0

تجربه کاهش وزن با قانون جذب

کاهش وزن با قانون جذب
اندازه متن

از بدهکاری و ناامیدی تا تناسب اندام با ذهن

🌟 رویایی که توسط کاهش وزن با قانون جذب به واقعیت تبدیل شد

اگه کسی تو سال ۱۳۹۳ بهم می‌گفت که یه روزی لاغر می‌شی بدون رژیم، بدون ورزش‌های سنگین، بدون دارو و دمنوش، فقط با کار روی ذهنت، احتمالاً با یه لبخند تلخ نگاش می‌کردم و می‌گفتم:

«اگه قرار بود لاغر شم، تا حالا شده بودم!»

داستان لاغری من

اون روزا ۳۲ سالم بود، وزنم حدود ۱۳۵ کیلو بود و از همه‌چی خسته بودم. چاقی یه طرف، بدهی و فشارهای زندگی طرف دیگه. اصلاً تو اون حال و هوا، کی دل و دماغ لاغر شدن داره؟

آشنایی من با قانون جذب از جایی شروع شد که دنبال یه معجزه مالی بودم. فقط می‌خواستم یه راه نجات از فشار بدهی پیدا کنم. اما نمی‌دونستم قراره این مسیر، زندگی منو از ریشه متحول کنه. نه فقط جیبم رو، بلکه ذهنم رو… و بعد، بدنم رو.

📜 یادمه اولین باری که نشستم تمرین معروف “۱۰۷ آرزو” رو بنویسم، اولیش پرداخت بدهی بود. دومیش درآمد بیشتر. سومیش یه خونه کوچیک. اما…

❌ لاغری تو لیستم نبود!

با اینکه سال‌ها دنبال لاغر شدن بودم، اما انقدر از رژیم‌ها و دمنوش‌ها و برنامه‌ریزی‌های شکست‌خورده خسته شده بودم که دیگه جرئت نداشتم لاغر شدن رو آرزو کنم.

ولی وقتی شروع کردم تمرین‌های ذهنی برای جذب پول، کم‌کم اتفاقات جادویی افتاد. بدهی‌هام کم شد، احساس سبکی درونم بیشتر شد، باورم به خودم برگشت…

و یه روز، یه فکر برق‌مانند اومد تو ذهنم:

«اگه قانون جذب توی پول جواب داد، چرا برای لاغری جواب نده؟»

🔮 اون لحظه برام مثل کشف یه سیاره‌ی جدید بود! هیچ دوره‌ای نبود، هیچ کتابی نبود، هیچ مثالی نبود. فقط یه باور بود و یه ذهن کنجکاو.

شروع کردم به تمرین. نوشتم، تجسم کردم، خودمو در حال تناسب تصور کردم، باور ساختم. نه فقط یه بار. هر روز. مثل یه پروژه‌ی تحقیقاتی روی خودم.

اول هیچ اتفاقی نیفتاد.

نه وزن کم شد، نه سایز. ولی یه چیزی درونم تغییر کرده بود. دیگه عجله نداشتم. دیگه به خودم گیر نمی‌دادم. داشتم با خودم رفیق می‌شدم.

و بالاخره… سال ۹۵ شروع شد و باهاش یه فصل جدید توی زندگیم.

دیگه آدم‌ها بهم می‌گفتن: «چه سبک شدی!»

منم فقط لبخند می‌زدم. چون می‌دونستم این فقط وزن نیست که داره کم میشه، این باورهای محدودکننده منه که دارن میریزن…

من کاهش وزن با قانون جذب رو تجربه کرده کردم.

نه رژیم گرفتم، نه از گرسنگی ضعف رفتم.

نه تو باشگاه جون کندم.

فقط ذهنمو عوض کردم.

و وقتی ذهن عوض میشه، همه‌چی عوض میشه…

🧠 این تجربه برام اونقدر شیرین و عجیب بود که نتونستم فقط برای خودم نگهش دارم.

اول یه گروه تلگرامی سه‌نفره.

بعد چندتا دوست، بعد چندتا فامیل، و حالا صدها و هزاران نفر دارن از کاهش وزن با قانون جذب” استفاده می کنند و متحول می‌شن.

و تویی که الان این متن رو تحت عنوان کاهش وزن با قانون جذب می‌خونی…

اگه بارها رژیم گرفتی و شکست خوردی…

اگه بدنت رو سرزنش کردی…

اگه به خودت گفتی «من نمی‌تونم»…

📣 بدون! این یه مسیر جدیده.

یه راهیه که نه با اجبار، بلکه با عشق، آگاهی و باور طی میشه.

تو هم می‌تونی کاهش وزن با قانون جذب رو تجربه کنی.

کافیه اول توی ذهنت، خودت رو لاغر ببینی…

کافیه به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دوست شی…

و من اینجام، تا با تجربه‌ی واقعی خودم بهت نشون بدم:

🌈 کاهش وزن با قانون جذب ممکنه!

و حتی از چیزی که فکرش رو می‌کنی، راحت‌تر و زیباتره…

📅 تو سال ۱۳۹۳ وزنم حدود ۱۳۵ کیلو بود. با اینکه سال‌ها برای لاغر شدن تلاش کرده بودم، با رژیم، ورزش، دمنوش، سرزنش… اما یه نکته‌ی عجیب وجود داشت:

🌟 لاغری حتی جزء آرزوهای من هم نبود!

آره، درست خوندی. من با اینکه از چاق بودنم بدم می‌اومد و حتی به‌خاطر مشکل قلبی‌ام مجبور بودم لاغر بشم، ولی هیچ‌وقت تو لیست آرزوهام ننوشتم: «می‌خوام لاغر بشم».

یه روز که داشتم گذشته‌مو مرور می‌کردم، این سوال مثل پتک خورد تو ذهنم: ❓ چرا؟ چرا با اینکه این‌همه دلم می‌خواست لاغر شم، حتی توی لیست آرزوهای ذهنی‌م هم جاش ندادم؟

و جوابش تلخ بود ولی واقعی:

❌ چون اصلاً باور نداشتم که لاغر شدن ممکنه.

تو ذهنم، لاغری یه افسانه بود… نه یه هدف واقعی. حتی به‌عنوان یه آرزوی محال هم نمی‌نوشتمش. چون ته دلم می‌گفتم:

«اگه می‌شد لاغر بشم، تا حالا شده بودم!»

اما همه‌چی وقتی تغییر کرد که با قانون جذب و قدرت ذهن آشنا شدم. کم‌کم فهمیدم لاغر شدن اول از ذهن شروع میشه، نه از رژیم و باشگاه. و چیزی که سال‌ها باور نداشتم، شد واقعیتی شیرین تو زندگی من.

کاهش وزن با قانون جذب یعنی اول توی ذهنت خودتو متناسب ببینی، بعد بدنت دنبالش راه می‌افته…

و حالا می‌دونم:

✅ اگه لاغری رو حتی به‌عنوان یه آرزو نمی‌نویسی، احتمالاً هنوز بهش باور نداری…

ولی خبر خوب اینه که با کار روی ذهنت، همه‌چی از نو شروع می‌شه.

تلاش برای لاغر شدن

تلاش من برای لاغر شدن از دوران راهنمایی که به مدرسه غیرانتفاعی رفتم شروع شد 🏫. مدرسه‌مون برنامه‌های ورزشی و تفریحی متنوعی داشت 🏀🏊‍♀️ و من اونجا متوجه شدم به خاطر چاق بودنم نمی‌تونم مثل بقیه دوستام فعالیت کنم 😓. معلم ورزش بهم پیشنهاد کرد که رژیم بگیرم تا بتونم مثل بقیه بچه‌ها بازی کنم.

سال‌ها برای لاغری از رژیم‌های مختلف استفاده کرده بودم 🥗، چند بار هم سعی کردم با ورزش یا پیاده‌روی وزن کم کنم 🚶‍♀️💪 ولی هر بار فقط یه مقدار کم می‌کردم و بعد از رها کردن، دوباره چاق می‌شدم 🔁.

حتی داروهای عطاری و وسایل ورزشی خونه‌گی هم فایده‌ای نداشتن 😤. کم‌کم به این نتیجه رسیدم که شاید اصلاً راهی برای لاغری وجود نداره! چون اگر راهی بود، من که این همه تلاش کرده بودم، باید موفق می‌شدم 🤷‍♀️.

در سال‌های اول، هر وقت نمی‌تونستم رژیم یا ورزش رو ادامه بدم، خودمو سرزنش می‌کردم 😞. اما بعدتر، به‌خاطر پشتکارم، مطمئن شدم که مشکل از اراده من نیست، بلکه شاید راهِ درست رو نمی‌رم 🤔.

چند ماه شبانه‌روزی مشغول مطالعه درباره قانون جذب و قدرت ذهن شدم 📚✨ و از این کار لذت می‌بردم. اما چون فعالیت فیزیکی‌م کم شده بود، چاق‌تر شدم 😬. فکر می‌کردم کم‌تحرکی عامل اصلی چاقیه، پس برام عجیب نبود.

حدود ۱۰ ماه گذشت و نتایج عجیبی در زندگیم شروع شد… درآمدم بهتر شد 💸، بدهی‌هامو صاف کردم 💳 و باورم نسبت به توانایی‌هام تغییر کرد 💫. فهمیدم می‌تونم شرایط زندگیم رو تغییر بدم و انگیزه‌ام برای پیشرفت بیشتر شد 🚀.

در همین زمان، به شکل معجزه‌واری، یه ایده جرقه زد: شاید بشه از همین قانون جذب استفاده کرد و کاهش وزن با قانون جذب رو هم تجربه کنم! 🧠💡

با اینکه هیچ منبع یا دوره‌ای درباره «لاغری با ذهن» یا «کاهش وزن با قانون جذب» پیدا نکردم 📖❌، تصمیم گرفتم خودم تمرین بسازم. هر چی از قانون جذب می‌فهمیدم، به تمرینات ذهنی برای لاغری تبدیلش می‌کردم 📝🧘‍♀️.

هفته‌ها گذشت، و با اینکه توی جسمم تغییر زیادی نمی‌دیدم، امیدوار بودم 🙏. چون توی موضوع مالی هم اولش چیزی عوض نشده بود ولی بعدش معجزه شد. پس به مسیرم برای کاهش وزن با قانون جذب ایمان داشتم ❤️.

اوایل سال ۹۵، اولین نشونه‌های لاغری واقعی توی جسمم ظاهر شد 👗🎉. اطرافیان می‌گفتن: «وای لاغر شدی!» و این حرف‌ها بهم انگیزه می‌داد ✨.

چند ماه گذشت و هر ماه لاغرتر شدم 😍. بدون رژیم سخت، بدون ورزش افراطی، فقط با کار روی ذهنم!

تابستون ۹۵، با اصرار دوستانم یه کانال تلگرام زدم 📲 و ایده «لاغری با ذهن» به صورت یه گروه سه نفره کوچیک شروع شد. اما…

خیلی زود دو نفر خسته شدن و رفتن 😅. اما یه دوست قدیمی عضو گروه شد، هیچی از مطالب نفهمید، ولی همسرش که اضافه‌وزن داشت عضو شد و 🔥 این شد نقطه‌ی شروع آموزش کاهش وزن با قانون جذب و سایت تناسب فکری.

اون خانم مطالب رو خوند، لذت برد، و چند نفر دیگه رو دعوت کرد. گروه چند صد نفری شد! 🧑‍🤝‍🧑👭👬 و من شروع کردم به نوشتن منظم مطالب درباره کاهش وزن با قانون جذب 🖊️.

یه روز اعضا گفتن: «کاش فایل‌ها صوتی بود!» 🎧 و این شد ایده‌ی ضبط اولین فایل‌های صوتی لاغری با ذهن.

با سوالات اعضا، درک من بیشتر شد 📈. وقتی بهشون جواب می‌دادم، بیشتر تحقیق می‌کردم، بیشتر فکر می‌کردم، و درک عمیق‌تری از کاهش وزن با قانون جذب پیدا کردم 💡🧠.

📸 این تصویر مربوط به شهریور ۹۵ هست… زمانی که کاهش وزن و سایز قابل توجهی داشتم ✨. اون موقع، به خاطر اینکه آموزش‌های کاهش وزن با قانون جذب رو ارائه می‌دادم 🎙️، فرمول‌های ذهنی متناسب‌کننده توی ذهن خودم هم بهتر و بهتر تثبیت می‌شدن 🧠💪.

به همین خاطر روند لاغری‌م خیلی روان‌تر و مداوم‌تر از قبل ادامه داشت 🌀.

اما الان که به این عکس نگاه می‌کنم… راستش یه کم متعجب می‌شم 😅. چون با چشم امروز، خودم رو هنوز یه فرد چاق می‌بینم 🫣. و برام جالبه که با این اضافه‌وزن چطور درباره لاغری برای دیگران صحبت می‌کردم! ولی چیزی که باعث می‌شد اطرافیان دائم ازم بپرسن:

«چیکار کردی که این‌قدر تغییر کردی؟!»

📏 کاهش سایز محسوسی بود که نسبت به دو سال قبل پیدا کرده بودم.

اونایی که از طریق تلگرام آموزش‌هام رو دنبال می‌کردن، بیشتر از اینکه دنبال تغییرات جسمی من باشن، عاشق خودِ آموزش‌های کاهش وزن با قانون جذب شده بودن 💖. چون این آموزش‌ها یه ویژگی خاص داشتن:

🌟 باورهای ذهنی‌شون رو تغییر می‌داد و باعث بهبود شرایط کلی زندگی‌شون می‌شد—نه فقط وزنشون! احساسی و ایجاد امید و انگیزه برای لاغر شدن در آنها شده بود.

🌟 به مرور زمان، افرادی که از سال ۹۵ همراه آموزش‌های لاغری با ذهن بودن، کم‌کم نتایج فوق‌العاده‌ای در خودشون دیدن 💃 و با هیجان در گروه تلگرامی‌مون از تغییراتشون می‌نوشتن ✍️. بعضی‌ها حتی عکس‌های قبل و بعدشون رو منتشر می‌کردن 📸. این کار نه‌تنها انگیزه خودشون رو بیشتر می‌کرد، بلکه مثل آتیش تو هیزم خشک، دل بقیه رو هم روشن می‌کرد🔥 که «ما هم می‌تونیم لاغر بشیم!»

💬 با این موج از انگیزه و امید، اعضای گروه تلگرام روز به روز بیشتر می‌شدن و اسم گروه رو گذاشتیم:

🎉 تالار مجلل لاغری با ذهن! 🎊

بعد از فیلتر شدن تلگرام این گروه به منظور افزایش تمرکز بر سایت تناسب فکری منحل شد ولی سال گذشته گروهی در تلگرام تحت عنوان دورهمی لاغری با ذهن تشکل شد که محل گفتگوی هنرجوهای کاهش وزن با قانون جذبه.

💫 با افزایش تعداد کسانی که از آموزش‌های کاهش وزن با قانون جذب نتیجه گرفته بودن، اتفاق جالب‌تری افتاد:

هر هفته دو یا سه شب، ساعت ۱۱ شب، مراسمی برگزار می‌شد که بهش می‌گفتیم “رونمایی از شگفتی‌سازان” ✨.

اون فرد خاص تصویر تغییرش رو همراه با یه متن انگیزشی منتشر می‌کرد، و تصور کن چه غوغایی تو گروه به پا می‌شد! 🎇

صدها پیام تبریک 🎈، تشویق👏، عشق و انگیزه بین اعضا رد و بدل می‌شد 💌.

🙏 به لطف خدا، هر روز شرایط بهتر می‌شد.

🌱 هر روز ده‌ها نفر به گروه اضافه می‌شدن

📷 و هر هفته چند تا عکس شگفتی‌ساز جدید منتشر می‌شد.

این اشتیاق همه‌جانبه، به من هم انگیزه بیشتری داد برای اینکه درک خودم از کاهش وزن با قانون جذب رو عمیق‌تر کنم و نتایج بهتری بگیرم 💡.

🎯 برای همین، در آبان ۹۵ تصمیم گرفتم مغازه ابزار و یراقی که داشتم رو جمع کنم و تمرکزم رو بذارم روی آموزش‌های کاهش وزن با قانون جذب.

⏳ ماه‌ها گذشت و اوضاع بهتر و بهتر شد، تا اینکه تصمیم گرفتم برای ارائه بهتر محتوا، سایت اختصاصی‌ام رو راه‌اندازی کنم:

🌐 سایت تناسب فکری

📅 اواسط سال ۹۶ بود که سایت بالا اومد و آموزش‌ها کم‌کم از تلگرام به سایت منتقل شد. همزمان با مدیریت گروه و کانال تلگرام، کار بهبود و گسترش سایت تناسب فکری هم شروع شد.

✍️ نوشته‌های متنی، 🎥 ویدیوهای آموزشی، و صفحات متنوع آموزشی روز به روز بیشتر شدن.

📌 تا اینکه اوایل ۹۷ و با فیلتر شدن تلگرام، تمام تمرکز آموزشی ما روی سایت تناسب فکری قرار گرفت.

✨ این تمرکز باعث شد محتوای آموزشی کاهش وزن با قانون جذب حرفه‌ای‌تر، عمیق‌تر و کاربردی‌تر بشه.

🎥🎙️ ویدیو، فایل صوتی، متن و راهکارهای عملی برای لاغری با ذهن، همه جمع شدن زیر سقف تناسب فکری 🏠.

📆 امروز که این متن رو می‌نویسم، سوم اردیبهشت ۱۴۰۴ هست و ۱۱ سال از آشنایی من با قانون جذب و قدرت ذهن گذشته.

🤯 باورم نمی‌شه اون آشنایی ساده با قانون جذب باعث لاغری بشه… و از اون مهم‌تر، لاغر شدن بتونه تا این حد ابعاد مختلف زندگی من رو متحول کنه 🌈.

🎉 امروز، تولد ۱۱ سالگی مسیر تحول زندگی منه…

و راستش رو بخوای، هیچ شباهتی بین امروز و روز اول وجود نداره! نه فقط ظاهری، بلکه از ریشه فرق کرده‌ام! 🌱

👤 از نظر جسمی

اصلاً شبیه اون آدمی که روز اول وارد این مسیر شد نیستم. بدنم حالا سبک‌تره، سالم‌تره، سرحال‌تره 💪.

💫 از نظر شخصیتی

اون آدم خجالتی و پر از تردید، حالا جاش رو داده به فردی قوی، بااعتمادبه‌نفس، که باور داره «ممکنه!» ✨

🧘‍♀️ از نظر احساس آرامش، اعتماد به نفس و خودباوری

انگار از شب به صبح رسیده باشم. امروز در آرامشی هستم که اون روز حتی تصورشم برام سخت بود 🌊.

کاهش وزن با قانون جذب

🌍 از نظر آزادی مالی، زمانی و مکانی

دیگه مجبور نیستم هر روز سر کاری برم که دوستش ندارم. امروز کاری رو می‌کنم که عاشقشم و هرجا که باشم، کارم باهامه 💻🌴.

🌟 سایت تناسب فکری (tanasobefekri.net) با هزاران عضو، هزاران شرکت‌کننده و صدها تصویر شگفتی‌ساز، هیچ شباهتی به اون روزای اول نداره. اون موقع فقط یه گروه تلگرامی ساده بود… امروز یه خونه‌ی گرم برای کاهش وزن با قانون جذبه 🏡🧠.

🪴 و همه‌ی این‌ها…

فقط بخش کوچیکی از ثمره‌ی بذریه که ۱۱ سال پیش، به لطف خدای مهربون، در ذهن و قلب من کاشته شد…

🌱 بذر کاهش وزن با قانون جذب.

ادامه دادن،‌ ادامه دادن و باز هم ادامه دادن تنها رمز موفیت من و همه افرادی است که با استفاده از قدرت ذهن خود لاغر شدند.

  • ادامه دادن برای یادگیری آموزش های کاهش وزن با قانون جذب.
  • ادامه دادن برای درک کردم و انجام بهتر تمرینات لاغری با ذهن.
  • ادامه دادن برای بهبود عملکرد و همسو کردن افکار با رفتار که منجر به تغییر جسم می شود.

از معجزه ادامه دادن برای خلق نتایج عالی و تجربه شگفتی ساز شدن استفاده کنید.

تحقق رؤیای لاغری

در ۳۲ سالگی، لاغر شدن حتی توی رؤیاهای شبانه‌م هم جایی نداشت اما امروز، در ۴۵ سالگی، با تمام وجود باور دارم که:
🌟 لاغر شدن، رؤیایی نیست؛ یه واقعیت ممکنه!
وقتی در مسیر «کاهش وزن با قانون جذب» وارد شدم، همه‌چی تغییر کرد…
دیگه لاغر شدن یه آرزوی دور از دسترس نبود،
بلکه یه تصمیم ممکن بود،
یه مسیر روشن که فقط کافیه قدم برداری 🚶‍♀️🧠
با آموزش‌های «کاهش وزن با قانون جذب» یاد گرفتم چطور از درون تغییر کنم، و حالا باور دارم:
هر کسی که ادامه بده، می‌تونه به رویای متناسب شدنش برسه…
این معجزه، نتیجه ترکیب استفاده از آموزش های لاغری با ذهن و معجزه ادامه دادن می باشد.

از اون روز به بعد، دیگه هیچ‌وقت مثل قبل نشد.

هرچی بیشتر آموزش می‌دادم، خودم هم بیشتر متناسب می‌شدم. یه جور حس عمیق درونی داشتم که کاهش وزن با قانون جذب، فقط یه روش برای لاغری نیست… یه مسیر برای تبدیل شدنه. تبدیل شدن به بهترین نسخه‌ی خودت. نسخه‌ای که از درون سالمه، قوی‌تره، شادتره و آزادتر.

🎯 برام روشن شده بود که چاقی فقط نتیجه‌ی پرخوری نیست. چاقی یه علامته؛ نشونه‌ای از ذهنی که داره تلاش می‌کنه با غذا احساساتش رو کنترل کنه. یه ذهن پر از نگرانی، استرس، ترس از آینده، و حتی خاطرات زخمی گذشته…

و وقتی ذهن رو آروم می‌کنی، وقتی باورهای چاق‌کننده رو یکی‌یکی می‌شناسی و رها می‌کنی، بدن خودش راهش رو پیدا می‌کنه.

من دیگه نه از غذا می‌ترسیدم، نه وسواس کالری داشتم، نه از شکمم خجالت می‌کشیدم. با خودم آشتی کرده بودم. به ذهنم اعتماد کرده بودم. و ذهنم هم به من اعتماد کرده بود.

🌀 کاهش وزن با قانون جذب برای من یه انقلاب بود. انقلابی درونی، که باعث شد هم از بدهی خلاص شم، هم از چاقی، هم از اون حس ناامیدی که سال‌ها باهام بود.

الان که اینو می‌نویسم، هزاران نفر با استفاده از روش “کاهش وزن با قانون جذب سایت تناسب فکری” متحول شدن. خیلی‌ها نه‌تنها وزن کم کردن، بلکه اعتمادبه‌نفس، شادی، سلامتی و آرامش رو هم تجربه کردن.

و همه‌چی از یه لحظه شروع شد…

یه لحظه‌ی ساده که با خودم گفتم: «شاید بشه با ذهن هم لاغر شد.» «شاید بشه کاهش وزن با قانون جذب» رو واقعی کرد

شاید تویی که الان داری اینو می‌خونی، توی همون لحظه باشی.

📩 فقط کافیه باور کنی ممکنه. کافیه یه “شاید” کوچیک توی دلت جرقه بزنه. و اگه اون جرقه رو دنبال کنی، شاید چند ماه بعد، تو باشی که داستانت رو برای بقیه می‌نویسی…

📣 پس اگه سال‌هاست لاغر نشدی، اگه همه‌چیز رو امتحان کردی، ولی هنوز نتیجه نگرفتی، بهت می‌گم:

✅ ایراد از تو نیست. فقط باید راه درست رو پیدا کنی.

✅ باید ذهنت رو هم وارد بازی لاغری کنی.

✅ باید از رژیم و اجبار دست برداری، و با عشق و آگاهی مسیرتو بسازی.

🧠 تناسب واقعی، از ذهن شروع می‌شه. از لحظه‌ای که تصمیم می‌گیری متفاوت فکر کنی، متفاوت باور کنی، و متفاوت رفتار کنی.

و من اینجا هستم، تا قدم‌به‌قدم همراهت باشم.

خوش اومدی به سرزمین لاغرها 💖🌱

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.45 از 139 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=37626
38 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۵ ۱۰:۱۷
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 938 کلمه

      سلام . تولد ۸ سالگی در مسیر تناسب رو بهتون تبریک میگم استاد عزیز .
      این متن برای من انگیزه ی خیلی خوبی ایجاد کرد . وقتی راهی تا ۸ سال تونسته کسی رو لاغر کنه و لاغر نگه داره پس قطعا میتونه منو هم لاغر کنه و لاغر نگه داره .
      تمرینهای ذهنی و ترکیبش با ادامه دادن و امتحان کردن فرمولهای جدید که آیا میتونند در رفتارتون دائمی بشن یا نه خیلی تمرین خوبی بود و برای عملکردم راهکار خوبی بود .
      البته که تمام فرمولهای شما تونسته رفتار و عملکرد منو تغییر بده و من هر وقت احساس می کنم که فضای چاقی بر ذهنم حاکم میشه شروع می کنم به استفاده از فرمولهای شما .
      اصلا نمیدونم چجوری به یادم میاد .

      مثلا در موقعیتی قرار میگیرم که سفره ی رنگین جلو روم میبینم خب طبق انتخابهای چاقی ، لحظه ای ذهن من میره که این سفره ی رنگین رو برای خودم تعریف کنم و با فضای ذهنی چاق برم به سمتش .
      بعد درست در همین زمان تمام فرمولهای لازم برای تغییر فضای ذهنم میان .
      اول میگم آگاه باش . انتخاب کن . میخوای به روش چاقی عمل کنی یا به روش لاغری .
      در هردوش آزادی .
      خب من یه لحظه تمام واکنشهای چاقی قبل و حین و بعد از غذا رو با خودم مرور می کنم و حال بدم بعد از خوردن زیادی .

      بعد آگاهانه انتخاب می کنم که مسیر چاقی رو نرم .
      بعد میبینم خب حالا وارد مسیر لاغری شدم .
      اول نگاهم و از غذاها بر میگردونم . اینا چیزی نیستن که انتخاب منو تغییر بدن . این منم که میخوام اونا رو انتخاب کنم یا نه . حتی اگه خیلی هم خوشمزه باشن بیشتر از خوشمزگی واقعیشون این فرمول های چاقی ذهن منه که اونا رو خوشمزه نشون میده .
      اونا شاید در حد معمول خوشمزه باشن ولی هیجان ذهن من و ولع من اونا رو خوشمزه نشون میده . در حقیقت تصویری که من از غذاها در ذهن دارم اونا رو فراتر از حد طبیعی خودشون بزرگ می کنه و در همون حال همون قدرت ذهن اراده ی منو ضعیف می کنه طوری که من تاب و توانم رو در مقابل اونا کم و کوچیک میبینم .
      در همین حین من قدرت رو به دست میگیرم و تصویر واقعی اون غذاها رو در ذهنم میبینم . مخصوصا تصویر خامشون رو .
      مثلا گوشت . این پخته شدن و ادویه های های مختلفه که اون رو در ذهن من دلربا کرده . اما تصویر اولیه اش چیه . تصویر انتهاییش چیه .
      تصویر اولیه اش همون گوشتیه که حالت به هم میخوره بهش دست بزنی تصویر آخرشم که دیگه هممون میدونیم چیه . پس واقع بین باش و ذوق زده نشده . همه واقعیات رو در نظر داشته باش . این غذا فقط برای برطرف کردن گرسنگی جسمته .
      پس اونقدری که فکر می کنی هیجان انگیز نیست . حالا خودت چی ؟ تو عطایی هستی که لایق انسان بودن هستی . لایق رفتار انسانی هستی . لایق تناسب اندام هستی . عطایی که قدرت انتخاب داره و خدا هدایتش کرده وارد مسیر لاغری بشه پس از انتخابات در جهت لاغر شدنت استفاده کن .
      اصلا آیا گرسنه هستی یا نه
      به میلم نگاه نمیکنم
      به گرسنگی یا سیریم نگاه میکنم .
      حس می کنم میل من باید بر اساس گرسنگی و سیری تنظیم بشه
      چون اصلا میلی وجود نداره . میل همون اشتهاست که ما اون رو تبدیل به انتخاب کردیم
      پس انتخاب من باید بر اساس گرسنگی و سیری تنظیم بشه .
      خب با این فرمولها من آگاهانه اگه گرسنه بودم سر سفره میشینم و اگه نبودم میرم . بعد هم باز هم آگاهانه انجام میدم . اصلا ناخوداگاه دیگه تند نمیخورم . چون میخوام بفهمم کی سیر میشم شروع می کنم به آهسته خوردن تا جسمم باهام حرف بزنه و بگه کی سیر شدی .
      سیر هم که شدم دیگه ادامه نمیدم .
      خب منم با ترکیب فرمولهای ذهنی + یک فرمول رفتاری تونستم مثل شما عمل کنم .
      چون شما رو الگوی خودم قرار دادم پس با دیدن شما مطمئن هستم که منم میتونم این راه رو ادامه بدم . گرچه من همین که ۲۰ روز تونستم در این راه بمونم و انگیزه ام برای ادامه دادن از روز اولم بیشتر شده همین انگیزه برای موندنم کافیه ولی قدرت تعمیم دهی ذهن اون رو گسترش می کنه .
      شما تولد ۸ سالگیتونه و من تازه متولد شدم و یک نوزاد ۲۰ روزه هستم که نگاه به دست استادش می کنه تا لاغر شدن رو خوب از ایشون یاد بگیره .
      خیلی خوشحال میشم وقتی این تصاویر رو میبینم .
      تصویر آقا امیر هم که دیدم خیلی خوب بودن .
      منم میتونم هم مثل شما و هم مثل آقا امیر از راهی که شما رفتین عمل کنم و به فرمایش شما این فرمولهای ذهنی رو با فرمول ادامه دادن ترکیب کنم و محصولی که به دست من میرسه قطعا کاهش وزنه .
      امروز ببخشید عذرمیخوام سر دستشویی حس کردم راحتتر دارم میشینم و همین نشونه ی کوچیک رو بهش توجه کردم و انگیزه ای کردم برای ادامه دادنم . لاغری آروم آروم خودشو نشون میده و من فقط ادامه میدم .
      در مورد نوشتن ۱۰۷ آرزو هم خیلی تمرین خوبیه . منم میرم امروز این کارو انجام میدم .
      ببینم چندتا میشه . منتها من با استفاده از آموزشهای شما اولی رو تناسب اندام مینویسم . چون خیالم راحته راه لاغر شدنمو پیدا کردم .
      ممنون از اینکه تجربه هاتون رو برامون مینویسید که ما هم میتونیم با اشتیاق در این مسیر همراه شما باشیم و نتیجه ای مثل شما برای خودمون کسب کنیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۷ ۱۲:۳۰
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 17 کلمه

      سلام و درود  

      ممنون از کامنتتون . منم خوشحالم که با شما دوستان عالی هم مسیرم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۶ ۲۱:۱۴
      امتیاز کاربر: 0
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 900 کلمه

      سلام و عرض احترام خدمت شما برادر بزرگوار . 

      بسیار هم عالی .البته که شکست نفسی میفرمایید . اینکه خاضعانه از افراد تازه وارد استقبال می کنید و این جملات رو برام نوشتین نشان از مرام و معرفت و بزرگواریتون داره .   شما در این مسیر  پیشکسوت هستید و احترامتون بر من واجب . 

       خیلی هم  خوب و روان می نویسید .  راحت میشه نوشتتون رو خوند و از نکته هایی که میفرمایید استفاده کرد .  چه تصمیم خوبی گرفتین که که میخواین در چالش من اینو نخوردم هم شرکت کنید . برای من که عالی جواب داده  . در مورد مادرا هم کاملا درست میگید   مادرا  به خاطر حسهای مادرانه زیاد تعارف می کنند ولی وقتی واقعا سیر شدیم خب ظلم نکردن به  بدن خودمون از صحبت مادر بالاتره . 

      وقتی سیر شدیم میتونیم به مامان بگیم مامان بزار تو یخچال باشه گرسنم که شد دوباره میخورم . 

      اگه الان بخورم حیف میشه سیر شدم مزه شو متوجه نمیشم .  من از این ها هم استفاده می کنم که دیگه زورم نکنه و میبینم اینجوری دیگه ناراحتم نمیشه . درسته  اون شب طفلک خیلی حرص خورد ولی خب خدارو شکر با همون برخورد دیگه مادرم کوتاه اومد و البته به این فرمول رفتاری هردومون  داریم عادت می کنیم . وقتی سیر میشم دیگه اصرار نمی کنه . حتی دوستامم دیگه اصرار نمی کنند . 

       اون زمان با اونا هم کلی برنامه داشتیم  با دوستام کلی پرخوری می کردیم و بعد هم که می اومدم خونه  غذای مادر هم میخوردم و الان میفهمم چقدر بر اساس فرمولهای ذهن چاق غذا خوردم نه بر اساس زبان بدنم . 

      من به بدنم ناآگاهانه ظلم کردم ولی دیگه نمیخوام به خاطر حرف دیگران بهش ظلم کنم .نه تحت فشار رژیم میزارمش نه تحت فشار پرخوری . من از وقتی وارد این مسیر شدم یاد گرفتم اگه وقتی گرسنه بشم بخورم و وقتی سیر میشم  نخورم هیچ وقت چاق نمیشم . 

       با همین یه فرمول رفتاری که از چالش من اینو نخوردم به دست آوردم و همینطور فرمولهای ذهنی صدگام در همین دو سه هفته میبینم دارم سبکتر میشم . برای نتیجه عجله نمی کنم . مهم اینه راه لاغریمو پیدا کردم . راهی آسان و لذتبخش  . تا انتهای خط خیلی مونده  ولی به انتها نگاه نمی کنم توجهمو به همین تغییرات کوچکم میدم . 

      تجربه ی شما هم خیلی خوندنی بود . ممنون که مینویسید . خوشحال میشم نظراتتون رو بخونم و  منم از تجربیاتتون استفاده کنم . 

      حتی یکبار چند روز پیش خودم رو در آینه نگاه کردم و توجهم به چاقیم رفت و حجم عظیمی که باید کم کنم و یکمم ناراحت شدم ولی بعد یاد صحبت استاد افتادم که گفتن  به اضافه وزنتون توجه نکنید .   فقط به فرمولهای ذهنی و رفتاری توجه کنید و سعی کنید اونا رو درست کنید . یه وقتی به خودتون میاین میبینید که حتی از مقصد هم گذشتید .  پس نگاه به چاقی جزء فرمولهای چاق کننده است . اما توجه به تغییراتی که از اول تا الان داشتم جزء فرمولهای لاغر کننده است و من یاد گرفتم به اقی کار نداشته باشم و فقط  انتخابهای لاغر کننده داشته باشم 

      . پس نگاهم و تغییر دادم و به جای توجه به حجم اضافه وزنم به قدمهای کوچیکی که دارم روزانه برمیدارم توجه می کنم . نگاهم رو از چاقی فعلی برداشتم و فقط به فرمولهای ذهنی و عملیم توجه می کنم و این که خیلی عالی دارم ازشون استفاده میکنم .  اصلا نه جلوی خودمو می گیرم نه پرخوری می کنم کاملا خوردنم رو بر اساس جسم و زبان بدنم تنظیم کردم . نه دیگه حس ولع دارم نه حس حسرت برای خوردن غذاها .  نه سرزنش . نه حال بد . 

      چون یادگرفتم که  زبان بدنمون لاغری رو خوب بلده . این دو هفته کاملا زبانش رو پیدا کردم و خیلی خوشحالم که دیگه حس حسرت نسبت به غذاها و  اجبار و زور رژیمها و همینطور فشاری که پرخوری به روح و روانمون میاورد تموم شده . 

      در سرزمین لاغری همه چیز هست و واقعا بهتر از سرزمین چاقیه . 

      اگه تا حالا هم سرزمین چاقی رو انتخاب می کردم چون راه لاغری واقعی رو بلد نبودم . 

      قبلا راه لاغری رو راه رژیم  میدونستم . راه اجبار ، راه برنامه ریزی ، راه اندازه کردن غذاها ، راه ورزشها و پیاده رویها و واقعا هربار اون راه لاغری رو میرفتم بیش از یکی دو هفته نمیتونستم ادامه بدم خسته میشدم . در وجودم جنگ میشد . 

      ولی این راه لاغری اصلا هیچ جنگی با خودم ندارم . 

      زور نیست برنامه ریزی نداره . اندازه نداره . مهم تر از همه من دارم ادامه میدم . این مسیر قابلیت استمرار داره . این خیلی مهمه .  خیلی راحت . بدون دغدغه . بدون حسرت . بدون رنج . من دارم لذت لاغر شدن رو تجربه می کنم .  

      و نسبت به روز اولی که اومدم واقعا حالم بهتر شده . در اینجا یاد گرفتم خودم رو با روز اول مقایسه کنم که دچار عجله نشم . به تغییرات کوچکم نگاه کنم نه به حجمی که قراره کم کنم . یاد گرفتم  لاغر شدن  رو روزانه تجربه کنم . حس خوب لاغری رو تجربه کنم . شخصیت لاغریمو کشف کنم . خیلی خوشحالم . 

      شخصیت لاغریم داره ساخته میشه و من دیگه مسیر چاقی رو انتخاب نمی کنم چون من لایق  سرزمین لاغری هستم و این سرزمین  از همه لحاظ با معیارهای ذهن من میخوره . 

      بازم ممنون از نوشته ی خوبتون و خوشحالم از هم صحبتی با شما دوست و رفیق  عزیز  در سرزمین تناسب فکری . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۵ ۱۰:۲۳
      امتیاز کاربر: 0
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 136 کلمه

      سلام آقا مهرداد . خوبین ؟
      خوشحالم که دیدگاه عالی شما رو هم در سایت دیدم . به جز استاد عزیز یه آقای دیگه هم مشاهده کردم و خوشحال شدم که تنها نیستم .
      البته آقایون بیشتر از خانوما اضافه وزن دارن ولی معمولا خیلی بهش توجه نمی کنند ، شایدم دیگه براشون اهمیتی نداره . ولی خب خانوما حساسترن و به خودشون بیشتر اهمیت قائلن . به هر حال خوشحالم که از حضور پیشکسوتی چون شما هم میتونم بهره مند بشم . با اجازتون دیدگاههاتون رو دنبال می کنم چون با توجه به سابقتون قطعا مواردی رو در نوشته هاتون خواهم خوند که در مسیر میتونه کمکم کنه .
      از خوندن نوشته ی شما و اعتماد به نفستون و تجربه حرکت روی یخ هم خیلی خوشم اومد .
      موفق و پیروز باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا