0

مشتاق تجربه نعمت‌های الهی هستم (قدم ۱۷)

نعمت های الهی
اندازه متن

بسیاری از انسان‌ها هیچ آرزوی ندارند چون نمی‌دانند که می‌توانند از خداوند درخواست و طلب نعمت کنند. برخی دیگر که آرزو می‌کنند سالهاست در انتظار برآورده شدن خواسته‌های خود هستند.

مساله مشترک بین دو گروه این است که ما انسانها به طور ناخودآگاه علاقه ای به دریافت نعمت‌های الهی نداریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 46 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.29 از 63 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42732

46 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

46 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار الهام
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۵ ۱۱:۳۳
      مدت عضویت: 1513 روز
      امتیاز کاربر: 22791 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,266 کلمه

      سلام به همه دوستان و همراهان عزیزم 💞

      ۱- نگرش شما درباره اینکه هرچه دارید و ندارید جزئی از نعمت های الهی هستند چیست؟ این موضوع را برای ذهنتان منطقی کنید.

      من توی نعمت های الهی باور کرده بودم هر چیزی که باعث احساس رضایت و شادی در من بشه نعمت الهی هست.اصلا چاقی ،فقر، ضعیف بودن ، شکست ، جنگ و دعوا نعمت الهی نبود ولی این جلسه با این موارد برخورد کردم ، تونستم بپذیرم که اگه این موارد بد باعث ایجاد تغییر مثبت در ما بشن نعمت الهی هستند مثل ما که به خاطر چاقی اینجا اومدیم ولی خیلی چیزای مهم تر یادگرفتیم.پس ما همیشه از منفی ها میتونیم برسیم به عالی ها

      ۲- نگرش شما درباره اینکه در انتخاب نعمت های الهی هیچ محدودیتی ندارید چیست؟ شرح دهید.

      در واقعیت همینطوره ما انسان و آزاد خلق شدیم و هر جوری که بخوایم میتونیم زندگی کنیم ولی این زمانی ممکنه که بتونیم شیطان درون ذهنمون رو بی اثر کنیم وگرنه تا زمانی که این اتفاق نیفته ما قدم از قدم برنمیداریم ،تکون نمی‌خوریم و زندگی مون هم تغییر نمیکنه ، برای همینم هست که این همه آدم با اینکه هممون میدونیم اشرف مخلوقاتیم هممون میدونیم که قدرت خداوندی داریم که هزاران مرتبه از شیطان قوی تره ،ولی بازم اکثرا نتونستن اونجوری که می‌خوان زندگی کنن و از برآیند زندگی راضی نیستن…

      ۳- از طریق توضیح دادن منطقی کنید که در حق انتخاب نعمت های الهی آزاد هستید.

       من آزاد خلق شدم ، برای همینم هست توی روز تصمیمای مختلف میگیرم ،برای همینم هست میتونم انتخاب کنم خوب رو یا بد رو .برای همینم ماموریت های مختلف توی دنیا انجام میشه یکی انتخاب می‌کنه پلیس باشه یکی انتخاب می‌کنه معلم باشه یکی میخواد پزشک بشه یکی هم می‌ره سمت اعتیاد و دزدی و خلاف 

      همه ما مثل هممیم هیچ فرقی نداریم خودمون داریم انتخاب می‌کنیم در نهایت چی باشیم با نحوه فکر کردنمون ، با باورهامون و با اعمال و رفتار مون انتخاب میکنیم 

      ۴- نگرش شما درباره اینکه در نحوه استفاده از نعمت های خود آزاد هستید چیست؟

       این یعنی اینکه بعد از اینکه دریافتی از نعمت ها انجام شد با همون قدرت اختیارم انتخاب میکنم چطور استفاده کنم در جهت خوبی یا بدی ؟! 

      من تا زمانی که دقت نکرده بودم به سخن خدا با حضرت سلیمان که گفته خواهی ببخش یا نگه دار.ته ذهنم میگفتم همه ثروتمند باید کمک کن باید ببخشن تا قشر ضعیف جامعه هم بیاد بالاتر و به تعادل نزدیک تر بشه.

      البته شنیده بودم که خدا توی مال ثروتمندا غذای فقرا رو در نظر میگیره و اگه ثروتمندا به فقرا کمک نکنن خدا اونا رو مواخذه می‌کنه ولی بعدش گفتم پس چرا حضرت سلیمان مختار شد به نگه داشتن؟! توی جامعه هم زیاد میبینیم که بعضی از آدمای ثروتمند دلشون نمی‌خواد کمک کنند ولی زندگی خوبی هم دارند ،ولی من شنیده بودم اگه کمک نکنی خدا ازت میگیره یا اگه اسراف هم کنی بازم خدا میگیره !!برای همینم دو سه سال فکر میکردم یه زندگی معمولی داشته باشم که دستم جلو بقیه دراز نباشه بسمه دیگه !!!ولی از طرفی دوست داشتم زندگی راحتی داشته باشم 

      ۵- به نظر شما انسان باید حتما بخشی از نعمت های الهی خود را صرف امور خیریه کند؟‌ شرح دهید.

       اگه ی ماه پیش ازم می‌پرسیدین میگفتم آره باید حتما کمک کنه خودمم بارها وقتی یه نفر رو در شرایط بد می‌دیدم باید حتما بهش کمک میکردم وگرنه عذاب وجدان می‌گرفتم چون فکر میکردم ما در برابر هم مسئولیم،الان فهمیدم نه لازم نیس اگه واقعا خود آدم با رضایت کامل خواست باید اینکار رو بکنه و گرنه نباید خودمون رو به زحمت بندازیم چون ممکنه خودمون لازم داشته باشیم.

      ۶- نگرش شما درباره اینکه دریافت نعمت ها ثواب نیست اما مصرف نعمت ها ثواب دارد چیست؟

      قبل از این آگاهی ها فکر میکردم ثروتمندای مرفه آدمای بدی هستن ، مغرورن و جز خودشون کسی رو آدم حساب نمیکنن.

       بعدش که با این آگاهی ها برخوردم مدتها فکر میکردم که چون اونا نعمت بیشتری دارن خدا بیشتر دوستشون داره برای همینم بهشون میده الان فهمیدم طبیعت خدا اینه که نعمت رو بده ولی این دادن نعمت ملاک این نیست که این اون آدم خوبه اس بلکه نشان دهنده اینه که اون داره همسو تر حرکت می‌کنه در مسیر زندگیش برای همینم دریافت صورت میگیره ، برای همین خیلی نظریه جالبی بود😄

      اما اون چیزی که مهمه و ملاک عمل ما در آخرت هست اینه که از این نعمت ها چطور استفاده کردیم ؟!!در جهت خیر و خوبی یا در مسیر شر و بدبختی !؟

      این مهمه که در مسیر سالم و خوبی ها استفاده کنیم همواره پرونده مون پربارتر میشه و سپاسگزارتر هم خواهیم بود

      ۷- چقدر مشتاق تجربه نعمت های الهی هستید؟! آیا از داشتن نعمت های زیاد احساس گناه دارید؟

       الان دیگه نه😃به نظرم باید داشته باشم تا بی نیاز بشم، تا با افتخار سرم بالا باشه که من نماینده خدام روی زمین تا حداقل به خودم ثابت بشه خدا واقعا برای همه زندگی کافیه.دیگه استرس و نگرانیم بابت اینکه آیا من ظرفیت پولدار بودن رو دارم یا نه ؟! آیا با پولدار شدنم خودم رو بدبخت میکنم یا نه ؟! آیا خودمو به قعر جهنم می‌فرستم یا نه از بین رفته.و می‌دونم همش دست خودمه که چطور استفاده کنم و پول هیچ ربطی به اینکه گناه کنم یا نکنم نداره.

      ۸- ارتباط بین برخورداری از نعمت های فراوان و نزدیکی به خداوند را شرح دهید.

       یه چیز خیلی جالبه که آدما وقتی جوون تر هستن تحت تأثیر شنیده هاشون به این نتیجه میرسن که پول بده و نمی‌خوایم وقتی پیر تر میشن باز میگن خدا برامون نخواسته.

      توی فقر و بدبختی هیچی نیست غیر از ناسپاسی و بردگی شیطان ،

      هرچی نعمتامون بیشتر باشه بیشتر خداروشکر میکنیم بیشتر بهشون ایمان میاریم بیشتر هم درخواست و دریافت میکنیم از خدای بخشنده ، بیشتر بهش امیدواریم و همه این احساس ها و افکار و نیات ثبت میشن برامون و در دنیای بعدی هم جایگاه بهتری خواهیم داشت 

      ۹- برداشت خود از آگاهی های این جلسه را شرح دهید

      •  با خوندن اولین جملات این قسمت جا خوردم ،نوشته بود حتی اونایی که سالها آرزو دارن هم علاقه ای به دریافت نعمت ها ندارن…خیلی مقاومت داشتم بهش تا اینکه فهمیدم کسی که واقعا ی چیزی رو بخواد از خداوند اون رو درخواست می‌کنه و بعدش اقدام میکنه براش نه اینکه سالها در انتظار بمونه تا فقط خدا بده و اون هیچ کاری نکنه!

      بعدش فکر کردم به خودم دیدم آره همینطوره من خودمم به خاطر  فکرای مزخرفی که توی ذهنم مرور میشه بارها به این نتیجه میرسم که فعلا نمی‌خواد !ولش کن! حالا صبر کنیم ببینم چی پیش میاد ، در حالی که طبق عهد خدا اگه من تغییر نکنم در سمت خوبی ها هیچ چیز خوبی پیش نمیاد.

      • منم واقعا از فکر صلاح دونستن خدا برای درخواستام ضربه خوردم ، طریق استفاده از هر چیزی مهمه و خدا هیچ صلاحی برای دادن یا ندادن نعمت هاش نداره و ما در اقیانوس نعمت غوطه وریم.دقیقا مثل استفاده از مواد غذایی که برای بعضیا داره لذت و شادی و سلامتی رو به وجود میاره اما برای افراد عذاب وجدان و درد و رنج و بیماری ، حالا آیا خدا خواست که اون فرد با عادتهای بدش ، افکار بدش اینجوری استفاده کنه ؟!! خودش انتخاب کرده ، خدا در هنگام خلقت اولین بشر بهش آزادی و اختیار با یه ذهن قدرتمند و روحی از جنس قدرتمند ترین وجود هستی بهش داد ،با یه دنیای پر از نعمت که هر سمتش رو نگا کنی میتونی نعمتا رو ببینی. حالا افراد مختلف به شکل های مختلف دارند ازشون استفاده میکنن و از اونجایی که در هر زمانی هم خوبی وجود داره و هم بدی پس خدا صلاح در نظر نمیگیره که بعضیا بدبخت باشن و بعضیا خوشبخت ،خودشون دارن انتخاب میکنن!!خودمون داریم انتخاب میکنیم .

      خدایا شکرت بابت این آگاهی ها و دریافتم😍

      ازتون خیلی ممنونم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۴ ۱۵:۵۸
      مدت عضویت: 897 روز
      امتیاز کاربر: 7275 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 561 کلمه

      سلام وبنام خدای توانمندم 

      گام ۱۷ چقدر لذت بخش بود برام انگار به تمام سوالات که در گذشته در ذهنم بود رسیدم راستش بارها سر این موضوعات با اطرافیان بحث کردم و در نهایت من محکوم شده بودم میدونیم چرا چون باورهای از قدیم در وجودمان هست که شاید سالها طول بکشه تا بتونیم درستش کنیم و سهم کمی از انسانها به این آگاهی ها میرسن وهیچ ربطی هم به سن و سال نداره

      به وفور آدمهایی دور بر خودم دیدم که سالها در یه شرایط بودن یعنی امکان تغییر داشتن ولی نخواستن به نظر من خیلی سهم کوچکی از نعمت های خدا برداشته اند وقانع هستن منظورم این نیست که افراد‌بدی باشن نه اتفاقا آدمهای خوب و درستکاری هم هستن 

      منتها باورشون اینه که چیزهای که خدا بهمون داده به صلاح خودش هست و زیاد روی و زیاده خواهی برخلاف خاسته خدا هست فارغ از این که خداوند اقیانوسی در اختیار ما گذاشته و این افراد فقط به اندازه یه جرعه آب از اون مینوشددر حالی که اصلا هیچ فرقی برای خدای بخشنده و بزرگ ندارم که چقدر برداریم به نظر من لذت بردن از نعمات خداوند و سپاسگزاری کردن عبادت است 

      چقدر از درخواست حضرت سلیمان از خداوند لذت بردم این درخواست انتهای بزرگ دانستن خداوند هست یعنی بقدر بزرگی خودش وعظمت خودش باید ازش درخواست کنیم جواب سوالات در تمرین امروز چقدر دوست داشتم 

      جواب سوال یک -من هرچه دارم و هرچه ندارم از لطف بی کران خداوندم هست چون اون نعمت‌هایی که دارم و ازشون لذت میبرم حتما روزی خاسته خودم و بر اثاث نگرش درست خودم بوده و هر آنچه که ندارم بازهم بر اثاث خاسته و نگرش خودم بوده 

      جواب سوال دوم -درخواست داشتن از خداوند هیچ حد و مرزی ندارع نهایتی ندار ه من لیاقت اینو دارم که به تمام جهان از خدای بزرگم آرزو داشته باشم چون خدای من قدرت بر آورده کردنش رو داره 

      جواب سوال سوم -من برای خودم منطقی کردم که هرآنچه که در رویای من و ذهن من هست در زندگی من جاری و ساری هست افکار خوب یا بد داشتن در زندگی به من همان را میدهد 

      جواب سوال چهارم -بله نگرش من اینه که انسان در نحوه استفاده از نعمت های الهی کاملا آزاد هست 

      جواب سوال پنجم‌-انسان می‌تونه بخشی از دارایی های خودش رو ببخشه یا صرف کارهای خیری کنه

      ولی از نظر من به شرطی باشه که احساس خودم رو بهتر کنه و به آرامش بیشتری برسم چون متاسفانه تعداد زیادی کمک کردن رو به جهت توشه آخرت برای خودشون میدونن‌و برای رضای خدا میدانند که بعداً به کارشون بیاد این عمل امروزشون من میگم خداوند هیچ نیازی برای این کار ندارن

      جواب سوال ششم-دریافت کردن ومصرف کردن از نعمتهای الهی هردو ثواب دارد و نوعی عبادت محسوب میشود چون آدم رو به شکر گزاری و سپاسگزاری وامیدارد

      جواب سوال هفتم -در گذشته چرا احساس گناه داشتم که نعمتی که دارم ازش استفاده کنم در خالی که اطرافیانم نداشتن اتفاقا از اون دسته افرادی بودم که خیلی هم از نعمتهای خدا بهرمند شده بودم ولی سعی میکردم کمتر استفاده کنم و لی طرز فکر کاملا اشتباهی بوده و دیگه اینجوری عمل نمیکنم 

      جواب سوال هشتم. به نظر من درخواست زیاد کردن نشانه باور کردن عظمت و بزرگی خداوند هست ولیاقتی میخاهد که شاید شامل هر انسانی نشود من اگر باور کنم که خدایم بزرگ و توانا هست وبی نهایت پس همسو شدن خاسته ام با اراده خداوندوارتباط صحیح داشتن نقش اصلی بر آورده شدن آرزوهام هست خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رویا سعیدی
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۹ ۲۳:۲۰
      مدت عضویت: 1062 روز
      امتیاز کاربر: 8355 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 65 کلمه

      سلام وعرض ادب خدمت شما بزرگواران
      من از موقعی که مطالب زندگی با کمک خداوند رو میخونم فقط مات ومبهوتم
      گیج وخوشحال،ضربان قلبم بالا میره وبینهایت خوشحال از داشتن خداوندی اینچنین وهدایت به این آگاهی ها
      اینهمه سال با نگرانی وترس از خداوند زندگی کردم وخوشحالم که خداوند من را به سمت درست هدایت کرده،خداوندا بینهایت سپاسگزارم ،دستم رو بگیر وکمکم‌کن در این مسیر ثابت قدم باشم🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Setila Rezaie
      ۱۴۰۳/۰۶/۰۸ ۱۹:۵۲
      مدت عضویت: 2610 روز
      امتیاز کاربر: 11674 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,695 کلمه

      سلام به استاد عزیزم که نگاهش پراز آرامش و حس خوبه

      وسلامی هم به همه همراهان دوستداشتنی م

      انسانها به طور ناخودآگاه علاقه ای به دریافت نعمتهای الهی ندارند!

      چرا و دلیلش چیه؟! دلیلش اینه که خانواده ،فرهنگ ،جامعه ،مدرسه با نگرش اشتباه چیزهایی به ما گفتن که ما ناخودآگاه از داشتن نعمت و ثروت بترسیم.

      پول کمه،همینی که داریم رو باید حفظ کنیم برای روز مبادا که قراره چه اتفاق وحشتناکی بیوفته وباید این پولو برای اون روز نگه داریم! 

      من درکل زندگیم با پدر ومادرم یه مسافرت درست حسابی  نرفتیم ،وسایل زندگی درست حسابی نداشتیم در صورتی که پولشو داشتیم! پدرو مادرم کار میکردن منم از سن کم کارمیکردم ،اما اون پول کجا میرفت؟! نه خودمون استفاده درست میکردیم نه مسافرت نه یه غذای خوب ،من حتی تا سنای پونزده شانزده سالگی یه لباس مناسب نداشتم واقعا نمیدونم اون پولا چی می‌شد چون والدینم همیشه میگفتن نداریم نیست!

      به وضوح میبینم دقیقا زندگی منم همونه با اینکه اینقدر مقاومت دارم درمقابل رفتارهای مادرم که پولو نگه میداره اما یه استفاده درست ازش نمیکنه ، منم پول که میاد توی زندگیم اون چیزی که واقعا دوس دارم نمیخرم اگه بخرم با کلی استرس و عذاب وجدان میخرم، یا وقتی که اون وسیله مورد نظر رو خریدم کلی بعدش درگیری ذهنی دارم که چرا اینو خریدم چرا گرون خریدم کاش اون یکی رو میخریدم که ارزونتر بود و در آخر از اون وسیله اصلا لذت نمیبرم بخاطر این افکارم ، در صورتی که واقعا دوس داشتم داشتنشو تجربه کنم. 

      از خرج کردن پول ترس دارم وقتی میخوام یچیزی بخرم یه حس بدی ته دلم هست یه حس کمبود که اگه اینو بخری دیگه نیست و تموم میشه، دقیقا همون حرفایی که از بچگی شنیدم . وجالبه اگه از اون پول یا اون وسیله استفاده نکنی دود میشه میره هوا ، مثال اینکه نه خود خورم نه کس دهم سنده کنم به سگ دهم میشه 

      من یکی که واقعا از باور کمبود ضربه خوردم همیشه یه استرس دائمی باهامه از عمق وجود دلم می‌خواد اینو توی خودم درستش کنم، میدونم که کار داره و یه شبه و ده شبه و صد شبه نمیشه فیکسش کرد اما خوشحالم که توی این مسیر درست هستم ،دیروز وقتی این جلسه رو خوندم و چندتا از کامنت های دوستان روخوندم حسابی ذهنم درگیراین موضوع بود که پا شدم وسایلامو مرتب کنم که از جیب یکی از شلوارم که مدتهاست نپوشیدمش پول افتاد روی پام و این فکر توی ذهنم مرور شد که ببین تو امروز بخاطر کار کردن روی باورت این پولو پیدا کردی این یعنی که مسیر درسته ادامه بده ناامید نشو این چیزی نیست که حل نشدنی باشه پیش برو ،توی این مسیر پراز نعمت و ثروته.

      الان توی این لحظه چقدر قلبم آرامه چقدر حسم خوبه خدارو همراه خودم حس میکنم ،خداوند عاشقانه می‌خواد که نعمتهاشو داشته باشم و ازشون لذت ببرم  وگرنه من رو هدایت نمیکرد.خدایا شکرت

      هرچیزی که دارم و ندارم جزئی از نعمتهای الهی هستند.

      تمام اون چیزهایی که دارم مثل بدن سالمم سقف بالای سرم وسایلی که دارم ازشون استفاده میکنم ، آدمایی که میان و توی مسیر رسیدن به خواسته م بهم کمک میکنن ،فرزندم ،شریک زندگیم، این عشق و لطافتی که بین ما هست این آرامشی که دراین لحظه دارم این نعمت احساس که تو وجودمه که خداوند رو در درونم حس کنم ، این قدرت لامسه تا فرزندم رو توی بغلم بگیرم و عشق کنم از وجودش ، این نعمت گوش و چشم تا جهان زیبای خداوند رو ببینم واین لحظه صدای آواز پرنده هارو از روی درخت کنار خونم بشنوم و چشمامو ببندمو لذت ببرم و بی نهایت نعمتی که تو زندگی هممون هست که خیلی وقتا یادمون میره که اینارو داریم و همشون نعمتهای الهی هستن

      اون چیزهایی که ندارم اما دوس دارم که داشته باشم تضادی برام به وجود میاره که به سمتشون حرکت کنم ،از خداوند درخواست کنم ،تجسم کنم ،حس خوب درموردشون داشته باشم تا خلق کنم و از این قدرت خلق کنندگیم استفاده کنم و لذتشو ببرم

      پس: هرآنچه دارم و ندارم نعمت الهیه برای حضور و رشدم توی این جهان مادی.

      در انتخاب نعمتهای الهی هیچ محدودیتی نیست.

      الان که به ذهنم رجوع کردم و با خودم زمزمه کردم که در انتخاب نعمتهای الهی هیچ محدودیتی نیست یجورایی مقاومت داشتم ،بهم گفت خب باشه تو میگی که هیچ محدودیتی نیست اکی ،تو دوس داری صاحب خونه بشی ،دوس داری ماشین بهتر داشته باشی دوس داری یه عالمه سفرای باحال بری بازم اکی هیچ مشکلی نیست امااااااا کو پولت!! تو برای داشتن و تجربه اینا به پول نیاز داری!!! ذهنم خیلی جاها میتونه منو قانع کنه یعنی از منطق هایی که دارم میسازم قوی تره ، بهم مبگه پول محدوده تو ‌و سعید حقوق محدودی دارین  این پولارو از کجا میخوای بیاری ، تو همه این خواسته هارو میخوای و میگی که من میخوام و نقدم میخوام بدون وام بدون قرض و قسط . اما چطور؟!!!

      اینجا دیگه حرفی ندارم که بگم اما تمام تلاشمو میکنم و بهش میگم که خداوند بهم میده خداوند اینهمه برام معجزه کرده منی که توی یه خانواده متشنج بزرگ شدم  هرگز رنگ عشق رو ندیدم الان توی یه رابطه عاشقانه پر‌از احترام و صمیمیت هستم ،خداوند فرزند بسیار زیبا و باهوش و مهربون بهم هدیه داده ،خداوند از جایی که فکرشم نمیکردم باعث شد به راحتی مهاجرت کنم به یه کشور دیگه ، خداوند آدم‌هارو فرستاد تا به مسیر کار مورد علاقم هدایت بشم و چند روز دیگه وارد کلاسای آموزشی میشم  و این چقدر حس سپاسگزاری رو توی من قوی میکنه . 

      پس خداوند بازم میتونه اون چیزایی که از نظر ذهنت دور ازدسترسه رو بهت بده ،تو نیاز داری به ایمان به اینکه به خداوند اعتماد کنی و مسیر درست رو ادامه بدی و نا امید نشی، این مسیر پراز معجزه س با عشق و حس عالی ادامه بده.

      من آزادم که چه چیزهایی رو انتخاب کنم.

      بله من آزادم که انتخاب کنم ، من قبل از تولدم انتخاب کردم که توی چه خانواده ای بدنیا بیام من تضادها و خواسته هامو انتخاب کردم و به سمتشون حرکت کردم من انتخاب کردم که کجا زندگی کنم من از طریق تضاد انتخاب کردم که تو چه رابطه ای باشم ،من انتخاب کردم که فرزندم دختر باشه چون عاشق دختر بچه هام ،من انتخاب کردم که چطور تربیتش کنم ،من انتخاب کردم این منی که از طریق باورهای جامعه و اطرافیان شکل گرفته رو نپذیرم و سعی کنم تغییرش بدم ‌و بهترش کنم ، من انتخاب کردم که چه خدایی رو بپرستم خدای انتقام گیرنده  یا خدای سلیمان رو ، من انتخاب کردم که در چه مسیری پا بزارم و ادامه بدم و پیش برم.

      به اینکه بخشی از نعمتهام رو صرف امور خیریه کنم اعتقادی ندارم ،چون این عقیده رو دارم که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است .مثلا من اگه بی نهایت نعمت داشته باشم با حس خوب سعی میکنم به خانواده خودم کمک کنم هر چند که این باورم هم محدود کننده س چون ته ذهنم اینه که مادر و پدرم پیر شدن ضعیف شدن خودشون نمیتونن کاری کنن و وظیفه من اینه که دستشون رو بگیرم ،این فکر رو نسبت به بقیه ندارم فقط نسبت به پدرمادرم دارم چون این میاد توی ذهنم که اونا منو بزرگ کردن برام زحمت کشیدن  بهم غذا دادن پس وظیفه منم اینه که جبران کنم ، این توی ذهنم خیلی قویه و باید درستش کنم ،باید اینطور منطقی کنم که من و والدینم در مسیر رشد و تکامل در کنار هم قرار گرفتیم درسته که اونا مراقبم بودن وقتی که من نوزاد بودم اما این رشد و تکامل برای اونها هم نیاز بوده تا خودشونو تجربه کنن تا فرزند داشتن رو تجربه کنن مثل خود من که با وجود فرزندم من هم رشد کردم و کلی تجربه کسب کردم و این برای والدین من هم یک نعمت بوده حتی از خودشون هم بارها شنیدم که از داشتن من راضی و خوشحال بودن، واقعا بچه ای نبودم که اذیتشون کنم و وقتی که کمی بزرگ‌تر شدم همیشه کمک دستشون بودم . باخودم فکر کردم آیا فرزند خودت هم بزرگ شد ازش توقعی نخواهی داشت؟ سریع جواب دادم نه ،چون من خودم از بچگی مستقل بزرگ شدم و هیچ وقت از طرف خانواده هیچ کمکی چه عاطفی چه مالی دریافت نکردم و روی پای خودم بودم همیشه و همین باعث شد که راهم رو پیدا کنم ، با خودم گفتم وقتی دخترم بزرگ شد میفرستم بره مستقل زندگی کنه چون نه من مسئول زندگی اون هستم نه اون مسئول زندگی منه .

      باید بپذیرم که من نمیتونم به کسی جز خودم کمک کنم آدم‌ها خودشون باید از خداوند درخواست کنن. باید بپذیرم که من خدا نیستم من قدرتی در زندگی آدم‌ها ندارم که بتونم بطور دائمی حسشونو خوب کنم من فقط میتونم حس و زندگی خودمو تغییر بدم .

      دریافت نعمتها ثواب نیست اما مصرف نعمتها ثواب دارد.

      به شدت به این موضوع اعتقاد دارم که مهم نیست که چقدر نعمت مثلا پول میاد توی زندگیت ، مهم اینه که باید ازش استفاده کنی ،من با باور اینکه نیست ،نداریم، کمه ،باید مراقب باشیم خرج نکنیم بزرگ شدم، میدیدم که داریم اما هیچ نمودی از اون توی زندگیمون نبود ‌و جالبه هربار یه اتفاقی می افتاد که اون چیزی که برای آینده نامعلوم پس انداز شده بود خیلی بیخود از بین میرفت و والدینم به باور اصلی‌شون که همون نداریم و نیست میرسیدن.

      چقدر مشتاق نعمتهای الهی هستم، آیا از داشتن نعمتهای زیاد احساس گناه دارم؟

      با خدا صحبت کردم بهش گفتم تا بی نهایتت رو تجربه نکنم از این دنیای مادی نمیرم ،تو که ادعای بی نهایت میکنی پس باید به منم بدی من رو باید بی نیاز کنی از همه چی، اینقدر نعمت باید بهم بدی که خودم بگم بسه دیگه سیر شدم پر شدم .

      من تضادهای زیادی رو توی زندگیم تجربه کردم که هرکدوم کلی خواسته در درونم ایجاد کرد اما تجربه کردن بی نهایت ثروت بزرگترینشونه که میخوام بهش برسم مثل تشنه ای که توی صحرا بدون آب گمشده .

      خدایی که بی نهایته باید بی نهایت ازش خواست هر چند مقاومتهایی رو توی وجودم حس میکنم که نباید زیاد بخوام اما اون تشنه بودن انگار قدرتش بیشتره ، 

      جمله استاد : وقتی من از نعمتهای الهی بیشتری برخوردار باشم کمتر نیازمند انسانها خواهم بود و این یعنی یگانه پرستی و توحید و عدم شرک به خداوند وهاب.

      سپاسگزار خدایی هستم که من رو هدایت کرد ومن هم جزئی از هدایت یافتگانم به مسیر زیبا و ‌پر از نعمت و برکت. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۵/۱۰ ۰۳:۵۲
      مدت عضویت: 879 روز
      امتیاز کاربر: 25940 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,044 کلمه

      به نام خداوندی که مارا دوست دارد بی آنکه نیازی داشته باشد به ما

      سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان چقدر زیبا بود چقدر بر آگاهی های من افزوده شده بزار همینجا اول از خدا به درخواست توپ کنم خداوندا همانگونه که مرا هدایت کردی به این سایت و به دریافت این آگاهی ها یاری ام فرما تا در عمل نیز اینها را انجام دهم. آمین.

      نگرش من درمورد نعمت های الهی بعد از خواندن این فایل این هست که من غرق در نعمت های الهی هستم همانگونه که خدا گفته اگر تمام درختان قلم بشه و تمام دریا مرکب بشه نمیتونن نعمت مرا به شما بنویسند حالا میفهمم چرا همین گوشی که الان دارم تایپ میکنم انگشت و چشم و سوادی که دارم همه نعمت الهی هست و من غرق شدم در اقیانوس نعمت های الهی و خدا را سپاسگزارم که همه چیز از اوست و حالا بهتر این جمله را درک میکنم که همه چیز از اوست یعنی چی.

      نگرش من درمورد اینکه در انتخاب نعمت های الهی هیچ محدودیتی نداریم یکم خب در مورد این موضوع بخاطر عقاید دینی مقاومت دارم البته که با خوندن اینها کمتر و کمتر شد و میدونم که هرچی از خدا بخوام بیشتر و بهترشو بهم میده چرا که خدا بی نیاز و غنی و حمید و براش محدودیت وجود نداره و منم هر چقدر بخوام نه پرو هستم نه گناهکار هستم بلکه انسان درست و خوب و یکتا پرستی هستم که قدرت خدا را درک کرده و مومن هستم بهش .

      من قسمت سوم تمرین را متوجه نشدم یا متوجه شدم اما نمی‌دونم چجوری توضیح بدم لطفاً کمی در این مورد مرا راهنمایی کنید.

      خب این خیلی خوبه که من درمورد استفاده از نعمت هام آزاد هستم و همه چیز به احساس من بستگی دارد مثلا من وقتی میرم غذای عالی در رستوران میخورم هم میتونم لذت ببرم و بگم خدایا شکرت هم میتونم با عذاب وجدان و احساس گناه بخورم و نگران باشم چرا فلانی کنارم نیست و …. اصلا به نظرم این خودش به دو بخش تقسیم میشه یکی اینکه وقتی نعمتی را بهرمند میشویم با حس خوب و احساس لیاقت بالا ازش استفاده کنیم

      بخش دوم خب من میتونم نامه اعمال خودم را قشنگ تر کنم با احساس خوب مثلا من از غذا خوردن خیلی لذت میبرم و احساسم عالیه، خب اگر بتونم و دلم بخواد از اون غذا به نیازمندی کمک کنم که احساسم عالی تر بشه با شادی اون شخص منم شاد میشم با احساس خوب به خدا هم نزدیکتر میشوم خب چه عالی که اینکارو انجام بدم یا میتونم برای خانواده ام هدیه ای بخرم خب چه عالی لبخند اونا لبخند منه لبخند من لبخند خداوند و همچنین میتونم این نعمت ها را جمع کنم و هیچ استفاده ای نکنم نه خودم بهره ای ببرم و در حرص و طمع و حس بد بمونم و نامه اعمال خودم را تیره تر کنم یا اینکه در حس خوب باشم و نامه اعمال و بهشتم را زیباتر کنم آقا هر کی نعمتش بیش و بهرمندی از نعمتش بیش ثوابش بیش

      قسمت پنج:به نظر من انسان هر جا که بهش احساس خوب میدهد باید نعمت و ثروت را خرج کند مثلا من در هنگام خرید احساس عالی دارم خب این خودش ثوابه یا در امور خیریه مثلا من دلم میخواد به کتابخونه یا موزه یا بیماران یا …. پولی را کمک کنم هر کجا و هر چیز که حس مرا خوب نگه میدارد حس خوب پایدار را باید انجا خرج کرد با کمک کردن به دیگران اگر حس من خوب میشود چرا که نه ولی اگر حس من بد میشود نه مثلا من در نظر داشتم پولی را به نیازمندی کمک کنم ولی الان متوجه شدم چه بهتر که به اون شخص که دوست دارم کمک کنم تا به یک نیازمندی که نمیشناسم اونم خوبه ها ولی من الویتم اینه که به این یکی فرد وسایل بخرم نیازمند نیست ولی من دوست دارم براش وسایلی را برای اولین سالی که میره مدرسه بخرم حتی با خوندن این مطلب انگار با نوشتن این جمله و انجام این کار به خاطر عقاید مذهبی عذاب وجدان دارم اگر کارم نادرست هست با توجه به این مطالب لطفا بهم بگید.

      قسمت ششم:یکی نعمت داره و ازش استفاده مفید میکنه و لذت میبره و حس خوب داره خب کارنامه اعمال ادم به حس خوبش هست یکی نعمت داره استفاده نمیکنه و حس بد دارد حس ترس و تمام شدن ان نعمت را دارد و نه خیری از دنیا می برد و لذت میبرد نه خیری از اخرت چون نامه اعمالی ندارد که لذت ببرد و به بهشت برود.

      چه جالب مدت ها بود دنبال این سوال بودم که عمل صالح یعنی چی حالا فهمیدم یعنی حس خوب.

      قسمت هفتم:اره!قبلا از دریافت نعمت های الهی بسیار عذاب وجدان داشتم ولی الان نه ،حاضرم همه چیز را تجربه کنم تغییر کنم و نعمت های الهی را تجربه کنم مسافرت های رنگ و رنگ را تجربه کنم خرید زیاد را تجربه کنم. ویلا ی جنگلی و ویلای دریایی را تجربه کنم انواع شهربازی ها را برم و تجربه کنم.و….

      قسمت هشت:هر چقدر نعمتم بیشتر باشد به خدا نزدیکتر میشوم چرا چون حس خوبم بیشتر ارامشم بیشتر خدا هم یعنی حس خوب یعنی ارامش یه جوکی بود میگفت همه میگن پول خوشبختی نمیاره من حاضرم تو یه ماشین شاسی بلند صفر و اتومات بشینم و زیر کولرش با بهترین لباسها تو تنم گریه کنم به بدبختی هام تا اینکه تو یک پیکان داغون و بدون همه چیز خب اون شخصی که این جوک ساخته فهمیده که اون ادم شاسی بلند دار بدبختی نداره که حالا بخواد گریه کنه خخخ هر چی بیشتر نعمت های الهی را دریافت کنم احساس ارامش و لبخند و شادی بیشتر دارم خداوند را در خودم تجلی میکنم توانایی که خدا بهم داده را در خودم تجلی میکنم و قدرت خدا را بیشتر به همه نشون میدم و به خودم و در نهایت به خدا و به کمال و ذات خودم بیشتر نزدیک تر میشوم.

      برداشت من از این اگاهی ها بی نهایت هست بار دیگر احساس لیاقت در من بیشتر شد. 

      فهمیدم ثواب چیه گناه چیه

      فهمیدم چجوری اینه تجلی خداوند باشم

      ایمان من به پروردگارم بیشتر شد 

      نعمت های الهی را دوست داشته باشم و عذاب وجدان نداشته باشم.

      با چه دیدی به دیگران کمک کنم.

      هر چه بیشتر از نعمت هام استفاده کنم بیشتر بهره میبرم 

      به گسترش جهان کمک کنم و …..

      خدای رحمان هر چه از او بخواهیم به ما میدهد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mehrdad Zabihi
      ۱۴۰۳/۰۴/۰۱ ۰۹:۴۹
      مدت عضویت: 2569 روز
      امتیاز کاربر: 140513 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 3,042 کلمه

      پنجشنبه بیستم جون بیست بیست و چهار:

      دوره زندگی با کمک خداوندقدم ۱۷مشتاق تجربه نعمتهای الهی هستم

      سلام و ‌درود فراوان به استاد عزیزم و همراهان مسیر رشد و پیشرفت

      من بارها و بارها متن این جلسه را خواندم و بهش فکر میکردم و دنبال عمل کردن به اونها بودم (بصورت عملی نه زدن حرفهای قشنگ) و بعضی اوقات ناامید میشدم از فهمیدن مطالب و گاهی رها میکردم و حتی رفتم دوره آرامش در بیداری را هم گوش دادم و بعد دیدم نمیتوانم ادامه بدهم و بعد تصمیم گرفتم که دوباره دوره تکرار لاغری را شروع کنم ولی باز یک چیزی من را میکشوند تا بیایم و مطالب این جلسه را مرور کنم و بهشون فکر کنم

      چون خیلی از مطالب گفته شده در این جلسه در تضاد با پیش فرض های ذهنی من بود

      حتی پاسخ بعضی از سوالات هم برایم نامشخص بود و البته هنوز هم هست

      ولی کاری که میکردم این بود که ادامه میدادم و بارها پناه بردم به فایلهای رایگان و یا خواندن کامنت دوستانم در دوره های دیگر ولی باز خودم را پیدا میکردم و ادامه میدادم

      توی جلسات قبلی یاد گرفتم که من به هر مقدار که بخواهم میتوانم از خداوند درخواست کنم و میدانستم که این قضیه با پیش فرضهای ذهنی من متفاوت هست و تلاش کردم که برای ذهن خودم انرا منطقی کنم و تازه توی این جلسه متوجه شدم که بین حرف زدن تا عمل کردن خیلی فاصله هست

       بله من براحتی میگفتم که میتوانم هر مقدار که بخواهم از خداوند درخواست کنم ولی توی همین چند خط اول گیر کردم

      «ما انسانها به طور ناخودآگاه علاقه ای به دریافت نعمت های الهی نداریم»

      داستان از این قرار بود که قرار بود خانه ام در ایران فروخته بشود و پولش را برایم ارسال کنند. و من در ابتدای دوره قصد کردم که بتوانم میزانی از قسط وام خانه ام را پرداخت کنم و با فروش این خانه درصد زیادی از وام را میتوانستم تسویه کنم

      ولی وقتی که بهم خبر دادند که مشتری با فلان قیمت موافقت کرده اون موقع ترسیدم که اگر این همه پول بدستم برسد باهاش چیکار کنم؟ همسرم میگفت بیا یک خانه دیگر با وام بخریم و اون را اجاره بدهیم و از هزینه اجاره ماهانه اون قسط بانک را بدهیم ولی من مخالفت کردم و گفتم که من بهیچوجه حاضر نیستم که دوباره وام بگیرم اون هم بخاطر سود بالایی که دارم هر ماه پرداخت میکنم، هر پولی که بدستم برسد میخواهم باهاش وام را تسویه کنم

      از اون طرف هم نجواهای ذهنی می آمد که میتونی با کمی از پول ماشین بهتری بخری و یا فلان کار را انجام بدهی و یا مسافرت بروی و …ولی ترس ذهنی من، کار خودش را کرد و معامله انجام نشد .

       اونجا خیلی فکر کردم و مطالبی که در دوره یاد گرفته بودم برایم مرور شد و واضح شد که اره من میترسم که این حجم از پول یکدفعه وارد حساب بانکی ام بشود

      و بعد طبق اموزشهای دوره لاغری تصور کردم که اگر الان فلان مقدار توی حسابم داشتم باهاش چیکار ها که نمیکردم و شروع کردم به فکر کردن و از یک جایی به بعد دیگر ذهنم یاری نمیکرد و به خودم گفتم دلیل اینکه به ثروت نمیرسی اینه که نمیدونی با پولت چیکار میخواهی بکنی! 

      و برای خودم مثال های بیشتری زدم که میتوانم فلان جای خانه را درست کنم میتوانم فلان تغییر را بدهم که آسایش و راحتی خانه را بیشتر فراهم کنم و میتوانم گل و گیاه بیشتری بکارم و حیاط خانه را اینجوری تغییر بدهم و لذت ببرم

      و بارها این مطالب را مرور میکردم

      «همه ما جزیی از نعمت های الهی هستیم . همه وسایلی که در زندگی از آنها استفاده کرده ایم یا در آینده استفاده میکنیم همه جزیی از نعمتهای الهی هستند. حتی اونچه که داری و نداری هم جزیی از نعمت های الهی هست»

      بله من نعمت چاقی را داشتم که بواسطه اون فعالیتهای استاد عزیزم را پیگیری کردم و به حرفش گوش دادم و الان زندگیم در تمام جنبه ها تغییر کرده است

      و به خودم گفتم که سلامتی ام نعمت هست ولی لپ تاپی که دارم استفاده میکنم نعمت نیست این را خود انسان اختراع کرده است و اونجا که استاد فرمودند همه چیز نعمت هست من باهاش مشکل داستم

      بعد به یک فایل رایگانی از استاد هدایت شدم که ایشان مطالبی فرمودند که جملات آن دقیق یادم نیست ولی مفهوم زیر را برداشت کردم….

      « خداوند با نعمتهایش خدا شده است و خدا بدون نعمتهایش خدا نیست …

      …اگر خدا را میپذیری باید خداوند را با تمام ویژگی هایش و نعمتهایش بپذیری …»

      اومدم به سؤال‌ها جواب بدهم و دیدم کلا من با کلمه نعمت مشکل دارم و رفتم راجع بهش تحقیق کردم و به خودم گفتم وقتیکه همه چیز نعمت باشد اونوقت بایستی تمام قوانین نعمتها در رابطه با اون صدق کند و اومدم برای خودم مثال زدم که نعمت مثل پول آب اکسیژن و … است

      و گفتم بیش از هفتاد درصد بدن انسان از آب تشکیل شده است و اینکه چه توی غار بروی چه بالای کوه همه جا هم اکسیژن هست و هم مولکول اب!

      و بعد گفتم که من در انتخاب آب برای خوردن محدودیتی ندارم و قراره که مایعات به بدنم برسانم حالا این مایعات می‌تواند از طریق شربت باشد و یا آب معدنی باشد و یا چای و قهوه و یا حتی خوردن هنداونه باشد

      ولی همون جا ذهنم گفت که تو الان پول کافی نداری که اون ماشین چمن زنی که دوست داری را بخری و یا اون ماشین مورد علاقه ات را بخری و لذت ببری

      پس آیا من در انتخاب نعمتهای الهی آزاد هستم؟!؟

      سوال بعدی را جواب دادم که من میتوانم انتخاب کنم که آب را در لیوان بخورم و یا فنجان و یا مستقیم از شیر بخورم و اینکه من آب را خودم بخورم یا بریزم روی زمین و یا به دیگران هم بدهم باز هم من اختیار دارم ولی اکسیژن را نمیتوانم داخل خانه ام محبوس کنم که همسایه ام از آن استفاده نکند

      اینکه من خانه بزرگ‌تری داشته باشم میزان هوای بیشتری در داخل خانه ام قرار میگیرد ولی این دلیل برتری من بر همسایه ام نیست چون اکسیژن همه جا هست و اون اگر شیر آب خانه اش را باز کند هم همان آب با همان کیفیت را دریافت میکند

      اصلا اگر من همه چیز را نعمت بدانم و قبول داشته باشم که خداوند خودش گفته که من درخواست بندگانم را پاسخ میدهم که نباید نگرانی دیگری داشته باشم. نباید دلسوزی کنم و نباید حسرت بخورم و نباید دنبال اثبات خودم به بقیه باشم

      و بعد دیدم که این دیدگاه که ما در دریایی از نعمتهای الهی غوطه ور هستیم بهم احساس آرامش میدهد که نه ترسی از آینده دارم که به فلان خواسته ام نمیرسم و نه حسرت و غمی از گذشته دارم که بگویم فرصت از دست رفت و تمام شد

      “دریافت نعمتهای الهی ثواب محسوب نمیشود و عدم دریافت نعمتهای الهی گناه محسوب نمیشود”

      دقیقا مثل وجود اکسیژن در خانه من و همسایه ام همه جا هست و نعمتها تمام نمیشودخداوند خودش گفته که به همه درخواست‌ها پاسخ میدهم و فرصت درخواست کردن و دریافت کردن برای تمام انسان‌هایی که نفس میکشند به یک میزان فراهم شده است

      ما چه چیزی با خودمان به اون دنیا میبریم؟

       روی این سوال هم من مدتی فکر کردم و تحلیل کردم و از خودم پرسیدم که انسان شامل جسم و ذهن و روح هست و وقتی که می میریم جسم مون این دنیا باقی می ماند و روح مان از بدن جدا میشود و من چیزی مثل خانه و ماشین و پول  را نمیتوانم همراه با روحم به آن دنیا بفرستم

      از دوره لاغری یادم بود که روح انسان شادی را دوست دارد تجربه کند . رفتم راجع به روح تحقیق کردم و توی قرآن هم سرچ کردم که روح چی هست و چی با خودش به آن دنیا میبرد و آخر سر هم به نتیجه نرسیدم که چی هست ولی الان دیگر اصلا هم برایم مهم نیست چون دیدم که به من برای نتیجه گیری از این موضوع کمکی نمیکند

      نامه اعمال که میگویند چیست؟  یعنی همان رفتارها و کارهایی که انجام داده ام

      رفتارها و کارهایم ناشی از چیست؟ ناشی از فکرهایی که در سرم بوده می باشد

      افکارم ناشی از چیست؟. از باورهایم هست که مثلا فلانی اینجوری نگاه کرد منظور خوبی نداشت پس بهتره باهاش تند برخورد کنی

      رفتارها و اقداماتم در نهایت سبب ایجاد احساس در من میشود

      و در جلسات قبل یاد گرفتیم که خداوند گوش ندارد و حرفهای ما را نمیشنود بلکه احساس ما را درک میکند پس اگر رفتار خوبی داشته باشم انوقت احساس خوبی دارم و خداوند آن احساس خوبم را درک میکند و روح هم همین تجربه احساس خوب را با خودش به آن دنیا میبرد

      ما چه چیزی با خودمان به اون دنیا میبریم؟ احساس و تجربه ای که در این جهان مادی داشته ای را با خودت میبری

      اون احساس چجوری بوجود می اید ؟ در زمانیکه داری چیزی را تجربه میکنی مثلا از دیدن یک کودک و یا گل و یا احساس ناراحتی از دیدن صحنه تصادف و …

      و بالاتر هم گفتیم که همه چیز در اطراف ما نعمت هست یعنی ما احساسی که از تجربه نعمتها در ما ایجاد میشود را ارسال میکنیم و خداوند و جهان هستی هم اون احساس را دریافت میکند و مطابق اون بهمون پاسخ میدهد

      اگر از نعمتی که دارم در جهت لذت بردن و تجربه کردن و احساس لذت داشتن استفاده کنم در کارنامه اعمالم ثبت میشود و حالا ممکن است که این نعمت برای تو باشد و یا بقیه و مهم خاطره ساختن از نعمت هست

      الان یک موضوعی یادم اومد .  در دورانی که دنبال کار و خانه میگشتم و صاحبخانه هم بهمون گفته بود که باید از این خانه بروید.   یک جمله استاد بهم گفت که خداوند نمیداند که این خانه ای که هستی سندش به نام تو هست یا نه! اگر حس خوبی از بودن در خانه اجاره ای نداشته باشی همین  را هم از دست میدهی

      اینکه من وقتی نمی توانم تصور کنم که فلان مبلغ وارد حسابم بشود یعنی احساس لیاقت از داشتن اون میزان ثروت را ندارم و بنابراین جهان هم بهم پاسخ میدهد و پولی وارد حسابم نمیشودوقتیکه من فکر مبکنم که از اینی که هستم لاغر تر نمیشوم باز هم جهان دقیقا همان را بهم پاسخ میدهد

      دقیقا وقتیکه احساس خوبی از داشتن ثروت نداشتم اون هم وارد زندگیم نشد و یا اینکه لاغر تر نمیشوم !

      خوب تا حالا به این نتیجه رسیدم که همه چیز در اطراف ما هست نعمت الهی هست و همه به یک میزان بهش دسترسی دارندپس اگر به نعمتی دسترسی نداری مقصر خودت هستی 

      و اینکه تو نمیتوانی کسی را از رسیدن به نعمت الهی محروم بکنی و کسی هم نمیتواند اینکار را برای تو بکند

      یعنی وابسته کردن عدم داشتن هر نعمتی در زندگی، به عوامل بیرونی کلا رفت رو هوا!!

      بعد  مبحث ظلم به خود مطرح شد و اینکه آیا من میتوانم به کسی ظلم کنم و برای خودم مثال زدم که حتی مسخره کردن دیگری هم باعث میشود که من در انتها خودم احساس بدی داشته باشم و نتیجه اش فقط وارد زندگی خودم میشود

      حتی جاهایی که رفتاری با کسی انجام دادم و یقین داشتم که حقش بوده که چنین رفتاری باهاش بشود هم خودم را بررسی کردم و متوجه شدم که تا مدتها مرور همان خاطره باعث میشود که به اهدافم فکر نکنم و تمرکزم روی چیزی باشد که بمن برای رسیدن به خواسته هایم کمک نمیکند این یعنی اینکه من فقط میتوانم به خودم ظلم کنم

      در نهایت اینکه من باید از اونچه که در اطرافم هست استفاده کنم و لذت ببرم و نعمتتای اطرافم را تجربه کنم و هرچه بیشتر درخواست کنم و نعمتهای بیشتری وارد زندگیم بشود انوقت بیشتر فرصت دارم که تجربه های بیشتری را در نامه اعمالم ثبت کنم

      در نهایت عمل انسان اگر در جهت ایجاد تجربه های خوش احساس در خود باشد انوقت در نامه اعمالش بعنوان عمل نیک ثبت میشود

      اگر عمل انسان در جهت ایجاد تجربه های ناراحت کننده در خود باشد در نامه اعمال او بعنوان عمل شر ثبت میشود

      حالا باید از خودم بپرسم که دوست دارم نعمتهای بیشتری را تجربه کنم یا خیر

      جواب مثبت هست

      “هر که بامش بیش، برفش بیشتر!”

      قبلا فکر میکردم یعنی دردسر های اون بیستر میشود وقتی ثروتمند تر باشد ولی الان میگویم که در ایران همیشه آب براحتی در دسترس نبوده و کسی که روی پشت بامش برف بیشتری جمع بشود آب حاصل از ذوب برف‌های بیشتری دارد و دغدغه کمبود آب کمتری دارد و بخاطر همین بوده که این ضرب المثل را ساختند

      آیا ورود نعمت بیشتر به زندگی نشانه ثواب بیشتر هست؟ جواب خیر! 

      مثل اینکه بگویم چون خانه من از خانه همسایه ام بزرگ‌تر هست اکسیژن بیشتری در داخل خانه ام جمع شده و بنابراین من بهتر میتوانم تنفس کنم! اصلا چنین چیزی خنده دار هست

      اذعان میکنم که اولین بار که این چند خط را خواندم ته دلم لرزید:

      «… مطمئن باشید خداوند هر چقدر از توانایی هایی که به شما داده است استفاده کنید شما را مواخذه نخواهد کرد.

      تصور کنید با استفاده از توانایی ها و استعدادهای خود هنر گیتار زدن را آموخته اید. اگر ده ساعت یا هزار ساعت یا میلیون ها ساعت از توانایی گیتار نواختن خود استفاده کنید خداوند شما را مواخذه نخواهد کرد. حتما با این نظر موافق هستید.

      تصور کنید با استفاده از توانایی درخواست کردن و عمل به اصول زندگی با کمک خداوند ده تا ماشین، ۵ تا خونه، ۳ تا باغ، ۸ تا زمین، ده ها جفت کفش و ده ها دست لباس و چندین حساب بانکی مملو از پول داشته باشید. به نظر شما خداوند شما را مواخذه خواهد کرد یا خیر؟ احتمالا قبل از استفاده از آگاهی های زندگی با کمک خداوند ترس سرتاپای وجود شما را فرا می گرفت.

      اما اکنون باید بتوانید باور کنید که خداوند نه تنها شما را مواخذه نخواهد کرد بلکه به شما افتخار می کند که به خوبی از توانایی ها و استعداد هایی که در وجود شما نهاده است استفاده کرده اید…»

      و بارها و بارها این قسمت را خواندم و برای خودم مثال زدم و هنوز باید بیشتر کار کنم تا با این جملات راحت‌تر بشوم و مثال هنر گیتار زدن را انگار تازه به چشمم خورده است که چقدر قشنگ این مفهوم را استاد منطقی کرده اند

      و اومدم فکرهای نادرستی راجع به درخواست داشتن از خداوند نوشتم و کاملا پیدا کردم که من ترس از مواجه شدن با نعمتهای الهی را دارم

      بعد به خودم گفتم که هیچ نعمتی به انسان ضرر نمیرساند بلکه نحوه استفاده از آن می‌تواند تو را به اهدافت نزدیک و یا دور کند

      مثلا اینترنت وسیله کسب و کار خیلی ها هست و از طرفی می‌تواند باعث بشود که وقتت را به بطالت در اونجا بگذرانی و یا حتی مواد مخدر هم می‌تواند برای انسان مفید باشد و ترکیبات آنها با دوز کم برای داروهای ضد درد استفاده میشود

      تنها تفاوت بین انسانها در دنیای بعدی، نحوه استفاده از نعمتهای الهی هست. چون همه امکان درخواست را دارند و همه می‌توانند دریافت کنند

      دریافت نعمت ثواب نیست

      مبحث بعدی راجع به داستان ثروت حضرت سلیمان و قارون هست

      چند بار اول که متن را میخوندم برای ذهنم منطقی بود ولی دیدم انگار یک چیزی را درونی نمیتونم بپذیرم و رفتم سراغ قرآن و اون بخش از سوره قصص را خواندم و برداشت من از آیه های سوره قصص با برداشت‌های استاد متفاوت بود

      یعنی من چندین ترجمه قرآنی را خواندم و به همان نتیجه ای رسیدم که از کودکی در ذهنم کرده بودند که قارون ثروتمند بود و بخاطر ثروتش مجازات شد

      قبلا یادم هست که اینجوری شنیده بودم که پول بد هست و خداوند از طریق ثروت انسانها را امتحان میکند و همه انسانها در این آزمون الهی مردود میشوند مثل قارون ( ثروت باعث غرور میشود) و خداراشکر میکردم که ثروتمند نیستم و خداوند من را مورد آزمون الهی قرار نمیدهد که رفوزه بشوم

      بعد دیدم اصلا این مبحث را نمیتوانم بپذیرم چون که پیش فرض های دیگری داشتم

      اومدم از مثال نقض استفاده کردم و گفتم اگر حرف استاد درست باشد پس نباید هیچ مثالی پیدا کنم که مخالف آن باشد و اگر پیش فرضهای من درست بود انوقت نباید هیچ مثال مخالفی بتوانم پیدا کنم و رفتم اینبار معنی چند تا کلمه را هم دقیق‌تر شدم و راجع به قارون هم جستجو کردم اومدم افراد ثروتمند و توحیدی را که میشناسم برای خودم لیست کردم مثل استاد عطارروشن و یا افراد بیشماری که دیده بودم و باهاشون صحبت کرده بودم پس اگر ثروت بد بود که تمام اون افراد به عذاب الهی باید دچار میشدند

      استاد هم دقیقا قبل از مثال قارون از حضرت سلیمان صحبت کرده که اون هم ثروتمند بوده. پس برخلاف ترجمه هایی که دیدم، ثروت باعث عذاب قارون نشده است

      حتی توی آیه ۷۶ این سوره ترجمه کرده اند که به قارون گفته اند شادی نکن و این خلاف قانون جهان هستی هست ولی من در چند جا دیدم که ریشه کلمه تفریح را که نوشته بودند یعنی با تکبر شادی نکن و نیز اینکه منظور این است که لذت ببر و کیف بکن ولی وابسته نشو چون قرار نیست تا همیشه توی این دنیا بمانی و دنیا گذرا هست و باید تجربه کنی و لذت ببری ولی بهش نچسبی

      و در نهایت به این موضوع رسیدم که ثروت خنثی هست یعنی نه بد هست و نه خوب و تنها صفات افراد را برجسته میکند

      حتی کلمه بغی در آیه ۷۶ به معنی ظلم نیست به معنی تجاوز از حد اعتدال و یا همان اسراف هست

      یادم اومد که توی کامنتی نوشته بودم که قصد دارم راجع به کلمه اسراف تحقیق کنم و نتیجه را به استاد بگویم. امیدوارم بزودی اینکار را انجام بدهم

      در انتها هم این جملات نتیجه تمامی صحبتهای بالا هست

      « هر چقدر نعمتهای الهی زندگی من بیشتر باشد نشان از درک و رابطه بهتر من با خداوند هستهر چقدر بیشتر درباره مزایای برخورداری از نعمتهای الهی ، آگاهی دریافت کنم انوقت ترس و نگرانی من از داشتن نعمتهای زیاد و متنوع، کمتر شده و اشتیاق من برای تجربه نعمتهای الهی بیشتر میشوددنبال دلیل منطقی برای غنی شدن از نعمتهای الهی باش، زیرا هر چقدر بیشتر نعمت داشته باشی خیلی کمتر نیازمند انسانها هستی و این یعنی توحید»

      تفکر و تعمق توی این جلسه خیلی بهم کمک کرد و این را هم میخواهم اضافه کنم که از جایی که فکرش را هم نمیکردم مقدار زیادی پول بهم رسید
      حتی مدتها بود که من کار خارج از شرکت نمی توانستم بگیرم و سه تا پروژه گرفتم 

      نگران پرداخت مالیات خانه بودم که اینگونه براحتی پرداخت شد

      و اینکه دارم میبینم که چقدر این چند وقتت آرام‌تر شده ام بارها مسایلی پیش آمده است و خیلی راحت کفته ام میسپارم به خدا و حل میشود بارها و بارها اینکارو کردم و براحتی مساله حل شده است و اینها را مدیون این دوره هستم
      خداراشکر
      استاد از شما بینهایت سپاسگزارم

      منتظر خبرهای عالی من باشید

      شاد و رو به رشد باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 177 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        متاسفانه مشکل اصلی ما در زندگی با خداست
        اگر درباره خداوند هیچ پیش فرض یا فرضیه ای نمی دانستیم خوشبخت ترین حالت را داشتیم
        بیشتر ازاینکه به خودمان و شرایطمان فکر کنیم به خدا فکر می کنیم و نگرانیم که نکنه خدا بدش بیاد و به این فکر می کنیم که چه کنیم خدا خوشش بیاد
        و از آنجایی که داشتن نعمت را برابر با مسئولیت و جوابگویی به خدا می دانیم به شکل ناخودآگاه نعمت را پس می زنیم.
        مثالی که درباره فروش خانه زدید نمونه واضح این موضوع است
        فکر کردن به مقدار پولی که قرار است وارد حساب شما شود بار مسئولیت شما رو اضافه کرد و سعی می کردید قبل از اینکه وارد حسابتان شود لیستی از کارها و اقدامانی که در جهت خرج کردن آن پول تهیه کنید.
        در حالتی که تا وقتی با پول راحت نباشی نمی تونی از اون به مقدار زیاد داشته باشی
        و به همین دلیله که خیلی از آدمها هیجوقت پول دار نمی شن چون هر پولی به دستشون بیاد به فکر خرج کردنش هستند.
        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار Mehrdad Zabihi
          ۱۴۰۳/۰۴/۰۵ ۰۸:۳۶
          مدت عضویت: 2569 روز
          امتیاز کاربر: 140513 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 616 کلمه

          سلام و درود استاد عزیزم

          سپاسگزارم از زمانیکه اختصاص دادید و راهنمایی ام کردید

          درک مواردی که فرمودید برایم آسان نبود

          ولی دقیقا به نکته خوبی اشاره کرده اید که باید روی آن کار بکنم

          من هنوز خودم را اونقدر ارزشمند و لایق نمیدانم که همینجوری نعمت وارد زندگیم بشود و احساس مسوولیت میکنم که حتما با پولی که وارد حسابم میشود کاری انجام بدهم و دنبال این هستم که از زیر بار این مسوولیت شانه خالی کنم

          الان با مبلغی که فراتر از انتظارم وارد حسابم شده است، میخواستم درصدی از وام خانه را تسویه کنم ولی میتوانم چند هفته ای صبر کنم

          هر چند که بهم گفته میشود که این پول را سرمایه گذاری کنم در موسسات مختلف تا سود بگیرم ولی من میخواهم زودتر از پرداخت بهره وام خلاص بشوم.

          هر وقت توی زندگیم دنبال پول و یا لاغری بودم بهش نرسیدم ولی الان توی این چند هفته جور دیگری دارم به وقایع نگاه میکنم، نمیدانم اسمش چیست ولی شاید برکت مال بهش میگویند! 

          انگار هر چیزی را که بخواهم براحتی و با قیمت مناسب وارد زندگیم میشود ولی از حساب بانکی ام چیزی کم نمیشود.

          چندین بار این موضوع را این اخیرا امتحان کرده ام و خودم شگفت زده شده ام.

          مثلا ابزار باغبانی میخواستم، که یکدفعه آگهی آن را دیدم که فردی به قیمت بسیار ناچیزی میخواست تعدادی از وسایل باغبانی اش را بفروشد و براحتی وسایل مورد نیازم وارد زندگیم شد.

          دقیقا سه مورد مشابه در فواصل زمانی کوتاه مدت اتفاق رخ داده است.

          یا یکسری وسیله برای سمپاشی علف های هرز میخواستم دقیقا همون روزی که رفتم خرید با تخفیف های عجیبی مواجه شدم و تعدادی وسایلم را خریدم.

          و یا برای تعویض روغن و فیلتر ماشین مراجعه کردم و چون صف طولانی بود و هوا هم کمی گرم ، صاحب مغازه آب معدنی خنک برای تک تک راننده ها و سرنشینانش آورد و چقدر لذت بردم ( البته منظورم از هوای گرم، گرمای جنوب ایران نیست! اینجا به دمای بیست و پنج درجه میگویند هوای بشدت گرم و غیر قابل تحمل هست) 

          اتفاقا اونجا برای تعویض فیلتر داخل کابین ماشین، رقمی را درخواست کردند که حسم گفت قبول نکن و خودم رفتم با کمتر از یک سوم قیمت آن را از یک فروشگاه تهیه کردم

          و یا اینکه توی ایران کار پروژه ای انجام میدادم و همیشه پولم را بهم نمیدادند و یا مبلغ کمی از انرا پرداخت نمیکردند! و اینجا هم سه سال قبل یکی دو بار کار گرفتم و دیگر هیچ خبری نبود.

          تا اینکه دو ماه قبل اولین کار پروژه ای بهم ارجاع شد و تا به امروز دو تا کار دیگر هم به اتمام رسانده ام و همین امشب هم برای یک کار جدیدی با من صحبت شد. 

          جالب اینجاست که خود مشتری بهم میگوید که بهم فاکتور بده تا من مبلغ را زودتر برایت پرداخت کنم. چیزی که تابحال برای من سابقه نداشته است.

          تنها چیزی که توی این سالها تغییر کرده است دیدگاه من بوده است وگرنه دانش و هنر مذاکره من تغییری نکرده است و قوانین خداوند هم ثابت بوده است

          الان توی ذهنم هست که بیشتر بفکر برکت پول باشم نه موجودی حساب بانکی!

          دقیقا من موقعی شروع به لاغر شدن کردم که دنبال لاغر شدن نبودم و دنبال حال خوب و لذت بردن از زندگی ام بودم،

           پس با توجه به اموزشهای دوره لاغری با ذهن، اگر بخواهم آزادی مالی داشته باشم، باید توجهم را از پول و ثروت بردارم و قدرت را به پول ندهم ( چون اگر قدرت به پول بدهم میشود همان شرک)

          همین الان نسبت به چند ماه قبل از شروع این دوره، حقوق دریافتی من بیشتر نشده است ولی احساس آرامش بیشتری دارم.

          راجع به «پس زدن نعمت » و نیز «راحت بودن با پول» اشاره کرده اید، اگر تمرینی، دوره یا فایلی در این خصوص دارید خوشحال میشوم بهم معرفی نمایید

          سپاس فراوانشاد و رو به رشد باشید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
            محتوای دیدگاه: 94 کلمه

            سلام و درود
            خوشحالم احساس بهتری داری😊
            بهترین تمرین اینه که توجهت بجای اینکه روی خرج کردن باشه روی خلق کردن باشه
            خلق کردن یعنی چی:
            یعنی روی بهبود مهارت های خودت
            روی بیشتر ارائه کردن مهارت هات
            روی بیشتر انجام دادن کارها
            مشتاق تجربه کردن پروژه های بزرگتر و پیچیده تر
            هرچقدر بیشتر مشغول خلق کردن باشی ذهنت کمتر به خرج کردن متمرکز میشه
            و می بینی که همینطور که خودت تجربه کردی خریدها ارزانتر میشه، دریافتی ها بیشتر میشه، مشتری های آسان تر میشه و همه چی روان تر پیش میره
            شاد و موفق باشی
            منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار Mehrdad Zabihi
              ۱۴۰۳/۰۴/۱۴ ۰۸:۳۴
              مدت عضویت: 2569 روز
              امتیاز کاربر: 140513 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

              نشان های دریافت شده

              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
              محتوای دیدگاه: 154 کلمه

              سلام و درود استاد عزیزم

              ممنونم از وقتی که گذاشتید و برایم این راهنمایی ها را بیان کردید

               حتما بهشون عمل میکنم و نتیجه را بهتون اطلاع میدهم

              در رابطه با موضوع برکت که بیان کردم، متوجه شدم که دقیقا این نکته ای بوده که خود شما در فایلهایتان فرموده بودید

              من موقع انجام کارهایی که نیاز به تمرکز ندارد، فایلهای رایگان شما را گوش میدهم و چند روز قبل به دو تا فایل فوق العاده برخوردم یکی مراقبه لاغری بود و دیگری هم فایل «به حسابتان رسیدگی کنید»

              دقیقا شما در این فایل «به حسابتان رسیدگی کنید» به موضوع برکت در نعمت و ثروت اشاره کرده بودید و من باز بیشتر به ارزش کنترل ورودی های ذهن پی بردم

              اینقدر این فایلهای رایگان را تکرار میکنم که وارد ناخودآگاه من میشود و از طریق اونها در زمان مناسب هدایت میشوم

              واقعا این فایلها رایگان نیست ولی وقتی آماده باشیم نکات آنها را یاد میگیریم

              برایتان آرزوی تندرستی و سلامتی دارم

              شاد باشید

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ★ ★ ★ ★ ★
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ط.ه
      ۱۴۰۳/۰۳/۱۷ ۰۰:۴۶
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 171 کلمه

      به نام خدای قشنگم 

      با سپاس از استاد عزیزم 

      من تا الان از خدا درخواست‌هایی میکردم به بعضی ها رسیدم به بعضی ها نرسیدم و میگفتم شاید خداوصلاح نمیدونه الان با خواندن این مطالب متوجه شدم خدا نعمت رو داده دیگه ما باید از اون چطور استفاده کنیم خدا کاری ندارد 

      من همیشه احساس میکردم نباید زیاده خواهی کنم چه خبره هر ساعت بگم کارم رو ببر اینجا کارم رو ببر اونجا چه خبره همش ازش مادیات بخوام حرص بزنم یا فکر میکردم اگر بیشتر بخوام زیاده خواهی هست ببین بعضی ها این چیزارو هم ندارن بسه دیگه چه خبره 

      ولی الان متوجه شدم نعمت های الهی بیشمار هستن من باید استفاده درست از نعمتهای خداوند رو داشته باشم هر چقدر بخوام بهتره کمتر نیازمند میشم 

       برداشت من از این نوشته ها این هست که طرز استفاده از نعمت مهم هست تعداد داشته ها مهم نیست و هر چه قدر از خداوند بخواهیم بهتر است یعنی به او ایمان داریم یعنی به او امید داریم که هیچوقت از درگاهش نا امید نمیشویم و همش خواسته داریم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار arezooo.drp
      ۱۴۰۳/۰۳/۱۰ ۱۶:۵۲
      مدت عضویت: 2183 روز
      امتیاز کاربر: 62353 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,380 کلمه

      به نام خدای عزیز

      خداوندا تویی که خود بسیار بخشنده ای……

      من الان تمام نعمت هایی را که دارم چه ماشین چه خونه چه همین موبایل و لپ تاپ و کفش و هر چه که هست ۱۰۰ درصد انتخاب خودم بوده است در واقع هر چه از ذهن بگذرد در دایره قدرت خداوند است و الان همین زندگی و نعمت هایی را که دارم من روزی به همه آنها فکر کرده بوده ام و دارم الان آنها را تجربه میکنم خواسته یا نعمت شاید در ذهن شما بد یا خوب باشد ولی از نظر خداوند یک واحد درخواستی حساب می‌شود و از آنجائییکه خداوند ما را آزاد در حق انتخاب گذاشته است به ما احترام می‌گذارد و خواسته ما را وارد زندگی مان می‌کند حتی جنگ و تصادف و غم و ناراحتی از نظر ما بد است ولی از نظر خداوند یک واحد خواسته بوده که روزی در ذهن بندگانش بوده و به خداوند عرضه کردند و خداوند از آنجائییکه که عادل است آنرا وارد تجربه زندگی می کند و به نظرم این اوج وجودیت خداوند را نشان می‌دهد و اوج احترام و دوست داشتن ما را نشان می‌دهد.

      من الان یادم میاد که دوست داشتم تا دکترا درس بخونم و در ذهن این بود که من توانایی درس خوندن رو دارم یعنی باید مشتاق تجربه کردن خواسته هایمان باشیم که این اشتیاق از ایمان به خداوند می آید و این اشتیاق باعث انگیزه و حرکت در ما می‌شود و در مسیر خواسته هایمان حرکت می‌کنیم و اون رو تجربه میکنیم،من هم دقیقا مشتاق کسب تجربه نعمت درس خوندن و کسب تجربه جدید بوده ام و به خودم و توانمندی هایم ایمان داشتم و باعث حرکت من در مسیر خواسته ام شد من با شور و علاقه روزی بالای ۱۵ ساعت هم برای ورودی لیسانس و هم برای ورودی فوق لیسانس درس خوندم و اشتیاق رسیدن به خواسته هایم را داشتم و هر کس که من رو میدید میگفت چه خبرت اینقدر درس میخونه ولی اون از نگاه خودش بود نمی‌دانست من چه انگیزه ای برای موفقیت دارم و حرکت کردم و موفق شده ام که به خواسته ام که گرفتن مدرک فوق لیسانس بود برسم و لذت ببرم شاید نتونستم از مدرک ام به درستی استفاده کنم و الان در مسیر دیگری از زندگیم هستم ولی اگر روزی که در مسیر شروع حرکت درس خوندم بوده ام از خداوند میخواستم که اگر به صلاح من هست وارد فوق لیسانس زمین شناسی شوم و اگر نیست که دیگه وارد نشوم خوب اگر من با این دید از خداوند میخواستم که الان حتی در این جایگاه علاقه ام هم نبوده ام پس از خداوند درخواست کنید حتی اگر اون خواسته منفعتی نداشت ولی در مسیر موفقیت برای شما می‌شود من در مسیر فوق لیسانس برای من استقلال فکری و اعتماد به نفس و نترسیدن از اینکه یک دختر هم می‌شود تنها در یک شهر دورتر از محل زندگی خودش بتونه موفق بشه و اینکه من خودم به تنهایی رستوران یا کافه میرفتم و تنهایی خرید میکردم تمام مایحتاج روزانه رو و یک شخصیت جدید در من ایجاد کرد و از من یک آرزوی متفاوت ساخت و برای من یک مسیر شد برای بهتر شدن شخصیت ام و باور کردن توانایی هایم و دوباره در مسیر دیگر شروع کرده ام به حرکت کردن و کسب تجربه متفاوت پس از خداوند درخواست کنیم و نعمت های الهی زیاد بخواهیم زیرا ورود هر نعمت به زندگیمان علاوه بر کسب تجربه باعث بهتر شدن شخصیت ما می‌شود و بهتر شدن کیفیت زندگی و وجود ما می‌شود.

      من اول گوشی نداشتم از خداوند درخواست گوشی کرده ام و خداوند یک گوشی وارد زندگی من کرد اون نعمت باعث شد که من کار کردن با گوشی رو یاد بگیرم بعد این جرات در من ایجاد شد که از خداوند گوشی بهتر بخواهم و گوشی بهتر هم وارد شد بعد شخصیت من از اینکه میتونم خیلی راحت با گوشی کار کنم بهتر شد و احساس توانمندی در من ایجاد شد و حالا درخواست جدید لپ تاپ بود و من درخواست لپ تاپ کرده ام و وارد زندگی من شد و من مجبورم شده ام که برم کلاس های کامپیوتر و تونستم مدرک isdl  درجه یک و دو کامپیوتر رو بگیرم و تمام پایان نامه لیسانس و فوق لیسانس ام رو خودم انجام دهم و مسلط به پایان نامه ام باشم و نمره بالایی رو هم دریافت کنم و الان باعث شده که این توانمندی در کار با کامپیوتر و موبایل من رو به سمت یادگیری زبان انگلیسی ببرد و مشتاق یادگیری زبان انگلیسی شوم که الان علاوه بر مدرس زبان انگلیسی در مسیر گرفتن مدرک آیلتس زبانم هم باشم یعنی شروع یک نعمت زنجیر وار باعث ورود نعمت های بهتر و بهتر به زندگی مان می‌شود پس از خداوند زیاد بخواهیم زیرا هر نعمت یعنی تجربه بیشتر و بیشتر و از آنجائییکه که جهان به سمت بهتر شدن و گسترش است هر نعمت گسترش و کیفیت بهتر را به دنبال دارد.

      در واقع نعمت های الهی یک دانشی هستند که باید یاد بگیریم ما چاقی رو یاد گرفتیم با الگو قرار دادن ها و ترس ها و شاید هم لذت ها و بعد کم کم نعمت چاقی وارد شد و چاقی هم یک نعمت بود که خودمان درخواست کرده بودیم و بعد اومدیم با کسب دانش لاغری و تناسب اندام در دوره ورود به سرزمین لاغرها، لاغری رو یاد گرفتیم و نعمت لاغری و تناسب اندام وارد زندگی ما شد. و ما احساس لذت و خوشحالی کردیم چقدر ورود نعمت ها به زندگی لذت بخش هست پس از خداوند زیاد بخواهیم زیرا با ورود هر نعمت احساس ما بیشتر و شادتر می‌شود و احساس ما چه در جهت خوب چه در جهت بد می‌شود کارنامه اعمال ما.

      هر کس که خدا را باور کند و به خودش و توانمندی هایش ایمان داشته باشد و از خودش انتظار بهتر شدن داشته باشد و در جهت خواسته هایش حرکت کند و اشتیاق رسیدن داشته باشد و زمان تعیین نکند برای رسیدن به خواسته چون می‌داند در اوج توانایی است و خداوند هم در اوج قدرت است پس دیگر کسی در اوج قدرت و توانمندی است دیگر خودش رو درگیر زمان و نیازمندی نمی‌کند و رها می‌کند و می‌داند که لیاقت رسیدن به خواسته هایش را دارد و در مسیر موفقیت ادامه می‌دهد و بعد نعمت و خواسته بعدی و بعدی و کسب تجربیات بیشتر و بهتر و به طبع کارنامه زیباتر و احساس آرامش بیشتر ایجاد می‌شود.

      من یکی از اقوام خیلی پولدار بود و از بنایی شروع کرده بود و بعد پیمانکار شد و چندین نفر برای او کار می‌کردند و از ترس اینکه مبادا چشم بخوره یا اموال خودش رو از دست بده هر سال غذا میداد و مردم برای بودنش دعا می‌کردند ظاهر ماجرا عالی است و حالا باید ثروت این فرد چندین برابر میشد ولی الان در یک خونه اجاره ای پس ثواب اون همه غذایی که داد کجا رفت، و این نشان می‌دهد که خداوند کاری به اعمال ما ندارد بلکه احساس و انتظاری که ما از کاری که انجام می‌دهیم دارد.

      در عوض یکی از اقوام دیگر که الان در اوج ثروت است خیلی کم می‌بخشد و خیلی خیلی هم به پول علاقه دارد و باور بینهایت به فراوانی و ثروت دارد و داشت ساختمان سازی می‌کرد و بهش گفتند که در این اوضاع مملکت چه دلی داری که داری ساختمان سازی میکنه مگه مردم پول دارند که واحدهای تو رو بخرند ولی طرف خندید و گفت همانطور که خدا این همه پول و ثروت به من داده مشتری برای واحدهای ساختمان من نیز میاره و نه خبری از غذا دادن داره نه سفره پهن میکنه اصلا و بینهایت روز به روز داره ثروتمندتر میشه و اصلا پول رو کثیف نمیدونه که با نجام کارهایی بخواهد اون رو از خودش دور کنه بلکه پول و ثروت رو نعمت خدا می‌داند و از داشتنش داره بینهایت داره لذت میبرد‌.

      پس اگر پولی را میبخشم به نیت اینکه دها برابرش وارد زندگیمان می‌شود ببخشیم و اون احساس خوب رو از اینکه خداوند به من نعمتی داده و خدا رو شکر من هم قدرتی دارم که میبخشم احساس بخشندگی خداوند رو نسبت به خودمان هم درک می‌کنیم که خداوند با هر بار نعمت دادن و بخشیدن به احساس لذت و خوشحالی دارد پس از خداوند زیاد بخواهیم تا احساس لذت بیشتری ایجاد شود.

      من مستحق و لایق دریافت نعمت های الهی هستم و چقدر قراره که احساس خوب در ما برای دریافت نعمت های الهی ایجاد شود.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نادیا همتی
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۹ ۲۳:۵۵
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      سلام

      بله باتوجه به این که خداوند رحمتش محبتش ثروتش بی انتهاست و ما از او هستیم پس خداوند هرچه به ما داده است نعمت الهیست

      از اونجا که خداوند بی انتهاست و ما هم از اوهستیم پس ما میتوانیم بی انتها به نعمت های الهی دست یابیم

      این خود ما هستیم که افکار و نگرش و باورهامون هر نعمتی رو که بخواهیم جذاب میکنیم

      وقتی خداوند به ما نعمتی که درخواست کرده ایم را میدم این خود ما هستیم که تصمیم میگیریم از نعمتمان به چه نحوی استفاده کنیم

      قطعا استفاده از نعمت های خداوند کار بسیار پسندیده ایست چون این نعمت های برای ماست

      هرچه بیشتر به نعمت های الهی برسیم هر چه بیشتر نعمت های الهی را دریافت کنیم و استفاده کنیم قطعا این بسیار الهی پسندیدسچون ما لایق دریافت شان هستیم

      قطعا هرچه بیشتر نعمت الهی در زندگی مان جاری باشد این ینی نزدیکی به پروردگار چون ذات الهی نعمت و برکت و ثروت و سلامتی وزیبایی و خیر و خوشی است .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سرباز امام زمانم
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۵ ۰۷:۰۱
      مدت عضویت: 928 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,734 کلمه

                           به نام الله مهربانم💞

      سلامی به روشنایی خورشید تابان ،به تمام عاشقان خدا 👋🏻

      و سلام وخدا قوت و ارزوی تندرستي برای استاد گرامی🤲🏻🌹

      بازم روز از نو ،روزی از نو

      بازم یک گام عالی دیگر 

      الهی بیکران شکرت🤲🏻

      بازم کلی نکته پیداکردم 

      حالا میخوام برداشتم رو به صورت نکته،خلاصه،مفید و…  بگم تا بریم سراغ تمرینات انشاالله☺

      نکته اول: هر چیزی که دورو برت هست حتی اون هایی که دیده نمیشن مثل ذهن و فکر و… همممممه چی جزو نعمت های الهی به حساب میاید😍

      نکته دوم : برخور. ما با نعمت های الهی به شکل اعمال، در نامه اعمالمان ثبت میشود مثلا وقتی بیشر به دست بیاری حالت خوبه و این حال خوبه ثبت میشه به یه تجربه عالی😍 

      اما اگه به مال بقیه تجاوز کنی یا با دریافت نعمت الهی خود به فکر انتقام و.. خلاصه حال بد باشی نه تنها ثبت میشه ،بلکه یک ظلم اشکار در حق خودمان هم هست😔😔

         نکته سوم : فردی که برای دست یابی به نعمت های الهی به جای درخواست کردن از خداوند و دست یابی به نعمت ها به روش صحیح به نعمت های الهی دیگران تجاوز می کند شاید در نظر عموم بر اساس ضرب المثل معروف: دزد نگرفته پادشاه باشد اما زندگی فقط به جهان مادی محدود نمی شود و استفاده از این نعمت الهی نه تنها در نامه اعمال این فرد تاثیر منفی دارد بلکه باعث اختلال بیشتر در رابطه بنده با خداوند می شود.

      به همین دلیل است که خداوند در قرآن کریم در تعریف ظلم همیشه از عبارت ظلم به خود استفاده می کند…😔😔

      نکته چهارم:عمل انسان اگر صالح و در جهت ایجاد تجربه های خوش احساس در خود یا دیگران شود در نامه اعمال او بعنوان عمل نیک ثبت خواهد شد و اگر عمل انسان در جهت ایجاد تجربه های ناراحت کننده در خود یا دیگران باشد در نامه اعمال او بعنوان عمل شر ثبت خواهد شد

      نکته پنجم:هیچ نعمتی مایه ضرر و زیان نخواهد بود بلکه این انسان است که با انتخاب روش استفاده از نعمت می تواند باعث خیر یا شر در دنیای مادی شود

       ۱-تومی تونی دکتر باشی بعد پول بیشتر بگیری کار کمتر انجام بدی (استفاده اشتباه)

      ۲-و یا میتونی یک دکتر عالی باشی که. به بقیه کمک میکنه (استفاده درست)

      خب اگه دقت کنی میبینی توی گزینه اول حالت بده ،همش حرص و طمع ،همش حال بده …

      خب ماگفتیم که این احوالات ثبت میشه پس حال بد هم ثبت میشه 

      در دومی حالت خوبه و حال خوبت ثبت میشود 

      خب ایا میشه گفت که دکتر شدن بده؟!

      نه پس طرز استفاده ما اشتباهه 

      چون اگه به اطرافت نگاه کنی میبینی همه چیز دارای دو روی مثبت و منفی هست پس این طوری نباید بخوایم دیگه … پس این درست نیست . به طور عمل ما بستگی داره 

      مثل چاقو که یکی باهاش ادم میکشه 

      یکی باهاش برای اعضای خانوادش غذا درست میکنه و…. هزاران مثال دیگر که چپ راستت پره . وخیلی راحت بهت این نکته رو ثابت میکنه …

      پس!هرگز آرزوهای خود را با این نگرش که نکند این خواسته به صلاحم نباشد رها نکنید .

      نکته ششم: بنابراین هرکه بامش برفش بیش را فراموش کنید و به این ضرب المثل فکر کنید که هرکه نعمتش بیشتر ثوابش بیشتر.

      از نعمت های الهی خود استفاده کنید. هرچقدر بیشتر از نعمت های خود استفاده کنید نامه اعمال شما پربارتر خواهد شد.

      کلی نکته ی دیگر که دردفتر نوشته خواهد شد انشاالله 

      پس یک تمرین عملی به نظر من اینکه:ما باید از خدا زیاد بخوایم و راضی هم باشیم 

      یعنی این طور نباشه که بخوایم و هیچ وقت راضی نباشیم 

      خدا این قدر بزرگه که میتونه همه خواسته هاتو باهم براورده کنه ،پس نگو حالا این بشه بعدی ،بعدا هم شد طوری نیست نه خدا تو محدود نکن اون قدرت این و داره که همه رو توی چند‌ ثانیه بهت بده😍

      این قدر الکی غصه نخور بقیه هم میتونن از این قدرتی که خدا بهشون داده برای خوشبختی خودشون استفاده کنن ولی خودشون نمیخوان و دارن در حق خودشون ظلم میکنن 

      وقتی خودشون نمیخوان دیگه ما برای چی غصه اونا

      رو بخوریم؟

      یادت نره نعمت های الهی همه خوبن از ارزوت دست برندار کنارش یک چیزی دیگه هم از خدا بخواه این که کمکت کنه که درست ازش استفاده کنی ،در راه سعادت… انشاالله😍😍😍

                                                           وَالسَّلام !

      میریم سراغ تمرینات ،یاعلی مدد:

      ۱- نگرش شما درباره اینکه هرچه دارید و ندارید جزئی از نعمت های الهی هستند چیست؟ این موضوع را برای ذهنتان منطقی کنید.

       به نظرم همین برای منطقی کردن این نگرش کافیه که:تمام چیز هایی که در دنیا است از کوچکترین چیزی تا بزرگترین چیزی همه از نعمت های الهی هستن 

      چرا؟!

      چون تمام جهان هستس خالق بی همتایی به نام الله داره که همه چیزی از قدرت اوست و او هست که به انسان همه چی داده وگرنه از اول که چیزی روز زمین نبود حتی در کهکشان ها و…

      این ها همه نعمت های خدایی است که به ما ارزانی بخشیده.    االهی بیکران شکرت🥰

      ۲- نگرش شما درباره اینکه در انتخاب نعمت های الهی هیچ محدودیتی ندارید چیست؟ شرح دهید.

      خداوند نا محدوده و درسته جسمم محدوده اما چون روحم از خداست پس منم  نا محدودم 

      و  یک انسان نا محدود در خواسته هاش از خدایی که همه قدرت ها ، نامحدودی ها و… رو داره و میتونه ببخشه ،هیچ محدودیتی نداره 

      من قبلا این طور فکر نمیکردم ، فکر میکردم باید به کم قانع باشم 

      اما حالا فهمیدم که خدا خیلی دوست داره باهاش حرف بزنم و ازش بخوام و اونم ببخشه 

      یا الهی اخه چقدررررر مهربونی شکرت😘

      ۳- از طریق توضیح دادن منطقی کنید که در حق انتخاب نعمت های الهی آزاد هستید

      من بالا مثال زدم بازم میگم که هیچ نعمتی از سوی خدا نیست که برای تو صلاح نباشه 

      مگه ما نگفتیم همه نعمت ها از سوی خداست؟!

      ایا خدا بد بنده هاشو ميخواد!؟! خیر 

      از منظور ( صلاح نیست) نباید این طور برداشت کرد که اون چیزی که میخوای خوب نیست 

        گرفتی منظورم رو؟!

      خدا هیچ چیزی نمی افریند که باعث شود که تو اسیب ببینی ،چون دوستت دارد 

      طرز فکر اشتباه خودته ،پس ازش بخواه که هم بده هم مراقبت باشه درست عمل کنی، تو میتونی 😉

      خدایا من پای تمام ارزو هام می‌ایستم ،و ازت میخوام کمکم کنی که ازشون درست استفاده کنم .در راه عاقبت به خیری ،انشاالله🤲🏻 

      .

      ۴- نگرش شما درباره اینکه در نحوه استفاده از نعمت های خود آزاد هستید چیست؟

      برای خداوند فرقی نداره که من اون نعمت رو برای خودم نگه میدارم یا با اون به دیگران کمک میکنم در هر دو صورت حالم خوبه و خدا هم فقط همینو میخواد که حال خوب ثبت کنه در نامه اعمالم.

      پس در این دو موضوع آزادم 

      من حتی آزادم که با این نعمات کار هایی مثل انتقام گرفتن و… هم انجام بدم ،اما این طور به خودم ظلم کردم برای همین اصلا دلم میخواد جزو مواردی که میتونم انتخاب کنم ،بگذارمش 

      من آزادم در نحوه استفادم ،خدایا کمکم کن که فقط به فکر ثبت کار خوب باشم نه بد ،نه کینه و نه خیلی چیزی های دیگر …

      ۵- به نظر شما انسان باید حتما بخشی از نعمت های الهی خود را صرف امور خیریه کند؟‌ شرح دهید.

          خیر . همون طور که بالا کامل توضیح دادم برای خدا مهم نیست از کدوم دوتا راه حالت خوب میشه 

      نگهداری مال یا بخشیدن مال 

      البته به نظرم من این حال بسیار خوب تری داره که قسمتی ببخشی و علاوه بر خود دل کسان دیگر هم شادکنی این طور حس افتخار بیشتری داری😍

      چون هر کسی میتونه  از نعمت نگه داره کنه …

      الهی شکر که اگاه شدم 🤲🏻

      ۶- نگرش شما درباره اینکه دریافت نعمت ها ثواب نیست اما مصرف نعمت ها ثواب دارد چیست؟

      به نظر من همان طور که کسی علم بیاموزد ولی از ان استفاده نکند ،همانند خری است که کتاب بارکرده

      کسی که از نعمتی که خدا بهش داده استفاده نکند 

      هم مانند خری است که این بار کلی بار های مختلف که نیاز داره استفاده کنه ولی نمیکنه ،بار کرده است.

      آخه مگه چقدر قراره زندگی کنیم که هیچ استفاده از از دنیا نکردیم 

      خدا ما رو فرستاد که توشه برای زندگی اخرت حاضر کنیم اونوقت ما توشه این دنیارو جمع میکنیم؟!

      نمیگم این کار بده که جمع اوری کنی اما یکم ، نه اینکه دیگه استفاده نکنی .

      باید استفاده کنی ،اونم درست ،تا به حال خوب برسی و تو شه اخرتت پر بشه از حال خوب و ثواب

      ببین خدا چقدر مهربونه که گفته با هر حال خوبت یک ثواب و با هر حال بدت که در کار بد به وجود اوردی بهت گناه میدم 

      با همین بهانه باعث میشه که ما تلاش کنیم که حالمون عالی باشه خدا نیاز نداره ها ،این ماییم که نیاز داریم اون له خاطر مهربونیشه که میکه جایزه حال خوبت ثوابه😍🥰😘

      ۷- چقدر مشتاق تجربه نعمت های الهی هستید؟! آیا از داشتن نعمت های زیاد احساس گناه دارید؟

      من خییییلی مشتاقم ،چون از خدا خواستم که هم بهم بده هم کمکم کنه ازش درست استفاده کنم پس احساس گناه ندارم ،چون مطمئنم کمکم میکنه🥰

      راستش قبلا داشتم ،و میگفتم حقته نداشته باشم و…

      اما الان اوضاع فرق داره ،الان به کسی ایمان دارم که همه کسه💕💞

      میدونم که خدا بهم افتخار هم میکنه…

      ۸- ارتباط بین برخورداری از نعمت های فراوان و نزدیکی به خداوند را شرح دهید.

      این نکته میتونه جواب عالی باشه:

      به این نکته توجه کنید که شما در نهایت تجربه خود از زندگی کردن در جهان مادی را به عنوان نامه اعمال خود به دنیای ابدی خواهید برد. بنابراین هرچقدر نامه اعمال شما شامل تجربه های بیشتری باشد شما سربلندتر و جایگاه والاتری خواهید داشت

      پس هرچه نعمت بیشتر باشه ،به خدا نزدیک در میشی ،اصلا خدا اونایی رو که خیلی دوست داره بهشون نعمت فراوان میده 

      خوش به حال ما انسان ها که غرق در دریای نعمت فراوان خداییم 😍 

      ۹- برداشت خود از آگاهی های این جلسه را شرح دهید.

      من برداشت مهمی که کردم و واقعا یک مانع بود سر راهم همین صلاح نبودن بعضی از خواسته ها بود 

      خب من اگه حتی به ارزو هامم فکر کنم چیزی نیستن که به صلاح نباشن چون سراسر راه درسته بعدشم به خودم یک پیشنهاد دادم و قبول کردم 

      به شما هم میگم :از خدا بخواهید که کنار خواستتون کمکتون کنه که ازش درست استفاده کنید  

      خدا چیزی نمی افریند که بنده هاش اذیت بشن 

      این بنده هست که با طرز فکرش اشتباه عمل میکند 

      پس دیگه اشتباه خودتو به گردن نعمت های خدا ننداز 

      من پذیرفتم ،من می پذیرم و خودم درستش میکنم 

      خدایاکمکم کن 

      استاد ممنونم بابت این همه مطالب عالی اجرتون با خدا🌹🤲🏻

      الهی که زندگیاتون به زیبایی صدای گنجشکان صبگاهی باشه😍🤲🏻

      خدایا شکرت کلی حرف داشتم و درکم از این گام زیاد بود اما دیگه تمامش میکنم و بقیه ی حرفارو هی با خودم میگم و بهشون عمل میکنم 👊🏻

      الهی شکرت که هدایتم کردی 😍🥰😘

      یاحق مدد👋🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید