🧠 تا حالا شده بشینی یه دفترچه راهنمای وسایل خونه رو بخونی و با خودت بگی: «وای! کاش زودتر میدونستم این چجوری کار میکنه!»؟ حالا تصور کن یه دفترچه راهنما برای ذهنت وجود داشت 😮📘
📍 این جلسه ادامه گام دهم (انتخاب لاغری در زندگی) است.
اگه ما همونطور که تلویزیون یا گوشیمون رو میشناسیم، شناخت ذهن برای لاغری رو بلد بودیم، مسیرمون برای کاهش وزن خیلی راحتتر و لذتبخشتر میشد ✨💪
در این جلسه میآموزیم:
تا وقتی نمیدونی ذهنت چطوری برنامهریزی شده،
هرچقدر هم تلاش کنی برای لاغری، مثل رانندگی با ترمزدستیه 😅🚗
تو این مقاله با هم میریم سراغ کشف یکی از مهمترین ابزارهای درونیمون: ذهن!
ذهنی که نه چیزی رو فراموش میکنه، نه چیزی رو بیدلیل تکرار میکنه! ♾️🌀
آمادهای دفترچه راهنمای ذهنتو ورق بزنی؟ بزن بریم… 🧭🧘♀️

🎯 شناخت ذهن برای لاغری
هممون وقتی یه وسیله جدید میخریم، اولین کاری که میکنیم اینه که بریم سراغ دفترچه راهنماش، درسته؟ 📦📖
چون میدونیم اگه درست ازش استفاده نکنیم، یا خراب میشه یا اصلاً کار نمیکنه! مثلاً اگه بلد نباشی تنظیمات یه ماشین لباسشویی رو انجام بدی، ممکنه لباسها خراب بشن یا دستگاه بسوزه!
حالا یه لحظه فکر کن…
ما سالهاست داریم با یه وسیله فوقالعاده پیچیده و در عین حال قدرتمند زندگی میکنیم؛ چیزی که تمام تصمیمها، احساسات و حتی عادتهای غذاییمون رو کنترل میکنه.
بله! ذهنمون. 😮🧠
اما تا حالا چند نفرمون واقعاً دفترچه راهنمای ذهنمون رو باز کردیم؟
چند نفرمون بلدیم ذهنمون چطور برنامهریزی میشه، چطور اطلاعات رو ذخیره میکنه یا چطور باورها رو شکل میده؟ 📘🧠
اینجاست که شناخت ذهن برای لاغری مثل یه چراغ توی تاریکی عمل میکنه.
وقتی ندونی ذهن چطوری کار میکنه، هر بار که تلاش میکنی لاغر شی، انگار چشمبسته داری از یه راه صعبالعبور بالا میری.
اما وقتی این شناخت رو بهدست بیاری، تازه میفهمی چرا قبلاً شکست خوردی، چرا ارادهت جواب نداد، چرا دوباره برگشتی به عادتهای قبلی.
من سالها فکر میکردم دلیل چاقیم پدر و مادرم هستن، دلیل وضع اقتصادیم دولت بوده، دلیل روابط بد، همسرم…
اما یه روز بالاخره نشستم و با خودم صادق شدم. 🎯
🌪️ اون لحظهای که فهمیدم ذهن خودمه که همه اینها رو ساخته، هم ترسیدم، هم آزاد شدم.
قبول کردنش خیلی سخت بود…
سخته که بفهمی این همه سال شاید اشتباه فکر کردی، اشتباه رفتار کردی، و اشتباه تکرار کردی.
ولی همین پذیرش، شد نقطهی عطف زندگی من. 🌅
از اون لحظه به بعد، تصمیم گرفتم دفترچه راهنمای ذهنمو ورق بزنم؛ نه برای سرزنش خودم، بلکه برای ساختن یه مسیر جدید.
شناخت ذهن برای لاغری بهم نشون داد که موضوع فقط عدد روی ترازو نیست…
بلکه کنترل احساساته، افکاره، و تصمیمهای کوچیکی که هر روز میگیریم.
مثل انتخاب بین خوردن یه شیرینی با احساس گناه، یا نخوردنش با احساس قدرت 💪🍩🚫
وقتی ذهنتو بشناسی، لاغر شدن دیگه شبیه جنگ با خودت نیست.
شبیه پروژهای میشه که با عشق و آگاهی داری اجراش میکنی، مرحله به مرحله، بدون زور، بدون عجله، بدون اجبار. 🧩💫
شناخت ذهن برای لاغری یعنی اینکه تو خودت رو به عنوان رهبر تغییر در ذهنت بشناسی.
یعنی خودت راه رو انتخاب کنی، نه اینکه همیشه قربانی ناخودآگاهت باشی.
و وقتی این دفترچه راهنما رو بخونی و بهش عمل کنی، نه فقط لاغر میشی، بلکه سبک زندگیت، نگاهت، روابطت و حتی حس درونیت تغییر میکنه… برای همیشه 💖🌱

💡 اگه میخوای این «دفترچه راهنمای ذهن» رو کامل و از پایه یاد بگیری، دوره رایگان ۱۲ گام لاغری با ذهن دقیقاً از همین مفهوم شروع میشه.
✍️ حالا بریم سراغ یکی از عجیبترین ویژگیهای ذهن: اینکه هیچی رو فراموش نمیکنه! در ادامه هم توی گام دوازدهم سراغ «گسترش فرمول ذهنی» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.71 از 42 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

وقتی شروع کردم یه مدت درست فکر کردن، متوجه شدم باورهام از کجا شکل گرفته. بلافاصله اصل رو از فرع تشخیص دادم.
هر موقع به لاغری فکر میکردم، با خودم میگفتم خب، باید بشیم زمان زیادی بذارم، سفت و سخت تمرین کنم، از خوابم بزنم. برای تغییر کردن باید سختی کشید. باید دوام آورد. ادامه دادن رو مساوی با دوام آوردن میدونستم.
من این همه مدت عادت داشتم درمورد لاغری اشتباه فکر کنم، به بدنم اهمیت ندم، اقدامی برای لاغری نکنم، عادت داشتم فکر کنم چاقی که بخاطر ارثه پس بیخیال تمرین. رفتارم هم شبیه افکارم بود.
اگه تصمیم میگرفتم عادتی رو ترک کنم، میومدم حذفش میکردم. برام منطقی بود که اون عادت نباید وجود داشته باشه پس از همون ابتدا باید دورشو خط بکشم.
همیشه همینکارو میکردم اما هیچوقت موفق نشدم عادتم رو حذف کنم. هیچوقت موفق نشدم عادتی که مفید بود رو جایگزینش کنم.
علت چی بود؟
نمیدونستم ذهنمچجوری کارمیکنه.
نمیدونستم واسه خودش قواعد داره.
طبق قانون که پیش برم هر عادتی که دلم بخواد رو مثل آب خوردن کمرنگ و پررنگ میکنم.
همون حرفی که استاد زدن، ذهن واسه خودش ساختار داره.
این اعتقادات از کجا اومده بود؟
اعتقاد به تکامل رو رعایت نکردن
اعتقاد به بیکباره عادت مخرب رو حذف کردن
اعتقاد به سختی کشیدن
اعتقاد به اینکه همیشه مسیر رشد و تغییر سخته، فشرده ست، عجله ایه، زوریه
تا اینکه چند روز پیش متوجه شدم این اعتقادات چطور خیلی ریز وارد ذهنم شدن. چطور با شکل و شمایل زیبا وارد ذهنم شدن.
تو اینستا بودم که یک ویدیو انگیزشی دیدم. اولش شیر بود. خیلی شیر دوس دارم. عاشق ابهتشم. خلاصه جذب تصویرش شدم. یه گوینده هم صحبت میکرد. تا حرفاشو شنیدم یهو ذهنم هشدار داد: این چه حرف اشتباهیه!
این حرفا درست نیست!
دقیق یادم نیست ولی قبلا ازین مدل ویدیوها دیدم مدلشو یادمه. اینه سختی های زیادی در راهه، باید عین شیر قوی باشی، زخم میخوری ولی ادامه بدی.
ساختار ذهن اینه با فکرایی که مثبت نیستن، فرسوده میشه. خسته میشه. برای ادامه دادن نیاز داریم مثبت فکر کنیم. گام به گام پیش بریم. تکامل رو طی کنیم. مسیری که پله پله طی بشه، اصلا سختی نداره. اونقدر آسونه که یه دفعه به خودت میای، پشت سرتو نگاه میکنی و میگی چقدر با ابتدای راه فرق دارم. کی به همچین ادمی تبدیل شدم؟
متناسب شدن یک هدف دیگه ست مثل هزاران هدف دیگه. حالا که ساختار ذهن رو یاد گرفتم، هدف لاغری رو میذارم تو اون چهار چوب و پیش میرم.
یکی ازین چهارچوبا اینه ذهن هیچوقت حرفا و تجربه های قبلی رو فراموش نمیکنه. فقط از رو یکی روی یکی دیگه جا به جا میشه. میخوام عادت پرخوریم رو کمرنگ کنم. اول میپذیرم فکر حذف کردنش از همون ابتدا رو از ذهنم بیرون میکنم. در نهایت حذف خواهد شد ولی اینکه از ابتدا فکر حذف و جاگزین کردن یک عادت دیگخ باشم، به مقصد نمیرسه.
شروع میکنم ابتدا ریشه یابی میکنم چرا پرخوری میکنم؟ بدبینی به موادغذاییه؟ فکر میکنم چاق کننده هستن؟ استرس دارم و غذاها بهم آرامش میدن؟ اصلا چرا استرس دارم؟ حس تموم شدن غذاها و قحطی اومدن دارم؟
اول اینا رو تو ذهنم عوض میکنم. جاش حقیقت رو جایگزین میکنم. این اولین گامه که راه رو هموار میکنه برای تغییر عادت رفتاری.
حالا میام پرخوری رو نادیده میگیرم. کاریش ندارم. در کنارش یک عادت جدید بوجود میارم. اینکه هر موقع سفره پهن شد، از خودت بپرس گرسنه ای یا نه. همین. اگه بودی بخور. نبودی بعدا بخور. سهمتم هم باقی میمونه. تو یه ظرف خوشگل درب دار بذار. خواستی بخوری یجوری گرمش کن و تزیینش کن انگار داغ داغ از رستوران اومده.
بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گل هم مسیر وقتی میگیم فرمول ذهنی برای لاغری، یعنی داریم مسیر تازهای توی ذهنمون طراحی میکنیم که بهجای چاقی، ما رو به سمت سبکتر شدن هدایت میکنه.این فرمولهای ذهنی جدید مثل نقشه راهی هست که کمک میکنه تصمیمهامون آگاهانهتر و هماهنگتر با هدف لاغری باشد پس باید در راه درست ویک تصمیم خوب وارد شوم کاری به عادتهای قبلی نداریم میخوام فرمولهای جدید و تازه وارد ذهنم کنیم مثلا اگر تا الان دنبال رستورنها تازه تاسیس شده یا بستنی فروشیها که جدید هستن که ببینم غذاش خوشمزه هست یا نه بروم یا کسی بهم بگه بیابرویم این بستنی فروشی میگن بستنی های خیلی خوشمزه داره نباید فکر کنم من میتونم مثل آدمها متناسب رفتار کنم هرچه بیشتر دنبال غذا های خوشمزه و رنگارنگ باشم و بیشتر پر خوری کنم وزنم بالا تر چاقتر می شوم درست هست که باید بعضی از رفتارهای آدمهای متناسب را یاد بگیرم ولی مربوط میشه به کارهای دیگر مثلا اگر سیر باشد دیگر هیچ نمی خورد یا با استرس و اضطراب از موادغذایی استفاده نمیکند با آرامش غذاش رو می خورد من باید اینها را یاد بگیرم اگر غذا خوردم و کسی از خانواده غذای جدید درست کرد و تعارف کرد که بیا باهام بخور خیلی خوشمزه شده یه که چیزی نمیشه من نباید قبول کنم باید با ذهن از در دوستی و مهربانی وارد شوم تا وسوسه برای خوردن نشه آرام باشه ذهن عزیزم خداروشکر همچی برای خوردن زیاد هست اگر گرسنه شد غذا دارم من با همین راهکارها ذهنم رو آرام میکنم شب گذشته ساعت ۱۲نیم خیلی گرسنم شده آب خوردم ولی هنوز گرسنه ام بود دو لقمه نان لواش با پنیر خوردم ولی باز گرسنه ام شده ولی این بار چیزی نخوردم چند بار نفس عمیق کشیدم و خودم را بغل کردم واقعا آرام شدم وسیر شدم تا صبح که صبحانه خوردم از وقتی که دارم از چالش عادتها استفاده می کنم خیلی بهتر میتوانم افکارم رو کنترل کنم هنوز لرزش دارم ولی مطمن هستم که باروش لاغری با ذهن همه چیز در ذهن و مغزم درست می شود پس من به مسیرم ادامه میدم و تکرار میکنم تا مسیر برام با لذت و ارامش پیش برود واز استاد کمال تشکر را دارم سلامت وسر بلند باشد یا علی مدد
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن ودپستان هم مسیر
نکته بردای فایل ۹ انجام نداده بودن اول ذهنم یاد اور شد از متن نکته بردای کنم بد یبام فابل امروز انجام بدم وقتی وسط نکته بردای ذهن به یادداشت به من داد من همون نوشتم
چاقی حالا بسیار بسیار بسیار سخت براش تصپور کنم برای کی این تصور انجان بدم برای ذهنم مثل افرادلاغر که همین تصور داران تا کمی جاق بشن
خودم ازاین دستور ذهنی تعحب نکردم چون من خودم به فرد که ذهنش لاغر شده تصور می کنم تا این لاغری تو جسم کامل بشنیه
باید ادامه بدم با حال فرد لاغر تو مسیر لاغری خودم تصور کنم تواین مسیر کمی ازوزنم کنارجاده میزارم کمی سلامتی بهتر برمیدارم ادامه میدم بازم جلوتر بازمکمی از وزنم کنار جاده میزارم کمی سلامتی بیشتر بر می دارم ادامه میدم
این میشه رعد پای من تو مسیر لاغری تصور خوشکلی بود بابد رعد پا داشته باشم چیزی بهتراز وزنم کنار حاده باشه برداشت سلامتی بهتر بیشتر و به حلو رفتن
من سعی داشتم کلا عادتم تغیبر بدم و انجام ندم این فکر می کردم تو مسبرتناسب فکری اجازه ندارم ازعادت فبلی استفاده کنم تا اینحا درست بود
ولی میشد با کمکردن یه بخش تغیبر تو مقدار ازهمون عادت بد یه عادت تازه بسازم حالا از ابن عادت استفاده کنم بخش فبلی دست نخودره توجای خودش باشه من با تغیبر خوب یه عادت تازه لاغری خلق کنم نه قبلی کلا پاک کنم که پاک شدنی نیست
جون ذهن جیزی فراموش نمی کنه تو دوره پاک سازی ذهنم درست می کنم دارن ذهنم پاک سازی،می کنم درحقیقت دارم قدرت اپن باور ارزش می گیرم و اجازه قدرت نمای تو ذهنم ارزش میکریم نه کلا پاکش کنم چون امکان نداره ذخیزه شده هست اپن قدرت که داره باعث تکرارش تو ذهنم و شکل زندکی من شکل میده ارزش می گیرم که شکل زندگیم تغیبر کنه بشه لاغر بشه رابطه بهتر بشه عشق ورزی عالتر با خدایی عزبز بشه ثروت دارای که شکل مصرفش تغییر داره بشه رابطه بهتر با اطرافم خوبی این حالش فقط،تغیبر مصرف وتغییر عادت نیست با یادکیرید درست ودرک بهتر با برکشت و انجام دادن
این چالش تغیبرات خوبی رو دریافت کردم نه فقط تو بخش،خودرن تو بخش های دیکه قابل استفاده می بینم هوشمندانه چیدمان شده مثل رمز می مونه که بسته به هوش افراد زمان باز کشادی اون تعیبن کننده هست برای من سال اول باز نشد قسمت امسال بود که رمزش باز شد تو ذهنم خوشحال هستم قادر شدم این رمز تو ذهنم باز شده ببنم درک بهتری ارزش دست گیرم شد
جالب هست زمان نکته برادری حس میکنم مطالب عالی بهش رسیدم ولی وقتی دیدگاهم می نویسم همه اپن مطالب در برابر ذهن خودم کم قدرت دبده میشه ونوشته ونکته برداری هست ولی مهو میشه درک خودم انکار بالتر از نوشته نکته برداری هست بد از دیده کاهم بازم بهش مراجعه می کنم تا خلاصه مفبدتر ارزش توگوشیم داشته باشم اول صبح می کیم امروز دوتا فایل کارکنم وقتی دیدکاهم تمام میشه ذهن میکه بسته ادامه نده بزار همین ذخیره کنم به من فشار نیار من اطاعت می کنم انجام نمیدم
این صحبت خوشکلش، امروز ذهنم با من بود که تودبد کاهم اثرحصورش دیدم همیشه بوده هست من فقط بهش بها ندادم تقصیر از من هست تازه داره با من هم صحبت میشه به ذهنم افتخار میکنم که همراه من بوده همکاری خوبی تا حالا با کل جسم انجام داده ازاین به بد وحالا قدرش بیشتر باید بدونم
که چه گوهر گران بهای تو وجودم دارم هدیه خدایی عزیز هست که تازه ارزش اون برام داره روشنتر میشه خدای بی نهایت سپاس کزار هستم که جیدمان مسبر درست خوب کامل چیده شده توسط خودت هم زمانی های خوبش برای من مهبا میکنی تشکر
درپناه ارامش الهی ساکن باشیم
سلام وعرض ارادت به استاد گرامی
سلام به همسیران جاده لاغری باذهن
هر روز که میگذرد ما با گام جدیدی آشنا میشیم این گامهایی که می آموزیم بسیار مهم و کاربردی هستند
بسیار.خوشحالم که در این مسیر گام برمیدارم
قبلا هم براتون گفته بودم وقتی میخواستم وارد این مسیر بشم هم خوشحال بودم هم ترس داشتم چون هریک از ما مسیرهای متفاوتی رو قبلا طی کرده بودیم .
با خودم میگفتم معلوم نیست وقتی وارد این مسیر بشیم با چه چالشهایی روبرو میشیم با چه سختیهایی روبرو میشیم ….
حال که مدتی است در این مسیر هستیم کم کم نگرانی هام کم شد .میبینم که این استاد عزیز دست ما رو گرفته با یک دنیای جدیدی آشنا میکند که بسیار جذاب و جالب است.
سعی و تلاش استاد برای اینکه به ما تفهیم کند که ما نباید به خود بگوییم که میخوام عادتهام رو تغییر بدم چون ذهن قد علم میکند که نه تو حق نداری عادتی رو تغییرش بدی
استاد مثال خیلی جالبی رو برامون مطرح کردند که اگه یه لیوان که تا نصفه آب گل آلود داره رو بخواهیم تغییرش بدیم بخواهیم توش آب اضافه کنیم ممکنه غلظتش کم بشه اما امکان نداره که کاملا آب لیوان زلال بشه پس چکارش کنیم؟
این لیوان رو بزاریم کنار یه لیوان دیگه برداریم توش آب زلال بریزیم.
مثال بعدی استاد این بود ما قبلا رفته بودیم مشهد حالا میخواهیم بریم شیراز.
از جاده مشهد بریم به شیراز نمیرسیم باید از جاده شیراز بریم تا به شیراز برسیم
بله دوستان ما که در جاده چاقی بودیم به جاده لاغری نمیرسیم مگه اینکه از جاده لاغری بریم تا به خود لاغری برسیم
تابحال مسیر چاقی رو میرفتیم حالا میخواهیم یه مسیر جدید که اسمش مسیر لاغری هست وارد بشیم که شدیم
این در مورد همه چیز صدق میکنه مثلا با همسرمون مشکل داریم همش میگیم این آدم مشکل داره بابا این آدم خوبیهایی هم داره که ما توجه نمیکنیم حال بیاییم به خوبیهاش توجه کنیم تا وقتی که ما زون کردیم روی مشکلات همسرمون هیچ چیزی تغییر نمیکنه ما نمیتونیم یه آدم رو تغییر بدیم به اون شکلی که ما دوست داریم درش بیاریم
یا در مورد شغل هم همینطوره
در این مورد میشه خیلی مثال بزنیم
خلاصه کلام اینکه ما نمیتونیم عادتهامون رو تغییر بدیم باید عادت جدید بسازیم چطوری؟
اینجوری که من عادت داشتم با چای کشمش بخورم .حالا با چای کشمش نخورم این یک عادت جدیده
وقتی داشتم متن قبل از ویدئو استاد رو میخوندم دیدم که استاد چه ماهرانه مراحل ذهن رو به تصویر کشیده
اونجایی که استاد میگه
وقتی یه وسیله میخریم اولین کاری که میکنیم اینکه دفترچه راهنماش رو مطالعه میکنیم که این وسیله چگونه کار میکند.
حال باید دفترچه راهنمای ذهنمون رو بخونیم که چگونه باورهای نادرست اونجا جا خوش کرده
وقتی بارها رژیم گرفتیم و باور کردیم شکست خوردیم .خب ذهنمون بهمون میگه دوباره این مسیر رو نرو چون با شکست مواجه میشی
ولی وقتی دفترچه راهنمای ذهنمون رو به طریقی که استاد میگه میخونیم اینبار متوجه میشیم که وقتی در برابر خوراکی اضافه قرار میگیریم میتونیم با اقتدار نخوریم و اقتدار اینو من نخوردم رو به مرحله عمل در بیاریم
یا مثل وقتی که هنوز ذهنمون رو نشناخته بودیم اون خوراکی رو بخوریم و دچار عذاب وجدان بشیم و با خود بگیم ببین اینجا تو اراده نداشتی
دوستان این مثال بالا چقدر بهمون قدرت میده به این میگن قدرت ذهن
به این ترتیب میتونی یه خود جدید از خودت بسازی
تصور کن میخوای یه برج قشنگ بسازی باید آجر به آجرش رو دقیق بچینی
در این مسیر وقتی ذهنت رو واشکافی میکنی میبینی باورهای نادرست در ذهنت چه نقشی ایفا میکنن
دوستان مسیر چاقی با مسیر لاغری دو مسیر موازی هستن
ما نمیخواهیم بهزور و خشنونت عادتهامون رو تغییر بدیم بلکه میخوهیم عادتهای جدیدی بسازیم
ما نمیخواهیم هر آنچه از باورهای نادرست که در ذهنمون هست رو بریزیم دور.چون هیچ چیزی در ذهن ما پاک نمیشه
همه خاطرات ما در ذهنمون باقی می مونن.ما فقط میخواهیم مسیر جدیدی با عنوان مسیر لاغری در ذهن خود بسازیم
وقتی که دارم در این باره فکر میکنم یا مطلبی می نویسم آنچنان به وجد میام و باخودم میگم خدایا شکرت که مرا به این مسیر هدایت کردی
ممنون از استاد عزیز که من رو با این مسیر آشنا کرد
تقدیر و تشکر از استاد عزیز
بنام خدای مهربان
سلام استاد ودوستان هم مسیر
من از بجگی فرمپلهای چاقی را درذهناز طریق پدر ومادرم واطرافیانم وریانه ها درذهنم پرورش دادم وبا تکرار ابن فرمولهاخودم را چاقتر کردم من همیشه از خوردن غذاها ومواد خوراکی ترس داشتم واین ترس باعث میشد من هی چاقتر بشم من ریزه خورای زیاد داشتم وهمیشه دوست داشتم یه چیزی بخورم واین عادتهایم از وقتی دراین چالش هستم کمتر شده من سالهاست که باچاقی زندگی کردم وبرام خیلی سخت بود وبه خودم وبدنم همیشه فشار می اوردم وهر وقت رژیم میگرفتم خیلی سختی می کشیدم وخیلی محدویت داشتم وهمیشه خودم را سرزنش میکردم من دیگه اصلا مثل قبل به چاقی فکر نمیکنم وحالم را بد نمیکنم من از وقتی دراین سایت هستم به لاغری غکر میکنم وهمش خودم را متناسب تقور میکنم من دراینحا همش از لاغری میشنوم ومیخونم ومینویسم من اصلا دیگه به چاقی توجه نمیکنم وهر روز یه قدم کوچک به سمت لاغری بر میدارم من دیگه اصلا از ترازو استفاد نمیکنم واصلا عجله ای ندارم برای لاغرشدن لاغری در من خود به خود به وجود میاد ومن اصلا متوجخ نمیشم من دیگه مثل قبل اخبار منفی نگاه یا گوش نمیدم وهر کی هم در مورد چاقی من حرفذبزنه دیگه چرا چرا کاری برای لاغرشدن انحام نمیدی چقدر بی اراده ای اصلا گوش نمیدم وحرف را عوض میکنم من بابد ذهن خودم را خپب بشناسم تا بتونم از چاقی به لاغری تغییر کنم من بایدبا شور وسوق به راهم ادامه بدم واصلا ناانید نشوم من دیگه اصلا به خودم سخت نمیکیرم وبا خودم دوست میشوم وبا مهربانی با خودم رفتارمیکنم من لاغری باذهن راشروع کردم وتا رسیدن به وزن ایده الم ادامه میدم تا متناسب بشم واز خودم واز زندگی کردن لذت ببرم نه اینکه بشنیم وهر رپز ارزوی مرگ کنم زندکی زیبا هیتمن نباید باخودم جنگ منم من به خودم عشق ومهربانی میکنم
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما
نشان های دریافت شده
سلام سالها اتفاقاتی افتاده وهنوزمرورخاطره میشه ومن هنوزم خاطرات توذهنم هست یادرنوردچاقی ازذهن بیرون نمیره فقط باانوزش ها ضعیف میشه بجاش روش لاغری باذهن قوی میشه یاگفتن تغییرعادتها هم اشتباهه فکرتغییرکردن رونگیم بگیم یک عادت جدید بهش اضافه کنم اگر شیرینی سه تامیخورم طبق عادت جدید دوتامیخورم یا نون طبق نیازمیخورم درموردلاغری بایک بعنوان یک چیزدست یافتنی بدونیم مثال لیوان که نصف گل الودنصف اب زلال اون شفاف نمیشه ولی یک لیوان اب زلال بریزم اب شفاف هست درموردلاغری هم همینطوره وقتی ذهن پرهست ازافکارچاق کننده بیایم افکارلاغرکننده روش میریزم به چاقی توجه نکنیم لاعری روگسترش بدیم
نشان های دریافت شده
به نظرتون ذهن ناخودآگاه ما چیه ؟
کجاست ؟
چه شکلی یه ؟
چه اندازه ای داره ؟
من که فکر می کنم ذهن ناخودآگاه همون سهمی از خداوند هست که بعد از آفرینش آدم در او دمید و به او روح و زندگی بخشید .
ذهن ناخودآگاه اندازه ی خاصی نداره ، یعنی به اندازه ی هر فکر و تخیل ما میتونه بزرگ بشه و وسعت پیدا کنه و تا دوردست ها بره و هر چی رو که بخوایم و اراده کنیم رو برامون بسازه ، یا با افکار و باورهای محدود ما ، اون هم کوچیک و محصور میشه . در حقیقت این ما هستیم که با نوع استفاده و میزان استفاده ازش اندازه و ظرفیت براش تعیین میکنیم والا ذهن ناخودآگاه قابل اندازه گیری نیست .
چه شکلی یه ؟ شکل خاصی هم نداره . از انرژی ساخته شده . انرژی ناخودآگاه ما مشابه همون انرژی و قدرت ذات الهی یا قدرت کائنات یا همون هوش کیهانی هست که ما و سایر موجودات و آفریده های خداوند رو به هم مرتبط میکنه و در همه جای جهان خلقت وجود داره .
این انرژی یا همون ذهن ناخودآگاه ما بسیار قدرتمند ، بسیار باهوش ، بسیار قوی و خلاق و با ظرفیتی بی انتهاست . چون همه خصوصیات ذات خداوندی رو داره
.بزرگترین خصوصیت اش قدرت آفرینندگی و خلق کردن هست یعنی همون خصوصیت ذات اقدس الهی . هر چیز رو که بخوایم میتونیم باهاش خلق کنیم اون فقط مثل غول قدرتمند چراغ جادویی هست که درون ما زندگی میکنه و هر کاری که بخوایم رو برامون انجام میده . با این فرق که اون غول تنها سه خواسته رو برآورده میکرد ولی ناخودآگاه هوشمند ، قدرتمند و لایزال مان از همان زمان که توسط خداوند به ما موهبت شد در جهت خلق هر آنچه ما بخواهیم عمل میکند بدون اینکه هیچ شمارشی برای تعداد خواسته های ما یا نوع درخواست های ما را مد نظر داشته باشد .
تنها ابزار استفاده از ذهن ناخودآگه هم ، تمرکز ، توجه و استمرار است. حالا چه تمرکز بر نکات منفی که دوست نداریم چه توجه به نکاتی که دوست داریم ..مثالی که به ذهنم میاد مثل دستگاه جوش آهن هست که آهنگر با تمرکز نور آن برخی قطعات را بهم جوش میدهد یا بعضی ها را از هم جدا میکند ، یعنی دستگاه جوش یا ذهن ناخودآگاه هر دو کار خودشون رو انجام میدن مهم جهت و نوع استفاده ای که ازشان میکنیم .
ضمن اینکه قابلیت فوق العاده ی دیگر ذهن ناخودآگاه ما این است که هر چیزی که در آن ثبت کنیم هیچگاه دیگر پاک نخواهد شد و قابلیت شگفت انگیز دیگرش نیز این است که بی نهایت موضوع را می توانیم به عنوان موضوعات جدید در ذهن ناخودآگاه ذخیره کنیم .
پس برای از بین بردن اثر یک فکر یا باور یا عادت ، نیازی به جنگیدن و مبارزه و خاموش کردن و از بین بردنش نداریم ، چون همیشه در نهایت در برابر قدرت بی نظیرش شکست خواهیم خورد . میبایست با ایجاد یک فکر جدید یا رفتار تازه ، تنها باغچه ی این فکر تازه را آبیاری کنیم تا نهال های ظریف و شکننده آن با توجه و تمرکز روزمره ی ما روز بروز قوی تر و بزرگتر بشوند و در عوض با آبیاری نکردن باغچه افکار و باورهای گذشته و بی توجهی به آنها کم کم ریشه ی آن افکار و باورهای گذشته را بخشکانیم و سایه و اثرشان بر فکر و رفتار مان را کم رنگ و بی اثر کنیم .
استاد عطار روشن ، تشکر از آگاهی تازه ای که در اختیار ما گذاشتید .
برقرار باشید .
يا حق .
سلام خانم رضایی
چقدر قلم زیبایی در نوشتن دارید
از خواندن دیدگاه شما لذت بردم
موفق و موید باشید
من تازه وارد این مسیر شدم خواستم بدونم که شما که سابقه بسیار بالاتری دارید به تناسب اندام رسیده اید؟
نشان های دریافت شده
سلام هیچ حرفی یاحرکاتی ازذهن ماادما پاک نمیشه اشتباه پاک نمیشه مثلا یک رابطه روهرکاری بخوایم درستش کنیم نمیشه یارفتاراطرافیان نمیشه تغییرداد یاافکارجدیدی بوجوداورد میتونیم موضوع جدیدروجایگزین کنیم درموردچاقی هم میگیم مامیخوایم عادت هاروتعییربدم اشتباهست بجاش یک انتخاب جدید جایگزین کنم مثلا پرخوری عادتم بوده یاخوردن شیرینی عادتم بوده بجاش یک انتخاب جدید جایگزین کنم مابه عادت قبل کارنداریم ذهن ماهوشمنده اصل وازبدل نمیشناسه وبعضی ها مانمیتونیم فکرجدیدجایگزین کنیم یه وقتایی مایه توقعاتی داریم براما امکانپذیرنیست همین باعث حال بدی مامیشه برالاغری بعنوان یک چیزدست یافتنی نگاه کنیم مثال لیوان که اب گل الوده بیایم نصف اب زلال اضاف کنیم مثل افکارچاقی داریم بخوایم لاعری روجایگزین کنیم هرچقدربچاقی توجه نکنیم مسیرلاغری بهترگسترش میکنه
نشان های دریافت شده
سلام خیلی وقتاشده مامیخوایم ازذهنمون چیزی رودوربریزیم یارفتاروکردارکسایی رو ولی نمیشه میتونیم افکارجدیدجایگزین کنیم درموردچاقی هم همینطوره مامیتونیمبگیم میخوایم یک انتخاب جدید جایگزین کنم یاعادت جدید ذهنماهوشمندانه عمل میکنه ذهن ماپرشده افکارچاقی ودرروش ذهنی افکارلاغرکننده روجایگزین میکنیم
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
خوب من عقیده دارم که ذهن ما همون روح ماست وقتی در دینمون بهمون میگن که بعد از مرگ تمام کارهایی که انجام دادیم بهمون نشون داده میشه قرار نیست مثل فیلم باشه که ما ببینیم در واقع همین حرف استاد هست که ما در ذهنمون هیچ چیز رو فراموش نمیکنیم ولی خوب میتونیم یه سری چیز های جدید بهش اضافه کنیم و اون هم فقط با توجه نکردن به موارد قبلی هست که دوست نداریم ما سعی میکنیم به لاغری ،سلامتی،عشق،ثروت و….. توجه کنیم و با این کار موارد جدید رو وارد زندگیمون کنیم
تو حرف زدن راحته ولی در عمل خوب باید اسونش کنیم چون شیطون هم از اون ور بیکار نمیشینه تمام سعیش رو میکنه که توجهتون رو به سمت چاقی بکشونه و حال ما رو بد کنه ولی ما اشرف مخلوقات خدا هستیم و میتونیم
حالا هر کس با توجه به اینکه چه جوری توجهش رو از رو چاقی بر داره و به لاغری توجه کنه که این هم خودش یه هنره ولی من ماه اول دوره رو که خریدم توی اون سه هفته اصلا به چاقی فکر نمیکردم خود به خود و همین من رو داشت لاغر میکرد وقتی استاد میگن قوی ترین دوره ی لاغری با ذهن هست راست میگن ولی خوب من فعلا نتونستم بقیه ی دوره رو تهیه کنم ولی میدونم که بالاخره تهیه میکنم با توکل به خدا
خدایا شکرت ۲۲۰