🧠 تا حالا شده بشینی یه دفترچه راهنمای وسایل خونه رو بخونی و با خودت بگی: «وای! کاش زودتر میدونستم این چجوری کار میکنه!»؟ حالا تصور کن یه دفترچه راهنما برای ذهنت وجود داشت 😮📘
📍 این جلسه ادامه گام دهم (انتخاب لاغری در زندگی) است.
اگه ما همونطور که تلویزیون یا گوشیمون رو میشناسیم، شناخت ذهن برای لاغری رو بلد بودیم، مسیرمون برای کاهش وزن خیلی راحتتر و لذتبخشتر میشد ✨💪
در این جلسه میآموزیم:
تا وقتی نمیدونی ذهنت چطوری برنامهریزی شده،
هرچقدر هم تلاش کنی برای لاغری، مثل رانندگی با ترمزدستیه 😅🚗
تو این مقاله با هم میریم سراغ کشف یکی از مهمترین ابزارهای درونیمون: ذهن!
ذهنی که نه چیزی رو فراموش میکنه، نه چیزی رو بیدلیل تکرار میکنه! ♾️🌀
آمادهای دفترچه راهنمای ذهنتو ورق بزنی؟ بزن بریم… 🧭🧘♀️

🎯 شناخت ذهن برای لاغری
هممون وقتی یه وسیله جدید میخریم، اولین کاری که میکنیم اینه که بریم سراغ دفترچه راهنماش، درسته؟ 📦📖
چون میدونیم اگه درست ازش استفاده نکنیم، یا خراب میشه یا اصلاً کار نمیکنه! مثلاً اگه بلد نباشی تنظیمات یه ماشین لباسشویی رو انجام بدی، ممکنه لباسها خراب بشن یا دستگاه بسوزه!
حالا یه لحظه فکر کن…
ما سالهاست داریم با یه وسیله فوقالعاده پیچیده و در عین حال قدرتمند زندگی میکنیم؛ چیزی که تمام تصمیمها، احساسات و حتی عادتهای غذاییمون رو کنترل میکنه.
بله! ذهنمون. 😮🧠
اما تا حالا چند نفرمون واقعاً دفترچه راهنمای ذهنمون رو باز کردیم؟
چند نفرمون بلدیم ذهنمون چطور برنامهریزی میشه، چطور اطلاعات رو ذخیره میکنه یا چطور باورها رو شکل میده؟ 📘🧠
اینجاست که شناخت ذهن برای لاغری مثل یه چراغ توی تاریکی عمل میکنه.
وقتی ندونی ذهن چطوری کار میکنه، هر بار که تلاش میکنی لاغر شی، انگار چشمبسته داری از یه راه صعبالعبور بالا میری.
اما وقتی این شناخت رو بهدست بیاری، تازه میفهمی چرا قبلاً شکست خوردی، چرا ارادهت جواب نداد، چرا دوباره برگشتی به عادتهای قبلی.
من سالها فکر میکردم دلیل چاقیم پدر و مادرم هستن، دلیل وضع اقتصادیم دولت بوده، دلیل روابط بد، همسرم…
اما یه روز بالاخره نشستم و با خودم صادق شدم. 🎯
🌪️ اون لحظهای که فهمیدم ذهن خودمه که همه اینها رو ساخته، هم ترسیدم، هم آزاد شدم.
قبول کردنش خیلی سخت بود…
سخته که بفهمی این همه سال شاید اشتباه فکر کردی، اشتباه رفتار کردی، و اشتباه تکرار کردی.
ولی همین پذیرش، شد نقطهی عطف زندگی من. 🌅
از اون لحظه به بعد، تصمیم گرفتم دفترچه راهنمای ذهنمو ورق بزنم؛ نه برای سرزنش خودم، بلکه برای ساختن یه مسیر جدید.
شناخت ذهن برای لاغری بهم نشون داد که موضوع فقط عدد روی ترازو نیست…
بلکه کنترل احساساته، افکاره، و تصمیمهای کوچیکی که هر روز میگیریم.
مثل انتخاب بین خوردن یه شیرینی با احساس گناه، یا نخوردنش با احساس قدرت 💪🍩🚫
وقتی ذهنتو بشناسی، لاغر شدن دیگه شبیه جنگ با خودت نیست.
شبیه پروژهای میشه که با عشق و آگاهی داری اجراش میکنی، مرحله به مرحله، بدون زور، بدون عجله، بدون اجبار. 🧩💫
شناخت ذهن برای لاغری یعنی اینکه تو خودت رو به عنوان رهبر تغییر در ذهنت بشناسی.
یعنی خودت راه رو انتخاب کنی، نه اینکه همیشه قربانی ناخودآگاهت باشی.
و وقتی این دفترچه راهنما رو بخونی و بهش عمل کنی، نه فقط لاغر میشی، بلکه سبک زندگیت، نگاهت، روابطت و حتی حس درونیت تغییر میکنه… برای همیشه 💖🌱

💡 اگه میخوای این «دفترچه راهنمای ذهن» رو کامل و از پایه یاد بگیری، دوره رایگان ۱۲ گام لاغری با ذهن دقیقاً از همین مفهوم شروع میشه.
✍️ حالا بریم سراغ یکی از عجیبترین ویژگیهای ذهن: اینکه هیچی رو فراموش نمیکنه! در ادامه هم توی گام دوازدهم سراغ «گسترش فرمول ذهنی» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.71 از 42 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

بسم الله الرحمن الرحیم .
درود .
یکی از مهمترین موضوعاتی که در کسب آگاهی عملکرد ذهن آموختم این بود که: “ذهن ما چیزی را فراموش نمی کند!“.
آگاهی و اطلاعاتی که وارد ذهن می شود قابل پاک شدن نیست.
خب فرمول اصلی این جلسه مون اینه که ذهن چیزی را فراموش نمیکنه . اما تا بی نهایت می تونه چیز جدید یاد بگیره و این ما هستیم که انتخاب می کنیم از کدوم اطلاعات استفاده کنیم .
در این فایل یاد گرفتم که لزومی نداره چاقی رو تغییر بدیم فقط توجهمون رو ببریم سمت یادگیری لاغری و سعی کنیم از فرمولهای لاغری در زندگیمون استفاده کنیم .
امروز بعد از شام بابام داشت یه لیوان چایی میخورد .
من انتخابم این بود که نخورم . دیدم دارم با خودم توی ذهنم می گم عجب چایی خوشرنگی چه بو دارچینی پیچیده برم یه لیوان بریزم بخورم . با همین دوتا فرمول من میرفتم میخوردم .
ولی من انتخاب کردم که دیگه با این افکار کار نداشته باشم گفتم من این چایی رو نمیخورم چون انتخابم نیست .
نمیخورم چون سیرم .
نمیخورم چون نمیخوام .
نمیخورم چون با نخوردنش حالم بهتره .
نمیخورم چون میخوام تمرین کنم .
با دو سه تا فرمول اول دیدم توجهم از چایی برداشته شد و میل من تغییر کرد .
یعنی همون که شما گفتید اشتها وجود نداره . ما با فرمولهای ذهنی انتخاب می کنیم .
مثلا انتخابمون زیاده . یا انتخابمون کمه . انتخابمون به اندازه نیاز بدنه .
آگاهی از این عملکرد ذهن هم منو ترغیب می کنه که با اشتیاق بدون توجه به آموزشهای چاقی ، درسهای لاغر شدن رو یکی یکی بیاموزم و تمرین کنم و ازشون استفاده کنم و وقتی دیگه عادت کنم که از فرمولهای جدید استفاده کنم خب قطعا فرمولهای قبلی دیگه تغذیه نمیشن و آرام آرام از دایره عملکرد من خارج میشن .
من امروزم عالی عمل کردم .
دوهفته است خیلی خوب دارم رفتار میکنم .
گرچه ۳ هفته است وارد سایت شدم ولی تغییرات رفتاری من دو هفته است که آغاز شده . قبل از اون فقط کار روی ذهنم بود و خیلی دقیق نمیدونستم قراره چیکار کنم . اما دوره تغییر عادت به من یاد داد که چه فرمولی رو برای رفتارم به کار ببرم و من در کل در این سه هفته فکر میکنم کم کم ۱۰ مرحله ای که در متن نام بردید داره در من ایجاد میشه .
۱۰ مرحله خیلی برای من جالب بود و سعی میکنم مراحل رو یادداشت کنم که بتونم مطالعه اش کنم .
خب برم سراغ تمرین امروزم .
من صبحانه نخوردم .
من ناهار نخوردم .
من ۸ تا خرما نخوردم .
من ۶ تا انجیر خشک نخوردم .
من بادام نخوردم .
یه کاسه تخمه نخوردم .
هر چی که دیدم رو نخوردم .
دو سوم نارنگی نخوردم .
سمنو خونه خودمون نخوردم .
نوشابه نخوردم .
یه سیخ کباب اضافه نخوردم .
زیادی برنج نخوردم .
حرص نخوردم .
غم و غصه نخوردم .
بادوم نخوردم .
اضافه کشمش نخوردم .
بعد از شام دیگه چیزی نخوردم .
الانم سیرم ولی نه در حد خفگی و حال بد .
حالم عالیه . با زبان بدنم خوردم و با زبان بدنمسیر شدم و به خوردن ادامه ندادم .
نخوردم چوم بدنم درخواست نکرده بود .
نشان های دریافت شده
با عرض سلام وادب
امروز خیلی خوشحال شدم کهاین دوره را هم مکمل دوره خودم دارم انجام میدم.هر چه بیشتر درباره ذهنم اطلاعات داشته باشم،باشم، بهتر میتوانم از ذهنم استفاده کنم.
پس با گوش دادنهای منظم به فایلهای بیشتر باید آگاهی های درستی بدست بیارم.
من فهمیدم ذهن من چیزی را فراموش نمیکنه ،پس دست از مبارزه با هاش میکشم،محبور به فراموشی نمیکنم چون که میدونم خودم شکست میخورم،
ولی ذهن من پذیرای افکار جدید هست،پس شروع به یاد گیری میکنم.ادامه میدهم و در مسیر لاغری با ذهن میمانم.
با این دوره میتوانم عادات جدید در خودم ایجاد کنم و بر عادت جدیدم تمرکزکنم،با این کار میتوانم ارامش و احساس خوب را از عادت جدیدم به دست بیارم.
یک سری عادات قدیمی دارم که میتونم با عادت جدید ترکیبشون کنم.
مثلا من عادت دارم در مواقع سیری هم بخورم.و الان میخواهم اگر خواستم در مواقع سیر بودن بخورم حتما بایدده دقیقه صبر کنم و با بشقاب و نشسته روی میز و جای مخصوصم شروعبه خوردن کنم.خیلی از وقتا این ده دقیقه صبر کردن و گفتن من سیر هستم ، مرا منصرف از خوردن میکنه.
.خودم را محروم نکردم و اذیت نمیشم.چون میدوتم هر وقت به هر اندازه ای که نیاز دارم میتونم از عر چیزی بخورم.
اگر آموزه های امروز هر دو دوره را با هم ترکیب کنم ،باید بگم از امروز تصمیم گرفتم خود را متناسب ببینم و به رفتار های جدیدم با بدن جدیدم دقت کنم
،از امروز توجه و تمرکزم برای گسترش لاغری در زندگیم خواهد بود
نشان های دریافت شده
سلااام
من از وقتی راه افتادم توی تمرینات این چالش حالم خیلی خیلی عالیه و اصلا قابل مقایسه نیستم با زمانی که داشتم توی جاده ی چاقی و احساس بد حرکت میکردم . الان هر وقت احساس گرسنگی کنم به حرف بدن و ذهنم گوش میدم و هر وقت احساس سیری کنم بدون هیچ فکر اضافه ای دست از خوردن میکشم میخواد بشقابم پر باشه میخواد خالی باشه میخواد تازه شروع به خوردن کرده باشم یا حتی میخواد بعد از کلی وقت گرسنگی به غذا رسیده باشم. هر طوری که باشه من دقیقا مثه یه آدم متناسب رفتار میکنم و این شخصیت جدید منه که بهم احساس عالی میده و خوشحالم که الان عادتمو تغییر ندادم بلکه شخصیتمو تغییر دادم و ازون کسی که به خودش آسیب میزد و به خاطر لذت های آنی پرخوری ، سلامتی خودشو به خطر مینداخت تبدیل شدم به کسی که هوای خودشو داره و به خودش احترام میزاره و بدنشو با سطل زباله اشتباه نمی گیره. اما همچنان میدونم که اون عادتام خوبیای بی نهایت خودشو داشت و من خودمو تایید میکنم و حق داشتم از رفتار های قبلیم لذت ببرم چون انصافا لذت بخش بودن و اگه نبودن من اصلا انجامشون نمیدادم ولی دیگه تکراری شده بودن و این رفتار جدیدم اصلا تکراری نمیشه چون هر بار دارم میخورم یه تغییری توش ایجاد میکنم مثه دیشب که چند تا کاهو گذاشتم ته ظرف سالادم بمونه به نظرم خیلی هم زیبا شد بشقابم و خب هر دفعه که اینطوری نیست من این بار این کارو کردم و دفعه ی دیگه یه کار دیگه میکنم برای همینه که عاشق رفتار جدیدم شدم و دوست دارم همینطور ادامه بدم و این دقیقا همون چیزی هست که توی فایل امروز گفتید.
من چاقی رو رها کردم حتی لباسایی که قبلا همش توجه میکردم که ازم تنگ شدن رو گذاشتم گوشه ی کمدم دیگه حتی نگاهشونم نمیکنم و به خودم قول دادم وقتی حسم گفت و نتایج فوق العادم نمایان شد برم بپوشمشون و لذت بیشتری ببرم.
این یعنی توجه نکردن به چاقی من کاری با چاقی ندارم گرچه چاقی دوست منه و کلی خاطرات خوب باهم داریم ولی ، حتی دوستا هم میتونن سمی باشن و به هم آسیب بزنن و من اون دوستا رو میزارم کنار با وجود تمام اون روزای خوب . الان چاقی هم توی زندگیم یه سری تغییر ایجاد کرده که من کاری باهاشون ندارم فقط به دوست جدیدم میخوام توجه کنم که انگار برای من ساخته شده و باهام خوش رفتاره و بهم آسیب نمیزنه و با هم داریم خاطره های جدید میسازیم و من ازین بابت خوشحالم که دوست جدیدم که لاغریه انقدر با من وجه اشتراک داره و ساعت ها میشینیم با هم حرفای بامزه میزنیم و میخندیم و بعد از حرف زدن باهاش احساسم عالیه و انرژی دارم.
پس من دست کسی رو میگیرم که بهم حس خوب میده نه اینکه با کسی که بهم حس بد میداده بجنگم. جنگیدن کار من نیست من اهل دوستیم و فقط توجهم نسبت به دوستامو تغییر میدم نه خود دوستامو . اینطوری اونا خودشون کمرنگ یا پر رنگ میشن نه اینکه من بزرو از توی زندگیم پاکشون کنم یا برجستشون کنم.
خوشحالم که توی این راهم
ممنونم استاد
خدایا شکرت دوست دارم
فایل ” انتخاب لاغری در زندگی (قسمت یازدهم ):”
وقتی روند تاثیر گیری لاغری و چاقی را در جسمم خواندم؛ ناخود اگاه به یاد مثال زیر افتادم:
مرحله 1: دو دوست قدیمی سر موضوعی، دچار سو تفاهم شده و از هم دلگیر ميشوند و با هم قهر میکنند.
مرحله 2: یکی از ان دو تصمیم میگیرد، که برای اشتی کردن قدم بردارد و سو تفاهم را از دل دیگری، برطرف کند.
مرحله 3: در عین حالی که هنوز این دو دوست با هم قهر هستند و از هم دلگیر هستند؛ اما دوستی که قدم رامیخواهد برای اشتی بردارد، با اشتیاق و شور خاصی نیت میکند، که هر جور شده است، اشتی کند.
مرحله 4: فرد مورد نظر، حسابی روی خودش کار میکند و ناراحتی را از دلش بیرون میکند و خودش را به سطح مناسبی از یاد خاطرات خوب و شیرینی که از دوست قدیمی اش دارد، می اندازد. “ یادمون باشد که ذهن ما چیزی را فراموش نمیکند.”
مرحله 5: به طور اعجاب اور و معجزه اسایی، عملیات اشتی کردن با دوست قدیمی در ذهن فرد مورد نظر؛ کلید میخورد و شروع میشود.
مرحله 6: ناراحتی ، دلگیری و رنجش در طول این مدت، در ذهن فرد مورد نظر کمرنگ شده و او هدیه ای را، برای دوست قدیمی اش تهیه میکند.
مرحله 7: در طی چند روز و به مرور در ذهن فرد مورد نظر، ناراحتی کم و کم رنگتر شده است و در حال پاک شدن میباشد. او تقویم خود، را ورق میزند و تاریخ قرار با دوست خود، را تعیین میکند.
مرحله 8: روند اشتی، الان کاملاً شروع شده است و این فرد به احساس نیاز به دیدار دوباره دوست قدیمی خودش، ارامش کنار او ، بخشیدن او و تغییر افکار منفی و ناراحت کننده اش، رسیده است.
مرحله 9: الان کاملاً فرد مورد نظر برای اشتی با دوست قدیمی اش اماده است. تمام تمرکز او روی فردا است. چون با انرژي و دقت خاصی برای دوستش هديه تهیه کرده است و برای اشتی با او سر از پا، نمیشناسد.
مرحله 10: فردا، فرا رسید. زمان اشتی است. او الان زنگ در خونه دوستش را میزند و وقتی دوستش در را باز میکند؛ هدیه را تقدیم کرده و از او معذرت خواهی میکند.
من میتوانم تصور کنم که این دلگیری، درس بزرگی به این دو دوست قدیمی داده است؛ چون انها را میبینم که در عین حالی که در خانه با هم چای میخورند ، از خاطرات خوب و شیرین با هم بودن در گذشته، هم اکنون، در حال لذت بردن و شاد ی کردن در کنار هم، هستند.
بیایید با هم، سر هر موضوع و هدفی این \”10 مرحله\” رااز این به بعد بنویسیم، تمرین کنیم و نتیجه را همین جا اعلام کنیم.
ممنونم دوستان عزيزم.
سلام بر استاد عطار روشن و دوستان خوبم
هر چقدر من بیشتر با عملکرد ذهن آشنا بشم بهتر از اون میتونم استفاده کنم .ذهن من چیزی رو فراموش نمیکنه حتی خاطرات چند سال پیش من رو با کمی فکر کردن میتونه به یاد بیاره پس این فکر اشتباه رو بریزید بیرون که میگید من میخوام این چیز رو فراموش کنم .
پس هر چیز یا هر فکر اشتباهی که نتیجه اش رو دوست نداری نمیتونی فراموش کنی اما میتونی افکار جدید داشته باشی تا نتایج جدید ببینی پس در مورد موضوع لاغری من هم در گذشته بارها میگفتم و هنوز اطرافیانم میگن که من میخوام چاقیم رو از بین ببرم تا از شر اون خلاص بشم یا اینکه من تصمیم گرفتم کم بخورم و یا عادتهام رو از بین ببرم و تغییر بدم که تمام این حرفها اشتباه هست ما فقط باید عادت جدید ایجاد کنیم برای همین از اول چالش ما میگیم کاری به عادتمون نداریم فقط میخواییم یه عادت جدید و یا انتخاب جدیدی داشته باشیم پس بارها در چالش گفتیم من اون عادت قبلی رو کاری ندارم چون برام خوب بوده و بهم لذت داده پس من فقط میخوام یه عادت جدید داشته باشم مثلا من وقتی غذایی خوشمزه بود و یا بهش علاقه داشتم و یا دوستش داشتم بیشتر ازنیازم میخوردم یعنی وقتی سیر هم میشدم بازم چند قاشق اضافه تر میخوردم اما حالا دارم با ایجاد یک تغییر کوچیک در عادتم کم کم عادتهای جدیدی پیدا کنم و اون تغییر برای من این هست بعد از سیری لقمه های اضافه رو کوچیک تر از همیشه بردارم در حد کوچیک اضافه خوری داشته باشم تا خیالم راحت باشه هیچ قصد نخوردن. و محدودیتی و قحطی در کار نیست .ذهن من هوشمند هست و نمیشه اون رو گول زد پس با ایجاد یه تغییر کوچیک در عادتم به زندگیم ادامه میدم و کم کم این تغییرات رو بزرگ و بزرگ تر میکنم تا عادت جدید در من به وجود بیاد که وقتی سیرم نیازی نیست اضافه بخورم و غذا رو به موقع رها کنم و بگم همیشه غذا هست هر وقت نیاز داشتم دوباره میام میخورم
تنها دلیل حال بد ما تمرکز بر آنچه هست که ما نداریم یعنی ما توجه به نداشته هامون میکنیم و ناراحت میشیم مثلا کسی که یه شغلی داره ممکنه تمام مزایای اون رو و نکات مثبت اون رو در نظر نگیره و توجه خودرو بیاره روی ناخواسته ها ی اون شغل .وحالش بد بشه
پس در بحث لاغری هم ما ممکنه توجه خودمون رو بیاریم روی اون لاغری که در وجود ما نیست و حالمون بد بشه اگر میخواییم لاغر بشی باید به لاغری به عنوان یک چیز دست یافتنی فکر کنی و از چاقی خودت حالت بد نشه چون با این کار چاقی رو تقویت میکنیم. و در وجود ما نهادینه میشه .
من تصمیم گرفتم لاغر بشم و کاری به چاقی ندارم مثل اینکه تا حالا داشتم با ماشینم به سمت شیراز میرفتم و اما حالا دارم با ماشینم به سمت تهران حرکت میکنم .
پس از امروز من خودم رو یک فرد موفقی میدونم که تا حدودی زیادی در باند لاغری حرکت کردم و نزدیک مقصد هستم پس من هیچ تمایلی به حرکت در باند چاقی ندارم
.به کمک این آموزشها با ماشین ذهنم دارم به سمت لاغری ایده الم حرکت میکنم .مثلا
من در موقع سیری به اندازه نیازم از هر مواد غذایی مصرف میکنم همین دیروز من چند جا عید دیدنی بودم ولی هرگز بیشتر از نیازم آجیل و شیرینی نخوردم اول اینکه بعضی جاها که ازمزه ی آجیل ها و یا شکلاتها که خوشم نیاد که اصلا بر نمیدارم در حد یک دونه یا دو دونه که بخورم دیگه ادامه نمیدهم و خیلی جاها چون علاقه ای به شکلات و شیرینی ندارم اصلا برنمیدارم .
و ,یا اینکه امروز صبح چون سیر بودم صبحانه نخوردم تا موقع ناهار که گرسنه شدم اون وقت یه مقدار غذا به اندازه نیازم خوردم و لذت بردم و در کل بسیار مسلط بر رفتارهای غذایی خودم. دارم حرکت میکنم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز خسته نباشید
من این ۳روز رو مهمون زیادی داشتم واسه همین نتونستم چیزی بنویسم،
اما در مسیر موندم و سعی کردم این مطلب روز یازدهم رو هر روز گوش بدم و الان خوب یاد گرفتم .
به این نتیجه رسیدم که ذهن چیزی رو فراموش نمیکنه،فقط ما باید به موضوعاتی که توجه کردن به اون رو مناسب حالمون نمیدونیم کم کنیم تا خیلی کمرنگ بشه و در عوض اون تصویر و مطلبی که حالمون باهاش عالیه(لاغری ) رو پررنگ کنیم و بیشتر بهش فکر کنیم.
لاغری رو برای خودمون کاملا دست یافتنی بدونیم، و احساس کنیم که لاغر و متناسبیم،
هر روز به عادتها و رفتارهای افراد لاغر دقت کنیم و اونهارو عادت و رفتار خودمون کنیم.
قسمتی از ذهنمون از این به بعد متعلق به افکار لاغر کننده است و کاری به اون گوشه که افکار چاق کننده در اونه ندارم و بهش فکر نمیکنیم .
با آرزوی موفقیت همه ما در این مسیر باارزش
امیدوارم سال جدید (سال ۱۴۰۱)سالی پر از انرژی مثبت ، شادی ، سلامتی و امید بیشتر به زندگی برای همه ی انسانها باشه واونهایی که از خدا دورند و این نداشتن ایمان باعث عدم آرامش خودشون و دیگران شده ،هدایت بشن . امیدوارم همه ی ما به نوعی زندگی کنیم که خدا دوست داره.
استاد عزیز ممنونم
با سلام خدمت ایتاد عزیز و سایر دوستان . من امروز یاد گرفتم که بر روی عملکرد ذهن توجه بیشتری کرده و به طور آگاهانه مراقب ورودی های ان باشم در تمام امور زندگی مانند تناسب اندام و تندرستی و سلامتی و موفقیت و…..مسئول خودم هستم پس با اقتدار ک با کمک و یاری خداوند و اسناد عزیز این مسیر را ادامه داده و ورودیهای ذهنم را در هر زمینه ای از زندگی اصلاح میکنم و همچنین منفی باف را از حودم دور کرده و به تایج عالی دست یافته و شگفتی ساز شوم
سلام به استاد عزیز و همراهان عزیز اینجا
چندروز پیش یه نفر از محدود کسانی کع در مورد این دوره میدونند به من گفت به نظرت اگه استاد لاغریت با تو تکی کار میکرد نتیجه بهتری نمیگرفتس تا اینجوری یه پکیج برای همه و من جواب قاطعم و چیزی که درلحظه به نظرم رسید نه بود و خب خوشحالم چون احساس میکنم که مسئولیت وضعیتی که الان توش هستم رو پذیرفتم و مسئولیت تغییرش رو هم فقط برعهده ی خودم مسدونم نه نحوه ی ارائه ی اموزش لاغری
و اینکه اینجا واقعا سرزمین لاغرهاست ، بخش بزرگی از اموزشی که یادمیگیرم از توندن نظرات و نظر گذاشتن و تعاملیه که با دوستان عزیز داخل سایت دارم و این که افرادی نظراتم را میخونن یا من نظر بقیه را میخونم و هرازگاهی برای کسی کامنت میزارم یا برعکس بهم خیلی خیلی انرژی میده من این سرزمین لاغرها رو که به تازگی برای زندگی انتخاب کرده ام رو خیلی دوست دارم و از خدای متعال بابت هدایتم به این سرزمین ایده ال واقعا ممنونم
و خب بریم سراغ موضوع جلسه امروز اینکه ما نباید توقع داشته باشیم که فرمولهای چلقی که اینا همه سال با ما زندگی کردند پاک شن نه تنها فرمولها و خاطردت چاقی بلکه هیچ میزی قرار نیست از ذهن ما پاک بشه و فقط ممکنه کم اهمیت بشه و این پررنگ شدنش و کم رنگ شدنش دست ماعه
مثلا من بعضی مواقع تک تک جملاا افرادی کا دوستشون دارم را با جزئیات زیاد یادنه ولی نرفی کا مثلا با منشی دکتر میزنم اصلا یادم نمیمونه و خب این بخاطر علاقه و توجه و مهم بودن اون شخص و اون حرفا تو ذهنمه منهیچ احساسی به منشی دکتر ندارم حرفهایی که باهاش میزنم هم مهم نیستند بخاطر همین کمرنگ میشن و خب برخورد ما با اون چیزهایی که در ذهنمون هست خیلی مهمه گفتگوی من با منشی و گفتگوم با اشخاص موردعلاقم هردو در ذهنم هستند اما به قول معروف این کجا و ان کجا
درمورد اعکار لاغر کننده و جلق کننده هم همینطوره خاطرات چاقی و فرمولهاش در ذهن ما برای همیشه میمونه اما اینکه ما همیشه با عشق و علاقه و توجه زیاد پررنگ نگهشون داریم یا برامون بی اهمیت باشن و بهشون توجه نکنیم تا کمرنگ شن مهمه
ما باورهای لاغری و فرمولهای لاغری را داریم وارد مغزمون میکنیم و نحوه ی برخوردمون باهاشون باید سرشار از عشق و دوستی و ایمان باشه نه سرشار از ترس و نتیجه گرایی باید همواره بهشون توجه کنیم نه اینکه مثل یه مدت من فقط بیایم فایل گوش کنیم و بریم فقط برای اینکه فایلهارو گوش کرده باشیم مااا باید به فرمولهای مدیدی که در رابطه با لاغری وارد ذهنمون میکنیم توجه کنیگ و بهشون عشق بدسم تا پررنگ شن
تا با فرمولهای چاقی فاصله پیدا کنن و گل الودگی فرمولهای چاقی زلالی این اگاهی های جدید را بهمنزنه و اینکار با توجه زیاد به لاغری و حداقل کردن توجه به چاقی امکان پذیره
ما یه زمانی یه مسیری را حرکت کردیم و به یه مقصدس رسیدیم خب اینو کا میپذیریم اما تالا یه مقصد و مسیر دینه انتخاب کردیم این دوتا مسیر هیچ ارتباطی باهم ندارند مسیر قبلی ما توی همون قبلا جا مونده دیگه دسکه تموم شده من ایمان دارم که لاغر میشم چون کاملا در مسیر لاغری هستم و هدفمم کاملا مشخصه و همچنین علائم راهنمایی خیلی خوبی هم برای به سمت هدف حرکت کردن دارم فقط باید ادامه بدم اون فرمولهای قبلی ایچ تاثیری رو این جدیدا نداره
مثلا من که فارسی یاد گرفتم توی بچگی و بعد توی نوجونی انگلیسی یاد گرفتم ایا از این که ترسیدم کا نکنه چون فارسی بلدم انگلیسی یاد نگیرم نه نترسیدن چون حتی با اینکه درکلیت جفتشون صحبت کردن و نوشتن به یه زبان مشخص بود ولی انقدرررر جاهایشون باهم فررررق داشت تا هیپکدوم از افرادی که دوزبانه هستند مطمعنم این فکررو نکردند یا قطعا افرادی ته دوتا ساز ببندند نمیترسن ساز دوم را یاد نگیرن مون ساز اول رو بلد هستند یادگیری ساز اول با یادگیری ساز دوم از هم جداعن و خب یادگیری چاقی و یادگیری لاغری هم کاااملا جداعن قرار نیست بخاطر اسنکه چاقی رو بلدیم بترسیم که لاغری را یادنگیریم ترسیدن از یادنگرفتن لاغری یا ترس از تاثیر داشتن چاقی بر اموزشهای لاغری به اندازه ترس از یاد نگرفتن انگلیسی و ترس از تاثیر داشتن فارسی برای یادنگرفتن انگلیسی مسخرست
من در مسیز یادگیری هستم و بابتش خداروشکر میکنم
از خودم هم که چندوقته دارم با استمرار و همراه عشق و با اشتیاق بیشتر دوره را ادامه میوم تشکر میکنم
از استاد و تمامی کسانی که شهروند این سایت هشتند هم ممنونم
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام براستاد عزیز ودوستان همراهم
وقتی وارد این فایل شدم و توضیحات متن رو خوندم وفایل رو گوش دادم . نمیدونم با اینکه این موضوع برام کاملا بدیهی بود اما چندبار خوندم وگوش دادم .
آخه اینها رو که استاد در دوره ۱۲ قدم و ۱۰۰ گام گفته پس چرا دوباره روش تاکید داره.
وبا اینکه برام بدیهی بود اما یه چیز منو استاپ داد ونذاشت از این فایل ۱۰ دقیقه ای ومتن بگذرم .
تا اینکه دیشب متوجه شدم من عمق مطلب رو درک نکردم .
من همش دیدم اینطوری بود که یه ناخواسته مثلا چاقی یا فقر یا روابط نامطلوب یا بیماری در زندگیم دارم بهش کاملا بی توجه باشم کافیه .
واین رو از اساتید موفقیت بارها میشنیدم و مرتب نزدیک به چند سال در زندگیم پیاده میکردم اوضاع یه کم بهتر میشد ولی تاثیر تکون دهنده نداشت .
خدایا کجای کارم اشتباست . من که قانون جهانت رو میدونم عمل میکنم چرا نتیجه نمیگیرم .
ولی دیشب وقتی فهمیدم که چاقی مثل یه ساختمانی میمانه که من با گذاشتن آجر به آجر توجهات اشتباه اون رو در ذهنم ساختم وهنوز هم جا داره هم بناش بزرگتر وبزرگتر باشه .
حالا من طبق دستورالعمل سیستم جهان توجهاتم رو به چاقی که میشه همون مصالح ساختمان چاقی قطع کردم خوب چی میمونه یه ساختمون نیمه کاره چاقی.
چرا من انتظار داشتم از یه ساختمان نیمه کاره چاقی ساختمون لاغری بیاد بیرون .
مگه من مصالح ساختمون لاغری رو با توجهاتم وآگاهیهای لاغری به ذهنم دادم که میخاستم ساختمان لاغری داشته باشم .
اینجا بود که به خودم اومدم وفهمیدم چرا در انجام مستمر وپایبندی به اصول قانون جذب چرا موفقیتی نداشتم .
بله دوستانم اکنون متوجه شدم اگه میخام بیماریم یا فقر و… رو مداوا کنم بایستی
اولا توجهاتم رو از روی بیماری و فقر و…بردارم .
دوما آگاهیهای ام رو روی سلامتی و ثروت و… بزارم با تمرینات مکرر .
حالا این تمرینات به نظرم نباید یک روز درمیان باشه .
بلکه بایستی مستمر باشه .
وتمرینی که خودم میخام ساختمان ثروت و سلامتی و … رو بنا کنم کسب آگاهی ونوشتن هست . نوشتن زیاد و هر روزه درمورد ثروت .سلامتی . روابط خوب و…هست .
اگرچه این دوره درمورد تناسب اندام هست وبرای تناسب اندام خوبه .
ولی برای هرقسمت از چالش های زندگیمون هم این آگاهیها رو مرتب به ذهنمون بدیم درعین حال که ساختمان نیمه کاره فقر و بیماری و… رو متوقف کردیم با تغییر کانون توجهاتمون.
دیشب فایل رو گوش دادم و یهو وقتی متوجه اشتباهم از سیستم جهان شدم خاستم این آگاهیها روبه اشتراک بزارم اما یه جورایی تنبلی کردن .
ولی امروز صبح تصمیم گرفتم این آگاهیم رو منتشر کنم تا از این بیشتر دوباره بهم برگشت داده بشه .
هرچی در زندگیمون داریم زمانی که به اون چرخه حیات بدیم بیشتر میشه وبهمون برمیگرده اما اگه حبسش کنیم دیگه رشدی نداره ومیگنده.
یه کامپیوتر داشتیم که نزدیک به چندسال ازش استفاده نمیکردیم الان اصلا روشن نمیشه .
ونمونه هاش یخچال یا تلویزیون خونه یه دوسه سال روشن نکنیم چه اتفاقی میافته خوب معلومه یا کارنمیکنه یا درست کار نمیکنه .
یا زمانی که چند دانه لوبیا داریم نمیکاریمش همون طور میمونه . ولی اگه بکاریمش چندین برابر میشه .
حس خوبی داشتم خاستم باهاتون به اشتراک بزارم امیدوارم مفید باشه.
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی
چالش و روز ۱۱ آگاهی از عملکرد ذهن
همیشه من وقتی وسیله ای می گیرم دفترچه اش رو نگاه می کنم مثلا میگه باید شارژ بشه یا به آب وصل بشه در این مکان باشه شسته بشه یا نه با چی ؟ و تقریبا در همه موارد نمیرسم چرا من باید گوشی رو بزنم به شارژ کولر رو بزنم به آب
چون مطمئنم از سازنده اش مخترع اون وسیله که میدونه چه کاری برا اون بهتره
حالا این ذهن قدرتمندی هم که خدا به ما داده یک ابزار قوی است که باید طرز کارش رو بدونیم تا بتونیم استفاده درست کنیم در جهت پیشرفت خودمون
همه اتفاقاتی که در زندگی ام می افته مسئولش خودم هستم
من مسئوول چاقی ام هستم
مسئوول وضعیت اقتصادی ام هستم
من مسئوول روابط با دخترام هستم
من مسئوول رابطه با همسرم هستم
من مسئوول زندگی خودم هستم
همین طور که با این ذهنم این شرایط رو درست کردم با همین ذهن می خوام شرایطم رو درست کنم
چطور ؟؟؟؟
با یادگیری لاغری
با جمع آوری اطلاعات برای لاغر شدن
با اشتیاق داشتن در این مسیر
هر روز پرونده ام رو کامل تر کنم تا پرونده ام کامل شه بفرستن برا اجرا
اجرای عملیات متناسب شدن …..
و الان روند متناسب شدنم شروع شده پی ریزی ها انجام شده
مهندس اجرایی اش خودم هستم
آرامش ام بیشتر شده
روند چاقی متوقف شده
لاغر شدن آروم آروم شروع شده
و این مسیر رو ادامه میدم تا ساختمان اصلی ام تکمیل بشه