۳۹ سال قبل در ۱ آبان ۱۳۵۹ در دزفول و در خانواده ای مذهبی متولد شدم.
روز تولد من مصادف بود با شروع جنگ ایران و عراق، حس و حال مادرم از شرایط آن روز واضح ترین خاطره اولین روز تولد من است.
تولد دنیایی من
۸ سال اول زندگی را در چند شهر و روستا سپری شد تا از حملات موشک های جنگی در امان باشیم و حدود ۱۰ سال بعد را در شرایط پس از جنگ زندگی کردم، شرایطی که خیلی بهتر از دوران جنگ نبود، تنها تفاوتش شاید امنیت بیشتر بود.
پدرم کارمند اداره بهداشت بود و زندگی متوسطی داشتیم، نه رنج بی پولی می کشیدیم و نه حق انتخاب و اعمال سلیقه داشتیم.
همیشه باید بر اساس مقدار پولی که برای پدرم باقی مانده بود انتخاب می کردیم که خواسته خود را محقق کنیم یا به فکر گذران زندگی تا آخر ماه باشیم. علاقه و سلیقه معنا و مفهومی نداشت، انتخاب ها باید همیشه حساب شده و هوشمندانه صورت می گرفت.
انتخاب بر مبنای هزینه کمتر و ماندگاری بیشتر
در چنین شرایطی سالهای عمرم سپری شد و آنچه از زندگی آموختم قناعت کردن، نگران فردا بودن، اصراف نکردن، نگاه به پایین تر از خود داشتن و شکر خدا کردن، نخریدن، سفر نرفتن و هر آنچه ریشه و اساس آن بر مبنای کمبود بود.
هرچه بزرگتر می شدم نگرانی من از چگونه زندگی کردن بیشتر می شد، نگران کار بودن، خانه داشتن، ماشین داشتن، فرزند داشتن و هرآنچه مربوط به ملزومات یک زندگی مستقل بود.
و این نگرانی سبب شد که در تمام مراحل زندگی نتوانم انتخابی که مورد علاقه ام باشد را داشته باشم و همیشه بر اساس شرایط و دورنمایی از آن شرایطی که برایم پیش خواهد آمد انتخابهایم در زندگی رقم می خورد.
این خلاصه داستان زندگی من است که بی شک شباهت زیادی به داستان زندگی بسیاری از افرادی دارد که این نوشته را می خوانند. چرا که همه ما در شرایط فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و …. بسیار مشابهی زندگی کرده ایم و خیلی منطقی است که شرایط زندگی تقریبا مشابهی را داشته باشیم.
هرچه سال های زندگی سپری میشد به وظایف و مسئولیت های من اضافه میشد، دانشجو شدن، ازدواج کردن، شاغل شدن، پدر شدن و … که هر کدام مستلزم انتخاب های متعدد در زندگی بود که آنها هم به صورت تقریبا اجباری صورت می گرفت و قرار گرفتن در این شرایط سبب شده بود که احساس نارضایتی از زندگی داشته باشم.
لذت از زندگی نمی بردم و قرار گرفتن در هر وضعیت شخصیتی به جای ایجاد تجربه های لذت بخش باعث میشد تجربه های ناراحت کننده ای از زندگی داشته باشم و همه این ها باعث شد که در سن ۳۵ سالگی در شرایط ناامید کننده ای باشم.
۲ سال مغازه خدمات کامپیوتری داشتم، ۸ سال بعد از آن صورت رسمی در شرکتی دولتی مشغول به کار بودم، ۲ سال بعدی را شاگرد نجار بودم و ۵ سال بعد از آن فروشگاه ابزار و یراق داشتم
اما نتیجه این همه کار و تلاش این بود که در وضعیت مالی نامناسبی بودم با انبودهی از اقساط بانکی و بدهی های کوچک و بزرگ به دوستان و افرادی که از آنها جنس مغازه را تهیه می کردم، روابطم با همسرم رنگ و بوی خوبی نداشت و هیچ لذتی از پدر دو بچه بودن نمی بردم، اضافه وزن بالایی داشتم و در وضعیت سلامتی خوبی نبودم، فشار زندگی و فکر کردن برای حل مسائل و مشکلات زندگی تمام اوقات بیداری من را به خود اختصاص داده بود.
این نتیجه ۳۵ سال زندگی من در این جهان به ظاهر زیبا بود، جهانی که برای من زیبایی نداشت و هرچه بود سختی، رنج و اجبار بود
خیلی ابراز نارضایتی میکردم و انقدر در زندگی مسائل و مشکلات متنوعی داشتم که برای هر فردی حرف تازه و نگفته ای داشتم و گله و شکایت عادت من شده بود
بارها به خداوند شکایت میکردم که این چه وضع زندگی است، تاکی باید سختی بکشم، تا کی امتحان، تا کی از چاله به چاه افتادن و البته علاوه بر خدا که مقصر اصلی زندگی من بود، وضعیت خانوادگی و نداشتن ثروت را عامل دیگری برای ناکامی ها و ناراحتی های خودم در زندگی میدانستم
درخواست تغییر زندگی
مدت ها بود از خدا می خواستم یا زندگی مرا تغییر دهد یا مرا از این دنیا ببرد چون دیگر تحمل این شرایط زندگی را ندارم
این درخواست من از روی یاس و ناامیدی و باور به نانوانی من در خلق شرایط زندگیم بود، چون از خدا می خواستم او زندگی مرا تغییر دهد، در واقع دوست داشتم فردا که از خواب بیدار میشوم، معجزه هایی رخ دهد و همه مشکلات من برطرف شود و زندگی روی دیگر سکه را به من نشان دهد و من غرق ثروت و شادی و تفریح و هرآنچه در فیلم ها درباره زندگی های لاکچری دیده بودم شوم.
این اتفاق هرگز رخ نداد اما مشیت الهی مرا به سمت آشنایی با قدرت ذهن هدایت کرد. هدایتی که از سال ۹۳ تا به امروز با اشتیاق و علاقه آن را دنبال میکنم.
هدایتی که تمام زندگی من را تحت تاثیر قرار داد، و امروز من در سن ۴۴ سالگی در شرایطی کاملا متفاوت از چند سال قبل خود هستم.
شرایطی که فقط با تغییر افکار و همچنین شناخت بهتر خداوند ایجاد شد و نه هیچ تغییری در محل زندگی، مدرک تحصیلی، دریافت ارثیه خانوادگی، برنده شدن در قرعه کشی خاص و هیچ تغییر دیگری که در گذشته بارها به آنها فکر می کردم و تصور میکردم تنها در آن شرایط است که میتوانم روی خوش زندگی را ببینم.
و امروز بدون تغییر همه آن شرایطی که تصور میکردم برای خوشبخت بودن باید ایجاد شود، در شرایط بسیار عالی و در خوشبختی زندگی میکنم.
آزادی در انتخاب
مهمترین عاملی که در شرایط زندگی من تغییر کردن حق انتخاب بود. و همین عامل به تنهایی برای تجربه خوشبختی کفایت میکند
اینکه شما در انتخاب کردن آزاد باشید، حق انتخاب هرآنچه مورد علاقه تان است را داشته باشید، توان مالی پرداخت هزینه هر تجربه ای که دوست دارید کسب کنید را داشته باشید، آزادی انتخاب در زمان برای چیدن شرایط مورد علاقه خود در زندگی را داشته باشید و …
حق انتخاب یا آزادی به عقیده من بالاترین سطح خوشبختی است البته اگر همراه با افکار و احساس خوب باشد.
تکته قابل توجه در روند تغییر زندگی من این است که این شرایط فقط مختص به من نیست، و برای همه انسانها میتواند به شکل های محتلفی رخ بدهد
درباره خودم نوشتم نه به این دلیل که من انسان خاصی هستم، یا پشتکار مثال زدنی دارم، یا عزیز کرده خدا هستم و یا هر موضوع دیگری.
بلکه به این دلیل که شما هم میتوانی با درک قوانین حاکم بر جهان هستی و همچنین شناخت بهتر خدایی که خود را به شکل واضح در قرآن و بسیاری از کتب دینی معرفی کرده است به شرایطی که دوست داری در زندگی تجربه کنی دست پیدا کنی
قدم اول: این است که بخواهید تغییر کنید
و قدم دوم: باور کردن توانایی تغییر کردن است
اگر قدم اول را بردارید، در قدم دوم میتوانم با به اشتراک گذاشتن آنچه در این مسیر تجربه کرده ام به شما کمک کنم به شکل ساده تر از من حرکت خود را از شرایطی که هستید به شرایطی که میخواهید ادامه دهید.
همان فرایندی که در موضوع لاغری برای دوستانم رخ داد، البته برای آنهایی که قدم اول را برداشتند و تصمیم گرفتند از شرایط چاقی فاصله گرفته و در شرایط تناسب اندام قرار بگیرند، قدم دوم برای آنها همراهی ما با تعداد زیادی فایل های آموزشی رایگان و دوره های فوق العاده لاغری با ذهن بود که به لطف خدا به شکل عالی برای دوستانم طی شد و بسیاری از دوستانم به راحتی ” لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست” را تجربه کردند.
برای تغییر زندگی در جنبه های مختلف نیز همان فرایند را طی میکنیم، قدم اولش با شما، قدم دوم را با هم بر میداریم و از به اشتراک گذاشتن نتایج خود لذت می بریم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
متن فایل تصویری برای ناشنوایان 🧏
متن فایل تصویری خالق زندگی خود باشیم: (توسط خانم نگار ملکزاده عزیز)
وقتی در زندگی اون چیزی رو که بخوای به دست بیاری یا قدرت به دست آوردنش رو داشته باشی اون چیز برات خیلی ارزشمنده و پیشرفت تصاعدی میشه
وقتی که با قانون ذهن آشنا باشی وقتی که با افکار و چطور کنترل کردن ذهن آشنا باشی پیشرفت شما تصاعدی میشه در تمام جنبههای زندگی
تفاوت بین انتخاب کردن با مجبور بودن رو درک کنید در هر جنبه از زندگیمون در هر موضوعی شما اگر بتونی بر اساس علاقه خودت انتخاب کنی شما اون موقعیت اون شرایط رو حتماً دوست خواهی داشت و حتماً ازش لذت میبری و حتماً برات تکراری نمیشه
اما اگر همیشه مجبور باشی شرایطی رو انتخاب کنییعنی خودت فلان ماشین رو دوست داری بخری اما به هر دلیلی نمیتونی بخری و مجبور میشی اون یکی ماشین رو بخری که علاقهای بهش نداری دوست داری فلان رشته دانشگاه رو انتخاب کنی اما به هر دلیلی نمیتونی و میری یک رشته دیگه رو انتخاب میکنی دوست داری با فلانی ازدواج کنی به هر دلیلی نمیشه و میری با یه نفر دیگه ازدواج میکنی
در زندگی قبلی من، زندگی که قبل از موضوعات ذهنی آشنا بشم تمام زندگی من اجبار بود هیچ وقت حق انتخابی نداشتم در مورد چاقی فکر میکردم این دیگه سرنوشت منه خدا منو اینجوری خلق کرده به خاطر ژنتیکِبه خاطر خانواده است
خودم رو پذیرفته بودم که این دیگه سرنوشتمه و همه چیز اجباری بود در زندگی من و خسته کننده است اینجوری زندگی الان متوجه میشم چقدر خسته کننده است چون دارم میبینم خیلی از اطرافیانم که زندگی اجباری رو دارن تجربه میکنن مجبورن سر ساعت خاصی سر کار باشن مجبورن فلان کار رو انجام بدن مجبورن در فلان مراسم شرکت کنن مجبورن این ماشین را حتماً داشته باشن مجبورن اون مسافرت رو نرن
همه چیزشون اجباره انتخاب نیست به خاطر همینه که لذت نمیبرن از زندگیشون
و از اونجایی که سال ۹۴ یواش یواش من خلق کردن و انتخاب کردن در زندگی رو یاد گرفتم و به لطف خدا تونستم شرایط زندگیم رو خودم انتخاب کنم دیدم در تمام جنبههای زندگی من دارم لذت میبرم اینقدر که علاقه به کارم دارم
آزادی لذت بخشترین پارامتری هست که در زندگی گذشته من نبود و متاسفانه در زندگی خیلی از اطرافیان میبینم که نیست
و وقتی از انسان آزادی رو بگیری هیچ چیزی برای انسان لذت بخش نیست روح انسان آزادی طلبه آزادی رو دوست داره آزادی در انتخاب، آزادی در زمان، آزادی در مکان، آزادی در روابط، آزادی در کسب و کار، آزادی در استقلال مالی، آزادی در همه چیز
این اون چیزیه که روح رو به وجد میاره و شما میتونی از زندگیتون نهایت لذت رو ببرید اما اگر مجبورید در زندگی چه برای کار چه برای زندگی چه برای روابط چه برای خرج و مخارجت در هر انتخابی که شما مجبور هستی به انتخاب کردن نمیتونه اون لذت و شادی رو براتون داشته باشه و هدفم اینه که یواش یواش بیایم به این سمت که بتونیم خلق کردن و لذت خلق کردن رو یاد بگیریم
تغییر ذهن یه پروسه مکانیکی نیست یه پروسه اینکه چه کاری را انجام بدم یا این فایلها را گوش کنمالان خیلی این چیزا مد شده مثلاً یه فایلهایی میذارن اصواتی رو پخش میکنن فرکانسهای مغزیتون رو تغییر میده اصلاً از این خبرها نیست.
تغییر ذهن به این شکله که شما الان این فایل رو داری میبینی داری گوش میدی یه سری افکار در شما شعلهور میشه
یه سری خواستهها در شما شعله ور میشه
همین حرفهایی که من دارم براتون میزنم شما هم زمان داری با زندگی خودت با شرایط خودت این حرفها رو مقایسه میکنی یه جاهایی شبیه زندگیته خوشحالی یه جاهایی نیست میگی اَه کاش منم اینجوری بودمکاش میشد اینجوری چقدر خوب بود اینجوری زندگی کردن
همین که من حرف از آزادی میزنم در زندگی کردن در شما شور و اشتیاق ایجاد میشه در شما علاقه ایجاد میکنه که این شکل زندگی رو تجربه کنیماین میشه اولین گام برای تغییر زندگی
اینکه این فایل رو گوش میدی اون احساس در خودت شکل بگیره خودت رو سرکوب نکنی بگی نه این یه نفر بود شانس آورده این دلش خوشه داره از این حرفا میزنه
نه اصلاً موضوع من نیستم موضوع اینه که وقتی از قوانین ذهن وقتی کنترل ذهن رو یاد بگیری شرایط برای همه میتونه وجود داشته باشه
نه اینکه اینا رو توضیح دادم که فکر کنید من یه آدم خاصی هستم میتونستم در ۳، ۴ سال از اون شرایط زندگی به این شرایط برسم اصلاً به این شکل نیست
همه آدمها میتونن
در موضوع لاغری با ذهن الان در سایت هستن دوستان بسیار زیادی که بعضیهاتون تصاویرشون هست شما ببینید
پس این مختص من نبوده که من بتونم از طریق لاغری با ذهن به تناسب اندام برسم هر کسی که این قوانین و این تمریناتی که در دورههای مختلف گفته شده را انجام داده تونسته به نتایج حتی بهتر از من برسه در تناسب اندام
پس در موضوع تغییر زندگی و تغییر شرایط زندگی هم بازم این قانون صدق میکنه که هر کسی این افکار این قوانین و این تمرینات ذهنی را انجام بده مطمئناً میتونه به هر آنچه که در زندگی دوست داره دست پیدا کنه اصلاً چیز عجیب و غریبی نیست
اتفاقاً در سایت ما چون که اساس و اصل توجه ما در سایت بر روی لاغری با ذهنه و این همه دوستان نتایج عالی گرفتن خیلی راحتتر میشه باور کرد پس در جنبههای مختلف زندگی هم میشه نتیجه گرفت همونطور که من نتیجه گرفتم.
وقتی ذهنت رو درست برنامهریزی کنی وقتی قوانین ذهنی رو یاد بگیری
اینجوری نیست که خب من لاغری رو درست کنم بعد برم برسم به کسب و کار بعد برم برسم به روابط وقتی اینجا تنظیم بشه تمام جنبههای زندگی شما تحت تاثیر قرار میگیره این چیزیه که خیلی از دوستان در زندگیشون دارن تجربه میکنن افرادی که از آموزش لاغری با ذهن دارن استفاده میکنن در جنبههای مختلف زندگیشون تاثیر گذاشته
اما وقتی خیلی اصولیتر خیلی اساسیتر به موضوعات تغییر زندگی در جنبههای مختلف زندگیتون توجه کنید و به اونها هم بپردازید میبینید که تسلط شما بر تمام جنبههای زندگیتون بیشتر میشه و اون وقته که شما زندگیتون رو خلق میکنید.
خلق کردن زندگی به این معنیه.
فکر نکنید کلمه خلق کردن فقط مختص به خداست که فقط خداوند خلق میکنه نه خداوند قدرت خلق کردن را در هر انسانی قرار داده
چطور قرار داده ؟؟؟
با قرار دادن ذهن اون فرد،
قدرتی که در ذهن اون فرد گذاشته اون فرد خالق زندگیشه،خالق زندگی یعنی چی؟؟یعنی زندگی بر اساس آن چیزی که خودت دوست داری انتخاب میکنی
وقتی شما بتونی انتخاب کنی در زندگی شما خالق زندگیت هستی وقتی بتونی انتخاب کنی من فلان رابطه رو دوست دارم تجربه کن موقتی انتخاب کنی من فلان کسب و کار رو دوست دارم تجربه کنم و اونو تجربه کنی وقتی دوست داشته باشی فلان ماشین رو سوار بشی و بتونی تجربهاش کنی وقتی دوست داشته باشی فلان لباس رو بپوشی و تجربهاش کنی
اینا همه میشه انتخاب و اون وقت شما میشی خالق زندگیت وقتی انتخابهات در زندگیت زیاد بشه در جنبههای مختلف زندگیت زیاد بشه و شما بتونی در جنبههای مختلف زندگی بتونی انتخاب کنی شما خالق تمام و کمال زندگیت میشی حتی روابطت با خداوند رو باید بتونی انتخاب کنی
اگر روابطت با خداوند هم بر اساس جبر و بر اساس مجبور بودنِ که چون که گفتن باید اینجوری باشه پس منم باید اینجوری باشم اما احساس خوبی بهت دست نمیده از روابط با خداوند از عبادت کردنت حالت بهتر نمیشه
پس بدون این روش اشتباهه
این نیست که حتماً اون چیزی که دیگران گفتن رو من باید انجام بدم که حالم خوب بشه رابطه با خداوند هم یک حق انتخابه که شما باید بتونی انتخاب کنی چطور با خدای خودت حرف بزنی چطور با خدای خودت راز و نیاز کنی چطور ازش درخواست کنی چطور به پیامهاش گوش دل بسپاری و انجامش بدیو چطور در زندگیت آرامش را تجربه کنی به واسطه ارتباط خوبی که با خدا داری که اونم انتخابی باید باشه
تا وقتی که ارتباطتون با خداوند اجباری باشه شما نمیتونی اون لذت و احساس خوب بندگی و خالق داشتن رو تجربه کنی.
باید هدفتون در زندگی بالا بردن حق انتخابتون باشه نه حق انتخابی که به زور بخواد به دست بیاد حق انتخابی که بر اساس تغییر افکار بر اساس همراهی خداوند در جهان هستی برای شما پیش میاد
فکر نکنید یه چیز عجیب غریبه همونطوری که من در سال ۹۲ به خاطر افکارم طرز فکرم در شرایطی بودم که مجبور بودم اون ماشینی رو که دوست ندارم بخرم در سال ۹۷ در شرایطی قرار گرفتم که مجبور بودم اون چیزی که دوست دارم رو بخرم
چون میتونستم بخرم و چه چیزی لذت بخشتر از اینه که شما اون چیزی که دوست دارید رو داشته باشید و این حق انتخاب تا بینهایت میتونه گسترش پیدا کنه
گام اول برای حرکت به سمت تغییر کردن پذیرفتن این آگاهیِ
پذیرفتن این حق انتخاب برای خودته اطمینان دارم خیلی از شمایی که دارید این صحبتها رو میشنوید تا الان شاید به این فکر نکردید که بتونید حق انتخاب داشته باشید در زندگیتون در تمام جنبههای زندگیتون
هزار و یک دلیل که در ذهنتون الان هست که چرا نمیتونید انتخاب کنید
همه شما مثل گذشته من برای هر جنبه از زندگیتون که نمیتونید انتخاب کنید بر اساس علاقهتون کلی دلیل و توجیه دارید که خودتون رو قانع کنید
به این دلیل به این دلیل من نمیتونم اون چیزی رو که دوست دارم انتخاب کنم
نمیتونم اون چیزی رو که دوست دارم بپوشم
نمیتونم اون چیزی که دوست دارم رو سوار بشم نمیتونم اون رابطهای که دوست دارم رو تجربه کنم نمیتونم اون کسب و کاری که دوست دارم رو داشته باشم
نمیتونم هر زمان که دوست دارم از خواب پاشم نمیتونم هر زمان که دوست داشتم بخوابم
کلی دلیل داری که همشون درستن
چون شما الان در سطح فکری و فرکانسی هستی که تمام شرایط پیرامون شما طبیعیه براتون و دلیل دارید که طبیعیه اما وقتی ذهنتون عوض بشه و شرایط شما به واسطه فرکانسی که به جهان هستی ارسال میکنید و پاسخی که دریافت میکنید همین اجبارهای شما در زندگی پاسخهای جهان هستی به شماست
فکر نکنید چیز عجیب و غریبی هست وقتی فرکانس مغزی شما عوض بشه افکار شما تغییر کنه پاسخهای جهان به شما تغییر میکنه و همینطور که امروز خیلی عادی و طبیعی شما مجبور هستی هزار و یک کار رو در زندگیتون انجام بدید مجبور هستید چون حق انتخاب ندارید
بعداً خیلی طبیعی حق انتخاب خواهید داشت چون شرایط خیلی عادی میشه خیلی عادی میشه براتون
پس گام اول پذیرفتن حق انتخابه
اینکه شما بپذیرید من میتونم حق انتخاب داشته باشم ممکنه این ذهن منفی باف بیاد بگه که نه به خاطر کشور پدر مادر همسر بچهها کار نمیذارن نمیشه مگه میذارن چطور ممکنه با این اوضاع و هزاران بهونه بیاره و راستم میگه چون بر اساس محتویات ذهنی خودتون باهاتون بحث میکنه این منفی باف این شیطان درون که من بهش میگم از خودمون میگیره به خودمون میده
آن چیزی که در مغز ما ذخیره شده رو میاد تحلیل میکنه بهت تحویل میده از خودش که چیزی نداره محتویات ذهنی خودت رو میاد سریع مرور میکنه هی سند رو میکنه به این دلیل به این دلیل تو نمیتونی لاغر بشی تو نمیتونی کسب و کار خودت رو داشته باشی تو نمیتونی ماشین مورد علاقت رو داشته باشی و هزاران چیز دیگه
پس بپذیرید که حق انتخاب با شماست دلیل هم اگر براش نمیتونید بیارید اشکال نداره گام اول پذیرفتنه
بپذیرید من میتونم حق انتخاب داشته باشم و برای اینکه بیشتر باور کنید که میتونید حق انتخاب داشته باشید در زندگیتون
جستجو کنید مواردی رو مثال بزنید دربارهاش بنویسید که دوست داشتید فلان چیز رو داشته باشید و دارید اصلاً فکر نکنید بزرگ و کوچیک داره اگر حتی شما یک عروسک رو دوست داشتید داشته باشید یک ماشین اسباب بازی را دوست داشتید داشته باشید و الان داری به هر طریقی بهت داده شده اینو بنویس
مثلاً من دوست داشتم فلان ماشین اسباب بازی رو داشته باشم اتفاقاً فلانی برای تولدم بهم هدیه دادیا من دوست داشتم فلان غذا رو بخورم اتفاقاً وقتی رفتم خونه فلانی دیدم همون غذا درست شده
اینا چیه اینا چه کار میکنه این تمرین این فکر کردن به اون چیزی که من میگم وقتی میگم انجامش بدید چیکار میکنه تحلیل کردن مغزتونه اون اتفاقاتی رو که انتخاب خودتون هست شما پیدا میکنید این اتفاقات در زندگی همه وجود داره اما چون لابلای کلی اتفاقات ناخواسته است که مجبوریم به چشم نمیاد و فکر میکنی چیزی نیست
در صورتی که اینجوری نیست کوچیک و بزرگ نداره وقتی ذهن شما بپذیره که حق انتخاب داری وقتی شما باور کنی که در زندگی حق انتخاب داری یواش یواش انتخابهای تو بزرگتر میشه نه اینکه برای جهان تفاوتی داره که مثلاً انتخاب تو یک عروسک باشه بهت داده بشه یا یک ماشین باشه بهت داده بشه برای جهان هستی تفاوتی نمیکنه برای خداوند هیچ چیزی بزرگ و کوچیک نداره همه چیز به یک اندازه است همه چیز بینهایته برای ما قابل باور نیست
به خاطر همین از چیزهای کوچک شروع میکنیم بعد که چیزهای کوچیک رو پیدا کردیم روشون کار کردی یواش یواش میگی یه چیز بزرگتر میخوام اصلاً جرات پیدا میکنی به خودت میای جرات پیدا میکنی حالا که اینا شد بزار اینم بخوام بعد اون که شد میگی اینم بخوام
میبینی یواش یواش قدرت خالق بودنتون کشف میکنی تجربهاش میکنی پس برای این تمرین این قسمت بنویسید که چه چیزهایی رو در زندگیتون خواستید که دارید در هر جنبه از زندگی از کوچک تا بزرگش رو بنویسید از یه سر سوزن من دوست داشتم این سر سوزن رو داشته باشم الان دارم و حسون رو نسبت به اون چیزی که خودتون خلق کردید و دارید بنویسید.
امتیاز 4.38 از 81 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدایی مهربان
سلام استاد عطار روشن وهمه دوستان هم مسیر
هدف من زندکی بهتر کردن هست
خدا رو به اندازه میلیون باره تشکر وسپاس گزار هستم که زندگی دیگه رو دارم تحربه میکنم
ازوفتی وارد این مسیر شدم وتو دره خدا هرگز دیر نمیکند برای باره اول این تمرین رو شروع کردم که از اون زمان به شکرخدا هرروز انجام میدم کلی اول خالم دلم خوب هست واین سپاس گزاری دیگه خیلی از بخش هایی که اصلا نگاه بهش نداشتن جزه این سپاس گزاری هر روز بشه وانقدر جسم بسته من رو بازکرد وعینک دیگه ازخلق خدایی عزیزم به جشم زدم ونگاهی دیگه رو برای من ساخت و حالا مثل امروز داشتم این بخش،سپاس گزاری رو انجام میدادم رسیدم به ۷ اسمان ریز اب هوا پرندگان تنوع ثروت تنوع وفراوانی خلق شده خدا انقدر طی شد که هی یاد یی بخش دیگه افریتش،خدا رو بازم برای نعمت فراونی انقدر تشکر وسپاس گزار شدم وفتی به این شکل از خالق بودن خدا تشکر دارم تازه بزرگی خدا برام هی بزرکتر واصختر میشه
خدایی خودم رو بهش شناخت بیشتر پیدا کرده وخدای مهربان ازش برای کمکی که توکل زندگیم برام انجام داده من اون زمان متوجه کمکش نشدم بازمتشکر میکنم
وازدریافتهای تازه خودم که دراثر دید بهتر وسپاس گزاری خودم به زندگی من از کمک خدایی عزیزم میرسه بازم تشکر کرده این جزخه هی بارها تکرار وحال روحی من هر روز خوب هست واز امید دارمکه اینده من شکل عالتری خواهد بود امروز یی نفر ازمن سوال کردکه اگه من اون رهایی که وتوافکار بهش نیاز دارم رو انجام بدن جطور احتمال دربهبود شرایط روخواهم داشت من براش شرخ داد ولی فکرکنم بازممتو حه نشد که وفتی رها کنی خداوند جاکزین این راه شدن برات کارهای رو انجاممیده که اصلا تو توان هیچ بنده نیست و اون زمان از تعجب کاری که خدای عزیزم برای اون انجام دادن به خودش میگه وای باور نمیشه که چقدر اسون راحت انجام شد
من بایدهدفم خلق کردن زندگی تو هر جنبه هست وفتی میخوام که تغیبر توبخش های که ازاون رضایت واقعی رو نداشتم رو این باره اول خلق کنم وبا اون زندگی دیگه رو تجربه کنم واون چیزی که دوست داشتم ولی نمشید اون تجربه کنم وباره تلاش داشتم تجربه رو بینم نمیشد وهرکاری میکرد به حای تجربه خوب تعداد تجربه خوب کمتروتجربه بد هی بیشتر بود واون وضعیت در من اون رضایت ازخالق رو در من کم میکنه هر راهکار که به من اموزش داده بودن که کلی ترس ازش داشتم حتی از خدا هم کلی نرس داشتم واز تنها بودن باهش هم ترس داشتم که مباد از من که راضی نیست تازه حق میدوستم ولایقت خودم بحاطر اشتباهاتم همین شرایط تازه خودم اماده مجازت بیشتر بود خوب تو این حس حال چطور حق انتخاب داشتم که تو پناه همچین خدای خودم اصلا نمیدم جطور ازش درخواست بهتر شدن وضعیت رو درخواست کنم تازه انتظارم ازبودن خودم در کنار خالق بینمم اینده همه کلی افکاردورنش بود کلی باوره بود کلی حق انتخاب که اصلا برای من نبودخدا این شرایط رو برای من قرار شده من اجازه تغییر دادنش رو هم ندارم پس،هپهجیز دست به دست هم شد مسیر فبلی و حالا که تو پناه خدای عزیزم خودم حس نیکنم صحبت با خالق انقدر شیرین ودل چسب هست ارامشی تو هر ارتباط،با خدایی عزیزم وفتی درخواست دارم زمانی می گزازم اون به شکلی ،برای،من هم زمانی رو ایحاد میکنه و از اون داشته به قدری شادهستم وبارها ازدیدن اون وسیله انقدر شاد خوشحال هستم که انکارهمین یی ساعت پیشبه خونه من امده من هیچ زمان از خرید خودم تو این زمان بلند مدت لذت نمبردم اگه بود نهایت یی ماه نه ۹ماه که وفتی بهش،نگاه مییکنمکلی لذت ازش میبرم
وفتی من زندگی رو خلق کردم و احازه این تغییز رو ازجانب خدایی عز،یزم دارم جون هدایت شدم حمایت شدم که اون خالق کردن به شکل خدای عزیزم کلی لذت می برم وزندگی دیکه روبرای خودن با هرانجه این همه سال دوست داشتم داشته باشم برای خودم می سازم
خدایا ازت بی نهایت تشکر وسپاس گزارهستم که کمکت شامل حالم شد
خدا پشت وپنا هتون یا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام بر خلق کنندگان زندگی خود
چله تغییر زندگی : خالق زندگی خود باشیم
من تازه با این مطلب برای اولین بار در زندگیم برخورد میکنم ولی دقت که میکنم میبینم از نوجوانی تقریبا خالق زندگی خودم بودم و تا حدود بسیاری هم از چیزی که خلق کردم راضی ام و دوستش دارم چون یقینا دوستش داشتم که خلقش کردم
البته بعضیاشم با توجه به شرایط مالی و خانوادگی وسع و توان خلق کردنم در همون حد تو دوران خودش بوده
شاید الان که پخته ترو آگاه تر شدم و وضعیت مالی بهتری دارم تو خلق کردن و رسیدن راحت تر عمل میکنم
به طور مثال پدرو مادر بیسواد وپیری داشتم و در یک خانواده پرجمعیت با وضع مالی متوسط رو به پایین در جنوب شهر تهران بدنیا اومدم
و خیلی زود پدرم از دنیا رفت و دست تک برادر زورگو تو خونه استرس زیادی میکشیدم
ولی با همت خودم مدرسه تیزهوشان قبول شدم و پشت سر هم مدال المپیاد ریاضی مسابقات علمی و چندین مدال اول طلای ورزشی در شطرنج بدمینتون بسکتبال و والیبال بدست آوردم که حکم قهرمانی هاش هست میتونم عکسشون رو تو گروه بفرستم پس من شرایط بهتری رو تو اون دوران برای خودم و با حمایت مادرم رقم زدم
بعد ازون قبولی تو دانشگاه دولتی و در رشته ی مورد علاقه م ادبیات انگلیسی بود که با وجودی که بالاجبار تو مدرسه ریاضی خونده بودم ولی تو دانشگاه دنبال ریاضی نرفتم و رفتم دنبال علاقه م به ادبیات و زبان و موفق هم شدم
در همون زمینه رشته خودم تو یه شرکت بزرگ واردات پزشکی تو بالاشهر تهران کار پیدا کردم و با گذراندن دوره های بازرگانی خارجی شدم مدیر بازرگانی خارجی اون شرکت
همیشه دوست داشتم خودم اونقدر پول جمع کنم که جهاز خوبی برای خودم بخرم و دیگه نیازی به پول مادر پیرم نداشته باشم که خدا رو شکر اونقدر درآمدم زیاد شد که یه خونه نود متری تو کرج با وام مسکن خریدم
همیشه از پسر دایی نماز خون و قد بلندم خوشم میومد و از کودکی دست تو گردن هم عکس داشتیم و یجورایی هم بازی همدیگه بودیم اون چهار سال از من بزرگتر بود و این عشق دو طرفه بود خلاصه با وجود مخالفتهای اطرافیان ما بعد ده سال جنگیدن بهم رسیدیم و زندگی با عشقمون شروع شد
همیشه دوست داشتم خدا پسر باهوشی بهم بده که مثل خودم تیزهوش بشه و اهل طبیعتگردی و موسیقی
خدا رو شکر الان پسر پانزده ساله ای دارم که تیزهوشان درس میخونه و گیتاریست و آهنگساز خیلی خوبیه و کلی کنسرت داده و با ما تقریبا بیشتر ایران رو گشته و اهل طبیعتگردیه
همیشه دوست داشتم ماشین شاسی بلند داشته باشم که خدارو شکر تونستم بخرم
همیشه دوست داشتم یه ویلای نقلی با حیاط و مرغ و خروس که یه طرفش دریا باشه و یه طرفش جنگل داشته باشم که داستان خریدن ویلامو تو یکی از فایلها قبلا گفتم خدا رو شکر با مبلغ ناچیزی از ارث خانه پدری تونستم به رویام برسم و الان یه ویلا تو روستای اطراف لاهیجان دارم که در چند قدمی دریاست و ویوی اتاق خوابم به یه مرغزار پر از اردک مرغ و خروس باز میشه و ویوی ابدی داره
همیشه دوست دارم به لاغری پایدار از راه درست برسم که خدا منو با سایت تناسب فکری آشنا کرد و الان اینجام و متناسب شدم اونم تو مدت ۸۱ روز
همیشه دوست داشتم یه دوچرخه ثابت مبله خانگی داشته باشم که یهو همونو تو دیوار دیدم با یه مبلغ ناچیزی خریدمش و الان ازش هر روز استفاده میکنم
یا دوست داشتم شمال میریم سه تا دوچرخه داشته باشیم و بین شهرها با دوچرخه تردد کنیم که خدارو شکر سه تا نه بلکه الان چهار تا دوچرخه تو شمال داریم و سه تایی با عشق بین مرغزارها و جنگلهای زیبای شمال دوچرخه سواری میکنیم
یه تیوپ تریلی بزرگ گرفتیم و اونو باد میکنیم و تو ساحل جلوی خونمون میاندازیم و من ساعتها روی اون دراز میکشم و خودمو به امواج دریا و تلاطم لذت بخشش میسپارم
دوست داشتم خدا یه برادر خوب بهم بده چون برادر اصلی خودم آدم خوبی نبود و خدا یه دوست از دوستای همسرم رو که اهل کرمانشاه هست رو وارد زندگیمون کرد که جای برادر نداشته ی منو پر کرد و خیلی تو زندگیم ازش یاد گرفتم و استاد آواز سنتی هستش و همیشه برامون آوازهای قشنگش رو میخونه و من همیشه بهش میگم صدات در حد استاد شجریان عالیه و واقعا هم صداش عالیه و شعرهای قشنگی از خیام و عطار و مولانا و حافظ و سعدی رو همیشه انتخاب میکنه
خلاصه اگه بخوام بگم خیلی میشه خیلی موارد در زندگی من رخ داده که من نمیدونستم که خودم خلقشون کردم
اینا بزرگترین هاش بود
ازین به بعد که به قدرت خلق وجودی خودم آگاه شدم صد درصد خواسته های بزرگی از خدا خواهم خواست و دراون راه قدم برمیدارم
نشان های دریافت شده
از اینکه این فایل هارو رایگان دراختیارمون قرار میدین نهایت تشکر دارم از استاد بزرگوارمون
نشان های دریافت شده
با یاد و نام خدا
با درود
چقدر این فایل عالی بود سپاس برای وجودتون استاد که این همه خالصانه اطلاعات و آگاهی به ما میدید🙏🌸
حق انتخاب داشتن باعث میشه حس خوشبختی داشته باشیم و آزادی لذت بخش ترین پارامتر زندگیه.
روح ما آدما آزادی طلبه و دوست داره در همه چیز آزاد ورها باشه.
خلق کردن و بوجود آوردن با تغییر ذهن انجام میشه
باید باورها تغییر کنه باید بتونیم ذهنمون را کنترل کنیم
همه آدمها می تونن این تغییر را تجربه کنن و به نتایج خوبی برسند وقتی برنامه ریزی ذهنی درست بشه وقتی بتونی افکار درست را در ذهنت پرورش بدی می تونی زندگیتو طوری که دوست داری خلق کنی و خالق زندگی خودت باشی.
رابطه با خداوند هم یک حق انتخابه که اگه با اون ارتباط حالت خوب میشه یعنی ارتباط درست و اگه اینجور نباشه اون ارتباط حس خوبی بهت نمیده و از سر اجبارباشه واقعا لذتی نداره.
گام اول پذیرفتن این هست که ما حق انتخاب داریم و نباید برای انتخاب نکردن خودمون دلیل و توجیه بیاریم و اینم بستگی به محتویات ذهنی ما داره اگه فرکانس مغزی ما عوض بشه پاسخ کائنات به ما هم تغییر می کنه.
مثال هایی از زندگی خودم که حق انتخاب داشتم و به دست آوردم که دوستشون داشتم و از بابت به دست آوردنشون خوشحالم.
من عاشق رشته تجربی بودم و تونستم این رشته را بخونم.
من دوست داشتم معلم بشم و تونستم این انتخاب را بکنم و در حال حاضر دبیر هستم و تدریس می کنم.
دوست داشتم رانندگی رو یاد بگیرم و تونستم گواهی نامه بگیرم.
دوست داشتم واسه خودم لبتاپ داشته باشم و تونستم بخرم و دارمش
دوست داشتم ساعت مارک خاصی داشته باشم و الان دارمش و تونستم بخرمش
دوست داشتم مسافرت با هواپیما رو تجربه کنم و تونستم چند بار این تجربه را خلق کنم
من خوشحالم که همیشه خودم لباسامو انتخاب می کنم و حتی رنگ هایی که مورد علاقم هست می خرم و می پوشم ولذتشو می برم .
در انتخاب کفش،کیف، عطر و ادکلن بویی که خودم دوست دارم را انتخاب می کنم.
در انتخاب وسایل خونه برندی که خودم دوستش دارم می خرم و دنبال چشم و همچشمی با کسی نیستم دوست دارم وسایلی انتخاب کنم که از دیدنشون ذوق کنم.
دوست داشتم دستبند طلا داشته باشم و تونستم بخرمش و واسه خودم خلقش کنم.
دوست داشتم تراول ماگ داشته باشم وتو محیط کارم نوشیدنی گرم از خونه ببرم دخترم هدیه واسم تراول ماگ خرید.
به گل و گیاه خیلی علاقه مندم و تونستم واسه خونه مون گلدونای گل زیدی بگیرم و هر روز کلی از داشتن گل و گیاهام حالم بهتر میشه.
دوست دارم تجربه خرید ماشین ۲۰۶ واسه خودم را داشته باشم که ان شاءالله بتونم این خواسته را هم خلق کنم و تو زندگیم تجربش کنم.
سلام استاد صبح شما بخیر
استاد وقتی اول بار اسم این فایل را خواندم (خالق زندگی خود باشیم ) چقدر احساس غرور و شادی کردم که من هم مثل خداوند خودم قادر هستم چیزهایی که دوست دارم برای خودم خلق کنم و این یعنی ازاد و رها بودن و چیزی که خداوند فرموده من انسانها را آزاد و با اختیار خلق کردم وچقدر این فکر انسان را از حالت مجبور بودن و اجبار داشتن خلاص میکند و احساس آرامش داریم
رویای تغییر کردن و خلق کردن با ذهن یک تغییر جدید درزندگی است و قدرت خالق بودن یعنی شکرکزاری و وقتی بیشتر با این تغییر نگرش و قوانین جهان آشنا شویم خواسته های ما تصاعدی بالا می رود و کم کم تفاوت بین مجبور بودن و انتخاب کردن را متوجه میشویم
در مجبور بودن اصلا علاقه و شور و شوق وجود ندارد ولی درانتخاب کردن و خلق کردن علاقه وجود دارد چون وقتی ازادی را از انسان بگیرند و حق انتخاب نداشته باشد دربهترین حالت هم شاد نیست چون استقلال مالی – مکانی – روابط و… ندارد
تغییر ذهن یعنی چه ؟ یعنی یک سری افکار جدید درذهن ما شعله ور میشود و درزندگی وقتی انها را مقایسه میکنیم و میبینیم بعضی چیزها را با ذهنمان خواستیم و خلق کردیم اشتیاق برای انجام بیشتر کارها درما بیشتر میشود چون میتوانیم کنترل ذهن را بدست بگیریم برای خلق چیزهای بیشتر که دوست داریم انتخاب کنیم نه مجبور باشیم برای انتخاب
وقتی که ذهن خود را درست برنامه ریزی کنیم و با قوانین جهان آشنا باشیم کم کم خالق زندگی خودت میشوی
خالق زندگی یعنی چه ؟ یعنی زندگی را براساس انچه دوست داری انتخاب کنی ووقتی توانستی درست انتخاب کنی سپاسگزار ی بیشتری داری و علاقه ی بیشتری را نیز به دست می اوری
حتی ارتباط با خداوند اگر از روی اجبار باشد لذت و احساس خوب بندگی و خالق داشتن را تجربه نمی کنیم
حق انتخاب باید با تغییر افکار و هماهنگی با قوانین جهان هستی باشد .
گام اول برای تغییر کردن درزندگی
۱- پذیرفتن این آگاهی که من حق انتخاب برای خودم دارم و این را درتمام جنبه های زندگی بکار ببرم
چون اگر با ذهن منطقی خود فکر کنیم که همان شیطان و افکار منفی ذهن است و چون به غیر از اطلاعات درذهن اطلاعات دیگری ندارد همیشه با ما درحال بحث کردن افکار منفی است و دوباره این اطلاعات منفی را به ذهن بازمیگرداند و احساس ما را بد میکند چون از خودش هیچ اطلاعاتی ندارد .
تمرین این فایل
۱- ما باید با دقت درزندگی خود چیزهاو خواسته هایی را که قبلا دوست داشتیم را داشته باشیم را درذهن به یاد بیاوریم
۲- ما باید درزندگی چیزهایی که الان داریم وروزی ارزوی رسیدن به انها را داشتیم را بررسی کنیم
۳- حس ما برای رسیدن به چیزهایی که انتخاب کردیم و یا مجبور بودیم را بنویسیم
استاد من وقتی فکر میکنم میبینم خیلی چیزها را دوست داشتم و ارزوی انها را داشتم و الان دارم و انتخاب من بوده و احساس شادی و سپاسگزاری از خداوند را دارم
مثل
و….. اگر دقت کنیم خیلی چیزها است که خودم ابتدا انتخاب کردم و به ان رسیدم و احساس بسیار خوبی داشتم و سپاسگزار بودم
استاد من در سال ۸۲ درخواست داشتن ماشین را به خدا دادم و بارها سر نماز به خداوند میگفتم من ماشین پراید نقره ای میخواهم چون دوتا فرزند داشتم و با موتور جابه جا شدن خیلی سخت بود سال ۸۳ من هم با وام ۷ میلیون یک پراید نقره ای گرفتم و چقدر خوشحال بودم از این انتخابم و الان هم که به خواهر شوهر دادم و ماشین بهتری خریدم هنوز هم به ان علاقه دارم چون انتخاب خودم بوده و چقدر ماشین خوبی از اب درامد .
من ماشین خریدن را خودم با ذهنم خلق کردم و سپاسگزار خداوند هستم و خیلی حس خوبی داشتم و یا اتفاقی که احساس بد دارم را خودم بارها فکر کرده بودم که اگر من دراین شرایط قرار بگیرم چقدر احساس من بد میشود و شد
ومن الان به اجبار تنزل پست را قبول کردم و اصلا دربودن دراین حالت احساس خوبی ندارم ولی الان خیلی خوشحال شدم که خودم میتوانم با تغییر افکارم این شرایط را تغییر بدهم و به سمت شرایط بسیار خوب و عالی بروم که احساس ارامش بیشتری داشته باشم و سپاسگزار خداوند باشم چون باید احساس خودم را نسبت به شرایط الان خوب کنم و از شرایط الانم راضی باشم و درخواست شرایط بهتر را به خداوند بدهم و با تغییر افکار و نگرش جدید شرایط جدید و بسیار عالی را برای خودم درنظر بگیرم .
استاد از شما ممنون و سپاسگزارم که اگاهی نسبت به قوانین جهان را به ما یاد میدهید و با زدن مثالها و دقت درزندگی متوجه میشویم ما خیلی با افکارمان چیزهایی که دوست داشتیم را خلق کردیم و با همین افکار نیز چیزهایی که مجبور بودیم را نیز برای خود به وجود اوردیم و با تغییر افکار و نگرش خود میتوانیم خالق زندگی خود باشیم و وشرایط الان خود را تغییر بدهیم تا بهاحساس ارامش برسیم و سپاسگزار خداوند باشیم چقدر دانستن این موضوع باعث احساس ارامش و دور شدن از استرس و ناسپاسی میشود و چقدر باعث ایجاد حس مهارت و قدرت برای خلق رویاها در ذهن ما میشود . اجرکم الله
باسلام خدمت شما استاد عزیز
منم توی زندگیم دوست داشتم که حق انتخاب و آزادی داشته باشم در هر شرایطی بتونم انتخاب کنم که چه چیزی رو دوست دارم داشته باشم تا اینکه فهمیدم و درک کردم که با توجه به اون چیزی که دوست دارم میتونم اون رو بدست بیارم ،
فهمیدم که قدرت ذهنم میتونه همه چیز رو تغییر بده و شروع کردم به انتخاب کردن نتخاب کردن خواستههایی که مدتها اونا رو رها کرده بودم چون بلد نبودم از خدا بخوام و احساس خودم رو با افکاری خوب کنترل کنم،
شروع کردم یه روز نوشتن توی دفتر خواستههام نوشتم که خدایا من دوست دارم یک اتاق خوب داشته باشم که وسایل دکوراسیون دلخواه اتاق خودم تخت و کمد و وسایلی که خودم دوست دارم رو انتخاب کنم و داشته باشم لباسهای خودم در تزیینات خوب اتاق خودم رو داشته باشم کمد تخت ی صندلیهای زیبا لپ تاپ کتابهایی که دوست دارم بخونم همه این چیزهایی بوده که توی این مدت تو دفتر خودم نوشته بودم و الان اونا رو دارم،
خیلی حس خوبیه خیلی لذت بخشه که با خواستن و انتخاب کردن به دست بیاریم با حق انتخاب با آزادی عمل با آزادی فکر و به این باور داشته باشیم که نعمتهای جهان و خداوند فراوان است و جرات پیدا کنیم که زیاد بخواهیم هنوز هم توی دفترم خواستههام رو مینویسم مثل اینکه دوست دارم سوار قطار بشم و سفر برم دوست دارم ،دوست دارم سوار هواپیما بشم و امید وارم یروز هم به این خواسته هام میرسم،
مثلاً لباسهایی رو که دارم همیشه دوست دارم زیرا که با انتخاب خودم اونا رو خریدم نوشتن دفترهایی که در طول روز انجام میدم اونا رو دوست دارم ،شاید به نظر خیلی کوچک و بیاهمیت باشه اما من با نوشتن اونا احساس خوبی میکنم،
من از اینکه میتونم انتخاب کنم که لوازم آرایشی بخرم احساس لذت میکنم که به دستش میارم من حتی برای غذا و چیزی که دوست دارم انتخاب میکنم و همون رو به دست میارم و میخورم،
مثلاً من یادمه که و سال که توی آموزش موسیقی هستم و دوست داشتم که ساز خودم رو داشته باشم و همیشه حس خوب به پیشرفت خودم و ساز خودم فکر میکردم،تا اینکه یه روز که خونه عمم بودیم یهو دیدم بابام که از سر اومد یک ساز برای من خریده همون لحظه من یادم نیست که یک ساز برای من خریده همون لحظه من یادم نمیره که چقدر خوشحال شدم و بهترین هدیه این لحظه رو دریافت کردم که از خدا هفته پیش خواسته بودم این بهترین حسی بود که در اون لحظه داشتم یعنی شادی و عشقی که به ساز خودم دارم و الان از این که دارمش خوشحالم ،
خیلی چیزها رو تونستم با قدرت انتخاب و ذهنم به دست بیارم،که همه اینها میتونه مادی هم نباشه،مثلا سلامتی که من دارم و یا تغییر ذهنم اسن که دیگه از حرف ها و رفتار ادم ها ناراحت نمیشم،
مثلا من بدست اوردم که خودم رو دوست داشته باشم و به خودم ارزش و اهمیت بدم و راه مسیر خودم رو داشته باشم و عادت های خوب رو پیدا کنم لبخند بزنم و شخصیت خوبی بسازم برای خودم،
پس این باور رو تجربه کردم که میتونم با حق انتخاب و احساس خوب در مسیر اهدافم به خواستههام برسم اونا رو تجربه کنم حتی کوچکترین چیزها مثل لباس عطر احساس خوب و یا شادی،
باتشکرازشما
بنام خدای خالق وقدرتمند،
سلام خدمت استاد عزیزم وهمر آهان تناسب فکری .
تمرین این فایل مثلاً دوست داشتیم یک عروسک داشته باشیم والان داریم وخیلی دوستش داریم .
. من دوست داشتم مدرک کارشناسی داشته باشم از تربیت معلم واکنون دارم .ودوستش دارم .
.من دوست داشتم یک گردنبند طلا ساده ومحکم داشته باشم خدارا شکر دارم .وازش استفاده میکنم.
.من دوست داشتم باغچه کوچک داشته باشم وچند درخت داشته باشم که شکر خدا دارمش .
.من دوست داشتم زود بازنشسته شوم وخدا را شکر به آسانی شدم.
.من دوست داشتم ازدست همسر کتک زن وبی ادب نجات پیدا کنم خدا را شکر جدا شدم .
.من دوست دارم به آرامش و رابطه خوب با خدا وفر زندم برسم که از خدا درخواست دارم من به آرزوم برسانه.
.دوست دارم رانندگی رایاد بگیرم و ماشین داشته باشم .که انشاالله خدا این را هم برام محقق میکنه .
.من دوست دارم سلامتی همه جانبه .وبی نیازی مالی داشته باشم که امید وارم خدا بهم بده .
.ارزو دارم خونه دوخوابه باویوی طبیعت وپر نور داشته باشم .که انشاءالله خدا بهم عنایت کنه .
.آرزو دارم عاقبت بخیر بشم همه مان استاد وبچه های سایت من وفرزندم هم در دنیا و آخرت عاقبت بخیر بشویم امین یا رب العالمین ..خدا حافظ همه مان باشه.دوستتان دارم .
“ به نام خالق زیبایی ها و داشتن ها ”
درود به همراهان عزیز و استاد آگاهی دهنده .
چگونه خالق زندگی خود باشیم ؟!
از خداوند دوست داشتنی و مهربانم سپاسگزارم که مرا در مسیر آگاهی های ناب قرار داده است و هر روز برآگاهی های من افزوده می شود خدایا سپاس .
وقتی خود من به این درک رسیدم که می توانم هر گونه که دوست داشته باشم زندگی خود را خلق کنم و زندگی کنم و از آن لذت ببرم از چنان حس خوب و قوی و شادی سرشار می شوم که قابل توصیف نیست .هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که انسان آزادانه و با انتخاب خود در هر زمینه ای زندگی کند و با این کار از خالق خود و هستی سپاسگزار باشد .خالقی که قدرت خلق کردن را نیز به ما عطا کرده است و کافی است به آن آگاه باشیم و از آن برای خلق زندگی زیبای خود استفاده کنیم .من هم بارها در زندگی ام چیزهایی را که دوست داشته ام که داشته باشم را خیلی راحت به دست آورده ام مثلا روشی ساده و راحت برای متناسب شدن و لاغری می خواستم که خداوند من را با روش لاغری با ذهن آشنا کرد.همیشه از خدا می خواستم که همسری خوب و با ایمان و کسی که فوق العاده مرا در هر شرایطی که باشم دوست داشته باشد به من عطا کند که خدا رو شکر چنین انسانی سر راه من قرار داد و نزدیک به چهارده سال است با تمام فراز و نشیب های زندگی در کنار هم با عشق زندگی می کنیم .زمانی دوست داشتم فرزند داشته باشم و خدا رو شکر دو پسر دوست داشتنی و خوب دارم .اوایل ازدواج مستاجر بودیم و دوست داشتم در خانه ی خودمان زندگی کنیم و خدا را شکر پس از سه سال توانستیم با کمک پدر شوهر مهربانم و خدا بیامرزم خانه بسازیم و صاحب خانه شویم .دوست داشتم سر کار بروم و خدا را شکر الان سر کار هستم.امسال قبل از عید دوست داشتم یک پارچه ی لباس محلی آبی کاربنی برای خودم بخرم و بدوزم که یکی از برادرهایم دقیقا همان رنگ پارچه را برای من به عنوان عیدی هدیه آورد و من بسیار خوشحال شدم .بارها پیش آمده است که از ظرفی یا قطعه طلایی خوشم آمده است و خیلی راحت یا هدیه گرفته ام و یا به راحتی خودم توانسته ام آن را بخرم .از این مثال ها بسیار برای من اتفاق افتاده است و اگر بخواهم آنها را بنویسم چندین صفحه باید بنویسم .همه ی اینها نشان از این دارد که جهان هستی هم سو با خواسته های ما به ما جواب میدهد و هر آنچه را که واقعا بخواهیم و دوست داشته باشیم اگر ذهن و فکر خود را هم سو با آن کنیم به راحتی به زندگی ما وارد می شود و این قدرت ذهن ما را نشان می دهد و نمایان می کند.
پس بیایید چیزهای زیبا و دوست داشتنی و لذت بخش را با کمک خالق هستی و قدرت ذهن خود به زندگی خود به راحتی وارد کنیم و از آنها لذت ببریم.
“ یا حق ”
سلام استاد من همیشه دوست داشتم سر کار باشم و مثل یک مرد تمام وقت رو بیرون از خونه باشم . ک الان تو اونوموقعیت هستم اما الان احساس خوبی نسبت بهش ندارم .من دوست داشتم لیسانس بگیرم الان دارم الان تقریبا احساس خوبی نسبت بهش دارم اما نه به طورکامل یک روز تو امام زاده صالح در تهران نشسته بود خیلی گرسنه بودم گفتم کاش یه نذری می اومد دقیقا همون لحظه نذری نان ووپنیر و سبزی به من تعارف شد هنوز هم بعد از گذشت چند سال وقتی یادم میاد احساس خوبی دارم.
نشان های دریافت شده
سلام
ما هر جمعه میریرم باغ پیش پدرشوهرم
و من همیشه ب اجبار میرم چن همسرم میره یعنی همسرم یجوری بزرگ شده ک میبینید ذهن ما آلارم میده غذا بخوریم اونم حتما میره و من قطعا اجبار اونجا حس میکنم چن اولا دوس دارم جاهای دیگه رو هم تجربه کنم
دوما ادمهای پایه ای نیستن همیشه اونجا پرمهمونه بایدکارکنی وهمشم افرادی هستن تو همه چی دخالت میکنن نظر میدن وانتظاردارن لذتی جزطبیعت اونجانیس
یعنی همه حسرت دارن برن اون باغ
خوده بهشته
ولی من اونجا خوشحال نیستم وبزرگترین مشکلم همینه ک هم دررابطم باهمسرم اثرمیزاره هم درمورد روحیه خودم
درصدی برای روزجمعه هام انتخابی ندارم
بزرگترین ارزوی همه داشتن باغه اما من از داشتن باغ وحشت دارم
همیشه همسرم میگه تو محل نزار لذت ببر ولی من موفق نبودم و دارم رو خودم کار میکنم یعنی تموم انرژی یک هفته من تو اون یک روز نابود میشه
من دوس داشتم ی شلواریو
نخریده بودمش ب طور اتفاقی اونو تو ی مغازه دیدمو خریدم
ویا دیروزدلم خاگینه میخواست چن تخم مرغ نداشتم نپختم رفتم خونه، مامانم دیدم مامانم خاگینه پخته
یا استکانهایی دوس داشتم ک رفتم اونوتو ی مغازه دیدم با قیمت ارزانترو خریدم
یا پارچی دوس داشتم ک تو ی مغازه دیدمش و خریدم
یا یروز سیرابی دوس داشتم عجیب دلم میخواس رفتم مهمونی و دیدم اونجا سیرابی براشام پختن
یا کاپشن میخواستم ک ی مغازه حراج زده بود گرفتم
ما ماشین میخواستیم و پول نداشتیم اماخدا بهمون داد
یا مدل لباسم خیاط دوخته بود دوس نداشتم و میخواستم بهتر باشه شکمم نشون نده و خدا وند راهشو بهم نشون داد
یا برا دخترم کفشی میخواستم با رنگ رز گلد
و خیلی اتفاقی در حالی ک فروشنده آقا گف نداریم رنگ سیاهش هس
و من ب خودم جرات دادم و از فروشنده خانوم پرسیدم گف بزار بدم نگا کنم گف هس ومن واقعاشادشدم
یا من همیشه ب خاط چاقی ازشلواررنج میبرم خیلی ویک شلوار راحت پیدا کردم ک هم حسم باهاش خوبه هم راحتم
اینها نشون میده من حق انتخاب دارم
خیلی از مواقع ی غذاها نزری هایی دلم خواسته تا عصر نشده من اون غذا داشتم
میخواستم برا عروسی خواهرم ارایشگاه بهتر برم ولی واقعا گرون بودن و خیلی اتفاقی زن عموی همسرم ادرس ی ارایشگاه باقیمت مناسب بهم داد
اینها نشان از حق انتخابم داره
من اطلاع ازقدرت و انرژی میفرستادم نداشتم
ب نظر اون موقع من با احساس خوب اونها رو میخواستم و امید داشتم و اونها ب من داده شدن من اونموقع انتخاب در دست خودم میدیدم ومیخواستم
دررابطه با باغ میخوام تغییر کنم ک نبینم نشنوم و لذت ببرم چن دوس دارم وقتی میرم شادباشم تا هم همسرم هم خودم لذت ببریم
و میخوام انتخاب داشته باشم ک ی مواقعی ازجاهای دیگه هم لذت ببرم
من هروز بهتر از دیروزمیشم و دوسدارم یاد بگیرم
تا خودمو ببینم تا ول کنم ازاد باشم ن در قید و بند رفتار انتظار دیگران وقطعا ک همه چی بستگی ب خودم داره من تا حالا در خودم توانایی نمیدیدم تو انایی عاشق بود ن شاد بودن بیخیال بودن رها بودن ارام بودن لاغر شدن
درگیر نبودن
اما الان میدون دراین مدرسه دارم یاد میگیرم ک تمرین میکنم ک بهترین باشم براخودم ازدیروزخودم بهترباشم وقطعاک میشه چن میخوام یادبگیرم
سلام و درود
در مورد روز جمعه چیزی که واقعیت داره اینه که یک روز از زندگی شما می گذره
فرض بر این بگیریم که شما قدرت تغییر یا انتخاب در این روز برای خودت رو نداری
حالا می خوای چیکار کنی؟
می خوای تا روزی که زنده هستی آخر هفته هات رو با ناراحتی و رنج سپری کنی؟
موضوع اینه که فقط روز جمعه نیست
شما از روز سه شنبه یا چهارشنبه در ذهنت سر و صدا واسه روز جمعه شروع می شه
روز جمعه رو هم که درگیری
احتمال زیاد شنبه تا یکشنبه هم درگیر روز جمعه ای که گذشت هستی
دوباره از سه شنبه یا چهارشنبه نگران روز جمعه پیش رو هستی
در واقع بخاطر یک روز شما روزهای زیادی رو در ذهنت درگیری ایجاد میکنی
پیشنهاد من اینه که روز جمعه رو با تمام مسائلش بپذیر و تصمیمت این باشه برای کمک کردن به خودت از روز جمعه لذت ببری
نذار بخاطر یک روز روزهای زیادی از زندگی ات در حال استرس و نگرانی باشی
اگه نمی تونی واسه روز جمعه تصمیم بگیری که چطور باشه پس تصمیم بگیر که من در روز جمعه چطور باشم؟
به این شکل می نونی هم از روز جمعه لذت ببری و هم روزهای دیگه ذهنت رو از فشار روز جمعه خلاص کنی
موفق باشید
نشان های دریافت شده
سلام
ممنون استاد
ک راهنمایی کردید وقتی مینوشتم تو دلم گفتم کاش استاد ی راه حلی بهم بده
خیلی خوشحال شدم
دقیقا من کل هفته درگیرم
و صددرصد این رو در خودم حل خواهم کرد و ب ی صلح با خودم خواهم رسید
یک دنیا ممنون