0

 آگاهی از عملکرد ذهن (گام یازدهم)

اندازه متن

🧠 تا حالا شده بشینی یه دفترچه راهنمای وسایل خونه رو بخونی و با خودت بگی: «وای! کاش زودتر می‌دونستم این چجوری کار می‌کنه!»؟ حالا تصور کن یه دفترچه راهنما برای ذهنت وجود داشت 😮📘

📍 این جلسه ادامه گام دهم (انتخاب لاغری در زندگی) است.

اگه ما همون‌طور که تلویزیون یا گوشی‌مون رو می‌شناسیم، شناخت ذهن برای لاغری رو بلد بودیم، مسیرمون برای کاهش وزن خیلی راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌شد ✨💪

تا وقتی نمی‌دونی ذهنت چطوری برنامه‌ریزی شده،

هرچقدر هم تلاش کنی برای لاغری، مثل رانندگی با ترمزدستیه 😅🚗

تو این مقاله با هم می‌ریم سراغ کشف یکی از مهم‌ترین ابزارهای درونیمون: ذهن!

ذهنی که نه چیزی رو فراموش می‌کنه، نه چیزی رو بی‌دلیل تکرار می‌کنه! ♾️🌀

آماده‌ای دفترچه راهنمای ذهنتو ورق بزنی؟ بزن بریم… 🧭🧘‍♀️

شناخت ذهن برای لاغری

🎯 شناخت ذهن برای لاغری

هممون وقتی یه وسیله جدید می‌خریم، اولین کاری که می‌کنیم اینه که بریم سراغ دفترچه راهنماش، درسته؟ 📦📖

چون می‌دونیم اگه درست ازش استفاده نکنیم، یا خراب میشه یا اصلاً کار نمی‌کنه! مثلاً اگه بلد نباشی تنظیمات یه ماشین لباسشویی رو انجام بدی، ممکنه لباس‌ها خراب بشن یا دستگاه بسوزه!

حالا یه لحظه فکر کن…

ما سال‌هاست داریم با یه وسیله فوق‌العاده پیچیده و در عین حال قدرتمند زندگی می‌کنیم؛ چیزی که تمام تصمیم‌ها، احساسات و حتی عادت‌های غذایی‌مون رو کنترل می‌کنه.

بله! ذهنمون. 😮🧠

اما تا حالا چند نفرمون واقعاً دفترچه راهنمای ذهنمون رو باز کردیم؟

چند نفرمون بلدیم ذهنمون چطور برنامه‌ریزی می‌شه، چطور اطلاعات رو ذخیره می‌کنه یا چطور باورها رو شکل می‌ده؟ 📘🧠

اینجاست که شناخت ذهن برای لاغری مثل یه چراغ توی تاریکی عمل می‌کنه.

وقتی ندونی ذهن چطوری کار می‌کنه، هر بار که تلاش می‌کنی لاغر شی، انگار چشم‌بسته داری از یه راه صعب‌العبور بالا میری.

اما وقتی این شناخت رو به‌دست بیاری، تازه می‌فهمی چرا قبلاً شکست خوردی، چرا اراده‌ت جواب نداد، چرا دوباره برگشتی به عادت‌های قبلی.

من سال‌ها فکر می‌کردم دلیل چاقی‌م پدر و مادرم هستن، دلیل وضع اقتصادیم دولت بوده، دلیل روابط بد، همسرم…

اما یه روز بالاخره نشستم و با خودم صادق شدم. 🎯

🌪️ اون لحظه‌ای که فهمیدم ذهن خودمه که همه این‌ها رو ساخته، هم ترسیدم، هم آزاد شدم.

قبول کردنش خیلی سخت بود…

سخته که بفهمی این همه سال شاید اشتباه فکر کردی، اشتباه رفتار کردی، و اشتباه تکرار کردی.

ولی همین پذیرش، شد نقطه‌ی عطف زندگی من. 🌅

از اون لحظه به بعد، تصمیم گرفتم دفترچه راهنمای ذهنمو ورق بزنم؛ نه برای سرزنش خودم، بلکه برای ساختن یه مسیر جدید.

شناخت ذهن برای لاغری بهم نشون داد که موضوع فقط عدد روی ترازو نیست…

بلکه کنترل احساساته، افکاره، و تصمیم‌های کوچیکی که هر روز می‌گیریم.

مثل انتخاب بین خوردن یه شیرینی با احساس گناه، یا نخوردنش با احساس قدرت 💪🍩🚫

وقتی ذهنتو بشناسی، لاغر شدن دیگه شبیه جنگ با خودت نیست.

شبیه پروژه‌ای می‌شه که با عشق و آگاهی داری اجراش می‌کنی، مرحله به مرحله، بدون زور، بدون عجله، بدون اجبار. 🧩💫

شناخت ذهن برای لاغری یعنی اینکه تو خودت رو به عنوان رهبر تغییر در ذهنت بشناسی.

یعنی خودت راه رو انتخاب کنی، نه اینکه همیشه قربانی ناخودآگاهت باشی.

و وقتی این دفترچه راهنما رو بخونی و بهش عمل کنی، نه فقط لاغر می‌شی، بلکه سبک زندگیت، نگاهت، روابطت و حتی حس درونیت تغییر می‌کنه… برای همیشه 💖🌱

💡 اگه می‌خوای این «دفترچه راهنمای ذهن» رو کامل و از پایه یاد بگیری، دوره رایگان ۱۲ گام لاغری با ذهن دقیقاً از همین مفهوم شروع می‌شه.

✍️ حالا بریم سراغ یکی از عجیب‌ترین ویژگی‌های ذهن: اینکه هیچی رو فراموش نمی‌کنه! در ادامه هم توی گام دوازدهم سراغ «گسترش فرمول ذهنی» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 59 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.71 از 42 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22953

59 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

59 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار طلی خسروجردی
      ۱۴۰۵/۰۵/۰۸ ۱۲:۴۵
      مدت عضویت: 266 روز
      امتیاز کاربر: 5359 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 568 کلمه

      وقتی شروع کردم یه مدت درست فکر کردن، متوجه شدم باورهام از کجا شکل گرفته. بلافاصله اصل رو از فرع تشخیص دادم.

      هر موقع به لاغری فکر میکردم، با خودم میگفتم خب، باید بشیم زمان زیادی بذارم، سفت و سخت تمرین کنم، از خوابم بزنم. برای تغییر کردن باید سختی کشید. باید دوام آورد. ادامه دادن رو مساوی با دوام آوردن میدونستم. 

      من این همه مدت عادت داشتم درمورد لاغری اشتباه فکر کنم، به بدنم اهمیت ندم، اقدامی برای  لاغری نکنم، عادت داشتم فکر کنم چاقی که بخاطر ارثه پس بیخیال تمرین. رفتارم هم شبیه افکارم بود.

      اگه تصمیم میگرفتم عادتی رو ترک کنم، میومدم حذفش میکردم. برام منطقی بود که اون عادت نباید وجود داشته باشه پس از همون ابتدا باید دورشو خط بکشم.

      همیشه همینکارو میکردم اما هیچوقت موفق نشدم عادتم رو حذف کنم. هیچوقت موفق نشدم عادتی که مفید بود رو جایگزینش کنم.

      علت چی بود؟

      نمیدونستم ذهنم‌چجوری کار‌میکنه.

      نمیدونستم واسه خودش قواعد داره.

      طبق قانون که پیش برم هر عادتی که دلم بخواد رو مثل آب خوردن کمرنگ و پررنگ میکنم.

      همون حرفی که استاد زدن، ذهن واسه خودش ساختار داره.

      این اعتقادات از کجا اومده بود؟

      اعتقاد به تکامل رو رعایت نکردن

      اعتقاد به بیکباره عادت مخرب رو حذف کردن

      اعتقاد به سختی کشیدن

      اعتقاد به اینکه همیشه مسیر رشد و تغییر سخته، فشرده ست، عجله ایه، زوریه

      تا اینکه چند روز پیش متوجه شدم این اعتقادات چطور خیلی ریز وارد ذهنم شدن. چطور با شکل و شمایل زیبا وارد ذهنم شدن. 

      تو اینستا بودم که یک ویدیو انگیزشی دیدم. اولش شیر بود. خیلی شیر دوس دارم. عاشق ابهتشم. خلاصه جذب تصویرش شدم. یه گوینده هم صحبت میکرد. تا حرفاشو شنیدم یهو ذهنم هشدار داد: این چه حرف اشتباهیه!

      این حرفا درست نیست!

      دقیق یادم نیست ولی قبلا ازین مدل ویدیوها دیدم مدلشو یادمه. اینه سختی های زیادی در راهه، باید عین شیر قوی باشی، زخم میخوری ولی ادامه بدی.

      ساختار ذهن اینه با فکرایی که مثبت نیستن، فرسوده میشه. خسته میشه. برای ادامه دادن نیاز داریم مثبت فکر کنیم. گام به گام پیش بریم. تکامل رو طی کنیم. مسیری که پله پله طی بشه، اصلا سختی نداره. اونقدر آسونه که یه دفعه به خودت میای، پشت سرتو نگاه میکنی و میگی چقدر با ابتدای راه فرق دارم. کی به همچین ادمی تبدیل شدم؟

      متناسب شدن یک هدف دیگه ست مثل هزاران هدف دیگه. حالا که ساختار ذهن رو یاد گرفتم، هدف لاغری رو میذارم تو اون چهار چوب و پیش میرم.

      یکی ازین چهارچوبا اینه ذهن هیچوقت حرفا و تجربه های قبلی رو فراموش نمیکنه. فقط از رو یکی روی یکی دیگه جا به جا میشه. میخوام عادت پرخوریم رو کمرنگ کنم. اول میپذیرم فکر حذف کردنش از همون ابتدا رو از ذهنم بیرون میکنم. در نهایت حذف خواهد شد ولی اینکه از ابتدا فکر حذف و جاگزین کردن یک عادت دیگخ باشم، به مقصد نمیرسه.

      شروع میکنم ابتدا ریشه یابی میکنم چرا پرخوری میکنم؟ بدبینی به موادغذاییه؟ فکر میکنم چاق کننده هستن؟ استرس دارم و غذاها بهم آرامش میدن؟ اصلا چرا استرس دارم؟ حس تموم شدن غذاها و قحطی اومدن دارم؟

      اول اینا رو تو ذهنم عوض میکنم. جاش حقیقت رو جایگزین میکنم. این اولین گامه که راه رو هموار میکنه برای تغییر عادت رفتاری.

      حالا میام پرخوری رو نادیده میگیرم. کاریش ندارم. در کنارش یک عادت جدید بوجود میارم. اینکه هر موقع سفره پهن شد، از خودت بپرس گرسنه ای یا نه. همین. اگه بودی بخور. نبودی بعدا بخور. سهمتم هم باقی میمونه. تو یه ظرف خوشگل درب دار بذار. خواستی بخوری یجوری گرمش کن و تزیینش کن انگار داغ داغ از رستوران اومده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم