🧠 تا حالا شده بشینی یه دفترچه راهنمای وسایل خونه رو بخونی و با خودت بگی: «وای! کاش زودتر میدونستم این چجوری کار میکنه!»؟ حالا تصور کن یه دفترچه راهنما برای ذهنت وجود داشت 😮📘
📍 این جلسه ادامه گام دهم (انتخاب لاغری در زندگی) است.
اگه ما همونطور که تلویزیون یا گوشیمون رو میشناسیم، شناخت ذهن برای لاغری رو بلد بودیم، مسیرمون برای کاهش وزن خیلی راحتتر و لذتبخشتر میشد ✨💪
در این جلسه میآموزیم:
تا وقتی نمیدونی ذهنت چطوری برنامهریزی شده،
هرچقدر هم تلاش کنی برای لاغری، مثل رانندگی با ترمزدستیه 😅🚗
تو این مقاله با هم میریم سراغ کشف یکی از مهمترین ابزارهای درونیمون: ذهن!
ذهنی که نه چیزی رو فراموش میکنه، نه چیزی رو بیدلیل تکرار میکنه! ♾️🌀
آمادهای دفترچه راهنمای ذهنتو ورق بزنی؟ بزن بریم… 🧭🧘♀️

🎯 شناخت ذهن برای لاغری
هممون وقتی یه وسیله جدید میخریم، اولین کاری که میکنیم اینه که بریم سراغ دفترچه راهنماش، درسته؟ 📦📖
چون میدونیم اگه درست ازش استفاده نکنیم، یا خراب میشه یا اصلاً کار نمیکنه! مثلاً اگه بلد نباشی تنظیمات یه ماشین لباسشویی رو انجام بدی، ممکنه لباسها خراب بشن یا دستگاه بسوزه!
حالا یه لحظه فکر کن…
ما سالهاست داریم با یه وسیله فوقالعاده پیچیده و در عین حال قدرتمند زندگی میکنیم؛ چیزی که تمام تصمیمها، احساسات و حتی عادتهای غذاییمون رو کنترل میکنه.
بله! ذهنمون. 😮🧠
اما تا حالا چند نفرمون واقعاً دفترچه راهنمای ذهنمون رو باز کردیم؟
چند نفرمون بلدیم ذهنمون چطور برنامهریزی میشه، چطور اطلاعات رو ذخیره میکنه یا چطور باورها رو شکل میده؟ 📘🧠
اینجاست که شناخت ذهن برای لاغری مثل یه چراغ توی تاریکی عمل میکنه.
وقتی ندونی ذهن چطوری کار میکنه، هر بار که تلاش میکنی لاغر شی، انگار چشمبسته داری از یه راه صعبالعبور بالا میری.
اما وقتی این شناخت رو بهدست بیاری، تازه میفهمی چرا قبلاً شکست خوردی، چرا ارادهت جواب نداد، چرا دوباره برگشتی به عادتهای قبلی.
من سالها فکر میکردم دلیل چاقیم پدر و مادرم هستن، دلیل وضع اقتصادیم دولت بوده، دلیل روابط بد، همسرم…
اما یه روز بالاخره نشستم و با خودم صادق شدم. 🎯
🌪️ اون لحظهای که فهمیدم ذهن خودمه که همه اینها رو ساخته، هم ترسیدم، هم آزاد شدم.
قبول کردنش خیلی سخت بود…
سخته که بفهمی این همه سال شاید اشتباه فکر کردی، اشتباه رفتار کردی، و اشتباه تکرار کردی.
ولی همین پذیرش، شد نقطهی عطف زندگی من. 🌅
از اون لحظه به بعد، تصمیم گرفتم دفترچه راهنمای ذهنمو ورق بزنم؛ نه برای سرزنش خودم، بلکه برای ساختن یه مسیر جدید.
شناخت ذهن برای لاغری بهم نشون داد که موضوع فقط عدد روی ترازو نیست…
بلکه کنترل احساساته، افکاره، و تصمیمهای کوچیکی که هر روز میگیریم.
مثل انتخاب بین خوردن یه شیرینی با احساس گناه، یا نخوردنش با احساس قدرت 💪🍩🚫
وقتی ذهنتو بشناسی، لاغر شدن دیگه شبیه جنگ با خودت نیست.
شبیه پروژهای میشه که با عشق و آگاهی داری اجراش میکنی، مرحله به مرحله، بدون زور، بدون عجله، بدون اجبار. 🧩💫
شناخت ذهن برای لاغری یعنی اینکه تو خودت رو به عنوان رهبر تغییر در ذهنت بشناسی.
یعنی خودت راه رو انتخاب کنی، نه اینکه همیشه قربانی ناخودآگاهت باشی.
و وقتی این دفترچه راهنما رو بخونی و بهش عمل کنی، نه فقط لاغر میشی، بلکه سبک زندگیت، نگاهت، روابطت و حتی حس درونیت تغییر میکنه… برای همیشه 💖🌱

💡 اگه میخوای این «دفترچه راهنمای ذهن» رو کامل و از پایه یاد بگیری، دوره رایگان ۱۲ گام لاغری با ذهن دقیقاً از همین مفهوم شروع میشه.
✍️ حالا بریم سراغ یکی از عجیبترین ویژگیهای ذهن: اینکه هیچی رو فراموش نمیکنه! در ادامه هم توی گام دوازدهم سراغ «گسترش فرمول ذهنی» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.71 از 42 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام و درود
من میخوام روند تناسب اندامم رو بهبود بدم با این اگاهی های جدید که دارم پیدا میکنم .و با هر بار تکرار بیشتر درمورد اونها فکر میکنم قطعا راحت تر به تناسب اندام میرسم
باید آگاه باشم ذهن من هیچ چیز رو فراموش نمیکنه مثلا اگر در زندگی من سالها پیش یه موضوعی بوده که فراموشش کردم اما حالا با فکر کردن به اون میتونم اون موضوع رو هر چند قدیمی به خاطر بیارم پس معلوم میشه در ذهن ما هیچ چیز از بین نمیره و فراموش نمیشه فقط اون موضوع کمرنگ یا پر رنگ میشه .
پس این اشتباه هست که من میخوام قضیه ای رو فراموش کنم فقط بگو میخوام این قضیه رو بهبود بدم .
پس نگو من میخوام چاقیم و یا عادتهام رو تغییر بدم بگو من میخوام انتخاب جدید و عادت جدید داشته باشم و بگو من کاری به انتخابهای گذشته ندارم اونها در گدشته خوب بودن اما حالا دیگه میخوام انتخابهای جدید داشته باشم پس کاری به گدشته ی خودتون نداشته باشین مثلا باید بگم من سالها از،یک برند خوراکی استفاده کردم اما چون دیگه نتیجه اش رو دوست ندارم استفاده نمیکنم و یک برند دیگه ی خوراکی رو انتخاب میکنم که نتیجه اش خوب باشه یا اینکه باید بگم من سالها از یک دیزاین برای خونه استفاده کردم اما چون نتیجه اش رو دوست ندارم یک دیزاین جدید دیگه انتخاب میکنم که نتیجه اش خوب باشه .
پس کاری به انتخاب های قبلی ندارم و من یک انتخاب جدید برای خودم پیدا میکنم یعنی من نباید بگم میخوام گدشته و فکرهای گذشته رو تغییر بدم باید بگم من فکر جدید به وجود می آورم .
خاطرات ذهنی گذشته اگر ما رو یه سمت کمبودها و مشکلات میبره به خاطر عیب و نقص،درراونها نیست به خاطر نگرش نادرست ما به اون قضیه هست .چون ما باید به جنبه ی خوب و مثبت هر قصیه هر چند که تلخ باشه نگاه کنیم .
من باید به لاغری طوری نگاه کنم که حالم بد نشه و از داشتن اون ناامید بشم من باید به اون به عنوان چیز دست یافتنی توجه کنم .
من باید این فکر رو داشته باشم که من تصمیم گرفتم لاغر بشم و کاری به چافی ندارم و بگو من در مسیر دیگه جدا از چاقی هستم پس باید سعی کنیم ما خودمون رو فرد متناسب بدونیم که در مسیر تناسب داریم حرکت میکنم و اینطور خود به خود تغییر میکنم .یعنی باید بگم تا حالا هر رفتار و شخصیتی داشتم مهم نیست و کاری بهش،ندارم از این به بعد میخوام انتخابهای جدید و رفتار و عادتهای جدید داشته باشم تا نتایج جدید هم برای من به وجود بیاره مثلا من تا حالا دوست داشتم با خیلی از غداها نون بخورم اما از این به بعد حس میکنم این غذا احتیاج به نون نداره پس نمیخورم یعنی یه راه جدید با نتیجه ی جدید دارم .
یا اینکه من تا حالا دوست داشتم هر غدایی به هر مدلی بخورم اما مدتها هست به دنبال غداهای با کیفیت هستم و هر چیزی رو نمیخورم پس یه راه جدید با نتیجه ی جدید دارم .
یا اینکه من تا حالا دوست داشتم هر وقت عدایی رو در منزل مادرم دیدم فوری بخورم یا هر زمانی در هر مکانی غذایی رو دیدم بدون فکر بخورم اما از این به بعد به نیاز جسمم نگاه میکنم و هر جا سیر بودم دیگه اون رو نمیخورم و اگر گرسنه بودم اون رو میخورم .و ….
سلام بر استاد عطار روشن و دوستان خوبم
هر چقدر من بیشتر با عملکرد ذهن آشنا بشم بهتر از اون میتونم استفاده کنم .ذهن من چیزی رو فراموش نمیکنه حتی خاطرات چند سال پیش من رو با کمی فکر کردن میتونه به یاد بیاره پس این فکر اشتباه رو بریزید بیرون که میگید من میخوام این چیز رو فراموش کنم .
پس هر چیز یا هر فکر اشتباهی که نتیجه اش رو دوست نداری نمیتونی فراموش کنی اما میتونی افکار جدید داشته باشی تا نتایج جدید ببینی پس در مورد موضوع لاغری من هم در گذشته بارها میگفتم و هنوز اطرافیانم میگن که من میخوام چاقیم رو از بین ببرم تا از شر اون خلاص بشم یا اینکه من تصمیم گرفتم کم بخورم و یا عادتهام رو از بین ببرم و تغییر بدم که تمام این حرفها اشتباه هست ما فقط باید عادت جدید ایجاد کنیم برای همین از اول چالش ما میگیم کاری به عادتمون نداریم فقط میخواییم یه عادت جدید و یا انتخاب جدیدی داشته باشیم پس بارها در چالش گفتیم من اون عادت قبلی رو کاری ندارم چون برام خوب بوده و بهم لذت داده پس من فقط میخوام یه عادت جدید داشته باشم مثلا من وقتی غذایی خوشمزه بود و یا بهش علاقه داشتم و یا دوستش داشتم بیشتر ازنیازم میخوردم یعنی وقتی سیر هم میشدم بازم چند قاشق اضافه تر میخوردم اما حالا دارم با ایجاد یک تغییر کوچیک در عادتم کم کم عادتهای جدیدی پیدا کنم و اون تغییر برای من این هست بعد از سیری لقمه های اضافه رو کوچیک تر از همیشه بردارم در حد کوچیک اضافه خوری داشته باشم تا خیالم راحت باشه هیچ قصد نخوردن. و محدودیتی و قحطی در کار نیست .ذهن من هوشمند هست و نمیشه اون رو گول زد پس با ایجاد یه تغییر کوچیک در عادتم به زندگیم ادامه میدم و کم کم این تغییرات رو بزرگ و بزرگ تر میکنم تا عادت جدید در من به وجود بیاد که وقتی سیرم نیازی نیست اضافه بخورم و غذا رو به موقع رها کنم و بگم همیشه غذا هست هر وقت نیاز داشتم دوباره میام میخورم
تنها دلیل حال بد ما تمرکز بر آنچه هست که ما نداریم یعنی ما توجه به نداشته هامون میکنیم و ناراحت میشیم مثلا کسی که یه شغلی داره ممکنه تمام مزایای اون رو و نکات مثبت اون رو در نظر نگیره و توجه خودرو بیاره روی ناخواسته ها ی اون شغل .وحالش بد بشه
پس در بحث لاغری هم ما ممکنه توجه خودمون رو بیاریم روی اون لاغری که در وجود ما نیست و حالمون بد بشه اگر میخواییم لاغر بشی باید به لاغری به عنوان یک چیز دست یافتنی فکر کنی و از چاقی خودت حالت بد نشه چون با این کار چاقی رو تقویت میکنیم. و در وجود ما نهادینه میشه .
من تصمیم گرفتم لاغر بشم و کاری به چاقی ندارم مثل اینکه تا حالا داشتم با ماشینم به سمت شیراز میرفتم و اما حالا دارم با ماشینم به سمت تهران حرکت میکنم .
پس از امروز من خودم رو یک فرد موفقی میدونم که تا حدودی زیادی در باند لاغری حرکت کردم و نزدیک مقصد هستم پس من هیچ تمایلی به حرکت در باند چاقی ندارم
.به کمک این آموزشها با ماشین ذهنم دارم به سمت لاغری ایده الم حرکت میکنم .مثلا
من در موقع سیری به اندازه نیازم از هر مواد غذایی مصرف میکنم همین دیروز من چند جا عید دیدنی بودم ولی هرگز بیشتر از نیازم آجیل و شیرینی نخوردم اول اینکه بعضی جاها که ازمزه ی آجیل ها و یا شکلاتها که خوشم نیاد که اصلا بر نمیدارم در حد یک دونه یا دو دونه که بخورم دیگه ادامه نمیدهم و خیلی جاها چون علاقه ای به شکلات و شیرینی ندارم اصلا برنمیدارم .
و ,یا اینکه امروز صبح چون سیر بودم صبحانه نخوردم تا موقع ناهار که گرسنه شدم اون وقت یه مقدار غذا به اندازه نیازم خوردم و لذت بردم و در کل بسیار مسلط بر رفتارهای غذایی خودم. دارم حرکت میکنم
هر چقدر بیشتر در مورد عملکرد ذهن آشنا باشید بهتر و تاثیر گذار تر از اون استفاده میکنید .
ذهن ما چیزی رو فراموش نمیکنه پس میتونید مثال بزنید موضوعی رو سالها پیش اتفاق افتاده ولی شما به خوبی اون رو به یاد میارید
پس وقتی آدمها میخوان تغییر کنن میگن میخوام این روابطم و یا … رو تغییر بدم و دلیل این هست نمیشه افکار گذشته رو بیرون بریزید ولی میتونی افکار جدید درست کنید یه افکاری در ذهن شما هست که ممکنه از نتیجه ی بعضیا خوشت نیاد سعی نکن اون فکر رو تغییر بدی موضوع جدیدی ایجاد کن
خیلیا میگن من میخوام از شر چاقی خلاص بشم و یا میگن من میخوام عادتهام رو تغییر بدم ولی غلطه بگو من میخوام عادت جدید به وجود بیارم و من یه انتخاب جدیدی خواهم داشت تا حاالا پرخوری عادت من بوده و خوردن هر روز شیرینی با چایی و ….. ولی حالا من کاری به اون عادت ها ندارم و میخوام عادت جدید داشته باشم که هر روز عصر با چایی خیلی شیرینی نخورم و یا پرخوری نکنم و … ذهن خیلی هوشمند هست در حالی که اصل رو از بدل تشخیص نمیده ولی نمیتونی فکر قبلی رو تغییر بدی
ما بینهایت فکر داریم ولی فقط اون فکری رو مرور میکنیم که دوست داریم .
اصلا مهمترین عاملی که باعث میشه حال آدمها خراب بشه توجه به کمبودها و نداشته ها هست مثلا همیشه شما تصورتون از همسرتون طوری هست که چرا اونطور نیست و حالتون بد میشه براتون چیزخیلی مهم هست که در همسرتون نیست و یا خیلی از افراد از کسب و کارشون حالشون بد میشه چون به یه سری چیزها که در شعلشون نیست توجه میکنه و ما همیشه به لاعری توجه میکنیم که در ما نیست پس ما باید به لاغری به عنوان یه چیز دست یافتنی توجه کنیم
پس فکر کن شما یه لیوان پر از آب گل الود داشته باشیم و بخو اهیم آب شفاف بریزیم که زلال بشه خوب نمیشه اما درلیوان خالی به راحتی با اب زلال اون رو پر از آب شفاف میکنیم .
پس افکار لاغر کننده رو ایجاد کنیم .
ما از امروز باید بگیم من میخوام لاغر بشم و مسیر رو برای لاغری بازتر میکنیم و تا میتونیم به چاقی توجه نمیکنیم و لاغری رو گسترش میدیم .
برداشت من :
تمام افکاری که از گذشته تا حالا در ذهنمون داریم قابل پاک شدن و یا تغییر کردن نیستن و در ذهن ما وجود دارن و اگر ما ازنتیجه ی اونها راضی نیستیم ما میتونیم افکار جدید ایجاد کنیم تا نتیجه ی جدید پیدا کنیم .
افکار چاقی در نهایت چاقی رو به ما داده و اگر ما نتیجه رو دوست نداریم کاری نداریم به اون افکار چاقی و به چاقی توجه نمیکنیم و به جاش میاییم افکار لاغری به ذهنمون میدیم و نتیجه ی لاغری رو در ذهنمون میبینیم
در واقع ما باید بدونیم ما خیلی انتخابها در زندگی داشتیم که از نتیجه اشون راضی نبودیم مثلا یه مواد غدایی خریدیم راضی نبودیم از کیفیتش دفعه بعد مارک دیگه خریدیم و یا …حالا ما هم افکار چاق کننده داشتیم ولی چون از نتیجه اش راصی نیستیم افکار لاغری رو انتخاب میکنیم تا نتیجه لاغری بشه
وقتی داری برای لاغری ورودی جدید با فایلها میدی و افکار جدید میدی باید همزمان به لاغری اندامت و یا رفتارهای جدیدت توجه کنی تا لاغری در تو گسترش پیدا کنه و اگر هنوز لاغری در جسم تو پیدا نشده باید بتونی به اون چیزی که نیست توجه کنی تا در تو به وجود بیاد هنر ما در این مسیر همین هست
مثلا امروز من خونه شام رو در حالی که بسیار گرسنه بودم به اندازه خیلی عالی خوردم و پرخوری نکردم و شب مادرم تماس گرفت حتما بیا و رفتم اونجا مادرم کشمش پلو با مرع داشت که قبلا من عاشق این غدای مادرم بودم و من بارها سفارش درست کردن این غدا رو به مادرم داده بودم و برای من بارها درست کرده بود و امشب هم خیلی سفارش کرد بیا بخور و اما چون شام خورده بودم و سیر بودم حتی لب نزدم و نخواستم میلم نشد و خواهرای من بارها گفتن ببین عدای مورد علاقه ی تو هست بیا بخور و در حالی که خودشون هم داشتن میخوردن گفتم سیرم نمیخوام و نخوردم و اونها با تعجب گفتن یعنی چی بیا بخور چرا تو همیشه میگی سیرم ومن گفتم آخه شام خوردم و جا ندارم و واقعا تا اونجا بودم حتی به خوردنش یک بار هم فکر نکردم چون سیر بودم و وقتی اومدم خونه گفتم وای دیدی بازم چه خوب عمل کردم و من در سیری هیچ چیز نخوردم شاید تا یه هفته دو هفته پیش اگر سیر بودم یه قاشق تست میکردم ولی من امشب حتی یه قاشق هم در سیری نخوردم ببینم چه مزه هست و واقعا حای تحسین و تشویق داره و این رفتارهای من دقیقا همسو با تصمیم من هستن که جز یه ذهن لاغر و هم جهت با خواسته دیگه نمیتونه این کار رو بکنه و من قطعا و حتما لاغر تر میشم و به خواسته ام میرسم و میگم بسیار طبیعی هست که لاغر بشم چون به درستی دارم نیاز بدنم رو جواب میدم و فقط توجهم به نیاز جسمم هست و من از درون واقعا احساس تناسب میکنم .
من تصمیم جدید گرفتم که لاعر بشم و افکار و رفتارهای لاعری جدید دارم با اموزشها پیدا میکنم و نتیجه ی جدید رو هم که لاغری در جسم هست رو پیدا میکنم و در واقع انتخابهای گسترده تر دارم و هر وقت میخوام عدا بخورم میگم لدت زود گدر این مواد غدایی رو میخوام یا لذت ماندگار تناسب رو میخواپ و انتخاب های جدید میکنم و رفتارهای جدید پیدا میکنم و نتیجه ی جدید هم میگیرم .
من تصمیم گرفتم لاغر بشم من تصمیم جدیدی گرفتم و کاری به تصمیم قبلی خودم که چاقی هست ندارم که بخوام اون رو تغییر بدم پس من
کاری به چاقی ندارم و به اون توجه نمیکنم و خود به خود لاعر میشم
موقع خوردن به اندازه ی عذا که چقدر خودم توجه نمیکنم چون این توجه به چاقی هست
موقع رد شدن از جلوی آیینه به شکم و رانها توجه نمیکننم چون این توجه به چاقیه
موقع لباس خریدن به دنبال رنگهای تیره نمیرم چون این توجه به چاقیه
موقع لباس پوشیدن وسواس نمیشم که اون لباسی رو بپوشم که جسم من رو بهتر نشون بده و نافرمیهام پیدا نباشه این توجه به چاقیه
موقع گرسنگی به دنبال غذای کم کالری نمیرم اون توجه به چاقیه
و خیلی کارهای دیگه انجام نمیدهم که توجه به چاقیه باید به لاغری توجه کنم تا اون رو بهتر ببینم
هیچ رفتاری رو من تغییر نمیدهم و یا هیچ عادتی رو تغییر نمیدهم یا تصمیمی رو تغییر نمیدهم فقط من میخواهم رفتار جدید و عادت و تصمیم جدید بگیرم و کاری به قبلا خودم ندارم که چه عادتی داشتم هر چند که از نتیجه ناراضی باشم من میخواهم به یه آدم جدید با رفتار و عادتهای جدید و انتخابهای جدید بشم
سلام
من خیلی دوست دارم از دهن آگاهی پیدا کنم و ببینم چطور میتونم ازش استفاده کنم چون واقعا حیف که انسان همچین ابزاری داشته باشه ولی کار کردن با اون رو بلد نباشه به همین دلیل همیشه به دنبال کسب اطلاعات خوبی از این دهن هستم در تمام جنبه های زندگی
پس یاد گرفتم نمیتونم چیزی رو از دهنم بیرون کنم فقط میتونن چیزهای جدیدی به اون وارد کننم و از اونا استفاده کنم و درواقع از هر عادتی خوشم نمیاد نمیتونم اون رو تغییر بدهم و کاری هم بهش ندارم چون خوب بوده برای من و لدت بردم که که تکرارش کردم ولی نتیجه اش رو دوست ندارم پس عادت جدید ایجاد میکنم که از نتیجه اش راصی باشم مثلا من عادت ریزه خواری داشتم دیشب رفتم خونه مامانم دیدیم دارن عدا میخورن و گفت بیا بخور و من اصلا میل نداشتم و نخوردم وتا اونجا بودم کمی بعد احساس گرسنگی کردم و خیلی جالب بود عدا بود ولی دلم ماست میخواست یه کاسه خوردم و لدت بردم هم عادتم رو داشم ولی با یه تغییر اگه قبلا بود که اصلا کاری به نیاز جسم ام نداشتم راحت با اونا مینشستم و عدا میخوردم ولی دیشب خیلی راحت انتخابهای جدید داشتم و سیر شدم وبعد از اونم میوه اوردم بخورم اصلا نتونستم یه دونه سیب درختی رو کامل بخورم ولی دیگه نگفتم حیف و همون نصفه گداشتم و نخوردم
من تصمیم گرفتم لاغر بشم و انتخاب جدیدم رفتن به سمت لاعری هست قبلا همیشه حرکتم و رفتارم و انتخابم به سمت چاقی بوده و لی مدتها هست که حرکتم به سمت چاقی رو متوقف کردم و به سمت لاغری حرکت میکنم چون انتخاب های جدید دارم رفتارهای جدید دارم باور های جدید دارم و استمرار در همه ی اینها گواه میده که دارم به سمت جدیدی که لاعری هست حرکت میکنم
من یاد گرفتم نمیتونم افکارم رو تغییر بدهم حتی اگه از نتیجه اش راصی نیستم فقط باید افکار جدید وارد دهنم کنم تا نتیجه ی جدید داشته باشم
اگه در رابطه با جسم ام حالم بده به این خاطرکه تصورم از جسم ام اونطور که میخواهم نیست در واقع به دنبال یه چیزایی یا کمبودهایی در جسم ام توجه میکنم که حالم بد میشه در همون چاقی کلی چیز خوب هست که میتونیم توجه کنیم(همون در صلح بودن با چاقی ) ولی ما به دنبال کمبودهایی که در جسممون نیست میریم و حالمون بد میشه و همیشه به لاعری که نیست توجه میکنیم و حالمون بد میشه ذهنم از روی توجه به چاقی برمیدارم و توجه به لاغری میکنم با افکار جدید لاعری
مثلا :
۱:
مثلا امروز خواستم برم بیرون و ساعت مچیم رو بستم روی دستم دقیقا پارسال همین موقع خریده بودم برای تولدم و سایز خود مچ دستم بود ولی اللان آزاد شده و چند سانتی از مچ دستم میاد بالاتر خیلی ذوق میزنم از گشادی ساعتم
۲:
و یا توجه به اینکه انگشترم که همیشه در انگشتم هست و تا چند وقت پیش خیلی ااذیتم میکرد و جا میکرد در انگشتم ولی الان همین جوری دور میخوره تو دستم و اگه دستم خیس باشه که میفته از دستم
۳:
یا اینکه لباسی که مدتها داخل کمد بوده یه هفته پیش خیلی راحت به تنم رفت و کلی خوشحال بودم
۴:
یا اینکه مانتوهام که مال دوران تناسبم هستن و من تا چند وقت پیشا میپوشیدم و داخل تنم بس که تنگ شده بودن هم زشت بودن هم اینکه روم نبود از شدت تنگی بپوشم ولی حالا دوباره کاملا دارن نرمال میشن به تنم و خییییییلیی خوشحالم و همیشه به این آزادی های مانتو اگاهانه خیلی نگاه میکنم و لذت میبرم و دوست دارم هنوزم گشاد تر بشن
۵:
یا شلوارم که قبلا به سختی به پام میرفتن و باز مال دوران تناسبم هستن و این اواخر به خاطر تنگی زیاد میخواستم بندازم دور ولی حالا خیلی قشنگ و راحت شدن برام ویکی از شلوارهام که بر عکس مال دوران تپلیم بود ویه سال پیش خریدم چند هفته پیش کردم تنم و دیدم کلی کمرش آزاد شده
به نظر من همینا توجه به لاغری و همینا لاعری رو گسترش میده و به جای اینکه همش برم داخل آینه و خودم وسایزم رو بررسی کنم و به چاقی توجه کنم به همین چیزها توجه میکنم و احساسم رو خوب میکنم تا لاغری در جسم ام بیشتر و بیشتر بشه و به شرایط ایده ال برسم
من تصمیم دارم لاعر بشم قبلا تصمیم داشتم چاق بشم و افکار و اگاهی لآعری رو به دهنم وارد میکنم و تکرار میکنم تا افکار قبلی نه که از بین برن نه وجود دارن فقط از دسترس بودن همیشه خارج میشن و کمتر من از اونا استفاده میکنم
حالا هر چقدر به لاغری که مثال زدم بیشتر توجه کنم نتیجه اش در جسم ام بیشتر میشه
سلام
چند جمله ی اموزنده ی دیگه که باید خیلی خوب به اینها عمل کنم :
۱من اومدم اینجا که عادتم رو( که ریره خوار هست )تغییر ندهم بلکه عادت جدیدی دیگه به وجود بیارم
۲تنها دلیل حال بد ما این هست که توجه به چیزی میکنیم که وجود نداره
۳باید به لاعری به عنوان چیز دست یافتنی توجه کنیم
۴ما کاری به چاقی نداریم و میایم افکار لاعر کننده را وارد دهنمون میکنیم
۵من تصمیم گرفتم لاعر بشم و کاری به چاقی ندارم
۶هر چقدر به چاقی توجه نکنم به لاغری نزدیکتر میشم
ولاغری اینجوری گسترش پیدا میکند
پس من چاقی رو نمیتونم فراموش کنم ولی میتونم لاغری رو یاد بگیریم و به دهن اطلاعات جدید در مورد لاغری بدم
یا اینکه من نمیتونم افکار قبلی رو در مورد روابط از دهنم خارج کنم فقط میتونم افکار جدید در موردوابط وارد دهنم کنم
فکر تغییر کردن عادت رو بردار و بجاش یه انتخاب و عادت جدید ایجاد کن یا بهش اضافه کن
من عادت پر خوری داشتم ولی حالا میخواهم عادت جدید داشته باشم و پرخوری نکنم
توجه به کمبود ها در هر زمینه ای باعث شکست ما میشود در بحث لاغری هم همین طور هست
من تصمیم گرفتم لاغر بشم و کاری به چاقی ندارم
من تصمیم گرفتم لاغر بشم و کاری به چاقی ندارم
من تصمیم گرفتم لاغر بشم و کاری به چاقی ندارم
توجه به چاقی نکنیم تا لاغری گسترش پیدا کنه