🔁 تغییر عادتهای رفتاری شاید در نگاه اول سخت و حتی ترسناک به نظر برسه 😰 اما وقتی با چراغ آگاهی 🧠 و نیروی پذیرش ذهنی 🤲 همراه بشه، همهچی اونقدر آسون میشه.
طوری که با خودت میگی:
«ای بابا! چرا زودتر شروع نکردم؟ 😄»
تو این دوره قراره قدمبهقدم یاد بگیریم چطور با تغییر عادت با قدرت ذهن، یه مسیر تازه 🌱 برای رهایی از رفتارهای آزاردهنده بسازیم؛
تغییر عادت با قدرت ذهن سه نکته طلایی داره:
✨ درک لذت پنهان پشت هر عادت
🧩 پذیرش مسئولیت رفتارها
☮️ رسیدن به صلح درونی
آمادهای که شروع کنیم؟ 😌💪

چرا فکر میکنیم اسیر عادتها هستیم؟ 🌀
بسیاری از ما وقتی متوجه تکرار یک رفتار آزاردهنده میشیم، به خودمون میگیم:
«من گرفتار این عادتم… نمیتونم تغییرش بدم.» 😣
این جمله ساده، در واقع تبدیل میشه به یک باور محدودکننده.
اما حقیقت اینه که:
🔸 هیچ عادتی زورکی تکرار نمیشه.
🔸 ما خودمون انتخاب میکنیم اون رفتار رو بارها انجام بدیم.
این یعنی تغییر عادت با قدرت ذهن، از همین لحظهای شروع میشه که این باور رو کنار بذاریم.
قدم اول: مسئولیت رو بپذیر 😌🪞
وقتی میگی «من نمیتونم این عادت رو ترک کنم»، در واقع داری اختیار رو به بیرون از خودت میدی.
اما وقتی بگی:
✨ «این منم که این رفتار رو بارها تکرار کردم.»
✨ «قدرت تغییرش هم دست خودمه.»
اونوقته که تغییر عادت با قدرت ذهن واقعاً ممکن میشه.
قدم دوم: صلح با عادت 🤝
شاید عجیب به نظر برسه، ولی قدم دوم اینه که با رفتاری که اذیتت میکنه، آشتی کنی!
چطوری؟
📍 برگرد به گذشته و ببین چرا اون رفتار برات لذتبخش بوده.
📍 چه چیزی باعث شده بارها تکرارش کنی؟
📍 آیا هنوز هم همون لذت رو میده یا فقط از روی عادت انجامش میدی؟
وقتی به جای سرزنش، به لذت پنهان پشت رفتار نگاه کنی، خشم و عذاب وجدان جاش رو به درک و پذیرش میده.
یک مثال واقعی از عادت شیرین اما دردسرساز! 🍵🌰
روزی از روزها توی خونهی یکی از بستگان، چای رو با ترکیب خرما، گردو و کنجد خوردم. طعمش فوقالعاده بود! فردای اون روز همون ترکیب رو با علاقه تهیه کردم و کمکم این شد عادت روزانهام.
اما بعد از مدتی، وقتی بیرون از خونه بودم و اون ترکیب رو نداشتم، چای برام بیمزه شد… حتی ناراحت میشدم که بدون اون ترکیب باید چای بخورم.
اینجا بود که فهمیدم:
🔍 «من اسیر چای نبودم… اسیر اون حس لذت و تکرار شده بودم.»
و این مثال کوچیک نشون میده که چطور تکرار، حتی از لذت هم میتونه درد بسازه.
قدم سوم: الگو رو بشکن ✂️🔁
عادتها مسیرهایی هستن که در ذهنمون حک شدهان. اما خبر خوب اینه که:
ذهن انعطافپذیره و با تکرار رفتار جدید، مسیر جدید میسازه.
یعنی:
🔁 رفتار قدیمی ← آگاهانه متوقف کن
🆕 رفتار جایگزین ← با لذت و آگاهی انتخاب کن
🧠 تکرار کن ← مسیر جدید در ذهنت ساخته میشه
و این یعنی باز هم تاکید میکنیم:
تغییر عادت با قدرت ذهن، نه فقط ممکنه، بلکه لذتبخشه!
قدم چهارم: تکرار آگاهانه رفتار جدید 🔄🌟
برای جایگزینی یک عادت، کافیه:
- اون رو با رفتاری که هنوز لذت داره جایگزین کنی
- حواست باشه هر بار با آگاهی انجامش بدی
- به خودت بابت تغییر، بازخورد مثبت بدی
✅ مثلا اگه عادت به پرخوری در شب داری، میتونی با نوشتن حس و حالت بعد از پرخوری، آگاهانه مسیر فکریت رو رصد کنی.
قدم پنجم: عادت جدید رو با تصویر ذهنی قوی تقویت کن 🧘♀️🌈
ذهنت به تصویرها پاسخ میده.
هر روز چند لحظه وقت بذار و خودت رو در حال انجام رفتار جدید، با حس خوب، تجسم کن.
مثلاً بگو:
🧠 «من دارم عادتهای سالمی رو انتخاب میکنم.»
🌿 «هر روز در حال رشد و تغییرم.»
💪 «تغییر عادت با قدرت ذهن در من در حال رخ دادنه.»
این عبارتهای تاکیدی به مرور ذهن ناخودآگاهت رو همراه میکنن 💫
جمعبندی: تغییر عادت از ذهن شروع میشه، نه از زور و اجبار 🎯
وقتی باور کنی که اسیر عادتی نیستی، و خودت انتخاب کردی اون رفتار رو تکرار کنی، تازه در جایگاه قدرت قرار میگیری. از همونجا میتونی آگاهانه مسیر جدید بسازی.
✅ به خاطر داشته باش:
تغییر عادت با قدرت ذهن، سادهتر از چیزیه که فکر میکنی؛ فقط کافیه از درون شروع کنی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.37 از 119 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام استاد. منم یه مدته یه جورایی درک کردم حرص خوردن از فلان رفتارم باعث میشه تکرارش کنم. عین اهنربا جذبم می کنه انجام بدم اما اصلا نمی تونستم حدس بزنم خوبی هاشو گفتن و مثبت شدن نسبت به عادته یکی از راه های از بین بردنش باشه! بامزه ست پیش می رم ببینم چی میشه.
اینستا و یوتیوب رفتن:
۱- اینستا برام لذت بخشه ویدیو های خنده دار گربه ها رو می بینم. الان شرایط نگهداری گربه ندارم وگرنه بهترین راه تهیه ی یه گربه است تا اینقدر دیدن ویدیو هاشون کم بشه!
یوتیوب خب بیوگرافی و حواشی یک نفر رو دنبال می کنم. اینکار خیلی درس برام داشت و وجود قوانین بهم ثابت شد. اما به نظرم دیگه نکته هاشو فهمیدم و تموم شده بحثش.
تعهد روزانه نداشتن برای هرکاری
۱- باعث میشه اینقدر به کار نچسبم. اخه یه مدته درونی به این نتیجه رسیدم لذت های دیگه مثل مسافرت رفتن و قدم زدن بیرونو از خودم گرفتم و نباید زندگیم همش کار باشه.
البته این خودش یه خواسته برام بوجود اورد که کاری کنم درامد غیرفعال داشته باشم تا ازاد شم. خدایی از خواسته ای که برام بوحود اورده راضی ام.
البته تمرین روزانه کردن برای مثلا لاغری و این چیزا شدیدا لازمه اما مثلا برای کار باعث شده خواسته در درامد غیرفعال به ذهنم برسه.
۲- باعث می شه بیشتر استراحت کنم.
۳- اینجوری حجم کارام کمتر میشه با فاصله و خیال راحت تر انجامش می دم.
۴- وقت دارم با دوستام صحبت کنم چون بخاطر کارام با کسی نمی تونم صحبت کنم وقت ندارم.
برای پنجمیش چیزی به ذهنم نمی رسه استاد.
بخاطر کارم بیرون نرفتن برام سخت شده چون عادت کردم.
۱- نیاز نیست اماده شم خخخ(تو ذهنم اماده شدن سخته و زمانبر اما اینطور نیست!)
۲- از بیهوده قدم زدن بدم می یاد از تنها کافه نشستن بدم میاد.(البته میدونم این بده و می تونم از دیدن ادما از دیدن فضای خوشگل کافه و فروشگاه ها لذت ببرم و لذت فقط هم کلام شدن با ادم ها نیست)
۳- میشینم و استراحت می کنم.(مطمئم از کم برون رفتنه چون یه مدت پیش که زیاد بیرون می رفتم باز از خونه نشستن خوشم نمیومد.)
استاد در اخر بگم منم اهرم رنج و لذت رو شنیدم و انجامش دادم. یه مدت پیش هم انجامش می دادم اما در ادامه فهمیدم روش درست اجراش چیه و قبلا اشتباه انجامش می دادم(تکامل)
خب همه مون می دونیم خودمم دیدم وقتی یه فشاری رومون میاد مثلا اجاره خونه یا یه تعهد زمانی، چجور بااراده میشیم و حلش میکنیم. سر همین فکر می کردم باید روی قسمت رنج یعنی عواقب فلان رفتار باید بیشتر تمرکز کنم تا بترسم انجامش ندم.
یکم اینجور پیش رفتم دیدم نه بابا رفتارام هنوز سرجاشه…گفتم بذا کمتر روی معایب تمرکز کنم و سودمندی ها رو بیشتر بخونم. اوضاع بهتر شد اما بازم خوب نبود.
تا اینکه فایل قبلی چالش تغییر عادت رو گوش دادم. اگه الان بخوام مرور کنم چیا گفته بودین یادم نمیاد ها اما نمی دونم این فکر چطور به ذهنم رسید که هر موقع خواستی فلان عادت اشتباه را انجام بدی یه ثانیه مکث کن بگو الان می تونم مثلا برم اینستا بچرخم و می تونم بشینم پروژه مو پیش ببرم.
یعنی دو گزینه مشخص کن. بعد از خودت بپرس از نتیجه ی کدوم لذت میبری؟ یا کدوم نتیجه ی بهتری برات داره؟
خب کار…
بعد با خودم می گفتم اینم تکامله ها…اینکه عملگرا بشی مورد خوبه رو انتخاب کنی کم کم بهتر میشه تا جایی که ناخوداگاه میشه…
خب خداروشکر این شیوه خیلی خوب بود.
مهم ترین تاثیری که داشت این بود اون دودلی ها و کشمکشای ذهنی که ای فلان کارو کنم یا نکنم خیلی کمرنگ تر شد. چون عادت های اشتباه جدا از نتیجه ای که دارن خیلی ذهنی ادمو اذیت می کنن. باعث میشن همش درگیری داشته باشی یا بعد انجامش هی سرزنش کنی.
یه چیز دیگه اینکه باخودم گفتم خب نگاه گوشیو میذاری دم دستت خب یکمم به خودت حق بده وقتی این عادتو داری خب ناخواداگاه دستت میره سمتش…پس گوشیو بردار یه جای دیگه بذار.
گفتم اوکی من طبقه اولم گوشی رو طبقه بالا میذارم.
کلی ذهنم کشمکش داشت ها…یعنی هربار یه بهانه ای میاورد. مثلا میگفت وای فای نمی رسه…
ای اگه همکارت پیام بده باید جواب بدی…
ای باید فایلای ورد رو باید بفرستی به گوشی از گوشی بفرستی تلگرام. باید تعهدم داشته باشی سریع تحویل بدی پس دم دستت باشه! یعنی یه بهانه هایی ها…
ای نمیدونم الان مامانو با اسنپ فرستادی برای برگشت اگه زنگ بزنه متوجه نمیشی خخخ…با خودم گفتم تو خیابون که نمی مونه..کارشم به این سرعت تموم نمیشه تا یه ساعت دیگه که برنمیگرده بذا تمرینمو پیش ببرم یه ساعت دیگه میرم چک می کنم.
خلاصه دیروز عملیش کردم گفتم میرم میذارم دو دقیقه طول میکشه ببینم وای فای نرسید اوکی نمیذارم. رفتم دیدم بعله مشکلی برای اینترنت پیش نیومد.
خیلی اعصابم راحت بود استاد اصلا انگار یه بار سنگینی از رو روانم برداشته شد.
امروز هم عملیش کردم. اصلا استاد وسوسه نشدم بذار برم بالا گوشی رو چک کنم ها!
یعنی خب فهمیدم همین که خودمو در معرض گوشی قرار ندم کلی کمک میکنه چطور انتظار داشتم کنار دستم باشه و دست نزنم! میدونم میشه کنار دستم باشه و دست نزنم اما من الان ادمی ام که عادت دارم!
خلاصه از صبح دارم با ارامش کارامو انجام میدم اخیشش…
واقعا ممنونم از خدا…
ممنون از شما….
الانم میدونی استاد تو ذهنم بعد انجام تمرین چی فکر می کنم؟ میگم عادتایی که داشتی برات خوب بود اما نتیجه ی عادته شیرین تره یا کار کردن و تعهد داشتن؟
خخخ…
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سایت ایجاد کردم اما از رسیدن بهش و محتواگذاری و غیره شونه خالی می کنم.
1- چون میدونم باید براش زمان زیادی بذارم انگار با انجام ندادنش ازون فشاره خلاص میشم.
کمال گرایی ازین راه هم زده بیرون دیگه…اینجوری که میگم یا باید کلی زمان درطول روز بذاری یا فایده نداره…اووه اگه مثلا ۲ ساعتم زمان بذاری در روز خیلی طول میکشه به سودرسانی برسه…ولی قضیه ی لاکپشت و خرگوشه دیگه…اگه از موقعی که سایتو ایجاد کردم روزی یه ساعتم وقت میذاشتم الان کلی جلو بودم.
نشان های دریافت شده
خخ استاد گفتم به بهانه ی ذهنم که گوشیو بردار مامان اسنپ میخواد زنگ بزنه متوجه نمیشی گوش ندادممم
خب…
الان دیدم خودش اومده اصلا زنگم نزده بود خخخ
من پیروز شدممم از زمانم با خیال راحت استفاده کردم