0

مزایای عادت موردنظر (گام دوم – ۱)

تغییر عادت با قدرت ذهن
اندازه متن

🔁 تغییر عادت‌های رفتاری شاید در نگاه اول سخت و حتی ترسناک به نظر برسه 😰 اما وقتی با چراغ آگاهی 🧠 و نیروی پذیرش ذهنی 🤲 همراه بشه، همه‌چی اون‌قدر آسون می‌شه.

طوری که با خودت می‌گی:

«ای بابا! چرا زودتر شروع نکردم؟ 😄»

تو این دوره قراره قدم‌به‌قدم یاد بگیریم چطور با تغییر عادت با قدرت ذهن، یه مسیر تازه 🌱 برای رهایی از رفتارهای آزاردهنده‌ بسازیم؛

تغییر عادت با قدرت ذهن سه نکته طلایی داره:

✨ درک لذت پنهان پشت هر عادت

🧩 پذیرش مسئولیت رفتارها

☮️ رسیدن به صلح درونی

آماده‌ای که شروع کنیم؟ 😌💪

چرا فکر می‌کنیم اسیر عادت‌ها هستیم؟ 🌀

بسیاری از ما وقتی متوجه تکرار یک رفتار آزاردهنده می‌شیم، به خودمون می‌گیم:

«من گرفتار این عادتم… نمی‌تونم تغییرش بدم.» 😣

این جمله ساده، در واقع تبدیل می‌شه به یک باور محدودکننده.

اما حقیقت اینه که:

🔸 هیچ عادتی زورکی تکرار نمی‌شه.

🔸 ما خودمون انتخاب می‌کنیم اون رفتار رو بارها انجام بدیم.

این یعنی تغییر عادت با قدرت ذهن، از همین لحظه‌ای شروع می‌شه که این باور رو کنار بذاریم.

قدم اول: مسئولیت رو بپذیر 😌🪞

وقتی می‌گی «من نمی‌تونم این عادت رو ترک کنم»، در واقع داری اختیار رو به بیرون از خودت می‌دی.

اما وقتی بگی:

✨ «این منم که این رفتار رو بارها تکرار کردم.»

✨ «قدرت تغییرش هم دست خودمه.»

اون‌وقته که تغییر عادت با قدرت ذهن واقعاً ممکن می‌شه.

قدم دوم: صلح با عادت 🤝

شاید عجیب به نظر برسه، ولی قدم دوم اینه که با رفتاری که اذیتت می‌کنه، آشتی کنی!

چطوری؟

📍 برگرد به گذشته و ببین چرا اون رفتار برات لذتبخش بوده.

📍 چه چیزی باعث شده بارها تکرارش کنی؟

📍 آیا هنوز هم همون لذت رو می‌ده یا فقط از روی عادت انجامش می‌دی؟

وقتی به جای سرزنش، به لذت پنهان پشت رفتار نگاه کنی، خشم و عذاب وجدان جاش رو به درک و پذیرش می‌ده.

یک مثال واقعی از عادت شیرین اما دردسرساز! 🍵🌰

روزی از روزها توی خونه‌ی یکی از بستگان، چای رو با ترکیب خرما، گردو و کنجد خوردم. طعمش فوق‌العاده بود! فردای اون روز همون ترکیب رو با علاقه تهیه کردم و کم‌کم این شد عادت روزانه‌ام.

اما بعد از مدتی، وقتی بیرون از خونه بودم و اون ترکیب رو نداشتم، چای برام بی‌مزه شد… حتی ناراحت می‌شدم که بدون اون ترکیب باید چای بخورم.

اینجا بود که فهمیدم:

🔍 «من اسیر چای نبودم… اسیر اون حس لذت و تکرار شده بودم.»

و این مثال کوچیک نشون می‌ده که چطور تکرار، حتی از لذت هم می‌تونه درد بسازه.

قدم سوم: الگو رو بشکن ✂️🔁

عادت‌ها مسیرهایی هستن که در ذهنمون حک شده‌ان. اما خبر خوب اینه که:

ذهن انعطاف‌پذیره و با تکرار رفتار جدید، مسیر جدید می‌سازه.

یعنی:

🔁 رفتار قدیمی ← آگاهانه متوقف کن

🆕 رفتار جایگزین ← با لذت و آگاهی انتخاب کن

🧠 تکرار کن ← مسیر جدید در ذهنت ساخته می‌شه

و این یعنی باز هم تاکید می‌کنیم:

تغییر عادت با قدرت ذهن، نه فقط ممکنه، بلکه لذت‌بخشه!

قدم چهارم: تکرار آگاهانه رفتار جدید 🔄🌟

برای جایگزینی یک عادت، کافیه:

  1. اون رو با رفتاری که هنوز لذت داره جایگزین کنی
  2. حواست باشه هر بار با آگاهی انجامش بدی
  3. به خودت بابت تغییر، بازخورد مثبت بدی

✅‌ مثلا اگه عادت به پرخوری در شب داری، می‌تونی با نوشتن حس و حالت بعد از پرخوری، آگاهانه مسیر فکری‌ت رو رصد کنی.

قدم پنجم: عادت جدید رو با تصویر ذهنی قوی تقویت کن 🧘‍♀️🌈

ذهنت به تصویرها پاسخ می‌ده.

هر روز چند لحظه وقت بذار و خودت رو در حال انجام رفتار جدید، با حس خوب، تجسم کن.

مثلاً بگو:

🧠 «من دارم عادت‌های سالمی رو انتخاب می‌کنم.»

🌿 «هر روز در حال رشد و تغییرم.»

💪 «تغییر عادت با قدرت ذهن در من در حال رخ دادنه.»

این عبارت‌های تاکیدی به مرور ذهن ناخودآگاهت رو همراه می‌کنن 💫

جمع‌بندی: تغییر عادت از ذهن شروع می‌شه، نه از زور و اجبار 🎯

وقتی باور کنی که اسیر عادتی نیستی، و خودت انتخاب کردی اون رفتار رو تکرار کنی، تازه در جایگاه قدرت قرار می‌گیری. از همون‌جا می‌تونی آگاهانه مسیر جدید بسازی.

✅ به خاطر داشته باش:

تغییر عادت با قدرت ذهن، ساده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی؛ فقط کافیه از درون شروع کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.37 از 119 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22344
240 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره
      ۱۴۰۲/۰۱/۲۷ ۲۳:۱۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

      سلام ب فرمانروای جهان و جهانیان ،خداوندزمین آسمان.

      سلام ب استاد عزیز ، و دوستان گرامی

      ترک عادت هایی که آنها مرا دوست ندارند ،این منم آنها رو طلب میکنم و زمانی لذت میبردم ،اما اکنون با عشق ب آنها نگاه میکنم.

      1_لذت تندتند خوردن،چون بیشتر می خورم

      2_زحمت جوییدن ب خودم نمیدم

      3_احساس سیری بیشتر میکنم

      4_زودتر از همه تمام میکنم و شروع ب شستن ظرفها …..پس کارم زودتر تمام میشه

      5_زودتر ب خواسته ام (خوردن)میرسم

      لذت خوردن نوشیدنی داغ

      1_تشنگی م زودتر رفع میشه و ب خواسته ام میرسم

      2_از فوت کردنش لذت میبرم

      3_ب من آرامش میده که تمومش کردم 

      4_از اینکه زود خوردم و جمعش کردم لذت میبرم

      5_بیشتر از دمنوش میخورم ،حس این که برام خوب .پس با عجله میخورم.

      این عادتها را با عشق نگاه میکنم تا با هم ب صلح و آرامش برسیم

      از استاد عزیز بسیااار سپاسگزارم.

      ب امید تغییرات.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رقیه
      ۱۴۰۲/۰۱/۱۳ ۰۰:۳۱
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 392 کلمه

      سلام خدمت استاد بزرگوار اول اینکه واقعا خدارو شاکرم که به سایت شما هدایت شدم.من تو گام ۵ بودم که اونجا اشاره به چالش ترک عادت کردین و اومدم اینجا که این بخش رو هم شروع کنم .عادت بدمن که با تکرار زیاد برام رنج اور شده بعد سیری دوباره میخوردم یا اضافه غذای پسرم رو میخوردم که حیفه اسراف نشه و یکی هم ته دیگ خوردن که اینارو اصلاح کنم ۸۰ درصد مسیرو رفتم و خداروشکر با تمرین اینچند روز عالی اوندم جلو.قبلا عادت تند خوردن داشتم بدون جویدن قورت میدادم ولی خداروشکر از وقتی با سایت شما اشنا شدم اونو با تمرین خیییلی درست کردم اوایل تمرین باید با تمرکز انجام میدادم ولی خداروشکر الان شده عادتن ۳۵ بار هر لقمه رو جویدن ولی عادت بعد سیری هنوز میخورم  دارم و اینو میخوام با چالش حذف کنم ویاحیفه گناه داره الان چند روزه اونجا که احساس سیری دارم دست میکشم وهمون لحظها میشم و به ذهنم که میخواد گولم بزنه میگم که من بدنم ارزشمنده و سطل اشغال اضافی ها نیست و میزارم کنار.امروز برای اولین بار ته دیگ رو خیلی کوچولو برداشتم و مزه مزه خوردم.اخه من عادت داشتم اول همه ته دیگ رو میخوردم جالبه موقع خوردن هم عذاب وجدان داشتم ولی لذت میبردم وبرنج نمیخوردم که از شدت عذاب وجدانم کم بشه ولی چشم هنوز به برنج میموند.ولی امرز خیلی اگاهانه غذا کشیدم وکچولوته دیگ برداشتم والش نخوردم گذاشتم اخر سر بخورم که لذتش کم باشه برام.خلاصه اینکه من میتونم لاغر بشم مطمنم باتمرین فرمولای لاغری .امروز همش ورد زبونم بود که من بدنم رو دوست دارم و با لذت وعشق ولی به اندازه نیازش براش غذا میرسونم و بیشتر ازنیازش یعنی بی احترامی به بدنم.از مزایای عادتهای بدم بخوام بگم اینکه من واقعا از خوردن ته دیگ این مدت لذت بردم لحظه خوردندته دیگ به هیچی فکر نمیکنم و صداش لذت میبردم و یا مانده غذای پسرم رو که میخوردم خوشحال بودم که اسراف نشده و زحمت کشیده بودم برا درست کردنش.ویا عد سر که میخردم دو سه لقمه اضافی مزایاش برام این بود که دیر گرسنه میشدم و چشم دنبال غذا نمی موند

      ولی در کل مزایا زیاد نداره برام یعنی تکرار شده برام اصلا جالب نیستن و دوست دارم زود ترک کنم این عادات رو

      بازم ممنونم استاد بزرگوار.ممنون که هستین.از خوندن دیدگاه بچه ها واقعالذت میبرم مخصوصا دیدگاههای دوستی بنام عطا خیلی برام انگیزه داره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۵ ۱۴:۰۹
      مدت عضویت: 1237 روز
      امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه

      سلام ظهر سما بخیر

      امروز با گفتن این عادتها وروش ترک عادت به جایی یی گام بهنظر خودم چند گام برمیدارم

      یگی ازلذتهای غداخوردن در اشپزخون کسی متوجه نمیشه 

      د ومی من زود ظرف غذام میشتم 

      سومی ته دیگه به نظرم خیلی خوشمزه هستش وصدای خرد شدنستو دهان لذت بخشه

      چهارمی تنوع ته دیگ  ازنون برنج سیب زمینی کاهو ته چین 

      وبرشدادنش حس خوبی داره 

      پنجمی ماهی تو خونه پدریم زیاد ازماهی استفاده میشد ولی بر عکیس همسرم خیلی ماهیدوست نداره دبربه دیرخرید 

      ماهی تازه میگیره.

      خالا میرسیم به ترک این عادتها 

      خوردن همون غذا با احترام به خودوقراردادن اون غدا رو تویی سینی وداخل پذیرای میل کنم از روش چشمی استفاده کنم همطور که با دیدن غذا به خوردن غدا میرسیدبم حالا در ظرف کوچک وتغییر مکان وبا دیدن کمتر میل کنم 

      دومی خوب بعداز خوردن ببرم هم حرکتم بیستر میشه وچندقدم بیشترراه میرم علت ابن مسئله دروپاهیتش 

      سومی میتونم رمان خوردن ته دیگه تودهانم بیشترکنم واز حس چشیدن استفاده کنم  ته دیگ بخورم ازکمش لذت زیاد ببرم 

      برای چهارمی نگه داشتن ته دیگ دردست ونگاه کردن به اون تا چشمم سیربشه وبالمس کردن حس سیری میگیرم مثل زمانی که بالمس کردن حس بیشتر خوردن میگرفتم حالابر تومسیر برگشت عمل میکنم

      پنچمی اول به خودم بگم من بنده خدا هستم بنده شکم نمیشم تاحالا هم اشتباه رفتار کردم اول حسابی بویی ماهی میگشم تا بابو کرد ن از روش زود سیر شدن استفاده میکنم

      مثل زمانیکه با شنیدن بوی غذا دلمون دوباره مخوایست بخوریم وحالا در مسبربرگشت  رفتار کرده در حجم کم می خورم ۴تا۵ ساعت زمان میدم اگه دباره گرسنه بشم دوباره می خورم اگهنه که نمیخورم 

      سعی کنم حتماموفق میشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۵ ۱۳:۱۲
      مدت عضویت: 1237 روز
      امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 60 کلمه

      سلام وظهر شما بخیر امرز ۲۵ بهمن ۱۴۰۱

      اولا امروزبا طرح این سوال کلی خندید میگد چرابخاطرمخفی کارهای من باانجام دادم ازدیددیگران مخفی کردم شاید  وحتما فهمیدن به روم نیاورون حال باکمال میل دارم لو میدم .خندم بخاطر این موضوع 

      ۱_ کسی نمیفهمه 

      ۲_نزدیک ظرفشویی هستم راحتر  ظرف غدام میشورم

      ۳_اندازه غدامو کسی نمبینه 

      ۴_جون داخل اشپزخونه گلدون گل دارم 

      اشبز خونه گلدون گل دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سپیده طارمی
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۳ ۱۰:۰۰
      مدت عضویت: 1848 روز
      امتیاز کاربر: 921 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 51 کلمه

      سلام ۲۳ بهمن ۱۴۰۱

      فواید قند خوردن 

      ۱ چایی با قند خیلی خوشمزه تره 

      ۲  استرسمو کم میکنه 

      ۳ مغزم با قند بهتر کار میکنه و انرژی برای کار های فکری بیشتر دارم 

      ۴ مزه دهنم بعد چای هم شیرین میمونه 

      ۵ یه جور لذت ذهنی روحی میده بهم مثل معتادی که مواد میزنه خیلی حال میده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۷ ۱۳:۰۶
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,306 کلمه

      سلام و درود . من دوباره این گام رو امروزم انجام میدم . 

      باید به این درک برسید که: من علاقه دارم این عادت را تکرار کنم.

      آن رفتار هیچ علاقه یا اجباری برای تکرار شدن توسط من را ندارد.

      این دو فرمول دو فرمول لاغریه که توجه به این دو فرمول صدای شیر درونم رو قویتر می کنه . 

      از امروز نکاتی در مورد ورزش فهمیدم . 

      من عادت پرخوریمو در حال درست کردنش هستم . اما عادت کم تحرکیمو که اومدم درست کنم تمرکزم از روی پرخوری رفت و احساس می کنم دو هدف  رو که با هم انتخاب کردم  برام سنگینه روی هردوش با هم کار کنم . 

      یه دلیل دیگه هم داره . اینکه من پرخوری و کم تحرکی رو دو رفتار چاق کننده می دونم . 

      خب آیا این فرمول ریشه در باورهای اشتباه نداره که برای لاغر شدن باید کم خورد و بیشتر فعالیت کرد . 

      یعنی اصلا علت برطرف کردن این دورفتار ریشه در باور چاقی داره . 

      البته من الان باورم نسبت به پرخوری خیلی اصلاح شده . 

      باور کردم پرخوری رو میخوام ترک کنم چون بهم فشار میاره . چون اذیتم می کنه . چون حسمو بد می کنه سنگینم میکنه  و کم تحرکی رو میخوام ترک کنم چون زیاده از حدش اونم سنگینم میکنه دلم میخواد همش بشینم و بخوابم . 

      ولی نمیدونم چرا وقتی این دوتا رو میخوام با هم انجام بدم  قاطی میکنم . وقتی رو کم تحرکی  تمرکز میکنم تمرکزم روی پرخوری از بین میره . 

      به نظرم اگه بخوام این دو رو با هم ادغام کنم اینطور میشه عمل کرد که من تمرکزم رو مثل این یه ماه که خیلی راضی بودم بزارم روی همون تمرین من اینو نخوردم . 

      حالا یکی از راههایی که بهش اضافه میکنم و تغییر کوچیک میدم اینه که نیم ساعت پیاده روی بهش اضافه کنم . یعنی ورزش رو نزارم هدف اصلی . بلکه بزارم جزء رفتارهای فرعی که دوست دارم به راه اصلی (نخوردن موقع سیری و خوردن موقع گرسنگی ) اضافه کنم . اینطوری موفق تر عمل میکنم و احساسم به این  رفتار بهتره . از طرفی دیگه این رفتاری که دارم بهش عادت می کنم هنوز نسبت به تکرار رفتار پرخوری ضعیفتره . نیاز به مراقبت داره . من هنوز در مسبر لاغری و علی الخصوص همین تک رفتار خیلی ماهر نشدم .  پس فقط تمرکزم رو روی همین رفتار میزارم و حالا اگه پیاده روی هم خواستم انجام بدم در راستای همین هدف انجام میدم نه یه رفتار دیگه که بخوام توجهم رو معطوفش کنم . 

      خب حالا میریم ببینیم امروز چی میشه . 

      تمرین امروز :  اول اینکه من دوباره عادتم رو تغییر میدم به همون ترک پرخوری و هدف اصلیم اینه و روی همین کار می کنم و هر کار دلخواهی هم که بخوام انجام بدم راههایی هست که به این عادتم میخوام اضافه کنم . 

      خب حالا مزایای پرخوری رو مینویسم : 

      پرخوری کردن به من حال میده . 

      من هر کاری بخوام انجام میدم . 

      هر چی دلم میخوام میخورم . 

      ولی من در پرخوری به صدای بدنم توجه نمی کنم . به صدای شیر درونم توجه نمیکنم . فقط دارم به صدای سگ درونم توجه می کنم . احساس لیاقتم میره . من در پرخوری احساس شرم می کنم . احساس خجالت می کنم . 

      منی که الان یه دور تغییر عادت پرخوری رو انجام دادم و قدرت انتخاب رفتار متناسب کننده غذایی رو در خودم دیدم الان که میخوام از مزایای پرخوری بنویسم بیشتر مزایای عادت جدید توی ذهنم میاد . 

      من وقتی سیرم و نمیخورم حسم عالیه . بسیار از این رفتار راضی ام . احساس انسان بودن بهم دست میده . احساس افتخار و لیاقت می کنم . 

      ولی وقتی فکر می کنم میبینم پرخوری هیچ وقت این احساسات عالی رو در من ایجاد نکرد . 

      پرخوری فقط شهوت خوردن رو در من ایجاد کرد . 

      من فقط میخواستم بخورم و بخورم و بخورم . اراده ی انسانی منو زیر سوال برد . شاید این دیدگاه غلطه . خودم بودم که اون رفتار رو انتخاب کردم و بهش قدرت دادم . بله خودم بودم و از یه جایی به بعد اون تبدیل میشد به یک بهمن که تمام عملکرد من و اراده منو زیر سوال میبرد . 

      ولی باید بتونم این دیدگاه رو بهش نداشته باشم . چون با این دیدگاه بهش قدرت میدم . بزرگش می کنم . اون بهمن نیست اون فقط یه سنگریزه ی کوچیکه که من تکرارش کردم . 

      خودم بهش علاقه داشتم ‌ . خودم بهش بها دادم . خودم بهش انرژی دادم . خودم خلقش کردم . اون هیچ قدرتی نداره . اون هیچ اراده ای نداره . 

      پس خیلی مهمه دیدگاه من به پرخوری از نگاه نفرت نباشه . 

      چون قدرت پرخوری منم . نفرت از پرخوری نفرت از خوده . من با نفرت از خودم از خودم دور میشم  و قدرتم رو به عوامل بیرونی میدم و برای خودم حق انتخابی قائل نمیشم که بعد من با این قدرت حالا رفتار متناسب کننده رو انتخاب کنم . 

      من با صلح با عادتم قدرت رو ازش میگیرم . چون اون رو خودم انتخابش کردم . هیچ تحمیلی بر من نبوده . تک تک پرخوریهای من توسط خودم انجام میشده و تنها علتش لذت بردن بیشتر بوده . من به وسیله ی پرخوری لذت بیشتری فقط در همون لحظه میبردم . برای همین انتخابش میکردم . من پرخوری رو انتخاب میکردم تا تفریحم بیشتر بشه . 

      انتخابش میکردم تا غمهامو فراموش کنم . انتخابش میکردم تا رنج چاقی رو حداقل برای لحظاتی فراموش کنم . 

      ولی من دیگه این رفتار و نمیخوام . چون دیگه باهاش حال نمیکنم چون رفتار دیگه ای رو این مدت انتخاب کردم که خیلی بهم بیشتر حال داد .  اگه پرخوری فقط برای لحظاتی حال منو خوب میکرد اما لذتش تموم میشد و من برای حفظ اون لذت هی اون عمل رو تکرار می کردم . در حالیکه جسم من دیگه طاقت پرخوریهای منو نداشت . چقدر معده رو گشاد کنه . چقدر سنگینم کنه و اینارو تو خودش جابده . چقدر گلاب به روتون دسشویی کنه تا اینارو دفع کنه . 

      ولی در رفتار نخوردن موقع سیری و خوردن موقع گرسنگی  و انتخاب خوردن و نخوردن بر اساس زبان بدن حال منو خوب کرده . اون فشار رو از بدنم برداشته . تحمیلها رو از بدنم برداشته . اجازه میده من طعم واقعی  غذا رو  حس کنم . 

      چون به گرسنگی واقعی میرسم  . رفتار انسانی ازم سر میزنه . اعتماد به نفس پیدا می کنم . خودم انتخاب می کنم . قدرت رو به خودم میدم . به خودم حق انتخاب میدم . 

      من خودم با توجه به تمام مزیتهای دو رفتار خب واقعا به این نتیجه رسیدم رفتار جدید برام دلپذیرتره و مهمتر از همه شادیش همیشگیه . لذت پرخوری هر لحظه کم و کمتر میشه . هر چی بیشتر پرخوری می کنی کمتر لذت میبری چون طرفیت نداری . اصلا مزه غذا رو دیگه نمیفهمی . هی دنبال اون لذت اولیه هستی ولی حسش نمی کنی . رنج میکشی . آقا چاره اش اینه نخور . بزار گرسنه  بشی . بزار بدنت طلب کنه . هی بهش نچپون غذاها رو . اونقدر سبرش کردی که بیزار شده . سیری بیش از حد به نفرت میرسه همونجوری که گرسنگی بیشاز حد هم به عصبانیت میرسه . 

      من در رفتار جدید هم از سیریم لذت بردم هم از گرسنگیم یعنی هردو رو پیدا کردم و حسشون کردم . حالا فقط دلم میخواد با تمرین دوباره و دوباره این عادتم رو قوی و قویتر کنم . هر چی بیشتر مینویسم و تمرین می کنم مزایای پرخوری برام کمرنگ میشه و بر عکس مزایای رفتار جدیدم داره پررنگ تر میشه . تمایلم به انجامش بیشتر میشه . حالم بهتر میشه . من فقط روی این رفتار عملی تمرکز می کنم و حرکت کردن بر اساس نیاز رو به عنوان راههایی به این عادت اصلی اضافه میکنم . 

      الانم حالم خیلی خوبه چون توجهم از چاقی برداشته شده و با نوشتن و تمرین کردن صدای شیر وجودم بلندتر و بلندتر میشه . 

      من در این مسیر استمرار می ورزم چون خیلی باهاش حال می کنم . 

      استاد بابت وجودتون و حضورتون سپاسگزارم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۶ ۲۳:۵۳
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 124 کلمه

      سلام تمرین امروز من اینو نخوردم .

      من دوتا کیوی نخوردم .

      من پرتغال نخوردم .

      من سوهان نخوردم .

      من ‌‌عدس پلو نخوردم .

      من کالباس  نخوردم . 

      من تخمه نخوردم .

      من شیرینی خامه ای نخوردم .

      پفک نخوردم . 

      ارده شیره نخوردم . 

      شربت عسل نخوردم .

      الویه نخوردم . 

      البته این که میگه نخوردم نه این که هیچی نخورم . مثلا شربت عسل یک لیوان بود نصفشو نخوردم . کالباس ۱۵ تکه بود ۵ تا خوردم . اینکه میگم نخوردم یعنی چند تاشو اضافه گذاشتم مثلا پفک یه بسته کوچولو نصفشو خوردم همشو نخوردم . 

      اینجوری منظورمه . 

      خب راههایی که امروز اضافه کردم ۳۵ دقیقه تردمیل و یک ربع ویبره بود . 

      کارهایی که امروز صبح گفتم رو هم انجام دادم . 

      اینا فقط در حد یه گزارش به عنوان پاورقی بود شبتون بخیر . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۶ ۰۹:۵۵
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 848 کلمه

      سلام و درود . خیلی خوشحالم که با حالی عالی مجددا امروز اومدم و دارم فایل گوش میدم . البته حال روحیم از وقتی که وارد سایت شدم عالیه اما این دو سه روز حال جسمیم یکم خوب نبود ولی الان جسمم عالی عالی شده و با احساس خوب چند جانبه اومدم تا تمریناتم رو انجام بدم . 

      مزایای کم تحرکی برای من این بود که من از خوابیدن لذت میبرم . از دراز کشیدن لذت میبرم . مخصوصا در هوای سرد زیر پتو بودن بیشتر لذت بخشه برام . ولی از یه جایی به بعد این رفتار برام تکراری میشه دیگه بهم حال نمیده به محض اینکه بلند میشم برای تغییرش بازهم با هوای سرد روبرو میشم یا با سخت بودن شرایط فعالیت که در ذهنم اینطور ساختم : 

       سرد بودن باعث رنجم میشه . 

      کار کردن سخته . 

      احساس این دو رو موقع انجام فعالیت دارم . 

      یعنی از تکرار نشستن و خوابیدن خسته شدم ولی چون شرایط جدید هم برام جذابیتی نداره رغبتی برای انجامش در خودم ایجاد نمی کنم و در نتیجه به تکرار رفتار نادلخواه ادامه میدم . 

      از طرفی نمیخوام رفتار مورد نظر رو به خودم تحمیل کنم . دوست دارم با عشق انجام بدم پس حتما باید دیدگاهم رو نسبت بهش تغییر بدم تا بتونم عشق  نسبت به رفتار جدید رو در خودم خلق کنم . 

      پس از امروز میخوام یکم تغییر در رفتار کم تحرکیم ایجاد کنم . 

      امروز یه کار خوب انجام دادم با این که برام سخت بود ولی تردمیل رو از خونه آوردم توی مغازه . چون اینجا دیگه مادرم نیست بگه خسته شدی مریضی تمرکزمو به هم بزنه . حالا بگذریم از اینکه واسه آوردنش یکم غر زد ولی چیزی نگفتم . گفتم دوستام میان مغازه . واسه اونا میخوام . 

      خب  این یه قدمی بود که امروز در جهت چالشم انجام دادم . یکم وقت گیر بود ولی به عشق چالش انجامش دادم . 

      من خوابم رو انجام میدم . نشستنم رو هم انجام میدم . کارهای شخصیمم خودم انجام میدم . 

      ولی امروزم میخوام یکم با تردمیل پیاده روی کنم و  فایلم رو روی تردمیل گوش بدم تا فکر بد نسبت به پیاده روی در خودم ایجاد نکنم . 

      چند کار دیگه هم سرکار که هستم میخوام انجام بدم . زیاد نیست . کوچیکه . کمدم رو مرتب کنم . وسایل رو مرتب در قفسه ها قرار بدم . کارهای تعمیرات رو در قفسه ی جدا بزارم  . ویترین رو مرتب کنم . شیشه ها رو دستمال بزنم . زیر صندلیها رو مرتب کنم . دوست دارم یه سری تغییرات کوچیک بدم . فقط نشینم منتظر مشتری باشم . یا رفقا بیان با هم بشینیم و بخندیم . 

      تمرین من اینو نخوردم رو هم انجام دادم . البته این دوسه روزه به خاطر مریضیم که خونه بودم  یکم لیز خوردم . البته زیاد نه . قابل کنترل بود ولی خب  چون نمیخواستم با مامانم زیاد بحث کنم  به حرفاش گوش میدادم . حداقلش اینو فهمیدم که فرمول چاقی (موقع مریضی بخور تا زودتر خوب شی )یا (نخوری مریض میشی ) رو دارم و باید روش کار کنم . 

      امروز شکر خدا بهترم و ۳ روز مریضیم هم گذشته و اومدم سرکار و از امروز دوباره پر قدرت به مسیر لاغریم برگشتم البته میگم خیلی خارج نشدم و بازم متعادل رفتار میکردم تا گرسنه نمیشدم نمیخوردم ولی اون جور که دل متناسبم میخواست رفتارم متناسب نبود . اما توبه می کنم و برمیگردم . چون انتخاب خودم بوده . برای همین خودم رو ملامت نمیکنم و دوباره مسیر لاغری من رو با انرژی عالییی که دارم ادامه میدم . 

      خب امروز این چند تا کارو برای خودم که نوشتم انجام میدم . در کنارش به اندازه ی نیازم میخوابم . به اندازه ی نیازم هم که حالم خوب باشه میشینم . 

      من امروز املت صبحانه نخوردم . 

      عسل یک قاشق پر نخوردم . 

      دم نوش نصف لیوان نخوردم . 

      حالا شب هم بقیه تمرین من این رو نخوردم و من اینجا ننشستم  و کارهای امروزم رو مینویسم . برم سراغ فایل گوش دادن روی تردمیل با احساسی خوب .  پیاده روی نمیکنم که لاغر بشم . پیاده روی میکنم برای  اینکه  من یه فرد متناسبم و فرد متناسبی که رفتار درستی داره انسان فعالیه . یعنی شخصیت متناسب من فعالیت رو دوست داره و فعالیت براش آسونه و این منم که انتخاب می کنم  من چاق و تنبل و پرخور رو در خودم جاری کنم یا من متناسب اندازه خور فعال رو در خودم جاری کنم . 

      من چون متناسبم اندازه نیازم میخورم . 

      چون متناسبم فعالیتهای دلخواهم رو به راحتی انجام میدم .

      هیچ تحمیلی هم به خودم نمی کنم .

      هر وقتم که بدنم نیاز داشت مینشینم و  میخوابم و با اونها هم در صلح هستم . چون اگه اندازه ی نیازم باشه حسم بد نمیشه . ولی وقتی زیاده روی میشه حسم و بد می کنه . 

      اصلا زیاده روی در هر چیزی حس انسان رو بد می کنه و انسان خوبه که در زندگی در همه ی رفتارهاش متعادل باشه تا احساس خوبش همیشه باشه . 

      چون من لایق احساس خوب هستم . 

      چون من متناسبم و زندگی به روش متناسبینِ درست رفتاری که احساسی عالی و فکری عالی و نگرشی صحیح به زندگی دارن شایسته ی وجود منه . 

      استاد بابت این تمرینات عالی ازتون سپاسگزارم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۵ ۲۳:۰۹
      مدت عضویت: 2458 روز
      امتیاز کاربر: 22660 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 107 کلمه

      سلام استاد امروز تمرین شنبه هفته هفتم انجام دادم و جزوم مطالعه کردم اون تمرین سال ۹۸ نوشته بودم

      گفته بود که غذاهای مورو علاقتون بنویسید و من دو تا ستون پر کرده بودم خیلی تعجب کردم با خودم گفتم واقعا من نوشتم من اصلا این غذاها رو خیلی دوست ندارم و میرزا قاسمی و کشک بادمجان اصلا دوست ندارم چرا اینجا نوشتم و متوجه شدم که چه قدر تغییر کردم و خیلی شگفت زده شدم

      و در مورد کانالهای عصبی هم متوجه شدم که خیلی از پیامها دیگه به من دستور به خوردن نمیده مثل بوی غذای همسایه ها

      یک مورد پرخوری باعث شده بود که خیلی لذت ببرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار skhlaghe@gmail.com
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۲ ۰۷:۵۹
      مدت عضویت: 1741 روز
      امتیاز کاربر: 3365 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      سلام روزتون پر از شادی 

      من میخوام از مزایای عادتی که دارم که پر خوری هست براتون بنویسم 

      اول از همه اینکه پر خوری به من حس ارامش میده و خوب که توجه میکنم وقتی احساس تنهایی و بی پناهی میکنم پر خوری خیلی خوب من رو اروم میکنه . بعد پر خوری چای حسابی میچسبه 

      وقتی پر خوری میکنی خواب بعدش سنگین هسرش و همین حس خوبی داره 

      وقتی پر خور هستی اضافه ی همه غذاهارو میخوری و یه جوری اسراف نمیشه 

      وقت پر خوری میهمانی ها انگار دلچسبتر میشه 

      با پر خوری و صحبت در مورد اون در جمع خانوادگی و دوستان انگار حرفی برای شوخی پیشتر هست من همیشه وقتی با خواهرم و بچه هاش دور هم جمع هستیم شروع به این حرفها میکنیم و یه جوری با پر خوری بساط شوخی هم جور هست 

      با پرخوری انرژی پیشتری برای انجام کارها دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار عطا
        ۱۴۰۱/۱۱/۱۵ ۱۴:۱۲
        امتیاز کاربر: 0
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 265 کلمه

        سلام و درود . میدونم که این فایل در مورد مزایای پرخوری هست . 

        و تا این صلح با عادت مورد نظر رو نداشته باشیم نمیتونیم ترکش کنیم . 

        ولی پرخوری منو سنگین می کنه من از سنگین شدنش خوشم نمیاد .

        پرخوری ذائقه ی منو میبنده نمیزاره مزه غذا رو حس کنم و من از این حس خوشم نمیاد .

        پرخوری باعث میشه از غذا بدم بیاد . از خودم بدم بیاد . از غذا بترسم و من از این حسها خوشم نمیاد . 

        ولی وقتی اندازه ی نیازم میخورم ( یعنی تا موقع گرسنگی چیزی نمیخورم و موقعی هم که سیر شدم یعنی مزه غذا از دهنم افتاد ) این رفتار خیلی به من حال میده . راحتم . آرامش دارم . سیر شدم ولی بیزار نشدم . نیازم رفع شده ولی متنفر نشدم . 

        پرخوری انسان رو در احساسات بد نگه میداره . هرچقدرم که خودمون رو بزنیم به اون راه که مزایای این عادت رو بنویسیم این برای اولش بود که ما هنوز طعم تلخ پرخوری رو نچشیده بودیم . به حس انزجارش نرسیده بودیم . یعنی ما اولش با حس بد پرخوری نکردیم . چون نمیدونستیم بعدش چقدر سنگین میشیم . دور از جون شما چقدر خرفت میشیم . نمیتونیم نفس بکشیم . اما یه بار امتحان کردیم دوبار امتحان کردیم درد جسمی و روحیشو چشیدیم اما اینکه چرا باز ادامه دادیم بر میگرده به فرمول امروز که ما  ترک عادت پرخوری رو کاری سخت میدونیم و از طرفی باور کردیم که عاملی غیر از خودمون مسبب این فعل هست . 

        ممنون که با یاد اوری مزایای پرخوری منو هم بیشتر با این رفتار صلح دادید . 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا