🧠 تا حالا شده بشینی یه دفترچه راهنمای وسایل خونه رو بخونی و با خودت بگی: «وای! کاش زودتر میدونستم این چجوری کار میکنه!»؟ حالا تصور کن یه دفترچه راهنما برای ذهنت وجود داشت 😮📘
📍 این جلسه ادامه گام دهم (انتخاب لاغری در زندگی) است.
اگه ما همونطور که تلویزیون یا گوشیمون رو میشناسیم، شناخت ذهن برای لاغری رو بلد بودیم، مسیرمون برای کاهش وزن خیلی راحتتر و لذتبخشتر میشد ✨💪
در این جلسه میآموزیم:
تا وقتی نمیدونی ذهنت چطوری برنامهریزی شده،
هرچقدر هم تلاش کنی برای لاغری، مثل رانندگی با ترمزدستیه 😅🚗
تو این مقاله با هم میریم سراغ کشف یکی از مهمترین ابزارهای درونیمون: ذهن!
ذهنی که نه چیزی رو فراموش میکنه، نه چیزی رو بیدلیل تکرار میکنه! ♾️🌀
آمادهای دفترچه راهنمای ذهنتو ورق بزنی؟ بزن بریم… 🧭🧘♀️

🎯 شناخت ذهن برای لاغری
هممون وقتی یه وسیله جدید میخریم، اولین کاری که میکنیم اینه که بریم سراغ دفترچه راهنماش، درسته؟ 📦📖
چون میدونیم اگه درست ازش استفاده نکنیم، یا خراب میشه یا اصلاً کار نمیکنه! مثلاً اگه بلد نباشی تنظیمات یه ماشین لباسشویی رو انجام بدی، ممکنه لباسها خراب بشن یا دستگاه بسوزه!
حالا یه لحظه فکر کن…
ما سالهاست داریم با یه وسیله فوقالعاده پیچیده و در عین حال قدرتمند زندگی میکنیم؛ چیزی که تمام تصمیمها، احساسات و حتی عادتهای غذاییمون رو کنترل میکنه.
بله! ذهنمون. 😮🧠
اما تا حالا چند نفرمون واقعاً دفترچه راهنمای ذهنمون رو باز کردیم؟
چند نفرمون بلدیم ذهنمون چطور برنامهریزی میشه، چطور اطلاعات رو ذخیره میکنه یا چطور باورها رو شکل میده؟ 📘🧠
اینجاست که شناخت ذهن برای لاغری مثل یه چراغ توی تاریکی عمل میکنه.
وقتی ندونی ذهن چطوری کار میکنه، هر بار که تلاش میکنی لاغر شی، انگار چشمبسته داری از یه راه صعبالعبور بالا میری.
اما وقتی این شناخت رو بهدست بیاری، تازه میفهمی چرا قبلاً شکست خوردی، چرا ارادهت جواب نداد، چرا دوباره برگشتی به عادتهای قبلی.
من سالها فکر میکردم دلیل چاقیم پدر و مادرم هستن، دلیل وضع اقتصادیم دولت بوده، دلیل روابط بد، همسرم…
اما یه روز بالاخره نشستم و با خودم صادق شدم. 🎯
🌪️ اون لحظهای که فهمیدم ذهن خودمه که همه اینها رو ساخته، هم ترسیدم، هم آزاد شدم.
قبول کردنش خیلی سخت بود…
سخته که بفهمی این همه سال شاید اشتباه فکر کردی، اشتباه رفتار کردی، و اشتباه تکرار کردی.
ولی همین پذیرش، شد نقطهی عطف زندگی من. 🌅
از اون لحظه به بعد، تصمیم گرفتم دفترچه راهنمای ذهنمو ورق بزنم؛ نه برای سرزنش خودم، بلکه برای ساختن یه مسیر جدید.
شناخت ذهن برای لاغری بهم نشون داد که موضوع فقط عدد روی ترازو نیست…
بلکه کنترل احساساته، افکاره، و تصمیمهای کوچیکی که هر روز میگیریم.
مثل انتخاب بین خوردن یه شیرینی با احساس گناه، یا نخوردنش با احساس قدرت 💪🍩🚫
وقتی ذهنتو بشناسی، لاغر شدن دیگه شبیه جنگ با خودت نیست.
شبیه پروژهای میشه که با عشق و آگاهی داری اجراش میکنی، مرحله به مرحله، بدون زور، بدون عجله، بدون اجبار. 🧩💫
شناخت ذهن برای لاغری یعنی اینکه تو خودت رو به عنوان رهبر تغییر در ذهنت بشناسی.
یعنی خودت راه رو انتخاب کنی، نه اینکه همیشه قربانی ناخودآگاهت باشی.
و وقتی این دفترچه راهنما رو بخونی و بهش عمل کنی، نه فقط لاغر میشی، بلکه سبک زندگیت، نگاهت، روابطت و حتی حس درونیت تغییر میکنه… برای همیشه 💖🌱

💡 اگه میخوای این «دفترچه راهنمای ذهن» رو کامل و از پایه یاد بگیری، دوره رایگان ۱۲ گام لاغری با ذهن دقیقاً از همین مفهوم شروع میشه.
✍️ حالا بریم سراغ یکی از عجیبترین ویژگیهای ذهن: اینکه هیچی رو فراموش نمیکنه! در ادامه هم توی گام دوازدهم سراغ «گسترش فرمول ذهنی» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.71 از 42 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام و درود .
من روی تمرین فوق العاده فرمول اضافه کردن عادت به جای تغییر عادت کار کردم . به نظرم خیلی فرمول خوبیه و روی من اثر عالی داشت . البته همه ی فرمولهای شما روی من اثر عالی میزاره و کلا استفاده از هر کدوم از فرمولها باعث میشه من بهتر و بهتر در مسیر لاغری با ذهن حرکت کنم .
ما سه دسته هستیم .
💥چاقهایی که هنوز از وضعیت رفتاری و جسمی خودشون دلزده نشدن و همچنان به چاقی خودشون ادامه میدن . یا یه مدتی رژیم میگیرن جسمشون یکمی میاد پایین و دوباره راه و روش چاقی رو در پیش می گیرن . چون رژیم گرفتن و ورزش کردن براشون سختتر از رفتار بر اساس چاقیه . در نتیجه این انسانها همواره چاقن و با چاقیشون کنار اومدن فقط اعماق وجودشون یه درد از رنج چاقی هست و چون امیدی ندارن که برای متناسب شدنشون راهی باشه ؛ همچنان در مسیر چاقی ادامه میدن و مسیر چاقی رو به وسیله فرمولهای ذهنی که اغلب مربوط به خوردن هستند و یا ترس و نومیدی و نفرت و … هموارتر می کنند .
💥یه دسته از چاقها هستند که به این سایت هدایت شدن ولی هنوز درست یاد نگرفتن و به خاطر عجله ای که دارن مسیر رو رها می کنند .
💥یه دسته از چاقها هستند که کم کم دارن مسیر رو شناسایی می کنند . هر روز گامهای آموزشی رو طی می کنند و هر روز یه نکته ی جدید یاد می گیرن . مسئولیت چاقیشون رو پذیرفتن و فهمیدن خودشون مسئول چاقی خودشون هستند حالا چه آگاهانه چه ناآگاهانه و الانم دارن قدم به قدم یاد میگیرن تا بتونند به همون راحتی که چاق شدن به همون راحتی لاغر بشن .
😍من جزء این دسته هستم .😍
بیشترین عاملی که منو هدایت می کنه سمت لاغر شدن رنج از چاقی و لذت از لاغری آسانه .
من به خاطر فرمولهای ذهنی خودم مسیر خوردن رو برای ذهنم یه مسیر خوشایند کردم .
اما از یه جایی به بعد خوردن برای من لذت و تفریح نبود . پرخوری برای من آزار دهنده شده بود .ترکیب پرخوری و چاقی برام یه ترکیب مهیب و ترسناک بود .
ترس از پرخوری منو به پرخوری بیشتری وامیداشت و من روز به روز بیشتر پرخوری رو بیشتر انتخاب می کردم . عزت نفسم به صفر رسیده بود و روزهای زجر آوری رو سپری می کردم .
من جزء دسته سوم چاقها هستم . چاقی که میخواد لاغری رو به خودش اضافه کنه . چاقی که نمیخواد چاقیش رو تغییر بده . چاقی که میخواد زندگی در لاغری رو تجربه کنه . اینجا هر روز یه نکته یاد گرفتم و در این درس بازم بر (نیروی خودم) تاکید شده بود .
(خود من) در این درسها خیلی نقش دارم . بازیگر اصلی و نقش اول بازی تناسب ( خودم ) هستم .
من بازیگر نقش اول دنیای چاقیم هم بودم ولی نمیدونستم و این نقش رو گردن عوامل دیگه مینداختم .
خودم داشتم نقش چاقی رو بازی می کردم ولی با انداختن مسئولیت به گردن دیگران خودم رو از پذیرش مسئولیت وا میداشتم و به کارم ادامه میدادم .
انگار که وقتی این گناه رو گردن دیگران مینداختم بار سنگین گناه چاقی از من برداشته میشد .
اما اینجا فهمیدم از گناه چاقی توبه کنم و به طریقی دیگه عمل کنم .
بازیگر نقش چاقی و لاغری خودم هستم . سناریوی چاقی و لاغری هر دو توسط خودم نوشته میشه .
خودم کارگردانی می کنم و کلا تهیه کننده نقشم خودم هستم .
میتونم سناریوی زندگیم رو طور دیگه ای بنویسم و طور دیگه ای اجرا کنم .
من فقط میخوام نقش لاغری رو هم بازی کنم .
از نقش لاغری خوشم میاد .
با انگیزه تر هستم . تو زندگی بیشتر هدف دارم .
دلم میخواد یاد بگیرم تا بتونم درست این مسیر رو ترسیم کنم .
ذهن من هیچ نقشی رو فراموش نمی کنه پس در پی فراموش کردن و پاک کردن نقشهای قبلی نباشم .
من فقط با پروژه ی جدیدی قرار داد بستم و وسط کار هم رهاش نمی کنم . پروژه ی جدید من لاغری هست .
من باید تمرین کنم تا این نقش رو خوب ایفا کنم و نقش یک انسان لاغر رو به خودم بگیرم . این سریال از اون سریالهای دنباله دار و طولانیه که مدت زیادی درش هنرنمایی می کنم . چون اونقدر جذاب و راحته که دوست دارم تا آخر عمر ادامش بدم .
این راه بهم جهت میده و البته خودمم که این جهت رو انتخاب می کنم .
در این درس یاد گرفتم به داشته هام توجه کنم .
پروژه لاغری رو ببینم . تمرینش کنم .
استاد کاملا خوب توضیح دادن که برای اینکه بهتر بتونم نقشم رو اجرا کنم از چه فرمولهایی استفاده کنم .
من نقش اول فیلم لاغری خودم هستم .
و قراره مدت زیادی در این نقش زندگی کنم . من این نقش رو انتخاب کردم و هر روز دارم تمریناتی در جهتش انجام میدم .
فیلم خوبی از آب در میاد . فیلمی که هر چی ازش می گذره من بهتر و جذابتر در اون نقشم و بازی می کنم .
عطا پسر چاقی بود که دیگه از زندگی در چاقی خسته شده بود . ذهنش مملو بود از افکار سرزنش کننده . هیچ عزت نفسی نداشت و زندگیش رو ناآگاهانه مدیریت می کرد . تا اینکه یه روز از طریق فردی از فامیل در یک مهمانی که پر از تحقیر بود با سایت تناسب فکری آشنا میشه .
عطا دیگه به ته خط رسیده بود و تصمیم میگیره وارد سایت بشه .
سایت تناسب فکری . در اینجا با دنیای زیبای لاغری آشنا میشه و تصمیم می گیره یکی از نقشهای اصلی رو به عهده بگیره . عطا شاگرد کوچک خانواده تناسب فکری میشه و قدم به قدم با استاد و دوستانش همراه میشه .
عطا هر روز داره یه چیز جدید یاد میگیره . امروز به اینجا رسید که میتونه نقش اول فیلم لاغریش باشه و خودش هم فیلم لاغریشو بنویسه و اجرا کنه و عادات جدیدی به خودش اضافه کنه و تجربه کنه تا ببینه یه انسان لاغر در چه دنیایی زندگی می کنه .
عطا به این داشته ها تمرکز و توجه و تفکر می کنه و فیلم زندگیش رو در لاغری پایه ریزی می کنه . اون در سایت تناسب فکری مینویسه و در زندگیش نقش لاغریش رو ایفا می کنه . عطا پروژه جدیدش رو با لاغری امضا کرده و تعهد بسته تا به بهترین وجه نقش خودشو بازی کنه .
فعلا بازی در نقش چاقی رو کنار میزاره . اونم یه پروژه است و سالها اون رو بازی کرده ولی دیتمزدی که گرفت براش خوشایند نبود . برای همین با اینکه نقشش رو دوست داشت ولی فعلا به خاطر دستمزد کمی که بهش میدن اون پروژه رو تعلیق کرده تا پروژه ی بهتری رو به نمایش بزاره که دستمزدش چند برابر پروژه ی قبلیه . اون پروژه هم هست . فراموش نمیشه و عطا تصمیم نداده اون رو تغییر بده . فقط میخواد یه پروژه ی دیگه رو هم تجربه کنه .
دستمزد این پروژه فوق العادست . اولین دستمزد عزت نفسه . عطا در این پروژه خودشو پیدا کرده و عزت نفسی که سالها خوردش کرد اینجا داره زنده اش می کنه . اینجا به جای تحقیر خودش خودشو تایید می کنه .
حال خوب . انرژی مثبت . مهارت بیشتر . چون این خواست دلشه . وقتی اون زمان که نقش چاقی رو بازی میکرد تا زمانیکه با این دستمزدها همراه بود راهش رو ادامه میداد اما وقتی محصول نهایی فیلم رو دید ؛ متوجه شد که این فیلم اونی نبوده که میخواسته و از نتیجه راضی نبوده . من خودم نقش چاقی رو انتخاب کردم ولی در این راه به دستمزد خوبی نرسیدم . این راه خودمو از من گرفت و من روز به روز اراده ام رو ضعیف و ضعیف تر میدیدم . رخوت و تنبلی و سستی و بی علائقگی رو در خودم ایجاد کردم و حالم رو روز به روز بدتر کردم . البته این نقشا رو هم خوب بازی کردم چون اگه حال بدم نبود هیچ وقت انگیزه پیدا نمی کردم برای اینکه یه نقش بهتری انتخاب کنم .
حال بد در بازی چاقی به من کمک کرد تا بفهمم نقش دیگه ای هم هست که هم نتیجه اش دلخواهمه و هم مسیرش دلپذیرتره .
من عاشق نقش لاغریم شدم و دارم اون رو زندگی می کنم . دیالوگاشو دائم با خودم تکرار می کنم و در فکر و عملم اجرا می کنم .
من اینا رو از مسیر لاغری دارم و میدونم یه روزی نقش من به واقعیت زندگیم تبدیل میشه و به خودم میام میبینم عطای قصه ی ما شده عطای متناسب زندگیش .
من این تمرین رو دیروز فرمولهاش رو پیدا کردم و تجربه اش کردم و احساس کردم دلم میخواد بازم در موردش بنویسم و امروز اینجا سناریوی لاغریم رو نوشتم .
سلام و درود .
چند فرمول در این قسمت بود
فرمول اول : پذیرفتن مسئولیت چاقی .
فرمول دوم : خاصیت فراموش ناپذیری ذهن .
فرمول سوم : توجه به داشته ها
لاغری رو برای خودمون امری قابل دسترس بدونیم .
فرمول چهارم : نگم میخوام عادتم رو تغییر بدم . بگم میخوام عادت جدید اضافه کنم .
این جوری حس نقض عادت قبلی سراغم نمیاد . هیچ کسی از ( ازدست دادن خوشش نمیاد ) .
برای عاداتمونم دقیقا همینه .
یکی از دلیلهایی که من از درون نسبت به لاغری مقاومت دارم دقیقا همین فرموله تا حالا نمیدونستم .
تغییر عادت یعنی قبلی خوب نیست میخوام تغییر کنم .
اما عادت جدید اضافه کردن یعنی اون قبلی هست اونم دارمش از دستش نمیدم ولی عادت جدید رو می خوام اضافه کنم .
میخوام خودمو گسترده کنم .
ذهن ما از بزرگ شدن خوشش میاد . ما میخوایم لاغری رو به چاقیمون اضافه کنیم فقط همین .
پرخوری سرجاش هست ولی من میخوام غیر از پرخوری عادت من این و نخوردم هم اضافه کنم .
من امروز شام نخوردم
خرما نخوردم
نوشابه و دلستر نخوردم .
نان و کوکو سیب زمینی نخوردم .
دلایل نخوردنم هم چون سیر بودم .
خوردن بر اساس گرسنگی و سیری خیلی به من آرامش میده من این رفتار جدید رو به عادت خوردن از روی ولع و نخوردن از روی عذاب وجدان اضافه می کنم .
از ترکیب جدید بیشتر خوشم میاد و دوسش دارم .
هر روز تمرین من اینو نمیخورم رو به عاداتم اضافه می کنم .
چقدر حس خوبی بهش پیدا کردم .
این فرمول ذهنی برای من خیلی دوستداشتنی بود .
من میخوام اضافه کنم . نمیخوام کاهش بدم .
من عادت اینو نمیخورم رو به عادات خودم اضافه می کنم .
مثل بچه ای که میخواد بزرگ بشه . اون عادات جدیدی به خودش اضافه می کنه .
فرمول توجه به داشته ها هم دقیقا همینه . نباید لاغری رو از خودمون جدا بدونیم . ما با انجام تک تک تمرینها باید حس پیوستن به لاغری داشته باشیم و لاغری رو به خودمون اضافه کنیم .
ذهن ما لاغری رو فراموش نمی کنه به محض استفاده از فرمولهاش تمام مسیر لاغری رو به یاد میاره .
من از این فرمول استفاده می کنم و به جای اینکه سعی کنم عودات چاقیم رو از بین ببرم و در حالت جنگ با خودم باشم با خودم و چاقی و پرخوری آشتی کنم و در عین عادات جدیدی به خودم اضافه کنم
من این مسئولیت رو می پذیرم و این منم که دارم عادت جدید ایجاد میکنم .
بسم الله الرحمن الرحیم .
درود .
یکی از مهمترین موضوعاتی که در کسب آگاهی عملکرد ذهن آموختم این بود که: “ذهن ما چیزی را فراموش نمی کند!“.
آگاهی و اطلاعاتی که وارد ذهن می شود قابل پاک شدن نیست.
خب فرمول اصلی این جلسه مون اینه که ذهن چیزی را فراموش نمیکنه . اما تا بی نهایت می تونه چیز جدید یاد بگیره و این ما هستیم که انتخاب می کنیم از کدوم اطلاعات استفاده کنیم .
در این فایل یاد گرفتم که لزومی نداره چاقی رو تغییر بدیم فقط توجهمون رو ببریم سمت یادگیری لاغری و سعی کنیم از فرمولهای لاغری در زندگیمون استفاده کنیم .
امروز بعد از شام بابام داشت یه لیوان چایی میخورد .
من انتخابم این بود که نخورم . دیدم دارم با خودم توی ذهنم می گم عجب چایی خوشرنگی چه بو دارچینی پیچیده برم یه لیوان بریزم بخورم . با همین دوتا فرمول من میرفتم میخوردم .
ولی من انتخاب کردم که دیگه با این افکار کار نداشته باشم گفتم من این چایی رو نمیخورم چون انتخابم نیست .
نمیخورم چون سیرم .
نمیخورم چون نمیخوام .
نمیخورم چون با نخوردنش حالم بهتره .
نمیخورم چون میخوام تمرین کنم .
با دو سه تا فرمول اول دیدم توجهم از چایی برداشته شد و میل من تغییر کرد .
یعنی همون که شما گفتید اشتها وجود نداره . ما با فرمولهای ذهنی انتخاب می کنیم .
مثلا انتخابمون زیاده . یا انتخابمون کمه . انتخابمون به اندازه نیاز بدنه .
آگاهی از این عملکرد ذهن هم منو ترغیب می کنه که با اشتیاق بدون توجه به آموزشهای چاقی ، درسهای لاغر شدن رو یکی یکی بیاموزم و تمرین کنم و ازشون استفاده کنم و وقتی دیگه عادت کنم که از فرمولهای جدید استفاده کنم خب قطعا فرمولهای قبلی دیگه تغذیه نمیشن و آرام آرام از دایره عملکرد من خارج میشن .
من امروزم عالی عمل کردم .
دوهفته است خیلی خوب دارم رفتار میکنم .
گرچه ۳ هفته است وارد سایت شدم ولی تغییرات رفتاری من دو هفته است که آغاز شده . قبل از اون فقط کار روی ذهنم بود و خیلی دقیق نمیدونستم قراره چیکار کنم . اما دوره تغییر عادت به من یاد داد که چه فرمولی رو برای رفتارم به کار ببرم و من در کل در این سه هفته فکر میکنم کم کم ۱۰ مرحله ای که در متن نام بردید داره در من ایجاد میشه .
۱۰ مرحله خیلی برای من جالب بود و سعی میکنم مراحل رو یادداشت کنم که بتونم مطالعه اش کنم .
خب برم سراغ تمرین امروزم .
من صبحانه نخوردم .
من ناهار نخوردم .
من ۸ تا خرما نخوردم .
من ۶ تا انجیر خشک نخوردم .
من بادام نخوردم .
یه کاسه تخمه نخوردم .
هر چی که دیدم رو نخوردم .
دو سوم نارنگی نخوردم .
سمنو خونه خودمون نخوردم .
نوشابه نخوردم .
یه سیخ کباب اضافه نخوردم .
زیادی برنج نخوردم .
حرص نخوردم .
غم و غصه نخوردم .
بادوم نخوردم .
اضافه کشمش نخوردم .
بعد از شام دیگه چیزی نخوردم .
الانم سیرم ولی نه در حد خفگی و حال بد .
حالم عالیه . با زبان بدنم خوردم و با زبان بدنمسیر شدم و به خوردن ادامه ندادم .
نخوردم چوم بدنم درخواست نکرده بود .