0

صلح با عادت مورد نظر (گام دوم – ۲)

اندازه متن

چند بار تصمیم گرفتی یه عادت بد رو کنار بذاری؟ مثلا کمتر پرخوری کنی، شب‌ها زودتر بخوابی، یا دیگه از روی عصبانیت رفتار نکنی؟

اما یه جای راه، باز هم همون رفتار تکرار شد… و دوباره شروع شد: خشم، سرزنش، ناراحتی از خودت 😣

حالا وقتشه یه راه متفاوت رو امتحان کنی:

در صلح بودن با عادت ها 👉

در این جلسه، می‌خوام با زبون ساده برات توضیح بدم که چرا مبارزه با خودت کارساز نیست و چطور با ذهن آروم و پذیرش، می‌تونی عادت‌هات رو برای همیشه تغییر بدی.

در صلح بودن با عادت ها‍

شناسایی عادت بدون قضاوت 🕵️‍♀️🧘‍♂️

اولین قدم برای هر تغییری، شناخت عادته.

اما خیلی از ما این شناخت رو با قضاوت، شرم و سرزنش قاطی می‌کنیم 😓

کافیه دوباره یه رفتار تکراری ازت سر بزنه — مثلاً پرخوری، تنبلی، یا عصبانیت — و فوری با خودت بگی:

❌ «باز خراب کردم!»

❌ «من هیچ‌وقت درست نمی‌شم!»

❌ «چرا انقدر بی‌اراده‌م؟»

اما این نوع نگاه فقط تو رو از خودت دورتر می‌کنه…

✅ تو اومدی اینجا تا در صلح بودن با عادت ها رو یاد بگیری؛ یعنی دیگه نمی‌خوای با خودت بجنگی.

🪞 تصور کن جلوی آینه وایسادی و داری خودت رو نگاه می‌کنی. به جای فریاد زدن سر خودت، فقط خودت رو نگاه می‌کنی.

همین دیدن بی‌قضاوت، اولین نشونه صلحه ✨

در صلح بودن با عادت ها یعنی با خودت مثل یه دوست رفتار کنی، نه یه دشمن.

مثل یه معلم مهربون که وقتی شاگردش اشتباه می‌کنه، تحقیرش نمی‌کنه… بلکه با حوصله کمکش می‌کنه درس رو بفهمه 📚💛

✍️ این عبارت رو بنویس تا حسابی در ذهنت حک بشه:

«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»

و یادت باشه:

تغییر از لحظه‌ای شروع می‌شه که خودت رو همون‌طوری که هستی ببینی و بپذیری.

🌿 چون تو لایق صلحی… حتی با عادت‌هایی که دوستشون نداری.

احساساتت تصمیم‌گیرنده واقعی هستن 🎭

تا حالا شده یه لحظه از شدت عصبانیت حرفی بزنی یا کاری بکنی که بعدش با خودت بگی:

«ای کاش اون حرفو نمی‌زدم…»

یا مثلاً بری سمت یخچال، یه دل سیر بخوری و بعدش حسرت بخوری که چرا دوباره کنترل از دستت خارج شد؟ 😓

💥 وقتی عصبانی یا مضطربی، مغزت می‌ره روی حالت «هشدار!»

در این حالت، عقل و منطق کم‌کم خاموش می‌شن و احساسات فرمان رو در دست می‌گیرن.

هرچی بیشتر بجنگی، بیشتر مغزت احساس خطر می‌کنه… و این یعنی تکرار همون عادت‌ها بدون اینکه فرصت فکر کردن داشته باشی.

💡 اما اگه به خودت یادآوری کنی:

🌀 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»

یه فضای امن و آروم توی ذهن‌ت ایجاد می‌کنی.

و توی این فضاست که مغزت می‌تونه از حالت دفاعی خارج بشه و منطقی‌تر تصمیم بگیره 🧘‍♀️

هر بار که وسوسه می‌شی برگردی به یه رفتار قدیمی،

به‌جای جنگیدن، فقط با آرامش بگو:

🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»

هر بار که احساس کردی می‌خوای خودتو سرزنش کنی،

یادآوری کن:

✨ «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم» ✨

✨ این جمله، مثل یه آغوش ذهنی‌ـه… بهت یادآوری می‌کنه که تو در مسیر رشدی، نه در مسیر تنبیه.

✅ و یادت باشه:

احساساتت اگر درست دیده و پذیرفته بشن، دشمن نیستن… راهنما هستن.

🌈 چون تو در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی، تصمیم‌هات هم هر روز آرام‌تر و آگاهانه‌تر می‌شن.

در صلح بودن با عادت ها یعنی چی؟ 🕊️

یعنی با خودت آشتی کنی…

نه به این معنا که از رفتار اشتباهت خوشحال باشی، بلکه یعنی بدون خشونت، بدون شرمندگی، بدون سرزنش، فقط بپذیری که این رفتار الان بخشی از توئه.

✅ در صلح بودن با عادت ها یعنی وقتی یه کار تکراری انجام دادی، به‌جای اینکه خودتو بکوبی، آروم بگی:

«باشه… این الان بخشی از منه. ولی قراره کم‌کم تغییر کنه. من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»

هر بار که بعد از یه رفتار احساس خشم یا نفرت از خودت می‌کنی، در واقع داری با خودت می‌جنگی.

و یادت باشه:

⚔️ هیچ‌کس با جنگیدن با خودش به صلح نمی‌رسه…

🌱 هیچ‌تغییری توی زمین خشونت‌آمیز رشد نمی‌کنه.

ولی وقتی خودتو با همه نقص‌هات، با همه رفتارهایی که هنوز اصلاح نشده، بپذیری، یه چیز عجیب اتفاق می‌افته:

💫 ذهنت آروم می‌شه… کنترل به‌جای اینکه توی دست عادت باشه، کم‌کم میاد سمت خودت.

✨ هر بار که جمله‌ی زیر رو با خودت تکرار کنی، در واقع داری انرژی جنگ رو خاموش می‌کنی و انرژی آرامش رو روشن:

🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.» 🌿

🧘‍♀️ پذیرش یعنی قدرت.

وقتی بپذیری، بدون اینکه حتی فشاری وارد کنی، قدرت از عادت گرفته می‌شه و به سمت خودت برمی‌گرده.

قدرتی که از جنس آگاهی، مهربانی و انتخابه… نه اجبار و ترس.

و تو لایق این قدرتی 💚

آموزش ذهنی

آموزش ذهن؛ دیدن، فکر کردن، نوشتن 🧠✍️

اگه بخوای یه عادت رو واقعاً تغییر بدی، فقط تصمیم گرفتن کافی نیست.

تو نمی‌تونی یه‌شبه فرمان ناخودآگاه رو عوض کنی. چون اون‌جا سال‌ها اطلاعات، احساسات و الگوهای تکراری ذخیره شده.

✅ برای اینکه تغییر وارد ناخودآگاهت بشه، باید سه گام ساده ولی مهم رو بارها تکرار کنی:

۱. دیدن یا شنیدن 🎧👁️

یعنی آموزش ببینی، گوش بدی، آگاه بشی.

هر چی بیشتر درباره عادت‌هات بدونی، بیشتر متوجه می‌شی که چرا انجامشون می‌دی و چطور می‌تونی تغییرشون بدی.

🌀 یادت باشه:

«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»

و همین یادگیری، خودش یه پیروزیه!

۲. فکر کردن 🤔🧩

فقط شنیدن کافی نیست. باید با خودت خلوت کنی، به اونچه شنیدی فکر کنی.

توی ذهنت مرور کنی:

«این عادت از کجا اومده؟ چرا تکرارش می‌کنم؟ چه احساسی بعدش دارم؟»

اینجا هم یادت باشه که فکر کردن بدون قضاوت، یعنی همون در صلح بودن با عادت ها 💗

۳. نوشتن ✍️📒

نوشتن یعنی ثبت آگاهی‌ها، مرور احساسات و ساختن مسیر جدید ذهنی.

وقتی چیزی رو می‌نویسی، در واقع به ذهن ناخودآگاه می‌گی:

“این برای من مهمه. لطفاً ذخیره‌اش کن.”

📝 تمرین روزانه بنویس:

«من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم و هر روز بیشتر خودم رو می‌فهمم.»

این سه گام ساده، پایه‌ی آموزش ذهن هستن.

تو هر بار که ببینی، فکر کنی و بنویسی، یه قدم دیگه به تغییر پایدار نزدیک‌تر می‌شی 🌱

و این‌طوریه که آرامش جای خشم رو می‌گیره، و به‌جای جنگیدن با خودت، با خودت همراه می‌شی ✨

قدرت واقعی در صلح کردنه، نه جنگیدن 💪🕊️

❌ سال‌ها با چاقی جنگیدی…

❌ با پرخوری درگیر شدی…

❌ بارها با خودت عهد بستی که دیگه «نمی‌خورم»، «شروع می‌کنم»، «از فردا رژیم!»

ولی هر بار بعد از چند روز، برگشتی سر نقطه‌ی اول…

چرا؟ چون روش کار اشتباه بوده.

راهت همیشه از جنس نبرد بوده، نه پذیرش.

در تمام اون سال‌ها داشتی تلاش می‌کردی که با عادت‌هات بجنگی، نه اینکه باهاشون در صلح باشی.

✅ اما حالا وقتشه یه مسیر تازه رو تجربه کنی:

🌱 مسیر در صلح بودن با عادت ها

یعنی چی؟

یعنی به‌جای جنگیدن با پرخوری، فقط ببینیش.

یعنی وقتی وسوسه می‌شی چیزی بخوری که نمی‌خوای، نگـی:

«من آدم ضعیفی‌ام!»

بلکه بگی:

🌿 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»

💡 وقتی رفتار اشتباهت رو بدون قضاوت، بدون خشم، فقط مشاهده می‌کنی، یه اتفاق عجیب می‌افته:

🧠 ذهن ناخودآگاهت کم‌کم متوجه می‌شه که دیگه این رفتار، لازم نیست تکرار بشه.

چون دیگه باهاش نمی‌جنگی؛ بلکه آروم‌آروم داری جاشو با آگاهی و پذیرش پر می‌کنی.

«در مسیر در صلح بودن با عادت ها بهتر است به مفاهیم ساده اما علمی در تغییر عادت‌ها مراجعه کنیم تا فهمیم چرا صرف اراده کافی نیست.»

🎯 در صلح بودن با عادت ها یعنی قدرت داشتن بدون فریاد

یعنی حرکت به‌سمت تغییر، بدون تنبیه

یعنی فهمیدن اینکه:

«من می‌تونم تغییر کنم، چون خودم رو همون‌طور که هستم پذیرفته‌ام.»

✨ این یعنی رهایی واقعی…

رهایی از چرخه‌ی تکرار – خشم – قضاوت – شکست

و ورود به چرخه‌ی جدید:

🔁 مشاهده – پذیرش – آموزش – تغییر

و تو این قدرت رو داری…

چون حالا دیگه می‌دونی مسیرت از جنس صلح و آگاهیه، نه اجبار و تنبیه.

💬 فقط کافیه هر روز با خودت تکرار کنی:

🌟 «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.» 🌟

صلح، مسیری برای تغییر پایدار

تا اینجا با هم دیدیم که تغییر واقعی از دل آرامش میاد، نه فشار…

از درک و پذیرش، نه قضاوت و سرزنش.

سال‌ها با عادت‌هات جنگیدی…

نتیجه چی شد؟ تکرار پشت تکرار، خستگی، ناامیدی، و گاهی تنفر از خودت 😞

اما حالا وقتشه یه مسیر جدید رو انتخاب کنی:

🌿 در صلح بودن با عادت ها

وقتی می‌گی:

✨ «من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم»

در واقع داری به مغزت یاد می‌دی که دیگه لازم نیست برای تغییر، رنج بکشه…

لازم نیست با خودت بجنگی تا بهتر بشی.

بلکه می‌تونی با مهربونی، آگاهی و تمرین، قدم‌به‌قدم رشد کنی.

📝 تمرین پایانی امروز:

یک دفتر یا برگه بردار و بنویس:

  1. یکی از عادت‌هایی که هنوز داری و ازش ناراضی هستی.
  2. احساسی که معمولاً بعد از انجام اون عادت داری.
  3. حالا چند جمله با این ساختار بنویس:

«من این رفتار رو می‌بینم.

من خودم رو قضاوت نمی‌کنم.

من در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایم هستم.»

🌈 این جمله رو هر روز، حتی اگر فقط یک دقیقه وقت داشتی، با صدای بلند بخون یا بنویس.

چون هر بار که تکرارش می‌کنی، یه آجر از دیوارهای جنگ با خودت پایین میاد، و یه گام به سمت صلح درونی نزدیک‌تر می‌شی.

💬 یادت نره…

صلح با خودت، هدیه‌ایه که فقط خودت می‌تونی به خودت بدی 🎁

و تو لایق آرامش، رشد، و تغییر پایدار هستی… چون تو

🌟 در حال یادگیری در صلح بودن با عادت هایت هستی 🌟

اگر تجربه‌ای از این مسیر داری یا این مقاله برات الهام‌بخش بود، حتماً توی نظرات بنویس؛ صدای تو برای ما مهمه ❤️

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.31 از 85 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22346
171 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۶ ۰۸:۳۰
      مدت عضویت: 1232 روز
      امتیاز کاربر: 85701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 282 کلمه

      سلام ۲۶ بهمن ۱۴۰۱

      مزایای چاقی برای من 

      تاحالا من داشتم تویی قسمت ۱۰۰ گام ازمشکلات چاقی میگفتم حالا باید ازخوبش بگم ادم هنگ میکنه

      برام من چون تویی دردکشیدبا پام هستم راه رفتن انجام حرکتم کم شده حق بدید ازخوبش چیز زیادیاد نیاد ولی سعی خودم میکنم تا قسمت هم کامل انحام بدم.

      خوبهای جاقی من که ازش لذت مبردم .

      ۱_ قبلازازدواجم من دختر پر زروی بودم در انجام کارهایی منزل وکارهایکه دوتا خواهرام نمتوستن انجام بدن ماردم از من کمک می گرفت من از اینکه خواهرام نمینونن انجام بدم من میتونم کیف میکردم.

      ۲_بعدازازداوجم پا به پای همسرم ا زکارهایی سخت مثل جابجای وسایل سنگین جلوی همسرم کم نمیاوردم.

      ۳_تویی مهمانی داری زود خسته نمی شدم وتا اخر مهمانی   کارهای خودم انجام میدادم.

      ۴_توفضایی باز از من توقع کوه بالا رفتن نداشتن 

      ۵،_موقع غدا خوردن باشوهرم هم پابودم تویی بشقابم از غذایی مونده خبری نبود 

      ۶_کارهایی که یی مرد انجام میداد من می تونستم انجام

      بدم 

      ۷_تویی اقوام همسرم به داشتن نیروی بیشترازا نها به خودم افتخا میکردم.

      ۸_ازمن انتظار دویدن کارهاز چهشی درون مدرسه نبودیا کمتربود

      ۹_لقب چاقها ادمهای مهربانی هستن دوست داشتم حس خوبی میدا د.

      ۱۰_همسرم ازاینکه بیرون باشه وخریدی خوارکی بکنه بهش بگی نمی خورم به شدت ناراحت میشه ولی من ازخرید کردن وخردن خوراکی اصلا کلمه نه بکارنمبردم پا به پا میخوردم .

      ۱۱_ من اراینکه کارهایی که ازیی زن نمتونه انجام بده من انجام میدن پیشی همسرم خودم سربلندمیدونستم.

      ولی حالا که خوب فکر میکنم بانوشتن این چاقی وکار سنگین پامونابود کردن .

      کارهایی که یی زن نباید انجام میداد من انجام دادم حالا دچار مشکل شدم .ار من به خانهای سایت کاری که از توانی یی خانم خارج هستش یاانجام ندید یا درست اصولی انجام بدید که مثل منن در  اینده دچار دردنشید مشکل برای سلامتی درسن بالانداشته باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۷ ۰۹:۵۴
      مدت عضویت: 1232 روز
      امتیاز کاربر: 85701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 409 کلمه

      سلام صبح بخیر۲۶ بهمن ۱۴۰۱

      با خودم به صلح رسیدم د  خوردن موا غذایی

      قبلا در هنگام خودرن اگه صبخونه بودساعت بیداری ۷ صبح ساعت خوردن بود چه گرسنه بودی چه سیر  با خوردن یی نون ببری احساس سیری داشتم  خوردن یی نون ببری نشانه سیری بو تا نون تویی سفره بود هنوز چیزی به اسم سیری وجودنداشت وخیلی خوش می گذشت 

      تا ظهر سر ساعت ۱۲ تا ۱ حتما نهار مفصلی خورده شده بود یی بشقاب پر که جای تکان خور ن نداشت برنج ویی بشقاب خورشت تا اخرین چیزیگه توبشقاب بود میل میشد هر کی می تونست بشقاب دوم بخوره مثل برنده شدن بود به خودم افتخارمیکردم که همیشه برای خوردن جادارم این مدال افتخار بود حال میداد

      باسیری کامل یی محیطی فرار میگرفتم با تعارف ربرو میشدم حتما جواب مثبت بود جیزی به عنوان میل ندا م نبود این حس که جواب مثبت دادم منو ادم با ادبی نشون میدا د خوب بود 

      دست رعد به هیچ نذری نمی زدم تا اخرین دونه برنجم بخاطری نذری بودنش مصرف میشد 

      بعدازظهره بساط عصرونه پهن میشد از میوه اگه آشی یا  چای پنیر نون تازه بوددوباره صرف میکردم 

      شب پارک رفتن بردن غذای تویی  خون درست شده همراه خانواده واقوام با صبحت کردن ومیل هر انچکه بردیم وسبد خالب برگدونندن همه با کمال لذت بود 

      حالا من با بدنم در  صلح قرار گرفتم ۶ صبح بیدارمیشم اول فایل روزم تکاه نوشته دیگاه میخونم بعد نوشتن دیگاه خودم بعضی زمان مبینم ساعت ۹ صبح ولی من نه احساس گرسنگی دارم نه میل تا وفتی احساس گرسنه ندارم صبحان نمیخورم 

      مقدارش به اگه نونببری باشه با خوردن ۶تا ۷ لقمه واقعا سیرمیشم یی تکه نونموندهباشه نگاش نمی کنم من گه سیرم 

      میزارمش کنار اگه تا ظهر احساس گرسنگی کردم اون یی تگه رو مخورم اگه نه میمونه 

      وعدهایی دیگه همین طوری  عمل میکنم بعضیو قتهای میبینم ساعتها از وقت غذا خوردن گذشته من فراموس گردم چیزی بخورم .

      با احساس ضعف متو جه میشم چیزی نخوردم میرم غذامواونم به اندازه که احساس سیری کنم میخورم نه لقمه بیشتر نه یی لقمه کمتر تویی یی بشقاب کوچک غذامومیکشم 

      هر لقمه که میخورم به قدری خوشمزه هستس که اون دوبشقاب قبل این مزه رونداشت اگه سیرنشدم دوباره میکشم در مقدارکم حال خوبی داره با خور ن ا ن غذاب بعد غذام خیلی کم شده 

      سعی دارم با این مدل رفتار با خودم درصلح وآشتی باشم

      با امید خدا تا نتیجه نهایی تا حالا که عالی بوده نه گرسنه  بودم وهم حس خوب سبکی دارم مغز روانم در ارامشه ابن حس از  هرچیزی قشنگتره احساس شادی دارم 

      به امیدخدا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۷ ۱۲:۲۴
      مدت عضویت: 1232 روز
      امتیاز کاربر: 85701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      سلام ظهر بخیر

      من ته  دیگ خیلی دوستدارم وعادت به خوددن مقدارزیاد ته دیگه هستس چون فبلا من در مدلهای مختلف ته دیگ درست میکردم ومیکنم از ته دیگ برنجی ته نونی ته  دیک سیب زمینی ته دیگ زعفرانی ته دیگ کاهو 

      از جویدن ته دیگه چنان کیفی درمن ایجاد میشه که نگو صداش حس خوبی داره مزش که نگو نپرس وفتی دیکران ار ته دیگه غذام تعریف میکردنند حس غرور داشت

      مهترین قسمت غذایی تویی منزل ماته دیگه سرش دعوا میشه واون کیف که بچه هاسرس دعوا میکنن وبرای خودشون میکشن من خیلی دوستدارم .

      تویی سینی میکشم دور می چرخونم و اولین تکه وبزرگترین خودن بر میدارم انگار پیروز میدان شدم 

      با خودرنش توی مهمانی خلاصه باید بگم حالم با تهدیگ بهتره چکارگنم دوستس دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۵/۰۲/۰۶ ۱۰:۱۵
      مدت عضویت: 1232 روز
      امتیاز کاربر: 85701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 456 کلمه

      به نام خدایی مهربان 

      سلام خدمت استاد عطار روشن و‌دوستان هم مسیر 

      من در حال یادکیری و صلاح با عادت هستم وبر طرفش کردن انها وتغییر دادن به عادت بهتر لاغری هست من با عادت به صلاح و اشتی برسم و  حس بد از انجام برسی کنم ازکجا شروع شده موقع انجامش چی تو‌ ذهنم مرور میشه و بد چرا انجامش میدم  

      اموزش ذهنی دیدن شنیدن فکر کردم ونوشتن تو ذهن تثبیت میشه 

      تو‌ دوره اصلاح پرخوری و اشتها یه تمرین انتهایی اخرین  فایل قرار دادید زمان میزان مصرف باید انجام میدادم ۹۰ روز باید یاداشت تو فایل مورد نظر باید انجام می دادم من بداز۹۰ روز دوبا.ر دیکه این تمزین انجام دادم هرتمرین باعث‌میشه امورژش که دیدم برام‌توذهنم حک بشه این اموزش خازح از سایت وحود نداره  صحبتی در اطرافم ما ندارایم‌ و نیست

       این بخش با دیدن و شنیدن صحبت شما فکر کردن به این صحبت ها  و دیدکاه نوشتم نکته برداری تکملیش کنیم  تا اموزش تو ذهن جا بازکنه کسترش پیدا کنه 

      تبدیل به عمل کرد  متقاوت تغیبر پیدا کرده ولی با کلی احساس خوب همراه بشه نه فشاری  باشه نه  اجباری و  نه جنگلی در صلاح به پیش بره صلح با چاقی صلاح و دوستی با عادتهای که با انجامش حسم  بد میشه کم کم‌کاربه حای برسه

       یا اپن عادت کلا ترک‌کنم یا کمتر ارزش استفاده  کتیم یا اکه استفاده کردم‌ حس خود سرزنشی همراهش  ارزش کاملا بکیرم   من ازاد هستم از هر کودم که قادر هستم اون انجام بدم‌ بعد از تمام شدن حسن تو بخش مثبت خوبش باقی باشه ریشه هرعادت من یه حس لذت بودن درکنار عزیزانم برام داره

       حس تحجربه های که با انجام اپن‌عادت اون‌زمان کسب کردم‌با تکرار این عادت وکه حالا حس جاقی به من میده ولی شروعش چیزی با این حس توش نبود محبت بود حس بود ن درکنار انهایی که بی نهایت دوسشون دارم  بود لذت می بردم‌ من دارم‌درست مول انها رفتا. می کنم پس توش ازار و اذیت نبود حس خوب بود با تکرار زیاد وتکمیل شده جرخه چاقی ازش یه حس بد ساخته شد که حس جاق کنندکی در من‌ می سازه این حس کنارش ارزش بکیرم راحتر باهش به صلاح می رسم باعث‌ میشه این بار با حسی متقاپت انحام بدم وبد اپن حس لذت بودن با عزیزانم و حال مصرف زیادی ازمن خواهد گرفت 

      دیکه این افرادندارم دلم براشون تنک میشه با یه برنامه دیکه که این حس برام‌ بسازه باید عوضش،کنم جابجایی تو ذهنم‌ انجام بدم تا با این تغییر این حس پوشش داده بشه هرروز باهشون صحبت کنم  حسشون کنم‌ با اینکه کنارم دیکه نیستن میشه حسش ،کرد جای خودرن  این حس برام‌ بسازه خاطرات شیرین با هم بودن بدون خودردن مرور کنم که این حس پوشش بده باعث‌ ترک‌ یا کاهش  عادت اشتباه چاق کننده من بشه 

      در پناه ارامش الهی ساکن باشیم  امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 14
گردونه هدایا گردونه هدایا