تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا بعضی رفتارها رو هی تکرار میکنی، حتی وقتی میدونی به ضررت هستن؟ 🤔
📍 این جلسه ادامه گام سوم (انعطاف در انتخاب) است و پایه رو برای گام بعدی میسازه.
یه جورایی انگار «یه نیروی پنهان» داره زندگیتو از پشت صحنه هدایت میکنه… و اون نیروی مرموز چیزی نیست جز ذهن ناخودآگاه!
با برنامهریزی ذهن ناخودآگاه میتونی این بازی پنهان رو به نفع خودت تغییر بدی 🎯
تصور کن مثل یه نقشه گنج داری، که فقط کافیه رمزهاشو بلد باشی تا به خواستههات برسی 💎
این مقاله همون رمزه؛ آمادهای واردش بشیم؟ 🚪🧠
در این جلسه میآموزیم:
چرا ذهن ناخودآگاه اهمیت داره؟ 🧠💡
تصور کن مغزت مثل یه شرکت بزرگه. ذهن خودآگاه، فقط مدیر جلوی صحنهست که تصمیم نهایی رو امضا میکنه…
اما اون کسی که همه تصمیمها رو آماده میکنه، اطلاعات رو جمع میکنه، سابقهها رو بررسی میکنه و پیشنهاد میده، در اصل ذهن ناخودآگاهه! 😎
همین ذهن ناخودآگاهه که باورها، ترسها، خاطرات، و حتی واکنشهامون به اتفاقهای تکراری رو مدیریت میکنه.
مثلاً وقتی ناخودآگاهت باور داره «من همیشه شکست میخورم»، حتی اگه از ته دل بخوای موفق بشی، باز هم ناخودآگاهت راهی پیدا میکنه تا دوباره شکست بخوری! 😞
🔍 طبق تحقیقات دانشمندانی مثل دکتر بروس لیپتون، حدود ۹۵٪ از افکار، احساسات و رفتارهای روزانه ما بهصورت ناخودآگاه اتفاق میافتن. یعنی تو فقط ۵٪ از زندگیتو آگاهانه کنترل میکنی! 😱
خب حالا فکر کن این ۹۵٪ رو بشه «بازنویسی» کرد…
یعنی با برنامهریزی ذهن ناخودآگاه، باورهای محدودکننده، ترسهای قدیمی و احساسات منفی رو پاک کنیم و جاشون رو با افکار قدرتمند، امیدبخش و هدفمند پر کنیم. ✨
به همین دلیله که میگیم:
اگر میخوای تغییری واقعی و ماندگار در زندگیت بسازی، مسیرش از برنامهریزی ذهن ناخودآگاه میگذره، نه فقط از تصمیمهای سطحی و آگاهانه.

اطلاعات چطور وارد ذهن ناخودآگاه میشن؟ 🔄
ذهن ناخودآگاه مثل یه گنجینهست که فقط چیزهایی رو نگه میداره که براش ارزش واقعی داشته باشن 💎✨
تصور کن یه فرودگاه بزرگ داری که فقط پروازهایی اجازه فرود دارن که بار احساسی قوی و خاصی همراهشون باشه 🛬💥
تو زندگی روزمره، صدای تلویزیون، رادیو و اتفاقات مختلف مثل پروازهای زیادی هستن که از کنارت رد میشن، اما فقط اونهایی که احساساتت رو به حرکت درمیارن، به ذهن ناخودآگاهت راه پیدا میکنن 🧠🌟
مثلاً وقتی مجری برنامه درباره مضرات روغن مایع و تاثیرش روی چاقی صحبت میکنه و این موضوع باعث نگرانی یا کنجکاوی تو میشه، ناخودآگاهت این پیام رو ضبط میکنه و به عنوان یه باور قدرتمند وارد حافظه بلندمدت میکنه 📥💭
این دقیقاً جادوی برنامهریزی ذهن ناخودآگاه هست؛ جایی که احساسات و تکرار، نقش اصلی رو در ثبت و تثبیت اطلاعات بازی میکنن 🔄❤️
پس اگر میخوای یه پیام، باور یا هدف خاصی رو در ناخودآگاهت ثبت کنی، اول باید با خلق و پرورش حس واقعی و قوی نسبت به اون موضوع شروع کنی 🔥❤️
بدون این احساس واقعی، اطلاعات به راحتی از ذهنت عبور میکنن و هیچ تاثیری نمیذارن!
احساسات، کلید طلایی برای ورود اطلاعات به ناخودآگاه 🎯❤️
ذهن ناخودآگاه زبان منطق رو نمیفهمه، فقط یه زبان داره: احساس! 😌💬
وقتی یه اطلاعات با ترس، اشتیاق، نگرانی یا شادی همراه باشه، فوراً وارد ذهن ناخودآگاه میشه ⚡🧠
مطالعات علوم اعصاب نشون میدن که بخش لیمبیک مغز، مرکز احساساته، نقش اصلی رو در ثبت حافظه بلندمدت داره 🔬🧬
برای اینکه بتونی واقعاً روی ذهن ناخودآگاهت تاثیر بذاری و برنامهریزی ذهن ناخودآگاه انجام بدی، باید بتونی احساس واقعی و قوی ایجاد کنی 💡❤️
اگر فقط یه حرف ساده بزنی ولی احساسی بهش وصل نباشه، مثل اینه که داری به دیوار حرف میزنی و هیچ اتفاقی نمیافته! 🚫🗣️
پس بدون حس، هیچ باور جدیدی ساخته نمیشه.
یادت باشه، حس و تکرار دو دوست جداییناپذیر برای ساختن باورهای تازه در ذهن ناخودآگاه هستن 🔁💪
با ترکیب این دو، میتونی باورهای مثبت و تغییرات واقعی رو در زندگیات به وجود بیاری.

💡 اگه میخوای این مبانی رو کامل و ساختاریافته یاد بگیری، دوره رایگان ۱۲ گام لاغری با ذهن دقیقاً از همینجا شروع میشه.
✍️ حالا بریم سراغ اینکه خودِ عادتها دقیقاً چطور شکل میگیرن؛ در ادامه هم توی بخش دوم همین گام سراغ «عجله برای تغییر» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.13 از 64 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام به همگی
من با انجام این تمرینات بین ذهن و جسم خودم هماهنگی ایجاد میکنم چون هنگام انجام تمرینات تمرکزم کامل میاد روی هدفم و اینطور ذهنم با هدفم هماهنگ میشه .و نتیجه راحت تر رقم میخوره .
من در جلسه قبل یادم گرفتم میشه در علاقم تنوع ایجاد کرد .
پس میشه در عادتم هم تنوع ایجاد کنم و باید به خودم بگم خیالت راحت من نمیخوام این عادت رو ترک کنم و فقط میخوام داخل این عادت تنوع ایجاد کنم پس ادعا نکن برای ذهنت نه من نمیخوام دیگه عادت رو داشته باشم نه باهاش راه بیا و اون رو بپذیر و فقط اگاهانه یه تغییری در اون ایجاد کن مثلا زمان اون رو یا مقدار اون رو تغییر بده یا تعداد دفعات اون رو تغییر بده .
مثلا همین الان برای پسرم شیرینی ابنباتی ریز میوه ای که مدتها هست داخل بخچال موندن کسی نمیخوره اوردم و اما چون در دستم چند رنگش بود خودمم یه دونه از اونها برداشتم و گذاشتم داخل دهانم در صورتی که همیشه اونها رو دیدم اما نخوردم ولی امروز برای پسرم که کمی کسالت داره اوردم خودم هم یک دونه برداشتم اما نزاشتم حالم بد بشه گفتم حالا دوست داشتی بعد از مدتها یه دونه( که خیلی هم ریز هستند )خوردی عیب که نداره بپدیر این رفتار ریزه خواری در تو عادت شده و به خودت بگو میشه خیلی کم اون رو تغییر بدم مثلا حالا برداشتم اما دفعه بعد هر کس هر چیزی خواست من براش بردم نباید لب بزنم یعنی حو اسم رو بدم در این عادتم یه تعییری ایجاد کنم .
پس هر اضافه ی غدا رو نخور و لذت ببر از این نخورده هاو به خودت بگو من میتونم به همین راحتی به اموزشها عمل کنم اصلا کار سختی نیست ببین من با این کار هم احساس قدرت میکنم هم با عادتم در جنگ نیستم و اینطور ذهن کاری به من نداره .
حقیفتا من به دنبال این هستم که احساس قدرت و توانایی بیشتر کنم اگر با انجام همین تمرین احساس قدرت میکنم پس میخوام با این کار ساده به حس قدرت برسم پس با دل و جون میخوام انجامش بدم .
پس چطور هر بار غذایی برای بقیه کشیدم نوک نزنم ؟؟ و این عادتم رو کمرنگ کنم ؟؟
. اگر در طول روز یه بار تکرار شد عیب نداره اما بار بعدی دیگه انجام ندم و لذت ببرم که بود و من در اون موقعیت قرار گرفتم اما نخوردم پس راه ایجادی من در این تغییر این هست اگر یک بار نوک زدم میتونم دفعه بعدی نوک نزنم و این کار لذت بخش رو تجربه کنم و حس قدرت کنم
سلام بر استاد گرامی و دوستان پر انگیزه ام
بازم استاد دارن از مزایای نوشتن میگن. که چقدر به ما کمک میکنه و بازم استاد به ما اطمینان میده و اثبات میکنه در روش ذهنی با نوشتن ما میتونیم ذهن. رو با جسم هماهنگ کنیم و به هدفمون برسیم اصلا با نوشتن ما تمرکز میکنیم روی موضوع دلخواهمون و حواسمون رو از روی بقیه ی موضوعات نا دلخواه برمیداریم و با استمرار در این کار موضوع لاغری برای ذهن ما در اولیت شناخته میشه و باعث میشه ما به هدفمون برسیم .
در قسمت قبل با انجام تمرینات من برام عادی شد که من بارها یه چیزی رو میخواستم ولی مشابه اش رو یا یه مورد دیگه گرفتم و اون چیز بد هم نبوده مثل آخرین خرید خودم که خرید رو تختی برای تخت خواب پسرم بود که شبیه اون چیزی که میخواستم خریدم و بد هم نشده .
و اما من یه عادتی دارم که برای بهتر شدن در اون عادتم در چالش شرکت کردم اونم این بود که وقتی غذایی خوشمزه بود و یا مورد پسند من بود و یا من از اون مزه خوشم اومد من بیشتر از نیازم مصرف میکنم و بعد حالم از انجام اون عادت بد میشه اما یاد گرفتم با این چالش که دیگه حالم بد نشه و به مزایای اون عادت فکر کنم و اصلا ناراحت نشم و بعد بیام داخل اون عادتم یه تغییر جدید کنم نه که حذفش کنم یعنی به قول استاد داخلش راه ایجاد کنیم نه که حذفش کنیم و به خودت بگو این عادت که به ما لذت میده پس چرا ترکش کنم نیازی به این کار نیست چون به ما که بد نمیگذره فقط میخوام بگم داخل اون عادت خودم باید تنوع ایجاد کنم و یه راه ایجاد کنم (داخل پرانتز باید بگم من تا یه مدت قبل با تمام غذاها اینطور رفتار میکردم که علاوه بر سیری لقمه های اضافه میخوردم اما با تمرین و تکرار و بودن در مسیر جدیدا فقط با بعضی غذا ها اینجور هستم و اگر غذایی رو دوست نداشته باشم به راحتی رها میکنم و نمیخورم و یا کم میخورم. پس من تا حالا هم که در دوره ها بودم کلی مهارت و رفتار. جدید درست پیدا کردم و اما میخوام بازم به سمت عالیتر شدن حرکت کنم )
پس من هر وقت خواستم دوباره عادتم رو تکرار کنم باید داخل اون یه تغییر یا یک راه ایجاد کنم و اصلا دست به اون عادتم نزنم یعنی حذفش نکنم چون با این کار ذهن من میترسه و یا رنگ خطری براش میشه و بدتر اون عادت به ما میچسبه همانطور که استاد در فایلهای قبل گفت در مقابل هیچ چیز و یا عادتی قد علم نکنید و یا با اون مبارزه نکنید و یا بخوابین اون رو حذف کنید بلکه بر عکس در صلح باشید و اون عادت رو بپذیرید فقط به تغییر کوچیک ایجاد کنید پس باهاش راه بیا و دوست شو و از تکرار اون عادت ناراحت نباش (پس هر موقع تکرارش کردم باید ناراحت نشم باید بگم خب این که عادت بدی نیست چون کلی لذت برام داره پس من و این یکم اضافه تر خوردن با هم دوست صمیمی هستیم که هر از گاهی در رفتارم شاید ببینمش ) پس آگاهانه یه جایی ازاین رفتارم رو میخوام تغییر بدم مثلا زمانش رو یا مقدار خوردنش رو و یا ….رو تغییر میدیم.
پس من هر وقت غذایی جلوی من بود که خوشمزه بود و یا مزه اش رو دوست داشتم و یا گفتم چقدر رمن از این غذا خوشم میاد به اندازه نیازم میخورم و حالا اگر گفتم نه این غذا خیلی خوبه و دوسش دارم حالا باید یه تغییر ایجاد کنم یعنی از این به بعد یا لقمه اضافه تر میخورم یا دو لقمه اضافه تر میخورم و یا دو لقمه ی کوچک باسایز متفاوت از لقمه های همیشه ی خودم میخورم چون از انجام این کار خیلی لذت میبرم و حالم رو خوب میکنه پس انحامش میدم اما با ایجاد کردن یه راه کوچیک به اون عادت همیشگی خودم .پس اگر لقمه ای موند داخل بشقابم باید از این صحنه لذت ببرم. که هم اون عادت همیشگی رو داشتم هم توانایی و قدرت در نخوردن اضافه ها رو داشتم پس باید این برنامه ی فعلی من باشه تا هم لذت انجام دادن اون عادت با من باشه هم لذت از قدرت و توانایی در نخوردن با من باشه اینجوری دیگه ذهن من کاری به من نداره و با من مبارزه نمیکنه و آروم هست چون فقط یه راه. ایجاد کردم یا همون یک تغییر رو ایجاد کردم .
من در مسیر تغییر کردنم و شاد و پر انرژی به راهم ادامه میدم .
آموزش ذهنی در نهایت باعث میشه ذهن شما با جسم شما در هماهنگی کامل قرار بگیره پس وقتی در ذهن خواسته ی لاغری باشه جسم به سمت اون خواسته حرکت میکنه و ما با نوشتن در دفتر یا سایت میاییم ذهن رو با جسم هماهنگ میکنیم .
زمانی که داریم مینویسیم ذهن ما به هیچ چیز دیگه نمیتونه فکر کنه و این ارزشمند هست و تمرکز به خواسته باعث میشه اون موضوع در اولویت ذهن قرار بگیره و ذهن ما کاری میکنه ما به اون الویت برسیم .
بیایین این عادتمون رو که انتخاب کردیم راه راه کنیم نه حذفش کنیم
یه عادتی که خیلی احساس خوبی به ما میده نیاز نیست ترکش کنیم آخه بد که نمیگذره فقط کافیه ترکیبش کنی .
هر وقت تونستی اون عادت رو تکرار کنی حذفش نکن فقط یه تغییر کوچیک داخلش ایجاد کن .
پس باهاش مبارزه نکن و باهاش راه بیا و قلقش رو پیدا کن حالا عادت من که چندین لقمه اضافه تر بر دریافت پیغام سیری بود آگاهانه یکم کمترش میکنم مثلا بخور م ولی چهار لقمه نخورم یه لقمه کمتر بخور م پس این شد که من اگر پیغام سیری رو گرفتم و خواستم اضافه تر بخورم یه لقمه کمتر بخورم تا احساس قدرت از این تغییر خودم پیدا کنم تا باور کنم در مسیر تغییرم تا رفتارم با خواسته ام هماهنگ تر بشه تا ایمانم به خودم بیشتر بشه که من میتونم جسم جدیدی به وجود بیارم تا باورهای بهتری پیدا کنم در مسیر لاعرشدن و اینطور ذهنم با من هامهنگتر میشه
و یا عصرها با چایی شیرینی بخور م ولی مقدارش رو یکمکمتر کنم اگر خواستم بخورم ولی یه برش از شیرینی رو نخورم تا بازم احساس قدرت و در مسیر تغییر بودن پیدا کنم یا اینکه با خرما یا کشمش بخورم .
پس عادت رو حذفش نکن یه تغییری ایجاد کن مثلا استاد عادت خوردن کیک با چایی رو داره پس میاد یک سوم رو نمیخوره و میزاشت بمونه و میگفت این همون تغییر هست و این عالیه هم عادت رو داری هم تغییری بهش داده پس خیلی باهاش مبارزه نکن که حذفش کنی تغییری بده که احساس قدرت کنی با تغییری که دادی اینجور ذهنتون کاری دیگه بهتون نداره و آروم هست .
خیلی جالب هست استاد من خیلی وقته این رو متوجه شدم که من باید ذهنم رو اروم کنم تا کاری بهم نداشته باشه مثلا موقع ناهار میشه و چون خیلی گرسنه نیستتم اگر نخورم تا عصر وادار م میکنه نو ک نوک بزنم به غداها چون همش میگه تو که نخوردی یا اینکه احتمال داره همش حواسم به غدا باشه و ساعت که کی دیگه برم بخورم و آرامش ندارم یا …. پس گفتم به خودم حتی اگر در گرسنگی کامل نباشم که ممکنه بعضی از روزها این حالت رو داشته باشم میخورم در حد مقداری که سیر بشم و نه زیاده روی کنم و در واقع میخوام ذهنم اروم بگیره و احساس خطر و ناارامی نکنه و یا احساس نکنه انگار قرار قحطی بیادو یا انگار ……و با این کار انصافا باعث میشه خیلی کمتر از همیشه بخورم و زودتر از بقیه مواقع هم سیر بشم و سریع دست از غذا بکشم پس منم همیشه هدفم آروم کردن ذهنم هست
همین امروز ظهر من زیاد گرسنم نبود و موقع ناهار شد خواستم نخورم ولی گفتم الان ذهنم اروم نمیگیره پس خوردم ولی در حد یه کف دست نون و خیلی با حس خوب و سبکی از پای میز غدا پاشدم و اینطور هم من هم ذهنم اروم بودیم چون نخوردن ناهار ممکنه خیلی برای خودم و ذهنم خوشایند نباشه نمیدونم یا شاید باعث بشه خیلی تا عصر یا شب دست دست کنم که اصلا مدتها هست دیگه این عادت ریزه خواری رو ندارم یا اینکه شب بیشتر بخوام بخورم چون ظهر نخوردم نمیدونم دقیق چه عواقبی داره چون من از وقتی که در دوره هستم هیچ وعده ی رو نشده حذف کنم میخورم ولی بسته به نیاز اون روزم میخورم یه روز کمتر یه روز بیشتر حالا بستگی داره در اون روز من چه مقدار نیاز داشته باشم .
پس همان طور که بالا گفتم من میخوام در عادتهای خودم یک تغییر کوچیک ایجاد کنم از فردا وقتی پیعام سیری رو گرفتم اگر شد که دیگه نخورم اگر دیدیم دوست دارم بخورم یه قاشق از همیشه کمترش کنم شاید اصلا اضافه نخورم
و عصرها چایی با خرما بخورم یا شیرینی رو نصف کنم با کارد که کامل نخورم .
سلام
من هم که عادت ریره خواری در زمانهای مختلف و در موقع مختلف داشتم یا ظهر قبل از عدا یا بعد از غذا برای جمع کردن میز یا بعدار ظهر بعد از خواب نیمروزی یا با چایی یا حین دادن غذا به پسرم کلی میخوردم یا آخر شب که یا چیپس و پفک میخوردم یا خونه مامانم از غذای روی گاز هر چی بود باید میخوررم یا …
حالا من اصلا نمیخواهم این عادت رو ترک کنم چون برام یه مزیتهایی داشته که قبلا گفتم فقط میخواهم یه چیزی از این عادت تغییر بکنه نمیخوام حذفش کنم و نمیخواهم باهاش مبارزه کنم باید در صلح باشم باهاش پس میخواهم اگاهانه یه تغییری داخل اون به وجود بیارم مثلا من امروز ظهر که داشتم غذا درست میکردم و نون هم پیشم بود که گرمش کنم برای غذا همین جوری دو تیکه نون در حد یه بند انگشت جدا کردم و خالی گذاشتم داخل دهنم نمیدونم چرا اصلا مزه نمیداد ولی انجامش دادم اما ناراحت نیستم چون عادتم یه تغییری کرده خالی نون ر خوردم در مقدار خیلی کم اگه قبلا بود پای گاز یه عالمه لقمه میکردم و میخوردم تا نهار هم که بشه دوباره میخوردم پس خوشحالم از تکرار این عادتم به این شکل که تغییر کرده
یا اینکه من دیشب یه پفک خریدم وقبلا خیلی دوست داشتم خودم به تنهایی تا اخرش رو بخورم ولی دیشب گفتم نه من یه نصفه میخورم هم عادتم رو داشتم هم لدت داره هم اون نصفه رو که نخوردم نماد تغییر برا خودم ولی خیلی راحت این کار رو کردم و احساس قدرت هم کردم که تونستم راحت از بقیه اش بگذرم احساس کردم زیاد برام نمیتونم همش رو بخورم پس یه تغییری ایجاد کردم در عادت پفک خوردنم و لذت بخش بود برام که قدرت در دست من
هم لذت خور ن رو بردم هم لذت اینکه نصفش رو گذاشتم واز اون جالبتر قبلا که رژیم بودم اینکار رو میکردم نصفش رو نمیخوردم صبح که از خواب پا میشدم اول میرفتم سراغ پفک و بقیه اش رو میخوردم یعنی شب خواب نداشتم برا پفک که پاشم و بخورم ولی من اصلا ایندفعه همچین حسی نداشتم و نخوردم تا بعد از ظهر بقیه اش رو خوردم و اصلا هم عذاب وجدان نداشتم یعنی همینکه رقیه اش رو هم بعد از ظهر خوردم بازم خیلی تغییر هست در من و خدا رو شکر که لذت میبرم که چقدر تغییر در من به وجود اومده
حقیقتا خیلی هم میلم نشده بود یعنی میتو نستم هم نخرم نه که بدم بیاد نه ولی اون حرص و ولع رو دیگه برا خوردنش ندارم ولی یه لحظه داخل سوپری گفتم بیا خودت رو محک بزن ببین برخوردت چطوره با پفک که خیلی دوست داشتی
عالی بودم راضیم
سلام به همگی
تکرار تمرین چهارم
من یکی از عادتهام که میخوام داخل این چالش بر طرف بشه ریزه خواری بود در زمان های مختلف مثلا امروز داشتم برای ناهار بادمجان سرخ میکردم بعد من همیشه از غذای در حال سرخ شدن یه مقدار میخورم حالا نان هم کنارم بودمیخواستم گرم کنم و من امروز عادتم تکرار شد خوردم ا ز اون بادمجون ها قبل از اینکه بزارم روی میز برای ناهار ولی با یک راه جدید با نون نخوردم خالی چند تا خوردم اگه قبلا بود حتی نون هم در میوردم و تا داغ هستن تو نون میزاشتم و چند لقمه میخوردم ولی خوشحالم که عادتم بود حذف نشد ولی با یک کمی تغییر یا به قول استاد با یک راه جدید به رنگ مورد علاقه ام
مرسی استاد تا میخواستم عذاب وجدان بگیرم که چه کاری بود اومدم این تمرین رو انجام دادم دیدم نه حالا یه تغییری هم بوده در عادتم پس راضی ام
سلام به همگی
منم میخوام عادتهام رو کی خیلی کمتر شدن بازم کمتر کنم مثلا عادت چیپس و پفک و کرانچی خوردن رو که خیلی علاقه داشتم قبلا بخورم وبرای خودم کردم هر از گاهی ولی با یه تفاوت که هر وقت خواستم بخورم همه بسته رو یک دفعه نخورم شاید در حد نصف یا کمتر بخورم و بقیه اش بمونه برا روزی دیگه
یا فست فود که قبلا خیلی علاقه داشتم تا اخر یه پیتزا رو به تنهایی بخورم یا یک ساندویچ کامل بخورم یا شایدم بیشتر میخوردم حالا هم هر وقت دلم خواست حالا یا درست کردم یا از بیرون خریدم نصف ساندویچ بشه یا از نصف بیشتر ولی اگه شده یه لقمه اش رو بزارم برای بعدا یا اینکه پیتزا رو به صورت اشتراکی با شوهرم یا دخترم بخورم
یا اینکه با چایی عصرانه هر روز کیک و بیسکوییت نیارم چون خیلی شوهرم علاقه داره حالا یکبار هم ساده با یک قند کوچیک بخوریم یه بار هم با کیک ولی در حد یه برش خیلی کوچیک بخورم اگه میلم کشید
ریزه خواری رو هم کمتر کنم دیگه از غذای اماده شده روی گاز ناخنک نزنم مخصوصا ته دیگ غذا تا تازه هست من نصف بیشتر رو نخورم اگه واقعا میل داشتم در حد یک تکه بردارم بقیه اش رو بزارم برا بقیه روی میز غدا
یا اینکه خونه مامانم دیگه سریع به سمت گاز نرم که هر چی بود بخورم یا اگه رفتم در حد یه لقمه اکتفا کنم و بیام این طرف
نا گفته نماند هر وقت خواستم یکی از این عادت هارو تکرار کنم یه صدایی هست که به من هشدار میده نخور چون نیاز نداری
و الان دیگه خیلی کمتر شده این عادتام
کلا من تمام عادت هام رو که اینجا گفتم خیلی کمرنگ شده والان خیلی تحت کنترل خودم هستن و دیگه همیشگی نیستن شاید هر از گاهی اتفاق بیفتن ولی همون رو هم به لطف خدا با این چالش از بین میبرم با همراهی استاد عطار روشن ممنونم