تا حالا فکر کردی چرا ما با پرستوها یا درختها فرق داریم؟ 🤔
📍 این جلسه ادامه گام چهارم است؛ اگه هنوز نخوندیش، پیشنهاد میکنم قبلش یه نگاهی بهش بیندازی.
چون ما انسانها یه ویژگی خاص داریم که خیلی از موجودات ندارن: حق انتخاب در تغییر عادت! 🌟
ما مجبور نیستیم همیشه همون مسیر قبلی رو بریم یا طبق برنامهی تکراری زندگی کنیم.
میتونیم انتخاب کنیم که دیگه مثل قبل واکنش نشون ندیم یا اون عادت تکراری رو ادامه ندیم. 💪
این یعنی یه قدرت جادویی داریم برای ساختن خودمون، اونطوری که دوست داریم.
همین قدرته که زندگیمون رو متفاوت، پرماجرا و پر از رشد میکنه. 🌈🌱
پس بیاین با هم نگاه کنیم که این حق انتخاب چطور میتونه مسیر عادتهامون رو متحول کنه… 🚀
در این جلسه میآموزیم:

چاقی، انتخابه یا اجبار؟ 🤔⚖️
تا حالا با خودت فکر کردی که واقعاً چاقی یه انتخابه یا مجبور بودی این مسیر رو بری؟
شاید عجیب به نظر برسه، ولی واقعیت اینه که ما همیشه «حق انتخاب در تغییر عادت» رو داریم؛ حتی اگه اون انتخابها ناآگاهانه انجام شده باشن! 🧠💫
انتخابهای ناآگاهانه، عاداتی که ساختیم 🛤️
بیشتر ما وقتی به گذشتهمون نگاه میکنیم، میبینیم که چاق شدنمون حاصل یه عالمه انتخاب کوچیکه که در لحظه آگاهانه نبوده؛ مثلاً خوردن یه شیرینی بعد از یه روز سخت 🍰 یا رها کردن پیادهروی به خاطر خستگی 🛋️
ذهن ناخودآگاه ما بر اساس اطلاعات، تجربهها و احساسات، یه مسیر رفتاری طراحی میکنه و به مرور، این مسیر میشه یه عادت پایدار.
وقتی بارها و بارها کاری رو انجام بدی، ناخودآگاهت اون رو به عنوان الگوی اصلی زندگی میپذیره. حالا اگه اون رفتارها باعث اضافه وزن بشن، ما احساس میکنیم چاقی برامون اجبار شده. ولی در واقع، این حق انتخاب در تغییر عادت رو داریم که دوباره مسیرمون رو عوض کنیم. 🔄✨
بعضیها آگاهانه چاق شدن! 😅
شاید باورت نشه ولی خیلیها واقعاً میخواستن چاقتر بشن!
نه اینکه بخوان اضافه وزن شدید بگیرن، ولی مثلاً از لاغری زیاد خسته شده بودن و گفتن: “فقط یه ذره چاقتر!”
اما ذهن مرزی برای چاق شدن نمیشناسه! وقتی مسیر رو باز میکنی، گاز میده تا ته! 🚗💨
و اینجاست که باز هم اهمیت حق انتخاب در تغییر عادت خودشو نشون میده؛ اینکه بدونی کی باید ترمز بکشی و مسیرتو دوباره تنظیم کنی 🛑🧭
از انتخاب تا عادت، از عادت تا نتیجه 🔁
هر انتخاب کوچیکی که ما برای چاقتر شدن انجام دادیم (مثلاً خوردن بیشتر، تحرک کمتر، خواب بینظم)، به مرور تبدیل به عادت شد.
و هر عادتی، یه نتیجه داره… چاقی، استرس، احساس سنگینی 😔
اما نکته طلایی اینه که:
✅ حق انتخاب در تغییر عادت همیشه با ماست
✅ حتی اگه اون عادت سالها توی زندگیمون جا خوش کرده باشه
چرا ترک عادت با زور جواب نمیده؟ 🧱
اگه تا حالا بارها تصمیم گرفتی عادتی رو ترک کنی ولی نشد، نگران نباش. مشکل از ارادهت نیست!
ذهن ناخودآگاهت هنوز اون فرمول رو داره، و با زور نمیتونی اون فایلهای ذهنی رو پاک کنی!
اینجاست که آموزش و تمرین ذهنی وارد میشه 📚🧘♀️
ما توی چالش تغییر عادت قدمبهقدم یاد میگیریم چطور با ذهنمون همکاری کنیم، نه مبارزه.
قدم اول: صلح با عادتها 🤝❤️
یاد گرفتیم بهجای جنگیدن با خودمون، اول با عادتهامون صلح کنیم.
مثل اینه که لباسی با رنگ مورد علاقهت داری، ولی یه تیکه مشکی بهش اضافه شده. بهجای پاره کردن لباس، یه راه دیگه براش پیدا میکنی.
✅ یعنی با ملایمت تغییر ایجاد میکنی
✅ با خودت مهربونتر میشی
✅ و با احترام به «حق انتخاب در تغییر عادت» مسیر تازهای میسازی 🌈🛤️
هر قدمی که امروز برمیداری، میتونه یه انتخاب تازه باشه.
پس از همین حالا تصمیم بگیر:
💬 من مسئول انتخابهام هستم، حتی اگه قبلاً ناآگاهانه بوده باشه.
و از همین جا مسیر تغییر رو شروع کن… چون هنوز هم حق انتخاب با توئه ✨😉
💡 اگه میخوای این «صلح با عادت» رو با تمرینهای عملی و راهنمای کامل تجربه کنی، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو قدمبهقدم بازت میکنه.
✍️ در ادامه همین گام، تمرین عملی این بخش رو میبینیم؛ و بعدش توی بخش دوم گام پنجم سراغ «عمل کردن به آموزش» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.25 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
آقا من یه سوال دارم ؛
فرق انسان با بقیه موجودات چیه ؟ با گیاهان ، حیوانات و با این همه این نعمت هایی که خداوند آفریده فرق مون چیه ؟
چی ؟ ، بله ، درسته ، حق انتخاب .
فقط و فقط و فقط ما انسان ها هستیم که حق انتخاب داریم . انتخاب کنیم چطور فکر کنیم ، چطور زندگی کنیم ، چه تصمیماتی بگیریم ، چطور رفتار کنیم ، چطور لباس بپوشیم ، چطور غذا بخوریم ، اصلا چه چیزهایی بخوریم ، چقدر بخوریم و …
برای همین اینقدر مختلف شدیم و بقول حضرت حافظ شدیم هفتاد و دو ملت !
جنگ هفتاد و دو ملت ، همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ، ره افسانه زدند
اینهمه انسان تا حالا روی این کره زمین بدنیا اومدن و رفتن ، اینهمه آدم ، این همه زبان ، اینهمه فرهنگ. اینهمه اختلاف سلیقه و نظر ، اینهمه جنگ و خونریزی و کشتار راه انداختن و آخر سر هم به صلح اکتفا کردند . چرا ؟ آخه مجبور بودن تمومش کنن ، چون خسته شده بودن .فقط بخاطر یک دلیل ؛ حق انتخاب شون که از اول این قائله رو راه انداخته بود
این دقیقا همون کاری هست که ما با بدن مون میکنیم . بزارین یه قصه بگم براتون ؛
یه زمانی تو گذشته ، یه رفتاری رو انتخاب کردیم که انجام بدیم ، وای که چقدر باحال بود ، بعد انتخاب کردیم اینی که اینقدر برامون لذت بخش بوده رو بازم تکرارش کنیم ، بازم لذت ببریم ، و بازم تکرارش کنیم …اینقدر اینکار رو انجام دادیم که شد عادت ! چطوری شد عادت ؟ مغزمون اومد وسط ، گفت آقا دوست داری این کاره رو دیگه ؟ شما یه کاری کن ، هی فکر نکن چجوری انجامش بدم ، هی تصمیم نگیر ، هی از منِ مغز هم کار اضافی نکش . بده به من ، میدم بچه های ناخودآگاه ، خودشون هماهنگ میکنن ، میزارن تو اتوپایلوت ، یا همون انجام خودکار ، بدنت هر روز خودش اون کار رو انجام بده ، اسمش هم میزاریم عادت . اوکی ؟
و اینجوری بود که عادت هامون متولد شدند .
یه مدت که گذشت انگار دیگه اون لذت و اون کار برامون تکراری شد .دیگه دوست نداشتیم انجامش بدیم دیگه بهمون حال که نمیداد هیچ ، ازش خسته هم شدیم . چرا ؟ دقیقا باز به دلیل همون حق انتخاب ! میخواستیم کار دیگه ای رو انجام بدیم ، رفتار دیگه ای رو انتخاب کنیم . اما امان از دژ محکم ناخودآگاه که درب فولادیش رو بسته بودند و روش هم چندتا قفل بزرگ زده بودن ! اومدیم سراغ مغز . گفت : غمت نباشه داداش ، شما به اون عادت قدیمیه کار نداشته باشید . این رفتار جدیده که انتخاب کردین رو میخواین دیگه ! الان بر و بچه های خودآگاه رو میفرستم براتون انجام بدن .
خودآگاه هم با تمام نیرو و قوا اومد ، و الحق که کمک خوبی هم میکرد، منتها بدیش این بود : تمام پلن و برنامه رو باید جز به جز انتخاب میکردیم و میدادیم دستش ، باید هی فکر میکردیم، هی تصمیم میگرفتیم. هی به زور یه چیزایی رو انجام میدادیم و یه چیزایی رو انجام نمیدادیم . از تمام زندگی مون افتاده بودیم . کم کم از اینکار ، هم ما خسته شدیم و هم خودآگاه . بدتر از همه این بود که باید جلوی قدرت زیاد اتوماتیک اجرا شدن اون عادت قبلی هم می ایستادیم .
بالاخره ما و خودآگاه ، رفتار جدید رو رها کردیم . دوباره اون عادت قدیمیه اومد سراغ مون .دوباره همون کارهای تکراری و همون نتایج آزار دهنده و همون حال بد ما از انجام عادت . همون عادتی که یه زمان خودمون انتخاب کرده بودیم. همونی که یه زمان اینقدر برامون لذت بخش بود ، همون عادتی که جزئی از خودمون بود ، انتخاب خودمون بود . حالا شده بود وبال جونمون .
وقتی بهش میگفتیم ازت خسته شدم ، ولم کن ، دیگه دوستت ندارم انگار جلوی یه آینه ایستاده بودیم و داشتیم اینا رو به خودمون میگفتیم . انگار جلوی دره یک کوه ایستاده بودیم و انعکاس این حرفا به گوش خودمون برمیگشت و یکی بهمون میگفت :
ازت خسته شدم ، ولم کن ، دیگه دوستت ندارم !
این قصه آشنا بود ، درسته ؟ اون عادت های دوست نداشتنی ، اون بندهای محکمی که به دست و پامون زدن ، و مثل یک عروسک خیمه شب بازی ، اختیار و عنان مون رو در دست گرفتند و هر جوری دلشون بخواد خودشون بجای ما تصمیم میگیرن و عمل میکنن …شما رو یاد کدوم رفتارها انداخت ؟
پرخوری تا انفجار ، اضافه خوری تو سیری ، ضعف در برابر خوردن شیرینی و شکلات ، ناخنک زدن ، حواس پرت غذا خوردن ، بی توجه و بی تمرکز فقط معده رو پر کردن ، مدام سر یخچال بودن ، همه خوراکی رو درهم و برهم خوردن ، نق زدن ، شاکی بودن ، همه رو مقصر دونستن ، قربانی بودن ، … کدوم شون ؟
یا این بهانه مشترک همه مون ؛ اشتهام زیاده خوب ، چیکار کنم ؟!!
عجب !!! از کی تاحالا اشتها واسه خودش شخصیت مستقل پیدا کرده ؟ از کی تا حالا ما و اشتهامون از هم جدا شدیم ؟ از کی تا حالا اینقدر زورش زیاد شده که از بس میخوریم به جای اشتها ، دیگه اژدها صداش میکنیم ؟
اشتها یعنی چی ؟ توی لغت نامه معنی شده : “ احساس گرسنگی ، و میل به غذا خوردن .”
پس چی شد ؟ احساس …یعنی حس میکنیم گرسنه ایم . میل …یعنی تمایل داریم ، یا دوست داریم غذا بخوریم.
اینا هیچکدوم به معنی این نیست که داریم از گرسنگی میمیریم!!! یا نیاز مبرم به غذا خوردن داریم ! احساسه ، تمایل داشتنه ، یعنی دست شماست که این حس و این تمایل رو انجام بدین یا نه . میتونین انتخاب کنین . تمایل دارین حس گرسنگی رو برطرف کنین ؟ غذا بخورین . گرسنه نیستین و فقط احساس گرسنگی کاذب دارین ؟ پس چیزی نخورین .
بر طرف کردن اشتها ، به انتخاب ما بستگی داره . آیا به احساس گرسنگی و تمایل و دوست داشتن تون به خوردن توجه میکنین ؟ یا میگین من سیرم ولی فقط احساس گرسنگی میکنم و دوست دارم چیزی بخورم ؟
پس اشتها همون انتخاب ماست که به انجام کدوم کار تمایل داریم ، بخوریم ؟ یا نخوریم ؟
مخلص کلام : یعنی اشتها هم همون انتخابه !
یعنی موقعی که شما حس می کنین گرسنه هستین و تمایل دارین چیزی بخورین ، یا اشتهای خوردن دارین ، این شما هستین که انتخاب کردین به این حس توجه کنین و میل تون رو برطرف کنین یا نه . واقعی نیست . قطعی نیست.
پس :
به قول فرهنگستان زبان و ادب فارسی : “: «زین پس به جای واژه غریب و نامانوس (اشتها ) از واژه زیبا ، و مانوس و ملموس (انتخاب ) استفاده میکنیم. پایان !
استاد عطار روشن ، سپاس فراوان که این دست آگاهی های بی نظیر را در اختیار ما قرار میدهید.
برقرار باشید.
یا حق .