✨ تصور کن ذهنت مثل یه زمین بازی باشه…
جایی که سالهاست فرمولهای چاقی دارن آزادانه بازی میکنن، بدون هیچ مزاحمی! 🍕🍰
اما حالا وقتشه با فرمول ذهنی برای لاغری وارد زمین بشی و بازی رو به نفع خودت عوض کنی! 🧠⚽
نه با جنگ و اجبار، بلکه با ساختن مسیرهای ذهنی جدید و دوستداشتنی 😍
تو میتونی اون کسی باشی که ذهنش رو دوباره میسازه… اینبار برای رهایی و سبکی 🌱✨
🔍 فرمول ذهنی یعنی چی؟
هر فکری که بارها در ذهنمون تکرار شده، بهمرور تبدیل به یه فرمول ذهنی میشه. این فرمولها مثل نرمافزارهایی هستن که توی ناخودآگاه ما نصب شدن و بیصدا، ولی مؤثر، تصمیمهامون رو شکل میدن. 📡

وقتی میگیم فرمول ذهنی برای لاغری، یعنی داریم مسیر تازهای توی ذهنمون طراحی میکنیم که بهجای چاقی، ما رو به سمت سبکتر شدن هدایت میکنه.
این فرمولهای ذهنی جدید مثل نقشه راهی هستن که کمک میکنن تصمیمهامون آگاهانهتر و هماهنگتر با هدف لاغری باشه.
تا وقتی که فرمولهای ذهنی ما حول خوردنِ هیجانی، پرخوری، یا باورهای غلط درباره غذا بچرخه، ذهن ناخودآگاه طبق همون مسیرهای قدیمی عمل میکنه.
ولی با ساختن فرمول ذهنی برای لاغری، میتونیم مسیرهای تازهای ایجاد کنیم که بر اساس آگاهی، آرامش و انتخابهای سالم باشن. ✨
ایجاد فرمول ذهنی برای لاغری فقط یه تمرین ذهنی نیست؛ یه تغییر عمیقه توی ساختار فکری ماست. بهجای اینکه با عادتهای قدیمی بجنگیم، یاد میگیریم فرمولهای جدید رو جایگزین کنیم؛ فرمولهایی که قدرتشون از تکرار و باور تغذیه میشه. 💡
پس اگه میخوای بدنی سبکتر داشته باشی، اول باید ذهنت رو سبکتر کنی. و این یعنی: شروع به ساخت و تقویت فرمول ذهنی برای لاغری! 🧠🌱
🔁 فرمول ذهنی برای لاغری چطور ساخته میشه؟
فرمول ذهنی برای لاغری یهجور برنامهریزی تازهست؛ مثل وقتی که یه نرمافزار جدید روی گوشیت نصب میکنی که جایگزین یه اپلیکیشن قدیمی و ناکارآمد میشه. 📲
ما انسانها از روی عادت فکر میکنیم، تصمیم میگیریم و رفتار میکنیم.
اگه سالها با این باور زندگی کردی که “من هرچی بخورم چاق میشم” یا “لاغر شدن سخته و وقتگیره”، اینا تبدیل به فرمول ذهنی چاقی شدن 😕.
یعنی تو ناخودآگاهت یه برنامه دائمی نصب شده که هی بهت یادآوری میکنه چی بخوری، کی بخوری و حتی چطور دربارهی خودت فکر کنی!
💡 اما خبر خوب اینه: همونطور که این فرمولها ساخته شدن، میتونیم فرمول ذهنی برای لاغری رو هم بسازیم؛ فقط با تکرار فکرهای جدید، ایجاد احساسهای تازه و تصویرسازیهای ذهنی مثبت.
مثلاً:
✅ وقتی به جای فکر “بازم شکست میخورم” بگی “من در مسیرم و هر روز دارم بهتر میشم”،
✅ وقتی بهجای پرخوری عصبی بری چند دقیقه نفس عمیق بکشی یا خودت رو در آغوش بکشی 🤗،
✅ وقتی هر روز خودت رو در اندام دلخواهت تصور کنی و اون حس خوب رو حس کنی 💃🌟،
داری با قدرت ذهن، یه فرمول ذهنی برای لاغری نصب میکنی. کمکم این فرمول جدید جا میافته و جای قبلیها رو میگیره.
🧠 ذهن ما مثل یه باغه؛ اگه بذر درست بکاری، با تکرار، رشد میکنه. فرمول ذهنی هم همینه. بذر فکرهای لاغرانه بکار و منتظر شکوفههای سبکبالی باش!
⚖️ چرا چاقی هم «پیشرفت» حساب میشه؟
شاید عجیب یا حتی ناراحتکننده باشه، ولی واقعیت اینه که چاقتر شدن از نگاه ذهن ناخودآگاه و طبق قانون گسترش، نوعی «پیشرفت» به حساب میاد! 😅
ذهن ما همیشه در حال یادگیریه، اما متأسفانه همیشه از مسیر مفید یاد نمیگیره. ما سالها ناخواسته روی فرمول ذهنی برای چاقی تمرکز کردیم:
🍩 وقتی برای فرار از استرس به خوردن پناه بردیم
📺 وقتی همراه تلویزیوندیدن، بیهوا تنقلات خوردیم
🥲 وقتی شکست در رژیمها رو تجربه کردیم و باز هم ادامه دادیم
در واقع، ناخودآگاه ما بارها و بارها تمرین کرده تا فرمول ذهنی چاقی رو اجرا کنه، و چون بارها این مسیر تکرار شده، مغز اون رو تبدیل کرده به یه مسیر پیشرفته و تقویتشده!
✨ حالا وقتشه فرمول ذهنی برای لاغری رو جایگزینش کنیم!
باید یاد بگیریم که مغزمون همونطور که مسیر چاقی رو یاد گرفته، میتونه با تکرار و تمرکز روی احساس خوب و انتخابهای سالم، یه فرمول جدید برای لاغر شدن بسازه.
💡 ولی قبلش باید آگاهانه بفهمیم:
فرمولهای ذهنی قبلی چطور شکل گرفتن؟ چرا هنوز در ناخودآگاهمون فعالن؟ و چطور میتونیم با برنامهریزی ذهنی، نسخهی جدید رو جایگزین کنیم؟
🚬 مثالهایی از فرمولهای ذهنی گسترشپذیر
بربرای اینکه بهتر بفهمیم چطور فرمولهای ذهنی در زندگی ما نقش دارن و چرا باید به فکر ساختن فرمول ذهنی برای لاغری باشیم، بیایم چند مثال ساده و واقعی رو بررسی کنیم:
- فردی که یه بار برای آرام شدن سیگار کشیده، ناخودآگاه ذهنش این رفتار رو به عنوان راهکار ثبت میکنه. بعد از اون، هر وقت استرس داشته باشه، فرمول ذهنی سیگار کشیدن فعال میشه و بدون اینکه بخواد، سراغ سیگار میره 🚬.
- کسی که بعد از خوردن شیرینی احساس بهتری پیدا کرده، ذهنش این تجربه رو به عنوان راه حل ثبت میکنه. به مرور زمان، این فرمول ذهنی باعث میشه هر وقت ناراحتی یا خستگی داره، ناخودآگاه دنبال شیرینی باشه 🍩.
- فردی که از کودکی شنیده: «بخور تا قوی شی!» به شکل ناخودآگاه این پیام در ذهنش حک شده و در موقعیتهای مختلف، مثل ناراحتی، گرسنگی یا حتی شادی، بیشتر و بیشتر میخوره.
این نمونهها نشون میده که چطور فرمولهای ذهنی قدیمی به راحتی رشد و گسترش پیدا کردن، بدون اینکه ما ازشون خبر داشته باشیم.
و همینجا نقش حیاتی فرمول ذهنی برای لاغری روشن میشه؛ چون برای تغییر واقعی و پایدار، باید این فرمولهای قدیمی رو با فرمولهای جدید و سالم جایگزین کنیم. 🧠✨

❌ چرا رژیم و فشار جواب نمیده؟
شاید بارها رژیمهای مختلف رو امتحان کردی، قرصهای لاغری مصرف کردی، ورزش سنگین کردی یا حتی به فکر جراحی افتادی، اما نتیجهای که میخواستی نگرفتی.
دلیلش اینه که همهی این تلاشها فقط روی جسم تمرکز داشتن، در حالی که ذهن ما هنوز با همون فرمولهای قدیمی و چاقکننده کار میکنه. 🧱
وقتی فرمول ذهنی برای چاقی فعال باشه، یعنی ذهن ناخودآگاه هنوز همون برنامه قدیمی رو اجرا میکنه.
پس هر بار که رژیم میگیری یا ورزش میکنی، فقط یه توقف کوتاه در مسیر چاقی اتفاق میفته. ذهن منتظر فرصته تا دوباره همون مسیر قدیمی رو برگرده.
مثل وقتی که یه نرمافزار قدیمی و کند رو روی گوشی نصب داری؛ هر چقدر هم سخت تلاش کنی، گوشی تو همچنان همون عملکرد قدیمی رو داره، چون نرمافزار جدیدی نصب نکردی. 📱
✅ راه حل واقعی و پایدار اینه که یک فرمول ذهنی برای لاغری جدید بسازی؛ فرمولی که مثل یه نرمافزار تازه و بهروز، کدهای قدیمی رو غیرفعال میکنه و ذهن رو به مسیر سالمتر و سبکتر هدایت میکنه.
با ساختن این فرمول جدید، ذهن دیگه نیازی به جنگ و فشار نداره، بلکه خودش تمایل پیدا میکنه انتخابهای بهتری داشته باشه و روند کاهش وزن طبیعیتر و راحتتر پیش بره. 🌱🧠
🌱 فرمول ذهنی برای لاغری چطور ساخته میشه؟
ساختن فرمول ذهنی برای لاغری درست مثل باز کردن یه مسیر تازه وسط یه جنگل انبوهه! 🌳
اولش، همه چی مبهمه، راهو گم میکنی، شاید حتی چند بار برگردی عقب… ولی وقتی با عشق و استمرار ادامه بدی، این مسیر برات تبدیل میشه به یه جاده هموار و دوستداشتنی 💫
🔁 چرا تکرار مهمه؟ چون ذهن ما با تکرار و احساس برنامهریزی میشه.
هر بار که با آگاهی یه رفتار سالم انجام میدی، داری یه رد پا روی این مسیر جدید میذاری.
برای ساختن فرمول ذهنی برای لاغری باید چندتا کار کلیدی انجام بدی:
برای ساختن فرمول ذهنی برای لاغری، باید آگاهانه به رفتارهای جدیدت فکر کنی. یعنی فقط نخوردن کافی نیست؛ باید بفهمی چرا میخوری و چطور میتونی انتخاب آگاهانهتری داشته باشی.
فرمولهای قدیمی ذهنی همون باورهایی هستن که میگن «من همیشه چاق میمونم» یا «لاغری سخته». فاصله گرفتن از این باورها یعنی بازنویسی ذهن برای یه مسیر جدید.
هر بار که خودتو لاغر، رها و سالم تصور میکنی، در حال ساختن بخشی از فرمول ذهنی برای لاغری هستی. تصویرسازی ذهنی یعنی کمک به ذهن برای جهتگیری جدید.
تغییر با فشار و اجبار پایدار نیست. وقتی با عشق و آرامش انتخابهای سالم رو تمرین میکنی، ذهن ناخودآگاه اونها رو راحتتر میپذیره و مسیر تازهای ایجاد میشه.
🎯 یادت باشه: تو سازندهی ذهن خودتی!
و هر روز میتونی یه تکه جدید از فرمول ذهنی برای لاغری رو خلق کنی.
آروم، مهربون، با تکرار… و خیلی زود میبینی ذهن و بدنت با تو همصدا شدن. 🎵💚

⚖️ نقطهی تغییر کجاست؟
یه جایی از مسیر هست که ذهن دیگه نمیتونه همزمان دو برنامهی متفاوت رو با هم اجرا کنه. نمیتونه هم از فرمول ذهنی چاقی پیروی کنه، هم فرمول ذهنی برای لاغری رو بسازه و ادامه بده.
در اون لحظه، ذهنت ناچار میشه یکی رو انتخاب کنه…
و اینجاست که بهش میگیم: لحظهی سرنوشت! 🌅
لحظهای که تو با انتخابهات، با تکرار باورهای جدید، با تمرکز بر احساسات لاغری، داری فرمول ذهنی برای لاغری رو قویتر و فعالتر میکنی.
🎯 وقتی فرمول ذهنی برای لاغری به نقطهی غالب میرسه، یه تغییر درونی و عمیق شروع میشه:
- دیگه غذا منبع آرامش نیست، بلکه تغذیهی آگاهانهست
- دیگه خوردن یه پاسخ ناخودآگاه به استرس نیست، بلکه یه انتخاب عاشقانهست
- دیگه تصویر بدنت تو رو اذیت نمیکنه، بلکه انگیزه میده که ادامه بدی 💫
مثل شب و روز که فقط یه لحظه با هم همپوشانی دارن، ذهن هم فقط یه جا دو دل میمونه…
اما وقتی انتخاب کرد، دیگه میره سمتش.
✨ اگه تو ادامه بدی، تمرین کنی، و انتخابهات رو آگاهانه بسازی،
ذهنت فرمول ذهنی برای لاغری رو به عنوان مسیر اصلی ثبت میکنه…
و اون لحظه، دیگه چاقی تموم میشه و لاغری شروع میشه! 🌈
تو فقط کافیه سمت نور رو انتخاب کنی… 🌞
🏁 جمعبندی: بازی ذهنی رو عوض کن
اگه دنبال لاغری واقعی هستی، وقتشه بازی رو از ریشه عوض کنی!
نه با محرومیت، نه با شمردن کالری، نه با رژیمهای سختگیرانهای که فقط تو رو خستهتر میکنن…
بلکه با ساختن و تقویت فرمول ذهنی برای لاغری 💡
✅ اون فرمولی که توش عشق به خودت هست
✅ آگاهی از نیازهای واقعی بدنت هست
✅ تکرار رفتارهایی هست که بهت احساس سبکی، آرامش و کنترل میده
🧠 ذهن تو مثل یه بازیگر حرفهایه که فقط طبق فیلمنامهای که بهش میدی، نقش بازی میکنه.
تا وقتی تو براش فیلمنامهی چاقی رو نوشتی، همون نقش رو بازی میکنه.
اما اگه فیلمنامهی تازهای بنویسی، یعنی همون فرمول ذهنی برای لاغری رو توش جا بدی…
اون وقت میتونه یه نقش جدید، پر از سلامتی، تعادل و سبکی رو ایفا کنه! 🎬✨
💬 حالا نوبت توئه…
بازی ذهنت رو عوض میکنی؟ یا میذاری بازیهای قدیمی تکرار بشن؟
👣 یک قدم جدید، میتونه مسیر رو برای همیشه تغییر بده…
⏳ وقتشه که ذهنتو برای لاغری آموزش بدی… چون دنیای بیرون، بازتاب ذهن درونته. 🌍❤️
🎁 پیشنهاد ویژه:
اگه از تلاشهای نصفهنیمه، رژیمهای محدودکننده و وسوسههای همیشگی خسته شدی، وقتشه مسیر متفاوتی رو شروع کنی! 💫
در دورهی «ورود به سرزمین لاغرها» قدمبهقدم یاد میگیری که:
✅ چطور فرمول ذهنی برای لاغری رو در خودت بسازی
✅ چطور باورهای چاقکنندهی ناخودآگاهت رو شناسایی و اصلاح کنی
✅ چطور ذهن و بدنت رو با هم هماهنگ کنی تا تغییراتت موندگار بشه
✅ و مهمتر از همه، چطور بدون زور، استرس یا شمردن کالری، به آرزوی لاغر شدنت برسی!
این یه مسیر ذهنیه، نه یه رژیم جدید.
پس اگر آمادهای دنیات رو از درون بسازی،
💡 همین حالا شروع کن!
📜 آیندهات همینجا نوشته میشه، فقط کافیه قلم رو تو دستت بگیری ✍️
و به خودت بگی:
“من لایق بهترین نسخهی خودمم!” 🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.47 از 38 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام
من همیشه بارها به همه و همسرم و خودم گفتم من عاشق مزها های جدید هستم و اصلا هدف من از رستوران یا فست فودی بیشتر مواقع این بود که مزه ی جدید رو کشف کنم و هر وقت میرفتم هله هوله بخرم هیچ وقت ساده انتخاب نمیکردم و همیشه به دنبال فلان کیک یا چیپس یا پفک یا ترشی با مزه ی خاص بودم و همیشه در مهمانی ها هم از عذاهای جدید خیلی استقبال میکردم یا مثلا سسهای جدید برای سالاد خیلی دوست داشتم که ساده نخرم یا اینکه ماست های کارخانه ای که خیلی با مزه های متنوع مثل فلفلی مکزیکی یا بادمجانی یا … استقبال میکردم
و منم چند سال قبل به شدت پیگیری میکردم که چه رستوران یا فست فودی کجا افتتاح شده و چطور هستن عدا ها و بعد با کلی اطلاعات یا بدون اطلاعات حتما حتما باید میرفتیم و امتحان میکردیم و اصلا این یکی از تفریح های خوب ما بود که با خواهرام و مامانم اینا هر از گاهی بریم یا هر هفته بریم ه یه رستوران جدید حتی چون شهر ما حالا خیلی بزرگ نیست اگه سوپر مارکت خوبی هم که الان جدیدا شدن هایپر مارکت جایی افتتاح میشد باید میرفتیم و خرید میکردیم و مقدار زیادی از وقتمون رو با این کار که برامون اون موقع لذت بخش بود پر میکردیم و اینم یه تفریح بوده و هنوزم هست ولی نه مثل قبلا
و چه چیزی این سوپر رفتنا و رستوران رفتنا و خرید چیزهای جدید رو خیلی در من قوی میکرد این بود که داخل دورهمی خانوادگی با خواهرا یا اطرافیان خیلی درموردش حرف میزدن و امن هم به طبع گوش میدادم قبلا و نظریه میدادم و خیلی مشتاق به رفتن به اون مکان یا خرید اون چیز میشدم که الان کاملا اگاهم تا داخل جمع حرف از خوردنی و فلان رستوران میشه من تو دلم میگم وای بازم حرف خوردنی چه بحث بیخودی و اصلا مشتاق گوش دادن مثل قبل نیستم و از بحث جمع خارج میشم
یا اینکه خیلی از پیج های آشپزی که بسیار زیاد ام هستن یا کیک پزی خیلی تا حالا بهم سفارش شده که عضو بشو خیلی عالین کلی دستور جدید داره و کلی ایده داره ولی من اصلا نرفتم و حتی نگاهم نکردم چون میدونم خیلی تحریک کننده هستن و ذهن ما رو به سمت چاقی میبرن
تو این ایام کرونا به جرات میتونن بگم تمام استوری و حرف خانمای گل اطرافم در فصای مجازی در مورد پختن انواع کیک و دسر و شیرینی و غداها و فست فود بود و حتی نون حتی انواع سوسیس و کالباس و ….. ترشی مربا و لواشک که من اصلا لزومی نمیدیدم که اینقدر هر روز وقتم رو با اشپزی و کیک پزی و شیری پزی پر کنم و من مدام در حال استمرار در راه تناسبم از طریق دهنی بودم و هیچ اصراری به رفتن و دیدن این دورها نداشتم نه که بد باشن اما نه به این شدت من خودم هر از گاهی برای خانوادم انواع فست فود یا کیک و یا عداها رو درست میکنم و بلدم و نیازی به این نداشتم که که دیگه بیشتر وقتم رو بگدرونم در این راه که بقیه واقعا خودشون رو سرگرم کرده بودن با آشپزی و کیک پزی و شیرینی پزی و …حالا بعصیا خیلی حرفه ای شیرینی مربایی یا دانمارکی یا کیک خامه کشی و … رو هم وقت هم هزینه میکردن که من خودم همیشه میگفتم چه لزومی داره من هر وقت که هوس کردم میریم یه مقدار از قنادی میخرم و اصلا رغبتی به دیدن این دورها در حد پیشرفته ندارم و دوست دارم از وقتم به بهترین شکل استفاده کنم در دورهای دهنی
خدا رو شکر الان کلی تغییر کردم و دیگه اصلا به دنبال مزه های جدید حرص و ولع ندارم و پیگیری نمیکنم مگه حالا اتفاقی تو سفری یا رستورانی اگه پیش بیاد و به تورم بخوره در حد نیاز بدنم امتحان میکنم
سلام
من هم خیلی علاقه به تست کردن مزهای جدید رو دارم حتی بعصی وقتها از ترکیب یه سری مواد غدایی با هم و درست کردن یه چیز جدید بیشتر لذت میبرم و یا بعصی وقتها دوست داشتم غذام از حالت تکراری دربیاد یه چیز جدید بهش اصافه کنم ولی چون همسرم متناسب و به شدت از مزهای جدید بدش میاد واگر حتی یه چیز به عذاش هم اصافه بشه بدش میاد من هم نتونستم خیلی وقتا عذای جدید یا دستورهای جوید رو اجرا کنم
حتی الانم ترجیح میدهم که اگر میخواهم اندازه نیازم غدا انتخاب کنم از چند نوعی که روی سفره هست بکشم در حد یکم ولی مزه اون عدا رو یا خوراکی رو بچشم و میگفتم در همین حد که مزه اش رو ببینم کفایت میکنه ولی حتما تست میکردم اگه بستنی جدیدی یا شیرینی جدیدی باشه ولی حالا اگه واقعا میلم کشید و خواستم در همون حد امتحان میکنم مثلا یه جعبه شیرینی بیارن که چهار مدل شیرینی باشه من با کارد یه خورده از هر کدوم میبرم و همه رو تست میکنم و اینجوری انگار خیالم راحت و اصلا زیاده روی هم نمیکنم در همین حد که مزه اش رو ببینم خوبه همچین رفتاری داشتم
و یا سس یا ماست جدید یا کیک و بسکوویت جدید یا عذای جدیدی یا فست فودی جدیدی یا … سریع واکنش نشون دادم که یه مقدار کم تست کنم ولی حالا چون متوجه شدم اینم جز رفتارهای چاقها هست و لاغرها همچین اخلاقی ندارن با اگاهی بیشتری به اون نگاه میکنم که من رو از هدفم دور نکنه
تست کردن مزه های جدید و غذاهای جدید و شیرینی و بستنی های جدید هله هوله های جدید و رستوران های جدید و فست فو د های جدید این جز فرمول های چاقی به حساب میاد
علاقه به تجربه کردن مزه های جدید در چاقها وجود دارد
وچاقها همه مزها رو دوست دارن چه شور چه ترش یا شیرین یا تلخ
در چاقها این فرمول اونها رو تشوزق میکنه به تنوع
منم این عادت تنوع طلبی رو داشتم و حالا خیلی کمتر دارم
و من فکر کنم این تنوع در مز ها رو از اطرافیانم به طریقی کسب کردم و اگر کسی در مسیر چاقی باشه راحت میره به سمت تست کردن و اگر نباشین در مسیر فرمولهات دست نخورده باشن دیگه خیلی دنبال تنوع نمیریم و من یادم در دوران تناسبم و قبل از ازدواجم تنها علاقه ای من به پفک بود نه شیرینی نه ترشی نه مواد عدایی خاصی ولی بعدا به دلایلی که چند نمونه رو میخوام بگم راغب شدم به خوردن مزه های جدید و البته با گسترش جهان امروزه از راهای زیادی هر کس که در مسیر چاقی هست میتونه دنبال تنوع مواد غذایی و یا حتی تحریک بیشتر به خوردن بشه مثلا از راه کانال های اشپزی پیج های فست فودی یا رستوران یا شیرینی فروشی یا بیلبوردها و تبلیعات تلویزیون و …. که خدا رو شکر من چون در این مسیر صحیح هستم میتونم راخت انتخاب کنم توجهم و نگاهم و وقتم رو روی چه چیزی بزارم و دنبال این چیزا نرم
مثلا :
من در بارداری دوم بهم تلقین شد چون جنسیت بچه پسر پس تو ویارت شیرینیه و من هم زیاد میخوردم و خوشم میومد در صورتی که قبل از بارداری اصلا شیرینی دوست نداشتم و الان دوباره با اموزشها حرص و ولعم خیلی کمتر شده به شیرینی
و به نظر من وقتی با کسی در ارتباط باشی که تعزیف بده از فلان غدا یا مکان یا شیرینی یا خوراکی و .. ما رو بیشتر تحریک به تنوع طلبی میکنه که معمولا در جمع خانوادگی ما زیاد حرف
زده میشه از خوردن و ما دوست داریم اون رو تست کنیم و همین خیلی تاثیر گدار هست در تنوع طلبی
مثلا من قبل از ازدواجم اصلا چایی رو دوست نداشتم بخورم و نه تنها چایی هیچ قهوه و نسکافه و هیچ کدوم از اینا رو دوست نداشتم و هنوزم از تلخی قهوه بدم میاد نتونستم قهوه ی تلخ رو بخورم و نمیخوردم ولی چون همسرم وابسته بود به چایی منم به زور شاید عصرها یکی میخوردم ودیدیم اطرافیان حرفشون اینه که نه چایی با شیرینی خاصی یا کلوچه یا کاکاییو و .. مزه میده منم امتحان کردم و خوشم میومد و چون در مسیر چاقی بودم و در کسب آگاهی برای چاقی بعدا تبدیل شد به نسکافه و بعد کاپوچینو و … ادامه پیدا کرد ولی این اواخر از شیرینی اونا هم بدم اومد و از چایی هم که بخواهم باهاش شیرینی بخورم در حالی که سیرم ولی فقط از روی عادت هست بازم بدم اومد و خلاصه حالا دوباره تونستم به یه جایی نرمال برسم در این زمینه هر از گاهی عصرانه یه لیوان چایی یا با کشمش یا یه قند میخورم بعضی وقتا هم دارم با یه شیرینی کوچولو اگه واقعا میلم بکشه
من به شخصه الان دنبال تنوع نیستم به دنبال رفع نیاز بدنم با غذای دلخواهم و مورد علاقه ام هستم و کاری ندارم دیگه در اطرافم چقدر مواد غذایی با چه تنوعی هست ممکنه زیاد باشه ولی من کاری به اونا ندارم تمام توجهم روی جسمم نیاز جسمم و هدفم که لاغریه هست و خودم انتخاب میکنم چه مقدار غذا چه موقع بخورم
من قبلا تا چند وقت پیش دوست داشتم هر شب یا یه شب در میون چیپس و کرانچی و پفک و در طعمهای مختلف چیپس و پفک های خوشمزها با مارک های مختلف و … رو امتحان کنم و بخورم مثل معتادها بودم در این قضیه و اگر شوهرم میرفت خرید حتما باید از این هله هوله ها برای من میخرید با اصرار خودم ولی الان دیگه همیشگی نیست چون خودم رو مسول چاقی خودم میدونم خیلی راحت با انتخاب خوردنی هام بدون زور و اجبار کنار میام و اون حرص و ولعی که از نخوردنشون در رژیم ام به خاطر محدودیت پیدا کرده بودم دیگه ندارم و هر وقت هوس کنم به اندازه ی نیازم میخورم در هر زمانی که باشه
یا اینکه من خیلی از چیزای ترش خوشم نمیومد تا اینکه اینقد یکی از اطرافیانم گفت لواشک و ترشی و تمر باید اینجور باشه و اونجور باشه و همیشه میدیدمش در حال خوردن تا منم راغب به تست کردن و خوردنش شدم و حالا اونها هم جز علاقه مندیای من شدن و هر چقدر هم بیشتر فکر میکنم مببینم بیشتر طعم ها و مزه ها رو من قبلا نمیخوردم ولی در چند سال اخیر که بیشتر در مسیر چاقی بودم از بقبه کسب کردم و شروع کردم به تنوع بیشتری در دایره مواد غذایی خودم امتحان کردم
یا اینکه من خیلی بستنی نمیخوردم قبلا و هنوزم خیلی کم خیلی کم میخورم چون علاقه ندارم به بستنی معمولی مگر یه طعم خاصی باشه ولی از بقیه اینقد شنیدم فلان طعم رو بخر با تکه های فلان چیز باهم این دو ترکیب عالی میشه و خوشمزه میشه مثلا بستنی کاکاییویی با باتکه های شکلات یا کیک بستنی که عالیه یا رولت بستنی و ….که منم هم راغب شدم امتحان کنم که اینجا دوباره بازم همون تنوع مجبورم کرد بستنی بخورم چون بستنی ساده رو دوست ندارم و هیچ وقت خیلی نخواستم امتحان کنم ولی در بارداری دومم زیاد خوردم تا اینکه دوباره باآموزشها دارم در مسیر لاعری میوفتم
و به قول این چالش من لذت زود گدر فلان عذا رو انتخاب میکنم یا لذت ماندگار تناسب جسمم رو انتخاب میکنم دیگه انتخاب با من هست که اینجا اینقد باید باور های من و فرمولهای دهنی من تغییر کرده باشه به سمت هدفم که بتوننم بهترین انتخابها رو همیشه داشته باشم و از جسمم لدت ببرم
من الان تنوع طلبی رو ندارم در حدی که بخواهم هر جا چشم ام به مواد عذایی جدید خورد بخرم و امتحان کنم و یا رستوران جدیدی بود سریع اونجا برم و خرید کنم و یا تفریحم گشتن در هایپر مارکت و خرید خوراکی های جدید باشه ولی من اگه روی سفره چند مدل غذا باشه در جایی یا مهمانی یا دورهمی یکم تحریک میشم که از تعدادیشون در حد نیازم یه مقدار که میتونم نه بیشتر امتحان می کنم حتی شده در حد یه قاشق از هر کدوم امتحان میکنم و در نهایت همون مقداری رو که بدنم نیازه داره رو با چند مدلی که انتخاب کردم میخورم اینجوری هم تنوع غذایی رو و مزهای جدید رو که دوست دارم امتحان کردم و هم نیاز بدنم رو تامین کردم و اینطوری ذهنم هم ساکت هست
فایل صوتی :
یکی از عادتهای چندین ساله ی من علاقه به تست کردن مزه های جدید بود و اگر در شهر رستوران جدیدی زده میشد من باید میرفتم و حتما امتحان میکردم و علاوه بر اینکه خودم میخواستم برم به بقیه هم میگفتم که جایی جدیدی افتتاح شده باید بریم ببینیم غذاهاش چطور هست .
و این یک فرمول چاق کننده در ذهن افراد چاق هست که اونها رو تشویق میکنه به خوردن های جدید .
هر خور دنی جدید رو باید تست میکردم نه فقط غدا حتی بستنی حتی فست فودی جدید و .. بود من میرفتم و تست میکردم و این فرمول در ذهن افراد چاق چیه :تجربه ی تست کردن غدای جدید و یا تجربه ی خوردن غدا در مکان جدید
کافی بود ببینم یه خوراکی و یا هله هوله ی جدید وارد بازار شده باید میرفتم میخریدم و تست میکردم و از همه ی غذاها لذت میبردم و همه چیز رو دوست داشتم هر کیک و نوشیدنی و خوراکی و … هر چیز دیگه رو باید سریع تست میکردم حالا ببین چقدر در شما این علاقه وجود داره و میری که تست کنی و این علاقه به خوبی خودش رو نشون میده حتی در میوه ها هم این تنوع طلبی هست که در فصل خاصی باید حتما اون میوه رو بخورم و یا باید خوردن رو در مکانهای جدید تحربه کنم و یا اون مزه ی جدید رو تست کنم .
برداشت من :
من خودم به شدت علاقه به تنوع و تغییر دارم در تمام جنبها ی زندگیم مثلا از خرید یه رنگ و یا یک مدل لباس و روسری و یا شال و یا درکل از تکرار یه تیپ لباسی به شدت متنفرم و به شدت دنبال تنوع هستم از هرسال به یه مکان سفر کردن متنفرم و یا در هر خریدی از طلا تا پوشیدنی تا کفش،و جوراب و … حتی دکوراسیون خونه از رنگ و مدل و سبک دکور خونه و یا هر چیز دیگه حتی از دیدن فیلم تکراری به شدت متنفرم و من تنوع روبسیار دوست دارم و بسیار از تنوع استقبال میکنم و لی از هر مکان جدید و هر رستوران جدید برای خوردن یکم مقاومت دادم اگر جای خوبی رو پیدا کردم ترجیح میدم ببشتر اونجا برم غدا بخورم و بیشتر برای خرید کردن و …. تنوع رو دوست دارم در واقع برای خوردن دوست دارم یه جای خوب که پیدا کردم مشتری اونجا بشم ولی اصلا بدمم نمیاد هر از گاهی تنوع به مکان خوردن هم بدم و یا قبلا اگر تبلیغ یه خوراکی جدید و یا تعریف اون رو از زبون کسی میشنیدم م سریع اقدام به خریدن میکردم اما حالا نه اینطور نیستم و اگر در جمعی چندین مدل غدا و یا دسر باشه تمایل دارم از تمام مزه ها یکم بردارم تا همه رو تست کنم هنوزم اینطورم در حد رفع نیاز بدنم ار چند مل خوراکی برش،میزنم و اونها رو میخورم و یا اینکه تنوع در خرید میوه رو بسیار دوست دارم که در هر فصلی میوه ی همون فصل رو بخورم که انتخابهای متنوعی داشته باشم و همین دیروز داشتم به همسرم میگفتن فلان میوه رو بخر که تازه اومده تا هنوز در بازار هستن برام بخر در کل با هر تغییری سازگارم و موافقم .
و اما به قول استاد که در فایلهای قبلی گفتن اگر این تغییرات رو بخواهیم در خودمون و شخصیتمون ایجاد بکنیم مقاومت داریم و انجام نمیدیدم ولی باید این تنوع رو در انتخابهای جدید برای رفتارهامون هم د اشته باشیم و همیشه یه رفتار و یه فکر کردن و یه مدل زندگی کردن نداشته باشیم و این دایره ی تنوع در افکار و رفتار و باورها رو بزرگتر کنیم تا به نتایج جدید تری برسیم تا به جسم جدیدتری برسیم و اما من باید یادم باشه نباید با تنوع محصولات غدایی و ماکانهای جدید و یا با تنوع تبلیغات گول بخورم و تحریک به خوردن بشم و اضافه بر نیاز بدنم مصرف کنم خیلی وقتها قبلا که برای خرید به هایپر مارکت میرفتم کلی مواد عدایی جدید می دیدم که یا علاقمند بودم تست کنم و یا میخواستم چون فلانی گفته بخورم و تست کنم و کلی من اضافه بر نیازم خرید میکردم و در نهایت میخوردم و این تنوعها ی مواد غدایی من رو وادار به پرخوری میکردن مثلا تنوع از افکار و رفتار من این هست که :من تا حالا تصمیم داشتم پرخوری کنم و اضافه بر سیری بخورم اما حالا دیگه این کار رو نمیکنم در حدی که هنوز به غذا نیاز دارم اون رو رها میکنم یعنی به محض گرفتن پیغام سیری دیگه اون رو نمیخورم . درسته تا حالا اینطور خوردم و لذت بردم ولی حالا میخوام آگاهانه رفتار جدیدی داشته باشم
و یا تنوع بدم به این رفتارم که من هر روز با چایی شیرینی خوردم اما حالا میخوام یه روز با قند بخورم یه روز با خرما یه روز خالی بخورم حالا یه روز هم با شیرینی دلخواهم و فکر کنم این تنوع دادن درر رفتار و افکار نتایج متنوع عالی رو از گدشته به وجود بیاره و یا تنوع در تصمیم داشته باشیم من قبلا تصمیم داشتم چاق بشم اما حالا تصمیم گرفتم لاعر بشم پس همسو با تصمیم جدیدم افکار و باور و رفتار لاغری و جدید خواهم داشت و نتایج جدید هم در جسمم خواهم دید
اصلا جهان در حال تغییر هست و این قانون ثابت جهان هست که جهان ثابت نیست و هر کس با تغییرات جهان تغییر نکنه زیر دست و پای جهان له میشه و از بین میره پس خیلی از جاها تغییر خوبه و باید در خودمون تغییر به وجود بیاریم و اگر خودمون نخواهیم جهان به زور ما رو وادار به تغییر میکنه که یا شکست میخوریم و یا موفق میشیم در این تغییرات جهان .
من تصمیم جدید و متنوعی دارم که لاعر بشم
من انتخابهای حدیدی دارم که به جای لذت زود گذر اون غذا به لذت تناسب فکر میکنم و اضافه نمیخورم
من انتخاب میکنم از چه عدایی بخورم به چه اندازه بخورم و من انتخاب میکنم ….
.
سلام بر استاد عطار روشن گرامی و دوستان پر انگیزه ام
من اگه الان بخوام بعد از دو سال و خورده ای بودن در مسیر این تمرین رو انجام بدم باید بگم خدایی خیلی تغییر کردم قبلاً با دیدن هر رستوران جدید تحریک به رفتن اونجا و تست کردن غذاهای اون میشدم اما باید بگم جدیدا از کیفیت هیچ غذایی در هیچ رستورانی خوشم نمیاد و فقط غذای خونه با دستپخت خودم. رودوست دارم قبلا از هر غذایی با مزه ی جدید استقلال میکردم اما جدیدا هر غذایی حتی جدید رو اگه یه قاشق بخورم و از کیفیت و مزه اش خوشم نیاد دیگه نمیخورم و به همون یه قاشق اکتفا میکنم و دیگه به هر قیمتی که چون خوردنی جدیدی هست نمیخورم و بدنم رو سطل اشغال مواد غذایی نمیکنم مثلا قبلا هر سمنویی که به من میدادن با اشتیاق تا اخرش میخوردم و خوشم میومد اما جدیدا فقط اون با کیفیت و خوشمزه ها رو انتخاب میکنم و میخورم و آخرین سمنو ی که به من دادن رو دوست نداشتم و نخوردم تا مدتها در یخچال بود وبعد هم غذای پرنده ها شد .قبلا من عاشق انواع چیبس و پفک در هرطعمی و مارکی بودم اما جدیدا هر مدلی رو دوست ندارم هر مارکی رو خوشم نمیاد فقط یکی دو مدل خاص رو دوست دارم که هر از گاهی از اونها اگر میلم بشه میخورم قبلا هر طعم پیتزا و فست فودی رو دوست داشتم اما الان فقط فست فودی های خودم رو در حد نیازم دوست دارم بخورم و یا اینکه من هنوز بعضی از مواد غذایی رو حتی یک بار نخوردم و تمایلی به امتحان کردن اونها هم نداشتم چون من در گذشته علاقه به شیرینی نداشتم خیلی ازمزه های شیرین رو هنوز که هنوز نخوردم شاید در حد یک بار در زندگیم خورده باشم مثل آب هویچ بستنی و یا باقلوا و نون خامه ای و انواع نوشیدنی شیرین و نوشابه و مربا و شربت و شکلات … و اتفاقا چند شب پیش که با دوستامون رفتیم بستنی بخوریم من که سیر بودم هیچ چیز سفارش ندادم و اما بقیه آب هویچ و بستنی خوردن و من همش پیش خودم میگفتم چرا باید قاطی بخورن خب بستنی بخورن خالی و اب هویچ هم یه نوشیدنی جدای خوشمزه هست برای خودش که باید جدا خورد و همین چند بار اخیر که من با بچه هام بستنی یه ذره خریدم و خوردم ازطعم دلخواهم در حد یه اسکوپ کوچیک برداشتم اونم خالی بدون نون و آب و هویچ و…. و اتفاقا یک بار که اشنای ماخیلی سفارش کرد و تعریف وافل یه بستنی فروشی رو داد ما هم رفتیم که ببینیم چی هست ووقتی همسرم خرید دیدم بستنی با نون خاص و بسکوییت وکاییو و موز و … بود که دقیقا باز هم همین حرف رو زدم که نیازی به قاطی کردن این همه مواد غذایی با هم نیست همون بستنی ساده نهایتا ترکیبش با یه مغز خاص بهتر هست و اصلا خوشم نیومد و نخوردم و و یا اینکه من هیچ وقت ترشی و انواع لواشک و تمر رو امتحان نکرده بودم تا همین چند سال پیش و یا اصلا کره و انواع مربا و ….رو امتحان نکرده بودم و الان که در این مسیرم آزاد هستم و هیچ محدودیتی در کار نیست خیلی از مواد غذایی رو اگر ببینم و هوس کنم و یا بخوام میخورم و یا تست میکنم اگر خوشم بیاد بازم میخورم اگه نخوام و از مزه اش خوشم نیاد دیگه هرگز امتحان نمیکنم. مثلا سرشیر محلی شهرم رو مدتها هست نخوردم و چنند وقت پیش یکم خوردم و خلاصه که بعضی ازاین آزادیها در این مسیر باعث شده که من خیلی راحت دنبال علاقم برم و هر چیزی رو به زور و از روی حرص و ولع وارد جسمم نکنم .
من در کل به دنبال مواد غذایی خیلی شیرینی نیستم و نبودم و فقط در دوسال بارداری و شیردهی به خاطر باورهای اشتباهم کمی شیرینی خور شدم و الان با این راه دوباره دارم مثل قبل میشم و علاقم رو به شیرینی از دست دادم .
من مدتها هست افتتاح رستورانهای جدید رو میبینم اما هیچ علاقه ای به تست غذای اونها ندارم چون غذای خونه ی خودم رو به تمام اونها ترجیح میدم .
من مدتها هست برای خرید به هایپر مارکت های بزرگ برای خرید میرم و قفسه های بزرگ و متنوع از شیرینی و کیک و شکلات و ترشی وانواع دسر و نوشیدنی وغذاها و….میبینم اما اصلا تحریک به خرید نمیشم خیلی راحت از کنار اونها رد میشم حتی خیلی راحت تر از قبل از کنار قفسه های شوریحات مثل چیبس و پفک و …(که پاشنه ی آشیل من بودن )میگذرم و برنمیدارم.
مدتها هست با سفره های رنگین مواد غذایی مواجه میشم که از مزه های دلخواه برمیدارم و به اندازه نیازم میخورم و اگر طعمی رو دوست نداشته باشم نمیخورم .
مدتها هست هر شب همسرم به سوپر مارکتی میرود اما من به اون سفارش خرید چیبس و پفک رو نمیدم .
مدتها هست من کلی خوراکی در خانه دارم اما از مصرف همزمان همه با هم حالم بد میشه و این کار رو نمیکنم .
من در مسیر تغییرم ومثل قبل و حتی مثل یک روز پیش خودم هم نیستم
سلام و درود به همه ی عزیرانی که همراه من در این سایت هستند.
من هم در گدشته بسیار علاقه به تست کردن مزه های جدید و غداهای جدید و دسرهای جدید و …. داشتم و هنوزمتا حدودی کم دارم و دقیقا من هم در گدشته این طور بودم که اگر داخل شهر ما رستوران جدیدی میزدن باید حتما میرفتم و اونجا رو امتحان میکردم و این جز تفریح های عالی برای من بود و تازه به بقیه هم میگفتم کجا رفتم و عداهاش چطور بود و خیلی وقتها با اطرافیانموکه اهل این تفریح خوردن بودن این کار رو انجام میدادم و گروهی میرفتیم و اما الان آگاهم این یک فرمول چلقی بود که من در گدشته علاقه داشتم به مکانهای جدید برای تست عذاهای جدید برم و اصلا در گذشته خوردن جز تفریحات من بود که از زندگی لدت ببرم حوصلم سر نره و …و اما در گدشته که من بسیار عاشق پفک و چیبس و کرانچی و … بودم اگر متوجه میشدم از فلان نوع این مواد خوراکی شور یه مدل جدید وارد بازار شده و یا فلان مزه از چیبس و کرانچی و پفک اومده حتما باید میخریدیم و اگر خوب بود به بقیه هم میگفتم .
پس من در گدشته علاقه ی شدید به رفتن فست فودهای جدید رو داشتم تا تجربه ی خوردنهای جدید در مکان های جدید رو داشته باشم و من دقیقا یادم هست در همون اوایل ازدواجم به جرات مبتونم بگم حتی یک فست فودی در شهر نبود که من به همراه همسرم نرفته باشم هر هفته پنج شنبه من به یک مکان جدید برای خوردن پیتزا و ساندویچ میرفتم و چقدر هم به بقیه توصیح میدادم کجا برن قیمتهاش بهتره کجا برن مزه هاش بهتره و … و اما کمتر به رستوران های سنتی میرفتم چون عاشق فست فود بودم .
من هیچ وقت دنبال خوردن بستنی و شیرنی ها و کیک ها نیودم چون اوایل چاقی ام به دنبال طعم شیرینی نبودم و هر چقدر همسرم اصرار میکرد بیا بستنی بخوریم چون ایشون به شدت عاشق شیرینی هست من نمیرفتم یا نمیخوردم چون دوست نداشتم فقط،چند مدل محدود بیسکوویت برای صبحانه داشتم همین اما تمام مدلهای پفک و چیبس و …. رو که در تلویزیون یا سوپر مارکتها میدیم باید میخریدم و میخوردم . به استثنای کلوچه های محلی شهرم که زیاد دوست داشتم و گاهی میخریدم و میخوردم و اما اصلا دنبال طعم ترشی هم نیودم فقط فست فود و انواع چیبس و پفک رو با ولع میخوردم چقدر از انواع ساندویچ ها و سوسیس و کالباس های جدید در بازار و …استقبال میکردم و میخریدم و میخوردم و لدت میبردم که نکنه از بقیه که تست کردن عقب بمانم .و این رو هم بگم اصلا علاقه ای به خوردن میوه در اون زمانکه لاعر بودم تا اوایل چاقی ام نداشتم و برام مهم نبود میوه ی اون فصل چی هست و کاری به تنوع میوه ها نداشتم و من نمیخوردم و یا علاقه ای به خوردن چایی نداشتم و به زور یک لیوان عصر میخوردم و یا شیرینی و انواع نوشیدنی شیرین هم که دوست نداشتم و نمیخوردم اما خب در اون موردهایی که دوست داشتم به شدت افراط میکردم و همون باعث شد من در مدت زمان کم کلی افزایش وزن پیدا کنم مثلا در طول یه سال که عقد کرده بودم حدودا دوازده کیلو چاق تر شدم و بعد از ازدواج با همین روند که اومدم جلو خیلی چاقتر شدم و اما نمیدونستم عیب کار من کجا هست و من فقط، به همه و خودم میگفتم ما خانوادگی بعد از ازدواج چاق میشیم و این طبیعی هست یا اینکه میگفتم من اشتهام خیلی زیاده و دست خودم نیست که اینقدر میخورم و این طبیعی هست .
اما خدا رو شکر الان بعد از سالها در سایت بودن علاقه ای به تست کردن غداها در رستورانهای جدید و مزه های جدید ندارم با وجود اینکه کلی رستوران جدید در شهر هست که من اصلا نمیدونم کحا هستن و یا دیدم اما هرگز داخل اونها نرفتم چون مثل گذشته همه چیز خور نیستم به شدت در انتخاب مزه ها و غداها. کیفیتشون حساس هستم و دوست دارم در بالاترین درجه ی کیفی عذا رو بخورم که به دلم بشینه و اصلا دنبال عذاهای بیرون نیستم و حتی دیگه چیبس و پفک ها مثل قبل در ذهن من مزه نمیدن با چند دونه خوردن سریع اشباع میشم و دیگه رهاش میکنم .
اصلا دیگه در ذهن من دنبال تنوع مزه ها و عداها و مکانهای خوردنی رفتن یک تفریح نیست بلکه کار نادرستی هست که انگار جسم من سطل اشعال هست که هر چه در اطرافم بود میشه وارد اون کنم و جسم خودم رو بیمار کنم و اصلا دیگه خوردن در ذهن من تعریفش فرق کرده من از خوردن برای رفع گرسنگی استفاده میکنم و در همگام سیری از تمام مزه ها و بوها بدم میاد و دوستدندارم بخورم و دیگه خوردن برام تفرییح و سرگرمی نیست و اصلا به خاطر حصورم در این مسیر که دنبال تعییر کردن هستم وقت این کارها رو ندارم و دوست دارم از وقتم به بهترین شکل استفاده کنم
سلام شهربانو جان
از حسن توجه شما به کامنتهام بسیار خوشحالم و واقعا لذت میبرم که در کنار شما هستم .
تبرییک میگم برای تغییرات حدیدت دوست نازنینم پس به قول استاد شما چه بخوای چه نخواهی به زودی متناسب میشی .
من همین امشب بازم عید دیدنی حایی بودم و میزبان هم بسیار تعارف و اصرار به خوردن میکرد و کلی خوراکی روی میزش چیده بود اما من بسیار عالی تر از عالی از بین تمام اون خوراکی ها بدون هیچ اجباری ورژیمی فقط یه مدل شیرینی دانمارکی انتخاب کردم و با دو لیوان چایی خوردم و در آخر هم به اندازه کمی از اون در بشقابم موند و نخوردم چون در این حد شیرینی خوردن با چایی رو دوست داشتم نه بیشتر وواقعا ازرفتارم لذت بردم تخمه در حد چند دونه برداشتم نه بیشتر و دیگه میلی به خوردن نداشتم و ادامه ندادم و اتفاقا میزبان زیاد اصرار داشت کاکا ییو و میوه و شیرینی و آجیل بردارم اما من به راحتی گفتم میل ندارم و سیرم و انتخابم فقط یه عدد شیرینی دانمارکی بود .
واقعا از خودم از رفتارم از آموزشها از استاد عزیز از بودن در مسیر از تلاشم و استمرارم و این آگاهی های ناب و از شخصیت جدیدم و از انتخابهای جدیدم و خلاصه از هر آنچه که در اطراف من هست و از خودم بسیار راضی هستم .
دوست نازنینم برای تو یک جسم سلامت و متناسب آرزومندم