر میاد!
- کمبود جای پارک هست، انقدر خیابون ها شلوغه که حتی یک جای پارک پیدا نمی شه.
- کمبود مشتری، مگه مشتری هست، مغازه ها از صبح تا شب مگس می پرونند.
می توان بی نهایت عبارت مختلف و مشابه با موارد ذکر شده را به این لیست اضافه کرد که هر روز از طریق مختلف می شنویم و درباره آنها صحبت می کنیم که باعث ایجاد احساس ترس و نگرانی در ما می شود.
جالب توجه اینکه وقتی بخواهیم درباره فراوانی صحبت کنیم باز هم به شکلی ماهرانه باعث تقویت نگرش کمبود در ذهن خود می شویم و این از نبوغ ذهن بشر است.
- انقدر تاکسی ها زیاد شده که دیگه مسافر گیرشون نمی یاد.
- انقدر بیماری ها زیاد شده که دیگه تخت خالی تو بیمارستان ها گیر نمی یاد.
- انقدر مسافر زیاد شده که هیچ نوع بلیطی گیر نمیاد.
- انقدر در این شغل دست زیاد شده که هرکی وارد این شغل بشه ورشکست می شه.
- انقدر مهندس فلان زیاد شده که کار گیرشون نمی یاد.
- انقدر مطب پزشک زیاد شده که دیگه مجوز تاسیس مطب نمی دن.
- انقدر درخواست برای خرید خودرو زیاد شده که تا دو سال بعد هم نوبتت نمیشه.
این لیست را هم می توان تا بی نهایت برای موضوعات مختلف ادامه داد.
با اندکی فکر کردن متوجه می شوید که آخرین باری که مشابه این عبارت ها را شنیده یا به کار برده و یا حتی در ذهن خود مرور کرده اید مربوط به چند ساعت قبل یا حتی چند دقیقه قبل می شود.
همین چند دقیقه قبل در تماس تلفنی به همسرم گفتم که انقدر مسافر زیاده که تا آخر این ماه هیچ بلیطی وجود نداره. این در حالی است که اگر از اشخاصی که در حوزه حمل و نقل فعالیت می کنند درباره شرایط کسب و کارشان سوال کنی احتمالا درباره نبود مشتری و کسادی بازار کار صحبت خواهند کرد.
اگر پاسخ شما این باشد که دنیای اطراف من سرشار از کمبودهاست بنابراین با نگاهی ساده و گذرا به شرایط و امکانات اطراف خود متوجه خواهید شد که همه چیز در اطرف شما در طی ده سال گذشته بیشتر از قبل شده است.
تعداد میوه فروشی ها بیشتر شده است پس قطعا تولید میوه هم بیشتر شده است.
تعداد نانوایی ها بیشتر شده است پس قطعا تولید و عرضه نان بیشتر شده و شغل نانوایی گسترش پیدا کرده است.
تعداد خانه ها و مجتمع های مسکونی اطراف محل سکونت شما بیشتر شده است پس قطعا قدرت خرید و تقاضای مردم بیشتر از قبل شده که خانه ها ساخته می شوند.
همه چیز به نسبت ده سال قبل در اطراف شما بیشتر شده است حتی اگر عقیده داشته باشید در زندگی شخصی شما همه چیز از پول و شرایط و امکانات کمتر از قبل شده است.
اگر پاسخ شما این باشد که دنیای پیرامون من جهان فراونی هاست پس چرا در زندگی شخصی خود نشانه ای از فراوانی و وفور نعمت ها را مشاهده نمی کنید؟
مساله اصلی این است که جهان مادی بر مبنای ویژگی بی نهایت بودن خداوند در هر حال هر سال نسبت به سال قبل گسترده تر و پیشرفته تر خواهد شد اما هر انسانی بر مبنای نگرش و عقیده خود درباره فراوانی یا کمبود از دنیای پیرامون خود سهم می برد.
ممکن است نگرش شما این باشد که انقدر مسافر زیاد شده که تا چند ماه آینده بلیط پیدا نمی شود. یا آنقدر مسافر زیاد است که حتی تاکسی تلفنی یا اینترنتی به سختی گیر می آید، اما خود شما یا در نزدیکان شما فردی به دلیل نگرش کمبود و نبود مسافر و کساد بودن بازار، شغل رانندگی را رها کرده و هم اکنون بی کار می باشد.
نکته جالب توجه و پنهان از نظر انسانها اینکه دنیای مادی با برخورداری از ویژگی بی نهایت بودن خداوند برای رشد و پیشرفت به مشارکت و حضور همه انسان ها نیاز ندارد.
فقط چند درصد از انسانها برای رشد و پیشرفت دادن دنیای مادی کفایت می کنند.
به همین دلیل است که حتما با من هم عقیده هستید که هر ساله ثروتمندان، ثروتمند تر و فقیران فقیرتر می شوند چون افرادی که چه آگاهانه و چه ناآگاهانه نگرش های مبنی بر فراوانی دارند همواره در جهت رشد و پیشرفت دنیای مادی حرکت می کنند و خداوند همیشه یار و یاور آنهاست.

بی نهایت بودن خداوند
خداوند منبع بی نهایت ثروت و فراوانی است بنابراین او نمی تواند فقر و کمبود را در جهان گسترش دهد.
به همین دلیل است که هرچقدر هم افراد فقیر در جهان زیاد و زیادتر شوند باز هم جهان مادی به واسطه نگرش عده کمی از ساکنین خود می تواند به شکل قابل توجهی رشد و گسترش پیدا کند.
به همین دلیل است که افراد موفق و ثروتمند که نگرشی بر مبنای بی نهایت بودن خداوند و فراوانی دارند هر ساله به اندازه ده، بیست یا صد سال انسان دیگر ثروت و دارایی به داشته های او اضافه می شود.
کار و تلاش فیزیکی به تنهایی نمی تواند منجر به دریافت ثروت و فراوانی بی نهایت خداوند شود. اگر به این شکل بود کارگران معدن که سخت ترین شغل دنیا را به عهده دارند باید ثروتمندترین انسان های جهان مادی بودند درصورتی که اینگونه نیست.
نگرش انسان ارتباط مستقیم و بی واسطه با خداوند و کائنات دارد و نیروی حاکم بر جهان مادی بر مبنای نگرش هر انسان از داشته ها و شرایط خود وارد زندگی او می کند.
اگر به زندگی کودکان یا حتی دوران کودکی خود توجه کنید متوجه می شوید که کودکان خیلی راحت تر از افراد بزرگسال به خواسته های خود می رسند.
شاید تصور کنید به این دلیل است که خواسته های بزرگی ندارند و همه خواسته هایشان در حد یک اسباب بازی یا خوراکی است. درحالی که این نگرش صد در صد اشتباه است.
خواسته ها از نگاه انسانی به بزرگ و کوچک یا دست یافتنی و دست نیافتنی تقسیم می شوند درحالی که از نظر و نگاه خداوند خواسته ها هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند.
برآورده کردن همه خواسته ها برای خداوند جزئی از جزء هم محسوب نمی شود.
کودکان به واسطه نداشتن نگرش های مبنی بر کمبود بر خواسته ها و علایق خود هم به شکل فیزیکی و هم به شکل ذهنی پافشاری می کنند و جهان هستی به طریق مختلف خواسته هایشان را محقق می کند.
چند ماه قبل دخترم آیدا درخواست سه چرخه صورتی رنگ برای بازی کردن داشت و من به دلیل نداشتن فضای بازی در آپارتمان خواسته او را محقق نکردم.
مدت ها هرجا سه چرخه می دید درباره داشتن آن و بازی کردن با آن صحبت می کرد و از من می خواست که برای او سه چرخه صورتی بخرم.
بعد از مدت کوتاهی ما با خانواده ای دوست شدیم و رفت و آمد خانوادگی بین ما شکل گرفت. اولین باری که ما را به ویلا باغ خود دعوت کردند، همان سه چرخه صورتی در محوطه باغ وجود داشت و الان مدت هاست آیدا صاحب آن دوچرخه در فضای بزرگ برای بازی کردن شده است.
یاصلا تعجبی ندارد حتی اگر فکر کنید که خداوند برای تحقق درخواست آیدا برای داشتن سه چرخه صورتی رنگ مقدمات آشنایی ما با آن خانواده را محقق کرده است. چون همین الان که در حال نوشتن این عبارت ها هستم این نگرش در ذهن من مرور شد که هیچ بنده ای حتی پدر، نمی تواند مانع تحقق خواسته کودکان شود.

اگر فکر می کنید برای داشتن زندگی بهتر و احساس خوشبختی به داشتن برخی امکانات و شرایط نیاز دارید و اتفاقا آنها را در لیست درخواست خود از خداوند ثبت کرده اید یا بعنوان درخواست یا دعا به خداوند عرضه کرده اید باید آگاه باشید که اگر نگرش شما درباره دنیای مادی بر مبنای کمبود باشد هرگز خواسته های شما برآورده نخواهد شد چون شما انتظار برآورده شدنش را ندارید.
فردی که نگرش کمبود در ذهنش ایجاد شده است مانند این است که درهای زندگی اش را به روی بی نهایت بودن خداوند و دریافت نعمت ها بسته است و هرچه وسایل در خانه داشته را پشت آن درها تلمبار کرده است تا مبادا کسی بتواند آن در را باز کند.
اگر خودمان با افکار و نگرش هایمان درهای زندگی مان را به روی خداوند و ورود نعمت ها ببندیم خداوند هیچ اصراری برای باز کردن آن درها ندارد. در این صورت ما از پنجره شاهد بی نهایت بودن خداوند و وفور نعمت ها در اطراف خانه و محیط زندگی خود هستیم ولی نشانه ای از آن نعمت ها را در خانه و زندگی خود مشاهده نمی کنیم.
من و شما تنها افرادی نیستیم که درهای زندگی خود را به روی بی نهایت بودن خداوند و نعمت های الهی بسته ایم بلکه تقریبا همه انسان ها به نوعی درهای ورود نعمت و فراوانی را به روی خود بسته اند.
شاید خواسته شما داشتن فلان مدل ماشین باشد و بارها آن ماشین را زیر پای دیگران دیده باشید. این به آن معنی است که شما درهای ورود این نعمت را به روی خود و زندگی تان بسته اید همچنین به این معنی است که آن فردی که ماشین مورد علاقه و رویاهای شما را سوار شده است نسبت به آن وسیله یا نعمت نگرش کمبود نداشته است اما قطعا درباره موضوعات دیگری در زندگی نگرش کمبود را دارد و خیلی وقت ها احساس بدبختی و ناامیدی می کند.
باید ایمان خود به بی نهایت بودن خداوند را در وجودتان ایجاد و تقویت کنید و تا آخر عمر به این کار مشغول باشید. چون به محض اینکه سر خود را برگردانید یا گوش به حرف دیگران دهید قطعا نگرش های متفاوت درباره کمبودها و نقص ها در زندگی وارد ذهن و وجودتان خواهد شد.
بنابراین تقویت نگرش فراوانی کار یک روز و یک ماه و سال نیست بلکه باید همیشه تا روزی که زنده هستیم این موضوع مهم را مدنظر داشته باشیم.
هر انسان درعین حالی که در دنیای مادی و در کنار دیگر انسانها زندگی می کند اما در واقع در یک دنیای شخصی و یکتا از دیگران مشغول زندگی کردن است.
هر انسانی بر مبنای نگرش و انتظاری که از زندگی دارد در حال زندگی در دنیای مادی است. بنابراین تعجبی ندارد که در یک خیابان دو مغازه کنار هم که کسب و کار مشابه دارند یکی شلوغ و پر برکت است و دیگری خلوت و در حال رکود.
شرایط فیزیکی و تجربه زندگی هر انسانی بر مبنای نگرش هایی که در ذهن خود دارد رقم می خود و مسئول رقم زدن شرایط زندگی بر اساس نگرش ها خداوند، حاکم بی چون و چرای جهان هستی است.
باید این نگرش را در وجود خود ایجاد کنید که خداوند از هرآنچه شما می خواهید یا نیاز دارید که وارد زندگی تان شود بسیار فراوان دارد و به هر مقداری که دوست دارید می تواند از آن نعمت وارد زندگی شما کند.
میزان دریافت نعمت ها و برخورداری از فراوانی دنیای مادی هیچ ارتباطی به میزان تقدس یا با خدا بودن شما ندارد.

شاید تصور کنید که من انسان باخدایی نیستم یا اعمال و واجبات دینی ام را به درستی انجام نداده ام و به این دلیل خود را لایق یا مستحق دریافت فراوانی از سمت خداوند ندانید. درحالی که خداوند انسانها را بر مبنای ویژگی اعمال یا انجام واجبات و مستحبات مورد رحمت و نزول فراوانی به زندگی آنها قرار نمی دهد.
بلکه هر انسانی به اندازه ای که بی نهایت بودن خداوند را باور کرده باشد به همان اندازه از دریای بی کران نعمت های الهی بهره خواهد برد.
به همین دلیل است که در اطراف خود انسان های که از نظر شما بسیار باخدا هستند وجود دارند که بسیار فقیر هستند.
همچنین افرادی را می شناسید که از نظر شما بی خدا هستند اما بسیار غنی و ثروتمند هستند.
افرادی هم وجود دارند که از نظر شما باخدا هستند و بسیار ثروتمند هستند و افراد بی خدای فقیر و درمانده هم سراغ دارید که همیشه فکر می کردید به خاطر بی خدا بودنشان مورد عذاب و خشم الهی واقع شده اند.
در واقع هیچ معیار رفتاری، ظاهری یا … وجود ندارد که خداوند بخواهد انسانها را بر اساس آن به دو گروه لایق و نالایق برای دریافت نعمت های خود تقسیم بندی کند. بلکه هرچه هست مربوط به نگرش هر انسان درباره فراوانی یا کمبود در دنیای مادی است.
از آنجا که هر نگرشی درباره دنیای مادی داشته باشید همان نگرش را درباره خالق آن دنیا خواهید داشت بنابراین نگاه کمبود داشتن به زندگی منجر به شکل گیری نگاه کمبود نسبت به خداوند می شود.
بنابراین حتی در شرایطی که خداوند وعده داده است همه درخواست ها را اجابت می کند اگر نگرش و انتظار شما نسبت به خداوند و زندگی بر مبنای کمبود و نقص باشد شرایط و فرصت دریافت نعمت های الهی را با دستان خود از بین خواهید برد و درهای ورود نعمت را به شکل محکم در برابر خداوند می بندید.
باید این نگرش را در خود ایجاد کنید که:
- نعمت های خداوند همیشه به دنبال من می آیند و منتظر باز شدن درهای زندگی ام هستند تا وارد زندگی من شوند.
- من به یاری خداوند در زمان مناسب و مکان مناسب در همزمانی درست برای دریافت نعمت های الهی قرار می گیرم.
وقتی به بی نهایت بودن خداوند در داشته ها و لطف و محبت به خود ایمان آورید درهای ورود نعمت ها را به روی خود باز خواهید کرد و آن زمان از تجربه نعمت هایی که به دنبالتان می آیند و حتی از حضور شما در زمان مناسب سبقت می گیرند و زودتر از شما آنجا حاظر خواهند بود.
حتما بارها تجربه کرده اید که خواسته شما به شکل غیرمنتظره برآورده شده باشد.
شاید در ذهن و قلب خود قصد فروش ماشین یا خانه خود را کرده باشید و قبل از اینکه به بنگاه املاک یا خودرو مراجعه کنید فردی در مسیر زندگی شما قرار می گیرد و خودش درباره خرید خانه یا ماشین با شما صحبت می کند.
همین چندماه قبل بود که یکی از مدل های خودرو داخلی را ثبت نام کردم و اتفاقا نسخه فول اتوماتیک را خریداری کردم. این درحالی بود که دوستان بنگاهی عقیده داشتند فروش این مدل بسیار سخت است و مشتری خیلی خاص دارد.
من صحبت های آنها را می شنیدم اما در قلبم به ویژگی بی نهایت بودن فرصت ها و مشتری ها در دایره قدرت الهی فکر می کردم و بسیار آرام و مطمئن بودم.
بعد از تحویل ماشین چند روز آن را نگه داشتم و رانندگی با ماشین جدید را تجربه کردم. روز پنجشنبه تصمیم قطعی برای فروش خودرو گرفتم و یک آگاهی فروش در یکی از برنامه های معمول ثبت کردم. روز شنبه قبل از ظهر انسانی دوست داشتنی تماس گرفت و در کمتر از ۳۰ دقیقه ماشین به بالاترین قیمت و ساده ترین شکل بدون انجام برخی مرسومات معامله انجام شد.

حتما شما هم تجربیات مشابه از برآورده شدن خواسته ها یا نیازهایتان را در زندگی به خاطر دارید. در همه این موارد شما به صورت ناآگاهانه به منبع بی نهایت نعمت ها و فرصت های الهی وصل شده اید و به ساده ترین شکل ممکن نیاز و درخواست شما اجابت شده است.
ممکن است در مراجعه به یک اداره یا بانک با فردی مواجه شده باشید که به شکل معجزه وار به شما کمک کرده است تا فرایند موردنظر در کمترین زمان و به ساده ترین شکل ممکن انجام شود به شکلی که باورتان نمی شد کاری که به نظر سخت و طولانی می آمد به این راحتی انجام شده باشد.
اگر فردی نوبت خود را به شما داده است، اگر به محض رسیدن به محل مورد نظر جای پارک مناسب برای شما خالی شده است، اگر در بهترین زمان ممکن فردی که باید ملاقات می کردید در جلوی شما ظاهر شده است، اگر آنچه قصد فروشش را داشته اید به راحتی به فروش رفته است و اگر آنچه قصد خریدش را داشته اید به شکل معجزه وار مراحل خرید آن طی شده است و اگر هر تجربه مشابه این در زندگی خود و اطرافیانتان سراغ دارید فقط به دلیل برخورداری انسان از ویژگی بی نهایت بودن خداوند است.
ممکن است دقیقا همان وسیله ای که نیاز داشته اید را به شکل هدیه دریافت کرده باشید.
ممکن است همان مطلب یا موضوعی که تمایل به دانستن و یادگیری اش را داشته اید به شکل معجزه واری در مسیر زندگی شما قرار گرفته باشد.
ممکن است بعد از حضور در مهمانی متوجه شده باشید فردی که از روبرو شدن با آن دل خوشی نداشته اید به هر دلیلی نتوانسته است در مراسم حضور پیدا کند.
شاید در لحظه ای که در خیابان نیاز به کمک و یاری داشته اید انسانی همچون فرشته به سمت شما آمده و یاری تان کرده باشد.
ممکن است در جهت تحقق خواسته شما تبصره یا قانونی وضع شده باشد که یکی از موانع پیش روی شما برداشته شده باشد.
حتی ممکن است فردی به هر دلیل از سمتی عزل یا به سمتی منصوب شود و همین فرایند باعث سهولت در پیشبرد اهداف شما شود.
ممکن است به خاطر اینکه دیر به مقصد می رسید نگران و مضطرب شده باشید اما بعد از رسیدن متوجه می شوید که به هر دلیلی فرایند مورد نظر با تاخیر مواجه شده است.

باید به بی نهایت بودن خداوند در همه مسائل زندگی ایمان و اعتقاد داشته باشید.
با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار قرار گرفتن انسان های فوق العاده در مسیر زندگی تان را داشته باشید که به شما کمک می کند تا به آرزوهایتان برسید.
با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار مواجه شدن با شرایط فوق العاده و خاص در مسیر زندگی تان را داشته باشید.
با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار آسان شدن کارها و روان شدن چرخ زندگی تان را در وجودتان نهادینه کنید.
با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار وفور مشتری در کسب و کارتان را در وجودتان نهادینه کنید.
با ایمان به بی نهایت بودن خداوند انتظار دریافت عشق و محبت از انسانها را در وجودتان نهادینه کنید.
باید با ایمان به بی نهایت بودن خداوند نگرش های جدیدی همسو با خواسته ها و آرزوهای خود در وجودتان ایجاد کنید و همیشه بر عقیده خود ثابت قدم باشید.
زمانی که توانستم به لطف خدای مهربان بدهکاری های چندین ساله را در کمتر از یک سال تسویه کنم ایده حذف کردن دسته چک و خرید و فروش چکی در ذهنم شکل گرفت.
زمانی که به این ایده عمل کردم و به مشتری هایی که چندین سال بود به شکل نسیه یا چکی از من خرید می کردند شیوه جدید فروش اجناس را اعلام می کردم باعث ایجاد ناراحتی و دلخوری آنها میشد.
در طی چند روز بیشتر مشتری هایی که با چند سال کار کردن دور من جمع شده بودند دیگر به مفازه من مراجعه نمی کردند و تردد افراد در کسب و کار من به شدت کمتر از قبل شد.
در ذهنم انبوه افکار و نجواهای ذهنی مرور می شد که مرا سرزنش می کرد که با یک حرکت اشتباه و احمقانه هرآنچه در طی چند سال ساخته بودم را خراب کردم. اما من با تکرار نگرش بی نهایت بودن خداوند خودم را آرام می کردم و در قلبم نور امید ایجاد می کردم که خداوند از دریای بی نهایت خود مشتری های نقد زیادی به سمت من هدایت می کند.
شاید حدود دو ماه فروش مغازه من به این دلیل که دیگه نسیه نمی فروختم کاهش چشمگیری پیدا کرد اما بعد از آن به مرور ورود مشتری های جدید به کسب و کار من شروع شد.
از یک نفر و سپس دو نفر و به همین شکل ادامه پیدا کرد و در کمتر از سه ماه بعد فروش مغازه من بیشتر از قبل شده بود با این تفاوت عظیم که فقط نقد می فروختم و خبری از فروش نسیه و چکی نبود.
هنگامی که ایده آموزش لاغری با ذهن در ذهن من شکل گرفت در کنار کار مغازه داری تمام وقت آزادم را صرف رشد و گسترش آموزش های لاغری با ذهن می کردم و به مرور در طی چند ماه این موضوع به درآمد اولیه رسید که حدود ۱۰٪ فروش مغازه می شد.

زمانی که ایده جمع کردن مغازه و ادامه دادن آموزشی لاغری با ذهن با تمرکز بیشتر در وجودم شکل گرفت به نظر تصمیم عجیب و ترسناکی بود. چون تازه بعد از چند سال کار کردن در مغازه فروش آن به شکل قابل توجهی بهتر شده بود و هر ماه داشتم پیشرفت می کردم.
اما وقتی به ایده جمع کردن مغازه و چسبیدن به کسب و کار مجازی فکر می کردم قلبم باز می شد، احساس فوق العاده ای داشتم در حالی که درآمد کار مجازی بسیار کمتر از فروش مغازه بود اما باز هم با تکیه بر بی نهایت بودن خداوند تصمیم گرفتم به الهام قلبی خودم عمل کنم و در عرض ۳۰ روز مغازه رو جمع کردم.
همه اجناس را به هر قیمتی که مشتری می خواست می فروختم چون تصمیم قاطع گرفته بودم که دیگر نمی خواهم در شغل ابزار و یراق فعالیت کنم و تا آخر عمر می خوام در حوزه آموزش لاغری با ذهن و تغییر زندگی فعالیت کنم.
پس از جمع کردن مغازه باز هم ورودی مالی من به شدت افت کرد چون درآمد کسب و کار مجازی یک دهم فروش مغازه بود. اما همیشه با فکر کردن به بی نهایت بودن خداوند در تحقق خواسته های من با احساس و اشتیاق هر روز در مسیر هدفم حرکت کردم.
از قبل این تجربه را داشتم که وقتی مشتری های چکی و نسیه را از اطراف خودم دور کردم و در حالی که هیچ ایده ای برای جذب مشتری های نقد نداشتم، چگونه خداوند افراد جدید را به سمت من هدایت کرد که هم نقد خرید می کردند و هم مبلغ خرید آنها بیشتر از مشتری های نسیه ای بود.
نجواهای ذهنی همیشه به من می گفت که قضیه فروش اینترنتی با مغازه تفاوت داره و اون اتقاق خوش آیند در کسب و کار مغازه در فروش اینترنتی تکرار نخواهد شد.
اما در اصلاح نگرش ها درباره خداوند باید همیشه این موضوع را به خاطر داشته باشید که مهم نیست نجواهای ذهنی به چه شکل و با چه منطقی سعی در ایجاد استرس و ناامیدی در شما می کنند، مهم این است که ما همیشه باید بر نگرش های صحیحی که درباره خداوند در وجود خود ایجاد کرده ایم ثابت قدم باشیم.
بی نهایت بودن خداوند یکی از قوی ترین نگرش هایی است که به من کمک کرد تا در مسیر تحقق آرزوهایی که تحقق هر کدام از آنها محال ممکن بود به حرکت خود ادامه دهم و به مرور یکی یکی آرزوهای خود را به واقعیت تبدیل کنم.
اکنون نوبت شماست که نگرش بی نظیر بی نهایت بودن خداوند را در قلب و ذهن خود ایجاد و بر آن پافشاری کنید.
مهم نیست خواسته شما چیست چون هر خواسته ای داشته باشید آن خواسته در مقایسه با بی نهایت بودن خداوند جزئی از جزء هم نیست. برآورده کردن خواسته های ما برای خداوند هیچ چیز نیست. به شرط عمل، به شرط ایمان و به شرط استقامت بر نگرش های صحیح درباره خداوند.

تمرین:
۱- برداشت خود از آگاهی که دریافت کردید را در بخش نظرات ثبت کنید.
۲- مواردی که در زندگی خودتان یا اطرافیان به خاطر دارید که بی نهایت بودن خداوند سبب آسان شدن کارها و تحقق خواسته هایتان شده است.
هرچقدر موارد بیشتری را در زندگی خود به خاطر بیاورید که خداوند خواسته شما را به ساده ترین شکل ممکن برآورده کرده است باور شما نسبت به بی نهایت بودن خداوند بیشتر خواهد شد.
این تمرین به شما کمک می کند که نگرش بی نهایت بودن خداوند را در وجود خود پررنگ تر کنید تا در مواقعی که تحت تاثیر و فشار افکار منفی و نجواهای ذهنی قرار می گیرید با تکیه بر این نگرش بی نظیر ایمان و اشتیاق خود برای ادامه دادن را حفظ کنید.
۳- در ذهن خود رسیدن به خواسته هایتان را با تکیه بر بی نهایت بودن خداوند آسان کنید.
به این شکل که اگر دوست دارید فلان ماشین را داشته باشید در ذهن خود رسیدن به آن ماشین را ساده کنید.
مهم نیست افکاری که برای ساده کردن تحقق خواسته های خود استفاده می کنید از نظر منطقی صحیح باشند یا خیر چون خداوند عاری از منطق انسانی است.
هر منطقی که در ذهن شما تثبیت شود به سیستم جهان هستی و خداوند منتقل می شود. به همین دلیل است که دو نفر با منطق متفاوت یکی به راحتی به خواسته خود می رسد و دیگری هرگز به همان خواسته نمی رسد.
علت تصمیم خداوند یا صلاح و خیر بنده ها نیست بلکه فقط تفاوت در منطق رسیدن به خواسته هاست.
بنابراین رسیدن به خواسته های خود را در ذهنتان کوچک، آسان و پیش پا افتاده کنید.
زمانی که من دوست داشتم ماشین بهتر داشته باشم در همان روزهایی که حتی یک سوم یا چهارم پول آن ماشین را نداشتم هربار که در خیابان با آن ماشین برخورد می کردم در ذهنم به خودم می گفتم که رسیدن به این خواسته از نظر خداوند هیچ چیز نیست.
من فقط یکی دو متر با این ماشین فاصله دارم و برداشتن این فاصله برای خداوند هیچ کاری ندارد.
هربار که در حال رانندگی در کنار آن ماشین قرار می گرفتم به خودم می گفتم ببین چقدر بهش نزدیک شدی؟! فقط دو متر دیگه باقی مونده که از پشت فرمون این ماشین به پشت فرمون اون ماشین منتقل بشی و انجام این انتقال برای خداوند هیچ کاری ندارد.
به این شکل یک بازی ذهنی برای خودم ایجاد کرده بودم که با هر بار مواجه شدن با خواسته هایم رسیدن به آنها را در ذهنم با اتکا به بی نهایت بودن خداوند ساده و آسان می کردم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.45 از 64 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


باسلام خدمت شما استاد عزیز
حالا که این نوشتهها رو خوندم خیلی راحتتر میتونم مثالهایی رو به یاد بیارم در زندگیم که نشان دهنده دریافت نعمتهای الهی در زندگی من بوده که بسیار هم زیاده شاید به نظر کوچک و کم اهمیت باشه اما باز هم یک نعمت به شمار میاد،
اولین و بزرگترین نعمت بشریت سلامتی و آرامش است که سالهای سال همراه انسانهاست از بدو تولد تا زمانی که پیر و ناتوان میشویم میبینیم که با ارزشترین دارایی سلامتی فرد است،
کودکی که دستش شکسته یا مثلاً موتور سواری که پایش را در تصادف شکسته یا مثالهای این چنین همه این افراد به دنبال راه درمان جسم خود هستند،
همه میکوشیم که در زندگی اولین مرحله مهم رو یعنی سلامتی رو به عالیترین شکل ممکن داشته باشیم و اگر سلامتی ما دچار خطر شد اون رو با خداوند بارها و بارها در میان سالیم و از او درخواست شفا و سلامتی داریم،
مرحله بعدی به نظر من نعمتهای سر دنیا که از نظر فیزیکی آنها را احساس یا لمس میکنیم و باهاشون سر و کار داریم،
مثلاً خونه یا ماشینی که دوست داریم توش زندگی کنیم چیزهایی که دوست داریم داشته باشیم شغل مورد نظرمون وسایل خونمون لباس تخت کمد حتی داشتن کمد یخچال لباسشویی غذاساز چایساز قهوه ساز برای راحتی و آسایش در زندگی ما ا حس خوبی رو داشته باشیم نعمتهای هستند که دوست داریم،
من به بینهایت بودن خداوند ایمان دارم زیرا
هر جای زندگی رو نگاه میکنم نقش دستی کمکی از خداوند میبینم در سلامتی خودم میتونم بگم که همیشه با احساس خوب اون رو دارم و سپاسگزار و قدر دانش هستم،داشتن خونه خوب داشتن اتاقی آرامش بخش و لذت بخش که مدتها از ساعتها در اون یام داخل سایت فعالیت میکنم و ذهن خودم رو گسترش میدم آگاهی میبخشم،ماشین خوبی که در اختیار ما هست درسته که خانوادگی از اون استفاده میکنیم ولی خوب همه ما با هم یکی هستیم و اون ماشین دارایی ماست،
من به بینهایت بودن نعمتهای خداوند ایمان دارم
از اونجایی که هرچی رو در این سه سال آرزو کردم از همزمانیهای دنیا اون رو به دست آوردم،
حالا میخواد کوچکترین چیزها باشه مثل لباس کفش یا بزرگترین اونها باشه مثل حال خوب احساس خوب سلامتی و یا هر چیزی،
به نظر من آدمهای دنیا به دو دسته تقسیم میشن انسانهایی که ایمان دارند و انسانهایی که به ظاهر ایمان دارند،
دسته اول انسانهایی هستند که همیشه ایمان دارند به قدرت خداوند به آینده امیدوار هستند و احساس خوبی از زندگی دارد اشتیاق و شوق و لذت میبرند از لحظههاشون و همیشه توکل دارند و نگران نیستند که آینده چه اتفاقی رو پیش روشون قرار میده ،این انسانها با آگاهی و باورهاشون میتونن راحتتر نعمتهای الهی و بینهایت بودنشو درک کنند و به دست بیارن پس در زندگی میتونن موفق و راحتتر باشند،
اما دسته دوم که انسانهایی هستند که به ظاهر ایمان دارند شاید از نظر ظاهری به یک سری باورهای خودشون بر اساس تربیت و چیزهایی که شنیدن ایمان داشته باشند،اما عملکرد اونا نشون میده که نگران هستند و همیشه در ذهنشون به کمبودها در دنیا فکر میکنند کمبود آب کمبود برق قحطی گرسنگی فقر بیپولی و مثالهایی مانند این ها این افراد باور دارند که قدرت خداوند بسیار زیاد است اما در نهایت در ذهنشون نگران فردا و یا آینده خودشون هستند یا آینده و فردای بشریت بچه و حتی نویه خودشون،
امیدوارم که منظورم رو واضح رسونده باشم،
و من متفاوت مثل انسانهای دسته اول احساس میکنم پس به قدرت خداوند و بینهایت بودن نعمتهاش ایمان دارم،
تا الان که برای من اینجوری بوده هر چیزی رو که خواستم خداوند اون رو در زندگیم جوری پیش روی من قرار داده تا اون رو تجربه کنم یا فیزیکی یا مادی بوده به دستش بیارم خوشحال بودم همیشه در احساس خوب شادی سعی کردم که از خداوند درخواست کنم هیچ وقت کمبودی وجود نداره وقتی قدرت بینهایت نعمتهای الهی رو باور داشته باشیم،
بالاترین قدرت در جهان هستی احساس خوب ایمان خداوند هست که همه ناممکنها ممکن میشه و همه چیز رو جوری برای تو میچیند که باور نمیکنی،
پس همیشه سعی کنیم که انسانی باشیم که به نهایت نعمتهای خداوند ایمان دارد و صبر و توکل میکند،
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
و خدایی که در همه ی زندگیم جاری هست.
من به بینهایت بودن خداوند ایمان دارم.روزها و لحظه هایی رو توی زندگیم داشتم و دارم که خداوند درهای رحمتش رو به روم باز کرده ولی من چشمام نمیدید ولی با خوندن این متن حالم خوب شد و ایمانم محکم تر شد که ۲۴ ساعت شبانه روز خدا پشت در خونه ی من بساط فراوانی خونه و ماشین و کرور کرور پول و سلامتی و آرامش و بچه و زندگی و رفاه عالی رو پهن کرده ولی منه ناآگاه نمیخوام از در بیام بیرون و برم خرید مجانی انجام بدم،با خوندن این متوجه به ذهنم خطور کرد که خدا دقیقا پشت در خونه ی کوچیک و خالی من ی سری فروشنده گذاشته که دارن داد میزنن که بدو بدو بیا اینور بازار و ی کوه پول و دلار دارم بیا هرچقدر میخوای بردار و ببر و بازم توی انبارمون زیاد داریم هرچی میخوای ببر اگر نبری از دستت میره یا اون طرف تر ی نفر داره میگه بیا اینجا رو ببین چه ماشینای لوکس و به روزی داریم توی نمایشگاهمون بیا نگاه کن و پشت فرمون هر کدومشون دوست داری بشین ببین کدوم بهت بیشتر میاد و برو ی چرخی بزن شاسی بلند داریم،بنز و پارس و مازراتی و … غیره داریم تو فقط بگو از کدوم میخوای؟یا ی نفر دیگه داره خونه های شیک و بالای صد متری رو نشون میده و میگه خونه با متراژهای متنوع پنجاه متری تا هزار متری دارم هر متراژ با هر دکوراسیونی که بخوای برات دارم فقط بیا و تماشا کن و انتخاب کن و بعد برو بشین توی خونه ت تاسندش بیاد در خونه ت تحویلت بشه.یا اینور بازار یه نفر وایساده و چند تا نوزاد دورش هستن و یکی از یکی خوشگلتر و داد میزنن دختر میخوای یا پسر؟؟هرکدوم رو دوست داری بیا انتخاب کن و ببر و از بزرگ کردن و پرورش دادنشون لذت ببر.یا ی نفر دیگه داره داد میزنه بیا اینجا رو ببین چ وسایل لوکس و شیکی برای خونه هاتون داریم چه مبلها و ناهارخوریها و فرشهای ابریشمی و یخچال سایدها و ماشین ظرفشویی ها و لباسشویی هایی داریم فقط انتخاب کن و بردار ببر که همه ی اینا رو صاحب دنیا براتون گذاشته فقط و فقط شما بیاید انتخاب کنید و ما براتون توی سبد خرید میذاریمو میفرستیم در خونه تون.بله خدا اینطوری پشت در ایستاده و فرشته هاشو قرار داده تا من درخواست کنم و اونم دستور آوردنش رو به فرشته ها بده تا ب دست من برسن.خدایا ازت میخوام بتونم بیام بیرون از اون خونه و ببینم نعمتهات رو و ازت درخواست کنم و تو هم برام بفرستی،الهی شکرت از این مثال خوبی که به ذهنم خطور کرد.
نعمتهای خداوند بینهایت هستن فقط من باید درخواست کنم تا خداوند برام بذاره توی سبد خریدم و برام بفرسته.یادمه از خدا خواستم کاری رو بهم بده که پول دربیارم و کارش کلاس داشته باشه و درآمدش خوب باشه و کار فیزیک هم نباشه که سخت باشه انجام دادنش بله شاید کمتر از چند ماه خداوند منو به سوی کار تدریس هدایت کرد و من سالها پول خوبی از تدریس درآوردم کلا کار فیزیکی سختی برام نداشت،ی محیط شاد و عالی داشت و خلاصه که از سالهای تدریس م بسیار لذت بردم.از خدا خواستم که همسرم چشم رنگی و قد بلند باشه و پر از مهر و عاطفه و با احساس باشه که خداوند بهم همسری خوش چهره با چشمانی تیله ای و قد بلند و خوش تیپ و خوش اندام رو داد.از خدا خواستم بهم خونه ای صدو ده متری بده با دو تا اتاق خواب و شیک و نوساز که خدا بهم همین خونه رو هدیه داد.از خدا خواستم و صدها مثال دیگه.
الهی شکرت که آنچه طلب کردم رو بهم دادی،خدایا ازن ممنون که مدام در حال شنیدن و پاسخگویی به من هستی.خدایا ممنونم ک چون خدایی مثه تو دارمالهی شکر
یا حق
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان.
من به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم.
سلام خدمت شما استاد عزیز و همه عزیزان.
تمرین۱:نگرش خود را درباره این متن بنویسید:راستش نمیدونم چی بنویسم این نگرش به قدری زیبا و قشنگ بود که هرچی بگم کم گفتم.این متن اگر به واقعیت زندگی من تبدیل بشود برای کل عمرم بس است. فهمیدم که خدایی که بی نهایت هست نمیتواند کمبود در جهان بگذارد و همه این کمبودها توسط ذهن من به وجود آمده است. خواسته های من برای برآورده شدن در نظر خدا چیزی نیست. جزئی از جز هم نیست چون خدا بی نهایت هست. فهمیدم فقط باید خدا در ذهن من بزرگ باشد نه چیز دیگه. من باید به سمت خواسته هام قدم بردارم فکر چگونیش نباشم. غصه نبودو نخورم چون یک نفر پشتم هست که حتی کوه جلوش کم میاره و در مسیر رسیدن به خواسته هایم از نظر مالی از نظر روابط انسانی و از هر نظر دیگه هدایت و حمایت و محافظت میکنه. من به منبع بی نهایت جهان هستی وصلم و خیالم راحت هست.
۲,مثلا گرفتن گواهینامه که بسیار آسان بود،ازدواج آسانم و مراسم عروسی عالی ام،ماشین ظرفشویی،دوچرخه، یاد گرفتن قرآن. خرید یکسری از دوره های آموزشی و….
۳,داشتن ماشین مورد علاقه ام چیزی نیست که.
رفتن به مکان بهتر برای موسیقی چیزی نیست که.
و….
نشان های دریافت شده
سلام و درود بی پایان برشما استاد
هر روز بیشتر از قبل به آگاهی میرسم وبه لطف شما که برای من فرستاده خداوند برایم هستین
من ارتباط خوبی داشتم با خداوند ولی با مطالعه این جلسات فهمیدم که چقدر راه داشتم تا خداوند یعنی من فقط اصول اولیه رو بلد بودم و از چم خم کار هیچ اطلاعی نداشتم هر روز یه ایده یه جرقه در ذهنم از وجود خداوند شکل میگیره و بصورت خودکار مثال هم برایم میآید ومن رو شگفت زده میکنه
من توان اینو دارم و میخواهم تا ابد همین روش روادامه بدهم چون دانش و آگاهی در مورد شناخت خدا بی نهایت هست و انتهایی ندارد
وقتی تو زندگی مادی و دنیایی خودم نگاه میکنم میبینم که کمبودهایی دارم و این نگرش برحسب نگاه و نگرش خودم هست که پنهان نیست و من میبینمش وقابل درک و رویت من هست ولی غافل هستم که خداوند قدرتمند قدرتمند وبی نهایت هست
وقتی خاسته ای از خدا دارم با نگاه و نگرش کوچیک خودم بهش نگاه میکنم و در نتیجه در همون اندازه دریافت میکنم من میخواهم بزرگ بخواهم
به مثال شما در مورد بچه ها نگاه میکنم میبینم خیلی دقیق هست اونا چوندرکی از این دنیا ندارن زیاد میخان مثلا خواهر زاده کوچیکی دارم هروقت خوردنی یا چیزی درخواست میکنه میگه برای من گنده بزار حالا شاید همه اون غذا و نخوره ولی میخاد از اون چیز زیاد داشته باشه وکاری نداره که چقد هست یا نیست اون برحسب نگاه خودش از اون مواد میخاد یعنی باور داره که میتونه زیاد داشته باشه وماهم باید درخواست زیاد داشته باشیم در صورتی که باور کنیم که خداوند بی نهایت هست و دارایی که او دارد و قدرت بی نهایتش همش برای بر آورده کردن آرزوهای ما هست ولی خودمون کم میخواهیم چون در ذهن ما کردن که زیاده خواه نباش قانع باش کمبخاه وسختی کشیدن مختص مومنین هست واگر میخواهی مورد عنایت خداوند قرار بگیری باید زیاده خواه نباشی و از این حرفها ولی درست برعکس این داستان هستش خداوند خیلی دوست داره همه بندگانش در روی زمین رفاه و شادی داشته باشن
اینو میشه از این همه نعمت ها و تنوعی که در مورد این دنیا هست فهمید من عقیده دارم انسان از هر راهی که بره تهش به خداوند میرسه
فرد ثروتمند و قدرتمند ی که داره از لذتهای خداوند استفاده کنه خودش داره یه جور عبادت میکنه کجا خداوند خاسته که ما خودمون رو آزار بدیم وآسیب بزنیم به خودمون حتی در قرآن هم به این نکته اشاره کرده که بخورید بیاشامید و لی اسراف نکنید یا مثلا از نعمتهای زیادی که در اختیار شما قرار داده ام استفاده کنید ولذت ببرید
من برای رسیدن به آرزوهایم میخواهم زیاد خانه باشم چون ایمان دارم ازاونی که دارم طلب میکنم خیلی خیلی بیش از نیاز من میتواند برایم بر آورده کند
همین طور که شما گفتین کمخاستن از خداوند نشون دهنده این هست که خداوند رو دست کم گرفتن هست پس این جمله که خدا ی هر شخصی همونی هست که خودش در ذهنش پرورش داده درست هست ما ب اندازه نگرش خودمون از خداوند از این دنیا سهم ونعمت و آسایش و رفاه دریافت میکنیم در حالی که خداوند مهربانم برای همه بندگان یکسان هست و هیچ فرقی برایش ندارد
✴️به نام خدای بخشنده مهربان✴️
۱- برداشت خود از آگاهی که دریافت کردید را در بخش نظرات ثبت کنید.
بینهایت بودن خداوند ، مطلبی که در اعماق وجودم اطمینانی بهش نداشتم شاید برای همینم این همه فشار رو از گذرونم ،همیشه به فکر چطور و چگونه انجام کارام بودم و اون رو با منطق و فکر خودم بررسی میکردم.
اما الان با خوندم همین نوشته ها و دیدگاه ها قبول کردم که خداوند به شکل های مختلفی که انسان ها نمیتونن پیش بینی بکنند و فراتر از عقل و فکر اوناست بهشون کمک میکنه اگه در دلشون فقط از خودش بخوان
داستان آیدا و سهچرخه صورتیش خیلی برام جالب بود،من همیشه فکر میکردم بابام باید یه کاری برام بکنه.
توی ذهنم کلی بابام رو سرزنش میکردم بعدش میگفتم تقصیر دولت و اقتصاد این کشوره بعدش احساس بدبختی میکردم که توی این کشور زندگی میکردم و میگفتم همش همینه ،زندگی همینه دیگه …و همه اینا یعنی بی ایمانی
حالا میخوام بگم خدا اگه توی زندگی بقیه آدما تغییراتی به وجود آورده توی زندگی منم پس میتونه ولی راهشو نمیدونم و وظیفمم نیس که بدونم فقط همون فکرایی که به ذهنم میرسه باید اجرایی کنم نه به تحلیلا و واقعیت های منطقی ذهنم که همیشه منو منصرف میکنه!!!
۲- مواردی که در زندگی خودتان یا اطرافیان به خاطر دارید که بی نهایت بودن خداوند سبب آسان شدن کارها و تحقق خواسته هایتان شده است.
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و دل
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان. اول مطلب گفتید باور به کمبود،چند روز قبل که شب عاشورا بود و میرفتیم مرکز شهر که خیلی هم شلوغ میشد به شوهرم گفتم الان دیگه جا پارک گیر نمیاریم باید چقدر پیاده راه بریم درحالی که وقتی رفتیم بطور کاملاً هدایتی به یک پارکینگ رایگان بزرگ رفتیم که کلا یک کوچه با مکانی که ما میخواستیم بریم فرق داشت و الان یاد اون نگرشم افتادم که با اینکه خیلی ماشین تو پارکینگ بود ولی بازم خیلی جا بود برای پارک و من باور کمبود داشتم در حالی که جهان پر از فراوانی هست.
قسمت اول تمرین:چند وقتی بود که داشتم موضوع بی نهایت بودن را درک میکردم اما همش انگار یه جایی را متوجه نمیشدم و حالا متوجه شدم بی نهایت بودن خداوند. من میگفتم ثروت بی نهایت عشق بی نهایت و… بی نهایت ولی انگار بی نهایت بودن خداوند را فقط شنیده بودم ولی درک نکرده بودم ولی باور نکرده بودم حالا درک و باور کردم. چقدر زیبا گفتید که اگر آرزوی داشتن چیزی داری ولی تو زندگیت نیست بخاطر اینکه درهای زندگیت را به روی نعمت خدا بسته ای چقدر پیکاپ کی ام سی دوست دارم ولی فقط زیر پای دیگران میبینم و به بی نهایت بودن خدا که از طریقی اونو به دستم میرسونه باور نداشتم ولی حالا باور دارم
این مطالب ارزش صدبار خواندن و ضبط کردن و گوش دادن و نوشتن را دارد واقعا.
قسمت دو:چیز زیادی در حال حاضر به خاطر ندارم ولی یک نمونه خیلی بارزش من هر موقع اینترنتم تموم میشه و تو کارتم پول نیست اصلا از یک راهی خدا پولو میرسونه و من بسته میخرم و این بی نهایت بودن خداوند هست. یا بی نهایت بودن خداوند در هوس یک نوع غذایی از یک طریقی بهم میرسونه. یا قصد یک مسافرت میکنی اصلا خود به خود جور میشه مثلا من خیلی تبریز دوست داشتم برم ولی هیچ پولی نداشتم و دوست عزیزی ما را مهمان کرد و به این سفر برد. و ….. خداوند بی نهایت هست
بخش سوم:وای چه جالب بود اول دقیق متوجه نشدم این تمرین را ولی وقتی توضیحات شما را خوندم حسابی متوجه شدم مثلا من وقتی میرم برای تمرین و کنار استادم مینشینم به خودم بگم ببین زهرا حتی یک متر هم برای نشستن در جایگاه استادی فاصله نداری در نوازندگی و برداشتن این فاصله برای خداوند چیزی نیست به زودی به اون مهارت و جایگاه میرسی. زهرا فاصله زیادی با نویسندگان بزرگ جهان که با اولین داستان خود ترکوندن. نداری و برداشتن این فاصله برای خدا چیزی نیست. زهرا با ثروتمندان فاصله زیادی نداری و برداشتن این فاصله برای خداوند چیزی نیست
خدایا خداااااااییییییاااااااااا از تههههه دددددددللللللل سپاسگزارم که مرا به این مطالب راهنمایی و هدایت کردی. خدایا شکرت
از شما بزرگوار هم برای نوشتن این مطلب بسیار سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام
ب قول شما من از وقتی یادم میگن اب کمه برق کمه دیروز ناگهانی ازت واخبار شنیدم ک برق رو رعایت کنید تا ما بتونیم تامین کنیم قشنگ همون لحظه گفتم برق ازخداونده ن از تو ک تامینش کنی
و همه همه اینها از خداوند و
خداوند بی نهایت نا محدوده
بی نهایت داره و بی نهایت میبخشه
اصل اینطوریه ک قدرت اول واخره
مگه میشه خدای مهربون من کمبود داشته باشه تو جهانش اصلا مسخرس
کمبود تو ذهن ما کاشته شده از وقتی یادم میاد میاد تو رسانه ها میگفتن کمبود جوری ک من برای شستن حیاطمون همیشه عذاب وجدان میگرفتن وپدر من طرفدار حامی مردم میشد تو این زمونها
اما خدایی ک من رو خلق کرده فراوانی رو حاکم بر جهان کرده فراوان نا محدود درخت ومیوه ونعمت داره
بس
تو نظام خدا معنایی نداره
خدا وند اون روزی رو میده ب تو این تویی ک باید جرات داشته باشی من دیدم ک نعمت تو چن قدمیه من بوده اما من استفاده نکردم ترسیدم و همون نعمتی ک حق من بود ب کس دیگه داده شد
من تو ماشین دیدم ک ی خانم چقدر طلا داشت دودستش
این از فراوانی خداونده یا بازیکنها رو میبینم ک دیروز همسرم گف کیکی ۶۰ میلیارد قرارداد بسته پس ببین چقدر میتونه درامد باشه چقدر میشه پول داشته باشی
الان ایم همه خونه هس ک حتی از شمازش خارجه
یادمه یبارم دراورده بودندک ادم زیاده خونه پیدا میشه خونه هاتونو طبقها ی خالی رو اجاره بدید
در حالی من میبینم ک چقدر فراوان خونه هس خونه ایجاد میشه مگه میشه خدا بدون هیچی مارو اینجا ول کنه
فراوانی وبین همه جا خونه هس پس داشتن خونه چیزی نیس ومن هم میتونم ب راحتی صاحبخونه بشم ببین برادرشوهرم گرفته ما هم میگیریم خواهر شوهرم گرفته ما هم میگیریم پس راحته پس میشه پس هس
پول هم فراوان هس بی نهایت هس راههای رسیدن ب پول هم بی نهایته
ک خداوندبینهایت داره وبی نهایت میبخشه
فقر در ذهن ماست واقعیت نیس چن اگه اینجوری بود این همه پول رو چرا هس چرا این همه خونه ونعمت وماشین هس حتی من در جاهای ک حاشیه شهر میشه رفتم دیدم پر ماشینه پس ببین چقدر این جهان ثروت داره
من زمانیک باورهای رو محدودیت میاد سراغم همیشه یاد این میکنم ک خدا هس بهترین رو برام میده در نظر داره واین بیشتر نشون میده ک جهان ما با باورهاش ک ساخته میشه
در ذهن بچه ها اصلا محدودیتی نیس واسه همین دختر من هرچی بخواد اصلا اتفاق میافته وخیلی زودم میشه
من این فکر میومد سراغم ک تو خونه میخوای همسرت نمیخواد پس نمیشه اونم باید بخواد اما من میدونم ک من تنها ب این دنبا اومدم تنها میرم پس این نشون میده استقلال در این جهان حاکمه خدا خواسته من رو مشروط ب همسرم نکرده من اینکارو کردم
خدا ست کسی ک خواسته من رو پاسخ میده و وابسته ب هیچکس نیس برای براورده کردن خواست همه
خواسته من رو میده چ همسرم بخواد چ نخواد
در جمعها مون میبینم ک چقدر درمورد فراوانی بیماری حرف زده میشه انگار نقل ونبات ک یجوری جلوه میدن ک انگار طبیعیه ک پادرد و دست درد و دیسک اینها داشته باشی اما من میبینم ک در دنیای ما بین ادم هابب هس ک سالم وسلامت هستند من میبینم ک بچه ها اینجوری نیستند همه جاشونم سالم وسلامته ومیبینم ک انگار ی جور افتخار میبیند یجور راه برای جلب توجه
طریقی جلوه دادن همین دردها باعث شده همه باور کنند باید اینجوری باشه
اما اینطور نیس چن بچه ها رو میبنیم ک همه گی ب راحتترین شکل ممکن کارهاشونو میکنند بازیشونو میکنند و محدودیتی برای حرکت و بازی ندارند در دنیای ماهم اینه ما
یا در طبیعت در حیواناتم هم اینه تا اون لحظه اخر هم عین اول کارهاشونو میکنند
خداوند مارو از اول تا اخر زندگیم انرژی میده حیاط میده نعمت میده سلامتی میده نگفته تا فلا سن
ما تو بازی فوتبالم این همه قضیه سن رو داریم ک مانع بزرگی هس اما در دنیای خداوند مانعی برای هیچ چیز نیس
خداوند بینهایته پس انرژی ک ب ما میده بینهایته سلامتی بی نهایته وسن عددی نیس انرژی ما از روح مایت و سن مربوط ب جسمه من خود میبنم ک افراد پیری ک چقدر قشنگ رو پای خودش راه میرن کارهاشونو میکنند بخصوص تو کشورهای دیگه اما تو ایران نزدیک ۵۰ ک میشه اینها جاشونو قبرشونو اماده میکنند
اصلا من دیدم از ی سنی بعضی ادمها ک سالم سلامت بودند مریض میشند ک بخاطر ترس از مرگ هس
در حالیک سن ی بر چسب هس توانایی انسان رو تعریف نمیکنه ی درخت از اول تا اخرش کارهاشو میکنه من مد نظرم درختهایی هس ک توجنگلها چن من باوردارم ک حتی درختهای تو باغهای مالکین هم تحت باورهای افراد قرار میگیرن
من دیدم افرادیک بدون انتظار همه کا رهاشونو میکنند ب دیگرانم کمکم میکنند بدون ترس
پس این انرزی از کجا میاد پس اگه اون میتونه در همه هم هس
مثلامن خیلی شنیدم ک سن ک رسید ب فلان فشار میاد ب چن جا همش مزخرفه چرا من مادربزرگم سنش بالا بود اما همه کارهاشو خودش میکرد همه جا میرف پس غلطه خداوند ما رو تا ی سنی بیمه نکرده خداوند ما رو برای تموم عمر بیمه کرده روزی ما رو خودنی مارو انرژی مارو سلامتی پول ثروت همه وهمه چیز ک برای زندگیت واین جهان لازمه رو خداوند بما برای تموم عمر داده پس محدودیتی برای خدا نیس برای خلق خداوندم محدودیتی نیس خدا بینهایت وما هم ب این بینهایته وصلیم
ببین چقدر طلا ور دنیای بیرون هس چقدر ماشین هس چقدر خونه هس چقدر شغل هس
بی نهایت ترین شکل ممکن ما میبینم ک فراوان نعمت هس فراوان شغل ایجاد شده ک ادم میگه مثلا این چجوری ب فکر این فرد رسیده اگه وصل بشیم ب خداوند بی نهایت ماهم بینهایت میشیم بیایم بینهایت بودن خودمون رو در جنبه های مثبت زندگیمون ببینم
مثلا الان من شنیدم ی جوری درمورد بارداری حر ف میزنند اونی ک تو خونه هم ازدواج نکرده فک میکنه بهش میترسه ک وای از وقت من گذشته یا اونی ک امادگیشو نداره میترسه ک باردار بشم چن تا ی سنی میشه من اصلا قبولش ندارم اینها ترسهایی ک هس ک کاشته شده من درش میارم و
میگم تو نظام خداوند محدودیتی نیس
من هر وقت بخوام این قدرت رو دارم
چقدر حرفهای بقیه ک از گرونی واز اینک نمیشه پیشرفت کرد میشنوم مسخره میاد برام
من پیشرفت رو در همه زندگی افراد دارم میبینم ک نسبت ب گذشته ای ک داشتند چقدر فرق کرده زندگی هاشون پس همیشه هرچ قدر ک زمان میگذره پیشرفت در جای جای زندگیمون هس حتی پیشرفت در خود وجودمون هم هس در سلامتی در زیبایی شادابی طراوت جوونی بشاشی قدرت توانایی
پول و طلا و ثروت دارایی خونه تجهیزات خونه
من خودم میببنم ک پدر من بدون هیچ پشتوانه از از کحا ب کجا رسیده پس نیاز نیس کسی بهش ارث بده تا تو خونه دار بشی یا میبنیم ک کسی ک سواد خواندن و نوشتن نداره چقدز تو کارش موفقه پس این نشون میده توبرای موفقیت برای ثرومتند شدن نیازی ب درس خوندن و مدرک اینهانداری
میبینم ک موفقیت ربطی ب سن نداره و در هر سنی افراد موفق هس
و این جهانی ک خدا داره روز ب روز گسترده تر وزیباتر پر نعمتتر ش میکنه درمورد این بدن من درمورد این انسان ک اشرف مخلوفاته و ک خدا بخودش احسنت میگه از خلقش انقدر محدود باشه من باور نمیکنم اگه جهان انقدر زیباتر وپیشرفته تر میشه پس ببین انسان چی میشه زندگی انسان چی نیسه در همه زمینه ها پیشرفت میکنه ابادتر میشه زیباتر میشه من ب این قدرت خداوند میپذیرمش ایمان دارم و با اغوشی باز میپذیرمش
من میبینم ک بینهایت میوه هس بینهایت درخت هس نا محدود اسمان هس برگ هس ماشین هس خونه هس پس براحتترین شکل ممکن میشه ما هم این نعمتها یی ک داشته باشیم برای خدا کاری نداره دادن یخونه خدا وند بی نهایت خونه داره
به نام خدای خالق زیبایی
با سلام خدمت استاد بزرگوارم
منبا خواندن این مطالب خیلی نظر عوض شد نسبت به قبل از خواندن این مطالب واقعا عالی بودن من دیگه نگرشی ر عوض میکنم حتی به آدمها نگاه من عوض میشه من دیگه فکر منفی نسبت به خواسته هایم ندارم یا آنها رو آنقدر بزرگ نمیکنم در ذهنم میدونم خداوند بی نهایت هست و هر چی بخوام بهم میده به همین راحتی
من در زندگیم خیلی چیزا خواستم و طوری بهش رسیدم اصلا نفهمیدم از کجا درست شده
استاد داداشم مریضی سختی داشت همه دکترا جوابش کرون گفتن اگه پول دارید ببرید خارج از کشور اگر هم ندارید که هیچی تازه گفتن اگر هم پول داشته باشید کسی که به شما اجازه بده ببرید اینقدر بداخلاق و بد دهنه که اصلا مجوز نمیده شما ببرید استاد باورتون نمیشه پولش خدا جور کرد و پدرم رفت پیش اون آقا و گفت اینقدر مهربان بود باورم نشد مجوز داد الهی شکر داداشم رفت و خوب شد و برگشت و الان ۳۶ سال تقریبا از این موضوع میگذره و داداشم الهی شکر خوب و سلامت هستن میخوام بگم اگر خدا بخواد و به نهایت بودنش اعتقاد و ایمان داشته باشیم همه چیز رو به ما میده و درهای رحمتش رو برای ما باز میکنه
یا انتقالی خودم رو میگفتن کار سختیه ولی یه طوری درست شد که اصلا من آدمهایی رو که انتقالی من رو درست کردن ندیدم فقط درست شد
۳.من خواسته های زیادی دارم
اول دوست دارم فرزند دیگه ای داشته باشم و امیدوارم خدا خودش جاهای رو به من نشون میده که برم و صاحب فرزند بشم الهی شکر من دوتا دارم 😊
خواسته دیگه دوست دارم یه خانه در تهران بخرم برای رفت اومدم
خواسته بعدی فروش زمینم هست انشاله مشتری بیاد بره به قیمت خوبی و من یه خونه توی تهران بخرم
خواسته فروش زمین پدرم که مشکلاتشون حل بشه و یه خونه در تهران بخرن انشاله جور بشه براشون برای خدا کاری نداره فروش این زمین
برای خدا آسونه مبلغ پول زیادی وارد زندگی من کنه مشکلاتم حل بشه
برای خدا آسونه قبولی دخترم در آزمون
برای خدا آسونه برکت و رزق روزی برای مغازه داداشم
برای خدا آسونه بچه دیگه به خواهرم بده و حتما میده
خدایا همه بندگانت رو به آرزوهاشون برسون
۳- در ذهن خود رسیدن به خواسته هایتان را با تکیه بر بی نهایت بودن خداوند آسان کنید.
در حال حاضر بیشترین و مهمترین خواسته من صاحب خانه شدن است .
در ذهن خودم اینجوری تصور میکنم که اون آدمی که میخواد یکی از ده ها خونه اش رو ببخشه منو به صورت هدایتی پیدا میکنه و خیلی راحت یروز میریم دفتر اسناد رسمی و سند اون خونه خوشگل رو به نام من میزنه .
و من صاحب یکی از همون شکل خونه هایی میشم که عکس و فیلم شون رو میبینم . بعد توی خونم از خودم عکس میگیرم و زمانی که به عکسم نگاه میکنم میگم عه ببین چه قشنگ خدا منو در یکی از همون خونه هایی که عکسش میدیدم قرار داد . من هنوز دارم عکس خونه رو میبینم تو گوشیم با این تفاوت که خودم هم داخل اون خونه هستم . 🥰
اون زمان که با پسرم و همسرم بیرون میرفتیم من هر دفعه دوتا سه تا ماشین سوزوکی میدیدم و به پسرم میگفتم نگا کن سوزوکی سفید بعد دوتایی براش دست تکون میدادیم و میخندیدیم کلی ذوق میکردیم .
همش تصور میکنم دست پسرم گرفتم و از داخل پارک با شادی و خوشحالی داریم به سمت همون سوزوکی سفید میریم بعد من سویچ میزنم قفل باز میشه پسرم بغل میکنم و مینشونم تو صندلی مخصوص خودش کمربندش رو میبندم و بعد خودم سوار میشم و میریم باهم از مسیر لذت میبریم و آهنگ های انگلیسی که پسرم دوستداره پخش میکنم و باهم میخونیم و میخندیم تا میرسیم به مرکز خرید .
بعد هوا گرم من کولر ماشین با خیال راحت روشن میکنم و پسرم از بس بازی کرده خوابش میبره بعد من از ماشین قشنگم پیاده میشم و پسرم بغل میکنم و میارم تو خونه خودم .
زندگی تو خونه ای که برای خودم و خودم تک تک وسایلش رو انتخاب کردم و خریدم و چیدم در کنار پسرم با اون ماشینی که دوستداریم برای من یک اتفاق معجزه وار که یقین دارم خداوند به سهولت انجامش میده .
و من اون روز تو خونه خودم از شوق و شعف و شادی به پهنای صورت اشک میریزم و قلبم مثل همین الان مالامال از عشق . عشق به خودم خدایم و زندگیم که تشکیل شده از نعمت های مختلف.
همین الان میتونم حسش کنم و تصورش کنم . میتونم تصور کنم که بقیه میان با تعجب از من میپرسن که زهرا چیشد که تو صاحب خونه و ماشین شدی داری قشنگ زندگی میکنی و اونموقه من هرچی بهشون توضیح میدم متوجه نمیشن .
مثل همین الان که هرچقدر از آرامشم میگم نمیفهمن
از لاغری با ذهن میگم نمیفهمن
از خدا میگم نمیفهمن
از انرژی زنانه میگم نمیفهمن
و من میفهمم که چرا نمیفهمن
البته بگم من اکه حرفی میزنم خیلی کمه اصلا هم نمیخوام کسی رو وادار کنم اصلا هم دلم به حال کسی نمیسوزه و اینکه خودشون بیشتر میپرسن که منم مجبور میشم چند جمله بگم بعد که میبینم ذهنشون مقاومت میکنه سکوت میکنم .
من خیلی خوشحال هستم اصلا خودم رو از خواسته هام دور نمیبینم و از خدا هدایت میخوام هر روز و یقین دارم که او پاسخ درخواست کننده را میدهد .
من همیشه به آسانی به خواسته هایم میرسم .
ممنونم استاد بینظیرم
سلام استاد عزیزم انشالله بتونم تمرینم رو به خوبی بنویسم و آگاهی کسب کنم
۱- برداشت خود از آگاهی که دریافت کردید را در بخش نظرات ثبت کنید.
استاد قشنگم من چون مطالبی که میخونم رو نت برداری میکنم الان خیلی راحت رفتم مطالعه کردم و دیدم یکی از جمله ها خیلی برام جالب بود واقعا خیلی جالبه منو به فکر وامیداره . اون جمله این بود
هر فکری درباره دنیا یا آدم ها داشته باشید به طور کلی همان نگاه را به خدا هم دارید . چون او خالق و سرمنشع دنیاست .
ببین استاد خیلی وقتا ما اینجوری فکر میکنیم خوب فلان جا مشکل داره فلان چیز کم فلانی آدم پست فطرتیه و هزار تا فکر بد در مورد زمین و زمان . و واقعا فکر میکنیم داره در حق خودمون یا بعضی ها ظلم میشه مثلا فلسطینی ها پس خدا کجاست کو چرا نجاتشان نمیده یت مثلا سر همین اتفاق اخیر که تو کشور افتاد مامانم گریه گریه که چرا اینجوری شد چرا مواظب نبودن و هزارتا حرف دیگه . ولی خداروشکر خداروشکر من اینجوری نیستم یعنی حداقل میدونم هیچ کجا به هیچکس ظلم نمیشه میدونم هیچ چیزی اشتباه نیست حتی مرگ . مرگ هم جزعی از زندگی ماست . من دنیا و زمین و زمان و همه چیز رو خیلی خیلی خیلی زیبا تر از قبل میبینم من میدونم همه چیز بر نظم و قانون هست . من حرفای انسان های نا آگاه رو دیگه نمیپذیرم. من دیگه ناراحتی و غم و غصه و حرص خوردن برام بی ارزش و بی معنی . من همیشه سپاسگزارم از خداوند . سر هیچی غر نمیزنم . پس من که انقدر نگاهم یه دنیا خوب و قشنگ حتما نگاهم به خدا هم همینطور.
من با خودم و جهان در صلح هستم . من خیلی خیلی از آدم ها رو دیدم که از خداوند شاکی هستن ولی من نه
واقعا نه
من تنها حسی که میتونم به خدایم داشته باشم سپاسگذاری شکر گذاری و بندگی . من میدونم که تنها قدرت خداست و از هیچ شرایطی ترس ندارم .
نه که نترسم ولی میدونم که خداوند همیشه نزدیک پس میتونم خودم رو آروم کنم
نگاه من به جهان خیلی زیبا زنانه و ملیح پس نگاهم به خداهم همين و مطمئن هستم هرچی سنم بالاتر بره باورهام بهتر و قوی تر میشن .
خدامیدونه چقدر خوشحالم. ازت مچکرم استاد عزیزم.
۲- مواردی که در زندگی خودتان یا اطرافیان به خاطر دارید که بی نهایت بودن خداوند سبب آسان شدن کارها و تحقق خواسته هایتان شده است.
استاد من بینهایت مثال دارم که بزنم ولی یکسری هاش تکراری . یکسریاشم نتایج کوچک هستن . ولی خوب منو واقعا خیلی خیلی خیلی خوشحال کردن . من با چیزای خیلی کوچیک هم خوشحال میشم .
مثلا امروز پورسانتم برام واریز شد و از ماه پیش خیلی بیشتر بود و من امروز رفتم برای خودم مینی اسکارف خریدم .
دیروز رفتم برای خودم یه دفتر خوشگل خریدم ۱۶۰ تا برگ داره خیلی خوشحال شدم خیلی . آنقدر که میتونم چند صفحه درموردش بنویسم.
اینکه من چندروز پیش از ی مسافرت ۵۰ روزه امدم به راحتی تمام با قطار و به صورت تنهایی و اولین تجربه ام بود و از شادی روی ابرها بودم . و قبل رسیدنم پدر و مادرم آمده بودن دنبالم و به راحتی تمام رسیدم خونه .
اینکه من چند روز پیش سرما خوردم و از خداوند سلامتی خواستم و او منو هدایت کرد بهم گفت اینکار و بکن اون کار بکن من گوش دادم و انجام دادم و بدون حتی یک قرص خیلی زود خوب شدم ۳ روز . و جالب همون بیماری دو نفر دیگه هم گرفتن و خیلی حالشون بد شد و طول کشید . من به خدا گفتم خدایا من دوسدارم وقتی میرم قطار حالم خوب باشه . و همینطور هم شد در حالی که تا ۵ ساعت قبلش داغون بودم .
همین پورسانتی که این ماه بدست آوردم خیلی جالب بود چون من هیچ تلاش فیزیکی انجام ندادم و فقط مراقبه کردم .
و خیلی جالبه که توی این ماه خواهرم هم بیشترین کسب درآمدش رو داشت . من امروز بهش تبریک گفتم . چون جایگاه جدید کسب کرده بود . او هم خوشحال بود چون برای این پورسانت زحمت زیادی نکشیده بود و خداوند انسان های مناسبی را در مسیر او قرار داده بود . که کارش راحت تر شود .
استاد عزیزم من به تازگی با یک خانم فوق العاده آشنا شدم که هرچقدر از جذابیت زیبایی و آگاهی اش بگویم کم است . واقعا عاشقش شدم و نقش این خانوم در زندگی من مثل یک بشارت دهنده است و از وقتی پیداش کردم هر روز باهاش در ارتباط هستم و فقط ازش آگاهی میگیرم و اوهم با عشق برای من ساعت ها صحبت میکند. باهم میخندیم و همدیگر رو درک میکنیم. نمیدونم چطور ازین عشق بگم . فقط خدارو هزار بار شکر میکنم. چون با وجود ایشون من خودم رو بهتر شناختم و بیشتر عاشق خودم شدم و مسیرم برام روشن شد . خیلی ذوق و شوق دارم و دوستدارم به همه بگم که من چقدر خوشبختم . من میدونم که با وجود دوست عزيزم در آینده چقدر زندگیم قشنگتر میشه . و من حالم از هر نظر بهتر میشه .
استاد عزیزم خیلی خیلی خیلی ممنونم ازت وای استاد همین الان یادم آمد خود شما . هم یکی دیگه از اون موهبت های الهی هستید که از تابستون پارسال تابحال تو زندگیم جاری شدید آگاهی های ناب شما مثل یک نور به زندگیم جاری شد و ذهن منو تغیر داد من با وجود شما لاغری رو یار گرفتم و تونستم خیلی آروم و آهسته ۱۳ کیلو وزن کم کنم و سایزم رو هم کم کردم .
اطرافیان من میگن خیلی طول کشید تا لاغر بشی من بهشون میگم درسته طول کشید ولی در عوض دائمی و ذهن من لاغری یاد گرفت و من واقعا به خودم نه گشنگی دادم نه قرص دادم نه ورزش سخت .
استاد استوری امروز شما در مورد عجله چقدر به دلم نشست و باعث شد به خودم بگم آفرین زهرا . تو صبور بودی و نتیجه گرفتی .
استاد بینهایت سپاسگذارم و دست شمارو میبوسم انشالله سلامت باشید.