چند بار تصمیم گرفتی یه عادت بد رو کنار بذاری؟ مثلا کمتر پرخوری کنی، شبها زودتر بخوابی، یا دیگه از روی عصبانیت رفتار نکنی؟
اما یه جای راه، باز هم همون رفتار تکرار شد… و دوباره شروع شد: خشم، سرزنش، ناراحتی از خودت 😣
حالا وقتشه یه راه متفاوت رو امتحان کنی:
در صلح بودن با عادت ها 👉
در این جلسه، میخوام با زبون ساده برات توضیح بدم که چرا مبارزه با خودت کارساز نیست و چطور با ذهن آروم و پذیرش، میتونی عادتهات رو برای همیشه تغییر بدی.

شناسایی عادت بدون قضاوت 🕵️♀️🧘♂️
اولین قدم برای هر تغییری، شناخت عادته.
اما خیلی از ما این شناخت رو با قضاوت، شرم و سرزنش قاطی میکنیم 😓
کافیه دوباره یه رفتار تکراری ازت سر بزنه — مثلاً پرخوری، تنبلی، یا عصبانیت — و فوری با خودت بگی:
❌ «باز خراب کردم!»
❌ «من هیچوقت درست نمیشم!»
❌ «چرا انقدر بیارادهم؟»
اما این نوع نگاه فقط تو رو از خودت دورتر میکنه…
✅ تو اومدی اینجا تا در صلح بودن با عادت ها رو یاد بگیری؛ یعنی دیگه نمیخوای با خودت بجنگی.
🪞 تصور کن جلوی آینه وایسادی و داری خودت رو نگاه میکنی. به جای فریاد زدن سر خودت، فقط خودت رو نگاه میکنی.
همین دیدن بیقضاوت، اولین نشونه صلحه ✨
در صلح بودن با عادت ها یعنی با خودت مثل یه دوست رفتار کنی، نه یه دشمن.
مثل یه معلم مهربون که وقتی شاگردش اشتباه میکنه، تحقیرش نمیکنه… بلکه با حوصله کمکش میکنه درس رو بفهمه 📚💛
✍️ این عبارت رو بنویس تا حسابی در ذهنت حک بشه:
و یادت باشه:
تغییر از لحظهای شروع میشه که خودت رو همونطوری که هستی ببینی و بپذیری.
🌿 چون تو لایق صلحی… حتی با عادتهایی که دوستشون نداری.

احساساتت تصمیمگیرنده واقعی هستن 🎭
تا حالا شده یه لحظه از شدت عصبانیت حرفی بزنی یا کاری بکنی که بعدش با خودت بگی:
«ای کاش اون حرفو نمیزدم…»
یا مثلاً بری سمت یخچال، یه دل سیر بخوری و بعدش حسرت بخوری که چرا دوباره کنترل از دستت خارج شد؟ 😓
💥 وقتی عصبانی یا مضطربی، مغزت میره روی حالت «هشدار!»
در این حالت، عقل و منطق کمکم خاموش میشن و احساسات فرمان رو در دست میگیرن.
هرچی بیشتر بجنگی، بیشتر مغزت احساس خطر میکنه… و این یعنی تکرار همون عادتها بدون اینکه فرصت فکر کردن داشته باشی.
💡 اما اگه به خودت یادآوری کنی:
🌀 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
یه فضای امن و آروم توی ذهنت ایجاد میکنی.
و توی این فضاست که مغزت میتونه از حالت دفاعی خارج بشه و منطقیتر تصمیم بگیره 🧘♀️
هر بار که وسوسه میشی برگردی به یه رفتار قدیمی،
بهجای جنگیدن، فقط با آرامش بگو:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
هر بار که احساس کردی میخوای خودتو سرزنش کنی،
یادآوری کن:
✨ این جمله، مثل یه آغوش ذهنیـه… بهت یادآوری میکنه که تو در مسیر رشدی، نه در مسیر تنبیه.
✅ و یادت باشه:
احساساتت اگر درست دیده و پذیرفته بشن، دشمن نیستن… راهنما هستن.
🌈 چون تو در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی، تصمیمهات هم هر روز آرامتر و آگاهانهتر میشن.

در صلح بودن با عادت ها یعنی چی؟ 🕊️
یعنی با خودت آشتی کنی…
نه به این معنا که از رفتار اشتباهت خوشحال باشی، بلکه یعنی بدون خشونت، بدون شرمندگی، بدون سرزنش، فقط بپذیری که این رفتار الان بخشی از توئه.
✅ در صلح بودن با عادت ها یعنی وقتی یه کار تکراری انجام دادی، بهجای اینکه خودتو بکوبی، آروم بگی:
«باشه… این الان بخشی از منه. ولی قراره کمکم تغییر کنه. من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
هر بار که بعد از یه رفتار احساس خشم یا نفرت از خودت میکنی، در واقع داری با خودت میجنگی.
و یادت باشه:
⚔️ هیچکس با جنگیدن با خودش به صلح نمیرسه…
🌱 هیچتغییری توی زمین خشونتآمیز رشد نمیکنه.
ولی وقتی خودتو با همه نقصهات، با همه رفتارهایی که هنوز اصلاح نشده، بپذیری، یه چیز عجیب اتفاق میافته:
💫 ذهنت آروم میشه… کنترل بهجای اینکه توی دست عادت باشه، کمکم میاد سمت خودت.
✨ هر بار که جملهی زیر رو با خودت تکرار کنی، در واقع داری انرژی جنگ رو خاموش میکنی و انرژی آرامش رو روشن:
🧘♀️ پذیرش یعنی قدرت.
وقتی بپذیری، بدون اینکه حتی فشاری وارد کنی، قدرت از عادت گرفته میشه و به سمت خودت برمیگرده.
قدرتی که از جنس آگاهی، مهربانی و انتخابه… نه اجبار و ترس.
و تو لایق این قدرتی 💚

آموزش ذهن؛ دیدن، فکر کردن، نوشتن 🧠✍️
اگه بخوای یه عادت رو واقعاً تغییر بدی، فقط تصمیم گرفتن کافی نیست.
تو نمیتونی یهشبه فرمان ناخودآگاه رو عوض کنی. چون اونجا سالها اطلاعات، احساسات و الگوهای تکراری ذخیره شده.
✅ برای اینکه تغییر وارد ناخودآگاهت بشه، باید سه گام ساده ولی مهم رو بارها تکرار کنی:
۱. دیدن یا شنیدن 🎧👁️
یعنی آموزش ببینی، گوش بدی، آگاه بشی.
هر چی بیشتر درباره عادتهات بدونی، بیشتر متوجه میشی که چرا انجامشون میدی و چطور میتونی تغییرشون بدی.
🌀 یادت باشه:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
و همین یادگیری، خودش یه پیروزیه!
۲. فکر کردن 🤔🧩
فقط شنیدن کافی نیست. باید با خودت خلوت کنی، به اونچه شنیدی فکر کنی.
توی ذهنت مرور کنی:
«این عادت از کجا اومده؟ چرا تکرارش میکنم؟ چه احساسی بعدش دارم؟»
اینجا هم یادت باشه که فکر کردن بدون قضاوت، یعنی همون در صلح بودن با عادت ها 💗
۳. نوشتن ✍️📒
نوشتن یعنی ثبت آگاهیها، مرور احساسات و ساختن مسیر جدید ذهنی.
وقتی چیزی رو مینویسی، در واقع به ذهن ناخودآگاه میگی:
“این برای من مهمه. لطفاً ذخیرهاش کن.”
📝 تمرین روزانه بنویس:
«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم و هر روز بیشتر خودم رو میفهمم.»
این سه گام ساده، پایهی آموزش ذهن هستن.
تو هر بار که ببینی، فکر کنی و بنویسی، یه قدم دیگه به تغییر پایدار نزدیکتر میشی 🌱
و اینطوریه که آرامش جای خشم رو میگیره، و بهجای جنگیدن با خودت، با خودت همراه میشی ✨
قدرت واقعی در صلح کردنه، نه جنگیدن 💪🕊️
❌ سالها با چاقی جنگیدی…
❌ با پرخوری درگیر شدی…
❌ بارها با خودت عهد بستی که دیگه «نمیخورم»، «شروع میکنم»، «از فردا رژیم!»
ولی هر بار بعد از چند روز، برگشتی سر نقطهی اول…
چرا؟ چون روش کار اشتباه بوده.
راهت همیشه از جنس نبرد بوده، نه پذیرش.
در تمام اون سالها داشتی تلاش میکردی که با عادتهات بجنگی، نه اینکه باهاشون در صلح باشی.
✅ اما حالا وقتشه یه مسیر تازه رو تجربه کنی:
🌱 مسیر در صلح بودن با عادت ها
یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با پرخوری، فقط ببینیش.
یعنی وقتی وسوسه میشی چیزی بخوری که نمیخوای، نگـی:
«من آدم ضعیفیام!»
بلکه بگی:
🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
💡 وقتی رفتار اشتباهت رو بدون قضاوت، بدون خشم، فقط مشاهده میکنی، یه اتفاق عجیب میافته:
🧠 ذهن ناخودآگاهت کمکم متوجه میشه که دیگه این رفتار، لازم نیست تکرار بشه.
چون دیگه باهاش نمیجنگی؛ بلکه آرومآروم داری جاشو با آگاهی و پذیرش پر میکنی.
«در مسیر در صلح بودن با عادت ها بهتر است به مفاهیم ساده اما علمی در تغییر عادتها مراجعه کنیم تا فهمیم چرا صرف اراده کافی نیست.»
🎯 در صلح بودن با عادت ها یعنی قدرت داشتن بدون فریاد
یعنی حرکت بهسمت تغییر، بدون تنبیه
یعنی فهمیدن اینکه:
«من میتونم تغییر کنم، چون خودم رو همونطور که هستم پذیرفتهام.»
✨ این یعنی رهایی واقعی…
رهایی از چرخهی تکرار – خشم – قضاوت – شکست
و ورود به چرخهی جدید:
🔁 مشاهده – پذیرش – آموزش – تغییر
و تو این قدرت رو داری…
چون حالا دیگه میدونی مسیرت از جنس صلح و آگاهیه، نه اجبار و تنبیه.
💬 فقط کافیه هر روز با خودت تکرار کنی:
🌟 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.» 🌟
صلح، مسیری برای تغییر پایدار
تا اینجا با هم دیدیم که تغییر واقعی از دل آرامش میاد، نه فشار…
از درک و پذیرش، نه قضاوت و سرزنش.
سالها با عادتهات جنگیدی…
نتیجه چی شد؟ تکرار پشت تکرار، خستگی، ناامیدی، و گاهی تنفر از خودت 😞
اما حالا وقتشه یه مسیر جدید رو انتخاب کنی:
🌿 در صلح بودن با عادت ها
وقتی میگی:
✨ «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»
در واقع داری به مغزت یاد میدی که دیگه لازم نیست برای تغییر، رنج بکشه…
لازم نیست با خودت بجنگی تا بهتر بشی.
بلکه میتونی با مهربونی، آگاهی و تمرین، قدمبهقدم رشد کنی.
📝 تمرین پایانی امروز:
یک دفتر یا برگه بردار و بنویس:
- یکی از عادتهایی که هنوز داری و ازش ناراضی هستی.
- احساسی که معمولاً بعد از انجام اون عادت داری.
- حالا چند جمله با این ساختار بنویس:
«من این رفتار رو میبینم.
من خودم رو قضاوت نمیکنم.
من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»
🌈 این جمله رو هر روز، حتی اگر فقط یک دقیقه وقت داشتی، با صدای بلند بخون یا بنویس.
چون هر بار که تکرارش میکنی، یه آجر از دیوارهای جنگ با خودت پایین میاد، و یه گام به سمت صلح درونی نزدیکتر میشی.
💬 یادت نره…
صلح با خودت، هدیهایه که فقط خودت میتونی به خودت بدی 🎁
و تو لایق آرامش، رشد، و تغییر پایدار هستی… چون تو
🌟 در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی 🌟
اگر تجربهای از این مسیر داری یا این مقاله برات الهامبخش بود، حتماً توی نظرات بنویس؛ صدای تو برای ما مهمه ❤️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام به همگی
من اگه بخواهم از مزیت های چاقی بگم البته چاقی یا همون پر خوری های خودم :
همیشه فکر میکردم با چاقی صورت من زیباتر هست
با چاقی پوست صورتم زیبا و با طروات تر هست و جوانتر هستم
همیشه فکر میکردم با یکم چاقتر شدنم لباس به تنم قشنگتره
همیشه فکر میکردم با یکم چاقتر شدنم بدنم قویتر هست در مقابل خیلی از مریضها
فکر میکردم با چاقی در بارداری میتونم بچه ای با بنیه قویتر به دنیا بیارم
فکر میکردم با خوردن های بدون دلیل و همیشگی خیلی از زندگی بیشتر لدت میبرم
با چاقی خیلی از فرصتهای بیکاری یا بیهوده رو تونستم خیلی راحت پر کنم و دیگه حوصله ام سر نره و خودم رو مشغول اشپزی و بعد خوردن کنم
چاقی باعث شد که من با موضاعات ذهنی و کنترل ذهن آشنا بشم
چاقی باعث شده من با یک نگاه جدید به زندگی ادامه بدهم
چاقی باعث شده که قدر لحطه به لحظه ی زنده بودنم رو بدونم چون با دورهای نابی از استاد آشنا شدم
چاقی باعث شده خودم رو بهتر بشناسم و …..
سلام من امروز غدای مورد علاقه ام رو درست کردم و قبل از ناهار اصلا ریزه خواری نداشتم و غذای خودم رو خوردم و لذت بردم ولی بعد از طهر که از خواب پا شدم رفتم روی قایلمه ی غدا و یه مقدار برنح رو خالی خوردم و بعد از ته دیگ اش که دست نزده بودم یه مقدار در اوردم و خوردم اول اینکه سعی کردم اصلا حسم بد نشه و فکر بد نکنم و عداب وجدان نگیرم و دوم اینکه گفتم بدن من اصلا مشکلی نداره و خیلی عالی مثل یک متناسب هر چی رو که بخواد جذب میکنه و و در کل باهاش در صلح بودم و پذیرفتم و با عادتم در جنگ و جدل نبودم و حالم رو بد نکرد هر چند من خیلی وقت بود این کار رو نکرده بودم ولی امروز بعد از مدتها تکرار کردم این کار رو و حالم رو اصلا بد نکردم چون علتش اینه که من کشمش پلو رو بارها گفتم ب خودم و همه که خیلی دوست دارم وامروز که درست کردم خیلی به اون واکنش نشان دادم
باید یاد بگیریم به غذاها برچسب نزنم و خاطره نداشته باشم و همه رو عادی به یک جور نگاه کنم برای رفع نیاز جسم ام ولی میدونم نیاز به کار داره
من میخوام با این چالش بتونم ریزه خواری هام رو برطرف کنم
پس قدم اول در صلح بودن و پذیرفتن عادت مورد نطرم هست و با تکرار عادتم نباید حالم بد بشه
من میخوام با عادت ریزه خواریم در صلح باشم و از اون متنفر نباشم و ناراحت نباشم اگه که فعلا فعلا ها تکراش میکنم باید بدون احساس بد و ناراحتی باشه بدون تنفر و عداب وجدان باشه تا در من چاقی بیشتر به وجود نیاد پس من دیشب در دورهمی بودم با کلی تنقلات و غذا یکم اون احساس تنوع طلبی رو دیشب در خودم حس کردم که داشتم مزه ی عداهای بقیه رو میچشید م و بدون اینکه نیاز داشته باشم به غدا پس آگاهانه انجام ندادم چون سیر بودن و نیاز به عذا نداشتم و فقط فرمولهای گذشته بالا اومده بود در حالی که تا
چند لحطه قبل داشتم همه ی مزه ها رو امتحان میکردم
و دوباره بعد از شام شروع کردم به ریزه خواری:
از شکلات ها ی متنوع با چایی من فقط یه دونه خوردم از تخم ها ی داخل طرف هم یک یا دو مشت پر خوردم و از چیپس و پفکها با مزهای مختلف هم خوردم در حالی که واقعا سیر بودم
و بعد بلافاصله کلی افکار اومد سراغم که چرا اینجوری کردی و نباید میخوردی ریزه خواری کردی زیاده روی در خوردن کردی ولی همش به خودم گفتم تو که خوردی و رفت فقط لذت ببر از این شرایط بیرون اومدن و دور هم بودن با مادر و خواهرهات و احساست رو بد نکن و حالت رو بد نکن و بیشتر از این به خوردن هات فکر نکن و در واقع بپدیر این عادت رو و در صلح باش اینم جز فرمول های گذشته ی من هست که با دورهمی و تفریح در فضای سبز دوباره بالا اومده حالا ناراحت نباش که کار رو خراب میکنی و چاقی بیشتر رو جذب میکنی فقط بپذیر این عادتت
رو و به مزایای این عادت فکر کن که شب خوبی بود و کلی خوش گدشت و هر چی هم دوست داشتی به اندازه مورد نیازت خوردی و چیپس و پفک هم بود و تو هم با خوردنشون به حس خوب آزادی در خوردن رسیدی پس نگران نباش و دوست داشته باش رفتارت رو تا نتیجه ی بهتری بگیری
و نکته اینجاس من اگه چیپس و پفک بخوام و میلم بکشه میخورم و یا شیرینی بخوام با چایی میخورم ولی دیشب سیر بودم واصلا نمیتو نستم هیچ چیزی بخورم ولی با انواع مواد عذایی شروع به ریزه خواری کردم و بیشتر از نیاز جسمم خوردم و حالا بعدش منفی باف اومده بود و کلی با من حرف میزد که تو چاق شدی چون زیاد خوردی ولی حالا با این فایل که به صورت تصادفی گوش دادم متوجه شدم که نه من ممکنه این عادتم رو هر از گاهی تکرار کنم ولی نباید حالم با اون عادت بد بشه و عداب وجدان بگیرم باید در صلح باشم و خیلی با دید خوبی به رفتار دیشبم نگاه کنم و مواظب باشم احساسم رو بد نکنم و حالم رو بد نکنم
به این صورت حالم رو بد نکنم که هر چی که خورده باشم بازم از اون موقع هام که خیلی کمتر خوردم و در ضمن حالا آگاهم که چه رفتاری داشتم و به رفتار خودم نطارت دارم ولی قبلا اینطور نبودم و من باید مثل یه متناسب که دیشب در جمع بود و هر چی خواست خورد و ناراحت نبود من هم مثل یه متناسب رفتار کنم اتفاقا اون متناسب دو شکلات خورد من تقریبا یکی چون کمیش رو هم گداشتم اون متناسب عین من چیپس و پفک خورد ولی اصلا حالش بد نبود و من هم به اندازه اون خوردم ولی حالم رو میخواستم بد کنم که نزاشتم باید خودم و رفتارم رو بپدیرم و در صلح باشم با اون رفتارم پس عاشق خودم و رفتارهام هستم و همچنان راهم رو ادامه میدهم هر چند که ممکنه بعصی وقتها خطایی از من سر بزنه ولی به قول استاد باید حواسم باشه که تعداد رفتارهای صحیح من از اشتباهای من خیلی بیشتر هست و به مراتب اشتباهاتم کمتر و کمتر میشن
پس همه ی ما باید خودمون و چاقی و رفتار های چاق کننده ی مورد نطر خودمون رو بپدیریم رمز
موفقیت هرکس به نطر من پذیرش خود و رفتارهای خودش هست پدیرش و تسلیم در کنار هم عالیه
سلام دوستان خوبم
تمرینات رو باید انحام بدید اگر میخوایید نتیجه بگیرید چون سیستم آموزشی ما بر این هست که بنویسید و گوش بدید و تکرار کنید تا مهارت پیدا کنید و اون رو یاد بگیرید .
انسان در صلح خیلی بهتر میتونه تصمیم بگیره و احساس بهتری داره و بهتر زندگی میکنه و آرامش و امنیت داره و در جنگها همیشه مردم در ترس و نگرانی هستن و آرامش و امنیت ندارن .
حتی کشورهایی که در صلح با همه هستن روند پیشرفت بهتری دارن مثال : اگر با بچه ات مشکل داری یعنی با اون سر جنگ باشی و تحت فشار باشی هیچ نتیجه ای نخواهی گرفت جون موضوع نبرد و مبارزه هست پس با صلح و دوستی با هم باشین تا نتیجه ی بهتر بگیرین .
وقتی یک رفتار رو خودم دارم انجام میدم و ناراحت هستم و باعث ناراحتی من هست و هر روز دارم اون رو تکرار میکنم و باعث ناراحتی من هست یعنی به اندازه ای که دوست ندارم اون رو انجام بدم اون عادت هم در مقابل من قد الم میکنه و خود من تصمیم میگیرم اون رو انجام بدم و هیچ زوری و تحمیلی در ما برای انجام اون رفتار نیست .
پس خیلی از ما داریم با چاقی مبارزه می کنیم اما نمیشه با اون مبارزه کرد باید با اون در صلح باشیم و حالا فکر کن ببین چاقی چه مزیتهایی برای تو داشته ؟؟
مثلا برای استاد چاقی باعث شده که :
من احساس قدرت کنم و احساس ضربه پذیری کنم و هر جا خوردم زمین خیالم راحت باشه اسیب نمیبینم
و یا باعث شده بود من نرم داخل کوچه و به کامپیوتر علاقه مند بشم و کل زندگیم الان با کامپیوتر در حال پیشرفت هست .
و چاقی باعث شده بود من به سمت رابطه ی بد نرم با جنس مخالف
وقتی حسم در مورد چاقی خوب شد دیگه به جنگ با اون نرفتم
دیگه حتما خوب فکر کنید و مزایای رفتار خودتون رو پیدا کنید و هر وقت انجام دادید باهاش در صلح باشید یعنی اگر تکرارش کردید دیگه حالتون بد نخواهد شد
پس با خودت و این رفتارت در صلح قرار بگیر تا بتونی ادامه بدی مزایای اون رو فکر کن تا به آرامش برسی و اگر تکرارش کردی حالت بد نخواهد شد از تکرارش .
و اما من خوب یاد گرفتم هیچ وقت در مقابل چاقی قد علم نکنم که بخوام با اراده ی آهنیم اون رو از بین ببرم و یا اینکه با سختی و رنج و فشار بخوام اون رو از بین ببرم چون این کارها نشون میده چاقی در بدن من قدرت داره چاقی بر من تسلط داره چاقی خیلی زورش زیاده و من از پسش برنمیام .
کلا با هر رزیم سخت و با هر زجری اون رو در بدنم بیشتر گسترش دادم چون بهش توجه کردم چون بهش قدرت دادم ولی من باید با اون در صلح باشم و بگم چاقی که چیزی نیست و احتیاج به هیچ کار خاص جسمی و فشار و زجری نداره و اصلا اراده نمیخواد چاقی یه مهمان ناخوانده در جسم من هست که به زودی از بین میره و به جاش تمام تمرکزم رو و توجه ام رو بیارم روی لاغری دلخواهم تا به اون لاعری قدرت بدم و در بدنم گسترش پیدا کنه(هنر ما این هست که به چیزی که نیست بتونیم توجه کنیم و ذهنمون رو کنترل کنیم )
پس اصلا به جسم چاقمون و یا اندام های چاق خودمون نباید نفرت بدیم باید عاشقانه خودمون و جسممون رو دوست داشته باشیم مگر میشه به چیزی عشق بدیم اون به ما نفرت بده ؟؟نه متقابلا چاقی هم به ما عشق میده پس باید اینقدر این کار رو کنیم که با دیدن خودمون در ایینه و با دیدن اون نافرمیها ی جسممون دیگه حالمون و احساسمون بد نشه دیگه ترس و نگرانی نداشته باشیم و به جاش ارامش داشته باشیم که به زودی از جسم ما میره و خیلی راحت و در صلح باشیم با خودمون و همین طرز فکر باعث شده بود اوایل آشنایی با سایت و شروع دوره های رایگان استاد که در باشگاه هم بودم با دیدن خودم حالم بد نشه دیگه از شکمم و رانهای چاقم در آیینه ی باشگاه حالم بد نشه و کاری بهشون نداشته باشم انگار آروم شده بود اطمینان داشتم که به زودی در تناسب قرار میگیریم و حالم بهتر شده بود و این همون در صلح بوده با خودم و اندام چاق هست و حالا میتونم به مزایای چاقی فکر کنم
باعث شده بود من برم باشگاه و و اون اوایل کلی حال خوب و دوستان خوب و مربی خوبی پیدا کنم
باعث شده بود فرم صورتم به خاطر چاقی تغییر پیدا کنه و از نطر خیلیا زیباتر شده بودم
باعث شده بود از نظر خیلیا بعضی لباسها در تنم بهتر باشن
باعث شده با این سایت و دوره ها اشنا بشم و تولد آگاهانه ی دوباره ای داشته باشم
باعث شده با رفتن به این دوره ها تو کلم و ایمانم بهتر بشه و خدای خودم رو و خودم رو بهتر بشناسم
باعث شده بودکه در نظر خانواده ی همسرم سالم باشم چون خوب و زیاد غدا میخوردم و چون بعد از ازدواجم چاق شده بودم و همه چیز خور شده بودم و این یک تشویق بود برای بیشتر چاق شدنم .
و قبلا در نظرم دست و پاهای چاق و صورت چاقی خیلی زیبا بود و خیلی خوشم میومد که این اندام های من چاق تر شده بودن و ذهنم داشت هی اونها رو چاقتر میکرد و از خیلیا هم میشنیدم که چقدر چاقی بهت میادو به خاطر چاقی خودم رو زیباتر میدیدم .
و بعد از دواج خوردن و رفتن به رستورانها و فست فود ها یک تفریح عالی و لذت بخش بود و ما بسیار این کار رو میکردیم و لد ت میبردیم و باعث شده بود من چاقتر بشمو به خاطر چاقی و اون خوردنها بیشتر تفریح میکردم .
و اما الان که دارم دوباره این چالش رو انجام میدم من خیلی از تناسب فاصله ندارم و یک مقدار چاقی در شکم و رانها دارم که میدونم به زودی زود از بین میره و من اصلا توجه شدید به اونها ندارم و کاری بهشون ندارم و میدونم لاعری به زودی در تمام اندام هام پیدا میشه پس به چاقی قدرت نمیدم
قدرت به چاقی =ترس و نگرانی و استرس و نفرت از چاقی و توجه بر روی اون اندام های چاق و محدودیت داشتن و و رژیم ها و تحقیق در مورد روشهای لاغری و حرف زدن در مورد چاقی خودمون و دیدن تصاویر چاق خودمون و یا نخوردنهای از روی ترس و ….
تا به زودی از بدن بره و به جاش تمام این کارها رو ولی برعکس برای لاغری میکنم تا جایگزین لاغری بشه
سلام بر استاد ارجمند و دوستان پر انگیزه ام
من واقعا ازبودن در دوره ها و کامنت نوشتن لذت میبرم و تمام سعیم این هست که به آموزشها عمل کنم تا نتیجه بگیرم .
ما انسانها اگر با همه چیز در صلح باشیم خیلی بهتر رفتار وفکر میکنیم و همانطور میبینیم که کشورهایی که با همه در صلح هستن خیلی روند پیشرفت بهتری دارند یعنی در تمام زمینه ها همینطور هست حتی در بچه داری اگر در مقابل رفتار بچه ها بایستیم و قد علم کنیم هیچ نتیجه ی خوبی نمیگیریم و … پس برای چاقی هم همینطور هست اگر من هر روز رفتار غذایی بدی دارم که حالم رو بد میکنه و ناراحت میشیم و اما به زور بخوام اون روحذف کنم نمیشه و فقط ما اون رفتار رو بیشتر تکرار میکنیم و نتیجه ی نامطلوب تری به ما میده پس ما باید با رفتارها. و چاقیمون در صلح باشیم تا نتیجه ی خوبی بگیریم .پس مزایای چاقی برای من :
@من با چاقی احساس زیبایی بیشتری میکردم و احساس جذابیت بیشتری میکردم .
@من با چاقی احساس میکردم بدنم قویتر شده و میتونم بچه های با بنیه ی قوی تر به دنیا بیارم
@من با چاقی در جسمم احساس میکردم لباس به تنم زیبا تر شده و بیشتر از خودم و تنخور لباسهام خوشم میومد.
@من به خاطر چاقی. تونستم با این سایت و این قوانین ثابت جهان آشنا بشم .که واقعا هر روز بابتش سپاسگزار خدا هستم .
@من به خاطر چاقی تونستم به باشگاه برم و یه مهارت جدیدی در رشته ورزشی فیتنس و ایروبیک پیدا کنم .
@من به خاطر چاقیم تونستم کلی دوست جدید درگذسته در باشگاه. پیدا کنم .
@من به خاطر چاقیم تونستم یه ورژن جدید از زندگیم و خودم رو در این دنیای مادی تجربه کنم .
@من به خاطر چاقیم تونستم رضایت چند نفر از افراد درجه یک در زندگیم رو از خودم ببینم که بارها بهم میگفتن آفرین حالا خوب شدی
و اتفاقا جا داره بگم دخترم دیشب تولد یکی از اقوام درجه یک دعوت بود و زمانی که اومد خونه میزبان کلی از فینگر فودهای روی میز و کیک خامه ای و …. به اون داده بود که بیاره برای ما و من چون تنوع مواد غذایی رو دیدم خصوصا که اون فینگر فودها بیشتر فست فودی بودن من از تمام اونها تا حدودی که نیاز داشتم خوردم و اما در آخر از کیک هم یکم خوردم دیدم طعمش بینظبر هست و بسیار باکیفیت من بازم دوباره با چنگال از اون خوردم تا یه برش از اون کیک رو هم به تنهایی خوردم و اما بعدش تا اومدم پشیمون بشم و فکر بد کنم گفتم نه خیر نباید ناراحت باشم چون این کارم به من لذت آزادی و لذت خوشحالی و لذت در چار چوب هیچ باید و نباید و لذت….. رو میده پس نزاشتم عذاب وجدان و فکر بد داشته باشم و گفتم حتما در همون لحظه انجام این کار رو دوست دارم که هر از گاهی دوباره تکرار میشه پس نباید از اون متنفر باشم و خودم رو ناراحت نکردم و مطمعنم اگر باهاش در صلح باشم. به مراتب وقتی غذای خوشمزه. و یا غذای مورد علاقم رو دیدم دیگه بیشتر از نیازم نمیخورم .
سلام به همگی
من بعد از چند روز غیبت برگشتم چون مسافرت بودم و باید بگم بسیار از ،رفتار های خودم در سفر راضی بودم و واقعا خود به خودی انجام میشدن و من هیچ ادایی در نمی اوردم که البته هم سفرای من خیلی جاها فکر میکردن من رژیم هستم که نمیخورم اما من واقعا میل به خوردن نداشتم من هر روز به رستوران میرفتم و صبح ها سفره ی صبحانه ی انچنانی روی میز ویلا ی ما چیده میشد اما من به راحتی هر جا سیر بودم نمیخوردم و رها میکردم همیشه چایی و نسکافه و تنفلات و شیرینی و کلوچه و تخمه و میوه و …. روی میز مبل ها و یخچال بود اما من راحت برنمیداشتم و ریزه خواری نمیکردم و حالا که دارم مینویسم واقعا یادم میاد چقدر عالی رفتار کردم و خودم رو تحسین میکنم اما امروز و دیروز به محض برگشتن به خانه و اشپزی کردن همون عادت نادرست گذشته رو دوباره در خودم دیدم پس میخوام با حال خوب این دوره و تمریناتش رو انجام بدم تا رفتارهای نادرستم کمرنگ تر بشن.
من باید با همه چیز در صلح باشم تا ارامش خودم بیشتر بشه و احساسم بهتر بشه در تمام موارد همینطور هست و این قانون وجود داره مثلا در روابط با فرزندانم باید همینطور باشم با اخلاق های نادرست اونها نجنگم و مقابله نکنم بلکه با اونها حرف بزنم تا مشکل برطرف بشه پس اگر من الان رفتاری دارم در زمینه خوردن که دوستش ندارم نباید با اون بجنگم چون اون در مقابل من قویتر ظاهر میشه هر چقدر بخوام که دیگه تکر ار نشه اما اون قویتر تکر ار میشه چون هر بار انجامش میدم حالم بد میشه و میگم این مقصر چاقی من هست اون قویتر میشه پس با رفتارم و چاقیم باید در صلح باشم .
من عادت دارم به غذاها هنگام کشیدن در ظرف و یا برداشتن اونها و یا جمع کردن از روی میز عذا ناخنک بزنم و اما باید بگم اصلا این کار من رو نباید ناراحت کنه چون در قسمت قبل کلی مزیت براش نوشتم مثلا به من حس ازادی میده و یا همراهی با همسرم در خوردن میده و یا حس کار ثو اب و یا حس عالی بودن طعم غذاهام رو میده و …. و اما حالا باید علاو ه بر رفتار خودم با چاقی خودم هم در صلح باشم و بگم چافی برای من چه لذتهایی داشته
لذت زیبا تر شدن چهره ام
لذت تایید بقیه رو گرفتن (افراد مسن فامیل )
لدت داشتن پوست شفاف تر
لذت زیباتر شدن لباسها به تنم
لذت قویتر شدن جسمم
لذت رضایت بیشتر همسرم
لذت اشنایی با سایت تناسب فکری
لذت باشگاه رفتن و دوستان جدید پیدا کردن.
لذت دریافت اگاهی های سطح بالا
لدت اشنایی با این مسایل کنترل ذهن
لذت یاد گرفتن ورزش ایروبیک و زومبا
لذت یادگیری خلق رویاهام
لذت کار کردن بهتر با موبایل
لذت خود شناسی و خود باوری و …
همین امروز ظهر بعد از ناهار دخترم خواست شیر کاکاییو با کیک بخوره اما چون جدیدا شیرینی خارجی به ما سوغات داده بودن اون یکی از اونها رو اورد باز کنه و چون خودش نتونست گفت تو باز کن و من این کار رو کردم چون در هر پاکت دو عدد ویفر شکلاتی هست گفت من یکی میخوام و اون رو نمیخوام و من سریع اون یکی رو باز کردم و خوردم و برای یک لحظه گفتم این کارم غلط بود چرا من با دیدن تحریک شدم و برداشتم اما یاد اموزشها افتادم و گفتم ناراحتی نداره اون به زور که وارد بدن من نشده من خودم انتخاب کردم که بخورم جتما لذت میبرم که انچامش دادم چون اگر در ذهنم جز کارهای درد اور باشه که انجامش نمیدم پس باید باهاش در صلح باشم. و بپذیرم که اون رفتارم به من حس خوب میده که انجام میدم و از اون متنفر نباشم من باید بارها به خودم بگم حتی از اندامم که هنوز از خیلی ها چاق تر هست نباید متنفر باشم و باید با تمام وجودم بهش عشق بدم و با تمام چربی های اصافه خودم رو دوست داشته باشم